<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا علمدار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alirezaalamdar</link>
        <description>بنده را نام خویشتن نبود، هر چه مارا لقب دهند آنیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 10:50:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/29780/avatar/gIEVmb.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا علمدار</title>
            <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک راهنمای ادبی برای زندگی پیشا آخرالزمان</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-lzozvdtj4ua2</link>
                <description>به خاطره اعتمادی نیست الیزا گبرت مجموعه جستارهایی از نویسنده تا پیش از بحران همه‌گیری کروناستدردسرهای مطالعه‌ی کتاب &quot;به خاطره اعتمادی نیست&quot; از الیزا گبرت با زیرعنوان &quot;یک راهنمای ادبی برای زندگی پیشا آخرالزمانی&quot; قبل از شروع مطالعه خودش را نشان داد. در خیابان انقلاب کاری داشتم و نزدیک‌ترین کتاب‌فروشی به محل ،متاسفانه، کتاب‌فروشی ترنجستان سروش بود که احتمالا بدانید خیلی انتخاب خوبی نیست. از خانم فروشنده سوال کردم که به خاطره اعتمادی نیست از الیزا گبرت را دارید و پس از چند دقیقه تق‌تق در کامپیوتر به من گفت که داریم و رفت که برایم بیاورد، چند دقیقه‌ای به جست‌وجو گذارند و کتاب پیدایش نشد، مشکل این بود که نمی‌دانست در چه بخشی باید به دنبال کتاب بگردد.&quot;این کتاب موضوعش چیه؟ شعره؟ داستانه؟ تاریخیه؟ اجتماعیه؟&quot;&quot;جستاره&quot;&quot;یعنی چی؟ یعنی داستان؟&quot;و اینجا بود که فهمیدم مطالعه کتابی که خودم هم درست نمی‌توانم نوع ادبی‌اش را برای دیگری توضیح دهم احتمالا پرچالش و پردردسر خواهد بود. شاید مقدمه ناشر کتاب، نشر اطراف در همان خط اول مقدمه راهگشا باشد که &quot;جستار را ادبیات بی‌قرار خوانده‌اند، تعریف جستار روایی هنگام خواندن متن شکل می‌گیرد، فرو می‌ریزد و دوباره ساخته می‌شود&quot;کتاب درباره چیست؟به خاطره اعتمادی نیست درباره فاجعه و بحران است. نویسنده نقبی به چند روایت تاریخی و اتفاقات جهانی، ملی و شخصی می‌زند، روایت‌های مختلفی از بحران روایت می‌کند و برخورد ما با بحران‌ها و فجایع را به چالش می‌کشد. گاه از جنگ‌های خونین و وحشیانه تاریخ و نگرش‌های مختلف به ‌آنها می‌گوید و گاه عالمی خیالی را تصور می‌کند که با یک ویروس همه‌گیر چه به سرش می‌اید (جالب است که این فصول قبل از شیوع کرونا نگارش و منتشر شده است).کتاب انگاره‌های همیشگی درباره نوع‌دوستی، شفقت، مهربانی، همراهی و... را به چالش می‌کشد. از خستگی انسان‌ها از کش‌دار شدن شفقت و مهربانی و دلسوزی می‌گوید و گاهی با تجربه‌های شخصی و گاه با تجربه‌های جمعی نمونه‌هایی می‌آورد.کتاب را در چه موقعیتی خواندم؟من به خاطره اعتمادی نیست را در میانه‌ی بحران خواندم (گرچه با زندگی در ایران به خودی خود این خبر تازه‌ای نیست)، ولی از نظر شخصی در میانه‌ی یکی از سخت‌ترین دوره‌های زندگی‌ام بسر می‌بردم، جنگی خانمان‌سوز در غزه و علیه کودکان بی‌گناه شروع شده بود و شاهد یکی از سیاه‌ترین روزهای تاریخ بودیم. تک‌تک فصول و کلمات و روایت‌ها برای من چالش برانگیز می‌شد و من را به عمق خاطره و تجربه‌ و برداشت خودم می‌برد. به قول یکی از دوستان این کتاب هر هفته سوژه‌های جلسات تراپی را برای من پشت سر هم ردیف می‌کرد.تجربه خواندن و گپ‌زدن درباره کتاب با کتاب‌زیکتاب‌زی را به واسطه دوستان مشترک از دور می‌شناختم، کسب‌وکاری نوپا و فرهنگی که هدف مشخصی دارد، مطالعه و کتاب‌بازی را یک قدم جلوتر ببرد و با تجربه زیسته اعضایش در هم بیامیزد. برای اینکار جلسات هفتگی شکل می‌گیرد و در طول هفته فصول مختلف کتاب مطالعه می‌شود و اعضای جلسه درباره کتاب و تجربه زیسته‌شان از آن گپ و گفت می‌کنند. تسهیلگر جلسات هم مسئولیت کمک به پیش‌بردن بحث و اضافه کردن گوشه‌کنارهایی به آن را دارد. به طور کلی تجربه جذاب و ناب و متفاوتی بود.می‌توانید اطلاعات بیشتر درباره کارگاه های کتاب‌زی را در اینستاگرامشان بیابید، من از پاییز ۱۴۰۲ که با کتاب &quot;به خاطره اعتمادی نیست&quot; شرکت در جلسات کتاب‌زی را شروع کردم الان و در میانه‌ی سومین کارگاه کتاب‌زی هستم و یکی از مغتنم‌ترین ساعت‌های طول هفته‌ام به حساب می‌آید.عکس یادگاری جلسات مطالعه کتاب به خاطره اعتمادی نیست الیزا گبرت با بچه‌های کتاب‌زی
اینستاگرام کتاب‌زی: instagram.com/ketab.zee</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jan 2024 19:28:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدهزارتایی شدن و ۵درسی که از آن گرفتم!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/%D8%B5%D8%AF%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D9%88-%DB%B5%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-neofenwith4d</link>
                <description>افزونه دستیار در کمتر از دوسال از شروع به فعالیتش به ۱۰۰هزار کاربر رسید.دیشب شب هیجان‌انگیری برایم بود، تعداد کاربران دستیار به ۱۰۰هزار کاربر رسید. درباره اینکه دستیار چیست و من و دستیار کجا به هم گره خورده‌ایم پیشتر در مطلبی دیگر مفصل نوشته‌ام اما به اختصار, &quot;دستیار یک افزونه مرورگر است که ابزارهای دم دستی برای کار روزانه را در صفحه Newtab در اختیارت می‌ذاره.&quot; و نقش من در دستیار هم سرمایه‌گذار فرشته و عضو هیات مدیره کنونی است.آنچه دستیار را برای من و همه‌ی ما دل‌نشین و دل‌چسب کرده، شور و شوق و انرژی است که از ابتدا پشت ایده‌ی خلق آن و در تمامی این دوسال در جریان بوده، این انرژی و شوق را مدیون علیرضا اسکندری عزیز رفیق و شریکم در کسب‌وکارهای وانا و دستیار هستیم ولی علیرضا هم الحق توانست مثل یک رهبر درجه یک این انرژی و شوق را به تیم تزریق کند و الان همه تیم منبع الهام و انرژی برای دستیار هستند.آخرین تصویر تیمی از دستیار که پیدا کردم که مربوط  به تولد محمد مجیدی دولوپرمونه!در این یادداشت کوتاه می‌خواهم به ۵درسی که شخصا از موفقیت دستیار گرفتم اشاره کنم. خیلی از آنها شاید به فضای innovation و استارتاپ‌ها دور و بی‌ربط باشد ولی در شکل‌گیری شخصیت فردی و کاری من تاثیر عمیق و جدی داشته. ۱- امید، امید و امید!عکس تیمی دستیار - تابستان ۱۴۰۰یادم می‌‌آید آن اوایل شروع به کار دستیار وقتی برای رساندن تعداد نصب‌ها به ۵۰۰کاربر تقلا می‌کردیم و بچه‌های مارکتینگ دستیار از meet نشدن KPIها حسابی کلافه بودند، تقریبا همه مطمئن شده بودند که اکستنشن‌ساختن و عرضه‌کردنش به بازار از نشدنی‌هاست و همه پیشنهاد تغییر موضوع و بستر فعالیت به چیزهایی مثل وب‌سایت و اپلیکیشن و... را می‌دادند. یادم می‌اید علیرضا یک جمله طلایی رو مخ داشت که آن موقع حسابی از دستش عصبانی می‌شدیم، &quot;من می‌دونم این می‌گیره!&quot; ، امید و ایمانی که علیرضا به چیزی که خلق کرده‌ داشت، باعث شد که واقعا &quot;بگیره&quot;!۲- خسیس نباش!پروموشن اهورا نیازی عزیز برای دستیارهمه از هزینه‌های سرسام‌اور تبلیغات و مارکتینگ آگاه هستیم. وقتی که یک استارتاپ کوچک با بودجه‌ای به شدت محدود دارید،تحمل این هزینه‌ها بسیار سخت‌تر و جانکاه‌تر است. برای من هم به عنوان شریک نیمی از دستیار، موافقت و همراهی با خیلی از هزینه‌های تبلیغات و مارکتینگ سخت و چالش‌برانگیز بود. ولی چیزی که در پسِ آن یاد گرفتم برای خلق یک موفقیت و ترکاندن نباید خسیس بود و باید پول خرج تبلیغات و مارکتینگ و هوشمند‌تر کردن آنها کرد. به مرور همه‌ی این هزینه‌ها، نتیجه خود را نشان خواهند داد.۳- بزرگ فکر کن!دستیار الان مهمان تک‌تک کامپیوترهای بیش از ۱۰۰هزار کاربر است!