<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amin Joodi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amin.joodi99</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 07:03:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3765491/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amin Joodi</title>
            <link>https://virgool.io/@amin.joodi99</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دوپامین: هورمون شگفت انگیز</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.joodi99/dopamine-and-relation-between-focus-and-attention-yv3fr6szjyny</link>
                <description>چه یاد آورید. از توجه شدن به شما خوشحال می‌شوید؟ به هدفی نزدیک می‌شوید و سراسر بدنتان شوق زده می‌شود؟ می‌دانید که کسی را خواهید دید و از شوق به هیجان می‌آیید؟سوال شده است برایتان که چرا من چنین به وجد می‌آیم؟ بگذارید من بگویم. تا حد زیادی این اثر یک ماده شیمیایی یا یک هورمون بسیار کوچک و معروف به اسم دوپامین یا Dopamine است. آینده و گذشته شما، حال شما، شدت تمرکز و آینده نگری و قدرت اراده و تصمیم گیری شما بسته این مولکول شگفت انگیز است. شاید سخت باشد ولی اگر بگوییم می‌شود زندگی انسان ها را با این هورمون کنترل کرد دروغ نیست.دوپامین چگونه کشف شد؟سال 1910 درست چند سال قبل از جنگ جهانی اول علم برای اولین بار پله های ترقی را با سرعت چندین برابر می‌پیمود، شیمی هم یکی از علم های برتر روز بود. همه چیز به بریتانیا برمی‌گردد. دو دانشمند با نام های جورج بارگر و جیمز آیشلر در آزمایشگاه شرکت Wellcome موفق شدند به صورت آزمایشگاهی موفق به ساخت ماده‌ای شوند که اسم آن را Dopamine گذاشتند. این دو فرد فقط به دنبال آن بودند که هورمون های گیاهی و حیوانی که به صورت طبیعی در گیاهان و حیوانات یافت می‌شدند را به تولید آزمایشگاهی بکشانند و نمی‌دانستند که این ماده چه تاثیری در زندگی انسان ها دارد.در سال 1950 میلادی تقریبا 40 سال بعد آروید کارلسون (Arvid Carlsson) نشان داد که این ماده یک انتقال دهنده عصبی مستقل است. تا قبل از این کشف بزرگ تصور می‌شد که دوپامین باید یک ماده واسطه برای تولید یک ماده عصبی دیگر در بدن باشد. آن ها تصور می‌کردند که دوپامین را بدن تبدیل به ماده ای دیگر به اسم نوراپی‌نفرین می‌کند تا این که کارلسون نشان داد این یک اشتباه محض است و دوپامین خود ماده‌ای مستقل است.دوپامین سرنوشت ساز می‌شودهیچ زمانی از تاریخ تا این حال مغز ما تحت اثر تعداد و شدت بالای دوپامین قرار نگرفته بوده است. به صورت واضح تر تا همین چند دهه پیش که فناوری به زندگی هایمان ورود گسترده نکرده بود، دوپامین از طریق پاداش های واقعی یعنی موفقیت در تمام کردن کارها، حرکات فیزیکی و ورزش، تعاملات اجتماعی و یادگیری مهارت جدید، شکار یا تهیه غذا، بالا رفتن ارزش اجتماعی و روابط صمیمانه عاطفی و جنسی و موفقیت های کوچک و بزرگ که سبب بالا رفتن شانس بقای خود و نسل خود می‌گشت، تولید می‌شد. هیچ راهی برای تولید آن بدون حرکت فیزیکی و بیولوژیکی یا دست آورد ملموس در زندگی وجود نداشت.چگونه تولید می‌شود؟دوپامین این هورمون شگفت انگیز در بخش سیاه مغز تولید می‌شود که به صورت علمی به آن Substantia nigra می‌گویند. دلیل نامگذاری این است که این قشر رنگ تیره تری به نسبت بقیه مغز دارد و نورون های این قسمت مقدار زیادی دوپامین می‌توانند بسازند اما اثر گذاری دوپامین از جای دیگری نشات می‌گیرد. بخش Striatum یا جسم مخطط مغز که دو بخش دارد و کنترل بخش های حرکتی و انگیزه را در دست دارد.