<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amir.ghiasifar</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir.ghiasifar</link>
        <description>امیر غیاثی‌فر   استراتژیست و مربی پرسونال برندینگ https://amirghiasifar.com/</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:38:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/80048/avatar/ZWOw0R.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>amir.ghiasifar</title>
            <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرمول تولید محتوا برای پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%81%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%84-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-ztamkawxhsaf</link>
                <description>حتماً شما هم این جمله معروف &quot;Content Is King&quot; یا &quot;محتوا پادشاه است&quot; رو از بیل گیتس خالق مایکروسافت شنیدین که تو سال 1996 برای اهمیت محتوا مطرح کرد. اما چرا همچین جمله‌ای؟ بیل گیتس 25 سال پیش، این جمله معروف رو برای اهمیت روزافزون اینترنت و همچنین اهمیت خلق و تولید محتوا در راستای استراتژی‌ بازاریابی و تمرکز بیشتر در آن عنوان کرده؛ و اما الان چه‌طور؟به جرات میشه گفت زمانی بهتر از الان برای ایجاد و ساخت برند شخصی توسط بازاریابی محتوایی وجود نداشته. امروزه بازاریابی از طریق محتوا، نه تنها از بازاریابی سنتی بهتر عمل می‌کنه، بلکه برندهای شخصی هم گاهی اوقات قوی‌تر و تأثیرگذارتر از برندهای بزرگ با بودجه‌های بازاریابی عمل می‌کنند.با کمتر شدن اعتماد مشتریان به برندهای تجاری و تبلیغات آنلاین، پس برندهای شخصی نسبت به آنها مزیت رقابتی دارند. همچنین به واسطه حضور اینترنت، ایجاد و ساخت جامعه (Community) آنلاین از طریق روش‌های بازاریابی مبتنی بر اعتماد و ارزش متقابل برای افراد آسان‌تر هم شده است.جو پالیزی Joe Pulizzi موسس موسسه محتوای بازاریابی و مولف Epic Content Marketing گفته:خلق محتوای شخصی برای برند من همه چیز هست. من در محیط بازار با محتوایی که خلق و به اشتراک گذاشته‌ام، شناخته شدم. این موفقیت با یک وبلاگ ثابت در سال 2007 شروع شد و بعد در سال 2009 با چاپ چهار کتاب، و بعد از آن با گذاشتن پست در لینکداین و اینترپرنر و در نهایت با محتوای سخنرانی‌های من ادامه پیدا کرد. همه اینها منجر به ایجاد تعهد بین مخاطبین در طول زمان می‌شود، که ما از آن در ساخت مدل کسب‌وکار پایدار خود بیشترین بهره را برده‌ایم. در طول زمان، من برند شخصی «جو» را به موسسه محتوای بازاریابی گسترش دادم، جایی که بتوانم از برند شخصی خودم نهایت استفاده را ببرم. من فکر می‌کنم این باید هدف هر خالق محتوایی باشد که چیزهایی بزرگتر از خودشان را ایجاد کنند.برند شما به طور وسیع و گسترده‌ای از طریق محتوایی که شما خلق و منتشر می‌کنین، تعریف میشه. محتوایی که شما ارائه می‌کنید، به دنیا نشون میده که طرفدار چه چیزهایی هستید، به چه چیزهایی علاقه‌مندید، و همچنین کجاها می‌تونین ارزش‌آفرینی کنین. محتوا نشون میده که شما به عنوان یک فرد حرفه‌ای، چه کسی هستید و چه تخصصی دارید.فکر کنید می‌خواهید در جایی استخدام شوید یا برای یک پروژه‌ای، رزومه خودتون رو ارسال کرده‌اید. فکر می‌کنید چند درصد احتمال داره که کارفرما نام شما را در گوگل جستجو کند؟ وب‌سایت، وبلاگ شما، پروفایل شبکه‌های اجتماعی شما یا شاید چیزهایی بیشتر، که جز نتایج گوگل هست؛ همه اینها با هم خود واقعی شما رو تشکیل می‌دهند.طبق نظرسنجی‌های اخیرCareerBuilder که در سال 2018 انجام شده،47 درصد از کارفرمایان (تقریباً نیمی) اعلام کرده‌اند که اگه نتونن فردی که برای شغلی کاندید شده رو به صورت آنلاین پیدا کنند، احتمال بسیار کمی داره که برای مصاحبه باهاش تماس بگیرند، که از این تعداد،28 درصد گفته‌اند دوست دارند قبل از اینکه با فرد مورد نظر مصاحبه داشته باشند، ازش اطلاعات بیشتری جمع‌آوری کنن و20 درصد هم اعلام کرده‌اند انتظار دارند همه کاندیداهای شغلی حضور آنلاین داشته باشند. جالبه بدونین طبق این نظرسنجی،70 درصد از کارفرمایاناز سوشال مدیا برای تحقیق درباره افراد مناسب برای شغل موردنظر تحقیق می‌کنند؛ همچنین 57 درصد از آنها مطالبی در سوشال مدیای این افراد پیدا می‌کنند که باعث میشه آنها رو استخدام نکنند!!! به این اعداد و درصدها دقت کنین تا اهمیت محتوا در پرسونال برندینگ رو بیشتر متوجه بشید.پس بهتره بگیم: سرمایه‌گذاری در محتوا، سرمایه‌گذاری در برند شخصی شما و همچنین در شغل و تخصص شماست.بازاریابی محتوا اساساً محتوایی ارزشمند برای جذب و درگیر کردن مخاطبان هدف منتشر می‌کنه. کم و بیش هر برندی با هدف ایجاد کسب‌وکار خود از طریق کانال‌های دیجیتال و آنلاین به نوعی تولید محتوا می‌کنه. شما هم به عنوان یک برند شخصی باید همین کار رو انجام دهید ولی چرا؟محتوای شما مهارت‌های شما رو به نمایش می‌گذارد.محتوای شما باعث جذب مخاطب میشه.محتوای شما مخاطبین شما رو درگیر می‌کنه.محتوای شما دسترسی شما رو افزایش می‌دهد.محتوای شما حضور شما رو در رسانه‌های اجتماعی تقویت می‌کنه.چه محتوایی باید خلق کنید؟معمولاً افراد در محتوای شما به دنبال این موارد هستند:آموزشسرگرمیالهام‌بخش بودنبهترین مطالب، ترکیبی از دو یا همه موارد هست. افراد از طریقخواندن، نگاه کردن و گوش دادن از محتوای شما استفاده می‌کنند و شما هم می‌تونین از این نوع محتوا به طور جداگانه یا ترکیبی استفاده کنین. هرچه‌قدر شما توانمندی بیشتری در رویکرد چندرسانه‌ای داشته باشین؛ تعامل مخاطب با شما بیشتر می‌شود. انواع محبوب محتوا عبارتند از :پست وبلاگ، مقاله، اینفوگرافیک، ویدئو، پادکست، کتاب الکترونیکی، کتاب، وبینار، رویداد، اسلاید شو، خبرنامه، تصویر و...همچنین شما می‌تونین انواع مختلف تولید محتوا مانند آموزش، راهنما، فهرست یا لیست، ابزارها، داستان، نظر، نقد و بررسی، مصاحبه، پژوهش و نمونه کار رو ایجاد کنین. سوال اینجاست که شما چه محتوایی باید ایجاد کنید؟فرمول پیشنهادی در کتاب &quot;راهنمای A تا Z برندسازی شخصی&quot; نوشته «ست پرایس و بری فلدمن» اینگونه هست:سبک محتوا + فرمت محتوا + هدف محتوا = Xکه در این فرمول X بی‌نهایت جواب داره. یک راه عالی و منحصربه‌فرد برای حل این معادله شناخته نشده بلکه شما باید در مورد نیازها و رفتار مخاطبین، بازار و همچنین رقبا تحقیق کنید. باید بعضی از فرضیه‌ها و یا احتمالات  رو ایجاد کنین و با تمرکز بر روی نتایج، آنها رو آزمایش کنین. با چیزی که براتون راحت‌تر هست، شروع کنین. ایجاد محتوای با کیفیت متوسط آسان هست و اکثریت هم همین کار رو می‌کنن؛ ولی شما نیاز دارید محتوایی ایجاد کنید که بهتر از آنچه که در حال حاضر وجود داره، باشه نه یک کپی از کارهای دیگران. یادتون باشه در تولید محتوا،کیفیت بسیار مهم‌تر از کمّیتهست. با ایجاد محتوای کمتر که دیدنی و جذاب باشه به نسبت زمانی که حجم زیادی از مطالب معمولی و متوسط رو ارائه می‌کنین، موفقیت بیشتری رو بدست می‌آورید.همونطوری که اشاره شد خلق و تولید محتوا برای ارتباط با مخاطبین هدف هست. محتوای باارزش، قدرت بسیار زیادی داره که می‌تونه مثل آهنربا باعث جذب مخاطبین بشه. شما باید به عنوان یک برند شخصی در وبلاگ، سوشال مدیا و یا سایر کانال‌های ارتباطی‌تون با مخاطبان، تلفیقی از محتوای جالب در فرمت‌های مختلف رو با هدف بدست آوردن ذهنیت و اعتماد به نیازهای برند خودتون ایجاد کنین. یادتون باشه هر آنچه که شما به صورت آنلاین انجام می‌دهید، برند شخصی شما رو شکل میده و اکثر ارتباطات آنلاین شما از طریق تولید و خلق محتوا صورت می‌گیره. تولید محتوا به صورت آنلاین، برای صدا بخشیدن به برند شماست؛ در واقع شما با تولید محتوا در رسانه‌های اجتماعی، وب‌سایت یا وبلاگ خودتون دارای بلندگو هستید؛ دارای رسانه هستید. انگار نشریه یا مجله دارید، جایی که در مورد هر چیزی که انتخاب کنید، صحبت می‌کنین و برند شخصی خودتون رو در معرض نمایش می‌گذارید.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:42:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شایستگی محوری در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-sdiezq7boiwo</link>
                <description>تا حالا به این فکر کردین که«برند» چیست؟! اگه به طور عمومی بخواهیم توضیح بدهیم؛ برند یک ایده واحد و یا مفهومی هست که در ذهن مخاطب تثبیت میشه، به همین سادگی و به همین دشواری! مهم‌ترین بُعد یک برند، یکتایی، تمایز و منحصربه‌فرد بودن آن هست. همین ویژگی متمایز و منحصربه‌فرد بودن هست که به یک برند کمک می‌کنه تا مهم‌ترین فعالیت خودش رو در اجتماع به انجام برسونه. در مورد برند شخصی هم همین طور هست، بارها و بارها بر تمایز و تفاوت‌های بین افراد و برندهای شخصی تاکید کرده‌ایم چرا که جزء قوانین تغییرناپذیر در اصول پرسونال برندینگ هست.برند شما بر پایه «هر چیزی که مربوط به شماست» شکل می‌گیره؛ حتی چیزهایی که احساس می‌کنین همه دارند. ولی نکته‌ای که باید بهش دقت کنین در ترتیب اینهاست. همه ما انسان‌ها خصوصیات، اخلاق، رفتار، استعداد، نقاط قوت و توانمندی‌هایی داریم که در مقایسه با دیگران، متفاوت هست. خودتون رو مثل یک چرخ در نظر بگیرین که هر عنصر مثل نیازها، ارزش‌ها، علائق، شخصیت، خصوصیات گاهی عجیب، تحصیلات، تجربه کاری و... یک پره آن رو تشکیل می‌دهد. در روند پرسونال برندینگ باید دنبال نقطه‌ای باشین که همه اینها به هم می‌رسند و برندتون رو بر پایه آن نقطه‌ی تلاقیِ بی‌همتا بنا کنید.برندسازی شخصی باعث میشه شما به دقت خودتون رو واکاوی کنین و زیر ذره‌بین بگذارید تا بتونین برندتون رو به صورتی واقع‌گرایانه و با اصالت و هویت درست شکل بدهید. تعریف کردنِ خود، پایه و اساس پرسونال برندینگ هست و بدون این کار شما چیزی رو بازاریابی می‌کنین که خودِ واقعی‌تون نیست. بنابراین شما باید چیزهایی که براتون مهم هست رو بررسی کنین؛ مواردی مثل:دانش و مهارت: چیزهایی که می‌تونین یاد بگیرین و اغلب گام‌هایی عملی داره؛استعدادها: ذاتی هستند و نمیشه اونها رو یاد گرفت، ولی کارهایی هست که شما بدون فکر کردن می‌تونین انجام بدهید؛نقطه قوت: وقتی استعدادهاتون رو با دانشی که بدست آورده‌اید و مهارتی که کسب کرده‌اید، ترکیب می‌کنین به نقطه قوت می‌رسین.برند شما را گفته‌های مردم درباره شما شکل می‌دهند، نه آنچه خودتان درباره خودتان می‌گویید.- گای کاواساکی Guy Kawasaki سخنران و نویسنده آمریکایی در حوزه کسب و کاردر دنیای رقابتی امروز و در راستای شناخت بیشتر خودتون، همچنین ایجاد تمایز؛ بهتره با مفهوم شایستگی محوری یا Core Competencyهم آشنا بشیم.مدل شایستگی محوری به عنوان ابزاری برای ایجاد تمایز درکسب‌و‌کار، توسط دو نظریه‌پرداز مدیریت کسب‌وکار به نام های همل Gary Hamel  و پراهالاد  C. K. Prahaladدر مقاله‌ای در سال 1990 به نام The Core Competence of the Corporation ارائه و معرفی شد. به نظر آنها شایستگی محوری عامل اصلی و ویژه برای هر کسب‌وکاری هست که سازمان و کارکنان بر اساس آن فعالیت می‌کنند.مدل شایستگی محوری یک ابزار استراتژیک  هست. بسیاری معتقدند که این استراتژی مربوط به رقابت برای بهترین بودن است. درحالی که اینطور نیست؛ این مدل درمورد متمایزسازی و رقابت برای منحصربه‌فرد بودن است.شایستگی محوری چیزی منحصربه‌فرد و مهمه که یک کسب‌وکار از نظر استراتژیک می‌تونه به خوبی آن رو انجام دهد. بیایید این تعریف رو تجزیه کنیم تا مفهوم آن براتون روشن‌تر بشه:«منحصر به فرد» یا «متمایز» Unique به این معنی که رقبای شما آن رو انجام نمی‌دهند.«مهم» Important به معنای اساسی بودن آن برای کمک به شرکت‌ها در ایجاد فروش است.«خوب بودن از نظر استراتژیک» Strategically well به این معنی که کپی کردن آن برای رقبا دشوار است.درواقع همون‌طوری که اشاره شد؛ شایستگی محوری یک چارچوب استراتژیک است که فرآیند استراتژی رو با تفکر در مورد نقاط قوت اصلی شروع می‎کند. روش‌های دیگه مثل تحلیل و آنالیز SWOT رویکرد بیرونی دارند (outside-in approach) و بازار، رقبا و مشتری رو در نقطه شروع فرآیند استراتژی قرار می‌دهد، یعنی با استفاده از تحلیل نقاط قوت و ضعف، ابتدا شما مشتریان و بازار رو بررسی می‌کنید و بعد با استفاده از این تجزیه و تحلیل سازمان، محصولات و برند شخصی‌تون رو شکل می‌دهید. در حالی که مدل شایستگی محوری برعکس عمل می‌کنه. این مدل بیان می‌کنه که در طولانی مدت، رقابت از توانایی ساخت Core Competence با هزینه کمتر و سریع‌تر از رقبا حاصل می‌شود.درواقع مزیت رقابتی واقعی از توانایی مدیریت‌ و کنار هم‌گذاشتن فناوری technology، مهارت‌ها skills و فرآیندها processes  و تبدیل آنها به یک شایستگی محوری ایجاد می‌شود. این شایستگی محوری منجر به تولید محصولات، خدمات و  برند منحصر به فرد، متمایز و رقابتی در بازار می‌شود.اگه بخواهیم به طور خلاصه بگیم؛ شایستگی‌های محوری در مورد تلاش زیاد برای متمایزسازی و سپس استفاده از این تمایز برای موفقیت در بازار است. افراد و کسب‌وکارهای «من هم» Me too که هیچ چیزی متمایزی برای ارائه به مشتری ندارند، فقط می‌تونند در قیمت رقابت کنند که این با برندسازی متفاوت هست.پس درواقع شایستگی محوری چیزی است که شما رو منحصر به فرد می‌کنه و این مورد معمولاً با پیشنهاد فروش منحصر به فرد یا USP (Unique Selling Proposition) همپوشانی داره. در مقاله تحقیقاتی که همل Gary Hamel  و پراهالاد  C. K. Prahalad در مورد شایستگی محوری، به نام &quot;شایستگی محوری سازمان&quot;  مطرح کردند،سه معیار رو برای بررسی اینکه آیا مهارت شما یک صلاحیت و شایستگی واقعی است یا نه، ارائه می‌دهند.این سه معیار عبارتند از:مرتبط بودن Relevance - باید در بازار کار برای آن تقاضا وجود داشته باشد.موقعیت‌یابی منحصر به فرد Unique Positioning - تکثیر و کپی کردن از آن دشوار باشد.سهولت استفاده Ease of Use - استفاده از این مهارت چقدر آسان است؟الان نوبت شماست. با استفاده از توضیحات بالا، شایستگی محوری خودتون رو بنویسید.یادتون باشه شما می‌تونین متفاوت باشین. هیچ کسی قرار نیست برند شخصی شما رو مدیریت کنه جز خودتون. در روند پرسونال برندینگ، تنها خودتون مسئول آینده‌تون هستید و باید یاد بگیرید که چه‌طور از استعدادهاتون به بهترین شکل ممکن استفاده کنید.برندسازی شخصی به این دلیل شما رو متمایز می‌کنه که در آن تفاوت‌هاتون رو می‌شناسید و بعد یاد می‌گیرید که از آن برای «در ذهن دیگران ماندن» استفاده کنید.داشتن برند شخصی، فردیت شما رو برجسته می‌کنه، از نقاط قوت منحصربه‌فرد شما برای خدمت‌رسانی به دیگران استفاده می‌کنه و به این ترتیب، شما رو از دیگران متمایز می‌کنه.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:18:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعیین مخاطب هدف در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%A8-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-ybykiweeldgu</link>
                <description>یک حقیقت ساده؛ کوچک اما مهم در پرسونال برندینگ این هست که «شما بدون مخاطب نمی‌تونین یک برند داشته باشید.» مخاطبان شما می‌تونن تعداد کمی از مردم، میلیون‌ها نفر یا یه چیزی مابین اینها باشند، ولی باید وجود داشته باشند و نکته اصلی این که شما باید بتونین از طریق برند شخصی‌تون،اعتماد یک مخاطب رو بدست بیاورید. مخاطب شما رو با یک موضوع خاص که مختص خودتون هست، مرتبط می‌کنه. آنها برای پاسخ دادن، یافتن مسیر و هدایت شدن روی شما حساب می‌کنن.مخاطب هدف شما کسانی هستند که لازمه درباره شما بدونند، مثل کارفرماهای احتمالی، گروه‌های اجتماعی، رئیس و یا همکاران، مشتریان و... شما برند شخصی‌تون رو برای این افراد بازاریابی می‌کنین، پس مهم هست که برندتون جهت مشخصی داشته باشه.قبل از اینکه بتونین برند شخصی تون رو به افراد درست معرفی کنین، اول باید بدونینچه کسانی باید درباره شما بدونند، و شما چه چیزهایی برای آنها دارید. مخاطب پرسونال برند، مردم و شرکت‌هایی هستند که منتظرند برند شما رو تجربه و احتمالاً تحسین کنند.یکی از بزرگترین اشتباهاتی که افراد، در ابتدای مسیر پرسونال برندینگ انجام می‌دهند این هست که سعی می‌کنن برای همه جذاب باشند. یک مثال از «برند محصول» بزنیم تا این موضوع بهتر جا بیوفته:به برند شورولت Chevroletفکر کنین. چه چیزی بلافاصله ذهن شما رو به خودش مشغول می‌کنه؟ شورولت اتومبیلی است کوچک، بزرگ، ارزان، گران، کامیون، سواری، و...؟! در گذشته، شورولت، یکی از پرفروش‌ترین اتومبیل‌های آمریکایی بوده که فقط تو سال 1986، شعبه‌های فروش این برند، 1718839 اتومبیل رو بفروش رسوندند. اما تلاش برای رضایت همه گروه‌ها موجب شد که مفهوم و نفوذ برند نادیده گرفته بشه؛ چرا که می‌خواست تمام گروه‌های مردم، مخاطبینش باشن. همین باعث شد که این برند، حرف اول  بازار رو به برندهای دیگه ببازه.قدرت یک برند، نسبت معکوسی با گسترش آن برای تمام مخاطبین هدف داره.در مسیر ساخت و روند پرسونال برندینگ، شما باید بتونین با تعریف برند شخصی تون، به هدف‌تون نزدیک بشوید. برای اینکه بدونین مخاطب هدف شما چه کسانی هستن، باید بتونین به این دو سوال پاسخ بدهید:چه کسی این محصول رو می‌خرد؟کجا می‌خواهم این محصول رو بفروشم؟​شاید با این دو سوال کمی جا بخورین، ولی واقعیت این هست که قراره کسی برند شخصی شما رو بخره و شما دارین اون رو می‌فروشین. پرسونال برندینگ کاری هست که باید خودتون انجام بدهید. اگر محصولتون رو دوست ندارین یا نمی‌دونین چه چیزهایی برای عرضه دارین، باید قبل از تعیین و شناسایی مخاطب هدف‌تون، روی این مسئله کار کنین.برای تعیین این موضوع، باید به این فکر کنین که چه کسی واقعاً مخاطب هدف مناسب شماست تا انرژی، وقت و تلاش‌تون رو برای دنبال کردن آن بگذارید. شروع و پایان محدوده بازار هدف شما، مشتری‌ای هست که تو ذهن دارین. این مشتری می‌تونه کارفرما، شغل، دوستان جدید، چند تیم یا چند شرکت باشه. این مشتری‌ها چه نیازی دارند که برآورده نمیشه؟ شما چه چیزی دارین که ممکنه آنها بخواهند؟مخاطب هدف شما بسته به اینکه بخواهید از برند شخصی‌تون چه استفاده‌ای بکنین، متفاوت هست. اگه از برند شخصی‌ برای پیدا کردن شغل استفاده می‌کنین، باید کارفرماهای احتمالی رو شناسایی کنین. اگه کارآفرینی هستین که می‌خواهید از پرسونال برندینگ برای توسعه کسب‌وکارتون استفاده کنین، مشتری‌های آینده‌تون رو هدف قرار بدهید. اگه از شغل‌تون راضی هستین و می‌خواهید درون شرکت‌تون برند قوی‌تری بسازید، همکاران شما مخاطب هدف شما خواهند بود.«پیتر مونتویا» و «تیم وندیهی» در کتاب «برند خودت باش» The Brand Called You ذکر کردند که :همه چیز به مشتری برمی‌گردد.شما برای اینکه با ساخت برند شخصی، قدم به قدم به سمت اهداف خودتون پیش بروید، باید مشتریان و مخاطبان بهتری رو جذب کنین و آنها رو به عنوان قلب و روح کسب‌وکار خودتون قرار بدهید. این معادله موفقیت هست که در این کتاب راجع بهش صحبت کرده:برند شخصی خوب = مشتریان بهتر = کسب‌وکار بهتر و سودآورتربازار هدف، یک دنیای واقعی از مخاطبانی هست که برای جذب آنها به سمت خود و ملاقات با آنها به این بازار وارد می‌شوید و برند شخصی خودتون رو برای آنها بازاریابی و مارکتینگ می‌کنید. بازار هدف، متشکل از گروهی از مخاطبان هست که می‌تونه با مجموعه‌ای از خصوصیات بیرونی، شامل منطقه جغرافیایی، سبک زندگی، سرگرمی‌ها، درآمد، نژاد، سطح زندگی، حرفه تخصصی، اعتقادات مذهبی یا اخلاقیات تعریف بشه. حتی می‌تونین بازار هدفی داشته باشین که تنها شامل افرادی باشه که تو یک شرکت کار می‌کنن. در هر حال، وظیفه شما به عنوان یک برند شخصی این هست که بازار هدف خودتون رو شناسایی و تعریف کنین، آن را بسنجید، خصوصیات آن رو بشناسید و در نتیجه به بهترین موقعیت‌ها برای جذب مشتری ایده‌آل بیشتر دست پیدا کنین.