<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرمهدی مناقبی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amanaghebi</link>
        <description>طلبه | مدیر اندیشکده سرا | سابقا میراث</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:20:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1012282/avatar/tIVLTp.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرمهدی مناقبی</title>
            <link>https://virgool.io/@amanaghebi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برای بازندگان جنگ سخن بگویید</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AF-xiqh6t3bz3e5</link>
                <description>تشویق به نقد عملکرد نهاد مرجعیت در دو بحران اخیر (این یادداشت ۸ تیر ۱۴۰۴ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد)️ امسال دوست جدیدی پیداکردم که از فعالان جنبش سبز در سال ۸۸ بود. می‌گفت سال‌های متمادی حلقه‌های مطالعاتی داشتند که بررسی می‌کردند: چه شد شکست خوردیم؟می‌گفت در حلقه مطالعاتی کتاب‌های مختلف و نظریات گوناگون بررسی می‌شد تا ببینند کدام نظریه توضیح می‌دهد چرا شکست خوردند؟ این یعنی مسئله‌مندی و رشد.ما این نگاه و فرآیند را نسبت به شکست‌ها و آسیب‌های نهاد دین و مرجعیت نداریم.️ در ماجرای مسئله حجاب در ۱۴۰۱ به حسب فعالیت گروه میراث به صورت مستقیم در کانون مسائل حجاب بودم. بعد از ختم ماجرا جمعبندی بر این بود که نهاد دین و به صورت خاص روحانیت و مرجعیت عملکرد ضعیف و غیرقابل قبولی داشتند.اما بنابر مصالح و سنت‌های پیشین گفتیم مسئله را در عرصه عمومی طرح نکنیم. جایی هم نشنیدم در این چند سال به صورت روشمند پرونده عملکرد نهاد دین در مسئله حجاب را باز کند و آسیب‌شناسی کند. شاید اگر‌ این کار شده بود امروز ضعف‌های عمیق این نهاد کهنسال دوباره چنین خودنمایی نمی‌کرد.️ یکی‌ از بحران‌هایی که این ضعف‌ها را بیشتر به رخ کشید جنگ اخیر بود. جنگی که از بازنده‌های مهم آن، نهاد دین و مرجعیت شیعه در ایران شد.پایتخت مملکت شیعه زیر موشک أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا بود اما برخی درگیر‌ ملاحظات و احتیاط بودند!مردم در ترس و جامعه تحت فشار بود اما کارکردهایی که نهاد دین ۵۰ سال پیش در ایران داشت را هم نتوانستند از خود نشان بدهند؛ حتی کارهای کوچکی مثل ساماندهی مردم برای خواندن دعا به صورت جمعی!️ شیخ الازهر بدون لکنت حمله اسرائیل به ایران را محکوم می‌کند. فوتبالیست سنی ایرانی یک هتل برای مردم اجاره می‌کند. یک خواننده صدایش در گوش مردم می‌پیچد:&quot;مردم خدا مراقب ماستجز خیر ما ندید و نخواستآری خدا که در همه جاستاز شر دشمنان چه هراس&quot;حالا باید بگردیم ببینیم مرجعیت شیعه ایران و موسسات پیرو آن نسبت به زیرساخت و پایگاه اجتماعی که در کشور دارند چه کردند؟️ در ماجرای حجاب و ماجرای اخیر زخم‌های عمیقی از بی‌عملی، بدعملی و دیرعملی مراجع و روحانیت بر جان مردم نشست که به آسانی التیام نخواهد یافت.گویی گلخانه‌ای به نام روحانیت ساخته شده و در جهانی موازی با جهان مردم ایران پیش می‌روند. بیشتر خطابم با روحانیت غیرحاکمیتی است و حلقه‌های گرد آن که شامل متدینان سنتی می‌شود.️ به نظر می‌رسد می‌بایست دغدغه‌مندان آشنا به کانون‌های قدرت دینی ملاحظات گذشته را کنار بگذارند. می‌بایست با اندیشمندان، در عرصه عمومی، نهاد دین و روحانیت را ناظر به دو پرونده مسئله حجاب و مسئله جنگ، مشفقانه به نقد بگذارند.نهاد روحانیت فقط برای خود روحانیت نیست بلکه سرمایه تاریخی مکتب و ملت است. همه اشخاص حتی غیرمتدینانی که دل در گرو ایران دارند می‌بایست نسبت به اصلاح آن احساس مسئولیت کنند.️ دیگر‌ در پس پرده حرف زدن و یا بر روی سن غر زدن فایده‌ای ندارد و این بیمار فرتوت که روی تخت ایران است نیاز به مشورت عمومی نخبگان دارد.بیماری که درمان او سخت است، تن به اصلاح و دارو نمی‌دهد و به تنهایی نمی‌تواند تغییر کند.هر کس در هر جمع کوچک و بزرگی که هست دست به قلم ببرد و دهان به سخن بگشاید. باید در آسیب‌شناسی عملکرد نهاد دین و روحانیت به جمعبندی برسیم و برای اصلاح آن زمینه‌سازی ‌کنیم. ابراز ناراحتی صرف کافی نیست؛ باید هدفمند باشد و برای تغییر نیز در عمل کمک کرد.️ می‌توان گفت‌وگوها را پیرامون این سه پرسش شکل داد:1. چه شد: تحلیل و صورت‌بندی گذشته2. چه خواهد شد: سناریوهای پیش رو3. چه می‌توان کرد: طرح گزینه‌های کاربردی که با محدودیت‌ها و اولویت‌های نهاد دین سازگار باشد.برای کوتاه مدت هم فکری باید کرد که اگر این جنگ مجدد سر گرفت نهاد دین چه می‌تواند بکند و مقدمات آن را از امروز تمهید نمود.دوست داشتم دقیق‌تر و با پیشنهادهایی مشخص‌تر بنویسم اما این روزها حوصله شرح قصه نیست.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:22:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه اولین اندیشکده شیعی</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C-m7mot8kmpais</link>
                <description>نکاتی در پیوست گفت‌وگوی تجربه میراث(این یادداشت ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۴ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد)️گروه بررسی‌های راهبردی میراث شاید اولین تجربه اندیشکده شیعی بود. اندیشکده‌ای مردم‌نهاد که تلاش می‌کرد به مسائل اجتماعی و فرهنگی شیعیان ایران بپردازد.اکنون تصمیم بر این شده است که میراث، بعد از انتشار گزارش بعدی خود به حالت تعلیق درآید.️ چندی پیش با دوست بزرگوارم جناب آقای معینی درباره تجربه ۵ ساله گروه میراث گفت‌وگو کردیم. هدف این گفت‌وگو ثبت تجربه میراث برای کسانی بود که تمایل دارند برای تشیع فعالیت اندیشکده‌ای انجام دهند.️ می‌خواستم به همراه این گفت‌وگو به صورت مکتوب مشاهدات و جمعبندی خودم را بنویسم ولی هنوز موفق نشده‌ام. با توجه به بازخوردهایی که بعد از انتشار این گفت‌وگو گرفتم فعلا این نکات را به اختصار می‌نویسم:1. اندیشکده در شکاف دانش و قدرت فعالیت می‌کند‌. یعنی جایی که قدرتی برای سیاستگذاری و اعمال یک تصمیم برای سرنوشت جمعی وجود دارد ولی دسترسی به دانش لازم و سیاست مناسب نیست.بر اساس تجربه میراث به نظر می‌رسد نهادهای دینی مستقل در ایران تمایل و یا توان ورود به این عرصه را ندارند. گویی خود را متکفل امر اجتماعی نمی‌دانند و محدود به شعائر و مناسک شدند آن هم به روش خودشان.2. اگر به ابتدای میراث برگردم حتما بیشتر به کانون‌های قدرت دینی نزدیک خواهم شد. می‌بایست در تعامل مستقیم، نیازهای آنها را دقیق‌تر شناخت و همچنین برای تحقق سیاست‌های پیشنهادی به صورت مستقیم مذاکره کرد.هدف اندیشکده تغییر سیاست است و این که مثل پژوهشکده تولید دانش و ادبیات کند برایش کافی نیست.3. اندیشکده در حالت عادی باید بر نیازهای سیاستگذار تمرکز کند. یعنی ببیند در چه اموری سیاستگذار می‌خواهد تصمیم بگیرد و نیاز به حمایت کارشناسی دارد.میراث در ابتدا می‌گفت نهاد دین در ایران به مسائل اجتماعی و فرهنگی توجه نمی‌کند و آن را مسئله خود نمی‌داند لذا من می‌خواهم روی این موضوع کار کنم. این که میراث موضوعی را که برای سیاستگذار مسئله نیست انتخاب کرد یعنی مسیر بسیار دشواری انتخاب شده بود.اگر میراث اندیشکده‌ای متمرکز بر شعائر و یا مواجهه با ادیان و فرق بود احتمالا بیشتر محل رجوع نهاد دین قرار می‌گرفت.4. یکی از ابزارهای مهمی که یک اندیشکده در ایران باید به آن توجه کند رسانه است. متاسفانه بسیاری از سیاستگذاران ما چه در لایه حاکمیت و چه در نهاد دین عادت به خواندن گزارش و مواجهه حرفه‌ای با مسائل ندارند لذا با ابزار رسانه باید جلب توجه و ایجاد فشار نمود. رسانه به شکلی ایجاد قدرت می‌کند.5. ابزار دیگر خلق قدرت برای اندیشکده، ایجاد ائتلاف است. می‌بایست با کنشگرانی که با رویکرد و سیاست‌های پیشنهادی شما همراه هستند ارتباط بگیرید و در جهت تحقق سیاست‌های مطلوب ائتلاف کنید.6. فعالیت اندیشکده‌ای نیاز به دانش خاص دارد. اندیشکده با تعریف معاصر آن در دنیا حدود یک قرن عمر دارد و در کشور ما بسیار نوپاست. بنابر این، منابع، اساتید و در کل دانش انباشته مناسبی در ایران موجود نیست. برای فهم ماهیت و روش اندیشکده باید زمان قابل توجهی اختصاص داد و تلاش نمود.یکی از چالش‌های این عرصه حضور برخی اساتید و پژوهشگران دانشگاهی ناآشنا با این عرصه در جایگاه مشورت به اندیشکده است. اساتیدی که تمایز روشی اندیشکده و پژوهشکده برای ایشان روشن نیست و در مشورت‌های خود آدرس غلط می‌دهند.7. اندیشکده پژوهشکده نیست. چون دانشگاه نتوانست به صورت مستقیم نیاز سیاستگذار را برطرف کند ماهیتی در بین دانشگاه و دستگاه سیاسی ایجاد شد.هدف دانشگاه حرکت در مرزهای دانش و تولید علم است و به خاطر همین بر روی موضوعات خاص و ریز هم کار می‌کند و سوگیری ارزشی نباید داشته باشد.اما هدف اندیشکده ارائه پیشنهاد سیاستی و ایجاد تغییر است. برای همین فهم عمیق محدودیت‌ها و نیازهای مخاطب برای اندیشکده بسیار مهم است و چون سراغ تجویز می‌رود حتما مبانی ارزشی و سوگیری مشخصی دارد.اینها نمونه‌ای از تفاوت‌های کار دانشگاهی و کار اندیشکده‌ای است.️ با توجه به آنچه در این مدت یافتم تشیع برای مواجهه با چالش‌های پیچیده معاصر بیش از پیش به اندیشکده نیاز دارد. اندیشکده‌هایی که با رویکردهای ارزشی متفاوت به موضوعات مورد نیاز نهاد دین بپردازند.شاید مهمترین مسئولیت برای تحقق این مهم بر دوش خیرین دوراندیش باشد و مهمترین چالش نیز جذب و حفظ منابع انسانی حرفه‌ای برای این کار.امیدوارم شاهد نسل جدیدی از فعالان مذهبی و اندیشکده‌های شیعی باشیم تا این امانت الهی و تاریخی را به دست آیندگان برسانند؛ ان شاء الله. لینک مشاهده گفت‌وگوی تجربه میراث:https://www.aparat.com/v/dsffc1h</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:21:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاپ فرانسیس، آن روحانی دوست‌داشتنی</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D9%BE%D8%A7%D9%BE-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%A2%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-uo5s6gcjg9qu</link>
