<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا زندی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alirezazandi</link>
        <description>سلامت روان را در این صفحه به دست آورید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:42:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/599169/avatar/gHD2uz.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا زندی</title>
            <link>https://virgool.io/@alirezazandi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونگی شروع آموزش مفاهیم به اطفال</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B7%D9%81%D8%A7%D9%84-ls7kgcv4f9zw</link>
                <description>برخی از والدین حساس به یادگیری کودک بسیار نگرانند و می خواهند بدانند از چه نی و با چه وسایل و روشهایی می توان آموزش دادن به بچه را شروع کرد!اگر شما هم از والدین همیشه نگرانی هستید که می ترسید برای آموزش دادن به فرزندتان دیر شود، پیشنهادهای ما در این مطلب را بخوانید. ما به شما از سن مناسب آموزش دادن به فرزندتان می گوییم.شاید تا یکی، دو دهه پیش، با گذشتن بچه ها از ۵ سالگی نگرانی والدین برای آموزش دیدن شان شروع می شد اما چند سالی است که دامنه این نگرانی ها گسترده تر شده و به سن کودکستان و حتی یکی، دو سال اول زندگی کودکان کشیده شده است. هنوز کودک زبان باز نکرده والدین کارت های آموزش زبان انگلیسی را پیش چشمش می گیرند و هنوز مفهوم اعداد را نمی داند قلم و کاغذ به دستش می دهند تا نامش را بنویسد.آیا وقتش رسیده؟اگر با بردن کودک تان از این مرکز استعدادیابی به آن مرکز به دنبال اثبات نبوغ و توانایی خارق العاده اش در یادگیری هستید، دست نگه دارید. محققان توصیه می کنند کودک تان را تا قبل از سه سالگی به هیچ عنوان در معرض این تست ها قرار ندهید. اگر شما از مادران عجولی هستید که می خواهید در چند ماهگی هوش فرزندتان را آزمایش کنید و هنوز یک ساله نشده او را با کمک تجهیزات جدید آموزشی باسواد کنید، باید بگوییم راه طولانی و بی نتیجه ای را می روید. پیشنهاد محققان این است که حوصله و صبرتان را نگه دارید برای وقتی که می دانید تلاش تان ثمر دارد.بعد از سه سالگی با آزمون های مختلفی که توسط کارشناسان و در دوره های مختلف انجام می شود می توانید به این نتیجه برسید که فرزندتان می تواند زودتر از موعد خواندن و نوشتن را یاد بگیرد یا نه.چه موقع ریاضی یاد می گیرد؟با کارشناسان آموزشی مشورت کنید و بعد سراغ اعداد برویدبرای شروع یادگیری اعداد و ریاضی، کودک باید به تفکر انتزاعی رسیده و توان درک مفهوم اعداد را داشته باشد. برای یافتن راه مناسب برای آموزش کودک بهترین کار این است که کودک با کمک یک کارشناس آموزشی مورد آزمون قرار گیرد و اگر قصد آموزش ریاضی به فرزندتان را دارید و در اوایل نتیجه خوبی از آموزش دیدنش می گیرید، بی وقفه پیش نروید. اگر او در فرآیند یادگیری مشکل داشت باید با قرار دادن وقفه سه تا شش ماهه، آموزش او را دوباره ازسر بگیرید. اگر احساس کردید روند یادگیری فرزندتان بسیار کند یا متوقف شده، یک مشاور آموزشی را در جریان قرار دهید.از اینها کمک بگیریدپازل ها به توانایی ساختاری کودک کمک می کنند. هر چیزی که در ذهن کودک با مسائل ارتباط برقرار کند و توانایی ساختاری و ساختمانی کودک را افزایش دهد به نحوی با منطق و ریاضی او مرتبط است. در بازی های کودکان که با یکدیگر توپ را دست به دست می کنند هم می توان چند هدف را در یک فعالیت گنجاند و مفهوم عدد و شمردن را به آنها یاد داد.چه زمانی حروف را یاد می گیرد؟پیش از هر چیز کودک باید توانایی تشخیص حروف الفبا را داشته باشد. یادگیری این حروف هم در اغلب کودکان در پایان دوره پیش دبستانی یعنی حدود پنج تا پنج و نیم سالگی اتفاق می افتد. البته راه های دیگری هم برای یادگیری حروف الفبا قبل از ورود به مدرسه وجود دارد که معمولا از طریق روزنامه، مجلات، کتاب ها و علائمی است که در رسانه های مختلف وجود دارد. در تحقیقات مختلفی که انجام شده، مشخص شده کودکانی که برنامه های آموزشی تلویزیون را تماشا می کنند می توانند حتی در سه سالگی حروف را تشخیص داده و بازشناسی کنند.در حقیقت میزان توانمندی کودکان در درک و فهم به فرآیند ابتدایی یادگیری بازمی گردد. از ۶ ماهگی به بعد توان غضروفی بچه ها شکل می گیرد. بچه ها با اشکال متفاوت آشنا شده و شناخت از طریق دست و دهان انجام می شود. برای یادگیری حروف می توانید از طریق بازی وارد شوید. فرآیند شناخت حروف، بچه ها را با کلمات و تطبیق کلمات از لحاظ مفهومی با مصداق خارجی آن فراهم می کند.از اینها کمک بگیریداز مکعب های پلاستیکی یا کتاب های مصور و رنگ آمیزی می توانید برای آموزش استفاده کنید. البته این روزها که کودکان به موبایل و تبلت علاقه ویژه ای نشان می دهند می توانید از اپلیکیشن ها و نرم افزارهای مختلف نیز کمک بگیرید.چه موقع خواندن را یاد می گیرد؟ببینید آماده است ؟بسیاری از محققان به والدین و مربیان توصیه می کنند تا زمانی که کودکان به سن عقلی شش سال و شش ماه نرسیده اند به آنها خواندن یاد ندهید اما حالا آمادگی برای خواندن به عوامل زیادی بستگی دارد که برای کودکان مختلف در زمان های متفاوت اتفاق می افتد. آمادگی کودکان برای یادگیری در نتیجه تجارب رسشی و محیط پیرامون ایجاد می شود که می تواند در سنین پایین نیز اتفاق بیفتد. سن مناسب برای خواندن در کودکان بسیار متفاوت است آنها می توانند از سه تا ۱۱ سالگی خواندن را شروع کنند اما به طور کلی خواندن در سنین بین چهار تا ۱۰ سالگی اتفاق می افتد.اما عجله نکنید؛ اگر فرزندتان مهارت های اساسی و زیربنایی را کسب نکرده باشد نباید او را مجبور به یادگیری و خواندن کنید. اجبار به خواندن زودتر از موعد در بسیاری از موارد باعث سرخوردگی و ناراحتی کودک می شود. به طور کلی اگر کودک شما در هر سنی ویژگی های زیر را از خود بروز دهد، می توان گفت آمادگی خواندن دارد:وانمود می کند که در حال خواندن است.از صداهایی که حروف ایجاد می کنند آگاه است.به کلمات نوشته شده در خیابان ها، تلویزیون، مجلات و کتاب توجه می کند.معنی برخی کلمات ساده را می داند.می تواند نام و نام خانوادگی خود را تلفظ کند.از اینها کمک بگیریدنگاه کردن به تصاویر و بازی با حروف آهنربا دار یا حتی خواندن شعر و ترانه می تواند به یادگیری خواندن کودکان کمک زیادی کند.چه موقع زبان دوم را یاد می گیرد؟در آموزش زبان دوم به کودک نکته قابل توجه این است که باید زبان مادری یا زبان اول برای کودک به طور کامل جا بیفتد و به عبارت دیگر کودک تسلط کامل بر زبان مادری داشته باشد. کودکانی که هنوز برخی حروف را به جای هم استفاده می کنند، حرف خاصی را نمی توانند تلفظ کنند و برخی کلمات را جا به جا ادا می کنند برای آموزش زبان دوم آماده نیستند.پیش بینی می شود کودک بین سه تا سه سال و نیم به زبان مادری تسلط پیدا کند و کلمات و حروف را راحت ادا کند بنابراین از این سن می توان کم کم زبان دوم را وارد کرد. اما اگر کودکی چهار یا پنج سال دارد و هنوز بیان کلمات برای او مشکل است، برای یادگیری زبان دوم آماده نیست. پس نمی توان سن را معیار قرار داد. تنها معیار قابل اعتنا توانایی کودک در گفت وگو به زبان مادری و زبان اولش است.از اینها کمک بگیریداگر کودک تان به کامپیوتر یا تبلت علاقه دارد استفاده از کیبورد یکی از ابزارهایی است که می تواند شناخت حروف انگلیسی را برای او فراهم کند. اگر فکر می کنید مشکل کودک در یادگیری زبان عدم تمرکز است، تمرین های تمرکز را با او انجام دهید.چه موقع می تواند بنویسد؟واقعیت این است که فرآیند خواندن پیش از نوشتن اتفاق می افتد. هر چند کودکان اول مداد را در دست شان می گیرند و شروع به خط خطی کردن می کنند. آنها در بازی های شان معمولا از علامت های نوشتاری استفاده می کنند و مثلا نسخه پزشک را می نویسند. وظیفه شما به عنوان والدین کودک این است که با دیدن این علائم به منظور تقویت مهارت نوشتن در کودک تان از او بخواهید منظور خودش را از این علائم بیان کند. اگر کودک چند بار در املای خود یک کلمه را اشتباه بنویسد، می تواند نشانه آن باشد که حافظه تصویری کودک مشکل دارد.از اینها کمک بگیریداگر در تلاش هستید کودک تان نوشتن یاد بگیرد می توانید چند کار انجام دهید؛ مثلا می توانید برای کودک همیشه کاغذ و مداد رنگی آماده کنار بگذارید یا با هم نامه ای برای یکی از اقوام یا دوستان بنویسید. قبل از نوشتن کلمه برخی وسایلی که با حروفی مشابه نوشته می شوند را بیاورید و به کودک نشان دهید.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 11:31:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 باور غلط مردان درباره ی زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/7-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%BA%D9%84%D8%B7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-u2i5tyr3cbns</link>
                <description>به گفته ی روان شناسان، اغلب مردها باورهای نادرستی در مورد زنان دارند که اغلب گله گذاری های آنان را شامل می شود. این باورهای غلط ناشی از عدم شناخت صحیح و عدم درک روحیه ی لطیف زن هاست و آن ها را برای شناخت بیش تر آقایان از همسرانشان بیان می کنیم. هفت باور نادرست مردها درباره ی زن ها1- زن ها سیری نا پذیرند2- حفظ و نگهداری آن ها مشکل است3- زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند4- زن ها حسود هستند5- زن ها زیاده از حد احساساتی هستند6- زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند7- زن ها آزادی مرد را مختل می کنندباور غلط: زنها سیری ناپذیرندمردها،تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.زنها- دست کم بیش تر آنها- بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و ... خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.باور غلط: حفظ و نگهداری زن ها مشکل استواقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت ازمردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.باور غلط: زن ها می خواهند مردها را کنترل کنندمردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند. از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند. بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.اولویت اول یک زن در زندگی محبت است. اگر همسرش را ناراحت ببیند، دوست دارد به او کمک کند. اگر او را در مواجهه با مشکلی ببیند، می خواهد راه حلی ارایه کند، همه ی اینها به خاطر این است که همسرش را دوست دارد و به او عشق می ورزد.باور غلط: زن ها حسود هستندواقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه ی خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.باور غلط: زن ها زیادی احساساتی هستندیکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد. این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی وهنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسئولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.باور غلط: زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارنداشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.زن هایی بیش تر نیاز به توجه، حمایت و مراقبت دارند که از دیگران بیش تر حمایت و مراقبت می کنند.باور غلط: زن ها آزادی مرد را مختل می کنندمردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند. تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Jul 2021 13:00:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در کافی‌شاپ‌ها بهتر کار می‌کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-y4rnsxhxda7b</link>