استفاده از روش ACE«سوزان گارنری» Susan Guarneri، به الهه ارزیابی شغلی معروف هست، روش خاصی برای پیدا کردن مخاطب هدف معرفی کرده که خودش ازش استفاده می‌کنه. سوزان در گام اول از مراجعان خودش می‌خواهد که خودشون رو 360 درجه ببینند. در دنیای کسب‌وکار، معمولاً از اصطلاحارزیابی 360 درجه استفاده میشه. قضیه این هست که شما خودتون رو از هر نظر و هر جنبه‌ای ببینید و ارزیابی کنید. نقاط قوت و ضعف، استعدادها، علاقه‌مندی‌ها، توانایی‌ها و ارزش‌هاتون رو بررسی کنید. همچنین اجتماعی که با آن ارتباط دارید. از طرفی نظرات دیگران درباره خودتون رو بشنوید، مثلاً تو محل کار، از نظر رئیس، همکاران و.. و همچنین از نظر خانواده، دوستان، درباره برند شخصی‌تون، شخصیت، رفتار و منش، شغل‌تون و ... بازخورد بگیرید. با این کار شما می‌تونین بفهمین که نظر خودتون درباره خودتون، با نظر دیگران چه تفاوت‌هایی داره. در گام بعدی با استفاده از روشی که خودش نامش رو روش ACE گذاشته، به این اطلاعات بیشتر پرداخته میشه. این روش ابزار عالی برای شناسایی کارفرمایان احتمالی و مخاطبین هدف هست. این روش از حروف ابتدایی سه کلمه Assess به معنی ارزیابی، Clarify به معنی شفاف‌سازی و Evaluate به معنی ارزیابی و سنجیدن تشکیل شدهکه شامل مراحل زیر هست:ارزیابی همه جنبه‌های شخصی و شغلی‌تون:شغل و شبکه روابط در کسب‌وکارشغل و هدف‌های شخصیتحصیلات و آموزشدانش صنعتی و مهارت‌هاگواهی‌ها و مدارکمهارت‌های انگیزشی (مهارت‌هایی که هم در آنها خوبید و هم از آنها لذت می‌برید)اشتیاق و علایقبرند شخصیتیپ شخصیتیاستعدادها و توانمندی‌هاارزش‌های کلیدیتجربیات کاریشفاف‌سازی آنچه مهم است:سه مهارت انگیزشی اصلی/ مزیت رقابتی شماسه علاقه اصلی شماسه ویژگی اصلی برند شخصی شماوعده منحصر بفرد برند شماارزیابیِ موارد متناسب برای چیزهایی که براتون مهم هست:شغل یا مشتری رویایی شمامحیط کاری دلخواه‌تون (اینکه در کدام بخش، صنعت و شرکت می‌خواهید کار کنید)پروژه‌های مورد علاقه یا راه‌های مناسب برای مسائل شما برای کسب بهترین نتایجگارنری اشاره می‌کنه که اگه به روشنی بدونین دقیقاً چه می‌خواهید و بتونین ارزش‌هاتون رو بیان کنید، اگه مشخص کنین چه چیزی قرار هست ارائه کنین و بدونین کدوم مخاطب هدف به آن جذب می‌شود، و اگر فعالانه پیگیر مخاطب هدفتون باشین، فرصت‌های طلایی براتون اتفاق میوفته.در گام بعدی شما به عنوان یک برند شخصی بعد از تعریف مخاطب هدف، باید درباره آنها تحقیق کنین. وقتی مخاطب هدف‌تون رو شناسایی کردین، باید تا جایی که می‌تونین درباره آنها اطلاعات بدست بیاورید. یادتون باشه، آگاهی قدرت هست. اگه درباره مخاطبین خودتون خوب تحقیق کرده باشین، می‌تونین با اعتماد به‌نفس بیشتری سراغ کسانی بروید که لازمه درباره شما بدونن.ویژگی‌های روان‌شناختی و جمعیت‌شناختی بازار رو درنظر بگیرین.وقتی در مورد مخاطب هدف برند شخصی‌تون تحقیق می‌کنین، اطلاعاتی بدست می‌آورید که دو دسته هستند:جمعیت‌شناختی:ویژگی‌های آماری جمعیت، از جمله جنسیت، نژاد، قومیت، سن، وضعیت شغلی، وضعیت مالی، موقعیت مکانی و...روان‌شناختی:سبک زندگی مشتریان رو درنظر بگیرید تا حدودی با علاقه‌مندی‌ها، نفرت‌ها، فعالیت‌ها، گرایشات و عقاید آنها آشنا می‌شوید.پس از اینکه بازار هدف‌تون رو تعیین و درباره‌اش تحقیق کردین، باید مطمئن بشین که اقدامات شما با نیازهای مخاطبین شما تناسب داره. به عبارت دیگر، باید به برند شخصی خودتون پایبند و متعهد بمونین. مخاطب هدف شما زمانی با شما تناسب داره که هم از نظر ویژگی‎های جمعیت‌شناختی و هم روان‌شناختی با هدف‌ و پیام برند شخصی شما جور باشه.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:12:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقایق تلخ فرآیند پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-moov22j9p7bm</link>
                <description>برند شما چیزی جز شناخت خودِ واقعی شما نیست. شما الان هم یک برند شخصی هستید. هر چیزی به غیر از خود واقعی شما به کار نمیاد. شما برند شخصی رو ایجاد نمی‌کنید بلکه، با آن زندگی می‌کنین. برند شما همون چیزی هست که در مورد شما حقیقت داره.ساختن برند شخصی می‌تونه هیجان‌انگیز و کمی ترسناک باشه. برای اینکه این روند رو درست انجام دهید، باید وقت بگذارید تا صادقانه خودتون رو بشناسید و بفهمید انگیزه واقعی کارهاتون چیست. تنها پس از شناخت نقاط قوت خودتون می‌تونید گام‌های بعدی رو بردارید که شامل شناسایی بازار هدف، متمایز کردن خودتون از رقیب‌ها، اطلاع رسانی درباره برندتون به کسانی که نیاز دارند شما رو بشناسند و یادتون نره که باید نشان‌دادن پرسونال برند در هر جنبه از زندگی‌تون با کنترل و مدیریت شما باشه.و اما ...حقایقی سرد و کمی خشن در مورد پرسونال برندینگ هست که قبل از شروع باید بدونین. نسبت به فرآیند پرسونال برندینگ درک‌های غلط بسیاری وجود داره که اگه می‌خواهید قدم در ساخت برند شخصی‌تون بگذارید، به این واقعیت‌ها نیاز دارید.«پیتر مونتویا» و «تیم وندیهی»  تو کتاب«برند خودت باش» (The brand called you)  در مورد واقعیت‌های فرآیند ساخت برند شخصی مطالبی رو عنوان کردند که دونستن‌شون برای شروع لازمه.فرآیند ساخت برند زمان‌بر هست.  یک فرد باهوش که می‌خواهد یک برند شخصی بسازه، می‌تونه عناصر یک برند بزرگ رو در جایی دیگر گرد هم بیاره، اما این برند با آهنگ حرکت خودش رشد خواهد کرد. برندها اعتماد می‌طلبند و اعتماد تنها با زمان بدست می‌آید نمی‌تونین اون رو در کارگاه یا کارخونه‌ای بسازید. «اُپرا وینفری» نمونه‌ای کامل از رشد یک برند بی‌ریا و صمیمی، موفق و در معرض دید دیگران، در طول زمان هست. او پیش از اینکه به چهره‌ای بانفوذ و جهانی در رسانه‌ها تبدیل شود، سال‌ها برای اجرای برنامه تلویزیونی خود و کمک به دیگر زنان جامعه آمریکا وقت گذاشت. حتی بهترین گروه‌های تبلیغاتی برای ساخت برند شخصی، شش ماه تا یک سال زمان اختصاص می‌دهند تا به نتایج قابل توجه دست پیدا کنند و مهمه که انتظارات شما از خودتون بجا باشه. نباید فکر کنین که می‌تونین در یک هفته تجارت جدیدی رو شروع کنین، چون مطمئناً زود بی‌انگیزه می‌شوید و جا می‌زنین.برندها به صورت سازمان‌یافته رشد می‌کنند. برندهای شخصی در سطح اجتماع محلی و بر پایهروابط کسی که پشت آن برند ایستاده و براساس پیام‌هایی که بین او و دیگرانی که با آن برند برخورد دارند، رد و بدل می‌شوند، و پیشرفت می‌کنن. مردم با کمک روابط عمومی خردمندانه و حضور اجتماعی مستمر شما احساس می‌کنن که می‌تونن به شما اعتماد و با شما ارتباط برقرار کنن. در دنیایی زندگی می‌کنیم که شک‌گرایی موج می‌زنه، بنا بر این نمی‌تونین یک پرسونال برند رو به زود به خورد دیگران بدهید، چون برخورد بدی با آن خواهد شد. باید برند خودتون رو در زمین بکارید، از آن نگهداری کنین و بگذارید رشد کنه.برندها عقل‌گرا نیستند. جلسه‌ای رو تصور کنین که آژانس تبلیغاتی وایدن کندی (Wieden + Kennedy) شعار تبلیغاتی «انجامش بده!» (Just Do It!) رو برای شرکت نایکی خلق کرد. این شعار هیچ ربطی به کفش نداشت، ولی در تاریخ ماندگار شد. چرا؟ چون ساخت برند، مرتبط با احساس هست. مردم به این دلیل شما رو انتخاب نمی‌کنن که به عنوان یک دندان‌پزشک در بهترین دانشگاه تحصیل کرده‌اید، یا گستره وسیعی از پیشنهادات سرمایه‌گذاری رو ارائه می‌دهید. آنها شما رو به این دلیل انتخاب می‌کنن که «احساس» خوبی به آنها می‌دهید. وقتی برند خودتون رو می‌سازید، باید روی طبیعت غیرعقل‌گرای فرآیند تصمیم‌گیری حساب کنین.برندها نیازمند تعهد کامل هستند. به گفته «دیوید باخ»، که یکی از شرکای گروه باخ، سخنران انگیزشی و نویسنده کتاب‌های پرفروشی در آمریکا در حوزه ارزش‌آفرینی، مدیریت مالی و سرمایه‌گذاری هست، وی در اصل با پایداری‌اش در مسیر و زمانی که داشت شعار «پولدار شوید» رو می‌ساخت و همچنین با انتشار 9 کتاب در طول 9 سال، برند خودش رو بنا کرد. بیشتر برندهای بزرگ با پایداری مطلق و تداوم درست شده‌اند. هیچ جادویی در کار نیست، بلکه تنها کار زیاد و تصمیم‌گیری هوشمندانه لازم هست.فرآیند ساخت برند همیشه نتیجه‌ای به همراه دارد. این روزها حرف‌های زیادی می‌شنوید که فرآیند پرسونال برندینگ بی‌تاثیر هست. این حرف، بی‌معنی است. فرآیند ساخت برند همیشه نتیجه می‌دهد. چیزی که هست این که نتیجه‌اش می‌تونه به نفع یا ضرر شما باشه، اما همیشه نتیجه‌ای به همراه داره. یک برند فردی جذاب و قدرتمند می‌تونه کسب‌وکار شما رو بهبود بخشد و سود شما رو افزایش بده؛ در حالی ‌که یک برند کاذب و با پشتیبانی ضعیف، پول شما رو هدر خواهد داد و به کسب‌وکارتون هم آسیب می‌زنه. سوال اینجاست که فرآیند ساخت برند چه‌طور می‌تونه به نفع شما عمل کنه؟!نکته مهم دیگه‌ای که تو این بخش از کتاب مطرح شده، این که «وقتی پرسونال برندینگ رو شروع می‌کنین، هیچ راه بازگشتی وجود نداره.»کسب‌وکار می‌تونه خشن باشه. واقعیت این هست که وقتی برندی رو به وجود میارید و روانه بازار می‌کنین، به اون متعهد می‌شوید. هر کاری که در زندگی حرفه‌ای خودتون انجام می‌دهید و حتی برخی کارهایی که به صورت عمومی در زندگی شخصی‌تون انجام می‌دهید، روی برند شخصی شما تاثیرگذار هست. هر برندی چیزی شبیه یک کشتی روی دریاست؛ دائماً در شرایطی متوازن قرار داره که در آن نیروی باد کشتی رو به جلو می‌بره و نیرویی مشابه می‌خواهد دکل‌ها و عرشه کشتی رو نابود کنه. هر تصمیم اشتباه در تنظیم سکان کشتی یا تشخیص وضعیت آب و هوا باعث میشه آژیر خطر به صدا دربیاد و...یک برند شخصی هم در وضعیتی ثابت و حساس بین تعهد شما با بازار و رفتارهای روزانه شما قرار داره. وقتی برند خودتون رو خلق می‌کنین، هر کاری که انجام می‌دهید، یا موافق یا در تناقض با آن عهد و پیمان هست. شکست‌های متعدد یا رفتارهای متعددی که در تناقض با تعهد پرسونال برند شما باشه، برند شما رو نابود می‌کنه. کم‌کم دیگران احساس می‌کنن که قول‌های شما دروغ بوده و نمیشه به شما اعتماد کرد.به همین خاطر هست که وقتی پرسونال برندینگ رو شروع می‌کنین، هر کاری که انجام دهید، در جهت ساخت آن برند هست، هر چیزی از جمله :چیزی که سوار آن می‌شوید و آن رو می‌رانید.چیزی که می‌پوشید.جایی که غذا می‌خورید.کار خیریه‌ای که انجام می‌دهید.محلی که در آن عبادت می‌کنید.اینکه نمای بیرونی ساختمان شما چه قدر تمیز هست.اینکه خانه شما چه‌طور به نظر می‌رسه.چگونه با دیگران دست می‌دهید.و....وقتی پرسونال برندینگ رو شروع کردین و به ایجاد برند شخصی متعهد شدین، درواقع ملزم به انجام دادن آن هستین. به همین دلیل، خیلی حیاتی هست که برند شما نمایانگر آنچه واقعاً هستید، باشه؛ یعنی چیزی که به آن اهمیت می‎دهید، از آن لذت می‌برید و اینکه چه‌طور زندگی می‌کنین. اگر برند شما اصالت نداشته باشه، یعنی دقیقاً ماهیت «شما» رو نشون نمی‌دهد، در بلند مدت نمی‌تونین ازش پشتیبانی کنین.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:08:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرسونال برندینگ در عصر کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-gkzyccm6xmte</link>
                <description>جهان در سال 2020 با پدیده عجیبی برخورد کرد که باعث شد تمامی فعالیت‌ها، خدمات، اتفاقات، روند و جریان زندگی با توقف و تغییر روبرو بشه؛ پاندمی کرونا و قرنطینه. درحالی که به واسطه پیشرفت‌های علم و تکنولوژی زندگی بشر با سرعت سرسام‌آوری رو به رشد بود؛ کسی انتظار نداشت ولی ناگهان ویروس کووید -19 باعث شد دکمه توقف و Pause زندگی زده بشه. علاوه بر بیماری کرونا و بحران سلامتی، بسیاری از مشاغل، صنایع، سازمان‌ها و شرکت‌ها در سراسر جهان با مسائلی روبرو شدند که بیش از این سابقه نداشت؛ از جمله صنعت توریسم و گردشگری، صنعت فشن، صنعت غذا و ... حتی تغییرات زیادی در روابط انسانی، روابط بین فردی، مسائل کاری هم پیش اومده که همه دنیا سعی داریم خودمون رو با این تغییرات منطبق و سازگار کنیم. تو این دوران وجود اینترنت و بستر پلتفرم‌های آنلاین نقش خیلی مهمی رو تو زندگی ما و برقراری ارتباط با دیگران، همچنین زندگی کاری و حتی سلامتی بازی کردند که باید قدردان‌شون باشیم.با شیوع ویروس کرونا و آغاز قرنطینه، میلیاردها انسان در سراسر جهان زندگی به صورت مجازی یا Virtual رو بیش از قبل تجربه کردند. طبق گزارشی که فیسبوک اعلام کرده:استفاده از پیام‌رسانی تو هر دو اپلیکیشین واتس‌اپ WhatsApp  و مسنجر Messenger بیش از 50 درصد افزایش داشته.مکالمات تصویری گروهی مسنجر بیش از 70 درصد افزایش داشته و مکالمه تصویری در واتس‌اپ بیشتر از دو برابر شده.میزان مراجعه مردم آمریکا از فیس‌بوک به سایر وب‌سایت ها هفته به هفته بیش از 50٪افزایش یافته.با توجه به اینکه افراد زمان آزاد بیشتری نسبت به گذشته داشتند این افزایش تقاضا تو سوشال مدیای دیگه مثللینکداین، توییتر، اینستاگرام و..هم مشاهده شد. نکته مهمی که باید تو این دوران بهش دقت کرد این هست که، با توجه به این تغییرات در روند زندگی و کار، همچنین گسترش مباحثی مانند WFH یا کار از خانه، افراد دیگه کمتر به طور مستقیم و رودررو با هم در ارتباط هستند. فضاهای مثل نمایشگاه، جشنواره، سمینار، کنفرانس، ایونت و گردهمایی و... کمتر به صورت حضوری اتفاق میوفته و بیشتر در فضای آنلاین برگزار میشه. در حالی که اقتصاد جهانی با ضربه گسترده‌ای روبرو شده که احتمالاً پیامدهای طولانی مدتی نیز در پی خواهد داشت، پلتفرم‌های دیجیتال نرخ مشارکت بالاتر از هر زمان دیگری رو مشاهده می‌کنن، افراد بیشتری به دنبال اطلاعات و همچنین سرگرمی هستند در نتیجه توجه خودشون رو در سوشال مدیا و برنامه‌های آنلاین متمرکز می‌کنند.تمامی این اتفاقات می‌تونه فرصت خوبی برای شما باشه تا پرسونال برندینگ انجام بدین و برند ساخته شده رو در فضای آنلاین گسترش بدین. اما چه‌طور می‌تونین این کار رو انجام بدین؟ چه‌طور می‌تونین خودتون رو به عنوان یک برند شخصی معرفی کنین، جایگاه مناسب خودتون رو پیدا کنین و نظر مخاطب مورد نظرتون رو به سمت خودتون جلب کنین؟همون‌طوری که می‌دونین پرسونال برندینگ چیزی فراتر از داشتن پروفایل و فعالیت در لینکداین و اینستاگرام یا هر سوشال مدیای دیگه است. گام‌های اول پرسونال برندینگ از شناخت درست و ارزیابی صادقانه از خودتون شروع میشه. از شناسایی نقاط قوت و توانمندی‌هایی که مختص خود شماست، تا تمایز و ایجادبرند با اصالت و هویت که مسیر ساخت برند شخصی هست. فعالیت صرف در سوشال مدیا، چیزی جز سلف پروموتینگ Self-Promoting و یا سلف مارکتینگ Self-Marketing نیست. برای داشتن اعتبار و هویت اصیل، باید قدم‌های اولیه برندسازی رو آگاهانه و با ارزیابی درست انجام بدین.بسیاری از ایده‌های عالی و کسب‌وکارهایی که می‌تونستن موفق باشن، به دلیل اینکه نتونستن توجه دیگران رو جلب کنن و  آگاهی Awareness ایجاد کنن، از بین رفتن. در موردپرسونال برندینگ هم دقیقاً همین‌طور هست. اگه برندهای شخصی نتونن جایگاه خودشون رو در بازار هدف پیدا کنن و تمایز خودشون رو به گوش دیگران برسونن، افول می‌کنن و زود فراموش میشن. تصور اینکه خودتون رو بزرگ کنید و در مورد دستاوردهاتون برای بقیه صحبت کنین، شاید برای اکثرمون سخت، غیرطبیعی و حتی ناخوشایند باشه، اما برای اینکه برند شخصی ساخته شده رو معرفی و براش بازاریابی کنین، حتماً باید از منطقه امن خارج بشین و برای موفقیت هرچه بیشتر، خودتون، برندتون و تخصص‌تون رو در معرض دید و توجه قرار بدین.سایمون موزر  Simon Moser متخصص ارتباطات و کارآفرین اروپایی که به صورت تخصصی در بازارهای جدید مانند تکنولوژی برتر High-Tech ، فین تکFintech (فناوری مالی) متمرکز است و در سال 2018 یکی از بنیانگذاران Strain Insider بود که به رسانه برتر آنلاین اروپا تبدیل شده است؛ در این خصوص توضیحاتی داده:&quot;به عنوان یک متخصص، برند شخصی شما فقط محصول یا خدماتی نیست که به دنیا می‌فروشید بلکه خودتان هستید. اپرا وینفری یا کارداشیان‌ها رو در نظر بگیرید؛ برند آنها فقط محصولاتشان نیست بلکه تصویر شخصی آنها هم هست. در واقع، برند شخصی شما می‎تونه چیزی باشه که سایر فعالیت‌های شما رو دربرمی‌گیره و باعث موفقیت آنها هم میشه.&quot;بارها و بارها تاکید شده که برندسازی شخصی یک پروسه همیشگی هست و یک شبه اتفاق نمیوفته. شما باید برای پرسونال برندینگ و توسعه برند شخصی‌تون، اقدامات زیادی انجام بدین.ممکنه وقتی به برند شخصی فکر می‌کنین، بلافاصله &quot;مدل لباس&quot; یا &quot;ورزشکار&quot; یا &quot;هنرمند&quot; خاصی به نظرتون برسه، ولی برندسازی شخصی فقط برای سلبریتی‌ها و یا آدم‌های معروف نیست، بلکه برای افراد متخصص و حوزه‌های مختلف باید پرسونال برندینگ انجام بدهند. همیشه یکی از مهم‌ترین سوالاتی که پیش میاد اینکه چه کارهایی باید انجام بدیم تا مخاطب با شنیدن اسم شما درباره شما فکر کنه و همون درک و احساسی رو داشته باشه که مدنظرتونه. برای پاسخ به این سوال قبل از هر چیز دیگه‌ای، باید مخاطب هدف یا ایده آل خودتون رو بشناسید.درک و شناخت درست از مخاطب هدف، کلید اساسی برای تعریف و تنظیم بیانیه ماموریت برند شما Brand Statement و سایر اقداماتی هست که در راستای پرسونال برندینگ باید انجام بدین مثل وب سایت شخصی و تولید محتوا در رسانه‌های اجتماعی و...مطالعه ای که اخیراً از طرفانجمن آژانس‌های تبلیغاتی آمریکا American Association of Advertising Agencies انجام شده،نشون میده که 43٪ از مصرف‌کنندگان شنیدن اسم برندها رو اطمینان‌بخش می‌دونن. همچنین، 56 درصد افراد گفتن دوست دارند بدونن که برندهای مختلف در طول همه‌گیری و شیوع پاندمی چه کمک‌های خیرخواهانه‌ای رو انجام دادن. فقط 15٪ گفتند که ترجیح می‌دهند از شرکت‌ها و سازمان‌ها خبری نداشته باشند. طبق این تحقیقات، مشخص شده که در این زمان‌های بحرانی، لازمه برندها برای همگام شدن با تغییرات سریع، انعطاف‌پذیری داشته باشن و نسبت به اتفاقاتی که برای مردم میوفته حساسیت بیشتری نشون بدهند.با توجه به تمامی این موارد، بد نیست نگاهی هم به دموگرافیکی که گروه DSMN8 ارائه داده، بیندازیم. چرا که اگه قرار باشه برند شخصی تاثیرگذار و با کارایی داشته باشید، باید این نکات رو هم به خاطر بسپارین.همون‌طوری که تو تصویر مشخصه؛ در این اینفوگرافیک اهمیت ساخت برند شخصی در رسانه‌های اجتماعی در سال 2020 رو مورد بررسی قرار داده‌اند. سوشال مدیا به عنوان ابزاری مهم و اساسی برای افراد متخصص و حرفه‌ای به شمار میره که می‌تونه در گسترش و توسعه پرسونال برندها کمک کنه. همچنین رسانه‌های اجتماعی،اینفلوئنسر مارکتینگ و ابزارهای ساخت و تولید محتوا، بستری برای پرسونال برندینگ فراهم کرده‌اند که خیلی راحت می‌تونیم نتورک‌سازی و با دیگران ارتباط برقرار کنیم، و هم اینکه احساس و ادراکی که دیگران دارند رو به سمت و سویی مدیریت کنیم که مدنظرمون هست.از مزایای اصلی برندسازی شخصی میشه به نکات زیر اشاره کرد:شما با ساخت و توسعه برند شخصی در پلتفرم‌هایی مثل LinkedIn، تمایز خودتون در جامعه متخصصین رو مشخص می‌کنین. با اینکار برای مشاغل مختلف، شما امکان استخدام شدن بالاتری رو دارید. همچنین به خاطر اینکه پرسونال برندینگ، فرآیندی هست که از درون فرد آغاز میشه، در نتیجه نحوه تفکر و نگرش افراد رو هم عوض می‌کنه. برندهای شخصی قوی، تفکر و توانایی رهبری دارند، به همین دلیل به عنوان مرجعی تو حوزه تخصصی خودشون شناخته میشن.پس تا جایی که می‌تونین توسعه و ساخت برند شخصی‌تون در پلتفرم‌هایی مثل اینستاگرام و لینکداین رو فراموش نکنین. همانطوری که با مخاطبان خودتون ارتباط برقرار می‌کنین، می‌تونین روابط حرفه‌ای تو اکوسیستم برند شخصی‌تون بسازین. با گذشت زمان، مجموعه بزرگی از طرفداران و فالوورهای اختصاصی خواهید داشت که برای موفقیت شما مثل سرمایه هستند.طبق تحقیقاتی که انجام شده، 86 درصد از آمریکایی‌ها و 81 درصد از مردم کانادا معتقدند که بحران کرونا، شرایط عادی و نرمال جدیدی &quot;New Normal&quot; ایجاد کرده که تاثیر پایداری بر جوامع و جهان خواهد گذاشت.مطالعات طولانی مدت نشون می‌دهد که روش صحیح در برخورد با بحران‌ها و دوران عدم اطمینان اقتصادیافزایش - نه کاهش -بازاریابی هست. چه در مورد برند شخصی، چه در مورد برند سازمان یا محصول و خدمت.  حتماً آخرین چیزی که شما می‌خواهید اینه که در یک نقطه پا گیر شوید و دوباره موقع رشد مجدد اقتصادی از رقباتون عقب بیوفتین. داشتن مزیت رقابتی و تمایز در عصر Covid-19 کافی نیست، برندسازی شخصی باید با شرایط نرمال جدید سازگار باشه و شناخت و درک درست از &quot;خود&quot; به این فرآیند کمک زیادی می‌کنه.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 15:04:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هدف‌گذاری پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-fbl6fk1suekv</link>
