<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علی یزدانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aliyazdani</link>
        <description>یاداشت های پراکنده ی من</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 05:07:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/52823/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علی یزدانی</title>
            <link>https://virgool.io/@aliyazdani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>قراردادم به بلوکارت میرسه یا نه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aliyazdani/%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-l8jjrg2g6ag6</link>
                <description>امروز داشتم برای یکی از دوستان در مورد جواب این سوال جستجو میکردم که رسیدم به این چارت جالب، بنظرم خیلی شفاف و ساده پروسه رو توضیح داده. https://www.apply.eu/BlueCard/Germany/Germany.pdfدو تا لینک در عکس هم اینها هستند: https://anabin.kmk.org/no_cache/filter/hochschulabschluesse.htmlhttps://www.anerkennung-in-deutschland.de/html/de/موفق باشید. </description>
                <category>علی یزدانی</category>
                <author>علی یزدانی</author>
                <pubDate>Thu, 16 Apr 2020 20:32:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقوق درخواستی شما چقدر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@aliyazdani/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-qf3h7cgl9vnj</link>
                <description>خُب بریم چندتا نکته در مورد این سوال اساسی. بنظرم این سوال خیلی سوال اساسی هست و نباید ساده از کنار جوابش گذشت. پس لطفا براش جواب مناسب و منطقی داشته باشید.سوال حقوق درخواستی شما در زمان مصاحبه: چیزی که من اینجا در روند مصاحبه دیدم تاثیر داره جواب شما به سوال حقوق درخواستی  شما هست. پیشنهاد میکنم حتما با توجه به کشور و شهر و موقعیت شغلی یه عدد  اماده کرده باشید. من در شرکت خودمون در روند چند استخدام بودم و وقتی این  سوال پرسیده میشه اینکه عدد مشخص نداشته باشید دو تا پیام داره:الف - شخص شناخت درستی از موقعیت پیشرو نداره.ب - شخص در حال حاضر میخواد یه جا رو با کمترین عدد هم که شده اوکی کنه و بعدش که آمد میگرده دنبال یجای بهتر. اینها نتیجه گیری هایی هست که من از فیدبک HR خودمون در طول چند مصاحبه که درشون شرکت داشتم، دیدم و روند یک مصاحبه رو تغییر داده. خُب بریم دنبال یه روش برای پیدا کردن جواب برای این سوال.۱) حقوق:یکی از سایت هایی که میشه برای این موضوع استفاده کرد، وبسایت زیر هست.https://www.salaryexpert.com/salaryکافی پوزیشن موردنظر رو به همراه شهر یا کشوری که میخواید داخل جستجو کنید. یکی دیگه از این وبسایت ها هم Glassdoor هست. https://www.glassdoor.com۲)‌هزینه های زندگی:یکی از مورادی که باز باید مورد توجه قرار بدید هزینه های زندگی در یک شهره. برای این مورد میتونید از وب سایت زیر استفاده کنید. https://www.numbeo.com/common/کافیه اسم شهر رو داخل این وب سایت جستجو کنید. حرف آخر:در مورد جواب به سوال اصلی باید این نکته رو عنوان کنم که اصولا HR ها از شرایط نسبتا سخت ما با خبر هستند و انتظار دارن تا حدودی بتونن یک نیروی خوب رو از ایران با رقم پایین تر از نرخ هایی که توی این سایت ها می بینیم به اینجا بیارن. اما نکته و حرف اصلی من اینکه برای جواب به سوال هدف داشته باشید و نشون بدید که با در موردش مطالعه کردید و آگاه هستید. امیدوارم با عدد دلخواهتون به مقصد دلخواهتون برسید و موفق باشید. </description>