                <description>کار در کافی شاپشاید شما هم از آن دسته کسانی هستید که در کافی‌شاپ‌ها بهتر می‌توانند کار کنند یا با تمرکز بیشتری کتاب بخوانند. اما احتمالا علت اصلی این موضوع با چیزهایی که شما تا کنون باور داشته‌اید فرق دارد. اغلب ما فکر می‌کنیم اندکی شلوغی و همهمه قوه‌ی تخیل ما را به کار می‌اندازد. اما در واقع علت بازدهی بالای کار شما در جایی مثل کافی‌شاپ این است که تمرکز بین انسان‌ها سرایت می‌کند.کسانی که کارشان را از خانه انجام می‌دهند، کافی‌شاپ برایشان گزینه‌ی جذابی است و آن را به کتابخانه ترجیح می‌دهند. طی چند سال اخیر این ایده بارها در مطبوعات مختلف عنوان شده که کار کردن در مکان‌های شلوغ و پر سر و صدا مثل کافی‌شاپ میزان خلاقیت و تمرکز را افزایش می‌دهد. تحقیقات بسیاری تاکنون نشان داده‌اند که میزان متعادلی از صدای ملایم در محیط اطراف، مثل صدای به هم خوردن بشقاب یا دستگاه قهوه‌ساز عملکرد ما را در کارهای خلاقانه بهتر می‌کند.حتی وب‌سایتی هم هست که صدای یک کافه یا رستوران را برای ما بازسازی می‌کند تا حس حضور در آن مکان برای ما القا شود. این وب‌سایت Coffitivity نام دارد و صداهای ضبط شده در محیط کافی‌شاپ‌ها را پخش می‌کند. مسوولان این وب‌سایت می‌گویند هدف‌شان از این کار افزایش خلاقیت و راندمان کاری است. سازندگان این وب‌سایت وقتی فهمیدند که در محیط‌های شلوغ و پر سر و صدا بهتر کار می‌کنند، ایده‌ی این وب‌سایت به ذهن‌شان رسید. موسسان Coffitivity می‌گویند: «ما مدام در کافی‌شاپ‌های مختلفی کار می‌کردیم و متوجه شدیم که واقعا می‌توانیم کارمان را خوب انجام دهیم.»اما آیا علت اینکه مردم در مکان‌های شلوغ بهتر کار می‌کنند، صداهای اطراف آنهاست؟ آیا ممکن است افزایش بازدهی ما به خاطر آدم‌های اطراف‌مان باشد؟نزدیک به ۱۰۰ سال است که تئوری «اثر مخاطب» (audience effect) مطرح شده است. طبق این نظریه، حضور تعداد کمی مخاطب عملکرد ما را بهتر می‌کند. علاوه بر این، ما می‌دانیم که وقتی با شخصی رقابت داریم، عملکرد بهتری از خودمان نشان می‌دهیم. در سال ۱۸۹۸ پژوهشی انجام شده بود که نشان می‌داد دوچرخه‌سواران در حضور یک رقیب پر سرعت، سریع‌تر رکاب می‌زنند.اما هیچ‌یک از این پدیده‌ها توضیح نمی‌دهد که چرا در کافی‌شاپی مملو از کسانی که کتاب می‌خوانند یا با هم گپ می‌زنند و استراحت می‌کند، بهتر کار می‌کنیم.شاید افرادی که با لپ‌تاپ‌هایشان در کافی‌شاپ سخت مشغول کار هستند، عامل اصلی عملکرد بهتر شما هستند. مطالعه‌ی جدیدی که اخیرا انجام شده، نشان می‌دهد که تمرکز، تفکر و به طور کلی تلاش ذهنی به طور مسری بین مردم پخش می‌شود. حضور در اطراف کسانی که سخت کار می‌کنند روی ما تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود که ما هم با تمرکز بیشتری کار کنیم.محققان با انجام یک آزمایش روی عده‌ای از افراد به این اکتشاف رسیدند. آنها چند نفر را کنار هم نشاندند و از آنها خواستند کارهای مختلفی را انجام دهند. این محققان مشاهده کردند که وقتی کار یکی از آنها سخت‌تر بود، فرد کناری هم بیشتر تلاش می‌کرد. این در حالی بود که آنها نمی‌توانستند صفحه نمایش فرد کناری‌شان را ببینند.هنوز نمی‌دانیم که چنین پدیده‌ای چگونه در ما رخ می‌دهد، اما شاید بتوان گفت که نشانه‌های ظریف و ناخودآگاهی مثل حالت بدن و نحوه‌ی نفس کشیدن روی ما تاثیر می‌گذارد. بنابراین شاید بهتر باشد به جای اینکه بنشینیم در خانه و به صدای ضبط‌شده‌ی برخورد قاشق چنگال‌ها و همهمه‌ی آدم‌ها گوش بدیم، به مکانی برویم که در آن افراد مختلف با تمرکز زیادی کار می‌کنند، مثل کتابخانه‌ی یک دانشگاه.اگر ترجیح می‌دهید جایی کار کنید تا به کافئین راحت دسترسی داشته باشید، بهتر است کافه‌ای را انتخاب کنید که در آن آدم‌های زیادی مشغول کار هستند نه اینکه عمدتا برای گسترش روابط اجتماعی به آنجا آمده باشند.درباره‌ی تاثیر صدای پس‌زمینه هم می‌توان گفت که از هیچ‌چیز بهتر است و شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد گوش دادن به موسیقی مورد علاقه‌مان حتی از صدای محیط اطراف هم بهتر است. موسیقی‌ای که ما را به وجد می‌آورد، توانایی‌های شناختی ما را تقویت می کند؛ و البته لزومی هم ندارد که این موسیقی حتما از نوع کلاسیک مثل موتزارت باشد.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Jul 2021 12:49:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشکال هندسی بکشید، خودتونو بشناسید!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%84-%D9%87%D9%86%D8%AF%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%88-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-kkxwuyotyz2o</link>
                <description>شخصیت شناسی با اشکال هندسیشکل بکش، خودتو بشناس! بعد از استقبالی که از پست خودشناسی با کشیدن درخت امروز هم با یک تست جالب دیگه خدمت شما هستم پس با من همراه باشید.شاید شما هم جزو افرادی هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتی نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولی چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسی را به خاطر بیاورید؛مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنی.سپس خیلی سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلی را انتخاب کنید که بیشتر از همه می‌پسندید. در حقیقت یک تست روانشناسی پیش روی شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان می‌دهد شما در زندگی چه جور آدمی هستید و در چه مشاغلی احتمال موفقیتتان بیشتر است!مربعافرادی که شکل مربع را انتخاب می‌کنند کسانی هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملاً واضح است. چنین اشخاصی محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد. وظیفه شناس هستند و اگر کاری را به آنها محول کنید آنقدر روی آن وقت می‌گذارند تا تمام شود، حتی اگر کاری تکراری و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهایی آن را انجام دهند.مستطیلاصولگرایی مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولی آن را بیشتر از طریق سازماندهی‌های دقیق اجرا می‌کنند. این امر سبب می‌شود که راههای مناسبی را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسی کنند. اگر وظیفه‌ای را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبی سازماندهی می‌کنند تا اطمینان یابند که بطور اصولی اجرا خواهد شد.مثلثاشخاصی که شکل مثلث را انتخاب می کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزی قبل ازانجام کارها لذت می‌برند و به طرح موضوعات و برنامه‌های بزرگ و بلند مدت تمایل نشان می‌دهند، اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند. اگر کاری را برعهده آنها بگذارید ابتدا هدفی را برای آن تعیین و سپس با برنامه ریزی کار را آغاز می‌کنند.دایرهچنین افرادی اجتماعی و خوش صحبت هستند، هیچ لحن خشنی ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن درباره آنها تحت کنترل خود در می‌آورند. ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگی است. مطمئن باشید که اگر وظیفه‌ای به آنها محول شود آنقدر درباره آن صحبت می‌کنند تا هماهنگی لازم ایجاد شود.منحنیخلاقیت در این قبیل افراد موج می‌زند و اغلب اوقات کارهای جدید و متفاویت را ارائه می‌دهند. نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را برای آنها در نظر بگیرید ایده‌های خوب و مشخصی را برای آنها ابداع می‌کنند. بطور کلی افرادی که سه شکل اول یعنی مربع، مستطیل و مثلث را انتخاب می‌کنند در جهت مسیر ویژه در حرکت هستند و کارها را بطور منطقی و اصولی انجام می‌دهند ولی ممکن است خلاقیت کمی داشته باشند. اما گزینش دایره و منحنی نشان دهنده خلاقیت و برون گرایی است. چنین افرادی به موقعیتهای جدید وسایر افراد دسترسی پیدا می‌کنند ولی چندان اصولگرا و قابل اعتماد نیستند.کاربرد تستاین تست برای ارزیابی افراد نسبت به موقعیت شغلی شان کاربرد دارد و یا به منظور پی بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد می‌تواند باهم کار کنند. اگر شما بشدت علاقه‌مندید که یک کار خاص و اصولی را انجام دهید یک فرد مربع دوست می‌تواند همکار خوبی برایتان باشد.همچنین اینگونه افراد برای کار در دوایر حسابرسی هم کاملاً مناسبند. اگر کارها نیاز به سازماندهی گروهی داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیتها موفق خواهند بود. این افراد می‌توانند مجری خوبی باشند، چون اهداف را مشخص و اطمینان می‌یابند که دستیابی به آنها ممکن است. برای هر نوع ارتباطات حضوری افرادی که دایره را انتخاب می‌کنند، بهترین هستند. آنها می‌توانند یک کارمند خوب، مسئول پذیرش یا فردی باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبی را ارائه می‌دهند. بالاخره افرادی که شکل مورد علاقه‌شان منحنی است همیشه ایده‌های تازه دارند و بطور مثال برای کار در شرکتهای تبلیغاتی مناسبندمنبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Jul 2021 10:30:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست قصد ازدواج داشتن!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-qo2j8nv60gye</link>
                <description>قصد ازدواج دارید؟چطور بفهمیم که قصد ازدواج کردن داریم؟ بعد از استقبالی که از پست خودشناسی با کشیدن درخت امروز هم با یک تست جالب دیگه خدمت شما هستم پس با من همراه باشید. در بین ما افرادی وجود دارند که مجردند و ترجیح می دهند هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند، اما در این بین هستند اشخاصی که ترجیح می دهند همچنان مجرد بمانند و یا دیر تر ازدواج کنند. باید اشاره داشت در بیشتر افرادی که تشکیل خانواده می دهند میل به ازدواج احساس می شود، یعنی زمانی که این احساس در آنها به وجود آمد تشکیل خانواده می دهند. حال شاید شما بپرسید، این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم. آیا اصلاً چنین احساسی در ما به وجود می آید یا نه؟ تست های زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟الف) بلهب) خیرج)گاهی اوقات۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید، به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۸- آیا شما موسیقی های آرام گوش می دهید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقات۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟الف)بلهب)خیرج)گاهی اوقاتنتیجه:اگر از ۱۴ پرسش بالا به ده گزینه پاسخ بلی داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر داده اید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات داده اید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمی دانید که باید ازدواج کنید یا نه، همچنان مجرد بمانید.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jun 2021 11:54:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسرار زندگی خود را در محل کار بازگو نکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D9%88-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-twr8osnxqksf</link>
                <description>بازگو نکردن اسرار زندگی در محل کارمسائل شخصی گاهی آنقدر آزاردهنده می‌شوند که جدا کردن آنها از اوقات کار کمی سخت می‌شود. شما بیشتر ساعات روز خود را در محل‌کار می‌گذرانید، چطور می‌توانید یک مسئله استرس‌زای شخصی که گاهی حتی آزاردهنده است را در آن ساعات فراموش کنید؟ چه یک دغدغه خانوادگی جزئی باشد یا مسئله‌ای جدی‌تر، راه‌هایی هست که می‌توانید برای محرمانه نگه داشتن مسائل خانوادگی‌تان در محیط کار از آنها استفاده کنید تا تاثیر منفی بر کارتان نگذارد.۱. دیدی مثبت نسبت به موقعیت شخصی‌تان داشته باشید و بدانید که زندگی گاهی ایمان شما را محک می‌زند و به همین دلیل باید چشمتان به نوری که در آخر تونل هست باشد.۲. حریم خصوصی‌تان را در خانه نگه دارید و خودِ حرفه‌ای‌تان را سر کار ببرید. واقعیت این است که نمی‌خواهید مسائل زندگی شخصی‌تان به محل‌کار کشیده شود. مطمئناً نمی‌خواهید رئیستان تصور کند که نمی‌توانید زندگی خصوصی‌تان را از کارتان جدا کنید و اعتماد خود به توانایی‌های شما را از دست بدهد.۳. اگر می‌خواهید زندگی‌ خصوصی‌تان در محل‌کار محرمانه باقی بماند، درگیر مکالمات و غیبت کردن‌های همکارانتان نشوید. اگر می‌دانید چه کسانی در محل‌کارتان معمولاً بحث‌های خصوصی را در مکالمات وسط می‌کشند، سعی کنید از آنها دوری کنید. شاید شما هم بدتان نیاید که مسائل زندگی خصوصی‌تان را با کسی مطرح کنید اما مطمئن باشید بعد از آن پشیمان خواهید شد.۴. دوستانتان و کسانی که می‌توانید به آنها اعتماد کنید را در محل‌کار بشناسید. زمان ناهار می‌تواند فرصتی عالی برای صحبت کردن در مورد مسائل شخصی و خانوادگی باشد. بهتر است فرد مثبتی را برای شنیدن دردودل‌هایتان انتخاب کنید که شنونده‌ای خوب و انگیزه‌دهنده باشد. فقط یادتان باشد که شما هم باید رفتاری متقابل داشته باشید و وقتی دوستتان نیاز داشت به حرف‌هایش گوش دهید.۵. حمایت لازم را به دست آورید. اگر دوست نزدیکی در محل‌کار ندارید که بتوانید به او اعتماد کنید، خارج از محیط کار به دنبال یک کمک حرفه‌ای باشید. اگر مشکلات خصوصی‌تان تا این اندازه برایتان آزاردهنده شده‌اند، نیاز دارید که با کسی درمورد آن حرف بزنید. مشاوره تسکین فوق‌العاده‌ای بر استرس شما خواهد بود.۶. عضو گروه‌های پشتیبانی اداره یا شرکتتان شوید. بودن با کسانیکه نگرانی‌ها و دغدغه‌هایی مثل شما دارند حس بسیار خوبی به شما خواهد داد. در این اجتماعات می‌توانید حرف‌هایتان را با آزادی بیشتری به زبان آورده و نگران درز کردن اطلاعاتتان و تاثیر منفی آن بر کارتان نباشید.۷. کنترل مشکلاتتان را در محل کار به دست گیرید. اطمینان یابید که از کارتان دربرابر حل کردن آن مشکلات شخصی‌تان محافظت می‌کنید. حتی درمورد مرگ یکی از عزیزان یا طلاق، هنوز هم می‌توانید برای مقابله با آن مشکلات برنامه‌ای برای خودتان داشته باشید. واقعیت این است که اگر کارتان برایتان واقعاً مهم است، حتماً باید راهی پیدا کنید که بتوانید استرستان را کنترل کرده و کارتان را از دست ندهید.نکات– با مراقبت کردن از خودتان، خودتان را به تمرکز اصلی اوقات فراغت زندگی‌تان تبدیل کنید. اگر این به آن معنی باشد که سرگرمی برای خودتان دست و پا کنید و یا به استراحت کامل بپردازید، آنکار را بکنید. همیشه کارهایی که در محل‌کار انجام می‌دهید نیست که اهمیت دارد، کارهایی که در خانه می‌کنید هم به همان اندازه مهم هستند.– از طرف دیگر، دوستی‌ها و روابط کاری انحصاری نیستند. می‌توانید با یکی از همکارانتان دوستانی صمیمی شوید.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Jun 2021 11:19:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درخت بکش، خودتو بشناس!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%A8%DA%A9%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D9%88-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-eu8puqvxmvxt</link>
