<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین خانلری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir.khanlari</link>
        <description>برنامه نویس و طراح سیستم های نرم افزاری،کسی که دنبال یادگیریه،عاشق غذا و رستوران و کافه گردیه و علاقه مند به مباحث مدیریت و توسعه کسب و کار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 13:01:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4874/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین خانلری</title>
            <link>https://virgool.io/@amir.khanlari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه هایی که به قیمت بالایی به دست میاد</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.khanlari/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF-ydai2xncw7zn</link>
                <description>چند سالی جایی کار میکردم که از قبل بین من و مدیران اونجا یه دوستی وجود داشت. این دوستی یه جاهایی باعث ضرر کردنم شده بود. مثلا تاخیر در پرداخت حقوق(گاها چند ماهه)، عدم پیگیری برخی مزایا و مطالبات و انتظار کار طاقت فرسا بدون  به دلیل همان دوستی اولیه. در نهایت مجموع این شرایط باعث شد که بعد از 7 سال از اونجا جدا بشم. بعد از جدا شدن از اونجا به خودم قول دادم که هرجایه دیگه ای که کار کردم مرزی رو بین دوستی و رفاقت و کار قائل باشم تا دوباره متضرر نشماما غافل از اینکه محل کار جدید هم جایی بود تقریبا با شرایط مشابه. اولش گفتم این بار باید مراقب باشم تا شرایط مشابه جای قبلی پیش نیاد تا مجبور به جدا شدن بشم ولی یه سری تغییرات در مدیریت مجموعه، داره شرایط رو مشابه تجربه قبلی پیش می بره. تا جایی که حتی منجر به تغییر در توافقات اولیه در قرارداد و کسورات بدون دلیل و ... شدهیه ضرب المثلی هست که میگه &quot;آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه&quot; که من بهش توجهی نکردم.تجریبات اینچنینی داشتین؟</description>
                <category>امیرحسین خانلری</category>
                <author>امیرحسین خانلری</author>
                <pubDate>Sun, 08 Sep 2019 16:27:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سفر عشق؛ سفر کربلا</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.khanlari/%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%B9%D8%B4%D9%82%D8%9B-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7-jckibxigtry0</link>
                <description>شاید واسه خیلی از ما ایرانی‌ها پیش اومده باشه که بهمون بگن ایشالله سفر کربلا بری و ما هم یه ایشالله از سر عادت گفته باشیم مخصوصا جونتر‌ها. خیلی هامون ممکنه عشق و علاقه ویژه‌ای به امام حسین داشته باشیم ولی شاید تصور سفر به اون سرزمین مقدس برامون اینقدر نزدیک نباشه. تصور دیدن اینهمه ایستادگی و مقاومت، مردانگی در برابر نامردی، وفاداری در برابر جفا و نیرنگ و ظلم و ...شروع سفر بر روی ابرهاعمق واقعه عاشورا و جو حاکم بر سرزمین کرب و بلا به حدی است که نجف و بارگاه ملکوتی مولای متقیان حضرت علی(ع) رو تحت شعاع خودش قرار میده.مسجد کوفه برخی از زیارتگاه‌های مقدسی که در نجف هستن به حدی جایگاه بزرگ و والایی دارند که در ردیف مسجدالحرام قرار گرفتند ولی جو کربلا و علاقه و شور دیدار سرور و سالار شهیدان و علمدار دشت کربلا حاکم میشه بر سفر.ورود به سرزمین نجف اشرفدر عامیانه میگن که باید طلبیده بشه آدم برای زیارت. واقعا هم همینطوره. وقتی پس از بارها ثبت نام در عتبات دانشجویی شاید برای بار آخر همسرم ثبت نام کرد امیدی برای قبول شدن در قرعه کشی وجود نداشت. ولی بعد از چند وقت اعلام شد که اسم ما برای سفر قبول شده. اون موقع شاید اونجوری که باید متوجه اینکه کجا قراره میریم نشدم.بارگاه امام حسین(ع)حس و حال عجیب و قریبی داره وقتی وارد مسیر این سفر میشی. تا قبل از این همه چیز محدود به گفته‌ها و شنیده‌ها و دیده‌های دیگران بوده. ولی وقتی وارد اون فضا و اتمسفر حاکم بر اون میشی به یکباره خالی میشی، رها میشی، تهی میشی از تمام وابستگی‌های زمینی.مبهوت بزرگی خداوند و اصحاب عزیزش میشی. اونجاست که تمام شنیده‌ها و دیده‌ها ملموس میشن.میشه حسشون کرد. هنوزم میشه مظلومیت سیدالشهدا رو تویه اون سرزمین حس کرد.مردانگی و وفاداری ابوالفضل عباس رو لمس کرد.حالا میشه درک کرد که چرا مردم به ابوالفضل متوسل میشن.بارگاه حضرت ابوالفضل عباس(ع)وقتی اونجایی اینقدر جذب این اتمسفر میشی که فکر میکنی رویاست و همش یه خواب کوتاهه که البته واقعا زمان اونجا با سرعت بیشتری سپری میشه.تا به خودت بیای میبینی سفر تموم شده و باید برگردی به شهر و دیار خودت.اون وقت تو میمونی تمام دلتنگی هایت، تمام آموخته‌هایت از بزرگ انسان هایی که به دیدارشون رفتی.سفر کربلا سفر عادی نیست سفر عشق است</description>
                <category>امیرحسین خانلری</category>
                <author>امیرحسین خانلری</author>
                <pubDate>Tue, 24 Apr 2018 20:11:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تجربه شهر خمام - بستنی یخ در بهشت میوه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.khanlari/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%AE%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%AE-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D9%88%D9%87-%D8%A7%DB%8C-h6l9tjmymdgz</link>
