<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین آقاجانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amin_aghajani</link>
        <description>مارکتینگ و محصول، با طعمی از دیتا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 10:18:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2268/avatar/9oM8Js.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امین آقاجانی</title>
            <link>https://virgool.io/@amin_aghajani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رمز یکبار مصرف رو دست کم نگیرید!</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D8%B1%D9%85%D8%B2-%DB%8C%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%B1%D9%81-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%85-%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AF-iziltzmeorww</link>
                <description>این روزا بحث رمز یکبار مصرف در جامعه ما جدی تر از هر زمان دیگه ایه. با جدیتی که بانک مرکزی نسبت به اجرایی شدن اون داره، حتی اگه ابتدای دی ماه هم عملی نشه، در بازه‏ ی زمانی کوتاهی بعد از اون بالاخره اجرا میشه.لازمه همین ابتدا تاکید کنم، پیاده سازی رمز یکبار مصرف چالش های متعددی رو ایجاد کرده و این متن لزوما به معنی رد یا دفاع از اون نیست. بلکه صرفا می خواد به بهانه این تغییر، تحلیلی متفاوت از وضعیت موجود داشته باشه.اون چیزی که بانک مرکزی رو اینطور به اجرایی کردن رمز یکبار مصرف مجاب کرده، دغدغه امنیته. بالا رفتن حجم فیشینگ و کلاهبرداریهای اینترنتی محرک اصلی این تصمیم بوده. متاسفانه حجم این نوع کلاهبرداری به شدت در کشور بالا رفته و هر روز تعداد زیادی از مردم (حتی افراد آگاه) قربانی اون میشن.اما اون طرف ماجرا، درصد بالایی از مردم و کسب و کارهای اینترنتی نسبت به این موضوع مقاومت دارن و حتی بعضا با عصبانیت بهش نگاه می کنن. ریشه این مقاومت هم دشواری استفاده از رمز یکبار مصرفه. کاربری که مثلا در یک روز 10 بار تراکنش آنلاین داشته، از این به بعد باید 10 بار رمز یکبار مصرف بگیره و موقع خرید حتما باید گوشیش همراهش باشه. در نتیجه شما دیگه نمی تونید از کارت اطرافیان خودتون (پدر، مادر، همسر و ...) استفاده کنید. علاوه بر این، ایرانیان خارج از کشور به کلی از خدمات بانکی دور خواهند شد که نارضایتی خودش رو داره. در همین راستا مثلا عدم امکان ورود به حساب کاربری از خارج از کشور در اپلیکیشن همراه کارت، که از الزامات بانک مرکزی و پلیس فتاست، این واکنش یک کاربر رو به همراه داشته:به عبارت دیگر امنیت حاصل از رمز یکبار مصرف با قربانی کردن سهولت استفاده از کارتها در تراکنشهای آنلاین ایجاد خواهد شد.اما واقعیت اینه که اینها تنها اثرات کوتاه مدت این تصمیم هستند. تاثیر این تصمیم در بلند مدت می تونه بسیار بزرگتر از چیزی باشه که فکر می کنیم. رمز یکبار مصرف، زمینه ساز یک تغییرواقعیت اینه که اجباری کردن رمز یکبار مصرف می تونه زمینه ساز یک تغییر در اکوسیستم پرداخت کشور باشه. برای اینکه این موضوع رو باز کنیم، باید نگاهی به ابزارهای پرداخت مورد استفاده در ایران داشته باشیم.ابتدایی ترین ابزاری که در ایران (و در تمام دنیا) برای پرداخت مورد استفاده قرار می گیره پول نقد هست. در دهه های گذشته نقش پول نقد در معاملات به شدت پر رنگ تر از امروز بوده، اما به مرور حضور اون در معاملات روزمره کمتر و کمتر شده. علت این روند، دشواری به دست آوردن پول نقد (که هربار نیاز به مراجعه به بانک یا خودپرداز داره) و امنیت پایین اون هست.نتیجه اینکه امروز مردم پول نقد رو صرفا در حد چند ده هزار تومان حمل می کنن تا اگر جایی لازم بود بتونن ازش استفاده کنن (مگه اینکه قرار باشه به مطب پزشک سر بزنن ;) ).ابزار دیگه ای که خصوصا در پرداخت های با مبالغ بالا و البته پرداخت های مدت دار استفاده میشه چک بانکیه. جالبه بدونید که در دهه 70 و 80 میلادی مردم در برخی کشورها (مثلا آمریکا) حتی از چک بعنوان جایگزین پول نقد در معاملات روزمره استفاده می کردن و مثلا موقع خرید از سوپرمارکت، به جای پول نقد یک چک به فروشنده تحویل می دادن.در ایران اما چک هیچ وقت نتونست جای خودش رو به این شکل در معاملات روزمره باز کنه. هرچند در برخی بازارها (مثلا لوازم خانگی یا خودرو) که مبالغ خرید بالا بود، چک کشیدن در زمان خرید کار قابل قبولی بود. با این حال امروزه با توجه به ابزارهای الکترونیکی و همچنین احتمال برگشت خوردن چک، این ابزار تا حد زیادی نقش خودش رو در پرداخت های با مبالغ بالا از دست داده و نقش اصلیش به پرداخت های مدت دار محدود شده.نهایتا ابزاری که ما امروز بیش از هر چیز دیگر ازش برای پرداخت استفاده می کنیم، کارت بانکیه.کارت بانکی از اوایل دهه 80 وارد فضای پرداخت ایران شد. ابتدا به عنوان ابزاری برای دریافت پول نقد از خودپردازها (که با نام عابربانک بین مردم جا افتاد) فراگیر شد، بعد با اومدن دستگاه های کارتخوان قابلیت پرداخت در فروشگاه ها به اون اضافه شد و نهایتا با ابداع کارت به کارت، تونست پاسخگوی نیاز انتقال پول مردم هم باشه.جالبه بدونید کارت به کارت مختص خود ماست. انتقال وجه آنی اون هم بین بانکی تقریبا در هیچ کجای دنیا رایج نیست. هرچند شخصا به نظرم در کشوری با امکانات ما مزایاش بیش از معایبش بوده، اما خوب خاص ماست دیگه.علاوه بر اینکه کارت قابلیت های متعددی رو یکجا در اختیار کاربر قرار می ده، شرایط خاص کشور ما هم استفاده از اون رو نسبت به تقریبا تمام کشورهای دیگر جذاب تر هم کرده.در کشور ما، بانک ها از ابزار کارتخوان برای جذب منابع بانکی استفاده می کنن. کارتخوان به جای اینکه برای فروشگاه ها هزینه داشته باشه، رایگان در اختیار اونها قرار می گیره. بانک کارتخوان رو با هدف جذب حساب پشت کارتخوان در اختیار کسب و کارها قرار می ده (البته در کشوری با تورم بالا به جز این هم نباید انتظار داشت). این رفتار باعث شده تا در هر فروشگاه چندین دستگاه کارتخوان وجود داشته باشه. علاوه بر این، نه فروشنده و نه خریدار در زمان استفاده از کارت و کارتخوان هیچ کارمزدی پرداخت نمی کنند و متناسب با نوع پرداخت، کارمزد توسط بانک صادرکننده کارت و یا بانک پذیرنده حساب پرداخت می شه.