                <description>  (این یادداشت ۱۰ اسفند ۱۴۰۳ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد.)️ من پاپ فرانسیس را دوست دارم؛ از ابتدایی که آمد دوستش داشتم. او حامل برخی ارزش‌هایی بود که می‌خواستم: فروتنی، مهربانی، گشاده‌رویی، توجه به فرودستان، نگرانی برای آنچه که مردم نگران آن هستند، توجه به زندگی و دردهای انسان. او برای من یک مرد روحانی بود.️ او با مردم جهان حرف مشترک، درد مشترک و پروژه مشترک دارد. از درد جنگ و مشکلات محیط زیست تا مسائل معنوی و اخلاقی در حیطه دغدغه‌های او جای می‌گیرد. از آن دورها آن قدر به ما نزدیک است که چندی پیش به دوستی گفتم اگر پاپ برای مسئله پناهجویان افغانستانی در ایران پیامی بدهد و اقدامی کند تعجب نخواهم کرد؛ همان طور که در سفر یونان به پناهجویانی که اکثرا افغانستانی بودند سر زد و درد آنها را بازگو کرد.️ تصویری که برای بالای حساب کاربری پاپ در ایکس (توییتر) انتخاب کرده‌اند برایم جالب است؛ پیرمرد روحانی دست پشت گوشش گذاشته تا صدای مردم عادی و جوانان را بهتر بشنود؛ نمادین و هوشمندانه. از تصاویر پاپ بیش از لحظاتی که به نیایش رفته است، خنده‌هایش با کودکان و اقشار مختلف مردم را دوست دارم. حال که مریض است همان‌ کودکانی که برای‌شان دست تکان می‌داد برایش نقاشی می‌فرستند و برای سلامتیش دعا می‌کنند.️ در دنیایی که ترامپ و راست‌گرایان افراطی با انتخاب مردم سوار مرکب قدرت می‌شوند، او آن مرد روحانی است که بر روی ارزش‌های اخلاقی می‌ایستد، از مرکب به زیر می‌آید و با فرودستان و دردمندان می‌نشیند.در دنیایی که رویای قصرنشینی چشم‌ها را کور کرده است از کاخ محل اقامت رسمی خود به اقامتگاهی ساده‌تر نقل مکان می‌کند.این اقدامات حتی اگر نمادین هم باشد در این عصر دنیازدگی زیبا و موثر است.️ پاپ از آن سر دنیا می‌آید به دیدار آیت الله سیستانی و از ایشان تشکر می‌کند. در این دیدار از آیت الله بابت دفاع از آسیب‌پذیرترین و تحت آزار و اذیت‌ترین آسیب‌دیدگان در میان خشونت‌ها تشکر می‌کند و برای تأیید حرمت زندگی بشری و اهمیت وحدت مردم عراق قدردانی می‌نماید.این دیدار بیش از آن که علو جایگاه مرجعیت اعلای عراق را نشان بدهد بزرگی شخصیت پاپ را به رخ می‌کشد. او نشان می‌دهد که با بسیاری از انسان‌ها درد مشترک و پروژه مشترک دارد.️ او ‌می‌تواند الگویی برای حضور و کنش روحانیت در دنیای معاصر باشد. خصوصیات اخلاقی پاپ را در بسیاری از روحانیون شیعه‌ای که توفیق درک آنها و یا ذکر یادشان را داشتم دیده‌ام اما پاپ برای من دو ویژگی خاص دارد:1.  او توانست در دنیای معاصر این اخلاق نیکو را به مرجعیت دینی پیوند بزند و مقهور سنت رایج نشود.2. با انسان معاصر، درد، مسئله و پروژه مشترک دارد.️ امیدوارم او و همه روحانیان ادیان ابراهیمی پرچمدار فضیلت‌های اخلاقی در دنیای تاریک ما باشند و بتوانیم به فرموده قرآن کریم بر حق مشترک بین خود گرد آییم:بگو اى اهل كتاب بياييد از آن كلمۀ حقّ كه ميان ما و شما يكسان است پيروى كنيم كه به جز خداى يكتا هيچ كس را نپرستيم و چيزى را شريك او قرار ندهيم و برخى، برخى را به جاى خدا به ربوبيّت تعظيم نكنيم.او را دوست دارم و برای سلامتیش دعا می‌کنم.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:21:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسم آقاخان و راه ایران شیعی</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%B1%D8%B3%D9%85-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C-olhsada2ryx7</link>
                <description>درسی از کنشگری کریم آقاخان، پیشوای تازه درگذشته اسماعیلیه(این یادداشت ۲۳ بهمن ۱۴۰۳ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد.) کریم آقاخان با اقدامات متنوع خیریه در دنیا شناخته می‌شود. از توسعه مناطق محروم و نجات محیط زیست تا جایزه معماری و موسیقی.او کنش محترمانه‌ای داشت و احترام را برای خود و پیروانش به ارمغان آورد. از خود و اسماعیلیه چهره‌ای انسانی و فرافرقه‌ای ساخت و به لوازم آن پایبند ماند. اقدامات آقاخان، چند بعدی و توسعه‌ محور بود. نگاه بلندمدت را می‌توان در برنامه‌های او به وضوح دید. متاسفانه تشیع در ایران با وجود نیاز شدید به چنین اقدامات و چهره‌‌هایی، در این زمینه بسیار فقیر است. اگر روحانیت شیعه طی دهه‌های گذشته چنین کنشگران فرافرقه‌ای و انسان‌محوری در ایران داشت شرایط دین در ایران به گونه‌ی دیگری بود.این یادداشت با به رسمیت شناختن نیازهای فراوان داخلی، متمرکز بر نیازهای برون مرزی ایران و تشیع است.️ بنابر دلایلی ایران از زمان محمدرضا پهلوی تا امروز بخشی از عمق راهبردی (فرهنگی و نظامی) خود را در غرب کشور و تا لبنان و دریای مدیترانه تعریف کرده است. این اقدام هم‌زمان با عدم توجه کافی به فرصت‌های ایران در مرزهای شرقی بوده است.️ ما در آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و حتی هندوستان فرصت‌های مهمی با اتکا به مذهب تشیع و زبان فارسی داریم. فرصت‌هایی که برای بقا و اقتدار ایران و تشیع سرنوشت‌ساز هستند؛ اما همزمان دو نگاه در کشور وجود دارد که مانع تقویت ریشه‌های شرقی ماست: فرقه‌گرایی و سیاسی‌گری.️ کریم آقاخان با حذف دو رویکرد حساسیت برانگیز فرقه‌گرایی و سیاسی‌کاری توانست در این مناطق پایگاه اسماعیلیه را به مراتب محکم‌تر از قلعه الموت در قلب‌ها و اذهان بنا کند.او می‌توانست با اقداماتی فرقه‌ای در پی گسترش و تبلیغ مستقیم اسماعیلیه باشد اما با صبوری توانست امنیت و احترام بلندمدت را برای پیروان خود به یادگار بگذارد.او پذیرفته بود اسماعیلیه در اقلیت است و راهبردی منطبق با این واقعیت بنا کرده بود.️ فرصت کنش‌های مشابه کریم آقاخان برای شیعیان ایران مهیا است. گسترش عمق فرهنگی در شرق کشور نیاز عمیق امروز ایران و تشیع است.به صورت خاص بعد از سقوط سوریه و تضعیف محور مقاومت این نیاز تشدید شده است. از سمت دیگر تهدیدهای امنیتی از سمت شرق کشور رو به ازدیاد است و برخی تحلیلگران بحران‌های سختی را از آن ناحیه پیش‌بینی می‌کنند‌.️ برای ایجاد عمق راهبردی ایران و تشیع در شرق کشور توسط کنشگران شیعه ایرانی، توجه به ۹ نکته ذیل داری اهمیت است:1. دوری از فرقه‌گرایی:توجه به فعالیت‌های عام‌المنفعه جهت خدمت به همه مردم بدون تبعیض مذهبی و بدون تبلیغ مستقیم و دعوت به تشیع.2. اجتناب از صدور انقلاب:هرگونه اقدامی که در جهت نفوذ سیاسی ایران باشد موجب شکست در میان مردم مناطق هدف و ایرانیان داخل کشور خواهد شد. همچنین اقدامات متقابل رقبا و مخالفان ایران را هم در پی خواهد داشت.3. مشارکت مردم محلی:تا حد امکان اقدامات با مشارکت و تعامل مردم بومی منطقه باشد تا به صورت طبیعی شکل بگیرد و به کیفیت، اثربخشی و دوام آن کمک کند.4. توجه به توسعه پایدار:تجربه فعالیت‌های خیریه شیعیان ایران در منطقه بیشتر معطوف به کمک‌های امدادی در بلایا و سوانح بوده. اما برای تأثیرگذاری عمیق نیاز به اقداماتی معطوف به رفع نیازهای بلندمدت است.5. مشارکت با نهادهای بین‌المللی:تجربه ایران و تشیع در این گونه اقدامات کم است اما موسسات و مراکز بین المللی هستند که تجربه، توان و انگیزه این دست فعالیت‌ها را دارند.جلب مشا‌رکت آنها موجب انتقال دانش، افزایش کیفیت و کاهش حساسیت‌ها خواهد شد.6. شفافیت و پاسخگویی:طبیعی است که هدایت این اقدامات از داخل ایران بسیاری از کنشگران را حساس کند. با گزارش‌دهی و شفافیت اقدامات می‌توان از میزان حساسیت‌های مذهبی و سیاسی کاست.7. توسعه الهیات خدمت به انسان:انجام این اقدامات فارغ از فرقه‌گرایی نیازمند الهایاتی توسعه یافته در جهت تبین منطق دینی خدمت به نوع بشر فارغ از مذهب افراد است. الهیاتی که در تشیع وجود دارد ولی به محاق رفته است.8. پیوند با شیعیان و فارس‌زبانان:شرکای اصلی حضور منطقه‌ای ما، شیعیان و فارس‌زبانان هستند. اقدامات منطقه‌ای باید به گونه‌ای باشد که: شیعیان و فارس‌زبانان مشارکت جدی در آن داشته باشند. موجب همبستگی بیشتر آنها با شیعیان و فارس‌زبانان ایران شود. حضور آنها در طرح‌ها موجب جلب احترام برای آنها در بین غیر شیعیان و غیر فارس‌زبانان شود.9. مدیریت ذی‌نفعان و ایجاد موازنه:کشورهای عربستان، ترکیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی مخالف افزایش عمق راهبردی ایران و تشیع در شرق خواهند بود.موضع روسیه برای این قلم شفاف نیست اما چین می‌تواند همراه مهم این طرح باشد.چین برای پیشرفت ابتکار (کریدور) کمربند جاده از اقداماتی که موجب افزایش امنیت و مهار بنیادگرایی و خشونت می‌شود استقبال خواهد کرد؛ چه این که این اقدام توسط کشوری با منافع مشترک باشد.می‌بایست با استفاده از تضاد منافع این قدرت‌ها، موازنه‌ای در جهت پیشبرد این ایده بنا کرد.️ جریان‌های سیاسی و امنیتی ایران باید به این مهم توجه کنند که با توجه به حساسیت موضوع، بخشی از این اقدامات صرفا از عهده نهادهای مدنی و مردمی (واقعی) بر می‌آید و هرگونه مداخله حاکمیتی منجر به شکست آن خواهد شد.️ متاسفانه از دشواری‌های رقم خوردن این اقدام نبود تجربه ملی و شیعی است.فقدان چهره‌ها و موسسات معتبر مذهبی که در جهت محرومیت‌‌زدایی بلندمدت و توسعه پایدار فعالیت کرده باشند به همراه خلاء نگاه امنیتی که بتواند لوازم این اقدامات را درک کرده و بدون مداخله بیجا به ایجاد عمق راهبردی و امنیت پایدار کمک کند از چالش‌های این پیشنهاد است.️ این قلم اعتقاد به ارزش ذاتی خدمت به انسان دارد و الهیات شیعی را نیز راهنمای این مسیر می‌داند اما این یادداشت صرفا به بخشی از جنبه‌های کارکردی این رویکرد پرداخته است.راه دشواری است اما برای ایران و برای تشیع باید در آن قدم نهاد؛ باشد که راه خود بگویدمان چون باید رفت.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:19:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از سقوط تهران تا سقوط دمشق</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%AF%D9%85%D8%B4%D9%82-txrvqyfpxuz5</link>