                <description>تقریبا زمستون بود که همینطوری داشتیم خیابون عشقیار رو بالا پایین میکردیم.خیابون پر بود از فست فودی و رستوران و آبمیوه فروشی.تویه این همه خوشمزگی توجهمون به یه مغازه که چند تا بشکه چوبی مانند گذاشته بود ویترین مغازه.وقتی با دقت به مغازه نگاه کردیم دیدیم نوشته بستنی سنتی خمام.وقتی پرسیدیم بستنی خمام چطوریه و چه فرقی می کنه بهمون چندتا نمونه دادن خوردیم.در واقع میوه های طبیعی له شده و فرآوری شده است که یخمال شده. https://www.instagram.com/p/Bg6osZGl4GE/ من چون طعم ترشی رو دوست دارم بستنی با طعم زغال اخته و آلوچه رو با هم ترکیب کردم.وقتی روی این طعم نمک و گلپر بزنی و بخوری طعمی فوق العاده پیدا می کنه. https://www.instagram.com/p/Bg6osZGl4GE/ امروز تویه مسیر بندر انزلی وقتی داشتیم میرفتیم مسیرمون رو تغییر دادیم که از داخل شهر خمام رد بشیم که اون بستنی رو دوباره تویه خود شهر خمام امتحان کنیم.طعم خاصی داره و تجربه جالبیه</description>
                <category>امیرحسین خانلری</category>
                <author>امیرحسین خانلری</author>
                <pubDate>Thu, 29 Mar 2018 23:18:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهار و درسی که طبیعت به ما می دهد</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.khanlari/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-mdjx20hvzmwd</link>
                <description>سال ۹۶ هم با همه بالا پایین هاش داره نفس های آخرشو میکشه.رسیدن بهار بهمون نشون میده که اتفاقای ناخوشایندی که تویه امسال برامون افتاده دلخوریایی که از دیگران داریم و هر آنچه موجب ناراحتیمون شده رو فراموش کنیم و مثل طبیعت دلمون را بازسازی(ریست) کنیم.طبیعت هم سردی زمستون و برگ ریزون پاییز رو فراموش میکنه و دوباره با امید جوانه میزنه و از این کار هیچ وقت خسته نمیشه. https://www.instagram.com/p/BggP6QTHus7/ سختکوشی رو از طبیعت باید یادبگیریم میلیارد ها ساله که از این کارش خسته نشده و هر سال شکوفه های درختان به یادمون میاره که امسال هم طبیعت پرتلاش و سخت کوشیشو داره.سال نو رو به همگی تبریک میگم و براتون آرزو سلامتی و موفقیت و بهروزی دارماین روزا خیلی دارم سعی می کنم که بنویسمشاد باشید.</description>
                <category>امیرحسین خانلری</category>
                <author>امیرحسین خانلری</author>
                <pubDate>Mon, 19 Mar 2018 15:44:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کوله پشتی سال 97</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.khanlari/%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%87-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-97-duvbq17sf4ck</link>
                <description>مدت ها بود که دنبال فرصتی برای نوشتن می گشتم.پویش کوله پشتی رو سال های قبل هم دنبال می کردم ولی خیلی دنبال نوشتن درموردش نبودم بنا به دلایلی که واسه خیلی ها هم ممکنه وجود داشته باشه مثلا کمبود وقت و چیزایه دیگه. ولی امسال کلی با خودم بالا پایین کردم که هرطوری شده در مورد کوله پشتی سال 97 بنویسمسال 96 سال متفاوتی از لحاظ کاری و شخصی بوده برام.محیط کاری کاملا متفاوتی رو با سال های قبل تجربه کردم.این محیط کاری جدید فشارهای خاص خودشو داشت و مسئولیت بیشتری رو رویه خودم حس می کردم.فشار کاری و مسئولیت بیشتر باعث شد که بتونم مدیریت بهتری رو به نسبت قبل تویه کارهام داشته باشم.چیزایه زیادی رو یاد گرفتم و یکمی فیلد کاریم هم تغییر کرد.تویه امسال همیشه سعی کردم حتی اگر یک مطلب یا یک موضوع کوچیک هم که شده یاد بگیرم.یه وقتایی شنیدن یک کلمه باعث شده کلی مطلب جدید درموردش بخونم و کلی چیزایه جدید یاد بگیرم.چیزی که امسال به کوله پشتیم اضافه کردم و دوست دارم که همیشه همراهم باشه اینه که همیشه در حال یادگیری باشم و در این زمینه از چیزی خسته نشم.همراه دیگه کوله پشتیم اینه که در هر شرایطی مسئولیت پذیر باشم.همراه بعدی کوله پشتیم صبر و گذشته.چیزی که همیشه سعی کردم همراهم باشه.چیزی که تا الان خیلی همراهم نبوده و می خوام به کوله پشتیم اضافه کنیم مدیریت زمان و رخداده.(امسال تویه محل کارمون گواهینامه ISMS یا همون ISO 27001 گرفتیم.رخدادو از اونجا یاد گرفتم :) )آموزش در خصوص توانایی های مدیریتی رو تویه کوله پشتی سال 97 گذاشتم.چیزی که از کوله پشتی سال 96 می خوام جا بذارم دیر بیدار شدنه.(البته ساعت 7 بیدار می شم الان)واقعا صبح زود بیدار شدن و دیدن طلوع خورشید یکی از زیباترین منظره های طبیعته که اکثر مواقع از دست دادمش.از منافع سحرخیز بودن بسیار گفته شده استنوشیدن یه فنجان قهوه موقع طلوع خورشید مزه میده  #کوله‌پشتی‌۹۷ </description>
                <category>امیرحسین خانلری</category>
                <author>امیرحسین خانلری</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 17:24:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>