این روزها و با وانفسای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه رویا داشتن و بزرگ فکر کردن تبدیل به امری سانتی‌مانتال و غیرعقلانی شده. اما هدف بزرگ داشتن و رویای اینکه مهمان کامپیوتر میلیون‌ها ایرانی باشیم چیزی بود که از اول به آن فکر می‌کردیم، الان که در مسیرش هستیم و می‌دانیم با توجه به آمار رشد و نمودارهای افزایش کاربر احتمالا خیلی چیزی با آن فاصله نداریم، می‌فهمم که خیلی غیرعقلانی و سانتی‌مانتال هم نبوده.۴- کار رو بسپر به کاردان!در این دوسال شاهد تلاش و دغدغه همیشگی علیرضا برای دستیار بوده‌ام.در چندماهه اول فعالیت دستیار، من و علیرضا به صورت مشترک و کاملا رفاقتی آن را اداره می‌کردیم (احتمالا مثل هر استارتاپ کوچک دیگری)، علیرضا بیشتر بر ابعاد فنی و تکنیکال نظارت می‌کرد و من هم در بخش مارکتینگ کارهایی می‌کردم. بعد از چند ماه علیرضا پیشنهاد کرد که من دخالتی در امور جاری دستیار نداشته باشم! بی‌تعارف اولش هضمش برایم سخت بود و یک مقدار هم مایه ناراحتی، اما سعی کردم به مرور نقش و دخالت خودم را در امورات جاری دستیار کاهش دهم و تقریبا به صفر برسانم و نقش خودم را به عنوان حامی تیم و مدیرش، علیرضا عوض کنم. حالا که نتیجه‌اش را می‌بینم، میزان تحسینم نسبت به صراحت و صمیمیت علیرضا که عملا ریسک ناراحتی و به هم خوردن رابطه صمیمی با دوست و رفیق و شریکش (من) را به جان خرید و پیشنهاد کرد کناری بایستاد و کار را به او بسپرد، خیلی خیلی افزایش میابد. مرز باریکی بین تواضع و غرور و صراحت هست و علیرضا حقیقت را به درست‌ترین شکل بیان کرد که الحق او  بهترین فرد برای خلق موفقیت فعلی و مسیر فوق‌العاده پیش‌روی آینده دستیار بود و هست و من هم فهمیدم چقدر درست است.۵- اسمارت‌مانی یه خورده‌کمتر &gt;&gt;&gt;&gt; مانی خیلی بیشتر! :)دستیار زمستان گذشته (۱۴۰۱) درمرحله Pre-seed جذب سرمایه کرد.مثل هر استارتاپ دیگری، دستیار با سرمایه‌گذاری شخصی من و علیرضا و حمایت‌های مالی وانا استودیو شروع به فعالیت کرد و ما هم مثل بقیه استارتاپ‌ها بعد از مدتی علاقه‌مند به جذب سرمایه بودیم. در این مرحله سرمایه‌گذاران زیادی به ما اپروچ کردند و ما هم تعداد زیادی مدنظر داشتیم و پیشنهاد جذابی هم دریافت کردیم. از میان همه پیشهادات تصمیم گرفتیم با شرکت راستا و جناب آقای آهی این مسیر را ادامه دهیم. کمک‌های فکری، ارتباطات موثر و دید بلند امین‌ آهی عزیز در این سه‌ماه، هم به من و هم علیرضا دوباره ثابت کرده که &quot;اسمارت‌مانی&quot; چقدر مهم است و چقدر تصمیمان در زمستان ۱۴۰۱ درست بوده!.علیرضا داستان جذب سرمایه دستیار در زمستان ۱۴۰۱ را در این مقاله به نگارش درآورده.امیدوارم سرتون درد نیومده باشه، ولی امیدوارم هم درک کنید که چقدر از ۱۰۰هزارتایی شدن این کودک یک سال و خورده‌ای‌مان خوشحال و هیجان‌‌زده‌ام.Dastyar.ioراستی اگر هنوز دستیار ندارید، از Dastyar.io آن را نصب کنید، حالش رو ببرید و به جمع +۱۰۰هزارتایی ما بپیوندید :)</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jun 2023 10:38:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی اپلیکیشن SAY، پلتفرمی برای تکثیر محبت!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/sayapp-lmn1uz4u41nn</link>
                <description>تاکید اپلیکیشن SAY بر واقعی بودن آدم‌ و داستان‌هایشان است!از وقتی ۴،۵ ساله‌بودم برادر کوچک‌تری به نام ابراهیم داشتم که هیچ‌وقت ملاقاتش نکرده بودم، می‌دانستم در روستایی در نزدیکی همدان زندگی می‌کند و عاشق کاراته و آهنگ‌های شادمهر عقیلی است! واقعیت این بود که پدرم در یکی از مراسم‌های خیریه و از طریق یکی از خیریه‌ها از وضعیت او آگاه شده بود و از آن زمان کوشیده‌بود نیازهای عمدتا مادی ابراهیم را مثل یک پدر برآورده کند. صد البته که نقش و وظیفه یک پدر خیلی خیلی بیش از تامین نیازهای مالی خانواده است، اما خیریه کوشیده بود از طریق اعلام گزارش‌های دقیق و بیان جزئیاتی مثل آنچه بالاتر از علایق ابراهیم گفتم، رنگ‌ و بوی محبت و احساس را نیز به این کار آمیخته کند. یکی از شیرین‌ترین لحظات زندگی من وقتی بود که چند ماه پیش در یک عصر معمولی که مشغول گپ‌زدن با پدرم بودیم تلفن زنگ‌خورد، مسئول خیریه خبر قبولی ابراهیم در امتحان‌های ورودی تربیت دبیری را داد  و گفت از هفته آینده حقوق ابراهیم به عنوان دبیر وصل می‌شود و ضمن تشکر برای همه‌ی این سالها، به پدرم گفت که ابراهیم دیگر مستقل شده و نیازی به کمک‌های مالی‌اش ندارد! دیدن شوق و ذوق و برق چشمان پدرم در آن لحظه تکان‌دهنده و خاص بود و ذوقی که موقع دادن این خبر به  اعضای خانواده داشت دقیقا ذوق پدری بود که فرزندش را به حاصل نشانده و حالا نفس راحتی می‌کشد! فردایش من هم جعبه شیرینی گرفتم و به سر کار بردم، شیرینی قبولی برادر در آزمون ورودی شغلی که دوست داشت!از آن موقع دوست داشتم که منم روزی چنین حسی که پدرم داشت را  تجربه کنم!تا اینکه چندماه قبل (که یادم نمی‌آید از کجا!)  با اپلیکیشن SAY آشنا شدم، ساختار SAY ساده است، شما وارد اپلیکیشن می‌شوید، لیستی از کودکان مشاهده می‌کنید با جنسیت‌ و سن‌های مختلف، با کلیک روی نام کودک  داستانش و علاقه‌مندی‌هایش را با زبان شیرینی می‌شونید. مثل داستان سیروان ۱۳ساله.سیوان از آرزوها و علایقش گفته است.اما، جذاب‌ترین بخش اپلیکیشن اینجاست که شما و دیگر کاربران می‌توانید مثل اعضای واقعی خانواده نقش‌های مختلفی را بر عهده بگیرید، من دایی سیوان ۱۳ساله و عموی نیلوفر ۱۸ ساله هستم. اپلیکیشن به صورت هفتگی نیازهای کودکان را شناسایی می‌کند و شما می‌توانید مثل یک عضو خانواده واقعی بخشی از آنها را تامین کنید! مثلا برای خواهرزاده‌تان کتاب‌های مورد نیازش را تهیه کنید.نکته جالب این است که  شما نیازهای واقعی را تامین می‌کنید.چند وقت پیش ایمیلی از طرف SAY دریافت کردم که خیلی صادقانه از مشکلاتی که در ابتدای راه پلتفرمشان داشته‌اند عذرخواهی کردند و وعده داده بودند به زودی به اپدیت‌های نرم‌افزاری استفاده از SAYرا برای کاربران راحت‌تر می‌کنند، برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. امیدوارم شخصا حس خوبی که پدرم بعد از تماس تلفنی خیریه از مستقل شدن ابراهیم دریافت کرده بود را در کنار SAY تجربه کنم!sayapp.company</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 14:04:39 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک‌سال از وقتی یک سرمایه‌گذار &quot;فرشته&quot; شدم گذشت!</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/dastyar-ydmw3ae3rbi6</link>
                <description>میشه گفت دستیار اولین و بیشترین چیزیه که هر کاربرش توی زندگی اینترنتیش می‌بینه!چند روز پیش بود که با سیل انبوهی از پیام‌های congratulations on your work anniversary در Linkedin مواجه شدم. واسه خودم یه ذره گنگ بود که این پیام‌ها برای کدوم پوزیشنه و تا جایی که یادمه کاری رو در اولین روزهای تابستان شروع نکرده بودم که الان بخواد سالگردش باشه تا اینکه چک کردم و دیدم ۲۸خرداد سالگرد همکاری من با عنوان Angle investor and board member دستیاره. یه ذره غیرقابل باور و شوک‌آور بود که یک‌سال گذشته چون هنوز مثل یک محصول MVPبراش شوق و ذوق و ایده و انرژی داریم و مدام در حال جنب‌وجوش محصولی، مارکتینگی و مدیریتی هستیم. در این مطلب میخوام یه ذره داستان دستیار رو از سمت خودم تعریف کنم.اگه نمی‌دونین دستیار چیه حتما دعوتتون میکنم Dastyar.io رو ببینید و دستیار رو نصب کنید و لذتش رو ببرید. دستیار یک اکستنشن گوگل کرومه که روی new tab بالا میاد و بهتون یه صفحه جذاب زیبا و یه عالمه امکانات کاربردی میده. از to do list و تقویم گرفته تا Bookmarkها و سرویس‌های پرکاربردی که در طول روز باهاش سر و کار دارید. دستیار حالا (تیر ۱۴۰۱) مهمون کروم‌های بیش از ۴۰هزار تا کاربرشه و همینطوری هم داره به تعداد کاربراش اضافه میشه.