                <category>علی یزدانی</category>
                <author>علی یزدانی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 01:35:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه من - قسمت سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@aliyazdani/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-wap1w3kbd2lq</link>
                <description>همونطور که در قسمت اول گفتم؛  راه من داستان مهاجرت من به آلمان رو در یک سلسله نوشته، شرح میده. از  همون اول ماجرا، یعنی از زمان وقت گرفتن برای سفارت، آماده کردن مدارک و  آمدن به آلمان و کار پیدا کردن و هر اتفاقی که این وسط افتاده.! توجه: این مطلب برای اونهایی که فقط دوست دارن از خوبی های آلمان بخونن و بشنون، مناسب نیست.در قسمت قبل رسیدیم به ماجرای مصاحبه ی سفارت و حالا...اولین تماس گرفته شد اما...حدودا دو هفته بعد از سفارت رفتن، صبح پنجشنبه از سفارت یه تماس با من گرفته شد و بهم گفتند که نیاز به مدرک ZAB هست. اما خُب هنوز جوابی از زاب نرسیده بود. بنابراین بهم گفتن یه ایمیل بزن بهمون و ماجرا رو توضیح بده. من ۱۸ نوامبر ۲۰۱۸ (۲۷ آبان ۹۷) ایمیل زدم به سفارت و موضوع رو مطرح کردم. (و البته یه ایمیل یادآوری هم ۲۱ نوامبر ۲۰۱۸ (۳۰ آبان ۹۷) زدم.) سفارت در همون روز ۲۱ نوامبر جوابم رو داد و گفت: vielen Dank für Ihre Mail.Sie sollen bitte bis 01.02.2019 die fehlende Unterlage nachreichen.ماجرای زاب...قبلا گفته بودم که من ZAB رو اینطور معرفی میکنم،زاب، مدرکی از سوی یک موسسه در آلمان که کارش اعتبارسنجی مدارک دانشگاهیست.من در تاریخ ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸ (۳ مهر ۹۷) فرم درخواست زاب رو در سایتش پر کردم و ایمیل تایید رو دریافت کردم و مدارکم رو روز بعد از طریق DHL ارسال کردم. روز ۲ اوکتبر ۲۰۱۸ (‌۱۰ مهر ۹۷) ایمیلی دریافت کردم که نوشته بود مدارکم رو ۲۸ سپتامبر ۲۰۱۸ ( ۶ مهر ۹۷) دریافت کرده اند و الان باید ۲۰۰ یورو بابت هزینه ی ارزیابی واریز کنم تا کارم رو شروع کنند و نکته ی قابل توجهش این بود کهSobald die Gebühr bei uns eingegangen ist, werden wir mit der Bearbeitung Ihres Antrags beginnen.از یکی از دوستان خارجی خواستم تا این کار رو برام انجام بده و من هزینه رو بصورت یورو بهش پرداخت کنم. روز ۳ اوکتبر ۲۰۱۸ این کار انجام شد و با پیگیری زیاد زاب ۱۸ اوکتبر ۲۰۱۸ (۲۶ مهر ۹۷) تایید کرد که مبلغ رو دریافت کرده و سه ماه انتظار رسما شروع شد.در ضمن؛ مجموعا من ۲۱۷ یورو با هزینه ی انتقال پرداخت کردم. یکی دو بار سعی کردم تا باهاشون ارتباط برقرار کنم و قانعشون کنم که کارم رو سریعتر انجام بدند اما هربار این جوابی بود که میدادند:Thank you for your email.As stated on our website, the processing time for a statement of  comparability is three months from the date of receipt of the fee and  all necessary documents.Thank you for your patience.