<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amin Aramesh</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amin.aramesh</link>
        <description>مطالب کارنکن را در وبلاگم بخوانید: aminaramesh.ir</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 23:01:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/7349/avatar/euJX3C.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amin Aramesh</title>
            <link>https://virgool.io/@amin.aramesh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه هر مهارتی را سریعتر یاد بگیریم؟ ۲۰ ساعت اول یادگیری چه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%B1-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA%D8%B1-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-%DB%B2%DB%B0-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-mj2ymaa2wny3</link>
                <description>چگونه مهارت یاد بگیریم؟ این سوالی اصلی‌ای است که در این نوشته به آن می‌پردازیم و خواهیم گفت که برای یادگیری مهارت جدید، چطور اقدام کنیم که هم سریعتر یاد بگیریم و هم از یادگیری لذت ببریم. برای یادگیری سریعتر و با کیفیت بهتر باید یاد بگیریم چگونه یاد بگیریم.این نوشته بر پایۀ تجربیات من است. آنچه می‌نویسم را خودم در یادگیری مهارت استفاده کرده‌ام، فکر میکنم برای شما هم مفید باشد.پس به گیرنده‌هایتان دست نزنید و تا پایان همراه ما باشید. :)این شمایید وقتی ۳ ساله‌تان بود. مشتاق به یادگیری بودید. یادگیری یکی از بزرگترین لذات زندگی شما بوده. کلی چرا داشته‌اید و از رسیدن به پاسخ این چراها لذت می‌برده‌اید.کمی قبل‌تر حتی حاضر بودید برای یادگیری راه رفتن، بارها زمین بخورید، ولی دست از تلاش برای یادگیری مهارت برنمی‍داشتید.این شمایید بعد از پایان مقطع کارشناسی. در ۱۶ سال گذشته هزاران ساعت را در نظام آموزش رسمی صرف کرده‌اید. به اسم یادگیری، کلی چیز بدردنخور و بدردبخور حفظ کرده‌اید،حالا فهمیده‌اید که بدردبخورهایش را گوگل خیلی بهتر از شما حفظ میکند و بابت بدرنخورهایش هم اگر به زمین و آسمان بد و بیراه نگویید، از لطف شماست!اکثرا یادگیری درسها در این سالها برای شما ابزاری بوده برای کسب نمره و بعد هم مدرک. چندان قرار نبوده که خود این یادگیری همراه با لذت باشد. قرار بوده آن مدرک و نمره‌ منجر به چیزهای لذت‌بخش شوند، اما دریغ، آنها هم به جایی نرسیده‌اند. (باخت در باخت، و البته این باختها در مقابل آن بدترین باخت چیزی نیست: همان تغییر نگاه شما به یادگیری به نسبت سالهای کودکی، عجب باخت بزرگی)حالا گر لیسانس ندارید و کمی بیشتر یا کمتر مدرک انبار کرده‌اید، اوضاع چندان فرقی ندارد. در حالت خوش‌بینانه به نظرتان یادگیری ربط زیادی به لذت بردن ندارد. در حالت غیرخوش‌بینانه هم یادگیری برای شما یعنی رنج.حرف من در این نوشته این است که یادگیری میتواند (و باید) لذت‌بخش باشد. اگر برای شما لذت‌بخش نیست، روش یادگیری شما ایراد دارد. با هم اصلاحش میکنیم.اگر بتوانم این موضوع را به شما ثابت کنم و روشی به شما معرفی کنم که از یادگیری لذت ببرید، باقی مسیر را خودتان خواهید رفت.چه کسی از انجام یک فعالیت لذت‌بخش بدش می‌آید؟آن‌وقت شمایید و لذت یادگیری.شمایید و دائم‌الیادگیری بودن.و البته شمایید و دستاوردهای فوق‌العادۀ این یادگیری‌ها.جالب شد نه؟بریم ببینیم چطور می‌شود از یادگیری لذت برد.یادگیری لذت‌بخش استدلیل اصلی لذت در یادگیری، دستاوردی است که آن یادگیری برای ما دارد.این دستاوردها میتواند چیزهای مختلفی باشد:افزایش بهره‌وری در کارهایمانشغل بهتر (و درآمد و رضایت شغلی بیشتر)رابطۀ بهتر با دیگرانیا ذهن آرامتر و رابطۀ بهتر با خودمان…برای ادامه دادن این بحث و نگاه به لذت در فرایند یادگیری، لازم است از یک مرحله مهم در یادگیری حرف بزنم، جایی که من اسمش را میگذارم ایستگاه اول در مسیر یادگیری.این ایستگاه اول کجاست؟خواهم گفت، اما اول سری به کوه بزنیم.نمیدانم اهل کوه رفتن هستید یا نه. اگر باشید این داستان برایتان خیلی آشناست:صبح جمعه‌ای که با رفقایتان قرار گذاشتید تا بروید کوه، ساعت ۵ و ۳۰ دقیقه صبح آلارم موبایلتان زنگ میزند، خاموشش میکنید و به خودتان لعنت میفرستید بابت این جوگیریِ قرار کوه گذاشتن و خراب کردن خوابِ صبح جمعه. دوباره به خواب میروید، اما ساعت ۵ و ۴۰ دقیقه آلارم بعدی صدایش بلند میشود.چاره‌ای نیست، بدوبیراه‌گویان، از جایتان بلند میشوید.در مسیر رفتن به محلِ قرار با رفقا هم در حال نق زدن هستید، این چه کاری بود که صبح جمعه با خودم کردم؟کوه؟ آن هم صبح جمعه؟رسیدید به رفقا و کمی بعدتر در حال بالا رفتن از کوهید.نیم ساعتی از کوهپیمایی گذشته.هوای خنک و خوب کوه را استشمام میکنید. منظره زیر پایتان را تماشا میکنید و لذت می‌برید: عجب کار خوبی کردم آمدم کوه!اینجا ایستگاه اول است، آن نق‌زدن‌های توی تخت‌خواب و در مسیر، جایش را به حال خوشِ داشتنِ دستاورد داده. دستاوردِ دیدن مناظر زیبا و تنفس در هوای خوب (و باقی دلایل شما برای شاد بودن در آن ارتفاع ;)یکی از همان روزهای جمعه در دوران دانشجویی ? – نفر سمت چپ منم!  آیا اگر همان روی تخت، آلارم‌ها را قطع کرده بودید و پیامی برای رفقا فرستاده بودید و به بهانۀ کسالت، از رفتن به کوه عذر میخواستید، درکی از این لذت داشتید؟آیا آن لحظه‌ای که برای خوابیدنِ دوباره عطش داشتید، تصوری از این نوع لذت داشتید؟نه. در آن لحظه صرفا رنجِ نخوابیدن را حس میکنید.حالا که به ایستگاه اول رسیده‌اید، برای رفتن باقی مسیر شوق بیشتری دارید.از کوه بیاییم پایین و برگردیم به داستان خودمان، داستان یادگیری مهارت و ببینیم ایستگاه اول در مسیر یادگیری مهارت کجاست؟ایستگاه اول، آن اولین آهنگی است که خودمان با گیتارمان میزنیم. وقتی که همین چندهفته پیش، از صفر شروع به یادگیری گیتار کرده‌اید.ایستگاه اول، آن اولین کارت ویزیتی است که با فتوشاپ طراحی کرده‌اید. وقتی همین چندوقت پیش، برای اولین بار در عمرتان نرم‌افزار فتوشاپ را باز کردید.ایستگاه اول، آن اولین باری است که وقتی کیوردی را گوگل میکنید، مطلب شما در صفحه اول نتایج گوگل است. وقتی تازه همین چندهفته پیش فهمیده‌اید که SEO با CEO فرق دارد!با همین فرمان حالا میفهمیم ایستگاه اول در برنامه‌نویسی و آشپزی و نجاری و یادگیری زبان و باقی مهارت‌ها کجاست:در ایستگاه اول، از آنچه آموخته‌ایم، داریم استفاده میکنیم. یعنی دستاوردکی داریم (دستاورد کوچک = دستاوردک). این داشتن دستاوردک به ما شوق میدهد برای کسب دستاوردهای بیشتر و حالا با لذت، چیزهای بیشتری یاد خواهیم گرفت و باقی مسیر یادگیری، لذت‌بخش‌ است.شکل زیر را ببینید:قبل از ایستگاه اول، باید چیزهای زیادی را یاد بگیریم. بعد از آن هم هنوز کلی چیز برای یادگیری مانده و اصولا یادگیری در اکثر زمینه‌ها ته ندارد.قبل از صحبت در مورد ایستگاه اول، ببینیم چرا شکل بالا اینگونه است: هرچه در مسیر یادگیری یک مهارت پیش برویم، باید زمان بیشتری را برای یادگیری نکات جدید بگذاریم. دلیلش هم واضح است. آدمی که تا حالا هیچ چیز از فتوشاپ نمیدانسته، در هفته اول باید مثلا ۱۰۰ واحد یاد بگیرد، اما در هفته هفتم یادگیری، ۱۰ واحد چیز جدید برای یادگیری دارد.فارغ از این داستان، نقش ایستگاه اول را در بحث خودمان در مورد یادگیری فراموش نکنیم، آنجایی که از آنچه آموخته‌ایم استفاده میکنیم و بعد از رسیدن به ایستگاه اول، فرایند یادگیری ما به دو بخش تقسیم میشود: قبل و بعد از آن.بعدی که لذت بیشتری دارد و البته قبلی که چندان خوشایند نبوده. احساس ندانستن در روزهای اول یادگیری یک مهارت، اصلا حس دوست‌داشتنی‌ای نیست!حالا که با ایستگاه اول و اهمیتش آشنا شدیم، جواب ۲ سوال مهم را باید پیدا کنیم؟سوال اول: چطور هرچه سریعتر به ایستگاه اول برسیم؟ (و بعد از آن مسیر خوشایندتری در پیش داشته باشیم)سوال دوم: پیش از رسیدن به ایستگاه اول چه کار کنیم که یادگیری لذت‌بخش باشد؟ (و چگونه بر این احساس بدِ ندانستن غلبه کنیم؟)در ادامه راجع به این ۲ سوال حرف خواهیم زد.سوال اول: چطور هرچه سریعتر به ایستگاه اول برسیم؟ (یادگیری چریکی در مقابل یادگیری خطی)برای اینکه هرچه سریعتر به ایستگاه اول برسیم، باید به دنبال یادگیری چریکی یک خرده مهارت باشیم.شکل زیر را ببینید:فرض کنید میخواهید طراحی کارت ویزیت را با استفاده از یک کتاب یا یک دوره آنلاین فتوشاپ، آموزش ببینید. در اینجا یادگیری طراحی کارت ویزیت یک خرده‌مهارت مرتبط به مهارت کار با نرم‌افزار فتوشاپ است.در روش یادگیری خطی، کلی مطلب غیرمرتبط به آن هدف اصلی (طراحی کارت ویزیت) را هم مجبورید یاد بگیرید (مجموع رنگ‌های سیاه و سبز در نوار بالا). در حالی که کار شما تنها با یاد گرفتن بخشی از این مطالب هم راه می‌افتاده (تنها رنگ‌های سبز را نیاز داشته‌اید).مثلا در ابتدا با تمامی منوها و قابلیت‌های فتوشاپ به صورت اجمالی آشنا می‌شوید. در حالی که برای هدف مدنظرتان ممکن است تنها به ۱۰ درصد این قابلیت‌ها نیاز داشته باشید.اما در یادگیری چریکی چه؟شکل زیر را ببینید:در یادگیری چریکی به دنبال یادگیری خرده‌مهارت کاربردی هستیم. چیزی که الان به آن نیاز داریم.اگر با مثال کارت ویزیت و فتوشاپ راحت نیستید، به مثال خرده‌مهارت شنیدن به زبان انگلیسی با هدف دیدن فیلم فکر کنید. برای این خرده‌مهارت نیاز ندارید به همان روش یادگیری خطی آموزشگاه‌های زبان عمل کنید و ۵ سال کلاس زبان بروید. (البته برای جیب آموزشگاه‌دار بهتر است که شما خطی یاد بگیرید تا چریکی)وقتی به سراغ یادگیری خرده‌مهارت برویم، به زمان کمتری برای رسیدن به دستاورد نیاز داریم.یادمان نرود کجای بحثیم، این دستاورد کوچک (دستاوردک) همان ایستگاه اول ماست. و اهمیت ایستگاه اول و لذت‌بخش بودن یادگیری را هم که فراموش نکرده‌ایم.در یادگیری چریکی برای آموختن مطالبی که فعلا به آنها نیازی نداریم وقت نمیگذاریم. ممکن است بپرسید خب اگر بعدها به این آموزشها نیاز داشتیم چه؟جوابش ساده است: «چیزی که بعدا به آن نیاز داریم را بعدا یاد میگیریم!»در بخشهای ابتدایی دوره‌های آموزشی وردپرس، معمولا بخشی هست به نام کار با FTP. من هیچوقت برای وردپرس (و هیچ نرم‌افزار دیگری) از دورۀ آموزشی استفاده نکردم (یا کتاب نخواندم). با تشکر ویژه از آقاگوگل ;)تا همین چندهفته پیش هم نیازی به کار با FTP نداشتم، کارم لنگ آن نبود و اتفاقا یکی از ستون‌های اصلی کسب درآمدم در سالهای گذشته همین جناب وردپرس بوده. حالا FTP بلد نبودم که نبودم! حتما نیاز نبوده. مهم این است که کارم راه می‌افتاده.چند وقت پیش به آن نیاز پیدا کردم و رفتم این خرده‌مهارت (از مجموعه خرده‎مهارت‌های مرتبط به وردپرس) را هم یاد گرفتم. البته باز هم به لطف همان جناب گوگل.فکر کنم توانسته باشم منظورم را از یادگیری چریکی و خرده‌مهارت کاربردی برسانم. اما فکر کنم بد نباشد، این نکات را به عنوان جمع‌بندی این بخش بگویم:در یادگیری خطی چیزهای زیادی را یاد خواهیم گرفت که در عمل ممکن است به کارمان نیایند، یا حداقل امروز برای نیازی که داریم، لازم نیست همه آنها را یاد بگیریم.در یادگیری چریکی به دنبال برآورده کردن نیازی در پی کسب مهارت هستیم، آن نیاز اکثرا با یک خرده‌مهارت برآورده خواهد شد. برای طراحی کارت ویزیت نیاز نیست با تمامی بخشهای فتوشاپ آشنا باشیم. و برای بالا آوردن سایت وردپرسی هم نیاز نیست، یک دورۀ آموزش وردپرس را از ابتدا تا انتها ببینیم. (البته اگر از دوره‌های موجود استفاده میکنیم، آیندۀ آموزش از آن کسانی است که چریکی آموزش بدهند)طبیعتا با تعریف‌های انجام شده فرایند یادگیری چریکی به نسبت یادگیری خطی، به زمان کمتری نیاز دارد و در پی به‌کار گرفتن هرچه‌سریعتر آموخته‌هاست و از این جهت کاربرد-محور است.ایستگاه اول آنجایی است که توانسته‌ایم در پی یادگیری یک خرده‌مهارت کاربردی از آن استفاده کنیم و لذتِ دیدن ثمرۀ این یادگیری را تا حدی می‌چشیم. این تاکید بر عملی بودن آنچه یادگرفته‌ایم را فراموش نکنیم.و به چند دلیل مجبوریم (یا بهتر است) از روش یادگیری چریکی استفاده کنیم:چیزهایی که باید یاد بگیریم زیاد است و زمان ما کم. با استفاده از یادگیری چریکی زمانی که صرف چیزهای بدردنخور میشد را صرفه‌جویی میکنیم.به لطف گوگل، امکان دسترسی انتخابی ما به بخشهای مختلف از آموزش یک مهارت کلی وجود دارد. وقتی که تنها مرجع ما برای یادگیری، یک کلاس حضوری بود، نمی‌توانستیم به صورت انتخاب‌شده مباحث را آموزش ببینیم. (روند کلاس دست ما نبود)و از همه مهمتر اینکه یادگیری چریکی ما را سریعتر به ایستگاه اول و دستاوردک میرساند و این یعنی لذت در یادگیری یک مثال دیگر برای یادگیری چریکی خرده‌مهارتاین نوشته قرار است برای شما کاربردی باشد و بعد از اتمام آن دست به اقدام برای یادگیری چریکی بزنید.پس یک مثال کاربردی دیگر بزنم تا مصداق‌یابی این روش برای مهارت مدنظرتان راحت‌تر باشد:یادگیری SEOSEO مخفف Search Engine Optimization است. یعنی شما یک کاری می‌کنید که سایت شما توی گوگل بالا باشد. کمی تامل شما را به این نتیجه میرساند که لینک‌های اول گوگل در دنیای دیجیتال امروز، یعنی همان مغازۀ دونبش در موقعیت‌های خوب بازار. ماجرایی مثل کرونا هم فروش آنلاین را چندین برابر کرده. بماند.من دورۀ کارآموزی برای SEO برگزار کرده‌ام. روش آموزش در این دوره هم چریکی بود.برای شروع ۳-۴ ساعت آموزش مبانی SEO و نحوۀ عملکرد گوگل و استراتژی کلمات کلیدی داشتیم و بلافاصله بچه‌ها یوزر-پسورد وردپرس‌شان را تحویل میگرفتند و شروع به نوشتن می‌کردند.کار کردن با پنل وردپرس را هم که بعد از ۵ دقیقه ور رفتن با آن یاد خواهند گرفت. همین!اما حجم سوالها و یادگیری حین کار بسیار بالا بود. و وفتی در پی سوالی، نکته‌ای را می‌شنوی خیلی بهتر آن را یاد خواهی گرفت.برای اینکه خاطرتان جمع شود که این روش چقدر موثر بوده حتما نظر افرادی که این روش را تجربه کرده‌اند بخوانید و ضمنا بد نیست بدانید که سایت شخصی من در سال گذشته بیش از یک میلیون بازدید داشته که ۸۵ درصد این ترافیک به لطف همین SEO از گوگل آمده‌اند.