<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی خمامی پـ.</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@alixopa</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:32:44</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/16615/avatar/mwHP7x.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی خمامی پـ.</title>
            <link>https://virgool.io/@alixopa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا قرآن کاملاً ˺از تحریف˹ حفظ شده؟ | مارَین فان پوتِن</title>
                <link>https://virgool.io/mansar/is-the-quran-perfectly-preserved-ztw09dmevryt</link>
                <description>⚠️ تخصصي در موضوعِ این نوشته ندارم. پذیرایِ نقدهایِ شما بزرگواران و یادگیریِ بیش‌تر هستم.از من بسیار می‌پرسند که «آیا قرآن کاملاً ˺از تحریف˹ حفظ شده؟». هیچ‌گاه نمی‌دانم چگونه به این پرسش پاسخ دهم یا چرا برخي گمان می‌کنند باید از من این سوال را بپرسند. روشن است که این سوالي‌ست در قلمروِ ایمان، نه چیزي که بتوان به صورتِ حقیقتي محض دانست. هر چند عاقلانه‌تر بود چیز‌ي ننویسم با این حال رشته‌توییتي کوتاه می‌زنم.شاید تعجب کنید که بدانید تحریف‌نشدنِ قرآن نه در حوزهٔ کاریِ من مطرح می‌شود نه موضوعِ بحثِ همایش‌هایِ قرآنی است. وقتی سخن از تاریخِ قرآن باشد، بحثِ «تحریف‌نشدن» کاملاً بی‌ربط است.می‌توان دربارهٔ تاریخ و نقلِ متنِ قرآن بسیار سخن گفت (گاهي با قطعیتِ زیاد). اما گفتنِ این‌که قرآنِ امروزی هجا-به-هجا و دقیقاً همان‌گونه است که پیامبر بر لب جاری کرده ناشدنی‌ست. افزون بر این، هیچگاه برایم روشن نیست که مقصود از این «تحریف‌نشدن» چیست، به‌وضوح مردم فهمِ گوناگون و گسترده‌اي از معنایِ این عبارت دارند؛ برخي به «تحریف‌نشده»ی خالی رضایت می‌دهند در حالي که دسته‌اي بر «کاملاً تحریف‌نشده» پا می‌فشارند؛ با این اوصاف بازهم برایم روشن نیست هر یک از این دو حالت چه چیزهایِ دیگري در پی دارند.متنِ معیارِ صامتانهٔ قرآن، یعنی نسخهٔ عثمان، فوق‌العاده پایدار است. چرا که از زمانِ رسمی‌سازی‌اش تقریباً دست‌خوشِ هیچ تغییري نشده. این رسمی‌سازی نزدیک به همان تاریخِ سنتی و در زمانِ خلافتِ عثمان رخ داده؛ با اندک تغییراتي در املا.با وجودِ پایداری، دانستنِ برخي چیزها دربارهٔ مصحفِ اصلیِ عثمان ناشدني است. برایِ نمونه آیا املایِ عبارتِ miʾatayn (یعنی عددِ ۲۰۰) در سورهٔ انفال:۶۵ «مایتین» است یا «میتین»؟ در کهن‌ترین دست‌نویس‌هایِ موجود هر دو املا وجود دارند. دشوار است بگوییم کدام یک ارجح است. آیا همچنان به این هم «تحریف‌نشدن» می‌گویند؟ نمی‌دانم.بسیاري این‌طور استدلال می‌کنند که نسخهٔ عثمان کم‌اهمیت است، هر چه باشد نسخهٔ عثمان قرائتِ قرآن که نیست. اما با توجه به دقتِ رونوشت‌اش، به نظر می‌رسد ˺دستِ‌کم˹ مسلمانانِ نخستین آن را کم‌اهمیت نمی‌دانسته-اند، البته که می‌توان با آن‌ها مخالفت کرد.