<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های alirezakarbor</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alirezakarbor</link>
        <description>مدیرعامل شرکت رهاورد صبح وصال |
کارشناس ارشد تجارت الکترونیک و دانشپذیر دوره دکتری DBA |
مشاور و مشاهده گر کسب و کارهای آنلاین ( تجارت الکترونیک ) |
مدرس دانشگاه | 
⭕سرجمع:هیچ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:50:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6618/avatar/82GOQa.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>alirezakarbor</title>
            <link>https://virgool.io/@alirezakarbor</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اصل باشیم، کپی محکوم به شکست است.⁣⁣</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-r2gbtredb4wb</link>
                <description>بسم ربی⁣⁣سلاماگه یادتون باشه قرار بود چهل فرمان مرتبط با کسب و کار رو با هم بررسی کنیم.فرمان اول کسب و کاری: #اصل باشیم، #کپی محکوم به شکست است.⁣⁣⁣⁣کپی  کردن می تونه در تولید یک محصول، فعالیت یک کسب و کار یا برند، یا رفتار و  برند شخصی اتفاق بیفتد. در بهترین حالت محصول یا کسب و کار کپی شده، یک  نمونه موفق از کسب و کاری است که «دیرتر» به بازار آمده است و در بدترین  حالت محصول یا کسب و کارِ ناموفقی است که «دیرتر» عرضه شده است.⁣⁣⁣⁣دلیل  موفق نشدن کپی کاری این است که ما فقط لایه موفقِ و جذابِ محصول یا کسب و  کار اولی رو می بینیم. اما لایه های شکست خورده و آسیب دیده را اصلا نمی  بینیم.⁣⁣⁣⁣اصالت باعث می شود ما در موضوع فعالیت خود رشد کنیم، چون  فعالیت هایمان درون‌زا هستند و هیچ نگاهی به بیرون از کسب و کار خود  نداریم.⁣⁣⁣? البته همیشه اصل بودن به معنی متفاوت بودن با بقیه  نیست. منظورم از اصالت داشتن &quot;انجام کار به سبک خود&quot; است. در واقع بهتره  بگم سبک خودمون رو داشته باشیم.⁣⁣⁣? تنها یک دلیل برای کپی کردن  یک محصول یا کسب و کار وجود دارد و آن هم این است که بتوانیم ایده محصول یا  کسب و کار را «تصحیح کرده و ارتقا دهیم.»⁣⁣⁣#گوگل تلاش کرد ایده #موتورجستجو در #یاهو را ارتقا دهد. #دیوار تلاش کرد ایده #ایستگاه را رشد دهد.⁣⁣⁣⛔  یک نمونه از مدل ناموفق کپی، سایت هایی بود که در زمان درخشش سایت ایستگاه، با یک کپی مشابه آن سایت به سرعت بوجود می آمدند و در یک زمان  کوتاه از بین می رفتند.⁣⁣⁣⁣⁣⁣#اصالت #چهل_فرمان #کسب_و_کار #ایده #محصول #موفقیت #رشد #مهارت_نرم</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 21:07:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهل فرمانِ کسب و کاری (0)</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%DA%86%D9%87%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%90-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-0-rhnzowe8nctf</link>
                <description>بسم ربی⁣اوایل هفته بود که یک نظرسنجی گذاشتم پیرامون انتشار مطالب محتوایی در اینستاگرام⁣⁣گزینه ها این ها بودند : ⁣- چهل فرمان ویژه کسب و کار⁣- مباحث مرتبط با مشاوره IT⁣⁣با اختلاف، گزینه اول رای آورد و قول دادم از این هفته مطالب رو شروع کنم.⁣⁣اما پیش از شروع چند نکته‌ی لازم به تذکر:⁣⁣1-  من خودم مخاطب اول و اصلی این مطالب هستم، لذا از اول شخصِ جمع برای مطالب  استفاده میکنم و خودم اولین کسی که نیاز دارم به این مسائل توجه کنم.⁣⁣2- مطالب عمدتا از کتب و #پادکست های مرتبط با #کسب_و_کار استخراج شدند، اما چون دقیق یادم نیست کدام مطلب رو از کجا نقل میکنم، اسم  همه پادکست ها و کتبی که احتمالا از اون ها نقل قول می کنم در انتهای همین  پست می آورم.⁣⁣3- محبت می کنید اگر این مطالب رو مفید می دونید، در انتشار مطالب همکاری کنید.⁣⁣4- مراقب سلامتی‌تون باشید در این ایام انتشار روز افزون ویروس #کرونا⁣⁣منابعی که جسته و گریخته از اونها نقل می کنم :? پادکست های فارسی: #پادکست10صبح ، پادکست #رادیومذاکره ، پادکست #دیالوگ⁣ ، پادکست های #عادل_طالبی⁣? پادکست های انگلیسی : Mixergy و How I Built This⁣⁣? کتاب ها: ذهنیت موسس، سختی کارهای سخت (هر دو از انتشارات #آریاناقلم) ، کتاب گوگل چگونه کار می کند ؟ ⁣و شرح زندگی و تجربیات تعدادی از کارآفرین های داخلی و خارجی⁣⁣#چهل_فرمان #استارتاپ #بایدونباید #مشاوره_فناوری_اطلاعات #مشاورهچهل فرمان کسب و کاری</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Tue, 24 Nov 2020 08:43:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطای شناختی یا سوگیری شناختی</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/cognitive-bias-w4jjtbajqwna</link>