این بخش دقیقا جایی است که تحت اثر مستقیم دوپامین تولید شده است که سبب لذت، انگیزه و اراده و حرکت می‌شود. ولی دوپامین چه ربطی به تمرکز دارد؟ در ادامه خواهید دانست ولی پیش نیاز آن آگاهی به رابطه بین توجه و تمرکز است.توجه و تمرکزبار ها شده در زندگی یک چیز تمام هستی شما گردد. مثلا زمانی که امتحان می‌دهید دیگر نگران پرنده بال شکسته در بالکن خانه تان نیستید و بعد از امتحان توجه خود را به آن برمی‌گردانید و به آن کمک می‌کنید. در این صورت شما روی امتحان متمرکز هستید و در غیر اینصورت شما متمرکز نیستید!رابطه تمرکز(Focuse) و توجه (Attention) همچون رابطه ابر با دریا است. ابر همواره از روی دریا تشکیل شده و قدم بر دنیای بی انتها می‌گذارد. توجه نیز از تمرکز نشات می‌گیرد. کسی می‌تواند متمرکز باشد که توجه خود را بداند روی چه می‌گذارد. توجه در رابطه مستقیم با سیستم پاداش انسان است. ما در اکثر اوقات به چیز هایی توجه می‌کنیم که فقط دوست داریم توجه کنیم. به صدای نوازندگان در شب، به صدای کودکان در بازی و یا چیز ها و یا انسان هایی که برایمان با ارزشند.اما دراین میان در طی پیشرفت اجتناب ناپذیر انسان یک اتفاق افتاده!ما دیگر همانند نیاکانمان نمیتوانیم متمرکز باشیم! قدرت تمرکز ما از چندین دهه بر روی شخص یا هدف از چندین دهه تنها به چندین دقیقه رسیده! (اگر مورد لطف باشیم و به ثانیه نرسد!)در حقیقت رسانه ها (نمادی از ثروت پنهان و ابزاری بسیار قدرتمند برای اثرگذاری بر ذهن و زندگی جامعه) با هوشمندی و به آرامی و با دستکاری کردن این سیستم پاداش از آن به نفع خود استفاده می‌کنند به گونه ای که شاید فرد متوجه نشود که چرا نمی‌تواند چند دقیقه روی یک چیزی متمرکز شود.یک بحث بسیار گسترده روانشناسی و علمی در حال انجام است که در کتاب قلاب نیر ایال (با عنوان چگونه محصولی بسازیم که روز و شب مخاطب را درگیر کند) به طور جامع می‌شود با آن روبرو شد.یکی از بزرگترین ترفند های تمامی شبکه های اجتماعی به عنوان پرچمداران متد رسانه جدید (در قدیم تلوزیون و رادیو) استفاده از ابزاری تحت عنوان notification است چرا که می‌دانند توجه ما را به سمت خود می‌کشاند و مغز ما به نوعی با آن شرطی می‌شود.شبکه های اجتماعی با آفریدن ابزار هایی همچون لایک یا پسندیدن سعی در برانگیختن سیستم پاداش ما یا دعوت به انجام دادن لایک یا کامنت می‌کنند چرا که سبب دوست داشته شدن محتوای ما توسط فردی دیگر شده‌اند.(Call to action)یا استفاده کردن از دیگر ابزار ها برای ابراز توجه توسط افراد دیگر به محتوای یک فرد. در حقیقت هر لایک یا هر ویو یک توجه است. یک فرد در هر لایک یا صرفا دیدن توجه خود را مصرف می‌کند و به دیگری اعطا می‌کند و ممکن است طرف مقابل خوشحال یا ناراحت شود و بعد از مدتی مغز به سادگی شرطی می‌شود و فکر می‌کند کسی که لایک می‌فرستد یعنی به او علاقه نشان می‌دهد!توجه زمانی یک کالا نبود و صرفا رفتاری بود که از فردی به فرد یا کاری اعمال می‌شد ولی اکنون دیگر اینگونه نیست و جهان مدتی‌ است که توجه را کالای مصرفی کرده است و بنابراین ما پای در دنیای توجه گذاشته‌ایم، دنیایی با کالای توجه.توجه اقتصادی می‌شود!