<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های alireza fazeli</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alirezafazeli</link>
        <description>Computer science student / frontend developer / Book lover</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:09:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/429759/avatar/G6xjpx.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>alireza fazeli</title>
            <link>https://virgool.io/@alirezafazeli</link>
        </image>

                    <item>
                <title>صدای مکبث در آس و پاس</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezafazeli/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%A8%D8%AB-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3-%D9%88-%D9%BE%D8%A7%D8%B3-wkerflw7rgqb</link>
                <description>آس و پاس می تواند مکبث بعدی شکسپیر حال حاضر باشد و آس و پاس منم در روستای آس و پاسان ، که صدای برآمده از گدازه های قلبم ، حکایت از داستانی آشنا ، برای غرور وحشیانه تو دارند.نگاهت را برگردان سارا ! ، مگر نمیبینی آن سوسک های کز کرده ، لب هایشان را از سر بی حوصلگی تر میکنند؟ آنها حتی دست هم نمیزنند ! ، چون فکر میکنند من احمق هستم. ولی اشتباه میکنند.سارا ، حال که من لب باز میکنم و ارتعاش صدایم از درون سوراخ های گوش هایشان وارد تک تک سلول های مغزشان می شود ، آنگاه من ، آنها هستم سارا.آنها نمی توانند مرا که جزئی از آنان شده ام ترک گویند. آنها فقط به خودشان بد میکنند سارا ! . -  اما سامان تو خوب میدانی که نه تو آنهایی نه خودت ، تو سالهاست که گوشه این اتاق تبدیل به پوست و استخوان شده ای سامان ! . و سامان تو خودت خوب میدانی که توهمی نیستی در این اتاق پر از خشم ، سامان .من پیر شده ام ولی تو هنوز درون من جریان داری ، سامان !نویسنده : علیرضا فاضلی</description>
                <category>alireza fazeli</category>
                <author>alireza fazeli</author>
                <pubDate>Sat, 26 Nov 2022 20:42:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تکنیک پومودورو ، 25 دقیقه مفید کار کن !</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezafazeli/%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D9%88%D9%85%D9%88%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%88-25-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D9%85%D9%81%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86-yaajnikjrqhl</link>
                <description>pomodoroبه نام ایزد منانبا سلام ، الان که این مطلب رو مینویسم حال هیچ یک از ما خوب نیست ، تمامی اقشار این جامعه الان درگیر یک تروما وحشتناک هستیم . از کارگر بگیر تا کارمند ، از دانش اموز تا دانشجو ، زن و مرد در این تاریخ ایران اصلا حال روحیه خوبی ندارن . من واجب دیدم که به نوبه خودم بیام حداقل دانش یا اطلاعاتی که درمورد چیزهای مختلف دارم به اشتراک بزارم تا حداقل یک کار مفیدی برای هموطنام کرده باشم ...تکنیک پومودورو یا فن پومودورو یا تکنیک 25 دقیقه رو احتمالا به گوشتون خورده ! تو این دوره زمونه ، هممون به شدت درگیر حواس پرتی دیجیتال هستیم یعنی رو راست بخوام باشم معتاد فضای مجازی هستیم و این یک واقعیتیه .همیشه وقتی که میخوایم تمرکز کنیم ناخوداگاه ذهنمون شیطونی میکنه میگه : پاشو برو یک دقیقه اینستاگرامتو چک کن ببین فلان کس چه پستی گذاشته یا پیام جدیدی داری؟ .این ها حرفایی هستش که ذهن ما همیشه به ما میگه ، حالا این تکنیک پومودورو میاد جلوی همچین کارو میگیره ، این تکنیک روش کارش اینجوریه که شما یک تایمری دم دستتون میزارید . این تایمر میتونه تایمر گوشیتون باشه ، یا برنامه های مختلف پومودورو که پایین تر معرفی میکنم. شما تایمرو میزارید روی 25 دقیقه ، استارت تایمرو میزنید ، اون کاری که باید روش تمرکز کنید رو شروع میکنید 25 دقیقه دست به هیچی نمیزنید ، فقط روی اون کار فوکوس میکنید. همین !بعد از اینکه اون 25 دقیقه تموم شد حالا 5 دقیقه استراحت میکنید ، میتونید نرمش کنید ، گوشیتونو چک کنید ، یه نوشیدنی بخورید ، هرکاری که دوست دارید.حالا برای اینکه خیلی با تمرکز بالا تر و مفید تر روی اون کار مورد نظرتون کار کنید ، بیاید 4 پومودورو ، یعنی چهار تا 25 دقیقه کار کنید ، بعد اون 4 تا ، 15 یا 25 دقیقه استراحت کنید.