سوال دوم: پیش از ایستگاه اول چه کنیم؟ آیا پیش از ایستگاه اول هم لذتی وجود دارد؟روزی اولی که ساز موسیقی دستتان گرفته بودید را یادتان هست؟روزی اولی که فتوشاپ را باز کردید چه؟اولین روزهای تلاش برای خواندن متون انگلیسی چطور؟بیایید صادق باشیم. در این روزهای اول، لذتی که نیست هیچ، خفت هم وجود دارد.در همۀ این روزهای اول، یک حسِ بد وجود دارد: احساس نفهمیدن. احساس ناتوانی در انجام آن کارها. خودمانی‌ترش میشود احساس خِنگ بودن.این احساس نفهمیدن و نتوانستن دشمن اصلی شما پیش از رسیدن به ایستگاه اول است. به لطف دستاوردک و یادگیری چریکی و خرده‌مهارت، بعد از ایستگاه اول این احساس را ندارید.اما پیش از آن چه کنیم که فرایند یادگیری لذت‌بخش باشد؟ (و این لذت تضمین‌کنندۀ ادامه دادن یادگیری باشد)حالا که پیش از ایستگاه اول در فرایند یادگیری، لذت درونی (ناشی از خود یادگیری) وجود ندارد، باید لذت بیرونی ایجاد کنیم. چطور؟اینطور:۱- با مدیریت کردن این احساس نفهمیدن.شکل زیر را ببینید:نفهمیدن یا نتوانستن ما را اذیت می‌کند. از طرفی یادگیری یعنی مواجهه با نادانسته‌ها و این یعنی نفهمیدن و نتوانستن و بالطبع یعنی اذیت شدن.ما در موقع یادگیری مهارت‌های مختلف بسته به انگیزه‌ها و اهدافمان، یک آستانۀ تحمل برای تحمل این ندانستن داریم.این آستانه در افراد مختلف برای یک مهارت یکسان متفاوت است. بسته به انگیزه‌ و نیازشان.کسی در آستانۀ مهاجرت است و اگر مدرک زبانش را نگیرد هزینه‌هایی که کرده هدر می‌رود، فردی دیگری هم صرفا می‌خواهد زبان یاد بگیرد، چون فکر می‌کند شاید در آینده به‌دردش بخورد. آستانۀ تحمل این دو فرد برای تحمل نفهمیدن یکسان نیست.این آستانه برای خود شمایی که این متن را میخوانی هم برای مهارت‌های مختلف، متفاوت است. برای یادگیری یک مهارت انگیزه داری و برای دیگری نه.حتی برای یادگیری یک مهارت یکسان در زمان‌های مختلف هم ممکن است این آستانه فرق کند. زمانی به یک مهارت نیاز داری و قبلا نداشته‌ای.این داستانِ انگیزه برای یادگیری را خیلی کِش نمی‌دهم، همینقدر بدانید که پیش از رسیدن به ایستگاه اول، نباید خیلی نزدیک این آستانۀ نفهمیدن شوید. ممکن است دلزده شوید و یادگیری را رها کنید.حالا جلوتر بیشتر توضیح خواهم داد.اینکه روزهای اول یادگیری بیشترین میزان نفهمیدن‌مان را تجربه می‌کنیم هم که فکر میکنم روشن است. هرچه در یادگیری یک مهارت جلو می‌رویم، چیزهایی هست که نمی‌دانیم، اما حجمشان در مقایسه با روزهای اول (که هیچ‌چیز از آن مهارت نمیدانستیم) کمتر میشود.حالا اگر از این آستانه رد شویم، چه؟شکل زیر را ببینید:در نمودار نارنجی (خط‌چین) سعی کرده‌ایم چگالی یادگرفتن را بالا ببریم. در زمان کمتری خواسته‌ایم چیزهای بیشتری یاد بگیریم، و این یعنی مواجه شدن با حجم بیشتری ناشناخته و بالطبع یعنی احساس نفهمیدن بیشتر. و این احساس نفهمیدن و نتوانستن یعنی رنج بیشتر و لذت کمتر.مصداقش میشود تلاش شما برای یادگیری روزی ۳۰ لغت جدید زبان انگلیسی. در جالی که از کلمۀ ۱۱ به بعد، این احساس نفهمیدن بدجور دارد به شما بدوبیراه می‌گوید.روزی ۱۰ کلمه را شاید برای یک ماه ادامه میدادید، اما روزی ۳۰ کلمه را تنها تا روز پنجم طاقت می‌آورید.وقتی سعی میکنید برای یادگیری مهارت شنیدنِ زبان انگلیسی، با فیلمی شروع میکنید که به خاطر لهجه یا نوع داستان، تنها ۱۰ درصد فیلم را می‌فهمید هم اوضاع همین است. احساس ندانستن‌‎تان خیلی زیاد است و تحملش سخت. فیلمی که ۴۰-۵۰ درصدش را بفهمید خیلی شما را نزدیک آستانۀ تحمل نفهمیدتان نمی‌کند.وقتی در شروع کار با یک نرم‌افزار به دنبال انجام یک پروژه خیلی سخت هستیم هم داستان همین است.نتیجه چه می‌شود؟تلاش شما برای افزایش شدت یادگیری منجر به نداشتن مداومت در یادگیری می‌شود.آن مثل آهسته و پیوسته را که یادتان نرفته؟ همان.تفسیرش را با رسم شکل در تصویر بالا دیدید: خط‌چینِ نارنجی نیمه کاره رها شده و به ایستگاه اول نرسیده.امان و امان از این سیستم شبِ امتحانی که ما را عاشق شدت یادگیری کرده و عادت به مداومت در یادگیری (و سایر امورات زندگی همچون ورزش و تغذیه) نداریم. (همین میشود که دنبال قرص‌های لاغری و رژیم‌های سریع و معجزه‌آسا هم هستیم)مادامی که زنده‌ایم، چیز برای یادگیری هست، با تلاش برای افزایش شدتِ یادگیری (خصوصا پیش از ایستگاه اول)، لذتِ یادگیری را کاهش ندهیم.۲- با استفاده از رنج‌هایادمان نرود کجای بحثیم، در مورد اهمیت ایستگاه اول حرف زده‌ایم و حالا میخواهیم بدانیم چطور راحت‌تر به ایستگاه اول برسیم.رنج نقطۀ مقابل لذت است. اگر متعهد نماندن به فرایند یادگیری برای شما رنج داشته باشد، انگار در متعهد ماندن به آن نوعی لذت وجود دارد.شکل زیر را ببینید:گفته بودم که این آستانه برای یادگیری یک مهارت یکسان برای ما در موقعیت‌های مختلف ممکن است تغییر کند. شکل بالا همین داستان را می‌گوید.چرا شب امتحان تا صبح بیدار بودیم و آن حجم از ندانستن را تحمل میکردیم و آن همه چیز جدید در مغزمان فرو میکردیم؟چون انجام ندادن آن برای ما رنج داشت: رنجِ افتادن در آن درس، رنجِ مشروط شدن، رنج هزینۀ بیشتر، رنجِ آبرو و …قرار شد شب امتحانی نباشیم و دنبال مداومت باشیم، اما بیایید با این روش، خودمان را هک کنیم تا به همین مداومت بچسبیم.چطور؟وقتی برایتان مهم است که دیگران در مورد شما چه فکری بکنند، فرایند یادگیری‌تان را به دیگران اعلام کنید و پیش آنها تعهد بدهید که آن کار را انجام خواهید داد.یادگیری را دسته‌جمعی انجام دهید، اینگونه به گروه متعهد خواهید بود.خودتان را جریمه کنید، اگر امروز به برنامۀ یادگیری‌ام متعهد نبودم، خودم را از رفتن به دیدار فلان دوست یا انجام فلان بازی محروم میکنم. البته یادتان نرود که جریمه حتما دردناک باشد، والا اثری نخواهد داشت.اگر کمی فکر کنید، خودتان روش‌های دیگری هم برای بالا بردن آستانۀ نفهمیدن/نتوانستن‌تان پیدا خواهید کرد.۳- با تبدیل کردن فرایند یادگیری به یک بازی.ما آدمها بازی کردن را دوست داریم، چه آن زمان که با لِگو و پلی‌استیشن بازی میکردیم و چه بعدها که درگیر بازی‌های مقام و ماشین و امثالهم می‌شویم.اگر بتوانیم فرایند یادگیری را شبیه بازی کنیم، این لذتِ بازی کردن ما را درگیر خواهد کرد و احتمال تداوم یادگیری بالا می‌رود.این بازی می‌تواند استفاده از روش خاص شما برای برنامه‌ریزی یادگیری باشد یا استفاده از بولت‌ژورنال یا حتی استفاده از دفتر برنامه‌ریزی قلم‌چی، یا تیک زدن ساده روی یک کاغذ.هر شیوه‌ای که به شما حس پیشرفت و رقابت با خودتان بدهد، نوعی بازی‌سازی است.بازی را جدی بگیرید.رسیدن به ایستگاه اول چقدر زمان میبرد؟حالا چقدر باید صبر کنیم و از روشهای بالا استفاده کنیم تا به ایستگاه اول برسیم؟بستگی دارد به خرده‌مهارتی که میخواهید یاد بگیرید. به فرد یادگیرنده هم طبیعتا بستگی دارد. جاش کافمن در ویدئوی تد معروفش میگوید این عدد ۲۰ ساعت است. عدد ۲۰ عنوان مطلب هم از همانجا آمده.اما نگفته روشن است که این عدد نمیتواند برای آدمها و مهارتهای مختلف یکسان باشد.من حرف کافمن را اینگونه تصحیح میکنم و به حرفهای این نوشته ربط می‌دهم: چندده ساعت زمان برای رسیدن به ایستگاه اول در یادگیری یک خرده‌مهارت نیاز داریم.برای یاد گرفتن نوشتن مطلبی که در نتایج گوگل بالا بیاید، این عدد زیر ۱۵ ساعت است. البته که طبیعتا به روش یادگیری چریکی.برای زدن اولین قطعۀ موسیقی با گیتار حدود ۲۰ ساعت. (آنطور که خودِ جاش کافمن در ویدئوی تدش در مورد یک ساز دیگر نشان می‌دهد)برای خرده‌مهارتی دیگر هم ممکن است ۲۰ یا ۳۰ یا فوقش ۴۰ ساعت باشد.اما فارغ از اینکه بدانیم این عدد دقیقا چند است، بهتر است این نکات را هیچ‌وقت فراموش نکنیم:این زمان چندده‌ساعته را میشود ظرف یکی-دو ماه ایجاد کرد. (۴۰ ساعت یعنی ۱ ساعت برای ۴۰ روز، لطفا نگویید روزی یک ساعت وقت خالی ندارید)این زمان را صرفا با روش یادگیری چریکی و برای یادگیری یک خرده‌مهارت صرف کنید.پیش از این زمان، فرایند یادگیری را متوقف نکنید، لذاتی هست که تنها بعد از رسیدن به ایستگاه اول آن را درک خواهیم کرد. یادتان که نرفته؟ وقتی روی تخت آلارم را خاموش می‌کنید، درکی از لذت ایستگاه اول کوهنوردی ندارید. فرایند را تا رسیدن به این زمان ادامه دهید و آن موقع در مورد ادامه یا عدم ادامه دادن فرایند یادگیری تصمیم بگیرید.آمادگی روحی برای یادگیریاین احساس نفهمیدن در ابتدای یادگیری برای همه وجود دارد. به خودت شک نکن.خلبان‌ها برای اینکه اجازه پرواز پیدا کنند، بعد از گذراندن آموزش‌های تئوری باید ساعت‌ها با شبیه‌ساز، پرواز کنند. برای خلبان شدن باید این ساعات را تکمیل کنند.به یادگیری مهارت هم به این دید نگاه کنید: احساس نفهمیدن می‌کنید؟ اشکال از شما نیست. باید ساعاتش را تکمیل کنید.اگر حرف من را قبول ندارید، صرفا ۲۰-۳۰ ساعت به روشی که گفتم، وقت بگذارید، آن وقت اگر باز هم این احساس بود، به خودتان شک کنید!اما مطمئنم چنین نیست، ایراد از وقتی است که نگذاشته‌اید. ایراد از ساعاتی است که تکمیل نشده.من مدیون یادگیری چریکی‌اموجود این سایت و عوایدش مدیون یادگیری چریکی است. وقتی که ابزار اصلی یادگیری‌ام برای SEO و وردپرس و داستان‌های مرتبط جناب گوگل بود و هست.اینکه شما اینجایید و اینها را میخوانید مدیون یادگیری چریکی است.نرفتن سربازی‌ام (و گذراندن طرح بنیاد نخبگان) مدیون یادگیری چریکی است. برای نوشتن این مقاله کلی چیز برای کار با نرم‌افزار MATLAB  را به همین روش چریکی و با کمک گوگل یاد گرفتم. آن کدهای هوش مصنوعی و خروجی‌هایش ثمرۀ یادگیری چریکی است.نوشتن آن مقاله برای منی که پیش از آن انگلیسی ننوشته بودم و کلاسی هم نرفته بودم، مدیون یادگیری چریکی است.ارتقای من در آن شرکت نفتی هم مدیون یادگیری چریکی است. وقتی در مدت کوتاهی VBA یاد گرفتم و از ترکیب Excel و MATLAB آن سیستم مدیریت اطلاعات را ساختم.همین الان هم همیشه چریکی یاد میگیرم.یادگیری مهارت و احساس قدرت و عزت نفسزمانی زورِ بازو نشانی از قدرت بود. حالا هم شاید باشد. اما به گمانم مهمترین عامل متمایزکننده ما در عصر حاضر، قدرت یادگیری ماست. در عصری که مدام همه چیز عوض میشود و مدام باید در حال یادگیری باشیم.یادگیرنده بودن به شما قدرت میدهد.تخقیقات متعددی هست که نشان می‌دهد کسب مهارت تاثیر بسیار زیادی هم بر عزت نفس ما دارد.عضله‌ای که امروز باید برای تقویتش وقت بگذارید، عضلۀ یادگیری شماست.عضلۀ یادگیری‌تان را قوی کنید تا:موقعیت‌های شغلهای بهتر و درآمد بیشتری داشته باشید.رابطۀ بهتری با آدمها داشته باشید.ذهن آرامتر و جسم سالمتری داشته باشید و از زندگی بیشتر لذت ببرید.بعد از خواندن این مطلب چکار کنیم؟۱- این حرفها را اگر بکار نگیری، حیف وقتی است که برای خواندن این مطلب گذاشته‌ای. شروع کن به یادگیری خرده‌مهارتی که به آن نیاز داری.۲- این مطلب را برای دیگران هم ارسال کن، اگر آدمها از یادگیری لذت ببرند و اهل یادگیری مداوم شوند، جیبشان پر می‌شود و حالشان خوب. پس لطفا این مطلب را با دوستانت به اشتراک بگذار. ساده‌ترینش این است که پیام مربوط به این پست در کانال تلگرام کارنکن را برای دیگران فوروارد کنی. میتوانی لینک کوتاه‌شدۀ این مطلب را هم برایشان ارسال کنی: https://bit.ly/LearninghowtoLearnلایک کردن و کامنت گذاشتن زیر این مطلب هم به بیشتر دیده شدن آن کمک خواهد کرد.۳- اگر این نوشته را دوست داشتی، احتمالا دورۀ آنلاین یادگیری اثربخش به روش خودآموز را هم دوست خواهی داشت. در این دوره گفته‌ام که چطور برای یادگیری چریکی به روش خودآموز برنامه‌ریزی کنی که به برنامه‌ات متعهد باشی و برای اجرایش تنبلی نکنی تا هرچه سریعتر به ایستگاه اول در مهارت مدنظرت برسی.و البته گفته‌ام که اگر برنامه‌ات عملی نشد چکار کنی و کلی حرفهای کاربردی دیگر که ناشی از تجربۀ خودم در یادگیری است. اطلاعات بیشتر در مورد این دورۀ آنلاین در لینک زیر:اطلاعات بیشتر در اینجا</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Tue, 21 Apr 2020 21:02:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت شانزدهم: گفتگو با متین لشکری، هم‌بنیان‌گذار تور غذای ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-n11bp7wnt0bo</link>
                <description> متین لشکریاگه حدس زدیم که یه شغلی میتونه ما رو راضی کنه، ولی در حال حاضر موقعیت مشابه اون شغل دور و برمون نباشه چیکار میکنیم؟ممکنه تصمیم بگیریم خودمون دست به کارآفرینی بزنیم، اما چطور بر ترسی که در آغاز این مسیر داریم، غلبه کنیم؟چطور این اعتماد به نفس رو داشته باشیم که بریم و شروع کنیم؟اصلا قبل از این مرحله، از کجا بفهمیم چه زمینه‌های خوبی برای کارآفرینی وجود دارن که ممکنه برای ما مناسب باشن؟توی این قسمت در گفتگو با متین لشکری، از مسیری میشنویم که با رتبه ۴ کنکور هنر و تحصیل توی رشته گرافیک شروع شده و به تاسیس اولین مجموعه تور غذای ایرانی رسیده. در ظاهر همینقدر بیربط، اما اگه با این قسمت تا انتها همراه باشید، میفهمید که همچین بیربط هم نیست.تور غذای ایرانی تجربه پخت غذای ایرانی رو به توریستها میده و حالا علاوه بر تهران توی شیراز، یزد و اصفهان هم شعبه داره.این قسمت خصوصا برای کساییه که به گردشگری علاقه دارن میتونه خیلی جذاب باشه، از واقعیات این حوزه میشنوید و احتمالا متعجب میشید که کسی که خودش حتی از آشپزی خوشش نمیومده و خیلی بلد هم نبوده، چطور کسب و کاری رو راه انداخته که هسته اصلی اون آشپزیه.از آشپزی خوشش ن تجربه پخت غذای ایرانی رو به توریستها میده و حالا علاوه بر تهران توی شیراز، یزد و اصفهان هم شعبه داره.این قسمت خصوصا برای کساییه که به گردشگری علاقه دارن میتونه خیلی جذاب باشه، از واقعیات این حوزه میشنوید و احتمالا متعجب میشید که کسی که خودش حتیاز آشپزی خوشش نمیومده و خیلی بلد هم نبوده، چطور کسب و کاری رو راه انداخته که هسته اصلی اون آشپزیه.گفتگوی کامل از لینک زیر قابل دریافت است:دانلود قسمت شانزدهم رادیو کارنکنحامی این قسمت:انتشارات آریاناقلم | خرید کتاب مدل کسب و کار شماپادکست معرفی شده:هوش مصنوعی در کسب و کار (این پادکست توسطمصطفی کلامی تولید میشود)دوره معرفی شده:دوره آنلاین یادگیری اثربخش</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Tue, 10 Dec 2019 10:04:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آنچه در دانشگاه به تو نمیگویند | تجربیات کسی که 13 سال پیش دانشجو شد</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%88-%D9%86%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-13-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88-%D8%B4%D8%AF-qawgrov0nsie</link>