                <description>درخت بکش، خودتو بشناس!اول قلم و کاغذی بردارید و بدون اینکه ادامه متن را بخوانید، درختی را بکشید. حالا درختی را كه كشیده اید با درختانی که در پایین صفحه موجود است مقایسه كنید. ببینید بیشتر شبیه كدام یك است. بعد شرح مربوط به آن درخت را بخوانید تا درباره خود و روحیه تان چیزهای جدید كشف كنید. برای این كه دوستانتان را بهتر بشناسید از آنها بخواهید كه درختی ترسیم كنند.16 درخت در این تست وجود دارد . در درخت های شماره 1 تا 8 شكل شاخه ها مهم است و این تست ، روحیه شما را بر اساس فرمی كه به شاخه ها داده اید تجزیه و تحلیل می كند. از شماره 9 تا 16 شكل تنه درخت مورد نظر است. بدین ترتیب شما از این تست دو جواب به دست می آورید كه یكی مربوط به شكل تنه درخت است و یكی مربوط به شاخه هاست.1 - شاخه های انبوه و گره خوردهشما از نظر منطق و اندیشه به اندازه کافی بالغ شده اید و می توانید تعادل را در زندگی تان برقرار کنید ، زیرا احساسات پرخاشگرانه و افراطی و خواسته های نامعقول ندارید. اصلاً جاه طلب و افزون خواه نیستید و از رقابت با اطرافیانتان خوشتان نمی آید . بیش از حد به خانه و خانواده و دوستان خود وابسته هستید . تمام مراحل سخت و بحرانی را به خوبی پشت سر می گذارید زیرا در طبیعت شما خصوصیت انفعالی و تأیید پذیری شدیدی نهفته است . بدخواهان ممکن است این آرامش فکری شما را ناشی از تنبلی بدانند.2 - درختی که بر شاخه ها و تنه آن هاشور زده و سایه انداخته ایداین نقاشی از یک ترس یا نگرانی در ضمیر پنهانتان حکایت می کند . ممکن است نگران از دست دادن کسی باشید ، یا از این بترسید که به آرزوهایتان و نقشه هایی که کشیده اید نرسید. این عدم اعتماد به نفس سبب می شود گاهی در وجود خود احساس بی کفایتی کنید. ترسها را از وجود خود دور کنید تا راحت باشید و از احساس زندگی کردن در زیر ابرها رنج نبرید.3 - درخت سرو و عید نوئلاگر درختی شبیه کاج های کریسمس کشیده اید نشان می دهد که نمی توانید با آدمهای الکی خوش و بی بند و بار کنار بیایید . ضمناً کمی بدبین هستید و معتقدید که نباید از روی ظاهر افراد قضاوت کرد ؛ زیرا گاهی زیر کاسه نیم کاسه ای است . عقاید محکم و پابرجایی دارید ولی قدرت این را ندارید که عقاید خود را با نرمش و آرامش به دیگران بقبولانید . رشته ای از تلخی در وجودتان است که شما را کمی تلخ و نچسب جلوه می دهد . البته شاید این ، ناشی از تجربه های تلخی است که در زندگی گذشته خود داشته اید . باید سعی کنید با این &quot; تلخی&quot; مبارزه کنید و خاطرات بد گذشته را به دست فراموشی بسپارید و از مردم و زندگی با خوشرویی بیشتری استقبال کنید.4 - درخت میوه داراگر درختی که کشیده اید بر شاخه هایش میوه است باید گفت که شما گرفتار یک جور غم خوردن مطبوع در وجود خود هستید . از این که گاهی در افسردگی غرق شوید و غبار اندوه بر صورتتان بنشیند لذت می برید . در عین حال بسیار مشتاقید که همیشه مورد توجه اطرافیان باشید و گاهی دروغهای کوچکی می گویید تا جلب توجه کنیدو البته گاهی هم از اطرافیان دروغ می شنوید با این حال این دروغها را چون شیرین و رؤیا ساز هستند می پسندید . اگر در نقاشی خود میوه های درخت را به حالت فرو افتادن از شاخه ها نشان داده اید معنایش این است که حس می کنید کسی که دوستش دارید در حال ترک کردن شماست.5 - شاخه های حلقه حلقهاگر درخت خود را شبیه این تصویر کشیده اید شما فردی با تمایلات قوی و مستحکم نسبت به آزادی فردی هستید. البته تا حدودی هم منزوی و درون گرایید و شخصیت خودتان را کاملاً به دور از کنترل دیگران قرار می دهید و به ندرت تحت تأثیر سایرین قرار می گیرید . می کوشید طوری زندگی کنید که ایده آل خودتان است و به همین دلیل دوستانتان را با روشن بینی و دقت کافی بر می گزینید . ولی معاشرتهایتان با آنها هرگز از حدودی که تعیین کرده اید نمی گذرد. اعتماد به نفس شما قابل تحسین است .6 - شاخه های برهنه و نوک تیزشما همیشه در حالت تدافعی هستید و حس می کنید دیگران می خواهند به نوعی به شما حمله کنند، به همین دلیل در بیشتر موارد ، قبل از هر اقدام از طرف آنها خودتان حمله را آغاز می کنید . می توان گفت که در شخصیت شما خارهایی هست که خیلی راحت حاضرید آن را به جان و روح اطرافیان وارد کنید . این خارها در ضمن نشانه ی بخشی پنهان در طبیعت شماست که تلخی کلام و دوستانه نبودن رفتارتان را موجب می شود . سعی کنید آرامش داشته باشید و به ضمیر پنهان خود اجازه دهید شما را در جهت دوست داشتن مردم و خوبی ها هدایت کند ، تا برای همه محبوب و دوست داشتنی باشید ، چون خوشبختانه استعداد محبت و مهربانی کردن در وجود شما نهفته است و شما فقط باید آن را پرورش دهید .7 - شاخه های رو به پاییناین درخت متأسفانه از خوشحالی باطنی حکایت نمی کند . شما در احساس کلی خودتان از زندگی نتوانسته اید تعادل برقرار کنید . در لحظه ، تصمیم می گیرید . واکنش هایتان حساب شده نیست . در یک لحظه تحت تأثیر حالات و احساسات آنی قرار می گیرید . برای شما یک تصمیم قطعی گرفتن و مدتها وقت را برای رسیدن به آن صرف کردن کار بسیار دشواری است . در بیشتر لحظه ها ترجیح می دهید از آن تصمیم صرف نظر کنید . به خصوص به محض آن که اوضاع ، اندکی برایتان ناخوشایند می شود کنترل عصبی خود را از دست می دهید و خود را به طور دربست در اختیار احساساتتان قرار می دهید .8 - خطوط و شاخه های اتفاقیاگر شاخه های درخت خود را درهم و برهم و نامنظم و غیر متعادل رسم کرده اید در شخصیت شما رگه هایی از احساس شوخ طبعی و نشاط و لذت بردن از زندگی وجود دارد. اما به طور کلی انسانها تغییر پذیرند و حالات روحی شما همچون هوای بهاری است که زیاد قابل پیش بینی نیست. یک لحظه شاد هستید و ممکن است بلافاصله از چیزی اندوهگین شوید و به کلی حالتتان عوض شود . در بیشتر لحظه ها ناشکیبا هستید و گاه بدون تفکر تصمیم می گیرید و مایلید بلافاصله هر چه اراده کرده اید انجام دهید . دوستان ثابت ندارید چون اغلب دوست عوض می کنید و همیشه در جست و جوی تازه ها و تازگی ها هستید . در شخصیت و خلق و خوی شما بی هدفی ، به وضوح آشکار است.9 - تنه محکم و استوار و شاخه های کمشما اعتماد به نفس فراوانی دارید و در مجموع از خودتان خیلی راضی هستید و هیچ کس ، یا هیچ حرفی و هیچ کاری نمی تواند به اعتماد به نفس آهنین شما خللی وارد آورد . برای خودتان زندگی می کنید و به هیچ وجه نگران طرز فکر و احساس دیگران در مورد خود نیستید . به مال و ثروت خود خیلی می نازید و با مباهات به آنها از اندیشه اجتماعی و زندگی مردم دور می شوید . آشکار است که مردم در ذهن شما جای مهمی ندارند و جز برای فخر فروختن و یا ایجاد حس احترام و بزرگی برای خودتان ، آنها را نمی خواهید . شما خودخواه و یک دنده و غیر قابل نفوذ هستید .10 - تنه باریک و بلند و شاخه های بی برگدر طبیعت شما تمایل به خودنمایی وجود دارد و همین تمایل انگیزه ای برای تشویق شما به روشنفکر بودن واز دیگران جدا بودن است . دوست دارید به ایده های تازه و جنجالی بپردازید و به یاری آنها و بعضی کارهای به اصطلاح روشنفکرانه ، خود را مورد توجه مردم قرار دهید . اما معمولاً این همه شور و اشتیاق شما در مواجهه با چیزهای تازه خیلی فصلی است و هرگز عقیده ای را تا رسیدن به کمال آن دنبال نمی کنید.11 - تنه شکافته و زخمینقاشی شما به وضوح نشان می دهد که دائم تلاش می کنید یک تجربه بد را از ذهن خود دور کنید اما ضمیر ناخودآگاه شما در حفظ آن یاد و خاطره پافشاری می کند . همین امر، فکر شما را دچار تعارض و ناراحتی ساخته است ، شما می توانید از راه معاشرت بیشتر با مردم و پرداختن به برنامه های تازه و متنوع ، خیلی زود این خاطره تلخ را از ذهن برانید و به اندوه و ناراحتی آن پایان بدهید به شرط آن که واقعاً خودتان این را بخواهید . با خود صادقانه بیندیشید و نسبت به آینده خوش بین باشید.12 - تنه قیف مانندشما شخصی بسیار پر انرژی و فعال هستید و در هر جمعی که شرکت می کنید روح زندگی به آن می بخشید . زندگی اجتماعی بسیار شلوغی دارید و اطرافتان را آن قدر دوست و رفیق گرفته است که تمام ساعت تان را پر می کند و نمی گذارد لحظه ای تنها باشید.13 - تنه اریبشما زیاد احساس اطمینان نمی کنید. اغلب نگران چیزهایی جزئی و بی اهمیت هستید و به خاطر اندکی کج و راست بودن هر چیز ، حرص می خورید و خودتان را می آزارید . از تنوع به شدت متنفرید و مایلید در زندگی شما همه چیز منظم و مرتب سر جای خود قرار داشته باشد چون این نظم و ترتیب به شما احساس امنیت می بخشد.14 - درختی در یک جزیرهشما اغلب احساس تنهایی می کنید . اشتیاق زیادی برای برخورداری از امنیت عاطفی و برقراری تعادل در زندگی احساسیتان دارید ، ولی گاهی دوستی کردن را خیلی دشوار می یابید و به همین دلیل علی رغم اشتیاق فراوان برای داشتن یک رابطه عاطفی پربار ، لحظه انتخاب ، فقط تنهایی را بر می گزینید . با این مشکل مبارزه کنید و بیشتر معاشرتی و اجتماعی باشید .15 - خطوط نقطه چیناگر درخت را به طور نقطه چین کشیده اید از جهت عاطفی و احساسی آدمی بی پروا و غیر قابل کنترل هستید . اغلب بدون هیچ ملاحظه ای خود را با ماجراها و رابطه هایی که پایانش ناپیداست درگیر می کنید و از عاقبتش هراسی به دل راه نمی دهید . تصمیمات شما در اکثر موارد آنی و بدون تفکر درباره نتایج احتمالی آن است .16 - ریشه های طویلاگر برای تنه درخت خود ریشه کشیده اید ، تنها چیزی که در زندگی شما اهمیت دارد امنیت خاطر است . شما در طبیعت خود واقعگرا و هوشیار هستید و همیشه طوری رفتار می کنید که این امنیت را داشته باشید . در زندگی عاطفی ، تعادلی بین خواسته های دل و توصیه های عقلتان برقرار می کنید و به همین دلیل روابط عاطفی تان از بیشتر جنبه ها قبل از آن که پرهیجان و گرم باشد سرد و حساب شده است.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Jun 2021 12:50:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا نوجوانان کتاب های ترسناک و دلهره آور را دوست دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D8%AF%D9%84%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A2%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-foswds28fptm</link>