                <description>هدف‌گذاری در پرسونال برندینگتمام زندگی ما از اول تا پایان، مجموع انتخاب‌هایی هست که می‌کنیم. درباره این موضوع فکر کنید «هرچیزی که الان در زندگی شما وجود داره، به این دلیل هست که شما قبلاً در مورد چیزی، یک انتخاب کرده‌اید.» مهم‌ترین انتخاب‌هایی که ما می‌تونیم تو زندگی‌مون داشته باشیم، اهداف‌مون هستند. اهداف ما و انتخاب اهداف هستن که جریان و روند زندگی ما رو شکل می‌دهند.از نظر شما موفقیت چه معنی‌ای میده؟ انسان موفق چه ویژگی‌هایی داره؟ یک برند شخصی موفق چی؟موفقیت تنها یک معنی داره و انسان موفق هم یک تعریف. موفقیت یعنی رسیدن به هرچیزی که مدنظرمون هست. انسان‌های موفق، اهداف خیلی صریح و شفافی دارن. آنها می‌دونن چه کسی هستند و دنبال چه چیزی. آنها اهدافشون رو می‌نویسند و برای بدست آوردنشون برنامه‌ریزی می‌کنن. همچنین در مورد برند‌های شخصی هم همینظور هست. برند شخصی موفق می‌دونه وعده و پیام برندش چی هست و به دنبال چه اهدافی هست. بالعکس، آدم‌های ناموفق اهدافشون رو مثل یه تیله‌ای که تو قوطی سرگردان هست، تو سرشون حمل می‌کنن. بدون هدف‌های مکتوب، آدمها تیرشون به سنگ می‌خوره.وقتی اهداف‎تون رو تعیین می‌کنین، چیزی جدید رو برای جستجو و تمرکز به مغزتون میدین. «دارن هاردی» تو کتاب «اثر مرکب» نوشته:تعیین اهداف شبیه این است که به ذهن‌تان چشم‌های جدیدی می‌دهید تا از طریق آنها همه مردم، رویدادها، مکالمات، منابع، ایده‌ها و خلاقیتی که شما را احاطه کرده است، ببیند. با این دید جدید (برنامه درونی) ذهن‌تان شروع می‌کند به تطبیق دادن محیط خارج با آن چیزی که از درون خیلی خواهان‌اش هستید؛ یعنی هدف‌تان. به همین سادگی است. بعد از اینکه آشکارا هدف‌تان را تعیین کردید، در این که چگونه جهان را تجربه می‌کنید و ایده‌ها، فرصت‌ها و دیگران را به زندگی‌تان فرا می‌خوانید، تفاوتی عمیق به وجود می‌آید.خیلی وقتا پیش میاد وقتی دنبال رسیدن به اهداف‌مون هستیم، به خودمون میگیم حالا که هدف رو پیدا کردم، برای رسیدن به این اهداف باید چه کارهایی انجام بدم؟ این سوال، سوال خوبی هست، ولی اولین سوالی که باید از خودمون بپرسیم اینه که«باید به چه کسی تبدیل بشم؟»هدف‌گذاری در برندسازی شخصی، یعنی پل زدن از آنچه هستید به آنچه می‌خواهید باشید. حرکت به عرصه هدف‌گذاری به این مفهوم هست که اندیشه‌ها و تفکراتی که تو ذهن‌تون دارین و همچنین تمام ارزش‌های قلبی‌تون (فرآیند درونی) رو به مرحله عمل که فرآیند بیرونی هست، برسونین. تعیین هدف، برنامه‌ای رو پیش روتون میگذاره تا برند شخصی‌تون رو بسازین و به شما نشون میده برای اجرای برنامه‌تون چه تغییراتی باید ایجاد کنین.«زیستن راستین زمانی است که تغییرات کوچکی رخ دهند.»​- لئو تولستویرندی بوسین Randi Bussin مربی برندسازی شخصی و مشاور شغلی، در رابطه با استراتژی هدف‌گذاری در پرسونال برندینگ میگه هدف‌گذاری برای تغییرات شغلی، جستجوی کار و برندسازی شخصی اهمیت حیاتی داره به دلایل زیر:هدف‌گذاری کمک می‌کنه به روشنی بفهمید دنبال چه‌چیزی هستین.هدف‌گذاری کمک می‌کنه بفهمید چه چیزهایی ممکنه مزاحم یا مانع موفقیت شما بشه.هدف‌گذاری و نوشتن اهداف، کمک می‌کنه به ذهن ناخودآگاه‌تون برنامه بدهید و قدرت‌های ذهنی‌تون رو فعال کنین که توانایی دستیابی به این هدف‌ها را در شما ایجاد می‌کنه.هدف‌گذاری به شما انگیزه میده مخصوصاً وقتی در جامعه پرسرعتی که داریم در آن زندگی می‌کنیم، احساس فشار می‌کنین.هدف‌گذاری باعث میشه تو کار و زندگی‌تون موفقیت، درآمد و رضایت بیشتری داشته باشین.شاید براتون جالب باشه بدونین  تنها 3 درصد از افراد بزرگسال، هدف دارند و هدف‌هاشون رو می‌نویسن. جالب‌تر اینکه براساس مطالعاتی که تو این زمینه صورت گرفته، تنها 8 درصد از افراد به اهداف‌شون می‌رسن. مطالعاتی که در زمینه «تاثیرات تعیین هدف بر عملکرد» صورت گرفته، نشون داده که تو 90% از این موارد،اهداف خاص و چالش برانگیز منجر به بالا رفتن عملکرد افراد میشه؛ چرا که داشتن هدف، با هدایت توجه و تمرکز، سرو سامان دادن تلاش‌ها، افزایش پایداری و پشتکار و همچنین ایجاد انگیزه در توسعه استراتژی فردی بر روی بالارفتن عملکرد تاثیر می‌گذاره.تو مباحث کوچینگ هم از ابزارهای مختلفی برای مربی‌گری پرسونال برندینگ استفاده میشه، از جمله ابزار GROW که در مرحله Goal و هدف‌گذاری، همیشه عنوان میشه که هدف باید کاملاً مشخص و شفاف(Specific) ، قابل اندازه‌گیری(Measurable) ، در دسترس(Achievable) ، واقعی (Realistic) ، قابل زمان‌بندی(Time Based) و در یک کلام SMART باشه.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 14:30:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر نقاط قوت و ضعف در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D9%82%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%B6%D8%B9%D9%81-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-bezahpdefaqc</link>
                <description>تو روند پرسونال برندینگ، همیشه صحبت از شناخت درست و صادقانه از خودمون هست، اینکه بدونیم چه ویژگی‌های مختص فردی داریم که باعث شکل‌گیری هویت فردی، کاراکتر مختص خود و در نهایت تمایز میشه. چرا که پایه‌های اصلی ساخت برند شخصی بر اصالت و هویت بنا میشه.  هر برند شخصی باید با بررسی دقیق و موشکافانه از خودش، توانایی‌ها، استعدادها، تخصص و مهارت‌هاش به شناخت و ارزیابی درستی برسه تا بتونه مسیر پرسونال برندینگ رو براساس اطلاعات بدست آمده، مشخص و متناسب طراحی کنه و قدم به قدم این آگاهی رو به دیگران هم معرفی کنه.به این نوشته از «جولیا کامرون» تو کتاب «راه هنرمند» دقت کنید:چخوف اندرز داده: «اگر می‌خواهید بر روی هنرتان کار کنید، بر روی زندگی‌تان کار کنید.» این اندرز بیان دیگر این نکته است که برای بیان خود، نخست باید «خودی» داشته باشیم تا آن را بیان و عیان کنیم... فرآیند همسانی جستن با جنبه‌ای از «خود» به ناچار هم از دست دادن و هم حصول و بدست‌آوردن را دربر می‌گیرد. حد و مرزهایمان را کشف می‌کنیم. حد و مرزهایی که به مفهومی ما را از دیگران جدا می‌کنند. وقتی دریافت‌ها و ادراک‌های خودمان را مشخص می‌کنیم، مفاهیم و تصورات نادرستمان را از دست می‌دهیم. وقتی ابهام را حذف می‌کنیم، توهم را از دست می‌دهیم. آنگاه به وضوح و روشنی می‌رسیم و روشنی و وضوح، دگرگونی می‌آفریند.این بخش از نوشته جولیا کامرون به روشنی بر روی شناخت و ادراک فرد از خودش اشاره می‌کنه که برای ایجاد تمایز در برند شخصی و شکل‌دادن DNA در پرسونال برندینگ تاکید داره. برای گام برداشتن در مسیر برند شخصی باید نقاط قوت و ویژگی‌های منحصربفرد خودتون رو بشناسین؛ پس باید به چیزهایی توجه کنین که به طور طبیعی در آنها خوب هستین.قبل از اینکه ادامه مطلب رو بخونین؛ تعریف این چند اصطلاح رو دوباره مرور کنین تا به مفهوم مشترکی از آنها برسیم:دانش و مهارت:چیزهایی هستند که می‌تونین یاد بگیرین. دانش یا Knowledge می‌تونه حقایقی باشه که یاد می‌گیرین یا درکی از طرز کار چیزی بدست میارین. مهارت یا Skill شیوه انجام کارهاست که معمولاً هم گام‌های عملی داره. در پرسونال برندینگ مهارت‌ها به دو دسته مشخص مهارت‌های نرم و مهارت‌های سخت تقسیم میشه.نقاط قوت:وقتی شما استعداد درونی‌تون رو با دانشی که بدست آوردین و مهارتی که کسب کردین، ترکیب کنین به نقطه قوت یا Strengthمی‌رسین.  نقطه قوت‌ها معمولاً ترکیبی از علاقه‌مندی‌ها و توانایی‌های فردی هستن که تو کار خاصی نتایج مثبتی به بار میارن.استعداد:وقتی شما استعدادی دارین یعنی می‌تونین کاری رو حتی بدون فکر کردن انجام بدین.استعداد یا Talent ذاتی و تغییرناپذیرند که نمیشه اونها رو یاد گرفت.آنالیز SWOT:حتماً اسم این آنالیز به گوشتون خورده. در حوزهمارکتینگ و بازاریابی یکی از اولین ابزارهای ارزیابی کیفی، تحلیل و بررسی SWOT هست. شاید فکر کنین که اصلاً این آنالیز به درد برند شخصی می‌خوره یا نه؟ هر کسی که تو روند پرسونال برندینگ قدم میگذاره، باید به طور منظم این تحلیل و ارزیابی رو از خودش انجام بده چرا که برایDNA برند شخصی بسیار مهمه. از 4 بخش تشکیل شده که شامل نقطه قوت  Strength، نقطه ضعف Weakness ، فرصت Opportunity و تهدید Threatهست.برای تحلیل و آنالیز، سوالاتی که باید بهشون پاسخ بدین:نقاط قوت:چه کاری رو خوب انجام می‌دهید؟ دیگران نقاط قوت شما رو چه چیزهایی می‌دونن؟ به چه منابع منحصربفردی دسترسی دارین؟نقاط ضعف: چه چیزهایی رو می‌تونین تو خودتون بهبود دهید؟ چه چیزهایی جلوی پیشرفت شما رو می‌گیره؟ نقاط ضعف شما از نظر دیگران چیست؟فرصت‌ها:چه فرصت‌هایی پیش پای شماست؟ از چه گرایش‌هایی می‌تونین سود ببرین؟ آیا می‌تونین نقاط قوت‌تون رو به فرصت تبدیل کنین؟تهدیدها: وضعیت رقابت در اکوسیستم برند شما چه طور هست؟ چه چیزهایی می‌تونه مانع شما بشه؟ نقطه ضعف‌های شما چه تهدیدهایی رو برای شما ممکنه به‌وجود بیاره؟همونطوری که قبلاً هم گفته شده، نقاط قوت از عناصر اصلی سازنده برند شخصی به شمار می‌روند. در روند پرسونال برندینگ، به جای تمرکز بر روی نقاط ضعف روی نقاط قوت فرد تمرکز صورت می‌گیره که اساس این عمل بر پایه روانشناسی مثبت‌نگر شکل گرفته است؛ شاخه‌ای از روانشناسی که به جای مطالعه عیب و ایرادات روان افراد، به کارکردهای مثبت انسان پرداخته.موسسه گالوپ Gallup از معتبرترین مراکز نظرسنجی جهانی هست که مطالعات مختلف بر روی موضوعات متفاوت در سراسر جهان انجام میده، پروژه پژوهشی‌ای رو در طی چند دهه انجام داده و نتایج جالبی رو هم عنوان کرده. این مطالعه روی عملکرد مردم متمرکز بوده و براساس نتایج پژوهش، 34 نقطه قوت اعلام شده. بهتره یه نگاهی به این لیست 34 تایی که موسسه گالوپ مشخص کرده بیندازید و مواردی رو که فکر می‌کنین در شما هم وجود داره، علامت بزنین:موفقیت‌طلبی / فعال / سازش‌پذیری / تحلیل‌گری / سازمان‌دهندگی / اعتقاد / فرماندهی / ارتباط / رقابت / اتصال / ثبات‌قدم / عبرت / سنجیده بودن / توسعه‌دهندگی/ انضباط / همدردی / تمرکز / آینده‌گرایی / هماهنگی / ایده‌پردازی / هم‌گروهی / فردی‌سازی / گردآوری / تفکر / یادگیری / کمال‌گرایی / مثبت‌اندیشی / اجتماعی‌بودن / مسئولیت‌پذیری / ترمیم‌کنندگی / اطمینان به خود / بزرگی / استراتژیک / دلبریعناوین این لیست جالب هستن مگه نه؟ حتی بعضی از این عناوین گاهی در موارد خاصی به عنوان صفت منفی هم ازش یاد میشه مثل سازش‌پذیری یا کمال‌گرایی! ولی لیستی از نقاط قوتی هست که طی چندین دهه مطالعه، موسسه گالوپ اعلام کرده. با نگاهی به این لیست شما می‌تونین نقطه‌قوت‌های خودتون رو عمیق‌تر بررسی کنین.در روند برندسازی شخصی، متخصصان این حوزه به این نتیجه رسیده‌اند که باید بر روی نقاط قوت بیشتر تمرکز کرد، چرا که وقتی نقطه قوت افراد برجسته و بولد بشه، آنها بهتر کار می‌کنن و کارآیی و راندمان کاری‌شون بالاتر میره. سالیان سال در مشاغل و زمینه‌‌های شغلی مختلف سعی می‌شد کارکنان نقاط ضعف‌شون رو بشناسن و بر روی آنها کار کنن تا بهبود ببخشند، و خیلی از مواقع این روند همچنان هم ادامه داره. ولی در برندسازی شخصی تمرکز بر روی نقاط قوت هست و دیگر سازمان‌ها و شرکت‌ها هم کم‌کم متوجه این موضوع میشن.نکته‌ای که باید بهش دقت کنین اینکه، از نقاط ضعف خودتون غافل نشین! شما به عنوان یک برند شخصی باید نقطه‌ضعف‌های خودتون رو به خاطر بسپارید؛ چرا که نقطه ضعف‌ شما تقریباً به همان اندازه نقطه قوت‌تون، شما رو می‌سازه و بخشی از شماست. نقطه ضعف‌هاتون رو به عنوان یک چراغ راهنمایی درنظر بگیرین که به شما کمک می‌کنه بفهمید برای چه کارهایی نباید وقت بگذارید. نقطه ضعف‌ها معمولاً مقابل نقطه قوت‌ها هستند، ولی همونطوری که در بالا هم مطرح شد، می‌تونن شکل افراطی نقاط قوت هم باشند؛ مثل کمال‌گرایی.نقطه ضعف می‌تونه حاصل بی‌علاقگی، اجتناب یا شکست در انجام کاری باشه که مانع موفقیت میشه. شاید شما از انجام کاری واقعاً لذت ببرید، ولی به شدت در این حوزه بی‌استعداد باشین. این می‌تونه نقطه ضعف ما باشه.بعضی از نقطه ضعف‌ها هم ربطی به استعداد داشتن یا نداشتن نداره. برای اینکه بدونین چه نقطه ضعف‌هایی دارین، اول 5 تا نقطه قوت خودتون رو بنویسین. از خودتون بپرسین «نقطه مقابل این نقطه قوت چیست؟» یا «اگه این ویژگی خیلی زیاد باشه و اصطلاحاً شورش دربیاد، چی میشه؟»یه مثال: نقطه قوت اتصال رو درنظر بگیرین که در مورد کسانی به کار میره که احساس می‌کنن همه افراد به هم مرتبط‌اند و بخشی از پدیده بزرگتر به شمار می‌روند. نقطه‌ضعف مقابل این ویژگی میشه کسی که نمی‌تونه سرش به کار خودش باشه! به همین راحتی.پس شما هم همین روش رو امتحان کنین. یکی از نقطه قوت‌هاتون رو درنظر بگیرین و ببینین اگه بیش از حد آن رو انجام بدین چی میشه. این شروع خوبی برای پیداکردن نقطه ضعف‌هاتون هست.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 14:26:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هرم مازلو در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%87%D8%B1%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%84%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-o47amstv3sa6</link>
                <description>درک نیاز در پرسونال برندینگتا حالا شده از خودتون سوال کنین &quot;چه چیزهایی براتون اهمیت داره؟&quot; یا &quot;اگه مثلاً 1 میلیارد تومان پول داشتین چه کارهایی می‌کردین؟&quot; . اول به این دو تا سوال فکر کنین و بعد ادامه مطلب رو بخونین.پی بردن به این مساله که چه چیزهایی براتون اهیمت داره، آسون به نظر می‌رسه ولی معمولاً اغلب آدم‌ها بهش فکر نمی‌کنن. برای اینکه بفهمین چه چیزهایی براتون اهمیت داره، اول باید بفهمید به چه چیزهایی نیاز دارین. «نیاز» چیزیه که برای داشتن زندگی سالم ضروری هست. زندگی ما سرشار از انتخاب‌هاست، و احتمالاً تو زندگی‌مون بیشتر انتخاب‌هایی که می‌کنیم، آنی و اغلب ناخودآگاه هستن و تلاشی نمی‌کنیم که ببینیم این انتخاب‌هامون با اون چیزی که برامون اهمیت داره، جور هستن یا نه. برای داشتن برند شخصی و در مسیر پرسونال برندینگ لازمه که از خودمون و از چیزهایی که واقعاً برامون مهمه، آگاهی داشته باشیم.هر انسانی انواع نیازها تو زندگی‌اش داره که این نیازها می‌تونه بسیار ابتدایی و ساده مثل داشتن غذا، سرپناه و نیاز به امکانات بهداشتی و.. باشه یا اینکه نیازهای پیچیده‌تری مثل روابط سالم، نیاز به درک شدن، یا خدمت به جهان. نیازهای ما به صورت ناخودآگاه طی رشدمون شکل می‌گیرن و به بخش اصلی شخصیت تبدیل می‌شن. برای اینکه روند پرسونال برندینگ رو شروع کنیم و برند شخصی داشته باشیم، باید بدونیم چه نیازهایی داریم.اگه علاقه‌مند به حوزه‌های روانشناسی، روانشناختی، جامعه‌شناسی و یا مدیریتی باشین؛ حتماً اسم هرم مازلو رو شنیدین. آبراهام مازلو (روانشناس و فیلسوف آمریکایی) یکی از تأثیرگذارترین افراد پیشرو تو علم روانشناسی، یک نظریه فراشخصی برای نیازهای بشری مطرح کرد. مازلو معتقد بود که افراد صرفاً توسط نیروهای مکانیکی(مثل محرک‌ها و تقویت رفتارگرایی) یا انگیزه‌های غریزی ناخودآگاه که روانکاوی بر آنها تأکید می کنه، کنترل نمی‌شوند؛ بلكه افراد دارای گرایش‌های جهت‌دهنده برای خودشکوفایی و احترام به خود هستند؛ بنابراین مازلو ترجیح داد كه روی توانایی‌های انسانی تمرکز كنه، چون معتقد بود كه انسان برای بیان توانایی‌های خودش تلاش می كنه و این اساس سعادت و یا رضایت فردی هست.مازلو این نظریه رو با مطالعه افراد نمونه‌ای مثل آلبرت انیشتین، آبراهام لینکلن، توماس جفرسون، آلبرت شوایتزر، الینور روزولت و فردریک داگلاس به جای بررسی افراد روان رنجور، توسعه و گسترش داد. او این نظریه رو با عنوان «هرم نیازهای مازلو»مطرح کرد که میگه: &quot;پیش از اینکه بخواهیم به نیازهای سطوح بالاترمان برسیم، باید نیازهای اولیه‌مان برآورده شده باشه&quot;. تو شکل زیر هرم مازلو رو می‌بینین:ترتیب نیازها از پایین هرم به بالاست و باید نیازهای هر سطح به ترتیب برآورده بشه تا فرد بتونه به نیازهای سطح بالاتر هم برسه و آنها رو برآورده کنه.نظریه مازلو نشون میده که اگه نیازهای فیزیولوژیک داشته باشین، مثلاً گرسنه یا تشنه باشین، سرد یا گرمتون باشه، سرپناه نداشته باشین و... نمی‌تونین روی موضوعات دیگه تمرکز کنین. اگه نیازهای فیزیولوژیک و ابتدایی برآورده شد، اما نیاز به امنیت داشته باشین و تو محیط احساس خطر کنین، زیاد به فکر برآورده شدن نیازتون به عشق و یا تعلق خاطر نخواهید بود.اگه سه سطح پایینی نیازها برآورده شد، می‌تونین روی عزت‌نفس تمرکز کنین که تو این سطح پرسونال برندینگ می‌تونه اتفاق بیوفته. برای برآورده کردن این نیاز باید احساس کنین که کارتون رو خوب انجام می‌دهید، به خودتون و دیگران احترام می‌گذارین، و کارتون با برداشت‌تون از خودتون هماهنگ و سازگار هست. این هماهنگی برای ساختن برند شخصی اصیل ضرورت داره.همونطوری که تو شکل هم مشخصه، بالاترین سطح نیاز «خودشکوفایی» هست. مازلو خودشکوفایی رو «تبدیل شدن به هر آنچه می‌توانید» تعریف کرده؛چه‌قدر نزدیک به پرسونال برندینگه؟ هدف برندسازی شخصی اینه که برای برآورده کردن نیاز به خود شکوفایی تلاش کنین. اگه به این هدف برسین، تبدیل به کسی می‌شوید که واقعاً هستین.در بررسی مقایسه‌ای بین نیازها تو هرم نیازهای مازلو و نیازها در محل کار به ارتباط این دوتا دقت کنین، نیازهای فیزیولوژیک که عبارتند از غذا، آب، سرپناه، خواب، هوا، نیاز جنسی، آزادی حرکت. این نیازها تو محل کار هم به همین ترتیب مهم هستند، مثل دستمزد، وقت آزاد برای خوردن و استراحت. نیازهای سطح دوم که نیازهای امنیتی هستن عبارتند از: امنیت، ثبات، ایمنی بدن، خانواده. نیاز به امنیت در محل کار هم مهمه از جمله نیاز به امنیت شغلی و نبودن تهدید به بیکاری یا تعلیق، امنیت در محل کار مثل نبود خشونت، سواستفاده جنسی یا روانی، امنیت دارایی، ساعات کاری منظم و قابل پیش‌بینی. نیاز سطح سوم نیاز به عشق و تعلق مثل دوستی، خانواده، نزدیکی جنسی و روابط اجتماعی هست. نیاز به عشق و تعلق در محل کار با داشتن روابط خوب با همکاران، رئیس و مشتریان، تناسبات فرهنگی و علاقه به رسالت سازمانی معنی میشه. تو سطح چهارم هرم نیاز به عزت نفس، اعتماد به نفس، احترام متقابل، پیروزی و قدردانی قرار گرفته و نیاز به عزت نفس شغلی یعنی دریافت تقدیر و تشکر، ترفیع، مقام گرفتن، دریافت مسئولیت‌های جدید، دریافت پاداش، احترام به همکاران، احساس مورد احترام بودن، و درنهایت هماهنگی کار با احساسی که فرد نسبت به خودش داره. بالاترین سطح هرم مازلو، نیاز به خود شکوفایی هست که شامل دانش، فهم، آرامش، رضایت از خود، رسالت زندگی، دنبال کردن استعدادهای درونی، خلاقیت و زیبایی میشه. نیاز به خود شکوفایی در محل کار یعنی استفاده کامل از استعدادها در کار، کار برای اهداف معنوی، دانستن هدف زندگی، پیدا کردن معنا در کار، داشتن حس مهارت و خبرگی.توجه کردن به نیازها خیلی مهمه.انگیزه‌ها با نیازها پیوند مستقیم داره؛ این نیازهای برآورده نشده ماست که به ما انگیزه میدن و وقتی شما نیاز برآورده نشده‌ای دارین، انگیزه می‌گیرین تا کاری کنین این وضعیت تغییر کنه. نیازها به احساسات ما جهت می‌دهند و روی ارزش‌های ما تاثیر می‌گذارن. مشخص کردن نیازها کمک می‌کنه تا بفهمیم برای چه چیزهایی ارزش قائل هستیم و باید هدف‌هامون رو تو کدوم راستا قرار بدیم.پس برای اینکه نیازها رو تو خودمون تشخیص بدیم، برای پاسخ دادن به این دوتا سوال وقت بگذارین:کدام نیازهای من برآورده شده‌اند؟کدام نیازهای من برآورده نشده‌اند؟روی خودتون سرمایه‌گذاری کنین:برند شخصی شما بر پایه «هرچیزی که مربوط به شماست»شکل می‌گیره، حتی چیزهایی که ممکنه فکر کنین دیگران هم دارند. ولی نکته کلیدی اینجاست کهتفاوت اصلی تو ترتیب آنهاست. خودتون رو مثل یه چرخی درنظر بگیرین که اِلمان‌هایی مثل نیازها، ارزش‌ها، علاقه‌مندی‌ها، شخصیت، خصوصیت فردی، تحصیلات، تجربه کاری، تخصص و... یه بخشی از این چرخ رو تشکیل می‌دهند. دنبال نقطه‌ای باشین که همه اینها به هم می‌رسن و باید برندتون رو بر پایه اون نقطه تلاقی بنا کنین.پرسونال برندینگ مخصوصاً تو مرحله اول که Define یاتعریف برند شخصی هست، باعث میشه خودتون رو زیر ذره‌بین ببینین تا بتونین برندتون به صورتی کاملاً واقعی و واقع‌گرایانه شکل بدین. اصطلاحاً به این مرحله «فضای آستانه‌ای»گفته میشه؛ یعنی شما در آستانه بین شیوه قبلی و شیوه جدید تعریف هویت خودتون قرار می‌گیرین که بسیار مهمه با خودتون صادق باشین تا برند شخصی باهویت و اصالت ساخته بشه. برای این کار لازمه که شما همواره روی خودتون سرمایه‌گذاری کنین و یاد بگیرین.همون طوری که همیشه اشاره کردیم برند سازی شخصی یه روند یک شبه و اتفاق زودگذر نیست؛ بلکه در بلند مدت اتفاق میوفته و یه پروسه 24/7 هست. لازمه که شما برای یک عمر یادگیرنده باشین تا تبدیل به برند شخصی اصیلی بشید.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 14:20:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هویت و اصالت برند شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D9%88-%D8%A7%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-idk4yf7dvwos</link>
