<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Last Chemist</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alishimist</link>
        <description>It is an unpopular opinion, but I am surrounded by the idiots.
(یه دانشجوی کارشناسی خسته‌ی شیمی محض)
کانال تلگرام : MyDifferentNameChannel</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 23:24:38</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/472403/avatar/OczGf2.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Last Chemist</title>
            <link>https://virgool.io/@alishimist</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کنکور [۱] - نامه‌ای کنکوری های ۱۴۰۵</title>
                <link>https://virgool.io/konkurfightclub/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%DB%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B5-wpzjtdzhyxiy</link>
                <description>پیش نوشتکاملا بداهه نوشتم و یکم پراکندگی دیده میشه توی پست پس انتظار آبشاری بودن روند رو نداشته باشین!خیلی وقته که میخواستم این پست رو منتشر کنم. حتی چیزای خیلی بیشتری توی ذهنم بود که میخواستم پست کنم ولی دیدم که این الان تو اولویته. شاید تونستم از سد کنکور بگذرم ولی هنوز هستند کسانی که پشت این سد گرفتار وعده‌ها و گیر و گور ریز و درشت کشور هستند.دوست من که داری این رو میخونی. رفیق باید بگم که تنها نیستی. حقیقت تلخ کنکور این هست که هر سال بدتر پارسال دهن کنکوری ها رو آسفالت می‌کنه. من خودم کنکوری ۱۴۰۲ بودم. یک سال پشت موندم. میدونم که نا امیدی چه رنگی داره. چه مزه‌ی کثافتی داره. رفیق میدونم و بودم توی این وضعیت. پشت کنکور بودن هم یه کار خیلی شاقی هست. واقعا اگر نمی‌توانید نمانید! این توصیه‌ی من هست نه یه دستور. خوب فکر کنید. اگه واقعا به دنبال چیزی هستین که سختی کشیدن ارزشش رو داره پس براش بجنگید!من خودم یکسال پشت موندم تا بتونم رشته‌ای که خودم میخوام رو بخونم. آره شیمی محض! شاید برای خیلی از شما خنده دار باشه ولی برای من علوم پایه یعنی علم توصیف زندگی، شیمی هم یکی از پایه‌های مستحکم علوم پایه هست. البته ناگفته نمونه که مقضی به شرایط (تجربی خوندم) فقط به پر کردن لیست انتخاب رشته با رشته شیمی (میکروبیولوژی، بیوتک و سلولی مولکولی) بسنده کردم. ولی خب هدف من تفاوت چندانی قرار نبود بکنه. چیزی که دوستش دارم رو الان دارم و بابتش واقعا دهنم سرویس شد. تا بهش برسم. تا بتونم تابوی این رشته رو بشکنم!درخواستی که ازتون دارم این هست که اگر مطمئن نیستین که به قولی «رشته مثلا تاپ» قبول نمی‌شین وارد رشته نشید! باعث پر شدن صندلی و دلسرد کردن کسی نشید! شما مسئولید در قبال این تصمیم!بهتون قول میدم یکسال بعد از اینکه کنکور رو دادین فراموش خواهید کرد که کنکور با کدوم «ک» نوشته میشه!کنکور فایت کلابرفقا. کنکور به کسی رحم نمی‌کنه. این حقیقت تلخیه. ولی! شما تنها نیستین. کنکور فایت کلاب برای همین رسالت ساخته شده. بیایید اینجا غر بزنید. دلتون رو خالی کنید. بذارین همدیگه رو پیدا کنیم تا بتونیم با درد کمتر از این سد مهمل بگذریم.مینی آپدیت - انتشار پستاگر پستی دارین و قلم رنجه کردین (*لبخند) و اولین باری هست که دارین پست رو برای انتشارات درخواست میدین زیر همین پست کامنت بذارین من تایید کنم برای انتشار پست. (*دست دادن)میان نوشت: اگر راهی دارین که درخواست بدین میتونید درخواست بدین. اینم گروه بله کامنتچی هست. صرفا برای ارتباط ساده‌تر:ble.ir/join/GFCPYqWTnKته نوشتاره خلاصه خیلی مراقب سلامت روانتون باشین! کنکور میگذره و تموم میشه با هر سختی و پستی وبلندی که داره ولی اجازه ندین به حدی تخریبتون کنه که دیگه خودتونم نشناسین.ارادتمند همتون، LastChemist OUT HERE!</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Fri, 15 May 2026 13:31:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جای علیرضا و فرهان و بقیه خیلی خالیه</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-kddd8fad7u0n</link>
                <description>یه پست دلی و خیلی یهویی میخوام بنویسم. دلم برای دونفر توی ویرگول تنگ شده. تلگرام که قطع شد کلا دسترسی من به این دونفر هم قطع شد.در این میون فقط ابوالفضل باقی مونده. گه گداری باهاش صحبت می‌کنم راجع مسائل علمی. چند نفر از دوستان هم توی گروه کامنتچی حضور دارن و اونجا به تبادل کامنت و پست می‌پردازیم.علیرضا یه چیز برات دارم و میتونم بهت بگم، اونم اینه «مای سید!». جات خیلی خالیه رفیق. متن‌های خفن و واقعا تامل برانگیزد...داش فرهان، کارای خیلی  خفنی داشتی پیش می‌بردی ستون. خیلی وقته که از قطعی اینترنت می‌گذره، امیدوارم که کلا تیشه به ریشه کارت نخورده باشه (*دست دادن)</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Sat, 02 May 2026 22:10:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پراکنده نویسی [۱۱] - ۸۱</title>
                <link>https://virgool.io/parakandehjat/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%B1%DB%B1-%DB%B8%DB%B1-a6o7tj9tei8n</link>
                <description>این پست اول از همه بگم دارای اسپویل از فیلم 11.22.63 هست. پس حواستون باشه!پیش نوشت: میخواستم که قسمت به قسمت بیام خرده نوشته بنویسم ولی انقدر حوصله نکردم که بیام پست بنویسم ولی خب. (این پرانتز رو دارم در انتهای ویرایش پست می‌نویسم (قرار بود راجع فیلم باشه ولی انگار برعکس شد!! کشیده شد به پراکنده نویسی))پراکنده انگیزاتدارم مچاله میشم، بالا میام انگیزه میگیرم که محکم‌تر اینبار بخورم زمین. به خودم گفته بودم که اگر به یادت افتادم ازش می‌گذرم. منتظر بودم که حالی ازم بپرسی ولی خب نپرسیدی. شاید اینطوری برات راحتتره. ازت دو سه باری حال پرسیدم ولی در عوض انگار چیزی از تو در آینده نشنیدم...نمیتونم، نمیتونم واقعا نمی‌تونم. کاش میتونستم برگردم عقب کاش میتونستم برگردم عقب و هرگز باهات آشنا نمی‌شدم. ولی اثر پروانه‌ای هر طوری که باشه کارش رو می‌کنه.نه اتفاقا خیلی هم خوشحالم که باهات آشنا شدم، اوقات خیلی خوشی رو گذروندیم ولی چرا باید مرگ سیدی دانهیل تو ۱۱.۲۲.۶۳ انقدر اگزجره تموم بشه برام. چرا باید واسه یه فیلم علمی-تخیلی درام انقدر اشکبار بشم؟!قسمت آخر سریال کوتاه (۲۲ نوامبر ۱۹۶۳)سخن متوسطان!!دیشب با Abolfazl داشتم صحبت می‌کردم که یه چیزی رو براش نوشتم. اون داشت از مسیر بهبود ناشی از شوک المپیاد ازم می‌پرسید (شاید برای همه ملموس نباشه ولی کسی که خودش رو توی این مسیر میذاره و ناگهان جدا میشه عملا یه تکه از وجودش جا میمونه) این رو براش نوشتم. ولی در حین تایپ داشتم به این هم فکر می‌کردم که نباید خیلی به چیزها دل بست.وقتی یه چیزی رو به دیوار دلت میخ می‌زنی و قابش می‌کنی هرچی قابت سنگین‌تر باشه تبعا میخ بزرگتری رو به دیوار می‌زنی. ولی اگر روزی مجبور بشی قاب رو با میخ جدا کنی ممکنه تا ۲ تا آجر پشت دیوار هم با میخت بیان بیرون. شاید بتونی دیوار رو ترمیم کنی شایدم هرگز درست نشه.منطق سردحس می‌کردم که میتونم با منطق سرد و خشک به جلو برم ولی گاهی این ذهن یادش میفته که انسانه. و این مورد من رو اذیت می‌کنه. عشق حس بسیار ناب و قشنگی هست ولی من ازش متنفرم. من از دوست داشتن و عشق ورزیدن به معنای تمام کلمه متنفرم.با اینکه از بهترین دورانم رو گذروندم ولی اصلا پس لرزه‌های گاه و بی‌گاه روان آدم رو می‌**اد. (Sorry for my french).کاش مثل Rick بودمکاش مثل ریک (Rick) بودم. یه دیالوگ هست که ریک به مورتی می‌گه (عین جمله‌ش یادم نمیاد که دیپ سیک به کمک رسید):Listen, Morty, I hate to break it to you, but what people call &#039;love&#039; is just a chemical reaction that compels animals to breed. It hits hard, Morty, then it slowly fades, leaving you stranded in a failing marriage. I did it. Your parents are gonna do it. Break the cycle, Morty. Rise above. Focus on scienceترجمه (دیپ سیک همچنان):بشنو مـورتی، بدک نیس بدونیش، اون چیزی که مردم می‌گن عشق، فقط یه واکنش شیمیایی‌ست که حیوونا رو مجبور به زادوولد می‌کنه. محکم می‌زنه تو مغزت مـورتی، بعد آروم آروم از بین می‌ره و توی یه ازدواجِ خراب رهات می‌کنه. من انجامش دادم. پدر و مادرت هم انجام می‌دن. بیا این چرخه رو بشکن مـورتی. خودتو برسون بالا. رو علم تمرکز کن.پ ن: در نهایت کاش بشه برگردیم دانشگاه، به عبارت بهتر خوابگاه. واقعا برای این حجم از کثافتی که تحمل کردم یه مدت تراپی با سس‌شعر گفتن و خندیدن میتونه رفع بشه.پ ن ۲: اگر از انتشارات نامه ای به تو که نمی‌خوانی مدیری دبیری کسی بود که این رو ببینه یه درخواست بهم بده میخوام پست رو بذارن اونجا (کامنت بستس حالا بماند). نشد میذارمش همین پراکنده جات.ته نوشت: موسیقی گشتن منجر به راه ارتباطی هم شد😂 - تو بله منتظرم لبخنددنبال آهنگ داشتم می‌گشتم نتونستم پیداش کنم (از مزایای فیلترینگ اینه که حداقلش امنیت سایبری داریم (ما که بخیل نیستیم!)) بعدا کاتش می‌کنم و میذارم رو پست اگر کسی پیدا کرد اسم آهنگ رو پیدا کرد یه سر به من بزنه (صحبت یا کامنت هم بود متشکر میشم!!):@last_chemist</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Wed, 29 Apr 2026 17:35:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پراکنده نویسی [۱۰] - صدای من رو از کانال رادیو این سنگ رو دوست ندارم می‌شنوید!!</title>
                <link>https://virgool.io/parakandehjat/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%B1%DB%B0-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-jyrktzhslh5s</link>
                <description>بعد از مدت مدید (بیشتر از یک‌سال از آخرین قسمت پراکنده نویسی می‌گذره... هعب به قول بشیر صادق نشستم و سطرهای این پست حاضر رو سانسور می‌کنم! البته با این تفاوت که در مقدمه این رو نوشتم و خدای نکرده ممکن بود به کام یه عده تلخ بیاد! اصنآخه من چه کاره‌ام؟ من فقط یه راننده ساده تریلی هستم!Absolute Cinema!نمیدونم از کجا شروع کنم و به کجا برسونم. فقط در یه چرخه ملال گیر افتادم که هرچی بخوام فریاد بزنم صرفا درد تقلا کردن برای من عایده هست. به اندازه کافی راجع وضعیت بسیار شگرف اینترنت صحبت کردم و خب به فیلتر مورد نظر کارگروه مصادیق مهملانه مطلب بنده مهمل تشخیص داده شد و پاکیده شد.گذر زمان؟!همین الان داشتم دیفرانسیل میخوندم و یکم گذشت و گفتم ولش حوصله خوندن دارم ولی ندارم!!! و یهو دیدم ععععععع دارم وارد اواسط ترم ۴ میشم... چقدر داره زود می‌گذره! ترم ۱ و ۲ همونقدر که کند گذشت که ترم های ۳ و ۴ سریع!خاوری در میانه و جهنمی خنک‌ترواقعا لازم به گفتنش نیست. فقط سوال یا طنزی که پیش میاد این هست که چقدر اختلاف‌ها با ۱۰ کیلومتر آنطرف مرز میتونه زیاد باشه! جبر جغرافیایی چقدر میتونه کیفیت زندگی رو چیزی بین کثافت، متوسط، مطلوب و عالی تعیین بکنه.در بلاد کفر با اینکه فرش قرمز پهن نشده (هیچ‌جا تا جایی که من میشناسم) و بهشت نیست. هر کسی در هر جغرافیایی یه چالشی داره آمااااااااااااااا!مسئله زمانی مهمل میشه که تفاوت جهنم‌ها چقدر زیاده! طوری که به جهنم‌های خنک‌تر به چشم بهشت نگاه می‌کنیم!من این سنگ (زندگی) رو دوست ندارم شبیه باشماقه!(باشماق = در زبان ترکی آذری به معانی کفش هست) (ولی خب برای حفظ همزمان سانسور و قافیه ایده جالبی شد)تنها سنگر روانیم: تک‌تاک و تک‌تاک اکسترا : دیجیاتوواقعا دم تیم دیجیاتو گرم نمیدونم اگر کوروش چایچی و برنامه تک‌تاکش نبود فکر کنم انقدری دووم نمیاوردم که بتونم که....؟! اصلا دووم اوردن ینی چی؟ ولش مهم نیس. واقعا دمشون گرم. یسر به سایتشون و قسمت تک‌تاک بزنید چیزای جالبی می‌بینید.امید؟ گم شو باباولی واقعا هرکی که توی این مملکت بدون پشتوانه امید میفروشه دوست دارم باند بوکس بپوشم و تا جایی که میتونم ضربات خطا نثار شکم و صورتش کنم. بسه دیگه. واقعا بسه.واقعا دیگه امیدی ندارم. حتی قبل از اینکه فیلترنت‌ما به تِرنت تبدیل بشه متاسفانه این فاز گذار رو گذراندم. به چیزی هم که شاید فکر می‌کنید فکر کردم ولی به حدی جسمی خسته بودم که خواب رو ترجیح دادم. یه دلیل احمقانه به خاطر اینکه فلان مسئله رو هنوز نمی‌دونم چی هست و موارد زیادی هستن که هنوز مطالعه نکردم...من به امید زنده نیستم - صرفا نیروی محرکه‌ی بقاء سکان رو گرفته دستشمن به امید زنده نیستم، نیروی ترسی که منجر به بقاء میشه داره من رو می‌بره جلو. وگرنه خیلی وقت پیش خودم رو راحت ‌می‌کردم. موردی که باید بهش اشاره کنم ولی سعی کنم خنده تلخ نزنم اینه که ... نمیدانم....واقعا نوشتنم نمیاد. خسته هستم. همه خسته‌ایم. واقعا خسته. قبلا تورم ناگهانی و کمرشکن سال ۱۳۹۶ و الان هم شروع موج جدیدی از ***یی. حالا هی بیایم به ریش بقیه بخندیم و اعلام فتح و پیروزی کنیم!پ ن ۱: امیدوارم که تایید بشه.پ ن۲: قرار بود محتوای بیشتری داشته باشه ولی خب... واقعا تهی از همه چیز هستم.</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Sun, 26 Apr 2026 23:01:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیاین گروه بله اونجا به تبادل پست و کامنت بپردازیم</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%A8%D9%84%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85-qu6f7yw8xmfz</link>