                <description>ادبیات وحشت در کنار داستان های ماجراجویانه، یکی از پرطرفدارترین ژانرهای ادبی در میان نوجوانان و جوانان است. فضاهای وهم آلود و پر دلهره، برای این گروه سنی بسیار جذاب است و این اشتیاق محدود به کشور و فرهنگ خاصی نیست.نوجوانان همراه با قهرمان داستان با رویارویی با ماجراهای عجیب و ناشناخته و ترسناک، به نوعی خود را تخلیه ی روحی و روانی می کنند. موقعیت سنی و تغییراتی که به دلیل بلوغ در نوجوانان پدید می آید، یکی از دلایلی است که منجربه رشد ادبیات وحشت شده است. زیرا این عوامل جسمانی و روانی، نیاز به هیجان را در نوجوانان بیشتر می کنند و این نیاز با خواندن کتاب های ترسناک و ماجراجویانه و تماشای فیلم هایی در این ژانر برآورده می شود. نوجوانان با خواندن کتاب های ترسناک می توانند با قهرمان داستان وارد گورستان شوند، با ارواح تماس بگیرند و با تمام وجود بترسند، در حالی که در امنیت خانه به سر می برند و می دانند که خطری آن ها را تهدید نمی کند.نوجوانان با خواندن کتاب های ترسناک می توانند با قهرمان داستان وارد گورستان شوند و با تمام وجود بترسند، در حالی که در امنیت خانه به سر می برند و می دانند که خطری آن ها را تهدید نمی کند.به راستی که این اشتهای خواندن داستان های وحشت، سیری ناپذیر است. همه ما به نوعی این تراژدی های ناگوار را در ذهن مان داریم. در زندگی مدرن، اتفاقات ناگوار پشت سر هم رخ می دهند و ما به دنبال توضیح می گردیم و اگر تجربه هایی وجود داشته باشند که به ما توضیح بدهند یا دست کم به ما اطمینان بدهند که ما تنها کسانی نیستیم که وحشت می کنیم، همین به ما قوت قلب می دهد.از طرف دیگر، داستان های ارواح برای ما این امکان را فراهم می آورند که به سرزمین غیرممکن ها فرار کنیم، جایی که هر اتفاقی رخ می دهد. این داستان ها همچنین به ما آرامش خاطر می دهند، اطمینانی برای نامیرایی خود ما.بیشتر رمان های وحشت قواعد ثابت و مشخصی دارند•  مکان داستان ها در خانه های عجیب و ترسناک یا در جاهایی است که سال ها پیش اتفاقات مرموزی در آن ها افتاده است. برخی از اتفاقات وحشت آور در مکان های معمولی و پیش پا افتاده رخ می دهند، اما خوانندگان می دانند که این مکان معمولی فقط برای مدتی کوتاه آرام می ماند و وقایع ترسناک به زودی اتفاق می افتند و آدم ها وارد صحنه می شوند.• تاریکی، ضروری و لازم است، اما نه همیشه تاریکی فیزیکی. قهرمان داستان برای مدتی از حضور اهریمن بی خبر است، اما سرانجام قدرت فراگیر تاریکی روح را می شناسد.• نفرین ها یا عهد و پیمان ها با اهریمن در این ژانر، پیش پا افتاده و معمولی است.در باره اینکه چرا نوجوانان به سراغ داستان های ترسناک می روند، گفته می شود که در این سن، بدن آن ها دستخوش تغییرات شدیدی می شود، بنابراین، به داستان هایی گرایش پیدا می کنند که شخصیت های جوانش حتی بیشتر از آن ها دچار تغییر می شوند.برخی از نویسندگان آثارعلمی تخیلی- معتقدند که: داستانهای فانتزی که ادبیات وحشت هم جز آن است برای بشر لازم و حیاتی است. توانایی &quot;تخیل کردن&quot; توانایی زنده ماندن است. ما با تخیل کردن زنده می مانیم واگر تخیل را از نسل بشر بگیرند، معلوم نیست که چه بر سر انسانها می آید.فانتزی به ما اجازه می دهد- حتی وادارمان می کند- که بزرگتر از آنچه هستیم بشویم، بزرگتر از آنچه امیداریم بتوانیم بشویم. فانتزی ما را با ابهامات و دوگانگی زندگی آشنا می کند – خیر و شر، روشنایی و تاریکی، بی گناهی و گناهکاری، حقیقت و دروغ، قهرمانی و بزدلی، سخت کوشی و تن پروری، تصمیم و دودلی، نظم و به هم ریختگی. فانتزی همه این چیزها را نشان مان می دهد و وسایلی فراهم می آورد که به کمک آن ها خوانندگان بتوانند تضادها و سایه های میان آن ها را مشاهده کنند.&quot;نوجوانان امروزی عاشق شخصیت هایی هستند که شبیه خود آن ها نباشند و هیچ وجه اشتراکی با زندگی روزمره شان نداشته باشند.برخی از منتقدان به شدت به این ژانر می تازند و آن را در زمره ی ادبیات واقعیت گریز قرار می دهند. اما واقعیت این است که فانتزی این امکان را به خوانندگان می دهد که از این جهان زمینی و خاکی بگریزند و از ماجراهای باشکوه لذت ببرند. بعضی از خوانندگان این آثار، با تمام وجود خواستار این فرار هستند. آن ها همراه قهرمانان داستان به دنیای فانتزی سفر می کنند و به جست و جوهای بی پایان دست می زنند، با باز دارنده های باورنکردنی و مشکلات این جهان خیالی رو به رو می شوند و پس از اندوختن تجربه های ارزشمند، با دست پر به دنیای واقعی و محدود خود بازمی گردند.ایراد دیگری که منتقدان به این گونه آثار دارند، استفاده از جادوست و این، علاقه  ی نوجوانان را به جادو نشان می دهد.نوجوانان امروزی عاشق شخصیت هایی هستند که شبیه خود آن ها نباشند و هیچ وجه اشتراکی با زندگی روزمره شان نداشته باشند. دوست دارند کتاب هایی بخوانند که آن ها را به دنیای دیگری ببرند، دنیایی پر از ماجراهای عجیب و غریب و باور نکردنی یا حتی وحشتناک، دنیایی که هیچ شباهتی به دنیایی که در آن هستند، دنیایی که از نظر آن ها کسل کننده است و ماجراهای هیجان انگیز در آن رخ نمی دهد، نداشته باشد. آن ها در کتاب ها دنبال زندگی هایی می گردند که متفاوت با زندگی خودشان باشد.آمارها نشان می دهند که انتشار کتاب های ماجراجویانه و دلهره آور سبب روی آوردن برخی از نوجوانان به مطالعه شده اند. بنابراین، بسیاری از تولیدکنندگان کتاب از انتشار این گونه کتاب ها استقبال می کنند. آن ها معتقدند که نوجوانان به خاطرموقعیت سنی خود، برای تخلیه هیجانات شان به این گونه کتاب ها روی می آورند. اما بعضی از خانواده ها و کتابداران با این گونه کتاب ها به شدت مخالف اند و  آن ها را دارای ارزش ادبی نمی دانند و نگرانند که نوجوانان به این ژانر بچسبند و دیگر از آن دست بر ندارند. آن ها تاکید می ورزند که این کتاب ها به نوجوانان آسیب روحی جدی وارد می کنند. اما به نظر روان شناسان، هیجان و ترس نیز یکی از نیازهای نوجوانان است و برای بشر ایجاد آرامش و لذت می کند. بخشی از امیال انسان که نمی توانند در واقعیت ارضا شوند – و نباید ارضا شوند- با خواندن و دیدن این داستان ها فروکش می کنند. ترس یکی از نیازهای هیجانی بشر برای بقا و زنده ماندن است. نوجوانان با خواندن کتاب های وحشت می توانند این نیاز را برآورده  کنند، پس لازم نیست نگران هیجاناتی باشیم که با این کتاب ها به بچه ها منتقل می شوند، زیرا این دوران گذراست و بچه ها به موقع سراغ کتاب های دیگر می روند. به هر حال باید توجه داشت که میزان هیجان پذیری و ترس و اضطراب بچه ها با هم متفاوت است و بستگی به اوضاع روحی و جسمی و تربیت خانوادگی دارد. هر قدر خانواده ای واقع گراتر باشد، آستانه ی ترس در بچه ها بالاتر است و بچه ها کمتر می ترسند و هر چه خانواده خرافاتی تر باشد، بچه ها زودتر موجودات ترسناک خیالی را باور می کنند. به هر حال، این گونه کتاب ها را تنها به این دلیل که ممکن است هیجانات بچه ها را تحریک کنند، نمی توان از کتابخانه های نوجوانان حذف کرد.منبع:  مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jun 2021 13:41:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از دعوا با همسرتان این کارها را نکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ecu1ga1ipaec</link>
                <description>همسدعوای زن و شوهردعوای زن و شوهری یک اتفاق طبیعی است؛ چرا که زنان و مردان با هم تفاوت هایی دارند که موجب بروز ناسازگاری میان آن ها می شود؛ اما چیزی که مهم است، دانستن این مطلب است که وقتی در اوجه عصبانیت هستید، چه بگویید تا بعدها در رابطه تان تاثیر مخرب نداشته باشد. در این مطلب به تعدادی از رفتارهای غلط اشاره خواهیم کرد که افراد معمولا بعد از دعوا مرتکب می شوند. با ماهمراه باشید.سکوت نکنیداگر بعد از دعوا به زمان نیاز دارید تا دوباره روحیه خود را به دست بیاورید، اشکالی ندارد؛ اما حتما این را به همسرتان بگویید. راشل سوسمان، روان پزشک و متخصص روابط، معقتد است اگر بعد از دعوا همسرتان را از خود برانید، او احساس می کند می خواهید او را تنبیه کنید و به همین دلیل شاید نتواند به سمت شما بیاید و احساساتش را بازگو کند.به جای این کار به او بگویید: «احساسات من به سرعت احساسات تو به حالت قبلی بر نمی گردند. به من فرصت بده. وقتی حالم خوب شد، در این مورد بیشتر صحبت می کنیم.»حرف هایی را که همسرتان گفته است، در حافظه تان نگه نداریدبگذارید هرچه همسرتان حین دعوا گفته است، همان جا باقی بماند. به گفته دکتر «میشل گولاند»، روان شناس، یکی از اشتباهات زوج ها این است که به همسر خود نمی گویند کدام یک از کلماتی که او در جروبحث به زبان می آورد، آن را آزار می دهد.پس حتما در مورد کلماتی که برای شما آزاردهنده اند، با همسرتان صحبت کنید. اگر حتی تا روز بعد هم با یادآوری آن کلمات گفته شده عصبانی می شوید، به جای جروبحث دوباره قدری به خودتان فرصت بدهید و نفسی تازه کنید؛ چون معمولا جروبحث منجر به یک چرخه معیوب از دعواهای بی حاصل می شود، نه راه حل.تنها بر زبان آوردن «ببخشید» کافی نیستلوریا پون (Laurie Puhn)، متخصص ارتباط درمانی، می گوید: «وقتی همسرتان از شما می خواهد تنهایش بگذارید یا اینکه خسته شده است و دوست دارد کار دیگری انجام دهد، فقط گفتن «معذرت می خواهم» برای التیام احساسات او کافی نیست و باید بگویید که من به خاطر فلان چیز یا فلان حرف از تو معذرت می خواهم و در آینده سعی می کنم که...برای برخورد تندتان، بهانه تراشی نکنیدشما می توانید برای این دعوا میلیون ها بهانه بیاورید؛ مثلا بگویید: «روز کاری بدی داشته ام، سردرد دارم یا شب قبل بد خوابیده ام»؛ اما این جملات، مشکلات را حل نمی کنند. به گفته دکتر گولان (Golan): «اگر شما عصبانی یا خسته اید و یا از نظر روحی آسیب دیده اید، باید این را به طرف مقابلتان بگویید. اگر یک روز در محل کار یا هرجای دیگری شرایط بدی را گذرانده اید که موجب عصبانیت شماشده است، قبل از رسیدن به خانه همسرتان را از این موضوع مطلع کنید تا او بداند شما بیشتر از شرایط عادی حساس و شکننده اید.»نسبت به حرف های زن یا شوهرتان عکس العمل نشان بدهیداز دعوا فرار نکنید!اگر تنها چند دقیقه از دعوایتان گذشته است، به همسرتان بگویید هر حرف یا سوالی دارد، می تواند از شما بپرسد و در مورد چیزهایی که بعد از گذشتن این چند دقیقه هنوز او را آزار می دهند، صحبت کند. هرگز به دلیل ترس از دعوا از این مرحله فرار نکنید. اگر با هم صحبت نکنید، مشکلتان حل نشده باقی می ماند و ناراحتی ها از بین نمی روند.نسبت به حرف های زن یا شوهرتان عکس العمل نشان بدهید؛ مثلا به او بگویید: «بنابراین منظور تو این است که... درست است؟» و از او تایید بگیرید تا مطمئن شوید منظورش را فهمیده اید.آزار کلامی ممنوعچه کار می کنید؟ دعوا؟! یادتان باشد در زمان دعوا حق دادزدن و برچسب زدن به طرف دعوا را ندارید؛ چون تاثیرات آن به سادگی از بین نمی رود. به جای این کار، در زمان خونسردی در مورد ناراحتی تان صحبت کنید.بر روی دلیل دعوا تمرکز نکنیدتفاوت دعوای بد و دعوای خوب در این است که در دعوای خوب شما برای مسئله ای که بر سر آن جر و بحث کرده اید، راه حل پیدا می کنید؛ پس بهتر است به جای اینکه بر روی عواملی که دعوا را به وجود آورده اند، متمرکز شوید، انرژی تان را صرف پیداکردن راه حل کنید.مثلا شوهرتان به شما گفته است از خانه پول بیاورید اما شما فراموش کرده اید. بعد از یک جروبحث بی اهمیت به دستگاه خودپرداز مراجعه می کنید و مشکل حل می شود. به جای اینکه تمام روز دعوایتان را به یاد بیاورید و به دنبال مقصر بگردید، سعی کنید از باهم بودنتان لذت ببرید.نگویید: «منظورم این نبود!»گفتن این جمله مثل این است که می خواهید صورت مسئله را پاک کنید. این کار اوضاع را وخیم تر می کند؛ زیرا جوابی که همسرتان به شما می دهد، این است که «چرا منظورت همین بود!»بازگشت به گذشته و تاکید بر گفته های خود و طرف مقابلتان باعث می شود به جای راه حل، بر آنچه گذشته است، تمرکز کنید.اگر همسرتان بعد از دعوا می گوید: «منظورم این نبود»، جواب بدهید: «درست است که چنین منظوری نداشتی، اما طوری رفتار کردی که من این طور احساس کنم. پس، از این به بعد این کار را انجام نده.»بعد از دعوا خود را سرزنش نکنیدهمه ما دوست داریم همسری داشته باشیم که برای رابطه مان زمان بگذارد و دعواکردن نشان دهنده این است که هر دو طرف روی رابطه کار می کنند و این رابطه برایشان مهم است؛ بنابراین اگر با همسرتان جروبحث می کنید، باید از این بابت خوشحال باشید که زندگی تان را به حال خودش رها نکرده اید و هنوز این زندگی برایتان مهم است.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 11:18:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج سالمندان را نکوهش نکنید!</title>
                <link>https://virgool.io/ZimedPublication/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-z8slptq0ilzz</link>
