<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Alireza Yaran</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alirezayaran84</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:15:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4445086/avatar/H9xh0j.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Alireza Yaran</title>
            <link>https://virgool.io/@alirezayaran84</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تبعید در دل آ زادی</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezayaran84/%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84-%D8%A2-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-oirogfxu0sor</link>
                <description>به نام خداوند آزادیدر زندگی .....همیشه حصار و بندی وجود دارد،که در قالبِ مشکل و چالش بر ما پدیدار می‌شود...اما — بدتر از همه‌ی این‌ها — بلاتکلیفی‌ست.نه مشکل است، نه چالش؛نه سختی دارد، نه مشقت؛نه درد دارد، نه رنج...ولی چیزی دارد، بدتر از همه‌ی این‌ها: انتظار.انتظار، سخت‌ترین کار دنیاست...رفتن یا ماندن؟بودن یا نبودن؟این‌ها، همه فرزندانِ انتظارند.اینکه آزاد باشی،اما حسِ آزادی نداشته باشی —این، خودِ انتظار است.انتظاری که در درازمدت،انسان را تا مغزِ امید،خسته و فرسوده می‌کند...می‌بیند نه دردی هست، نه رنجی، نه سختی،اما به مرور زمان، انسان را از پای درمی‌آورد.و بدتر از همه، آن انتظاری‌ست که پایانش مشخص نیست...نمی‌دانی برای چه ایستاده‌ای،اصلاً برای چه باید برایش بایستی،اما — دلت یاریِ رفتن هم نمی‌دهد.و این است...زندانی شدن در آزادی.</description>
                <category>Alireza Yaran</category>
                <author>Alireza Yaran</author>
                <pubDate>Sun, 07 Dec 2025 19:48:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>