بانک مرکزی در دهه 80 با هدف سوق دادن مردم به استفاده از ابزارهای الکترونیک و کاهش هزینه شعبه داری در بانکها، هزینه استفاده از این ابزارها را بر عهده بانک ها گذاشت. این تصمیم باعث فراگیر شدن سریع ابزارهای پرداخت الکترونیک در میان مردم شد. اما این مکانیزم کارمزد حتی پس از فراگیر شدن ابزارهای الکترونیکی ادامه پیدا کرده و همین امر باعث اتلاف منابع در این حوزه شده. نهایت اینکه مجموعه عوامل دست به دست هم داده تا «آنچه خوبان همه دارند، کارت یکجا داشته باشد»:هزینه استفاده صفر برای خدمت گیرندگان (و حتی تولید درآمد برای برخی فروشگاه های پر تراکنش)قابلیت استفاده در بسیاری از فروشگاه های کشورامکان انتقال وجه آنیدریافت سود بر روی پول موجود در کارتامنیت بالاتر نسبت به پول نقددر نتیجه امروزه کارت اصلی ترین ابزار مورد استفاده مردم در پرداخت های روزمره هست.در چنین شرایطی، اجباری کردن رمز یکبار مصرف یک گام در راستای کاهش جذابیت این ابزار پر طرفدار به شمار میاد و این می تونه یک نقطه عطف باشه!کاهش جذابیت کارت چه تاثیری می تواند داشته باشد؟برای اینکه این سوال رو جواب بدیم، اول باید از خودمون بپرسیم که گام بعدی صنعت پرداخت کجاست، چه تجربه های جدیدی قراره در این صنعت برای مردم خلق بشه و کارت چه نقشی این وسط ایفا می کنه.در صنعت پرداخت، مثل اکثر صنایع دیگه، تمام روندهای جهانی به سمت خلق تجربه های هوشمند و یکپارچه حرکت می کنن. قطعا اگر این فضا رو دنبال کرده باشید، ویدئوهای زیادی از پرداخت با موبایل با استفاده از QR Code یا NFC دیدید. یا مثالهایی از سولوشن های Tap and Go و یا تجربه های خاص مبتنی بر اینترنت اشیا که شما بتونید به اجزا مختلف محیط پرداخت داشته باشید.اما خب ناگفته پیداست که اگر ما به دنبال خلق تجربه های هوشمند و یکپارچه هستیم، نیاز به ابزارهای هوشمند و متصل به اینترنت داریم.واضحا کارت هیچ کدوم از این دو ویژگی رو نداره. کارت، راهکاری مفید برای زمانی بوده که استفاده کننده از اون در همه جا دسترسی به اینترنت و ابزارهای هوشمند نداشته. اما امروزه درصد بالایی از مردم هم به گوشی هوشمند دسترسی دارن و هم به اینترنت.اما...اما با وجود اینکه کارت از لحاظ تکنولوژیک توان ارائه تجربه های جدید رو نداره، جذابیت بالای اون به دلایلی که قبل تر گفتیم، باعث شده تا هیچ بازیگری با رویکرد ارائه تجربه های جدید نتونه جایگاه مناسبی رو در بازار داشته باشه.احتمالا خیلی از ما از فون پی و تومن و رسید (مرحوم رسید البته) و ... شنیدیم. اما هیچ وقت امتحانشون هم نکردیم (شخصا چون منظم تاکسی سوار نمی شم این تجربه رو نداشتم و اگر زمانی هم سوار شدم و  پول نقد همراهم نبوده برای راننده کارت به کارت کردم).اگه ازمون بپرسن چرا، احتمالا میگیم واسه یه تاکسی ارزش نداره اپلیکیشن نصب کنیم و این استارتاپ ها باید توی همه فروشگاه ها حضور داشته باشن تا بشه ازشون استفاده کرد! از اونطرف اگه از استارتاپ هایی که توی فروشگاه ها QR گذاشتن بپرسید، خیلی راحت بهتون میگن که تراکنش قابل توجهی به هیچ عنوان انجام نمیشه و ارزش نداره اینقدر سرمایه گذاری کنیم برای گرفتن فروشگاه ها وقتی تراکنش نمیاد.ضمن اینکه حتی حتی اگر تراکنش هم انجام بشه، چون فروشنده و پذیرنده عادت کردن که موقع کارت کشیدن هیچ کارمزدی پرداخت نکنن، این استارتاپها حتی امکان گرفتن کارمزد از مشتریان خودشون رو هم ندارن تا مبادا تعداد محدود کاربری هم که دارن از اونها ناراضی نشن!واقعیت اینه که اکوسیستم پرداخت ما در سالهای گذشته همه مزایا رو برای سیستم کارت ایجاد کرده و امروز این مزایا مانع از رشد حوزه های جدیدی که به نوعی رقیب اون هستن میشه. در چنین شرایطیه که اگر اجباری شدن رمز یکبار مصرف باعث ایجاد محدودیت برای کاربران بشه، هرچند در کوتاه مدت روی اعصابه، اما در بلند مدت می تونه دلیلی ایجاد کنه برای مهاجرت به سرویس های غیرکارتی . این مهاجرت می تونه زمینه ساز تغییرات بزرگی در آینده باشه.مَخلص کلام اینکه اکوسیستم کارت به دلیل سیاست های کارمزدی و قابلیت های خاص در ایران بیش از حد جذاب شده، و این جذابیت تصنعی مانع از خلق تجربه های کاربری جدید در این حوزه میشه. کما اینکه در سالهای اخیر شاهد محدود موندن و یا شکست خوردن استارتاپهای شکل گرفته در صنعت پرداخت بودیم. اگر ما به دنبال این هستیم که همگام با دنیا تجربه های بهتری خلق کنیم، باید بتونیم از مرحله کارت عبور کنیم و اجباری شدن رمز یکبار مصرف یک گام کوچیک اما تاثیر گذار در این مسیره. به هر حال شاید اگه سال 95 از ما می پرسدین فکر می کردید یه روز دیگه فقط با گوشی ماشین بگیرید و حتی شماره یه آژانس هم تو خونتون نداشته باشید، هیچ کدوممون قبول نمی کردیم. اما ظرف چندسال به سرعت این تجربه فراگیر شد.حالا اگه چار سال دیگه دیدید تو هر فروشگاهی که میرید می تونید آیتم ها رو با گوشی اسکن کنید و بعدش واسه پرداخت هم گوشیتون رو بگیرید دستتون و رد شید، اگه دیدید واسه عبور از گیت هواپیما به جای اینکه برید یه ور دیگه عوارضی پرداخت کنید و کاغذ بگیرید می تونید همونجا که رد میشید با ساعت هوشمندتون پرداخت کنید، اگه دیدید توی مترو خبری از بلیط کاغذی و کارت مترو نیست، اگه دیدید تو رستورانها بدون اینکه برید پشت صندوق می تونید سفارشتون رو پشت میز بدید و همونجا پرداخت کنید تا غذا بیاد، اگه دیدید برای اینکه پول به دوستتون بدید می تونید صرفا گوشیهاتون رو نزدیک هم بگیرید، یه گوشه کردیت خلق این تجربه های کاربری جدید رو هم به این رمز یکبار مصرف وامونده بدید :)</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Dec 2019 09:33:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا Alipay الگوی مناسبی برای فینتکهای پرداخت است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-alipay-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%86%D8%AA%DA%A9%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-xmshpa2esrfq</link>