                <description>چرا تشیع در میدان زمین می‌خورَد؟ (این یادداشت ۲۹ آذر ۱۴۰۳ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد.)️ دیشب گزارش اخیر خانم کوهنورد، خبرنگار بی‌بی‌سی از شرایط شیعیان و حرم‌های اهل بیت (علیهم السلام) در سوریه را دیدم. بسیار ناراحت کننده بود.️ هفت سال پیش در آبان ۱۳۹۶ سرلشکر شهید قاسم سلیمانی در نامه‌ای پایان داعش را در عراق و سوریه اعلام کرد.بعد از آن همه هزینه‌های مادی، معنوی و انسانی که منجر به شکست داعش شد، تشیع ۶ سال فرصت داشت به گونه دیگری در سوریه فعالیت و پایگاه خود را تقویت کند.۶ سال فرصت داشت تا سرمایه‌ اجتماعی و سرمایه فرهنگی خود در سوریه را افزایش دهد، اما به فکر نبودیم. شاید فکر می‌کردیم مسئله جمهوری اسلامی است نه تشیع!️ می‌شد با ۶ سال فعالیت‌های عام‌المنفعه اجتماعی، فرهنگی، آموزشی و اقتصادی یک پایگاه قابل قبولی ایجاد کرد تا امروز نگران پاره‌های تن‌مان در نبل و الزهراء نباشیم.می‌شد جاگیری سوریه در جغرافیای تشیع به گونه‌ی دیگری باشد. اما نشد!این به معنی حمایت و تثبیت بشار اسد نیست بلکه در جهت گسترش عمق نفوذ معنوی تشیع در ورای حکومت مستقر و خدمت به مردم منطقه است.️ این از دمشق اما از تهران بگوییم. در ۱۴۰۱ با فوت خانم مهسا امینی آتشی از زیر خاکستر سر برآورد که کاملا قابل پیش‌بینی بود. نزدیک به ۴ ماه کل کشور درگیر التهاب بود و پس‌لرزه‌های آن تا الان ادامه دارد.در آن درگیری‌ها معترضان از کف خیابان‌ها جمع شدند اما پوشش زنان، مخالفت با دین رسمی و تعرض به روحانیان به مرحله جدیدی وارد شد.️ شخصیت‌های موثر شیعی و حوزه‌های علمیه در ایران عموما با برخوردهای خشن با معترضان همراهی نکردند و اکنون بعد از دو سال با سیاست‌ الزام به حجاب و استفاده از خشونت، صریح‌تر مخالفت می‌کنند؛ اما چه سود؟ حالا که همه هزینه‌‌های منفی آن فاجعه را پرداخت کردیم؟نوشدارو پس از مرگ سهراب؟️ تشیع چه بخواهد و چه نخواهد درگیر بازی بزرگتری است که محدود به مدرسه، حسینیه و مسجد نیست.در این دوران گذار از نظم قبلی جهانی هر گروه دارای قدرت، بازیگری جدی است. یا می‌برد و یا می‌بازد.تشیع چه بخواهد و چه نخواهد علاوه بر معادلات اجتماعی و فرهنگی حتی در معادلات جهانی مثل کریدورها نقش ایفا می‌کند و یک بازیگر منطقه‌ای و جهانی است. ️ تشیع بعد از تشکیل جمهوری اسلامی گویی بخشی از وظایف خود را به حکومت شیعی واگذار کرده است اما واقعیت‌های جهان به واگذاری‌های ما توجه نمی‌کند و منطق خود را تحمیل می‌نماید.هیچ دولتی توانایی مدیریت بهینه و مطلوب نهادهای مدنی و دینی را ندارد و جمهوری اسلامی در شرایط فعلی به طریق اولی این امکان را ندارد.️ باید سازمان تشیع بازسازی شود. باید بازسازی شود تا بتواند در روندهای کلان، موثر باشد و در مدیریت مسائلی مثل آنچه بر تهران و دمشق رفت نقش ایفا و از کیان و پیروان خود حمایت کند.به نظر می‌رسد برای بازسازی سازمان تشیع متناسب با نیازهای روز دو اقدام هم‌زمان باید صورت پذیرد:1. ایجاد اندیشکده‌های شیعی در جهت شناخت شرایط و ارائه راهبرد2. بازسازی موسسات و نهادهای مذهبی برای کنشگری در سطح منطقه‌‌‌ای و جهانی️ اگر بهترین اندیشکد‌ها تاسیس شود اما بدنه اجرایی تشیع مثل الان ضعیف باشد عملا فایده‌ای ندارد.از سمت دیگر اگر سازمان‌های قوی تشکیل شوند و به ایده‌ها و افکار رهبران خود اکتفا کنند احتمالا تغییر جدی حاصل نخواهد شد.️ به باور این قلم اگر این تغییرات با محوریت قم و نجف انجام شود احتمال موفقیت بیشتر خواهد بود.سنت تاریخی زعامت و سامان‌یابی تشیع امروز به نهاد مرجعیت رسیده است و اگر تغییرات در پیوند با این درخت کهن شکل بگیرد ریشه‌های عمیق‌تری خواهد داشت.️ باید از سرعت و عمق تحولات و شکست‌های اخیر عبرت گرفت. دیروز در تهران زمین خوردیم و امروز در دمشق. تسری شکست‌ها به بیروت و بغداد و بامیان بسیار نزدیک است.این بازی بزرگی است که قدرت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی پشت آن هستند و ما امکان خروج از آن‌ را نداریم. یا باید آن قدر ضعیف شویم که از معادلات حذف گردیم یا خود را بازسازی کنیم‌ و تعریف نویی از قدرت و نفوذ تشیع ارائه دهیم.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:18:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اجرای کاروانسرا و قافله مذهب!</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D9%82%D8%A7%D9%81%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-gr1bxz7lx4cy</link>
                <description>به بهانه کنسرت فرضی خانم پرستو احمدی و روزگار متدینان سنتی (این یادداشت ۲۳ آذر ۱۴۰۳ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد.)️ ساعت ۹ شب ۲۱ آذر ۱۴۰۳، کنسرتی فرضی-مجازی با تک‌خوانی خانم پرستو احمدی، بدون حجاب و به گفته خودشان با پخش زنده از یوتویوب در ایران اجرا شد.تصویر بالا را ببرید به ۱۰ سال قبل؛ ۲۱ آذر ۱۳۹۳.چه می‌شد؟التهابی بود که به درون حوزه‌های علمیه و جریان متدین می‌افتاد.۱۰ سال بعد و در اکنون، آب از آب تکان نمی‌خورد. چه شد که در ۱۰ سال از آنجا به اینجا رسیدیم؟نهاد دین و جامعه چه هزینه‌های مادی و معنوی پرداخت تا اینجا؟۱۰ سال بعد چگونه خواهد بود؟آیا می‌شد راه دیگری رفت؟️ بخشی از مردم و به صورت خاص بخشی از جوانان می‌خواهند به روش دلخواه خودشان زندگی کنند. روش دلخواه آنان مطابق با روش دلخواه حوزه‌های علمیه و متدینین سنتی نیست و ذیل جریان جهانی زندگی تعریف می‌شود.جریان سنتی دین طی چهار دهه گذشته با استفاده از قدرت اجتماعی و سیاسی، روش مطلوب خود را به بخش متفاوت جامعه تحمیل کرده است.اکنون در دنیای گوشی‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و ... دیگر امکان آن تحمیل‌های سابق وجود ندارد و افراد قدرت کنشگری مستقل بیشتری دارند.️ هم‌اکنون چند راه روبروی دین سنتی مطرح است: مقاومت خشن: ادامه به تلاش برای تحمیل روش دلخواه  انفعال و انزوا: نادیده گرفتن تغییرات و قهر با بخشی از جامعه  تعامل پویا: تعامل با بخش متفاوت جامعه در مسائل مشترک و به رسمیت شناختن تغییراتظاهرا بخش مهمی از جریان سنتی دین از گزینه مقاومت خشن به گزینه انفعال و انزوا روی آورده است و گزینه‌های ۱ و ۳ در میان جریان سنتی پیروان کمتری دارد.️ به گمان بنده از بدترین اقداماتی که متدینان می‌توانند ذیل گزینه‌های ۱ و ۲ انجام دهند صورت‌بندی این اتفاقات و تغییرات به عنوان اقداماتی با انگیزه‌های ضددینی و ضداخلاقی است. بنا بر باور گروه متدینان سنتی، اقداماتی مانند کنسرت مجازی خانم احمدی تناسبی با آنچه از دین و اخلاق آموخته‌اند ندارد؛ اما این که خودشان با دست خودشان دیگری بسازند و دشمن‌تراشی کنند بازی دو سر باخت است.این جریانی که در جامعه رفتار متفاوتی دارد مطلوبی از زندگی دارد که در پی آن مطلوب است.ممکن است به صورت اولیه نیت مبارزه با دین را نداشته باشد مگر این که ما با دست خودمان به او این هویت و نیت را بدهیم و بازی را آغاز کنیم که از پیش شکست در آن و خسارات وارده مشخص است.️ راه سوم که تعامل پویاست هنوز پا نگرفته است. منظور از تعامل پویا وادادگی در تقیدات دینی نیست بلکه وارد گفت‌وگو شدن با جامعه و تمرکز بر اشتراکات به جای اختلافات است. یعنی توسعه بخش‌های مشترک و کم تنش کردن بخش‌های اختلافی.شاید بتوان برای تعامل پویا این شاخص‌ها را برشمرد:- توجه به کرامت انسان و احترام متقابل- فهم تغییرات جامعه خارج از چهارچوب نیت‌خوانی و دشمن‌تراشی- تعامل در نیازها و ارزش‌های مشترک با بخش‌های مختلف جامعهاحتمالا این رویکردها را در کنش امام موسی صدر در لبنان می‌توان یافت.️ امکان داشت بعد از جریان زن، زندگی، آزادی شکل‌گیری جریان سوم (تعامل پویا) تسریع شود اما چنین نشد.به نظر می‌رسد یکی از دلایل شکل نگرفتن جریان سوم، عدم پیوند گسترده سه ضلع خیرین امور دینی، روحانیت و فعالان مذهبی است که اعتقاد به تعامل پویا دارند.خیرینی که از کنش‌های تعامل پویا حمایت کنند در کنار روحانیونی که الهیات و مشروعیت را بیاورند در کنار کنشگرانی که اقدامات اجتماعی و فرهنگی را پیش ببرند.️ شاید این جریان نیاز به میانجیگرانی داشته باشد که پیوند این سه ضلع را تسهیلگری و تسریع کنند.میانجیگرانی که باورمندان به تعامل پویا با جامعه را در این سه ضلع به همدیگر وصل و بین آنها پروژه مشترک تعریف کنند. این میانجیگران می‌بایست خودشان عضو یکی از این اضلاع باشند.انتظار می‌رود جریان تعامل پویا در صورت فعال شدن بتواند بخش سرگردانی از جامعه مذهبی و بخش خاکستری گسترده‌ای را در ایران با خود همراه کند.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:14:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک قرن پس از فرمان ملوکانه</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87-hawopvcgdchp</link>
                <description>درباره دختران بی‌حجاب دسته زنجیرزنی( این یادداشت ۴ مرداد ۱۴۰۳ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد)️ در گذشته، دین بخش زیادی از مناسبات اجتماعی را شکل می‌داد و دست‌های مرئی و نامرئی پشتیبان چارچوب‌های دینی بودند.اما اکنون با فردی‌تر شدن جهان، مردم احساس استقلال بیشتری می‌کنند و تمایل دارند زندگی فردی و اجتماعی خودشان را شخصی‌سازی کنند.️ در این میان چارچوب‌های دینی در ایران با قدرت سیاسی و انتظامی می‌خواهند اجازه این شخصی‌سازی را ندهند.وقتی جریان شخصی‌سازی سبک‌زندگی، گسترش پیدا کند و نهاد دین با قدرت سیاسی و انتظامی با این انتخاب مقابله کند نتیجه چه می‌شود؟آنها هم اگر زورشان برسد به چارچوب‌های غالب احترام نخواهند گذاشت. زدی ضربتی، ضربتی نوش کن!زمانی که بازی از مرحله اقناع، گفت‌وگو و احترام متقابل وارد مرحله زور شود این شکلی می‌شود.️ مسئله سیاستگذاری حجاب در ایران این گونه شده است؛ گرچه ریشه این مسئله دیرینه‌تر از جمهوری اسلامی و حتی پهلوی است.به قول یکی‌ از دوستان، ما معاصر قاجاریه هستیم! ️ بیش از یک قرن پیش در ۸ تیر ۱۲۹۵ مصادف با ۲۷ شعبان ۱۳۳۴ روزنامه &quot;عصر جدید&quot; فرمان احمد شاه قاجار در جهت جلوگیری از منهیات شرعیه را منتشر می‌کند.حکومت طهران نیز دستور مقتضی را صادر می‌نماید که:&quot;بطایفه اناثیه قدغن مینمایند که در معابر حرکت بدون چاقچور و بالا زدن پیچه یا روبند ممنوع میباشد&quot;در پس این فرمان برخی علما هم بیانیه تشکر می‌دهند:&quot;مخصوصا از صدور دستخط انجم نقط مبارکه که در جلوگیری از منهیات شرع مقدس اسلام صادر فرموده‌اند موجب مزید امیدواری عموم دعاگویان بذات اقدس اعلی گردیده&quot; گویی هنوز درب بر همان پاشنه زمان قاجار می‌چرخد!(برای دیدن تصویر روزنامه به کانال حرف‌راه مراجعه نمایید)️ دستورات شرع بر این قلم فرض است اما در شناسایی موضوعات و تدبیر جای تامل فراوان است. باید هزینه‌های برخی فشارها را در بلندمدت محاسبه کنیم و به پیشگاه فقهیان برویم و چاره‌جویی نماییم.️ نهاد دین در ایران باید نقطه جدیدی برای تعادل در بازی خود با شهروندان ایرانی و نسل جوان پیدا کند. انتخابی که وجود حکومت دینی و ناکارآمدی درونی نهاد دین، آن را بسیار دشوار کرده است.ما در شیب لغزنده‌ تاریخی در حال پیش رفتن هستیم. نگاه تاریخی ما به سیاستگذاری در مسئله حجاب دچار فرسودگی و ناکارآمدی است.پیدا کردن راهی که نه سیخ را بسوزاند و نه کباب را کار گاو نر و مرد کهن است. پی‌نوشت:تصاویر روزنامه عصر جدید را دوست تاریخ‌دانم جناب آقای سلیم کریم‌زاده در مدرسه سه نقطه در اختیار بنده گذاشتند.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:13:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حجاب در وضعیت انقلابی</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-hksqlxhpdwwj</link>