همه چیز از یک ایمیل از علیرضا شروع شد!آدم‌هایی که از نزدیک من رو میشناسن به ایمیل سالاری عجیبی که دارم آگاه هستند! خرداد ۱۴۰۰ بود که از دوست و شریکم در وانا استودیو، علیرضا اسکندری ایمیلی گرفتم با این مضمون که &quot;ببین من یه ایده باحال دارم، یه MVP هم خودم ازش زدم به نظر میترکونه خودم پول روش گذاشتم تو هم بیا پول بذار&quot;!  و این ایده چیزی نبود دستیار! این اولین سرمایه‌گذاری &quot;خطرپذیر&quot; من بود و دقیقا نمیدونستم به عنوان یه سرمایه‌گذار &#x27;فرشته&quot; باید چیکار کنم که خیلی خنده‌دار بود. ولی یه مقدار رفت و برگشت داشتیم و نتیجه این شد که Let&#x27;s do it!منشا ایده خیلی ساده بود، تکنولوژی داشت از سمت نصب اپ‌های مختلف و... ميرفت به استفاده از براوزرها و وب‌اپ‌ها و حتی اینو خود ما هم تو زندگیامون داشتیم حس می‌کردیم، فکر کردیم که خب چرا نباید بریم توی این زمین بازی جدید و یه محصول جذاب نسازیم؟ و این شد که کار جدی روی دستیار از آخرای خرداد ۱۴۰۰ شروع شد.جلسه‌های اول تیم دستیاربا یک تیم جمع و جور شروع کردیم به کار و ساخن محصول و مارکتینگ‌های اولیه. خیلی فرآیند سختی بود، علاوه بر اینکه باید محصول رو پیش‌ می‌بردیم باید بچه‌ها رو هم قانع نگه می‌داشتیم که خیلی دیوانگی نیست که کاربرا رو به نصب یک &quot;افزونه&quot; تشویق کنیم و می‌تونیم که موفق بشیم. چیزی که از همون اولش هم مورد شک و تردید‌های جدی بود ولی همه با یه شوریدگی و دیوانگی خاصی ادامه می‌دادیم.از تیر تا شهریور، با تلاش و مارکتینگ‌های حضوری، آنلاین و با معرفی به دوست و آشنا چیزی حدود ۳۰۰تا کاربر داشتیم و نکته جالش تعداد زیاد کاربرای انگلیسی‌زبان بود که محصول فارسی ما رو نصب کرده بودن و از طریق product hunt با دستیار آشنا شده بودن و شاکی بودن چرا نسخه انگلیسی نداره!تا شهریور شد و بوم! دیگه آماده بودیم که سرمون رو بالا بگیریم و بگیم این محصول ماست! جمعه ۳۰شهریور ۱۴۰۰، علیرضا یه توییت کرد و اون توییت غوغا کرد. صدها هزار impression از توییت در یک هفته چیزی حدود ۶هزار کاربر جدید به ما اضافه کرد و روند پرشتاب کاربران جدید روز به روز بیشتر و بیشتر شد تا همین امروز.توییت علیرضا که ترکوند!چی دستیار برای من لذت‌بخشه؟من قبلا کارهای مختلفی توی زندگیم کرده بودم و خیلیاشون رو دارم همین الان هم ادامه می‌دم. بیزینس‌های مختلفی رو مدیریت کردم و موفقیت‌ها و تجربیات خیلی خوبی هم داشتم و سودهای زیادی هم بردم. ولی چیزی که دستیار رو برای من خاص و متفاوت میکنه، میزان نفوذ دستیار در زندگی کاربران و مردم عادیه! دستیار یه محصول برای همه‌است و هرکس که به کروم و اینترنت دسترسی داره به نوعی صاحب و مدعی دستیاره. اینه که برای من خیلی لذت‌بخش و خاصه. آدم‌ها دستیار رو جاهای مختلف می‌بینن، با شوق و ذوق استوری می‌کنن یا برای خودم می‌فرستن و اینکه ردپای من و محصولی که ساختیم این قدر داره دیده می‌شه خیلی لذت‌بخش و خاصه.آخرین نمونه از این پیام‌های خوش‌حال کننده!بچه‌های زیادی از اول مسیر باهامون بودن. متاسفانه مشکلات و چالش‌های منابع انسانی اکوسیستم به تن نحیف ما هم اصابت کرده و مهاجرت و ادامه تحصیل تا پیشنهادهای اغواکننده مالی سازمان‌های بزرگتر باعث شده تو این یک سال و خورده‌ای بچه‌های مختلفی توی تیم دستیار باشن. از همشون باید تشکر کنم و بهشون بگم دمشون گرم و بدون بودن اونها هیچ‌کدوم از این داستان‌ها میسر نبود. همه کسایی که من و علیرضا رو میشناسن می‌دونن که چقدر با هم فرق داریم!یکی از خاص‌ترین تجربه‌های دستیار، تجربه کاری با علیرضا در یک &quot;هیات مدیره&quot; بود! من و علیرضا مدت‌ها دوست و همکار و شریک بودیم و هستیم، ولی این‌بار در دستیار تصمیم گرفتیم که یک Board سفت و سخت داشته باشیم تا علاوه بر اینکه یک startup ساختیم، یه ساختار شرکتی خوب هم توش پیاده کنیم تا بتونه در آینده sustain فعالیتش رو ادامه بده. همه کسایی که من و علیرضا رو میشناسن می‌دونن که چقدر با هم رفیقیم و چقدر هم با هم فرق داریم، اینکه همه‌ی این تفاوت‌ها و این تجربه‌های متفاوت رو در قالب یک Board اوردیم و به خودمون و محصول و شرکت کمک کردیم برای من خاص و جالب بود. دست‌همه ی کاربران دستیار رو به گرمی می‌فشارم و ازشون تشکر می‌کنم که باهامون همراه هستن و همه‌ی غیر دستیاری ها رو هم دعوت می‌کنم که دستیاری بشن و با نظراتشون به بهبود کارمون کمک کنن.لینک سایتمون که می‌تونین دستیار رو ازش نصب کنید: Dastyar.ioپ.ن: ببخشید که خیلی متن دلی و بدون قاعده‌ای بود!</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 09:38:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ناگفته‌ها، از ایران!</title>
                <link>https://virgool.io/iranuntold/iranuntold-vg5qtqj8qgvw</link>
                <description>فکر می‌کنم کمتر کشور و دیاری است که این قدر ناگفته داشته باشد! در تجربه‌ی زیست به عنوان یک ایرانی، هرکدام از ما انبوهی از خاطرات و تجربه‌ها درباره‌ی سوتفاهم‌ها، اطلاعات اشتباه و گاه‌خنده‌دار و قضاوت‌های ناعادلانه درباره‌ی وطن و زادگاهمان ایران داشته‌ایم. گاهی این سوتعبیرها به خاطر عملکرد دولتمان در داخل بوده و گاهی ایران عزیزمان قربانی بازی‌های سیاسی بین‌المللی و هجمه‌های رسانه‌ای بوده.  دلیل آن هر چه که باشد، پیکر پاره‌پاره‌ی وطن‌مان مانده و انبوهی از سو‌تفاهم‌ها در میان مردم جهان درباره‌ی آن.از زمان بحران گروگانگیری در دهه‌ی هشتاد گرفته تا بحران هسته‌ای و مسائل منطقه‌ای، نام کشورمان با انبوهی از اخبار و تحلیل‌های سیاسی و منفی همراه بوده است. همیشه به عنوان یک ایرانی این دغدغه را داشته‌ام که به دوستان، طرف‌های تجاری و حتی مخاطبین عادی غیرایرانی‌ام بگویم که همه‌ی مشکلات سیاسی و درگیری‌های مربوط به قدرت حتی اگر درست، ولی وطنِ دوست‌داشتنی ما خیلی فراتر از این هاست. ایران‌ِ ما به مهربانی سفره‌ی عشایر مهمانوازی است که تو را نشناخته‌ به سیاه‌چادرشان دعوت می‌کنند و از تو پذیرایی می‌کنند، به زیبایی ساحل نقره‌ای هنگام وقتی آفتاب بر آن می تابد، به شادمانی مردمانش وقتی خداداد عزیزی آن گل سرنوشت‌ساز را می زند و به رواداری مردمش است که ترک و لر عرب و پارس و ترکمن و... در کنار هم به درازای تاریخ زیسته‌اند.پروژه‌ای متولد می شود!شروع داستان IranUntold!تصمیم گرفتیم که در این داستان پیچیده منفعل نباشیم! در کنار همه‌ی تلخی‌های این روزها از تحریم و ناکارآمدی گرفته تا مشکلات اقتصادی و اجتماعی، به همت جمعی از دغدغه‌مندان و علاقه‌مندان ایران پروژه‌ای شکل گرفت برای معرفی بهتر ایران به مردم جهان. برای معرفی آنچه ایرانی است ، جذاب است و ناگفته مانده. از بشکن زدنمان در هنگام شادی گرفته، تا حماسه‌ی شاهنامه و زبان فارسی تا چای نوشیدنمان! خواندن روایت آقای رامین ربیعی از ایده‌ی شکل‌گیری این پروژه در ابتدای راه هم به شدت جذاب است. https://vrgl.ir/SQbPRاین پروژه مستقل، بی طرف، خصوصی و بدون وابستگی به هیچ سیاست و یا عقیده خاصی می‌باشد و فقط با هدف ترویج ایران و هر آنچه ایرانیست شکل گرفته.چایی! اولین مستند بلند IranUntold!چای، اولین مستند بلند ما! اکنون که نزدیک به یک‌سال از شروع این مسیر جذاب گذشته پس از تولید و تهیه‌ی چندین ویدیوی اختصاصی کوتاه درباره‌ی ایران، اولین مستند بلندمان با موضوع چای و تاریخ جذاب آن در ایران منتشر شده. در تولید این مستندِ کوتاه &quot;یارا علم‌جویی&quot; مجری مشهور ایرانیِ AJ+ با ما همکاری داشته و امیدواریم این شروع در تهیه‌ی مستند‌های کوتاه از ناگفته‌های جذاب ایران، شروعی ماندگار و قوی باشد!این مستند جذاب را از لینک زیر در كانال يوتوب ما ببینید: https://youtu.be/8L8fEWLMA7EIranUntold because Iran is Untoldنکته‌ی جذابِ مستند چای برای ما، مشارکت یکی از برندهای معتبر چای ایران، چای فومنات، به عنوان حامی مالی این مستند بوده است. پروژه IranUntold تابحال تماما با هزینه‌ی شخصی موسسین آن به پیش رفته و اکنون افتخار می‌کنیم که برند‌ها و کسب‌ و کارهای معتبر کشورمان علاقه‌دارند تا با ما در این رسالت بزرگ برای شناساندن ایرانِ جذابِ ناگفته به مخاطبين خارجی همراه باشند. بزرگترین کمک برای ما، همراهی های مالی و معنوی شماست، لطفا برای حمایت‌های خود به وب‌سایت ما IranUntold.comمراجعه کنید یا با من ارتباط بگیرید تا با هم در این مسیر هم‌داستان شویم.</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Sat, 21 Aug 2021 14:24:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برابری‌جنسیتی در سازمان، چگونه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/gender-equality-uczysmlsr1aq</link>