                <description>چند روز پیش حین صحبت با یکی از دوستان برنامه نویس، اظهارنظری از ایشان درباره یک پروژه شنیدم که تصمیم گرفتم موضوعی رو در باره اون مکالمه مطرح کنم.این دوست عزیز که تجربه برنامه نویسی یکی دوساله دارن، در حین صحبت درباره ایده یک پروژه و دلیل تاخیر در اجرای پروژه گفت که «چون معتقد بودم ایده پروژه یک ایده نشدنی هست، پس انگیزه ای هم در اجرای اون کار نداشتم.»Cognitive Bias یا خطای شناختی یا سوگیری شناختی فرایندی است که در ذهن و فکر یک انسان (یا جامعه) شکل میگیره، این خطا یا سوگیری مبتنی بر الگوهای فکری و ارزش های ذهنی که یکنفر می تونه داشته باشه در فرایند حل مسئله و یا اظهارنظر و یا اخذ موضع در قبال یک موضوع به سراغ ذهن انسان می آید.سوگیری شناختی مدل های خیلی زیادی داره :- پيش گويی- برچسب زدن- دست كم گرفتن جنبه های مثبت- تعميم افراطی- چه می شود اگر؟و....(عبارت خطای شناختی را جستجو کنید به نزدیک به 20 خطای شناختی در اینترنت فارسی می رسید.)اما موضوع مرتبط با کار و حرفه بنده!مسئله اینجاست که اظهارنظر افراد از جایگاههای مختلف باید در شان و جایگاه خودشون شکل بگیره. اظهارنظر «کسب و کاری و تحلیل بازار غیر کارشناسانه» به همان اندازه از یک برنامه نویس مذموم است که اظهارنظر غیرکارشناسانه یک «کارشناس تحلیل بازار» درباره کیفیت کدنویسی برنامه نویس.خطای شناختی اینجاست که چون من توان برنامه نویسی دارم و می توانم در قالب تعدادی کد و تحلیل و ... یک ایده را عملیاتی و اجرا کنم، پس توان تحلیل بازار و پیش بینی درباره «گرفتن» یا «نگرفتن» #ایده را نیز دارم.حتی با تجربه ترین افراد نیز، توانایی پیش بینی آینده یک ایده یا پروژه را ندارند. ایده هایی مثل #lean ، تولید #mvp و... برای کمک به همین موضوع در دنیای توسعه محصول مطرح هستند که ان شالله بیشتر درباره اون ها خواهم گفت.این خطای شناختی در جای جای دیگر زندگی روزمره ماها در حال تکرار شدن است، باید مراقب بود و خطاهای (یا سوگیری های) شناختی را بازشناسی و از آن ها اجتناب کرد.شما اخیرا با چه خطاهای شناختی روبرو شده اید ؟</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2020 23:53:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت که قطع شد...</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/internetdown-x3ezol0bp5c8</link>
                <description>بسم ربیاینترنت که متوقف شد، برخی پی کارهای روزمره مان بودیم. برخی پی تحقیقی، جستجویی، کار دانشجویی. برخی پی دلبری و شوآف در شبکه های اجتماعی. برخی پی معامله و کسب روزی. برخی پی گشت و گذار و وقت گذرانی بیهوده. برخی پی قانع کردن معشوقه ای برای دل سپردن واقعی، برخی پی رصد دیگران با اهداف خیر و شر و ....خلاصه اینترنت که قطع شد زمان نیز متوقف شد.بیاید از جنبه کسی به این ماجرا نگاه کنیم که بیرون از ایران است و به اکانت های شبکه های اجتماعی من و شما سر میزند.انگار زمان درست در روز و ساعت مشخصی برای همه دوستانش متوقف شده است. انگار مردی که صبح برای کاری به بیرون از شهر رفته و شب هنگام که برمیگردد مردمانش را می بیند که درست در یک زمان مشخص همه متوقف شده اند.(کسی در حین غذا خوردن، کسی در حین رانندگی، دیگری در حین مطالعه و...) متاسفانه یا خوشبختانه با توقف 7-8 روزه اینترنت در ایران، انگار که زمان نیز در میان جمعی از جمعیت ایران متوقف شد، تو گویی سعی میکنی برگردی و میلاد پیامبر خاتم را در اولین استوری و پست تبریک بگویی، چون زمان از همانجا متوقف شده بود.خوب یا بد، زندگی این روزهای ما به این جنبه عجیب از تکنولوژی گره خورده است و عجب است که این موج چهارم تکنولوژی با قدرت بسیار بیشتری تمام ارکان زندگی شبانه روزمان را به سیطره خود در آورده است.عده ای معتقدند تکنولوژی باید در خدمت &quot;توسعه&quot; باشد و برخی دیگر معتقدند باید در خدمت &quot;تکامل&quot; قرار گیرد. بین توسعه و تکامل فرق بسیار است که لازم است در مورد این تفاوت خیلی خوب مطالعه و دقت کنیم.اما بهرحال به هر منظری که به این جنبه از تکنولوژی که بنگریم، باید قبول کنیم که زندگی امروز بشر در تسخیر فناوری اطلاعات و ارتباطات ( یا به طور ساده تر اینترنت ) درآمده است و این مُسخر شدن لاجرم و ناخواسته پیش آمده است.در این میان عده ای بر کوسِ ضرورت قطع کامل اینترنت جهانی و بسنده کردن به اینترانت داخلی کوبیدند و عده ای نام #فیلترنت را بر اینترنت ایران نهادند.(خدا کند این چند روز قطعی اینترنت، مستمسک تعریف پروژه های معلوم النتیجه برای جذب بودجه های کلان فرهنگی و غیرفرهنگی توسط برخی از عزیزان برای راه اندازی اینترنت های بومی، ملی، محلی و.... نگردد)در باب آزاد بودن انتقال اطلاعات تشکل های جهانی منجمله WSIS بیانه هایی داده و کارهایی کرده اند که البته نقدهای فراوانی نیز به آن ها وارد است، اما به نظر می رسد در کنار تلاش برای رصدهای فنی و رشد تکنولوژیک، ما در بعد نظریه پردازی و به اصطلاح فلسفه تکنولوژی (فلسفه فناوری اطلاعات و ارتباطات) کار شایسته و درخوری انجام نداده ایم، لذا یکی از شئونی که باید به صورت جدی به آن پرداخته شود نظریه پردازی در باب فلسفه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات و مسئله آزادی دسترسی به اطلاعات می باشد.