<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ali shojaei</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alishojaei</link>
        <description>Full Stack Developer @ appchar</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:20:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/15286/avatar/Sxh3Qo.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ali shojaei</title>
            <link>https://virgool.io/@alishojaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درک تعادل عملکرد بین بک‌اند و فرانت‌اند در توسعه وب</title>
                <link>https://virgool.io/@alishojaei/%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%88%D8%A8-ugao0hdg4bon</link>
                <description>تصویر جنریت شده توسط چت جی پی تی,اخیراً در یکی از گروه‌های برنامه‌نویسی سوالی مطرح شد:“فرض کنید یک سرور با ۴ گیگابایت رم و ۴ هسته CPU دارید و به دلایل مالی امکان افزودن منابع بیشتر وجود ندارد. فرضاً بک‌اند ما با Golang نوشته شده و فرانت‌اند ما با Next.js. همان‌طور که می‌دانید، عملکرد Golang به مراتب بیشتر از Node.js است. حالا اگر بک‌اند بتواند یک میلیون درخواست در ثانیه را پاسخ دهد ولی فرانت‌اندی که روی Node.js ران شده فقط ۱۰۰ هزار درخواست در ثانیه را پاسخ می‌دهد، آیا این به معنای از بین رفتن ۹۰۰ هزار درخواست است؟ آیا استفاده از Next.js برای فرانت‌اند، زمانی که منابع محدود است و می‌خواهید از حداکثر عملکرد استفاده کنید، اشتباه نیست؟ آیا بهتر نیست به جای استفاده از فریم‌ورک، از جاوااسکریپت خالص استفاده کنیم؟”دیدگاه من:۱. مقایسه بنچمارک‌ها:این‌که بگوییم Golang می‌تواند یک میلیون درخواست در ثانیه را پردازش کند و Node.js فقط ۱۰۰ هزار، لزوماً درست نیست. بنچمارک‌ها معمولاً نتایج متفاوتی نشان می‌دهند و اعداد ذکر شده ممکن است بازتاب واقعیت نباشند. مقایسه عملکرد بین زبان‌های برنامه‌نویسی باید بر اساس بنچمارک‌های معتبر و تحت شرایط واقعی انجام شود، نه صرفاً حداکثر تئوریکی که به صورت آنلاین پیدا می‌شود.۲. نسبت درخواست‌های فرانت‌اند و بک‌اند:به یاد داشته باشید که تعداد درخواست‌های فرانت‌اند و بک‌اند معمولاً یک به یک نیستند. یک بارگذاری صفحه وب ممکن است شامل چندین درخواست به فرانت‌اند (برای دریافت فایل‌های JS، تصاویر و غیره) و تعداد متفاوتی از درخواست‌ها به بک‌اند باشد، بسته به نیازهای پروژه و معماری.۳. باتلنک‌ها در سمت سرور:در برنامه‌های واقعی، عوامل مختلفی می‌توانند عملکرد سرور را محدود کنند. این عوامل شامل زمان پاسخگویی دیتابیس، تأخیر شبکه و مدیریت اتصال‌ها می‌شوند. حتی اگر زبان برنامه‌نویسی (مثل Go) بتواند درخواست‌ها را به سرعت پردازش کند، این باتلنک‌ها می‌توانند عملکرد کلی سیستم را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین، این‌که صرفاً از Next.js یا جاوااسکریپت خالص استفاده کنیم، کمتر به عملکرد خام و بیشتر به معماری کلی سیستم و بهینه‌سازی آن بستگی دارد.۴. انتخاب Next.js برای فرانت‌اند:فریمورک Next.js به عنوان یک فریم‌ورک محبوب برای React به دلیل ویژگی‌هایی مانند رندرینگ سمت سرور (SSR) و بهینه‌سازی‌های داخلی انتخاب خوبی برای بسیاری از پروژه‌ها است. انتخاب Next.js می‌تواند توسعه را ساده‌تر کند، SEO را بهبود بخشد و زمان بارگذاری اولیه صفحات را کاهش دهد. این مزایا ممکن است بیشتر از تفاوت‌های جزئی عملکردی بین استفاده از فریم‌ورک و جاوااسکریپت خالص باشد.نتیجه‌گیری:عملکرد واقعی یک برنامه وب به عوامل زیادی بستگی دارد که فراتر از انتخاب زبان برنامه‌نویسی است. به جای تمرکز صرف بر ظرفیت تئوریکی پردازش درخواست‌ها توسط فناوری‌های مختلف، مهم است که به معماری کلی سیستم، بهینه‌سازی‌های سرور، کارایی سمت کلاینت و نیازهای خاص پروژه توجه شود. انتخاب Next.js برای فرانت‌اند می‌تواند یک تصمیم استراتژیک برای ساده‌سازی توسعه و بهبود تجربه کاربری باشد، حتی اگر تئوریکاً عملکرد پایین‌تری نسبت به دیگر راه‌حل‌ها داشته باشد. در نهایت، درک و بهینه‌سازی کل فرایند کاری سیستم کلید دستیابی به بهترین عملکرد است.</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Tue, 03 Sep 2024 09:17:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انجام دادن یا انجام ندادن? پروژه، مساله این است</title>
                <link>https://virgool.io/@alishojaei/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-y4cz2xnxur9l</link>
