<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های حامد امینی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amini-hamed</link>
        <description>اینجا محل انتشار یافته ها و تجربیات من در مورد موضوعیه که هشت ساله بهش مشغولم و واقعا دوسش دارم: &quot;آینده پژوهی&quot;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 04:42:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/34794/avatar/3qT8OT.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>حامد امینی</title>
            <link>https://virgool.io/@amini-hamed</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آینده‌نگاری شخصی Personal Foresight بخش (1)</title>
                <link>https://virgool.io/iKnowFutures/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-personal-foresight-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-1-xu62padgh9d5</link>
                <description>آینده‌نگاری شخصی یکی از زمینه‌های مهم آینده‌نگاری محسوب می‌شود  که از زمینه‌های پرکاربرد آینده‌نگاری به‌حساب میاید. به‌طورکلی برای آینده‌نگاری یک فرد، سه مرحله اصلی طرح می‌شود:1. وضع موجودتان را تحلیل کنید &quot; ببینید الآن کجائید؟&quot;· مراحل زندگی شخصی· حوزه‌های زندگی شخصی· پویش محیط بیرونی · رویدادهای تحول ساز زندگی2. آینده‌هایتان را به‌وسیله سناریوها بررسی کنید.· توسعه جدول سناریوها· تولید داستان و روایت سناریوهای مختلف3. آینده‌تان را بسازید، آینده‌ای که دوست دارید آن را زندگی کنید...· چشم‌انداز سازی بر اساس سناریوهای تدوین‌شده· پیشنهاد راهبرد برای دستیابی به چشم‌انداز· آماده‌سازی برنامه اقدام· آماده‌سازی برنامه احتیاطی برای زمان بروز شگفتی‌هادر ادامه به تشریح چگونگی اجرای این دستورالعمل سه مرحله‌ای می‌پردازیم. این شماره به تشریح چگونگی پیاده‌سازی گام نخست اختصاص دارد.1. وضع موجودتان را تحلیل کنید &quot; ببینید الآن کجائید؟&quot;مراحل زندگیدر ابتدای امر باید بدانیم مثل هر پروژه آینده‌نگاری دیگری باید در ابتدا محدوده زمانی تحقیق معلوم گردد. در همین راستا باید به این مهم دقت کرد که شاید مهم‌ترین پارامتر در تحلیل وضعیت زندگی بشر سن و سال او به‌حساب میاید، به‌عبارت‌دیگر هر تحقیقی در مورد بشر باید توجه خاصی به سن و ویژگی‌های عمومی سنی فرد توجه داشته باشد زیرا هر دوره سنی ویژگی‌های خاصی دارد و انتقال از یک دوره سنی به دوره دیگر تغییرات محسوسی را در بشر و کارهایی که باید انجام دهد به وجود میاورد.شاید یکی از مهم‌ترین ریشه‌های تغییرات در زندگی افراد، تغییرات دوره‌های سنی برای خود فرد و اطرافیان درجه‌یک او نظیر پدر و مادر، همسر و فرزند و ... باشد. به همین دلیل در این بخش 10 مرحله مختلف سنی که به‌طور عمومی برای افراد به ترتیب رخ می‌دهند معرفی‌شده است:1. نوزادی – تا دو سالگی2. کودکی-  3 تا 9 سالگی3. نوجوانی – 10 تا 19 سالگی4. بالغ جوان- 20 تا 29 سالگی5. بالغ – 30 تا 39 سالگی6. میانسانی – 40 تا 60 سالگی7. بزرگ‌سال مستقل8. بزرگ‌سال آسیب‌پذیر9. بزرگ‌سال وابسته10. در شرف مرگنکته قابل‌ذکر آن است که مراحل پس از 60 سالگی برای همه افراد لزوماً یکسان نیستند و صرفاً حالات ممکن به تصویر کشیده شده است و مثلاً ممکن است فردی به دوره بزرگ‌سالی وابسته نرسد و از دنیا برود. برای هر یک از ما این دوره‌ها تصویری را به ذهن متبادر می‌کنند. وقتی از برنامه‌ریزی برای زندگی فردی صحبت می‌کنیم لازم است در ابتدا روشن شود، شما خودتان در چه مرحله سنی قرار دارید؟ برای چه دوره‌هایی از دوره‌های بعدی زندگی‌تان قصد برنامه‌ریزی دارید؟ و نهایتاً عزیزان و وابستگان نزدیک شما هر یک در کدام‌یک از این دوره‌ها قرار دارند و در سال‌هایی که شما قصد برنامه‌ریزی برای خودتان رادارید آن‌ها در چه سن و دوره‌ای از زندگی‌شان قرار دارند. دانستن این موضوع آمادگی قبلی برای انسان نسبت با تغییرات در محیط نزدیک شخصی تجربه خواهد کرد به ارمغان میاورد.توصیه می‌شود این موضوع در یک جدول که علاوه بر اینکه خود فرد سن فعلی و سال‌های تغییر دوره‌های زندگی‌اش را مستند کند، این اطلاعات را برای عزیزان خود هم در جدول وارد نماید.