                <description>امین آرامش در سالهای ابتدایی دانشجویی :)۱۳ سال گذشت. از پاییز ۸۵ و روزهای آغازین زندگی دانشجویی من ۱۳ سال گذشت.حرفهایی هست که دوست داشتم کسی آن سالها به من میگفت. حرفهایی که شاید اگر آن سالها میشنیدم، کارهای متفاوتی میکردم. کارهایی را هم انجام نمیدادم.در این نوشته میخواهم از مسائلی بگویم که فکر میکنم توجه کردن به آنها میتواند روی مسیر شغلی‌ات تاثیر مثبتی بگذارد. این حرفها را احتمالا سر کلاسهای دانشگاه نخواهی شنید.در ادامه چیزهایی خواهی خواند که شاید کمی عجیب و غیرمعمول باشد. پس بهتر است بدانی نسبت خودِ من با دانشگاه چه بوده. آن وقت بهتر میتوانی به حرفهایم فکر کنی.من دانشگاه امیرکبیر درس خوانده‌ام. دو تا لیسانس گرفتم: هوافضا و مکانیک، در یکی شاگرد اول بودم. تنها کنکوری که به آن نیاز داشتم همان کنکور سال ۸۵ بود. ارشد و دکترا را بدون آزمون گفتند بیا بخوان.من هم رفتم که بخوانم. ارشد را گرفتم، اما دکتری را در میانۀ راه رها کردم، آن زمینِ بازی را دوست نداشتم، باید عوضش میکردم. داستانش مفصل است و باشد برای بعد.دو-سه سالی هم در صنعت نفت مشغول بودم و کاری مرتبط به رشته دانشگاهی‌ام داشتم. اما بعدها فعالیتهای شغلی‌ام به صورت مستقیم ربطی به تحصیلات رسمی‌ام نداشته.این روزها از سویی در حوزه بازاریابی دیجیتال فعالیت دارم و از سویی معلمی میکنم، مینویسم و پادکست تولید میکنم.این از داستان مختصر من و دانشگاه، مفصلش را هم می‌توانی لابلای مطالب همین سایت ببینی.حالا برویم سراغ حرفهای من برای تو که تازه دانشجو شده‌ای. دانشجوی ورودی ۹۸۱- احتمالا شغل آینده‌ات ربطی به رشته‌ات نداردشاید تعجب کنی، اما آمار میگوید در آمریکا هم سه چهارم فارغ التحصیلان دانشگاهی شغلی دارند که ربط مستقیمی به رشته دانشگاهی‌شان ندارد.این پدیده میتواند دلایل متعددی داشته باشد. از تغییر علاقه و ترجیحات افراد تا ایجاد شغلهای جدید و عقب ماندن دانشگاه.تو به مرور عوض میشوی و ممکن است دیگر دوست نداشته باشی در زمینه‌ای که در ۱۸ سالگی انتخاب کردی، فعالیتت را ادامه بدهی. به مرور با شغل‌های مرتبط به رشته‌ات بیشتر آشنا میشوی و شاید بفهمی این، آن چیزی نبوده که به آن علاقه داری. هیچ اشکالی ندارد.تازه به این داستان، این را هم اضافه کن که آن تصمیم در سن ۱۸ سالگی را ممکن است خودت نگرفته باشی. ممکن است آرزوی اطرافیانت بوده. ممکن است تحت تاثیر این و آن بوده باشی.خلاصه که یادت باشد الزامی نیست در سالهای بعد به پای تصمیم آن آدمِ ۱۸ ساله بسوزی و بسازی. اینها را همین ابتدای راه بهتر است بدانی.از طرفی ممکن است دانشی که در دانشگاه کسب میکنی، خواستاری در بازار کار نداشته باشد. برای بسیاری از رشته‌های دانشگاهی این احتمال کم هم نیست.واقعا این‌قدر مهندس مکانیک و برق و شیمی و … میخواهیم؟ برای کدام صنعت؟این همه ریاضی‌دان و فیزیک‌دان و جغرافی‌دان را برای کجا میخواهیم؟از دلایل وقوع این پدیده که بگذریم، باید این را بدانی که ممکن است این داستان برای تو هم اتفاق بیفتد. پس در بند رشته دانشگاهی‌ات نمان. اگر دیدی لازم است، تجربه‌های غیرمرتبط به رشته‌ات را از دست نده.ببین، خیلی خوب است که در آینده شغلی داشته باشی که مرتبط به رشته‌ات باشد، اما اگر نشد، دنیای به آخر نرسیده. شغل مرتبط به رشته‌ات تنها گزینۀ روی میزت نباشد.احتمالا سوالت این است که پس چرا آمدم دانشگاه؟نگران نباش. دانشگاه فایده‌های زیادی هم داشته و دارد. در ادامه خواهم گفت.[مطلب مرتبط: شغل مناسب من چیست؟]۲- دانشگاه هدف نیست، گرفتن مدارک بالاتر هم لزوما کار خوبی نیستما فکر میکردیم پاس کردن استاتیک و دینامیک تنها کاری است که باید انجام دهیم. تو بدان که اینها اصلا کافی نیست.اگر تصور میکنی دانشگاه قرار است چیزهایی به تو بدهد که به صرف اتکای به آنها، مشغول به کار شوی، در اشتباهی.یادت باشد دانشگاه هدف نیست. ابزاری است در خدمت رساندن تو به شغل مناسب.بر همین اساس، گرفتن مدارک بالاتر هم لزوما کار خوبی نیست. کار بدی هم شاید نباشد. مدرک بالاتر یک ابزار است. اگر در مسیر شغلی به کارت می‌آید حتما باید بروی سراغش، اگر نه صرفا وقتت را تلف خواهی کرد.بیکاران زیادی از این وقتها تلف کرده‌اند، تو مثل آنها نباش.اگر حواست نباشد، آنقدر درگیر رسیدن به مدارک بالاتر خواهی شد که یادت میرود از خودت بپرسی: چرا؟چرا داشته باش برای ادامه تحصیل. و لطفا این چرا، رفتار گله‌وار نباشد. آنهایی که به دنبال دیگران در پی مدارک بیشتر و بیشتر رفتند، اوضاع چندان خوبی ندارند.اما با این حال حواست باشد که تو باید به دانشگاه می آمدی. چیزهایی هست که فقط در محیط دانشگاه میتوانی به دست بیاوری.[مطلب مرتبط: چرا ترجیح میدهم مدرس کنکور و استاد دانشگاه نباشم؟]۳- شاگرد اول بودن لزوما چیز خوبی نیستدنیا، دنیای بده-بستان است. هر چیزی که بدست می‌آوری، چیزی از دست خواهی داد. اینها را از کسی میشنوی که در کارنامه مقطع لیسانش برای تعداد زیادی از درسها نمره ۲۰ دارد.نمیگویم در پی نمره بالاتر نباش. حرفم این است که به این فکر کن آیا ارزشش را دارد که ۱۵ را تبدیل کنی به ۱۷ و ۱۹ یا نه؟حتما میدانی که برای گرفتن ۱۷ شاید دو برابر و برای ۱۹، شاید چهار برابر باید زمان بگذاری.بیا از یک واقعیت با هم حرف بزنیم. آن موسس فلان شرکت یا آن تاجر موفق شاید اگر همه تلاشش را هم بکند و برای این تلاش چندبار هم فرصت داشته باشد، شاید نتواند حتی از سد دینامیک رد شود، نمرۀ خوب که بماند.اما اینکه من میتوانم کاری انجام دهم که او نمیتواند لزوما به معنی ارزشمند بودن کار من نیست.تاکید میکنم که نمره بالاتر خیلی هم خوب است، اما یادمان نرود که دنیا بده-بستان دارد. نمره بالاتر را به چه بهایی گرفته‌ایم؟و البته که شاید آن نمره بالاتر ما را طلبکار کند. طلبکاری‌ای که کسی نیست پاسخش را بدهد. گرفتن نمره بالاتر مهارتی است که شاید هر کسی آن را نداشته باشد، اما آیا این مهارت خریداری دارد؟ آیا در پی این مهارت خلق ارزشی وجود دارد؟اگر حواسمان به این موضوع نباشد و تصور کنیم نمرات بالاتر یعنی درآمد بیشتر و زندگی بهتر، بدجوری توی ذوقمان خواهد خورد. سرخورده خواهیم شد.فکر کنم توانسته باشم منظورم را برسانم. بگذار از این موضوع رد شویم.[مطلب مرتبط: گزینه‌های خوب آدم را بیچاره میکند]۴- شغلهای جدید را بشناس۱۳ سال پیش که من وارد دانشگاه شدم، دنیا متفاوت از امروز بود.اینستاگرام هنوز تاسیس نشده بود.تلگرامی وجود نداشت.اصلا اندرویدی در کار نبود.دنیا عوض شده. سرعت تغیرات دنیا بسیار بیش از گذشته است. شغلهای جدیدی به سرعت ایجاد میشوند و البته که شغلهای زیادی هم حذف میشوند.نسل لحاف‌دوزان و آژانس‌داران منقرض شده، نسل خیلی شغلهای دیگر هم منقرض خواهد شد. تازه یادت باشد ۱۳ سال بعدی شاید دو برابر ۱۳ سال قبلی تحول داشته باشیم.۱۳ سال پیش با مدرک فوق‌لیسانسی میتوانستی عضو هیئت علمی دانشگاه دولتی شوی. امروز فارغ التحصیلان دکتری اکثرا بیکارند. نه جایی هست که بروند عضو هیئت علمی شوند و نه صنعتی مرتبط به این تحصیلات آکادمیک. و این یعنی افسردگی. و این یعنی رنج.جالب است بدانی که در همین اوضاعی که دکترادارها بیکارند، شغلهایی هم هست که عرضه نیروی کار در آنها کفاف تقاضا را نمیدهد.باید این واقعیات را در مسیر شغلی‌ات درنظر بگیری.یعنی چه که در نظر بگیری؟اولا باید بدانی چه شغلهای جدیدی وجود دارند؟ تقاضا برای کدامیک بیشتر است؟ کدام آینده‌دار است؟در قدم بعد باید مهارتهای لازم برای آنها را کسب کنی.سری به سایتهای کاریابی آنلاین بزن. از آنجا خواهی دید که به چه شغلهایی نیاز هست و آن شغل چه مهارتهایی نیاز دارد.و البته یادت هست که قرار شد در بند رشته دانشگاهیت نمانی.[مطالب مرتبط: معرفی شغلهای جدید]۵- مراجع آنلاین آموزشی را بشناسامروز بی‌مهارتی، انتخابِ توست و نه اجباری برای تو.میدانستی از هرجای ایران که هستی میتوانی به بهترین مراجع آنلاین آموزشی دسترسی داشته باشی؟میدانستی گوگل آموزش آنلاین دارد؟میدانستی در coursera و edx میتوانی بهترین منابع آموزشی دنیا را ببینی؟یادت هست گفتم شغلهای جدید را بشناس؟ حالا میگویم میتوانی از درون خانه‌ات مهارتهای لازم برای این شغلها را هم کسب کنی. به لطف همین مراجع آنلاین آموزشی.همه اینها به سادگی در دسترس توست. این یک دنیای جدید است. ۱۰ و ۲۰ سال پیش آموزش اینقدر در دسترس نبود.شغلهایی که منتظر تو هستند و مهارتهایی که از درون خانه میتوانی یاد بگیری. خیلی خوب است، نه؟[مطالب مرتبط: معرفی مراجع آنلاین آموزشی]اهل یادگیری شو. یادگیری لذت‌بخش است. اگر لذتش را نمیچشی، حتما روش یادگرفتنت مشکل دارد. میتوانی تغییرش دهی.۶- دنیای واقعی تلاش پیوسته لازم داردای وای از این سیستم شبِ امتحانی.اگر حواست نباشد دانشگاه و پاس کردن شب امتحانیِ درسها، یک بلای بزرگ سر تو خواهد آورد. اینکه باور کنی کل دنیا با این سیستم کار میکند: یک تلاش زیاد در یک بازه زمانی کم منجر به دستاورد خواهد شد.این باور فاجعه است. دنیا اینگونه کار نمیکند.برای رسیدن به دستاوردهایی که حال تو را خوب کند و به تعبیری موفق شوی، باید عادت کنی به تلاش پیوسته. حتی اگر این تلاش آهسته باشد.کاش در این سالها فعالیت یا فعالیتهایی داشته باشی که مستمر انجامشان دهی. مثلا یادگیری مستمر یک زبان برنامه‌نویسی، کلاسهای ورزشی یا نمیدانم هر چیز دیگری که باعث شود در درازمدت به یک سری روتین وفادار باشی.اینکه عادت کنی به تلاش آهسته و پیوسته و منتظر دستاوردهای شب امتحانی نباشی، لازمۀ حال خوب تو در سالهای آینده است. حال خوب شغلی‌ات و البته حال خوب در سایر جنبه‌های زندگی.۷- فرق داشته باشمیدانی چند میلیون فارغ التحصیل دانشگاهی بیکار در این مملکت داریم؟اگر فقط آن چیزهایی را داشته باشی که آنها دارند، چرا تو نباید یکی مثل آنها شوی؟ یک فارغ التحصیلِ مدرک‌دارِ بیکار.آنها یک یا دو یا حتی سه مدرک دانشگاهی دارند، ولی مهارت ندارند. تو هم اگر فقط آن مدارک را داشته باشی همان داستان را تکرار خواهی کرد.برای اینکه دستاوردهای متمایزی به نسبت دیگران داشته باشی، امروز باید کارهای متمایزی بکنی. باید چیزی داشته باشی که دیگران ندارند.ببین، این طبیعی است که وقتی عرضه چیزی زیاد باشد و تقاضایی برای آن وجود نداشته باشد، کم‌ارزش خواهد شد.وقتی این اصل ساده را درنظر بگیری، سراغ زمینهایی خواهی رفت که بازیگران زیادی ندارد، مثل برنامه‌نویسی و داده‌کاوی و باقی زمینه‌های پرتقاضا.اگر همه دارند مدرک ارشد و دکترا میگیرند و تو هم یکی مثل آنهایی، فرق چندانی با دیگران نداری.ببین چه کار متفاوتی میتوانی انجام دهی.لطفا فرق داشته باش.۸- تجربه، تجربه، تجربهجمله کلیشه‌ای است، ولی خیلی دوستش دارم: کار عار نیست.باور کن عار نیست. خصوصا در آن سنین دانشجویی که اصلا عار نیست.در پی تجربه‌های متنوع باش. این تجربه‌ها به تو در شناخت خودت کمک زیادی خواهند کرد. یادت باشد بهترین تستهای شخصیت‌شناسی هم به اندازه تجربه واقعی به تو در شناخت خودت کمک نمیکنند.برای خیلی‌ها پیش آمده که بعد از تجربه یک فعالیت، نظرشان در مورد علاقه یا عدم علاقه به آن عوض شده.چه بهتر که این تجربه‌ها در محیط واقعی بازار کار باشد. دوره‌های کارآموزی را دریاب. باور کن شاگردی کردن رسم خوبی بوده که حالا ورافتاده.به کمک این تجربه‌ها، رزومه‌سازی هم خواهی کرد.در شغلهای ابتدایی چندان به فکر دریافتی مالی نباش. دریافت تجربه در سالهای ابتدایی، در سالهای بعد اثرات مالی‌اش را خواهد گذاشت.حتی اگر نرفتی سراغ کارهای بیرون از دانشگاه، فعالیتهای جنبی دانشجویی را از دست نده. برگزاری همایش، برگزاری نمایشگاه، کمک به نشریات دانشجویی و مسئولیتهای مختلف دیگری که میتوانی بر عهده بگیر.خلاصه که زنده باد تجربه.۹- داستان آدمهای متفاوت را بخوان و بشنواگر به حرفهایم عمل کنی، تو یک آدم معمولی نخواهی بود. شاید از نظر بقیه رفتارهایت عجیب باشد. میانگین جامعه چندان اهل یادگیری و تجربه و آینده‌نگری نیست. تو قرار است چنین باشی و احتمالا خیلی پذیرایت نخواهند بود.در این راه تو به انگیزه و ایده‌های جدید نیاز داری.برای هر دوی اینها، علاوه بر حرفهای قبلی، پیشنهاد دیگری هم دارم: داستان زندگی آدمهای متفاوت را بخوان و بشنو.شنیدن از داستان این آدمها به تو انگیزه میدهد، باور خواهی کرد که میشود کارهای متفاوتی کرد.و البته از مسیر شغلی آن آدمها، ایده‌هایی برای مسیر شغلی خودت میگیری.گفتگوهای من با آدمهایی چنین را میتوانی در پادکست کارنکن به رایگان بشنوی.۱۰- مهارت‌‎های نرم حیاتی‌اندمثالهایی از مهارت‌های نرم: مذاکره، تصمیمگیری، فن بیان، مدیریت زمان، مقابله با اهمال‌کاری و …مهارتهای نرم، معمولا مهارتهایی میان‌فردی و درون‌فردی هستند.دانشگاه هیچ تلاشی در جهت آموزش مهارت نرم به تو نخواهد کرد. اما بخش زیادی از مسیر آینده شغلی تو تابع سطح این مهارتها در توست.خبر بدی است که اینها را دانشگاه به تو یاد نخواهد داد، اما خبر خوبی هم داریم. مراجع آنلاین آموزشی در دسترس توست و به کیفیت خوبی از این آموزش‌ها دسترسی داری.در مورد مهارت نرم این را بدان که ممکن است تو خیلی از اینها را مهارت ندانی و تصور کنی اینها یک سری استعداد ذاتی‌اند. اشتباه بزرگی است. مهارت‌های نرم را دریاب.۱۱- رفاقت کناز معدود فایده‌های غیرقابل‌جایگزین دانشگاه، همین ارتباطات انسانی است. آن را دست‌کم نگیر.