وقتی به قرائتِ قرآن می‌نگریم با پیچیدگی‌هایِ بیش‌تري روبه‌رو می‌شویم. همهٔ قرائاتِ قرآن که امروز در دست داریم از نسخهٔ عثمان پیروی می‌کنند اما به نظر نسخهٔ عثمان مربوط به بیش از یک دهه پس از درگذشتِ پیامبر است. با این اوصاف آیا بازتابي یقینی از قرآنِ پیامبر حساب می‌شود؟بازنگاشتهٔ * صَنعا قرآني دیگر را نشان می‌دهد، قرآني جُدا از مصحفِ عثمان. روایاتِ مربوط به مصاحفِ صحابه نیز بازتاب‌دهندهٔ قرآن‌هایِ دیگر هستند. از دیدگاهِ برون‌دینی دلیلي ندارد که بگوییم مصحفِ عثمان از هر نظر درست‌تر از دیگران است.اتخاذِ روشي فراگیر و گفتنِ این‌که «همهٔ این‌ها قرآن اند اما اجماعِ امّت آرام-آرام بر مصحفِ عثمان قرار گرفت» هم پرسشي به ذهن می‌آورد: حالا «تحریف‌نشده» چه معنایي دارد؟ به‌وضوح امروز دیگر همهٔ ریخت‌هایِ قرآن کاربرد ندارد.وقتي به سنت‌هایِ قرائت رو می‌کنیم و به دو قرائتِ ناهمساز برمی‌خوریم، این پرسش مطرح می‌شود: کدام یک اصلی است؟ البته که پاسخ می‌تواند «هر دو» باشد، اما همیشهٔ خدا راهِ درستي برایِ داوری در این‌باره وجود ندارد.قاریان توافقِ بسیار زیادي بر متن قرآن دارند، حتّا در مواردِ خیلی‌گنگ. در سورهٔ یاسین، عبارتِ «ٮس» را همه‌جا «یس» می‌دانند. در حالي که می‌تواند «بس، تش، ثس، نس، یش، بش، تش، ثش، نش» هم خوانده شود. با این‌که هیچ‌کس حتّا معنیِ این عبارت را هم نمی‌داند اما اجماعِ چشمگیري بر شیوهٔ خواندنش وجود دارد.آیا اجماعِ ۱۰ قاریِ مشهور بر چیزي یعنی لزوماً پیامبر هم آن را همان‌گونه بر زبان می‌آورده؟ نه؛ در تاریخ بسیار پیش آمده که مردم بر چیزي اتفاقِ نظر داشته-اند که بنا به شواهد اصلاً رخ نداده است؛ برایِ یقین داشتن بایستی ایمان داشت.این یعنی هیچ تصوري از قرآني که پیامبر می‌خوانده نداریم؟ نه‌خیر، احتمالاً ایدهٔ خیلی خوبي هم داریم؛ این حقیقت که انواعِ مصاحف (عثمان، صنعا و صحابه) هنوز به هم نزدیک-اند یکي از نشانه‌هایِ آن است.اصلاً بیایید فرض بگیریم که متنِ قرآن کاملاً مصون از تحریف بوده و همهٔ هجاها را یک-به-یک همان‌طور که پیامبر آموزش داده در دست داریم؛ این موضوع همچنان در درستی و نادرستیِ قرآن بی‌اثر است. رمانِ هری پاتر به خوبی (اگر نگوییم کاملاً) از تحریف مصون است و این در درستی‌اش اثری ندارد.بارت اِرمَن (Bart Ehrman، پژوهشگرِ برجستهٔ مسیحیت) نیز هنگامِ بحث دربارهٔ قطعهٔ قرآنیِ بیرمنگام با مثال‌هایي قدري فتنه‌انگیزتر از هری پاتر به این موضوع اشاره کرد. مهم نیست چه متني انتخاب کنیم، این نکته در هر حال پا-بر-جاست. (نوشتهٔ بارت ارمن دربارهٔ قطعهٔ بیرمنگام)قطعهٔ قرآنیِ دانشگاهِ بیرمنگام - از کهن‌ترین دست‌نویس‌هایِ قرآنییک تفاوتِ اسلام با مسیحیت این است که خودِ تحریف‌نشدنِ کُراسه (scripture) تحققِ آن است. از قرآن این طور فهمیده می‌شود که خدا به حفظِ قرآن از تحریف یاری می‌رساند (حِجر:۹). از آن‌جا که خدا کامل است، قرآن هم باید کاملاً از تحریف مصون باشد. برایِ بسیاري از مردم این معجزهٔ اصلیِ قرآن است. اما همان‌طور که نمی‌شود ادعایِ بی‌شمار دینِ دیگر دربارهٔ معجزه را اثبات کرد، این را هم نمی‌توان اثبات کرد. معنایش این نیست که قرآن نادرست است، فقط معنایش این است که من نمی‌توانم به شما بگویم قرآن تحریف‌شده یا نه.