<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir.h.hadavand</link>
        <description>سعی میکنیم خودمو بهتر بشناسم .</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:38:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/264959/avatar/wXKxby.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر</title>
            <link>https://virgool.io/@amir.h.hadavand</link>
        </image>

                    <item>
                <title>فرهاد صدایی از جنس عشق</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.h.hadavand/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%B3-%D8%B9%D8%B4%D9%82-c2vdxczzvwl2</link>
                <description>موسیقی ایران  خیلی گسترده است .آنقدری که هیچ کس نمیتواند به حق ادعا کند همه موسیقی دانان این خطه را شناخته است .آنقدری سبک محلی و مدرن و تلفیقی و کلاسیک و ...دارد  که این چند روز ایام آدمی کفاف شنیدن هنر و شناختن هنرمندان آن را نمیدهد . در این کهکشان بی سر و ته اما نام عده ای همیشه ستاره است . استار نه ها ستاره اند . نه که فلان استدیو پول پایشان ریخته یا بهمان آهنگساز برایشان نواخته باشد . استعداد ذاتی شان و زحتمی که کشیدند تا این دُر گرانبها در پای خوکان ریخته نشود آنها را ستاره کرده . دیدن مردم در دوره ای که همه برای پر شدن جیب ادای کور ها را در می اورند . فرهاد مهراد از این عزیزان دل است . از تواضعش در عین تسلط و قدرت جادویی اجرا که بگذریم و دلسوزی و انسان دوستی که خانه نشینش کرد را که بگذاریم کنار . فرهاد را باید شنید . باید کلمات و اصواتش را بگذاریم کنار و عمق نیتش را با همان آرامشی که مخاطب را هم آرام میکند بفهمیم . باید معنی فریاد های این مرد آرام را بفهمیم .</description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jan 2022 02:42:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا می خواهم بنویسم</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.h.hadavand/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-vjnolbblayus</link>
                <description>هر چی دوس داری بنویس . امروز کاملا خوب به نظر می رسد اما فردا پس فردا جلوی آیینه خودم را تف و لعنت می کنم که این چه کاری بود کردی . تو که خیره سرت زیر و بَمِشو بررسی کرده بودی . و همین موقع هاست  که انگار یه لشگر آدم،  تو سرم ریختن رو سرم . و منِ بی دفاع افتادم ، وسط میدون جنگ و دوباره له میشم .   این یکی از اولین دلایل گرایش عاقلانه من به نوشتن اهداف و برنامه ها و برسی اون هاست . که بدونم چرا . که مطمئن شم چرا .  اسمشو میزارم : &quot; مقابله با فشارهای  روانی در داخل و خارج &quot; و خارج &quot;چون : فشار اطرافیان همیشه روی کارای ما سایه میندازه . سوالات چالشی که بقیه راجب کارام  ازم میپرسن تکراریه چون خودم قبلا پرسیدمشون و بهشون جواب دادم . مسئله این نیست که من میترسم نتونم بقیه رو قانع کنم  . من از این میترسم که انرژی و وقتم توی مسیر اشتباهی هدر بره و زندگیم هرز بره تا شاید کسی پیدا بشه و عصامو بگیره . نوشتنی که با یه فکر و نگاه عمیق همراهه  و تو این مورد به من کمک میکنه که بهترین راه ممکن و تو زمان خودش انتخاب کنم و واردش بشم .  .بنویس تا انجامش بدی   نوشتن شکل جدی تری از عملگرایی رو توی آدم بیدار میکنه و آدم مصصم تر میشه که اون کارو انجام بده . و یه  قول و قرار بین من و خودم ایجاد میکنه.منظور از نوشتن ، نوشتن کتابی که سرنوشت میلیون ها آدمو تغییر بده و شمارو در تاریخ ماندگار کنه نیست  .  حداقل الان نیست نوشتن خالی شدنه از هر چیزی که آزارمون میده . هر برگه دفتر مثل یه رفیق حرفامونو میشنوه و سعی میکنه بجای قضاوت فقط شنونده خوبی باشه . رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم                  با دوست بگوییم که او محرم راز است.نیازی نیست که روزی پونصد صفحه  سیاه بشه . حال دل شماست که شاید با چند خط به مطلوبتون برسید ‌ .نوشتن هیچ چارچوب و قائده ای نداره . بزار روح پاکت جوهر خشک شده خودکارو رو ورق زنده کنه .          . </description>
                <category>امیر</category>
                <author>امیر</author>
                <pubDate>Sat, 28 Nov 2020 04:23:10 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>