                <description>اگر برنامه نویس هستی و هنوز تکلیفت با خودت مشخص نیست این مطلب رو بخونزیاد درگیر عکس نشید فقط این رو گذاشتم که مطلبم بدون عکس نباشه? دربیناهالیسُخَنمثالیهستکهاگرمجبورشدییکمطلبرابه۲نفرتوضیحبدییکسخنرانی-جلسه-برگزارکن!(برگرفتهازپستآقایعلیآجودانیان)دلیلِنوشتناینپستهمهمیناست.موضوعیکهاینروزهازیادمجبوربهتوضیحدادنشبهدوستانوهمکارانمی‌شوم؛که«چرامنکارپروژهایمیکنموچرابهبقیهتوصیهنمیکنمکهکارپروژهایانجامبدن؟» فقط قبلش بگم که موضوع بحث من کار کارمندی نیست و اصلا خوبی و بدی کار کارمندی رو بررسی نمیکنم ، چون کار کارمندی کاملا تهش مشخص هست. یک زندگی در چارچوب تایم اداره کار که بعد از ۳۰ سال بازنشستگی به همراه داره و فرد وقت میکنه که بالانس بین زندگی کاری و شخصیش ایجاد کنه ولی در عین حال به خودی خود هیچ تحولی در زندگی دیگران نمیتونه ایجاد کنه (عقیده شخصی من).سوال: چرا ما باید کار پروژه ای انجام بدیم؟اول بزارید با هم بررسی کنیم که کار پروژه ای چه مزایایی داره:اولین مزیت کار پروژه ای پول اون هستدومین مزیت کسب تجربه و اضافه شدن نمونه کار هست که برای برنامه نویسها خیلی مهمه ?? شما مزیت دیگه ای میشناسید؟ برام تو نظرات اعلام کنید که پست رو ویرایشش کنم (اگر نظری داری همین الان برو نظرت رو بنویس و دوباره برگرد ادامه بده چون میترسم یادت بره)خب بزارید سوال بالا رو با یه مثال بازش کنم:من یه آدم متاهل هستم با ۱۰ سال سابقه کار توی زمینه برنامه نویسی (لاراول ، پلاگین نویسی وردپرس و ...) و کلی وام و قطعا خرج زندگی عادی خودم که ماهیانه باید پرداخت کنم. خب پس طبیعیه که برای اینکه مشکلی برای خودم و کسانی که ضامنم شدن پیش نیاد مجبورم یا کارمند یه شرکتی بشم یا پروژه ای کار کنم تا بتونم از عهده خرجهای زندگیم بر بیام. مورد اول رو زیاد دوستش ندارم? پس گزینه دوم میمونه.سوال: چرا ما نباید کار پروژه ای انجام بدیم؟طبق رسم بالا بزارید با هم بررسی کنیم که کار پروژه ای چه معایبی داره:شاید بدترین مورد اینه که یه درآمد مقطعی و غیر قطعی حساب میشه ، یعنی چیزی نیست که آینده دار باشههمیشه زمان زیادی رو باید برای بازاریابی این کار مقطعی صرف کنیقطعا موارد دیگه ای هست که من یادم نمیاد و یا به دلایلی نمیخوام اینجا ذکر کنم (شما همین دوتا بدی رو از من بپذیرید و البته اگر چیزی به ذهنتون میرسه به من بگید)خب هم عیبش رو گفتم هم حسنش رواما هدفم از مقالهمن کوچیکتر از اونی هستم که بخوام توصیه ای به کسی بکنم، هر کسی میدونه که تو چه شرایطی هست و بر اساس شرایطش چه کاری براش بهتر هستاما به طور کلی ، کار پروژه ای به خودی خود نمیتونه آینده روشنی رو براتون به همراه بیاره، شاید اگر به جای اینکه دو ماه برای پروژه کارفرماتون کار کنید و x تومان حقوق بگیرید، برای خودتون کار کنید و ایده ای رو خلق کنید و سعی کنید که اون رو بپرورونید، بعد از این دوماه بتونید با درآمد ۲x اون x تومان کارفرما رو جبران کنیدو در یک کلام، پروژه ای کار کردن شغل ثابتی برای شما نیست پس به عنوان یه شغل تمام وقت بهش نگاه نکنید و صرفا یه به چشم شغل موقتی بهش نگاه کنید که حداکثر ۵۰٪ از تایم شما رو میگیره و میتونه در روند کار اصلی شما ، براتون تامین هزینه کنه</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 16:52:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استفاده از ستونهای محاسبه ای در لاراول</title>
                <link>https://virgool.io/developerblog/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%84-e8cprtp4xchz</link>
                <description>دیتابیس های MySQL و SQLite (از ورژن ۳.۳۱.۰) از ستونهای محاسبه ای پشتیبانی میکند. اجازه بدهید که ببینیم چطور میتوانیم از ستون های محاسبه ای در دیتابیس خود استفاده کنیم و در چه سناریویی ما میتوانیم این نوع از ستونها را در میگریشن خود اضافه کنیمستونهای مجازی و ذخیره شدهاساسا دو نوع ستون محاسبه ای وجود دارد: مجازی و ذخیره شده. اصلیترین تفاوت آنها در این است که ستون محاسبه ای مجازی هر بار با اجرای  کوئری ، محاسبه را انجام داده و مقدار را برمیگرداند، که در این حالت هیچ فضایی از حافظه اشغال نمیگردد در صورتی که در ستون محاسبه  ای ذخیره شده مقداری از فضا را برای ذخیره اطلاعات اشغال میکند اما این  اطلاعات با insert شدن و یا update شدن محاسبه شده و در حافظه ذخیره میشود. به طور خلاصه ستونهای مجازی کوچکتر اما کندتر هستند در صورتی که ستونهای ذخیره شده بزرگتر و سریعتر هستند.اجازه بدید که ببینیم در SQL چطور ستونهای محاسبه شده ایجاد میشود:drop table if exists users;