درست است که احتمالا قطع شدن اینترنت به دلایل امنیتی و پیشگیرانه بوده است، اما چه در باب مسئله شبکه ملی اطلاعات ، چه در باب مسئله از رونق افتادن کسب و کارهای اینترنتی و چه کم شدن اعتماد سرمایه گزار به حضور در این عرصه در کشور، مقصر اصلی دولت است!باید بپذیریم دولت و دست اندرکارانش در این ماجرا کم کاری کرده اند. باید علاج واقعه پیش از وقوع می کردند.</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Thu, 28 Nov 2019 18:38:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی درونگرا (0)</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7-0-vczthzt7p8pn</link>
                <description>از اواسط شهریور 1398 قرار شد در یک ستون از صفحه استارتاپ های روزنامه شرق بصورت هفتگی درباره &quot; بازاریابی درونگرا &quot; بنویسم.مطالب رو بعد از انتشار در روزنامه، در وبلاگ هم منتشر میکنم، شاید به کار بیاید.توضیح اولیه : در این سلسله نوشتار هر جا واژه &quot; بازاریابی &quot; به کار برده شده است مراد عبارت &quot; Marketing &quot; به مفهوم جامع و عام آن می باشد.به نظر شما برای این ایده چقدر باید هزینه بازاریابی کنار بگذارم ؟ بودجه بندی بازاریابی برای ورود و بعد ماندن در بازار برای این ایده چقدر باشه خوبه ؟شما فکر میکنید وقتی محصول به بازار عرضه شد بازاریابی رو شروع کنم یا پیش از عرضه ؟ و...سوالاتی از این دست از جمله سوالاتی هستند که به صورت مستمر از بنده به عنوان یک فعال حوزه کسب و کارهای دیجیتال پرسیده می شود و من همیشه در پاسخ خیلی کوتاه و ابتدایی می گویم : &quot; بسته به شرایط فرق می کند.&quot;این پاسخ کلیشه در جواب سوالات کلیشه ای بالا بهترین پاسخی است که می تواند ارائه شود. اما اگر بخواهیم کمی عالمانه و منطقی به پاسخ این دسته از سوالات بیندیشیم باید بگوییم که در شرایط کلی نباید بازاریابی ( Marketing ) را جز جدایی از فرایند تدوین، تولید، عرضه، اصلاح و بروز رسانی محصول و یا ایده دانست.موضوع اصلی این است که در دنیای دیجیتال مسئله بازاریابی یک مقوله مجزای از فرایند شکل دهی ایده و یا تولید محصول نیست. یعنی همزمان با بازارسنجی و تحقیقات بازار، همزمان با تشکیل تیم فنی و شروع به تولید محصول باید به فکر روش های عرضه ایده یا محصول به بازار بود و برای آن برنامه و روال دقیق تعریف کرد. در این دیدگاه بازاریابی چیزی خارج از فرایند تولید و توسعه و عرضه محصول نیست.در این سلسله نوشتار قصد داریم در کنار شما این دیدگاه بازاریابی را بصورت جزئی تر بررسی کنیم.بصورت کلی دو دیدگاه در مورد مسئله بازاریابی کسب و کارهای دیجیتال وجود دارد.دیدگاه اول به مقوله بازاریابی به عنوان یک مسئله برون سیستمی نگاه می کند. منتظر می ماند تا محصول به صورت تمام و کمال تکمیل و به بازار عرضه گردد، از ابزارهای مختلف ( کانال های مختلف ) مثل تبلیغات تلویزیونی، تابلوهای تبلیغاتی شهری، بنرهای تبلیغاتی در وب سایت های دیگر و... برای معرفی محصول یا ایده یا کسب و کار تازه معرفی شده استفاده می نماید. در این روش که بصورت معمول روش تقریبا گرانی است صاحب ایده و یا کسب و کار به کمک این ابزارها به &quot; سراغ مخاطب &quot; می رود، یا بهتر بگوییم این مخاطب نیست که انتخاب می کند تبلیغ آن ایده یا کسب و کار را دریافت کند.اما در دیدگاه دوم بازاریابی به عنوان یک امر درون سیستمی درنظر گرفته می شود. صاحب ایده و یا کسب و کار همزمان با طرح ریزی برای تولید محصول خود به فکر &quot; سخن گفتن &quot; با مخاطب نیز است. در این روش همه تلاش صاحب ایده و یا تیم بازاریابی کسب و کار این است که مخاطب با &quot; انتخاب و میل خودش &quot; به &quot; سراغ کسب و کار &quot; بیاید، لذا سعی میکند ادبیاتِ مورد علاقه و پسند مخاطب را بشناسد، ابزار یا کانالی که مخاطبین بالقوه بیشتری در آنجا حضور دارند را شناسایی کند و براساس بازخوردهایی که از حضور مخاطبین مختلف در کنار محصول یا کسب و کار خود دریافت می کند اقدام به برقراری ارتباط با وی نماید و با مخاطبی که با انتخاب خودش به سمت محصول و کسب و کار آماده است &quot; سخن بگوید&quot;.شاید بتوان اصلی ترین تفاوت این دو دیدگاه را در دو مقوله دانست :- در دیدگاه اول کسب و کار به سراغ مخاطب می رود و عموما بدون کسب اجازه از وی در معرض دید ایشان قرار می گیرد.- در دیدگاه دوم مخاطب ( مشتری بالقوه ) به سراغ کسب و کار می آید و با &quot; انتخاب &quot; خویش محصول یا کسب و کار را بررسی می نماید.در این سلسله نوشتار تلاش خواهم کرد توضیحاتی پیرامون دیدگاه دوم که در بازاریابی دیجیتال با عبارت Inbound Marketing شناخته می شود ارائه نمایم. این روش را &quot; بازاریابی درونگرا &quot; یا &quot; بازاریابی جاذبه ای &quot; یا &quot; بازاریابی ربایشی &quot; ترجمه کرده اند که ما از ترجمه &quot; بازاریابی درونگرا &quot; استفاده خواهیم نمود.</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 15:43:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه حلی برای &quot;وبلاگ ننویس &quot; شدن ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D8%AF%D9%86-rxyuqyksd8do</link>