                <description>آقا سلام.پیش پیش مقدمه: چونکه قبلا تایپ کرده بودم دلم نمیومد پاکش کنم تاپیک اصلی «لینک گروه بله : گروه گپ کامنتچی: بیاین صحبت کنیم!» هست.پیش پیش نوشت ۲ : عنوان قبلی پست (که به این هدف نوشته بودم ولی عوضش کردم) «کامنتچی - دستیار احتمالا در حال توسعه که شروع نشده خاموش شد (شاید!)»قسمتی از کد ربات (کل کد بیس خیلی کم حجمه ته تهش شاید ۲۰۰ خط هم نشه!!!)احتمالا بماند به یادگار که به گور رفت...این پست کاملا جنبه کاربردی داره و از اونجایی که کامنتچی اطلاعات کامنت‌ها رو ذخیره نمیکنه پس بنابراین جنبه داشته باشید و هرگونه استفاده سوء متاسفانه خارج از حیطه مسئولیت توسعه دهنده هست.پیش مقدمهبعد از روزهای متمادی که طی کردیم و به اینجا رسیدیم و عددش از دست من در رفته و حوصله من به تبع سر رفته تصمیم گرفتم که در یک اقدام کاملا ان*جاری یه کاری رو شروع کنم که اصلا از توانایی من خارج هست و برای اولین بار در این سطح میخوام این کار رو کنم (البته دلیلش هم مشخصه بخاطر اینکه اصلا تاحالا به جز یه مورد ربات آلبالو و پروژه CREB این سطح از انتزاعی سازی رو پیاده نکردم. البته بماند که اصلا آشنایی خیلی زیادی با API ربات ت*گرام هم ندارم!!)مقدمهخب، یه ابزار، دستیار، ربات (هرچی دوست داری اسمش رو بذار) رو از دیشب حوالی ساعت ۱۱ (۲۲ فروردین ۱۴۰۵) شروع کردم و الان که دارم یه پیش نویس مینویسم برای اینکه ببینم چقدر استقبال میشه (۲۳ فروردین ۱۴۰۵ ساعت ۸ شب).اسم این ربات کامنتچی هست. در پاسخ به عدم دسترسی دوستان توسعه دهنده ویرگول به سرورهای خارج از کشور؟! و در نتیجه غیرفعال موندن قسمت کامنت‌ها دیگه نمیتونیم به مخاطبین خودمون دسترسی پیدا کنیم و کامنت‌‌ها رو بخونیم.منم که بعد از چندین سناریوی مختلف یه فکر مشخص به ذهنم رسید گفتم که چطوره یه ربات بسازم که بعدا متوجه شدم که مسنجر بله، قابلیت توسعه ربات (بازو??!!!) رو فراهم می‌کنه. پس زدم تو دل کار و بعد از ۳ بار تلاش ناموفق به یه جایی رسوندمش. (البته هنوز کار داره ولی خب)پس مقدمه - به کمک نیاز دارمواقعا از اینکه یه کاری رو شروع کنم و به دلیل کاملا احمقانه ولی متاسفانه غیر قابل انکار (بودن در جغرافیای زیبای خاورمیانه و چالش های پیرامونش (یه سرور که قیمت خون پدرش رو نگیره مثال خوبی میتونه باشه)) مجبور به ترکش بشم متنفرم...از طرف دیگه واقعا مطمئن نیستم که با استقبال روبرو بشه (تجربه تلخ توسعه ربات آلبالو بیانگر این داستانه).دارم ربات رو توسعه میدم ولی خب نیاز به این هست که انتقادات و پیشنهادات برای نسخه آزمایشی ربات مطرح بشه. تا بشه یه ساختار مناسب ایجاد کرد. فقط امیدوارم که ویرگول برگرده حالت عادیش و اینقدر پیچیدش نکنیم.یادمه یبار هم که فید پست های جدید رو بسته بودن یه ربات فید خوان نوشتم کارش که تموم شد دیدم که ععع سایت آپدیت شده و رکب خوردی کیومرث!!!اگر کسی مایل به همکاری توی توسعه ربات داره توی گپ کامنتچی جات خالیه! (@commentchi_group)لینک گروه بله : گروه گپ کامنتچی: بیاین صحبت کنیم!یه گروه گپ زدن توی بله زدم که حداقل اگر ربات به جایی نرسید بشه یه کاریش کرد.نویسنده‌ها پست‌هاشون رو میذارن و مخاطبین تو پی‌وی کامنت میفرستن.@commentchi_groupپ ن: دارم سعی می‌کنم که خودم رو قانع کنم که ربات رو توسعه بدم و احتمال قوی کلا پارادایمی که توی ذهنم هست رو عوض می‌کنم و میرم سمت یچیزی شبیه ربات پیام ناشناس. ولی خب خیلی مرددم... تف تو همه‌چی...</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Mon, 13 Apr 2026 11:59:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۷۰، ۷۱، ۷۲، ۷۳، ۷۴، ۷۵، ۷۶ ...</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%DB%B7%DB%B0-%DB%B7%DB%B1-%DB%B7%DB%B2-%DB%B7%DB%B3-%DB%B7%DB%B4-%DB%B7%DB%B5-%DB%B7%DB%B6-hizep5z7tmri</link>
                <description>نوشته شده در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۲۲ ساعت ۱۲:۲۲ شبانتشارات هدف: نامه‌ای به تو که نمی‌خوانیپیش نوشت و احتمالا مقدمه!پیرو پستی با عنوان (صبح طلوع آزادی) که از MAHYA راجع داستان دو عاشق (یکی به اسم چاتای و دیگری به اسم محیا (احتمالا اسم خود نویسنده هست) همراه داستان کشانده شدم، بازوی محیای خودم رو بانداژ کردم از دست نیروهایی که به دلیلی نامعلوم در حال فرار ازشون بودیم ترس و اضطراب رو تجربه کردم. واقعا چیزی که عنوان عشق رو یدک می‌کشه واقعا موجود عجیبی هست. تا زمانیکه هست چیزی شبیه به خون جلوی چشمات رو میگیره و می‌جنگی برای کسی که عاشقشی. ولی وقتی که از دستش دادی انگار قسمتی از تو جدا میشه که گه گاه سوزشش برای یه مدت احتمالا کوتاه از پا درت میاره.«کاف» هر باری که به بهانه‌ای یادت میفتم لحظه‌ای مکث می‌کنم. پارادوکسی احمقانه همزمان چهره‌ت رو یادم میاره ولی از طرفی مثل پیرمردی ۹۰ ساله چشمام سو نداره که ببینمت. خاطراتت رزونانسی میون این دو حالته.خرده جات (خاطرات فاقد دسته بندی زمانی)نمیدونم از کجا شروع کنم. رسما از آخر دی ماه هست که دیگه نمیبینمت. از ۳۰ خرداد تا تقریبا ۱۷ دی، فقط ۳ ماهش رو تونستیم کنار هم باشیم... و الان بعد از حدود یک ماه (اگر درست یادم باشه ۱۳ مارس ۲۰۲۶ (میشه ۲۲ اسفند ۱۴۰۴)) دارم مرثیه‌ای برای یک رویای دیگر می‌نویسم. شاید ببینی شایدم هرگز گذرت به این پست و این صفحه نیفته.نمیدونم ذهنم پر از سوالاتی هست که از خودم دارم. از اینکه چرا باید در چنین جغرافیایی به اجبار زندگانی کنم تا اینکه چه راه هایی رو اشتباه رفتم... شایدم چه راه هایی رو اشتباه رفتیم؟!قبلا نمایش غم انگیز جدایی‌ها رو توی خوابگاه دیدم. همیشه تصورش برای من سخت بوده شاید این یکی از محکم ترین دلایلی بود که همچنان در اراده‌ی خودم شک داشتم. (اگر نتونم چی؟!) به شرایطی که داخلش زندگی می‌کردم داشتم فکر می‌کردم و باز به این سوال عذاب آور برخورد می‌کردم (اگر همه‌چی درست پیش نره و نتونم کنارش بمونم چی؟!)بهترین خاطراتم رو کنارت زندگی کردم (حداقل ۳ ماهی که کنار هم بودیم) و طعم تند و تلخ عبارت لانگ رو برای بیشتر از ۷ ماه چشیدم. به حدی تند و تلخ که گفتنش چیزی در سینه‌ام فشرده می‌شود.هه! یادته بهم گفتی اتک رو ببین؟ در بهبوهه داستان و کش و قوس‌های ماجراهای ارن یگر ناگهان اتفاقی که ممکن بود هر روزی رخ بده اتفاق افتاد... we split upالبته نه به ناگهانی یک خداحافظی. این ارتباط، بیماری بود که بر بستر مرگ یک ماه تمام در اتاق ICU دست و پنجه نرم می‌کرد و تقلا برای زنده ماندن اما everything collapsed ...حیح... اولش برام خیلی اهمیت حاد و متراکمی نداشت. شاید بخاطر اینکه در اول به این فکر می‌کردم که چطوری سریع ریکاوری کنم و اینکه دیگه قرار نیست شب موقع چت کردن خوابم ببره...(حاوی اسپویل اتک آن تایتان) هنوزم که هنوزه تیتراژ آخر و قسمت آخر قلبم رو مچاله می‌کنه. بعضی شب‌ها، موقع درس خوندن موقعی که یه ریمیکس بی‌نامی که وقتی که از زنجان بر میگشتم اردبیل گوش میدادم بخاطر اینکه میدونستم باز دوباره برمیگردیم دانشگاه... به نام تو هر بار که اشک می‌ریزم می‌شمارم ۷۶. بعدی میشه ۷۷......Every heart beat feels like a djavo......When i come, where did you go?!......I see danger in your eyes it&#039;s so sparkly can&#039;t describe... they know where eyes... they know where eyes...باورم نمیشد که بتونم احساسات خیلی نابی رو تجربه کنم. دو هفته ای که برای امتحانات پایانترم ترم دوم تو شهریور ماه هم رو دیدیم به خودم نتونستم بیام...یادته آخرین باری که هم رو دیدیم :ـ) برف باریده بود ولی سبک بود. چه عکسایی گرفتیم. ته دلم حس می‌کردم که اینبار که بریم قرار نیست به این زودی ببینمت. هعب. الانم یاد تعطیلات تیرماه افتادم زمانی که امتحانات لغو شد و رفت تا آخر شهریور... هنوزم دارم افسوس می‌خورم که چرا تا آخرین لحظه منتظر رفتنت نموندم. تو گفتی برو و منم رفتم. این آخرین باری که دیدمت تا مطمئن نشدم سوار آژانس شدی و تو مسیر راه آهنی چشم ازت برنداشتم. حیف که اینجا داریم زندگی می‌کنیم وگرنه میومدم که چمدون هات و اون کوله پشتی بدبختت که ۲۰ تن وسیله توش بود رو تنهایی با خودت برنگردونی...هه! چه برنامه‌هایی که چیده بودیم... کنار یه منظره بشینیم غروب رو تماشا کنیم، گیتار بزنیم و چایی بخوریم. ولی افسوس که همچین چیزی به این زودیا میسر نمیشد. اینکه هنوز گیتار بلد نیستم دوم اینکه چونکه ماشین نداشتم خیلی نمیتونستم تورو پیاده اینور اونور بکشونم. این رو که گفتم یاد زخم شدن پات بخاطر اینکه خیلی باهم راه رفته بودیم و کفشت پات رو زخم کرده بود... با چه عجله‌ای رفتم برات پماد آنتی بیوتیک گرفتم :ـ) ولی فکر کنم هیچ وقت استفادش نکردی. بذار راستش رو بگم دوست داشتم خودم پات رو پانسمان کنم هرچند که شاید پانسمان نیاز نداشت!!!همچنان دلم برات مچاله میشه که نتونستی هنر بخونی و به زور اومدی تجربی و در نهایت شیمی محض... واقعا تلخه اینکه زمانت رو به اجبار جایی که نمیخوای صرف کنی.همیشه عاشق کروسان و شیرکاکائو بودی :ـ) کافی بود واسه راهت اینا رو برات بگیرم هه چشات برق میزد...حیح... فقط اون اواخر که این ارتباط نفس‌های آخرش رو می‌کشید ازم پرسیدی یه چیزی بگو که بخندونتم و منی که یخ کرده بودم... واقعا نمیدونم چی میتونه بخندونتت. واقعا این همه خندیدی به حرفام. به ماجراها و طنزهایی که میساختیم. از سنگ نودول دار و توفیت تا بدل شبیه دکتر دلالی تو لباس کردی داخل پارک ملت! با این سوال و جواب اشتباهی که رد و بدل شد میخ آخر تابوت رو خیلی خوب کوبیدیم...عاشق رنگ سبز بودی :ــ)میدونی. این پایان توافقی قبل از اینکه سوزان باشه برام خوشاینده! شاید خنده دار و احمقانه بنظر برسه ولی هرکاری که میتونستم می‌کردم که ازت محافظت کنم. اینبار در برابر خودم 😔نمیدونم این رو ازت تشکر کنم یا بگم که چرا جلودارم شدی. ولی مستقیم و غیرمستقیم بارها به نحوی مانعم شدی که از این زندگی لعنتی یکبار برای همیشه گورم رو گم کنم.و در نهایت مرسی که کمکم کردی که چهره‌م رو دوست داشته باشم و ازش فرار نکنم.میدونی کاف، تو دختر واقا فوق العاده‌ای هستی فقط مشکلی که هست اینه که انگار یه مرسدس بنز رو بجای تانک استفاده کنی. ازش انتظار داشته باشی که توی کوه و دشت و جنگل و گل و لای و دریاچه و جلوی بمب ازش خودش مقاومت نشون بده. و برعکس. از یه تانک انتظار سرعت زیاد و پایدار همراه با صندلی چرمی و قهوه‌ساز داشته باشی!عزیزم تو توی زمان و موقعیت مناسبی قرار نگرفتی. از این بابت واقعا متاسفم. واقعا تلخه و هضم این موضوع با اینکه تموم شده ولی این نشخوار فکری بی امان این رو یاد آوری می‌کنه که «لایق نبودم».نمیدونم شاید به قول خودت دارم خودم رو تخریب می‌کنم ولی خب تو اینجا نیستی که بیای بهم تذکر بدی که انقدر خودم رو بد نکنم، اعتماد به نفس داشته باشم و خودم رو محکوم نکنم ولی هه! دچار بازگشت به میانگین شدم. وقتی مشکلی که قسمتیش از جانب من بود رو یه تنه قبولش می‌کردم و می‌گفتم که تقصیر منه و کلی بد و بیراه حواله خودم می‌کردم.هنوز گه گداری توی این وضعیت قطعی اینترنت صحبت می‌کنیم ولی فکر نکنم شهامت این رو داشته باشم که این مرثیه نامه؟! رو لینکش رو برات بفرستم. ولی خب نامه‌ای هست که شاید بخوانی شاید نخوانی...دلم برات تنگ میشه... این سوزش تا مدت نامعلومی باهام خواهد بود. امیدوارم که بتونی فردی که میخوای رو پیدا کنی.در آخر مراقب خنده‌هات باش، دائم الخند همیشه به خندمثل میکاسا که ارن شال سرخی بهش داد و با خودش نگهش داشت. چیزی که بهم دادی رو از خودم دور نمیکنم... (سورس عکس (کش رفته شده از پست رندومی که اتفاقی از آفتاب گردون دیدم))</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Sat, 11 Apr 2026 01:22:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده روشن است!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-vwbjzgwfn5m9</link>