آدمیزاد جماعت برای داشتن حال خوب نیاز به روابط انسانی باکیفیت دارد. و چه جایی بهتر از محیط دانشگاه برای ساختن رفاقت‌هایی بادوام با آدمهایی هم‌سنخ.افزون بر این لذتِ رفاقت، تو به لطف این ارتباطات، شبکۀ ارتباطی قوی‌ای هم خواهی داشت که بعدها در مسیر شغلی به آن نیاز داری.یادت باشد هر چقدر هم که مهارت داشته باشی، ظرفیت دستاوردهایت از قدرت شبکۀ ارتباطیت فراتر نخواهد رفت.این شبکه‌سازی در مسیر شغلی‌ات هیچ جایگزینی ندارد.گفتم که مهارت یاد بگیر و تجربه کن. اما این را هم میگویم که بهترین مهارت‌ها و رزومه‌ها در نبود شبکه ارتباطی قوی به ثمر نخواهند نشست.پس به فکر تعمیق رفاقت‌هایت باش.۱۲- اقتصاد بخواندر عمرت حتما دو تغییر بزرگ در قیمتها در سالهای ۹۱ و ۹۷ را تجربه کرده‌ای. حتما لمس کرده‌ای که چطور شاخصهای کلان اقتصادی، اثرش را بر زندگی روزانه مردم جامعه میگذارد.من و تو باید بدانیم که چه نرخ ارز و قیمت بنزین و گازی به نفع آینده بلندمدت ماست؟ما باید بدانیم ماشین اقتصاد چطور کار میکند. اگر ندانیم، سیاستمدارانِ بی‌خرد، به بهانه نفع کوتاه‌مدتمان، آینده‌مان را تباه خواهند کرد.این یک مورد را خواهش میکنم بخوانی: کتاب «اقتصاد برای همه» از علی سرزعیم.ضمنا خواندن اقتصاد به تو کمک میکند بدانی عرضه و تقاضا قیمت را تعیین میکند.کاش این اصل ساده را در همان سالهای ابتدایی دانشجویی بدانی.خواندن اقتصاد از این جهت اهمیت ویژه دارد که بدانی شغل آینده تو اگر در جهت ارزش‌آفرینی و بهبود اقتصادی نباشد، در درازمدت به خودت ظلم کرده‌ای.تو که نمیخواهی چنین باشی؟[مطلب مرتبط: پدران، مادران! ما نمی‌خواهیم کار کنیم!]۱۳- والدین دلسوزند، ولی ممکن است آگاه نباشندامان از دست والدین. البته شاید خودشان هم تقصیری ندارند.مشکل اینجاست که والدین ما که به توصیه والدینشان عمل کردند و فقط درس خواندند احتمالا موفق شده‌اند. حالا با همان توصیه‌ها آمده‌اند به سراغ ما: «بچه فقط درستو بخون. هرچیز که بخواهی من برایت فراهم میکنم، تو فقط درست رو بخون.»و امروز تو بهتر از من میدانی که اگر فقط درست را بخوانی لزوما خبری از شغل و درآمد نخواهد بود.مشکل اساسی این است که نه والدین و نه ما نمیدانیم غیر از درس خواندن چه کارهایی میشود انجام داد.کارهایی که ما را به درآمد و رضایت شغلی برساند را نمی‌شناسیم.حالا چه کار کنیم؟در قدم اول باید خودت راه‌های جدید را بشناسی و در قدم بعدی باید بلد باشی با والدین دلسوزت چطور برخورد کنی.در مورد قدم اول و نحوه آشنایی با شغلهای جدید و مهارتهایشان حرف زدم. اما قدم دوم را هم بسیار جدی بگیر. تنش در تعامل با خانواده تو را از پای درخواهد آورد.ضمنا به شدت مواظب آرزوهای آموخته شده باش. اینطور نباشد که سالها بعد سرت را بلند کنی و ببینی ناخواسته در پی آرزوی پدر و مادرت بوده‌ای و نه چیزی که خودت میخواستی.والدین قطعا دلسوزترین افراد برای تو هستند، اما از روندهای بازار کار آگاهی ندارند. به نرمی از واقعیتهای جامعه برایشان بگو. راضی خواهند شد.[مطلب مرتبط: ۸ نکته در مورد تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگی]۱۴- امید داشته باش، چون ناامیدی ‌”فایده” ندارداوضاع خوبی نیست در این سامان. اما تو میتوانی تصمیم بگیری که امیدوار باشی یا ناامید.بحث بر سر درست یا نادرست بودن این امیدواری نیست. ناامیدی بی‌فایده است. رخوت می‌آورد.حتی اگر درصد کمی برای بهبود شرایط خودت و جامعه میتوانی تلاش کنی، یعنی جایی برای امیدواری هست.باور کن این انتخاب برای امیدواری هیچ ربطی به بلاهت ندارد، قصد موعظه و این داستان‌ها هم ندارم.صرفا بهترین تصمیمی است که میتوانی در شرایط کنونی بگیری. امید، تلاش می آورد و تلاش، حالِ خوب. و محصول این تلاش و حالِ خوب تو و من احتمالا فردایی بهتر برای این سامان خواهد بود.پس امیدوار باش و پرتلاش.[مطلب مرتبط: من ترجیح میدهم امیدوار باشم]۱۵- آینده از آن توستداشتن شغلی رضایت‌بخش در ایران اصلا کار سختی نیست. باور کن اگر اهل تجربه کردن و یادگیری باشی کار و درآمد خوب فراوان است.کافی است که بخواهی و البته آهسته و پیوسته تلاش کنی.وقت کافی برای تجربه و یادگیری داری، مرجع آموزش هم در دسترس است. داستانهای موفقیت زندگی دیگران هم هست. چیزی کم نداریم.آماده‌ای برای حرکت به سمت فردای بهتر؟همه شرایط فراهم است. بسم الله. آینده از آن توست.بعد از خواندن این مطلب چه کار کنم؟۱- لینک مطالب مرتبطی که در لابلای متن بود را باز کن و آنها را بخوان.۲- دوره آنلاین یادگیری اثربخش را دانلود کن و به کمک آن مهارت‌های جدید یاد بگیر.پس‌نوشتعکس ابتدای نوشته مربوط به همان سالهای ابتدایی دوران دانشجویی است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Wed, 13 Nov 2019 15:51:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت نهم: گفتگو با یاور مشیرفر، مدیر محتوای نیک‌استارتر</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%86%D9%87%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B1-djzfl7bfg3cp</link>
                <description>  یاور مشیرفر؛ مدیر محتواباور کنید لازم نیست حتما شغلمون ربطی به رشته دانشگاهیمون داشته باشه.واقعیت اینه زمانی که رشته دانشگاهی رو انتخاب کردیم، شناخت چندانی از خودمون نداشتیم و لازم نیست تا آخر عمر در بند این انتخاب بمونیم.توی این قسمت از رادیو کارنکن، با آدمی حرف زدیم که تلاش زیادی کرده تا آرزوی خودش رو محقق کنه. در مسیر این آرزو هم بوده، اما وقتی دیده این مسیر، اونی نیست که باید باشه، مسیرش رو تغییر داده و پا در مسیر جدیدی گذاشته.مهمان این قسمت، یاور مشیرفره.یاور، سالها بعد از پشت کنکور موندن توی سال اول و بعد هم نیاوردن شرایط دانشگاه دولتی در سال دوم، با تلاش و پشتکارش، رسیده به یکی از بهترین دانشگاه‌های اروپا توی رشته خودش.اما وقتی دیده آرزوی قدیمی، از نزدیک خیلی جذاب نیست، تصمیم به تغییر مسیر گرفته و جرات به خرج داده.برای شنیدن داستان یاور، به این قسمت از پادکست گوش بدید. یاور حرفهای زیادی براتون داره. گفتگوی من با یاور مشیرفر را از لینک زیر دریافت کنید:دانلود قسمت نهم رادیو کارنکنمطالب تکمیلی:سایت شخصی یاور مشیرفرنوشته‌های ‌یاور در حوزه محتوا در “باشگاه محتوا”چگونه تغییر شغل دهیم؟ دانلود ویدئوی «دانشگاه رفتن به چه درد میخورد؟»بقیه قسمت‌های رادیو کارنکنکجا و چگونه «رادیو کارنکن» را بشنویم؟ (راهنمای شنیدن در اپلیکیشن‌های پادکست) همینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.  مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنرادیو کار نکن - گفتگو با یاور مشیرفر ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است. </description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Fri, 19 Apr 2019 18:21:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه های مهم در وبلاگ نویسی؛ به همراه دریافت کتابچه «وبلاگ، رزومۀ آنلاین»</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%9B-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D8%B1%D8%B2%D9%88%D9%85%DB%80-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-lsk9gmeryjyb</link>
                <description>(این مطلب را درست پس از گذشت یک سال از افتتاح وبلاگ شخصی‌ام نوشتم و از آن تاریخ بیش از یک و نیم سال گذشته است اما مطمئنم خواندن آن خالی از لطف نیست. امیدوارم برای شما آموزنده و مفید باشد.)آورده‌های پیدا و پنهان وبلاگ‌نویسی برای من بسیار زیاده بوده. در مورد این آورده‌ها قبلا چیزهای گفته‌ام و سر فرصت بیشتر هم خواهم نوشت، علی الحساب همینقدر بگویم که در ۲۹ سالِ قبل از وبلاگ‌نویسی، هیچ سالی نبوده که به اندازۀ این یک سالبیاموزم، تغییر کنم و همزمان احساس رضایت داشته باشم.نمیخواهم بگویم همه‌اش از برکات مستقیم وبلاگ‌نویسی است، اما رد خیلی از آنها را که بگیری میرسی به وبلاگ‌نویسی.چیزهایی که می‌نویسم را شخصا تجربه کرده‌ام. رسمم از ابتدا هم همین بوده که هر آنچه در مسیر می‌آموزم را اینجا بنویسم. این پست هم در همین راستاست.۱راستش را بخواهید این وبلاگ پیش از هر چیز داستان زندگی امین آرامش تعریف میشود. من داستان‌گو هستم. داستان خودم را روایت میکنم. به شما هم پیشنهاد میکنم که چنین کنید. در این وبلاگ من خودم هستم. خیلی جملۀ عجیبی است. بنظر ساده میرسد. اما بنظرم لذت و برکت وبلاگ‌نویسی در همین یک جمله است: خودتان باشید، همین.اگر زمانی از نحوه تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگی نوشته‌ام، از دغدغۀ خودم نوشته‌ام. چیزهای را تجربه کرده‌ام و همانها را هم نوشته‌ام. زمانی هم به فکر محسن پهلوان افتاده‌ام و سعی کرده‌ام آموخته‌های خودم از داستان پدیده را  نقل کنم.یک وقتی هم دلم برای پدر مرحومم تنگ شده و همینجا مکتوبش کرده‌ام. یک وقتی هم از مسافرت‌هایمان نوشته‌ام.همانطور که گفتم، من خودم را نوشته‌ام. شما هم همین‌کار را بکنید. خیلی ساده و صمیمی، خودتان را روایت کنید. حتی اگر روزی از یک موسیقی لذت بردید، در موردش بنویسید.اما یک اتفاقی که در این بین می‌افتد، رزومه‌سازی است. در خلالِ داستانِ زندگی خودم، سعی کرده‌ام یک خط موضوعی را هم در این وبلاگ دنبال کنم که به همان موضوع شناخته شوم. در موردش در بندهای بعدی بیشتر می‌نویسم.۲اولین پست این وبلاگ مربوط به تاریخ ۲۰ آذر ۹۵ است. دوستانِ قدیمی‌ترم یادشان هست که من وبلاگ‌نویسی جدی‌ام را بر روی blog.ir شروع کردم و بعدا پستها را به اینجا منتقل کردم. اولین پستی که در این وبلاگ نوشته شده مربوط به ۲۱ بهمن ۹۵ است. یعنی بعد از حدود دو ماه از بیان (مجموعۀ صاحب امتیاز blog.ir) خسته شده‌ام و اینجا را راه انداخته‌ام.مانند سایر موارد، وقتی مزایای نوشتن در وردپرس را دیدم، دوستانم را دعوت کردم که آنها هم همین کار را بکنند و پستی در همین مورد نوشتم (اینجا). البته مزایای نوشتن در وردپرس محدود به قیافۀ بهتر وردپرس نمیشود، آورده‌های بیشتری هم داشته و دارد که خواهم گفت.۳چهارمین پست وبلاگِ من اولین قسمت از سری کارنکن است. در ابتدای وبلاگ‌نویسی‌ام، به مدت سی هفته، هر پنجشنبه، مطالبی با موضوع کارنکن نوشتم.به شما  هم پیشنهاد میکنم به صورت منظم در مورد یک موضوع بنویسید. در خلال این سی هفته، حتما هفته‌هایی بوده که رمق  نوشتن نداشته‌ام، یا مطلب آن چیزی نشده که راضی‌کننده باشد، اما به این بهانه دست از نوشتن و انتشار آن مطلب برنداشته‌ام. این کمیت و متعهد بودن به آن بعدها مزیتی خواهد شد برای ما.حتی آن اوایل هر هفته خلاصه یک بخش از کتابی که خوانده بودم را روی وبلاگم قرار میدادم. آن خلاصه‌نویسی‌ها برکات زیادی برایم داشت. مرا به نوشتن بیشتر متعهد کرد و کتابهایم را هم بهتر خواندم.اگر موضوعی نوشتید، میتوانید مطالبتان با یک موضوع خاص را در قالب یک کتاب دربیاورید، میتوانید در همان زمینه متخصص شوید و به مدد این رزومۀ آنلاین‌تان موقعیت‌های شغلی خوب بدست آورید و …۴از یادگیری در حاشیۀ وبلاگ‌نویسی غافل نشوید. نمیدانم تصمیم‌تان برای آیندۀ شغلی چیست. اما اگر بخواهید در صنعت محتوا و دیجیتال مارکتینگ فعالیت کنید. خیلی چیزها هست که میتوانید به کمک همین وبلاگ‌نویسی یاد بگیرید. به هرآنچه که الان به ذهنم میرسد اشاره می‌کنم.ابزارهای گوگل را بشناسید (Search Console و Google Analytics)، میتوانید داده‌های سایتتان را رصد و تحلیل کنید. برای یادگیری همین ابزارهای گوگل باید هزینه نسبتا زیادی بکنید، اما به لطف وبلاگ شخصی‌تان، یادگیری حین عمل را تجربه خواهید کرد. همۀ اطلاعات لازم برای کار کردن با این ابزارها در فضای وب هست و خودِ گوگل بهترین آموزش‌ها را در این خصوص منتشر کرده.بروید و تست A/B را با گوگل آنالیتیک انجام دهید و در عمل ببینید مخاطب شما چه نوع پستی را ترجیح میدهد. شاید بعدترها خواستید در حوزۀ تجربه کاربری در فضای وب فعالیت کنید.پست‌هایتان را به صورت بهینه‌شده برای گوگل بنویسید. باور کنید این SEO که میگویند، هیچ چیز به غیر از چهارتا تکنیک ساده نیست. اصل داستانش همین نوشتن است که شما دوستانِ وبلاگ‌نویسم در آن مهارت دارید.موضوعی را که دوست دارید به آن شناخته شوید، انتخاب کنید و در مورد آن، چنان بنویسید که در لینک‌های ابتدایی گوگل حضور داشته باشید. باور کنید اصلا کار سختی نیست. آن‌وقت هم لذت خواهید برد از این حضور در لینک اول گوگل و هم ابزاری برای کسب درآمد نصیبتان شده. ?در مورد ایمیل مارکتینگ مطالعه کنید و در همین وبلاگ شخصی‌تان، در عمل آموخته‌هایتان را بکار بگیرید.کار حرفه‌ای با وردپرس را یاد بگیرید. آن بیرون خیلی‌ها منتظر افرادی هستند که وردپرس را بخوبی بلد باشند.خلاصه آنکه فواید وبلاگ‌داری با وردپرس، محدود به فوایدِ نوشتن نیست، مهارت‌های ارزشمند دیگری هم هست که میتوانید به مدد وبلاگ‌نویسی در وردپرس کسب کنید. مهارت‌هایی که با اطمینان به شما میگویم بازار کار به آنها نیاز دارد و برایتان درآمدزا خواهد بود.۵این یک مورد برای یادگیری در حاشیۀ وبلاگ‌داری با ودرپرس را دوست داشتم جدا رویش تاکید کنم. البته شاید مستقیما ربطی به وبلاگ‌نویسی نداشته باشد، اما این مسیر بهانۀ خوبی است که این مهارت را در خودتان تقویت کنید.همۀ چیزهای را که در بند قبل در مورد یادگیری‌شان حرف زدم را میتوانید به کمک گوگل یاد بگیرید. هر مشکلی در کار با وردپرس و  سایر موارد دارید بروید و از گوگل بپرسید. حتما جواب خوبی برایش هست.بی‌تعارف خدمتتان بگویم، بنظرم در عصر حاضر اگر نمیتوانید به زبان انگلیسی به دنبال پاسخ سوالهایتان در گوگل بگردید، تقریبا بی‌سواد محسوب می‌شوید. حتما مهارت جستجو به زبان انگلیسی در گوگل را به عنوان یک مهارت پایه در سبد مهارتی‌تان داشته باشید. این مهارت، منجر به یادگیری کلی مهارت دیگر خواهد شد.در این مورد هم یادگیری حین عمل را تجربه کنید. مثلا اگر سوالی در مورد کار با وردپرس یا ابزارهای گوگل دارید، آن را از کسی نپرسید، از گوگل بپرسید. هرچه انگلیسی میدانید را در گوگل تایپ کنید، خودش پیشنهادهای خوبی برای جستجوهای مرتبط به شما میدهد. به مرور دست‌تان خواهد آمد که از گوگل چه بپرسید تا پاسخ مناسب را به شما نشان دهد.