پایان ۳ ماه دقیقا میشد ۱۸ ژانویه ۲۰۱۹ (۲۸ دی ۹۷)؛ یادمه از فرداش شروع کردم بهشون ایمیل زدن و وقتی دیدم جواب نمیدن باهاشون تماس گرفتم، موضوع رو مطرح کردم شماره پروندم رو گرفت و چک کرد و گفت:اوو این درخواست فراموش شده و قول داد که حداکثر تا یک هفته دیگه جواب رو بفرستند. در تاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۱۹ ( ۲ بهمن ۹۷) در جواب ایمیل پیگیری این جواب رو دریافت کردم:the processing of your credential evaluation is  already completed. We will send you your documents as soon as possible  to the following address: خُب خیالم راحت شد که کارم انجام شده و ارسال شده اما مطمئن بودم به تاریخ سفارت نمیرسه واسه همین یه ایمیل دیگه بهشون زدم و درخواست soft-copy کردم و اونها هم برام در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۹ ( ۴ بهمن ۹۷ ) فرستادن. همون موقع واسه سفارت روی ایمیل مطرح کردن ماجرای زاب فراستادمش. یک قدمی ویزامن نقص مدرک رو ۲۵ ژانویه ۲۰۱۹ (‌۵ بهمن ۹۷) {قبل از پایان مهلت داده شد} فرستاده بودم برای سفارت اما از سفارت هیچ جوابی نگرفته بود. ۲۷ ژانویه ۲۰۱۹ (۷ بهمن ۹۷) در یک ایمیل جداگانه نتیجه رو برای سفارت ارسال کردم.ظهر روز ۶ فوریه ۲۰۱۹ (۱۷ بهمن ۹۷) تقریبا ساعت ۲.۵ بعدازظهر بود که از سفارت تماس گرفتند و گفتند:- آقای علی یزدانی؟+ بله بفرمایید- با درخواست ویزای شما (مکث طولانی) موافقت شده. با بیمه ی مسافرتی چه روزی میتونید بیاید و بگیریدش؟ و قرار بر این شد من صبح روز ۱۲ فوریه ۲۰۱۹ (۲۳ بهمن ۹۷) با پاسپورت، رسید صندوق و بیمه ی مسافرتی ۷ صبح برم سفارت.یادمه یه بیمه ی ۱۸۰ روزه از بیمه ی ملت با پوشش ۶۰ هزار یورو گرفتم و رفتم سفارت. مسئول صندوق مدارک رو چک کرد و ازم پرسید که چه تاریخی رو برای شروع بزنه و من تاریخ ۱۴ آپریل ۲۰۱۹ (۲۵ فروردین ۹۸) رو گفتم. ظهر حدود ساعت ۲ رفتم و پاسپورتم رو تحویل گرفتم.الان داشتم ایمیل هام رو چک میکردم تا تاریخ ها و اتفاقات رو مرور کنم دیدم چه دوران پر استرسی رو تجربه کردم. براتون آرزوی روزهای آرام و خوبی دارم تا قسمت بعدی...</description>
                <category>علی یزدانی</category>
                <author>علی یزدانی</author>
                <pubDate>Mon, 23 Sep 2019 23:54:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه من - قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@aliyazdani/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-pcy5uuuf3zhy</link>
                <description>مقدمههمونطور که در قسمت اول گفتم؛ راه  من داستان مهاجرت من به آلمان رو در یک سلسله نوشته، شرح میده. از همون  اول ماجرا، یعنی از زمان وقت گرفتن برای سفارت، آماده کردن مدارک و آمدن به  آلمان و کار پیدا کردن و هر اتفاقی که این وسط افتاده.! توجه: این مطلب برای اونهایی که فقط دوست دارن از خوبی های آلمان بخونن و بشنون، مناسب نیست.در قسمت اول رسیدیم به ماجرای رفتن به سفارت و حالا...