                <description>هویت و اصالت در پرسونال برندینگهویتIdentity و اصالت Authenticity مهم‌ترین مفاهیم در برندسازی شخصی هست که پایه و اساس تمامی اقدامات و روند برندینگ محسوب میشه. قبلاً هم اشاره کردیم که اولین گام برای توسعه برند شخصی اینه که خودتون رو درست بشناسین. تصویری درست و صادقانه از خودتون، نیازها، استعدادها، نقاط قوت، ارزش‌ها، توانمندی‌ها و علاقه‌مندی‌هاتون داشته باشین، همچنین بدونین دیگران از شما چه انتظاری دارن و چه تاثیری روی تصویری که می‌خواهید از خودتون بسازین، میگذارن.بارها باید این پرسش رو از خودتون بپرسین که &quot;شما واقعاً چه کسی هستین؟&quot; چرا که شما فقط برند شخصی‌تون رو ایجاد نمی‌کنین، بلکه باهاش زندگی می‌کنین؛ پرسونال برند شما همون چیزی هست که در مورد شما حقیقت داره.تو روند پرسونال برندینگ  همواره باید به این دو مفهوم دقت کنین: &quot;اصالت&quot; و &quot;هویت&quot;. تبدیل شدن به برندی با هویت و اصیل به این معنیه که خودتون رو همونطوری که هستین بپذیرین. هرکسی نسبت به زندگی رویکرد و نگرشی داره، نسبت به موضوعاتی علاقه‌منده و ممکنه از چیزهایی متنفر باشه، همچنین هر انسانی مهارت‌هاو استعدادهای متفاوتی داره و تو حوزه‎های مختلفی کسب دانش و تخصص می‌کنه.برند شخصی شما چیزی جز شناخت خودِ واقعی شما نیست.ساخت برند شخصی  به شما کمک می‌کنه خود واقعی‌تون رو با همه ویژگی‌هایی که دارین مالک بشین و عمرتون رو در حسرت کسی دیگه‌ای بودن هدر ندین. برای این کار لازمه که نگاهی واقع‌گرایانه به خودتون داشته باشین تا همه چیزهایی رو که از شما«شما» رو ساخته، بشناسین. سخت‌ترین بخش پرسونال برندینگ همین «شناختن خود» هست  که باید برای این کار زمان صرف کنین تا بفهمین«خودتون بودن»و«خود دلخواهتون بودن» چه حسی داره. هدف نهایی برای برند شخصی یعنی زندگی کردن به شیوه‌ یک انسان اصیل واقعاً به زحمتش می‌ارزه.همونطوری که در بالا هم ذکر شد اصالت و اعتبار کلید شماست برای ساخت یه هویت مورد اعتماد که باعث ارتقا و تثبیت برند شخصی شما تو بازار رقابتی میشه. وقتی برند شما اصالت داره شما می‎تونین انتظارات دیگران و همچنین خودتون رو از برند شخصی‎تون تعیین کنین که این باعث ساده‌تر شدن ادراک و ارتباط با اون میشه. هر برند شخصی نیازمند اینه که با افراد همفکر خودش تعامل داشته باشه و بتونه مخاطب‌های خودش رو به طرفدارهای خودش تبدیل کنه، اتفاقی که هویت و اصالت براتون به ارمغان میاره.تو هسته مرکزی برند شخصی، اصالت و اعتبار یعنی پایبندی به کسی که هستین، آنچه که انجام میدین و کسانی که بهشون خدمت می‌کنین. برند شخصی باعث میشه خودمون رو تو بهترین موقعیت قرار بدیم و تو بیشتر مواقع بتونیم هر چیزی رو که ممکنه به تصویر پرسونال برند ما آسیب بزنه رو حذف کنیم. تمایز و منحصربفرد بودن به برند ما اعتبار و هویت میده، ولی نیازی نیست برای معتبر بودن، حتماً منحصربفرد باشین! معنی اصلی مفاهیم هویت و اعتبار، «واقعی بودن» هست.ضرب‌المثل &quot;خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو&quot;رو حتماً بارها و بارها شنیدین؛ ولی اینو باید درنظر داشته باشین که ضرب‌المثل‌ها و حکایت‌ها معانی ریشه‌ای و خاستگاه‌های اجتماعی و فرهنگی دارن. در نتیجه تو طول زمان ممکنه از درستی و اعتبارشون کاسته بشه و یا اینکه تو همه موارد صدق نکنه. تو  عصری که زندگی می‌کنیم؛ با گسترش علم ارتباطات عمومی، نتورک‌سازی و شبکه سازی و همچنین افزایش استعدادها و تخصص‌ها تو بازار کار، کلید اصلی برنده شدن ایجاد تمایز و منحصربفرد بودن هست. همون نکته‌ای که پرسونال برندینگ بارها بهش اشاره می‌کنه. واقعاً اگه تمایل دارین که به عنوان یه برند شخصی هویت و اصالت داشته باشین، باید بتونین خودتون رو از دیگران متمایز کنین. پرسونال برندینگ یعنی اینکه به اصیل‌ترین شکل ممکن به خود واقعی‌تون تبدیل بشین. پس باید با خودتون صادق باشین و کاملاً صادقانه خودتون رو ارزیابی کنین؛ یعنی دقیقاً بدونین تو چه چیزهایی مهارت دارین، چه کارهایی رو خوب انجام میدین، انجام چه کارهایی براتون سخت هست و نقاط ضعف شما در حال حاضر چیه. تو این راه می‌تونین از نظرات دیگران هم استفاده کنین ولی مبادا اجازه بدین که دیگران برای شما تصمیم بگیرن و تعیین کنن که شما چه کسی هستین.به این جمله دقت کنین:If you’re not branding yourself, you can be sure others do it for you.اگه خودتون برند شخصی‌تون رو نسازین، مطمئن باشین که دیگران این کارو براتون می‌کنن!رابین فیشر رافر Robin Fisher Roffer یکی ازمربیان برندسازی مطرح جهان، معتقده که پرسونال برندینگ کمک می‌کنه«بدونین کی هستید و برای خودتون ارزش قائل بشین تا خواسته‌هاتون رو جذب کنین، برای دیگران جذاب‌تر بشین، اعتماد به‌نفس‌تون زنده بشه، با یکپارچگی مسیرتون رو طی کنین و تو هر زمینه‌ای که انتخاب کردین، خودتون رو از دیگران متمایز کنین.»هویت خودتون رو شکل دهید:شکل دادن هویت با خودآگاهی شروع میشه. وقتی بدونین چه کسی هستین، می‌تونین تو کار و شغل‌تون هم هدف پیدا کنین. برای شکل دادن هویت باید «خودنگری» بالایی داشته باشین که نیازمند ضریب هوشی و هوش عاطفی مناسب هست. خودآگاهی زمانی رخ میده که بتونین خودتون رو همونطوری ببینین که دیگران شما رو می‌بینن. برای طی مسیر و روند پرسونال برندینگ، اول از همه مهمه که خودتون رو قبول داشته باشین، باید بتونین با دقت به خودتون نگاه کنین، به افکار دیگران درباره خودتون گوش بدین و بخواهید که رشد و تغییر پیدا کنین.در روند پرسونال برندینگ شما به منحصر بفرد بودن خودتون پی می‌برین و کشف می‌کنین که چه‌طور می‌تونین از این مورد برای نفوذ تو بازار استفاده کنین و وقتی شما دربارهچشم‌انداز Vision، ارزش‌ها Value، اشتیاق Passion و هدف Goal به دید شفافی برسین،می‌تونین خود اصیل‌تون رو به دیگران نشون بدین، چرا که مطمئن هستین که اینها واقعاً متعلق به خود شماست نه تقلید یا کپی از دیگران. این شفافیت همون چیزی هست که به شما کمک می‌کنه زندگی اصیل‌تری داشته باشین.به اعتبار خودتون بافزایید:اعتبار مثل بقیه مهارت‌هایی که قابل یادگرفتن و آموختن هستن، نیست. در عین حال اعتبار همون چیزی هست که شما باید اون رو بسنجین و در خودتون پرورش بدین که این فرآیند هم مثل«هویت» تاکید بر خودشناسی و خودآگاهی داره؛ بنابراین برای شروع نیازه که شما مهارت‌ها، نقاط قوت، استعدادها، ارزشها و علاقه‌مندی‌هاتون رو لیست کنین، همونطوری که برای شکل دادن به هویت انجام دادین.برای این کار چندتا ایده عملی که تو کتاب&quot;راهنمای A تا  Z  برندسازی شخصی در عصر رسانه‌های دیجیتال&quot; نوشته «ست پرایس – بری فلدمن» مطرح شده رو باهم بخونیم تا بیشتر با این مفهوم آشنا بشین:شناسایی افراد معتبر در اطراف خود:به افرادی که الگوی شما هستن، توجه کنین. به محتویاتی که منتشر می‌کنن، بیشتر دقت کنین و عمیق شوید. آنها برای کسب اعتماد شما چه کارهایی انجام میدن؟به آنچه که مردم در مورد شما می‌گویند، آگاه شوید:دوستانتون، خانواده و استادان شما می‌‌تونن به شما کمک کنن که با خود معتبرتون در ارتباط باشین. از آنها اطلاعات بگیرین. آنها شما رو چه‌طوری می‌بینن و درک می‌کنن؟ چه‌طوری شما رو توصیف می‌کنن؟ آنها چه نقاط قوت و ضعفی از شما رو تصدیق می‌کنن؟محدوده مهارتهای خودتون رو تعیین کنید:برای شناسایی و آگاهی درباره مهارت‌های ضروری خودتون تلاش کنین. از به‌کارگیری کدوم یکی از مهارت‌ها بیشترین لذت رو می‌برین؟ کدوم یکی برای دستیابی به اهداف شغلی شما به بهترین نحو عمل می‌کنه؟ فهرستی از 5 مورد یا بیشتر رو عنوان کنین.از تقلید و پیروی بپرهیزید:​ترس، دشمن عمومی شماره یک در برندسازی شخصی هست. ترس از متفاوت بودن، افراد رو مجبور می‌کنه تا انطباق پیدا کنن. از این مساله بپرهیزید. اجازه بدین تا نظرات‌تون شناخته بشه.شخصیت خودتون رو رها کنین.در ارتباط با رسالت خودتون شفاف باشین:رسالت خودتون رو با صدای بلند بخونین، اما مراقب باشین تنها قول‌هایی رو بدین که می‌دونین می‌تونین انجام بدین.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 14:17:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتباط سازی در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-fwkdd1mq0lj1</link>
                <description>.Networking has been cited as the number one unwritten rule of success in business. Who you know really impacts what you know. - Sallie Krawcheckشبکه‌سازی اولین قانون نانوشته موفقیت در تجارت عنوان شده است. کسانی که می‌شناسید واقعاً بر آن چیزی که می‌شناسید تأثیر می‌گذارد.- سالی کراوچکشبکه‌سازی و ارتباط برقرار کردن با دیگران، یکی از مهم‌ترین و قوی‌ترین ابزارهایی هست که هر برند شخصی باید بهش توجه کنه. همونطوری که قبلاً بارها بهش اشاره کردیم،تخصص وشبکه‌سازی مثل دو بال قدرتمند برای برند شخصی عمل می‌کنن که بدون آنها پرسونال برندینگ معنی و مفهومی نداره. شاید شما فکر کنین که با دیگران خوب ارتباط برقرار می‌کنین چون خودتون می‌دونین که چی دارین می‌گین! ولی واقعیت اینه که بیشتر مردم ارتباط درست و خوبی برقرار نمی‌کنن. تو موقعیت‌های رودررو، واقعاً به چیزی که طرف مقابل میگه گوش نمی‌کنن، به نشانه‌های غیرکلامی مثل زبان بدن و... توجه نمی‌کنن، پیام‌شون رو روشن و موثر بیان نمی‌کنن و... ممکنه خود شما هم این موقعیت‌ها رو تجربه کرده باشین. تو این مطلب سعی داریم از ابزار ارتباط‌سازی برای برند شخصی بیشتر صحبت کنیم.همونطوری که می‌دونین برند شخصی تمایز شما رو پررنگ‌تر می‌کنه، کمک می‌کنه تو حوزه تخصصی خودتون بیشتر و بهتر شناخته بشین و دسترسی شما رو به مشتریان بالقوه و پتانسیل‌های بازار هدف تسهیل می‌کنه. نکته کلیدی‌ اینه که شما باید بتونین تمام ایده‌های ارتباطی ذهن‌تون رو طوری سازماندهی کنین که بتونین معرفی برندتون رو به بهترین حالت انجام بدین؛ پیام برندتون رو به شفافیت، یکدستی و ثبات برسونین، بهترین راه‌ها رو برای دسترسی به مخاطب هدفتون تعیین کنین و از ابزارهای ارتباطی برای معرفی خودتون به عنوان متخصص تو ذهن و احساس مخاطب استفاده کنین. اما چه طوری؟ویلیام آرودا   بنیان‌گذار مطرح‌ترین موسسه برندسازی شخصی تو دنیا و جز افراد پیشرو تو انقلاب پرسونال برندینگه، درباره تعیین شیوه انتقال پیام برند شخصی میگه:«تنبل باشین!»منظورش اینه که شما باید یه بار چیزی رو که می‌خواهین به دیگران بگین، انتخاب کنین و بعد بارها و بارها اون پیام رو با ابزارهای ارتباطی مختلف بیان کنین. نیازی نیست که هربار برای بیان و معرفی خودتون از اول شروع کنین. درباره همون پیام صحبت کنین، بنویسید، تولید محتوا کنین و...شما باید با افراد حرفه‌ای ارتباط برقرار کنین و این کار رو هدفمند انجام بدین. مخاطبین شما مهم‌ترین دارایی شما هستن. ایجاد یه شبکه و حس همدلی به شما این توانایی رو میده که از قدرت جمعی برای گسترش پرسونال برند خودتون استفاده کنین. وقتی شما با مخاطبین خودتون ارتباط درست برقرار می‌کنین، این احساس رو در اونها به وجود میاره که بخشی از یک کار مهم هستند. یادتون باشه شبکه ارتباطی دوستان و آشنایان شما می‌تونه بزرگترین نویدبخش برای برند شخصی تون باشه.زمینه‌سازی برای استراتژی ارتباط‌سازی:نکته : پرسونال برندینگ یه روند حرفه‌ای هست که مثل هر کار تخصصی دیگه‌ای، برای هر اقدامی که می‌خواهید انجام بدین باید استراتژی مناسب داشته باشید. برای نتورک‌سازی هم همین‌طور، باید حتماً زمینه‌سازی برای استراتژی ارتباطی برند شخصی‌ رو شکل بدین.برای تعیین بهترین راه برای ارتباط با مخاطبان، اول باید ببینید  مخاطب هدف شما چه کسانی هستند؟ شما باید برند شخصی‌تون رو به مخاطب هدف‌تون بشناسونین که ممکنه همکاران، مشتریان احتمالی یا حتی رقبای شما باشن. پس اولین گام برای اینکه بدونین بهترین روش ارتباطی شما برای معرفی برندتون چی هست، درک و شناختن کسانی هست که قراره باهاشون ارتباط برقرار کنین. وقتی دقیقاً بدونین مخاطب هدف شما چه کسی هست، برای پیش رفتن و تعیین استراتژی ارتباطی آماده‌اید.شبکه‌سازی رایگان نیست. باید پول و زمان رو جهت ساخت شبکه و ارتباطات خودتون هزینه کنین. اما در عوض می‌دونین که این مزایای بالقوه زیادی برای برند شخصی شما داره. از جمله اینکه فرصت‌های بسیاری مثل سرمایه‌گذاری مشترک، رهبری از طریق مشتری، شراکت، فرصت‌های گفت‌و‌گو یا نوشتن و... برای برند شخصی شما فراهم می‌کنه. همچنین افرادی که با آنها سروکار دارین و حرف می‌زنین، بر روی شما و نقطه‌نظرهای شما تاثیر دارن. اگه بین افراد مثبت‌اندیش و پیشرو قرار بگیرین، به پیشرفت شما و برند شخصی تون خیلی کمک می‌کنه. یکی از مزایای شبکه‌سازی تو پرسونال برندینگ، ایجاد اعتماد بنفس هست؛ چون شما رو وادار می‌کنه تا مهارت‌های اجتماعی خودتون رو بهتر کنین، رشد کنین و چیزهای جدیدی یاد بگیرین.ابزارهای شبکه‌سازی:خیلی از ابزارهای پرسونال برندینگ به شما کمک می‌کنن تا تو هر مکان و یا هر رویداد و ایونتی، ارتباط‌‌سازی و شبکه‌سازی موفق انجام بدین مثلکارت ویزیت، رزومه، وب‌سایت و پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی، سخنرانی آسانسوری یا Elevator pitch و ....به این نمودار نگاه کنین:شما بعد از انجام مراحل اولیه ساخت پرسونال برندینگ باید برندتون رو به دنیا نشون بدین. اینترنت بستر بسیار مناسبی برای معرفی برند شخصی برای شما فراهم می‌کنه؛ برند شخصی شما تو اینترنت برابر با آن چیزی هست که دیگران در مورد شما می‌بینن.برند شخصی شما از این موارد تشکیل میشه: تصاویر، لینک‌ها، کارها، شبکه ارتباطی شما با دیگران، چیزهایی که دیگران در مورد شما میگن و کلماتی که شما استفاده می‌کنین.   پس با دقت بیشتری باید به این موارد فکر کنین و برنامه‌ریزی کنین. باید بفهمین بهترین راه برای نشون دادن برند شخصی‌تون چی هست؟ و از اون مهم‌تر اینکه برای محافظت از پرسونال برند خودتون چه کارهایی باید بکنین؟!صحبت کردن درباره برند شخصی‌تون تو اینترنت خیلی شبیه این هست که با افراد رودررو دیدار کنین. اولین چیزی که می‌بینن، برداشت اولیه اونها از شما  رو شکل میده. حتماً که راجع بهFirst Impression یا تاثیر اولیه شنیدین. شما تو دیدار اول فقط 7 ثانیه فرصت دارین تا روی افراد تاثیر خوبی بگذارین. فقط 7 ثانیه! زمان کمی هست نه؟ تو اینترنت هم شما 7همین مقدار یا شاید هم کمتر، فرصت دارین تا با وب‎سایت یا پروفایل رسانه‌های اجتماعی‌تون رو دیگران تاثیر مثبت بگذارین.  پس خیلی باید حواستون جمع باشه که چطور با دیگران ارتباط برقرار کنین، کدوم اقدامات‌تون رو به دیگران نشون بدین، چه لینک‌هایی رو به اشتراک بگذارین و از چه تصاویری برای معرفی خودتون استفاده کنین.تا اینجای کار که به جلو حرکت کردین و یه جورایی یه شبکه ارتباطی تو مسیر پرسونال برندینگ خودتون دارین. ممکنه این شبکه شما هنوز کوچیک باشه و یا ازش هنوز استفاده‌ای نکرده باشین. برای گسترش شبکه خودتون و برقراری ارتباطات مفید باید حتماً آداب شبکه‎سازی رو درک کنین. برای خودتون اهدافی تعیین کنین و برای برقراری ارتباطات درست وقت بگذارین. از اولین برخورد خودتون به شکل درستی استفاده کنین، از متقاعد کردن دیگران دوری کنین و فقط روی ساخت رابطه‌های درست تمرکز کنین.&quot;برندسازی شخصی مثل پر کردن جاهای خالی، یک کار آسان نیست. اگر واقعاً دوست دارین دیده بشین، باید از محیط خود آگاه باشین و در مورد دارایی‌های خود و نحوه به‌کار گیری آنها به نفع خودتون به صورت انتقادی فکر کنین. برند شما مهم‌ترین دارایی شماست. آیا ارزش سرمایه‌گذاری نداره؟&quot;- کارن کانگ</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 14:08:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکوسیستم پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%A7%DA%A9%D9%88%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-tkynyg0jjazq</link>