                <description>(این یادداشت در  ۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد.)️ چرا در مسئله حجاب درب بر همان پاشنه می‌چرخد؟یکی از دلایل آن، بودن مسئله حجاب در وضعیت انقلابی است. کسی که انقلاب می‌کند می‌خواهد فلک را سقف بشکافد و طرحی نو دراندازد. در این شرایط می‌خواهد دنیا را مطابق آرمان‌های خود تغییر دهد و بیشتر به &quot;آنچه باید&quot; باشد توجه می‌کند و نه &quot;آنچه می‌شود&quot; باشد. یعنی تمرکز بر مطلوب آرمانی است نه مقدور آرمانی!در مقابل، جریان اصلاحات بیشتر توجه خود را به مقدورات می‌دهد که گر مراد نیابند به قدر وسع بکوشند.️ بخشی از سیاستگذرای‌ها در ایران سال‌هاست که در وضعیت انقلابی است. یعنی فارغ از این که فلان سیاست مقدور است یا نه ولی باید محقق شود!بارها هم اگر آزموده شود و شکست بخورد می‌گویند: در مسیر تحقق آرمان، ما کوتاهی کردیم و دوباره آزموده را با شدت بیشتر می‌آزمایند. شکست برای آن‌ها به معنی شکست در اراده، توان و یا انتخاب مجری اشتباه است نه شکست سیاست.️ از این منظر اگر به مسئله حجاب نگاه کنید، از دید آن‌ها پوشش زنان باید مطابق آرمان آن‌ها باشد، اگر نباشد چند رویکرد را در پیش می‌گیرند: انکار ناکارآمدی سیاست:شرایط امروز نتیجه کوتاهی دیروز است نه سیاست اشتباه. جهاد بیشتر:تلاش می‌کنند با هزینه بیشتر، پوشش زنان مطابق نظر آن‌ها شود. انکار استقلال دگراندیشان:ریشه این مشکل تماما در اراده دشمن است نه تغییر نظر شهروندان. خدشه در وجود دیگری:زنانی که حجاب ندارند را به رسمیت نمی‌شناسند. مثلا می‌گویند: آن‌ها متوجه نیستند، اقلیت هستند و ...️ نکته بنده ناظر به مورد سوم و چهارم است. طی چند سالی که در گروه میراث پرونده حجاب را داشتیم، بعد از مذاکره با افراد و نهادهای مختلف می‌دیدیم آنچه می‌خواهیم، کامل به کرسی نمی‌نشیند!به نظرم یکی از نکات مهمی که نتیجه دلخواه ما دست نمی‌داد این بود که ما زنان بدون حجاب را به رسمیت شناخته بودیم ولی مخاطب ما اصلا آن‌ها را به رسمیت نمی‌شناخت؛ در نتیجه نوع نگاه ما به مسئله و راهکارهای مطلوب متفاوت بود.️ منظورم از این که به رسمیت شناختیم این است که پذیرفتیم بخشی از زنان جامعه ایران تصمیم‌ گرفتند نوع دیگری از پوشش را استفاده کنند فارغ از این که مطلوب ما هست یا خیر.وقتی به رسمیت نشناسید می‌روید سراغ انکار، طرد و سرکوب ولی وقتی به رسمیت بشناسید نوع متفاوتی به حل مسئله فکر می‌کنید. تازه اینجا گفت‌وگو با دیگری می‌تواند آغاز شود.به رسمیت شناختن الزاما به معنی مشروعیت کامل بخشیدن و سکوت کردن نیست بلکه به معنی استفاده از راه‌های دیگر برای حل مسئله است.️ البته موضوع &quot;به رسمیت شناختن&quot; صرفا به جریان انقلابی محدود نمی‌شود و برخی جریان‌های مذهبی سنتی نیز درگیر این مسئله هستند.شاید به نظر آن‌ها چون به رسمیت شناختن نوعی مشروعیت بخشی دارد، نمی‌خواهند به جریان‌های خارج از چهارچوب خودشان مشروعیت بدهند ولی با پاک کردن صورت مسئله گره کورتر می‌شود.️ این مسئله احتمالا در سال‌های آتی در موضوعاتی مثل همجنس‌گرایی و هم‌باشی هم روی خواهد داد.چالش اصلی پیش روی جریان انقلابی و مذهبی سنتی، بیش از آن که مربوط به افزایش بی‌حجابی، همجنس‌گرایی و هم‌باشی باشد مربوط به روش به رسمیت شناختن آن‌ها در جهان معاصر است.پذیرش این که تعدادی ایرانی یا شیعه ایرانی بر خلاف چهارچوب‌های سنتی زندگی می‌کنند و این انتخاب آگاهانه آن‌هاست؛ چه موافق آن‌ها باشیم و چه مخالف.️ اگر می‌خواهیم در وضعیت انقلابی به راه‌حل مسئله حجاب فکر کنیم به نظرم یکی از نقاط تمرکز را باید بر این سوال بگذاریم:برای به رسمیت شناختن افراد فاقد حجاب توسط حکومت چه باید کرد؟ممکن است بگویید راهی نیست، سیاهی در پیش است و ... ولی ایران ما ارزش آن را دارد که بارها و بارها به حل مسائل دشوار فکر کنیم.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:10:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سالی که نکوست از اخبارش پیداست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA-aieh9hbdj8ww</link>
                <description> تاریخ انتشار ۲۴ فروردین ۱۴۰۳(این یادداشت ابتدا در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد.)️ برخی اخباری که اوایل سال مطرح بود و به دین و دینداری ارتباط داشت را مرور کنیم: درگیری یک طلبه با یک خانم در درمانگاهی در قم به خاطر تذکر حجاب فساد مالی در اموال مربوط به حوزه علمیه ازگل و افشای آن توسط یک روزنامه‌نگار اعلام ساخت یک مسجد در پارک قیطریه توسط شهرداری تهران و اعتراض برخی از مردم جلوگیری از تفرج مردم در سیزده‌به‌در به دلیل همزمانی با ماه مبارک رمضان و شهادت امام علی (علیه السلام) در برخی پارک‌ها و اماکن عمومی تشکیل محفل قرآنی چندهزار نفری در استادیوم آزادی اعلام اجرای طرح حجاب و عفاف از ۲۵ فروردین ۱۴۰۳️ احتمالا در سال جاری تعداد اخبار ناراحت کننده از دین بیشتر خواهد شد و اخبار خوشحال کننده بسیار اندک.از بالا به جامعه نگاه کنید. در این اخبار چه می‌بینید؟️ یکی از خطوط مهمی که در این اخبار می‌توان دید تشدید مفهوم &quot;ما در برابر آنها&quot; است. یعنی بخشی از جامعه خود را در برابر بخش دیگر می‌بیند و خود را این گونه تعریف می‌کند.این اتفاق از نشانه‌های قطبی شدن فزاینده جامعه بر محور تفاوت‌های مذهبی است. تبعات این شرایط در انسجام اجتماعی، ثبات سیاسی و حتی رفاه و دینداری فردی قابل مشاهده خواهد بود.️ آدم‌های حاضر در این اخبار را می‌توانیم به دو گروه تقسیم کنیم:دینداران موافق نظام سیاسیمخالفان دین رسمی یا مخالفان نظام سیاسیمحور شکاف‌هایی که در این خبرها دیده می‌شود دین است. دینی که به قدرت سیاسی و زور دسترسی دارد.️ در این شرایط قطبی شده، همه جامعه ضرر می‌کند، دین و دین‌داران بیشتر. متاسفانه منطق جامعه قطبی شده تر و خشک را با هم می‌سوزاند.برای نمونه‌ای از نتایج تشدید قطبی شدن جامعه به مسئله حجاب نگاه کنید.پس از فوت خانم مهسا امینی در ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ اتفاقی برای جنبه‌های مختلف اجتماعی دین در ایران افتاد که تا سال‌ها اثرات آن اتفاق و پس‌لرزه‌های آن قابل مشاهده خواهد بود.دین‌داران در شرایطی هستند که نسبت به بقیه گروه‌های جامعه چیزهای بیشتری را در جامعه قطبی شده از دست خواهند داد.️ برای پیدا کردن نگاهی کامل‌تر برخی زمینه‌های شکل‌گیری و ظهور این شرایط قطبی شده را بشماریم: ذهنیت &quot;ما در برابر آنها&quot;مردم به طور فزاینده‌ای با گروه مذهبی/غیرمذهبی خود، هم‌ذات‌پنداری می‌کنند و از درک طرف مقابل و تفاهم دور می‌شوند. گویی &quot;دیگری&quot; مشروعیت ندارد.  اتاق پژواکشبکه‌های اجتماعی افراد هم‌فکر را بیشتر گردهم می‌آورد. افزایش تعامل با خودی‌ها و دورشدن از دیگری‌ها موجب تشدید قطبی شدن جامعه و ادارک اشتباه از تنوع واقعی مردم می‌شود.این حباب‌های مجازی به افراد این حس را می‌دهد که ما در برابر آنها بیشتریم و ما عادی هستیم و آنها غیرعادی!فعالیت لشکر سایبری هر دو طرف بر تشدید این توهمات می‌افزاید. ابزارسازی سیاسیبرخی سیاستمداران از احساسات مذهبی برای بسیج مردم و یا جلب رای انتخاباتی سوء استفاده می‌کنند. آنها با تعریف مسائل در قالب‌های مذهبی شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کنند و برای تقویت انسجام پایگاه اجتماعی خود &quot;دیگری&quot; را پررنگ می‌کنند.️ برخی از عواقب تشدید قطبی شدن جامعه برای دین و دینداران:  تجزیه جامعهتشدید قطبی شدن جامعه پیرامون مذهب موجب فرسودگی جامعه و سست شدن پیوندهای اجتماعی می‌شود. در این شرایط، بی‌اعتمادی، عدم مدارا و خشونت بروز خواهد کرد. اتفاقی که در اعتراضات مربوط به حجاب شاهد آن بودیم. جنگ اجتماعیجامعه هر تصمیمی که برای آینده خود بخواهد بگیرد نیاز به وفاق دارد. در شرایط قطبی شده، هر تصمیم دینی که در سطح جامعه گرفته شود محل بروز جنگ خواهد بود و عملا به نتیجه مورد نظر نخواهد رسید.در این شرایط سرمایه‌های دین فرسوده خواهد شد و عملا دین دچار انفعال اجتماعی می‌شود. فشار روانی دینداریدینداری در جامعه قطبی شده همراه با تجربه احساس اضطراب و ترس خواهد بود. ترس از &quot;دیگری&quot; این چرخه منفی را تقویت خواهد کرد.دین برای بالندگی خود در سطح جامعه نیاز به شرایطی دارد که مردم با اقبال قلبی به سوی معنا و آموزه‌های دینی حرکت کنند. جامعه قطبی شده زمینه گرایش به دین را از بین خواهد برد.️ آیا برای برون رفت از این فضای قطبی شده راهی هست؟ آری شود ولیک به خون جگر شود!این یادداشت صرفا در مقام طرح مسئله است ولی به اختصار به برخی راهکارها اشاره می‌کنم: تعهد رسانه‌ایدوری از اقدامات هیجان‌گرایی که جامعه را قطبی می‌کند به همراه بازنمایی انسجام و همبستگی اجتماعی رهبران و گروه‌های مرجعتعامل رهبران و گروه‌های مرجع جامعه بر محور ارزش‌های مشترک و تقویت وجوه مشترک کنشگران مرزیفعالیت شخصیت‌هایی که برای گروه‌های متکثر قابل احترام هستند برای ایجاد انسجام و کاهش شکاف‌ها</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 09 Nov 2025 17:08:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گهی پشت به زین</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%DA%AF%D9%87%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D9%86-dp3m6uc4svvs</link>
                <description>نگاهی به داستان آرمان در میان دو نسل(این یادداشت ۸ مهر ۱۴۰۴ در کانال تلگرامی حرف‌راه منتشر شد)️ بناست اینجا یادداشت‌هایی نسبتا منسجم، گرد تحلیل یا ایده‌ای مشخص بنویسم. مانند سیری که به سرکه می‌اندازند، چهار عنوان یادداشت مدت‌هاست در شیشه ذهن و صفحات تلفن همراهم مانده‌اند تا جا بیافتند و نوشته شوند. یکی از آنها به گمانم بیش از سه سال است که قلم خورده، در سرکه خوابیده و به مرور چکشی می‌خورد.فعلا بخت و وقت کافی نبودند.این چند خط را خارج از روال می‌نویسم که بیشتر روایت دل است و روزگار تا تحلیل و ایده کارساز.️ نسل پدران ما در جوانی شاهد تحقق آرمان‌ها و رویاها بود. فلک‌ها سقف شکافته می‌شد و طرح‌هایی نو درانداخته.از جمهوری اسلامی تا مجاهدین خلق، از مدرسه علوی تا انجمن حجتیه، از حسینه ارشاد تا هیئت‌های موتلفه و ده‌ها ابتکار آرمان‌پایه دیگر.️ اما جوانی ما نظاره‌گر فروریختن آرمان‌ها است. همان‌هایی که نسل پدران برافراشتند. تقریبا همه آنچه به عنوان نمونه نام بردم و بسیاری که نانوشته شد، فرسوده شد، سست شد و فرو ریخت.اکنون حتی آرمان و رویایی در کوچه‌های شهر نیست. گویی در انتهای بن‌بست خیره به دیوار نشسته‌ایم.کار بدانجا رسیده که سیاسیون رویا فروش هم از آینده دم نمی‌زنند و به کاسبی گذشته رفته‌اند.️ دست تاریخ با قدرتی عجیب پیش می‌رود و همه اراده‌ها را پس می‌زند.این تفاوت تجربه بین دو نسل برایم بسیار غریب است.باشد که عمر کفاف دهد و به چشم ببینیم از میان خاکسترها و خرابه‌ها باز هم ققنوسی سر برکشد و عمارتی بپاخیزد.️ ناامید نیستم و گمان می‌برم که هزار باده ناخورده در رگ تاک است. حس می‌کنم نیروهای اجتماعی خوبی در جریان و در حال جابجایی است‌. تاریخ منتظر سواران مبتکر و بختیار است.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sun, 05 Oct 2025 14:26:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چی فکر می‌کردیم، چی شد؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%DA%86%DB%8C-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-%DA%86%DB%8C-%D8%B4%D8%AF-sfkr26t9mx5c</link>
