<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های allameh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@allameh_fa</link>
        <description>آدم برفی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:16:00</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1504988/avatar/Ntt5mS.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>allameh</title>
            <link>https://virgool.io/@allameh_fa</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اگر حق نباشد ،هر چیزی می تواند باشد</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D8%AD%D9%82-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%D9%87%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-pi4uzpu5c2ax</link>
                <description> حرف ها اگر حق نباشند ،اگر خدایی نباشند اگر درست نباشد ،خوب ،می تواند هر چیزی باشد که درست نیست که حق نیست باطل است ،دروغ است ریاست .اگر حق نباشدمی توان به آن شک کرد می توان نامش را   هر چیزی  گذاشت   تو  بگو چند درصد از حرفات حق بود یا من بگویم  درصد نمی خواهد حرف حق را نمی توان زد سخت می زنن حرف حق تلخه پنهانش می کنند بین ریاکاری بین فریب ها گم می شود ان وقت هست که همه نقاب زده اند کسی نمی داند کدام حق است کدام ریا ...فقط یک راه درست است و یک راه به خدا می رسد بقیه راه ها نامش را هر چه می خواهی بزار ..</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Thu, 21 Aug 2025 21:18:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خورشیدتنهاست</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA-unhajhj3eyr2</link>
                <description>...هیچ کس او را نشناخت ، او آشنایی بود غریب ،عقل های کوچک ما گنجایش چنین انسان بزرگی را نداشت...او بزرگ بود بزرگ ...مانند خورشید می درخشید ....قسمتی از نمایشنامه خورشید تنهاست در وصف حضرت علی (ع)نوشته علامه </description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Thu, 21 Aug 2025 00:50:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کبوتر با کبوتر دروغ بود</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%D9%88%D8%AF-nsm13hiohxcz</link>
                <description>در دنیای حیوانات یه شیر می تونه با شیر ازدواج کنه .یه پلنگ هم می تونه با پلنگ ازدواج کنه .یه گنجشک هم با گنجشک .اما..در دنیای انسان ها یه پلنگ با پلنگ ازدواج نمی کنه بلکه ممکنه پلنگ با گرگ ازدواج کنه شایدم با یه گوسفند..خلاصه انسان ها  دنبال هم جنس خود نیستند   بلکه دنبال  ...من نمی دونم چی گرایی هستند ولی در کل دنبال کمال‌گرایی می روند مثلا یه عقاب ممکنه کمال را در کبوتر ببیند بعد با چنگال هایش کبوتر را به دیوار سرنوشت بکوبد تا یا کبوتر بمیرد یا بال عقاب در بیاورد یا از ما بهتران شود برود ..</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Wed, 20 Aug 2025 01:12:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کال برود</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%DA%A9%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D8%AF-pckynhu8oabt</link>
                <description>میوه های باغ نرسیده گندید باغبان دوباره به درختان میوه سم می زند ...روانشناس محله وقتی از باغ عبور می کند به او می‌گوید درختی که میوه داده را سم نمی زنن آخر کرم از درخت است او چه می داند ...میوه های درخت می رسد بحران کال و کرم تمام می شد اما وقتی باغبان می آید میوه ای نمی بیند همه را دزد برده ..روانشناس محله باز نظر می دهد باغبان دیوار باغت کوتاه بود حصارت کو و سگ نگهبانت کو ؟...میوه کال ،می رود .میوه رسیده  هم می رود و باغبان، مقصر می رود با تمام زحمت هایی که کشیده و کل سال منتظر بوده .میوه </description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Mon, 18 Aug 2025 05:19:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نت آخر سه تار</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D9%86%D8%AA-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B3%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D8%B1-tlgipeu9mswn</link>