حوزه‌های زندگی شخصیدر ادامه باید به ریشه تصمیمات افراد بپردازیم. زندگی هر فردی دارای ابعاد مختلفی است. تصمیماتی که ما برای مسائل مختلف ذیل این حوزه‌ها اتخاذ می‌کنیم زندگی شخصی ما را می‌سازد. به‌عبارت‌دیگر این حوزه‌ها و شئون مختلف زندگی انسان نیروهایی هستند که می‌توانند محرک اقدامات انسان شوند. برای اینکه از این پیچیده‌تر صحبت نکرده باشیم چند نمونه از آن‌ها را ذکر می‌کنیم:· بعد مالی زندگی : شامل موارد مرتبط با دارایی‌ها ، هزینه‌ها و درآمدها و ... · بعد سلامتی: شامل تمامی موارد مرتبط با بیماری‌ها و سلامت جسمانی و روانی· بعد محل زندگی شامل تمامی موارد مرتبط با محل زندگی انسان· بعد اجتماعی انسان شامل ارتباطات انسان با خانواده، دوستان، همکاران و ...· بعد فعالیت‌های انسان در زندگی شامل اعمال اعتقادی، تفریح، سفر، ورزش و ...این ابعاد، محرک‌های بالقوه‌ای هستند که در دوره‌های مختلف سنی با به میزان متفاوتی برای انسان اهمیت دارند و در هر دوره‌ای از زندگی بخشی از آنان بر رفتار آدمی حاکم و مؤثرتر می‌شوند مثلاً در دوره نوجوانی بعد اجتماعی فرد بر تصمیماتش اثرگذارتر است و در سن بالغ جوان بعد مالی اثرگذاری بیشتری بر رفتارهای انسان دارد. اصطلاحاً به تبدیل‌شدن یک بعد به عامل تصمیم‌گیری و جهت‌دهی به حرکت انسان، تبدیل‌شدن به نیروی پیشران گفته می‌شود. دانستن بعد غالب در سن هدف‌گذاری شده برای برنامه‌ریزی دارای اهمیت زیادی است، لازم است بدانیم در سن مذکور (که قصد برنامه‌ریزی برای آن را داریم.) خود و عزیزانمان تحت تأثیر چه نیروهای پیشرانی قرار داریم.از سوی دیگر روندی که هر یک از ابعاد یا حوزه‌های زندگی از زمان تولد تابه‌حال داشته (در طی زمان از چه وضعیتی به چه وضعیتی رسیده‌ایم؟) علاوه بر اینکه سطح رضایت ما از زندگی‌مان در هر بعد زندگی را نشان می‌دهد زمینه را برای تصور بهترین و بدترین آینده باورپذیر در هر یک از ابعاد زندگی‌مان را فراهم می‌کند، امری که در گام بعد در نگاشتن سناریوها نقش مهمی ایفا می‌کند.پویش کردن محیط برای کشف عوامل مؤثر بر زندگی شخصیدر بخش قبل به بررسی ابعاد و حوزه‌های داخلی هر فرد و نقش آنان در تصمیم‌گیری‌های مهم بحث شد. در این بخش بر این موضوع اهمیت شناختن عوامل محیطی مؤثر بر آینده زندگی شخصی‌مان یا عزیزانمان صحبت به میان آمده است. دسته‌بندی رایجی که برای محیط بیرونی وجود دارد به STEEP معروف است. دسته‌بندی که محیط را شامل عوامل اجتماعی، فناورانه، اقتصادی، محیط زیستی و سیاسی می‌داند.شناسایی فاکتورهایی ذیل هر یک از این دسته‌های کلان معرفی‌شده که بتواند بر آینده شخصی ما اثرگذار باشد به همراه شدت و نوع اثر آن‌ها در این بخش مدنظر می‌باشد.رویدادهای (تحول ساز)زندگیموضوع دیگری که برای ساختن آینده‌های شخصی می‌بایست موردتوجه باشد رویدادهای مهمی در ابعاد و حوزه‌های مختلف زندگی است که می‌تواند منشا اثر زیاد و یا حتی تغییر وضعیت زندگی فرد شود. این رویدادهای مهم دو دسته هستند، رویدادهایی که تا حدود زیادی قابل پیش‌بینی هستند و رویدادهایی که باوجود اثر زیاد احتمال وقوع کمی دارند. هر دودسته از این رویدادها در بخش برنامه‌ریزی برای آینده (بخش سوم) مورداستفاده قرار خواهند گرفت.تا به اینجا خوراک لازم برای آغاز بخش دوم یا شناسایی آینده‌های پیش روی زندگی فردی‌تان فراهم‌شده است. در بخش بعد به چگونگی خلق آینده‌های مختلف یا سناریوهای پیش روی زندگی شخصی‌تان خواهیم پرداخت...</description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Mon, 15 Apr 2019 19:44:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل های آینده نگاری  (بخش2)</title>
                <link>https://virgool.io/@amini-hamed/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%AE%D8%B42-tdqocmpsm3pj</link>
                <description>  طراحی یک سامانه که بتواند تمامی مفاهیم آینده پژوهی را در داخل سازمان ها پیاده سازی کند، یکی از مباحثی است که توسط بزرگان آینده پژوهی همواره مطرح بوده است و بیش از 10 مدل مرجع شناخته شده برای این موضوع توسعه داده شده است. هرچند بعضیاشون از مدل های قبلی ایده گرفتن. قصد دارم در یک سری پست، این مدل ها رو(ترجیحا با ترتیب زمان ارائه) خیلی خلاصه معرفی کنم...در شماره اول به معرفی مدل آوریل هورتون پرداختیم، این شماره به معرفی مدل جوزف وروس در سال 2003 بپردازیم (که البته تا حد زیادی با الهام از مدل آوریل هورتون نوشته شده...).