                <description>اکوسیستم پرسونال برندینگبا قدم گذاشتن در مسیر برندسازی شخصی شما به درک و شناخت بهتر و واضح‌تری از خودتون می‌رسید. تا حالا شده از خودتون بپرسید بزرگترین دارایی شما چی هست؟ مهارت و توانایی‌هاتون؟ شغل و حرفه‌تون؟ جاه‌طلبی و آرزوهاتون؟ ظاهر؟ نگرش و ذهن‌تون؟ یا ...؟هر کدوم از این موارد به تنهایی برای زندگی ما خیلی ارزشمندن، ولی بزرگترین دارایی هر برند شخصی اکوسیستم برندش هست. اکوسیستم برند شخصی قدرتمندترین بنیان و مزایا رو برای زندگی و کسب‌وکار برای هر فرد ایجاد می‌کنه.اصطلاح«اکوسیستم برند شخصی» شاید اولش کمی ترسناک و یا مبهم به نظر برسه ولی اگه بخواهیم به زبان ساده‌تری این مفهوم رو توضیح بدیم، باید بگیم که:«هر جزئی از زندگی شما، ازگفته‌ها و عمل، لباس‌ها و سبک پوشش‌تون گرفته تا دوستان و اطرافیان‌تون، که روی برداشت دیگران مخصوصاً مخاطب هدف‌تون از شما و تصمیم‌اش درباره اینکه محصولات و خدمات شما رو دنبال کنه یا نه، تاثیر میگذاره»اینها اجزای اکوسیستم برند شخصی شما هستند که باید کنترلش کنید. یه جور دیگه فکر کنید؛ شما برای اینکه به اهداف برند شخصی‌تون برسید، به یه سیستم همیشه در حال حرکت و پویایی سرشار از ایده‌ها، افکار، انرژی، تصمیمات و روابط نیاز دارین. این کار رو فقط می‌تونین با یه اکوسیستم برند شخصی با عملکرد بالا انجام بدین.برندسازی شخصی یعنی شما مدیر، کارفرما و مسئول هر آنچه در مورد خود شماست، هستید؛ ارزش‌ها، اهداف شغلی و حرفه‌ای، افکار، احساسات، نگرش به زندگی، برخورد با مسائل، جایگاه منحصربه‌فرد و تمایز در بازار هدف. برند شخصی شما مثل یه فیلتری عمل می‌کنه که کمک می‌کنه با سرمایه‌گذاری بر روی خودتون، تصمیم‌هایی بگیرین که با خود واقعی شما یعنی کسی که هستین و پیامی که دارین هماهنگ باشه. برند شخصی شماست که تعیین می‌کنه شما چه ویژگی‌های بی‌نظیری دارین و اون رو به گوش کسانی می‌رسونه که مخاطب بازار هدف شما هستند.دکتر سویس Dr. Seuss ، نویسنده و هنرمند آمریکایی قرن بیستم، میگه:«امروز شما «شما» هستید که واقعی‌تر از واقعی است. هیچ انسان زنده‌ای نیست که «شما» تر از شما باشه.»یک برند شخصی بااصالت و واقعی دو بازو محرکه مهم و قوی همراه خودش داره که بیشترین مزایا رو براش به ارمغان میاره؛ تخصص و نتورک سازی. ما تو عصری زندگی می‌کنیم که به لطف اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، ارتباطات و روابط عمومی بیش از هر وقت دیگه‌ای مهم هستند. پس تنها با کنترل اجزای اکوسیستم برند شخصی هست که می‌تونیم ارتباطات درست ایجاد کنیم و بر برداشت و درک دیگران از خودمون کنترل داشته باشین.اجزای اکوسیستم برند شخصی:ظاهر شما:برند شخصی شما برآوردی از چیزهایی هست که می‌گویید، شیوه‌ای که بیان می‌کنین، کارهایی که انجام میدین، زبان و حالات بدنتون، آراستگی، استایل و سبک پوشش‌تون. برند شما و تصویری که می‌سازید، درواقع شیوه ارائه خودتون به دیگران هست.اون چیزی که مخاطب شما از شما می‌بینه دست‌کم به اندازه اون چیزی که می‌شنوه یعنی پیامی که شما قصد دارین بگین، اهمیت داره؛ پس استایل و سبک پوشش‌تون رو اصلاً دست کم نگیرید. متناسب با برند شخصی‌ای که می خواهید بسازید، لباس بپوشید، به حالت‌های چهره و زبان بدن خودتون دقت کنید، در صورتی که خودتون هم نمی‌دونید حتماً از متخصصین این حوزه و استایلیست‌ها کمک و مشاوره بگیرین.ظاهر مواردی که برند شما را دارند:از کارت ویزیت تا وب‌سایت، پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی، لوگو و... شما باید مفهوم بصری یکسانی رو به مخاطب‌تون ارائه بدهند که حاوی پیامی از برند شخصی شما باشه و برداشت درستی رو تو ذهن مخاطب هدف‌تون ایجاد کنه. باید همیشه دقت کنید که رنگ‌ها، تصاویر و فونت‌ها رو جوری انتخاب کنین که تاثیر مورد نظر شما رو به درستی القا کنه. هویت بصری هر برندی مهم و تاثیرگذار هست، پس برای ساخت هویت بصری برند شخصی خودتون خیلی باید تیزبین باشین و دقت کنید؛ چرا که بخش بزرگی از تصمیمات مشتریان براساس اون چیزی که می‌بینن شکل می‌گیره. شما نمی‌تونین یه وب‌سایت رو بو کنید یا یه رسانه اجتماعی رو لمس کنین، ولی حتماً می‌تونین رنگ‌ها، فونت‌ها و تصویرهایی را که شما رو جذب یا دفع می‌کنه ببینید.اگه می‌خواهین برندشخصی‌تون تو اوج باشه، باید بدونین کدوم عناصر دیداری مخاطب هدفتون رو جذب می‌کنه و به صورت یکپارچه‌ای از همون‌ها استفاده کنین. خیلی بهتره که برای تعیین ترکیب رنگها، پالت رنگ، فونت و عناصر بصری دیگه‌ای که پیام برندتون رو می‌سازه با یک طراح حرفه‌ای کار کنین. شما باید حتماً کارت ویزیت و لوگو داشته باشین و از عناصر گرافیکی که سیستم هویت برند شما رو می‌سازه، تو همه جا استفاده کنین مثلاً تو وب‌سایت شخصی‌تون و پروفایل‌های رسانه‌های اجتماعی.مسیر شغلی منحصربفرد شما:جایگاه شما و برند شخصی شما تو شغل و تخصص‌تون هست که مخاطب هدف و شیوه‌ی تعامل‌تون رو با او تعیین می‌کنه. هر فردی تو هر سطح مختلف شغلی که باشه، با هرحرفه و تخصصی می‌تونه پرسونال برندینگ انجام بده. چه تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده باشین، متخصص جوانی باشین، در میانه کسب‌وکارتون باشین، مدیر اجرایی، متخصص خدمات حرفه‌ای، کارآفرین، کارمند بین‌المللی، بلاگر، اینفلوئنسر، هنرمند، ورزشکار و.... می‌تونین برندسازی شخصی انجام بدین. بعد از اینکه ویژگی‌های منحصربه‌فرد خودتون رو شناسایی کردین، اصلاً آنها رو پنهون نکنین یا نَگین که مهم نیستند. کاری کنین که این ویژگی‌ها در رزومه‌تون و در نهایت تو برند شخصی‌تون به چشم بیان. با کسانی ارتباط بگیرین که دوست دارند در حوزه تخصصی شما با شما صحبت کنن. یادتون باشه  خودتون رو بی‌نظیر و بی‌همتا بدونین، حتماً جایگاه مناسب برند خودتون رو پیدا می‌کنین.شبکه شما:همونطوری که اشاره شد،ارتباطات و نتورک‌سازی تو برند شخصی نقش اساسی داره. افرادی که با آنها سروکار دارین خیلی مهم‌اند، آنها روی برداشت مخاطب هدف‌تون از شما و همچنین روی توانایی شما در برقراری ارتباط با کارفرماهای آینده تاثیر می‌گذارند. شنیدین که میگن اطرافیان‌تون رو درست انتخاب کنین، چرا که 5 سال آینده شما رو دوستان‌تون می‌سازن؟ از قانون طلایی شبکه‌سازی استفاده کنین:بیشتر از آنچه که می‌گیرید، بدهید. خیلی وقتها پیش میاد که افراد فکر می‌کنن شبکه‌سازی انجام میدهیم برای اینکه چیزی بدست بیاریم. این رویکرد اغلب چندان هم موفق نیست. هدف از شبکه‌سازی و ایجاد ارتباط با دیگران این هست که یه رابطه دوطرفه شکل بدهید و از داشتن تعامل با حلقه دوستان و اطرافیان‌تون لذت ببرید.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:58:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت داستان در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-vnrhkg3w5min</link>
                <description>ما هر روز در حال قصه‌گویی هستیم. قدرت داستان‌ها در دنیای امروز برندها باور نکردنی هست. برندها با داستان‌ها با مشتری‌هاشون، مخاطب‌ها و رقبا ارتباط برقرار می‌کنن. قصه اطلاعات خام رو شخصی می‌کنه، اعتماد ایجاد می‌کنه و کاری می‌کنه دیگران به برند شخصی شما اطمینان کنند.پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی یعنی داستان زندگی‌تون رو خودتون بنویسید. یعنی چه‌طور داستان‌تون رو خلق کنید، براساس اون زندگی کنین و برای مخاطبان درست تعریفش کنین.هر داستانی یه مفهوم شخصی داره و هیچ چیزی نمی‌تونه مثل داستان،   برند شخصی شما رو بسازه. یه داستان خوب بین شما و مخاطب‌تون ارتباط عاطفی ایجاد می‌کنه و این خیلی عالیه! چون داستان خوب به شما جنبه انسانی میده و می‌تونه شما رو با مخاطب‌تون یکی کنه. با داستان هست که شما می‌تونین خودتون رو به شکلی جذاب به دیگران معرفی کنین و به سرعت آنها رو تحت تاثیر قرار بدین.سال 2011 وقتی که شرکت Apple روی اولین iPod خودش داشت کار می‌کرد، پروتوتایپ یا نمونه اولیه‌ ساخته شده رو پیش استیو جابز می‌برن و نشونش میدن. استیو جابز که بعد از بالا و پایین کردن و بررسی‌های دقیق زیاد از کار خوشش نیومده، میگه &quot;این اصلاً خارق‌العاده نیست. خیلی بزرگه!&quot;با اینکه مهندس‌های سازنده کلی بهش توضیح میدن که این دستگاه با این کارایی و قدرت نمی‌تونه کوچیکتر از این باشه، چون دیگه اجزای اصلی تشکیل‌دهنده توش جا نمیشه، استیو جابز اصلاً قانع نمیشه و به جای جواب به سمت آکواریوم ماهی میره و نمونه اولیه رو تو آب میندازه. دستگاه که در حال پایین رفتن و غرق شدن تو آب بوده، کلی حباب تو آب ظاهر میشن. استیو جابز میگه:&quot;این‌ها حباب هوا هستن. یعنی تو دستگاه جای خالی وجود داره! کوچیکترش کنین!&quot;این داستان به نظرتون خاص و فوق‌العاده نبود؟ چرا که هم به راحتی تو ذهن می‌مونه، همچنین غیرمنتظره و تکان‌دهنده هم هست. کاری که استیو جابز انجام میده خیلی از دور از ذهن ماست! این داستان راجع به سبک رهبری و مدیریت استیو جابز و ارزش‌های برند اپل برای ما ذهنیت ایجاد می‌کنه.  همین داستان ارزش‌های اصلی که برای برند اپل و همچنین برند شخصی استیو جابز مهم هستن رو به خوبی به ما نشون میده: مینیمالیسم، ریسک‌پذیری، نوآوری.این داستان‌ها و شخصیت‌های داستان‌ها هستند که به مردم درس می‌دهند و باعث میشن تو تصمیم‌گیری‌های روزمره به ارزش‌هاشون فکر کنن. نیاز به تعلق یه نیازی برای همه است. تو همه فرهنگ‌ها از داستان برای ایجاد پیوند بین مردم و آموزش ارزش‌های فرهنگی به اونها استفاده میشه.مغز ما اطلاعات رو مثل داستان سازماندهی می‌کنه. ما هر روز زیر بمباران اطلاعات و اخبار قرار داریم و مغز ما از این اطلاعات دنبال معنی هست و نظم. پس برای کنار هم گذاشتن اطلاعات، داستان سرایی می‌کنه.همون‌طوری که می‌دونین مغز ما از دو نیم کره تشکیل شده که هر قسمتش وظایف و کارکردهای خاصی دارن، مثلاً نیم کره چپ مغز ما بخش تحلیلی و منطقی هست که جزییات رو دوست داره، روی اطلاعات واقعی و ملموس تمرکز می‌کنه، نظم و الگوها رو می‌فهمه، حال و گذشته رو درک می‌کنه، واقع‌بین هست و برنامه‌ریزی و استراتژی شکل میده. طرف دیگه مغز یعنی نیم کره راست؛ از احساسات استفاده می‌کنه، به دنبال تصاویر کلی و بزرگ هست، نمادها و تصاویر رو میفهمه و تخیل رو به کار می‌گیره، ریشه تو خیال داره و دنبال معناست، احتمالات رو می‌بینه و روی حال و آینده تمرکز داره.جالبه بدونین که داستان، نیم‌کره منطقی چپ مغز رو به نیم‌کره احساسی راست پیوند میده تا تجربه‌ای کامل و همه‌جانبه برای ما ایجاد کنه. به همین خاطر داستان‌گویی خیلی مهمه چون کل مغز رو درگیر می‌کنه، نه فقط حقایق خشک مربوط به نیم‌کره چپ یا تجربیات هنری غریزی مربوط به نیم‌کره راست.داستان‌ها چه کسی، چه چیزی، چرا، کجا و چطور رو به هم ربط می‌دهند و تجربه چندبعدی برای شنونده ایجاد می‌کنن. داستان، رویدادها و وقایع رو با کلمات، تصاویر و صداها نشون میده. هر داستانی ساختار پایه‌ای داره: آغاز، میانه و پایان. بهترین داستان اونی هست که شما رو از همون اول جذب خودش کنه، تو میانه راه با خودش همراه ببره و علاقه‌تون رو همچنان حفظ کنه و با یه پایان رضایت‌بخش ماجرا رو تموم کنه. هر داستانی لحن خاص خودش رو داره و زندگی خاص خودش رو بازگو می‌کنه. وقتی داستانی رو تعریف می‌کنین خودتون رو با شنونده‌هاتون هم‌سطح می‌کنین. چیزی که داستان‌ها رو تاثیرگذار میکنه، همین ارتباطات بین افراد و درمیون گذاشتن مشترکات هست.به وسیلهداستان برند شخصی‌تون هست که می‌تونین بر روی دیگران تاثیر بگذارین و هم کارهای خودتون رو مدیریت کنین. داستان نگاه شما به موقعیت رو تغییر میده، زمان و انرژی‌تون رو احیا می‌کنه و اگه درست بیان بشه به شما کمک می‌کنه تا تو مسیر درست هدف‌های برند شخصی‌تون حرکت کنین. با داستان گویی شما نه تنها باعث برانگیختن احساسات دیگران می‌شین، بلکه می‌تونین احساسات‌شون رو هم به مسیر خاصی هدایت کنین.داستان سرایی یا استوری تلینگ Storytelling وسیله بسیار قدرتمندی هست؛ چون که راهی برای ایجاد اعتماده. شما به عنوان یه برند شخصی می‌خواهید که به شما اعتماد کنن. وقتی شما به مخاطب هدفتون داستانی تعریف می‌کنین، با او پیوند ایجاد کردین. داستان به شنونده‌هاتون اجازه میده که برای خودشون تصمیم بگیرن که آیا میخوان به شما و برندتون اعتماد کنن یا نه! همچنین وقتی داستان جدیدی میگین زاویه دید جدیدی هم به مردم میدین؛ این یعنی اینکه شما معنا، رفتارها و در نتیجه آینده رو هم تغییر می‌دهید و اینجاست که قدرت داستان سرایی برند شخصی بیشتر مشخص میشه.آنت سیمونز توکتاب &quot;بهترین قصه‌گو برنده است&quot; اشاره می‌کنه که قصه‌ها تو سطح اجتماعی همون‌قدر اثر دارن که &quot;توجه&quot; تو مغز ما اثر می‌گذاره. هر موضوعی که توجه ما رو جلب کنه، توجه جامعه رو هم جلب می‌کنه و هر موضوعی که توجه جامعه رو جلب کنه، توجه ما رو هم جلب خواهد کرد. قصه‌ها به خاطرات جامعه تبدیل می‌شن و توجه مردم زیادی به احساسات و چهارچوب‌های خاص موجود تو قصه‌ها جلب میشه. این احساسات و چهارچوب‌های خاص، درک و تفسیر مردم درباره اتفاق‌های رایج رو فیلتر میکنه.&quot;توجه&quot; لازمه تاثیرگذاری بر دیگران هست؛ چون این توجه هست که تفسیرها رو شکل میده. وقتی مشخص می‌کنین که دیگران به چه چیزی توجه کنن، برداشت‌های اونها رو هم کنترل می‌کنین.شیوه گفتن داستان همیشه شخصی هست. شما هر کسی که باشین، با هر موقعیت و شرایطی، این داستان‌های شماست که شما رو تعریف می‌کنه. داستان شماست که برند شخصی شما میشه و شما باید هر لحظه به این فکر کنین که می‌خواهید کدوم داستان‌تون رو به دیگران بگین تا تصویری از شما داشته باشن. داستان شما حکایتی از زندگی‌تون هست، پس روی چیزی که می‌خواهین یا نمی‌خواهین به دیگران بگین خوب فکر کنین.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:52:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سه حوزه اصلی سرمایه‌گذاری در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%B3%D9%87-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-mbgvi9rglxpp</link>
                <description>برند شخصی مفهوم بازاریابی جدیدی هست که مربوط به استراتژی‌های مارکتینگ میشه که فرد برای ارتقای خودش در بازار کار مشخص اتخاذ می‌کنه.در عصر ارتباطات و روابط عمومی، نتورک سازی، اینترنت و رسانه‌های اجتماعی، داشتن  برند شخصی و ساختن اون خیلی محبوب هست؛ چرا که پرسونال برندینگ درواقع یه رویکرد فردی برای رویارویی با وضعیت و شرایط روز، مسائل اقتصادی، شرایط محتمل بحرانی و عدم اطمینان برای هر کسی فراهم می‌کنه (Gehl، 2011). همه ما تو زندگی‌مون دنبال رویکردهایی هستیم که ما رو قوی‌تر و غنی‌تر کنه و باعث بشه با توجه به عصری که همه‌چیز با سرعت در حال تغییر هست؛ توانمند باشیم.پرسونال برندینگ هم به عنوان رویکردی که تمامی جنبه‌های فرد رو در برمی‌گیره و روی حوزه‌های مختلف زندگی‌اش از جمله زندگی فردی، زندگی حرفه‌ای و کاری، نحوه نگرش، موقعیت اجتماعی و... تاثیر می‌گذاره، یک پدیده به حساب میاد.پدید آمدن و ظهور برند شخصی تو اواخر دهه 1990 هم نتیجه نیروهای اقتصادی‌ای بود که برای ساخت برند محصولات به عنوان یک روش ارتباطی تأثیر گذاشت و به همین دلیل متقاضیان کار اومدن از برندسازی به عنوان روشی برای پیداکردن جایگاه و موقعیت خودشون تو فضای کار و اشتغال رقابتی استفاده کردن، همون محیطی که بازاریابان محصولات و خدمات خودشون رو ارائه می‌دادن (2005،Lair and al).همونطوری که می‌دونین در روند ساخت برند شخصی فرد خودش مدیر یا کارفرمای خودش هست، درنتیجه مسئول هویت ساخته شده خود مبتنی بر تخصص و کارش هست و می‌دونه که اگه در ایجاد و ساخت برند شخصی سرمایه‌گذاری کنه، مثل هر سرمایه‌گذاری دیگه‌ای، تو سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه اقتصادی بازدهی خواهد داشت (Du Gay, 1996, Rose,1998)اما پرسونال برندینگ چه جور سرمایه‌گذاری‌ای هست و چه‌طوری می‌تونه برای شخص تو حوزه‌های مختلف از جمله قلمرو انسانی، اجتماعی و اقتصادی تاثیر بگذاره؟فرآیند پرسونال برندینگ شامل سه مرحله اصلی هست؛ فاز اول ایجاد هویت برند هست، یعنی افرادی که برندسازی شخصی انجام میدن باید حتماً خودشون رو متمایز کنند تا در عین اینکه به انتظارات و نیازهای بازار هدف خودشون پاسخ میدن، از بقیه رقبا هم متمایز باشند. فاز دوم توسعه موقعیت برند شخصی هست که از طریق معرفی و شناسایی فرد از طریق هویت بصری و هویت کلامی برند، نشانه‌های غیرکلامی و شبکه های اجتماعی اتفاق میوفته. فاز سوم ارزیابی و بررسی تصویر یا ایماژ برند شخصی هست؛ در واقع، تبدیل شدن به برند شخصی نیازمند به رسمیت شناخته شدن و اعتبار وضعیت و موقعیت فرد از سوی بازار هدف است.این سه مرحله اصلی که هر برند شخصی برای ایجاد و معرفی خودش باید طی کنه، بر روی 3 حوزه فرد تاثیر زیادی داره؛ بر روی این سه قلمرو و دارایی فرد مانور میده، این سرمایه‌ها رو گسترش میده و در طی زمان باعث افزایش بازدهی اینها میشه:سرمایه انسانیسرمایه اجتماعیسرمایه اقتصادیسرمایه انسانی:افرادی که پرسونال برندینگ رو شروع می‎‌کنن درواقع با ساخت برند شخصی‌شون با سرمایه‌گذاری در یادگیری و رشد مداوم، سرمایه انسانی خودشون رو توسعه می دهند.سرمایه انسانی به این واقعیت اشاره داره که افراد با تحصیلات، آموزش، یادگیری و یا فعالیتهای دیگه، بر روی توانایی بالقوه رقابتی خودشون سرمایه‌گذاری می‌کنند. درواقع با گسترش و قدرت گرفتن مهارت‎‌های سخت، توانمندی‌های فرد هم افزایش پیدا می‌کنه و با استفاده از تخصص می‌تونه تو بازار رقابتی متمایز باشه.یافتن جایگاه و موقعیت‌یابی با ویژگی‌های منحصر به فرد که افراد رو در رقابت متمایز می‌کنه، درنتیجه می‌تونن برند شخصی خود رو به عنوان متخصص در زمینه خاص به دیگران معرفی کنن، شهرت و اعتبار کسب کنن، حرفه خودشون رو پیشرفت بدهند و در خود اعتماد به نفس ایجاد کنند (Montoya، 2002 ، McNally و Speak 2002، Rein and al، 2006، Arruda and Dixson، 2007). یافتن جایگاه و موقعیت مناسب برند که به طور اختصاری USP نامیده میشه و مخفف Unique Selling Proposition هست، شامل همین موارد هست و به طور مشخصی در روند پرسونال برندینگ و مارکتینگ برند شخصی اثرگذاره. همچنین افزایش توانمندی‌های فردی در حوزه تخصص و حرفه، باعث افزایش رضایت شغلی و در نهایت افزایش رضایت فرد از زندگی هم میشه.سرمایه اجتماعی:ادبیات پرسونال برندینگ و روند اون اساساً تکنیک‌هایی رو برای افزایش سرمایه اجتماعی به افراد ارائه میده. منظور از سرمایه اجتماعی در اینجا نتورک‌سازی و میزان توسعه یک شبکه گسترده از روابط بین افراد برای برند شخصی هست که شامل روابط با خانواده، دوستان، کار و جامعه است که می‌تونه با گسترش اطلاعات، نفوذ، اثرگذاری، راهنمایی و پشتیبانی برای فرد ارائه دهد. نتورک‌سازی و ارتباط با دیگران یکی از ارکان اصلی پرسونال برندینگ هست.برند شخصی نشان‌دهنده سرمایه‌گذاری‌های انجام شده توسط افراد برای ارتقا وجهه عمومی آنهاست. انگشت‌نما شدن و یا شناخته‌شدن می‌تونه معیار مناسبی برای موفقیت برند شخصی تو نتورک‌سازی و ارتباط با جامعه باشه. برند شخصی برای افراد اعتبار ایجاد می‌کنه که ممکنه موجب تبادلات موفق، دیده‌شدن بیشتر و محبوبیت روزافزون بشه. (Gehl، 2011، McNally and Speak 2002، Rein ، 2006).سرمایه اقتصادی:در صورتی که برندهای شخصی با روند درستی ساخته و پرداخته بشن، درنهایت منجر به موفقیت‌های مالی و سودآوری اقتصادی برای افراد می‌شن. چرا که هدف نهایی پرسونال برندینگ قرارگرفتن اشخاص در موقعیت‌ و جایگاه‌های درست و مناسب در بازار کار حرفه‌ای هست که باعث تمایز فرد از دیگران بشه، درخواست شغلی و موقعیت کاری بیشتری برای فرد ایجاد بشه، قدرت چانه‌زنی رو در موقعیت‌های کاری بالاتر ببره، مشتریان بیشتر و همچنین سطح درآمد بیشتری رو برای برند شخصی به همراه بیاره که تمامی این موارد درکنار هم دیگه سطح رضایت فرد از شغل و زندگی رو براش به ارمغان میاره.به گفته لیر و همکاران (2005) برند شخصی راهی رو برای استدلال و مذاکره در مورد تغییر بستر اشتغال در فضای سرمایه‌داری جهانی برای افراد فراهم می‌کنه. با پرسونال برندینگ افراد در هنگام مدیریت شغلی و یا وقتی می‌خوان وارد شغل و پوزیشن کاری خاصی بشن، خودشون رو به عنوان یه برند شخصی متخصص و متمایز معرفی می‌کنن تا برای فرصت‌های شغلی مشابه با دیگران رقابت كنند. افرادی که پرسونال برندینگ انجام داده باشند، بها و ارزش بیشتری برای خودشون ایجاد می‌کنند، کیفیت کارایی خودشون رو به حداکثر می رسونند و درآمد مادام‌العمر خود رو افزایش می‌دهند (پیترز ، 1997 ، مونتویا ، 2002 ، مک نالی و اسپیک 2002 ، آررودا و دیکسون ، 2007).</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:44:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل S.O.A.R در کوچینگ پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%85%D8%AF%D9%84-soar-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-cld4yyilj0gn</link>