                <description>حالا قبل از اینکه ویرگول یا حالا الگوریتمش یا حالا هر نمن بیاد آهنگو پاک کنه بنظرم آهنگ رو گوش کنید. اگرم نشدLufi fruit music - Lucid Dreams - Shape of my heartپیش مقدمه ریزاین حرفی که می‌خوام بزنم برمی‌گرده فکر کنم به اوایل دورانی که توی ویرگول فعالیت می‌کردم و یه کامنت از دختر جنوب دریافت کردم با این مضمون که آینده روشن است! (با صدای تبلیغ بانک آینده) منم خوشحال و شاد و خندان این شعار (دیگه اسمش رو میذارم شعار نه امید!) که آینده روشن است و درس می‌خونم و میرم دانشگاه و پیشرفت می‌کنم و فلان و بیسار. اما اوضاع به طرز کاملا جدی از زمانیکه بانک آینده منحل شد رو به افول خیلی شدیدی گذاشت!به عبارتی برای من نوعی که یک گونه‌ی جانوری از جمعیت جوان ایرانی هستم حداقل میدونم که برای من آینده روشن نیست!مقدمه‌ی نه چندان گوارا!خیلی وقت بود که توی ویرگول مطلب نمی‌نوشتم ولی قطعی اینترنت آزاد و حتی خود شبکه ملی اطلاعات توی کشور که به نقل از زومیت بیشتر از ۱۰۰ ساعت ازش می‌گذره تنها جایی که میتونم یکم ارتباط داشته باشم شاید همین ویرگول هست...حقیقت مسئله دلیل اصلی نوشتن این پست، این پست از آقای چایچی هست.خسته ام واقعا خسته. اصلا دیگر خسته نیستم درمانده‌ام از دویدن و آینده‌ی بسیار مبهم درمانده هستمبرای چی بجنگم؟برای آب؟ تن ماهی؟ روغن؟ پراید دور رنگ مدل ۹۰؟برای اینترنت شبانه و مصرف غیر منصفانه‌ش؟ (اگر خبر ندارین اینترنت همراه اول که زمانی ۴۵۰ گیگابایت بود شد ۱۰۰ (تا همین یک ماه پیش ۱۰۰ گیگ بود) و الان هم کمتر از ۵۰ گیگابایت رو کفاف میده)برای پولی که مشخص نیست کجا میره و میشه یهو ۳ میلیون تومن! برای دو قلم جنس خوراکی؟برای پولی که ارزش سرمایه گذاریش تقریبا در حال میل کردن به دستمال توالته؟برای دوندگی برای خرید طلا؟ دلار؟به کدامین گناه؟به قول آقای چایچی«که چرا و به چه گناهی در این کشور متولد شدیم؟آیا ما گناهکاران جهان دیگه‌ای هستیم که ایران جهنم ما شده است؟»خیلی زود (به زور) شیرجه به سمت میانسالی زدیم!تقریبا از دوران ابتدای نوجوانی طعم تلخ تورم و چشیدم. کوچیک شدن سفره‌ی خونوادم و اطرافیانم رو دیدم. کمتر شدن وسع خریدم رو دیدم... پولی که زمانی می‌شد پس‌اندازش کرد تا باهاش حداقل ماکت آپولو رو هوا کرد الان صرفا میشه باهاش یه ورق کاغذ A4 گرفت و یه ماژیک و نوشت SIKE!بقیه رو نمیدونم ولی خیلی زود بزرگ شدم. هر چیزی یه برهه زمانی داره برای تجربه کردن. فرض کنیم که نوجوونی معتدلی داشتم (که فــــــععععک نکنم!) اما به قطع می‌شه گفت که با این فرمون که داریم میریم جلو چیزی به اسم جوانی در کار نیست و مستقیم شیرجه میریم به سمت میان‌سالی!هیچ کسی صدای من رو نشنید جز «ک»This paragraph is intentionally left blankایران درست میشه اما شاید بپرسی چطوری؟در جواب باید بگم من خوبم تو چطوری!!!شاید واقعا باید مثل آن پیرمردی که احتمالا دیگه عمرش کفاف دیدن این همه دستاورد رو نداشت باید وقتی از ما می‌پرسن آینده‌ی جوان ایرانی رو چطور می‌بینی باید بزنیم زیر خنده شاید بپرسین که چرا گریه نکنیم؟ مشخصه! آب و نمک و آنزیم توی اشک هست که گرونن و حروم میشه!آستانه‌ی شکستبرای هر کسی یک آستانه‌ی شکست وجود داره... یک‌جایی روان از هم می‌گسلد. امیدوارم که آن روز نزدیک نباشد!پی نوشتپ ن : امید به زندگی و زنده موندن برای من صرفا شبیه به ... بیلمیرم رابرت. هرچی هست شبیه ...! عه.انقدر وضعیت عجیبه که حتی والتر وایت هم تغییر کاربری داده! - (برای عکس دار بودن پست)</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jan 2026 22:17:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از کنکور چیکار کنیم؟ - جواب ساده هست منطقی فکر کن!</title>
                <link>https://virgool.io/konkurfightclub/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%A9%D9%86-ncp82b5w30yz</link>
                <description>پیش نوشتخب آقا سلام. یوخده بیشتر از یک سال هست که از رقابت تنگاتنگ کنکور تجربی ۱۴۰۳ من داره می‌گذره آما من کنکور دادم رفت. بقیه رفقا تازه از خلسه‌ی کنکور خارج شدن و خب وارد خلسه‌ی پسا کنکور شدن! میخوام تجربه خودم از پسا کنکور براتون بنویسم. اینکه چگونه بهترین استفاده از تابستون رو ببریم و البته چطور دچار ترومای «این رشته چیزی نبود که انتظارش رو داشتم» نشید.قدم اول: تعیین هدف از قبولی و تفکیک گروه‌گروه ۱: کسانیکه میخوان پشت کنکور بموننخب اگر شما جزو گروه ۱ هستین بنظرم یوخده استراحت کنید و سریع به رقابت برگردین. چونکه رقبای تازه نفس + پشت کنکوری‌های امسال و سال‌های گذشته مثل کنکور امسال منتظرتون نمی‌مونن.گروه ۲: کسانیکه میخوان صرفا دانشگاه قبول بشن و جو رو ببیننبیدون تعارف می‌گم اگر صرفا برای تفریح میاین دانشگاه مطمئن باشین بیشتر از ۲ ترم دووم نمیارین و مشروط می‌شین. مشروط شدن هم که خب ریسک‌های خودش رو داره و بعدش خدافظ شما. الکی خودتون رو گول نزنین و جای بقیه رو اشغال نکنین. به کسی برنخوره ولی چیزی جز چس ناله و گرفته شدن وقت کلاس و روابط سمی به دنبال نداره (فقط شما نیستین ممکنه بقیه هم تو این فاز باشن و خب خراب کنن همه چیزو (*تو خراب کردی همه چیزو خوددتتت))گروه ۳: کسانیکه برای تحصیلات عالی می‌خوان بیان دانشگاه (تحصیل و نه گرفتن صرفن مدرک)اگر جزو این گروه هستین خب تبریک می‌گم. ادامه پست رو میتونین بخونین 😂قدم دوم: بشینید منطقی فکر کنید (انتخاب رشته قبل از انتخاب رشته)شما کنکور رو دادین و تحلیل کردین و فلان و بهمان. یه براوردی دارین. یه پلن B هم داشته باشین. منظورم اینطوری هست که شما به یسری از رشته‌های محدود علاقه‌مندید. لیست رو درست بچینید و اولیت بندی کنین.سر جدتون (۱) - برای انتخاب رشته بهتر مصاحبه ها رو ببینیدسر جدتون لطفا برید بر اساس واقع گرایی و تواناییتون انتخاب کنین. اگر مقدوره رشته رو برید از نزدیک ببینید یا اگر نشد مصاحبه با دانشجوهای این رشته رو ببینید برای این کار میتونین از کانال یوتیوب گزینه ۵ استفاده کنین.سر جدتون (۲) - برای انتخاب رشته بهتر چارت درسی رشته رو حتما مطالعه کنیدسر جدتون لطفا چارت درسی رشته‌هایی که انتخاب کردین رو مطالعه کنید. بدونین با چی قراره مواجه بشید و اگر موردی رو ضعف دارین از الان بدونین روی چی باید سرمایه گذاری کنین نه این که آخر ترم بزنین تو سرتون که باع! چقدر درس سختی هست و جمع نمیشه!سر جدتون (۳) - ...باید رشته‌های موجود در لیست رشته‌هایی که استخراج کردین باهم هم‌پوشانی داشته باشن.حالا شما یه لیست انتخاب رشته‌ای دارین که هر کدوم رو قبول بشین مطلوب شماست و به هدفتون می‌رسید. من خودم کنکور تجربی رو دادم و انتخاب رشته‌ی من اینطوری بود:بیوتکنولوژی، زیست‌شناسی سلولی و مولکولی، میکروبیولوژی، شیمی محض و در نهایت شیمی کاربردیهدف من بیشتر سوق پیدا کردن به وادی R&amp;D (تحقیق و توسعه) بود (و هست) برای همین رشته‌هایی که انتخاب کردم تحقیقاتی هستن. هر کدوم که قبول می‌شدم می‌تونستم بیشتر توی ساختار و نحوه‌ی کار جهان پیرامونم کنکاش کنم.خب انتخاب رشته گذشت و شدیم دانشجوی شیمی محض دانشگاه زنجانسرجدتون (۴) - شتاب‌زده عمل نکنین! هیچ چیزی به اسم رشته تاپ وجود نداره!یه واقعیت تلخی هست اونم اینه که رشته تاپ فقط برای قبل کنکور و ترم ۱ و نهایتن ۲ هست. بدونین دارین چی‌کار می‌کنین. هرچی که اسم پزشکی و مهندسی و ... رو یدک می‌کشه لزوما بهترین نیست!البته بماند که اگر پولدار باشی آب‌یاری گیاهان دریایی هم تاپ برات محسوب می‌شه.شاید بگین علی باز داره چرت و پرت می‌گه ولی اگر روی حرف مشاورنما ها خیلی تاکید داری بهت می‌گم که:خودتم بعدن می‌فهمی. ولی امیدوارم که انتخاب اشتباهی نکرده باشی اگرنه تاوان سنگینی قراره پس بدی. اول از همه روان خودته باقیش دیگه مشخصه.The choice is yours.مشاور اونیه که بهت واقعیت رو بگه نه اینکه رویا بفروشههمینجا از تنها مشاور آدم حسابی که تا حالا دیدم جناب آقای حسام عبدالحسینی نیا کمال تشکر رو می‌کنم که پشتم درومد و گذاشت انتخاب رشته‌ای که دوست داشتم رو انجام بدم. این بخاطر این نیست که مثلن حمایتم کرد و فلان و بهمان پس بذار تشکر کنم نه! بخاطر این بود که واقعیت رو گفت. روحیاتم رو تونست براورد کنه.قدم سوم : انتخاب رشته اینا تعیین شده. تابستون رو چه کنم؟با فرض اینکه واقعا می‌دونین دارین چی‌کار می‌کنین ۳ حالت الان به ذهنم می‌رسه که برای شما قابل تصوره. من خودم شخصا حالت اول رو پیش بردم. درحالت کلی شما آتش به اختیار هستین که هر کدوم رو که دوست داشتین استفاده کنید.قدم سوم - حالت اول (درس بخونین! اما خیلی شیرین‌تر از کنکور قراره براتون باشه!)بذارین با مثال بگم. من خودم یسری از رشته‌های علوم پایه رو انتخاب کردم یکی از درس‌های مشترک و البته خیلی مهم درس ریاضی عمومی هست که کلید ورود به عرصه‌ی تحقیقات هست. اگر ریاضی بلد نبودم درس‌هایی که شاید تو چارت درسیم نیستن ولی باید بلدش باشم (مثلن معادلات دیفرانیسل، ریاضی مهندسی،‌ شیمی فیزیک (۱ و ۲)، طراحی راکتور (شیمیایی یا بیولوژیکی)، ...) به مشکل اساسی می‌خوردم. از طرفی دروس مشترک و پایه مثل شیمی عمومی ۱ و ۲ هم بودن ولی اولویتم با درس ریاضی عمومی بود. (بماند که شیمی عمومی ۱ و ۲ و شیمی آلی (۱ و ۲ و ۳ از کتاب مک موری البته) برای المپیاد قبلن مطالعه کردم).کاری که کردم این بود که نشستم دوران تابستون از کتاب استوارت تا فصل کاربرد انتگرال گیری از ریاضی عمومی ۱ رو مطالعه کردم (کاربرد انتگرال گیری آخرین مبحث ریاضی عمومی ۱ هست). با این کار خودم رو یه ترم انداختم جلوتر و البته فرصت برای فوکوس کردن روی درسای دیگه هم برام میسر شد.البته بماند که فقط ریاضی خوندن برای موفقیت تحصیلی نیست :) برای من ابزاری برای فهم وقایع اطرافم و نظریه‌هایی دانشمندای رنک 1# دنیا هست. در ثانی می‌تونم در حد توانم مدل‌سازی هایی رو هم انجام بدم.کاری که می‌کنید اینه:درس مشترک که پیش‌نیاز چارت درسیتون هست یا میدونین توی درس‌های دیگه که توی چارت درسیتون نیست ولی باید یادش بگیرین تا به هدفتون برسید. فقط عجله نکنید سرعت رو متناسب با یادگیریتون تنظیم کنین. پیوستگی داشته باشین تا مطالب یادتون نره و تمرین تمرین و تمرین.توصیه ریز: جزوه نخونین. اگر واقعن می‌خواین بدونین چی توی رشتتون می‌گذره رفرنس بخونین و تمرینا رو حل کنیناین رو من نگفتم. استاد عزیز ما پروفسور علی رمضانی از اساتید به نام شیمی آلی کشور و جزو ۲ درصد دانشمندای برتر جهان بهمون توصیه کرده.قدم سوم - حالت دوم (مهارت کسب کنین ولی کامل یادش بگیرین دنبال مدرک آبکی نیفتین.)می‌تونین بسته به رشته یا اصلن علاقه‌تون مهارت یاد بگیرین. از خیاطی کارای هنری مثل نقاشی بگیر تا موارد فنی.اگر به تحلیل علاقه دارین و می‌خواین سیستماتیک بودن رو یاد بگیرید. برید سراغ برنامه نویسی. برای شروع پایتون خیلی راحت و آسون هست. تمرین بهترش می‌کنه.از سایت مکتب خونه آموزش پایتون استاد فقید آقای جادی (رایگان با کد تخفیف PEACE (مدرک دوره رو اگر بخواین باید تهیه کنید)) رو میتونین استفاده کنید یا آقای محمد اردوخانی از سایت تاپلرن (رایگان).تابستون پارسال بود که تونستم پروژه‌ی CREB رو تکمیل کنم و حتی بهش استوکیومتری هم اضافه کنم😁میتونید تو کانال تلگرام LastChemist با سرچ کردن #پروژه_CREB از جزئیات ساختش باخبر بشین (https://t.me/MyDifferentNameChannel/37)یا مستقیم به این آدرس گیت‌هاب برید:https://github.com/LastChemist/CREB-Chemical_Reaction_Equation_Balancerقدم سوم - حالت سوم (تفریح تفریح تفریح!)دیگه این مشخصخ😂😂 هر طوری که دوست داری به گذران تابستون بپرداز 😂 می‌خوای بخواب می‌خوای گیم بزن (وارزون پلیر هستی کامنت بذار صحبت می‌کنیم (اسم : SpooderMan))قدم چهارم - جوگیر نشید (بدنتون یوخده نیاز به استراحت داره و خب سنگ بزرگ نشانه نزدنه!)خودتون رو با برنامه‌های سنگین غرق نکنید که هیچ‌کدوم تکمیل نمی‌شن! فوکوس داشته باشین.قدم پنجم - آداب حضور در دانشگاه و خوابگاه رو یاد بگیرینبهترین جایی که من پیدا کردم برای این قدم، کانال یوتیوب گزینه ۵ هست. تبلیغ نمی‌کنم ولی انصافن بچه‌های دانشگاه علم و صنعت تهران گل کاشتن در این زمینه.قدم ششم - بعد از ورود به دانشگاه پویا باشیدارتباطات خیلی مهمه. سعی کنین با اساتید ارتباط داشته باشین. انجمن‌های علمی و دانشجوهای رشته‌های دیگه هم میتونن کمک کننده باشن. در نهایت کلاسای مهمان هم شرکت کنین. تجربیات خوبی بهتون میرسه.خلاصه که اینطوری. دوران پسا کنکور بهتون خوش بگذره (*دست دادن)ارداتمند:LastChemist, OUT!ته نوشت:پست قبلی رو نخوندین بنظرم بخونین خالی از لطف نیست.https://vrgl.ir/Rkt4khttps://vrgl.ir/Rkt4k</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jul 2025 15:05:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک‌سال گذشت: کنکور تجربی ۱۴۰۳</title>
                <link>https://virgool.io/konkurfightclub/%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B3-fttqadao1u2w</link>
                <description>پیش‌نوشتواقعا یکسال از اون پدیده نامانوس (بخوان منحوس) که اکثر مشاورها و موسسات ازش نون که چ عرض شود خونه! می‌بردن گذشت.فشاری که روم بودواقعن اون حجم از فشار و افسردگی برای یه نفر قابل تصور نیست بخصوص اینکه اصلن توی رقابت نیست. اره! من توی رقابت رشته‌های به اصطلاح تاپ نبودم! ولی باید برای رسیدن به هدفم استرس بسیار می‌کشیدم. متاسفانه علوم پایه دستمایه‌ی تمسخر گرفته شدن. بماند اینجا قرار نیست گله کنمکاری که کنکور می‌تونه با یه آدم بکنه (لینک: https://vrgl.ir/2g3K5)تورو سر جدتون!ولی اگر چیزی احساس می‌کنید قبول نمی‌شید یا رشته مورد علاقتون نیست سر جدتون صندلی بقیه رو نگیرین =) شما شاید بعدن بخواین تغییر رشته یا کنکور مجدد بدین ولی اون بنده خدایی که میخواست این رشته و دانشگاه قبول بشه بخاطر انتخاب شما محروم میشه =)آرزوی موفقیتآرزوی موفقیت برای کنکوری‌های امسال دارم به امید اینکه آزمون خوبی رو پشت سر گذاشته باشین. بخصوص یکی از دوستان مدرسم عرفان که امسال کنکور تجربی، ابوالفضل از بچه‌های ریاضی و فیزیک و دخترخالم س.ر که کنکور هنر رو پشت سر گذاشت.آپدیت: بعد از کنکور چه کنیم؟ (https://vrgl.ir/Rkt4k)</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jul 2025 12:43:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نیم‌خط</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AE%D8%B7-hnuisyl6dvso</link>
                <description>پس از ۲۳ دقیقه مکالمه تلفنی. آنلاین می‌شود.او: نمیدونم چرا نمیخوام برم 🥹من: هعب، در این موقعیت قلم کمر خم می‌کند. جوهر خشک می‌شود. کاغذ پاره می‌شود. اشک روانه می‌شود. نفس کشیده می‌شود و چشم‌ها به افق دوخته می‌شود و تصویر تو که در حال رفتن هستی آرام برایم محو می‌شود. لبخند ریزی می‌زنم و بر می‌گردم به بالین. اما هنوز در فکر تو هستم. چشمانم سنگین میشوند و پرده های نمایش امشب کشیده می‌شوند. خواب شیرین شب جمعه و آمادگی برای روز جدید.——————————————هنوز هم آن نیم خطی که برایم نوشت را نمی‌توانم توصیف کنم. مادر می‌تواند در عین سادگی مفهوم بسیار سنگینی را منتقل کند.</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Fri, 02 May 2025 16:56:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله‌پشتی از سالی که گذشت - ۱۴۰۳</title>