                <description>سه تار نبودیم فقط دو تار بودهر دو را می کشیدن با چوب می لرزیدیم دو تار لرزان کسی نگفت این دو ابتدا کجا بودن درخت بودن دو سیم بودن ما را می کشیدن از کشیدن ما لذت می بردن و از لرزیدن ما دست می زدن کاش هیچ وقت سه تار نشویم امید به کهنه شدن و  دل زدگی شاید تنها شویم گوشه ای بیافتیم دیگر نلرزیمآخرین امید هر دو در  گوشه ای باشیم پر از خاک نت آخر را چنگ بزن و بکوب شاید  ناخن هایت کار را تمام کند ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Mon, 25 Nov 2024 20:05:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برده می شود!</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%88%D8%AF-sw49eovj7hte</link>
                <description>فریاد می زنی برده می شود آزاد می شوی برده می شود برده می شوی برده می شود ناز می کنی برده می شود چند بنشینی تا نشست می کند برده می شود باز می شود برده شود می پرست شو برده می شود خودپرست باش برده می شود تو تا که شوی باز می شود برده می شود نیستی تو دور می شوی خود به راه شوی باز می شوی برده می شود برده می شود ....تا کجا شوی این و آن شوی تو نشینی به دل برده می شوی برده می شود ؟....</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Mon, 23 Jan 2023 13:24:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مویه</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D9%85%D9%88%DB%8C%D9%87-qtzldclxg3nd</link>
                <description>زمین مویه می کند گیسوانش بر باد رفته صدای ناله زمین را باد می برد انگار هیچ کس نمی شنود باد می برد ..زمین باز مویه می کند این بار رعد می زند ابرها گریه دارند صدای رعد باشکوه نیست باید فصلی ورق بخورد فصل جدیدی باز شود هیچ نمی شود فقط رنگهای طبیعت شده اما ...کسی صدای مویه نمی شنود باد زوزه دارد ..رعد غرش دارد ..طبیعت رنگ شده ..فصل پاییز آمده ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 07:44:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ابراهیم چرا بت می شکنی ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%B4%DA%A9%D9%86%DB%8C-xdzwuiao18c6</link>
                <description>ابراهیم چرا بت می شکنی؟ بت که جان ندارد بت که نفس ندارد ابراهیم بت می شکند ابراهیم بشکن این خاک و سنگ و گل است چسبیده بر قلب ها بزن بر خاک بزن بر گل باید این قلب ها آزاد شوند چسبیده بر چهره تپش زنگار بسته وبیهوده گمگشته راه به رای نمایان کدام جواب غلط این روزها درست به پا می ایستد مانند قران بر سر نیزه ابراهیم برای شکستن خاک می سوزد برای مجسمه ها که نه برای ابراهیم برای مقام ابراهیم ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Fri, 07 Oct 2022 22:49:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی جوابی</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A8%DB%8C-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%A8%DB%8C-zjqepmhdchcx</link>