create table users (
    id int auto_increment primary key,
    first_name varchar(50) not null,
    last_name varchar(50) not null,
    salary int(10) not null,
    name varchar(101) as (concat(first_name, &#039; &#039;, last_name)),
    insurance int(10) as (salary * 0.1) stored
);همانطور   که  میبینید ما میتوانیم ستونی ایجاد کنیم که مقدار آن بر اساس ستونی دیگر در همان سطر محاسبه شود. در برخی از سناریوها ، این بسیار مفید است ، به خصوص اگر بخواهیم این محاسبات را به صورت خودکار انجام دهیم.ستونهای محاسبه شده در میگریشن لاراولحالا ، اجازه بدید ببینیم که چطور در میگریشن لاراول خود ، یک ستون محاسبه شده اضافه کنیمSchema::create(&#039;products&#039;, function (Blueprint $table) {
    $table-&gt;id();
    $table-&gt;string(&#039;name&#039;);
    $table-&gt;integer(&#039;price&#039;);
    $table-&gt;integer(&#039;tax&#039;)-&gt;virtualAs(&#039;price * 0.27&#039;)-&gt;nullable();
    $table-&gt;integer(&#039;discount&#039;)-&gt;storedAs(&#039;price - 100&#039;)-&gt;nullable();
});دقت کنید ،‌ ستونهای محاسبه شده برای SQLite در لاراول 8.x پشتیبانی میشود.نکته جالب اینجاست که ایجاد ستون های محاسباتی در میگریشن های ما واقعاً آسان است و این بدان معنی است که ما می توانیم این موارد را به راحتی به مدل های خود اضافه کنیم و نیازی به افزودن پروپرتی محاسبه شده به خود مدل ها نیست.خلاصهدر بعضی از موارد استفاده از ستونهای محاسبه شده یک دیدگاه خوب به شمار میرود. این به شما و موقعیت شما برمیگردد که از ستونهای محاسبه شده مجازی یا ذخیره شده استفاده کنید یا خیر، اما هر دو عملکرد خوبی دارند و به طور بالقوه می توانند کد را در خود فریم ورک کوچکتر و تمیزتر کنند.چیزی که در این مقاله خواندید ترجمه ای از یک مقاله انگلیسی بود که از اینجا میتوانید متن انگلیسی آن را بخوانید.باشد که با  کد تمیزتری  رستگار شوید.</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Tue, 08 Sep 2020 09:01:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باید ها و نبایدهای ویرایش قالب وردپرس (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/developerblog/%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B1%D8%B3-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-zgmvdjkujvru</link>
                <description>سلاموردپرس یکی از محبوبترین cms ها در دنیاست. یکی از دلایلی که وردپرس را تبدیل به محبوبترین سیستم مدیریت محتوا کرده ، وجود افزونه ها و قالبهای آماده بسیار حرفه ای است که میتونه قابلیت های بسیاری را به وردپرس اضافه کنه.برای طراحان و برنامه نویسانی که بر روی این سیستم مدیریت محتوا در حال کار هستن بسیار پیش اومده که لازم شده تغییراتی رو در قالبهایی که خریداری کرده اند اعمال کنن.ویرایش قالبهای آماده بسیار مرسومه، اما اصولی ترین راه برای ویرایش قالب چیه؟در این مقاله میخواهیم با هم روش ویرایش حرفه ای قالبهای آماده را مرور کنیمنباید خیلی خیلی مهم:‌ به هیچ عنوان فایل های فولدر اصلی قالب را حذف یا تغییر ندید.قالب های آماده ای که در اینترنت وجود داره معمولا از سایتهایی مثل themeforest گرفته میشه. این قالب ها هرازگاهی بروزرسانی میشن. چه بروزرسانی هایی که باعث افزایش امنیت سایت میشه، چه بروزرسانی هایی که باعث اضافه شدن ویژگی جدید به سایت میشه و چه بروزرسانی هایی که مشکلات عملکردی فعلی را رفع میکنه.به همین دلیل ، اگر فایل های قالب اصلی را تغییر بدید دیگه نمیتونید از این بروزرسانی ها استفاده کنید و این مساله ی مهمیه.باید خیلی خیلی مهم: حتما یک child-theme برای قالب اصلی خود بسازید.وردپرس این امکان را فراهم کرده که یک قالب جانبی را انتخاب کنید که از ویژگی های قالب اصلی بهره ببرهچگونه یک child-theme بسازیم؟حقیقتش الان دیگه وقت ندارم مقاله رو ادامه بدم ، شما میتونید همین عنوان رو کپی کنید و تو گوگل سرچ کنید لینکها خوبی براتون میاداگر حوصله گشتن ندارید یا با نگارش من حال کردید باید صبر کنید که توی مقاله بعدی ادامه اش رو براتون بگم ????</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Fri, 10 Jan 2020 16:58:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دردسرهای نصب ویندوز (mbr و gpt)</title>