                <link>https://virgool.io/parakandehjat/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DB%B1%DB%B4%DB%B0%DB%B3-fhehai04qe9a</link>
                <description>آقا سلام بالاخره این سال (۱۴۰۳) هم به پایان رسید. ولی مسیر من هنوز ادامه داره!خیلی خلاصه و مفید،‌ نوروزتان فرخنده باد! تامام🫡😂پیش نویس: چرا این پست رو نوشتماول اینکه یکم تنوع بدم به پست‌ها و دوم اینکه دیدم همه دارن کوله پشتی ۱۴۰۳ می‌بندن منم گفتم یه مروری کنم ببینم چیا عایدم شده.توجه کنین که هر کدوم از تیترهایی که نوشته شده خودش یه شبه داستان هست که هم دیگه رو تکمیل میکنن (خیخی شبیه فیلم‌های نولان شد😂😂)البته موارد خیلی زیاد هستن ممکنه یه عده کلا از دستم در رفته باشن!دستاوردهاخب، بگم که دستاوردهای امسالم کم نبودن و بیشترشون توی دانشگاه رخ دادن. بریم ببینیم چیا داریم.تکمیل هستهٔ پروژه CREB (موازنه‌گر معادلهٔ شیمیایی)بعد از اینکه کنکور تیرماه رو دادم یه کله نشستم و به مدت دو هفته هرچی توی ذهنم و روی کاغذ بود رو تبدیل به کد کردم و تاددااا وقت دیباگ کردن بود که خب تا آخر تابستون خرد خرد درستش کردم.حالا دلیل اینکه خیلی طول کشید بخاطر روند بسیار فرسایشی اعلام نتایج کنکور بود که تا آخرین لحظه من رو عذاب می‌داد. حالا بماند. مهم نیست :) مهم اینه که یه تجربه خوب از نوشتن یه برنامه‌‌ٔ متوسط دارم.لینک ریپازیتوری گیت‌هاب https://github.com/LastChemist/CREB-Chemical_Reaction_Equation_Balancer تموم کردن ریاضی ۱ قبل از ورود به دانشگاه - از درسی که به اتفاق اکثرا یا می‌افتن یا نمراتشون خیلی کم میشه! تا بیشترین نمره درس ۳ واحدیم.اره! شاید عجیب به‌نظر برسه ولی نشستم دو دو تا چهارتا کردم ببینم خب الان من ۵ تا رشته‌ی قابل انتخاب دارم کدوم درس توی همشون مشترکه و البته اگر بخوام یه ابزار دستم باشه که بتونم مسائل حساب دیفرانسیل و انتگرال رو حل کنم چی هست؟ بله ریاضی ۱.حالا این درس ریاضی ۱ رو خوندیم و تموم کردیم (البته ناگفته نمونه یکمیش هم وارد تایم دانشگاه شد ولی خب جمعش کردم :) )یه افسانه‌ای هست که تا خودم در معرضش قرار نگرفته بودم باورم نمی‌شد، این درس رو خیلیا میفتن! علتش رو خودمم نمی‌دونم و نمی‌دونم چند نفر ولی تعداد قابل توجهی یا درس رو افتادن یا خیلی کم گرفتن. ولی خب بخاطر اهمیت فوق‌العاده‌ای که حساب دیفرانسیل و انتگرال داره این افسانه رو گذاشتم کنار،امتحانات اومدن و رفتن و گس وات شدم ۱۹.۲۵ :)قبولی در رشته مورد نظربله بالاخره تونستم توی این ماراتن مسخره (بخوان کنکور) موفق بشم البته به روش خودم! حالا چطورش یه داستان طولانیه که میتونین توی لیست پست‌های من، قسمت کنکوریوم مطالعه کنین.واقعا روند طاقت فرسایی بود، الان سختی‌هایی که رشته من داره رو به یه تست کنکور مسخره هم نمی‌فروشم واقعا دیگه نمی‌خوام به اون دوران دارک برگردم. واقعا اگر به همون اندازه که کتاب کنکور خریدم کتاب دانشگاهی و چیزای دیگه می‌خریدم (البته بگم که من خیلی کم خرج بودما!) الان برام سود بیشتری داشت. حالا می‌خواد کتاب بهتر باشه، سواد باشه یا هر چیز دیگه.من ۵ تا انتخاب مطلوب نظرم داشتم (رشته تجربی)، کارشناسی پیوسته رشته‌های زیر:بیوتکنولوژیزیست‌شناسی سلولی و مولکولیمیکروبیولوژیشیمی محضشیمی کاربردیکه خب نتیجه شد شیمی محض، دانشگاه زنجان.در نهایت چیزی که دیدم واقعا خوشحالم کرد واقعا لذت بردم واقعا باورم نمی‌شد که بالاخره شد. بالاخره منم وارد دانشگاه شدم بالاخره 🤝هنوز شوک قبولی تا اواسط ترم ۱ باهام همراه بود. واقعا باورم نمیشد.شانس و بازهم شانس!خوابگاه: من خودم رو آدم خوش‌شانسی نمی‌دونم ولی وقتی که وارد خوابگاه شدم گفتم خب علی، الان هیچ‌کدوم از این بشر هایی که قراره وارد اتاق بشن رو نمیشناسی و ممکنه خیلی بد و یا ممکنه خیلی خوب پیش بره که به طرز خیلی غریبی همشون آدمای اوکی‌ای از آب درومدن و خب حداقل چیزی که توی اتاق باید باشه آرامش و فضای بدون تنش هست که خب این مورد خوشبختانه اوکی شد.همکلاسی‌ها (پسر): جالبه! توی کلاسی که ترم اول بودیم، تعداد ۷ نفر پسر و فکر کنم نزدیک ۴۵ نفر هم دختر (۴۵ نفرررر!) خلاصه اینکه این وضعیت دیری نپایید و پسرای کلاس واقعا باهم جور شدیم. مثل یه عده که توی مدرسه ممکن بود سر و کله بزنیم نبود. (ک*خل و خا*مال نداریم خوشبختانه).همکلاسی‌ها (دختر): اما میرسیم به ۴۵ نفر که حتی هنوزم که هنوزه اکثرشون رو نمیشناسم! ولی حداقل با چند نفری که ارتباط داشتم واقعا میتونم بگم که سطح شعور بالاتر از میانگین هست و این مایه خوشحالیه.حداقل چیزی که توی دانشگاه باید بین دونفر (چه پسر و چه دختر) باید رخ بده احترام متقابل هست و خوشبختانه این مورد اتفاق افتاده.ارتباط با اساتید: کانکشن برقرار کردن با اساتید از اون چیزی که فکر می‌کردم خیلی راحتتر بود. با اینکه همه استقبال نمی‌کنن ولی خب اساتیدی که به دنبال کانکشن سازنده هستن خب کم هم نیستن.شرکت کردن در اکثر سمینار های شیمیتقریبا تمام سمینارهای رشته‌‌‌ٔ خودم رو شرکت کردم از ارائه‌های دانشجو های ارشد تا دفاع پایان‌نامه. البته فعلا دکترا ندیدم 😂 شاید بعد عید یسری رو ببینم.شکست‌هاسال ۱۴۰۳ سال خیلی عجیبی بود،‌ همزمان توش موجود کثافتی به اسم کنکور به چشم میخوره، از طنابی که هر لحظه دور گردنم پررنگ‌تر می‌شد تا به این بازی کثیف پایان بدم تا رشد عجیب و شروع مجدد تا رسیدن به شکوفایی در نیمه دوم سال.اشتباه مهلک چند سال پیش : انتخاب رشته اشتباه در دوران راهنماییاینکه برای همه یه نسخه بپیچن که مثلا تو برو ریاضی تو برو تجربی و تو هم برو انسانی و هنر و فلان و فلان واقعا کشکه. آقا ببینید چی رو دوست دارین. از درسا نترسین! من خودم به شخصه به این خاطر رشته ریاضی نرفتم که از هندسه خوشم نمیومد! واقعا دلیل احمقانه‌ای هست با اینکه واقعا شهود ریاضیم در سال بعد خیلی پیشرفت کرد.توهم اینکه یه رشته رو دوست دارین شما رو برنداره! باید برید ببینید چیا داخل اون رشته هست آیا ازش خوشتون میاد یا نه؟ اصلا میتونین باهاش بسازین؟ اصلا با فلسفه شما میخونه یا نه؟الان من اگر رشته ریاضی بودم رشته‌های مهندسی مکانیک و مهندسی شیمی و البته فیزیک جزو اولویت‌های اولم بودن.البته از اینکه توی رشته شیمی دارم تحصیل می‌کنم اصلا پشیمون نیستم ولی میتونست به قیمت خیلی چیزا تموم بشه. ممکن بود خیلی بدتر تموم بشه. مراقب انتخاب‌های خودتون باشین. بدون مطالعه چیزی رو انتخاب نکنین.کش دادن!بله! به طور خیلی جالبی متاسفانه من عادت به کش دادن کارا دارم. اگر این عادت افتضاح من حذف می‌شد الان از زمان خیلی بهینه‌تر می‌تونستم استفاده کنم. خیلی بهتر!غافل شدن از برنامه باشگاهتابستون به اندازه کافی برای من تنش داشت ولی الان که دارم فکر می‌کنم دلیل بر این نمی‌شد که باشگاه رو شروع نکنم. با اینکه بعد از تایم کنکورم فکر کنم یه ۱۰ کیلوگرم کم کردم ولی خب به استقامت بیشتر و بدن بهتر نیازه.کتاب‌هایی که هرگز خونده نشدنتعداد وحشتناک زیاد کتاب دانلود کردم که هنوز روشون رو باز نکردم و این به کش دادنم بر میگرده. باید امسال مطالعه‌ام رو ببرم بالاتر. کتابایی که دانلود کردم یا کتابای ترم‌های بالاترن یا ابزارهایی رو در اختیارم قرار می‌دن که به ادراک بهتر از مسائل منجر می‌شه.تعارف!من آدم متعارفی نیستم ولی نمی‌دونم چرا گاهی یه سری تعارف‌هایی می‌زنم که خودم مثل حیوان چهارپایه دم‌دار! ازش پشیمون می‌شم! باید این مورد رو حذف بکنم. جدیت خیلی بهتر از عدم قطعیت هست :)ممتنع‌جات!فیدخوان ویرگولیادتونه یه مدت کلا ویرگول قابلیت آخرین پست‌های دوستان رو غیرفعال کرده بود؟ همه لنگ مونده بودن؟ منم نشستم یه اسکریپت نوشتم و خواستم که به صورت ربات تلگرامی درش بیارم ویرگول آپدیت داد و به همین خاطر دیگه ربات رو توسعه ندادمپروژه فیدخوان ویرگول (منتشر نشده)  برنامه برای سال ۱۴۰۴منسجم‌تر کردن برنامه مطالعاتیباید بتونم سرعت مطالعم رو بیشتر کنم تا انسجام بین برنامه مطالعاتیم حفظ بشه.تنظیم برنامه باشگاهبرنامه باشگاه رو باید توی دانشگاه تنظیم کنم تا تابستون بتونم با آمادگی برم جلویادگیری گیتاریکی از سازهای مورد علاقهٔ من گیتار هست. واقعا بی‌نظیره این ساز. رویه‌ای که برای یادگیری ساز دارم بکار می‌گیرم شبیه به یادگیری برنامه نویسیه. اگر متوجه شدی که سیستم چطوری کار میکنه و چطوری سیستم رو دستکاری کنی یادگیری زبان‌های برنامه نویسی مختلف فقط بستگی به Syntax داره + تمرین.یادگیری نقشه‌کشی صنعتی و مدل‌سازیواقعا اینکه روزی بتونم مواردی که توی ذهنم هستن رو با جزئیات بهتر رسم بکنم و بتونم مدل و شبیه‌سازی رو شون انجام بدم... (*جمله بندی افتضاح!) کم رنگ کردن عادت کش‌دادن!کار خیلی سختی هست ولی باید کش دادن رو کمرنگ ترش بکنم. فرصت سوزی در این دوران می‌تونه خیلی مضر باشه.گالری عکستصویر تار شده تا مثلا خفن بنظر بیاد (*حیح)یکم مکانیک (حداکثر جرم جسم A قبل از اینکه سیستم از تعادل خارج بشود)مرحله اول جداسازی متیل اورانژ - تبخیر حلال (آب) از محلول متیل اورانژ باقی مانده از دورریز آزمایش تیتراسیون سختی آبخلاصه که اینطوری.ارادتمند همتون، Last Chemist OUT!</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Sat, 22 Mar 2025 01:00:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پراکنده نویسی [۹] - به من میگن رنگووو! - قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/parakandehjat/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%B9-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%86-%D8%B1%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%88%D9%88-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-xu5ttvwz3wkg</link>
                <description>مقدمهخب آقا نزدیک ۱۵ روز (چیزی که ویرگول گرامی داره بهم میگه) از آخرین پست گذشته و واقعا این دو و نیم هفته تو مخی‌ترین هفته اول ترم بود. از مهملی به اسم هفته اول کسی نمیاد دانشگاه تا تعطیلی های بی‌مورد!دریغا که گرسنه ترینی در غنی‌ترین خاک و دنیا توی پیشرفته و ما در عمیق‌ترین خواب...وقایعی که داره اتفاق میفته واقعا مایه تاسفه و هنوم در بوق و کرنا کردیم که آقا باید سازش کنیم با شرایط اما به چه قیمتی؟!از شعارهای با بوی تهوع #زمستان_سخت اروپا! و تعطیلی‌های خنده‌دار تا سرقت‌های با سلاح سرد منجر به قتل.از نزدیکی به قله تا تسهیم نامتناسب رانت و امکانات در دانشگاه‌ها. به طوریکه من تا نمیدیدم باورم نمیشد. یه سیستم خیلی خفن (کارت گرافیک RTX 4060، یه رم ۳۲ گیگابایتی، چند ترابایت (نپرسیدم) هارد SSD، واترکولینگ و در نهایت یکی از کیس های خفن کولر مستر) داخل دفتر استاد بود. پرسیدیم این فقط نیست. بازم هست خیلی بیشتر هست! توی آزمایشگاه ریاضی. مشکل من این نیست اتفاقا خیلی هم خوشحال شدم اما اینکه دانشگاه فقط به یه مورد اختصاص بودجه بده (به هر دلیلی) و بقیه نه یکم یه جوریه. حالا آزمایشگاه داریم که یکیش از اونیکی پیشرفته تره (هر دو تحقیقاتی هستن ولی مثلا یکیش اصلا دستگاهی که باید باشه رو نداره!)بحران انرژی هم که سسشعری بیش نیست. موندم اگر واقعا مدعی استخراج نفت و گاز هستیم و حداقل اگر توانایی تبدیل به مواد با ارزش افزوده بالاتر رو نداریم ینی نمیتونیم سوخت خودمون رو تامین کنیم؟!الان به دلیل بحران انرژی تعطیل کردن دانشگاه رو و این قیافه دانشگاه ساعت ۳:۴۱ هست و زمین خشک خشکه! چطوریه توی سرمای سگ سوز تعطیلمون نکردن و الان بحران هست؟!نمایی از کتابخانه مرکزی و مرکز اسنادوضعیت اقتصادی رو هم که همه میدونن.کاغذی از چوب گردو ...این اصطلاح رو شاید خیلیا نشنیدن ازم. از یه کامنت باقی مونده. یه پست میخواستم تقریبا ۸ ماه پیش بنویسم و ننوشتم و تا الان داره خاک میخوره که یه عامل جرقه زد برام. فعلا جراحیش نمیکنم تا ببینم زمان چی تعیین میکنه. ولی، برای کسی که هرگز ندیدمش دلم تنگ شده. کاش میشد فقط یبار از نزدیک راحت ببینمش. یکم گپ میزدم و موکا میخوردیم. دلم برات تنگ شده. کسی که هرگز ندیدمت.حالا هم که پس از مدت‌ها پیدات کردم. نمیدونم الان کاری کردم که نباید میکردم؟! (ن)شایدم توهم زدم. شایدم دوباره وارد خوابی شدم که حقیقت نداره. شایدم اتفاقی نیفتاده... کانتر ۱.۶ شرطی!آقا یکی از تفریحات اخیر و سالم ما شده کانتر ۱.۶ (بازی که البته خیلی من باهاش حال نمیکنم نسبت به وارزون و پابجی). هی رفتن و هی مردن و هی رفتن و هی مردن! گاها اون وسط یه چند تا کیل میگیرم و میگم SIKE! دیدی داش مهدی! دیدی بالاخره زدمت! (ولی فیزیک کانتر رو اصلا بر نمی‌تابم!)ترم جدید - تقریبا دیگه آدم ترم قبل نیستموضعیت بسیار چرت شده. تعطیلات و استادای حوصله سربرتر به جز چند مورد استثنا. اساتید خوب همیشه میفتن به تعطیلی. آزمایشگاه شده تعطیل و ... ترم خیلی خسته کننده هست واقعا دیگه حسش نیست.پ ن: پروکسیما راست میگفت. دانشگاه بزرگ شده مدرسه هست... شایدم من باید انتظاراتم رو از اینجا بیارم پایین تر (تر). تا الانش که پایین بوده ولی انگار کف پایین تره تا این طنابی که دور گردنمه خفم نکنه.همینجا کات میکنم. دیگه حوصله نوشتن ندارم. فعلا 👋 </description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Thu, 27 Feb 2025 22:09:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پراکنده نویسی [۸] - به من میگن رنگووو! - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/parakandehjat/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%B8-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%86-%D8%B1%D9%86%DA%AF%D9%88%D9%88%D9%88-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-vsae06vkcghx</link>