                <description>در مطلب قبل (بانکداری به کدام سمت خواهد رفت؟)، بحث این شد که چطور تکنولوژی وارد فضای بانکداری شده و می تونه مسائلی که بانکداری به دنبال حل اون هست را به شیوه‏ ای متفاوت و بهینه تر رفع کنه. از اونجایی که مطلب برگرفته از فصل اول کتاب بانک 4.0 بود، و این کتاب در ادامه از Alipay بعنوان یک مثال موفق از بانکداری نوین نام برده، تصمیم گرفتم در ادامه این موضوع رو کمی گسترش بدم.در هر حال برای کسایی که در حوزه پرداخت کار می کنند، کلا کشور چین و خصوصا Alipay و Tenpay (وابسته به گروه Tencent  و مالک WeChat) به نوعی الگوی اصلی به شمار می روند و بسیاری از استارتاپهای ما در سالهای اخیر به دنبال پوزیشن کردن به سبک این دو بازیگر بزرگ حوزه پرداخت بوده اند (از جمله فون پی، تومن، رسید، ریالو و ...). بد نیست بدونید تا پایان سال 2018، وضعیت این دو بازیگر از لحاظ تعداد کاربر به شکل زیر بوده:مقایسه سهم بازار Alipay و Tenpayقطعا این تصویر نهایی و این حجم کاربر بسیار جذابه، اما اینکه فرض کنیم حتما این تصویر در ایران هم خلق خواهد شد لزوما درست نیست. برای اینکه بفهمیم واقعا این موضوع به همون سبک و استراتژی شدنی هست یا نه، باید تاریخچه ی اونها رو بررسی کنیم که در اصل هدف این مطلب هم همینه.فاز 1: Alipay بعنوان یک حساب واسطسال 2004 سال تولد Alipay هست که اساسا به عنوان یک Escrow Account (حساب واسط) برای وبسایت Taobao ایجاد شد (Taobao در حقیقت همون دیوار خودمونه ولی تو چین). علت شکلگیری اون هم این بود که توی یک پلتفرم C2C که سطح اعتماد آدمها به هم لزوما بالا نیست و قوانین مشخصی هم برای حمایت از خریدار و فروشنده وجود نداره، وجود چنین امکانی باعث رشد استفاده از پلتفرم میشه. برای اینکه بیشتر توضیح بدم، منظور از حساب واسط اینه که خریدار موقع خرید از وبسایت پول رو پرداخت می کرده، اما پول به حساب فروشنده واریز نمی شده، بلکه در یک حساب واسط نگه داشته می شده. بعد از اینکه خرید با موفقیت انجام می شده و جنس درست به دست کاربر می رسیده، پول به حساب کیف پول Alipay فروشنده واریز می شده و اون می تونسته اون مبلغ رو به حساب بانکیش انتقال بده.از این جهت، Taobao و Alipay راهی شبیه به eBay و PayPal رو رفتن، و البته جالبه بدونید که در همون زمان eBay در چین رقیب اصلی Taobao بوده که در نهایت شکست می خوره و بازار چین رو ترک می کنه.پس لازمه که متوجه باشیم Alipay در ابتدا صرفا در کنار Taobao و خود Alibaba معنی داشته و کسی که می خواسته از این پلتفرم خرید کنه می تونسته برای اطمینان بیشتر از این امکان هم بهره بگیره.فاز 2: Alipay بعنوان ابزار پرداخت در فروشگاهاین داستان تا سال 2008 به همین شکل ادامه پیدا می کنه تا در اون سال، Alipay وارد فضای موبایل میشه. تنها ویژگی که در اون سال اضافه میشه، امکان «پرداخت قبض» هست. کاربر با کیف پولش می تونسته یه سری قبض رو هم پرداخت کنه.اما اتفاق اصلی در سال 2011 میفته. در این سال Alipay امکان پرداخت با QR رو در فروشگاه های فیزیکی فراهم میاره. استفاده از این روش به 3 دلیل فراگیر میشه:بسیاری از فروشگاه ها از قبل روی Alibaba و Taobao فعالیت می کردن. در نتیجه حساب Alipay داشتندر اون مقطع در چین، خیلی از فروشگاه ها قادر به تهیه کارتخوان نبودن. طبق برخی آمار در حدود 20% فروشگاه ها کارتخوان داشتن و در بقیه، خرید نقدی انجام می شدهفروشگاه هایی که کارتخوان داشتن، خودشون باید کارمزد پرداخت می کردن در ازای هر تراکنش. Alipay درصد کارمزد کمتری دریافت می کرده (0.6% در برابر 1.25%)این موارد باعث میشه تا به سرعت فروشگاه ها به استفاده از QR این پلتفرم روی بیارن و تعداد کاربر Alipay هم به سرعت رشد کنه.فاز 3: Alipay بعنوان یک حساب سوددهبعد از فراگیر شدن Alipay بعنوان ابزار پرداخت، کم کم این پلتفرم به این فکر افتاد که به ته مونده پول توی کیف کاربرها سود بده. بنابراین در سال 2013 یک صندوق سرمایه گذاری راه انداخت و اسمش رو گذاشت Yu&#x27;e Bao. وقتی تو اینترنت سرچ می کنید، Yu&#x27;e Bao رو در دسته Money Market Mutual Funds قرار میدن. منظور اینه که این صندوق، پولش رو توی دارایی هایی سرمایه گذاری می کنه که سرعت نقد شوندگیش بالاست. در نتیجه از یک طرف می تونه به کاربرهایی که توی حساب Alipay پول دارن سود بده، و از طرف دیگه ریسک کمی برای پس دادن پول ملت داشته باشه.اما داستان این صندوق، از اون داستانای بامزه این پلتفرمه. قضیه اینه که راه اندازی این صندوق همزمان میشه با یه سری سیاست های انقباضی بانک مرکزی چین در قبال بانک های چینی. از یه طرف وام گرفتن از بازار بین بانکی سخت تر میشه و از طرف دیگه بانک مرکزی چین رسما اعلام می کنه که اگه بانکی ورشکست بشه، اون رو حمایت نمی کنه و اجازه میده ورشکستگی اتفاق بیفته.با بروز این داستان، بانک های کوچیک و متوسط چین تحت فشار نقدینگی قرار می گیرن. این وسط سر و کله Yu&#x27;e Bao پیده میشه :). این صندوق در حقیقت پول مثلا 100 میلیون آدم رو می گرفته و میرفته یه جا با این بانک ها سر و کله میزده و سپرده هایی با سر رسیدهای مختلف و سود بالاتر از معمول ازشون می گیرفته. بعد همین سود رو به کاربرها پرداخت می کرده.حالا این رو هم در نظر بگیریم که صندوق Yu&#x27;e Bao چون بانک نبوده لازم نبوده که بخشی از دارایی نقدش رو پیش بانک مرکزی چین سپرده گذاری کنه (این عدد در چین 20% هست). بنابراین به صورت کلی سود بالاتری می تونسته به کاربرهاش پرداخت کنه.جمع بندی اینکه سودی که ملت از نگه داشتن پول توی کیف Alipay می گرفتن، بیشتر از سودی بوده که از گذاشتن پول توی بانک به دست می آوردن (یه چیزی تو مایه های 6% در مقابل 4% سود بانکی).فاز 4: Alipay در نقش بانک و اعطای وامدر سال 2014، قوانین بانکداری چین به شکلی تغییر می کنه که فرصت گرفتن لایسنس بانک برای شرکت های خصوصی بزرگ فراهم میشه. در نتیجه Alipay هم در سال 2015 اقدام به تاسیس یک بانک با عنوان MyBank می کنه. هدف اصلی از تاسیس این بانک، اعطای وام و اعتبار به کاربران بر اساس سابقه تراکنش های اونها در Taobao، Tmall و Alibaba بوده.تمرکز MyBank بر روی حمایت از کسب و کارهای کوچک فعال در اکوسیستم Alibaba (که در این تاریخ دیگه با عنوان Ant Financial شناخته میشه) بوده. جالبه بدونید روی این اکوسیستم بیش از 5 میلیون کسب و کار کوچک در حال فعالیت هستن. این بانک امکان گرفتن وام های کوچک (Micro Loans) رو برای کسب و کارهایی که به راحتی دسترسی به سیستم بانکی ندارن و سابقه خوبی در اکوسیستم Alibaba دارن رو فراهم می کنه.