                <description>ازدواج سالمندانفیلم «خواستگاری» را دیده اید؟ همان که مرحوم هادی اسلامی نقش پیرمردی را بازی می کرد که همسرش را از دست داده بود و به خانم همسایه (که نقشش را ثریا قاسمی بازی می کرد) دل سپرده بود. حتما مخالفت سفت و سخت پسر آن خانم را با این موضوع به یاد دارید. می دانید ریشه مخالفت او با این ازدواج در سالمندی چه بود؟ این که ازدواج در این سن و سال از نظر همه زشت و ناپسند است. شاید بعضی از ما هم با این حرف موافق باشیم اما اگر در تنهایی مان به حقوق والدین خود با ذهن بازتری فکر کنیم، شاید نظرمان عوض شود...خانم ۶۰ ساله ای که دو فرزند پسر دارد و چند سال پیش همسرش را از دست داده و اکنون تنهاست، باعث شد خاطره فیلم «خواستگاری» در ذهن مان زنده شود. این خانم که خود را «مادر تنها» نامیده، از ما خواسته است به او کمک کنیم تا به طریقی به فرزندانش بفهماند که او هم به یک همدم نیاز دارد. از نظرات کارشناسی دکتر بدری سادات بهرامی و دکتر سید سعید صدر در همین رابطه بهره مند می شویم.تا به حال فکر کرده اید این خانم یا امثال ایشان از چه چیزی خجالت می کشند که تمایل خود را مخفی می کنند؟ آیا ضرورتی برای تشکیل خانواده، آن هم در این سن وجود دارد؟ شاید شما هم تمایل داشته باشید بدانید به راستی ضرورت این ازدواج چیست. اجازه بدهید از اینجا شروع کنم که در اولین مرحله دوره سالمندی، ما از کارمان بازنشسته شده و به خانه می رویم. تا اینجا بخشی از توجهی را که از جامعه کسب می کردیم از دست داده ایم و برای تامین نیاز عاطفی خود باید حتما یک منبع توجه و عاطفه جایگزین کنیم. این خانم ها وآقایان چون با آشیانه خالی مواجه می شوند و منبع توجهی که سال ها بخشی از نیاز عاطفی شان را تامین می کرده از دست داده اند باید حتما چاره ای بیندیشند. فرض کنید خانمی مثلا در ۴۰ سالگی، همسر خود را از دست بدهد یا به دلایلی هنوز مجرد باشد. این خانم می تواند در صورت صلاحدید خود ازدواج نکند و با مشغولیت هایی که در محیط کار و غیره دارد ایام را بگذارند اما همین خانم در ۶۰ سالگی شرایط متفاوتی دارد. همسری که ندارد، در سن کار کردن هم نیست، اگر فرزندی داشته باشد احتمالا به دنبال زندگی خودش رفته و او در تنهایی به دوره هایی می اندیشد که به سرعت از آن عبور کرده و فرصت رسیدگی به خود و عواطفش را نداشته است. این جاست که ضرورت ازدواج این افراد کاملا محرز است. آنها با ازدواج می توانند منبع توجه و تامین نیاز عاطفی تازه ای پیدا کنند و احساس کنند برای همسر خود عزیزند و کانون توجه هستند. این خانم ها و آقایان ۶۰ ساله، همانند افراد ۳۰ ساله و ۴۰ ساله نیستند که فقط تامین مسایل جنسی و اجتماعی، آنها را به سوی ازدواج سوق دهد؛ بلکه نیازهای عاطفی هم هست که به شدت آنها را متمایل به ازدواج می کند. همه می دانند که در این سن به دلیل یائسگی و کاهش ترشحات واژن، قوای جنسی در خانم ها به شدت کم می شود. در آقایان هم با افزایش سن از فعالیت هورمون ها کاسته می شود. پس با کمی واقع بینی می توان دریافت که مسایل جنسی دلیل ازدواج در این سنین نیست.با این همه، اغلب آنها (چه آقایان و چه خانم ها) از مطرح کردن این خواسته خجالت می کشند چون نگاه مردم به این ازدواج نگاه زشت و ناپسندی است. چون مهم ترین کارکرد ازدواج از نگاه بسیاری از مردم تامین نیازهای جنسی است و به همین علت، ازدواج در سالمندی را بسیار ناپسند می دانند. متاسفانه با اینکه سطح اطلاعات مردم بالا رفته و می دانند که از نظر بیولوژیکی و شرایط سنی، مساله رابطه جنسی بین این دو کاملا منتفی است اما باز هم نمی خواهند باور کنند که ارضای نیاز عاطفی دلیل اصلی این قبیل گرایش هاست.با کمی واقع بینی می توانیم در یابیم که تنها ماندن در آن آشیانه خالی و هجوم افکار ناراحت کننده، حاصلی جز انتظار کشیدن برای مرگ ندارد. از دست رفتن سلامت و مستهلک شدن بدن، مشکلات گوارشی و غیره، حس ناامنی و ترس موجود را چند برابر می کند. حالا که می توان به این تنهایی پایان داد؛ چرا که نه؟!وظیفه رسانه هامتولیان امور فرهنگی باید تلاش کنند تا فرهنگ سازی لازم را در مورد نوع نیازهای خاص این دوران داشته باشند و برنامه سازی کنند تا دیگر هیچ فردی به دلیل سن بالا تمایل به ازدواج خود را مخفی نکند و بداند که این نیازش کاملا طبیعی است و همگان باید به این باور برسند که مساله ازدواج در این سنین به ارضای نیاز جنسی مربوط نمی شود و پوششی از بعد معنوی و عاطفی دارد.وظایف فرزندانفرزندانی که پدر یا مادری تنها در خانواده دارند باید متوجه باشند که عدم ارضای نیازهای عاطفی آنها باعث تسریع روند پیری و فاصله گرفتن آنها از سلامت خواهد شد. حتما می دانید که سیستم ایمنی ما به محض اینکه تحت فشار عاطفی قرار بگیریم، واکنش نشان می دهد و تضعیف می شود. پس فرزندان باید نگران والدین خود باشند و حتی برای آشنایی والد تنهای خود با یک همسر مناسب برنامه ریزی کنند تا در نشست های خانوادگی، در رفت و آمدهای دوستانه با همکاران و همسایگان خود اگر مورد خاصی وجود داشت موجبات آشنایی بیشتر صورت گیرد. شما باید تسهیل گر باشید و اگر به حفظ سلامت جسمی والدین خود بها می دهید، باید در ابتدا به تامین سلامت عاطفی آنها بیندیشید. آشنا کردن والد خود با سازمان های مردم نهاد مختلف و عضویت در آنها، ثبت نام آنها در تورهای مسافرتی و دیگر زمینه های فراهم کردن آشنایی آنها بر عهده شماست تا علاوه بر تامین حس شادابی در آنها، زمینه را برای یافتن همسری مناسب فراهم کنید. حقیقت این است که اگر چنین فرهنگی شکل بگیرد و در جامعه جاری شود، همان طور که از والدین می پرسند که «دختر یا پسرتان ازدواج کرده یا نه» در مورد پدر و مادر هم می پرسند و حتی لحن سوال نیز اصلاح می شود که: «هنوز پدرت/ مادرت تنهاست یا ازدواج کرده؟»منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 11:09:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روش هایی برای بالابردن توانایی ذهن کودک</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-qoxawc1uqrya</link>
                <description>ذهن کودکهمه ی پدر و مادر ها دوست دارند که کودکی باهوش داشته باشند ، به همین علت تمام تلاش خود را برای رسیدن به این هدف می کنند. گاهی کودک را به کلاس های مختلف می برند و گاهی نیز خودشان به او آموزش می دهند ، اما والدین باید بدانند که تنها این روش ها برای بالا بردن سطح هوشی کافی نیست.مغز هر نوزاد در بدو تولد دارای ۱۰۰ میلیارد سلول عصبی (نورون) است، یعنی به تعداد ستارگان موجود در كهكشان راه شیری. در خلال سال های اولیه رشد، هزاران میلیارد پیوند به نام سیناپس های عصبی بین این سلول ها برقرار می شود. قاعده ایجاد شبكه بین سلولی در مغز، این است كه اگر از آن استفاده نشود، از بین می رود. سیناپس هایی كه از طریق شبیه سازی متصل نشود، در طول سال های دبستان از بین می رود. با وجودی كه مغز نوزاد دارای قدری شبكه عصبی (مانند توانایی یادگیری زبان) است، از مغز شخص بزرگسال انعطاف پذیرتر است و شگفت انگیز این است كه مغز كودك دو برابر مغز هر شخص بزرگسال پیوند های عصبی دارد.اگر نوزاد خود را در موقعیت های محبت آمیز مملو از جلوه های زبانی قرار دهید، می توانید امكان ایجاد پیوندهای عصبی بیشتری را در مغز وی فراهم و امكان ایجاد شبكه را بین سلول های مغزی بیشتر كنید. در نتیجه مهارت های زبانی، استدلالی و برنامه ریزی كودك تقویت خواهد شد.بیست راه مؤثر برای تقویت قوای مغزی نوزاد از این قرار است:۱) پیش از تولد نوزاد، تندرستی جسمانی او را در نظر بگیرید.به هنگام بارداری، سلامت خود را حفظ كنید و متوجه باشید كه برخی داروها تأثیر مخربی بر مغز جنین در رحم دارد. بسیاری از كودكانی كه مادرشان به هنگام بارداری داروی نادرست مصرف كرده است، دچار مشكلات یادگیری شدید می شوند و گاه به یكباره رفتارهای تهاجمی از خود نشان می دهند.۲) مكالمات معنادار داشته باشید.به سروصدای اولیه كودك با اشتیاق و با الفاظ بچگانه جواب دهید. قدری سیلاب ها را بكشید و با هیجان صحبت كنید، لحنی كه در اصطلاح «زبان بچگانه» است. قسمت هایی در مغز كه كلام را می فهمد و زبان تولید می كند، نیازمند دریافت محرك غنی است.۳) به بازی هایی بپردازید كه دست را به كار می گیرد.نوزادان نسبت به یادگیری بازی های ساده، خوب واكنش نشان می دهند.۴) مراقب کودک باشید.وقتی كودك اشاره می كند، با نگاه مسیر را دنبال كنید و در مورد چیزها یا مسائل مورد علاقه حرف بزنید. این «توجه مشترك» به كودك می گوید كه علایق و مشاهدات او برای شما اهمیت دارد.۵) از همان اوایل، علاقه به كتاب را در او ایجاد كنید.كتاب های دارای تصاویر رنگی و بزرگ را انتخاب كنید و پا به پای اشتیاق بچه مثلاً سروصدای حیوانات مزرعه را در آورید. لحن صدایتان را بالا و پایین كنید. بعضی بخش های داستان را ساده كنید یا در مورد آن توضیح دهید. كودك را تشویق كنید درباره كتاب ها صحبت كند. فراموش نكنید ایجاد مهارت دریافت زبانی (فهم گفتار) مهمتر از ایجاد توان و بیان زبانی (صحبت كردن) در كودكی است.۶) از زمان تعویض پوشك، برای تقویت احساس عاطفی نوزاد استفاده كنید.به آرامی شكم و موی سر او را نوازش كنید. مطالعات نشان می دهد مغز بچه هایی كه به اندازه كافی نوازش نمی شوند، كوچكتر از حد عادی برای سن مربوط است. به علاوه به هنگام تعویض پوشك، فاصله بسیار خوبی با چشمان او دارید تا توجهش را به كلام خود جلب كنید.۷) اسباب بازی هایی را انتخاب كنید كه برای رشد او سودمند است.این بازی ها باعث می شود تا كودك روحیه كاوش و تعامل را پیدا كند. بازی هایی مانند خانه سازی (مكعب هایی كه روی هم سوار می شوند) روابط علت و معلولی و استدلال «اگر پس» را به كودك می آموزد. اگر كودك مكعب بزرگ را روی مكعب كوچك قرار دهد، مكعب بالایی می افتد. اگر با موفقیت مكعب كوچك را روی مكعب بزرگ قرار دهد، این اطلاعات را در مغز ذخیره می كند.۸) وقتی كودك جیغ می زند، درست پاسخ دهید.به كودك اطمینان دهید، او را بغل كنید و نوازش دهید تا در مغزش مدارهای مثبت شكل بگیرد كه با عواطف مرتبط است. بغل كردن آرام و تماس صمیمانه روزانه با بچه، امنیت عاطفی را به مغز او می فرستد.۹) با توجه و تمركز، اعتماد ایجاد كنید.كودكانی كه از لحاظ عاطفی پیوند مطمئنی با والدین ایجاد كرده اند، می تواند نیروی بیشتری را صرف لذت های جستجو، یادگیری و اكتشاف كنند.۱۰) از اشاره استفاده كنید.این كار برای كاهش فشار روحی كودك و تقویت احساسات مطبوع و امنیت عاطفی لازم است. تحقیقات نشان می دهد بچه های زودرسی كه روزانه سه بار ماساژ داده می شوند، می توانند زودتر از همتایان خود كه ماساژ داده نمی شوند، از بیمارستان مرخص شوند.۱۱) به هنگام تمیز و مرتب كردن اشیا، از كودك کمک بگیرید.این كار برای تمرین دسته بندی خوب است. بچه یاد می گیرد مثلاً جانوران عروسكی شب ها در یك جا قرار داده می شوند و ماشین و دیگر اسباب بازی ها در جایی دیگر. بچه ها باید دسته بندی و مرتب سازی (گذاشتن اجسام به ترتیب مثلاً از كوچك به بزرگ) را در چارچوب پیشرفت شناختی در دوران پیش دبستانی بیاموزند.۱۲) محیطی ایمن ایجاد كنید.برای كودك خود كه در سنین سینه خیز رفتن یا تاتی تاتی كردن است، محیط امنی فراهم كنید. یادگیری فضایی مهم است و بچه تدریجاً درباره چیزهایی مانند زیر، بالا، نزدیك، و دور می آموزد. او خواهد توانست در ذهن خود نقشه محیط پیرامون را ترسیم كند و رابطه راحتی با جهانی كه در آن زندگی می كند، برقرار كند.۱۳) سرود بخوانید.حركات بدن و بازی انگشت به كودك كمك می كند تا بچه اصوات را با حركات كوچك و بزرگ جسمی ارتباط دهد. به علاوه سرود یادگیری ضرباهنگ(ریتم)، وزن و الگوهای زبانی را تقویت می كند.۱۴) شتاب خود را با خلق و خوی بچه هماهنگ كنید.برخی بچه ها به راحتی با موقعیت های ناآشنا سازگار می شوند، برخی جسور و خودانگیخته و برخی دیگر بسیار خجول هستند. اگر می كوشید میزان جرئت و راحتی بچه ها را افزایش دهید، با شتاب فكری وی همراه شوید. به كودكی كه به شدت فعال است، كمك كنید از انرژی فوق العاده اش به خوبی استفاده كند و مهار حركات آنی را فرا بگیرد. پذیرش شما باعث می شود از آرامش مورد نیاز جهت تجربه كردن و آزادانه آموختن برخوردار شود.۱۵) از وقت غذا و استراحت استفاده مثبت كنید.وقتی بچه غذا می خورد، اسامی غذاها را بلند بگویید. وقتی یاد گرفت خودش غذا بخورد، اظهار شادی كنید، هر چند كه تلاش های اول او با ریخت و پاش همراه باشد. این كار باعث می شود تداعی معانی خوبی با زمان صرف غذا و خوردن پدید آید. دعوا و غـُر زدن در مورد غذا می تواند باعث شكل گیری الگوهای عاطفی منفی در مغز شود.۱۶) در برابر كارهای بچه واكنش های آشكار نشان دهید.اگر به روش مناسب، اطمینان بخش و قابل پیش بینی به رفتار كودك پاسخ دهید، مغز در حال رشد نوزاد می آموزد از اطراف معنا بیاموزد. منسجم باشید.۱۷) از انضباط مثبت بهره بگیرید.بدون ترساندن یا خجالت زده كردن بچه، پیامدهای مثبت ایجاد كنید. اگر از كودك شما كار ناشایسته ای سر زد، مثلاً بچه دیگری را زد، طوری در برابرش بایستید كه چشمان شما در سطح چشمان وی باشد. با لحن ملایم و جدی، قانون لازم را تكرار كنید. قانون باید ساده و برای سن بچه قابل درك باشد. معقول نیست از كودك نوپا انتظار داشته باشیم به گلدان شیشه ای روی میز دست نزند.۱۸) احساسات همدردی با دیگران را برای وی تقلید كنید.وقتی كسی كه غمگین یا ناراحت به نظر می رسد، احساسات، توجه نشان دادن، غمخواری و مهربانی را به کودک بیاموزید. هر قدر پیوندهای مغزی بیشتری برای پاسخ های همدردی و مؤدب بودن ایجاد كنید، این مدارهای مغزی بیشتر تثبیت می شود. این امر نه تنها به یادگیری شناختی و زبان، بلكه به افزایش مهارت های عاطفی مثبت كمك می كند.۱۹) امكان بازی با برخی اجسام را با نظارت خود فراهم كنید.چیزهایی از قبیل آب، شن و حتی خاك و گل از این دست است. این كار بچه را با خصوصیات فیزیكی و خواص تركیبات، مایعات و جامدات آشنا می كند. به هنگام حمام، &quot;مغز” اطلاعات مربوط به آب، صابون لغزنده و پرز حوله جذب را می كند. تجارب حسی مبنای یادگیری مغز است.۲۰) به كودك ابراز علاقه و شادی كنید.بگذارید اشاره ها، چشمان درخشان، توجه شما به فعالیت های كودك، نوازش های نرم و لبخند، طبیعت دوست داشتنی او را تقویت كند.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 20 May 2021 11:11:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج کلید خوشبختی در زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-cy6cxncyd1ej</link>