                <description>سعی ما در وانا ساختن سازمانی برابر بوده!نکته کلیدی این است که بدانیم برابری جنسیتی یک مزیت یا لطف نیست، یک وظیفه است!در بابِ اینکه چرا باید برابری جنسیتی را به عنوان یک اصل در سازمان و جامعه دنبال کنیم بستار صحبت شده است. گرچه چرایی این مساله تقريبا روشن و واضح است اما بسیاری از مديران و رهبران یک سازمان در پیچ و خم &quot;چگونگی&quot; دچار اشتباهاتی می‌شوند که نه تنها به تحقق برابری جنسیتی کمکی نمی‌کند، بلکه گاهی برخی تصمیمات ناشی از آن کاملا ضد برابری و ضد زن است.نگارنده این مطلب دانش آکادمیک و مدونی در حوزه های زنان و محیط کار ندارد، اما مطلب حاضر چکیده‌ای از تجربیات و آموخته‌های من در طی چند سال فعالیتم غالبا در جایگاه مدیریت در تیم‌ها و سازمان های گوناگون است:۱- برابری جنسیتی یک لطف نیست!گزاره‌هایی از جنس &quot;بیچاره دخترا، خیلی گناه دارن لااقل بذارید ما یه خورده براشون امکانات فراهم کنیم&quot;، گرچه خیرخواهانه و در جهت تحقق برابری جنسیتی به نظر می رسند ولی در کنه خود یک روح ضد زن دارند. این گزاره ها برابری جنسیتی را یک لطف در نظر می گیرند در صورتی که به عنوان مسوول یک سازمان شما وظیفه دارید که فرصت های برابر در اختیار نیروهای خود قرار دهید. ۲- برای تحقق برابری جنسیتی گاهی باید هزینه دهید!قرنها مردسالاری و سلطه نظام مردسالار در سراسرِ جهان یک تبعيض سیستماتیک عليه زنان و دختران پدید أورده است، این تبعیض آشکار از سال های آغازین کودکی تا آموزش مدرسه و تجربیات شغلی ادامه دارد. گاهی ممکن است به دلیل این تبعیض ها همکاران خانم شما دارای سوابق و کارکردی هم‌رده ی همکاران مرد نباشند، اما گاهی برای تحقق برابری جنسیتی باید هزینه دهید و به همکاران زن خود فرصت رشد و پرکردن گپ های ناشی از تبعیض را دهید.۳- به نیروهای خود آموزش دهید.گرچه توصیه‌ی من این است که در فرآیند جذب و استخدام نیروها حتما نظر آنها را درباره برابری جنسیتی و لزوم ارایه‌ی فرصت های شغلی یکسان به همه انسانها فارغ از نژاد و مذهب و جنسیت جویا شوید و از ابتدا با کسانی کار کنید که این باورمندی را دارند، اما حتی کسانی که به این اصل اساسی نیز معتقدند (حتی خود شما)، نیازمند آموزش دائمی و مداوم هستند تا همه‌ی نیروهای شما در یک راستا باشند.۴- درگیر شعارها و اطلاعات نادرست نشوید.مثل هر حرکت اجتماعی فراگیر دیگری، نظرات مختلف درباره جنبش فمنیسیم وجود دارد. خود را درگیر حواشی، شعارها و اطلاعات غلط نکنید. اصلا مهم نیست بر روی عملکرد خود چه اسمی می‌گذارید یا خود را طرفدار کدام مکتب می‌دانید، فقط مطمئن شوید که به عنوان یک انسان مسئول تمام فرصتها را به طور برابر در اختیار نیروهای خود چه مرد و چه زن قرار می دهید.۵- برابری جنسیتی برای سازمان شما بسیار مفید است!گرچه شما وظیفه دارید با برقراری برابری جنسیتی در سازمان، حق اساسی یک همکار خانم را به او بازگردانید، اما این یک قرارداد یک طرفه نیست، بنابر تجربه های متعدد شخصی من، برابری می‌تواند منجر به بروز خلاقیت، رقابت سالم و نگاه همه‌جانبه در همه نیروهای شما باشد. تفاوت در نتیجه ی یک تیم را تصور کنید که نگاه و دید لااقل نیمی از جمعیت جامعه را شامل می شود یا نمی شود!هنوز اوضاع اصلا خوب نیست!گرچه در سطح جامعه تلاش های بسیاری برای بهبود شرایط و تحقق برابری در محیط کار صورت گرفته است، ولی حتی در جوامع توسعه‌یافته اوضاع هنوز رضایت‌بخش نیست. تفاوت در سطح حقوق‌ها، عدم ارایه‌ی برابر موقعیت های شغلی و سایر تبعیض ها همه و همه در زیرِ پوست بسیاری از سازمان‌ها در جریان است. شاید همین است که وظیفه ما برای تلاش همه‌جانبه برای تحقق برابری را بیشتر می‌کند.شما چه تجربه‌ای دارید؟ با من به اشتراك بگذارید! :)</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jul 2021 14:37:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند ساعت دوچرخه سواری در تهران، از شمس العماره تا سعدآباد!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/one-day-cycling-in-tehran-e9ckyexrfqor</link>
                <description>عکس یادگاری با شمس العماره!جمعه یکم اسفند 99 بود که وقتی آفتاب زیبای روز و آسمان آبی را دیدم حیفم آمد که در خانه بمانم. چند دقیقه ای نقشه را مرور کردم و ایده ای بانمکی به سرم زد که جاذبه های گردشگری تهران را در قالب یک تور دو سه ساعته از بیرون بازدید کنم. در ابتدا کار خیلی شدنی ای به نظر نمی رسید چون جاذبه ها از شمال و جنوب و مرکز و غرب تهران پراکنده شده اند و تقریبا پوشش دادن تمام آنها کار ناشدنی ای به نظر می رسید، بنابراین تصمیم گرفتم غرب تهران را خط بزنم و روی خط شمالی-جنوبی تهران حرکت کنم!مسیر دوچرخه سواری روز جمعه - که از شمال به جنوب و سپس جنوب به شمال است!از درب خانه مان که میدان هروی است حرکت کردم و در 3:33:35 ساعت (با احتساب توقف ها برای عکس برداشتن از همه ی این جاذبه ها) و حدود 61کیلومتر رکاب زدن موفق شدم این جاذبه های جذاب از تهران را یکبار دیگر و اینبار از بیرون دوباره ببینم:1- حسینیه ارشاد2- باغ موزه قصر3- میدان امام حسین و مجتمع فرهنگی امام رضا4- میدان فردوسی 5- ساختمان پلاسکو!6- کوچه مروی7- شمس العماره و کاخ گلستان8- بازار بزرگ تهران9- میدان محمدیه و رستوران وکیل التجار10- پارک شهر11- خیابان سی تیر و موزه ملی ایران12- میدان حسن آباد13- تیاتر شهر 14- سردر دانشگاه تهران15- پارک لاله و موزه های هنرهای معاصر و فرش16- پلکس (پل تقاطع امیرآباد و حکیم با آن ویوی زیبا از برج میلاد!)17- پارک ملت18- کاخ سعدآباد19- بازار تجریش و امامزاده صالح20- کاخ نیاوران21- و بازگشت به محله و عمارت عین الدوله!قطعا دنیا به دوچرخه های زرد خیلی بیشتر از خودروهای قرمز نیازمنده!نشانه های خوب!من از مهرماه تقریبا استفاده از ماشین رو ترک کردم و همه ی کارهایی که با ماشین میکردم رو با دوچرخه میکنم و به نوعی وسیله نقلیه اصلی من به حساب میاد. تقریبا همه جای تهران دوچرخه سواری کردم این مدت، چیزی که برام به شدت امیدبخش و خوشحال کننده است تعداد رو به افزایش دوچرخه سوارها توی شهره! واقعا فوق العاده است و تیم شهرداری حناچی برای تشویق، حمایت و مطرح کردن دغدغه دوچرخه قطعا سزاوار تشکره! موره بانک ملی در خیابان فردوسی!چند توصیه/پیشنهاد برای دوچرخه سواری بهتر در تهران!مواظب خودتون باشید چون تجربه نشون داده بقیه خیلی مواظب شما نخواهند بود!سعی کنید به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام بگذارید، برای جا انداختن فرهنگ استفاده از دوچرخه به نظرم نیازه که چیزهایی مثل ورود ممنوع نرفتن و... رو تمرین کنیم.حواستون به مسیرهایی که انتخاب می کنید باشه، ترکیبی از مسیرهای شرقی-غربی و جنوبی-شمالی خیلی بهتر از گرفتن یه مسیر مستقیم و جلو رفتنشه.من هیچ وقت از اتوبان نمیرم چون واقعا خطرناکه، شما هم سعی کنید تا حد ممکن از اتوبان ها استفاده نکنید.سعی کنید پوینت های جذاب در میانه مسیرتون قرار بدید تا از چند لحظه ایستادن اونجا و دیدن منظره لذت ببرید، مخصوصا الان که تهران داره با هوای بهاریش دلبری میکنه.حدود 6ماه قبل وقتی میخواستم تازه استفاده از دوچرخه به عنوان وسیله نقلیه اصلی رو شروع کنم سوال ها و شک های زیادی داشتم. قطعا دنبال کردن مطالب #رکاب_سفید و سوال کردن از دوستایی که دوچرخه سوار بودن کمک خیلی زیادی به من کرد.حالا من هم آماده ام هر کمکی از دستم برمیاد و هر سوالی که شما دارید رو پاسخ بدم. :) </description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Mon, 22 Feb 2021 12:36:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترامپ یا بایدن- رابطه ایران و آمریکا به کدام سو می رود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/trum-biden-iran-wq2vmz2j7tdm</link>