                <link>https://virgool.io/developerblog/%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B5%D8%A8-%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%88%D8%B2-mbr-%D9%88-gpt-wehtr5jofuvb</link>
                <description>rufusداستان رسیدن به مشکلچند روز پیش بود که لپتاپ خانومم مشکل نرم افزاری پیدا کرد و مجبور به نصب مجدد ویندوز پیدا کرد. من هم که دیدم خانومم نصب ویندوز رو بلده گفتم خودت ویندوز رو دانلود کن و بریز رو فلش و شروع کن به نصب.گفت چطوری بریزم روی فلش؟ گفتم نرم افزار rufus رو دانلود کن ، فایل iso که دانلود کردی رو ادرسش رو به نرم افزار rufus بده و فلشی که به لپتاپت وصل کردی رو هم توی rufus انتخاب کن. خودش فلش رو برات آماده میکنه.تمام موارد رو انجام داد و سیستم توسط فلش بوت شد و به قسمت انتخاب پارتیشن برای نصب ویندوز رسید. خانوم از من پرسید که الان کدوم رو انتخاب کنم. من هم بهش گفتم همون که ۱۰۰ گیگ هست اون رو اول پاک کن و فرمت کن و انتخاب کن که ویندوز روش نصب بشه.پارتیشن رو پاک کرد و ساخت پارتیشن جدید رو زد اما اجازه ساخت پارتیشن نداد و خطا داد.حل مشکل ساخت پارتیشناز طریق command line موجود در بوت نصب تونستم پارتیشن جدید رو بسازم. میخواستم نصب رو ادامه بدم که با پیغام زیر روبرو شدمMBR Errorبا تمام توضیحاتی که توی سایتهای مختلف خوندم ، متوجه شدم که دو نوع پارتیشن بندی وجود داره MBRGPTکه  GPT راه حل بهتری برای مدیریت پارتیشن هست و در صورتی که هارد شما از ۲ ترابایت بیشتر حجم داشته باشه باید حتما از سیستم GPT استفاده بشه اما در سیستم های قدیمی همون MBR هم اوکی هستراه حل اصلیببخشید خیلی حرف زدم. همه اینا رو گفتم که به این راه حل برسمدوتا راه حل وجود داشت برامکل پارتیشن رو پاک کنم و از نو با حالت GPT پارتیشن بندی کنمفلش رو هم در زمان بوتیبل کردم به حالت MBR بوتیبل کنم (حالت دیفالت rufus حالت GPT بود)مورد دوم دقیقا موردی که باید خانومم بهش دقت میکرد و یا من بهش میگفتم. که البته با توجه به این که خیلی وقت بود که ویندوز عوض نکرده بودم خودم هم نمیدونستم و این موضوع نزدیک به ۲ الی ۳ ساعت وقت من رو حروم کرد.نهایتا روی یه سیستم دیگه ای rufus رو نصب کردم و فلش رو دوباره با حالت MBR بوتیبل کردم و نصب به راحتی انجام شدممنون که توجه کردید امیدوارم که کسی دردسر چنین موردی رو نکشه</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2019 14:52:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@alishojaei/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-npbouvt73lco</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۲ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۱۲ مرتبه لایک شدند و ۴ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۴ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۲۷۳ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۲۱,۹۵۳ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۰۲۷۴ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/x5mehjmtb3bl-unio.mp4 </description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2019 08:43:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تغییر اجباریست</title>
                <link>https://virgool.io/delnevesht/%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ohgcxyp9rlp9</link>
                <description>به نام تغییرناپذیرترین وجود هستیآدم ها در زندگی شرایط مختلفی رو تجربه میکنن، بلوغ ، ازدواج ، پیشرفت های شغلی و ...اگر یه روزی حس کردید که دچار روزمرگی شدید ، بدونید که هنوز در اون روزمرگی وضعیتی دارید که بهش مسلط نیستید.فرض کنید که در شرکتی مشغول به کار هستید و هرروز یه سری وظیفه روتین و خسته کننده رو برای شما میارن تا انجام بدید ، تو این شرایط به دور و برتون نگاه کنید و ببینید که چه چیزی رو بهش مسلط نیستید ، چه چیزی کارفرمای شما رو متقاعد کرده که سطح شما اینجاست. طبیعتا هر کارفرمایی (کاری به کارهای دولتی و شرایط اون ندارم - بیشتر در شرکتهای خصوصی) دوست داره که از حداکثر توانایی کارگرش استفاده کنه ، اما چرا سعی نمیکنه کارهای بزرگتری به کارگرش بسپاره؟ چون از دوباره کاری بدش میاد. از این می ترسه که شما از پس کار برنیاید و هم هزینه اش هدر بره و هم وقت شما.