این مفهوم Micro Loans خیلی اینجا مهمه. برای اینکه بهتر متوجه بشید، بد نیست بدونید که مثلا کسب و کاری وجود داره که در طی 5 سال، 3795 وام خرد از MyBank دریافت کرده و مبلغ این وام ها از 3 یوان (تقریبا 5000 تومن) تا 56،000 (تقریبا 90 میلیون تومن) یوان متغیر بوده.به عبارت دیگه Alipay این امکان رو فراهم کرده که مردم با چند کلیک بتونن یه مقداری وام دریافت کنن. آیا طی کردن این مسیر در ایران شدنی است؟نکته اینه که Alipay در هر زمان، متناسب با نیاز بازار سرویسی ارائه داده که در چارچوب قواعد بانکی کشور چین هم می گنجیده. در نتیجه برآیند همه اونها شده این گروه عظیم که همه جور سرویسی به مخاطبش ارائه میده. حالا باید ببینیم این نیازهایی که Alipay مرتفع کرده، مشابهش در ایران وجود داره؟ و آیا قوانین اجازه میده یا نه؟ دونه دونه بررسی می کنیم:حساب واسط (Escrow Account): مشخصا کمبود چنین سرویسی بر روی پلتفرم های خرید و فروش (دیوار، شیپور و ...) احساس میشه. بنابراین میشه تصور کرد که یه روزی یکی از این بازیگرها اقدام به راه اندازی چنین خدمتی کنن. هرچند دیجی کالا با همین رویکرد اقدام به راه اندازی دیجی پی کرده و رشد عجیبی کسب نکرده. کافه بازار هم یک بار رسید رو امتحان کرده و اون رو کنار گذاشته. اما هیچ کدوم به صورت مشخص بحث حساب واسط رو بعنوان سرویس اصلی خودشون قرار ندادن. بنابراین هنوز جای خالی اون احساس میشه.ابزار پرداخت فروشگاهی: این نقطه ایه که اکثر بازیگرهای صنعت پرداخت ما ازش شروع کردن. فون پی، رسید، تومن و ... همگی شروع به چسبوندن QR به در و دیوار کردن تا شاید مردم ترغیب به استفاده از اون بشن. با این حال واقعیت اینه که اون 3 دلیلی که منجر به رشد این پدیده در چین شد، در ایران وجود نداره. اینجا همه دستگاه کارتخوان و کارت بانکی دارن. هیچ کارمزدی هم از خریدار و فروشنده دریافت نمیشه. در نتیجه QR فعلا مزیت خاصی به روشهای پرداخت موجود نداره. البته احتمالا در طول زمان و با سرعت کند این پدیده در ایران هم جا میفته (همونطور که در آمریکا و اروپا هم با سرعت کمتر از چین در حال رشد هست)، اما به نظر نمیرسه این پدیده از دل یه استارتاپ در بیاد و احتمالا تا اون استارتاپ بخواد به سود برسه، صبر سرمایه گذار تمام خواهد شد.سود بیش از سود بانکی: این که واضحا نشدنیه. کشور ما همین چندسال اخیر تجربه موسسات مالی رو داشته که دقیقا همون کار Alipay رو با بانکها می کردن و هنوز هم اثراتش رو در جامعه می بینیم. به صورت کلی بانک مرکزی هم اجازه نمیده روی کیف پول، سود به کاربرها داده بشه.اعطای وام خرد: این موضوع هم به شدت در جامعه ما نیاز میشه. مثلا فرض کنید شما 2 روز دیگه حقوق می گیرید و الان نیاز به 200 هزار تومن پول نقد دارید. تنها کار اینکه به بقیه رو بندازید. اما اگه مکانیزمی باشه که بتونید پول رو بگیرید و 4 روز بعد مثلا 201 هزار تومن پرداخت کنید، احتمالا این گزینه رو انتخاب خواهید کرد. اما فکر می کنم (صد در صد مطمئن نیستم) که بانک مرکزی به بازیگری به جز بانکها اجازه اعطای وام رو از لحاظ قانونی نمیده.جمع بندی شخصی من اینه که هیچ کدوم از مسیرهای بالا مسیرهای ساده ای نیستن. مسیر اول که فقط برای تعداد محدودی بازیگر امکان پذیره. مسیر دوم هم زمان و هزینه زیاد خواهد برد تا به نتیجه برسه. مسیر سوم هم که اساسا باید یک بانک پشتش قرار بگیره. این یعنی یک استارتاپ تنها یا باید پول زیاد داشته باشه و مسیر دوم رو بره، یا اینکه به سرعت جذب یکی از بانک ها یا پلتفرمهای خرید و فروش بشه. گذر زمان، نتیجه رو مشخص خواهد کرد.</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 18:31:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بانکداری به کدام سمت خواهد رفت؟(1)</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%D8%B1%D9%81%D8%AA1-ml77r62vljdu</link>
                <description>در این پست و چند پست آینده، خلاصه بخش های مختلف کتاب «بانک 4.0» اثر برِت کینگ رو اینجا می نویسم، و البته سعی می کنم اگر جایی دانش خودم هم اجازه داد توضیحاتی اضافه کنم. اگر به حوزه فینتک علاقه داشته باشید، احتمالا براتون مفید خواهد بود.هرچند در جایگاهی نیستم که بقیه رو قضاوت کنم، اما شخصا فکر می کنم این آقای برت کینگ یه جورایی از اون شومن های حوزه بانکداریه :). با این حال نگاه جالبی نسبت به تاثیر تکنولوژی بر روی آینده بانکداری داره و همین موضوع باعث شد تا تصمیم بگیریم همزمان با خوندن کتاب، خلاصه اون رو به اشتراک بگذارم. امیدوارم مفید باشه.جلد کتاب بانک 4.0عنوان فصل اول کتاب هست Getting back to first principles. علت اینکه عنوان رو ترجمه نمی کنم، اهمیت ترکیب first principles در اون هست. این عبارت نوعی رویکرد در طراحیه که در مقابل Design by analogy قرار می گیره که توصیفش راحت تره.در Design by Analogy، هدف از طراحی بهتر کردن هرچه بیشتر یک طراحی پایه است. بعنوان مثال، موشک های فضا پیمایی که تا الان مورد استفاده قرار می گرفته، همگی نمونه بهتر شده موشک هایی هستند که در جنگ جهانی دوم با عنوان V2 Rockets ابداع شده. و یا تا قبل از گوشی های آیفون، همه طراحی ها بر مبنای این طرح اولیه بودن که گوشی باید کیبرد داشته باشه و تمام تلاش، بهتر کردن این تجربه استفاده از کیبرد بوده (مثلا اضافه کردن کیبرد تاشو یا کیبرد افقی شبیه به کامپیوتر و ...).حالا نکته اینجاست که این طراحی پایه، خیلی وقت ها با دانش سالها قبل بنا نهاده شده (مثل همون موشک جنگ جهانی). و الان که خیلی زمان زیادی از اون گذشته، شرایط جدید این امکان رو میده که یک طراحی کاملا متفاوت بشه خلق کرد که خیلی نتیجه بهتری رو به بار بیاره. شبیه همون اتفاقی که آقای استیو جابز با آیفون کرد (حذف کیبرد فیزیکی) و یا ایلان ماسک با موشک های فضا پیما کرد (که باعث شد هزینه سفر با جو زمین یک دهم روش های پیشین بشه).حالا راحت تر میشه طراحی با رویکرد first principles رو توضیح داد. این نوع طراحی میگه که به جای بهتر و بهتر کردن پاسخ های موجود به یک مسئله، برگردیم به اصل مسئله ای که می خواستیم حل کنیم (که میشه همون first principles) و از پایه یکبار دیگه سعی کنیم یک پاسخ برای اون طراحی کنیم.