اگر سخت‌تان است انگلیسی بخوانید، انگلیسی بخوانید!یعنی بروید و به زورِ دیکشنری اینقدر تلاش کنید تا بعد از چندین ماه به حالتی برسید که به راحتی به دنبال پاسخ سوال‌هایتان در گوگل بگردید.۶وقتی در مورد آنچه در ذهن دارید در وبلاگ‌تان بنویسید، یک اتفاق خوب دیگر هم خواهد افتاد. این برون‌ریزی ذهنی به شما کمک میکند تا اهمیت موضوعات مختلف برای خودتان را بهتر تشخیص دهید. یعنی وبلاگ‌نویسی میشود ابزاری برای خودشناسی شما.بر روی این مورد تاکید بیشتری نمیتوانم بکنم، فقط میتوانم بگویم که شخصا این موضوع را تجربه کرده‌ام و فکر کنم برای شما هم چنین خواهد بود. پس دست به کار شوید.۷برای ماه‌های پیش‌رو برنامه‌هایی دارم که در مورد بعضی‌هایشان میشود اینجا نوشت. به شرط حیات، در مورد کارنکن بیشتر خواهم نوشت. سعیم را میکنم تا بیشتر در مورد انتخاب شغل مناسب، تغییر شغل و نحوۀ پیدا کردن شغل رضایت‌بخش بنویسم.در حال حاضر هر کس در مورد دکترا خواندن شک داشته باشد و سوالش را از گوگل بپرسد، گوگل او را به یکی از صفحات این وبلاگ خواهد آورد. در مورد کم‌سن‌ترها که برای انتخاب رشته بین ریاضی و تجربی شک دارند هم چنین است. خوشحالم که حدود ۱۲ درصد این دوستان، بیشتر از ۴ دقیقه با مطالب اینجا درگیر میشوند و این یعنی گوگل پاسخ خوبی به آنها نشان داده.این روزها  همه رادیو دارند، من هم سعی میکنم از این قافله عقب نمانم. با همین موضوع شغل، برنامه‌هایی برای پادکست دارم که امیدوارم در هفته‌های آینده عملی شوند.کتابچه‌ای برایتان درست کرده‌‍‌ام که شامل مطالبِ اینجا با موضوع وبلاگ‌نویسی است. البته کمی هم نمک و فلفل به آن اضافه کرده‌ام. آن را میتوانید از لینک انتهای مطلب دانلود کنید.امیدوارم شما هم به فکر ساختن رزومۀ آنلاین خودتان باشید و از همین امروز برای آن دست به کار شوید.دریافت کتاب وبلاگ، رزومۀ آنلاین https://virgool.io/@amin.aramesh/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AF-mdvwzpentawl  مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکناین مطلب با عنوان تجربه یک سال وبلاگ نویسی ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Wed, 17 Apr 2019 18:59:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت هشتم: گفتگو با صالح سخندان، آقای خطای دید</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%B7%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%AF-wmjafsdzavpz</link>
                <description> من و صالحیه زمانی بود که کسب درآمد از کارهای هنری خیلی سخت‌تر از الان بود. باید خیلی نقاش یا خطاط خاصی می‌بودی که می‌تونستی درآمد خوبی هم داشته باشی.انگار پذیرفته شده بود که هنرمند بودن خیلی نمی‌تونه منجر به کسب درآمد بشه و بیشتر یه تفریح یا کار جانبی بود تا یه منبع درآمد.فکر میکنم حالا به کمک اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اوضاع فرق کرده. قبلا در کارنکن، از هنرمندان زیادی حرف زدیم که باخیاطی و کوسن‌دوزی و ساخت چیزهای تزیینی، کسب و کارهای خوبی دارن و اهل کارنکن هستند.توی این قسمت رادیو کارنکن هم با یک هنرمند گفتگو کردم. با یک طراح و نقاشِ فوق‌العاده.صالح سخندان دانشجوی برق دانشگاه خواجه‌نصیر بوده، اما اینقدر دانشگاه نرفته که یه روز از دانشگاه نامه‌ای میاد در خونشون که آقا لطفا دیگه نیا!اما توی زمینۀ کاری خودش، میشه گفت توی ایران بی‌رقیبه. الان داره موزه خطای دید ایران رو طراحی و اجرا میکنه و توی سابقه‌اش کلی کار خفن با برندهای معتبر ایرانی و غیرایرانی داره.توی این اوضاع که همه از نبودن کار می‌نالن، صالح مجبوره مشتری‌هاش رو حواله بده به ماه‌های بعد و این یعنی کارش حسابی گرفته و اوضاع خوبه.برای اینکه بدونید چی شد که صالح به همچین وضعیتی رسیده و اصلا چی شده که دانشگاه رو بی‌خیال شده، حتما این قسمت از پادکست رو گوش بدید. بعضی از موضوعات مطرح شده در این گفتگو: - فعالیت‌های شغلی صالح از دوران مدرسه - نحوه برخورد صالح با مخالفت خانواده در دانشگاه نرفتن- وقتی به شغلی که بهش علاقه داریم، میرسیم، بقیه‌اش لذته؟ - نقش شبکه‌های اجتماعی در پیشرفت شغلی صالح - اعتماد به نفس برای پذیرفتن کارهای جدید و چالشی از کجا میاد؟ - موزه خطای دید ایران چیه و چطور صالح طراحش شده؟ - دانشگاه رفتن چه دستاوردی برای صالح داشته؟ و … دانلود قسمت هشتم  مطالب تکمیلی:صفحه اینستاگرام صالح سخندان (آقای خطای دید)وبسایت صالح سخندانصفحه اینستاگرام پارک خطای دید (در حال ساخت)قبلا در قسمت نهم از قسمت‌های متنی کارنکن هم در مورد صالح نوشته بودم:کار نکن، قسمت نهم: آقای خطای دید (صالح سخندان و هنرهایش)مطالعه بیشتر:در مورد نحوه برخورد با خانواده در مواردی که باهاشون اختلاف نظر داریم، این دو پست رو بخونید:هشت نکته در مورد تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگیچرا نباید در مورد تصمیم‌هایمان به دیگران توضیح بدهیم؟ممکنه یه وقتی لازم داشته باشیم که برای تصمیم‌گیری در مورد مسیر شغلیمون مشورت بگیریم، از مشاور شغلی خوب باید چه انتظاری داشته باشیم؟مشاوره شغلی چیست و مشاور شغلی خوب کیست؟بقیه قسمت‌های رادیو کارنکنکجا و چگونه «رادیو کارنکن» را بشنویم؟ (راهنمای شنیدن در اپلیکیشن‌های پادکست) همینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.  مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنرادیو کار نکن - گفتگو با صالح سخندان ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Tue, 16 Apr 2019 17:28:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وبلاگ‌نویس‌ها بیشتر از آنی هستند که به نظر میرسند</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%87%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D9%86%D8%AF-mdvwzpentawl</link>
                <description> تکلیف شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام که مشخص است. تفاوت آن آرمان‌زندگی‌ای (بر وزن آرمان‌شهر!) که افراد در صفحات اجتماعی‌شان نشان میدهند و آن جملات نغزی که می‌نویسند با زندگی و شخصیت واقعیِ آنها برای خیلی از ما مشخص شده است.زندگی آن افراد، صفحات بیشتری هم دارد. صفحاتی که در آن آدم‌ها شخصیتِ متفاوتی دارند. اما به لطفِ جادوی عکس و جملات حکیمانه میتوان این صفحاتِ بیشتر از زندگی را نشان نداد.اما راجع به وبلاگ‌نویس‌ها چه؟ آیا آنها هم می‌توانند به لطف نوشته‌هایشان یک آرمان‌زندگی و آرمان‌شخصیت بسازند؟ چیزی که با واقعیت فاصله دارد؟به نظرِ من جواب این سوال “بله” است. اما قطعا این “بله” به بلندی “بله” در پاسخ به سوال مشابه در مورد مثلا اینستاگرامرها نیست.وبلاگ‌نویس‌ها چیزی بیش از این متن‌های بعضا زیبایی هستند که در وبلاگشان می‌نویسند. منِ وبلاگ‌نویس از نقص‌هایم در وبلاگم چندان نخواهم گفت. اما فکر می‌کنم اختلافی که می‌توانم بین نوشته‌هایم و زندگی واقعی‌ام ایجاد کنم بسیار کمتر از فاصله‌ی مشابه بین عکس‌های زندگی‌ام و زندگی واقعی‌ام است، اما می‌توانم فاصله‌ای ایجاد کنم.خلاصه سخن اینکه به قول اینستاگرامرها، آدم‌ها را از روی نوشته‌هایشان قضاوت نکنید. وبلاگ‌نویس‌ها بیش از آنی هستند که به نظر می‌رسند. کتاب رایگان وبلاگ، رزومۀ آنلاین  مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب وبلاگ‌نویس ها بیشتر از آنی هستند که به نظر می‌رسند ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2019 18:23:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت هفتم: گفتگو با محمد قائم پناه، بنیان‌گذار و مدیر کشمون</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D9%85%D9%88%D9%86-n7mgpgxhc0oj</link>
                <description> محمد قائم پناه- بنیان‌گذار کشمونتا حالا فکر کردید چی  میشه که یه استارتاپ موفق میشه؟ قطعا عوامل زیادی توی موفقیت یک استارتاپ  تاثیر دارن. اما فکر می‌کنم یکی از مهم‌ترین‌هاش، آدمهایی هستن که اون  استارتاپ رو بنیان‌گذاری می‌کنن.توی این قسمت از رادیو کارنکن با محمد قائم پناه، مدیر و بنیان‌گذار استارتاپ موفق کشمون گفتگو میکنم.در سایت کشمون در توصیف این کسب و کار می‌خونیم:«کشمون یک بازار آنلاین هستش که شما و کشاورزهای منتخب زعفرون بتونین هم رو پیدا کنین، ارتباط داشته باشین و از هم زعفرون بخرین.»کشمون بارها توی مسابقات  استارتاپ‌ها جایزه گرفته و تقدیر شده. خودِ محمد هم به شبکه‌های مختلف  تلویزیون دعوت شده و رسانه‌های مختلف هم باهاش در مورد کشمون حرف زدن. (کشمون در رسانه و رویدادها)صحبت‌های محمد در یکی از این رویدادها رو ببینید: https://www.aparat.com/v/3PuoS  اما توی این قسمت از رادیو کارنکن قرار نبود فقط در مورد کشمون حرف بزنیم.در مورد مسیر شغلی محمد قائم‌پناه  حرف زدیم و اینکه چی شد از لیسانس فیزیک دانشگاه آزاد مشهد و اون مغازه  فروش کارت اینترنت dial-up توی قائن رسید به استارتاپ موفق کشمون.بعضی از موضوعات مطرح شده در این گفتگو: - چگونگی تاسیس اولین مدرسه طبیعت ایران توسط محمد - داستان تاسیس اولین رستوران گیاه‌خواری در مشهد-  شوق محمد به یادگیری و تاثیرش بر مسیر شغلی اون - اعتماد به نفس محمد از کجا اومد؟ - سختی‌های دیده نشده کارآفرینی - نقش کارآفرینی بر خانواده؛ و پدری که کارآفرین هم هست - ایده کشمون از کجا آمد؟ - چطور ظرف کمتر از یک سال کشمون به چنین رشدی رسید؟- و … دانلود قسمت هفتم مطالب تکمیلی:صفحه اینستاگرام محمد قائم پناهیه عکس و ویدئوی اخیر محمد رو از اینستاگرامش براتون میذارم تا با دغدغه محمد بیشتر آشنا بشید:یکی از زعفرون کارهای کشمون کپشن این عکس توسط محمد:«توی مسجد روستا صحبت کردیم و بعضی برای عضویت در کشمون اسم نوشتن. از خودم می پرسیدم چند تا شون واقعا فهمیدن کشمون کجاست.این  پیرمرد آخر از همه اومد سراغ من و تنها نفری بود که خواست آدرس و تلفن مون  رو براش روی یه کاغذ بنویسیم و بهش بدیم. این چهره تکیده و بدن نحیف و  دستهای زمخت… و زعفرانی که با تانکر باید آبیاری بشه… دیگه  به لبه پرتگاه رسیدی و در حقیقت افتادی و تنها یک دستت به سنگی از لبه  بنده. اما این پیرمرد کور سوی امیدی که از تکنولوژی و اینترنت تابیده بود  رو حس کرد و به سمتش رفت تا اون رو امتحان کنه. چشم هام خیسه وقتی بهش فکر  می کنم.»این ویدئو که صحبت محمد با یکی از کشاورزهای کشمون هست رو ببینید: https://www.aparat.com/v/j2fdz  و کپشن محمد برای این ویدئو:«در  همون جلسه حساب کتاب ما با یک کشاورز رو نشون می ده که برای یک قطعه زمین  دویست متری ششصد هزار تومن باید پول بدن تا با تانکر بتونن زمین هاشون رو  آبیاری کنن. از همین زمین در اون روز به قیمت بازار سنتی چهارصد و پنجاه  تومن زعفران برداشت میشه.»خودم هم مشتری کشمون هستم و کیفیت زعفران‌ها واقعا عالی هستن. ?یه نکته جالب برای من این بود که محمد یه وقتی با پدر دن آریلی کار میکرده ? و براش محصولات غذایی صادر میکرده. (پادکست رو گوش بدید، داستانش جالبه.)این ویدئو رو هم ببینید: (رویای آب، برنامه کشمون برای نجات آب) https://www.aparat.com/v/rSDPX  یک ویدئو که توی اون محمد در کمتر از ۵ دقیقا کشمون رو معرفی میکنه:  (استارت‌آپی که درآمدش ۹ماهه ۱۹ برابر شد / «کشمون» چگونه متولد شد؟)  https://www.aparat.com/v/Nw0tv  صفحه اینستاگرام کشمونسایت کشمونکانال آپارات کشمونمطالعه بیشتر:تجربه‎های مختلف محمد، نقش زیادی توی مسیر شغلیش داشتن. در همین رابطه و اهمیت دیدگاه تجربه‌گرا، مطلب زیر رو بخونید:زندگی خود را طراحی کنیدمحمد، تغییر شغل زیادی داشته، درباره یک تغییر شغل موفق و رضایت‌بخش مطلب زیر رو بخونید:چگونه تغییر شغل دهیم؟ممکنه یه وقتی لازم داشته باشیم که برای تصمیم‌گیری در مورد مسیر شغلیمون مشورت بگیریم، از مشاور شغلی خوب باید چه انتظاری داشته باشیم؟مشاوره شغلی چیست و مشاور شغلی خوب کیست؟ بقیه قسمت‌های رادیو کارنکنکجا و چگونه «رادیو کارنکن» را بشنویم؟ (راهنمای شنیدن در اپلیکیشن‌های پادکست) همینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.  مطلبی  که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن»  نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک  کنید:کارنکنرادیو کار نکن - گفتگو با محمد قائم پناه ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2019 17:27:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-u3m85jhbnqie</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۷۱ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۵۸۳ مرتبه لایک شدند و ۹۷ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۷۰ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۵,۳۹۳ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۳۷۵,۵۰۴ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۴۶۹۴ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/m2ujbnvfrskf-ZMpN.mp4 </description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2019 09:49:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه وبلاگ نویسی را شروع نکنیم؟ (هشت موردی که یک وبلاگ نویس نباید در ابتدای راه به آنها توجه کند)</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%86%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%AA%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-hgw5wbs63dg4</link>