                <description>سلامموِبِل تایپبلاگفاپرشین بلاگپارسی بلاگحداقل این چهار تا رو یادمه که به کمکشون وبلاگ مینوشتم. بگذریم از مثلا وبلاگ شخصیم ( karbor.ir  )امروز وبلاگ مانوئل رو دیدم، دیدم که گفته یکسالی هست توی بلاگ شخصیش ننوشته. خواستم بهش بگم مائول جان، همین که مدت خوبی تمرکز کردی روی وبلاگ شخصیت خیلی هم خوب بوده و از اون بهتر اینکه هنوز بازدید یونیک داری.قرار نیست زیاد بنویسم، فقط درباره این کمپین روز وبلاگستان فارسی که ویرگول راه انداخته اومدم یک نکته رو که تجربه واقعی از یک &quot; وبلاگ ننویس &quot; قهار هست رو برا دوستان بگم.آخه ایراد اصلی چی بود ؟ منی که از زمان پارینه سنگیِ &quot; موِبِل تایپ &quot; که احتمالا خیلی هاتون اسمشم یادتون نیست توی این فضا فعال بودم تا حالا نتونستم یه وبلاگ نویس درست درمون بشم ؟عدم استمرار، اصلی ترین دلیل وبلاگ نویس نشدنم بود.بیاید به حکم ادب از که آموختی، از بی ادبان. یادتون بمونه اگه میخواید پنج سال دیگه شما هم یه &quot; وبلاگ ننویس&quot; باشید، مثل من هی بر ننوشتن استمرار کنید.نوشتن کار سختیه ؟ به نظر من که نه! همین مطلبی که الان دارم مینویسم، نه فکر قبلی پشتش هست نه برنامه قبلی! دیدم مانوئل نوشته گفتم منم دلیل &quot; وبلاگ ننویس &quot; شدنم رو بگم.اما راه حلش چیه ؟فقط باید بنویسید ! بخواید که بنویسید.از چی ؟ از تخصصتون ؟ که بشه بلاگ تخصصی ؟ از روزمره هاتون ؟ که بشه روزنگار مثلا ؟ از دل نگرانی هاتون ؟ که بشه دل نوشته ؟ جواب همش آره است و نه ! اینی که الان داره شما رو نصیحت میکنه خودش رطب خورده و منع رطب میکنه ولی اساتیدی که دیده، در باب نوشتن بلاگ، همیشه توصیه کردن بنویس آقا! شما بنویس! وبلاگ نویس میشی....زیاد حرف زدم، خلاصه ش اینه که بیاید به مناسبت این کمپین خوب ویرگول و به مناسبت روز جهانی وبلاگ نویسی که دو روز پیش بود از من درس بگیرید و شروع کنید به نوشتن. بنویسید، منتشر کنید، باز خورد بگیرید و دوباره بهتر بشید.موفق باشید.</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Mon, 09 Sep 2019 19:01:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرکز نداریم...</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-kx2zffze5xsh</link>
                <description>تمرکز نداریم...بسم ربیاین روزها بخواهیم یا نخواهیم اکثرمون درگیر هجوم عوامل مختلف برای برهم خوردن #تمرکز در زندگی هامون هستیم.اینستاگرام رو چک میکنیم، میریم سراغ تلگرام، از تلگرام خارج میشیم میریم سراغ واتساپ، از واتساپ خارج میشیم میریم توییتر و لینکداین و این چرخه ادامه دارهبگذریم از اون زمان هایی که کلی از وقتمون رو هم با تلویزیون و فیلم و سریال صرف می کنیم.اصلا انگار نه انگار ارزشمندترین چیزی که توی زندگیمون داریم یعنی وقت و جوانیمون رو داریم در کوچه پس کوچه های فضای مجازی و غیرمجازی هَدَر میدیم. ( واقعا هم هدر میدیم ها )خب بسه خیلی شعار دادم، نقطه گمشده این اوضاعِ زندگی هامون کجاست؟به نظرم اگه بخوایم فقط یک مورد رو در جواب این سوال مطرح کنیم، باید بگیم &quot; تمرکز &quot;.در زندگی کاری، شخصی، تحصیلی، عاطفی و.... تمرکز نداریم.و نکته جالب اینه که هممون هم میدونیم داریم از کجا ضربه میخوریم ولی باز هم حاضر نیستم خار و خاشاک اضافه رو کنار بذاریم و متمرکز بمونیم بر روی اهدافمون، اطرافیان عزیزمون، دلبستگی هامون و...اصلی ترین دستور ادیان ابراهیمی &quot; توحید &quot; بوده، بدون هیچ قیاسی میخوام بگم جنس این دعوت به توحید هم از جنس همین دعوت به زندگی متمرکز است.به نظرم تمرکز داشتن در زندگی با تمرین به دست میاد و اتفاقا یکی از جذابیت های زندگی همینه که توی شئون مختلف زندگی متمرکز باشیم و با تمرکز بر روی خواستنی هامون آهسته و پیوسته به سمتشون بریم.فکر میکنم ماه #رمضان وقت خوبی بود برای اینکه تمرین کنیم روی اهدافمون، روی خواسته هامون، روی برنامه ریزی بری آینده مون، روی یادگیری هامون و ... متمرکز بشیم و هرچیزی(کسی) که داره تمرکزمون رو میگیره رو یواش یواش کنار بذاریم یا درجه اهمیتشون رو توی ذهنمون کم و کمتر کنیم.در پست بعدی سعی میکنم یک روش مناسب برای ایجاد تمرکز حداقل در مسائل کاری رو مطرح کنم.جناب جامی در هفت اورنگ یک شعر طولانی داره با مطلع : دلا تا کی درین کاخ مجازیکنی مانند طفلان خاک بازیتوصیه میکنم گوگل کنید و شعر رو بخونید، خالی از لطف نیست.همچنین جناب علی بندری در مجموعه پادکست های #چنل_بی یک خلاصه کتاب خوب با موضوع تمرکز داره که خیلی خلاصه و مفید مطالب عملی رو بیان میکنه. این رو هم از ابزارهای #پادکست میتونید پیدا کنید و گوش کنید.#stayfocused</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jun 2019 22:42:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاییدِ اصالتِ خطِ تلفنِ ثابت(!) : 2500 تومان</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF%D9%90-%D8%A7%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%90-%D8%AE%D8%B7%D9%90-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%D9%90-%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA-2500-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86-ajqubp7n54di</link>