                <description>آقا سلام.قبل از ادامه دادن در نظر داشته باشین که این پست در طول زمان نوشته شده و به دلیل نامعلومی یادم رفته تاریخ بزنم. تقریبا در نظر داشته باشین آخرین پست من (Bravo 6, going dark) ۴ ماه پیش منتشر شده.میان نوشتهنوز قلم خسته‌ام کمرنگ می‌نویسه ولی سعی میکنم کمی جوهرش رو پررنگ‌تر کنم.همچنان میان نوشت شاید این پراکنده نویسی خیلی پراکنده نباشه ولی پراکنده نویسی بعدی... (*یوهاها!)سکانس ۱ - غیبت و اما غیبتدقیقا پس از ۲ ماه تصمیم گرفتم که دوباره بنویسم. خیلی چیزا برام عوض شده خیلی. به حدی این زمان سریع و البته در آن واحد عجیب برام گذشت که نفهمیدم کی این ۲ ماه غیبت من تموم شد!آخرین پست من دقیقا شرح دهنده حالت روحی من بود، فکر کنم کسی به غیر از خودم از محتوای عکس های پست خبر دار نشد. ترجیح هم میدم که جراحیش نکنم چونکه ممکنه به جاهای دارکی کشیده بشه. بماند :)سکانس ۲ - شوک قبولیبالاخره ما هم وارد دانشگاه شدیم، باورم نمیشه واقعا باورم نمیشه. پس از اون مدت سگدو زدن برای بالا آوردن تراز و زمین خوردن موفق شدم. دقیقا یاد انیشتین میفتم که میگفت اگر توانایی های یک ماهی رو برای بالا رفتن از یک درخت رو بخواین سنجش بکنین این موجود گرامی تمام طول عمرش رو احساس خواهد کرد که یه احمقه.سکانس ۳ - شروع یک مسیر ۴ سالهشاید باورتون نشه! ولی زمانی که من وارد دانشگاه شدم با یه قیافه کاملا داغون بودم، به طوری که اگر یک ماه دیگه هم موهام رو کوتاه نمی‌کردم می‌شد گفت که موهای پس کله من قرار بود مماس بر صفحه شانه من بشه!چهل و پنج دقیقه اول هیچ صحبتی نمی‌کردم کاملا ساکت. بعدش که به خودم اومدم خودم رو به استاد ها، تک به تک پرزنت کردم که خب هم کار اشتباهی بود هم کار درست. کار درست از این بابت که کانکشن خوبی با اساتید ایجاد میشه و این یه رابطه برد-برد هست. کار اشتباه اینکه متاسفانه این کار من حسادت برخی رو برانگیخت، من آدم نارسیستی نیستم ولی این سانتی‌مانتال بازی های بقیه رو من قراره پاسخگو باشم؟هن؟!پاسخ یه نه بزرگه! خلاف اینکه بقیه چه فکری درمورد من می‌کنن دارم میرم جلو، هرچقدر هم که میخواد مزحک باشه. خیلی ها اصلا هیچ ایده ای ندارن که چرا اومدن این رشته چه برسه به اینکه بخوان من رو نقد بکنن! البته که آدم نقد پذیری هستم به شرطی که نقد شما صحیح باشه!روز های اول حواشی خیلی زیادی در مورد خودم به گوشم خورد ولی فقط تا دو هفته اول دووم آورد، چونکه همچنان برای من یه «فاقد اهمیت» و «هنر ظریف بی‌خیالی » هست.سکانس ۴ - دیدار با Ghostو بله! خیلی اتفاقی بحث کجا قبول شدیم و اینا توی چنلم بود و مورد برگ ریزان نمایان شد، خیلی خیلی اتفاقی با سرکار خانم Ghost دیدار نمودیم! شاید باورتون نشه ولی بعد از ماجرای کنفرانس که در میان سکانس آورده شده، حضار داشتن سالن رو ترک میکردن و من به رسم دیرینه در حال مصرف کیک و آبمیوه (*خوردن و کیک و ساندیس دانی چه کیف دارد (هی! ساندیس برای حفظ وزن شعره ساندیس‌خور هم خودتی)) که ناگهان یک نفر از خروجی وارد شد. + سلام آقای ه! - و هورت عمیقی که منجر به تجربه نزدیک به خفگی بهم داد (*سرفه)+ باع!- (*کمی خودم رو جمع کردم) - درود! Ghost شمایی!؟+ بلی!- آقا از دیدن شما بسیار خوشوقتم :)خلاصه اینکه از دانشکده انسانی رهسپار شدیم به سمت خوابگاه دختران (برخلاف خوابگاه ما،‌ خوابگاه دختران خیلی نزدیکه :/). کمی از درس و اینا گپ زدیم و بالاخره این کتاب شیمی عمومی ۱ من که همیشه توی کوله پشتیم هست به یه دردی خورد.برخلاف یه عده معلوم الحالی که کتاب بهشون امانت دادم،ایشون امانت دار خوبی بودن :)خلاصه که یکی از Task های زندگیم که دیدار با یه ویرگولی بود تیک خورد (*لبخند) میان سکانس - دیدار دورادور با پروفسور ثبوتییکی از عاداتی که دارم شرکت توی سمینار های مختلف حداقل توی رشته خودمه و به اتفاق پروفسور ثبوتی کنفرانسی با عنوان «Remove point-mass concept-remove singularities from GR» بود. انصافا کنفرانس خیلی پیشرفته‌ای بود و به دلیل دانش اندک من در فیزیک مدرن فقط متوجه شدم اینه که تکینگی نمیتونه به صورت نقطه‌ی با طول خیلی کم (مثلا صفر حدی) وجود داشته باشه (سیاه‌چاله داریم ولی کرم و سفیدچاله نه). سیاه‌چاله‌ها یه حالت کاسه‌ای طور دارن که تبخیر میشن. دلیلش هم محدودیتی هست که طول پلانک برای ما ایجاد میکنه. طول پلانک رو اگر در نظر بگیریم، ساختار فیزیکی کوچیک‌تر از اون رو نداریم.حمل بر خودستایی نباشه ولی این برداشت رو به ایشون توضیح دادم و بعد گفتم که پس یه سیاه‌چاله به همین دلیله که جت‌های داغ از قطبینش آزاد می‌کنه و بنا به تابش هاوکینگ تبخیر و کاهش حجم میده.ایشون خیلی خوششون اومد، پرسیدن که رشته و ترم شما؟ گفتم که شیمی محض، ترم ۱ و در ادامه اول تعجب (دانشجوی شیمی و کنفرانس فیزیک مدرن؟!) و سپس تشویق حضار :)میان نوشت: البته ناگفته نمونه سالن به حدی شلوغ بود که نپرس! منم تونستم ته سالن یه جا فقط واسه وایستاندن پیدا کنم(*خیخ!)میان‌نوشت: راه خیلی درازی در مسیر فیزیک مدرن دارم (حداقل به عنوان مطالعه تفننی :) )سکانس ۵ - تغییرات شدید ادبیات بر اثر بی‌خوابی در ن‌خوابگاه!!من آدمی هستم که در جمع غریب سعی می‌کنم رسمی صحبت بکنم ولی دو هفته‌ای که در خوابگاه بودم این هم اتاقی ما م.ح، یک خواب راحت برای ما نذاشت. هر شب فوتبال و صدای گلللل. هر شب بساط پاسور و فریاد اگر آس داری ببر کارت رو دیگه!. که در نهایت کاسه صبر من لبریز و یه تشکر حسابی از ایشون کردم، موارد کمتر شدن ولی یکسری موارد مثل نظافت و کمونیستی نبودن مواد غذایی موجود در یخچال و البته وسایل شخصی نیازمند فحش کش کردن بودن.اصلا اهل فحش دادن و اینا نیستم ولی یه اتفاقات از قبیل گم شدن چتر! و خیس شدن زیر بارون به مدت ۳ روز! و البته اتفاقی که بخصوص توی آزمایشگاه شیمی افتاد که دیگه پس از اون مدت دیگه آدم سابق نشدم.ساده عرض کنم که بر اثر بی‌ملاحظاتی هم‌گروهی من در اعلام جرم کاغذ صافی، ۸ ساعت تلاش با مینیمم امکانات برای اثبات بقای جرم همش پودر شد رفت هوا که هیچ خطای آزمایش رسید به ۶۰+ درصد! .تقریبا یک هفته طول کشید که بتونم اعداد رو پیدا و درست درمون دربیارم و خطا رو برسونم به ۵- درصد.یه توضیح کوتاه اینکه ۶۰+ درصد خطا ینی در حین آزمایش بر اثر خطا انگار یه مقدار ماده تولید شده که اصلا ممکن نیست! چونکه اصلا چیزی اضافه نشده ولی خطای ۵- درصد ینی یه مقدار ماده حین استخراج شسته شده و از دست رفته که مقدار قابل قبول (بخون عالی) هست. اگر کمی بیشتر وقت داشتیم میتونستم خطا رو به زیر ۲ درصد برسونم که خب مقدور نبود.رسوب مس(||) هیدروکسیدسکانس ۶ - از سر گیری نوشتن این پست پس از یک ماه دیگر 😂 (= پایان ترم)خب دوباره برگشتم به خونه. روز دومی که تجربه میکردم فکر کنم یه ۲۰ ساعتی خوابیدم!!!! (البته نه یه کله ولی خب) پس از ۳ ماه کم خوابی رسیدم به یکم خواب خوب :)گالری عکس - چیزای خفنی هنوز نگرفتم، چرا؟ چونکه کسی نبود که بخوام بهش نشون بدم (*هعب!)محاسبه غلظت پتاسیم پرمنگنات مجهول با استفاده از تیتراسیون منگانومتری - دقیق‌ترین عدد بین گروه‌های مشابه :)جلسه دوم آزمایش بقای جرممیم رندومجاییکه وایستادم! - کنفرانس پروفسور ثبوتی - پاییز ۱۴۰۳ظهر بارانی - چپ،‌ دانشکده مهندسی برق، جلو دانشکده انسانییه روز زمستانی - محوطه کتابخانه مرکزی و مرکز اسنادوانیل :) گربه خوابگاه ورقاییماشاالله (*خنده) - گربه دوستمآخرین روز ترم ۱ - شب ساعت ۱۰ - کتابخانه مرکزی (وسایل رو جمع کردم)عکاسی‌های ناگهان - دست چپ (شما حدس بزن😂) -  محوطه کتابخانه مرکزیمگه نگفتیم فنل‌فتالئین در محیط اسیدی بیرنگه؟ پس این چرا قرمز نارنجیه؟ (هرکسی میدونه دستا بالا :) )بر اساس اتفاق واقعی این ترم : وضعیت کارنامه من وقتی که همه درسا رو خیلی خوب دادم ولی یه عمومی 3 واحدی (بخوان  فارسی) آفتابه به دست منتظرمه...کساییکه منتظرم بودن (*اشک)پست مرتبط با این پست از جانب جناب Ghost :)یه عده به طور مستقیم و غیر مستقیم جویای حال بنده بودن که باید بگم تنکیو (*خنده):صرفا به اسامی بسنده میکنم،‌ هنوز آن چیزی در چنته ندارم که باید و شاید. همین سادگی کافیه :)تارادختری در مدرسه، آفتاب‌گردون، Ghost، هسان، بشیر صابر، پیشگوی معبد دلفی، روان نویساگر کسی از قلم افتاده، پوزش.خب، اینم از این. ارادتمند Last Chemist, OUT</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2025 14:44:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Bravo 6, going dark</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/bravo-6-going-dark-hs9fc6itsmpj</link>
                <description> https://www.aparat.com/v/c17wi69 UpdateVideo subtitle: Radio:  1  to the 6 (or 126??) actual, target is in the main house. You have execute authority.Captain Price:  Bravo 6, going dark.A man who is having his seat and gradually his character chipping out, dark photography with a dissolving effect like when a wooden material vanish after burningA man who is having his seat and gradually his character chipping out, dark photography with a dissolving effect like when a wooden material vanish after burning</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Thu, 03 Oct 2024 23:21:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت دوم - رمزگشایی از پست های اسرار آمیز «احسان شهبازی» این قسمت &lt;عملیات شکست خورد&gt;</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-sgckc22htwrq</link>
                <description>آقا پست قبلی رو نخوندین اول برید اون رو بخونین لینک رو میذارم. لینک https://vrgl.ir/TDLBj از اونجایی که این پست در ادامه پست قبلی منتشر شده سلام و احوال پرسی نمیکنم، فقط میتونم بگم که دمت گرم احسان، به حدی به مغزم فشار آوردم که دیگه دارم پس میفتم. البته در فیلدی که هیچ (ببین میگم هیچ) تجربه ای ندارم ینی کریپتوگرافی، و دهن من سرویس شد...خب صرفا قراره به تلاش های متفاوتی که برای حل این چالش انجام دادم بپردازیم البته شاید برای اهل فن (اینجا منظور کریپتوگرافی هست) خیلی آسون باشه ولی من یک قاشق مورچه خوری بلدم 😂🗿🗿همچنان از ابزار گرامی Rapid Tables استفاده میکنم.قبل از اینکه ادامه بدیم یه متن برعکس توی عنوان پست هست که میگه «زمین گرد است»، حالا دلیل اینکه برعکسه و البته چرا همچین چیزی توشه نمیدونم.نزدیک ۸ ساعته که دارم روش کار میکنم ساعت ۴ صبح خوابیدم (اسکلم والا)دیکد متن پست از هگزادسیمال به فرمت های مختلف (ASCII, UTF-8 و Unicode)خب آقا دلیل اینکه فرمت های مختلف رو امتحان کردم این هست که یه لینک مخفی توش پیدا کردم که فقط توی فرمت UTF-8 مشخصه و بقیه رو نشون نمیده حالا متن رو ترجمه نمیکنم همین رو داشته باشین:Probably many people have been able to decrypt this file. Well, it was very easy. I had written the code of how to decode it, and you just had to run it.Maybe you thought you were very smart. Well, it was fun and I was just building up the excitement. You did not do anything specialThe reason for uploading this post was that most of you will probably have access to the message that was hidden.Now the original message of this post is hidden. There is no code to decode. Now if you can find the message, you can be a little happy. The good news is that this encoded audio file is also very easy to find, if you are smart!You should not be proud. Humility always winshttps://ehsan.storage.iran.liara.space/virgool/wav/old%20school.pngSorry if I didn&#x27;t answer the comment. Because I am not online. Posts are published automatically.Post writing date: 2024-15-8If anyone can&#x27;t find the secret message, I&#x27;ll post the solution in the future. If I online!لینک رو باز کردم و یه عکس با عنوان old school.png رو گرفتم و دیدم که چیزی توش نیست (خالیه) بیخیالش شدم و رد شدم ( درحالیکه ربطی نداره که فرمت فایل png هست بلکه توش یه سری کد های به نظر هگزادسیمال بود این رو همین یه ربع پیش فهمیدم.)گفته شده که اینبار فایل دیکدری در کار نیست ولی از همون دیکدر قبلی دارم استفاده میکنم چونکه فرق آنچنانی نمیکنه.از این متن چیز خاصی دست گیرم نشد فقط میگه که اگر باهوش باشی میتونی فایل صوتی که توی پست هست رو دیکد بکنی.یه سری محتوای بی معنی در فایل old school .pngحالا اینا با چه مبنایی نوشته شدن نمیدونم (هگزادسیمال، اکتال یا ...؟؟؟)