دقیقا کل زندگی هم مثل یه کارفرما میمونه و با آدم دقیقا همونطور برخورد میکنه. اگر میبینید در زندگیتون پیشرفت نمیکنید ، پس یه جای کارتون میلنگه. به قول معروف شما هنوز سوار زندگی نشدید. ببینید کجای زندگیتون میترسید ، دنبالش بگردید ببینید کجای زندگیتونه که نادیده گرفتید و تا زمانی که در هر قسمت زندگی بخش های غیرمسلط داشته باشید. شما به مرحله بعد نمیریداگر میبینید که وضعیت درآمدیتون به خرج ماهیانه کفاف میده اما چیزی برای پس انداز نمیمونه ، یا حتی بدتر از اون ، کفاف زندگیتون رو هم نمیده پس شما در همین مرحله میمونید تا با برنامه ریزی ، با مدیریت هزینه و راههای دیگه مشکلتون برطرف بشه. بعد از اون ، اتفاق جدیدی براتون میوفته که خرجتون زیادتر بشه و طبیعتا نیاز به درآمد بیشتری پیدا کنید و از طرف دیگه ای دری براتون باز میشه که درآمد بیشتری کسب کنید.قانون طبیعت وقتی میبینه که شما دارید بر شرایط کنونی زندگیتون حکم فرما میشید ، شما رو در شرایط جدیدتر و سختتری قرار میده.این یعنی بزرگ شدن ، پیشرفت کردن و موفقیتامیدوارم در همه بخشهای زندگیتون موفق باشید</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2019 08:42:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه مطلب جدید که توی دید و بازدید عید از بزرگترهای مجلس یاد گرفتم!!!!</title>
                <link>https://virgool.io/delnevesht/%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%D9%84%D8%B3-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-wxkwngeknw7h</link>
                <description>جیگر گاواقا خدایی دید و بازدیدهای عید برای آدمهای درون گرایی مثل من خیلی سختهمیری میشینی تو مهمونی مثل جغد بقیه رو نگاه میکنی و هیچی برای گفتن به ذهنت نمیرسه????اما تو همین دید و بازدید عید ، آدم وقتی گوش میده از لابه لای حرفای خیلی ... ، یهو یه مطالب جالبی در میادنمیدونم که چرا دارم این مقاله رو دارم مینویسم ، شاید خیلی به کار نیاد ، شاید آدم های بددلی باشن که این مطلب حالشون رو بد کنه یا شاید هم اشتباه باشه اما من با خودم قرار گذاشتم که هر مطلبی یاد میگیرم و به درد میخوره ، حتی اگر یه نفر به دردش بخوره باز به صورت مقاله منتشرش کنم.در یکی از این دید و بازدید ها ، یکی میگفت که در شهرهایی که سیستم فاضلاب مرکزی وجود نداره فاضلاب هر خونه - از طریق چاهی که در کنار خونه کنده میشه - به چاه ریخته میشه (البته این رو من میدونستم برای کسانی دارم توضیح میدم که نمیدونن). بعد از مدتی این چاه ها پر میشه و نیاز به چاه دیگه ای دارن ، اما اگر دقت کنیم اگر کسی بخواد چندین سال توی یه خونه زندگی کنه باید چندین چاه در اطراف خونه حفاری کنهحالا چیزی که یادگرفتم این بود که: در قدیم کاری که میکردن این بود که که هر چاهی که پر میشده ، در کنار اون چاه یه چاه دیگه میزدن (به اصطلاح ما کامپیوتری ها backup) و سر فاضلاب رو توی اون میگذاشتن و توی فاضلاب پر شده یه جیگر گاو رو مینداختن که  باعث می شده که کرمهایی در این چاه به وجود بیاد و از فاضلاب اون چاه تغذیه کنه و اون چاه بعد از ۴ یا ۵ سال دوباره قابل استفاده میشده!!!!!!!انتظار لایک ندارم ، حتی اگر کامنت منفی هم برام بزارید (دیگه کاریش نمیشه کرد) امیدوارم که سالهای خوبی پیش روتون باشه</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2019 14:22:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای فعال سازی تایید دو مرحله برای اکانت های اپل</title>
                <link>https://virgool.io/developerblog/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%84-dcclbq7omjly</link>
                <description>چند وقت پیش ایمیلی از طرف وبسایت اپل به دستمون رسید که از تاریخ Februray 27th فعال سازی تایید دو مرحله برای تمامی حساب های توسعه دهندگان اجباری خواهد شد!‌و از اون تاریخ دست ما عملا عصا شددیگه حساب توسعه دهنده من امکان بیلد گرفتن و تقریبا هیچ کاری رو در xcode به من نمی داد و ما مونده بودیم و مشتریهایی که منتظر اپشون بودندراه حل های زیادی به ذهنمون رسیداز کمک گرفتن از دوستان و آشنایانی که خارج از کشور بودن تا گرفتن پنل های مجازی پیامک در سایتهای مختلف که متاسفانه همش به دلایل مختلف به در بسته خورد تا این که یه مقاله در ویرگول به من کمک کرد که یکی از دوستان عزیزم بهم معرفی کردفعال سازی تایید دو مرحله و همچنین تایید دو عامله برای اکانت های اپلو بالاخره مشکلمون حل شد قبلش بگم که خدا خیرشون بده حالا پس چرا من این مقاله رو دارم مینویسم برای اینکه یه کم بیشتر توضیح بدم در مورد خیلی از موارد و سرویس دهنده هایی که توی اون مقاله اسم برده نشداول اینکه اپلیکیشنی که ایشون در مقاله شون استفاده کرده بودن برای ما تحریم بود امکان دانلودش در اپ استور نبود که در اینجا من بهتون پیشنهاد میکنم که اگر اون اپ رو نتونستید پیدا یا نصب کنید میتونید از نرم اپ Dingtone استفاده کنید که یه جورایی محیطش مثل همونه اما یه بدی داره اینکه هزینه ی خرید شماره اش گرونتر و برابر ۴.