روز موعودصبح روز ۱۰ اوکتبر ۲۰۱۸ ( ۱۸ مهر ۹۷) حوالی ساعت ۵:۳۰ صبح از خواب بیدار شدم و ساعت ۶:۴۵ صبح جلوی شماره ی ۲ در سفارت و در صف تایید مدارک بودم. از آنجایی که باید برای شناسنامه و مدرک تحصیلی (آخرین مدرک تحصیلی) تاییدیه از سفارت میگرفتم و البته تلاشم برای گرفتن وقت قبلی نافرجام مانده بود، صبح روز مصاحبه در صف حاضر شدم و اسمم رو نوشتم. (هر چند که کسی به آن برگه اعتنایی نکرد) ساعت ۷ صبح در باز شد و ابتدا آنهایی که وقت قبلی داشتن راه داده شدند. بعد از آن نوبت به ورود کسانی رسید که در آن روز وقت مصاحبه داشتند، آنها هم بر اساس زمان مصاحبه برای تایید به داخل هدایت میشدند. نوبت مصاحبه ی من ساعت ۱۱ صبح بود و برای همین بعد از چند نفر حوالی ساعت ۸:۳۰ رفتم برای تایید مدارک. مدرک تحصیلی و شناسنامه را تحویل دادم و مبلغ ۷۵ یورو بصورت نقدی (فکر میکنم از ۵ مهر قرار شده بود که دیگه مبلغ رو نقدی به یورو دریافت کنند) پرداخت کردم و از آنجایی که پروسه ی تایید کمی شلوغ بود ازم خواسته شد ساعت ۱۰ برای دریافت مدارک مراجعه کنم.وقت مناسبی برای خوردن صبحانه بود، رفتم و حوالی ساعت ۱۰ به جلوی در برگشتم.کنجکاویم نجاتم داد!وقتی مدارک رو دریافت کردم بیرون آمدم و به درب شماره ی  ۳ (دیگری که برای ورود مصاحبه است) رفتم، یه لحظه با خودم گفتم بزار این مهر تایید مدارک رو نگاه کنم ببینم چه شکلی هست اصلا. کاغذ ها رو زیر و رو کردم، نبود که نبود!! اثری از مهر جدیدی نبود. سریعا به جلوی درب تایید مدارک رفتم و موضوع رو با نگهبان مطرح کردم، اجازه دادن داخل برم و دوباره مدارکم رو گرفتن که بررسی کنند با ۲۰ دقیقه ای انتظار مدارک رو بهم دادن و راهی درب ورود به قسمت مصاحبه شدم.لحظه های به یاد ماندنیبعد از چک شدن و اجازه ی ورود،‌وارد سالن انتظار شدم. یک باجه برای ویزاهای کاری، جستجوی کار، پیوست و سرمایه گذاری بود. فقط یک باجه! پاسپورتم رو تحویل دادم تا نوبتم بشه. نشستم و با اضظرابی فراوان داشتم صحبت های بقیه رو گوش میدادم و در عین حال مدارکم رو بررسی و مرتب میکردم. نوبتم ساعت ۱۱ بود اما تا نوبت بهم برسه شد ساعت ۱۳:۳۰. مدارکم رو تحویل دادم چند سوال شد و من سعی کردم کوتاه جواب بدم و بعد به صندوق رفتم، به صندوق رفتم و مبلغ ۷۵ یورو رو نقدا پرداخت کردم و رسید صندوق رو دریافت کردم. این رسید حالا گواهی بر انجام یکی از تسک های زندگیم بود. با خوشحالی از سفارت بیرون زدم و چند قدمی رو پیاده طی کردم. قدم های اول با رویا پردازی محض توام بود و قدم های آخر با فکر های منطقی تر.تجربیات من از مصاحبهمن قبلا تجربیات مصاحبه ام رو نوشتم و منتشر کردم اما انتشار دوبارش در آخر این قسمت رو خالی از لطف نمی بینم. ۱- پس از تایید مدارک مهر رو چک کنید که روی مدارک خورده باشه. روی یک دسته از مدارک روی یک صفحه مهر هم کفایت میکنه. من ۱۰ مدارک رو گرفتم امدم بیرون دیدم مهر جدیدی نیست دوباره رفتم داخل و بعد از نیم ساعت بهم برگردوندند.( این موضوع هم ظاهرا بخاطر این بود که یک نفر اونجا داد و بی داد راه انداخته بود و جو رو به شدت بهم ریخته بود)۲- مدارکتون رو به ترتیب فایل قرار بدید و از گذاشتن توی کاور پلاستیکی خودداری کنید چون هی کاورها رو بر میگردونه و میگه اینا چیه دیگه.