                <description>خوشبختیزندگی مشترک  نیز همانند ساحلی است که بر اثر رفتارها، گفتارها و گذشت زمان تغییر شکل خواهد داد. ممکن است چهره جدی زندگی مشترک تحسین برانگیز باشد و شاید هم بر اثر ضربه ها، ناملایمات و سوء رفتارها، تصویر کامل آن به شکلی ناخوشایند و تکه تکه شده درآمده باشد. در این مقاله ،راه هایی برای شادی بخشیدن به زندگی، برقراری صلح، رفع کاستی های موجود بین روابط زن و مرد، ارائه می گردد. روابط انسانی برای حرکت در مسیر پر پیچ و خمی که در پیش روی دارد به مقداری انگیزه نیازمند است. همکاری در زندگی مشترک ارزش والایی دارد. به آن توجه کنید و حس مشارکت، همدردی و همکاری را پرورش دهید.1. ببخشید و فراموش کنیدنخستین قدم برای تداوم بخشیدن به زندگی مشترک،بخشش و فراموش کردن خطاهاست ؛ می توان قضاوت نادرست را نادیده گرفت حتی اگر ناراحت کننده باشد. با گذشت  و فراموش کردن اشتباه ها می توان به همه چیز رنگ تازه ای زد. بی اعتمادی و آزردگی خاطر را از زندگی مشترک دور کنید. اگر نتوانید حفره هایی را که در چارچوب زندگی مشترکتان ایجاد شده اند، پر کنید پس از مدتی شالوده ی سست آن فرو خواهد ریخت. به خاطر داشته باشید که گذشت باید همراه با فراموش کردن خطاها باشد. در غیر این صورت، آتشی است که زیر خاکستر پنهان شده و سرانجام شعله ور خواهد شد. اگر نمی توانید خطاهای همسر خود را ببخشید و آنها را به دست فراموشی بسپارید دنباله این نوشته را رها کنید و به سراغ کارهای خود بروید...2. از حدس و گمان پیروی نکنیدآیا شما می توانید مقاله ای درباره همسر خود بنویسید و در آن به موضوع های مورد علاقه وی اشاره کنید ، دیدگاه فلسفی او و رؤیاهایش را شرح دهید؟ بدون بررسی ، چند سطر از مقاله را می توانید بنویسید؟ احتمالاً فکر می کنید که می شود حتی با چشمان بسته یک کتاب درباره همسر  خود نوشت! آیا فکر می کنید به این دلیل که مدت زیادی را با همسرتان زندگی کرده اید می توانید ذهن او را بخوانید؟ آیا پس از گذشت ماه ها، سال ها، امکان تغییر کردن عقیده او وجود ندارد؟ به طور مثال، ممکن است که او چند ماه پیش علاقه ای به مسائل مالی نداشته اما اکنون توجه خاصی به این مقوله دارد. پرسش هایی را برای شناختن علایق او مطرح کنید. سپس با توجه و دقت به پاسخ های او گوش دهید. به این ترتیب به حدس و گمان پشت می کنید و واقعیت را پیش رو خواهید داشت.«حدس و گمان مانند موریانه ای روابط بین زن و شوهر را می خورد.»3. با یکدیگر سخن بگویید و قدر فرصت ها را بدانیدهیچ کس انتظار ندارد که یک ماشین بتواند با یک بار سوخت گیری مسافت نامحدودی را طی کند؛ روابط انسانی نیز بدین گونه اند. لازم است که از روابط انسانی نگهداری و مراقبت کرد و مخزن سوخت آن را همواره پر نگه داشت. زمانی را به استراحت کردن، زمانی را به حل مسائل و مشکلات  ، و زمانی را به برنامه ریزی برای آینده اختصاص دهید.به طور مثال می توان چند ساعتی وظایف و تعهدات خود را کنار گذاشت و به تماشای آلبوم های عکس پرداخت و از مرور وقایع گذشته لذت برد.4. یک شریک خوب و فعال باشیدما همیشه با شتاب به سوی وظایف اجتماعی و کارهای شخصی خود حرکت می کنیم و از بیان حس قدردانی و سپاسگزاری باز می مانیم ... در حالی که می توانیم با شریک زندگی خود بهتر رفتار کنیم. چرا به راحتی ناراحتی ها و بحران های کاری خود را بر سر او بریزیم؟احترام گذاشتن به شریک زندگی، شیوه بسیار مؤثری برای تداوم بخشیدن به زندگی مشترک است اما در صورتی که فقط به کنار هم گذاشتن واژه ها محدود نشود؟ برای ستایش و سپاسگزاری، دلیل داشته باشیم و با تمام وجود او را تحسین کنیم. می توانید فهرستی از توانایی های همسر خود تهیه کنید. مطمئن باشید که بسیاری از آنها را فراموش کرده اید!گذشت باید همراه با فراموش کردن خطاها باشد. در غیر این صورت، آتشی است که زیر خاکستر پنهان شده و سرانجام شعله ور خواهد شد.5. تجربه های تازه را به زندگی خود اضافه کنیدمسیر غیر قابل پیش بینی و تازه ای را در پیش بگیرید. همراه با همسر خود به دیدن مسابقه های ورزشی بروید. هنگامی که در بازار فروش وسایل فنی قدم می زند در کنار او باشید. به او نشان دهید که از بودن با وی لذت می برید. بدون هیچ دلیلی لباس مناسب و زیبا بپوشید و خود را بیارایید. به او خاطر نشان کنید که برای خوشحال کردن او خود را آراسته اید. یک فعالیت بدنی را انتخاب کنید که می توانید دو نفری آن را انجام دهید مانند دوچرخه سواری، پیاده روی  و ...خلاصه این که روابط انسانی برای حرکت در مسیر پر پیچ و خمی که در پیش روی دارد به مقداری انگیزه نیازمند است. همکاری در زندگی مشترک ارزش والایی دارد. به آن توجه کنید و حس مشارکت، همدردی  و همکاری را پرورش دهید.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 12:42:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا تناسب فرهنگی در ازدواج مهم است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-khghro61aiqt</link>
                <description>تناسب فرهنگی در ازدواجفرهنگ یعنی چه؟ فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که به ما می‌گوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط. فرهنگ به ‌معنای مجموعه آداب و رسوم، سنت‌ها، اخلاقیات، مراسم‌ها و... یک قوم و ملت است. از آنجا که فرهنگ‌ها با هم متفاوت هستند، بایدها و نبایدهای آنها نیز فرق می‌کند. حتی گاهی نباید یکی، باید دیگری است.بی شک ازدواج بزرگ‏ترین و مهم‏ترین حادثه زندگى هر انسانی است و موفقیت یا شکست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. ازدواج و زندگى مشترک وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است که روحیه‏ ها، غرایز و طرز تفکر دو طرف، همسو و نزدیک باشد. در غیر این صورت، ریسمان وحدت و یگانگى به ضعف و سستى مى‏ گراید و سرانجام گسسته مى ‏شود.فرهنگ یعنی چه؟ فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که به ما می‌گوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط. فرهنگ به ‌معنای مجموعه آداب و رسوم، سنت‌ها، اخلاقیات، مراسم‌ها و... یک قوم و ملت است. از آنجا که فرهنگ‌ها با هم متفاوت هستند، بایدها و نبایدهای آنها نیز فرق می‌کند. حتی گاهی نباید یکی، باید دیگری است.تفاوت در زمینه‌های فرهنگی بر اساس تحقیقات در ایران یکی از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز در طلاق‌ها می‌باشد. ارزش‌های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم ، رفتار و سلوک و حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می‌تواند زمینه‌های همدلی بیشتر را بین آن دو پدید آورد. به همین جهت به ویژه در کشور گسترده ما که در قالب یک فرهنگ و جامعه واحد، از خرده فرهنگ‌های متعدد (ترک، کرد، عرب و لر و...) برخوردار است، توجه به این امر در مجموعه ملاک‌های ازدواج اهمیت خاصی دارد و همانطور که اشاره شد تفاوت در آن‌ها زمینه‌ساز اختلاف‌ها است.تفاوت فرهنگي در بين همسران در دو سطح مي تواند آسيب زا باشد.- سطح اول تفاوت فرهنگي در بين خانواده هاي همسرانسطح اول تفاوت فرهنگي در بين خانواده هاي همسران است. موضوعي که منبع انواع اختلافات و سوء تفاهم مي شود و خود را بيشتر در قالب اختلاف نظر در برگزاري مراسم مشترک، برخورد اجتماعي همسران و رعايت قوانين پيدا و پنهان خانوادگي نشان مي دهد. اين موضوع همواره ناخوشايند بوده و گاه تا پايان عمر همت همسران ، صرف تلاش براي کم رنگ کردن اين تفاوت ها در بين دو خانواده و نيز در رابطه خودشان مي شود.تشابه فرهنگی نقش مهم در موفقیت یک ازدواج- سطح دوم آسيب در ميان همسرانسطح دوم تفاوت فرهنگي ممکن است در بين خود همسران باشد. در واقع مشکلات در سطح دوم نسبت به مشکلات در سطح تفاوت فرهنگي خانوادگي بسيار عميق تر بوده و خانواده را به راحتي به از هم پاشيدگي مي کشاند.مشاورین ازدواج معتقدند که در حقيقت اختلاف فرهنگي خانواده ها در صورتي که زوج به يکديگر علاقه داشته و از نظر فرهنگي شبيه باشند، مهارت آموزي آنان در مواجهه با خانواده همسران است، ولي اگر مشکل تفاوت فرهنگي بين خودشان هم باشد موضوع عملاً در اکثر موارد بي نتيجه خواهد ماند؛ چرا که هر کدام از زوج ها اعتقاد دارند که مشکل از ديگري است و فرد مقابل بايد تغيير کند.باید گفت اگرچه فرهنگ به تنهایی نمی‌تواند در اختلاف سطح طبقات تاثیرگذار باشد و نمی‌توان با قاطعیت گفت که افراد از فرهنگ‌های مختلف نمی‌توانند با هم ازدواج کنند، اما بی‌تردید تشابه فرهنگی می‌تواند نقش مهمی در موفقیت یک ازدواج داشته باشد..به همین دلیل دختر و پسر باید تلاش کنند که خانواده‌هایشان از همه لحاظ بخصوص از لحاظ فرهنگی با هم سنخیت و تناسب داشته باشند، تا بهتر بتوانند یکدیگر را درک کنند.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 22 Apr 2021 12:47:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرورش روحیه، اراده و اعتماد به نفس</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%B4-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-l9c25k62wzux</link>
                <description>خود واقعی تو پیدا کنبهتر است کمی هم برای خودتان وقت بگذارید و از لحاظ روحی و معنوی خود را پرورش دهید.مهمترین تصمیم زندگی‌تان، تصمیمی است که بر بقیه تصمیم‌های زندگی‌تان اثر می‌گذارد، تعهد به دوست داشتن و پذیرفتن خودتان است. این تصمیم به طور مستقیم بر کیفیت روابط شما، کارتان، وقت آزادتان، ایمانتان و آینده‌تان اثر می‌گذارد.اما چرا انجام آن اینقدر سخت است؟منشاء خانوادگی‌من با نه خواهر و برادر بزرگ شدم. دو برادر و سه خواهر بزرگتر از خودم داشتن و سه خواهر و یک برادر کوچکتر از خودم. من هیچوقت بین آنها جایی نداشتم. خواهرهایم همه قدبلند و زیبا بودند و موهایی بلند و پرپشت داشتند. من در یازده سالگی دختری کوتاه‌قد و تپل بودم.  موهایم هم خیلی نرم و نازک بود.خواهرهایم بسیار حرف‌ گوش‌ کن بودند اما من شدیداً غیرقابل‌کنترل و سرکش بودم. هم در خانه و هم مدرسه اذیتم می‌کردند. اما من هم آرام نمی‌گرفتم برای حفظ موقعیتم در خانه می‌جنگیدم. برای محافظت از خودم، ضرب‌مشتم قوی شد و زبانم تند و تیز.وقتی ناامیدانه سراغ اولین مشاور روانشناس رفتم، بیست و هفت‌ساله بودم و چهار فرزند داشتم. احساس می‌کردم تنها هستم و کسی دوستم ندارد. واقعاً تصمیم گرفته بودم که تغییر کنم.بعد از اینکه شش ماه روی مشکلات دوران کودکی‌ام، افکار، اعتقادات و اتفاقات قدیمی‌ام کار کردم، دوباره احساس زنده بودن می‌کردم. مثل این می‌مانست که از روی یک مبل آنتیک قدیمی چند لایه رنگ برداشته باشند. احساس می‌کردم دوباره به دوران زیبایی واقعی‌ام برگشته‌ام.تاثیرات فرهنگیجامعه به ما یاد می‌دهد که ارزشمان در بت‌های فرهنگی‌مان است — تکنولوژی، جوانی، زابطه جنسی، قدرت، پول، جذابیت و روابط عاشقانه.وقتی ارزش خودتان را بر مبنای دنیای بیرونی قرار دهید، هیچوقت نمی‌توانید خودتان را دوست داشته باشید.منتقد درونی‌تان شما را در افکاری مثل «من کافی نیستم، به اندازه کافی ندارم، به اندازه کافی کار نمی‌کنم» و از این قبیل غرق می‌کند.احساس کمبودها هیچوقت تمامی ندارند. هربار که هدفی به شما نزدیک می‌شود یا به چیز بزرگی دست پیدا می‌کنید، غریزه‌تان به شما پیشی می‌گیرد تا هدایتتان کند.درکتان از خود را تغییر دهیدبرای اینکه احساس ارزشمند بودن کنید، باید چشمانتان را شسته و با دیدی توام با خودآگاهی و عشق به خودتان نگاه کنید. پذیرش و عشق باید از درونتان بیاید.برای اینکه ارزشمند باشید نیازی نیست خاص و متفاوت باشید. ارزش شما در ذات واقعی‌ و خوبی درونیتان است. شما نوری بسیار زیبا هستید. شما عشق هستید. شاید بتوانید عظمت خودتان را زیر خاک مدفون کنید اما هیچوقت نمی‌توانید آن را از بین ببرید.دوست داشتن خودمان کاری نیست که یکمرتبه اتفاق بیفتد، فرایندی بی‌انتها و مداوم است.از خودتان شروع می‌شود، از در آغوش گرفتن خودتان با محبت و ستایش.اگر من خودم را دوست داشته باشم، دیگران را هم دوست خواهم داشتبرای اینکه بدانید چطور می‌توانید اینکار را انجام دهید، این مراحل را خوانده و در زندگی‌تان عملی کنید.۱. روزتان را با عشق (و نه تکنولوژی) شروع کنید. قبل از اینکه از رختخوابتان بیرون بیایید، ارزشمند بودنتان را به خودتان یادآور شوید. عشق را درون ریه‌هایتان بکشید و بیرون دهید. خودتان را از عشق سیراب کنید.