به همین راحتی !!!!شما تونستید 25 دقیقه مفید روی یک مطلب تمرکز کنید و کارتونو جلو ببرید ، این 25 دقیقه می ارزه به یکساعت غیر مفید کار کردن.حالا برای اینکه بتونید پومودورو هاتون رو ارزیابی کنید و با بقیه دوستان رقابت کنید ( هرکی بیشتر فوکوس کنه روی یک کاری ) میتونید از اپلیکیشن های معروف پومودورو استفاده کنید که پیشنهاد من سایت pomofocus هستش :سایت خارجی پومودرو :https://pomofocus.io/appسایت ایرانی پومودرو :https://mypomodoro.irامیدوارم این مطلب به دردتون خورده باشه.ارزوی من شادی و سلامتی برای مردم ایران زمین هستش.تا مطلبی دیگر بدرود</description>
                <category>alireza fazeli</category>
                <author>alireza fazeli</author>
                <pubDate>Sun, 09 Oct 2022 22:53:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انسان های آغوش باز</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezafazeli/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%BA%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-pu94kkaailsw</link>
                <description>اهمیت داشتن میتواند اصلی ترین دلیل برای بقا انسان های آغوش باز باشد. تعریف دقیق انسان های آغوش باز در سه کلمه : شخص ، خانواده ، همسر خلاصه میشود.آغوش اصلی به سوی خود ، آغش دوم به سوی آنها و آغوش سوم به سوی او می رود.اگر در چرخه این هستی ، سه آغوش فعال یک کدامش غیرفعال شود، شمع های درون انسان شروع به آب شدند میکنند ، می چکند و ذره ذره قلب تورا به کوهی از شمع های سوخته تبدیل میکنند و آنگاه تو باز می ایستی و به سمت آغوش خودت میروی ، کمی تامل میکنی و میبینی تو قبلا سوخته ایی و حالا حلقه را می اندازی و ضربه ایی کوچک به صندلی چوبی ات میزنی ، و یکباره تمام میشود.تک تک دردهایت ، روانت ، قلبت و سرت را  که پای این زندگی خالی از وفا داده بودی  به سمت والدت ، آن آفریننده به الحق میرود ، اما کدام به الحقی ؟آن به الحقی که فقط گفته اند هست و نیست و کجاست؟آری ، کجاست؟من در کوچه های خاکی پر از پشه های کوته فکر این خیابان ها خاک خورده ام ، سمت کوی او رفته ام اما بدون لحظه ایی درنگ مرا به سمت خاموشی شمع های خویش برد.مگر من چه کرده بودم ؟فقط زندگی آرام میخواستم ، اینکه آن والد خویش آرام باشند ، دوست و یاور هم باشند.غم تک تک سلولای مرا خورد نکند.کلیشه ، کلیشه ، اینها را به چه کسی میگویم؟ نمیدانم ، درد های انباشته شده را فقط مینویسم و برایت میخوانم.من در پیدایش تو میمانم ، فقط کمی بگذار آرامم.نویسنده : علیرضا فاضلی</description>
                <category>alireza fazeli</category>
                <author>alireza fazeli</author>
                <pubDate>Thu, 07 Jul 2022 11:59:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باتلاق سیاه</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezafazeli/%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-rznlvnlocod8</link>
                <description>در باتلاق دست و پنجه  نرم میکنند اما به امید طناب ، چشم به آسمان می دوزند و منتظر نجات هستند.آن نجات چیزی جز مرگ  نیست . همان واقعیت ابدی که جاودانه کننده واقعیت ها است.  و این جاودانگی امید هر زنده ایی است.سر درد های عمیق به سوی تو می آیند ، تو راهی جز نگاه کردن به گذر این درد ها نداری و مجبوری به پدر و مادر فرو رفته در باتلاق نگاه کنی.آهسته به سمت تشک پهن شده در اتاق تاریک میروی و عشق واقعی ساختگی از درونت را بر درازای تشک دفن میکنی. آیا متعلق به عزیزی هستی ؟ آیا فقط داری حرام میشوی؟آیا توهم فقط در همین باتلاق هست که فقط چشم دوخته به دستان معشوقت هست؟آیا اصلا زنده ایی ؟اینها سوالاتی  هستند که همیشه در عمق دعواهای دو زندگی بی هدف و پوچ میشنوم.تنم را هزاران بار خسته تر و ذهنم را هزاران برابر آشفته تر از قبل میسازد.تنها چیزی که میتواند عامل نجات من از این باتلاق باشد ، شاید ترک آرام از این باتلاق سیاه است.با دست و پا زدن فقط بیشتر فرو میرمباید آرام به سمت جلو حرکت کنم ......نویسنده : علیرضا فاضلی</description>
                <category>alireza fazeli</category>
                <author>alireza fazeli</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jun 2022 15:31:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>