                <description>تهران - تبلیغ حجاب در ایستگاه متروی تئاتر شهر - 1402در مترو به تبلیغات حجاب نگاه می‌کردم. تبلیغاتی که پیام آن این بود: حجاب دستور خداست مثل بقیه دستورات الهی. حجاب را کنار بقیه فرامین دینی گذاشته بودند. تبلیغات را نگاه می‌کردم و از زمان‌ناشناسی و نفهمیدن مخاطب خشمگین و ناراحت بودم. با این کار در این شرایط اجتماعی، دیگر فرامین الهی را سست می‌کردند نه این که به حجاب وزن بدهند.از قطار پیاده شدم و در ایستگاه به دنبال زدن کارت برای خروج بودم که ناگهان خشکم زد! این تبلیغات نامناسب کار ما بود؟!چند ماه قبل از آن روز در شهریور 1402 گروه میراث به مناسبت سالگرد آغاز اعتراضات مربوط به حجاب، مبتنی بر گزارش قبلی خود گزارش جدیدی منتشر کرد. در این گزارش 6 پیشنهاد سیاستی برای مسئله حجاب ارائه شده بود. آخرین پیشنهاد این بود که به جای توضیح و توجیه حجاب با کارکردهای اجتماعی - فرهنگی آن به تبیین حجاب به عنوان مسئله‌ای درون دینی پرداخته شود.چرا این پیشنهاد طرح شد؟ در گذشته و به صورت خاص بعد از اعتراضات مروبط به حجاب برخی از مروجان حجاب از ثمرات دنیوی و عقلانی حجاب می‌گفتند. مطالبی که قابل مناقشه بود و گاه شأن حجاب را مخدوش می‌کرد. آخرین پیشنهاد ما این بود که به جای استدلال‌های سست به واقعیت مسئله حجاب بپردازید که امری درون دینی است.در واقع این پیشنهاد ما برای هدایت برخی مدافعان الزام به حجاب به جهتی بهتر از سمت فعلی ایشان بود. ما این پیشنهاد را در ذهن خودمان برای تبیین گزینه‌ حجاب برای نسل بعدی در فضایی روادارانه و مبتنی بر حق انتخاب تصور می‌کردیم نه در کنار حجابانان! مثلا در فضاهای آموزشی، رسانه‌ای و ...اما تبلیغات مترو دقیقا پیشنهاد ما بود ولی ما این را نمی‌خواستیم. اجرای این طرح بعد از انتشار گزارش ما بیشتر حالمان را بد کرد که نکند در این ماجرا موثر بوده باشیم. البته واقعا برای‌مان روشن نشد که به پیشنهاد ما ربط داشته یا نه ولی امکان ارتباط هم برای‌مان تکان‌ دهنده بود.چرا اجرای پیشنهاد ما مخالف نظر ما بود؟ در گروه میراث راجع به این مسئله گفت‌وگو کردیم. متوجه دو  نکته شدیم:در تبیین پیشنهاد باید بیشتر به اهداف، دلایل و زمینه‌ها می‌پرداختیم تا مخاطب درست متوجه شود.باید یک مرحله به تحلیل سیاست اضافه می‌کردیم: ذی‌نفعان متنوع چگونه پیشنهاد ما را درک می‌کنند و چه اقداماتی ممکن است (ناخواسته) از دل پیشنهاد ما بیرون بیاید؟ نوعی آینده‌نگاری پیشنهاد سیاستی.اگر این دقت را داشتیم احتمالا تبیین دقیق‌تری از پیشنهاد به دست می‌دادیم و هشدارهای لازم درباره اجرای نادرست و برداشت غلط از پیشنهاد را به گزارش اضافه می‌کردیم. وقتی در حطیه عمومی و یا به تعداد زیادی کنشگر پیشنهادی می‌دهیم انگار یک گوی را در میدان بازی رها می‌کنیم. باید بیشتر به کنش‌ها و واکنش‎‌های احتمالی آینده فکر کرد و ابزارهای مناسب مهار حرکت‌های اشتباه را پیش‌بینی نمود.</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Mon, 01 Apr 2024 16:53:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لکنت یا صدای رسا، انتخاب شیعیان ایران کدام است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D9%84%DA%A9%D9%86%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%DB%8C%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-pmcwoebxzxz1</link>
                <description>(این یادداشت در پی مجادله‌‌ای مذهبی که رسانه‌ای شد در 31 مرداد 1401 در کانال تلگرام آکادمی هدی منتشر شده است.)۱. بیایید فرض کنیم تبادل نظرهای تند، پیرامون موضوع &quot;نذری&quot; بالا گرفته است. مثلا بعد از پایین کشیدن تصویر آقای فوتبالیست از تابلوهای تبلیغات شهری تهران، طرفداران ایشان اعلامیه سخنران مذهبی و سیاهی‌های عزاداری را پایین کشیدند. بیایید بالاتر برویم. فرض کنیم این موضوع به درگیری‌های خیابانی و زد و خورد مردم کشیده و از دو طرف ماجرا عده‌ای مجروح شدند. در همین نقطه بایستیم؛ از بالا به جامعه نگاه کنیم. رسانه‌های شیعیان کجا هستند؟ غیر از تعداد کمی چهره مذهبی در تلگرام و اینستاگرام (که در مقیاس بزرگ تاثیرگذار نیستند) از کسی خبری هست؟ اصلا رسانه‌‌ی مستقل مذهبی که بتواند در جامعه ایران نقش‌آفرینی کند وجود دارد؟۲. بیایید فرض کنیم می‌دانیم در محرم سال بعد موضوع نذری به صورت شدیدتری موجب نزاع مردم خواهد شد. یک سال فرصت داریم از طریق رسانه برای این معضلی که در دل رسانه بزرگ شده است کاری بکنیم. چه کار موثری برای پیشگیری و حل این مسئله خواهیم کرد؟ پاسخ روشن است، تقریبا هیچ! اینکه شیعیان در ایران با این گستردگی در منابع مادی، منابع معنوی و منابع انسانی جریان رسانه‌ای مستقل و موثری در کشور ندارند عجیب نیست؟!۳. به نظر می‌رسد رسانه‌های مستقل مذهبی در اتاقی دربسته که فقط قشر خاصی از متدینین در آن حضور دارند به پژواک سخنان خود گوش می‌دهند. تقریبا هیچ رسانه‌ی مستقل مذهبی را در کشور نمی‌بینیم که با جامعه ایران گفت و گو کند. خود گوییم و خود خندیم و از هنر خویش به وجد آییم! متدینان ایران چند رسانه باکیفیت و پرمخاطب در کشور دارند؟ قرار نیست با مردم گفت و گو کنیم؟ هم بگوییم و هم بشنویم؟ تا به کی فقط گروه خاص و محدودی از متدینان باید مخاطب هدف رسانه‌های مذهبی باشند؟ قرار نیست دغدغه‌های امروز و جهان‌بینی خود را با عموم مردم به اشتراک بگذاریم؟ تا به کی به صورت مستقیم فقط از عقاید و تاریخ و فقه سخن بگوییم؟ اصلا بدنه مذهبی جامعه چه زمانی قرار است به سخن درآید؟۴. لکنت رسانه‌ای شیعیان ایران مزمن و گسترده است. نمونه‌ای دیگر، عدم واکنش بدنه مذهبی جامعه در مسئله حجاب به صورت عام و نسبت به درگیری داخل اتوبوس و برخورد با سپیده رشنو به صورت خاص است. یعنی واقعا بدنه مذهبی ایران هیچ حرفی برای گفتن ندارد؟ هیچ نقش رسانه‌ای مثبتی در این زمینه نمی‌تواند داشته باشد؟ این لکنت زبان فقط مربوط به مسائل خاص مذهبی هم نیست. در مسئله مقابله با فقر و امور خیر که بدنه مذهبی جامعه حضور عملی جدی دارد، آیا حضور رسانه‌ای هم دارد؟ آیا متناسب با حجم فعالیت خیری که انجام می‌دهد تلاشی برای بازنمایی تصویر خود به عنوان خیرخواه مردمان این سرزمین انجام داده است؟ آیا تلاش رسانه‌ای در جهت حمایت از نیازمندان کرده است؟۵. رسانه‌های دولتی ایران در راستای وظایف حاکمیتی خود اهداف و نگاهی مشخص به مسائل مذهبی و اجتماعی دارند. آیا بدنه مذهبی ایران به صورت مستقل حرفی برای گفتن ندارد؟ به سخن درآمدن جامعه مذهبی الزاما به معنای تقابل با سیاست‌های رسمی کشور نیست که عده‌ای نگران هستند. بنابر دلایل تاریخی-سیاسی، سنت محافظ‌کارانه متدینان سنتی برای بنده قابل فهم و محترم است. این قلم نیز خود برخاسته از جریان محافظه‌کار است اما می‌توان در عین محافظه‌کاری و عدم تقابل در مسائل سیاسی در بخش بسیار مهمی از مسائل اجتماعی حضور رسانه‌ای داشت. می‌توان با عموم مردم سخن گفت، می‌توان تصویری که می‌خواهیم را از دین، متدینین و روحانیت به جامعه نشان بدهیم؛ اما دریغ و درد در روزگاری که استفاده از ابزار رسانه مرزهای خلاقیت را درنوردیده است حتی مقدمات اولیه این امر را فراهم نکرده‌ایم و اولویتی برای آن قائل نیستیم!۶. جامعه ایران آبستن شکاف‌ها، تقابل‌ها، خشم‌ها و کینه‌ها است که دین و دینداران در بسیاری از این تلاطم‌ها نقش دارند. محتوایی که در رسانه‌های مذهبی ارائه می‌شود کمکی به رفع این مشکلات که موانع عملی دینداری در ایران هستند نمی‌کند. باید زودتر درب‌های گفت و گو با مردم این سرزمین را باز کنیم. بگذاریم فشار این دیگ بخار جوشان به شکل بی‌خطری از راه گفت و گو تخلیه شود. بگذاریم قبل از اینکه پرسش‌ها و نقدها به متلک و متلک‌ها به نزاع تبدیل شود، گفت و گو جریان پیدا کند؛ متدینان بشنوند و به سخن درآیند. به جای اینکه از کلمات به عنوان پدافند استفاده کنند از سخن به عنوان ابزار تفاهم و روشنگری بهره ببرند. بادهای فراوانی کاشته‌اند، قبل از طوفان تدبیری کنیم!</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Jan 2024 11:50:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه باریک فانوس دریایی</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-u4la4hvjzcp8</link>
                <description>ایران در دریای پرتلاطم مسائل، میزبان موج‌های سهمگین بحران‌ است. در میان این فراز و فرودها، نهاد اندیشکده (Think tank) به عنوان مشاوری آگاه برای ارائه پیشنهادهای سیاستی و راهکارهای حل مسائل، می‌تواند نقش فانوس دریایی را برای این کشتی کهن داشته باشد.در سال‌های اخیر تعداد اندیشکده‌ها در ایران افزایش یافته است. اتفاقی که به خودی خود معلوم نیست باید موجب خوشحالی باشد یا ناراحتی! اگر نتیجه افزایش اندیشکده‌ها پاسخگویی بهتر به سوالات بیشتری باشد، موجب خرسندی است؛ اما اگر افزایش اندیشکده‌ها موجب گسترش فعالیت‌های شبه‌اندیشکده‌ای و زرد بشود، خطری برای هویت این نهال نحیف است.نهاد اندیشکده در ایران هنوز ریشه‌های محکمی ندارد. اگر اندیشکده‌ها نتوانند محصول و خدمتی قابل استفاده عرضه کنند، کورسوی این شمع جوان خاموش خواهد شد. از سمت دیگر نیز اگر فعالیت‌های شبه‌اندیشکده‌ای و زرد گسترش پیدا کنند، موجب تشدید کاهش اعتماد عمومی به هویت این نهاد می‌شود و معلوم نیست از پس این بی‌اعتمادی‌ها، فعالان زیست‌بوم اندیشکده‌ای ایران بتوانند کمر راست کنند یا خیر!برای مقایسه می‌توان هویت زیست‌بوم استارتاپ‌ها را در کشور بررسی کرد. فعالان آن عرصه با پاسخگویی مناسب به نیازهای مشخصی از جامعه توانسته‌اند عنوان و نماد خود را به صورت مثبتی در کشور تثبیت نمایند. به عبارت دیگر توانسته‌اند با رفع نیازهای مخاطبان، کارآمدی خود را اثبات نمایند. آیا اندیشکده‌ها مشابه استارتاپ‌ها در مسیر اثبات کارآمدی خود پیش می‌روند یا در جهت عکس آن؟به نظر می‌رسد از سوالات مهمی که امروز اندیشکده‌های ایران باید به آن پاسخ بدهند این است:کدام نیاز جامعه و حکمرانی را برطرف کرده‌اند؟طی ده سال گذشته چند مسئله را در کشور حل کرده‌اند؟این سوالات را در بازه زمانی کوتاه‌تر هم می‌شود طرح کرد. در مهمترین مسائل شش ماه اخیر ایران، اندیشکده‌ها کجای فرآیند حل مسئله بوده‌اند؟ برای مثال در موضوعاتی مثل: برجام، تورم، طرح صیانت، اعتراضات اخیر و ... .  چقدر از فضای رسانه‌ای و کارشناسی کشور را اندیشکده‌ها به خود اختصاص داده‌اند؟ چه مقدار نماینده جامعه نخبگان و خبرگان بودند؟ چند پیشنهاد سیاستی قابل دفاع عرضه کردند؟ و ... . اینها همه سوالاتی است که اندیشکده‌ها برای اثبات کارآمدی باید به آنها پاسخ عملی بدهند.