( من به هر دسته یکی گیره کاغذ قفلی زده بودم بدون کاور)۳- از گذاشتن هرگونه مدارک اضافه خودداری کنید.( امروز یه نفر رزور هواپیما و سند ملکی گذاشته بود)۴- اینکه بگید فلانی سلام رسوند اصلا چیز خوبی نیست( البته از نظر من چون شاید فکر کنن که چرا داره این رو مطرح میکنه)۵- برای هزینه های تایید مدارک و صندوق بخش مصاحبه حتما یورو همراه داشته باشید و حتی الامکان چند برگ اسکناس داشته باشید که اگر با دستگاه چک کرد و تایید نکرد یکی دیگه ارائه کنید.( امروز برای دو نفر در قسمت تایید این اتفاق افتاد)۶- سوالات رو با اعتماد به نفس و صداقت جواب بدید و از دادن توضیحات اضافه خودداری کنید.۷- در بالای باجه یه برگه از صفحه ی اول فرم سفارت زده بود و نوشته بود، آدرس و کد پستی محل سکونت رو در حاشیه ی سفید پایین فرم به فارسی بنویسید. (البته فقط روی دسته ی دوم مدارک)۸- فرم درخواست ویزا رو تکمیل کنید و امضا کنید.( امروز یک نفر اصلا فرم رو پر نکرده بود)۹- از تمام مدارکی که در دسته ی اول دارید یک سری کپی کامل ( کپی ساده کفایت میکنه) به عنوان دسته ی دوم داشته باشید.تاکید میکنم همه ی مدارک.( اگر مدرک تحصیلی و شناسنامه رو هنوز تایید نکردید از باقی مدارک کپی رو تهیه کنید ( هزینه ی هر صفحه کپی داخل سفارت ۵۰۰ تومن بود) و بعد از تایید اگر وقت دارید بیرون سفارت و اگر هم وقت ندارید داخل یک سری کپی آماده کنید و برای دسته ی دوم قرار بدید.)۱۰ - دوستان ملاک مدارک فایل خود سفارت هست و فقط اون رو مد نظر داشته باشید.۱۱- من مدرک دانشگاه و ریز نمرات رو یک پلمپ زده بودم و به عنوان یک سند شناخته شد و ۴۵ یورو پرداخت کردم اما دوستانی بودن که جداگانه ارائه کردن و ۲ تا ۴۵ یورو ازشون اخذ شده.۱۲- از ایمیل سفارت پرینت بگیرید برای ورود نیازه ( امروز چند نفر فقط از صفحه ی confirmation  وقت مصاحبشون پرینت گرفته بودن، که قابل قبول نبود و body ایمیل رو میخواستند)۱۳- آفیسر آخرین مدرک تحصیلی رو خواست (یک نفر حتی دیپلمش رو هم گذاشته بود که همه رو بهش برگردوندن و گفتن نیاز نیست و فقط آخرین مدرک رو نگه داشتن)و این پایان قسمت دوم از راه من است.</description>
                <category>علی یزدانی</category>
                <author>علی یزدانی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 02:03:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه من - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/applymag/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-gkp2fjmbpviu</link>
                <description>مقدمهراه من داستان مهاجرت من به آلمان رو در یک سلسله نوشته، شرح میده. از همون اول ماجرا، یعنی از زمان وقت گرفتن برای سفارت، آماده کردن مدارک و آمدن به آلمان و کار پیدا کردن و هر اتفاقی که این وسط افتاده.! توجه: این مطلب برای اونهایی که فقط دوست دارن از خوبی های آلمان بخونن و بشنون، مناسب نیست.