                <description>وقتی شکست می خوریم باید دنبال جواب باشیم .وقتی جواب پیدا نمی کنیم حتما سرخورده و افسرده گی داریم چون باید دوباره منتظر یه شکست دیگه باشیم .تا شکست اول با خودمون حل نکنیم نمیشه پیروز شد اصلا وقتی پیروزی که علت شکست بدونی .....حالا جواب پیدا نشده بازم می پرسه از خودش از خیلی ها مثل خودش ولی فایده نداره ..آخرش باید کاری کنه که جواب از دور صداش کنه !ولی نه ..خودش می ره ..شده تا آسمون ها آخر زمان خودش پیدا می کنه حتما همون جاست ..جواب اول و آخر ..این همون کماست ..جواب توی مرورخودش بود مرور عمری که گذاشته تا شکست نخوره همون جا زنده میشه همون جا که جواب پیدا می کنه و امید در درونش بیدار میشه امید یعنی زندگی یعنی عمر دوباره ..و چقدر خوبه آدم باسواد باشه بیشتر جواب ها رو بلد باشه عمر پیدا میکنه حتی اگر عمرش کوتاه باشه ..برات آرزو میکنم بی جواب نباشی چون کوتاه میشی تموم میشی برات آرزو میکنم همیشه یکی باشه جوابت رو بده اون شخص عمرش درازه چون جواب تمام سئوالات داره آخر زمونه.. بلده ..ازش بخواه که بی جواب نمونی ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Sun, 01 May 2022 02:12:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنان به غریزه هاشان خیانت نمی کنند</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-wtwpckktt2jp</link>
                <description>آنان به غریزه هاشان خیانت نمی کنند هنگامی که همه می دوند اگر تو بیافتی اگر تو جا بمانی نه به آنان که رفتند می توان خرده گرفت و نه به تویی که وا مانده ای طبیعی ایست آنان رفتند و تو ماندی طبیعت آنان است که بی تو بروند و تو نباید از هیچ کس انتظار داشته باشی در این بین اگر کسی پیدا شود و تو را راه گشا شود ..او همان کس است که قانون طبیعت را بهم زده یعنی او همان بالاتر از طبیعت است بالاتر از طبیعت یعنی ماورا ..او همان کس است که می تواند در زمان خودش نباشد می تواند با هر کلمه ساده تو را ببرد او بر خلاف دیگران به غریزه خودش پای بند نیست او نمی دود و از تو دور نمی شود بلکه نشسته و حتی تا کمر خم می شود تا تو را از جای بلند کند او همان ساده ی دیگران  است که ماورایی دارد ماورایی که می تواند در آن تو را زودتر از بقیه برساند و دیگران را در خیانت خودشان خواب کند جالب است وارونه بودن آنان وارونه دویدند به همین سادگی به اشتباه راه را دویدند و به غریزه خودشان خیانت نکردند تو که ماندی بدان بیشتر راه را درست نرفتی ماورای خواسته هایت را می توانی در دو قدم برگشت ببینی آن که در کار خودش بیند  پدید در نهایت بیش گردد زان حدید... </description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Sun, 01 May 2022 01:13:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمتی از هزاره بیگانگان</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-uw8f6g6stnux</link>
                <description>...آنان مجبور شدن در هر منطقه دستگاه تولید صدا و ارتعاش بگذارند تا بتوانند شب ها در خواب مردمان هر منطقه را تلقین دهند و آنان را تحت فرمان خود یا ناخودآگاه خود درآورند نا خودآگاه مردم هر منطقه به یکی از بزرگانشان   وصل بود اگر آن والا مقام اشتباه می کرد از شخصی در آن منطقه به انتخاب  انتقام گرفته می شد این قانون کم کم در کل جهان آنان اعمال گشت ...هر شهری با ارتعاش مخصوص و قانون خود به طوری که اگر غریبه ای وارد آن شهر می شد و شب زیر ارتعاش آنان بود صبح دیگر با آنان غریبه نبود و اما ورود به هر شهر و مهاجرت هم به انتخاب  بزرگ هر شهر بود در این قسمت از تاریخ هیچ کس خودآگاه نداشت تمام قانون را از روی  ناخودآگاه بزرگان نوشته بودند...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Wed, 27 Apr 2022 23:57:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقصود</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF-uxgkmjpy167h</link>
                <description>من خیلی بی سوادم اعتقاداتم در وجودم زنگ زده سادگی در چهره ام جار می زند راهه  راه راه بودن را بلدم اما ...چیزی در افکارم شفاف است چیزی که اوج می گیرد و مرا با همه چیز ناهماهنگ می شودگویی همه چیز زیبا از سنگ شده اند سوزی که از وجودم به کنایه بالا می رود این نقص هست ؟!تمام کسانی که نقص دارند قابل ترحم هستند اما نه ..من برای خودم قابل تحمل هم نیستم ..حوصله خودم را سر می برم ،روزگارم را خاکستری می چینم و دست آخر مجبورم جمله ها تحمل کنم دیالوگ هایی که در بیشتر فیلم های تکراری گفته شده ...