بخش شماره 2 : یک چارچوب کلی فرایند آینده نگاری  A Generic foresight process Framework  نام توسعه دهنده: &quot; جوزف وروس Joseph Voros &quot;سال معرفی: 2003چارچوب کلی جوزف وروس از ترکیب و اصلاح مجدد ایده‌هایی که در منابع دیگر است، سرچشمه می‌گیرد.  مینزبرگ بین برنامه‌ریزی استراتژیک و تفکر استراتژیک تفاوت بارزی قائل می‌شود. هورتون نیز بر پروسه‌ای گسترده شامل سه مرحله تکیه داشته است.(در مقاله قبل یه مرحله مدل هورتون معرفی شد.) فاز اول آن متشکل از جمع‌آوری ورودی‌ها است؛ فاز دوم آینده‌نگاری است و فاز سوم مربوط به خروجی ها و اقدام است. فازهای یک و سه تا حدی مشخص هستند. فاز دوم این پروسه شامل دو مرحله است: مرحله ترجمه – برای ترجمه اطلاعات جمع‌آوری‌شده در مرحله اول به شکلی که سازمان بتواند آن را درک کند – و مرحله تفسیر که در آن دانش ترجمه‌شده باید به درک تبدیل شود.یک چارچوب کلی فرایند آینده نگاری- وروس 2003                 ورورس از چارچوب هورتون استفاده کرده است و دراین‌بین، از روش مینتزبرگ برای جداسازی مفاهیم تفکر استراتژیک از پروسه‌ی آینده‌نگاری و برنامه‌ریزی استراتژیک بهره برده است. گام عملکرد به‌گونه‌ای که وی توضیح میدهد، فرایندی معمول در رابطه با توسعه‌ی استراتژی و برنامه‌ریزی استراتژیک است (که در ادامه آن را &quot;استراتژی &quot; مینامد). این مفاهیم برای بیشتر افراد در سازمان‌ها شناخته‌شده است. همچنین خروجی‌های کار آینده‌نگاری را به‌دقت از استراتژی جدا شده، چراکه بسیار محتمل است آینده‌نگاری قربانی کارهایی بی‌فایده شود. به‌عبارت‌دیگر، باید واضح باشد که پروسه آینده‌نگاری به‌سادگی ورودی را در تصمیم‌گیری و اجرای عمل در نظر می‌گیرد؛ این همان نقش قدیمی استراتژی است. اگر عمل استراتژی انجام نشود، یا بد انجام شود، روشن است که عملکردی جدا از کار آینده‌نگاری است. از این‌رو، به‌طورکلی چارچوب ورورس ساختاری چهار مرحله‌ای دارد: ورودی؛ آینده‌نگاری؛ خروجی و استراتژی (به‌گونه‌ای که توسط هورتون مدل‌سازی شده، اما در جزئیات تفاوت بارزی با مراحل او ، به‌ویژه در مرحله‌ی آینده‌نگاری دارد).در اینجا چهارعنصر کلیدی این روند با جزئیات شرح داده می‌شوند: ورودی؛ آینده نگاری، خروجی و استراتژی. برخی اصطلاحات آن شبیه به روش اسلاتر و هورتون اند اما اصلاحات به‌کاررفته در اینجا معانی متفاوتی با آنچه توسط آن‌ها به‌کاررفته‌اند دارند. در شکل  نظرات سمت راست سؤالات رایجی هستند که ارائه و نمایش نوع فعالیت یا تفکری که در هر گام درک می‌شود، به کار می‌روند. این نظرات قطعی نیستند، بلکه تلاش دارند شرایط فعالیت در آن گام را نشان دهند. این بیانات در درک نقش دقیق هنگام در پروسه کلی بسیار مفیدند.گام اول: ورودی‌ها. جمع‌آوری اطلاعات و بررسی آن‌ها از نظر آگاهی استراتژیک. روش‌ها و چارچوب‌های بسیاری برای این اصل وجود دارند که از میان آن‌ها روش‌های دلفی و پویش محیطی شاید بهترین گزینه‌ها باشند. ابزارها و روش‌های هوش جمعی نیز در اینجا به کار می‌آیند. همچنین در اینجا در فرمت کارگاهی، از گروه‌ها خواسته می‌شود ایده و بینش خود را مطرح کنند؛ به‌عنوان‌مثال از طریق طوفان فکری.گام دوم: آینده‌نگاری. این گام را می‌توان به‌عنوان مرحله ای در نظر گرفت که شامل سه‌گام کوچکتر با توالی منطقی است. این گام‌ها عبارت‌اند از:تحلیل که گام اولیه‌ی کار عمقی در نظر گرفته می‌شود. سؤال اصلی که مطرح می‌شود چنین است: به نظر چه اتفاقی در حال وقوع است؟  ازاین‌رو همانند مرحله فرعی ترجمه درروش هورتون عمل می‌کنیم. ابزارهای رایج در اینجا عبارت‌اند از تحلیل روند، ماتریس‌های اثر متقابل و سایر روش‌هایی همچون فن‌های تحلیلی.تفسیر که عبارت است از این سؤال: درواقع چه اتفاقی می‌افتد؟ تفسیر در پی آن است که زیر سطح تحلیل موردنظر را بررسی کند تا ساختار و بینشی عمیق فراهم آید. این مرحله جایگاه مطالعات انتقادی، تحلیل لایه ای علت ها، تفکر سیستمی و سایر رویکردهای عمق بخشی نسبت به تفکر در مورد آینده است.پیش بینی. باید واژه پیش بینی را به کاربرد تا با استفاده از آن عملکرد نگاه هدفمند به آینده و ایجاد دیدگاه‌های آینده‌نگر، شرح داده شود. این مرحله جایی است که دیدگاه‌های مختلف در مورد گزینه‌های موجود به‌صورت دقیق بررسی یا ایجاد می‌شوند. درواقع در اینجا سناریوها، تعیین چشم‌انداز یا روش‌های هنجاری واقع‌شده‌اند. بااینکه روش‌های گذشته‌نگر ماهیت تحلیلی دارند، در اینجا از آن‌ها نیز استفاده شده است، چراکه این قبیل روش‌ها وجود دیدگاه آینده‌نگر را به‌صورت پیش‌فرض دارند. لزوماً نیازی نیست فقط از روش‌های نوع &quot;آینده &quot; در این گام استفاده شود. به‌عنوان‌مثال به‌سادگی، ارزیابی نقشه یک سیستم یا حلقه‌ی های علی و معلولی با فرضیات مختلف نیز می‌توانند روش‌های کاملاً معتبر باشند که با استفاده از آن‌ها آینده را ارزیابی کرد.