یکی از دلایلی که فردی نمی‌تواند متمرکز شود این است که او در دور اقتصاد توجه گیر افتاده است. مفهوم اقتصاد توجه را هربرت سایمون (Herbert Alexander Simon) برنده نوبل اقتصاد سال 1978 برای اولین بار معرفی کرد. این مفهوم می‌گوید &lt;&lt;ثروت اطلاعات، فقر توجه ایجاد می‌کند&gt;&gt;. اقتصاد یک علم عرضه و تقاضاست. اگر در طرفی فقر توجه باشد در طرف دیگر قطعا غنای آن، توجه مورد نیاز و ارزشمند می‌گردد. توجه آدمی محدود است و نمی‌تواند روی چیزهای بسیاری صرف گردد و اورا متمرکز گردد. با گسترش اینترنت و فضای وب رسانه ها به سادگی توانستند ما عموم را بمباران توجه کشانند. اخبار، شبکه های اجتماعی، روزنامه ها و رادیو، فیلم و تلویزیون همگی به سرعت به صورتی رایگان عرضه به اجتماع گشتند. ولی هیچ چیز رایگانی وجود ندارد! اگر ما میتوانیم از چیز رایگانی استفاده کنیم، قطعا ما خود مقصود ایم! و این درخصوص ماهم صدق می‌کند چرا که درحقیقت این رسانه ها توجه مارا صاحب‌اند و تمرکز را از ما گرفته‌اند.(اگر چیز دیگری در این میان به ما نفروشند!)تفاوت من با فرد متمرکز در چیست؟تمرکز همچون ذره بین ایست که تمام هستی آدم را روی کاری متمرکز می‌کند. گاهی آن کار می‌تواند درس خواندن باشد گاهی ورزش و گاهی آشپزی و گاهی یک فیلم. ذهن انسان ها بسیار عجیب و سرتاسر رمز و راز است. هر اتفاقی در زندگی سبب می‌شود که بخش هایی از روان و خود شناخته شود و قطعا یکی از این راه ها شناسایی تمرکز است. کدام راه می‌تواند سبب تمرکز بیشتر من گردد؟این یک سوال شخصی است. باید به یاد آورد در آخرین بار که با تمام فکر و ذکر به یک کار یا یک فرد مشغول بوده اید چه بوده است و چرا آنگونه روی آن متمرکز شده بودید؟ جواب ها در درون شما و رفتارهایتان نهفته است. در زندگی قطعا به اشخاصی خواهی خورد که در زمان واحد آن ها بهتر از شما می‌توانند به تولید ارزش یا ثروت یا انجام کار با کیفیت بالاتر بپردازند. آن ها از ما صرفا باهوش‌تر داناتر یا دارای زمان بیشتری نیستند. آن ها فقط یک چیز را به خوبی یاد گرفته‌اند چگونه تمرکز کنند و متمرکز بمانند. زمان برای هر دو ما 24 ساعت است. اما فردی در این شبانه‌روز می‌تواند به گونه ای به کار های مشخص کرده برسد و با بالاترین کیفیت آن هارا انجام دهد که بتواند متمرکز بماند و ما در انجام یک کار کوچک در اندر خم یک کوچه بمانیم. اینجاست که دقیقا توجه، تمرکز با سیستم پاداش مغز و دوپامین گره می‌خورد. شرطی سازی آینده با توجه!اختلال در تمرکز و توجه و رابطه آن با دوپامینگفته شد که یکی از ابزار های دنیای نوین شبکه های اجتماعی هستند که از سیستم های پاداش انسانی استفاده می‌کنند. تمامی این شبکه ها نتیجه سال ها تحقیق و موشکافی روانشناسانه است وگرنه چگونه یک ابزار می‌تواند در دو سال به تعداد مخاطب آنلاین 100 میلیون نفر در سال اول عرضه برسد؟ به اندازه جمعیت یک کشور زنده(جمعیت فعال در اینستاگرام) اعداد سرسام آور است. و حالا ما مانده‌ایم و تمرکز! خبری در آن سوی پهنای بیکران اقیانوس آرام پخش می‌شود که یک کشتی مکزیکی به پل برخورد کرده است و ما در این سوی کره از آن با خبر می‌شویم خوب این خبر چه تاثیری روی زندگی من دارد؟اگر زندگی من را بهتر نمی‌کند پس فایده‌اش چیست؟ بله. هیچ!اما واقعیت فقط خبر نیست. در پشت رسانه ها با سوار شدن بر خبر در گوشه و کنار خبر تبلیغات ریز و درشت را نشان می‌دهند و درنهایت سبب فروش می‌شوند و سود می‌کنند ولی ذهن ما می‌ماند و بادبان قایق شکسته مکزیکی.https://www.aparat.com/v/iygn68xدوپامین و تاثیر بر ارادههمگی ما افرادی را در ذهن داریم که کوه انگیزه برای خود و دیگرانند. سرزنده وشاداب و متمرکز و آرام.(ای جذاب های لعنتی!) سختی بر آن ها تاثیر ندارد. در افراد هر چه سیستم پاداش سالم تر باشد فرد با انگیزه تر و پرانرژی تر است. چرا که دنیای واقعی دارد به او پاداش می‌دهد و پاداش او از طریق سیستم ها واقعی پاداش و دست آورد ها است نه صرفا حاصل از پاداش های اشتباه و آسیب زا و موقتی. او پاداش های خود را از طریق دست‌آورد های سخت، ایمن و پایدار تامین می‌کند نه دست آورد هایی زودگذر. برای همین این افراد همواره به سمت سختی ها کشیده می‌شوند و شاید هم موفق از آن درآیند!