                <description>بسمه تعالیچند روزی است که با برخی از مشترکین تلفن ثابت در استان فارس از شماره 2000(شماره رسمی شرکت مخابرات) تماسی گرفته می شود و طی آن تماس از مشترک درخواست می شود با مراجعه به دفاتر پیشخوان دولت نسبت به اثباتِ اصالتِ مالکیتِ(!) خطِ تلفن ثابت خود اقدام کند.بعد از مراجعه به پیشخوان و با اعلام شماره به اپراتور محترم، ایشان با یک شوخ طبعی خاصی می گوید:&quot;آقا/خانم ماشالله چقدر جوان موندی! تاریخ تولدت 1300 ثبت شده!&quot;و اینجاست که مشترک به هول و ولا می افتد که نکند واقعا خط رو ازم سلب مالکیت کنند چون تاریخ تولدم مربوط به سالهای اول دهه 1300 ثبت شده! به اصرار خواهش میکند لطفا براساس این کارت ملی اطلاعات من را بروز کنید.اطلاعات مشترک بروز می گردد و ضمن تشکر و در حین خروج، اپراتور محترم می فرماید:&quot; 2500 تومن هزینه ثبت اطلاعاتت را کارت می کشید یا نقدی حساب می کنی ؟ &quot;این داستانی است که در چند روز گذشته برای خیلی از مالکین شماره های تلفن ثابت در استان فارس افتاده است.(از بقیه استان ها بی خبرم)اما چند سوال : 1- همه ما با فرم های ثبت نامِ هرچیزی در کشور از قدیم الایام تاکنون آشنا هستیم! در همه این فرم های ثبت نام مشخصات اصلی مثل نام، نام خانوادگی، شماره شناسنامه، تاریخ تولد و از یه زمانی به بعد کد ملی جزء اصلی ترین مشخصاتی بودند(و هستند) که باید درج شوند وگرنه آن ثبت نامِ مذکور انجام نمی پذیرد. دو حالت دارد:--یا فرم ها درست تکمیل نشده اند، که ایراد از جانب مخابرات است که روزِ اولی که قصد ثبت نام خط را داشته در اخذ اطلاعات کاهلی کرده است!--فرم ها درست تکمیل شده اند و اپراتورهای مخابرات در ورود اطلاعات پرسنل کاهلی کرده اند!در هر صورت چرا باید هزینه کاهلی سازمان را مشترکین بپردازند ؟اینجاست که به هوشمندی تصمیم گیران این حرکت پی می بریم. تهدیدِ هزینه دیجیتالی کردن فرم های فیزیکی را به فرصتِ درآمدزایی تبدیل نموده اند.2- مجموعه ای مثل شرکتِ ما که زمانی به ضرورت کاری و برای راه اندازی بخش پشتیبانی تعداد زیادی خط در اختیار داریم و همه خطوط را &quot; به یکباره &quot; ثبت نام کرده ایم، چرا به ازائ هر خط به صورت &quot; مجزا &quot; باید چنین هزینه ای را بپردازیم ؟3- چرا شرکت مخابرات استان فارس بدون اطلاع رسانی رسانه ای و تنها براساس یک تماس تلفنی مستقیم با مشترکین اقدام به چنین عملی نموده است؟ شاید بگویید خب یک شرکت در حال تماس با مشترکین خود است! بله قبول! هیچ حرفی نیست، اما وقتی این تماس منجر به اخذ هزینه بابت خدمتی(!) که مرسوم نبوده است می گردد باید پیش از آن هم اطلاع رسانی رسانه انجام پذیرد و هم مستندات قانونیِ مبنی وجود مجوز برای اخذ چنین هزینه ای ارائه گردد.4- حالا چرا 2500 برای هر خط ؟! چرا مثلا 3500 نه ؟!پ.ن:-- بعد از انتشار این مطلب از مخابرات فارس با بنده تماس گرفتند و توضیح دادند که این کار در مراکز خود مخابرات این کار توصیه شده که رایگان انجام شود و ظاهرا دفاتر پیشخوان سرخود این هزینه رو می گیرند. سعی کردم حداقل 6 دفتر پیشخوان رو پیگیری کنم و همگی این هزینه رو می گیرند.- نزدیک به 9 سال با مخابرات فارس همکاری نزدیک داشته ام و از نزدیک از زحماتِ پرسنل خدوم شرکت باخبر هستم، ایراد به تفکری است که مشتری را به شکل قلکِ متحرک می بیند.- تصور کنید فقط 200.000 خطِ تلفن ثابت بخواهد تایید اصالت شود!(پول خوبی است...)- خیلی خوب است که وزیرِ جوانِ هم استانی در این باره اظهارنظری بفرمایند.</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Thu, 25 Oct 2018 08:53:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>این ملانصرالدینِ نابغه</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/nabeghe-boqckgo9l0nu</link>