                <description>پرسونال برندینگ یک مسیر برنامه‌ریزی شده و طولانی مدت هست و همونطوری که می‌دونین یک دفعه‌ای اتفاق نمیوفته، و با توجه به گفته‌های نظریه‌پردازان متخصص این حوزه، فرآیندی هست که از درون انسان شروع میشه و به بیرون منتقل میشه، درست مثل تحول فردی. طی این مسیر وساخت برند شخصی مناسب مثل هر مسیر تحول دیگه‌ای نیازمند مربی‌ای هست که با ما همراه باشه تا برندی بسازیم که خودمون باشیم!مفهوم مربی‌گری و کوچینگ فردی مبحث جدیدی نیست؛ سال‌هاست افراد از دید و بینش متخصصان کوچینگ تو حوزه‌های مختلف استفاده می‌کنند تا برای رسیدن به اهداف فردی و کاری‌شون مسیر رو درست انتخاب و طی کنند.همونطوری که می‌دونین کوچینگ یک تعامل، یک گفتگوی آگاهانه و پیش بَرنده برای توانمند کردن یک فرد یا گروه برای قرارگفتن تو بهترین حالت خود و رسیدن به نتایج فوق‌العاده در زندگی، حرفه، کسب‌وکار یا سازمان هست. این کار به افراد مختلف کمک می‌کنه تا مسیر برای پر کردن فاصله‌ میان وضعیت فعلی و جایی که فرد یا سازمان و کوچ می‌خواهند توش قرار بگیرند، طی بشه. کوچ‌ها(Coach)یا مربیان درواقع با مراجعه‌کننده(Client)خود شریک و همراه میشن تا به آن‌ها برای طراحی و رسیدن به آن چیزی که تمایل دارن دست پیدا کنن، کمک کنند.از فواید کوچینگ باید به ایجاد وضوح و شفافیت در هدف‌گذاری، طراحی مسیر(Roadmap) برای  اقدام و تسریع فرآیند پیشرفت اشاره کرد که برای افراد آگاهی و تمرکز رو به ارمغان می‌آورد. کوچ‌ها مطابق فدراسیون بین‌المللی کوچینگ، افرادی هستند که مراجع خود رو بهترین متخصص تو زندگی و کار خود می‌دونند و بر این باورند که هر مراجعه‌کننده‌ای می‌تونه نوآور، خاص و یونیک و کاردان زندگی خودش باشه.کوچینگ پرسونال برندینگ هم دقیقاً همین عملکردها رو در روند ساخت برند شخصی با افراد مختلف تو حوزه‌های مختلف طی می‌کنه. با توجه به وضعیت فعلی و موجود فرد در زندگی شخصی، زندگی کاری و حرفه‌ای، و از طرفی چیزی که مدنظرش هست تا بهش برسه، مسیری رو طراحی می‌کنه؛ فرصت‌ها و تهدیدها رو شناسایی می‌کنه، با آنالیز توانایی‌ها و نقاط قوت فرد راهکارها و استراتژی‌های مناسب برای رسیدن به جایگاه مدنظر رو بررسی و همراه با کلاینت بهشون عمل می‌کنه و باعث میشه که افراد تمرکز بیشتری داشته باشند و از مسیر درست خارج نشن. در خیلی از مواقع هم ترفندهایی رو برای وضوح هدف‌گذاری و انتخاب هدف درست و مناسب موقعیت برند شخصی فرد به کار می‌بره و تاکتیک‌ها و آلترناتیوهای ممکن رو برای کلاینت طراحی می‌کنه تا شخص مراجع با طی این مسیرها به جایگاه مناسب برند خودش برسه.بسیاری از مدیران و متخصصان حوزه برند به طور اتفاقی مربی یا کووچ برندسازی شخصی می‌شن؛  به خیلی از مسائل برند شخص به صورت تصادفی و از نقطه‌ای به نقطه دیگه می پردازند، و متاسفانه خیلی از موارد موفق نمیشن دقیقاً بدونن موضوع مربی‌گری چی هست و یا راهی برای حل اون پیدا نمی کنند. فرآیند مربی‌گری نباید خیلی پیچیده، درهم برهم و سخت باشه که شفافیت روند از بین بره بلکه برعکس باید راهنمایی گام به گام و ساده داشته باشه تا نتایج واقعی عملکرد مشخص بشه.هر متخصص و مربی برندسازی شخصی برای کوچینگ پرسونال برندینگ علاوه بر بینش و Insight خودش که این قابلیت رو بهش میده که دید کامل و بازخورد 360 درجه‌ای نسبت به موقعیت و اهداف افراد داشته باشن، نیازمند مدل‌ها و ابزارهایی جهت آنالیز و طراحی استراتژیک این روند هست. یکی از این مدل‌ها SOAR هست که سعی شده تو این مطلب بیشتر بهش پرداخته بشه.این مدل که به اختصار SOAR  نامیده میشه، یک روند گام به گام، عملی و ساده هست که هم برای مربیان و کووچ‌ها، استراتژیست‌ها و هم برای افرادی که می‌خواهند روند برندسازی شخصی رو انجام بدن، کارایی داره.موقعیت Situation:S اختصاراً برای درک موقعیت و درک واقعیت فعلی‌ای هست که کووچ نسبت به کلاینت خودش می‌بینه. در واقع هدف در اینجا ایجاد نقطه شروع برای طراحی و طی مسیر هست. پس بهتره یه مربی با سوالاتی از این قبیل کار رو شروع کنه:موقعیت فعلی از لحاظ زندگی شخصی؟موقعیت فعلی از لحاظ زندگی کاری و تخصصی؟چه انتظاری از برند شخصی خودش داره؟دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی که ذهن فرد رو مشغول کرده؟علت نگرانی چیست و چرا چنین مساله‌ای هست؟و...مربی با پرسیدن سوالاتی اینچنینی، شناخت مختصری نسبت به فرد پیدا و همچنین مختصات فعلی برند شخصی‌شون رو آنالیز و تحلیل می‌کنه.نتیجه Outcome:O اختصاراً برای حصول نتیجه، خروجی و برآیند هست، هدف مربی‌گری همانطور که قبلاً هم اشاره شد، اینه که مسیر رو بهتر ببینه، اهداف رو درست تنظیم کنه و فرد رو برای رسیدن به جایگاه مناسب برند شخصی متمرکز بر روند نگه داره. در حالت ایده آل باید تا حد ممکن اهداف و نتایج مدنظر به روشنی و کاملاً ملموس تعریف بشن. برای هدف‌گذاری هم مربی می‌تونه از ابزارهای دیگه‌ای مانند ابزار GROWو یا با روش SMART اقدام کنه.گزینه‌های جایگزین :AlternativesA اختصاراً برای آلترناتیوها و یا گزینه‌های جایگزین استفاده میشه، جستجوی گزینه هایی که می‌تونه نتیجه دلخواه رو ارائه کنه. در مسیر کوچینگ برندسازی شخصی باید تمامی گزینه‌ها رو مورد بحث و بررسی قرار داد و حداقل در ابتدای کار هیچ جایگزینی نباید خارج از محدوده درنظر گرفته بشه. کووچ بدون هیچ‌گونه قضاوت یا پیش‌بینی احتمال موفقیت آنها، تا آنجایی که ممکنه باید ایده‌های مختلف ارائه و مسائل رو از چندین وجهه بررسی کنه. همچنین برای هر راه‌حل هم مواردی از قبیل مزایا و معایب، توانمندی کلاینت در برابر راه‌حل، سودآوری راه‌حل، منابع مورد نیاز برای رسیدن به این آلترناتیو، موانع پیش‌رو و... تحلیل و شناسایی بشه.وضوح و شفافیت Resolution:R اختصاراً برای وضوح و شفافیت هست، تصمیم‌گیری در مورد بهترین گزینه از میان لیست آلترناتیوهایی که برای روند کوچینگ برند شخصی می‌تونه نتیجه مطلوب رو ارائه بده و سپس کووچ بتونه مراحل بعدی مشخص رو تعریف کنه.هر مربی باید بتونه با دید گسترده به موضوعات مختلف از جمله بازار هدف موردنظر برند شخصی، مسائل اقتصادی، شرایط زمانی، توانمندی‌های فردی و... با وضوح و شفافیت به نتیجه برسه. همچنین باید با طراحی مسیر مشخص و زمان‌بندی مشخص برند شخصی رو برای اهداف بعدی آماده کنه.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:39:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسیر و Roadmap پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%88-roadmap-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-fupv5yiqhtaa</link>
                <description>مسیر ساخت برند شخصیبرندسازی شخصی مفهومی که از 1997 توسط تام پترز و تو کتابی به نام &quot;برند خودت باش&quot; A brand called you) ) مطرح شد؛ این روزها بسیار فراگیر شده. بسیاری از متخصصین، کارفرماها، مدیران، هنرمندان، ورزشکاران، فریلنسرها و... به دنبال ساخت برند شخصی خودشون هستن تا بتونن تخصص و تمایز خودشون رو تو بازار هدف بیشتر نشون بدن. برندی با اصالت بسازن که متعلق به خودشون باشه و بتونن از طریق پرسونال برندینگ به مشتریان بالقوه بیشتری دسترسی داشته باشن.روند ساخت برند شخصی فرایندی برنامه‌ریزی شده است و یک شبه ایجاد نمیشه؛ طی این روند افراد تلاش می‌کنن جنبه‌های بیشتری از خودشون رو کشف کنن مثل مهارت‌ها، توانایی‌ها، نقاط قوت و... درنهایت بتونن این برند ساخته و پرداخته شده رو به بازار عرضه کنن. مساله‌ای که ممکنه گاهی نادیده گرفته بشه اینه که در مسیر برندسازی باید روند درست و مناسب هر فرد طی بشه.همونطوری که اشاره شد، برند شخصی مفهوم جدیدی که مربوط به استراتژی‌های بازاریابی هست که فرد برای ارتقاء خودش تو بازار مشخص اتخاذ می کنه. مشهور شدن برند شخصی در عموم به دلیل افزایش تعداد کتابها در این زمینه، مجلات، وب‌سایت‌ها، برنامه‌های آموزشی، مربیان شخصی و ادبیات تخصصی در مورد چگونگی دقیق برندینگ برای موفقیت در دنیای تجارت است (مونتویا 2002، مک‌نالی و اسپیک 2002، آرودا و دیکسون،2007).پرسونال برندینگ یه رویکرد فردگرایانه است؛ یعنی پیش‌فرض اصلی اینه که افراد می‌تونن به عنوان یه برند در نظر گرفته بشن، همه افراد بدون توجه به سن، بدون در نظر گرفتن موقعیت، بدون در نظر گرفتن کسب‌وکارشون دارای برند شخصی هستند (تام پیترز 1997) . هرکسی این شانس رو داره که برندی شایسته توجه باشه و این یعنی در صورتی که پرسونال برندینگ درست انجام بشه؛ هر شخصی رو میشه به عنوان یه برند در هر زمینه تبدیل کرد. (رین و همکاران، 2006).لیر، سالیوان و چِنِی (2005) برند شخصی رو با توصیف آن به عنوان &quot;مفاهیمی از توسعه و ارتقا محصول&quot; که &quot;برای بازاریابی افراد برای ورود یا انتقال آنها در بازار کار استفاده میشه&quot; تعریف کردند. شفرد (2005) برند شخصی رو فعالیت‌های متنوعی می‌خونه که توسط افراد برای شناخته شدن در بازار انجام میشه. هوگز (2007) به سادگی افراد رو با کالا یا خدمات برابر می‌دونه و پیشنهاد می‌کنه که تعریف فعلی انجمن بازاریابی آمریکا از برند برای افراد هم درنظر گرفته بشه.تو این مطلب سعی داریم از فرآیند پرسونال برندینگ و مراحلی که باید برای ساخت این سرمایه بالقوه‌ای که در اختیارمون داریم طی بشه بیشتر صحبت کنیم.روند پرسونال برندینگ:پیش فرض اصلی برای برندسازی شخصی این هست که همه افراد دارای برند شخصی هستند (تام پترز، 1997)، اما اکثر مردم از این موضوع آگاهی ندارن و به همین دلیل پرسونال برندینگ رو به صورت استراتژیک، مداوم و موثر مدیریت نمی‌کنند (رامپارساد، 2009). یک پیشنهاد منحصربفرد فروش (SellingProposition) برای افراد این هست که اگه خودشون برند شخصی‌شون رو مدیریت نکنن، دیگران اون رو مدیریت می‌کنن. کپوتا (2003) می نویسه: &quot;شما این قدرت رو به افراد دیگه می‌دین تا برند شما رو مدیریت کنن اگر خودتون این کار رو نکنین!مخصوصاً در عصر ارتباطات و با حضور سوشال‌مدیا، پرسونال برندینگ به یه کار دائمی و همیشگی برای همه افراد تبدیل شده. دیگه وقتی رسانه‌های اجتماعی مثل فیسبوک، اینستاگرام، توییتر، لینکداین، یوتیوب و... هستن، حقیقتاً نمیشه برند شخصی نداشت؛ حالا چه دلمون بخواد چه نخواد!!!فرآیند پرسونال برندینگ شامل سه مرحله یا فاز اصلی هست؛فاز اول ایجاد هویت برند شخصی:برند شخصی در ابتدا با سازماندهی ویژگی‌ها، قابلیت‌ها، باورها، ارزش‌ها، انگیزه‌ها و تجربیاتی که افراد براساس آن نقش خودشون را تعریف می کنند آغاز می‌شه (مک‌نالی و اسپیک، 2002). کسانی که روند پرسونال برندینگ رو شروع می‌کنن باید بتونن خودشون رو از دیگران متناسب با انتظارات و نیازهای بازار هدف‌شون متمایز کنن. پس در نتیجه تمام این خصوصیات شخصی با نیازها و انتظارات هدف مقایسه میشه و مطابقت پیدا می‌کنه. درک و شناخت از خود، مبتنی بر درک کامل از بازار هدف و رقبای خود هست. هویت برند شخصی براساس ویژگی‌های درونی و ذاتی فرد که برندینگ بر روی آن انجام می‌شه و المان‌های خارجی شامل رابطه شخص با افراد دیگر تعریف میشه. نظریه‌پردازان زیادی معتقدند که پرسونال برندینگ ذاتاً یک فرآیند درون به بیرون هست که براساس نقاط قوت و منحصر بفرد افراد در رابطه با بازار هدف شکل می‌گیره.پس مهمه که اشخاص(Individuals) توانایی این رو داشته باشن که تمایز خودشون رو با دیگران تشخیص بدهند. دقیقاً بدونن چه توانایی‌ها، مهارت‌ها و تخصصی دارن که از دیگران متفاوت هست تا بتونن تو این دورانی که استعدادها و نوابغ تو حوزه‌های مختلف تخصصی زیاد هست، خودشون رو برند کنند. نکته‌ای که باید بهش دقت بشه اینه که پرسونال برندها باید خودشون رو متناسب با انتظارات بازار هدف خاص خودشون متمایز کنن تا هویت برند شخصی شکل بگیره.فاز دوم جایگاه‌یابی مناسب برند شخصی:Everything communicates! &quot;همه چیز در حال ارتباط برقرارکردن هست&quot; یک واقعیت شناخته شده تو حوزه بازاریابیه و این رو میشه هم برای افراد و همچنین محصولات عنوان کرد. یک برند شخصی باید تو ذهن مشتری جای بگیره. جایگاه‌یابی برند (Positioning) به تلاش‌های فعال بازاریابی و ارتباط‌سازی برای بیشتر شناخته‌شدن هویت برند شخصی تو یه بازار هدف خاص اشاره داره. پرسونال برندینگ همواره در راستای ارتقای خود هست چرا که افراد از جایگاه برند استفاده می‌کنن تا ویژگی‌های مثبت و متمایز خودشون رو که برای مخاطب هدف آنها ارزش داره، برجسته کنند.توسعه جایگاه برند با توسعه ارتباطات فعال هویت برند شخصی از طریق مدیریت رفتار، ارتباط سازی و نتورک‌سازی شکل می‌گیره. هر برندی نیاز داره تا جایگاه و موقعیت مناسب خودش رو پیدا کنه تا بیشتر دیده و شنیده بشه. بعد از شکل‌گیری هویت برند در مرحله اول، باید با ایجاد ارتباطات مناسب همراه با مدیریت رفتار صدای برند شخصی ساخته شده در بازار هدف به گوش دیگران برسه.برای برند شخصی، موقعیت‌یابی برند از طریق خودآگاهی (Labresque، 2011)، نشانه‌های غیرکلامی (استایل، نحوه پوشش)، محتوای کلامی (اطلاعات مربوط به خود)، اقدامات و عملکرد فرد، همچنین شخصیت و توانایی‌های متمایز فرد مطابق با استانداردهای فرهنگی بر درک دیگران از صلاحیت شخص شکل می گیره (رابرتز ، 2005). پترز در سال 2007  از اهمیت شبکه‌های اجتماعی برای توسعه برند شخصی و افزایش ارزش پرسونال برند اشاره کرده.فاز سوم ارزیابی تصویر ساخته شده برند شخصی:برندسازی شخصی بسیار محبوب هست؛ چرا که یه رویکرد فردی برای ورود به بازار کار و در مقابل شرایط اقتصادی، رویکردهای احتمالی در مواقع عدم اطمینان و متغیر این روزها برای هر کسی فراهم می‌کنه (Gehl، 2011). به گفته لِیر (Lair،2005)، ظهور برند شخصی در اواخر دهه 1990 نتیجه همان نیروهای اقتصادی بود که بر برند محصول و یا خدمات به عنوان یک روش ارتباطی تأثیر گذاشت و در نتیجه متقاضیان کار از همون روندها به عنوان یک روش بازاریابی و نتورک‌سازی برای پیداکردن موقعیت و جایگاه‌سازی خودشون در بازارکار رقابتی در راستای پرسونال برندینگ استفاده کردند.هدف ساخت هر برند شخصی، شناخت بیشتر از خود و درنهایت دستیابی به اهداف شخصی و شغلی است؛ بنابراین پرسونال برندینگ می‌تونه به رقابت تو بازار شلوغ شغلی کمک کنه. افرادی که تو مسیر ساخت برند شخصی قدم میگذارن، با سرمایه‌گذاری در روند یادگیری مداوم، سرمایه انسانی خودشون رو توسعه میدن، سرمایه اجتماعی برندشون رو از طریق جایگاه‌یابی مناسب و دیده‌شدن و در نهایت با دستیابی به موفقیت‌های فردی، مالی و سودآوری اقتصادی رو افزایش می‌دهند.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:35:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت‌های موردنیاز پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-vu95cejmbhlm</link>
                <description>مهارت‌ها بخش مهمی از توانایی‌های ما رو می‌سازن. هرچی مهارت‌هایی که کسب می‌کنیم بیشتر باشه، تو مسیر رشد و توسعه فردی و در نتیجه تو ساخت برند شخصی توانمندتر عمل می‌کنیم.مهارت‌ها به دو دسته اصلی تقسیم می‌شن؛ مهارت‌های نرم(Soft Skill) و مهارت‌های سخت (Hard Skill). برای کسب موفقیت و رسیدن به وضعیت مطلوب تو هر زمینه‌ای مخصوصاً پرسونال برندینگ به مجموعه این مهارت‌ها نیاز داریم.حالا تعریف این مهارت‌ها چیه و کدوم یکی تو ساخت برند شخصی مهم‌تر هست؟مهارت‌های سخت:مهارت‌های سخت در واقع دانش فنی و تخصص لازم و مورد نیاز برای انجام کارهاست. این نوع مهارت‌ها معمولاً نیاز به زمان داره، همراه با آموزش‌های تخصصی در همون زمینه کسب میشه و بیشتر اوقات کسب این مجموعه مهارت‌ها تو دانشگاه، آموزشگاه و یا تحت نظر اساتید اتفاق میوفته. مثل مهارت برنامه‌نویسی، مهارت کار با نرم‌افزارها، مهارت دوخت، مهارت نجاری و...پس درواقع، مهارت‌های سخت مهارت‌هایی اکتسابی، قابل آموزش و تدریس، همراه با جزئیات تخصصی و در یک پروسه زمانی هست.مهارت‌های سخت مواردی هستند که شما باید تو رزومه بهشون اشاره کنین و در واقع قابلیت‌های فرد رو برای استخدام در یک شغل تخصصی نشون میده. به هر اندازه که مهارت‌های سخت شما و دانش تخصصی‌تون بیشتر باشه، بیشتر نظر کارفرماها رو به خودتون جلب می‌کنین.یادتون باشه فرد هرچه بیشتر در حال یادگیری باشه؛ برند شخصی قوی‌تر و در نهایت رضایت شغلی بالاتری هم داره.مهارت نرم:مهارت‌های نرم مهارت‌های توسعه فردی هستند که بیشتر در تعامل با محیط و با دیگران خودشون رو نشون میدن. این مهارت‌ها بیشتر ریشه در نگرش شما به زندگی داره. این مهارت‌ها قابلیت سنجش کمی و عددی ندارن، بلکه بیشتر کیفی هستند و از اونجایی که تو خیلی از موارد به راحتی دیده نمی‌شن پس میزان سنجش اونها هم سخت‌تر هست.مهارت‌های نرم، به خلق‌وخو و درونیات فردی مربوطه و همونطوری که اشاره شد در رابطه با دیگران و در محیط شکل مشخص میشه؛ به همین دلیل بهشون«مهارت‌های انسانی»یا «مهارت‌های بین‌فردی» هم گفته میشه.مهارت‌هایی مثل ارتباطات، انعطاف‌پذیری، کار تیمی، رهبری، مذاکره، توانایی حل مساله، انگیزش، برخورد و مدیریت با تعارض، مدیریت، مسئولیت‌پذیری و...با اینکه بخش زیادی از مهارت‌های نرم مربوط به درونیات فرد میشه ولی با این همه این نوع مهارت هم قابل یادگیری و آموزش هست.سالیان سال مدیران و کارفرمایان برای استخدام کارکنان به مهارت‌های سخت، تخصص و تجربه کاری آنها دقت می‌کردند و معیار اصلی استخدام همیشه دانش تخصصی افراد بوده؛ ولی باتوجه به اینکه مشخص شده مهارت‌های نرم چه تاثیر مهمی تو محیط کار و تو ارتباطات بین کارکنان داره در نتیجه این نوع از مهارت‌های فردی هم جز مواردی هست که مدیران بهش توجه می‌کنن.بروس تولگان، مشاور مدیریت ایرلندی، میگه: &quot;افراد به دلیل مهارتهای سخت خود استخدام می‌شوند اما به دلیل نداشتن مهارت نرم اخراج می‌شوند.&quot;همین مسائل باعث شده که کارفرمایان در هنگام استخدام در مورد آن چیزهایی که دنبالش هستند بازنگری کنند. در حال حاضر آنها فقط به دنبال مهارت‌های سخت نیستند.این روزها تقاضا برای مهارت‌های نرم در بازار کار و بین متقاضیان مشاغل مختلف بیش از گذشته هست، همونطوری که قبلاً هم اشاره شد این مهارت‌ها، مهارت‌های میان فردی و جز مهارت‌های انسانی هستند. افراد دارای این نقطه قوت معمولاً افرادی هستند که خوب به دیگران گوش می‌دهند، پیگیر، متقاعدکننده و همکاری با آنها دلپذیره چرا که محیط کار رو برای دیگران راحت‌تر می‌کنند. کارفرمایان هم تمایل زیادی به استخدام اینگونه افراد دارن که معمولاً زیاد هم موفق نمیشن.طبق تحقیقاتی که وال استریت ژورنال تو سال 2015 انجام داد و خواسته‌های 900 مدیر رو بررسی کرد؛ 92 درصد از مدیران معتقدند که مهارت‌های نرم به همان اندازه یا بیشتر از مهارت‌های سخت مهم هست؛ با اینحال 89 درصد از اونها در استخدام افرادی با این قابلیت مشکل دارند.در سال 2016، لینکداین LinkedIn هم 281 مدیر استخدام و یا کارگزینی رو مورد بررسی قرار داد و اعلام کرد که 58 درصد از مدیران معتقدند که کمبود نیروی کار با مهارت‌های نرم بهره‌وری شرکت آنها رو محدود کرده. در ادامه لینکداین مهارت‌هایی رو که مدیران به دنبالش بودن رو اینطور مشخص کرد:توانایی برقراری ارتباطسازمان‌یافتگیظرفیت کار تیمیخوش‌قولیمدیریت بحرانهوش اجتماعیخلاقیتانعطاف‌پذیریاین یه واقعیته که مهارت‌های نرم باعث توانمندی شما در ساخت برند شخصی میشه و همچنین مثل نقطه قوت بهتون کمک می‌کنه تا در بدست آوردن شغلی که دوستش دارین، موفق بشین. چرا که مهارت‌های سخت کاملاً قابل آموزش هستند و در طی زمانی شما می‌تونین اونها رو یاد بگیرین، ولی توانایی‌هایی مثل رهبری، همکاری و ارتباط‌ سازی به برند شخصی شما قدرت میده.پس بهتره تو روند ساخت برند شخصی تون به قدرت‌های نرم خودتون بیشتر دقت کنین، اگه مهارت نرم مناسبی دارین، کارفرماها احتمالاً شما رو انتخاب می کنن چون با فرهنگ شرکت مطابقت بیشتری دارین. باید کشف کنید کدام مهارت نرم رو دارین و چه مهارت‌هایی رو باید تقویت کنید و درنهایت اونها رو بولد کنید.5 مهارت نرم مهم برای هر برند شخصی:رهبری:یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که شما در ساخت برندشخصی‌تون باید بهش توجه کنین، توانایی رهبری و هدایت هست. داشتن این توانایی به شما این فرصت رو میده که تو موقعیت‌های ارتقای شغلی ارجحیت بیشتری نسبت به همکاران خودتون داشته باشید. یک رهبر شایسته توانایی تاثیرگذاشتن بر دیگران برای رسیدن به اهداف مشخص رو داره و در تمام ابعاد کاری مسئولیت‌پذیری خودش رو نشون میده.مشارکت:دومین مهارت نرمی که برای پرسونال برندینگ موفق، مهم و ضروریه توانایی مشارکت وهمکاری هست. کسی که بتونه با یک تیم به خوبی کار کنه، تعامل داشته باشه، تو کار گروهی توانایی برقراری ارتباط و ایجاد روابط محکم رو داشته باشه اغلب بسیار موفق تر از کسی است که نمی تونه. شما باید این قدرت رو داشته باشید که همکاران و همچنین مشتریان خودتون رو درک کنین. درک و شناخت باعث ایجاد روابط قوی میشه.