امیدوارم این نوشته همه‌چیز را روشن کرده باشد.✍? نویسنده: مَرَین فان پوتِن Marijn van Putten? تاریخِ انتشارِ رشته‌توییتِ انگلیسی: ۱۶ جون ۲۰۲۱ [لینکِ رشته‌توییت]? ویرایش‌هایِ ترجمه:یکمدوم - سه‌شنبه - ۲۵ آبان ۱۴۰۰ - چند ویرایشِ ادبی و زبانی. با تشکر از کاربرانِ محترمِ توییتر ایلیاتی (@Nomad_subject) و Μανουήλ (@Ct4Zp)*بازنگاشته را برابرِ واژهٔ palimpsest نهاده-ام.منابعِ ترجمه:نقل قرائات قرآن، شادی حکمت ناصر، ترجمهٔ الهه شاه‌پسند و ولی عبدیفرهنگ علوم انسانی، داریوش آشوریفرهنگِ برخطِ آبادیس</description>
                <category>علی خمامی پـ.</category>
                <author>علی خمامی پـ.</author>
                <pubDate>Sun, 24 Oct 2021 21:57:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دربارهٔ نامِ الله | مارَین فان پوتِن</title>
                <link>https://virgool.io/mansar/%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%94-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87%D9%94-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%BA%DB%8C%D9%86-%D9%81%D9%8F%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%AA%D9%90%D9%86-rcqsirsgwpvm</link>
                <description>این نوشته بازبینی‌شدهٔ ترجمهٔ فارسی من از رشته‌توییتِ آقایِ مارَین فان پوتِن دربارهٔ نامِ الله است. بنده هیچ تخصصي در این رشته ندارم و منتظرِ نقدهایِ شما هستم.این مقدار روشن است که نامِ خدا در قرآن «الله» است. این را هم می‌دانیم که قرآن آشکارا خدایش را با خدایِ مسیحیان و یهودیان همسان می‌پندارد. بی‌گمان مسیحیان و یهودیانِ عرب‌زبانِ امروزی هم خدا را چنین می‌خوانند. اما این نام از کجا آمده؟واژهٔ الله در یک دست‌نویسگمانِ غالب این است که الله درکشیدگیِ حرفِ تعریفِ اَلـ + اِلٰه «ایزد» است. ( که فرضِ بی‌پایه‌اي هم نیست). این منشأ بس‌محتمَل است لاکن بی‌اشکال هم نیست. این افتادنِ همزه و کسره (و افزوده‌شدنِ نرم‌کامیدگی) بی‌قاعده است.در عربیِ کلاسیک حاصلِ موردِ انتظار از اَلـ + اِلٰه به سادگی اَلاِلٰه خواهد بود نه الله. شاید ریشه‌شناسیِ این نام «خداوند، The God» باشد اما معنایش «خداوند» نیست، همان‌گونه که نامِ «Peter» به گوشِ یک انگلیسی‌زبان «سنگ» معنی نمی‌دهد. https://en.wiktionary.org/wiki/%CF%80%CE%AD%CF%84%CF%81%CE%B1#Ancient_Greek دِیوید تِستِن در مقاله‌اي هوشمندانه، دربارهٔ یک تغییرِ آواییِ *بسیار* خاصِ مشروط می‌نویسد تا علتِ درکشیدگیِ الاله ← الله را توجیه کند (اغلب چنین می‌کند). او به درکشیدگیِ مشابهي اشاره می‌کند که شاید کاربستِ النّاس «مردم، the people» به جایِ اُناس «مردمان، people» را هم توجیه کند.