مغز در حالت طبیعی درخواست دوپامین واقعی آرام و طولانی مدت دارد نه آنی یا زودگذر. چشمه ای جوشنده ولی آرام نه سیلابی بزرگ که روی آن تایتانیک سواری کرد!بسیاری از افراد بزرگ دنیا به این دلیل برای تولید یک دست‌آورد بزرگ دست به منزوی شدن گرفتند و به دامان طبیعت و دور از انسان ها پی‌بردند! نه آن که منزوی یا دو قطبی بودند. اتفاقا بسیار انسان دوست بودند چرا که اگر نبودند اختراعات و اکتشافات بزرگ همچون این گوشی کوچک ولی بزرگ حتی در دست شما و من هم نبود. بزرگانی همچون کارل یونگ, چارلز داروین و تولستوی و نیکولا تسلا.رهایی از سیستم های پاداش اشتباهسیستم های پاداش را دیگر همه امروزه استفاده می‌کنند و مورد دستکاری واقعی است. ولی چه کنیم؟ همه را دور بیاندازیم و برگردیم به دوران قدیم؟ نه اصلا اینگونه نیست. شما صرفا باید بدانید که چگونه توجه محدود خود را صرف چیزهای محدود کنید. هر چیز برای کسی که بخواهد امکان پذیر است. انسان نامحدود است این موجود بیش از آنچه که تصور می‌شود سخت جان و پیچیده‌است و در هیچ مکعب یا عدد و سیستمی نمی‌گنجد (حمله جدی به سیستم های روان سنجی که سعی در به بند کشیدن انسان به چیز هایی همچون IQ یا هوش هیجانی دارند). به نظر بهترین راهکار مطالعه است. نوشتن جریانات فکری و توجه به آن چیزی که سبب عدم تمرکز شما می‌شود و درنهایت مدیریت آن. یکی از بهترین کتاب ها برای این کار که باید مطالعه کنید کتاب مدیریت توجه است. کتاب های دیگری هم هستند ولی این یکی واقعا زیبا و فوق العادست.با این کتاب اگر عمل کنید به پشت دنیای توجه می‌روید. نردبانی به بالای ابر در دنیای آشفته. به پشت ابر و بالای کوه ها. سلام بر آن دنیای متمرکز. سلام بر آن چیزهایی که برای همه جذاب است و برای او نه و سلام پرکارهای لعنتی که شب و روز را به هم می‌دوزند. نه برای ساختن و توجه یا تحسین دیگری. برای ساختن حس خوشبختی و سعادتمندی از درون خود. برای رسیدن به آن حس از درون که هر چه بشود بشود چیزی اراده من را از پای در نمی‌آورد و حق طبیعی من در این دنیای پرتلاطم سعادت متمرکز بودن است.به امید رسیدن به آن روز</description>
                <category>Amin Joodi</category>
                <author>Amin Joodi</author>
                <pubDate>Sat, 20 Sep 2025 04:39:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معمای بزرگ قرن: آیا جهان پوچ است یا معنادار؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.joodi99/%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%88%DA%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1-bk3ahqo6fqjc</link>
                <description>کافیست یک کتاب بخوانی، نویسنده مارا به جهانی می‌برد دوگانه! انگار چیزی بیرون این نیست، یا آن را پوچ می‌یابد یا معنادار. اما چه کنیم در آخر؟ ما که در آخر نوابغ و ستاره های فروزانی همچون نیچه نیستیم که بنشینیم و سال ها فکر کنیم و در آخر بگوییم بله زندگی هیچ معنی و ارزش خاصی ندارد یا شخصیت های بزرگ مذهبی نیستیم که به عمق آنچنانی معنا پی ببریم. پس ما می‌مانیم و دو گانگی1.ای هیچ بر هیچ مپیچ!گاهی سختی بر ما پدید می‌آید. چنان که پتک سنگین رستم بر تورانیان فرود می‌آید! رنجی بزرگ، انگار وجود مارا از ته دل بیرون می‌کشند در این گونه مواقع است که بیشتر بر ما معنی می‌دهد که دنیا پوچ است برادر رهایش کن! اما در اوج هر غمی کمی زندگی کارت خود را رو می‌کند و می‌گوید ؛ من را هم ببین برادر.