سه نکته:1- این داستان first principles thinking خیلی از طرف ایلان ماسک در موردش صحبت شده. به نظر میرسه نویسنده تحت تاثیر ایشون بوده تا حدی2-  گویا این اسم و این اصطلاح اصلا چیز جدیدی نیست و اولین بار توسط ارسطو و 2000 سال پیش به کار رفته!3- مقایسه بین این دو رویکرد، شبیه مقایسه بین Innovation و Improvement هست که در مدیریت زیاد در موردش صحبت شده و اگر کسی علاقه مند باشه خوبه که به ادبیات اون موضوع مراجعه کنه.اولین نتیجه سرچ این دوتا در گوگل ایمیجز :)خب اگه تا اینجای متن رو خونده باشید، حق دارید بپرسید که خب اینا چه ربطی به بانکداری داره؟ موضوع اینه که نویسنده، بانکداری رو با توجه به فضای اون در کشور آمریکا داره تحلیل می کنه. در آمریکا، پایه مکانیزمهای بانکداری و صنعت پرداخت سالها قبل بنا نهاده شده و الان بسیاری از تلاشها در راستای بهبود اون طراحی شکل گرفته در دهه های قبله.اما در همین شرایط، کشورهایی که در مقایسه با آمریکا و کشورهای اروپایی به نوعی Unbanked به شمار میان، برای حل مشکلشون اساسا یک مسیر متفاوت رو طی کردن! بعنوان مثال در شرایطی که اساس بانکداری در بسیاری از کشورها مبتنی بر شعبه جلو رفته، کشورهایی که به هر دلیل امکان ایجاد شعب متعدد نداشتن، با رشد فناوری های موبایل تونستن پرش خیلی بزرگی در گسترش مکانیزم های بانکی در کشورشون داشته باشن. مثال مهمی هم که کتاب به اون اشاره می کنه کیف پول مبتنی بر سیم کارت M-PESA هست که بد نیست در مورد اون مطالعه کنید.حالا این آقای کینگ، پیشنهادش اینه که کشورهایی که زیرساخت قوی بانکداری دارن، باید به جای Design by analogy برن سراغ first principles thinking. یعنی به جای اینکه هی فکر کنن چطور فرآیند شعبه رو آنلاین کنن، اساسا یک بار از ابتدا باید بشینن و فکر کنن مردم چرا به بانک احتیاج دارن و در زمان فعلی با وجود تکنولوژی های موجود، از اول مسئله رو حل کنن.ایران هم در بخش خوبی از زیرساخت های بانکداری پیشرفت مناسبی داشته. میزان دسترسی افراد به شعبه بانک در ایران بالاست. ابزارهای الکترونیکی پرداخت هم بین بخش زیادی از مردم گسترش پیدا کردن به طوری که کارت بانکی مهمترین ابزار بانکی در ایران به شمار میاد. همین موضوع باعث میشه که صنعت فینتک کار سختی در ایران داشته باشه. اگر ما کشوری بودیم که خیلی از زیرساختهای بانکی رو نداشتیم، خیلی راحت تر می تونستیم یه سری کار جدید در این حوزه انجام بدیم. اما الان فعالان فینتک باید کلی وقت بذارن تا با راهکارهای موجود رقابت کنن که خب در اکثر مواقع به دلیل توان مالی بالاتر نهادهای موجود شکست خواهند خورد.خصوصا اگر نهادهای موجود احساس کنن ایده های نوین موجودیت اونها رو در آینده به خطر میندازن، قطعا نسبت به اون موضع خواهند گرفت (مثلا کریپتوکارنسی)و اما این first principles در حوزه بانکی چی هست که باید به اون برگشت؟ جواب این سوال به نظر من مهمترین آموخته این بخش از کتابه. به اعتقاد آقای کینگ، مردم به سه علت از بانک استفاده می کنن:امکان نگه داشتن پول در جای امن(و بعضا یه سودی هم روش بگیرن)امکان گرفتن وام و اعتبارامکان جا به جایی پول به روش امن و سریعاین عکس رو گذاشتم که اگه متن رو نخوندید، این رو ببینید. چون مهمه :)بنابراین اگه ما قراره با فینتک در بانکداری تغییری ایجاد کنیم، باید تلاش کنیم در یکی از سه حوزه بالا سرویس بهتری از اون چیزی که مکانیزمهای موجود در اختیار مردم میذارن، ارائه کنیم. و البته قطعا regulation نقش مهمی در جهت دادن به تلاش های این حوزه داره. مثلا در حال حاضر مدلهای درآمدی در سیستم بانکداری ما به گونه ای بوده که «اپلیکشن های پرداخت» بیش از همه روش های دیگه اجازه رشد پیدا کردن (که به نوعی در حوزه Money Movement به مردم بهتر از روش های قبلی خدمت ارائه می کنن).علی ایحال، یک پیوستی داره این فصل کتاب که در مورد علی بابا و Ant Financial هست بعنوان گروهی که کتاب اعتقاد داره به وان first principles دقت کرده و در یک کشور Unbanked مثل چین (قاعدتا منظور چین دهه 90 و 2000 میلادی هست) تونسته تفاوت جدی ایجاد کنه. در نوشته بعدی در مورد این پیوست صحبت خواهیم کرد.</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Oct 2019 16:47:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز چشمان آبی</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-stoejdag2csj</link>
                <description>مقدمهاخیرا بخشی از زمانهای آزادم رو به مطالعه تاریخ اختصاص میدم که بعضا به حوزه‏ هایی مثل سیر تکاملی انسان و جوامع مختلف هم کشیده میشه. در حال حاضر مشغول مطالعه کتابی هستم به اسم The Secret of Our Success نوشته یک استاد جامعه شناسی دانشگاه هاروارد به نام  Joseph Henrich. کتاب سرشار از یادگیری های جذاب برای من بوده که امیدوارم فرصت کنم و باهاتون در میون بذارم، اما به طور خاص یک مطلب بامزه رو بهش برخوردم که باعث شد اینجا دست به قلم بشم. این مطلب در این باره هست که چه اتفاقی افتاده یه سری از انسان ها چشم آبی شدن. البته دوز علمی مطلب کمی بالاست، اما خوندنش خالی از لطف نیست.گام اول: دریای بالتیکاگه چند صد سال اخیر رو کنار بذاریم که همه راحت به همه جا سفر می کنن و باعث پخش شدن نژادهای مختلف در همه جای دنیا شده، در گذشته افراد با چشمهای روشن - آبی و سبز - فقط در شما اروپا و در اطراف دریای بالتیک حضور داشتن. رنگ چشم مردم در بقیه جاهای دنیا همه قهوه ای بوده!بنابراین سوال مهم اینه که چه اتفاقی افتاده که باعث شده که مردم با چشمهای روشن، در این منطقه تجمع داشته باشن.گام دوم: نور خورشیدپاسخ به سوال بالا، ارتباط خیلی زیادی به تغییرات رنگ پوست در طول زمان داره و تحقیقات خیلی زیادی نشون میدن که تیره یا روشن بودن رنگ پوست، یک اتفاق ژنتیکیه که در مواجه به میزان تابش نور خورشید ایجاد میشه.میزان بالای مواجهه با نور خورشید، باعث میشه تا ماده ای در پوست به نام فولیک اسید (که احتمالا اسم قرصش رو شنیدید) از بین بره. لازمه بدونید فولیک اسید در دوران بارداری اهمیت خیلی بالا داره و کمبودش باعث تولد نارس کودک میشه.بدن برای جلوگیری از این اتفاق و محافظت در برابر نور خورشید، ماده ای به نام ملانین تولید می کنه. ساید افکت این ماده، تیره شدن رنگ پوست هست. به همین دلیل هست که افراد نزدیک به خط استوا، رنگ پوست تیره دارن.