گام سوم: خروجی‌ها. خروجی‌های کار آینده‌نگاری دوگانه می‌باشند: ملموس و غیرملموس. برخی خروجی‌های ملموس می‌توانند شامل طیف واقعی گزینه‌های ایجادشده در فرایند تحقیق باشند. خروجی‌های غیرقابل نیز شاملمواردی نظیر تغییر در تفکر می‌باشند.گام چهارم: استراتژی. بخش آخر این چارچوب مربوط به استراتژی است که در اینجا مطلب چندانی در مورد آن گفته نشده است. همین‌قدر کافی است بگوییم که ازآنجاکه پیش‌بینی و آینده‌نگاری کار خود را انجام داده‌اند، حالا وقت آن است که نتیجه کار را به تصمیم‌گیرندگان داده شود تا استراتژی موردنظر را انتخاب و آن‌ها اجرا نمایند. نتایج پروسه استراتژی باید به‌طور مداوم به اطلاع ورودی‌های کل چارچوب پیش‌بینی برسند، به‌گونه‌ای که ارزیابی مجدد مداوم و اصلاحات دوره‌ای طی مسیر استراتژیک صورت گیرد. </description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Sun, 14 Apr 2019 16:09:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فیلم آینده پژوهانه: شماره 2 : آیینه سیاه : سرود ملی – &quot;Black Mirror: &quot;The National Anthem</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-2-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%84%DB%8C-black-mirror-the-national-anthem-qo2ud6ryfbtn</link>
                <description>   یکی از سریال هایی که یک علاقه مند آینده باید حتما ببینه، سریال آیینه سیاهه. بطور خلاصه میشه گفت هر قسمت این سریال نگاهی بدبینانه به پیامدهای یک روند فناورانه داره. یک تمرین فوق العاده برای تمرین سناریو نوشتن و توسعه داستان با یک ایده مرکزی...این داستان ها صرفا حول فناوری نیست و پیامدهای مختلف حوزه های دیگه نظیر مسائل اجتماعی، خانواده، هویت و ... در حاشیه ایده مرکزی مورد نمایش قرار میگیرن.این مطلب در مورد اولین ایزود از سری اول این سریال جذابه: &quot;سرود ملی&quot;همانطور که قبلا گفته بودم قصد ندارم با معرفی فیلم شوق دیدنش را کمتر کنم بلکه برعکس...چیزی که در این قیمت بسیار برجسته است نمایش قدرت روزافزون رسانه ها در اثرگذاری بر مردم و توان جریان سازی آن ها در حدی است که توان مقابله را با هر اراده ای را دارد. از طرف دیگه این تمایل بالای رسانه ها به ایجاد جریان اجتماعی و حفظ مخاطب، زمینه رو برای بروز حوادث و چالش های عجیبی فراهم میکند... عوارض خانوادگی، فردی و هویتی وجود چنین قدرتی در رسانه ها به خوبی در فیلم منعکس شده ابعادی که به راحتی در زندگی روزمره مردم و افراد مشهور دیده نمیشن. فیلم تلاش داره جلوه های دیگری از اونچیزی که افراد در ظاهر نمایش میدن و در باطنشان پنهان میکنن رو نشون بده.شاید بوق ممتد فیلم در هنگامه تحمیل فشار رسانه ها در قالب افکار عمومی، رساترین بخش فیلم باشه. اسم فیلم بخوبی تونسته همصدایی که فشار رسانه ها به ناحق توانسته اند در مردم ایجاد کنند را در قالب سرود ملی مردم یک کشور، در تحقیر یا تمجید از بزرگ ترین شخصیت های کشورشون رو به تصویر بکشه...چیزی شبیه به سرودهای معروف گوسفندان در قلعه حیوانات که البته این بار رسانه ها نقش خوک ها را بازی میکنند.</description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Sat, 13 Apr 2019 23:29:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده نگاری منطقه ای یا Regional Foresight چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amini-hamed/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-regional-foresight-p19sttn5l981</link>