ای کاش این یادداشت می‌توانست بر سر همین چند سوال بایستد و به اندیشیدن پیرامون آن دعوت کند. بیم آن می‌رود که فضای اندیشکده‌ای با اشباعی از فعالیت‌های غیراثربخش، تبدیل به زیست‌بومی بودجه‌گیر شود و مثل فضای تولید علم کشور، تکیه بر تعداد مقالات منتشر شده کند؛ فارغ از اینکه پاسخگوی کیفیت و اثربخشی اقدامات خود باشد. این چالش‌ها روی میز فضای اندیشکده‌ای و به تبع آن تک تک اندیشکده‌های ایران است و نیازمند همت جمعی برای گذر از آن است.با توجه به تجربه محدودی که به واسطه فعالیت در گروه بررسی‌های راهبردی میراث در محیط اندیشکده‌ای ایران داشتم، نکات و پیشنهادات اولیه‌ای را برای باز کردن باب گفت و گو پیرامون ارتقای این نهاد مهم عرض می‌نمایم. این پیشنهادات ابتدایی مصداق با صدای بلند فکر کردن است که صرفا جهت کمک به توسعه گفت و گو پیرامون مسئله می‌باشد و ادعایی بیش از این ندارد. امید است با ورود هرچه بیشتر فعالان این عرصه به بحث، پیشنهادهای کاربردی برای مواجهه با چالش‌های پیش روی اندیشکده‌ها به دست آید.پیشنهادات: ایجاد تشکل صنفیبرای عبور اندیشکده‌‌ها از میان مسائل فراوانی که پیش رو دارند، به نظر می‌رسد اولین گام، هم‌اندیشی و همکاری خود اندیشکده‌ها با یکدیگر است. می‌بایست با هم‌اندیشی، درباره منافع و مسائل مشترک اندیشکده‌ها، به اجماع رسید تا در گام بعد برای چاره‌اندیشی و اقدام کاری کرد. نباید وجود رقابت و اختلاف نظر مانع تحقق این همکاری شود، همانگونه که اصناف مختلف کشور با وجود تضاد منافع شخصی و رقابت، این همبستگی را برای منافع مشترک صنفی رقم زده‌اند. لازم به ذکر است تا وقتی اندیشکده‌ها دارای یک تشکیلات صنفی مشخص و نظام همکاری مدونی نشوند، چیره شدن بر مشکلاتی که روبروی همه آنها است کاری بس دشوار می‌نماید. برای مثال اگر اندیشکده‌ها نهاد صنفی مستقل و توانایی داشتند، می‌توانستند با نمایندگان بخش خصوصی جهت همکاری وارد مذاکره شوند و یا با دولت و مجلس در ارتباط با مسائل مهم کشور رایزنی کنند.شاید برای تحقق این هدف نیاز باشد از همکاری و هم‌اندیشی حول مسائل کوچک و قابل حل اندیشکده‌ها شروع کرد تا به مرور این همکاری را گسترش داد. به عبارت دیگر موفقیت کوچکی را با همکاری اندیشکده‌ها محقق کرد در گام بعد با گسترش همکاری موفقیت‌های بزرگتری را رقم زد. در این راستا می‌توان برای تفاهم بر مسائل مشترک، گزارشی مانند &quot;گزارش مدیران عامل&quot; تهیه کرد تا نشان دهنده مسائل و دغدغه‌های مشترک مدیران اندیشکده‌ها باشد. تصویب قانون حمایت از اندیشکده‌هایکی از مسائل مهمی که موجب شده است تا نهاد اندیشکده در ایران رشد کافی را نداشته باشد مسئله روش تامین مالی است. با توجه به نوظهور بودن اندیشکده در فضای کشور، تامین مالی این نهاد توسط جامعه، امر دشواری است. از طرفی وابستگی اندیشکده‌ها به حاکمیت موجب از بین رفتن نگاه انتقادی آنها به حکومت و سرایت معایب کارهای دولتی به اندیشکده‌ها است. به نظر می‌رسد یکی از راه‌های مناسب حمایت از اندیشکده‌ها تصویب قانونی مشابه &quot;قانون حمایت از شرکت‌ها و موسسات دانش بنیان&quot; باشد. برای مثال می‌توان موارد ذیل را در قانون حمایت از اندیشکده‌ها طرح کرد:- جذب منابع مالی از بخش خصوصی (به صورتی که حمایت بخش خصوصی به عنوان بخشی از مالیات پرداختی آنها حساب شود)- تسهیل استفاده از منابع وقفی مربوطه- دریافت تسهیلات دولتی- معافیت مالیاتی- استفاده اندیشکده‌ها از امریه سربازی برای جذب نخبگان- تسهیل استفاده اندیشکده‌ها از امکانات صدا و سیما- موظف نمودن دستگاه‌های دولتی برای پاسخگویی رسمی به پیشنهادات سیاستی اندیشکده‌ها- الزام دستگاه‌های دولتی به دعوت از اندیشکده‌های تخصصی در مراحل سیاستگذاریو ...اگر اندیشکده‌ها بتوانند برای جذب منابع مالی راه‌های مناسبی غیر از راهروهای حکمرانی پیدا کنند شاید بخشی از ناکارآمدی آنها خود به خود حل شود. به عبارت دیگر اگر اندیشکده‌ها بتواند از بخش‌های مختلف جامعه تامین بشوند آن وقت موظف خواهند بود کارآمدی خود را به حامیان خود اثبات نماید؛ در این نقطه تازه تلاش برای کارآمدی بیشتر در حل مسائل شروع می‌شود.رتبه‌بندی و مواجهه با زردیدانشگاه پنسیلوانیا هرساله گزارش خوبی در ارتباط با شرایط اندیشکده‌های جهان همراه با رتبه‌بندی آنها منتشر می‌کند. خلاء چنین گزارش سالانه‌ای برای ارزیابی کیفی شرایط اندیشکده‌ها در ایران به صورت جدی احساس می‌شود. این گزارش می‌تواند تعداد واقعی اندیشکده‌ها و سطح توانمندی آنها را در ایران نشان دهد و مواجهه مناسبی با فعالیت‌های زرد و شبه‌اندیشکده‌ها داشته باشد. از طرفی ایجاد شاخص‌های مناسب و رتبه‌بندی، رقابتی سالم برای این زیست‌بوم رقم خواهد زد تا تلاش‌ها برای ارتقا به سمت خوبی هدایت شود. این گزارش درصورتی که با روش صحیحی تهیه شود برای اندیشکده‌های بزرگ و کوچک راهنمایی خوبی خواهد بود.ارتباط با سران کشورغیبت و سکوت اندیشکده‌ها در مسائل مهم و جاری ایران نشانه‌ای بر ضعف این نهاد است. اندیشکده‌ها در مسائلی همچون اعتراضات اخیر، طرح صیانت، برجام و ... غایب هستند. این غیبت بی‌ارتباط با عدم حضور نخبگان مطرح کشور در اندیشکده‌ها و روش‌های تامین مالی آنها نیست. نه حرف جدی از سمت این نهاد شنیده می‌شود، نه رسانه‌ها از آنها دعوت می‌کنند و نه مسئولین سراغ این نهاد می‌آیند!اندیشکده‌ها برای اثبات خود باید تلاش کنند و صلاحیت خود را نشان بدهند نه اینکه منتظر فرش قرمز باشند. یکی از راه‌هایی که به نظر می‌رسد می‌تواند برای شروع خوب باشد، جلسات منظم (سالانه/شش ماهه/فصلی) با سران کشور و بازتاب رسانه‌ای آن است. نظم این جلسات کمک می‌کند تا اندیشکدها بتوانند خود را از قبل آماده کنند. در این دیدارها اندیشکده‌ها می‌بایست جامعه نخبگانی را نمایندگی کنند و مجرای جمع‌بندی و انتقال دیدگاه آنان باشند؛ پیشنهادهای سیاستی مناسبی ارائه کنند و راه‌های همکاری با نهادهای مختلف حکومت را باز کنند. بازتاب همین دیدارها در رسانه به مرور موجب کمک به رسمیت یافتن بیشتر اندیشکده‌ها خواهد شد. اگر اندیشکده‌ها تشکیلات صنفی داشتند، تشکیلات مذکور می‌توانستد هماهنگی ارتباط با بخش‌های مختلف حکمرانی را بر عهده بگیرد.محمل نخبگاندر حال حاضر نخبگان کشور یا در صفحات شخصی خود در فضای مجازی حرف می‌زنند، یا میهمان برخی رسانه‌های عمومی هستند و یا سکوت در پیش گرفته‌اند. اندیشکده‌ها می‌بایست محمل اصلی گفت و گوی نخبگان باشند نه فضای رسانه‌های غیرتخصصی. می‌بایست اندیشمندان ایران تریبون اندیشکده‌ها را به عنوان محل مناسب و موثری برای اظهار نظر و تبادل اندیشه بیابند. علاوه بر این اندیشکده‌ها باید بکوشند بعد از ایجاد فضای تضارب آراء، خبرگان را نمایندگی کرده و پیشنهادات و نظرات آنها را به صورت منسجم و قابل استفاده‌ای ارائه کنند.در پایان این سوال را باید طرح کرد که: اگر اندیشکده‌ها نتوانند برای برون رفت از مسائل پیش روی خود راهکارهای مناسبی پیدا کنند، چگونه می‌توانند ادعای ارائه پیشنهاد جهت حل مسائل کلان کشور را داشته باشند؟امیدوارم فعالان اندیشکده‌های کشور با ورود به بحث و نوشتن یادداشت و برگزاری جلسات همفکری کمک کنند تا در کنار یکدیگر بتوانیم با ارتقای توان فانوس دریایی ایران ادای دین کوچکی به این آب و خاک نماییم.و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Tue, 13 Dec 2022 16:32:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ره‌یافت</title>
                <link>https://virgool.io/@amanaghebi/%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-bmhztcg22q3n</link>
                <description>بسم الله الرحمن الرحیمانتقال تجربه راهی است برای رشد جمعی ما. از نگاهی دیگر به نظر می‌رسد انتقال تجربه وظیفه‌ای بر دوش اشخاص باشد تا دین خود را نسبت به جامعه‌ای که در آن رشد یافته‌ و فرصت آزمون و خطا داشته‌اند ادا نمایند. هرچند این تجربه‌ها کوتاه و مختصر باشد؛ مثل تجربه بنده از فعالیت رسمی در زمینه فرهنگ و مذهب.هفت سال است (از 1393 تا به امروز) توفیق داشتم به صورت حرفه‌ای و در قالب سازمان‌های مردم‌نهاد مشغول فعالیت فرهنگی، علمی و مذهبی باشم. منظورم از قید «حرفه‌ای» تمجید از کیفیت کار نیست، بلکه منظور این است که این فعالیت حرفه و پیشه‌ام بوده و در این مسیر اشتغال داشته‌ام. وقتی به این صورت مشغول به کار می‌شوید ملزم خواهید شد که قواعد کاری را به صورت رسمی بیاموزید و به کار ببندید وگرنه زیان می‌کنید.تجربه فعالیت فرهنگی داوطلبانه با فعالیت حرفه‌ای (به این معنی) بسیار متفاوت است. با اعتماد به تجربه فعالیت‌های داوطلبانه‌ای که داشتم وارد این عرصه شدم ولی اندک زمانی نگذشت که متوجه شدم این دو گونه فعالیت تفاوت‌های فراوانی دارند. همین که یک فعالیت از شکل کوتاه مدت و یا دوره‌ای به بلندمدت تغییر می‌کند و نوع تعهد و پاسخ‌گویی افراد متفاوت می‌شود، عرصه و مسائل کاملا جدیدی به وجود می‌آید.در این یادداشت سعی کردم به صورت خلاصه 20 نکته از نکاتی که در این مسیر به تجربه آموخته‌ام را با شما درمیان بگذارم. نکاتی را انتخاب کردم که شاید کمتر گفته شود ولی دارای اهمیت هستند. مخاطب اصلی این چند سطر کسانی هستند که می‌خواهند وارد این عرصه شوند؛ چرا که دوست داشتم وقتی وارد این مسیر شدم دیگران نیز تجربه خود را با من درمیان می‌گذاشتند.در شرایطی که متاسفانه در جزیره‌های دور از هم مشغول فعالیت هستیم، امیدوارم بزرگواران دیگری که در این عرصه‌ها فعال هستند و تجربیات بیشتری دارند نیز نکات خود را مکتوب نموده و جهت استفاده بنده و دیگران به اشتراک بگذارند؛ إن شاء الله.یافته‌های خود را در سه بخش تقدیم می‌کنم:الف. در ارتباط با خودب. در روش کار کردنج. در تعامل با دیگران* در این یادداشت به جای عنوان «فعالیت فرهنگی، علمی و دینی» به اختصار از عبارت «فعالیت فرهنگی» استفاده می‌کنم.الف. در ارتباط با خود1. تکلیف روشن معیشت و هویتقبل از ورود به عرصه فعالیت حرفه‌ای فرهنگی می‌بایست به تبعات و لوازم این تصمیم فکر کرد. ورود به این حرفه فارغ از بحث معنوی آن، به نظر می‌رسد در دو زمینه تبعات جدی خواهد داشت: معیشت و هویت.معیشت: امنیت شغلی، درآمد، آینده شغلی و ... از مسائل مهمی هستند که باید روشن راجع به آن‌ها فکر کرد و تصمیم گرفت. طبیعتا این تصمیم با توجه به شرایط خاص هر شخص تبعات متفاوتی خواهد داشت. هرچقدر هم که متخصص و کاربلد باشید انتظار نداشته باشید همیشه برای شما در این عرصه تقاضای کار و درآمد مکفی باشد. اینجا کمی فضا مبهم است و تصمیم‌گیران به شفافیت فضای تجاری تصمیم نمی‌گیرند. در بسیاری از موارد به تخصص و مهارت آن طور که باید ارج نمی‌نهند. از طرفی جذب منابع برای این دست فعالیت‌ها مقداری متفاوت و متزلزل است. برخی فعالیت‌های فرهنگی هستند که مبتنی بر فروش خدمات و محصول کسب درآمد می‌کنند و برخی هم به عنوان فعالیت‌های عام المنفعه جذب منابع انجام می‌دهند. این دو روش فعالیت مقداری از نظر اقتصادی و جذب منابع متفاوت هستند که الان قصد پرداختن به آن را ندارم.