با آنچه گفته شد شاید بتوانیم در غالبِ موارد الله و النّاس را توجیه کنیم، اما هنوز توضیحي برایِ چراییِ ظاهر شدنِ تکیه بر حرفِ لام در لفظِ جلاله نداریم.از همه مهم‌تر این‌که: الله *نامِ خاصِ* خداست نه روشي برایِ گفتن «خداوند، The God» (در صورتِ دوم می‌شد اَلاِلٰه)چنان که گفتم، یهودیان و مسیحیان، از قرونِ وسطا تا به امروز خدای‌شان را الله می‌خوانده اند.اما دربارهٔ کاربردهایِ اَلاِلٰه و الله در زمانِ پیش از اسلام چه می‌دانیم؟ آیا الله برایِ خدایِ یهودی و مسیحی استفاده می‌شده؟ کاربردِ اَلاِلٰه چه بوده؟در سال‌هایِ اخیر سنگ‌نبشته‌هایِ مسیحیِ بیش‌تر و بیش‌تري به دست‌مان می‌رسند که هرگاه خدایِ مسیحی را فرا می‌خوانند تنها یک نام دارد و آن الله *نیست*، به جایش وی را پیوسته اَلاِلٰه می‌خوانند.این نام در ریختوارهٔ ذَکَرَ اَلاِلٰه «خدا ... را یاد کُناد» یافت می‌شود. ⌝احمد⌜ الجلّاد به تازگی یک مورد از چنین سنگ‌نبشته‌هایي منتشر کرده که به نظر به دورانِ آغازینِ اسلامی باز می‌گردد! (مقالهٔ مربوطه از الجلّاد)ذکر الاله یزیدو الملکتا این‌جایِ کار هیچ نمونه‌اي نداریم که یک مسیحی خدایِ مسیحیِ خود را الله بخواند. همیشه اَلاِلٰه.پس الله چه می‌شود؟ آیا پیش از اسلام نبوده؟ در حقیقت پیاپِی به کاربستِ این نام گواهی داده شده!سنّت ⌝اسلامی⌜ به ما می‌گوید که نامِ پدرِ خودِ حضرتِ محمد، عبدالله «بندهٔ الله» بوده. اگر این موضوع ⌝واقعیتي⌜ تاریخی باشد نشان می‌دهد که چنین نامي کاربرد داشته. در واقع همین نام در کنارِ دیگر نام‌هایِ الله‌دار به عرب‌هایِ نَبَطی داده شده.1. zbdw br zyd ʾlhy /zaydu ʾAllāhi/ زَیدُ اللهی2. ḥb ʾlhy /ḥuḅḅu ʾAllāhi/ حُبُّ اللهی3. ʿbd ʾlhy /ʿabdu ʾAllāhi/ عبدُ اللهی4. šʿd ʾlhy /saʿdu ʾAllāhi/ سعدُ اللهیبا این حال نبطیان می‌توانستند به‌راحتي هر خدایِ دیگري را هم با الله جایگزین کنند، زین روی نام‌هایي مانندِ عبدُ مَنوتی «بندهٔ مَنات» (ʿbdmnwty) نیز به چشم می‌خورد!پُرواضح است که نامِ عبدالله در بافتاري کافرکیشانه (pagan) ظاهر می‌شود و این موضوع در سنگ‌نبشتهٔ En Avdat که وقفِ شاهِ نبطیِ خدا-انگاشته، اُبُدَس (عُبَیدَه) شده حتا واضح‌تر است. در آن‌جا نگارندهٔ سنگ‌نبشته خویشتن را گَرَمُ اللهی (grmʾlhy) می‌خواند.در این سنگ‌نبشته‌هایِ نبطی هیچ چیزي نیست که نشان دهد الله همان خدایِ یهودیان و مسیحیان است و ازریابیِ جایگاهش در ایزدستان‌ها دشوار است.با آن‌که الله در نام‌هایِ خدادار رایج است اما (به باورِ من) هیچ‌گاه فراخوانی نمی‌شود.قضیهٔ نویسندگانِ سنگ‌نبشته‌هایِ عربیِ صفائی دیگرگونه است. در این سنگ‌نبشته‌ها، الله گهگاهی فراخوانده می‌شود، اما همواره در کنارِ ایزدانِ دیگر و این ایزدانِ دیگر خـــــــــــــیــــــــلــــــــی بیش از الله فراخوانده می‌شوند.(منبعِ آمارِ زیر)بسامدِ نامِ ایزدان در فراخوانه‌هابه دیگر سخن، اللّاتِ نام‌آشنایِ قرآنی (نجم:۱۹) ۳۶ بار بیش از الله تکرار می‌شود.