۹۹ دلار هستدومین سرویس دهنده ای که دوست داشتم در موردش صحبت کنم وبسایت https://giftcard.ir/ هست که امکان خرید کارتهای هدیه اپ استور و بقیه جاها رو ارائه میده و خیلی سرویس دهی خوبی داشتن و من برای پرداخت هزینه خرید شماره در اپ Dingtone از این سایت گیفت کارت خریدم و به اکانتم اضافه کردم و نهایتا پرداختش رو انجام دادم راهنمای استفاده از کارتهای هدیه itunes برای شارژ حساب اپ استور و خرید اپ و نهایتا نکته ای که باید در موردش صحبت کنم اینه که شما نمیتونید تایید دومرحله ای رو روی سایت اپل فعال کنید و باید حتما روی گوشی یا دیوایس مکتون فعال کنیدالبته خیلی از مواردی که گفته شد جایگزین داره ، و بنده صرفا تجربه ام رو گفتم. امیدوارم تونسته باشم که کمکی کرده باشم و از امیر فهمیده وطن دوست هم به خاطر مقاله خوبشون تشکر کنم.راستی سال نوتون مبارک البته اگر مقاله رو همین الان خوندید اگر بعدا بهش رسیدید روزهای باقیمانده عمرتون براتون مبارک باشه و مواظبش باشید</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Fri, 22 Mar 2019 13:12:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز را همگان دانند</title>
                <link>https://virgool.io/delnevesht/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-toovmpscldvw</link>
                <description>چند وقتیه که دلم میخواد مقاله مینوشتم اما دست و دلم به این کار نمیرفت چون خیلی زحمت داره ، واقعا وقتی آدم میخواد یه مقاله بنویسه که ارزش خوندن داشته باشه باید خیلی اصول رو رعایت کنه ، هم از نظر نگارشی ، هم محتوایی ، انتخاب موضوع و .....اما یه خصوصیت اصلی داره: به قول معروف همه چیز را همگان دانند.اگر فرض کنیم کسی توی اینترنت هیچ مقاله ای رو ثبت نمیکرد و هیچ تجربه ای رو با دیگران به اشتراک نمیذاشت ، اون وقت همه در جهل مرکب ابدالدهر میموندیمواقعا این ویژگی باعث میشه جز این که مقاله نوشتن یه عادت یا تفریح یا ... باشه تبدیل بشه به یه وظیفهوظیفه ای که اگر انجامش ندیم اون آخر ، خدا یقمون رو میگیره و میگه مگه من به تو توانایی عقل ندادم که تجربه کنی و بفهمی ، حتی توانایی نوشتنت رو هم که از من داری ، پس چرا اون تجربه رو ننوشتی که فلان آدم ازش استفاده کنه و فلان اتفاق خوب توی دنیا بیوفته.شاید تا الان خود من هم به این موضوع فکر نکرده بودم و با نوشتن این مقاله سر صحبت باز شده و خودم دارم اینها رو میفهمم و باعث شده که از این به بعد سعی کنم تمام تجربیاتم رو منتشر کنم ، تازه جایی منتشر کنم که ارزش داره ، جایی که موندگار باشه و جایی که معروف باشه و سرچ گوگل هم راحت بیارتششاید اگر بزارم توی وبسایت شخصی خودم برای رنک سایت خودم هم خوب باشه اما تهش چند نفر به وبسایت من میرسن؟ قطعا رسانه ای مثل ویرگول خیلی بیشتر میتونه تاثیرگذار باشهنمیخواستن گنده صحبت کنم یا احساسی ، اما خدایی مقاله های بسیاری از سایتها و افراد مختلف من رو به این نقطه ای رسونده که هستم ، پس من هم مینویسم برای افرادی که از این به بعد پا جا پای ما میزارن.?????????????? </description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Wed, 20 Mar 2019 17:19:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین تجربه تیم سازی من (قسمت دوم)</title>
                <link>https://virgool.io/@alishojaei/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-ovl0riouurqp</link>