لبخندهای اجباری ...توصیف های خنده دار..چقدر خوب است که فریاد سرم را نمی بیننیا ...چقدر خوب که ماتریس آمد یکی از هزاره وجود خودت را نشانم ده آن جور بیان شو که مرا می بینی آن جور بیا که من تو را دیدم یا ندیدم من از ستاره های پشت چشمانت می گویم شاید تا آن نگاهت به من وصل شوند ما از کائنات جلوتریم ..آنان  فقط بهم وصل می شوند ..مانند دایره ..از چهار جهت دورت می زنند ...ولی ما ...وصل  ما راه است ..راهی تازه که بی راهه نیست اوج می گیرد ...ودوباره باز راهی باز می شود همانند تیری که فقط هدف را می شناسد به آنان بال و پر می دهم این پیله ها همه پروانه اند ... </description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Tue, 26 Apr 2022 01:13:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جهان سرت</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%B1%D8%AA-vixnxyfhftop</link>
                <description>جهان در ذهن تو فریاد می زند سرت پر از ارتعاش می شود می کشد دنیای تو را می چیند همه تو را جهان تا مغز استخوانت،تا همه وجودت ..همه جا تو را می آید ،می برد همه چیز در درون توست نا گفته های درون تو را در بیرون می چیننو تو گویی همه چیز بیرون اتم و جنبان شده است  .نه چنین ..همه چیز در درون توست آن همان که ضبط شده ..جذب شده ..واکنش شده ..و اکنون می کشد ..تا تو را راضی بخواهد...و تو همه چیز را بلند فریاد زدی با نگاهت ،و همه چیز را بلند گفتی و باز با لبخندت ..به دنبالت می آید و تو اسرار می کنی و تو او را باز با شدت و تکرار همان را تکرار می کنی ..جهان سرم بمان ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Wed, 20 Apr 2022 01:22:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمخوار</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1-mxe3frqhtktv</link>
                <description>من خورده ام و خواهان انتقام آن چنان که تو را له می کنم می چشم و از وجودت فقط پوسته ای می گذارم پوسته ای که زیر خاک کنند و روند،آری ، خودت می توانی می توانی دوباره آن پوسته رابشکافی  و  رشد دهی در ضمیر دیگر ،هم ضمیر من مباش من آدمخوارممی شکنم می خورم ...و تو باز ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Tue, 19 Apr 2022 06:47:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرواز می کنی ...</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C-ysgmos4nqaz8</link>
                <description>پرواز می کنی در بین ناخودآگاهم ظاهر می شوی مرا ورق می زنی محدوده ی مرا زیبا شکست می دهی وباز ...پرواز می کنی این بار در خودآگاهم بیان می کنی در تو آیا فاصله ای هست ؟آن دیگر مرا پیدا می کنی و باز مرا رها می کنی این باز .. نگاهی به من ...درونم رفته است درونم پرواز می کند حس دگرگونی ،جدایی ،رهایی،حس انتقام ،با کدام حس پرواز می کند ؟به درون من بیاچیزی را جا به جا کن میز را جای صندلی ،صندلی را جای میز شاید ...فقط شاید من هم تکانی دهم به این خانه قدیمی ..منم ..رها می شوم ،از این همه ..پرواز می کنی ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Mon, 18 Apr 2022 21:31:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امپراطور</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D8%B7%D9%88%D8%B1-gqlsb7c8nit7</link>
                <description>اول که وارد می شود زمین شود کار جهان فصل شکفتن ها شود را می شود هو می شود ...تا که شکافی می رود سر در  زمین وا می شود آنجا نگردد خاطره آنجا هویدا می شود بس گفته اند ،بس ،گفته است .سردار که بینی این چنین هر جا   زمین خام می شود ....رویش کنی ،سویش روی  صدها جهان سازش کنی تا پر شوند نوبر دهند ساقی شوند دولت دهند...آخر جهان پر می شود لبریز هم حر می شود نیمی تو گویی این چنین نیمی تلاقی می شود ....دیدار شد دیدار شد افکند ها بر پا شد گویند جهان ها آمدند گویا چنین ها را شد....</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Fri, 15 Apr 2022 07:23:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آماده و خاست</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA-squpvquv0czo</link>