گام سوم: ویتامین Dاما نور خورشید یک تاثیر دیگه هم داره و اون کمک به تولید ویتامین D هست. هرچند در خط استوا تابش نور خورشید شدید هست، اما با دور شدن از این خط و کاهش شدت نور خورشید، اگر کسی رنگ پوست تیره داشته باشه نمی تونه به میزان کافی ویتامین D تولید کنه و دچار کمبود این ماده مهم میشه. در نتیجه زندگی کردن در مکانهای دورتر از خط استوا، نیازمند رنگ پوست روشن تر هست. از اونجایی که محرک اصلی این موضوع، کمبود ویتامین D هست، بنابراین میزان روشن یا تیره بودن پوست افراد هم به همین موضوع بر میگرده. بعنوان مثال، در بین اسکیموها که بخش زیادی از ویتامین D مورد نیازشون رو از غذاهای دریایی تامین می کنن، لزومی نداشته رنگ پوست خیلی روشن باشه و عموما می بینیم اسکیموها رنگ پوست تیره تری از اروپایی ها دارن!حالا این وسط، حوزه ی اطراف دریای بالتیک یک شرایط خیلی خاص داشته و اون اینکه از 6000 سال قبل، شرایطش جوری بوده که امکان کشاورزی در اون منطقه فراهم اومده. در نتیجه مردم اونجا به تدریج به رژیم غذایی مبتنی بر کشاورزی روی میارن از و غذاهایی مثل ماهی و سایر غذاهای تامین کننده ویتامین D فاصله می گیرن.در نتیجه مردمی که در این منطقه قرار داشتن، باید به شدت رنگ پوست روشنی میداشتن تا بتونن ویتامین D مورد نیاز بدنشون رو از طریق نور خورشید تامین کنن.گام چهارم: جهش ژنتیکیبرای رفع نیاز مردم کشاورز این منطقه به ویتامین D، بدن اونها یک جهش ژنتیکی داشته که باعث روشن شدن بیش از حد رنگ پوستشون میشه. این جهش ژنتیکی با هدف کم کردن ملانین موجود در پوست اتفاق افتاده، اما همین جهش همزمان باعث کاهش ملانین موجود در چشم افراد هم شده که نتیجه اون ایجاد چشم هایی با رنگ آبی و سبز در مردم این منطقه شده!شاید خیلی بی ربط باشه، اما چشم آبی حاصل تلاش بدن برای تولید ویتامین D بوده!نکته نغز ماجراهرچند اتفاق افتادن مراحل فوق می تونه خیلی طبیعی به نظر برسه، اما یک نکته خیلی جذاب توش نهفته اس و اون هم بحث کشاورزیه! موضوع اینه که اگر ما انسان ها یاد نمی گرفتیم کشاورزی کنیم، هیچوقت افرادی با چشم آبی در بین ما حضور نداشتن!اگر ما کشاورزی یاد نمی گرفتیم، چشم هیچ کس آبی نمی شد!اینکه یک بحث فرهنگی-رفتاری مثل کشاورزی و نحوه تهیه غذا روی رنگ چشم انسان تاثیر میذاره، اون هم در 6000 سال اخیر (که از لحاظ سیر تکاملی زمان سریعی به حساب میاد) این سوال رو توی ذهن ایجاد می کنه که عادت ها و رفتارهای امروز ما (آلودگی، امواج الکترومغناطیس، نشستن طولانی مدت و ...) چه تاثیری روی آدم های بعد از ما میذاره!ما که نیستیم ببینیم، اما امیدوارم هرچی هست خوب باشه!</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jan 2019 01:47:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کدام کانال تلگرام برای تبلیغ مناسب تر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-nvxlhr4drwbh</link>
                <description> اگر تاکنون در تلگرام تبلیغ کرده باشید، قطعا انتخاب کانال مناسب یکی از دغدغه های شما بوده است. برای رفع این دغدغه، در روزهای گذشته ما در ادشات، لیست کامل کانال های تبلیغاتی تلگرام را منتشر کردیم. این لیست شامل دسته بندی موضوعی و اطلاعات تحلیلی مفید برای هر کانال است. این اطلاعات تحلیلی عبارتند از:بازدید پستهای خود کانال (بدون در نظر گرفتن پستهای فوروارد شده)تعداد پست های کانال در هر روزنرخ حذف پست (که به نوعی نمایانگر Spam Rate و حجم تبادل و تبلیغ در کانال است)در اینجا قصد داریم توضیح دهیم با تکیه بر این پارامترها، چطور می توان کانال مناسب را انتخاب کرد.تعداد پست در روز بسیار مهم استدر تلگرام هنگامی که شما جزء پستهای پایانی باشید، نرخ کلیک به بازدید (CTR) به میزان قابل توجهی بالاتر از زمانی است که پس از تبلیغ شما، پست های زیادی در کانال قرار می گیرند. بنابراین انتخاب کانالهایی که پست های کمتری منتشر می کنند، باعث خواهد شد تبلیغ شما مدت زمان بیشتری جزء پست های پایانی باشد و نتیجه بهتری برای شما خلق کند.به نرخ حذف پست دقت کنیدنرخ حذف پست یعنی یک کانال چند درصد از پست هایی را که منتشر می کند، پس از مدتی حذف می کند. حذف پست در هر کانالی اتفاق می افتد (مثلا ممکن است یک خبر اشتباه باشد و از کانال حذف شود)، اما هنگامی که درصد حذف پست بالا باشد، نشان دهنده حجم بالای پست های تبادلی و تبلیغاتی نسبت به پست های خود کانال است.به شدت توصیه می کنیم از تبلیغ در کانال هایی که حذف پست بالایی دارند پرهیز کنید. زیرا اولا حجم بالای تبلیغ باعث بی توجهی کاربر به محتوای کانال و تبلیغات می شود. ثانیا این کانال ها معمولا تبلیغات خود را به صورت دسته ای در کانال قرار می دهند که باعث می شود تبلیغ شما همزمان با چند تبلیغ دیگر ارسال شود و اثربخشی آن کاهش یابد.در انتخاب مدل تبلیغ هشیار باشیدکانالهای مختلف، مدلهای تبلیغاتی مختلفی دارند. مراقب باشید مدلی از تبلیغ را انتخاب کنید که بازدید آن از بازدید پستهای خود کانال بیشتر نباشد. مثلا اگر پست های یک کانال به صورت متوسط 20 هزار بازدید می گیرند، از انتخاب مدل 50 هزار بازدید پرهیز کنید. زیرا مطمئنا بخشی از این بازدید متعلق به خود کانال نخواهد بود.دسترسی به اطلاعات تمامی کانال ها کاملا رایگان است. بنابراین اگر قصد تبلیغ در تلگرام را دارید، با مراجعه به این لیست آگاهانه تر تصمیم بگیرید.</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Mon, 12 Mar 2018 13:57:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیست کامل کانالهای تبلیغاتی تلگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-os6ionmpun7v</link>