                <description>اگر اول داستان رو نخوندید قبل از خوندن ادامه متن اولین تجربه تیم سازی من (قسمت اول) رو بخونیدداستان تا اونجایی پیش رفت که بچه هایی که باهاشون صحبت شده بود قبول به همکاری کردن و سهم ها مشخص شد. چیزی که در داستان قبلی یادم رفت بگم این بود که خانومم هم توی زمینه مدیریت سایت و تولید محتوا کار میکنه و اون هم در این کار همکاری میکنه (تذکری که خانومم داده بود?)توی جلسه دوم که همه طرح رو فهمیدن ، تصمیم گرفتیم که تا جلسه سوم ، گروهی تو تلگرام ساخته بشه و همه به دنبال یه نام خوب برای چنین ایده ای بگردنخداروشکر که هر کسی یه سازی زد? ، یه نفر با اطلاعاتی که داشت میگفت اسم باید مرتبط با کار باشه که از نظر سئو رنک بهتری بگیره (نمی دونم شما چقدر در مورد ترفندهای سئو آشنا هستید اما تاثیر اسم توی سئوی یه ایده خیلی کمه مثالش همین ترب ، کشمون ، اسنپ و ...) ، سرتون رو درد نیارم ، تو اون یک هفته  تعداد کمی دامنه خوب تو گروه معرفی شد و همون چندتا هم مورد توافق جمع قرار نگرفت اما این مساله مهمی نبود.جلسه سوم ، دورهمی آنلاینبنا به توافقی که با هم داشتیم و به دلیل شرایطی که بچه ها داشتن (نمی تونستن تا دیروقت بمونن ، از طرفی توی روز ، هم من سر کار بودم هم اونها کار داشتن) تصمیم گرفته بودیم که روز چهارشنبه هفته بعد از جلسه دوم ، یه دورهمی آنلاینی داشته باشیم و توی همون دورهمی بالاخره یه اسمی برای اول کار انتخاب و کار رو شروع کنیم اما ۲ نفر از بچه ها حاضر نشدن!!!! جویای احوالشون شدیم دیدیم رفتن مسافرت.? نمی دونم چرا بدون هیچ اطلاعی پا شدن رفتن. خب آخه جلسه بود. (حالا آنلاین یا حضوریش هیچ فرقی نمی کنه ، تازه آنلاینش که راحتتر بود!)روز شنبه وقتی که ازشون در مورد جلسه پرسیدیم ، کلا جلسه رو تکذیب کردن و گفتن که ما قرار نبود که جلسه ای بزاریم در صورتی که یکی از دوستان خودشون (از همون ۳ نفر) در جریان جلسه بود اما چیزی نمی گفت. و طلبکار از اینکه مگه چی شده نمی دونستم برای مسافرت رفتنم باید اجازه میگرفتم و ...?چند روزی گذشت و من از بچه ها تقاضا کردم که اگر همه امکانش رو دارن و همه هستن یه جلسه ای بزاریم و تکلیف رو مشخص کنیم که نهایتا برای ساعت ۲۳ روز ۲ شنبه قرار گذاشته شد (یعنی من شیفته این اشتیاق بچه ها شده بودم ، چقدر بچه ها به این ایده اهمیت میدادن?)بالاخره بچه ها اومدن و شروع کردیم به صحبت کردن و باز هم تو اون جلسه برای اسم به نتیجه نرسیدیم اما یه موضوعی مشخص شد که محتوا تولید بشه و بررسی های مربوط به سئو مشخص بشه و طراحی اصلی سایت هم به دور از اینکه سایت فعلا بالا بیاد انجام بشه و هر کسی اگر طرح قشنگی در سایتها به چشمش خورد در گروه بزاره که ازش الگو گرفته بشههمبستگی در گروهروز بعد از این جلسه با توجه به صحبت هایی که توی گروه شده بود حس کردم که هنوز بچه ها با هم منطبق نیستن ، زیاد نمی تونن با هم ارتباط برقرار کنن هر کسی حرف خودش رو میزد ، به همین دلیل پیشنهادی رو مطرح کردم که باعث شد خیلی از حرفها زده بشه: گفتگوی من با بچه هامن: به نظر میرسه که گروه هنوز اون شرایطی که باید داشته باشه رو نداره و این پیشبرد کار رو سخت میکنه . این ایده ای که من دادم ایده بزرگیه و قطعا نیاز به همکاری خیلی زیادی داره و اگر اون همکاری اتفاق نیوفته قطعا این ایده به جایی نمیرسه و فقط وقت همه ماها گرفته میشه ، بچه ها به نظرم اگر بیایم و یه ایده کوچیکتری رو با هم اجرا کنیم و توی این راه همدیگه رو بهتر بشناسیم راه رو بشناسیم ، تجربه های خوبی کسب کنیم خیلی بهتر و قدرتمندتر میریم سراغ اون ایده یکی از بچه ها: اتفاقا من هم دیشب میگفتم که عجله نکنید و همچنین اینکه هیچ کدوم از ما تجربه مدیریت نداریم و داریم روی این ایده کار میکنیم اما من حس میکنم اقای شجاعی میخواد توی این پروژه رئیس باشه (?) ، اگر اینطوریه که بگید که بدونیم ، من از همون اول میگفتم که نباید عجله کنیم و ...من: خانوم ... اول اینکه ما هیچ عجله ای توی این کار انجام ندادیم. دوهفته است که دنبال یه اسم داریم میگردیم و هیچ کار دیگه ای نکردیم  از اون طرف شماها قبول کرده بودید توی پروژه باشید اما به طور ۱۰۰ درصد وقتتون رو گذاشتید روی کارهای خودتون و حتی حاضر به این نشدید که برای جلسه ای که مشخص میشه وقت بزارن یا برای لغوش هماهنگ کنید.  از طرفی من کجا رئیس بازی در آوردم ، همه تصمیمات که توی خود گروه گرفته میشد و من هم به عنوان یه نفر فقط نظرم رو میگفتم?اما به هر حال خانوم ... هر تیمی نیاز به leader داره و در شرایطی ممکنه لازم باشه که تصمیم نهایی رو یه نفر بگیره و شک نکنید که اگر روزی قرار شد چنین تصمیمی گرفته بشه اون تصمیم رو من خواهم گرفت.خیلی حرف زدم؟