                <description>  آینده نگاری رو معمولا اینطوری تعریف میکنن: &quot;فرایندی سیستماتیک و مشارکتی که هدفش کسب آگاهی از آینده های مختلف و خلق آینده مطلوبه و همچنین قصد داره تصمیمات و اقدامات رو برای دستیابی به اون آینده بهبود بده.&quot;اگر چنین تعریفی رو فرض بگیریم، توی همه زمینه ها میشه آینده نگاری انجام داد یعنی همونطور که یه سازمان نیاز به آینده نگاری با این تعریف رو داره، یه چالش اجتماعی معضل ریزگردها یا بحران کم آبی هم میتونه موضوع آینده نگاری باشه. حتی شاید بشه گفت موضوعات عمومی تر بیشتر از مسائل سازمانی نیاز به مشارکت، خلق آینده مطلوب و بسیج اقدامات و تصمیمات دارن.یکی از موضوعاتی که آینده نگاری توش تونسته خیلی خوب بکارگیری بشه، برنامه ریزی منطقه ای هستش. موضوعی اجتماعی با بازیگران زیاد در سطح منطقه مورد بررسی. از نهادهای حاکمیتی و دولتی گرفته تا شرکت های خصوصی و بخش کسب و کار و حتی نمایندگان گروههای مردمی و خود مردم....شناسایی آینده های مختلفی که میتونه پیش روی یک منطقه جغرافیایی باشه و انتخاب آینده مطلوب بصورت جمعی در بین بازیگران اون منطقه همونطور که مشارکت سازماندهی شده بالایی رو میطلبه دستاوردهای فوق العاده ای رو میتونه برای مناطق داشته باشه.یکی از این دستاوردها تدوین برنامه در بین بازیگران واقعی مناطق جغرافیایی بجای برنامه ریزی های متمرکز و از بالا به پایین ملی هستش... همین یک مورد دنیایی از فوائد رو داره، اولا اطلاعات واقعی و عینی داخل منطقه وجود داره و مرکزیت کشورها هرقدر هم اطالاعات دقیقی بتونه جمع کنه حس واقعی مناطقه رو نداره، دوما شبکه ای از خبرگان منطقه ای که از حوزه های مختلف جمع میشن تا آینده نگاری منطقه ای رو به اجرا بذارن با اطلاعاتی که از هم بدست میارن در آینده همکاری های بسیار بزرگی رو میتونن ساماندهی کنن. سوما برنامه ریزی متمرکز موجب میشه برنامه ریزی های هر بخش (مثل انرژی و آب و ...) در سازمان های متمرکز ملی انجام بشه و تا سطح مناطق ابلاغ بشه، لذا لزومی نداره برنامه های بخشی متمرکز در سطح مناطق همگرا با همدیگه باشن، آینده های نگاری منطقه ای میتونه علاوه بر همگرا سازی برنامه های منطقه ای برنامه های بخشی کشور رو هم همگرا و واقعی کنه.غیر از شبکه سازی، و همسوسازی برنامه های منطقه ای و بخشی باید به تعهد و همدلی که این سبک در مناطق ایجاد میکنه هم اشاره کنیم...بگذریم، مفصل شد. بطور خلاصه میشه گفت آینده نگاری منطقه ای به کارگیری تمامی مفاهیم و ابزارهای آینده نگاری در سطح مناطق جغرافیاییه. موضوعی که در کشورهای با پهنه سرزمینی متنوع و بزرگ مثل آمریکا و همچنین مناطقی که کشورها کوچک و به هم پیوسته هستند مثل اروپا خیلی مورد استفاده بوده. به نظر میرسه کشورما هم اگر سطح برنامه ریزی منطقه ای رو در کشور ایجاد کنه و زیرساخت های حقوقی و بودجه ایش رو واقعا فراهم کنه از بسیاری از آسیب های برنامه ریزی متمرکز در جایی مثل سازمان برنامه و برودجه نجات پیدا میکنیم... البته اگر قدرت خواهی دولت ها و جذابیت تمرکز قدرت بذاره!</description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Apr 2019 13:55:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل های آینده نگاری(بخش1)</title>
                <link>https://virgool.io/@amini-hamed/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%AE%D8%B41-ukyvhjqemmsq</link>
                <description>  طراحی یک سامانه که بتونه تمامی مفاهیم آینده نگاری رو در یک فرایند پیاده سازی کنه، یکی از مباحثی است که توسط بزرگان آینده پژوهی همواره مطرح بوده و بیش از 10 مدل مرجع شناخته شده برای این موضوع توسعه داده شده . هرچند بعضیاشون از مدل های قبلی ایده گرفتن. قصد دارم در یک سری پست، این مدل ها رو(ترجیحا با ترتیب زمان ارائه) خیلی خلاصه معرفی کنم...بخش شماره 1 : یک فرایند آینده نگاری موفق A successful foresight processنام توسعه دهنده: &quot;آوریل هورتون Averil Horton&quot;سال معرفی: 1995از نظر هورتون، آینده‌نگر بودن ترکیبی از درک درست آینده محتمل سازمان و عمل بر  اساس اونه بطوریکه که برای سازمان سودآور باشه.  در مدل هورتون این فرایند سه مرحله داره که اجراشون به ترتیب باید انجام بشه.یک فرایند آینده‌نگاری موفقگام اول: ورودی‌هامرحله اول متشکل از جمع‌آوری، تطبیق و خلاصه‌سازی اطلاعات موجوده و منجر به ایجاد دانش در مورد مساله می‌شه.گام دوم: تبدیل و تفسیرمرحله دوم شامل تبدیل و تفسیر دانش (کسب شده در مرحله قبل) برای&quot; ایجاد درک در مورد پیامدهای آینده&quot; از نقطه منظر خاص یک سازمان معینه.