                <description>   کدوم کانال تلگرام برای تبلیغ بهتره؟ لیست کانالهای ورزشی تلگرام رو از کجا میشه گیر آورد؟ چنتا کانال تبلیغاتی واسه اصفهانیا هست؟ برای همه کسایی که توی تلگرام تبلیغ می کنن، سوالاتی از این دست پیش اومده. اما متاسفانه پیدا کردن جواب این سوالات خیلی راحت نیست. معمولا افراد باید زمانی رو صرف کنن تا کانالهای مربوط به یک حوزه رو پیدا کنن. ضمن اینکه لزوما اطلاعات دقیقی هم از عملکرد اون کانالها نمی تونن به دست بیارن.برای اینکه این خلاء اطلاعاتی در فضای تبلیغات تلگرام پر بشه، تصمیم گرفتیم لیست کامل کانالهای تبلیغاتی تلگرام رو در وبسایت منتشر کنیم. این لیست، شامل 2300 کانال تلگرامیه که همگی تبلیغ ارسال می کنن. هرچند قطعا کانالهایی وجود دارن که توی این لیست نیستن، اما احتمالا این لیست بیش از 90 درصد نیاز شما رو برآورده می کنه.در این لیست، شما می تونید با تکیه بر دسته بندی موضوعی و یا جستجو در اسم کانالها، کانالهای مورد نظرتون رو پیدا کنید. مثلا لیست زیر، بخشی از کانالهای حوزه کسب و کار و اقتصاد رو نشون میده:بخشی از کانالهای حوزه کسب و کار و یا اگه بخواید کانالهای تلگرامی مربوط به اصفهان رو پیدا کنید، کافیه توی بخش جستجو کلمه «اصفهان» رو وارد کنید:نتیجه جستجوی «اصفهان» همونطور که می بینید، برای هر کانال پارامترهایی اندازه گیری شده تا شما بتونید کانالهایی که کیفیت بالاتری دارن رو انتخاب کنید. این پارامترها عبارتند از:- متوسط بازدید پست- تعداد اعضای کانال- تعداد پست در روز- درصد حذف پست- امتیاز سایر کاربرانتعریف این پارامترها تقریبا مشخص هست، اما شاید پارامتر «درصد حذف پست» نیاز به کمی توضیح داشته باشه. موضوع اینکه کانالهایی هستن که پستهای تبلیغاتی و تبادلی زیادی در کانالشون می ذارن و پس از مدت کوتاهی اونها رو حذف می کنن. این درصد حذف پست به نوعی نمایانگر حجم این نوع پستها در کانال هست. بنابراین کانالی که درصد حذف پست بالایی داره، احتمالا پستهای تبلیغاتی و تبادلی زیادی توی کانالش قرار میده.نهایتا امتیاز مخاطبان به کانالهای مختلف قرار داده شده که همونطور که توی عکس مشخصه، چون سرویس نسبتا جدید هست هنوز امتیاز زیادی ثبت نشده. بنابراین اگر شما تجربه تبلیغ در کانالها رو دارید، ممنون میشم به ثبت امتیازتون به تصمیم گیری بهتر دیگران هم کمک کنید.هدف از تهیه این لیست، کمک به تصمیم گیری بهتر برای انتخاب کانالهای تبلیغاتی بوده و اطلاعات این لیست کاملا رایگان هست (اون قفلهای روی عکس برای کاربری هست که لاگین نکرده. بعد از لاگین اطلاعات کامل نمایش داده میشه). بنابراین اگر این جدول به شما کمک می کنه، خوشحال میشم با ارسال فیدبک ما رو در بهتر کردن اون کمک کنید.مراجعه به لیست کانالهای تبلیغاتی تلگرام</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Mar 2018 17:27:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک نکته کوچیک که باعث شد بهتر بخوابم</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B9%D8%AB-%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D9%85-dwkeipbfacko</link>
                <description>اگه شما هم در فضای استارتاپی باشید، حتما با مشکل خواب دست و پنجه نرم کردید. کار کردن ساعتهای طولانی با لپتاپ حتی توی رختخواب و حتی آخر هفته ها بخشی از لایف استایل استارتاپیه که به طور مشخص روی خواب تاثیر میذاره.از اونجایی که این موضوع برای خودم مهم بود، همیشه مطالب مرتبط باهاش رو دنبال می کردم، تا اینکه چند روز قبل یه مطلبی رو خوندم که جالب بود و گفتم با شما هم به اشتراک بذارم. خلاصه مطلب اینه:قرار گرفتن در معرض نورهای مختلف روی خواب تاثیر میذاره. بنابراین اگه بتونیم نوری که به چشم ما میرسه رو کنترل کنیم، خواب بهتری خواهیم داشت.اما چرا این اتفاق می افته؟اون قدیما چطوری بود؟اون زمانهایی که پدران ما توی غار زندگی می کردن، تنها منبع نوری که وجود داشته خورشید بوده. بنابراین در طول تکامل، بدن ما خودش رو با الگوی کلی نور خورشید تنظیم کرده.برگرفته از کارتون Moanaنور خورشید در ابتدای روز طیف های مربوط به نور آبی رو بیشتر داره و به تدریج که به شب نزدیک میشه، شدت نور آبی کم میشه و نورهای نارنجی رنگ غالب میشن. ساعت درونی بدن ما هم خودش رو با این الگوی نور تنظیم می کنه.به عبارت دیگه ما عادت داریم با نورهایی که طیف آبی رنگ دارن بیدار شیم و سرحال باشیم و به تدریج با کم شدن این نور در محیط و غالب شدن نورهای نارنجی (و نهایتا تاریکی) بخوابیم.الان چطوریه؟به لطف دوست عزیزمون ادیسون (ره)، امروزه ما می تونیم فارغ از نور خورشید در زمانهای مختلف در معرض نور باشیم. اما مغز و بدن ما همچنان با همون الگویی که میلیونها سال باهاش کنار اومده کار می کنه. در نتیجه این نورها می تونن ساعت بدن ما و تنظیم خواب ما رو بهم بریزن.تاثیر اصلی که نور بر بدن ما موقع شب داره، اینه که تولید هورمونی به نام ملاتونین رو سرکوب می کنه و به تعویق میندازه. این هورمون یکی از هورمونهایی که ساعت بدن ما رو تنظیم می کنه. نکته جالب اینجاست که از بین همه انواع نور، نور آبی (که در طول روز باعث سرحالی و انرژی ما میشه) بیشترین تاثیر منفی رو داره و 2 برابر سایر انواع نور، باعث به هم خوردن ساعت بدن میشه.چنین تاثیری باعث میشه هرچند شما به رختخواب برید، اما بدنتون دیرتر بخواب فرو میره و عمق خوابش هم کمتره. در نتیجه شما صبح ها به خواب بیشتری احتیاج دارید. اما وجود نور خورشید در صبح (و البته ساعت 8 و 9 سر کار بودن) باعث میشه نتونید خواب طولانی داشته باشید و کلا سیستم خواب به هم میریزه. بنابراین هرچند شما ساعت 11 شب میرید توی رختخواب و 7 صبح از رختخواب میاید بیرون، اما چون تنظیم ساعت بدن شما به هم ریخته، خواب با کیفیتی ندارید و صبح ها خواب آلوده سر کار میرید.از قضا، نورهایی که منشا LED دارن (اسکرین لپتاپ و گوشی و لامپهای کم مصرف جدید)، همگی نور با طیف آبی زیاد تولید می کنن.اسکرین دستگاهها نور آبی زیاد تولید می کنهبنابراین اگر شما تا دیروقت با لپتاپ یا گوشی موبایل کار می کنین، در حقیقت دارید بیشترین صدمه رو به خودتون و کیفیت خوابتون می زنید.چی کار میشه کرد؟بدیهی ترین نکته اینکه از چند ساعت قبل از خواب از دستگاه های دیجیتال فاصله بگیریم (و خدای ناکرده با دوستامون بریم بیرون یا کتاب بخونیم!)اما از اونجایی که رعایت چنین موضوعی تقریبا نشدنیه برای بسیاری از ما، پیشنهاد  می کنم از اپلیکیشنهایی استفاده کنید که طیف نور خروجی از اسکرین رو تنظیم می کنن. من الان خودم چند روزه از یه اپلیکیشن به اسم F.lux برای لپتاپم استفاده می کنم و بد نبوده. با این حال یه جستجوی ساده توی گوگل گزینه های مختلفی جلوی روتون میذاره.اگه هم موردی رو استفاده کردید که به نظرتون خوب بود، ممنون میشم توی کامنتها معرفی کنید که بقیه هم بتونن استفاده کنن.منابع:من اول کار این موضوع رو در این ویدئوی TEDx دیدم و پیشنهام می کنم اون رو ببینید: The Power of Emotional Intelligence | Travis Bradberry | TEDxUCIrvineمباحث تکمیلی هم مربوط به این مقاله هاروارد هست:Blue light has a dark side</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Feb 2018 09:42:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تب بیت کوین از چه زمان در ایران فراگیر شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-uiodoipsf1xb</link>