نهایتا اون جلسه بعد از حرفهای من گروه ساکت شد و روز بعد وقتی از خواب پاشدم دیدم اون سه نفر خانوم صحبت هایی کردن ، آرزوی موفقیت کردن (که البته توی فکرشون این بوده : ایشالله به زمین گرم بخوری) و خواستار بیرون رفتن از تیم کردنپ ن: حقیقتش من رئیس بازی در نیوردم و دلیلم هم حضور خانومم بود و حتی بهش قسم جون خودم رو دادم که اگر تو هم چنین حسی پیدا کردی بهم بگو تا اصلاح کنم خودم رو اما اون گفت که نه و اگر چنین حسی میکردم خودم هم از گروه میرفتم ، اون شاهده که من توی گروه کمترین حرف رو میزدم و فقط نظرم رو میگفتم ، مگر اینکه حرفها به نقطه ای برسه که از قالب اون ایده بیرون بزنه و تمام تلاشم این بود که این اتفاق نیوفتهنتیجه گیریگروه یکی از پایه های اصلی برای اجرای ایده است، و باید بهش توجه زیادی بشهزمان تشکیل گروه این موارد رو هم به همه مواردی که توی سایتهای کارآفرینی نوشتن اضافه کنید و همه رو مد نظر قرار بدیدخیلی از آدم ها با وجود این که توان خیلی زیادی دارن اما برای تیم شدن ساخته نشدنزمان تشکیل تیم نقش ها و وظایف هر نفر رو به خوبی مشخص کنیدبه هر فردی به میزان تواناییش و میزان کاری که برای پروژه میتونه بکنه سهم بدید و تشویقش کنید که با افزایش تواناییش سهمش هم افزایش پیدا می کنهفکر نکنید که با مساوی قسمت کردن سهم گروه بهتر کار می کنه و این رو در نظر داشته باشید که اینطوری نقشهای اصلی رو کمرنگتر می کنیدشک نکنید که زمانی در پروژه میرسه که تصمیم نهایی رو باید یه نفر بگیره ، پس اون یه نفر رو همون اول مشخص کنید (جنگ اول به از صلح آخر)و بالاخره حرف اخرحتی اگر هیچ کسی رو هم تو گروهتون نداشته باشید بهتر از داشتن هم تیمی هایی خواهد بود که نمی تونید باهاشون کار کنید.و اگر تیم خوبی دارید سعی کنید کنار هم باشید که سینرژی (هم افزایی) تیم ، شما رو به عرش می برهانشالله من هم هم تیمی های خودم رو پیدا می کنم? </description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Fri, 21 Sep 2018 17:42:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اولین تجربه تیم سازی من (قسمت اول)</title>
                <link>https://virgool.io/@alishojaei/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-wztf0dxubgfg</link>
                <description>اولین تجربه استارتاپی من دیروز رقم خورد.پیدا کردن ایدهخیلی وقت بود که دنبال یه ایده خوب و آس بودم. یه ایده ای که شاید درگیری خیلی از ماهاست ولی هنوز براش کار زیادی انجام نشده. خیلی گشتم خیلی اینور اونورش کردم تا اینکه بالاخره بعد از مدتها ، تقریبا ۲ ماه پیش بود که پیداش شد. (دینگ?)ایده خوبی بود ، همیشه وقتی در مورد ایده هایی که به ذهنم میرسید با اطرافیانم صحبت میکردم واکنششون مشخص بود (خب این که هست ، یا ، خب این به چه دردی میخوره) اما این یکی فرق داشت وقتی گفتم خیلی استقبال شد. البته که تاریکیهای زیادی داشت اما کلیتش چیز جالبی بود.نزدیک به یک ماه وقت گذاشتم تا نقاط تاریکش رو در بیارم ، وقت گذاشتم و خیلی از سوالاتی که تو ذهنم بود جواب دادم و در کل وقت گذاشتم برای اینکه بشه اون چیزی که کمتر بشه ازش ایراد گرفت. (قطعا بدون ایراد هم نمی شه اخه باید یه سری چیزها تجربه بشه و توی کار اصلاح بشه)تیم سازینهایتا حدود یک ماه پیش به یه گروه سه نفره که همه خانوم بودن? (از دوستان خانومم بودن) و متشکل از یک سئوکار ، یک طراح و یک تولید کننده محتوا بودند ایده رو در میون گذاشتم حدود ۲ جلسه ای باهاشون صحبت کردم و کامل ایده رو باز کردم و ازشون خواستم که روش فکر کنن و اگر تمایل دارن وارد تیم بشن.تقسیم کارش رو به صورتی انجام دادم که هر کسی توی حیطه کاری خودش کار کنه. مشخص شدن سهم هر نفر از ایدهتوی همون جلسه دوم بود که در مورد اینکه هر کسی چقدر سهم داره از من سوال شد. حالا در مورد این مساله توی یه نوشته دیگه صحبت می کنم اما در همین حد که تقسیم سهم ها به صورت ۲ سهم من و ۴ نفر دیگه ۱ سهم (خانومم رو هم فراموش نکنید) توافق کردیم. شاید جالب باشه که بدونید در مقابل چقدر کار من این تقسیم بندی سهم رو انجام دادم؟ اگر بخوام مقیاس رو هزینه انجام کار قرار بدم ، در مورد هزینه اجرای این پروژه، شاید بتونم بگم که اگر این ایده برای اجرا نیاز به ۱ میلیون هزینه داشت (فرض) ۹۰۰ هزارش فقط مربوط به اجرا فنی و برنامه نویسی طرح میشد که کار من بود.? اما به خاطر احترام به تیمی بودن پروژه و اینکه کسی با خودش حس کم ارزشی نکنه این کار رو کردم.پ ن:واقعا هم برام ارزش داشت که یه تیم بدون طلب کردن پول توی پروژه ای به این بزرگی میخوان وقت بزارن و کنار من باشن.اما وضعیت به اون منوالی که انتظار میرفت پیش نرفت?. ادامه این نوشته رو توی نوشته بعدی براتون میگم. قطعا نظرات و لایکهای شما در ادامه راه نوشتن تجربیاتم خیلی موثر خواهد بود.?</description>
                <category>ali shojaei</category>
                <author>ali shojaei</author>
                <pubDate>Thu, 20 Sep 2018 10:54:04 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>