جالب است که در زندگی معمولا این کارت به دنیا آمدن فرزند در اطرافیان و یا پیداکردن نیمه گمشده و عاشق شدن و یا یک اتفاق خوب غیر منتظره‌ است اما گاهی هم دم زندگی گرم که علاوه بر شمشیر سامورایی که بر بدن فرو می‌کند خنجر کاوازاکی اصل زنجان هم می‌زند که مبادا درد کم باشد! بگذریم بلخره تا اینجا نتیجتا در دوره های سختی هیچ گرایی رخ می‌نماید.ولی آن سو هم دارد. هیچ گرایی را پی بگیریم می‌رسیم معمولا به ثروتمندان متمول ( کلاس بزاریم یکم) و اکثرا فرزندان رشد کرده در بال سیمرغ. وقتی سوال هم داشته باشی معمولا سوال هیچ گرایان متمول این است که اگر دنیا معنی دارد چیست؟ بگو برایم. (چشم همین الان صبر کن!..)2. آن روی سکه: دنیای معناداردنیای معنادار گره خورده با هدف یا همان (purpose) انگلیسی. اکثرا هم خدا باوری در تارو پود این مکتب پیچیده. ولی کمی تفاوت میان معناگرایی و خداگرایی هست که جالب است ( که خود خوانید) و اکثرا به هنگام فرود آمدن مصائب روزگار کمی قبل تر از فرود( فکر کنید در حال شاخ به شاخ شدن با دیوار هستید) بقیه را نمی‌دانم ولی مطمعنم حتی نیچه هم دست به دامان مقدسات (شاید حضرت ابوالفضل اگر می‌شناخت) می‌شود! ( قلب دوستداران نیچه نشکند)ولی بعدا احتمالا دوباره وارد نهیلیسم گردد و چرختا بیرون آید و شاید هم نیا‌ید.( دیگر جدی شویم)در آخر چیست؟من یک نیم وجب مهندس ام. خروجی کار ها را می‌بینم و فردی هستم تجربه‌گرا.( دستم را با دمای 600 درجه سوزاندم تا ببینم سوزشش با حالت درجه عادی چه فرقی دارد)من تابحال آن چه دیدم دنیارا بی‌نظم منظم دیدم! فرآیند هایی ناشناس که ورودی می‌گیرد و خروجی می‌دهد. مثال می‌زنم. خودکاری از دوستی میگیری و رفاقتی بزرگ شکل می‌گیرد. تلاش میکنی پول به دست می‌آوری. بی احتیاطی می‌کنی و در رودخانه غرق می‌شوی و ...سالها من با عقیده خداباوری مشکل داشتم. مخصوصا دوره 14 تا 19. اگر راست می‌گویی برایم اثبات کن که هستی. چشمانم را خوب کن. فقرا را پول بخش چرا فلانی بچه‌اش قبل به دنیا آمدن فوت شد و مادرش تا لحظه آخر عمرش گریه کرد و...اما حالا 5 سال بعد از آن کمی به وجود نظمی فراتر از هیچ و بی ارزشی مطلق قائل شده ام.به نظرم دنیا در نظم خاصی و معنای خاصی می‌چرخد. عقایدم نه در قالب مذهب می‌گنجد نه در -ایسم- دیگری. ولی هر چه که هست تاثیری از فرهنگ نیز بر عقیده هایم گذاشته شده است. فرهنگ ایرانی چه قدیم و چه جدیدش همواره یگانه پرست بوده (گاها آتش پرست و گاها خورشید پرست و بعد ها اهورامزدا و سپس الله) پس عادی‌است که در بطن وجود که در این فرهنگ تکان می‌خورد و علاقه به چیزی ماورای حالت عادی پیدا کند و مغزم راحت تر شود و با تجربیاتم در یک سو هماهنگ آید.ولی من باب مهندسی! هم نگاه کنیم، درست است که حالا مذهبیون افراطی هر قوم و ملیتی ( همانند قرون وسطا) ملت را به زیر ستم کشیده‌اند و جنگ های فراوان راه افتاد و آدم های زیادی کشته‌شده اند اما آن طرف هم هست. دوستان نهیلیسیم کار به قول خودشان جوری جنگ جهانی به رخ جهان کشیدند که هیچ مذهبی و خداباوری در خواب ندید. گویا شاخه سوم که نهیلیسم مذهبی باشد را هم باید اینجا اضافه کنیم که افرادی با اسم مذهب ولی درونیات نهیلیسم و پوچ‌گرایی برده‌داری و نژاد پرستی را به راه انداختند که تا همین اواخر برپا بود. پس نه نهیلیسم کاران تا اینجای تاریخ مبرا بودند نه مذهبی‌کاران (چرا دست‌آورد ها رو در نظر نگیریم؟ چون نابودی و جنگ خودش دست آورد آخرین پیشرفت هاست!)