                <description>بسمه تعالینقل هست که ملانصرالدین وارد شهری شد و دید که شخص مهمی در شهر بیمار شده و طبیبان از معالجه عاجز مانده بودند.نصرالدین به درب خانه ایشان می رود و ادعای طبابت میکند.از وی می پرسند آیا شما طبیب هستی؟ با کمال افتخار و اعتماد به نفس تایید می نماید.شروع به بررسی احوال بیمار می نماید و بعد از چند دقیقه می گوید &quot; چند سیخ کباب بیاورید. &quot; کباب ها را می آورند و در خفا آن ها را می خورد.مجددا امر می کند &quot; غذای گرمی بیاورید.&quot; می آورند و چون بار قبل آنرا نیز میل می کند.چندبار این امر تکرار می شود، تا بیمار می میرد!اطرافیان بیمار نسبت به نصرالدین شاکی می شوند که تو که گفتی طبیب هستی و می توانی کسی که در آستانه موت باشد را درمان کنید.نصرالدین هم گفت : &quot; هنوز هم همان ادعا را دارم، حال آنکه دو نفر در شرف موت بودند و من یکی را نجات دادم!(خودش را) &quot; حال و روز برخی از منتورها و نوابغ و نخبگان و ... فعال این روزهای حوزه فناوری اطلاعات و جامعه استارتاپی ایران بی شباهت به داستان نصرالدین نیست. اگر کسب و کارها را نتوانند نجات دهند، حداقل خودشان به نان و نوایی می رسند.یادم است اوایلی که شرکت صبح وصال را راه اندازی کرده بودیم، شرکتی در اطراف ما شکل گرفته بود که مدیرعاملش هم مدیرعامل شرکت بود و هم کدنویس و هم سئوکار و هم مدیرمالی و هم همه چیز شرکت. قیمت هایی هم که می داد عموما نصف یا حتی ثلث قیمت پروژه های ما بود. روزی یکی از دوستان گفت که فلان شرکت رقیب شما قیمت هاش نصف شماست و مشتریاشون هم از پشتیبانیشون به شدت ناراضی هستند. شما بیاید تبلیغی کنید، کاری کنید تا مشتریان سراغ اون ها نروند و کارهاشون رو به شما سفارش بدهند.موضع ما اما چیز دیگه ای بود. ما گفتیم تنها راه ادامه دادن این ماجرا اینه که ما خودمون رو اثبات کنیم، حتی اگر کسی درباره اون شرکت ازمون می پرسید میگفتم نظری ندارم، قیمت هاشون پایینتر از ماست، می خواید برید تست کنید.توی این 7-8 سالی که شرکتشون راه افتاده کم هم نبودند مشتریانی که رفتند، با اون ها قرارداد بستند و کاری که باب میل‌شون بود رو تحویل نگرفتند و یا از ادامه فعالیت در حوزه IT منصرف شدند یا سراغ شرکت های دیگه رفتند برای انجام &quot; دوباره &quot; پروژه شون.به نظرم در مورد ماجرای شوآف های گاه و بی گاه برخی مدعیان و پدران و پدر جدهای صنایع مختلف مرتبط با IT بهترین کار بایکوت اون ها و اصرار و تلاش برای معرفی افراد لایق و توسعه دانش شخصی و آموزش دیدن و آموزش دادن باشه و گرنه تا بوده و نبوده اینجور افراد بوده و خواهند بود.تلاش کنیم برای رشد علمی و شخصی خودمون، تلاش کنیم برای معرفی افراد لایق و توانمند حوزه کاریمون، تلاش کنیم برای توسعه واقعی غیرمبتنی بر شوآفپ.ن : 1-اصلا قصد نداشتم در مورد کنفرانسی که تحت عنوان اولین کنفرانس نوابغ دیجیتال مارکتینگ ایران در تهران(سالن میلاد) برگزار شده بود مطلبی بنویسم، تا اینکه بعد از فروکش کردن موج اول انتقادها، مطلبی از یکی از این نوابغ در اینستاگرام دیدم با این مضمون :&quot; تعداد فالوار های شما اندازۀ هاپوی مادر زنم هم نیس &quot;! بسیار عجیب و دور از ذهن آمد.2-معتقدم اتفاقا این نوعِ دوستان بسیار هم نابغه هستن در فراگیر کردن اتفاقات اطراف خودشون. خیلی هم واردن. همین حالا که بنده و امثال بنده داریم درباره‌شون مطلب می نویسیم به شناخته شدن بیشتر ایشان(هدف اصلی اونها) کمک میکنیم!! اما باید گفت! چاره ای نیست. باید بیان کرد، معرفی کرد. و صد البته کار اثباتی کرد.3- سه سال پیش مجموعه محترمی مشتری شرکت ما بودند که می گفتند بنا به حساسیت هایی که داشتند و می خواستند بهترین(!) شرکت طراحی وب ایران کارهای فروشگاه اینترنتی‌شون رو انجام دهد لذا براساس تبلیغات به سراغ شرکت یکی از همین پدران نابغه دگرگون کننده رفته بودند، پس از گذشت چندسال و اخذ هزینه های بسیار زیاد برای راه اندازی فروشگاه و عدم پشتیبانی مناسب حاضر شدند هزینه راه اندازی فروشگاه رو دوباره متقبل شوند، صحبت هایی که اونروز درباره این نابغه مطرح کردند، امروز به عینه روشن شده.( یکبار تلفنی با دفتر این نابغه صحبت کردم، اصلا متوجه شدم دفتر یک شهر دیگری است و چنان برخوردی کردند که روی تمام مشتری مداران عالم سیاه شد.)</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Sat, 20 Oct 2018 14:13:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شرکت در نمایشگاهها برای استارتاپ ها ! مزایا و معایب</title>
                <link>https://virgool.io/coderlife/startups-exhibition-nkvrxtf2svsm</link>
                <description>الکام استارز در چندان سال ابتدای شکل گیری آنچنان جذابیتی ایجاد کرده است که به گفته همگان نمایشگاه الکامپ 1397 ( 2018میلادی ) قطعا تحت شعاع الکام استارز 2018 قرار گرفته بود و اگر دست اندرکاران برگزاری نمایشگاه به فکر راه اندازی الکام استارزهای بعدی به صورت مستقل بیفتند اصلا اتفاق دور از ذهنی نیست. بسمه تعالیسالانه نمایشگاههای مختلفی در سطح استانی، ملی و بین المللی در حوزه های مختلف برگزار می شود و هر کسب و کاری با یک هدف مشخص در نمایشگاه شرکت می کند.نمایشگاههای تخصصی مربوط به حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات از دیرباز در ایران به صورت بین رشته ای( نمایشگاه کامپیوتر و الکترونیک یا الکامپ) برگزار می شده، این نمایشگاه در سالهای اخیر با پدیده حضور استارتاپ ها مواجه شده است که در نمایشگاه بین المللی الکامپ تهران با مدیریت مناسب و میدان دادن به استارتاپ ها بخشی به عنوان الکام استارز ویژه استارتاپ ها راه اندازی گردید.