گام سوم: خروجی‌هامرحله سوم شامل بررسی این درک برای&quot; ایجاد تعهد به عمل در سازمان&quot; است. هر مرحله ارزش بیشتری نسبت به مرحله قبلی ایجاد میکنه، چون نتایج اون منجر به افزایش اطلاعات می‌شه. نهایتا ارزش اصلی در انتهای پروسه به دست میاد که اغلب تأخیر زمانی زیادی داره. هر مرحله سخت‌تر، زمان‌گیرتر و انتزاعی‌تر از مرحله قبلیه. در پروسه‌ی آینده‌نگاری موفق، این سه مرحله منجر به تصمیم‌گیری‌ها و عملکردهایی میشه که با عملکردها و تصمیم‌گیری‌هایی که در نبود این پروسه صورت میگیره، متفاوته...خیلی خلاصه باید گفت این مدل سه مرحله اساسی رو معرفی کرده: چه ورودی هایی؟ چه تحلیل و تفسیری؟ چه خروجی هایی تو سامانه آینده نگاری وجود دارن... همچنین زنجیره ارزش دانش خلق شده در هر مرحله رو بصورت موازی گام ها ترسیم کرده...قاعدتا مدل هورتون به عنوان ساده ترین مدل شناخته میشه و مدل های بعدی ایده های بیشتری رو اضافه کردن که به مرور بهشون میرسیم....</description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Apr 2019 13:08:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در برخورد با آینده خونسرد باشیم یا خونگرم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amini-hamed/%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%85-uagkjfpiudni</link>
                <description> یک تصمیم خیلی مهم در آغاز هر پروژه‌ای در مورد آینده‌اینه که بفهمیم &quot; میخوایم در شکل‌گیری محیطی که بهمون در آینده حاکم میشه، نقش فعال داشته باشیم یا منفعل؟&quot; تو آینده‌پژوهی به این انتخاب میگن اتخاذ رویکرد &quot;هنجاری&quot; یا &quot;اکتشافی&quot;... به عبارت دیگه آینده رو هر طوری که شده، اونطوری که میخوایم میسازیم یا اینکه آینده‌ای رو که داره توسط عوامل قدرتمند بیرونی شکل میگیره رو شناسایی میکنیم و برای حداکثر کردن منافعمون تو اون آینده برنامه‌ریزی میکنیم...حالا چرا این موضوع انقدر مهمه؟ بذارید یه مثال از طبیعت بزنم که شاید یکم اغراق توش باشه ولی برای درک بهتر خوبه...ما دو دسته موجود در طبیعت داریم که معروف به موجودات خونسرد و موجودات خونگرم هستن... موجودات خونسرد موجوداتی هستن که میتونن خودشون رو با محیط تطبیق بدن و مثلاً متابولیسم بدنشون رو تو سرما انقدر کاهش میدن که مصرف انرژیشون بیاد پایین و شرایط سخت زمستون رو میگذرونن... خب این خیلی خوبه!از طرف دیگه موجودات خونگرم رو داریم که پر مصرفن! یعنی چی؟ یعنی به‌هیچ‌عنوان نمیتونن شرایط حداقلی که دارن رو کاهش بدن... اونا مجبورن برای حفظ دمای بدنشون مصرف خوراکشون رو افزایش بدن یا اینکه جابجا بشن... سطح انرژی تو موجودات خونگرم بالاتره... در واقع میشه گفت خونگرم‌ها استیلا طلب هستن و شرایطشون رو به محیط دیکته میکنن ولی خونسردها به سرعت با محیط هماهنگ میشن...  نمونه استعاری این دو رویکرد در حیوانات به نظر من عقاب و مرغ مگس‌خوار هستن...جالبه مرغ مگس‌خوار از اندازش گرفته تا خوراکش و حتی دمای بدنش به‌شدت به خاطر شرایط محیطی ایجادشده! کارشناسا معتقدن این موجود چند سانتی‌متری برای اینکه در خوراک رقیب پرنده‌های دیگه نباشه به سمت حشرات رفته و میتونه متابولیسم بدنش رو برای کنترل مصرف انرژی که داره تا نزدیک صفر برسونه! به قول امروزیا هایبرنیت میشه! اما در طرف مقابل عقاب با فشار زیادی که برای اوج‌گیری تحمل میکنه به استیلای عجیبی در آسمون میرسه که بهش اجازه میده کمتر بال بزنه و مانورهای فوق العاده ای علیه دشمنانش داشته باشه...به نظر من میاد افراد، سازمان‌ها و حتی کشورها هم باید ببینن میخوان توی کارهاشون میخوان کدوم باشن و البته الزاماتش رو هم ایجاد کنن...عقاب بودن و آینده سازی آسون نیست! باید بدونی نیاز به عزم و همت زیادی داری و باید خیلی قدرت تو خودت ایجاد کنی.... از طرف دیگه مرغ مگس‌خوار بودن هم تطبیق‌پذیری بالایی میخواد هرچند خیلی عزتمندانه به نظر نرسه! در نهایت به نظر من آدم لازم نیست همه‌جا عقاب بازی در بیاره! اتخاذ این رویکردها بستگی به شرایط و استفاده کنندشون داره... در سطح ملی به نظرم اکتشافی عمل کردن و مرغ مگس‌خوار بودن خیلی زشته. انگار حاضری در حدی که برات تعریف میشه بازی کنی و حتی به مرگ برسی که زنده بمونی! اما در سطح سازمان شاید آدم اصرار به بر هم زدن نظام حاکم بر صنعت نباشه... حافظ میگه: چرخ بر هم زدنم ار غیر مرادم گردد... من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلکیا به قول سعدی: ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجندباید تصمیم گرفت آینده رو اونطوری که میخوای میسازی یا اونطوری که هست میپذیریش و توش نقش برا خودت تعریف میکنی.... </description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2019 15:08:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه با آینده مواجه شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amini-hamed/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-iob0oale9u9z</link>