در نظر داشته باشید شما در هر فعالیتی که وارد می‌شوید احتمالا به مرور زمان صاحب تجربه، تخصص و اعتبار می‌شوید. اگر بعد از چند سال بخواهید تصمیم بگیرید از فضای کار فرهنگی خارج شوید و وارد فضای تجاری شوید ممکن است خود را از لحاظ تجربه و ارتباطات در نقطه قبل از ورود به فضای کار فرهنگی ببینید و مجبور باشید از صفر شروع کنید. انتظار نداشته باشید با توجه به تجربه‌ فرهنگی که دارید پیشنهادات تجاری بهتری سراغ شما بیاید. گرچه در برخی موارد تجربه‌های فرهنگی در عرصه تجاری نیز کارآمد هستند.خلاصه خوب فکر کنید و با توکل به خداوند هادی و مهربان تصمیم بگیرید تا پشیمان نشوید.هویت: یکی از آورده‌های مهم فعالیت فرهنگی هویت و معنایی است که به زندگی شما می‌دهد. علت ورود بسیاری از افراد به این عرصه همین مسئله است. مطمئن شوید از هویتی که به عنوان فعال فرهنگی پیدا می‌کنید در دل خودتان و در مواجهه با محیط اطرافتان احساس رضایت واقعی داشته باشید.اگر هنوز ازدواج نکرده‌اید با همسر آینده خود از مزایا و معایب پیشه‌ی خود صحبت کنید و مطمئن شوید که او درست متوجه این مسئله شده و واقعا رضایت دارد. اگر هم ازدواج کرده‌اید و می‌خواهید وارد این عرصه شوید حتما به همسر خود شفاف از تغییرات احتمالی این انتخاب در زندگی‌تان صحبت کنید و مطمئن شوید که راضی به این تصمیم هست.2. در انتظار نیشبرخی گمان می‌کنند چون در ظاهر، انگیزه‌ها برای ورود به عرصه فرهنگ ارزش‌های والای اخلاقی و الهی است، روابط و فضا نیز به همین شکل پیراسته و متعالی است. آخر مطلب را الان عرض ‌می‌کنم: اگر بی‌اخلاقی، رفتارهای ناشایست و ناسپاسی را نمی‌توانید تحمل کنید، وارد این فضا نشوید. وقتی با دید اخلاقی و ارزشی وارد بشوید و از دیگران انتظاری داشته باشید، ممکن است بسیار آسیب ببینید. فارغ از بحث معنوی کار، باید بدانیم جامعه از ما درخواست نکرده وارد این فعالیت شویم و طلبکار نیستیم.خیلی اوقات ممکن است تلاش‌های شما دیده نشود، ارج گذاشته نشود و یا حتی به نام دیگران تمام شود و بی‌جا تخریب شود. اگر با خودمان روشن نباشیم که برای چه آمده‌ایم فشارهای عجیبی بر روان ما وارد خواهد شد. ولی اگر در ابتدا منتظر نیش و کنایه و خنجرهای از پشت باشیم (که به احتمال بسیار زیاد نصیب‌مان هم خواهد شد) دیگر با آرامش کارمان را پیش می‌بریم و در ناملایمات متلاطم نمی‌شویم. زهی سعادت! اگر کارها را فقط برای رضای خدا انجام بدهیم و از او انتظار پاداش داشته باشیم خیلی از این سختی‌ها آسان می‌شود و به رشد و تعالی معنوی ما کمک می‌کند. به فرموده قرآن کریم: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ؟3. اصول شفافقبل از ورود به این کار اصول خود را مشخص و مکتوب کنید. چهارچوبی که مبتنی بر ارزش‌های اساسی شما است و قابل تغییر نیست. خوب بررسی کنید و مطمئن شوید که اصولتان درست باشد. بعد از این انتخاب، راحت از اصولتان دست نکشید. مثلا اگر احترام به انسان ها برای شما مهم است، به هر قیمتی و با هر کسی که به دیگران بی‌احترامی می‌کند کار نکنید. سعی کنید اصولتان را خیلی مختصر و مبتنی به واقعیتی که باور دارید بنویسید تا در عمل به کار آید. هرچه کمتر بهتر.اگر اصول و ارزش‌های‌تان را بر اساس منطق صحیحی انتخاب کرده‌اید، آن‌ها را کنار نگذارید، حتی اگر کار شما شکست بخورد. اگر این روش را انتخاب نکنید به مرور زمان کسی خواهید شد که نمی‌خواستید و کارهایی خواهید کرد که پشیمان می‌شوید. توجه داشته باشید انتخاب اشتباه اصول هم می‌تواند به شما آسیب بزند و دست شما را در برخی موارد ببندد.4. ارزش‌هایتان را زنده نگه داریدوقتی فعالیتی که قبلا با انگیزه‌های درونی انجام می‌دادیم تبدیل به شغل ما می‌شود و در قبال انجام آن حقوق دریافت می‌کنیم، باید تلاش کنیم انگیزه‌های والای خود را زنده نگه داریم. ممکن است این مطلب برای برخی عجیب یا سخیف باشد و به انگیزه‌های درونی خود اعتماد داشته باشند ولی مرور زمان شاید کار خود را بکند و ناگهان به خود آیید و خود را نیابید!برای حفظ انگیزه، ارتباط با انسان‌های سالمی که با انگیزه‌های والا و خیر مشغول فعالیت هستند خیلی موثر است. به صورت کلی دیدن آدم‌هایی که زندگی‌شان را وقف امور عام المنفعه کرده‌اند، حال و هوای انسان را عوض می‌کند و تا مدتی روحیه خوبی ایجاد می‌کند. این کار مثل شارژ باتری باید مرتب تکرار شود. پیدا کردن «آدم» و «آدم دیدن» باید جزو برنامه‌های زندگی انسان باشد.اقدام دیگری که به حفظ روحیه و ارزش‌ها کمک می‌کند، انجام فعالیت داوطلبانه است. در کنار کار اصلی خود فعالیت‌های داوطلبانه‌ای را تعریف کنید. همین کورسوی کوچک گاهی مشعل انگیزه‌های درونی را روشن نگاه می‌دارد و کمک می‌کند تا در دام روزمرگی و مرگ انگیزه‌ها نیافتیم.5. ریاست طلبیریاست طلبی علاوه بر اینکه از منظر دینی امر نکوهیده‌ای است، باعث می‌شود کیفیت کار شما کم شود. هدف شما هرچه باشد، اعم از اهداف دینی، ملی، بشردوستانه و ... اگر ریاست طلبی در کنار آن‌ها قرار بگیرد موجب می‌شود به مرور زمان تصمیماتی بگیرید که از کیفیت و اثربخشی کار شما کم کند. ریاست طلبی بر سلامت کاری شما و سلامت محیط پیرامون شما اثر منفی خواهد گذاشت. جنگنده باشید ولی برای اهدافی که ارزش جنگیدن دارند، نه اهداف شخصی و کوتاه.ب. در روش کار کردن1. حرفه‌ای کار کردنکار کردن آداب و قوانینی دارد. برخی از این قوانین کلی است و برخی هم مربوط به بعضی فعالیت‌های تخصصی است. قوانین و آدابی که برای انجام کار و تنظیم روابط حرفه‌ای به وجود آمده، نتیجه انباشت تجربه افراد بسیار زیادی است که در جهت بهتر انجام شدن امور تلاش کرده‌اند. باید آن‌ها را آموخت و به کار بست.بعضی ممکن است فکر کنند این‌ها تشریفات است و مهم نیست ولی تفاوت یک شخص حرفه‌ای و یک کار عالی با دیگران در رعایت این نکات است. اگر به فکر تاثیر بیشتر و خدمت بهتر هم هستید باید این قوانین را یاد بگیرد.  برخی از این قوانین علاوه‌ بر کمک به بالابردن کیفیت کار، ریشه در مبانی اخلاقی نیز دارند.برای مثال به چند نمونه از ساده‌ترین قوانین حرفه‌ای اشاره می‌کنم:پاسخ‌گویی: اگر به شما پیامی داده‌ می‌شود حتما در فاصله زمانی مناسبی پاسخ دهید. حتی اگر نظر خاصی ندارید و یا موافق مطلبی نیستید. مثلا در شرایطی که پیام شخص مقابل را نمی‌خواهید پیگیری کنید و نمی‌توانید صریح پاسخ بدهید، بنویسید: ممنونم، باید راجع به آن فکر کنم. گمان نکنید مطالعه پیام از سمت شما کافی است و این خود یک پاسخ است. حتی در ظاهر اگر مطلب ارسالی نیاز به پاسخ ندارد نشان دهید که پیام را خوانده‌اید.برای پاسخ دادن به نامه‌ها و پیام‌ها زمان منظمی را تعیین کنید و با تاخیر پاسخ ندهید. حتی اگر درخواست بی‌ربطی مطرح شده بود، عذرخواهی کنید و بگویید در حطیه فعالیت شما نیست. بی‌پاسخ گذاشتن پیام هم به کار طرف مقابل آسیب می‌زند و هم اینکه به دور از ادب و نزاکت است.این بی‌توجهی در بلندمدت به پیشرفت حرفه‌ای شما نیز لطمه می‌زند. البته در موارد بسیار نادری ممکن است بهتر باشد که به پیامی پاسخ نداد ولی باید دلیل موجهی برای این کار داشت و به تبعات آن فکر کرد.نیرو قاپی: اگر با موسسه و یا گروهی رابطه حسنه دارید، بدون هماهنگی مدیران آنجا به نیروهای ایشان پیشنهاد کار ندهید. این کار خلاف رابطه حسنه است و طبیعتا به کار آن‌ها آسیب می‌زند.سرقفلی رابطه: روابط در فضای کار سرقفلی دارد. دسترسی به اشخاص یکی از مزیت‌های مهم در فضای کاری است. وقتی شما از طریق یک نفر با شخص خاصی آشنا می‌شوید و با استفاده از رابطه او ارتباط برقرار می‌کنید، حواستان باشد شخص رابط، یکی از دارایی‌های خود را در اختیار شما گذاشته و برای استفاده از دارای اشخاص باید از آن‌ها اجازه گرفت.مثلا اگر در دفتر کار و یا مهمانی دوستتان با شخصی آشنا می‌شوید، برای اینکه با این شخص جدید فعالیت تجاری و یا کاری را شروع کنید و یا حتی وقت مشاوره از او بگیرید باید از دوستتان اجازه بگیرید. اگر از طریق موسسه با فردی مرتبط شدید، برای فعالیت خارج از برنامه موسسه با آن شخص، از مسئول موسسه اجازه بگیرید. با رعایت این آداب بگذارید دیگران با اطمینان ارتباطات خود را در اختیار شما بگذارند.اختیارات کارفرما: وقتی شما به عنوان یک کارگزار و یا کارمند با کارفرما توافق کاری می‌کنید، یعنی پذیرفته‌اید که برای آن شخص، کار به خصوصی را انجام دهید. بر این اساس او حق دارد در چهارچوب مشخصی نسبت به سفارش خود اظهار نظر کند و شما هم در آن چهارچوب موظف هستید اجرا کنید و پاسخگو باشید.مشکل از جایی شروع می‌شود که کارمند یا کارگزار از چهارچوب خود خارج می‌شود. مثلا کارفرما می‌گوید: برای پس‌فردا می‌خواهم این کار آمده باشد. شما ممکن است فکر کنید: چرا این‌قدر عجله دارد؟ و یا کار سختی است. اینکه او چرا این تصمیم را گرفته به ما مربوط نیست. یکی از پاسخ‌های اشتباه در این زمینه این است: چرا این‌قدر عجله دارید؟ چه فرقی می‌کند دو روز دیرتر انجام شود؟وظیفه او تصمیم‌گیری درباره نحوه و زمان انجام کار است و ما نباید در حیطه‌ی اختیارات او دخالت کنیم. اگر برای انجام آن کار مشخص مشکل داریم و یا خارج از توافق ماست باید دقیقا به مسئله اشاره کنیم نه اینکه وارد حیطه‌ی اختیارات او بشویم.احترام به روش کارگزار: از طرف دیگر وقتی به شخصی می‌خواهید کاری را واگذار کنید، دقیقا از فرآیند انجام کار مطمئن شوید و ببینید برای پیشبرد کار چه اقداماتی را باید انجام دهید. مطمئن شوید از روش انجام کار مطلع شدید و موافق هستید. در حین کار به این فرآیندهای از پیش تعیین شده احترام بگذارید. چون کارگزار بابت این کار از شما پول می‌گیرد دلیل نمی‌شود هرطور که خواستیم و فارغ از چهارچوب‌ها کار کنیم. اگر شرایط خاصی در نحوه انجام کار دارید، قبل از توافق با کارگزار به صورت شفاف مطرح کنید.توافق مکتوب: یکی از ساده‌ترین آداب کار کردن توافق مکتوب است. خیلی شفاف در توافقات خود، حدود کار، اختیارات و وظایف طرفین را مشخص کنید. متاسفانه با رعایت نکردن این اصل ساده و به تعارف برگزار کردن آن در برخی فعالیت‌های فرهنگی نارضایتی و مشکلات فراوانی ایجاد شده و می‌شود. حتما به سناریوهای بدی که در همکاری شما ممکن است اتفاق بیافتد فکر کنید و سازوکارهای حل مشکلات را در قرارداد قید کنید. قرارداد باید به صورت پیشینی و شفاف به ما کمک کند تا دچار سوء‌تفاهم نشویم و اگر به مسئله‌ای برخوردیم راهکار حل آن را مشخص کرده باشد.2. یادگیری از فضای تجاریدر فضای تجاری خیلی بیشتر از فضای فرهنگی کار حرفه‌‌ای انجام شده است. بیشتر دانش مدیریت نیز در آن فضا شکل گرفته و انباشت تجربه خوبی به وجود آمده است. بسیاری از مسائلی که در فعالیت های فرهنگی مطرح است مشابه آن در فضای تجاری رخ داده و بر روی راه‌حل‎‌های آن‌ کار شده است. فعالان اقتصادی موفق و دانش مدیریت آموختنی‌های بسیاری برای فعالان فرهنگی دارند. فقط باید از نگاه خودمان به دانش آن‌ها نگاه کنیم و در فضای فرهنگ، آن راهکارها را بومی‌سازی کنیم. مشورت با مدیران تجاری می‌تواند افق‌های جدید و روش‌های کارآمدی را پیش روی فعالان فرهنگی قرار دهد.3. سراب و آب در مسائل مدیریتی و برنامه ریزیدر عالم مدیریت و دانش‌های مربوطه در زبان فارسی شاید مطالب زرد و بی‌اساس بیش از مطالب اصولی و صحیح به چشم بخورد. به همین نسبت کارشناسان کاذب فراوان هستند. تا وقتی مسئله و روشی برای شما روشن نشده و خودتان یقین پیدا نکرده‌اید که برای کار شما مفید است به آن عمل نکنید. تشخیص مشورت درست از نادرست با شما است و باید مسئولیت آن را بپذیرید.4. تا به حال چه‌ کار کردی؟