الکام استارز در چند سال ابتدای شکل گیری آنچنان جذابیتی ایجاد کرده است که به گفته همگان نمایشگاه الکامپ 1397 ( 2018میلادی ) قطعا تحت شعاع الکام استارز 2018 قرار گرفته بود و اگر دست اندرکاران برگزاری نمایشگاه به فکر راه اندازی الکام استارزهای بعدی به صورت مستقل بیفتند اصلا اتفاق دور از ذهنی نیست.اما آیا شرکت در نمایشگاههای دیگر ( به جز الکام استارز ) هم برای استارتاپ ها مفید است ؟بیاید نگاهی به مزایا و معایت شرکت در نمایشگاهها برای یک استارتاپ بیندازیم.به گمان بنده بزرگترین خصوصیت شرکت در نمایشگاه برای یک استارتاپ قرار گرفتن در ردیف شرکت های بزرگ و باسابقه در حوزه خودش می باشد. درست است که ممکن است غرفه یک استارتاپ در نمایشگاه به اندازی یک پنجم و حتی کوچکتر از غرفه یک شرکت بزرگِ همکارش در همان نمایشگاه باشد اما از دید بازدیدکنندگان و مشتریان هم استارتاپ مذکور و هم شرکت همکارش هر دو در &quot; نمایشگاه غرفه داشته اند و محصول یا خدمت خود را عرضه کرده اند.&quot; در کمتر موقعیتی می توان چنین تصوری در ذهن مخاطب ایجاد کرد و یک استارتاپ را در کنار شرکتی با چند سال سابقه و چندین برابر سرمایه و ... قرار داد و به مخاطب عرضه نمود.اما دیگر مزایای شرکت در نمایشگاه : - ایجاد و افزایش شناخت مخاطبین(Raise Awareness ): همانطور که پذیرفتن حمایتگری (Sponsorship) از یک رویداد برای ایجاد و افزایش شناخت مخاطبین از استارتاپ شما کمک مناسبی به حساب می آید، حضور در نمایشگاه تخصصی مربوط به حوزه استارتاپ می تواند زمینه ساز ایجاد این ایجاد شناخت یا Awareness گردد.- دیدار رو در رو : یکی از نکاتی که استاد گرانقدر جناب آقای درگی در اکثر سخنرانی های مرتبط با بازاریابی مطرح می نمایند این مضمون است که &quot; پشت میز، جای کوتاهی برای مدیریت کسب و کارتان می باشد.&quot; و بی شک یکی از مزایای حضور در نمایشگاهها برای یک استارتاپ برخورد رو در رو ( Face-to-Face ) با مشتریان می باشد.حتی احتمال بدهید یکی از بازدیدکنندگانی که در حال بازدید از ایده و غرفه شماست، همان سرمایه گزاری باشد که برای پیدا کردن وی باید مدتها پشت درب های بسته اتاق‌ش منتظرش بمانید. هم اکنون او به سراغ شما آمده! با او صحبت کنید...به شخصه بخش زیادی از شناختم از شرکت ها و خدماتشان همیشه از طریق نمایشگاههای الکامپ تهران بوده است. اولین قرارداد شرکت صبح وصال با شرکت مگفا ( سال 1385 ) هم ار یک آشنایی کوچک در نمایشگاه الکامپ همان سال شکل گرفت.لذا در عصر ارتباطات و ایمیل و شبکه های اجتماعی و ... از قدرت صحبت رو در رو غافل نشوید.- ایجاد شبکه های ارتباطی(Networking): بزرگترین دارایی یک کسب و کار شبکه ارتباطی مالکین کسب و کار می باشد. شبکه ای متشکل از مشتریان، همکاران، رقبا، مشتریانِ رقبا و ...و نکته جالب اینکه همه این دسته از افراد در نمایشگاه حضور دارند. در صورتیکه هدفمند و حساب شده وارد نمایشگاه شوید به راحتی می توانید این شبکه را ساخته و قدرتمند نمایید.- رونمایی از محصول یا خدمت جدید( Launch new Product or Service): همه شرکت ها و استارتاپ ها( علی الخصوص فعالین حوزه IT ) در کنار مسئله تولید محصول یا خدمت جدید، با نگرانی چگونگی عرضه آن محصول یا خدمت جدید نیز مواجه بوده و هستند. چه جایی بهتر از یک نمایشگاه تخصصی برای رونمایی از محصول و خدمت جدیدی که قرار است در آینده به سبد محصولات یا خدماتتان اضافه گردد ؟بدون شک برای رساندن خبر رونمایی یک محصول یا خدمت جدید به مشتریان باید هزینه (مالی و زمانی) زیادی صرف شود، که با هوشمندی می توان از فرصت نمایشگاه برای این اطلاع رسانی استفاده نمود و چه بهتر که رونمایی مذکور را با ارائه یک پکیج تخفیفی و ... به مشتریان آغازین شروع نمود.- ساخت لیست بازاریابی دقیق‌تر: امروزه تهیه لیست بازاریابی و فروش دقیق( Marketing and Sales Leads ) یکی از نیازهای اصلی هر کسب و کاری است. اگر استارتاپ یا کسب و کار شما حتی یک سیستم مدون مدیریت ارتباط با مشتریان(CRM) نیز ندارد، شما می بایستی بتواند بازاریابی و فروش را گروهی از مخاطبینِ احتمالی ( Lead Persons ) شروع کنید و این گروه در نمایشگاه به راحتی در دسترس شما خواهند بود.و معایبی که احتمالا شرکت در نمایشگاه دچار آن ها خواهید شد : - هزینه : شرکت در نمایشگاهها- ولو نمایشگاههای محلی و منطقه ای- همیشه با هزینه همراه بوده است. هزینه های ثبت نام، ساخت غرفه، چاپ اقلام تبلیغاتی، رفت و آمد و هزینه های جاری پرسنل، خرید یا اجاره تجهیزات ارائه محصول و ...** توصیه : سعی کنید اگر در سال های اول شکل گیری استارتاپ‌تان هستید این هزینه ها را به کمترین میزان ممکن برسانید. ابزار ارائه در غرفه های شرکت صبح وصال در سه سال اول شرکت در الکامپ لپ تاپ های شخصی خودِ ما بود. ( سالِ اول شرکت در نمایشگاه الکامپ به جای اجاره غرفه از پیمانکارِ نمایشگاه، یک ضلع از غرفه شرکت یمین را گرفتیم و با یک میز کانتر و یک لپ تاپ با 17 مشتری قرارداد طراحی سایت بستیم.)