پس چه کنیم. نه می‌شود اسپایدرمنی بین دو عقیده جهید نه می‌شود با یکی تا آخر سر کرد. اینجاست که علت نوشتن این نیمچه مقاله ( اگر ارزش نامیدن مقاله داشته باشد حالا) رو می‌شود.تجربه من حرف می‌زند دیگر:  مهم نیست کسی مذهبی کار است یا نهیلیسم کار یا حتی خودمان نهیلیسم باز باشیم یا مذهبی باز. تا وقتی به حقوق های هم تجاوز نکردیم. چه کاری است به عقاید هم نفوذ کنیم اصلا گیریم کسی فضولی کرد بله فهمید من نهیلیسمی ام بعدش؟ آیا من از فرد مذهبی بدتر خواهم بود؟ کدام یک برای جامعه مان فرهنگمان و بشریت مفید‌تر خواهیم بود؟ کداممان آزاد تر خواهیم بود؟ ( مشخص است که تنها چیزی که مخالفت محض دارم عقاید کمونیستی است؟ عه چه قدر اتفاقی!)آدم های خوبی دیدم که با شمشیر مذهب بر حق شمشیر کشیدند و افرادی جهنم صفت که با هیچ‌گرایی شان آتش جهنم بر بی پناهان. آدم هایی دیدم خاموش مذهبی و دست پنهانی بزرگ در خیر و افرادی معتاد ولی دل های بزرگ و چشم صاف و بخشنده.پس نه چهره، نه دین، نه مذهب و نه فرهنگ مشخص کننده نیست. ولی چیزی هست که مشخص کننده‌است عمل است. نمیدانم دلیل عمل خوب وجدان خوب است، به قولی پول حلال است، ذات درست است چیست ولی هر چه هست در قالب کلمه نمی‌گنجد. انگار دنیای درون و بیرون متفاوت است که سبب می‌شود عمل انجام شده در خدمت خلق گردد نه در خدمت ضرر. پس آدم بودن و تجاوز نکردن به حقوق هم در اجتماع کافیست و عالی( ولی باید دقت کرد به اسم حقوق به حقمان تجاوز نکنند!) و در سطح شخصی : اولا که من شخصی نیستم که از من حرف شنید. هر چه هست حاصل تجربه‌است و شادی و غم. پس برادر و خواهران گرامی (البته بیشتر برادران به این موضوع علاقمندند) برای ساختن عقاید و پی بردن به آن چه برای ما مناسب است باید تجربه ها کرد. سردرگمی ها کشید و شاید در آخر به چیزی توانستیم برسیم....ادیت اول: 28 فروردین 1404</description>
                <category>Amin Joodi</category>
                <author>Amin Joodi</author>
                <pubDate>Wed, 16 Apr 2025 08:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موسیقی اثری پنهان در سلامت، آیا موسیقی درمانی واقعیت دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin.joodi99/%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-fqna78umc3j3</link>
                <description>شاید جالب باشد که به طبیعت رفته باشید و از آن احساس لذت خاصی داشته باشید در حالی که هیچ کاری انجام نداده‌اید. درست است شما کاری انجام نداده‌اید اما گوش و مغزتان در حال کار کردن بودند و مشغول شنیدن موسیقی طبیعت! روان آدمی با طبیعت انس گرفته است بنابراین هر انسانی می‌تواند از طبیعت و صداهای زیبای آن استفاده کند. تحقیقات متعدد علمی نشان داده‌اند که این هنر جهانی ،موسیقی، اثر بسیار زیادی بر روی سلامتی افراد دارد. پس موسیقی درمانی یا موسیقی تراپی یک بحث واقعی و علمی است. موسیقی می‌تواند مستقیما بر روی عملکرد های شناختی انسان تاثیر گذار باشد. در ادامه به مهمترین این تاثیرات می‌پردازیم و اشاره می‌کنیم.1.کاهش استرساسترس امروزه جزو جدایی ناپذیر زندگی انسان هاست. هورمون کورتیزول که به عنوان هورمون استرس شناخته می‌شود به عنوان معیاری برای اندازه گیری استرس استفاده می‌شود. در یک تحقیق و بررسی علمی تعدادی از بیماران قبل از عمل جراحی (که خود یکی از استرس زا ترین تجربه‌های بیماران است) به 2 گروه مشخص 500 نفره تقسیم شدند.