                <description> وبلاگ نویسی فواید بسیار زیادی دارد. این روزها، دوستانم را، به هر روش ممکن، تشویق به داشتن وبلاگ میکنم. گفتم شاید بد نباشد مجموعه این حرفها را اینجا هم بیاورم. اینها حرفهایی پیرامون دغدغه‌هایی است که ممکن است شما را از شروع کردن وبلاگ نویسی بازدارد. در حقیقت اینها لیستی از نبایدها برای کسی است که میخواهد وبلاگ نویسی را شروع کند.۱- قالب وبلاگم چه باشد؟ اول باید خیالم از ظاهر وبلاگ راحت شود، والا نمیشود وبلاگ نویسی را شروع کرد.بنظرم قبل از ۲۰ پست اول، اصلا نباید به این موضوع فکر کنید. قالب وبلاگ برای رضایت بیشتر بازدیدکننده شاید مهم باشد، اما شما که در ابتدای کار بازدیدکننده‌ی زیادی نخواهید داشت. پس اول بنویسید، بعد به قالب و ظاهر وبلاگ فکر کنید.۲- عنوان وبلاگم چه باشد؟ باید روی این سوال روزها/ماهها/سالها! فکر کنم.آنچه بیشتر از هر چیزی در ابتدای راه وبلاگ نویسی اهمیت دارد، این است که کار را شروع کنید. اصلا در ابتدای راه برایش اسم نگذارید. بنویسید “وبلاگ شخصی فلانی!”. همین کافی است. با انتشار پستهای بیشتر، کم‌کم ایده‌های خوبی هم راجع به عنوان وبلاگ به ذهنتان میرسد. پس اول بنویسید، بعد به عنوان وبلاگ فکر کنید.۳- موضوع وبلاگ چه باشد؟ در چه موردی باید بنویسم؟ بهتر است روزها/ماهها/سالها! روی انتخاب موضوع فکر کنم.این هم یک سوال اشتباه دیگر برای یک شروع کننده است. هر آنچه در ذهنتان هست و دغدغه‌اش را دارید، در موردش بنویسید. بسیار مهم است که خودتان را بنویسید. یک نسخه‌ی اصل ارائه کنید. هر آدمی داستان مخصوص به خودش را دارد. فقط کافی است از داستان زندگی خودتان بگویید. از آنچه که در ذهن دارید بنویسید. پس اول بنویسید، در مورد هرآنچه در سرتان هست بنوسید.۴- ابتدا باید مهارتهای نوشتنم را تقویت کنم. من که از نوشتن، خیلی نمیدانم.مگر بلد نیستید حرف بزنید؟ پس حتما نوشتن هم بلدید. اصلا یکی از اهداف وبلاگ نویسی، یادگیری مهارتِ نوشتن است. آنوقت میخواهید به بهانه یادگیری این مهارت، نوشتن را به تاخیر بیندازید؟ نکند برای یادگیری شنا، مدتها در مورد روشهای دست و پا زدن مطالعه کرده‌اید؟ پس اول بنویسید، نگران کیفیت نوشته‌هایتان نباشید.۵- دسته بندی مطالبم را چطور انتخاب کنم؟این هم یک چالش بی‌مورد برای اول کار است. قرار است درونیاتتان را بیاورید توی وبلاگتان. همین. هر آنچه که میدانید در یک دسته خاص قرار میگیرد را در همان دسته قرار دهید و هر موضوعی را هم نمیدانید، بدون دسته بندی خاصی رها کنید. بعد از ۱۰۰ پست اول، این فرصت را دارید که با مرور آنها، یک دسته بندی خوب برایشان درنظر بگیرید. پس اول بنوسید، بعد به دسته بندی نوشته‌هایتان فکر کنید.۶- با وردپرس/جوملا شروع کنم یا با سرویس دهنده های وبلاگ؟ باید روزها/ماهها/سالها! در این مورد تحقیق کنم.انجام دادن یک کار با کیفیت پایین، نه که دو-سه برابر، بنظرم بیش از ۱۰۰ برابر یک اهمال‌کاری طولانی برای کاری با کیفیت بالا (آنهم شاید البته!) می ارزد. البته قطعا بهتر است که کارتان را حرفه‌ای‌تر شروع کنید، اما اینکه شروع کنید از هر چیزی مهم‌تر است. اگر می‌بینید این انتخاب، شروع کردنتان را به تاخیر می‌اندازد، وقتتان را تلف نکنید. در اولین سایت سرویس‌دهنده‌‌ی وبلاگی که می‍شناسید (در کمتر از ۵ دقیقه) یک وبلاگ باز کنید و شروع به وبلاگ نویسی کنید. هر وقت که بخواهید میتوانید نقل مکان کنید و حرفه‌ای‌تر کارتان را ادامه دهید. پس اول بنویسید، بعد به نوع وبلاگتان فکر کنید.۷- سئوی (SEO) وبلاگم را چکار کنم؟ پیش از شروع وبلاگ نویسی اول باید به فکر سئو باشم.این دغدغه خیلی شیک بنظر میرسد. اما این هم سوالی نیست که یک شروع کننده خودش را با آن مشغول کند. شما بهترین سئو را هم که داشته باشید، وقتی محتوایی وجود نداشته باشد، عملا هیچی ندارید. طبیعتا بسیار خوب است سئوی مبتنی بر محتوا را بدانید و سعی کنید طوری بنویسید که شانس دیده شدن توسط گوگل برای شما بیشتر باشد، اما این موضوع هم نباید باعث شود شما نوشتن را آغاز نکنید. پس اول بنویسید، بعد به فکر سئو باشید.۸- نمیدانم چه بنویسم، اصلا راجع به چه چیزی باید بنویسم؟بس که ذهنتان را با سوالها و دغدغه‌های غیرمرتبط پر کرده‌اید. منظورم همین هفت موردی است که قبل از این گفتم. اگر همه‌ی اینها را رها کنید و تنها به نوشتن فکر کنید، حتما چیزهایی برای نوشتن خواهید داشت. امتحانش کنید. بنشینید پشت لپتاپتان و وبلاگ نویسی را آغاز کنید. کلمه‌ها خودشان می آیند. پس اول بنویسید، بعد به هر چیزی که خواستید فکر کنید!کتاب رایگان وبلاگ، رزومۀ آنلاینمطلبی مرتبط از همین وبلاگده مورد در خصوص وبلاگ نویسیمطلبی مرتبط از آقامعلمده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب  ، چگونه وبلاگ نویسی را شروع نکنیم اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 20:15:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت ششم: گفتگو با شهرزاد پاک گوهر</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-b6nn0i5aptp8</link>
                <description> شما هم موقع ایجاد تغییر در مسیر تحصیلی یا شغلی خودتون درگیر نگاه رو به عقب هستید و نگرانید که اون همه تلاشتون حیف شه؟توی این قسمت رادیو کارنکن با کسی حرف زدیم که توی دانشگاه مهندسی شیمی خونده، اما الان داره توی حوزه بلاک‌چین کار میکنه.مهمان این قسمت شهرزاد پاک‌گوهره.درباره مهاجرت، ادامه تحصیل در مقطع ارشد، تعامل با خانواده وقتی اختلاف نظر وجود داره (که خیلی به نظرم مهمه) و چیزهای مرتبط دیگه حرف زدیم و گفتگوی خیلی خوبی شده به نظرم. دانلود قسمت ششم مطالب مرتبط:درباره نگاه رو عقب موقع تصمیم‌گیری این مطلب رو بخونید:استدلالی سخیف هنگام تصمیم گیری: “حیف نیست حالا که تا اینجا اومدی ولش کنی؟”درباره لزوم توجه به نیاز بازار کار حرف زدیم، در این مورد این مطلب رو بخونین:شغل مناسب من چیست؟ (لزوم توجه به علاقه، مهارت و نیاز بازار کار)درباره اهمیت برخورد با خانواده و اطرافیان موقع گرفتن تصمیم‌های شغلی و تحصیلی حرف زدیم. این دو مطلب رو در این مورد بخونید :هشت نکته در مورد تعامل با اطرافیان در حین ایجاد تغییر در سبک زندگیچرا نباید در مورد تصمیم‌هایمان به دیگران توضیح بدهیم؟درباره ادامه تحصیل در مقطع ارشد این مطلب رو ببینید:ارشد بخونم یا نه؟درباره مستند میراث آلبرتا، کانال آپاراتشون رو ببینید:کانال آپارات مستند میراث آلبرتادرباره اهمیت اقتصاد حرف زدیم، در این مورد این مطلب رو بخونید (توش لینک کلاس مکتبخونه دکترنیلی هم هست):چرا باید اقتصاد بدانیم؟درباره یادگیری و مدل ذهنی یادگیرنده این سه مطلب از محمدرضا شعبانعلی رو بخونید:چرا یاد نمی‌گیریم (۱)؟قوانین یادگیری من (۲): ذهن مصداق یابدرباره یادگیری: قوانین یادگیری من (۳)درباره اولین شغل این مطلب از سایت وزین متمم رو بخونید:اولین شغل و توصیه هایی در مورد آن کجا و چگونه رادیو کارنکن را بشنویماگر علاقمند به شنیدن پادکست با اپلیکیشن‌های پادکست هستید، از طریق لینک‌های زیر می‌تونید در اپ‌های مختلف رادیو کار نکن را دنبال کنید.لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Podbean:http://bit.ly/2znmSSKلینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Google Podcasts:http://bit.ly/2UDLBv2لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن castbox:http://bit.ly/2LaLpySدر spotify:https://spoti.fi/2E5oT7Iدر ناملیک:http://bit.ly/2CotsKpهمینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنرادیو کار نکن - گفتگو با شهرزاد پاک گوهر ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Fri, 12 Apr 2019 18:40:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده مورد در خصوص وبلاگ نویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D9%88%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-v38afv9rhrj8</link>
                <description> پیش نوشت ۱:آنچه اینجا مینوسیم مواردی است که بعد از حدود دو ماه وبلاگ نویسی جدی به ذهنم میرسد. به همین خاطر هم اسمش را گذاشته ام “موارد” و نه چیزهای دیگر. فکر میکنم “نکته” را کسی میگوید که تجربه ای دارد و من صرفا چند موردی که خودم در این روند دو ماهه لحاظشان کردم ذکر میکنم و ادعای دیگری ندارم. امیدوارم به دردبخور باشد.پیش نوشت ۲:اگر میخواهید تجربه های نویسنده یکی از موفق ترین وبلاگهای ایرانی را بخوانید سری به پس نوشت بزنید.پیش نوشت ۳:این وبلاگ با استفاده از وردپرس، کمتر از یک هفته است که راه افتاده و مطالب موجود در آن هم از وبلاگ قبلی ام که روی blog.ir بود وارد اینجا شده. پیش از آن هم، یک وبلاگ با تعداد پستهای بسیار کم و نیمه فعال در بلاگفا داشتم. و البته ۶، ۷ سال پیش هم برای مدت کوتاهی تلاشی با موضوعاتی متفاوت در بلاگفا داشته ام.نوشت:۱- به فکر سلامتی تان باشید.تعجب نکنید، این جمله اشتباهی اینجا نوشته نشده، شما قرار است اولین مورد مربوط به وبلاگ نویسی را بخوانید. اگر قرار است یک وبلاگ نویس جدی باشید، بهتر است از همین اول به فکر سلامتی تان باشید تا بخاطر دردهای مچ دست و گردن و کمر بعدها ناتوان از نوشتن نشوید.من همان حدود دو ماه پیش جستجویی کردم در این مورد و سه کار مشخص انجام دادم (میدهم):اول اینکه لپتاپ را بالاتر قرار دادم و زیرش کتاب گذاشتم. دوم چون کیبرد بالا بود، یک کیبرد وایرلس خریدم تا راحت تر و با رعایت نکات مهم برای سلامتی تایپ کنم.(کتابهای انتقال حرارت و مکانیک سیالات بالاخره بدرد خورد!)کیبردی که خریدم مخصوص گیمِرهاست، من که اهلش نیستم ولی این کیبرد و آن رنگ نارنجی را دوستش دارم، شما هم اگر خواستید بخرید چیزی بخرید که وقتی می بینیدش حالتان خوب شود.کار سومی هم که برای سلامتی موقع  نوشتن انجام میدهم، پایبندی به پومودوروهای نیم ساعته و سپس قدم زدن همراه با شنیدن یک آهنگ حدود ۵ دقیقه ای بین آنهاست.۲- دید و بازدید وبلاگی را فراموش نکنید.این کار دو فایده اساسی دارد، اول از همه اینکه دوستان خوبی پیدا میکنید. وقتی شما نوشته های یک نفر را میخوانید و او هم همین کار را میکند شما دریچه روحتان را به روی هم باز کرده اید. یک جنس رفاقتی شکل میگیرد که انگار سالها هم کلامی پشتش بوده است.من وقتی یک شماره ناشناس را روی موبایلم دیدم و صدای یاور مشیرفر را از کیلومترها دورتر شنیدم، نمیدانید چه حس خوبی داشتم.و اما فایده دیگر این دید و بازدیدها، دیدن کامنت دوستانتان است. ما بهرحال انسانیم و برای ادامه راه نیاز به انگیزه داریم، اگر قرار است هر روز یک مطلب جدید داشته باشید، دیدن کامنتهای خوانندگان، سوختی برای ادامه این مسیر خواهد بود.۳- با وُرد و ویرایشگر وبلاگتان دوست شوید، تایپ ده انگشتی هم واجب است.اول از همه تایپ ده انگشتی. اگر میخواهید مدام بنویسید باید از نوشتن لذت ببرید و سرعت خوبی هم در نوشتن داشته باشید. توانایی تایپ ده انگشتی در این راه از ضروریات است.من مطالبم را اکثرا ابتدا توی وُرد مینویسم، آشنایی شما با میانبرها لذت نوشتن را بیشتر میکند، اینکه لازم نباشد مدام دست به ماوس شوید و تنها با کیبرد کارتان را راه بیندازید خیلی خوب است. با یک جستجوی ساده میتوانید لیستی از این میانبرها را پیدا کنید. تسلط به میانبرهای ویرایشگر وبلاگتان هم طبیعتا به همین اندازه مهم است.۴- کمال طلبی موقوف.همین وبلاگ حاضر در لحظه نگارش این مطلب سرشار از لینکهایی است که به دلیل انتقال از وبلاگ قبلی خراب است یا عکسهایی هست که روی آنها آدرس وبلاگ قبلی قرار دارد. خب شروع به کار اینجا را منوط به درست شدن همه آنها بکنم؟ من این کار را نمیکنم. بر حسب مورد و هر وقت که نیاز شد یا حوصله داشتم کم کم مطالب قبلی را هم درست میکنم.پیشنهاد مشخصم در مورد شروع هم این است که از نوشتن مطالب ساده و ایرادات نگارشی و غیره در اول کار اصلا نگران نباشید. به مرور همه چیز درست میشود. فراموش نکنید کمال طلبی یعنی شروع نکردن که صد برابر از شروع غیرایده آل بدتر است.۵- بلاگفا را فراموش کنید!به خاطر بغضی که نسبت به این ارائه دهنده وبلاگ دارم یک مورد را به آن اختصاص میدهم. اگر خواستید از سرویسهای آماده وبلاگ استفاده کنید، پیشنهاد موکد من این است که سراغ بلاگفا نروید.با آغاز به کار blog.ir و با سرویسهای بسیار بهتری که نسبت به بلاگفا میدهد، موج مهاجرت از بلاگفا آغاز شد. بلاگفا هم برای جلوگیری از این مهاجرت دست به اقدامات محدودکننده زد. این حرکت که حتی اجازه نمیداد در وبلاگهای دوستانم در بلاگفا، آدرس وبلاگم با دامنه blog.ir را بدهم بدجور حالم را بد میکرد.گذشته از این بغض من نسبت به بلاگفا، سرویسهایی که blog.ir میدهد واقعا بهتر است. البته من سایر ارائه دهندگان را نمیدانم و صرفا با همین دو تا کار کردم.۶- اگر میتوانید با وردپرس یا جوملا شروع کنید.اگر در نوشتن جدی هستید به سراغ سرویس دهندگان وبلاگ نروید و هاست و دامنه خودتان را داشته باشید. من خیلی زود تصمیم گرفتم بیایم روی وردپرس. اما باز هم انتقال مورد به مورد مطالب از وبلاگ قبلی به اینجا کار دلپذیری نبود. فکر کنم این توضیح لازم است که ارائه دهندگان وبلاگها دیتابیس وبلاگتان را نمیدهند و حتی اگر مثل من مطالب را منتقل کنید، کامنتهای ارزشمند خوانندگتان را از دست میدهید.بعلاوه اگر اندکی علاقه هم داشته باشید دست بردن توی کدهای php و css هم لذت خاص خودش را دارد. البته اگر هم نخواستید خودتان وارد مسائل فنی شوید، میتوانید از یک دوست کمک بگیرید، وقت زیادی از دوستتان نخواهد گرفت و شما هم تنها میتوانید همان انتشار پست جدید را یاد بگیرید.بدین ترتیب خیالتان راحت است که هر وقت خواستید قالب را عوض کنید یا مطالب را به جای دیگری انتقال دهید، دیتابیس کاملتان را در اختیار دارید.۷- لیستی از ایده ها داشته باشید.من لیستی از ایده ها در فایلهای وُرد دارم و هر از گاهی که چیزی در آن مورد به ذهنم میرسد، میروم و در فایل مربوطه اضافه اش میکنم. تا اینکه به مرور از بین ایده های موجود یکی را انتخاب و نهایی میکنم. بنظرم این کار باعث میشود نوشته های بهتری داشته باشم. البته مطالبی هم بوده که بدون آن فایلهای وُرد و مستقیم در ویرایشگر وبلاگ نوشته ام.۸- از شکل استفاده کنید.استفاده از شکلها باعث میشود متنتان از یکنواختی دربیاید و البته یک جاهایی هم برای رساندن منظورتان میتوانید شکلهایی را خودتان درست کنید. برای این کار هم من فقط از وُرد و paint استفاده میکنم، کارم را راه می اندازند. با همین وُرد شکلهای بسیار زیادی میشود ساخت.۹- از وبلاگتان جلوتر باشید.وبلاگ قبلی ام، تقریبا هر روز یک مطلب جدید داشت. با خودم قرار گذاشته بودم که این قانون نانوشته را رعایت کنم. برای رعایت این موضوع من گاهی مطالب تا چهار روز بعدتر را هم نوشته بودم و با استفاده از قابلیت “انتشار در آینده” راس زمان مشخص شده، پست جدید روی وبلاگ قرار داده میشد. استفاده از این خاصیت باعث میشود پیشاپیش به فکر روزهایی که نمیتوانید مطلبی بنویسید باشید.۱۰- لذت سفر از صفحه ۱۴ گوگل به صفحه اول را از دست ندهید!لذت بخش است که در گوگل اسمتان را سرچ کنید و رزومه آنلاین شما یعنی همین وبلاگتان نمایش داده شود. اما در روزهایِ نخستِ راه اندازی وبلاگ، گوگل شما را نمی شناسد و به مرور شما با جستجوی اسمتان، وبلاگتان را در صفحات گوگل پیدا میکنید. دیدن این روند حرکت تا رسیدن به صفحه اول ِگوگل هم میتواند یک عامل انگیزاننده دیگر برای شما باشد. کتاب رایگان وبلاگ، رزومۀ آنلاینمطلبی مرتبط از همین وبلاگپس نوشت:مطالب آقا معلم با موضوع وبلاگ نویسی:ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (قسمت اول)ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی (قسمت دوم)برای زینب دستاویز: چند پیشنهاد در مورد وبلاگ نویسیپس نوشت ۲:میشد چیزهای دیگری هم نوشت، ولی هم طولانی میشد و هم عدد ۱۰ به هم میخورد! شاید بعدتر چیزهای دیگری هم با این موضوع نوشتم. مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب ده مورد در خصوص وبلاگ نویسی ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 11:12:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت پنجم: گفتگو با ایمان نظری</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C-uxjiqotwj37x</link>