                <description>در هفته های اخیر، صحبت از بیت کوین همه جا به گوش می رسد. چند روز پیش دوستی تعریف می کرد که مادرش از او در مورد بیت کوین مشورت خواسته است! فکرش را بکنید: بانویی شصت و خورده ای ساله در مورد بیت کوین و رشد قیمت آن فکر می کند! اما از چه زمانی صحبت از بیت کوین اینقدر در میان مردم گسترش پیدا کرد؟از آنجایی که بخش زیادی از آنچه در ذهن مردم می گذرد در تلگرام نیز منعکس می شود، بررسی محتوای تلگرامی مرتبط با بیت کوین به ما کمک خواهد کرد پاسخ این سوال را بیابیم.نمودار زیر، حجم محتوای تلگرامی مرتبط با بیت کوین را که در ۹۰ روز گذشته در کانالهای تلگرام منتشر شده است نمایش می دهد (تاکید می شود این اطلاعات مربوط به محتوای کانالهای عمومی تلگرام است و هیچ ارتباطی به چتهای شخصی و گروهی ندارد) . برای استخراج این نمودار، همه محتواهایی که شامل کلماتی مانند بیت کوین،Bitcoin و بیتکوین بوده است در نظر گرفته شده اند (متاسفانه عبارت وزین ملکه بیتها در این بین قرار ندارد ? ). ضمن اینکه به خاطر داشته باشید در این پایش کانالهایی با بیش از چند هزار عضو در نظر گرفته شده اند و کانالهای کوچکتر (که بعضا ممکن است کانالهای تخصصی حوزه سرمایه گذاری و بورس باشند) در پایش انجام شده قرار ندارند. البته با توجه به اینکه هدف اندازه گیری توجه عمومی و نه تخصصی به مفهوم بیت کوین است، در نتیجه خللی وارد نمی کند. در صورتی که همزمان نمودار رشد قیمت بیت کوین را نیز مشاهده کنیم، نتایج جالبی به دست می آید: اولین واکنشهای عمومی به بیت کوین در تاریخ ۱۹ سپتامبر اتفاق افتاده است. این تاریخ تقریبا ۱ هفته پس از عبور بیت کوین از قیمت ۵۰۰۰ دلار است و به نظر می رسد همین موضوع توجه عمومی را جلب کرده استدر تاریخ ۱۳ نوامبر، بحث بیت کوین ناگهان داغ شده است و علت آن افت ناگهانی قیمت بیت کوین در بازه زمانی مذکور استهمزمان با رشد ناگهانی قیمت بیت کوین در هفته اول دسامبر، توجه مردم به آن هم به بیشترین حد خود رسیده و پس از آن این موضوع همچنان جذابیت خود را حفظ کرده است.این مطلب ابتدا در وبسایت ادشات منتشر شده است.</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Dec 2017 18:23:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر پول بر کار تیمی!</title>
                <link>https://virgool.io/@amin_aghajani/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-eg8vvkokizdh</link>
                <description>خیلی از ما در محیط هایی قرار داریم که باید در قالب تیم فعالیت کنیم. چه در شرکتهای بزرگ، چه در استارتاپ ها و چه در پروژه های کوچیک. اهمیت کار تیمی بر هیچ کس پوشیده نیست و در باب اینکه چه کارهایی باعث بهبود عملکرد تیمی می شه نکات مفید زیادی ارائه شده. اما بد نیست نگاهی هم به یک نکته معمولا مغفول داشته باشیم: پولفکر کردن به پول بر رفتار افراد تاثیر می گذاردشروع قضیه از اینجاست: پول رفتار شما رو تغییر می ده! بد نیست یک تحقیق روانشناسی رو با هم مطالعه کنیم:در یک تحقیق روانشناسی، از شرکت کنندگان خواسته شده تا یک مسئله پیچیده رو حل کنن. این افراد اجازه داشتن از دیگران کمک بگیرن و یا به دیگران کمک کنن. قبل از شروع به حل مسئله، به عده ای از شرکت کنندگان کارهایی گفته شده که باعث شده مفهوم پول در ذهن آنها پر رنگ بشه. مثلا ازشون خواسته شده یک مقاله در مورد پول رو بخونن و یا به یک عکس که در اونن اسکناس وجود دارد نگاه کنن.دقت کنید شرکت کنندگان به هیچ عنوان احساس نکردن پولدار هستن، بلکه صرفا موضوعی مرتبط با پول در ذهنشون پررنگ تر شده. اما نتیجه؟ افرادی که مفهوم پول در ذهنشون پررنگ تر بود، 70% بیشتر طول کشیده تا از دیگران کمک بخوان! همین افراد 50% زمان کمتری برای کمک به دیگران صرف کردن! نکته جالبتر اینکه این افراد ترجیح دادن دورتر از بقیه بشینن و در تنهایی کار خودشون رو انجام بدن! هنگامی که افراد به پول فکر می کنند، خودخواه تر می شوند و اهداف شخصی خود را با اولویت بیشتر پیگیری می کننداثر پول بر کار تیمییکی از پایه های کار تیمی، تعیین هدف مشترکه. اما در بسیاری از تیمها ممکنه این هدف بر مبنای پول تعریف بشه. مثلا رسیدن به تارگت مشخص فروش در ماه. و یا برای استارتاپ ها که جذب سرمایه گذار مهمه، ممکنه اهداف در قالب رسیدن به ارزشگذاری مشخص باشه.خب، هرچند اهداف مالی جزء جدایی ناپذیر یک کسب و کار هستن اما نتایج تحقیقات روانشناسی به ما نشون میده باید تا حد امکان بحث از پول رو در پس زمینه قرار بدیم. به عبارت دیگه نباید اعضای تیم به صورت روزمره به مفاهیم پولی فکر کنن.مثلا اگه بچه های ویرگول بخوان هدف برای خودشون تعیین کنن، اهدافی مثلا «رسیدن به X نفر نویسنده» و یا «رسیدن به ترافیک روزانه Y نفر» اهداف تیمی بهتری هستن تا «رسیدن به درآمد Z از تبلیغات».اگر شما مدیر تیمی هستید، سعی کنید اهداف پولی را تا حد ممکن از دغدغه ذهنی روزانه افراد دور نگه دارید و اهداف ارزشی را در راس تمرکز تیم قرار دهیدسخنی جنبی با صاحبان کسب و کاراگر شما محصول یا کاری دارید که برای اون تبلیغ انجام میدید، به خاطر داشته باشید به کار بردن مفهوم پول (مثلا پروموشن و تخفیف) در تبلیغ شما هم می تونه بعضا نتیجه معکوس داشته باشه. اگه علاقه مند به این موضوع هستید، پست مربوط به تاثیر پول بر تبلیغ رو در ادشات مطالعه کنید.</description>
                <category>امین آقاجانی</category>
                <author>امین آقاجانی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Dec 2017 18:23:55 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>