                <description>یکی از تفاوت هایی که بین افراد، سازمان ها و حتی گاهی کشورها در مقایسه با هم میبینیم، نوع برخورد اونها با آیندست...گاهی میبینیم برخی شرکت ها(دسته اول) دارن آینده بشر رو با توسعه فناوری های تحول آفرین عوض میکنن مثلا تسلا با ماشین های الکتریکیش یا گوگل با توسعه هوش مصنوعی... در واقع اینا هستن که زمین بازی رو برای بقیه تعیین میکنن...دسته دوم شرکت ها با سرعت دارن خودش رو میرسونن به این شرکت های پیش رو... اونا با دیدن جهتی که شرایط پیرامونی و شرکت های پیشرو ها دارن میسازن برای خودشون برنامه جدید تدوین میکنن و سعی میکنن به هدفشون تو آینده در حال شکل گیری برسن...دسته سوم شرکت هایی هستن که به واسطه این تغییرات دارن یا چالش مواجه میشن و سهم بازاریشون رو از دست میدن و لذا دارن به مقابله در لحظه میپردازن مثل یه آتش نشان که بعد از آتیش گرفتن خودش رو رسونده تا مقابله کنه... بازم دمشون گرم. (شرافت دارن حقیقت رو قبول میکنن!)اما نگم براتون از دسته چهارم که هممون باهاشون خاطره داریم! این دسته اونایی هستن که هر چی بهشون میگی:  &quot;بابا دنیا عوض شده! اصلا اینچیزی که تو میخوای تو 10 سال آینده بسازی دیگه اون موقع خریدار نداره! &quot; سرشونو عین کبک (خارجی ها میگن عین شترمرغ) میکنه تو برف و میگه همه چی آرومه و مدل های کسب و کاری من عین بنز داره کار میکنه! مردم هم صف بستن بخرن ببرن...!!!این چهار دسته برخورد که تو زمینه های دیگه غیر از آینده پژوهی هم بهشون پرداخته شده:بیش فعال:  Proactive : مثل &quot;دزد&quot; که علاوه بر اینکه مسیر تحولات رو میشناسه، زمین بازی و نحوه شکل گیری آینده رو میسازه!فعال یا پیش فعال: Active یا Preactive : مثل بیمه که تحولات آینده رو پیش بینی میکنه و سعی میکنه با تدوین دستورالعمل های مناسب برای خودش تو آینده ای که پیش بینی میکنه منفعت بیشتری کسب کنه. البته آینده رو شکل نمیدهواکنشی : Reactive : مثل آتش نشان که تا یه بحران بوجود نیاد متوجه تغییر نمیشه! و کلا در مقطع حساس کنونی زندگی میکنه!منفعل: Passive یا Inactive : مثل کبک عزیز خودمون (اسم شرکتش رو نمیگم که سیاه نمایی نشه) که هرچی میگی بابا دنیا عوض شده اصلا قبول نمیکنه!</description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Mon, 08 Apr 2019 18:34:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>Futures studies? Forsight? Futurology? futurism</title>
                <link>https://virgool.io/@amini-hamed/futures-studies-forsight-futurology-futurism-u1mras9d0mex</link>
                <description>شاید رایج ترین سوالاتی که از یه آینده پژوه  پرسیده میشه اینه که:&quot;فرق آینده پژوهی(futures studies) با آینده نگاری(foresight) چیه؟&quot; &quot; آینده نگاری یعنی ساختن آینده و آینده پژوهی یعنی کشف آینده؟&quot; احیانا اگه آینده پژوهی رو حرفه ای دنبال کنی تو دلت یه آه ه ه  میکشی... اگه بخوای جواب بدی داستان میشه و مفصله... اگرم بخوای بپیچونی فکر میکنن تعطیلی... ساده ترین جواب اینه که بگی: &quot; همشون اسم یه علمن به خدا! ولی کمی هم فرق دارن!&quot; اوکی، من بهتون حق میدم ولی خوبه یه بار مفصل تر به این مورد بپردازیم. شاید واقعا کسی نیاز به جواب درست و حسابی داشته باشه...اولا لازمه بدونیم این تنوع اسامی زاییده چی بوده؟ بطور خلاصه میشه گفت بخاطر &quot;بلوغ پیدا کردن مطالعات آینده نگر در طی زمان&quot; و همچنین &quot;زمینه فرهنگی و اجتماعی حاکم بر مطالعات&quot;...معروف ترین اسامی که برای حوزه مطالعات آینده بکار میرن این موارد هستن: Futures studies, Foresight, Futurology , Futurismاسم اول Futurology : این اسم با این فرض به وجود اومد که آینده از طریق حواس و اطلاعات قابل شناساییه. برخی در نقد این مکتب میگن آینده که وجود نداره تا بخواد شناسایی بشه، بطور خلاصه میشه گفت قائلین به این اسم هم تا حدودی این موضوع رو میدونن! ولی اطلاعاتی که میتونه از آینده بدست بیاد و کاربردی بودن این اطلاعات همچنان براشون انقدر ارزش داره که این اسم رو برای کاری که میکنن انتخاب کنن...