۲. برای فکر کردن و نوشتن وقت بگذارید. هر روز وقت بگذارید و روی درونتان تمرکز کنید. با ۵ دقیقه مدیتیشن و ۵ دقیقه نوشتن در صبح‌ها شروع کنید. کم‌کم این زمان را افزایش دهید.۳. با شادی با خودتان حرف بزنید. برای اینکه ذهنتان را آموزش دهید مثبت‌تر باشد، از تایید کردن استفاده کنید. مچ‌بندی روی دست راستتان ببندید، وقتی می‌بینید که به هر ترتیبی می‌خواهید از خودتان سوءاستفاده کنید، مچ‌بند را به دست چپتان منتقل کنید.۴. صداقت احساسی پیدا کنید. بی‌حس کردن احساساتتان دیگر کافی است. خرید کردن، خوردن و نوشیدن نمونه‌هایی از روش‌های دوری از ناراحتی و درد است. هوشیارانه به سمت احساسات و عواطفتان بروید.۵. علایقتان را گسترش دهید. چیز جدیدی را امتحان کنید. یک زبان جدید یاد بگیرید. جاهایی بروید که قبلاً نرفته‌اید. کارهایی انجام دهید که قبلاً نکرده‌اید. شما حق دارید زندگی فوق‌العاده داشته باشید.۶. از فعالیت‌های زندگی‌بخش لذت ببرید. ورزشی را پیدا کنید که دوست دارید. غذاهایی را کشف کنید که برایتان مفید است. یک روز دست از تکنولوژی بردارید و وقتتان را به کارهایی بگذرانید که به شما حس زنده بودن می‌دهند.۷. برای آزاد شدن مشتاق باشید. نفس بکشید، ریلکس باشید و رها کنید. هیچوقت نمی‌توانید تصویر کامل را ببینید. نمی‌دانید هر چیزی چه هدفی به دنبال دارد. با فکر نکردن و آرزو نکردن اینکه کاش آدم‌ها و اتفاقات طور دیگری در زندگی‌تان بودند، از جنگیدن علیه خودتان دست بکشید. برنامه شما ممکن است از قصد و نیت روحتان متفاوت باشد.۸. روی رشد و پیشرفت فردی و معنوی‌تان کار کنید. به استقبال رشد بروید. زندگی یک سفر است. ما به دنیا آمده‌ایم که یاد بگیریم و در سطحی عمیق‌تر دوست بداریم. اگر بخواهید تند قدم بردارید، زندگی برایتان سخت خواهد شد. آهسته قدم برداشتن برای جلو رفتن در زندگی کافی است.۹.  توانایی‌هایتان را مال خود کنید. آنقدر خودتان را دوست بدارید که فرصت‌های محدودی که پیش رویتان قرار می‌گیرد را باور کنید. وارد عمل شوید و زندگی زیبا برای خودتان بسازید.۱۰. با خودتان صبوری کنید. عجله و ترس را کنار بگذارید. آرام باشید و به خودتان اعتماد کنید. تلاش کنید و مطمئن باشید دنیا پاداشتان را خواهد داد.۱۱. با قدردانی زندگی کنید. ذهنتان را آموزش دهید که قدردان و شکرگزار باشد. استعدادها، زیبایی و شکوه خودتان را تحسین کنید. خودتان را با تمام نقص‌ها دوست داشته باشید.۱۲. بگذارید بصیرتتان هدایتتان کند. همه پاسخ‌ها به درون خودتان برمی‌گردد. به دنبال نشانه‌ها باشید و به احساسات درونی‌تان توجه کنید. وقتی می‌خواهید تصمیمی بگیرید، احتمالاً دو صدا از درون خودتان می‌شنوید. صدایی آرام در خود والایتان و صدای بلند که نفستان است. همیشه راهی که صدای آرام نشانتان می‌دهد را دنبال کنید.۱۳. کاری را انجام دهید که محترمتان می‌کند. در فعالیت‌هایی که پایین می‌آوردتان شرکت نکنید. اجازه ندهید افراد مسموم وارد زندگی‌تان شوند. همه را دوست بدارید اما مراقب کسانیکه اجازه می‌دهید وارد زندگی‌تان شوند باشید.۱۴. تردیدها و عدم قطعیت‌ها را بپذیرید. رنج کشیدن از زندگی‌ کردن در غم گذشته یا ترس از آینده ناشی می‌شود. توجهتان را به زمان حال معطوف کنید و آرامش داشته باشید.۱۵. خودتان را ببخشید. از خطاهایتان درس بگیرید و به جلو حرکت کنید. با این جمله به خودتان اطمینان دهید: «خودم را با خاطر قضاوت کردن خودم می‌بخشم.»۱۶. قدرت لذت را کشف کنید. دوست داشتن خود نیاز به زمانی برای ریلکس بودن، تفریح کردن و ارتباط نزدیک با دیگران دارد. دنیای پرسرعت امروز مجبورمان می‌کند مدام در رقابت و هدف‌سازی باشیم که جایی برای بازی و تفریح برجا نمی‌گذارد. دکتر استوارت برو (Dr. Stuart Brow) می‌گوید، «متضاد بازی کار نیست، افسردگی است.»۱۷. واقعی باشید. خودتان را بیرون بریزید.  به خودتان اجازه دهید دیده شوید، شناخته شوید و شنیده شوید. با این صمیمیت با خودتان احساس راحتی کنید.۱۸. روی مثبت‌ها تمرکز کنید. به قلبتان رجوع کنید و نقاط مثبت خودتان را تحسین کنید.۱۹. مراقب نادیده گرفتن خود باشید. مراقب انتخاب‌هایتان باشید. چندین بار در طول روز از خودتان بپرسید، «آیا این انتخاب به من ارزش می‌دهد؟»۲۰. تجسم کنید که اگر ارزش خودتان را باور داشتید زندگی‌تان چه شکلی می‌گرفت. زندگی‌تان را به دوست داشتن خودتان اختصاص دهید. این باید مهمترین اتفاق زندگی‌تان باشد.۲۱.  از متخصص کمک بگیرید. نادیده گرفتن خود دردناک است. شما لایق شاد بودن هستید. شما حق دارید پذیرفته شده و دوست داشته شوید. اگر لازم بود، از یک مشاور، مربی یا روانشناس کمک بگیرید. این بهترین سرمایه‌گذاری است که می‌توانید انجام دهید.ازآنجا که ما انسانها همه به هم وصل هستیم، اگر من خودم را دوست داشته باشم، شما را هم دوست خواهم داشت. ما با عشق‌هایمان می‌توانیم خودمان، همدیگر و دنیا را بهبود بخشیم. عشق هدف ماست. یادتان نرود که عشق از ما و از درون تک‌تک ما آغاز می‌شود.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 15 Apr 2021 09:28:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثير منفی چاقی بر رابطه زناشويی</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%D9%8A%D8%B1-%D9%85%D9%86%D9%81%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%D9%8A%DB%8C-n7ogp7zylydc</link>
                <description>چاقیکمبود مواد‌غذايی نقش چندانی در کاهش ميل جنسی در جوانان يا سالمندان ندارد. گرچه محققان سلنيوم و روی را موثر دانسته‌اند ولی چندان ثابت شده نيست. شايد يکی از مهم‌ترين مشکلات تغذيه‌ای تاثيرگذار در ميل جنسی، چاقی باشد.چاقی در مردان با تغييرهايی که در سطح هورمون‌های مردانه ايجاد می‌کند، باعث ناتوانی جنسی مثل اختلال در نعوظ و انزال زودرس و... می‌شود. البته ناتوانی جنسی ناشی از چاقی ارتباطی به سن ندارد و افراد جوان و مسن چاق دير يا زود درگير اين موضوع خواهند شد. وقتی مردان چاق دچار ناتوانی جنسی می‌شوند، نخست اعتماد به نفس خود را از دست می‌دهند و رابطه زناشويی برايشان به يک عامل اضطراب‌آور تبديل می‌شود. اضطراب نيز احتمال شکست را در برقراری روابط زناشويی بالا می‌برد.چاقی در خانم‌ها نيز باعث بروز اختلالاتی در برقراری روابط زناشويی می‌شود. تغييرات فيزيولوژيکی که باعث کاهش ميل جنسی می‌شود، از يک سو و مشکلات طبيعی چاقی در زنان از سوی ديگر تاثير منفی در برقراری رابطه زناشويی می‌گذارد. علاوه بر اين، احتمال ابتلا به عفونت‌های واژينال در خانم‌های چاق بيشتر است که برقراری روابط زناشويی را دشوارتر می‌کند.به همين دليل خانم‌ها و آقايان بايد از همان دوران جوانی نسبت به وزن خود حساس باشند و از چاق شدن جلوگيری کنند. متاسفانه بسياری از اختلالات ايجاد شده در بدن به نوعی با وزن افراد در ارتباط هستند. از همان دوران کودکی بايد کودک را به خوردن غذاهای مفيد عادت داد. غذاهاي خوب گردش خون مناسبی در بدن برقرار می‌کند و يادمان باشد برقراری رابطه زناشويی خوب به برقراری جريان گردش خون و سالم بودن سيستم عصبی بستگی دارد. فعاليت بدنی و ورزش در همه سنين و حتی سنين بالا توده ماهيچه‌ای مطلوبی ايجاد می‌کند. توده ماهيچه‌ای و فيزيک خوب نيز نقش مهمی در سرخوشی و شادی انسان‌ها دارد. عوامل عصبی و روانی هم نقش مهمی در برقراری رابطه زناشويی موفق دارند.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 08 Apr 2021 10:46:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا بیش از حد نگران میشوید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%AF-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-q6jp5rwdmx64</link>
                <description>استرسآیا زیاد و بیمورد  نگران می شوید؟ چگونه تشخیص دهیم میزان اضطراب  نرمال است  یا نه؟ این شیوه های آسان را استفاده کنید تا استرس به سراغتان نیاید و بی مورد نگران نشوید اگر می اندیشید که اضطرابهایتان غیر نرمال است فقط شما نیستید بسیاری از انسانها اینگونه اند و این احساس نگرانی انها را چند برابر افزایش میدهد نمیدانند آیا بیماری روانی دارند یا سالم و عادی هستنداحتمالا جواب همه این سوال‌ها، مثبته! پس بیاید بعضی از این نگرانی‌ها رو کنار بذارید.سطرهای اولیه درباره منشا استرسه. هرچی بیشتر تلاش کنید که نتیجه کارهاتون منفی نباشه، استرستون بیشتر میشه. وقتی در محل کارتون هستید؛ محدودیت‌ها، ترس از سرزنش رییس و یا مشکلات با همکاران از عوامل استرس‌زا محسوب می‌شن و توی خونه؛ بچه ها، مشکلات مالی و یا به هم خوردن رژیم لاغری، مسایل نگران‌کننده هستند.بالاخره هر کسی گاهی احساس نگرانی میکنه. زمانی که سعی دارید، از اتفاقات ناخوشایند اجتناب کنید و همه چیز خوب پیش بره؛ استرس و ترس عکس‌العمل های کاملا طبیعی به حساب میان.زمانی که اضطراب تمام وجودمون رو احاطه می کنه، باید چه کار کرد؟هنگامی که مضطرب هستید، گوشه ای خلوت پیدا کنید، یک لیست بنویسید از افکار منفی که سعی دارید ازشون اجتناب کنید.بعد از خودتون بپرسید، برای مقابله با این افکار منفی توی لیست، کاری از من ساخته است؟بیاید با مواردی از لیست شروع کنیم که جواب &quot;نه” است (چیزهایی که امکان تغییرش نیست). وقتی استرس برای چیزهایی باشه که شما نمی‌تونید تغییرش بدید، نگرانی شما بیشتر میشه. کاری از شما ساخته نیست که نتیجه رو عوض کنید! پس یه راه حل پیدا کنید که از این سکون، غوطه خوردن در گرداب نگرانی‌ها و اضطراب دورتون کنه، و یا از این سردرگمی‌های احساسی نجاتتون بده!مطمئنا، به سادگی نمی‌تونید افکار نگران کننده رو از خودتون دور کنید. از شر اضطراب و نگرانی‌های دست و پا گیر به سادگی رهایی ندارید.فقط بیست دقیقه وقت بگذارید و درباره هرچی نگرانتون میکنه، بنویسید. تحقیقات زیادی دال بر این وجود داره که اگر راجع به چیزایی که آزارتون میدن، بنویسید، کمک میکنه این افکار آزاردهنده با اطلاعات موجود در ذهنتون مرتبط بشن و راحت‌تر از شر افکار آزارنده خلاص بشید. قلمتون رو بر دارید( یا لپ تاپ) و فکر کنید! دارید از چی فرار می‌کنید و اصلا چرا؟ بنویسید که اساسا مشکل چی هست و چرا فکر می‌کنید این براتون یک مشکله، احساستون رو دربارش بنویسید، منشا اصلی این مشکل کجاست؟شاید نوشتن درباره مشکلات خیلی هم جالب نباشه، اما از اضطراب و نگرانی‌های طولانی و طاقت‌فرسا که دایم تو ذهنتون بزرگش می‌کنید، بهتره و اجازه میده بفهمید اصلا برای چی نگران هستید! با ممارست در نوشتن می‌بینید که، اونقدرها هم که فکر می‌کنید بد نیست. شاید اولش پیش خودتون بگید اینکه مشکل من رو حل نکرد و احتمالا بی خیالش بشید و شاید بگید: نگرانی من از عوامل بیرونی ناشی میشه (مثلا عقاید یه نفر دیگه درباره شما) پس از افکار درون من نیست، که بتونم کاری براش بکنم!درباره مشکلاتی که کاری از شما دربارشون برمیاد، دو راه حل وجود داره که باهاشون روبرو بشین!اول، فکر کنید ببینید، موقعیتی که باعث اضطراب شماست، آیا واقعا نگران کننده هست؟ به عنوان مثال، خیلی از مردم نگرانند که اگه نتونن وظایفشون رو به خوبی انجام بدن، چی میشه؟ و در نتیجه نگرانن که دیگران دربارشون چی فکر و قضاوت می‌کنن. در اینجا چیز نگران‌کننده‌ای وجود نداره، خودتون هستید که می‌خواید، روی افکار منفی تمرکز کنید!در این موارد، مثبت فکر کنید، به جای تصورات منفی و بد بینی، درباره کاراتون و چیزی‌ که انتظارتون رو میکشه خوش‌بین باشید و به مزیت‌هاش فکر کنید. اینطوری خودتون رو ازافکار استرس‌زا سبک می‌کنید ودر مسیر شادی قدم میگذارید و انتظار اتفاقات خوشآیند رو می‌کشید. سپری کردن زندگی به این شیوه خیلی بهتر از اینه که دائم منتظر فاجعه باشی و سعی کنی ازش اجتناب کنی.بعد از گذشتن از این مرحله با ممارست، یک سری چیزها هست که واقعا باید نگران اونا باشید– و اون چیزهایی هستند که برای حلش یه کارایی ازتون برمیاد. پس از نیرویی که همراه با اضطراب در وجودتون جمع میشه، بهره ببرید و برای حل مشکل یا مشکلات پیش روتون، برنامه ریزی کنید. بعد، با برنامه‌ای به جا، توی زندگی واقعی و عملا تمرین کنید. همه انرژی درونتون که در اضطرابتون محصور شده رو ازش پس بگیرید و صرف کارهای مفید کنید. بدوید، بازی کنید و یا به کلاس ایروبیک باشگاه سری بزنید. به مرور احساس بهتری پیدا می‌کنید.و اینجوری با خیال راحت می دونید که میزان نگرانی شما در حد معقوله.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Tue, 16 Mar 2021 14:16:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توانایی های زنانه که مردان ندارند!</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-vfbp4xmkxosn</link>
