<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های alisalimibeni</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alisalimibeni</link>
        <description>حرف های مهم بسیاری برای گفتن هست و حرف های بی ارزش بسیاری برای نگفتن؛ متأسفانه جای این دو خیلی وقت ها عوض می‌شود؛ گفتنی ها هنوز جایی برای گفتن پیدا نکرده اند و حرف های بی ارزشی گوش فلک را کر کرده اند.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:11:57</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/167859/avatar/i5bsir.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>alisalimibeni</title>
            <link>https://virgool.io/@alisalimibeni</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کوچک ترین چیزی که در جهان کشف شده را دیده اید؟ با چشم قابل رویت نیست!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@alisalimibeni/%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-c3nill06rdni</link>
                <description>کوچک ترین چیزی که در جهان کشف شده را دیده اید؟ با چشم قابل رویت نیست و حتی با هر میکروسکوپی هم دیده نمی‌شود، وسیله خاصی نیاز دارد ولی ذهن من آنقدر قدرت دارد که چیزی بسازد کوچک تر از آن؛ ذهن خودم است دیگر چه ربطی به دیگران دارد!!!؛ دلم میخواهد دایره ای بسازم با کمترین شعاع ممکن؛ حتی با شعاعی کمتر از کمترین شعاع ممکن!! اما مشکل اینجاست که همیشه توانایی های مرا دست کم گرفته اید؛ من نه تنها در ذهنم بلکه در واقعیت هم میتوانم چنین دایره ای بسازم و ساخته ام؛ قرن هاست که ساخته ام!!!اما چه دایره ای؟؟ دایره ای مهم و حیاتی، دایره عقاید و ایدئولوژی ها و آرمان‌هایم... این دایره برای من خیلی مهم است و برای همین روی آن حساس هستم و هر کسی با هر فکر و ایدئولوژی در این دایره جا نمی‌شود. فکر می‌کنید چرا دائما حزب خودم و حزب دیگری میکنم؟ چرا بر همه افراد نقد دارم و بر عقایدشان و فقط خودم را تجلی حق و حقیقت و درستی میدانم؟ و از این دست چرا ها؛ دلیلش این است که من خیلی آدم دقیقی هستم و حواسم هست که عقاید درستم با دیگران قاطی نشود و انحرافاتشان بر عقیده‌ام فرود نیاید و به همین دلیل دایره ام را آنقدر کوچک رسم کرده‌ام که تقریبا هیچ موجودی در آن جا نمی‌شود و راستش را بخواهید چند باری خودم هم از آن بیرون افتاده ام!!! میدانید شاید چیزی حرف خدا باشد ولی خب به نظر من آنقدر درست نیست که در دایره جا شود؛ البته اصلا جسارت نمیکنم، حرف خدا محترم منتها من، منِ اندیشمند، منِ آزاد،منِ مختار، منِ متفکر، منِ صاحب فکر، جور دیگری به مساله نگاه میکنم ... عقاید درستم را که با بقیه می‌سنجم چنین اتفاقی رخ می‌دهد. درباره خدا گفتم که دیگر خودتان تا ته خط را بروید، دیگر ببنید بقیه چقدر انحراف دارند و حال چرا باید به اسم آزاداندیشی آنها را در دایره ام جا بدهم؟؟ چنین کاری اصلا منطقی نیست. البته این را هم باید اضافه کنم که خیلی از حرف های خدا درست است ها!! خیلی هایش با منظومه فکری من مطابقت دارد!!و این شد که من قرنهاست یک رکود جهانی را به نام خود ثبت کردم؛ رکود دایره ای با شعاعی به قدری کوچک که تصورش هم محال است. </description>
                <category>alisalimibeni</category>
                <author>alisalimibeni</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 11:34:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خود سانسوری افراطی</title>
                <link>https://virgool.io/@alisalimibeni/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7%DB%8C-frjkppxqgfny</link>
                <description>در واقع فرقی نمی‌کند که نویسنده باشم، کارگردان باشم، ساز بزنم، نقاشی کنم یا هر خلق دیگری را که انجام دهم، من یک مشکل اساسی دارم که همه جا با من است، من دچار یک خود سانسوری افراطی و مزمن شده ام.من برای نوشتن ایده دارم، برای سازم ریتم های خوبی در سر دارم، برای فیلمم ایده های خوبی دارم اما وقتی شروع میکنم به خلق اثر، کمی که از شروع کار گذشت، دست از کار میکشم انگیزه ام ناگهان صفر می‌شود و به نظر صفر عادی نه، صفر مطلق، صفر کلوین، اینقدر صفر که دیگری امکان ادامه فراهم نخواهد شد تا ابد؛ من قرن هاست هیچ ایده ای را به سرانجام نرسانده ام.دردم را به که بگویم؟ مداوا می‌شود؟اما یک چیز واقعا برایم عجیب است، چطور بعضی ها این درد را ندارند؟ چطور کارشان را به اتمام می‌رسانند؟ چطور در میانه راه احساس نمی‌کنند که شاید اثرشان چیز خوبی از آب در نیاید و بقیه مسخره شان کنند؟ چطور فکر نمیکنند که باید کار بزرگتری انجام دهند و این کار در حد آبروی آنها نیست؟ چطور اثرشان را تحویل می‌دهند در حالی که ممکن است کارشان خوب مطلق نباشد و آبرویشان برود؟شاید آنها اعتماد به نفس اضافی دارند !!! این خودش یک درد است دیگر، اعتماد به نفس افراطی خودش درد است!!!یعنی آنها یک شخصیت توهمی و خیالی برای خودشان درست نکرده اند که بترسند اثرشان به اندازه شخصیت خیالیشان بزرگ نباشد و به آن شخصیت والا آسیب بزند؟هیچ فکر نمی‌کنند که هدف از خلق هنری، اولا منتقل کردن فکر، اندیشه و احساس درست و مقدس نیست، بلکه هدف دیده شدن هنرمند است و خب با این اثرشان شاید این خانم یا آقای هنرمند، این والا مقام خوب به چشم نیاید؟الان که بیشتر فکر میکنم آنهایی که دارند اثری تولید می‌کنند بیشتر از من مشکل دارند؛ آنها قرن هاست دارند به شخصیت خود توهین می‌کنند ولی من برای خودم ارزش قائلم و بی هدف دست به تولید اثر نمیزنم و منتظر روز موعود و ایده فوق‌العاده ام می‌مانم؛این خیلی ارزشمند است و اگر خدابخواهد روزی هم یک ایده ناب در حد و اندازه شخصیتم پیدا میکنم و ادامه اش میدم و همه دنیا به من، ممممن، افتخار می‌کند و من در همه نظر ها بزرگ و مقدس به چشم می آیم!!!</description>
                <category>alisalimibeni</category>
                <author>alisalimibeni</author>
                <pubDate>Fri, 17 Apr 2020 14:05:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>