توانایی مشارکت به اندازه توانایی رهبری مهم هست؛ چراکه این مهارت‌ها نقش اصلی رو تو سطوح بالای موقعیت‌های کاری و مسیرهای شغلی بازی می‌کنن. تقویت این مهارت‌ها در ساخت برند شخصی‌تون، شما رو برای موفقیت در آینده آماده می‌کنه.ارتباطات:​​همونطوری که در بالا اشاره کردیم مطالعات اخیری که تو این حوزه انجام شده از جمله تحقیقاتی که توسط موسسه نیروی کار UKG (The Workforce Institute at UKG) در سطح جهانی در سال 2020 در رابطه با اعتماد در محیط کار انجام شده، نشون میده که اکثر کارفرمایان (نزدیک به 98 درصد) معتقدند مهارت‌های ارتباطی و ارتباط سازی بسیار ضروری است. به همین دلیل برای آنها مهمه که ببینند مهارت‌های ارتباطی اصلی ترین نکته برند شماست. شما باید در مورد تمام جنبه‌های ارتباطی از جمله نوشتاری و کلامی فکر کنید.مهارت مکالمه، توانایی در داستان‌سرایی و استوری تلینگ (Story Telling) و نحوه‌ای که می‌خواهید پیام خودتون رو به دیگران برسونین رو در نظر بگیرید. همه اینها ارتباط برقرارکننده‌های قوی هستند. شما می‌تونین این مهارت‌ها رو توسط اِلمان‌های مختلف برند شخصی‌تون مثل رزومه، کارت ویزیت، مصاحبه‌ها، وب سایت شخصی، شبکه‌های اجتماعی و موارد دیگه نشون بدین.اخلاقیات در کار:داشتن اخلاق کاری قوی مهارت مهم دیگری برای برند شخصی شماست. آیا حاضرید ساعات بیشتری کار کنید؟ آیا داوطلب مسئولیت‌های بیشتری هستید؟ چقدر مدیریت زمان دارین؟ همه این عادت‌ها در داشتن اخلاق کاری قوی شما نقش دارن و اطرافیان شما به این موارد توجه می‌کنن. بنابراین اگر اخلاق کاری درست و قوی داشته باشین، همکاران و مدیران شما این رو کامل می‌فهمن و درک می‌کنن. به همین دلیل نظرات کارفرماهای قبلی شما بهترین فرصت برای نشان دادن اخلاق کاری حرفه‌ای شماست. پس حتماً مشخص کنین که با چه کسانی کار کردید و چه کسانی می‌تونن توصیه‌نامه‌ای برای شما ارسال کنن. رفرنس‌های قوی برای برند شخصی شما بسیار ضروریه.توانایی حل مساله:اگه شما بتونین راه‌حل‌های کارآمد و تاثیرگذار برای حل مشکلات پیدا کنید، برای هر شغلی کاندیدایی جذاب خواهید بود. طبق مطالعاتی‌ که تو سال 2013 توسط انجمن کالج‌ها و دانشگاه‌های امریکا در واشنگتن با موضوعیت اولویت‌های کارفرمایان برای یادگیری دانشجویان انجام شد، مشخص شد که 93 درصد از کارفرمایان معتقدند توانایی تفکر در مواقع بحرانی، تفکر انتقادی و حل مشکلات پیچیده برای آنها مهم‌تر از مدرک کارشناسی یک جویای کار هست.شما باید بتونین در جلسات طوفان مغزی (Brain Storming) مشارکت داشته باشین و به راه‌حل‌های خلاقانه برای حل مسائل و مشکلات برسید. این مهارت‌ها را به مدیر خود نشون بدین تا برای ارتقاهای شغلی بعدی این موارد رو درنظر بگیره. اگه متقاضی کار تو یه شرکت جدید هستید، می‌تونین از طریق داستان‌سرایی، بر موفقیت‌ها و مهارت حل مسئله خودتون تأکید کنید.مهارت‌های نرم مهم دیگه‌ای مثل سازگاری، انعطاف‌پذیری، خوش‌بینی، یکپارچگی، همدلی، اعتماد به نفس، و.. هم هستن که همه این مهارت‌ها در روند ساخت برند شخصی شما نقش مهمی دارن. این موارد رو فقط تو رزومه خودتون قرار ندین؛ شما باید خودتون رو تو موارد مشخص و عملی ثابت کنید.و در آخر این نکته رو به یاد داشته باشید:مهارت‌های سخت شما رو برای یه شغل واجد شرایط می‌کنه، اما این مهارت‌های نرم هست که به شما کمک می‌کنه تا اون کار رو انجام بدین.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Tue, 01 Jun 2021 13:20:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان‌گویی در برند شخصی</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-tawwrlgwq9oj</link>
                <description>داستان برند شخصیبرندسازی شخصی یعنی داستان زندگی خودتون رو تعریف کنین. یعنی اینکه چه طور داستان‌تون رو خلق کنین، براساس اون زندگی کنین و بعد آن داستان رو برای مخاطبانِ درست تعریف کنین. داستان یه مفهوم شخصی هست و قدرت استوری تلینگ اونقدری زیاده که هیچ چیزی نمی‌تونه مثل قصه‌گویی برندتون رو بسازه.تو پرسونال برندینگ، از داستان سرایی یا استوری تلینگ Storytelling برای نوشتن زندگی‌نامه‌ای درخشان و منحصربه‌فرد استفاده میشه که به شما کمک می‌کنه تا بتونین خودتون رو به شیوه‌ای جذاب به دیگران معرفی کنین و به سرعت آنها رو تحت تاثیر قرار بدین.مردم هر روز داستان میگن. سوال ساده‌ای مثل «چه‌طوری؟» که شاید هزاران بار از همدیگه پرسیده باشیم به این معنیه که داستان خودت رو بگو. اگه جواب یه چیزی بیشتر از «خوبم» باشه، داستان شروع میشه. معمول‌ترین داستانی که تو مصاحبه‌ها اعم از مصاحبه‌های کاری شکل می‌گیره، با این سوال شروع میشه:&quot;خودت رو معرفی کن.&quot;شیوه استوری تلینگ همیشه شخصی هست. داستان شما برند شخصی‌تون میشه و شما باید به این فکر کنین که می‌خواهین کدوم داستان‌تون رو به دیگران بگین تا تصویری از خودتون رو براشون ترسیم کنین. شخصیت اصلی داستان شما خودتون هستین؛ پس برای شروع باید روی طرح داستان‌تون تمرکز کنین.داستان، وقایع و رویدادها رو با کلمات، تصاویر و صداها نشون میده. همونطوری که می‌دونین هر داستانی ساختار پایه‌ای داره:آغاز، میانه و پایان. بهترین داستان‌ها هم اونهایی هستن که می‌تونن از همون اول شما رو به خودشون جذب کنن، شما رو با خودشون همراه ببرن و در نهایت با یه پایان رضایت‌بخش تموم بشن. برای اینکه بتونین داستان خوبی بگین، باید داستان خوبی هم داشته باشین.مارتین برنادت Martin Bernadette تو کتاب&quot;داستان سرایی برند&quot;  بیست تا سوال رو مطرح می‌کنه که برای شروع داستان شما به دردتون می‌خوره. اگه شما یه قصه‌گوی ذاتی خوب باشین این پرسش‌ها باعث میشه بیشتر و بهتر بتونین داستان برند شخصی‌تون رو تعریف کنین. به این لیست یه نگاهی بندازین:خنده‌دار ترین تجربه‌ای که تا حالا داشتین، چی بوده؟آیا تجربه ایجاد کردن، ساختن، طراحی کردن یا اختراع کردن چیزی رو دارین؟شجاعانه‎ترین لحظه زندگی‌تون چه زمانی بوده؟تا به حال پاداش، جایزه یا تقدیر ویژه‌ای گرفتین؟خفن‌ترین و ترسناک‌ترین کاری که تا حالا انجام دادین، چی بوده؟چه داستانی هست که از شنیدنش از زبان پدر و مادرتون هرگز خسته نمی‌شین؟تا حالا شده تو انجام کاری، گاف بزرگی بدین؟اگه تو کار فروش و بازاریابی هستین، چه طوری فروش رو بالا می‌برین؟تا حالا شده متوجه مشکلاتی بشین که به نظر دیگران نرسیده؟تا حالا سیستم یا روش جدیدی ایجاد یا اجرا کردین؟تا حالا شده موقعیتی بحرانی رو به خوبی مدیریت کرده باشید؟تاثیرگذارترین آدمی که تا حالا دیدید، کی بوده؟تا حالا شده کاری انجام بدین که ناممکن به نظر می‌رسیده؟تا حالا شده کاری انجام بدین که واقعاً خودتون به خودتون بخندین؟تا حالا تو یه کشور خارجی تجربه‌ای داشتین که ناشی از تفاوت فرهنگ‌ها باشه؟یه لحظه یا اتفاق خاصی تو دوران مدرسه‌تون که هرگز فراموش نمی‌کنین، چی بوده؟تو چه مسابقات یا رقابت‌هایی برنده شدین؟تا حالا شده تو یه محدودیت زمانی شدید، چند تا کار یا پروژه رو باهم انجام بدین؟کدوم اتفاق کودکی‌تون بیشترین تاثیر رو تو زندگی‌تون داشته؟چه درسی رو یاد گرفتین که هنوز هم تو زندگی ازش استفاده می‌کنین؟داستان گفتن راهی برای ایجاد اعتماد هست. هر برندی از شما می‌خواد که به گفته‌هاش اعتماد کنین. وقتی شما هم به عنوان یه برند شخصی برای مخاطب هدف‌تون داستانی تعریف می‌کنین، بین خودتون پیوند و تعامل برقرار می‌کنین. شما همین حالا هم قصه‌هایی رو میگین درباره اینکه چه کسی هستین، چرا اینجا هستین، چه دیدی دارین، برای چه چیزهایی ارزش قائل هستین، چی آموزش میدین و از افکار محرمانه دیگران چه چیزهایی می‌دونین، ولی مساله اینجاست که نمی‌دونین داستان شما چه‌قدر اهمیت داره. شاید خودتون ندونین ولی هر داستان شما مهم هست. هیچ چیزی مهم‌تر از داستان‌هایی نیست که راجع به کار و زندگی شخصی و اجتماعی‌تون برای خودتون و دیگران تعریف می‌کنین. شما باید برای برند شخصی‌تون هوشیارانه و صادقانه داستان سرایی کنین که روی کار، خانواده و جامعه‌تون اثری بگذاره که دوست دارید و همچنین بین برند شخصی شما و مخاطب‌تون اعتماد ایجاد بشه.برای ایجاد اعتماد باید بدونین که چه طور باید داستان‌ها رو درباره خودتون تعریف کنین:چه کسی هستین؟کدوم ویژگی‌ها این حق رو به شما میده که بر روی اشخاص تاثیر بگذارید؟ از زمان، مکان و موقعیت‌هایی بگین که نشون میده شما ویژگی تاثیرگذاری روی بقیه رو دارید. این داستان حتماً نباید شخصی باشه، ولی باید ارزش‌های شما رو نشون بده. این داستان، انسان بودن شما و توانایی‌هاتون رو حتی در تشخیص نقطه ضعف‌هاتون نشون میده.چرا دارین این داستان رو تعریف می‌کنین؟اگه کسی فکر کنه شما می‌خواهین ایده‌ای رو بفروشین و اون شخص باید براش پول یا زمان هزینه کنه، حقایقی که دارین می‌گین، به سرعت به دلیل قصد و غرض داشتن بی‌اعتبار میشن. داستان برند شما باید به مخاطب‌تون اطمینان بدهد که نیت شما خوبه، شما رو به مخاطب‌تون پیوند داده و دلیل تعریف کردن آن رو برای این افراد خاص در این زمان خاص براشون روشن کنه.بینش و چشم‌انداز شما چیه؟قصه ارزشمند و هیجان‌انگیز درباره آینده باعث میشه دیگران فکر کنند «ارزشش رو داره»! اگه بینش و چشم‌انداز نداشته باشیم دچار سرخوردگی می‌شیم و این رو به مخاطب هم منتقل می‌کنیم. شما با این داستان، اندیشه‌های خودتون رو درباره هرآنچه شدنی هست مطرح می‌کنین و آنها رو به آنچه که مخاطبتون می‌خواد شدنی فرض کنه، ربط می‌دین. با دیدگاه مثبت موانع بزرگ کوچیک میشن و تو مسیر رسیدن به اهداف بزرگتر به مسائل ناچیزی تبدیل میشن.چه چیزهایی براتون ارزش داره؟ارزش‌ها فردی هستند. برای هر کسی یه موارد و مفاهیمی ارزشمند هستن که ممکنه با بقیه متفاوت باشه. اگه می‌خواهید ارزشی رو آموزش یا گسترش بدین باید داستانی بگین که تو عمل نشون بده معنی این ارزش چی هست. در واقع باید منظورتون رو صریح بگین! این داستان به مخاطب‌تون کمک می‌کنه بفهمه ارزش‌های شما چی هستن و چه نقشی تو زندگی روزمره‌تون دارن.یه نکته رو به خاطر داشته باشین؛ داستان‌ها طوری طراحی میشن که مخاطب رو تحت تاثیر قرار بدهند و معمولاً همه حقایق رو بازگو نمی‌کنن. اگه شما هم به عنوان یه برند شخصی می‌خواهید که بیشترین تاثیر ممکن رو داشته باشین، اول داستان بگین و بعداً تمام حقایق رو تعریف کنین. وقتی مخاطب با شما احساس پیوند کرد دلش می‌خواد بقیه داستان شما رو بشنوه.وقتی به اندازه کافی مهارت قصه‌گویی یا استوری تلینگ داشته باشین، می‌تونین رو تعریف قصه‌هایی کار کنین که فکر مخاطب‌تون رو پیش‌بینی کنین. هدف از استوری تلینگ اینه که مخاطب‌تون رو شگفت‌زده کنید، با این کار شما با مخاطب هدف همدلی ایجاد می‌کنین و زیربنایی برای ارتباطی قدرتمند بین خودتون می‌سازین.پرسونال برندینگ خود واقعی شما رو نشون میده و نقطه قوت برند شما اینه که دیگران چه ارتباطی با تجربیات و شخصیت شما برقرار می‌کنن. مردم تشنه تجربه کردن هستن و دوست دارن به شکلی شخصی و به‌یاد موندنی با دیگران ارتباط برقرار کنن. اگه شما با برند شخصی‌تون چنین تجربه‌ای برای دیگران ایجاد نکنین، دیده نمیشین.اصالت تو هر نقطه از سفر پرسونال برندینگ مهم هست، حتی تو بیان داستان برند شخصی. وقتی اصیل زندگی کنین، داستان و روابط‌تون با دیگران خاص میشه. اگه خودتون رو درست ابراز کنین و داستان خودتون رو درست تعریف کنین، تاثیری به جا می‌گذاره که برای مخاطب هدف‎تون تجربه‌ای جدید و متحول‎‌کننده خواهد بود. پس پیام و داستان برند شما باید با تمام جنبه‌های زندگی شما هماهنگ باشه.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 15:42:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر پرسونال برندینگ بر رضایت شغلی</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-v4smtgzvxdv9</link>
                <description>ما هر روزه بخش زیادی از روزمون رو درگیر کارمون هستیم؛ کار و محیط کاری‌ای که بهش مشغولیم یکی از مهم‌ترین عناصری هست که تو زندگی‌مون تاثیرگذاره. چه بسا اگه از شغل‌مون و جایی که توش کار می‌کنیم راضی باشیم، احساس خوشبختی و حال خوب بیشتری هم داشته باشیم.تو این مطلب میخواهیم رضایت شغلی رو بیشتر توضیح بدیم و مولفه‌های تاثیرگذار بر رضایت شغلی رو بشناسیم.رضایت شغلی چیه؟رضایت شغلی به احساس رضایت فرد از کار گفته می‌شه که به عنوان انگیزه‌ای برای کار عمل می کند. رضایت شغلی با رضایت از خود، شادی یا خرسندی و خوشبختی متفاوته. رضایت شغلی مربوط به رابطه کلی بین فرد و کارفرمایی هست که به ازای کاری که انجام میده، حقوق می گیرد.رضایت در کل به معنی احساس ساده دستیابی به هر هدف یا مقصودی است. عدم رضایت شغلی باعث عدم انگیزه تو کار می‌شه.لوفکوئیست(Lofquist) و دیویس(Davis ) (1991) ، رضایت شغلی رو به عنوان &quot;واکنش عاطفی مثبت فرد در محیط هدف در نتیجه ارزیابی فرد از میزان تأمین نیازهای وی توسط محیط&quot;تعریف کردند.سیگل (Siegal) و لانس(Lance)(1987) اظهار داشتند که &quot;رضایت شغلی پاسخی عاطفی است که میزان علاقه افراد به کار خود را مشخص می کند.&quot;امروزه کار تقریباً قسمت اصلی زندگی همه است. ما تقریباً تمام وقت بیداری خودمون رو به کار و شغل‌مون اختصاص می‌دیم؛ چراکهپیشرفت شغلی تقریبا 70٪ از تمام وظایف رشد انسانی رو تشکیل میده. پس خیلی مهمه که کارمندان از کار خود احساس رضایت داشته باشند وگرنه ممکنه منجر به ناامیدی ، خشم، عصبانیت و حتی تو موارد شدیدتر باعث افسردگی بشه.رضایت درک شده از کار با نیاز انسان به احساس تحقق و انتظار برای اینکه کار جالب، چالش برانگیز و برای فرد رضایت‌بخش باشه، منعکس می شود. همچنین رضایت شغلی یک شاخص موفقیت در روند رشد شغلی هست.مطالعات زیادی در مورد رضایت شغلی وجود داره و معمولاً نتایج این مطالعات هم برای منافع انسانی و هم برای منافع مالی ارزیابی میشن. وقتی کارمندان راضی باشند، بیشتر به کیفیت کار خودشون اهمیت می‌دهند، به سازمان متعهدتر هستند، تو سازمان میزان ماندگاری بالاتر و به طور کلی بازده بیشتری دارند.تو دورانی که &quot;عصر اضطراب و استرس&quot; نام برده شده و بسیار رقابتی است؛ در نتیجه فشار زیادی برای هر شرکت و سازمانی وجود داره که بهترین باشه و بتونه تو رقابت بازار برنده باشه پس اکثر سازمان‌ها به دنبال نتایج شغلی بهتر هستند.این فشارها برای انجام بهترین کار ممکنه استرس زیادی رو برای کارمندان ایجاد کنه که به آن فشار روانی میگن. استرس شغلی می‌تونه باعث کاهش بهره‌وری، افزایش اشتباهات و حوادث ناشی از کار، تمایل به غیبت از کار، روحیه پایین، افزایش تعارض با دیگران و ایجاد مشکلات جسمی و عاطفی تو افراد بشه. هرچه سطح استرس کاری بالاتر بره، سطح رضایت شغلی پایین‌تر میاد. سطح پایین رضایت شغلی در نهایت منجر به عدم رضایت از زندگی میشه.هاپوک(Hoppock) رضایت شغلی رو اینطور توصیف می‌کنه ، &quot;هر ترکیبی از شرایط روانشناختی، فیزیولوژیکی و محیطی که باعث می شه شخص صادقانه بگوید که من از کارم راضی هستم&quot;.رابینز هم تو کتاب رفتار سازمانی خودش توضیح میده که «رضایت شغلی، احساس مثبتی است که پس از ارزیابی ویژگی‌های مختلف شغل خود، تجربه می‌کنیم». از نظر رابینز دامنه‌ی این تعریف، خیلی گسترده است و تقریباً هر چیزی رو شامل می‌شه چرا که رضایت یا نارضایتی شغلی، حاصل و برآیند مجموعه‌ی گسترده‌ای از عوامل هست.رضایت شغلی به عنوان &quot;وضعیت احساسی دلپذیر ناشی از ارزیابی شغل فرد به عنوان دستیابی یا سهولت دستیابی به ارزشهای شغلی&quot;تعریف میشه. در مقابل، نارضایتی شغلی هم به عنوان &quot;وضعیت احساسی غیرقابل تحمل ناشی از ارزیابی شغل فرد، ناامیدی یا جلوگیری از رسیدن به ارزشهای شغلی یا احساس بی ارزش بودن کار&quot;تعریف میشه. با این حال ، هم رضایت و هم نارضایتی به عنوان &quot;تابعی از رابطه ادراک شده فرد با شغل&quot; خودش تعریف میشه. همونطوری که اسمیت و همکاران رضایت شغلی رو احساسی که فرد نسبت به شغل خود داره تعریف کردند(1969). لاک (1969) هم اظهار داشت که رضایت شغلی یک واکنش مثبت یا لذت بخشی هست که ناشی از ارزیابی شغل، موفقیت شغلی یا تجارب شغلی فرد است. شولتز (1982) هم گفته که رضایت شغلی اساساً گرایش روانشناختی افراد نسبت به کارشان است.تعریف رضایت شغلی طی سالها تکمیل شده ولی اکثر نظریه‌پردازان معتقدند که رضایت شغلی یک واکنش عاطفی مثبت مرتبط با کار است.عوامل و متغیرهای زیادی هستند که بر رضایت شغلی تاثیر دارند از جمله حقوق، نظارت، مدیریت و شرایط کار. همچنین بر اساس تحقیقات مارتین(Martin) و شینکه (Schinke) (1998) این عوامل خارجی تأثیر قابل توجهی در سطح رضایت شغلی دارند.برخی معتقدند که نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو، نظریه انگیزه، اساس تئوری رضایت شغلی رو ایجاد کرد. این تئوری توضیح میده که افراد به دنبال ارضای پنج نیاز خاص تو زندگی یعنی نیازهای فیزیولوژیکی، نیاز به امنیت، نیازهای اجتماعی، عزت نفس و خودشکوفایی هستند. این مدل مبنای خوبی بود که محققان اولیه می‌تونستند تئوری‌های رضایت شغلی رو براساس اون ایجاد کنند.رضایت شغلی همچنین در محدوده وسیع‌تری از مسائل که بر تجربه کار یا کیفیت زندگی کاری فرد تأثیر میگذاره، دیده میشه. رضایت شغلی رو میشه از طریق روابط آن با سایر عوامل کلیدی مثل رفاه عمومی، استرس کاری، کنترل در محل کار، دورکاری و کار از خانه و شرایط کاری درک کرد.خیلی از کارشناسان منابع انسانی معتقدند که رضایت شغلی بر رفتار نیروی کار و در نتیجه بازار کار تاثیرگذاره چرا که تو مسائلی مثل تلاش برای کار، بهره‌وری کاری، غیبت از کار و جابجایی بین مشاغل اثر داره. علاوه بر این رضایت شغلی یک شاخص پیش‌بینی کننده برای رفاه عمومی افراد و همچنین تصمیم کارمندان برای ترک کار هست. از آنجایی که رضایت شغلی تو رضایت فرد از زندگی‌اش هم مهمه، درنتیجه این موضوع یکی از مهم‌ترین مسائل در حوزه HR یا منابع انسانی و بسیار قابل توجه کارفرمایان و کارمندان هست.  تو بسیاری از مطالعات مشخص شده که هرچه کارکنان رضایت شغلی بیشتری داشته باشند، احتمال سودآوری آنها از طریق افزایش بهره‌وری و کاهش جابجایی نیروی کار بیشتر هست.عوامل مختلفی تو رضایت شغلی تاثیرگذاره:عوامل شخصی که شامل جنسیت کارکنان، تحصیلات، سن، وضعیت تأهل و خصوصیات شخصی آنها، پیشینه خانوادگی، زمینه اقتصادی اجتماعی و مواردی از این دست هستند.عوامل ذاتی شغل که اخیراً مورد بررسی قرار گرفته و در انتخاب کارمندان مهم بوده. مثلاً اینکه کارکنان ماهر و متخصص ترجیح می دهند به جای اینکه توسط همکاران و سرپرستان خود راهنمایی بشن که چه کاری باید انجام بدهند، با تمایل خودشون شغل و تعریف شغلی داشته باشند. این عوامل شامل: خود کار، شرایط، تأثیر محیط داخلی و خارجی در شغل است که توسط مدیریت کنترل نمیشه.عوامل کنترل شده توسط مدیریت: ماهیت نظارت، امنیت شغلی، نوع گروه کاری و میزان دستمزد، فرصت‌های ارتقای شغلی و سیاست انتقال، مدت کار و احساس مسئولیت از عوامل کنترل شده توسط مدیریت است. همه این عوامل کارمندان رو بسیار تحت تأثیر قرار میده. این عوامل باعث ایجاد انگیزه میشه و احساس رضایت شغلی رو در افراد ایجاد می کنه.از سال 1997 بعد از اینکه تام پترز مفهوم پرسونال برندینگ رو معرفی کرد، به عنوان یک رفتار شغلی موثر به برند شخصی توجه بیشتری جلب شده، اما درباره عواملی که رفتارهای شخصی برندسازی و نتایج اون رو پیش‌بینی می‌کنند، اطلاعات کمی در دست است. در دو مطالعه با جامعه آماری 477 نفر در دو زمینه فرهنگی کاملاً متفاوت (غربی و آسیایی) بر اساس مقیاس تازه توسعه یافته و معتبر برای برندسازی شخصی، پیشینه‌ و نتایج ساخت برند شخصی بررسی شده‌. یافته‌ها تأیید می‌کنن که برند شخصی، با درک درست از اشتغال منجر به رضایت بیشتر شغلی می‌شه. در این مطالعه «تمایل به رسیدن به موفقیت شغلی»مهم‌ترین عنصر پیش‌بینی کننده مشارکت در برندسازی شخصی است، در حالی که بازخورد و فیدبک شغلی با تمایل به داشتن برند شخصی ارتباط منفی و خودکارآمدی شغلی به طور مثبت با پرسونال برند مرتبط بودند. این یافته‌ها اهمیت پرسونال برندینگ رو به عنوان یک تکنیک شغلی معاصر در ارتقا هویت برند شخصی برای دستیابی به نتایج شغلی مفید کاملاً نشون میده.از اونجایی که برندسازی برای اشخاص نتایج مشخص و مشهودی داره از جمله شناخت بیشتر شخص نسبت به خودش، افزایش درآمد، افزایش شهرت، ارتقای شغلی، ارتقای مشتریان، کسب پروژه‌های بیشتر و بزرگتر و مهم‌ترین نکته اینکه افراد بعد از برندسازی شخصی به تعامل و بالانسی در کار و زندگی می‌رسن که تمام اینها در کنار هم باعث افزایش رضایت فرد از خودش و از شغلش میشه.طبق این یافته‌ها مشخص شده که برند شخصی تأثیر غیرمستقیم مثبت و قابل توجهی بر رضایت شغلی از طریق استخدام پذیری داره؛ یعنی اینکه برندسازی شخصی به تنهایی بر رضایت شغلی فرد تأثیر نمیگذاره ولی چون پرسونال برندینگ به معنای برداشتن قدم‌هایی در راستای ارتقای شغلی و وضوح آینده حرفه‌ای مطلوب در آینده است (اشتراوس و همکاران ، 2012)، پس به طور مثبت با قابلیت استخدام شدن مرتبطه که به نوبه خودش ثابت شده که منجر به رضایت بیشتر شغلی می شه.منبع: سایت ncbi</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 15:34:18 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت شغل و حرفه در پرسونال برندینگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D9%88-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF-plaolulmghsl</link>