                <description>توانایی های زنانهخانم ها توانایی های زیادی دارند که در خیلی از مردان نمی توانیم بیابیم این نشان می‌دهد که خانم‌ها توانایی‌های جالبی دارند که آقایان از آنها محرومند. اینجا، ۱۱ مورد از تواناییهای زنان را معرفی می‌کنیم که نقاط قوت آنان محسوب می‌شود.۱. خانم‌ها تمیزترندپژوهشی که در دانشگاه سن دیگو صورت گرفت، نشان می‌ دهد میز و اتاق کار آقایان در مقایسه، به میز و اتاق کار خانم‌ ها، به هم ریخته تر و کثیف‌تر است. در واقع، تعداد باکتری‌هایی که در اتاق آقایان وجود دارد، حدود ۱۰ الی ۲۰ درصد از تعداد باکتری‌های اتاق خانم‌ها بیشتر است.۲. خانم‌ها در مصاحبه‌های شغلی، عملکرد بهتری دارندتحقیقات جدید، حاکی از آن است که در مصاحبه‌های کاری، خانم‌ها بهتر از آقایان، استرس خود را کنترل می‌کنند. اگرچه قبل از مصاحبه، میزان استرس خانم‌ها بیشتر است، اما آن‌ها در حین مصاحبه واقعی، آرام‌تر هستند و بهتر عمل می‌کنند. چرا؟ چون قبل از مصاحبه، بیشتر تمرین می‌کنند.۳. خانم‌ها سرمایه گذاران بهتری هستندبررسی ۱۰۰۰۰۰ سهام نشان داد که درصد موفقیت زنان در سرمایه گذاری نسبت به مردان، ۱۸ به ۱۱ است. دلیل این امر شاید این باشد که زنان نسبت به مردان محتاط‌تر عمل می‌کنند، محتاط‌تر تصمیم می‌گیرند و بیشتر فکر می‌کنند.۴. خطر تصادف، خانم‌ها را کمتر تهدید می‌کندواقعیتی تلخ برای آقایان: میزان مرگ و میر مردان در تصادف اتومبیل، ۷۷ درصد بیشتر از خانم‌ها است. در واقع آقایان به جای اینکه همسران خود را به غر زدن محکوم کنند، باید از آن‌ها بابت جمله «کمربندت را ببند!» تشکر کنند.۵. خانم‌ها راحت‌تر در مورد مشکلاتشان صحبت می‌کنندتحقیقاتی که بر روی ۲۰۰۰ نفر انجام شد، نشان داد که خانم‌ها بسیار بیشتر از آقایان در مورد مشکلات و مسائلشان صحبت می‌کنند. ۵۳ درصد از زنان در مورد آنچه باعث استرس و ناراحتیشان می‌شود با دوستان خود صحبت می‌کنند، در حالی که این درصد در مورد مردان، فقط ۲۹ درصد است.۶. زنان، کمتر از مردان در معرض خطر از دست دادن شغل قرار دارندآمار حاکی از آن است که از سال ۲۰۰۷ تا به حال، ۸۰ درصد کسانی که شغل خود را از دست داده‌اند، مرد بوده‌اند. علت این امر می‌تواند این باشد که رکود اقتصادی بر شغل‌های مردانه تأثیر بیشتری داشته است.۷. تعداد خانم‌هایی که از دانشگاه فارغ اتحصیل می‌شوند بیشتر استآمار نشان می‌دهد نه تنها تعداد خانم‌هایی که در دانشگاه ثبت نام می‌کنند بیشتر است، بلکه آقایان بیشتر از خانم‌ها از ادامه تحصیل در دانشگاه انصراف می‌دهند. همچنین دوره تحصیل آقایان در دانشگاه، بیشتر از خانم‌ها طول می‌کشد.۸. گرایش خانم‌ها به غذاهای سالم بیشتر استتحقیقی که بر روی ۱۴۰۰۰ نفر صورت گرفت، نشان داد غذاهایی که خانم‌ها انتخاب می‌کنند، بسیار سالم‌تر از غذاهایی است که آقایان انتخاب می‌کنند. مردان، پیتزا و گوشت قرمز را ترجیح می‌دهند؛ در حالی که زنان بشقاب غذای خود را بیشتر با میوه و سبزی پر می‌کنند.۹. دستگاه ایمنی بدن خانم‌ها قوی‌تر استوجود هورمون استروژن در بدن زنان، در واقع سلاحی است در مقابل عفونت‌ها، چرا که استروژن با آنزیم‌هایی که معمولاً اولین خط دفاعی بدن را ضعیف می‌کنند، مبارزه می‌کند.۱۰. طول عمر خانم‌ها بیشتر است۸۵ درصد از جمعیت بالای ۱۰۰ سال جهان، خانم هستند. در واقع میانگین طول عمر خانم‌ها ۵ تا ۱۰ درصد از میانگین طول عمر آقایان بیشتر است.۱۱. خانم‌ها مدیران بهتری هستند، بخصوص در وضع اقتصادی امروز!اگرچه هنوز بر سر این ادعا اختلاف دیدگاه هایی وجود دارد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که چون خانم‌ها شنوندگان بهتری هستند، می‌توانند همزمان چند کار را با هم به پیش ببرند و در تدریس و آموزش، بهتر عمل می‌کنند؛ پس می‌توانند مدیران بهتری باشندمنبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Mar 2021 09:33:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا از ازدواج میترسیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%85-fiodhfyxzuxb</link>
                <description>ترس از ازدواجبسیاری از ما تا حرفی از ازدواج به میان می‌آید، در وجودمان ترسی نسبت به آن را احساس می‌کنیم. اما در حقیقت ممکن است علاقه زیادی به این کار داشته باشیم. در علم روانشناسی به این حس ترس Gamophobia یا ترس از تعهد گفته می‌شود که 4 دلیل رایج دارد. در ادامه به معرفی و بررسی این 4 دلیل می‌پردازیم.ابهام در تصویر آینده فرد نمی داند در ازدواج با چه چیزی مواجه خواهد شد. خانواده جدید، روابط جدید همه و همه برای کسی که برای خودش خلوتی داشته، مثلا سال ها تنها زندگی کرده، درونگرا است یا شخصیت اجتنابی دارد، کابوس است. برای چنین فردی معمولا ازدواج پیشنهاد نمی شود، مگر آنکه با فردی همه ما به یک اندازه در معرض شکست عاطفی هستیم مگر آنکه انتخابی دقیق و درست داشته باشید و برای ازدواج، به جای هیجانات با منطق پیش برویم درست به اندازه خودش درونگرا یا اجتنابی ازدواج کند تا در زندگی مشترک، در عین داشتن فضای دو نفره، به فضای فردی و تنهایی های یکدیگر هم احترام بگذارند. در غیر اینصورت ازدواج یک فرد اجتنابی با فردی عملگرا و فردی درونگرا با یک برونگرا، به شکست منتهی می شود. ترس از توقف کسی که در مجردی خود در نیمه راه پیشرفت است و برنامه های زیادی برای آینده اش دارد، می ترسد با هر تغییری، از جمله ازدواج، از اهداف خود باز بماند. واقعیت این است که ازدواج به شما ارزش ها و اعتبارهای جدید می دهد و برخی اعتبارهای پیشین را از شما می گیرد. بنابراین، با ازدواج دچار ورشکستگی عاطفی، شخصیتی یا معنوی نمی شوید بلکه ارزش ها و داشته هایتان تغییر می کند.ترس از صمیمیت این ترس بیشتر در پسران دیده می شود که از نظر روانی نزدیکی به زنان در بخش هایی از زندگیشان یک آرزو است و اگر از حد بگذرد، یک کابوس می شود! یک پسر از کودکی در پروسه استقلال روانی خود باید از سد مادر بگذرد، ورود به دنیای مردانه مستلزم این است که از مادر فاصله بگیریم تا پدر و عموها ما را بپذیرند. در این ازدواج به شما ارزش ها و اعتبارهای جدید می دهد و برخی اعتبارهای پیشین را از شما می گیرد. بنابراین، با ازدواج دچار ورشکستگی عاطفی، شخصیتی یا معنوی نمی شوید بلکه ارزش ها و داشته هایتان تغییر می کند صورت پسر ۹ ساله خوشش نمی آید مادر دم مدرسه دنبالش بیاید یا جلوی همسن و سالانش او را در آغوش بگیرد. بنابراین این نوع صمیمیت ها را دفع می کند. پروسه استقلال از مادر کم کم در جوانی یک مرد مبدل به استقلال از زنان می شود و آنها در ناخودآگاه خود از همه زنان خود را بی نیاز می بینند. این همان نکته مبهم است در شخصیت شناسی مردان که زنان را گیج می کند. شما وقتی در صمیمیت با یک مرد متوجه شدید جلو نمی آید یا عقب نشینی می کند، مثلا تلفن جواب نمی دهد یا جایی می رود و به نامزدش اطلاعی نمی دهد. این ها نشان می دهد که مرد، از حد صمیمیت خودش عبور کرده و فرصت می خواهد تا در خلوت و دوری از شما، خودش را بازیابی کند.ترس از تکرار تجربیات کسانی که تجربه ناموفق عاطفی دارند یا در اطرافیانشان شکست های عاطفی ، طلاق، خیانت و کشمکش هایی را در زندگی مشترک دیده اند. آنهایی که از آمار بالای جدایی در جامعه نگرانند و می ترسند مشابه همین اتفاق برای خودشان بیفتد، معمولا دچار ترس از ازدواج یا همان گاموفوبیا می شوند. واقعیت این است که همه ما به یک اندازه در معرض شکست عاطفی هستیم مگر آنکه انتخابی دقیق و درست داشته باشید و برای ازدواج، به جای هیجانات با منطق پیش برویم. مشاوره بگیریم، تحقیق کنیم و بالاتر از همه توکل داشته باشیم. تجربیات تلخی که دیگران داشته اند می توانند منشا تجربه برای ما باشند نه این که عاملی بازدارنده به حساب بیایند و برای حرکت، مانع شوند.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Wed, 24 Feb 2021 10:37:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه همسرم را نقد کنم تا موجب رنجش او نشود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%AC%D8%A8-%D8%B1%D9%86%D8%AC%D8%B4-%D8%A7%D9%88-%D9%86%D8%B4%D9%88%D8%AF-cu1w12braaur</link>
                <description>نقد همسرزن و شوهر ممکن است پس از شروع زندگی در کنار یکدیگر و صرف مدت زمان بیشتری باهم متوجه شوند که برخی از رفتارهای طرف مقابل چندان درست نیست و باید اصلاح شوند. اما این سوال همیشه در ذهن این افراد وجود دارد که چطور این مسئله را به همسر خود گوشزد کنم؟ چگونه همسرم را نقد کنم تا موجب رنجش او نشود؟ آیا اصلا باید این موضوع را با او مطرح کنم؟ در ادامه این مبحث قصد دارم به مسئله نقد و چگونگی آن نسبت به شریک زندگی خود صحبت کنم و چند راه حل مناسب نیز در این خصوص به شما معرفی کنم.بسیاری از افراد در برابر نقد موضع می‌گیرند یا به عبارت دیگر نسبت به آن مقاومت نشان می‌دهند. در حقیقت این افراد دارای عزت نفس پایین تری نسبت به افراد نقد پذیر هستند. شما باید در قدم اول و در هنگام نقد همسر خود این نکته را مد نظر قرار دهید که همسر شما جزو کدام یک از این دسته‌هاست!نقد مثبت کنید! باید این نکته را در نظر داشته باشید که نقد تنها تخریب و نشان دادن جنبه‌های منفی شخص نیست بلکه می‌تواند به یاد آوردن ویژگی‌های مثبت آن شخص نیز بشود. به عنوان مثال اگر همسر شما نظم را رعایت نمی‌کند و در عین حال فرد نقد پذیری نیز نیست، می‌توانید هنگامی که نظم را رعایت می‌کند او را تشویق کنید. این کار به مرور در شخص تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود به سمت رعایت کردن نظم قدم بردارد. از نقد همسر خود چه هدف و نیتی دارید؟ آیا قصد دارید به بهبود رفتار او کمک کنید؟ یا تنها برای عقده گشایی و به قول معروف «خنک شدن دلتان» می‌خواهید به نقد او بپردازید؟ بهتر است با خود و شریکتان رو راست باشید و در صورتی که دومین هدف را دنبال می‌کنید، بهتر است حرفی نزنید!در انتقاد خود، شخصیت طرف مقابل را هدف نگیرید و او را خُرد نکنید. سعی کنید به نقد «رفتار» نادرست او بپردازید.رک و راست و بدون ابهام با شریک خود حرف بزنید. همسر شما نزدیک ترین فرد در زندگی به شماست و نباید او را غریبه با خود بدانید. از همین رو بهتر است در صورت داشتن انتقادی نسبت به او، بسیار واضح صحبت کنید. این کار علاوه بر بهبود رفتار نشان دهنده راحتی و اعتماد بین طرفین نیز می‌باشد.رفتار منفی طرف مقابل را تعمیم افراطی ندهید. مثلا نگویید :«تو هیچ وقت حوصله ی حرف زدن نداری!» آیا واقعا هیچ زمانی نبوده که او با شما با حوصله حرف زده باشد؟!منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 18 Feb 2021 10:09:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور افسردگی را از سالمندان دور کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@alirezazandi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-trsrxahxyo8x</link>
                <description>سالمندان افسردهبرای کاهش افسردگی در سالمندان بهتر است بیشتر هوای آنان را داشته باشید و روش های پیشنهادی ما را در پیش بگیرید. به عقیده بسیاری از روانشناسان با راهکارهایی ساده می توان از افسردگی افراد سالمند پیشگیری کرد. اگر سالمندان حاضر به قبول بیماری خود نباشند یا به سبب خجالت و غرور از کمک خواستن خودداری کنند، شرایط برایشان پیچیده‌تر می‌شود. بی‌تردید از میان برداشتن چنین موانعی ما را در بهبود هرچه بیشتر به این افراد یاری می‌کند. اگر از سالمندی مراقبت می‌کنید که دچار افسردگی است، می‌توانید حمایت عاطفی خود را به او ابراز و به سخنانش با صبر و حوصله گوش کنید. سالمند را به خاطر احساساتش سرزنش نکنید و به واقعیت ‌هایی اشاره کنید که در او ایجاد امید می‌کند. همچنین می توانید در تشخیص به موقع و تسریع روند درمانی او نظارت داشته باشید. او را نزد پزشک آگاه و باتجربه برید و در طول دوره درمان او را همراهی کنید. بهتر است به سالمندان پیشنهاد دهید قدم بزنند. چرا که هنگامی که ذهن و بدن فرد فعال است، افسردگی او کاهش می‌یابد. به او فعالیت‌هایی را پیشنهاد کنید که از انجام آن لذت می‌برد. قدم زدن، فعالیت‌های هنری، دیدن فیلم، رفتن به موزه و هر آنچه باعث فعال نگه داشتن ذهن و جسم او شود، در کاهش افسردگی فرد سالمند مؤثر است. برنامه منظم و روزانه برای سالمندان طراحی کنید. بیرون رفتن گروهی، ملاقات با دوستان و آشنایان، رفتن به اجتماعات و گروه‌های همسالان می‌تواند او را در مقابله با تنهایی و انزوا یاری دهد. اگر وی در مقابل برنامه‌های شما مقاومت کرد، با ملایمت با او برخورد و او را به بودن با جمع ترغیب کنید. فرد را به تکمیل دوره درمان خود ترغیب کنید. افسردگی با ناقص گذاشتن دوره درمان، باعث عود مشکل می‌شود.منبع: مشاورفا</description>
                <category>علیرضا زندی</category>
                <author>علیرضا زندی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Feb 2021 14:36:06 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>