گروه اول به عنوان گروه کنترل هیچ موسیقی قبل از عمل جراحی دریافت نکردند. گروه پانصد نفره دوم ولی مورد آزمایش با گوش دادن به موسیقی آرام قرار گرفتند. نوع موسیقی از نوع موسیقی آرام و با تمپو پایین و بی کلام بود. برای اندازه گیری میزان سطح استرس این افراد متد State-Trait Anxiety Inventory (STAI) مورد استفاده قرار گرفت. نتیج بسیار جالب بود. گروهی که موسیقی را قبل از شرایط استرس آور گوش دادند سطح کورتیزول آن ها پایین‌تر از گروهی بود که در‌یافت نکرده بودند. نتیجه جالب‌تر این که تاثیر موسیقی آرام‌کننده و تاثیر دارو‌های ضد استرس نیز با یکدیگر بررسی شد و مشخص گردید که در استرس های با دوز پایین و متوسط موسیقی عملکردی همانند داروی های ضد استرس دارد اما با یک فایده بزرگ! موسیقی بدون عوارض شیمیایی است! نتایج این مقاله در مجله علمی Journal of Advanced Nursing چاپ شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت.2.تقویت سیستم ایمنیبدن انسان در ساختار های داخلی و زیست‌شناسی دارای یک سیستم قوی ایمنی است. این سیستم تمامی ساختار ها و فرآیند های زیستی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. موسیقی طبق تحقیقات علمی بالینی سبب تقویت این سیستم ایمنی گسترده می‌شود. طبق این گزارش گوش دادن به موسیقی دلخواه و مناسب سبب افزایش سطح ایمونوگلوبولین A (یک عامل کلیدی در ایمنی بدن) می‌شود. این مقاله و تحقیق علمی در مجله Journal of Behavioral Medicine چاپ شده است.3.بهبود عملکرد شناختیاین تحقیق علمی بین دانشجویان انجام شد. دانشجویان به 3 گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول گروهی بودند که به آهنگ های موتزارت (هنرمند بزرگ موسیقی) گوش دادند، گروه دوم گروهی بودند که به موسیقی آرامش بخش و بی کلام گوش دادند و گروه سوم گروهی بودند که به هیچ موسیقی گوش ندادند ( گروه کنترل). نتایج بسیار جالب بود. گروه اول یا همان گروهی که به آثار موتزارت بزرگ گوش دادند، توانایی آن ها در حل مسائل به ویژه در مسائل ریاضی و سه بعدی بیشتر شده بود. گروه دوم سطح توانمندی کمتری به نسبت گروه اول از خودشان نشان دادند. گروه سوم هم از هر دو گروه ضعیف تر خود را در حل مسائل نشان دادند. این اثر در علم موسیقی به اثر موتزارت نیز شناخته می‌شود که اثر کوتاه مدتی در حد 15 تا 20 دقیقه بر عملکرد های ذهنی دارد. به نظر می‌آید ریتم آهنگ نیز در تاثیر آن بر روی مغز به طور مستقیم در ارتباط است. نتایج این تحقیق در مقاله علمی Psychological Science چاپ شده است.4.تسکین درددرد را همه ما انسان ها می‌شناسیم. درد در حقیقت جواب بدن به یک ناملایمتی است که تمامی بدن را به هم می‌زند. اعصاب و روان آدمی جزو اولین اعضایی هست که درگیر درد می‌شود. اولین چیز هایی که ما با آن سعی می‌کنیم درد خود را تسکین دهیم دارو است. در حالی که مطالعات علمی به ما چیز دیگری در اثرگذاری آن نشان می‌دهند. طبق این تحقیقات که در یک جامعه آماری بزرگ 7000 نفره صورت گرفته است، بیماران بزرگسال که قرار بوده زیر تیغ جراحی قرار گیرند(از بیماری های مختلف گوارش تا استخوانی) در شرایط قبل حین و بعد از عمل تحت اثر موسیقی قرار گرفتند. گروه کنترل هم هیچ آهنگی دریافت نکرد. نوع موسیقی آرام و با تمپو پایین بود و در هر بار بیماران گروه اول بین 20 تا 60 دقیقه در معرض آهنگ قرار می‌گرفتند. اندازه گیری درد بیماران با شاخص معروف Visual Analogue Scale یا VAS صورت گرفت. متدولوژی این تحقیق یک روش هوشمندانه برعکس بود. یعنی بیمار اگر میزان داروی تسکین دهنده بیشتری مصرف کند یعنی درد بیشتری دارد و داروی کمتر یعنی درد کمتر. نتایج بسیار هیجان انگیز بود. بیمارانی که بعد از جراحی تحت موسیقی درمانی قرار گرفته بودند شدت درد احساس شده کمتری به نسبت گروه کنترل گزارش کردند. بیمارانی که تحت موسیقی درمانی قرار گرفتند میزان دارو های مسکن و حتی دوز مصرفی قابل توجه کمتری به نسبت گروه کنترل مصرف داشتند. نوع موسیقی هم در این عمل جراحی ب=مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد که موسیقی آرامش بخش و آرام به نسبت موسیقی های پر تنش مانند موسیقی متالیک و هیپ هاپ و رپ، روی کاهش درد بیماران موثر بوده است. تمامی نتایج این تحقیق علمی بر روی مجله علمی The Lancet در دسترس است.5.