                <description>در مکالمات روزمره‌مون گاهی کلمات رو به جای هم به کار می‌بریم بدون اینکه واقعاً متوجه تفاوت معنایی این کلمات بشیم و بیشتر این مشکلات از ترجمه به زبان فارسی شروع میشه. در ترجمه به زبان فارسی واژه‌های معادل رو درست استفاده نمی‌کنیم یا اصطلاحات معنای دقیق رو بیان نمی‌کنن. یکی از این تفاوت‌ها که خیلی هم مورد استفاده قرار می‌گیره، کلمات کار، شغل و حرفه و البته تخصص است.کار (Work)، شغل (Job)، حرفه (Career) سه اصطلاح متفاوت از لحاظ بار معنایی هستند که گهگاهی تو مکالمات‌مون به جای هم ازشون استفاده می‌کنیم. تو این مطلب سعی داریم تفاوت‌های مفهومی این واژه‌ها رو باهم بررسی کنیم.همونطوری که می‌دونین تعریف کار تو فیزیک هم کاملاً مشخصه:«تبديل يا انتقال انرژی كار نامیده مي‌شود، هر گاه نيرويي به جسمی وارد شود و اون رو از جايی به جايی دیگر منتقل كند كار انجام شده است.» حالا چه به آن كار مزد بدهند يا ندهند. چه كم باشد يا زیاد، چه باكيفيت باشد يا بي‌كيفيت»اما در کل کار رو می‌تونیم اینجوری بیان کنیم که :كار، هر فعالیتی(اقتصادی يا غيراقتصادي) كه در جهت رسیدن به هدفی هست و باعث ميشه تغيير در ارزش كالا يا ارائه خدمتی بوجود بیاد، و ارزش آن در اثر فعالیت افزایش يا کاهش پیدا کنه.»شغل چیه؟باتوجه به تعریف سایت متمم شغل، مجموعه‌ای از وظایف(Duties)، فعالیت‌ها(Tasks) و مسئولیت‌ها(Responsibilities) و سایر المان‌هایی است که یک فعالیت مولد را در محیط سازمان شکل دهد و می‌تواند به یک فرد مشخص، تخصیص داده شود.وقتی ازتون می‌پرسن شغل شما چیه؟ منظور Job هست یعنی فعالیتی که در حال حاضر در راستای کسب درآمد یا تجربه دارین انجام میدین.حرفه چیه؟حرفه یا Career مجموعه‌ای از شغل‌ها(Jobs)، تجربیات(Experiences)، آموزش‌هایی(Training Programs) هست که به شما کمک میکنه تا در راستای علاقه‌مندی‌هاتون درآمد و مسئولیت بیشتری کسب کنید.درواقع تفاوت اصلی حرفه و شغل در نگرش شماست. شغل شامل اهداف و فعالیت‌های کوتاه‌مدتی هست که برای بدست آوردن پول و درآمد و همچنین کسب تجربه انجام میشه. ولی حرفه بلند مدته و همراه با جاه‌طلبی هست. آرزوی مادام‌العمره و در طولانی مدت باعث پیشرفت هم از لحاظ درآمدی و هم از لحاظ جایگاه اجتماعی میشه.یکی از مهمترین تصمیمات تو زندگی یک شخص، انتخاب حرفه مناسب هست. حرفه را می‌توان به عنوان شغلی که یک فرد در طول زندگی خودش انجام میده، درک کرد و شامل تمام مراحل برای رشد فردی است. الگوی زندگی هر شخص با حرفه‌ای که انتخاب می کنه تعریف میشه.و اما تخصص:منظور ما از اصطلاح &quot;تخصص&quot; (Profession) نوعی فعالیت اقتصادی است که فرد فقط در صورت داشتن دانش، مهارت مورد نیاز و گذروندن دوره‌های آموزشی مشخص می‌تونه بهش برسه. شخصی که تخصصی در هر زمینه‌ای داره «متخصص» خوانده میشه مثل:  پزشکان، وکلا، مهندسین و...میشه مهارت‌ها(Skills) و دانش(Knowledge) مورد نیاز را از دانشگاه یا موسسات تخصصی و در طول دوره های مختلف کسب کرد. همچنین برخی از دوره‌ها برای حرفه‌ای شدن تو یک زمینه خاص نیاز به آموزش تخصصی دارند که این دوره‌ها توسط نهادهای حرفه‌ای اداره میشن و دستورالعمل‌ها یا آیین‌نامه‌های مشخصی برای خودشون دارن.اصطلاح &quot;شغل&quot; رو میشه به عنوان تمام نقش‌هایی که فرد در طول زندگی خود بر عهده می‌گیره مانند تحصیلات، آموزش، حرفه، تجربه کاری و غیره تعریف کرد. اما درواقع حرفه(Career) نتیجه تصمیماتی هست که شخص در زندگی خودش می گیره و تمامی تلاشهاش رو در راستای آموزش، تخصص، برند شخصی و موقعیت اجتماعی تحت تأثیر قرار می‌دهد. حرفه گرایش‌ها، تعهد به کار و تمایل به رشد و پیشرفت فرد رو تعیین می کنه.حرفه یا کریر، سفر یادگیری و کار هست که برای افراد مختلف متفاوته. مشاغل مختلفی که فرد انجام میده، مسئولیت هایی که به عهده گرفته، جابجایی و انتقال بین سطوح کاری، ارتقاء و در نهایت پروفایل کاری هر فرد هست.از آنجایی که افراد مختلف هدف‌های حرفه‌ای متفاوتی دارند، اندازه‌گیری موفقیت آنها هم متفاوت هست، مثلاً برای برخی افراد حقوق، درآمد، موقعیت کاری و ارتقاء شغلی موفقیت محسوب میشه، درحالی که برای برخی از افراد شادی و رضایت از کار مهمه.تخصص رو میشه نوعی حرفه دونست که نیاز به صلاحیت رسمی و آموزش طولانی داره. از طرفی، حرفه به دنباله‌ای از کارهای مرتبط با فرد تو زندگی‌اش اشاره داره که شامل شغل، عناوین کسب شده، پروژه های انجام شده و غیره است.تخصص یک شغل است ولی حرفه شامل شغل میشه؛ یعنی حرفه ممکنه شامل تعدادی شغل و نقش‌هایی باشه که فرد در طول زندگی خود به عهده دارد. بنابراین یک شخص می‌تونه به عنوان یک کارآفرین، یا به عنوان یک دکتر حرفه‌ای رو انجام بده یا حتی تو یه سازمانی مشغول به کار بشه.تخصص به تحصیلات و آموزش های فرد بستگی داره، اما حرفه به جاه طلبی و آرزوی او در زندگی‌اش هم مربوطه.تخصص براساس خدمتی هست که فرد ارائه میده، ارائه خدمات هدف اصلی هست و در ازای اون پول دریافت می‌کنه . ولی حرفه رشد محور هست، افراد به دنبال فرصت‌هایی برای پیشرفت تو کار، دریافت حقوق و درآمد بیشتر و موقعیت‌های بهتر هستند.هر تخصصی یه سری دستورالعمل‌ها یا آیین نامه‌هایی داره که براساس اون هدایت میشه و توسط نهادهای مرجع تنظیم میشه. ولی هیچ کد دستورالعمل مشخصی برای حرفه وجود نداره، فرد آزاده که هر حرفه‌ای که دوست داره انتخاب کنه و روند رو هرطوری که فکر می‌کنه درسته، ادامه بده.به این جدول نگاه کنید:در ادامه به نمودار زیر توجه کنید که تمامی موارد توش خلاصه شده:حرفه مفهومی هست که از اشتراک استعدادها(Talent)، قابلیت عرضه به بازار(Marketability) و علاقه‌مندی(Passion) فرد تشکیل میشه. افراد معمولاً به مشاغلی(Job) روی میارند که هم بازارکار بخواد و هم توش استعداد دارند. اگه فقط استعداد و علاقه تو زمینه‌ای داشته باشند اون کار براشون تفریح و Hobby هست و درواقع براش بازاری وجود نداره و پولی در ازای اون دریافت نمی‌کنن. ولی اگه علاقه‌مندی تو زمینه‌ای داشته باشن که قابلیت عرضه به بازار رو هم داشته باشه و از طریق اون کسب درآمد بکنن، میشه Fan. یعنی کسب درآمد از جایی که بهش علاقه زیادی دارید و ازش لذت می‌برید.پرسونال برندینگ در تمامی روندهای ساخت برند شخصی تلاش داره که افراد تو جای درستی قرار بگیرند تا بتونن از استعدادها و علاقه‌مندی‌هاشون در راستای کسب درآمد استفاده کنن یعنی افراد حرفه مشخص خودشون رو پیدا کنن، نقطه اشتراک استعداد، توانایی، توانمندی، آموزش‌ها، مهارت‌ها، تخصص و درنهایت تمام اینها رو به حالت پکیجی که قابلیت عرضه به بازار داره تعریف کنن.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 15:23:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقایسه برند شخصی ترامپ و بایدن</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.ghiasifar/%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%86-p7hoikezlqzz</link>
                <description>بحث داغ روزهای گذشته نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان انتخابات جنجالی آمریکا بوده و هست. با اینکه شمارش آرا تا حدودی تمام شده و پیروزی جو بایدن محرز هست، ادعای دانلد ترامپ مبنی بر وجود تخلف و تقلب در انتخابات 2020 آمریکا باعث ایجاد حواشی بسیاری در این خصوص شده.انتخابات در هر کشوری بر پایه پرسونال برندها شکل می‌گیره و آرای مردم به کاندیداها براساس احساس و شناختی هست که از اون نامزد انتخاباتی دارن. در روند کمپین‌های انتخاباتی و برندینگ سیاسی، مهم‌ترین نقش رو همواره برندهای شخصی بازی می‌کنن چون که بازی قدرت همواره بر اساس اون ها شکل می‌گیره. برندهای شخصی سیاسی توسط احزاب و افکار مختلف ایجاد می‌شن و از طریق کمپین‌های انتخاباتی، پروموت و معرفی می‌شن تا درنهایت رای‌گیری براساس احساس ایجاد شده در مردم انجام بشه. کاندیداها بر پایه شخصیت خودشون و همچنین برندینگی که در موردشون صورت گرفته وارد این بازی می‌شن تا در نهایت بتونن تو انتخابات پیروز بشن.تو این مطلب سعی بر این داریم که با تحلیل برندهای شخصی کاندیداهای انتخابات 2020 آمریکا براساس کمپین‌ها، مصاحبه‌ها، عملکرد، برندبوک و راهنمای برند شخصی‌شون آنالیزی ازآرکه‌تایپ برند شخصی این افراد داشته باشیم چرا که آرکه‌تایپ‌ها برای برندهای شخصی همونقدر مهم و اثرگذار هستن که برای یه برند محصول.دانلد ترامپ :آرکه‌تایپ یاغی -  حاکمقدرت موقعیت: 10/9با نگاهی به کارنامه سیاسی ترامپ رو می‌تونیم یکی از پرحاشیه‌ترین رییس‌جمهورهای آمریکا بدونیم، از کارزارهای انتخاباتی سال 2016 و در رقابت با آرکه‌تایپ «حاکم» هیلاری کلینتون، سخنرانی‌ها، بازی‌های سیاسی، وضع تحریم‌های مختلف برای کشورهایی مثل ایران، خروج از برجام در مخالف با سیاست‌های اوباما، توییت‌های گاه و بیگاه‌اش در توییتر، نوع رفتار و عملکردش تو موقعیت‌های مختلف در مواجهه با بانوی اول آمریکا یعنی همسرش ملانیا ترامپ، نحوه برخوردش با ویروس کرونا به هنگام پاندمی، از گفتن «ویروس چینی» به جای کرونا یا کووید- 19 تا نزدن ماسک و مبتلا شدنش به کرونا قبل از انتخابات، و سر آخر ادعای وجود تقلب و تخلف در انتخابات و زیرسوال بردن مفهوم دموکراسی در آمریکا همه و همه یادآور یه آرکه‌تایپ غالب در شخصیت و رفتار ترامپ هست؛آرکه‌تایپ یاغی.در اولین مناظره انتخاباتی با جو بایدن، ترامپ 71 بار صحبت‌های او را قطع کرد! و در تمامی کمپین‌هایش با شعار «12 سال دیگر» شور و هیجان به جمعیت می‌داد.این لیست رو میشه ادامه داد. این نوع رفتار حتی در مورد خشن‎ترین و زاویه‌دارترین سیاستمداران هم غیرعادی هست و خیلی واضحه که دونالد ترامپ را به عنوان یک فرد خاطی و شورشی که تمایل داره سیستم و روندهای موجود رو تغییر بده، قرار می‌دهد. موقعیت یاغی‌گری ترامپ حتی از قبل از شروع اولین کارزار ریاست‌جمهوری‌اش قابل درک هست.این نوع استراتژی برند شخصی بسیار خاص و متفاوت هست و تاثیر دوچندانی داره. اول اینکه، هیچ بازیگر دیگه‌ای تو صحنه انتخاباتی اینجور بازی نمی‌کنه پس یه &quot;اقیانوس آبی&quot; وسیعی را در این قسمت از چرخه کهن‌الگوها نسبت به رقابت برای او باقی می‌گذارد.علاوه بر این یاغی‌بودن این مجوز را به ترامپ میده تا هر چی که دوست داره بگه و هر کاری را که می‌خواهد انجام بده، آزادی‌ای که سیاستمداران دیگه ازش برخوردار نیستند. او به معنای واقعی کلمه با مجموعه قوانین متفاوتی بازی می‌کنه و از قوانین هیچ‌کسی پیروی نمی‌کنه، تقریباً تمام هنجارهای اجتماعی رو می‌شکنه چون به هر حال او یه شورشی و یاغی‌گر هست، بنابراین انتظار میره که حرف‌هایی بزنه یا کارهایی بکنه که بقیه رو عصبانی و خشمگین کنه. هرچه چیزهای دیوانه‌وار بیشتر میگه و انجام میده، موقعیت‌اش قوی‌تر میشه و طرفدارانش بیشتر او را دوست دارند.از طرفی ترامپ کهن‌الگوی حاکم  رو هم داره.&quot;قدرت همه چیز نیست بلکه تنها چیز است.&quot;این آرکه‌تایپ از دهه‌ها پیش از زمان حضورش تو صحنه‌های مختلف وجود داشته. برای حاکم همه‌چیز در مورد قدرت و کنترل‌کردن هست. آرکه‌تایپ حاکم همیشه به دنبال تجمل و انحصارطلبی است. یک پرسونال برند حاکم مثل یه نگهبان دروازه عمل میکنه چون اون هست که تعیین میکنه چه کسی باشه چه کسی نباشه. کافیه نگاهی به سیاست‌های دانلد ترامپ در برابر مهاجران بیندازین تا قدرت این دیوار عظیم‌الجثه رو بیشتر درک کنین.لوگو کمپین تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری ترامپ مطابق توصیه های او عمل می کنه. درواقع شرکت طراحی اعتباری برای آن قائل نشده و دیزاین به‌خصوص و پیچیده‌ای برای ترامپ طراحی نکرده، اما قابل تشخیص و منحصربه‌فرد است. این لوگو نام خانوادگی ترامپ را با فونت Akzidenz Grotesk Bold Extended ، یکی از اولین sans-serifs ها که در سال 1896 طراحی شده است، بیان می‌کنه. جعبه‌ای که با پنج ستاره احاطه شده. به نظر می‌رسه که این لوگو اقتباسی از اولین لوگو تبلیغاتی انتخابات ریاست‌جمهوری ترامپ هست و از زمان پیروزی او در 2016 ، بی سروصدا به یکی از تأثیرگذارترین لوگوها تو سیاست تبدیل شده‌است. استفاده از رنگهای متضاد آبی و قرمز و همنشینی آنها با دو رنگ خنثی مشکی و سفید همانند «جو بایدن» نشانی از میهن‌پرستی و تعلق‌خاطر به آمریکا داره. با وجود اینکه ترامپ خودش نمایانگر برند شخصی یاغی و حاکم هست؛ ولی لوگو و هویت بصری برند او تمایل داره که ترامپ رو به عنوان مردی از جنس مردم نشان بده و اغلب کارزارهای تبلیغاتی او رو به عنوان &quot;جنبش&quot; و ترامپ رو به عنوان &quot;رهبری تازه متولد شده&quot; معرفی می‌کنه.در مجموع لوگو برند ترامپ تمایل داره که تم و ظاهری رو حفظ کنه که قبلاً وجود داشته و این پیام رو برسونه که ترامپ &quot;وعده‌های خودش رو حفظ می‌کنه&quot;.از نظر هویت بصری، کمپین تبلیغاتی ترامپ هر لحظه یادآور شکوه، جلال و ابهت هست، همون‌چیزی که آرکه‌تایپ حاکم نیاز داره. تم عکاسی و تصاویر او اغلب پشت‌زمینه‌ای قدرتمند رو نشون می‌دهند: هلی‌کوپترها، هواپیماها و جمعیت عظیم و محبوب او. تصاویری که المان زیادی ندارند و بیشتر او را در حال صحبت با ژنرال‌های نظامی یا مقامات خارجی نشان می‌دهد و همچنین پرچم آمریکا که پرطرفدارترین تم تصویر میهن‌پرستی هست.جو بایدنآرکه‌تایپ: همه‌پسندقدرت موقعیت: 8/10جو بایدن به وضوح کمتر از دونالد ترامپ تعریف شده است، اما تلاش کرد موقعیت خودش رو متعارف‌تر از موقعیت دیگران و برای همگان تعیین کنه. به طور مكرر به رأی‌دهندگان یادآوری می‌کنه كه او &quot;فقط یك بچه از اسكرانتون، پنسیلوانیا&quot; است، گفته‌ها و سیاست‌های جو بایدن چنین موضعی رو تقویت می‌كنه که او برای همه هست. از عادت او به نگاه‌کردن به دوربین و صحبت مستقیم با مردم آمریکا در طول مناظره‌های ریاست جمهوری گرفته تا حمایت‌اش از اصلاحات مالیاتی با هدف افزایش مالیات فقط برای آمریکایی‌هایی که بیش از 400 هزار دلار درآمد دارند، همه کارهایی که بایدن انجام میده و صحبت‌هایی که می‌کنه با این هدفه که مردم رو تحت‌تأثیر قرار بده و این پیام رو برسونه که &quot;من هوایت رو دارم چون از جنس خود تو هستم&quot;.با یه بررسی سریع وبسایت بایدن این ایده تقویت می‌شه؛ صفحه آغازین وبسایت یا لندینگ پیچ با یه شعار برای همه مردم شروع میشه و در صفحه &quot;Meet Jo&quot; او تایم‌لاین زندگی خودش رو با عنوان &quot;آغاز متواضعانه&quot; مطرح می‌کنه و بقیه بیوگرافی خودش رو به عنوان یک &quot;یقه آبی&quot; Blue collar تعریف میکنه. اصطلاح یقه آبی به افرادی از طبقه کارگری گفته میشه که سخت کار میکنن و به ازای کارشون درآمد دارن.این نوع از جایگاه‌یابی برند شخصی معمولاً بین سیاستمداران اتفاق میوفته. از دیگر رییس‌جمهورهای مشهور با این کهن‌الگوی همه‌پسند یا Everybody می‌شه به جورج دبلیو بوش، جیمی کارتر و آبراهام لینکلن اشاره کرد. حزب دموکرات در این اواخر تلاش کرده که خودش رو به عنوان حزب مردم قرار بده و با شعارهایی مثل- &quot;ساختن یک اقتصاد قوی‌تر و عادلانه‌تر&quot; ،  &quot;دستیابی به مراقبت‌های بهداشتی جهانی، مقرون به صرفه، باکیفیت&quot; جایگاه خودش رو در میان مردم گسترده‌تر کنه.با اینکه استراتژی سیاسی پرسونال برندینگ آرکه‌تایپ همه‌پسند رایج‌تر هست، امادر عین حال خیلی حساس و ظریف‌تره. موقعیت ترامپ تحت‌تأثیر ادعاهای سوءرفتار جنسی قرار نمی‌گیره، در حالی که بایدن ممکنه از این سو تهدیداتی داشته باشه. ترامپ می‌تونه در مقابل اتهامات خصومت‌ورزانه و یا نژادپرستی مقاومت کنه، در حالی که بایدن نمی‌تونه. راهنمای رفتار شخصی برای آرکه‌تایپ همه‌پسند بسیار حساس‌تر از آرکه‌تایپ یاغی هست.بایدن در بیانیه برند شخصی در برندبوک خودش با این عنوان شروع می‌کنه که کمپین بایدن یه کمپین مردمی برای برگردوندن روح ملت هست و تلاش کمپین بایدن برای هدایت یک کمپین متحد و در نهایت یک کشور متحد هست. بعد از انتخابات هم که با ادعای ترامپ مبنی بر وجود تقلب در انتخابات، بایدن طرفداران خودش رو به سکوت، آرامش و اتحاد دعوت کرد.از طرفی بایدن با تمام جدیت‌اش میخواد که آرکه‌تایپ  دلقک یا لوده  رو هم بازی کنه، ولی شاید کمی برای پذیرفتن این نقش مناسب نباشه. بایدن همچنین کهن الگویعاشق رو هم گاهی در رفتار و کلامش نشون میداد. علاقه قلبی، لذت و احساسات کلمات کلیدی برای این آرکه‌تایپ هستند. عاشق کسی هست که شما رو از نزدیک می‌شناسه. یک برند شخصی هم عاشق دوست داره شما اون رو تو لحظات صمیمی و خودمانی زندگی خودتون وارد کنید. بایدن در تمامی کمپین‌ها و همچنین در وبسایت شخصی‌اش از «جو» استفاده می‌کنه، نه «جوزف» و نه حتی بایدن! در منوی سایت از سربرگ‌های با عناوینی مثل &quot;زندگی جو&quot; ، &quot;چشم‌انداز  جو&quot; استفاده شده و این استراتژی‌ای هست که احساس صمیمی بودن به مردم منتقل می‌کنه. پیروزی قاطع بایدن در کارولینای جنوبی با تلاش‌های وی برای درک، شناسایی و همدلی با رای‌دهندگان اقلیت ارتباط مستقیم دارد. سخته که بدون اصالت و صداقت واقعی کهن الگو Lover رو داشته باشی.در برندبوک بایدن همانند ترامپ از رنگ‌های قرمز، سفید، آبی کمرنگ و پررنگ استفاده شده، تایپوگرافی‌ها از فونت‌های sans serif و بولد هست که قاطعیت و محکم بودن رو نشون میده.استایل بصری او به طور سنتی سیاسی هست، با استفاده از طرح تم رنگی پرچم آمریکا  طرحی که بدون ظرافت در لوگوی بایدن هم دیده میشه. انعکاس می یابد. قرمز و سفید پررنگ که همراه آبی روشن و تیره کمبین شده است، قدرت و نترس بودن رو القا می‌کنه.تن صدای این برند شخصی برای مبارزات انتخاباتی‌اش خوش‌بینانه و الهام‌بخش است ، همانند اوباما. ولی به این معنی نیست که او مسائل رو نادیده می‌گیره یا وانمود کنه که مشکلاتی وجود نداره. اتفاقاً بایدن در مورد مشکلات فعلی آمریکا به صراحت بحث می‌کنه، اما این مسائل موجود رو در قالب &quot;قدرت در رنج و سختی&quot; که تم برند شخصی‌اش هم هست بیان میکنه.این مطلب مربوط به قبل از انتخابات آمریکا و در تاریخ 14 آبان 1399 در سایت نوشته و منتشر شده است.</description>
                <category>amir.ghiasifar</category>
                <author>amir.ghiasifar</author>
                <pubDate>Sun, 30 May 2021 15:14:26 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>