این کم‌هواداری نشان می‌دهد که او به‌هیچ‌روی چهره‌اي محوری در ایزدستان نبوده.برپایهٔ داده‌هایِ موجود، گویا «مشرکونِ» قرآنی چنین نبوده اند. آن‌ها ایزداني را با خدایِ اصلیِ یگانهٔ عهدِ عتیق همتا می‌گرفته اند.به هر روی ⌝دستِ‌کم⌜ آن‌ها (=عرب‌هایِ صفائی) بیش‌تر الله را با اللّات همتا می‌گرفته‌اند نه برعکس.در هیچ یک از ۴۱ گواهِ یادشده ⌝در نمودارِ بالا روبه‌رویِ الله⌜ دلالتي بر یکسان دانستنِ اللهِ صفائی با خدایِ یهودی یافت نمی‌شود (خیلی از سنگ‌نوشته‌ها احتمالن پیشا-مسیحی هستن و هنوز نمی‌شه با خدایِ مسیحی یکسان دونست‌شون ?).جهتِ یادآوری: مسیحیانِ عرب‌زبانِ سدهٔ ۶-اُمی خدای‌شان را الله *نمی‌خواندند* بلکه او را اَلاِلٰه می‌خواندند.عرب‌هایِ کافرکیش (pagan) در حوالیِ سدهٔ یکمِ ق.م. و سدهٔ یکمِ ب.م. خُرده-ایزدی به نامِ الله در ایزدستانِ خود می‌شناختند و روشن نیست که او را با خدایِ یهودی همسان می‌پنداشته اند یا نه.با این اوصاف آیا قرآن نخستین منبعي‌ست که نامِ الله را به خدایي یگانه ربط می‌دهد؟ نه، در سال‌های اخیر سر-و-کلهٔ سنگ‌نبشته‌هایِ عربیِ بیش‌تر و بیش‌تري، احتمالن مربوط به سدهٔ ششم، در حِجاز پیدا می‌شود که به نظر الله را فرا می‌خوانند.برایِ نمونه، سنگ‌نبشتهٔ بسیار جذابِ عبد شمس فراخوانهٔ بِسمِکَ اللّهُمَّ «به نامت ای خدای» را در خود دارد. فراخوانه‌اي که سنّتِ اسلامی آن را برایِ الله از زمانِ پیش از اسلامْ خوب در خاطر دارد. https://twitter.com/shahanSean/status/1003055345026195457?s=20 البته این سنگ‌نبشته هم با قاطعیت نمی‌گوید که این الله دارد با خدایِ مسیحی یا یهودی یکسان‌پنداری می‌شود یا نه، اما روشن است که بعدها به یکسان‌پنداشتنِ الله به عنوانِ ایزدِ محوری در حجاز می‌انجامد.در سنگ‌نبشته‌اي به خطِ سرهمِ عربیِ جنوبیِ باستان، الله فرا خوانده شده و به‌روشنی با خدایِ عربیِ جنوبی، رحمان، همسان شده. رحماني که قطعن خدایِ مسیحیان و یهویان پنداشته می‌شده. البته این همسانی در بَسمَلَه قرآنی هم دیده می‌شود.به نامِ الله، [همان] رحمان - بر ما رحمت آور ای خدایِ آسمان‌ها - از بخششت روزیمان ده - از گوهرش (گوهرهٔ خِرَد) ببخشمان تا برشماریم روزهایمانبرایِ جمع‌بندی:۱. الله شاید از اَلاِلٰه «خداوند، the God» آمده باشد اما با عبارتِ «خداوند» یکی نیست. نامي خاص است.۲. مسیحیان پیش از اسلام خداوند را الاِلٰه می‌خواندند.۳. کافرکیشان در حوالیِ سالِ صفر، خدایي به نامِ الله می‌شناختند.۴. در زماني پیش از اسلام این دو با هم یکی شدند.منابع برایِ ترجمه:راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی نوشتهٔ شادروان آذرتاش آذرنوشویکی‌پدیای انگلیسیفرهنگِ علومِ انسانی (ویراستِ سوم) نوشتهٔ داریوش آشوریفرهنگ‌هایِ برخطِ واژه‌یاب و آبادیس</description>
                <category>علی خمامی پـ.</category>
                <author>علی خمامی پـ.</author>
                <pubDate>Thu, 21 Oct 2021 23:35:08 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>