                <description>به عقیده بسیاری انتخابات ۲۰۲۰ ریاست جمهوری آمریکا، نقشی تعیین کننده در سیاست های آمریکا در همه ابعاد خواهد داشت.&quot;سگ زرد برادر شغال است&quot; ، &quot;سیاست های آمریکا در زیرزمین های واشنگتن مشخص میشه&quot;، &quot;آمریکا بازیچه ی دست اسرائیله و هرچی اسرائیل بگه انجام میده&quot;, &quot;ترامپ یا بایدن برای ما هیچ فرقی نداره&quot; و... بسیاری از ما در طول شبانه روز با این دست جملات مواجه می شویم. بیشتر در کشورهای کمتر توسعه یافته، دیدگاه ها نسبت به آمریکا یک قدرت اهریمنی فاقد اشتباه که برای هزار سال آینده خود نیز برنامه دارد ترسیم می شود. انتخابات آن یک شوی سیاسی تعبیر می شود و سیاستهای جاری داخلی و بین المللی در اندیشکده های مخوف و لابی کده های سیاسی شکل می گیرد.گاه رد کردن چنین توهم های توطئه ای کاری بسیار سخت و دشوار می شوند، آنجا که فرد ادعا کننده نمونه هایی مخشوش از روندهای جاری از سیاست آمریکا از خیال تا واقعیت مطرح می کند و به یک نتیجه گیری اهریمنی و فرازمینی از سیاست جاری ایالات متحده می رسد. اما واقعیت چیزی گاه بسیار متفاوت از این تصور عمومی درباره سیاست های آمریکاست. گرچه میهن پرستی به عنوان اصلی غیرقابل خدشه برای آمریکاییان مطرح است، اما تفسیر این اصل هم حتی مورد اختلاف اهالی سیاست در واشنگتن است.تفاوت ها بین روسای جمهور آمریکا و دولت هایشان و همچنین دوره های کنگره،  آنچنان گسترده و دارای جنبه های مختلف است که انکار آن امری تقریبا محال به نظر می رسد.  تفاوت بین عملکرد های ترامپ و اوباما، بوش و کلینتون و ریگان و کارتر و... آنقدری هست که انکار تفاوت در سیاست ها و عملکرد ایالات متحده در دوره های مختلف، بیشتر به یک توهم جهان سومی می ماند.گرچه دولت باراک اوباما که به عقیده بسیاری در زمره چپ ترین روسای جمهور تاریخ آمریکا قرار دارد موسس و طراح تحریم های ظالمانه ایالات متحده علیه ایران بود، اما بسیاری اشتباهات ایران در عرصه دیپلماتیک و احمدی نژادیسم در سیاست خارجی را نیز بی تاثیر در این تحریم ها و ارایه ی امکان اجماع علیه ایران نمی دانند. دولت ترامپ اما، با خروج یک جانبه از برجام و اعلام مجدد تحریم ها، بدعت جدیدی هم در سیاست داخلی و هم بین المللی بنا گذاشت. سیاست فشار حداکثری گرچه با مقاومت جدی و موثر ایران همراه شده است، ولی فشار اقتصادی آمریکا اقتصاد کلان و در نتیجه زندگی مردم عادی را با مخاطرات جدی همراه کرده است، بنابراین قطعا ناظرین بین المللی و ایرانی، با دقت تحولات ریاست جمهوری آمریکا و تاثیر تقریبا قطعی آن بر اقتصاد ایران را دنبال می کنند.در این مقاله، به بررسی پیروزی احتمالی جو بایدن و دونالد ترامپ خواهیم پرداخت و حالات محتمل برای هر یک را شرح خواهیم داد:ترامپ در حال ایراد سخنرانی انتخاباتی در  سال ۲۰۱۶پیروزی ترامپگرچه بر اساس آخرین نظرسنجی ها و برآوردهای آماری شانس پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو چیزی کمتر از ۱۴درصد است، اما با توجه به نبوغ و تبحر او در گردش بازی های باخته به پیروزی های میلی متری، ناظرین بسیاری هنوز فرض پیروزی ترامپ را با جدیت دنبال می کنند. در صورت پیروزی او سه فرض درباره رابطه احتمالی ایران و آمریکا قابل فرض است:۱- تقابل نظامی۲- مذاکرات علنی و توافق جدید۳- مذاکرات محرمانه و حصول توافق های محدوددر صورت پیروزی ترامپ، همه چیز آماده ی یک تقابل نظامی خواهد بود. در صورتی که سطح تنش ها در حد فعلی بود و به جای ترامپ هر جمهوری خواه دیگری در کاخ سفید حضور داشت این احتمال با قطعیت زیادی مطرح بود، اما آنچه از کتاب های منتشر شده یاران و همراهان ترامپ می آموزیم، پرهیز و استنکاف او از ورود به جنگ هاست. وقتی جان بولتون و مایک پمپوئو با تمامی توان او را به یک دخالت نظامی در ونزوئلا دعوت می کردند (چیزی که وجاهتش بسیار از حمله به کشوری مثل ایران بیشتر و نبرد به مراتب راحت تری بود) او به شدت هرگونه عملیات نظامی را رد کرده و با قوت جلوی این علاقه سیری ناپذیر نئوکان ها به جنگ ایستاده است. بنابراین احتمال یک تقابل نظامی باتوجه به جهان بینی ترامپ و همچنین درک ایران از هزینه های جنگ محتمل نخواهد بود.گزینه دیگر که خود ترامپ روی آن مانور می دهد مذاکرات مجدد و یک توافق جدید مانند برجام خواهد بود. بسیاری معتقدند ایراد شخصی ترامپ به برجام نه تنها به دلیل مفاد آن ، بلکه بخاط اینکه دست آوردی برای دولت لیبرال اوباما به حساب می آید است. با توجه به اقدام تروریستی دولت تروریست آمریکا و ترور شهید سلیمانی و حافظه تاریخی ایرانیان در به یادآوری مشکلات با دولت او اما، احتمال آغاز یک مذاکرات معمول با هدف دستیابی به یک توافق جدید بعید به نظر می رسد. اما یک گزینه ی محتمل دیگر، پیگیری مذاکرات محرمانه (مانند آنچه در فرآیند ایران کنترا بین دولت ایران و دولت ریگان به وقع پیوست) برای پیشبرد برخی اهداف مشترک است. برای مثال قابل فرض است که ایران در صورت چشم پوشی از برخی فعالیت های منطقه ای یا هسته ای معافیت هایی در برخی تحریم ها دریافت کند. چالش جدی در مقابل این امر پرهیز ترامپ از مذاکرات محرمانه و تمایل وی به اعلام رسمی آن خواهد بود چیزی که دولت ایران را در مقابل یک رسوایی سیاسی دیگر مشابه انچه در ماجرای ایران گیت رخ داد قرار خواهد داد. این امر به ایران راهی برای ادامه حیات (ونه پیشرفت چشمگیر اقتصادی) تا پایان سال ۲۰۲۴ خواهد داد.با این همه، به نظر می رسد در صورت پیروزی ترامپ،  فرض مذاکرات محرمانه و محدود در برخی مسائل خاص دور از انتظار نخواهد بود و در صورتی که این پروسه با حسن برخورد طرفین به پیش رود مذاکرات رسمی تر نیز به عنوان یک گزینه دور از دسترس نخواهند بود. اما آنچه او مدعی شده است که در طی چند هفته با ایران به توافق جدید خواهد رسید و همچنین تقابل نظامی به عقیده من بسیار کم محتمل هستند.با این همه، به نظر می رسد در صورت پیروزی ترامپ،  فرض مذاکرات محرمانه و محدود در برخی مسائل خاص دور از انتظار نخواهد بود جو بایدن با دارا بودن ۸۶٪ شانس، پیروز احتمالی انتخابات نوامبر خواهد بودپیروزی بایدنجو بایدن کارنامه مشخصی دارد، گرچه او سال ها در مقابل یک سناتور دموکرات در بزنگاه هایی مثل جنگ عراق با محافظه کاران همراه شده است (کاری که اوباما و جان کری در زمان سناتوری از آن امتناع ورزیده بودند) ولی او با عنوان معاون اول اوباما تا اینجای رقابت ها خود را معرفی کرده و به باور بسیاری از ناظران کابینه ی او بسیار نزدیک به کابینه ی اوباما خواهد بود (صحبت هایی از سوزان رایس در مقام وزیر خارجه شنیده می شود). به طور کلی در صورت انتخاب او، احتمالات زیر برای رابطه ایران و آمریکا محتمل است:۱- بازگشت سریع به برجام و از سرگیری فشار برای مذاکرات مجدد۲- ادامه فشار با هدف دستیابی به یک توافق جدیدبا اینکه برجام به عنوان یک دست آورد بزرگ برای دولت اوباما-بایدن و هم پیمانان اروپایی آنها به شمار می رود، اما آنان نیز معترف هستند که برجام نتوانسته است به بخش بزرگی از نگرانی های آمریکا در برابر ایران پاسخ دهد. آنان این توافق را یک برنامه ی ناقص برای مهار تنها یکی از جنبه های خطر ایران (به دید آنها) می دانند. تقریبا تمامی سناتورهای دموکرات از جمله سناتور کاملا هریس نامزد پست معاون ریاست جمهوری نیز برجام را به عنوان یک سنگ بنا در نظر گرفته و مذاکرات مجدد برای اضافه کردن شرط های دیگر به آن را واجب می دانند، حال سوال این است، آیا دولت بایدن به سرعت و پس از ورود به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۱ به برجام برخواهد گشت و همزمان ایران را به مذاکرات بیشتر دعوت خواهد کرد یا فشارهای دولت ترامپ را تا حضور ایران در میز مذاکره ادامه خواهد داد؟