                <description> درس خوندن تو رشته برق دانشگاه شریف، آرزوی خیلی از دانش‌آموزها و والدین‌شون بوده و هست.اما آیا همۀ کسانی که با بهترین رتبه‌ها وارد این رشته میشن از انتخاب و مسیر شغلی‌شون راضی‌ هستند؟توی این قسمت رادیو کارنکن با یکی از همین آدمها حرف می‌‌‎زنیم.دانلود قسمت پنجم رادیو کارنکن مطالب مرتبط:وبلاگ ایمان نظریایمان در مورد اهمیت کتاب‌خون شدنش حرف زد، در این مورد می‌تونید این مطلب رو بخونید:چگونه کتاب‌خوان شویم؟این مطالب رو هم در زمینه شغلی حتما ببینید:شغل مناسب من چیست؟رضایت شغلی چیست و چگونه حاصل می‌‎‎شود؟چگونه تغییر شغل دهیم؟ایمان از محمدرضا شعبانعلی و تاثیر زیادش توی زندگیش گفت:ایمان نظری و محمدرضا شعبانعلیوبلاگ روزنوشته‌های محمدرضا شعبانعلیهمچنین سایت جمعیت امام علی کجا و چگونه رادیو کارنکن را بشنویماگر علاقمند به شنیدن پادکست با اپلیکیشن‌های پادکست هستید، از طریق لینک‌های زیر می‌تونید در اپ‌های مختلف رادیو کار نکن را دنبال کنید.لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Podbean:http://bit.ly/2znmSSKلینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Google Podcasts:http://bit.ly/2UDLBv2لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن castbox:http://bit.ly/2LaLpySدر spotify:https://spoti.fi/2E5oT7Iدر ناملیک:http://bit.ly/2CotsKpهمینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنرادیو کار نکن - گفتگو با ایمان نظری ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2019 09:30:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۸ کتابی که با خواندن آن‌ها عاشق کتاب‌ها می‌شوید</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%DB%B8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-iencmi1mefc6</link>
                <description>شاید در شروع کتابخوانی و پاگذاشتن در مسیر تبدیل شدن به یک کتابخوان حرفه‌ای، هیچ‌چیز مهم‌تر از انتخاب کتاب‌های مناسب برای مطالعه نباشد. سوالی که معمولا توسط افراد در این مرحله مطرح می‌شود این است که چه کتابی بخوانم یا برای مطالعه از چه کتابی شروع کنیم و همانطور که در پست چگونه کتابخوان شویم گفتیم، اهمیت کتاب خوب خواندن کمتر از اهمیت کتابخوانی نیست.‌اگر سوال شما هم این است که برای شروع چه کتابی بخوانیم ، این پست را تا آخر دنبال کنید. در این پست، کتاب‌هایی را به شما معرفی می‌کنیم که می‌تواند در مسیر شروع کتابخوانی برای شما مفید باشد. کتاب‌هایی که به احتمال زیاد برای شما جذاب است و شما را به مطالعه کتاب‌های بیشتر ترغیب می‌کند و معیارهای دیگری مانند حجم مناسب و نه چندان زیاد در آن رعایت شده است. البته هیچ‌وقت فراموش نکنید که ایده پیشنهاد کتاب تنها در ابتدای مسیر کتابخوانی می‌تواند به شما کمک کند و در ادامه این مسیر، این شما هستید که باید به سوال چه کتابی بخونم پاسخ بدهید و لیستی از کتاب‌های مورد نظر خود برای مطالعه را بر اساس نیازهایتان تهیه کنید.در ادامه چند کتاب برای مطالعه را به شما پیشنهاد می‌دهم که امیدوارم از مطالعه آن‌ها لذت ببرید :۱. قلعه حیوانات، جورج اورولروزی حیوانات یک مزرعه که از ظلم صاحبشان به تنگ آمده‌اند، تصمیم می‌گیرند که طغیان کرده و کنترل مزرعه و زندگی خودشان را به دست بگیرند …داستان قلعه حیوانات از همان لحظه شروع شما را درگیر می‌کند و تا زمانی که کتاب را تمام نکنید آن را زمین نمی‌گذارید. جدای از داستان کتاب که تا مدت‌ها با شما می‌ماند، شاید اسم این کتاب را تقریبا از زبان تمام کتاب‌خوان‌ها بشنوید و می‌توانید درباره ماجراهای جالب آن و برداشت‌های خود از این داستان با دیگران صحبت کنید و لذت ببرید.۲. شازده کوچولو، آنتوان دو سنت اگزوپریبسیار بعید است که نام این کتاب به گوش شما نخورده باشد یا نقل‌قول‌های آن را در اطراف خود ندیده باشید. شازده کوچولو، کتابی بسیار کم حجم است که می‌توانید بارها و بارها آن را بخوانید و مطمئن باشید هیچ گاه از خواندنش خسته نمی‌شوید.به شما توصیه می‌کنم که حتما این کتاب را مطالعه کنید و از گفتگوهای شازده کوچولو با موجودات دیگر لذت ببرید.۳. کیمیاگر، پائولو کوئیلوکتاب کیمیاگر شما را با خود به سفری دور و دراز می‌برد که می‌توانید از تک تک ثانیه‌های این سفر نهایت لذت را ببرید. چیزی که این کتاب را بسیار جذاب می‌کند، داستان پر کشش و در عین حال مفهوم ساده‌ای است که به آن پرداخته می‌شود. مفهومی که عرفا و فیلسوفان زیادی از آن سخت گفته‌اند و شاید روایت آن در قالب داستانی بتواند به شما بسیار کمک کند.بدون شک پس از مطالعه این کتاب، شما تشنه مطالعه داستان‌های جذاب دیگر می‌شوید و این خود شروع مناسبی برای مسیر کتابخوانی است.۴. دنیای سوفی، یوستین گردرکتاب‌های فلسفی اغلب کتاب‌هایی پر حجم و با نثری خسته کننده و مبهم هستند و خوانندگان حرفه‌ای خود را می‌طلبند. اما برای خیلی از ما این سوال پیش می‌آید که بهترین کتاب برای شروع فلسفه و مطالعه در مورد آن چیست؟کتاب دنیای سوفی، با یک نثر ساده و داستان بسیار جذاب از زندگی یک دختر کوچک کنجکاو که به دنبال کشف دنیای پیرامون خود است، سعی می‌کند مفاهیم و نظریه‌های فلسفی را از قرن‌های دور تا به امروز روایت کند و شما را با آن‌ها آشنا کند.حتی اگر به دنبال مطالعه جدی فلسفه هم نیستید، به شما پیشنهاد می‌کنم که این کتاب را مطالعه کنید و از دنیای جذاب آن لذت ببرید.۵. راهنمای کهکشان برای اتو‌استاپ‌زن‌ها، داگلاس آدامزنمی‌دانیم موجودات فضایی واقعا وجود دارند یا نه، اما برای یک لحظه تصور کنید که این موجودات یک روز در آسمان سیاره ما ظاهر شوند و برای احداث یک بزرگراه کهکشانی، زمین را نابود کنند! راهنمای کهکشان برای هیچ‌هایکرها یکی از کتاب‌های بسیار جذاب ژانر تخیلی است که شما را به یک سفر بین ستاره‌ای می‌برد. داستانی که پر از هیجان و شوخی‌های خنده‌دار است و در قالب همین ماجراها، گاهی مفاهیم پیچیده و عمیقی را مورد بررسی قرار می‌دهد.شاید برای شما جالب باشد که ایلان ماسک هم مطالعه این کتاب را به شدت به دیگران پیشنهاد می‌دهد و شعار خانوادگی‌اش، شعار پشت جلب این کتاب است : هول نشوید.۶. ناتورِدشت، جی. دی. سلینجراولین بار این کتاب را در ۲۲ سالگی خواندم و پس از زمین گذاشتنش با خودم فکر کردم که چرا انقدر دیر به سراغ این کتاب رفتم. داستان یک نوجوان آمریکایی طغیان‌گر که تنها در سه روز اتفاق می‌افتد و شما با این نوجوان همراه می‌شوید تا از سرنوشت او پس از اخراج شدنش از مدرسه آگاه شوید.داستان این کتاب با این‌که در سه روز اتفاق می‌افتد، شما را وادار می‌کند تا در چند ساعت و بدون وقفه تمامش کنید و پس از مطالعه شاید با خود بگویید «باید دوباره بخوانمش».۷. نفحات نفت، رضا امیرخانیکم نیستند تحلیل‌گرانی که از مشکلات اقتصادی کشور صحبت می‌کنند و از دیدگاه‌های مختلف به آن می‌پردازند. رضا امیرخانی در این کتاب، با قلم روان و جذابش به دنبال ریشه‌یابی بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور می‌رود که همان نفت است.این کتاب که به صورت یک مقاله بلند نوشته شده است، با داستان‌های مختلف خود سعی می‌کند به خواننده‌، مشکلات یک ساختار نفتی و چگونگی پدید آمدن این مشکلات را نشان دهد. این کتاب به شما کمک می‌کند تا دید بهتری نسبت به اطراف خود پیدا کنید و نسبت به مساله ارزش آفرینی طور دیگری فکر کنید.۸. هنر شفاف اندیشیدن و هنر خوب زندگی کردن، رولف دوبلیشماره ۸ در واقع دو کتاب از یک نویسنده است. هنر شفاف اندیشیدن و هنر خوب زندگی کردن نام دو کتابی است که توسط رولف دوبلی نوشته شده است و در واقع لیستی از مهارت‌ها و اشتباهات تصمیم‌گیری و نکاتی در مورد بهتر فکر کردن است و شاید بتوانیم آن را یک جعبه ابزار جامع برای تصمیم‌گیری بهتر بنامیم. این دو کتاب شامل فصل‌های کوتاهی هستند که با یک داستان سعی دارند به شما درس‌های مهمی را منتقل کنند. فصل‌های کوتاه این کتاب‌ها باعث می‌شود که تجربه مطالعه آن‌ها برای شما خسته کننده نباشد و سبک داستان‌گویی دوبلی شما را با خود تا پایان کتاب می‌کشد.مطمئن باشید که بعد از مطالعه این کتاب، نوع نگاهتان به زندگی و بسیاری از تصمیم‌هایتان تغییر خواهد کرد و از عینک جدیدی که این کتاب به شما می‌دهد نهایت لذت را خواهید برد. تاسیس وبلاگ شخصی و نوشتن در مورد کتاب‌هایی که می‌خوانید میتوانید کمک بسیار زیادی به کتاب‌خوان شدن شما بکند.تاسیس وبلاگ و  نوشتن در آن بسیار ساده‌تر از آن چیزی است که تصورش را می‌کنید.میتوانید کتابی رایگان در همین مورد را دریافت کنید:دریافت کتاب رایگان در مورد وبلاگ‌نویسی مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب 8 کتابی که با خواندن آن‌ها عاشق کتاب‌ها می‌شوید، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2019 20:25:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت چهارم: گفتگو با صدرا علی آبادی</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-dxhglkuns0jy</link>
                <description>شما هم فکر می‌کنید برای کسب درآمد از برنامه‌نویسی حتما باید تو دانشگاه درسش رو خونده باشید؟صدرا علی آبادی یه برنامه‌نویسه که توی دانشگاه درسی در این مورد نخونده.صدرا با خودآموزی به درآمد رسیده و الانم اینقدر از شغلش لذت می‌بره که مصداقی از کارنکردنه.پیشنهاد میکنم این گفتگو رو از دست ندید. دانلود قسمت چهارم رادیو کارنکن  کجا و چگونه رادیو کارنکن را بشنویماگر علاقمند به شنیدن پادکست با اپلیکیشن‌های پادکست هستید، از طریق لینک‌های زیر می‌تونید در اپ‌های مختلف رادیو کار نکن را دنبال کنید.لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Podbean:http://bit.ly/2znmSSKلینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Google Podcasts:http://bit.ly/2UDLBv2لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن castbox:http://bit.ly/2LaLpySدر spotify:https://spoti.fi/2E5oT7Iدر ناملیک:http://bit.ly/2CotsKpهمینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.رادیو کار نکن - گفتگو با صدرا علی آبادی ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2019 20:12:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد از کتاب خواندن چه کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/BookReading/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-snq7y0rot07g</link>
                <description> معمولا وقتی کتابی را می‌خوانیم یا در یک دوره آموزشی شرکت میکنیم، شعفی ناشی از آموختن چیزهای جدید در ما ایجاد میشود. طبیعتا نباید تنها به این شعف دلخوش باشیم و تازه کارِ ما بعد از خواندن آن کتاب یا اتمام آن دوره شروع میشود. حالا باید آموخته‌هایمان را بکار بگیریم.معمولا حرصِ اجرا کردن همه‌ی چیزهای جدید باعث میشود هیچ کدام را اجرا نکنیم و تنها لذت کوتاه‌مدتِ دانستنِ چیزهای جدید را بچشیم.اخیرا کتاب دیوانگان ثروت ساز از دارن هاردی را به اتمام رساندم. هاردی در انتهای کتاب، برای نتیجه‌­بخش کردن آموخته‌های کتابش روشی را ارائه کرده که به نظرم مفید و کاربردی است.او پیشنهاد میدهد آن قسمت­‌هایی از کتاب که برایمان جالب بوده و زیرش خط کشیده‌ایم یا هایلایت کرده‌ایم را در نظر بگیریم و از هر قسمت یک ایده برای بکارگیری استخراج نماییم. این ایده را روی کاغذی کوچک بنویسیم و پشت آن کاغذ هم، توضیحات لازم در خصوص این ایده را ثبت کنیم.فرض کنیم مثلا ۲۰ ایده‌ی عملی از یک کتاب در آورده‌ایم. حالا هاردی پیشنهاد میدهد که این ۲۰ کاغذِ ایده را روی میز بگذاریم و تنها ۳ عدد از آنها را انتخاب کنیم. معیار انتخاب را تخمین ما از اثربخشی بیشتر آن ایده در زندگی شخصی یا حرفه‌ایمان قرار دهیم.به غیر از آن سه عدد، سایر ایده‌ها را رها کنیم. تنها همین سه ایده‌ی برتر که از این کتاب عایدمان شده را در زندگی بکار گیریم و قفط وقتی به سراغ سایر ایده‌ها برویم که آن سه ایده اولیه را کاملا پیاده کرده باشیم.هاردی اضافه میکند که گاهی تنها یک ایده از یک کتاب یا یک سمینار و یا یک دوره‌ی آموزشی کافی است و اجرا کردن آن میتواند زندگی ما را متحول کند.او پیشنهاد میدهد کتاب را بعدها باز هم بخوانیم و هر بار ایده‌ها را ثبت کنیم و به همین ترتیب برای اجرا اولویت‌بندی کنیم. هر دفعه ایده‌های جدیدی به ذهنمان خواهد رسید. ایده‌هایی که چراغی در مسیر حل مشکلات حال حاضرمان روشن میکند. او شش بار خواندن یک کتاب را پیشنهاد میکند.تجربه‌ی شخصی من از شنیدن فایل‌های صوتی آموزشی و یا خواندن مجدد کتابها هم مطابق پیشنهاد دارن هاردی است. با شنیدن مجدد یک فایل آموزشی، انگار همان ایده‌هایی را که در آن لحظه نیاز داشتم به ذهنم رسیده، ایده‌هایی که در نخستین بار که به این فایل گوش میدادم به ذهنم نرسیده بود.فکر میکنم در نهایت بکار بستن آموخته‌هاست که اهمیت دارد و صرف آموختن چیزهای جدید در شرایطی که تغییری در زندگی ما ایجاد نکند، تنها ما را سرگرم کرده و بس.این هم ایده‌هایی که من از بعد خواندن کتاب دیوانگان ثروت ساز ثبت کردم: حالا باید بروم سروقت اولویت‌بندی و اجرای آنها.مطالب مرتبطزنبور بی عسل نباشیمچه کتابی بخوانیم؟ از چه آموزشی استفاده کنیم؟ مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب بعد از کتاب خواندن چه کنیم، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2019 19:49:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت سوم: گفتگو با استاد «حاج علی رضایی»</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AC-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%DB%8C-zwrbok30kcay</link>