content :33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 39 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 31 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 34 20 32 30 20 33 33 20 33 34 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 36 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 34 20 32 30 20 33 33 20 33 35 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 38 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 39 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 39 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 39 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 34 20 32 30 20 33 33 20 33 35 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 39 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 39 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 33 20 33 30 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 32 20 32 30 20 33 32 20 33 30 20 32 30 20 33 33 20 33 33 20 32 30 20 33 33 20 33 38پیدا و دانلود کردن فایل صوتیاحتمالا خیلی ها مشکل دانلود کردن فایل صوتی رو داشتن ولی من همون اول دست به کیبورد شده و سورس سایت رو گذاشتم جلوم و دنبال کلمات مرسومی مثل audio و یا لینک که به پسوند .wav ختم میشه گشتم اینا:این لینک رو زدم و بله فایل صوتی دانلود شد به همین آسونی.ولی داستان اینجا تموم نمیشه قسمت سخت تر ماجرا تازه شروع شده.دیکد فایل صوتی که جدول دیکد نداره!صدا ها رو یک بار شنیدم و مقایسه کردم و متوجه شدم که فایل صوتی دومی که داریم روش کار میکنیم گاهی انگار حالت قطع شدگی پیدا میکنه که خب کمکی به کارمون نمیکنه فقط میدونم که فرکانس یا یهو افت میکنه (مثلا ۰ یا ۱۵ یا ۱۰۰ هرتز).سخت ترین قسمت ماجرا همینجاست، باید اول فرکانس های موجود در صدا رو استخراج می‌کردم و دقیقا ۱۶ تا فرکانس متمایز پیدا کردم که به نظر منطقی میومد ولی فرکانس ها رو داریم کاراکتر های هگزادسیمال رو نداریم.انگار قفل داریم ولی کلید رو نداریم!حالا من اومدم یه کاری کردم و خواستم فایل صوتی رو آنالیز بکنم و اینم خروجی موارد هست :۱۶ تا پیک فرکانس داریم که میگه دقیقا داریم جای درستی میریم و انکدینگ با هگزادسیمال انجام شدهحالا قسمت سخت تر ماجرا که گفتم این هست که باید ببینم هر کدوم از فرکانس ها مربوط به کدوم کاراکتر هگزا دسیمال هست، احساس میکردم با استفاده از نقشه پایین (تنظیمات رو عوض کردم تا به صورت نقطه دیده بشه) بشه یه کاریش کرد ولی فقط وقتم رو هدر دادم این پایینیه نقشه خام هست و یکی پایین تر دست نویس منه که درحال تلاش برای ربط دادن بودم که خب شکست خورد.نقشه خامفلش ها مربوط به کاراکتر های هگزادسیمال هستولی بازم چیزی به دست نیاوردم و فقط خودم رو خسته کردم.فهرستی از فرکانس های موجود در فایل صوتی۱۶ تا فرکانس منحصر به فرد داریم که با کدی که به کمک copilot نوشتم تونستم همشون رو استخراج بکنم و مقادیر با نقشه هایی که قبلا نشونتون دادم همخوانی داشت.مقادیر فرکانس بر حسب هرتز هستن.frequencies list: [100.0, 300.0, 500.0, 700.0, 900.0, 1100.0, 1300.0, 1500.0, 1700.0, 1900.0, 2100.0, 2300.0, 2500.0, 2700.0, 2900.0, 3100.0]جمع بندی و اعلام پرچم سفیدآقا سعی کردم پست رو تاجایی که میتونم خلاصه نگه دارم چونکه واقعا خسته شدم باورتون شاید نشه ولی انواع و اقسام سایت های متفاوت برای به دست آوردن دقیق ترین لیست فرکانس ها امتحان کردم که خب بنظر کد پایتون خودم از همه بهتر عمل کرد 🗿 (*زرشک)تشکر و قدردانیاز احسان شهبازی هم بابت این کار فان تشکر میکنم کارش جالب بود خیلی جالب.از شما بینندگان گرامی هم کمال تقدیر و تشکر رو دارم که همراهی کردین.و اما موضوع کامنت هاتعداد کثیری کامنت دریافت کردم که پس از تجدید قوا به اون ها پاسخ میدم صبور باشیدارادتمند : LastChemist OUT</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 17 Sep 2024 15:43:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رمز گشایی از پست های اسرار آمیز «احسان شهبازی»</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%B1%D9%85%D8%B2-%DA%AF%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%85%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%87%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-h5sharogrnkn</link>
                <description>خب آقا سلام.اصلا قرار نبود به این زودی برگردم ویرگول و دست از پا دراز تر پست بنویسم!ولی خب چه میشه کرد گاها یه سری سیگنال های قلقلک دهنده ای هستن که من رو وادار به این کار میکنن.حالا این کاری که دارم میکنم احسان رو ناراحت میکنه یا نه نمیدونم ولی میخوام یه پستی باشه با برداشت آزاد، صرفا من اومدم به زبان قابل فهم این رو بازنویسی کردم.ایشون تا به این لحظه ۲ تا پست منتشر کردن که من دو تا پست رو دیکد کردم و اگر پست جدید تری باشه این پست آپدیت میشه (در قالب پست جدید) پس اگر میخواین اولین نفری باشین که آپدیت رو میخونه میتونید پیج ویرگول من رو فالو بکنین، البته این فالوور گیری اینستاگرامی یا یوتیوبی نیست، صرفا برای در جریان موندن شماست همین :)) بعدا میتونین آنفالو بکنین 😎مینی آپدیت ۱ : آقا الان متوجه شدم که شاید هدف احسان از این کار منم! بهش قبلا گفته بودم ایستراگ موج میزنه توی پستات و فکر کنم نشسته چند روزی روی سناریو فکر کرده واگعن باید بگم اگر هدفت این بوده دوست نادیده خودمی❤️❤️ دمت گرررممممم.پست شماره ۱ : پستی که فقط ۰ و ۱ هستیه چند روز پیش آقای شهبازی که از بروبچ خفن ویرگول هستن، یه پست با عنوان و متن عملا نامفهوم منتشر کردن که واکنش های بسیاری رو در بر داشت که داش حالت خوبه؟ و اینا و در نگاه اول کلا شما ۰ و ۱ میدیدن ولی اگر شما یکی از ۱۰ نفر باشین که باینری میفهمه میفهمید که این پست کاملا در مبنای ۲ (باینری) نوشته شده. حالا اینکه چطوری کار میکنه قرار نیست اینجا بپردازیم صرفا میخوایم ترجمه‌ش کنیم.با کمک گیری از توانایی های دوران دبستان! یعنی شمارش فهیمدم که در دسته بندی های ۸ تایی نوشته شده (۸ بیت = ۱ بایت) ینی هر دسته یک بایت دیتا هست، عکس زیر رو ببینید.یه تیکه از پست ایشونحالا اینم اضافه کنم که کامپیوتر ها یا کلا ماشین ها به این زبان صحبت میکنن برای همین هم اسمش هست کد ماشین! (پایین ترین سطحی (=غیرقابل فهم ترین برای انسان ولی قابل فهم ترین برای ماشین) که میشه به ماشین برنامه داد)چطور ترجمش بکنیم؟برای اینکه این فرمت (باینری) رو به فرمت متن تبدیل کنیم از یه ابزار آنلاین (Rapid Tables) استفاده میکنم (اینم لینک)، اما ترجمه رو صرفا به متنی که در عکس پست قرار گرفته بسنده میکنم.اما از اونجایی که این پست محتوای شخصی داره و من به خودم اجازه نشر ترجمه‌ش رو نمیدم و اگر میخواین خودتون باید برید و بقیه رو ترجمه بکنین.پست شماره ۲ : بقیه اعداد و حروف هم اضافه میشنهمین امروز ایشون یه پست دیگه منتشر کردن که دقیقا ۴۱ دقیقه بعد از انتشار پستشون من اون رو دیدم ولی ترجمه و پیدا کردن فلگ (= محتوای مورد نظر) به این آسونی ها نیست ولی جای نگرانی نیست! من  فلگ رو پیدا کردم بیاین قدم به قدم ببینم چی داریم.برای ادامه از ابزار آنلاین Rapid Tables که گفتم استفاده میکنم.نگاه کلی به ساختار پستاول از همه میبینم که برخلاف پست قبلی ایشون که فقط ۰ و ۱ بود اینبار اعداد دیگه به علاوه حروف بزرگ انگلیسی میبینیم که بله کاشف به عمل اومد که این پست در مبنای هگزادسیمال (شانزده شانزدهی) نوشته شده.ولی خودمونیما، حتی اگر متوجه نشین که به صورت هگزادسیمال نوشته شده با دقت در تگ های پست به تگ hexadecimal برخورد میکنین دیگه راهنمایی بهتر از این ؟؟؟؟در اول پست یه  فایل صوتی ضمیمه شده که صدای کاملا نامفهوم داره (=گوش خراش!) ولی برای من یه معنی داره، اینکه یه چیزی داخل این فایل صوتی مخفی هست. برای اینکه بفهمم این فایل صوتی چی هست و چرا اینجا هست باید محتوای پست رو decode بکنم.در ادامه یه متن به زبان آدمیزاد نوشته شده که این فایل رو دانلود بکن :‌ msg1.wavاین رو دانلود میکنم دستم باشه.یه اسکرین شات از پستعنوان پستبا decode کردن عنوان پست به متن زیر میرسیم:The soul is alive = روح (من) زنده هستخب از عنوان پست چیزی دست گیرم نمیشه میریم سراغ متنی که زیر عکس پست نوشته شده.عکس پستبه معنی : دیدن چهارتایی هست که البته چیز خاصی باز دستگیرم نمیشه.یکم سرچ کردم که دیدم این عکس رو از این لینک برداشته.  https://esahubble.org/images/potw1204a حالا ادامه میدیم و میرسیم به متن پستبالاخره شروع ماجرا، متن پستاین رو دیگه اسکرین شاتش رو نمیذارم خیلی طولانیه به جاش کپی پیست کردم.اگر معنیش رو نمیدونین در ادامه میگم، واقعا یه سری چیزای پشم ریزونی توی این پست نوشته شده.Few people get access to the message that is hidden in the sound. Decode the sound with the code below link and access the message.https://pastebin.pl/view/d7109f2dNow, use the code that you can find from the link, decode the sound file of the post and receive the hexadecimal of the message. After the link below, convert it to text. (Character encoding select UTF-8)https://www.rapidtables.com/convert/number/hex-to-ascii.htmlI will wait a few days. If someone could not decode the audio file, I will do it myself. Sorry if I didn&#x27;t answer the comment. Because I am not online. Posts are published automatically.Post writing date: 2024-15-8فقط عده کمی از افراد قادر هستن که پیامی که داخل فایل صوتی مخفی شده رو دریافت بکنن. این فایل صوتی رو با کدی که در لینک زیر گذاشته شده decode بکنین تا متن پیام رو به دست بیارین.کامنت ۱: الان من یه چیزی دست گیرم شده و دقیقا همون چیزی هست که فکرش رو میکردم باید یه برنامه داشته باشیم که محتوای فایل صوتی رو که به احتمال خیلی قوی بازم هگزادسیمال هست رو به زبان قابل فهم دیکد بکنهحالا از لینک زیر برای دیکد کردن متنی که از فایل صوتی به دست آوردین استفاده کنین (منظورش همین سایت Rapid Tables هست)من یه چند روزی قراره منتظر بمونم، اگر کسی نتونست فایل صوتی رو دیکد بکنه خودم این کار رو میکنم (منظورش این هست که پست رو منتشر میکنه). ازتون عذر میخوام که کامنت ها رو پاسخ نمیدم، چونکه الان من آنلاین نیستم، پست های اخیر به صورت خودکار ارسال شدن.کامنت ۲:داش خودتو اذیت نکن من اولین نفری بودم که دیکدش کردم (نوبل من رو رد کن بیاد😂)تاریخ نوشتن پست : ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۴نکته پشم ریزون ماجرا - بمب منطقی؟؟؟این دوتا پست اخیری که ایشون ارسال کردن در اصل به صورت اتوماتیک توسط کامپیوتر خودشون ارسال شدن، به این صورت که پست ها رو قبلا نوشتن و با یه زمان بندی مشخص پست ها توسط ربات نرم افزاری که ایجاد کردن، ارسال شدن.حالا یه سوالی پیش میاد، پست های بیشتری در راهه؟؟ و اینکه این یه بمب منطقی هست؟؟ (ویکی‌پدیا: بمب منطقی)خب بریم ببینیم از محتوای داده شده چی گیرمون میاداگر یادتون باشه یه لینک بهمون داده بود (https://pastebin.pl/view/d7109f2d)، میرم به این لینک تا ببینم چی توش هست.و بله! این کد ۳ ساعت پیش و به زبان پایتون توسط احسان منتشر شده.یه نکته ریزی هم هست اینکه ۸ نفر این رو دیدن (ینی ویرگولی های دیگه قبلا دیدنش و به این مرحله رسیدن؟؟؟)چیزی که دست گیرم میشه یه کد به زبان پایتون نوشته شده و همون دیکدری هست که باید فایل صوتی رو بهش بدم تا پیام مخفی رو به دست بیارم.برای همین vs code رو باز میکنم و کل کد رو کپی و بعد پیست (*خنده) میکنم.و خب عمدا (شایدم اینطوری نیست؟!) یه سری قسمت از کد ناقص نوشته شده تا به این آسونی کسی نتونه اجراش بکنه ولی خب من سیریش تر از این حرفام.حالا منم میام قسمت هایی که مارکر کشیدم رو درست میکنم.عکس از کل سورس کد رو میذارم آخر پست تا متن بهم نریزهتوضیح: ۱- قسمتایی که داخل مستطیل قرمز هستن و کنارش تیک خورده مربوط به قسمت هایی هست که درست شدن.۲- فلش قرمز رو به این دلیل کشیدم که در جریان باشین که فایل صوتی که قبلا دانلود کردیم رو اینجا کنار کد دارم.۳ - بعد از اجرای کد یه فایل به اسم final.txt به دست میاد که حاوی متن مخفی شده در فایل صوتی هست که در مبنای هگزا دسیمال نوشته شده.فایل دیکد شده خروجی کد به این شکل هست:42 65 20 63 61 72 65 66 75 6C 20 77 68 61 74 20 70 68 6F 74 6F 20 79 6F 75 20 75 70 6C 6F 61 64 20 74 6F 20 79 6F 75 72 20 70 72 6F 66 69 6C 65 20 69 6E 20 76 69 72 67 6F 6F 6C 2E 20 54 68 65 73 65 20 70 68 6F 74 6F 73 20 72 65 6D 61 69 6E 20 6F 6E 20 74 68 65 20 73 65 72 76 65 72 20 65 76 65 6E 20 77 68 65 6E 20 79 6F 75 20 64 65 6C 65 74 65 20 74 68 65 6D 2E 20 54 68 65 20 70 6F 73 74 73 20 74 68 61 74 20 49 20 75 70 6C 6F 61 64 65 64 20 77 69 6C 6C 20 62 65 20 67 72 61 64 75 61 6C 6C 79 20 63 6F 6E 76 65 72 74 65 64 20 69 6E 74 6F 20 68 65 78 61 64 65 63 69 6D 61 6C 20 63 6F 64 65 20 73 6F 20 74 68 61 74 20 6F 6E 6C 79 20 73 70 65 63 69 66 69 63 20 63 6F 6E 74 61 63 74 73 20 63 61 6E 20 61 63 63 65 73 73 20 74 68 65 6D 2E 20 44 6F 6E 27 74 20 62 65 20 70 75 73 68 65 64 20 61 72 6F 75 6E 64 20 62 79 20 74 68 65 20 66 65 61 72 73 20 69 6E 20 79 6F 75 72 20 6D 69 6E 64 2E 20 42 65 20 6C 65 64 20 62 79 20 74 68 65 20 64 72 65 61 6D 73 20 69 6E 20 79 6F 75 72 20 68 65 61 72 74 2Eقدم آخر و تامام معما حل شدالان مونده فقط این رو بدم به Rapid Tables تا به پیام نهایی پی ببریم:Be careful what photo you upload to your profile in virgool. These photos remain on the server even when you delete them. The posts that I uploaded will be gradually converted into hexadecimal code so that only specific contacts can access them. Don&#x27;t be pushed around by the fears in your mind. Be led by the dreams in your heart.حالا چونکه حوصله ترجمه ندارم زحمتش رو میدم به گوگل ترنسلیت:مراقب باشید چه عکسی را در پروفایل خود در virgool آپلود می کنید. این عکس ها حتی زمانی که آنها را حذف می کنید روی سرور باقی می مانند. پست هایی که من آپلود کردم به تدریج به کد هگزادسیمال تبدیل می شوند تا فقط مخاطبین خاصی بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند. ترس های موجود در ذهن خود را تحت فشار قرار ندهید. با رویاهای قلب خود هدایت شوید.انصافا یکی از جالب ترین و البته متفاوت ترین پست ویرگولی بود که دیدم. دمت گرم احسان واگعن دمت گرررممممم (*بزن قدش)پی نوشت جاتپ ن ۱ : آقا من یه تعداد کثیری کامنت دریافت کردم روی پست های قبلیم و هنوزم که هنوزه پاسخ ندادم به این خاطر هست که واقعا یکم نیاز به استراحت داشتم و دارم و هنوز کامنت نویسی من کامل برنگشته :)پ ن ۲ : از بقیه یه گلایه ای هم بکنم که دست به سرچشون افتضاحه به جای اینکه بیاین بپرین به سر و کله دیگران یه سرچ بکنین شاید یه چیزی دست گیرتون بشه بابا 🗿پ ن ۳ : خب آقا مرسی که تا اینجا همراهم بودین:))پ ن ۴ :‌ اگر پست جدیدی از این قبیل منتشر بکنن توی پست جدید تحلیلش میکنم پس اگر میخواین باخبر بشید پیج من رو فالو کنید (فالوور گیری اینستاگرامی نیست) بعدا میتونید آنفالو بکنین :))ارادتمند همتون : LastChemist OUTچنل تلگرام من : ( ﾉ ﾟｰﾟ)ﾉ @MyDifferentNameChannel ＼(ﾟｰﾟ＼)</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Mon, 16 Sep 2024 15:47:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دوبار جوشوندن آب خطرناکه؟؟ | از فانتزی تا واقعیت</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D8%A8-%D8%AE%D8%B7%D8%B1%D9%86%D8%A7%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-z0ebo9hyfkqw</link>