در اینجا به نظر من، سیاست داخلی ایران کلید حل این پرسش خواهد بود. در صورتی که دولت بایدن به نتیجه برسد که شکست میانه روها در انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری ایران قطعی خواهد بود ( با توجه به رد صلاحیت ها یا هر مشکل دیگری) اصلا بعید نخواهد بود تا فشار را حداقل تا تابستان ۱۴۰۰ ادامه داده و از موضع قدرت با دولت محافظه کار بعدی ایران مواجه شود، اما در صورتی که تیم بایدن به این نتیجه برسند که با اعطای مشوق های اقتصادی(برای مثال آزادی پول های بلوکه شده ایران) امید مردم ایران به آینده ی درخشان یک دولت میانه رو در ایران را زنده کنند، قطعا به برجام بازگشته و همزمان زمینه سازی برای مذاکرات تکمیلی را اغاز خواهند کرد.بسیار بعید می رسد که تمامی چهره های منصوب به طیف چپ سیاست ایران و میانه روها از تیغ تیز شورای نگهبان عبور نکنند، چهره هایی مثل سورنا ستاری، علی لاریجانی و حتی خود شخص جواد ظریف می توانند پیام آور امید به آینده مثبت روابط ایران و آمریکا برای مردم ایران باشند. با جمع بندی شرایط می توان این طور استدلال کرد که محتمل ترین فرض در صورت پیروزی بایدن بازگشت سریع به برجام و از سرگیری فشار برای مذاکرات مجدد خواهد بود.تظاهرات فعالان صلح طلب مخالف جنگ با ایران در برابر کاخ سفیدبا توجه به احتمال بالای پیروزی بایدن در انتخابات، می توان پیش بینی کرد که دولت آمریکا با هدف تشویق ایران به مذاکرات تکمیلی و همچنین کمک به پیروزی طیف میانه روی حکومت به برجام باز خواهد گشت و برخی مشوق های آن (نه تمام آن) را به ایران ارایه خواهد داد.برای ایران...اشاره:ناگفته پیداست که کلید سعادت هر کشوری اعتماد به توان داخل و استعداد مردم خودش است. تا وقتی برای تحول فقط چشممان به خارج باشد نمی توان گفت که پیشرفت کرده ایم، ولی این منکر تحلیل دقیق حرکات حریف آن طرف میز نمی شود. بی شک اخذ یک استراتژی مناسب این کشمکش توسط ما نیازمند درک عمیق از تحولات طرف مقابل خواهد بود.</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Sun, 11 Oct 2020 23:21:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا ترامپ می تواند قدرت را تحویل ندهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/trump-and-power-owpttm4ca6ya</link>
                <description>اظهار نظرهای اخیر دونالد ترامپ درباره انتقال قدرت، بسیار خبرساز شده است.مساله انتقال قدرت پس از انتخابات های ریاست جمهوری آمریکا، امری است که همواره بر طبق یک سنت مشخص جلو رفته است. رییس جمهور مستقر همیشه در یک سخنرانی اولیه، نتیجه را به رقیب خود (و یا حزبش) تبریک گفته، نتایج انتخابات را پذیرفته و اطمینان داده است که روند انتقال قدرت پس از جلسه رییس جمهور مستقر و رییس جمهور منتخب در اولین روز کاری شروع خواهد شد. با اینکه انتقال قدرت پس از شکست رییس جمهور مستقر در انتخابات ریاست جمهوری در طول تاریخ کمتر رخ داده، ولی در تمامی این موادر نیز سنتی که بدان اشاره شد بی کم و کاست اجرایی شده است.حتی وقتی که تفاوت ها بین روسای جمهور منتخب و مستقر، از زمین تا آسمان باشد و حتی در روند مبارزات انتخاباتی طرفین شدید ترین حملات گاها شخصی را به یکدیگر کرده باشند (مشابه آنچه در سال 2016 میان اوباما و ترامپ رخ داد)، باز هم پس از اعلام نتایج انتخابات همه چیز به آرامی و احترام طی شده است. باراک و میشل اوباما از دونالد ترامپ و همسرش به گرمی استقبال کردند و پیروزیشان را تبریک گفتند.اما اظهارات اخیر دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا که احتمال داده است در انتخابات تقلب های گسترده ای رخ دهد و زیر سوال بردن انتخابات و همچنین خودداری از اعلام رسمی اینکه در صورت اعلام شکست کاخ سفید را به آرامی ترک خواهد کرد و تحویل بایدن خواهد داد به حدس و گمان ها درباره اینکه آیا واقعا ترامپ در صورت شکست قدرت را تحویل خواهد داد افزوده است. این سوال و احتمال در میان ناظرانی که با روندهای پرهزینه ها و سخت در کشورهای خود آشنایی دارند (مانند آنچه در کشور ما رخ می دهد)، این احتمال را بسیار قابل درک و منطقی حس می کنند، اما آیا واقعا باید نگران آن بود؟ در این مقاله به جزییات این مساله خواهیم پرداخت و سعی خواهیم کرد به این سوال پاسخ دهیم.اوباما به گرمی از خانواده ترامپ استقبال کردند.برای اینکه درک بهتری از شرایط داشته باشیم بد نیست به روند انتخابات آمریکا نگاهی داشته باشیم:در ایالات متحده، پیروز انتخابات ریاست جمهوری به صورت نوعی میانگین وزن دار مشخص می شود. این بدان معنی است که به هر ایالت، وزن مشخصی داده شده است. ابتدا انتخابات در هر یک از 50 ایالت و مناطق فدرال و میان نامزدها برگزار می شود، نامزد برگزیده در ایالات که صاحب اکثریت نسبی آرا شود، به عنوان برنده امتیاز آن ایالت مشخص می شود. نامزدی که در مجموع امتیازهای ایالات ها (538)، صاحب 270 یا بیشتر شود به عنوان ریاست جمهور مشخص خواهد شد. بنابراین بسیار پیش می آید که نامزدی در مجموع آرا از نامزد دیگر پیروز شود ولی در انتخابات شکست بخورد. مانند آنچه در انتخابات سال 2000 بین بوش و الگور و در سال 2016 بین ترامپ و کیلینتون رخ داد. اینکه چرا ایالات متحده آمریکا این ساز و کار پیچیده و مناقشه برانگیز را برای انتخابات ریاست جمهوری را از ابتدا برگزیده است محل بحث فراوانی دارد، ولی دلیل آن سیستم فدرال ایالات متحده و اهمیت ایالات ها و وزن هریک از آن ها در بقا و حیات آمریکا است.نقشه ارزش وزنی هر ایالت در تعیین رییس جمهور ایالات متحده. آنچنان که می بینید وزن کالیفرنیا 55 است در مقابل وزن وایومینگ با 3 رای الکترال. اما کار کجا پیچیده می شود؟آنچنان که توضیح داده شد در صورتی که یک نامزد برابر یا بیش از 270 رای الکترال به دست آورد برنده انتخابات خواهد شد. در انتخابات های آمریکا اختلاف بین آرا معمولا به چیزی بیش از چهل رای می رسد، اما همیشه هم این پیروزی ها قاطع نیست! در سال 2000، ال گور کاندیدای حزب دموکرات و جرج بوش کاندیدای جمهوری خواه پا به پای هم به پیش آمده بودند و هر یک از نامزد ها با پیروزی در ایالات فلوریدا و کسب آرای الکترال آن می توانست به پیروزی برسد! سرانجام جورج بوش با تنها چند صد رای اختلاف به عنوان برنده این ایالت معرفی شد و توانست با اختلافی بسیار اندک به پیروزی برسد:نقشه آرای الکترال انتخابات سال 2000 - بوش تنها با 271 رای پیروز شد!اما این فرآیند به همین راحتی طی نشد! پس از معرفی بوش به عنوان پیروز آرای ایالت فلوریدا، ال گور که آن زمان معاون رییس جمهور مستقر بیل کلینتون هم بود به نتایج انتخابات در فلوریدا اعتراض کرد و درخواست بازشماری آرا را کرد. اما این درخواست توسط ایالت فلوریدا که فرماندار آن برادر جورج بوش، رقیب جمهوری خواه ال گور بود رد شد! و بوش به عنوان رییس جمهور بعدی آمریکا معرفی شد.