                <description>تکرار انتظار باز هم آماده است و من هنوز عادت نکرده ام هنوز منتظرم منتظر منتقممن نامنظمی انتظار را در نظم عادت هایم دیده ام بعید است از من که در انتظار بی امید گم شوم من امید را یافته ام او هم، همچنان منتظر است وحی،امید مکررهمان امیدی که  نظم مرا بهم زد همان  بود که اعتقاد داشتم همان ،بمان.بمان خاست من است.مانند خواست یک کشاورز از زمین خواست زمین از دانه ها؛ تصمیم کدام رویش دانه کند . کدام بالا بیایدبزرگ شود رشدش دهد و با لبخند گوید ریشه هایش در من آویزان است . ریشه هایی که انعکاس همان کشاورز است ساخت   دستان زبر  چین خورده ی اوست همان ،بمان.تکرار آماده و خاست...  </description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Thu, 14 Apr 2022 01:49:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خواست الهه</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87-pqsmy4qkl7od</link>
                <description>الهه رهایی تنها دوست زندگیم که هر بار مرا درآغوش می گیرد و از هر فرصتی برای شناخت وجود خود استفاده می کند الهه وجودی پر از شادی دارد و غرق در دریایی است که خودش آن را باور کرده می ستاید از این پس الهه نامی برای من یگانه است زیباترین نام که تا کنون شنیده ام و می خوام هر روز تکرار کنم تا از هر تکرارم یک دنیا انرژی و امید برگیرم اما نه این همه اصرار از الهه قلبم بس است سرکشی ایست الهه خواست من است اما نیاز من به من می گوید به دنبال خواست خودت باش الهه تکرار پادکست های توست الهه تکرار روزگار تنها ساختن و اسارت توست الهه خواست توست خواست الهه تویی...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Thu, 14 Apr 2022 00:50:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک شهرک پر از متحرک</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DA%A9-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9-rdolpu1ttefe</link>
                <description>تا حالا دقت کرده اید که بعضی آدم ها فقط یک قطره از دریا هستند خوب حتما با خودتون میگید قطره قطره هستند و دریا شدن یا با خودتون میگید دنبالشون بریم حتما عمق هم پیدا می کنند بعدا از خودتون می پرسید این آدم که دنبالش رفتم اصلا جزوی از ما بود یکی مثل خودم ما آدم ها تا به هم می رسیم اول به جای سلام می پرسیم کجایی هستی؟طرف اصلا به قیافش نمی خورد فقط با زبان اشاره می گفت  تا ابد باید  کوتی کوتی براش راه بری کجایی؟باآرزوهایت بمان،آرزوهای ما آن طرف مرزها گم شده است اینجا هوا سرد و تاریک مثل ماندن زیر بهمن ...</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Tue, 05 Apr 2022 05:18:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بَرندیابِرند</title>
                <link>https://virgool.io/@allameh_fa/%D8%A8%D9%8E%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D9%90%D8%B1%D9%86%D8%AF-ypiljvt6y7qv</link>
                <description>رفته بودیم دیدیم رفته ...آخر شب رفته بودیم  بازار دیدیم  چندتا مغازه جدید شلخته فقط باز بود.مجبور شدیم همون چندتا مغازه ببینیم اولین مغازه که وارد شدیم نمی دونم چی نداشتیم که هیچی انتخاب نکردیم برای خرید بعد که از مغازه اومدیم بیرون !!!متوجه شدیم یه چیزی دنبال ما داره میاد ...دوستم به خودش شک کرد گفت تو برداشتی خوب ...آدم مگه گوسفنده هر سلیقه ای رو برداره ??</description>
                <category>allameh</category>
                <author>allameh</author>
                <pubDate>Fri, 18 Mar 2022 12:53:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>