                <description>خب آقا سلام.آقا این مثال واتا، تبلیغ نیست!!!! صرفا برای مزاح هست با تشکر (*خنده)یکی از سوالاتی که خیلی از من پرسیده میشه این هست که آیا جوشوندن دوباره و حتی چند باره آب واقعا خطرناک هست؟ اینجا قراره به زبان ساده و خلاصه ببینیم که آیا واقعا چقدر صحت داره؟؟خب توی شبکه های اجتماعی این باور باب هست که جوشوندن دوباره و چندباره آب بشدت خطرناکه و ممکنه باعث سرطان بشه ولی قبل از اینکه پنیک بشیم و دیگه کلا همه چی رو بذاریم کنار و پریشان بشیم باید ببینیم که چیزی که جلوی ما هست دقیقا چی هست.اول اینکه با چی سر و کار داریم؟ - تعریف آب معدنی۱۲ عدد از سلطان واتا 😂اول از همه بیاین یه بار برای همیشه قبول و قرارداد بکنیم که همه چیز از مواد شیمیایی ساخته شده، آب و خاک و غذا و حتی بدن شما.آب خالص یه ماده شیمیایی هست با فرمول شیمیایی H2O. آبی که ما مصرف میکنیم آب خالص نیست، چونکه آب خالص الکترولیت های مورد نیاز بدن ما رو تامین نمیکنه. الکترولیت ها به یون های محلول در آب اطلاق میشه. حالا یون های مرسوم در آب آشامیدنی مثل یون های سدیم، پتاسیم، کلسیم، منیزیم، نیترات، نیتریت و غیره هست.به آبی که حاوی مواد معدنی یا به عبارتی الکترولیت های رایج هست اصطلاحا میگن آب معدنی.توجه داشته باشین که آب خالص آشامیدنی (شرب) نیست و مصرف در دراز مدت میتونه مشکل ساز باشه بخاطر اینکه الکترولیت های مورد نیاز بدن شما رو تأمین نمیتونه بکنه نه به این دلیل که سمی هست.وقتی آب رو میجوشونیم چه اتفاقی میفتهبذارین با یه مثال بگم:فرض بکنین که دارین ۳ قاشق نمک رو توی یه لیوان آب حل میکنید، حالا این یه لیوان آب رو میارین میریزید داخل یه قابلمه و بعدش حرارتش میدین (مثلا با اجاق گاز)، آروم آروم و به تدریج که آب میجوشه محلول شما غلیظ و غلیظ تر (در این مثال شور و شور تر) میشه و در نهایت بعد از خشک شدن محلول براتون همون ۳ قاشق نمکی که از قبل حل کرده بودین باقی میمونه. به عبارت بهتر شما با جوشوندن آب، غلظت مواد محلول در اون رو افزایش میدین.در نظر داشته باشین که ما آب معدنی و لوله کشی رو داریم بحث میکنیم و آب خالص، صرفا آب خالصه! و چیزی توش حل نشده که بخواد با جوشیدن غلیظ بشه!جوشوندن آب کی خطرناک میشهاین سوال بستگی به منبع آب شما داره، اینکه آب رو از کجا تهیه میکنین.آیا آب شما لوله کشی هست، آب چشمه هست، آب خروجی از دستگاه تصفیه آب هست یا مثلا آب معدنی واتا!!قبل از اینکه اصلا به فکر جوشوندن آب بیفتین باید از سلامت آب مطمئن بشید بخصوص آب های منابع طبیعی مثل چشمه، رود، نهر و غیره. دلیل اول این هست که ممکنه میکروارگانیسم های خیلی خطرناکی حضور داشته باشن. دلیل دوم این هست که ممکنه آب حاوی مقادیر قابل توجهی از آلاینده های شیمیایی مثل سم های علف کش و یا حتی فلزات سنگین مثل کادمیم، جیوه، سرب و تالیم باشه.جوشوندن آب زمانی خطرناک میشه که شما از ترکیبات موجود در آب خبری ندارین و مطمئن نیستید که مقادیر مجاز از املاح حضور دارن، عملا اگر آب شما آلوده باشه با جوشوندن اون غلظت مواد مضر رو بشدت میبرید بالا، حالا توی آب لوله کشی ممکنه یه سری مواد دیگه مثل آهن و مس و یا حتی سرب هم حل شده باشه شما با جوشوندن آب به مدت طولانی و کاهش حجم آب باعث افزایش غلظت مواد مضر میشین.آب رو بالاخره بجوشونیم یا نهاین سوال کاملا بستگی به شرایط داره. ولی اگر از منابع مطمئن آب خودتون رو تهیه میکنین مثل آب تصفیه شده  مانعی نداره.دوبار جوشاندن یا چند بار جوشاندن؟این یه سوال غیر دقیق هست، شما میتونین یه نمونه آب ناسالم رو تا رد کردن مرز غلظت خطرناک بجوشونید و مصرف بکنید! این سوال اصلا ربطی نداره به اینکه چند بار آب رو بجوشونیم! مهم زمان جوشاندن هست.البته که برای نمونه های ناسالم اصلا توصیه نمیشه که آب رو مصرف بکنین چه برسه به اینکه بخواین برای مثلا دم کردن چای بجوشونیدش!نتیجه گیری - کیکه یا واگعیهعجیبه، هم کیکه هم واگعیه!این تئوری که در فضای مجازی وایرال شده میشه گفت ۵۰-۵۰ کیک و واگعی هست، به این صورت که نه همیشه درسته و نه همیشه غلط، بستگی به شرایط باید عمل بکنید.خلاصه مسئله اینکه قبل از قبول کردن یه چیزی در شبکه های مجازی و اینترنت بیشتر به این فکر بکنین که صحت و سقم قضیه رو افراد متخصص تر چطوری ارزیابی میکنن.در پست بعدی می‌خوام درمورد صحت وجود آرسینک در آب تهران بپردازم پس همراه من باشین :))ارادتمند همتون، Last Chemist OUT</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 21:38:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینجا فقط یه عده رو میشناسم! - لیست رفقای ویرگول :)</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DB%8C%D9%87-%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-tvsfvxoruyjg</link>
                <description>خب آقا سلام.شبکه های عصبی چطور کار میکنن؟ نورون ها : من یه نفر رو میشناسم که اونم یکی دیگه رو میشناسه 😂😂😂۲ قاشق شام‌خوری! مقدماتهمه دارن از رفقاشون مینویسن حالا من این وسط یه موز بردارم و در افق محو بشم نععععععع! این اتفاق نخواهد افتاد (اما همچنان موز را برداشته و در افق خواهم خورد 😂😂😂)، همچنان که دارم یه سیب هم برمیدارم با یه ساندویچ سالاد الویه و کوکاکولا تگری!! کمر همت برای این پست بسته ام.اگر کسی جا افتاده بلافاصله به من بگین تا همزمان با هاراکیری ناقص! اسم ایشان را در لیست بگنجانم، البته که افرادی که اخیرا باهاشون در ارتباط بودم قاعدتن یادم میمونه نه فالوور!اگر کسی خیلی مختصر یا خیلی طولانی شده به معنی کم لطفی و یا تبعیض نیست! دلیلش این هست که بستگی به مقدار ارتباطی و تبادل اطلاعاتی که باهم داشتیم هست و البته ذهن خسته من «اگر یاری بکنه».لیست کاملا رندومه ها !!! کسی به ترتیب نیومده!حالا این رو هم داشته باشین که این پست رو به بهانه پست آفتاب گردون (مجموعه ای از بروبچز) نوشتم! (همون دلیل همیشگی! یکی نوشت من چرا ننویسم؟!)توجهمن توی توصیف کردن بقیه و البته تعریف کردن و تشکر کردن کاملا پیاده نظام که سهله خزنده نظام هستم!توی فیدبک دادن بهتر عمل میکنم تا تعریف کردن :)پدر معنوی ویرگول - دست انداز کبیرکمتر کسی هست که عارف ویرگول، دست انداز کبیر، جلال محسنی رو نشناسه! یکی از افراد خردمند و دردمند جامعه که معتقده انسانیت در هیچ شرایطی نباید نقض بشه. مسلح به یک عدد بچه فیلسوف! و تعداد قابل توجهی کتاب که ماشین های معدن CAT هم از حمل اون عاجز هستن :)پست های ایشون اکثرا عمق خاصی دارن البته برای مخاطبان خاص، هم عام پسند هم خاص پسند نویسن به طوریکه حداقل از چند هزار پستی که منتشر نمودن یکی از آنها با احتمال حدی ۹۹.۹ باب میل شما خواهد بود.فعلا ایشان ترک وطن نموده و در شهرستان تفت مستقرند، پست های اخیرشان در همین موضوع هست.معلم اخلاق مدار - آفتاب گردونشوق معلمی در ایشان میدرخشد ولی جبهه کفر کنکور مانع از تداوم نظر ایشان در زمینه تدریس در این بلاد شده.حساسیت ایشون نسبت به دین قابل توجه هست، مقیم مشهد هستن.امکان نداره یکی پست بنویسه ولی مزین به کامنت های ریز و درشت ایشان نباشه!! از کاربرای دوست داشتنی ویرگول، از حمایتگر هایی که در شرایط بحرانی میتونی به عنوان محرم راز ازشون استفاده بکنی. شخصا در هضم ماجرای بسیار ناگهانی انومین کمک حال من بودن. ممنون مادام (*دست دادن و لبخند)مد ساینتیست! [Mad Scientist] - فرهان(Amber Eye)صدای پادکستر صاف، اهل دیار علم و ادب، شیراز.یکی از افرادی که غرق کامپیوتر هست ایشونه، تحلیل‌گر اعظم، مخالف دگماتیسم و البته یک فرد خفن!ایشون آدم رکی هست و اصلا با کسی تعارف نداره، اگر کسی سس‌شعر بخواد به خورد ملت و بخصوص به خودش بده به ۷ روش آکادمیک بطلان حرف طرف مقابل را ادا نموده و ایشان را در افق محو خواهد کرد.هشدار برای کبرا ۱۱: اگر به یه علاقه مشترکی درمورد یه موضوع برسین فرار بر قرار ارجح هست!ممکنه بحث تا جایی جذاب بشه که هردو طرف به اسکلت تبدیل بشین!میزان نسبی ریسک مرگ بر اثر بحث زیاد طبق تحقیقات فراوان به شرح زیر است:سکوت &lt;&lt; چت &lt; تماس صوتی &lt;&lt; تماس تصویری &lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt;&lt; حضوری!!! (احتمال زندانی شدن تا پایان بحث وجود داره)البته فکر نکنید که فقط ایشون خطرناکن نع! جفت شما اگر به یه مبحث مشترکی برسین جدا کردنتون مثل جدا کردن آهنربای نئودمیوم از توی دستگاه MRI‌ هست 😂😂😂خلاصه اینکه این داش ما سی پلاس پلاس و غیره و غیره! کار میکنه، ایده های بامزه ای داره و سرش درد میکنه برای مسائل سخت. مثل مسئله حداقل تعداد رنگ های منحصر به فرد لازم برای رنگ کردن نقشه چقدره؟خلاصه اینکه از اون آدماست که اگر کنارتون باشه و بتونین باهم بجوشید، پروژه ای مدنظرتون باشه اگر واقعا بدونه که چی به چیه پیشنهاد های جالبی میده، باهاش اوقات عالی با احتمال کشف نفت در اعماق اقیانوس خروشان علم وجود داره :)بیشتر از ویرگول توی چنل دیلی تلگرام فعاله دوست داشین جوین بشین :)) : @atfarhanwd فیزیک خوان ویرگول - یاسراین داشمون از جوونای ویرگول هست. فیزیک خوانی که عاشق شد! عاشق دیار علم!عشق توصیف ناپذیری نسبت به نجوم داره، از امیدهای المپیاد ایران هست البته اگر در فایت های یک به چند ایشون با مدرسه و مشاور موفق بشه که حتمن و باید بشه.هرکسی یه دارک سایدی داره، ایشون مسلح به پایتون هست مراقب باشین که ایشون رو به آزمایشگاه کامپیوترتون راه ندید 😂😂حاکر آفتابه پرست😂 - احسان شهبازییه دانشجوی غیرساده کامپیوتره و علاقه مند به پیاده روی!!!اخیرا با احسان آشنا شدم و بخاطر اسکریپت های بسیار کاربردی که مینویسه. از مرج کردن چند تا فایل PDF تا تبدیل کتاب های الکترونیکی که قانونی (شایدم نه!) خریده شدن به فرمت PDF برای جابجایی و مطالعه آسان کتاب.پتانسیل های زیادی از این بشر میباره، از کشف حفرات امنیتی سایت های مختلف بگیر تا عشق عجیب ایشان به آفتابه حتی شده پرینتر سه بعدی هم گفته اگر بخرم آفتابه پرینت میگیرم.البته اشتباه نکنید، آفتابه مونث آفتاب هست و از این جهت حاکر آفتابه پرست مونث حاکر آفتاب پرست هست 😂😂😂😂😂😂😂اخیرا هم یه ربات کامنت نویس اختراع کرده که کامنت های واقع گرایانه (با استفاده از موتور turbo gpt) حالا مونده فقط یه ربات rick roll برامون بنویسه و ایسگا بگیره 😂اخیرا هم بنا به پیشنهاد استادش که ناسا رو با HTML هک کرد (من) میخواد بره یه حاک ریز  با وردپرس انجام بده 😂 بهش بگید Nerd - ابوالفضلخب یه دانش آموز ریاضی-فیزیکی هست که پاش دم کنکوره! پسر باحال و با انرژی، گاها جغد شب (بخواب بچه!).یه کانال هم ایشون دارن که اگر مجله یا کتاب خوبی به تورشون خورد بهتون معرفی میکنن :)https://t.me/CallmeNerd1فول تایم کنکور نویس - نازی کنکوریایشون که نیازی به معرفی ندارن! کنکور نویس ترین کنکوری ویرگول میرسه به ایشون!تقریبا تمام پست های ایشون راجع به کنکور و مسیرش هست، از سخنان انگیزشی و گهربار گرفته تا نکات مشاوره ای بسیار مهم که باید رعایت بشن. خب کنکور هم که تموم شد و نازی کنکوری ما تبدیل شد به نازی!روان ترین قلم - روان نویستقریبا میشه گفت که بعد از آفتاب گردون (قبلا حدیث هایزنبرگ بود اسمشون) ایشون دومین نفری هستن که کامنت طومار! و البته بسیار دلگرم کننده برام گذاشتن ولی هعب تا چندی پیش در غیبت به سر میبردن.میخوام بگم که هنوزم اون جمله شما توی ذهنمه : (آینده روشن است! (با صدای بانک آینده)).از نویسنده های به نام ویرگول و البته یک روان نویس بسیار خوش نویس :)بیشتر برامون بنویس :))نیوفولدر! (New Folder) - تارا دختری در مدرسهتا دوهفته پیش ایشون تقریبا یه نیوفولدر محسوب میشدن و به طرز اتفاقی باهاشون آشنا شدم! احساس غریبی میکرد که با یک حرکت شگفت بنده! و انتشار پست در انتشارات پراکنده جات ایشان را محبوب نموده و از غربت رها کردم!