یک لحظه! یعنی رییس جمهور وقت زورش به ایالات ها نرسید!؟بله! این یکی از زیبایی ها و پیچدگی های سیاست در آمریکا است. برگزاری انتخابات در ایالات به عهده ی آن ایالات است و ستاد مرکزی انتخابات در آمریکا که یک نهاد نظارتی بی طرف است، صرفا بر برگزاری انتخابات نظارت می کند. برای همین است که دونالد ترامپ به شدت به برگزاری انتخابات اعتراض می کند، چون فرمانداران بسیاری از ایالات هایی که او به شدت به دنبال پیروزی در آنها است دموکرات هستند و به عقیده ترامپ آنها قصد دارند که به نفع کاندیدای هم حزبی خود جو بایدن دست به تقلب بزنند.ترامپ رای های پستی را بهترین راه تقلب برای دموکرات ها دانسته است و برای همین رای حضوری را به طرفداران و حامیان خود توصیه می کند.ترامپ احتمالا به دنبال چیست؟بر طبق قوانین انتخابات ایالات متحده، فرآیند انتخابات تنها با اعلام شکست توسط یک نامزد و طبیعتا پذیرفتن پیروزی نامزد دیگر به پایان می رسد. در غیر این صورت این فرآیند  می تواند با بازشماری های پی در پی و برگزاری دادگاه های طولانی مدت به طول بیانجامد و در آخر پرونده به دیوان عالی آمریکا ارسال شود تا آن درباره ی نتیجه تصمیم گیری کند. آخرین نتایج نظرسنجی ها نشان می دهد شانس پیروزی دونالد ترامپ در برابر رقیبش روز به روز کاهش می یابد، بنابراین با توجه به اینکه آرای زیادی از طریق پست ارسال خواهد شد که شمارش آنها ممکن است هفته ها طول بکشد، ترامپ احتمال در صورت اعلام یک پیروزی شکننده برای بایدن، قصد خواهد داشت در نتایج تشکیک کند و پرونده را به دادگاه ها و به ویژه دادگاه عالی ایالات متحده ببرد. جایی که امیدوار است با اکثریت قضات محافظه کار، به یک پیروزی در دادگاه عالی برسد.آیا چنین چیزی ممکن است؟به نظر من نه!:1- اختلاف آرا در انتخابات جزیی نخواهد بود: آنچنان که گفته شد اساسا چنین ادعایی تنها در صورتی برای ترامپ ممکن خواهد بود که اختلاف آرا بسیار جزیی و مشابه انتخابات سال 2000 شود. تنها در این صورت است که درصدی از افکار عمومی آمریکا ادعای ترامپ را خواهند پذیرفت و منتظر قضاوت دیوان عالی و سایر دادگاه ها خواهند ماند. اما بر اساس آخرین نظرسنجی ها، پیروزی بایدن در بعضی ایالات مورد رقابت با اختلافی نزدیک به دو رقمی مورد انتظار است و در مجموع نیز، پیش بینی ها او را با 335 رای الکترال در برابر 203 رای ترامپ پیروز می دانند. بنابراین اساسا رسیدن به چنین مرحله ای برای ترامپ که نتایج بسیار نزدیک و رقابتی شوند خیلی قابل تصور نیست.آخرین نتایج پیش بینی ها بایدن را با اختلاف زیاد پیروز انتخابات نشان می دهند2- محافظه کاران آمریکا با ترامپ همراه نشده و نخواهند شد: میچ مک کانل، رهبر اکثریت جمهوری خواه سنا که قدرتمند ترین متحد ترامپ در واشنگتن است، بلافاصله پس از طفره رفتن ترامپ از اعلام اینکه در صورت شکست به صورت مسالمت آمیز قدرت را ترک می کند، اعلام کرد که جمهوری خواهان به طور قطعی از پیروز انتخابات حمایت خواهند کرد. همچنین قضات محافظه کار دیوان عالی که ترامپ به حمایت آنها امید دارد نیز افرادی با سابقه در حزب جمهوری خواه هستند و بسیار بعید به نظر می رسد که آنها نیز بر خلاف رویه ی حزب خود عمل کنند و شهرت و سابقه خود را چنین مساله ای خدشه دار کنند.پس ترامپ چه هدفی از گفتن این حرف ها دارد؟بسیار بعید به نظر می رسد که دونالد ترامپ به نشدنی بودن ماندن در قدرت بر خلاف نظر و رای مردم اشراف نداشته باشد. اما واقعا او چه هدفی از طفره رفتن از اعلام شفاف اینکه در صورت شکست در انتخابات ریاست جمهوری قدرت را به صورت مسالمت آمیز منتقل  خواهد کرد دارد؟ تحلیلگران معتقدند او 2 هدف را دنبال می کند:1- ایجاد هیجان و جو برای طرفدارانش که او بی شک برای 4سال دیگر نیز رییس جمهور خواهد بود که آنان با قدرت به مبارزات خود ادامه دهند و از نظرسنجی ها و جو غالب نا امید نشوند.2- القای این حس به طبقاتی از سبد رای بایدن که چه در انتخابات شرکت کنند و چه نکنند او پیروز انتخابات خواهد شد و رای آنان تاثیری نخواهد داشت. به همین علت است که کمپین بایدن شعار اصلی خود را بر تشویق مردم به رای دادن با شعارهایی مثل رای شما مهم است و... قرار داده است.به نظر نمی رسد موضوع انتخاب قدرت آنچنان هم جدی باشد!در مجموع می توان این چنین نتیجه گیری کرد که موضوع انتقال قدرت آنچنان موضوع مهمی نخواهد بود و حتی اگر ترامپ به دنبال آن باشد نیز (که بسیار بعید به نظر می رسد)، نهادهای دموکراتیک آمریکا به اندازه ای قوی هستند که جلوی چنین اقداماتی را بگیرند.</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Wed, 07 Oct 2020 16:34:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونای ترامپ و تاثیر آن بر انتخابات</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/trump-and-covid-f6bklzcmiyyr</link>
                <description>ترامپ شب گذشته به کاخ سفید بازگشت.اعلام ابتلای دونالد ترامپ و همسرش به ویروس کرونا در روز جمعه، همچون یک بمب خبری در جهان سر و صدا کرد. این خبر از آنجا جالب توجه بود که داستان ترامپ و کرونا از انکار، کوچک انگاری و استهزاء در نهایت به ابتلای او به این بیماری منجر شد. بسیاری از ناظران با شک و تردید به آینده ایالات متحده نگاه می کردند و حتی بنگاه های شرط بندی شانس ریاست جمهوری مایک پنس معاون ترامپ را بسیار بالا بردند.  رفتار ترامپ و سایر جمهوری خواهان دربرابر ویروس کرونا باعث انتقادهای شدید دموکرات ها شده بود و سرانجام پس از برگزاری مهمانی معرفی نامزد قاضی جدید دیوان عالی امی کنی بارات و عدم رعایت هیچ کدام از پروتکل های بهداشتی، ترامپ و همسرش به همراه چندین چهره ی کاخ سفید، حزب جمهوری خواه و سناتورهای جمهوری خواه به کرونا مبتلا شدند.ترامپ در حال امضای یک برگه ی خالی در بیمارستان برای نمایش میزان کار و فعالیتش در دوره بیماری.بازار بورس تهران هم مشابه تمام بازارهای مالی جهانی به خبر ابتلای ترامپ به کرونا واکنش نشان داد و با مخابره ی هر خبری از وضعیت سلامتی او، شاخص بورس تهران بالا و پایین می رفت. اما اکنون و پس از بازگشت دونالد ترامپ از بیمارستان به کاخ سفید و اینکه او اعلام کرده است به زودی به صحنه کارزار انتخابات باز خواهد گشت، این سوال در ذهن همگان نقش گرفته است که این بیماری چه تاثیری بر انتخابات آمریکا گذاشته است. برای پاسخ به این پرسش ابتدا به سه فرضیه ای که توسط تحلیلگران در ابتدای اعلام خبر، ارایه شده بود نگاهی خواهیم داشت:1- بیماری ترامپ باعث همدردی مردم با او و پیروزی او در انتخابات خواهد شد: برخی از تحلیلگران با یادآوری نقش ترور جان اف کندی بر محبوبیت ماندگار او ، محبوبیت روزولت پس از بیماری و مرگ و محبوبیت رونالد ریگان پس از ترور نافرجام، استدلال کردند که بیماری ترامپ می تواند منجر به هم دردی و افزایش محبوبیت او در میان مردم آمریکا و در نهایت پیروزی انتخابات شود. توقف حملات کمپین بایدن به شخص ترامپ گواهی بر این استدلال بود.2- عملکرد شخص و دولت ترامپ در برابر کرونا باعث رسوایی و شکست او خواهد شد:عملکرد فاجعه بار ترامپ در برابر ویروس کرونا به عقیده بسیاری از ناظران که منجر به ابتلای خود به او به این ویروس شد، می تواند منجر به رسوایی سیاسی او و دولتش و متعاقب آن شکست او در انتخابات شود. شاهد این گروه نیز حجم طعنه ها به ترامپ که به او یادآوری میکردند تزریق وایتکس را به عنوان راه حل پیشنهاد داده بود، است. 3- تاثیر چندانی بر انتخابات نخواهد گذاشت:عده ای از ناظران نیز با یادآوری این دو نکته که جامعه ی آمریکا بیش از پیش دو قطبی شده است و هر دو جناح طرفداران پر و پا قرصی دارند و تنها کمتر از هشت درصد رای دهندگان آمریکایی تصمیم قطعی خود را نهایی نکرده اند و هزاران نفر نیز زودتر از موعد انتخابات رای داده اند، جمع بندی کردند که این اتفاق تاثیر چندانی بر وضعیت انتخابات نخواهد گذاشت.