اسم دوم Futurism : به نظرم این مفهوم از همه موارد دیگه براتون جذاب تره! فیوچریسم در واقع یه جنبش ایدئولوژیکه نه یه اسم برای علم مطالعه آینده... معروفه که ایتالیا خاستگاه طرفدارای این مفهومه... اونا آینده گرا هستن یعنی معتقدن دانش باید راه شناسایی دقیق آینده رو فراهم کنه. طرفدارای این نهضت گرایش زیادی به سرعت تحولات فناوری و همگرایی انسان و ماشین دارن! شاید مهمترین نکته در مورد این نهضت اینه که اونا برای رسیدن به چشم اندازشون معتقدن باید همه نمادهای گذشته مثل موزه ها و کتابخونه ها رو از بین برد!اسم سوم و چهارم Futures studies&amp; Foresight:  آینده نگاری (Foresight) یک فرایند مشارکتیه که شامل جمع آوری آگاهی ها و خلق چشم اندازهای میان/بلندمدت به هدف جهت دهی به تصمیمات امروز و بسیج اقداماته. نکته جالب اینه که مفهوم آینده پژوهی (Futures studies) هم بسیار به این تعریف نزدیکه. ابزارها و روش های مورد استفاده این دو مفهوم هم خیلی به همدیگه نزدیکن اما چند فرق مهم وجود داره. آینده نگاری(Foresight) تاکید زیادی به این داره که مطالعه باید به اقدام منجر بشه و مشارکتی باشه در حالیکه آینده پژوهی (Futures studies) بیشتر جنبه مطالعاتی و آکادمیک داره...اما نهایتا میرسیم به همون جواب ساده و از سر باز کنی! ریچارد اسلاتر به عنوان یکی از معروف ترین آینده پژوهان جهان معتقده اسامی نظیر Futures studies, Futures research, Foresight, Futures همگی یک معنی میدن و میتونن بجای همدیگه به کار برن... پس اگه یکی ازتون پرسید فرق آینده پژوهی با آینده نگاری چیه؟ و حال نداشتید براش بحث رو باز کنید بدون عذاب وجدان بگید&quot; یکین بابا! اسمای مختلفی برای یک علمن...&quot;</description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Sun, 07 Apr 2019 23:32:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی فیلم آینده پژوهانه: سرزمین فردا – Tomorrow land</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%A7-tomorrow-land-qmfjmltbfpth</link>
                <description>  یادمه سال ها پیش، اون موقعی که ما دهه شصتیا نوجوون بودیم یه سریال طنز از تلویزیون پخش میشد به اسم &quot;این چند نفر&quot; . محوریت داستان با چند تا برادر بود که اسم همشون &quot;هژیر&quot; بود! نقش یکی از این &quot;هژیر&quot;ها رو رضا شفیعی جم بازی میکرد. هژیر(شفیعی جم) یه رفیق داشت که خیلی اهل فیلم و سینما بود.  این بنده خدا هر روز به هژیر میزد و چند ساعتی براش فیلم تعریف میکرد! اونم هر چی از فیلم بیشتر خوشش میومد بیشتر میگفت: اُه..اُه...اُُُُاُاُاُاُاُه!!! کاری که میخوام توی یه مجموعه پست انجام بدم، شبیه کاریه که دوست هژیر انجام میداد! قصد دارم یه مجموعه از معروف ترین فیلم های آینده نگر رو بهتون معرفی کنم... البته در حدی که ذوقتون برای دیدن فیلم بیشتر بشه نه کمتر!اولین فیلمی که میخوام بهتون معرفی کنم، فیلم سرزمین فردا  یا Tomorrow landهستش.سرزمین فردا یک فیلم کاملا آینده پژوهانس! به این معنی که حس میکنی یه عده آینده پژوه نشستن فکر کردن برای انتقال مفاهیمی مثل &quot;آینده تصمیمات مختلف بشر&quot;  و &quot;تسلیم نشدن در مقابل روندهای منفی و امیدواری به آینده &quot;  چیکار میشه کرد؟ و بعد سناریوی فیلم رو نوشتن... فیلم (به دلیل نفوذ برخی افراد به دنیای موازی) مملو از ایده های فناورانه و خلاق در مورد شکل آینده شهرها و زندگی بشر در صورت رشد فناوریه که دیدن فیلم رو برای علاقه مندای فناوری و آینده جذاب میکنه...اون حس&quot; ضرورت رهبری متمرکز جامعه جهانی&quot; برای حفظ بشریت در مقابل نیروهای شر و خبیث،  مثل خیلی از فیلم های هالیوودی  توی این فیلم هم محسوسه ... افراد مستعد بخش های مختلف جهان (که دارای امید و ظرفیت تغییر جهان هستن) باید پیش این رهبری متمرکز باشن و فعالیت کنن... ایده های آینده نگر و تمرکز بر اثبات توانایی بشر برای تغییر سرنوشت زمین، مواردی هستن که باعث میشن واقعا ارزش داشته باشه آدم فیلم رو ببینه... </description>
                <category>حامد امینی</category>
                <author>حامد امینی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Apr 2019 16:56:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>