<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی شاهنوشی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alishahnoushi</link>
        <description>علاقه مند به همه چیز در همه حوزه ها (:</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:04:45</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/233152/avatar/rSyY3Q.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی شاهنوشی</title>
            <link>https://virgool.io/@alishahnoushi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>شفای زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@alishahnoushi/%D8%B4%D9%81%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-bnqlbe5u4svz</link>
                <description>از شرم تو سرمعرق می ریزدتا بغض رو دلمبا هق هقش کمیآرام بگیرداز دست مادرمعشق میریزدتا در گلو ، نفسبا آه جان گدازمفهوم بگیرداز خستگی ، پدررزمندگی ، پدرتا در کمان توتیر خرد هنوزجلا می گیردبا فکر بی هدفبا مردن صدفدر بحر بی علفگرگان دشت تواندوه می گیرندسعی در شکوفه کنتا با بهار بعدبا خوشه نگیندر دست بهترینشفا می گیرند1400/5/21</description>
                <category>علی شاهنوشی</category>
                <author>علی شاهنوشی</author>
                <pubDate>Fri, 13 Aug 2021 22:44:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنجیر های خسته</title>
                <link>https://virgool.io/@alishahnoushi/%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-iiw5zqjbrrkr</link>
                <description>زنجیر ها هم خسته میشن... اگه خیلی ببندیشوناین زنجیر ها از بس که بسته شدنداز زنجیر بودن خسته شدنداین امید ها از بس که بسته شدنداز امید بودن خسته شدندزنجیر ها را پاره کنیدنخی برای بستن کافیستزنجیر ها از ترس دوباره شدنتا ابد پاره پاره شدندامید کن و هیچ میاندیشاندیشه را چه امید بستنزنجیر های درونم له شدندحال که روزنه ها بسته شدندبرای زیستن امید می خواهمیا زنجیر را فدا کنمیا دگر امید نشوم</description>
                <category>علی شاهنوشی</category>
                <author>علی شاهنوشی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 16:49:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وصیت</title>
                <link>https://virgool.io/@alishahnoushi/%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA-ggpfm5vy7v2x</link>
                <description>آرام بشماریدکلمات واژگانم راتا در تداوم دیروزحل نشوند..آرام بشماریدروز های روزگارم راتا به امید فردا هاکم نشوند..آرام بشماریدلحظه های شیرین راتا به تلخی حسرت هاغم نشوند..</description>
                <category>علی شاهنوشی</category>
                <author>علی شاهنوشی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 16:36:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بودن را...</title>
                <link>https://virgool.io/@alishahnoushi/%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D8%A7-uh8cvvosful0</link>
                <description>مردان بی تکراردر حوزه کرداردیگر نمیبینندشرم دار بودن را..اشعار من دیگربعد از غمی دیگردیگر نمی فهمندغمبار بودن را..بغضی اگر بشنیدسوز گلویم رادیگر نخواهد خوردافسوس بردن را..مغروق شدست کشتیبر ساحل چشمتدیگر نمی گیرمگیرا بودن را..حکمم دگر آمدجانم به لب آمددیگر نمی خواهمعاشق بودن را...من یه چیزایی می نویسم ولی هیچوقت حرفه ای کار نکردمخوشحال میشم نظر بدید ( :</description>
                <category>علی شاهنوشی</category>
                <author>علی شاهنوشی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 16:34:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگیجه ( یکی از محبوب ترین اشعارم )</title>
                <link>https://virgool.io/@alishahnoushi/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%D9%85-it09zyju9p0e</link>
                <description>یکی از سروده هام که خیلی دوستش دارمالبته یه چیزایی هست که مینویسم و هنوز بلدش نیستمولی احساساتم هستندپشت سرابی دیدم سرچشمه ای سوالاتاما کجا بجویم جز چرخه ای محالاتزیر و زبر ندارد، آن عشق که در پی ام منهمراه اشک و ناله ست، همراه با شکایاتاین عقل بی محابا، خواهد دهد به بادماز من کمی شجاعت، از او کمی مراعاتکار از سرم گذشت ست، بی حد و مرز گشتمهمراه این جنایات، خواهم کشید مکافاتدر گرمی نفس ها، هنگام بوی لب هامن میکنم دعا ها، من میکنم مناجاتچشمم ز عشق خاموش، از یاد او فراموشخواهم چشید آیا؟ یا میکنم خیالات؟عشقم به کوزه بسیار از عشق تو عمیق استمن خوانمش ز عادت، از نزد تو خرافاتکم کم بیشتر با من آشنا می شید ( ;</description>
                <category>علی شاهنوشی</category>
                <author>علی شاهنوشی</author>
                <pubDate>Fri, 06 Aug 2021 12:18:08 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>