بهبود کیفیت خوابتا حالا شده است از شدت بی‌خوابی حالتان بد شود؟ موسیقی را امتحان کنید، شاید درمانتان باشد. هدف از این مطالعه بررسی و تاثیر اثرگذاری موسیقی بر کیفیت خواب است. در این پژوهش 60 فرد بزرگسال سالمند(بالای 55 سال سن) به دو گروه کنترل و عمل تقسیم شدند. گروه اول هر شب قبل از خواب به مدت 30 دقیقه در معرض آهنگ آرامش بخش قرار می‌گرفتند. موسیقی مورد استفاده، آهنگ آرام و با تمپو پایین بود. طی 3 هفته این آزمایش ادامه یافت. کیفیت خواب سالمندان با استفاده از پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (Pittsburgh Sleep Quality Index - PSQI) تعیین شد. یافته ها نشان دادند:1.گروه تحت تاثیر موسیقی به نسبت گروه کنترل کیفیت بالاتری را گزارش می‌کردند2.گروه موسیقی به نسبت گروه کنترل سریع‌تر به خواب می‌رفتند و این یعنی سریعتر آماده شدن مغز برای خواب.3.افزایش طول خواب عمیق در این گروه به نسبت گروه کنترل ثبت شد.4.گروه موسیقی یک مورد عجیب را گزارش دادند! بهبود کیفیت خواب بعد از تحت آزمایش بودن! یعنی حتی بعد از این که کیفیت خواب افراد دیگر مورد بررسی نبود افراد مورد مطالعه خواب بسیار بهتری به نسبت دوران قبل از آزمایش داشتند.نتایج این آزمایش نشان داد که افراد شاید بتوانند اختلالات کم خواب خود را با موسیقی درمان کنند. نتایج این آزمایش نیز در مجله Journal of Music Therapy. چاپ گردید.نتیجه گیری:موسیقی درمانی و تاثیر موسیقی و آهنگ بر ذهن و روان و سلامت انسان امری اثبات شده است. مطالعات بسیار زیادی نشان می‌دهند انسان می‌تواند زندگی خود را با آهنگ های مناسب مورد بهبود قرار دهد.همانطور که در مقالات علمی موسیقی درمانی نیز اشاره شد، آهنگ های آرام و با تمپو پایین اثر مثبت بیشتری روی مغز می‌گذارند. پس به هنگام دانلود آهنگ اگر می‌خواهید بیشترین اثر مثبت را روی مغز و روان خود بگذارید در تایم‌ موزیک خود موسیقی های آرام و با تمپو کم را انتخاب کنید!منابع:Music interventions for mechanically ventilated patients - DOI: https://doi.org/10.1002/14651858.cd006902.pub3Mona Lisa Chanda - Daniel J Levitin -The neurochemistry of music - PubMed-2013- DOI:10.1016/j.tics.2013.02.007W F Thompson-E G Schellenberg- G Husain -  Arousal, mood, and the Mozart effect - Psychological Science- 2001-DOI:10.1016/j.tics.2013.02.007Jenny Hole , Martin Hirsch, Elizabeth Ball , Catherine Meads - Music as an aid for postoperative recovery in adults: a systematic review and meta-analysis - Lancet -  2015 - DOI: 10.1016/S0140-6736(15)60169-6Kira Vibe Jespersen, Peter Vuust - The Effect of Relaxation Music Listening on Sleep Quality in Traumatized Refugees: A Pilot Study-Journal of Music Therapy-2012-DOI:10.1093/jmt/49.2.205</description>
                <category>Amin Joodi</category>
                <author>Amin Joodi</author>
                <pubDate>Sun, 12 Jan 2025 10:36:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>