ایشون هم مثل داش ابوالفضل ما دارن برای کنکور میخونن (حالا سال کنکوریه یا نه نم دونم!).کله ایشون بسیار کار میکنه! طوری که تاحالا ندیدم کسی در مورد قطبیت کربوکسیلیک اسید ها ازم یا از دبیر های شیمی بپرسه!!مایه دلگرمی پست های علمی من - mahooهرکسی یه مخاطب خاص داره، مخاطب خاص پست های علمی منم تقریبا میشه گفت ایشون هست :) دقت نظر و البته بازخورد های مثبت واگعی و نه کیک ایشون به معنی واگعی کلمه برام مایه دلگرمی هست و باعث میشه که بیشتر بنویسم (حداقل یکی میخونه :) )کم پیدا ولی...  - پیشگوی معبددلفییه کنکوری دیگه! خسته از امتحانات نهایی و احتمالا به این دلیل آفلاینه که در حال مطالعه هست. خلاصه اینکه اخیرا کم پیدا شدن و ما به این مهم احترام میگذاریم :)در حال ریکاوری - ghostاین دوست ما درحال ریکاوری هست، بعد از پیشگو ساکت ترین فردی هست که میشناسم شایدم میاد سین میکنه و میره نم دونم ولی میدونم که مثل آتش زیر خاکستر منتظر فرصت مناسبه تا به انبار باروت برسه و ما رو خوشحال کنه ❤️🫡🫡خب من یه آپدیتی اعلام بنمایم به نظر میرسه که من اشتباهی متوجه شدم (نتونستم پیدا کنم دلیلی بر نبود ایشان نیست!!!) ایشان حی و حاضر در ویرگول حضور دارن :))شیخ الشیوخ! - پروکسیمااسم پروکسیما به اندازه کافی بیانگر ایشون بود برای خالی نبودن عریضه روی به طنز آورده و شیخ الشیوخ را به شوالیه کبیر! پروکسیما اعطا میشوددانشجوی مهندسی شیمی از دیار مشهد، از اون آدمای حال خوب کنی که اگر یه تاپیک مشترک پیدا بکنی تا مدت ها میتونی روش بحث بکنی البته بحث های متسلسل و بیهوده نه، چیزایی که واگعن به درد بخور باشن: )شرلوک د پروفشنال!!! - علیرضااسم ترکیبی از شرلوک هولمز و لئون د پروفشنال هست (*لبخند)مگه میشه صحبت از نویسنده های خوش قلم ویرگول بشه ولی پالتو مشکی ما از قلم بیفته؟ به جرئت میتونم بگم که یکی از قلم های واقع گرایانه رو ایشون دارن، اغراق نمیکنن و حقیقت رو بیان میکنن. داستان سرایی هم که کلا رودست نداره. فقط کافیست یکبار امتحان کنید.یکم خسته هست و از ویرگول فاصله گرفته ولی میدونم که مَرد، حداقل یکی اینجا منتظرته :)باورتون بشه یا اولین جرقه توصیفموجی با کامنت ایشون شکل گرفت که حاوی یه عبارت بود :‌ *لبخند....... - حسین | Righteous جای خالی را با کلمات مناسب پر کنید 🫡شطرنج باز حرفه ای در موقعیت های حساس،‌ از فرار در دوران مهد کودک تا کیش و مات کردن کل کارکنان ادایی شرکت  😂همزمان که هوافضا میخوند دوباره کنکور خواست بده ولی نگو که اومده مارو تشویق بکنه 😂 بعدش یه موز برداشت و از جمع خارج شد 😂😂😂😂😂مظنون خطرناک و مسلح میباشد 😂خوش قلب و مهربون - دختر مهتابارادت خاصی به ایشون دارم، از آدم هایی هست که دوستانش میتونن در شرایط سخت بهشون متکی باشین و بدون منت همراهتون باشن. پر از حس خوب و مثبت، به حدی که چالش راه انداختن و به پست های برگزیده جوایز ارزنده اعطا شد واقعا کمتر کسی پیدا میشه که برای تزریق حال خوب از این کارا بکنه.پیاده شدن و تعظیم لشکر به پاس احترام به ایشان (*ادای احترام)مارینا - دخترجنوباز اون آدم هایی که هیچ allies ای بهش نمیخوره، مارینا بهترینه براش :)واقعا از جالب ترین انسان هایی که دیدم هست، نه به این خاطر که پست هام رو لایک میکنه نه!مثل mahoo وقتی یه چیز جالب میبینه برق در چشمانش دیده میشه. واقعا میشه روی این دونفر حساب کرد :)) علم خوان مورخ! - ساحل مرتضویعلم خوان مورخ، با اختلاف مسلسلی ترین پست نویسی هست که تا بحال دیدم باور نمیکنین یه سر به پروفایلشون بزنین، استعداد خوبی در داستان‌گویی دارن البته نه قصه. داستان علم :)اخیرا هم تصمیم به عملی کردن طرح داستانسرایی علم کردن اگر خوشتون اومد حامی ایشون باشین :)با تمام سرعت رو به رشد! - یلدای یلدانیزهو at last but not least، یلدا رو داریم، دختر رو به رشد و با انرژی که برای کمک به رفقاش کم نمیذاره :)در تمنای خود درون هست امیدوارم که بهش برسی مادام :))آپدیت:گفته بودم ممکنه یه عده به طرز خجالت آوری (برای من) از قلم بیفتن و اگر اسم شما در لیست زیر هست بزنین به حساب چرخ روزگار که داره کج میچرخه و حتی شام دیشب هم یادم نیست 😂کنکوری ای با ذهن متاکنکور! - Expansionاین یوزر دوست داشتنی که میبینید با یه کنکوری ساده فرق داره، خارج از کنکوری هم بهش بگی قشنگ متوجه میشه و نمیزنه تو ذوقت بلکه خودشم ذوق میکنه که اورکا اورکا!!!! (یافتم یافتم!).خلاصه مسئله اینکه دانش آموز مستعدی هست. به پیر به پیغمبر من بهتر از این نمیتونم تعریف کنم 😂خلاصه که خوانندگان عزیز اینطوری دیگه، اگر کسی ناراضی بود، اسم کسی نبود و اینا توی کامنت ها بهم بگین چونکه دیگه اصلا ذهنم ساپورت نمی‌نماید!ارادتمند همتون :‌ LastChemist OUT </description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2024 13:51:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دانلود چیزی که برای دانلود کردن نیست!!! - روایتی بر دانلود نه چندان حرفه ای از سایت اینشات</title>
                <link>https://virgool.io/@alishimist/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%86%D9%87-%DA%86%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B4%D8%A7%D8%AA-dwxdwdadsnrr</link>
                <description>خب آقا سلام.اخیرا با یه نفر توی ویرگول آشنا شدم که داشت نون و ماستش رو میخورد😂 به اسم احسان (لینک). این بشر کامپیوتر میخونه و به طبع کارای خفنی که حداقل بشه ازش استفاده فان کرد رو از خودش و ما دریغ نمیکنه.حالا من نوعی! چند تا از پست های ایشون رو خوندم و گفتم که خب چرا من یکی دست به کار نشم؟ قبلا یه حرکتی زدم (البته نه به این خفنی) ولی پستش نکردم. الان دیگه وقتشه که پستش کنم!اگر ایشون رو نمیشناسین یه نفر تو مایه های پارسا اینجاس هست (داش دلم برات تنگه کجایی!)جرقه پست جاری از این پست رفیقمون (لینک) گرفته شده.پیش نوشتحالا هی بگین نمیشه با HTML ناسا رو هک کرد😂😂😂😂مقدمات!اینشات رو کمتر کسی هست که ادیت زده باشه ولی نشناسه! منم خواستم ببینم که واسه PC میشه دانلود کرد یا نه که پاسخ یه نه بزرگ بود! همینطوری سایت رو بالا پایین میکردم و از طراحی لذت میبردم که ناگهان یه مینی کتابخونه از موسیقی های نامرتبط بهم برخورد کردم. یکی یکی preview رو شنیدم و بله از یکیش خوشم اومد. ولی نمیشد دانلودش کرد. از اونجایی که من آدمی نیستم که برم ریکوردر باز کنم و موسیقی رو ضبط و بعدش صدا رو استخراج و فلان و فلان دست به دامان قابلیت inspect مرورگرم شدم.قابلیت inspect بهتون اجازه میده که سورس کد صفحه ای که توش هستین رو ببینید و بفهمید که فلان بخش چطوری نوشته شده.شانس بیاریم این رو گیر ندن بهش😂بریم تو کارش!اول از همه Ctrl + Shift+ C رو می‌گیرم و کنسول باز میشه. خب حالا باید بگردیم دنبال تگ audioتوی HTML دیتا های صوتی رو با تگ audio مشخص میکنن به همین صورت ویدئو هارو هم با video. حالا قسمت سمت راست که هایلایت شده یه تگ مخزن (container) داریم که با div مشخص میشه که حاوی المان های مربوطه هست، مثل تامبنیل موسیقی و لیبیل و در نهایت خود موسیقی.همون اول کاری یه url مربوط به تامبنیل رو مبینیم که بله نشان از نزدیک شدنمون هست.چیزی که اینجا دستگیرم شده این هست که سایت رو مثل یه ساندویچ درست کردن شایدم مثل لگو! (من طراح سایت نیستم شاید واقعا همینطوریه!)یخورده پایین تر اسکرول میکنم که حداقل یه چیز audio دار ببینم که تاداا، تگ مورد نظر رو پیداکردم و خیلی سرراست url هم تو مشته!حالا یه مشکلی که هست اینه که نمیشه همین url رو کپی پیست کرد و بعدش دانلود، این یه آدرس نسبی هست و نیاز به یه آدرس کامل (مطلق) داریم که البته با hover کردن روی لینک، یه لینک کامل برامون سبز میشه!https://www.inshot.com/audio/01_Wander_Ikson.mp3به همین سادگی و خوشمزگی! میزنم و دانلود میشه تامام!به طرز مشابه میشه بقیه رو هم دانلود کرد :)خب اینم از این ارادتمند: LastChemist OUTسایر پست ها : دسته بندی شده (لینک) https://virgool.io/@alishimist/lists چنل تلگرام : ( ﾉ ﾟｰﾟ)ﾉ @MyDifferentNameChannel ＼(ﾟｰﾟ＼)</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Fri, 30 Aug 2024 13:08:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>[پراکنده نویسی ۷] - نقطه عطف نزدیکه</title>
                <link>https://virgool.io/parakandehjat/%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DB%B7-%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87-%D8%B9%D8%B7%D9%81-%D9%86%D8%B2%D8%AF%DB%8C%DA%A9%D9%87-jfmdwfzacc0u</link>
                <description>خب آقا سلام. هفتمین پست از سری پراکنده نویسی با فاصله ۶ ماه از ششمین پست از همین تاپیک بالاخره در مقابل دیدگان شماست :) انتظارا به سر رسید و یکی از پراکنده نویس های ویرگول آماده پراکندن مطالب پراکنده هست.کنکوریوماز ۶ ماه پیش تا به الان خیلی اتفاقا افتاده، بالا پایین انقدر زیاد بوده که حتی یادم نیست شام دیشب چی بود!کش و قوس های فراوان بین نا(سازمان سنجش و آموزش و پرورش) (این نا بیرون از پرانتز فاکتور گیری شده برای استفاده داخل پرانتز ضرب بشه (ایده از تارا، دختری در مدرسه)) باعث شده که نه تنها من بلکه خیلی از دانش آموزای مستعد دیگه وارد دانشگاه نشده پیر بشن شاید فقط منم که این وسط دارم به میانسالی ذهنی میرسم. خسته شدم. از دویدن دنبال هدف، هدفی که سرعت نسبیش نسبت به من صفره. هردو به مثابه جسمی ساکن هستیم. گلوله ای هم در خشاب نمانده که شلیک کنم.وضعیت کنکور هم که اصلا قابل تعریف کردن نیست، کسانیکه رشته های به اصطلاح تاپ براشون رزرو هست خب نوشجونشون من صحبتی ندارم. اصلا به طرز احمقانه ای ما بازیچه یکسری شکم گنده شدیم. به سختی دارم تایپ میکنم. پشت چهره خندون من حالات بسیار متغیری نهفته هست.ادامه نوشتن از این قسمت به بعد (پس از ۴ روز)خستم از دست نامنطقیوننمیدونم یکی که سنش بالاست احساس میکنه که حرفش به طور حتم سنده یا کسی که یه جلد کتاب رو اونم احتمالا تا فصل دومش خونده میاد میشه متخصص و صاحب نظر اون حوضه که هیچ، زین پس هیچ کسی قادر به آزمایش کشیدن نظریات ایشان نیست چونکه کاملا مقاومت میکنن، افراد خارج از گود هم که بماند. کلا تعطیل هستن در این زمینه.با منطق باهام صحبت کنین و البته اگر تحمل نقد شدن رو ندارین لطفا اعصاب من رو بهم نریزیدنمیدونم این رو که دارم مینویسم اصن کسی قراره گوش بکنه یا نه! چونکه بیشتر شبیه به دفترچه خاطرات من هست که هرگز مخاطب اصلیش اونو نخواهد خوند.اگر صحبتی ادعایی چیزی میکنین اول اینکه اگر علم بهش داشته باشم تا جایی که مغز گرانقدرم ساپورت میکنه قراره بحث بکنم ولی اینکه بخواین چیزای دگم به خورد من بدین یا به عبارتی من رو دگماتیست شناختین سخت در اشتباه هستید. شاید سکوت بکنم و حرف شما رو تایید بکنم ولی این دلیل بر پذیرش صحبت شما نیست، کتمان حقیقت ناقض وجود حقیقت نیست.یه مثال میزنم، الان داشتم با جناب ح (قرابت نسبی دارن با من) صحبت میکردم که آقا تیغ اصلاح رو نذار حموم زنگ میزنه و کلا استفاده ازش ریسک سلامتی داره به علاوه اینکه کیفیت تیغ هم به چخ میره. حالا ایشون چه فرمودن؟تیغ مگه توی ۳ روز زنگ میزنه؟و منی که همینطوری موندم که چی بگم. گفتم که تیغ توی محیط های نمکی خیلی سریع تر از چیزی که فکر بکنی زنگ میزنه و از من اصرار (نکردم البته) و از ایشون انکار بسیار که حداقل ۱ ماه زمان لازمه :/ پس با این حساب هرچی شیمی خوندم عملا کشکه که هیچ، شواهد دنیای واقعی هم که اشتباه هستن.سکوت سکوت یه ابزار خیلی قدرتمندی هست برای من ولی استفادش بسیار سخته. باید مراقب باشی که کی ازش استفاده میکنی خیلی راحت یه بحث مسخره میتونه یه سوء تفاهم خونین ایجاد بکنه.مسیر سبز تکراری = لوپ جهنمیخب برای سلامتی خودمم که شده مجبورم که پیشنهاد خانم الف رو قبول بکنم (همچنان با قرابت نسبی) و مسیر تقریبا ۷ کیلومتری شورابیل رو یک روز درمیان باهاش طی بکنم و واقعا دیگه داره تبدیل به یه روند کسل کننده جهنمی میشه. مسیری که هیچ جذابیتی برام نداره و باید یه سری حرف های کاملا تکراری درمورد وضعیت جامعه رو بشنوم. آقا منم توی این کشور لعنتی زندگی میکنم دیگه چی رو داری تو حلق مغزم فرو میکنی. خفم کردی باو.یکی که لباس جلف میپوشه این من نیستم که براش غصه بخورم، شما دغدغه‌ات این هست من رو قاطی این ماجرا نکن به اندازه کافی مهمل میشنوم...نقطه عطف نزدیکهاین تعویق در زمان انتخاب رشته و البته اعلام نتایج داره به نفع من تموم میشه. اگر واقعا تا آبان ماه شروع کلاس ها رو شاهد نباشیم میتونم یکسری از پروژه هایی که معلق موندن رو تکمیل بکنم.آخرین نقطه عطف من در زمان کنکور بود که یه نقطه عطف جدید تر در نزدیکی میبینم یه کامبک طوفانی، بازگشت به دوران المپیاد و فراتر از آن.حالا یه احتمال صرفا محتمل هست اونم فرو رفتن این میکرو وبلاگ در دوران خفتگی هست، اگر اینطوری باشه به زودی برمیگردم :)آخرین فعالیت های من توی کانال تلگرام من هست (یه چنل نیمه دیلی ولی بیشتر علمی) : @MyDifferentNameChannelارداتمند، Last Chemist, OUT</description>
                <category>Last Chemist</category>
                <author>Last Chemist</author>
                <pubDate>Mon, 26 Aug 2024 15:45:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>