برای سپردن کار به اشخاص و یا گرفتن مشورت، با افرادی مواجه خواهید شد که ابراز توانمندی می‌کنند و یا تحلیل‌های دقیق و شگرفی در ارتباط با مسائل حرفه‌ای و مدیریتی ارائه می‌کنند. برای ارزیابی این افراد و آرای آن‌ها بپرسید تا به حال چه کار کرده‌اند؟ در وزن‌دهی به افراد و اقوال بیشتر به کارنامه عملی توجه کنید نه صرف تحصیلات، شهرت و اعجاب‌آوری تحلیل‌ها. تجربه را خیلی جدی بگیرید.5. کار درست را حتما انجام دهیداقدامی که مطمئن شدید درست است را حتما انجام بدهید و به‌خاطر حرف دیگران سست نشوید. یادتان باشد اگر شکست بخورد آن‌ها می‌گویند: ما گفته بودیم که فلان! و یا اینکه در قامت تحلیل‌گر حرفه‌ای می‌گویند: اگر آن کار را نمی‌کرد شکست نمی‌خورد. اگر به‌خاطر همان اقدام موفق شوید به عکس تحلیل می‌کنند که: بله، فلان مسئله عامل موفقیت بود و ما نیز چنین فکر می‌کنیم. موفقیت خود را در گرو حرف آن‌ها نگذارید. خلاصه اینکه از بیرون گود فریاد می‌زنند: لنگش کن! اگر حریف را خاک کنید می‌گویند: ما گفتیم، اگر شکست بخورید می‌گویند: خوب اجرا نکرد! آن‌ها فقط شریک یک طرفه موفقیت‌ها هستند، کار خودتان را بکنید.6. منابع مالی و بانییکی از عوامل پیش‌برد فعالیت فرهنگی تامین منابع مالی است. البته برخی نهادها هستند که صرفا داوطلبانه تعریف شده‌اند و برخی هم مبتنی بر فروش محصول و خدمات تامین می‌شوند؛ آن‌ها خارج از بحث ما هستند. برای تامین منابع مالی باید بسیار تلاش کرد و این مسئله را جدی گرفت.یکی از شایع‌ترین آسیب‌های فعالیت‌های فرهنگی عدم تامین منابع است. باید برای آن برنامه مشخص داشت و حفظ رضایت بانی را در دستورکار قرار داد. باید حواسمان باشد ما به بانی خود، رضایت، هویت و در برخی موارد آخرت می‌فروشیم. در این فروش باید هم کالای خوبی بفروشیم و هم خوب بفروشیم.البته این سکه روی دیگری هم دارد. نباید ارزش‌ها، اهداف و عزت خود را در این مسیر بفروشیم. در دین ما احترام به ثروتمند به خاطر ثروت‌اش نکوهش شده است. اگر احترام می‌گذاریم به‌خاطر جنبه خیّری او است. شما به عنوان یک فعال فرهنگی عمر و مهارت خود را در این مسیر گذاشتید و از دست یافتن به منافع مادی فراوان چشم پوشی کردید، او هم از برخی منافع مادی چشم پوشی کرده و مال خود را در این راه صرف می‌کند. هیچ کدام منتی بر دیگری ندارید.برای حفظ رضایت بانی باید برنامه‌ریزی و تلاش نمود. این مسئله خود به خود حاصل نمی‌شود. اگر در ابتدا انتظارات بانی درست تنظیم نشود و در مسیر صحیحی قرار نگیرد یا موجب نارضایتی او می‌شود و یا منجر به دخالت بی‌جا در فعالیت شما می‌گردد.7. پیش‌بینی پذیریسعی کنید به گونه‌ای رفتار کنید که پیش‌بینی پذیر باشید. یعنی طرف مقابل شما بداند اگر کاری را به شما بسپارد به چه کیفیت و در چه زمانی انجام می‌شود؟ چگونه متعهد خواهید بود؟ اگر در کار با مشکلی مواجه شوید چگونه آن را حل می‌کنید؟ اختلافات را چگونه برطرف می‌کنید؟ و ....وقتی مبتنی بر یک اصول و کیفیت مشخصی کار را انجام دهید، آن وقت برای طرف‌های کاری پیش‌بینی پذیر خواهید بود. این مسئله برای همکاری بسیار مهم است. شما وقتی محصولی را در بلندمدت از یک شرکت خاص می‌خرید، یعنی کیفیت آن محصول برای شما قابل پیش‌بینی است وگرنه اگر هردفعه با یک کیفیت، محصول را ارائه کند، شما به سراغ شرکت دیگری خواهید رفت.8. مسئولیت‌پذیریمسئولیت‌پذیری در بیان ساده یعنی نسبت به تعهدات و تصمیمات خود و نتایج آن وفادار باشید. اگر کاری را قبول کردید باید به درستی انجام دهید و اگر اشتباه یا مشکلی پیش آمد تبعات و خسارات آن را بپذیرید. متاسفانه بی‌توجهی به این مهم بسیار آسیب‌زا است.در سازمان نباید هیچ اتفاق ناگواری بر روی زمین و بی‌صاحب بماند. شخص مسئول باید آن مسئله را بر عهده بگیرد. اگر جلسه‌ای به‌خاطر شما با تاخیر برگزار می‌شود باید عذرخواهی کنید. اگر در کار جمعی بخش مربوط به شما درست انجام نشده، این مسئله را اعلام کنید. اگر شخصی را معرفی و تایید کردید و آن شخص برخلاف گفته شما بد عمل کرد، برای جبران خسارات وارد شده اقدام کنید و ...معمولا موفقیت‌ها سریع صاحب پیدا می‌کنند ولی سازمانی موفق است که شکست‌ها و اشتباهات سریع صاحب پیدا کنند!9. تک‌خوریاگر در کاری موفق شدید، سهم همه کسانی که در این کار شراکت داشتند را بدهید. گاهی این مسئله با نام بردن از آن اشخاص و اعلام نحوه مشارکت‌شان در کار محقق می‌شود، گاهی با تشکر از آن‌ها و گاهی ... . حتی اگر مشارکت کوچکی داشتند ایشان را فراموش نکنید.ج. در تعامل با دیگران1. با آدم‌های سالم بودن و سالم ماندنبرای داشتن سازمانی موفق و زندگی حرفه‌ای دلچسب، فقط با آدم‌های سالم کار کنید. منظورم از سلامت، سلامت اخلاقی و روانی است. آدم‌هایی که از موفقیت دیگران خوشحال می‌شوند و اگر کاری از دست‌شان بر بیاید با خرسندی برای موفقیت دیگران انجام می‌دهند، نه کسانی که حسود هستند. آن‌هایی که طمع در جایگاه دیگران ندارند و افراد را بخاطر شایستگی‌هایی که دارند می‌ستایند.آن‌هایی که به حریم شخصی دیگران احترام می‌گذارند، لبخند می‌زنند، غیبت نمی‌کنند، مهربان، بانشاط و آرام هستند، بی‌جا قضاوت نمی‌کنند. کسانی که در کنارشان احساس امنیت و رضایت می‌کنید. آن‌هایی که محترم هستند و محترمانه رفتار می‌کنند. به اندازه شوخی می‌کنند و دیگران را مسخره نمی‌کنند. امانت‌دار و قابل اتکا هستند.تشکیل چنین سازمانی خیلی زحمت دارد ولی ارزشش را دارد. اولین گام این مهم، آن است که خودمان انسان سالمی باشیم.2. پشت سر دیگراناز نظر حرفه‌ای بهتر است درباره دیگران درست سخن بگوییم. این مسئله فارغ از دستورات اخلاقی، در پیشبرد کار بسیار مهم است. وقتی راجع‌ به اشخاص حرف می‌زنید بنای‌تان را بر این بگذارید که سخنان شما ضبط می‌شود و بعدا برای آن شخص پخش خواهد شد. در این صورت جلوی بسیاری از مشکلات و اضطراب‌های آتی را گرفته‌اید.فرض کنید شما با کسی اختلاف دارید و در حق شما ظلم کرده است. اگر در غیاب او مجبور شوید راجع به ظلمی که به شما شده و یا آن شخص سخن بگویید، کسانی که شنونده سخن شما هستند در خاطر خواهند داشت که اگر فردا روزی با شما به مشکل بخورند مشمول انصاف، ادب و عیب‌پوشی شما خواهند شد؛ آن وقت در کنار شما آرامش خواهند داشت. برای داشتن سازمانی سالم نیاز است که درباره دیگران سالم سخن بگوییم؛ بدون کینه و بدون حس انتقام.3. مرعوب و مجذوب اشخاص نشدنبه آدم‌هایی برخواهید خورد که کارنامه‌ی درخشانی دارند و یا مدارج بالای علمی را طی نموده و صاحب عنوان هستند. در عین احترام به تلاش‌ها و دستاوردهای‌شان، هر که هستند برای خودشان هستند! اصلا مرعوب و مجذوب نشوید. همه این افراد اشتباهاتی داشته و دارند. فقط بر اساس فهم خود عمل کنید و اگر توصیه‌ای کردند که با منطق شما جور درنمی‌آمد، پرسش کنید تا بفهمید. اگر نفهمیدید عمل نکنید. شاید نسخه‌ای که می‌پیچند برای کار شما مناسب نباشد و به درد دیگری بخورد. همه‌ی این بزرگواران هم اشتباه می‌کنند. شاید این پیشنهادی که الان به شما می‌دهند یکی از همان اشتباهات باشد!4. در مقام پدری نه رقابتلازمه‌ی کار حرفه‌ای رقابت است. وقتی منابع کمتر از نیازها است، طبیعتا رقابت شکل خواهد گرفت؛ هم بین افراد و هم بین سازمان‌ها. پیشنهاد دشوار من این است که در عین تلاش برای موفقیت شخصی و سازمانی نسبت به بقیه، نگاهی پدرانه داشته باشیم. کار سختی است ولی ارزشمند است.در نظر داشته باشیم همه ما فعلان فرهنگی در راستای اهدافی متعالی و در یک جبهه مشغول خدمت هستیم. برای موفقیت همه دعا کنیم. اگر می‌توانیم کمک کنیم دیگران نیز موفق شوند، پیش بروند و از درخشیدن آن‌ها خوشحال شویم. روزی و موفقیت دست خدا است، ارزش ندارد دل به تیرگی بسپاریم و رقابت را جانشین رفاقت کنیم.5. برای انسان ها ارزش قائل باشیمانسان‌ها محترم هستند و ما نسبت به کسانی که با ما همکاری و یا به ما کمک کرده‌اند مسئول هستیم. در فضای فرهنگی فارغ از احترام به همکاران و حامیان، نحوه مواجهه با داوطلبان بسیار مهم است. سوء‌استفاده کردن از اشخاص و بیگاری کشیدن از کسانی که خالصانه و داوطلبانه مشغول فعالیت هستند کار صحیحی نیست. شخص داوطلب بسیار ارجمند است و نباید به چشم یک خدمت رایگان به آن نگاه کنیم. جنس فعالیت داوطلبانه از جنس مهر و فداکاری مادران و پدران است.6. تشکر کنیماز دیگر فعالان فرهنگی قدردانی کنیم. خدماتی که آن‌ها ارائه می‎‌کنند برای جامعه است و ما به عنوان بخشی از جامعه می‌بایست نسبت به آن‌ها قدردان باشیم. اینکه خود ما فعال فرهنگی هستیم چیزی از مسئولیت ما در قبال دیگر فعالان کم نمی‌کند.مولا علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «با مردم آنگونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند». قدردانی از فعالان فرهنگی علاوه بر اینکه مسئولیت اجتماعی همه ما است، کمک می‌کند در رویکردمان نسبت به دیگر فعالان نگاه همدلانه‌ای پیدا کنیم.ختامدر مجموع اگر بخواهم سه نکته را به عنوان مهترین مسائل در انجام درست و بهینه کارهای فرهنگی انتخاب کنم، به این سه عنوان اشاره خواهم کرد:با آدم‌های سالم بودن و سالم ماندنپیش‌بینی پذیر بودنمسئولیت پذیریاین‌ها برخی از نکاتی بودند که طی این چند سال در مواجهه با اشخاص و چالش‌ها تجربه کرده و آموخته‌ام. ممکن است افرادی در فضاهای دیگری نکات متمایزی را شایسته به اشتراک‌گذاری بیابند. این مطالب را صرفا به عنوان تجربه یک نفر ببینید و به آن فکر کنید، نه بیشتر.در پایان امیدوارم شما نیز دست به قلم برده و تجربیات خود را بنگارید. منتظر مطالعه نظرات و یاددشات‌های شما بزرگواران هستم.از همه دوستان، همکاران و بزرگترهایی که فرصت تجربه و آموختن را در اختیار بنده گذاشتنند ممنون و سپاسگزارم.موفق و سربلند باشید.امیرمهدی مناقبی - شهریور 1400</description>
                <category>امیرمهدی مناقبی</category>
                <author>امیرمهدی مناقبی</author>
                <pubDate>Sat, 04 Sep 2021 17:49:06 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>