                <description> حتما شما هم آدمهای زیادی را دیده‌اید که منتظر بازنشستگی هستند تا از شر کارشان خلاص شوند و به زندگی برسند.مهمان این قسمت از رادیوکارنکن اصلا شبیه این آدمها نیست.او در آستانه هفتاد سالگی هم با عشق از شغلش می‌گوید و همچنان با انرژی بسیار زیادی کار نمی‌کند و با شغلش زندگی می‌کند.استاد رمضان حاج علی رضایی سالها مدیر آموزش اورژانس کشور بوده و البته خاطرات بسیار جذابی هم از کار در اورژانس دارد.گفتگو با استاد حاج علی رضایی از لینک زیر قابل دریافت است: (۱۷ مگابایت)دانلود قسمت سوم رادیو کارنکن http://aminaramesh.ir/1397/01/12/رضایت-شغلی/  کجا و چگونه رادیو کارنکن را بشنویماگر علاقمند به شنیدن پادکست با اپلیکیشن‌های پادکست هستید، از طریق لینک‌های زیر می‌تونید در اپ‌های مختلف رادیو کار نکن را دنبال کنید.لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Podbean:http://bit.ly/2znmSSKلینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Google Podcasts:http://bit.ly/2UDLBv2لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن castbox:http://bit.ly/2LaLpySدر spotify:https://spoti.fi/2E5oT7Iدر ناملیک:http://bit.ly/2CotsKpهمینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید.رادیو کار نکن - گفتگو با استاد حاج علی رضایی ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2019 19:45:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کتابی بخوانیم؟ از چه آموزشی استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-k3jijlzkvbrx</link>
                <description> ۱ – اساسا نیازی به یادگیری و افزایش دانشمان هست؟ما ایرانی‌ها تلاش چندانی در جهت افزایش دانشمان نمی‌کنیم. خیلی از ما اعتقادی به نقش یادگیریِ بیشتر بر کیفیت زندگی‌مان ندارم و اکثرا فکر می‌کنیم همین چیزهایی که بلدیم خیلی هم زیاد است و البته همزمان در خیلی از زمینه‌ها هم خودمان را صاحبِ نظر می‎‌دانیم!معمولا بر این باوریم که اشکال از جای دیگری است که زندگی ما کیفیت ندارد. در این باره قبلا در یکی از تمرین‌های درس‌های تفکر سیستمی سایت متمم نوشته‌ام و اگر اجازه بدهید اینجا تکرارش نمی‌کنم.چرا ایرانیها اینقدر کم کتاب می خوانند؟سایر نوشته های من درباره “تفکر سیستمی” در سایت متمم۲ – خب اگر فرض کنیم یادگیری می‌تواند بر کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارد، حالا چه کتابی بخوانیم؟ از چه منبع آموزشی استفاده کنیم؟این روزها بازار آموزش‌های غیردانشگاهی که ادعای بهبود کیفیت زندگی ما را دارند، بسیار داغ است. با توجه به کمبودی که در این حوزه وجود دارد، پیش‌بینی میشود این آموزش‌ها در سال‌های آتی بیشتر هم بشوند.اگر این فرض را پذیرفتیم که یادگیری میتوا‌ند بر کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارد و اگر در ابتدای این مسیر هم هستیم، فکر میکنم بهتر است شروع یادگیری‌مان را با کتاب شروع کنیم و اگر هم خواستیم از آموزش‌های دیگر استفاده کنیم، در انتخاب آنها وسواس بخرج دهیم تا ذائقه‌مان به آموزش‌های صرفا انگیزشی عادت نکند.آموزشِ خوب باید ما را به تفکر بیشتر دعوت کند، معمولا یادگیریِ یک چیز جدید همراه با شکسته شدن مرزهای مدل ذهنی ما اتفاق می‌افتد و این شکستِ مرزهای خودساخته معمولا با درد همراه است. شاید بتوان گفت آموزشی خوب است که «دردِ ندانستنِ پیش از آن آموزش» را هر چه بیشتر در ما ایجاد کند.بنظرم بهتر است در ابتدای مسیر کتاب‌خوان‌شدن، از دیگران برای کتاب‌های خوب پیشنهاد بگیریم. در ابتدای راه باید حواسمان باشد که با وزنه‌های سنگین، دلزده نشویم. در این مورد قبلا مطلبی مستقل نوشته‌ام:ده نکته در مورد کتاب خواندن (یا چگونه کتاب بخوانیم و کتابخوان باقی بمانیم؟)۳ – یعنی برای انتخاب منبع یادگیری‌مان همیشه از دیگران سراغ بگیریم؟کتاب یا هر منبع آموزشیِ دیگر قرار است پاسخی برای سوال ما باشد. فکر میکنم بعد از سرک کشیدن‌هایِ اولیه در آموزش‌ها و کتاب‌های مختلف، باید دنبال سوال خودمان بگردیم. پیش از آنکه بپرسیم «چه کتابی بخوانیم؟» باید بدانیم سوال ما چیست؟ چه دغدغه‌ای را می‌خواهیم با آن کتاب یا منبع آموزشی رفع کنیم؟ بنابراین فکر می‌کنم برای سراغ گرفتن از دیگران باید پرسشی شبیه این داشته باشیم:برای فلان سوالم، در چه کتاب یا منبع آموزشی دیگری می‌توانم جوابِ خوب پیدا کنم؟من معمولا پرسش‌هایی مانند چه کتابی بخوانیم؟ را با پرسش جواب میدهم: چه دغدغه‎‌ای داری؟ سوالت چیست؟۴ – بنابراین همیشه فقط دنبال آموزشی باشیم که برایش سوال داریم و در پی سایر منابع نرویم؟به نظر من بهتر است، بخش اعظمِ وقتمان را برای یافتن پاسخِ سوال‌هایی که داریم بگذاریم. دریای علم انتها ندارد و اگر قرار باشد در این دریا، جهتی را دنبال نکنیم و صرفا خودمان را به دستِ بادِ پیشنهادات بیرونی بسپاریم، سرگردان خواهیم شد.در این میان، ممکن است مواجه شدن با یک کتابِ جدید یا آموزش جدید ما را با دنیاهای جدیدی آشنا کند و سوال‌های تازه‌ای پیدا کنیم. بنابراین بنظرم بد نیست اگر همواره در سبدِ یادگیری‌مان اندکی هم منابعِ غیرمرتبط به سوالاتِ حالِ حاضرمان وجود داشته باشد. این منابع ممکن است راه‌هایی جدید برای ما بگشایند. اما همانطور که گفتم بنظرم نباید در استفاده از آنها افراط کرد.[برای آشنایان با الگوریتم ژنتیک: یاد داستان بهینه محلی و بهینه سراسری (سراسری ترجمه خوبی برای global است؟) می‌افتم]۵ – آیا معیاری برای موثر بودن این یادگیری‌ها وجود دارد؟بله، وسعت یافتن نگاه ما و بهبود کیفیت زندگی ما. یادمان باشد که مهم عمل کردن است. من همیشه با مفهوم «یادگیری برای یادگیری» مشکل داشته‌ام. بنظرم باید دنبال پیدا کردن مصداقی برای آموخته‌ها در زندگیمان باشیم. آموخته های جدید میتواند مدل ذهنی ما را تغییر دهد و همه حال خوش و ناخوش ما بیشتر از هر چیز بستگی به همین شیوه نکاه ما به شرایط دارد.اگر کتابی در مورد «تصمیم‌گیری» می‌خوانیم، باید بتوانیم در شرایط مشابه، تصمیمات بهتری بگیریم.اگر برای بهبود رابطه عاطفی‌مان، کتابی می‌خوانیم یا دوره‌ای شرکت می‌کنیم، باید اثرات این آموزش‌ها را در کیفیت رابطه عاطفی‌مان ببینیم.اگر برای بهبود کسب و کارمان، آموزشی می‌بینیم باید اثراتش را در رونق یافتن کسب و کارمان ببینیم.خلاصه اینکه همواره حواسمان باشد که اثرِ این آموزش‌ها در عملکردمان را رصد کنیم و اگر دیدیم این عملکرد تغییری نکرده، شاید لازم باشد در انتخاب منبع آموزشی‌مان یا شیوه‌ی استفاده‌ی ما از آن بازنگری کنیم.پس‌نوشتاگر کسی بخواهد سرکی در کتابها بکشد. من این کتاب‌ها را پیشنهاد می‌کنم:ده کتابی پیشنهادی من در سایت متمم به بهانه نزدیکی نوروز بد نیست مطلبی که سال قبل در چنین روزهایی نوشتم را بخوانید. http://aminaramesh.ir/1397/01/06/عید-نوروز-و-مسائل-مربوط-و-نامربوط/ مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب چه کتابی بخوانیم، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید.کانال تلگرام کارنکن</description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Sun, 17 Mar 2019 19:03:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رادیو کارنکن، قسمت دوم: گفتگو با احسان عظیم‌زاده</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%DA%A9%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-yv3lmgxto8i6</link>
                <description> احسان عظیم‌زاده یک کارمنده و از قضا در بخش دولتی هم کارمنده. اما بنظرم احسان یک نمونۀ بسیار خوب از کارنکن محسوب میشه.احسان، در حال حاضر مدیر برنامه‌ریزی پارک فناوری دانشگاه شریفه.قرار نیست همۀ ما از همون ابتدا کسب و کار خودمون رو راه بندازیم. یک کارمند  هم میتونه از شغلش راضی باشه و صبح‌ها با انگیزه به محل کارش بره. چیزی که در مورد احسان واقعا صادقه.احسان توی دانشگاه مهندسی کامپیوتر خونده، اما شغل امروزش ربط مستقیمی به رشته‌ای که در دانشگاه خونده نداره. ماجرای شغلی احسان و مسیری که منجر به موقعیت امروزش شده، بنظرم جذاب و الهام‌بخشه. گفتگوی کامل من با احسان رو میتونید از لینک زیر دانلود کنید: (۱۵ مگابایت)  قسمت دوم رادیو کارنکن  کجا و چگونه رادیو کارنکن را بشنویماگر علاقمند به شنیدن پادکست با اپلیکیشن‌های پادکست هستید، از طریق لینک‌های زیر می‌تونید در اپ‌های مختلف رادیو کار نکن را دنبال کنید.لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Podbean:http://bit.ly/2znmSSKلینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن Google Podcasts:http://bit.ly/2UDLBv2لینک صفحه رادیو کارنکن در اپلیکیشن castbox:http://bit.ly/2LaLpySدر spotify:https://spoti.fi/2E5oT7Iدر ناملیک:http://bit.ly/2CotsKpهمینطور در کانال تلگرام کار نکن میتونید این پادکست‌ها رو گوش بدید. رادیو کار نکن - گفتگو با احسان عظیم زاده ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است. </description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Sat, 16 Mar 2019 20:40:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در آموزش به دنبال چه میگردیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.aramesh/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%85-a161v3uo8zad</link>
                <description>  ۱ - دنیا مدام در پی تغییر است، روند تغییرات، بسیار سریع شده، به‌نظر میرسد پیچیدگی‌های زندگی در عصر حاضر بسیار بیشتر از گذشته است.عناوین شغل‌ها و شرح فعالیت‌شان عوض شده‌اند. دیگر نمیتوان به مانند گذشته یکجا نشست و با همان دانش قدیمی، درآمدی ارزش‌آفرین کسب کرد.وضع در مورد روابطِ بین آدمها هم چندان متفاوت نیست. انتخاب‌های زیاد آدمها و عوامل موثر محیطی، تاثیرشان را بر کیفیت و دوام رابطه‌ها گذاشته‌اند.این پیچیدگی‌ها و تغییرات سریع، ما را ملزم میکند پیوسته دانشمان را به‌روز کنیم. برای داشتنِ زندگی بهتر، کسب مهارت و دانش، امروزه دیگر یک انتخاب نیست.۲اما در آنورِ داستان، حجمِ آموزش‌ها و منابعِ یاددهنده هم بسیار زیاد است. برای انسانِ مشتاقِ یادگیری، به مددِ اینترنت، منابع، فراوان است.در این سال‌ها دیگر بهانه‌ای برای ندانستن پذیرفته نیست و ندانستن، صرفا تصمیمی است که خودمان آن را گرفته‌ایم.آموزش‌های باکیفیتی که به لحاظ جغرافیایی در جایی بسیار دور از ما تولید شده‌اند، به مدد اینترنت بسیار به ما نزدیکند. از آموزش انواع نرم‌‌افزارها تا آموزش‌های مدیریتی و توسعه فردی و غیره. با دانستن زبان انگلیسی ما با دریایی از منابعِ آموزشی روبرو هستیم.با وجود این کثرت در منابعِ آموزشی ناچار به انتخاب در بین این آموزش‌ها خواهیم بود.حالا باید دید ما کدام آموزش را برخواهیم گزید؟۳فکر میکنم حالا که این همه جواب وجود دارد، نباید از سوال‌ها غافل شویم.باید بدانیم چه سوالی داریم. باید سوال‌ِ خودمان را پیدا کنیم.بنظرم بهترین آموزش‌ها هم ابزارند و کاراییِ یک ابزار صرفا در خدمت یک هدف می‌تواند ارزیابی شود، والا حرف از اثربخشی و کیفیتِ آموزش بی‌معنی است. هر ابزاری، برای آدمی که سوالی ندارد و هدفی در پی این سوال تعریف نکرده، میتواند ناکارامد باشد و صرفا لذت گذرایی فراهم کند و بس.این سوال ماست که به ما میگوید باید در پی چه آموزشی برویم. بدون این سوال برای انتخاب از میان این همه آموزش درمانده خواهیم شد.این سوال ماست که ما را به عمل کردن به آموزش‌ها وا می‌دارد. آموزش‌هایی که قرار بود جوابی برای  آن سوال ما باشند.این سوال ماست که معیاری برای اثربخشی آموزش‌ها در اختیارمان قرار میدهد.فکر میکنم پیش از آنکه زیر بارِ این همه جواب دفن شویم، بهتر است برویم در پی سوال‌هایمان.و البته فکر میکنم آموزشی که به آدم‌ها کمک کند سوال‌هایشان را پیدا کنند، آموزشی ناب و نادر است. http://aminaramesh.ir/1396/07/19/گزینه-های-خوب/  مطلبی که خواندید از مجموعه مقالاتی است که درباره شغل با عنوان «کارنکن» نوشته‌ام، برای آشنایی با «کارنکن» و خواندن باقی مطالب روی لینک زیر کلیک کنید:کارنکنمطلب در آموزش به دنبال چه می‌گردیم ، اولین بار در وبلاگ امین آرامش منتشر شده است.ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید. کانال تلگرام کارنکن </description>
                <category>Amin Aramesh</category>
                <author>Amin Aramesh</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2019 15:51:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>