شروع ماجرااولین جرقه های مهاجرت در ذهنم بر میگرده به سال ۹۴ و صحبت با دوستم (پیمان) در مورد آلمان،‌ یه مدت که موضوع رو پیگیری کردم با تغییر شرایط زندگی و کاری به تهران امدم و در یک شرکت بزرگ ( که شاید خیلی ها بدونن) مشغول کار شدم. اینجا بود که دیگه تغییراتی که به سبب اوضاع کار و همچنین مهاجرت از اصفهان به تهران داشتم، تا حدودی آتش مهاجرت رو در من خاموش کرد. حدودا دوسال میگذشت تا اینکه دوباره به موضوع فکر کردم البته که صحبت با همکارام و دوستام هم بی تاثیر نبود. دسامبر ۲۰۱۷ آتش زیر خاکستر روشن شد و من در ۱۳ دسامبر ۲۰۱۷ (۲۲ آذر ۹۶) درخواست وقت سفارت رو ثبت کردم. حس عجیبی از اون موقع داشتم و حسی توام با خوشحالی و شک. شکی از درستی راهی که میخوام طی کنم. با این جمله که &quot;حالا تا اون موقع وقت هست&quot; خودم رو آروم کردم و هیچ خبر نداشتم چه اتفاقی در شروف وقوع هست. اوضاع عوض شداتفاق افتاد؛ درست چند ماه بعد از گرفتن وقت سفارت، اوضاع ارزی نابسامان شد و در پی اون موج مهاجرت از کشور بیشتر و بیشتر می شد. اونجا اولین جایی بود که از درستی کاری که انجام دادم مطمئن شدم. تا اون موقع هیچ کاری نکرده بودم غیر از همین وقت سفارت. هر روز میشنیدم و میخوندم که صف داره طولانی تر میشه و درخواست های جدیدتر انتظار طولانی تری رو باید سپری کنند. مدارکم کو؟شده بود خرداد ۹۷ و من شروع کردم به جمع آوری مدارک مورد نیاز،‌رفتم دانشگاه دنبال کارشناسیم و مدرکم رو گرفتم از طرفی باید برای گرفتن مدرک کاردانیم به تهران مراجعه میکردم. رفتم اما اتفاق بدی افتاد، دانشگاه برای حل مشکل برق در تابستان تا ۱۵ شهریور تعطیل کرده بود. ( از اون اتفاقات نادر که فکر کنم نمونه ی دیگه ای نداشته باشه) به ناچار تا ۱۵ شهریور صبر کردم. بلاخره موفق به دریافت مدرک شدم و فورا برای درخواست مهر &quot; سازمان امور دانشجویان (وزارت علوم)&quot; اقدام کردم. حدودا ۱۵ روزی منتظر تایید های مختلف بودم و با پیگیری تونستم مدارکم رو ممهور به مهر وزارت علوم کنم. حالا میشد واسه ترجمه و تائید دادگستری و امورخارجه اقدام کرد. در ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۸ ( ۵ مهر ۹۷) ایمیل دوم رو دریافت کردم و شوکه شدم!! برخلاف همه ی دوستانی که از زمان دریافت ایمیل دوم تا روز مصاحبه حدودا ۳۰ تا ۴۵ روز فرصت داشتن، من باید برای ۱۰ اوکتبر ۲۰۱۸ ( ۱۸ مهر ۹۷) میرفتم سفارت برای مصاحبه. یعنی من باید ۱۳ روز دیگه برم سفارت؟؟!!یه مترجم خوب پیدا کردم که همه ی مدارکم رو در سریعترین زمان ممکن ترجمه و تائید کرد. همه چیز آماده شده بود. جز مدرک زاب (ZAB) ( من زاب رو اینطور تعریف میکنم که؛ مدرکی از سوی یک موسسه در آلمان که کارش اعتبارسنجی مدارک دانشگاهیست). بله من زاب نداشتم، حتما بهش نیاز داشتم و وقت هم برای گرفتنش نبود. گرفتن زاب در شرایطی که شما قرارداد نداشته باشید به گواه سایت زاب ۳ ماه زمان میبره. نهایتا من تصمیم گرفتم (البته که مجبور بودم) بدون ZAB به سفارت برم و نقص مدرک بخورم.این بود قسمت اول راه من، راهی که پیمودم.</description>
                <category>علی یزدانی</category>
                <author>علی یزدانی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2019 00:24:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرش قرمزی در کار نیست</title>
                <link>https://virgool.io/@aliyazdani/%D9%81%D8%B1%D8%B4-%D9%82%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vf8neoz5e7rj</link>