- بازدیدکنندگان(!): بله! عمده بازدیدکنندگانی که در نمایشگاه شرکت می کنند فقط از جنبه نمایشگاهی(برای وقتگذرانی و گشت و گذار) به نمایشگاه می آیند. آن ها مشتریان شما نخواهند بود. از قاعده 80-20 استفاده کنید. هشتاد درصد توجهی که شما نیاز دارید توسط بیست درصد بازدیدکنندگان تامین می شود. به بیرون از غرفه بروید و آن ها را شکار کنید.- نتایج نمایشگاه به هیچ وجه تضمین شده نیستند: کافیست پیمانکار نمایشگاه آنطور که باید نمایشگاه را تبلیغ ننماید. کافیست یک اتفاق پیش بینی نشده شهری یا کشوری بیفتد و مردم به نمایشگاه نیایند. کافیست یک شرکت یا استارتاپِ رقیب بهتر از شما عمل نماید و هزاران احتمالِ دیگر. پس همه اتفاقات آنطور که شما در ذهن خودتان می چینید پیش نمی روند. خود را برای اینگونه احتمالات آماده کنید.سال سومی که در نمایشگاه شرکت کردیم، به کمک یکی از مراکز تخصصی راه اندازی غرفه های نمایشگاهی طرح یک غرفه زیبا و جذاب را ریختیم، هزینه ها را پرداختیم و اقلام ساخته و چاپ شدند. وقتی غرفه را تحویل گرفتیم مشاهده کردیم که خروجی سیستم خنک کننده(یا شاید تهویه) سالن دقیقا بالای سر غرفه ما است!اقلامی که ساخته و چاپ کرده بودیم را بالای غرفه نصب کردیم و صبحِ روز اول با روشن شدن سیستم خنک کننده دیدیم که اینقدر صدای این سیستم به واسطه اقلامی که در ارتفاع و بالای غرفه نصب کرده ایم در غرفه می پیچد که به هیچ وجه با مراجعه کنندگان نمی توانیم صحبت کنیم. پیمانکار حاضر به جابجایی غرفه نشد و ما در کمال ناراحتی و سرخوردگی مجبور شدیم کل تجهیزات را باز کنیم! به همین راحتی !!!- دیگر شرکت کنندگان: پیش از ثبت نام برای شرکت در نمایشگاه در صورت امکان دارد لیست دیگر شرکت کنندگان را بررسی کنید.یک استارتاپ فعال در حوزه گردشگری در نمایشگاهی که همه غرفه ها به فروش CD و ماوس و کیبرد اختصاص دارد شرکت نکند بهتر است. مزیتی که الکام استارز نسبت به الکامپ های دوره های قبل ایجاد کرد همین بود که یک فضای مشخص و از پیش تعیین شده برای استارتاپ ها (با همان خصیصه هایی که از آن ها می شناسیم، فعال، پر شور، با نشاط، جوان، گاهی کمی غیر رسمی و.. ) وجود داشت و بازدیدکننده با ورود به این فضا آماده مواجه با انواع سرویس های جدید و بروز بود.در کل به اعتقاد بنده در صورتیکه می خواهید از نمایشگاه به عنوان ابزاری برای فروشِ بیشتر محصول یا خدمت خود استفاده کنید، به فکر راههای دیگر باشید. شرکت در نمایشگاه برای استارتاپ ها فرصتی است برای دیده شدن، صحبت کردن، شبکه سازی و گسترده کردن دامنه ارتباطات خود...موفق باشید.</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Wed, 03 Oct 2018 19:32:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیاد امید نداشته باشیم</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezakarbor/%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-nxcss80kbjgi</link>
                <description>  بسم ربیسلامعید همگی مبارک باشه.امیدوارم سال جدید براتون سالی پر از خیر و خوبی باشه و به همه آرزوهای خوبتون برسید.همه ما در روزهای نزدیک به تعطیلی عید نوروز کلی تصمیم جدید می گیریم. کلی برنامه ریزی می کنیم برای این نزدیک به بیست روز تعطیلی و فراغت.فلان کتاب(ها) رو میخونم، فلان تکنولوژی های جدید علمی و فنی رو یاد می گیرم.ورزش رو شروع می کنم. رژیم غذایی رو استارت می زنم. نمازم رو سر وقت می خونم و ....و نکته خیلی مهم اینه که بخش زیادی از این تصمیم ها عملی نشدند.می خوام در این پست یک مسئله ای رو مطرح کنم و برخلاف خیلی های دیگه بگم &quot; لطفا زیاد #امید نداشته باشید.&quot;آن فردا و فرداهایی که قرار است بیایند و گره هایی از کارهامون باز کنند &quot; نمی آیند. &quot;کسی که غریبه نیست در جمع مون، اصلا وقتی نداریم.همه وقتمون صرف تصمیماتی برای #فردا و فرداهایی شده که هیچوقت نمیان. امروز رو دریابیم.همین الان زمانی است که در اختیار ماست.به قول معروف : &quot; دی رفت و فردا کو ؟ &quot;کاش اگر تصمیمی می گیریم، تصمیم بگیریم برای فردای نیامده امید واهی نداشته باشیم. البته این به معنی برنامه ریزی نداشتن نیست، مسئله اصلی بنده این است که خیلی هامون دچار یک ایراد به تعبیر بنده &quot; از فردا &quot; شده ایم ولی این فردا هیچگاه نمیاد.در روایات داریم که &quot; «اکثر صياح اهل النار من التسويف» &quot;.تسویف به معنای همین &quot; فردا فردا &quot; کردن هایی است که این روزها بین ماها مرسوم شده است.لازم است تصمیم بگیریم امید زیادی به فردا نداشته باشیم. وقت زیادی برای صرف کردن نداریم.شاد و موفق و پیروز باشید.</description>
                <category>alirezakarbor</category>
                <author>alirezakarbor</author>
                <pubDate>Tue, 03 Apr 2018 23:11:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>