کمپین بایدن پس از توقفی چند روزه، دیشب حملات به ترامپ را آغاز نمود.چه اتفاقی افتاد؟اکنون و پس از گذشت حدود پنج روز از ابتلای ترامپ به کرونا، او از بیمارستان به کاخ سفید بازگشته است و اعلام کرده است به زودی به صحنه کارزار انتخاباتی باز خواهد گشت. با بهبودی نسبی وضعیت او، کمپین بایدن نیز حملات مستقیم به او را با انتشار ویدیویی درباره مقایسه رفتار دو نامزد در برابر ماسک و اشاره تلویحی عدم اعتقاد ترامپ به دانش، از سر گرفته است. گویا همه چیز مانند پیش از جمعه و ابتلای او به کرونا پیش می رود.بر اساس آخرین نظرسنجی ها که وب سایت 538 متعلق به آژانس خبری ABC گردآوری کرده است، شانس پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا از روز جمعه تا امروز چیزی حدود سه درصد کاهش داشته است. اما با بررسی شیب تغییرات، متوجه خواهیم شد شانس ترامپ از هفته ها قبل به طور مداوم و با شیب یکسان در حال کاهش بوده است و به نظر نمی رسد این کاهش شانس انتخاب، ناشی از ابتلای او به کرونا بوده باشد.به طور کلی می توان نتیجه گیری کرد که ابتلای او به کرونا تابحال تاثیر چندانی بر روند انتخابات نگذاشته است و در آخرین نظرسنجی ها بایدن با چیزی حدود 81% شانس در مقابل ترامپ با چیزی در حدود 18% پیروز انتخابات نوامبر خواهد بود.بر اساس آخرین نظرسنجی ها بایدن با 81% شانس پیروز انتخابات خواهد بود.آیا نظرسنجی ها قابل هستند؟برای بسیاری از ما و پس از انتخاب غیر منتظره ترامپ در سال 2016، اعتبار نظرسنجی ها مورد سوال است. درباره نظرسنجی ها و آیا اینکه باید به آنها اعتماد کنیم یا نه، در مطلبی مفصلا توضیح داده ام؛ لطفا آن را مطالعه کنید.</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Tue, 06 Oct 2020 13:55:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا پیش بینی های انتخابات2020 دقیق تر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezaalamdar/uselection2020-pytejatg0ueb</link>
                <description>بر طبق آخرین برآوردها شانس پی 80 درصد و ترامپ 20 درصد است.وقتی سخن از برگزاری انتخابات آزاد به میان می آید، آن هم در کشوری مهم مانند ایالات متحده آمریکا، پیش بینی نتایج از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. حتی چند صد رای یک ایالات، مانند اتفاقی که در سال 2000 در فلوریدا و در نبرد بین گور و بوش رخ داد به نوعی مسیر تاریخ را عوض کرد. ایالات متحده از یک رژیم لیبرال که به دنبال گسترش اقتصاد از طریق انرژی های پاک بود، تبدیل به ماشین جنگی سیری ناپذیر شد که برای دستیابی به منافع نفتی خود را در معرض سخت ترین نبردها قرار می داد.در این دوره و کارزار انتخاباتی بین بایدن و ترامپ نیز، سران بسیاری از کشورها چشم انتظار نتیجه انتخابات هستند. از نتانیاهو در اسراییل گرفته که به نوعی شکست ترامپ آغاز افول او خواهد بود ( با توجه به اینکه در سال 2021 نیز باید قدرت را به بنی گانس تحویل دهد)، تا اروپا، چین ، روسیه و آنچه برای ما آشنا تر است، ایران، منتظر نتایج انتخابات آمریکا هستند.بنابراین نه تنها نظرسنجی و برآورد کردن در میان افکار عمومی و نهادهای آمریکایی پر طرفدار است، بلکه صدها مقام و مسوول دولتی و خصوصی در سراسر دنیا نیز آن را به دقت دنبال می کنند. اما علم نظرسنجی و افکار پژوهی در سال 2016 با یک شوک عظیم مواجه شد، درحالی که آخرین نظرسنجی ها شانس کلینتون را چیزی در حدود 75% پیش بینی می کردند، دونالد ترامپ به پیروزی غیر قابل باوری رسید. این امر سبب شده ، بسیاری ، مخصوصا در ایران که به شدت چشم انتظار یک رییس جمهور دموکرات است، به نظرسنجی های این دوره که بایدن را با شانس 80درصدی پیروز می دانند به دیده ی تردید نگاه کنند. در این یادداشت به سه دلیل اینکه چرا به باور من نظرسنجی های این دوره نسبت به سال 2016 از دقت بیشتری برخوردار هستند اشاره خواهم کرد:حتی چند صد رای یک ایالات مانند اتفاقی که در سال 2000 در فلوریدا و در نبرد بین ال گور و بوش رخ داد به نوعی مسیر تاریخ را عوض کرد. انواع مختلفی از نظرسنجی مورد استفاده قرار می گیرد.یکم: نحوه برگزاری نظرسنجی ها بهبود داشته است:شوک حاصل از شکست نظرسنجی های 2016، تنها مردم و تحلیل گران را در بهت فرو نبرد. نهادهای نظرسنجی و متخصصان افکارسنجی خود در صف مقدم تعجب و شگفتی از نتایج بودند و بلافاصله پس از انتخابات 2016، درباره روشهای بهبود افکار سنجی ها بحث و هم اندیشی کردند و سوالات و نحوه برگزاری نظرسنجی ها را تا حد بسیار زیادی بهبود دادند. همین سبب شد که در سال 2018، این نظرسنجی ها در پیش بینی پیروزی دموکرات ها در انتخابات مجلس نمایندگان و شکست آنان در دستیابی به اکثریت سنا، کاملا موفق عمل کنند.ترامپ هرچقدر هم غیرعادی و غیر منتظره باشد باز رییس جمهور مستقر است!دوم: ترامپ دیگر برای مردم آنچان غیرعادی نیست:یکی از دلایلی که در شکست نظرسنجی های 2016 عنوان می شود، این است که افرادی که مورد سوال قرار گرفته بودند قصد داشتند که به یک عمل غیرعادی و عجیب دست بزنند، رای دادن به مردی که حتی یک ساعت هم تجربه در سیاست و مدیریت کشور نداشته است، به نظر این رای دهندگان هم تصمیمشان یک عمل انقلابی و عجیب بوده است و دقیقا به همین دلیل بسیاری از آنان رای خود را علنی عنوان نکرده اند. در حال حاضر، ترامپ هرچقدر هم غیرعادی و غیر منتظره باشد باز رییس جمهور مستقر و فرمانده کل قوا است و رای به او هرگز مثل 2016 تابویی نیست که نیازی به پنهان کردن داشته باشد.موسسات نظرسنجی رتبه بندی اعتباری دارند و طبیعتا موسسات معتبر تر، گرانتر هستند!سه: اصلا نظرسنجی در کار نبود!شاید بخش دلیل سوم عجیب ترین دلیل باشد، ولی تا حدود بسیار زیادی درست است، اصلا نظرسنجی ای به معنی نظرسنجی علمی و کارآمدی که سراغ داریم در کار نبوده است! آنچنان که می دانیم بر اساس عملکرد و روش آنها، موسسات نظرسنجی رتبه بندی اعتباری دارند. همچنان می دانیم که انتخابات آمریکا حول چند ایالات خاص می گردد و در هر دوره اگر نامزدی آن ایالات ها را ببرد، رییس جمهور آمریکا خواهد بود. حتما متعجب خواهید شد اگر بشنوید در هیچ یک از ایالات های کلیدی مهم مانند میشیگان، ویسکانسین، پنسیلوانیا ، فلوریدا و ...، اساسا هیچ نظرسنجی معتبری با بالاترین درجه اعتباری (A+) صورت نگرفته بود و تنها نظرسنجی های کم اعتبار و غیر دقیق به انجام رسیده بود! یعنی موسسات نظرسنجی و به خصوص کمپین کلینتون در یک خواب خرگوشی حاصل از اطمینان به شکست ترامپ، هیچ علاقه ای به صرف هزینه و برگزاری نظرسنجی های دقیق و موشکفانه نداشتند! یکی از شواهد آن این است که هیلاری کلینتون با اطمینان به پیروزی در یکی از ایالات هایی که به ترامپ باخت، در طول دو سال کمپین انتخاباتی مقدماتی و نهایی، حتی یک سفر هم به ویسکانسین ترتیب نداده بود! کاری که جو بایدن حدود 11بار انجام داده است!هنوز چیزی قطعی نیست!نکاتی که گفته شد، شاهدی بر قطعی بودن پیروزی بایدن نیست. حتی در صورت اعتماد به نظرسنجی های فعلی نیز، ترامپ چیزی حدود 20 درصد (یک پنجم) شانس پیروزی دارد، بلکه بدین معنی است که درست است پس از 2016، به شدت به نظرسنجی ها بی اعتماد شده ایم، ولی وقت آن است که اندکی با نظرسنجی های معتبر آشتی کنیم و کمتر دل به شایعات و اما و اگرهای نامربوط به فضای سیاسی ایالات متحده بسپریم.منابعی که از آنها استفاده کرده ام:وب سایت fivethirtyeight.com که آخرین نتایج نظرسنجی ها و اخبار انتخابات آمریکا را منشر می کند.شبکه خبری ABCشبکه خبری CNN</description>
                <category>علیرضا علمدار</category>
                <author>علیرضا علمدار</author>
                <pubDate>Sat, 03 Oct 2020 13:58:34 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>