                <description>مقدمهامروز دقیقا دو ماه و یک روز از حضور من در برلین میگذرد. سفری که برای ساخت یک زندگی جدید و ایجاد تغییرات در آنچه من در زندگی فردی و کاری دنبال میکنم، آغاز شده، سفری با هیجان و انتظار های پیش از شروع. سفری که پیش از شروع باید خیلی سبک سنگین کنیم و بعد از آن فقط حرکت نه خسته شویم و نه نا امید. شاید تا حدودی از عنوان نوشته هم مشخص باشد، قرار نیست من فقط شما را به سفری در میان نکات مثبت اینجا ببرم بلکه دلم میخواهد تا از واقعیتی بنویسم که با آنها رو به رو شدم.کمی آب بنوشید و بعد...اینجا برای من که تجربه ی قبلی از سفر به اروپا نداشتم، در شروع پر از زرق و برق های کم نظیر بود، راه که می رفتم فکر میکردم که در آینده چه خواهم کرد و چه فرصت هایی را که با در خارج نبودنم از دست داده ام. حمل و نقل عمومی، آزادی، فروشگاه ها و ... اینها چیزهایی هستند که در اول واقعا به چشم می آیند و کم کم عادی خواهند شد. من برای سفرهای درون شهری اغلب از اتوبوس و ترام استفاده میکنم تا شانس دیدن شهر را به عبور از خیابان های مختلف بدست آورم. برلین در نوع خود شهر بزرگ و پهناوری است و از فرهنگ های مختلف آدم در این شهر می بینید. شهر آزاد است و شما می توانید بی پروا باشید (البته تا حدود قانون). متروی اینجا اغلب کثیف است و بوی نامطبوعی در برخی ایستگاه ها به مشام می رسد. قطار و اتوبوس تاخیر هم دارند و گاهی در هم بر هم بودن را حس می کنید. خلاصه که بگذارید کمی این هیجان اول کم شود، پس کمی آب بنوشید و بعد...کمربند ها را محکم ببندیدبرای شروع در اینجا روی دو چیز بیش از هر چیزی حساب کنید، یک روی خودتان و دوم پول توی جیبتان!اگر کمکی خواستید سراغ آدم های قدیمی تر اینجا بروید، آدم های با مدت حضور کم (زیر یکسال، مگر اهل مطاله باشند) و همه چیز دان گزینه های خوبی نیستند. چرا که خودشان هنوز در التهاب مهاجرت و شوک فرهنگی آن هستند و اغلب ناخواسته شما را از هدف دور میکنند. روی آدم های درست حساب باز کنید تا غافلگیر نشوید.معجزه اتفاق می افتد!!هفته های اول تنهایی به من فشار می آورد و اینکه در اینجا کسی را نداشتم،‌ سعی می کردم بیرون بروم و کمی خودم را با گشت در شهر مشغول کنم و از طرفی منتظر طی شدن روند های اولیه بودم تا بتوانم کار خودم رو شروع کنم. یکم ماه می ۲۰۱۹ برای من روز بزرگی بود. رفقایی که در آن روز پیدا کردم در سخت ترین شرایط اینجا من را حمایت کردند. برای من این یک معجزه بود رفاقتی که از یک توییت شروع شد.از هم فراری هستیمبله؛ ما ایرانی ها اینجا هم از هم فراری هستیم و هیچ اجتماع بزرگی از ما نیست، چیزی که حتما تمام آنهایی که اینجا هستند به آن فکر کرده اند و مزایا و معایبی را برای آن بر شمرده اند. ولی چیزی که میبینی خیلی وقت ها نشستی روی یک نیمکت و دو نفر نیمکت بغلی میفهمند ایرانی هستی و خُب نتیجه تا حدودی از قبل قابل پیش بینی است. میروند جای دیگری می نشینند. با هرکسی که در این مورد صحبت میکنی حرفی دارد اما هنوز ما از هم فراری هستیم.خلاصه که فرش قرمزی در کار نیست، فقط شاید آسمان آبی تر دیده شود.بدرود</description>
                <category>علی یزدانی</category>
                <author>علی یزدانی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Jun 2019 23:26:29 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>