<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amir parsamehr</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir.parsamehr</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:13:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://static.virgool.io/images/default-avatar.jpg</url>
            <title>amir parsamehr</title>
            <link>https://virgool.io/@amir.parsamehr</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چطور برای اثر شبکه ای آماده شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/sanjagh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-je7utcgjy9uw</link>
                <description>پلتفرمهای دیجیتال یا مطابق آنچه که مرکز توسعه تجارت الکترونیکی پیشنهاد می‌دهد، سکوهای الکترونیکی، یکی از خوش‌ خوراک‌ترین کسب و کارها برای اثر شبکه ای هستند. وقتی این ویژگی می‌تواند رشد خطی کسب و کار شما را یک شبه به رشدی تصاعدی تبدیل کند، طبیعی است که به استراتژی‌هایی با تمرکز بر بُروز این پدیده در محصول خود فکر کنید. ایجاد این رخداد می‌تواند به کاهش هزینه‌های بازاریابی منجر شود و توان منابع تیم را بر روی توسعه‌ در زیرساخت متمرکز کند.اثر شبکه ای یکی از استحکامات کسب و کار رشد یافته است
اما اثر شبکه ای می تواند مثل یک سیاهچاله کسب و کار شما را ببلعد. اگر برای شکسته شدن نمودار رشد به سوی آسمان آماده نباشید، این پدیده می‌توان بدشگون‌ترین تازه‌وارد در زندگی حرفه‌ای شما باشد.در این یادداشت راحت‌تر بودم با یک مصداق همه چیز را توضیح بدهم و از آنجایی که در سنجاق کارمی‌کنم، پیشنهادم یک بازار آنلاین خدمات است. پس بیایید بازار آنلاین سنجاق را تصور کنیم و ببینیم چطور می‌توانیم جلوی سفر بی بازگشت‌اش به سیاهچاله را بگیریم.محصولاین درست است که اثر شبکه ای مثل black friday رخ نمی‌دهد؛ همان تصاویری که از هجوم آمریکایی‌ها به sears و costco در این روز می‌بینیم. اما بازشدن درهای یک بازار آنلاین به روی سیل کاربران نیاز به ایجاد زیرساخت‌های کافی و محکم در محصول دارد. به نظر می‌رسد توسعه محصول تا پدید‌آمدن اثر شبکه‌ای باید بر یک محور جلو برود: بالابردن کیفیت چرخه تعامل کاربران یا چیزی که به سادگی می‌تواند به بالابردن رضایت‌ کاربران تعبیر شود. چیزی که به آنی می‌تواند به فاجعه منجر شود رخنه کردن نارضایتی در میان گروه بزرگتری از کاربران است. همان‌طور که پس از network effect نمودارهای رشد شکل تصاعدی پیدامی‌کنند، پیدایش نارضایتی و پایین آمدن کیفیت هم، سیر صعودی بسیار سریع‌تری نسبت به شرایط عادی خواهد داشت. حالا ببینیم داریم از چه حرف می‌زنیم.امکان تعاملات مالی با کیفیتبله! بعد از نرفتن پول در یک فرایند کارت به کارت ساده نگران می‌شویم و حس بدی را تجربه می‌کنیم اما همه کم کم یادگرفته‌ایم که پول بعد از ۷۲ ساعت به حساب برمی‌گردد. در واقع شاید جلوگیری از بروز خطا، آن هم در زیرساخت مالیْ پولی مملکت، ناممکن به نظر برسد اما ایجاد این روند ۷۲ ساعته می‌تواند قدم موثری برای جلوگیری از فنا شدن اثر شبکه ای خدمت ِ کارت به کارت در میان کاربرانش باشد. داشتن روندهای پرداختی و مالی با کیفیت و به موقع و متناسب، جدای از ایجاد مزیت‌های رقابتی و تجاری‌، می‌تواند تقویت کننده استحکامات کسب و کار آنلاین باشد. اما اگر آمادگی ارائه چنین راهکار‌هایی را ندارید بهتر است الان به سراغش نروید. بروز خطاهای مکرر در امکاناتی که سرویس شما ارائه‌می‌کند، می‌تواند به قیمت مهاجرت ابدی کاربران‌تان تمام شود.کیفیت بازار با کیفیت تامین‌کنندگان ارتباط مستقیم دارد
داشتن تعداد مناسبی از تامین‌کنندگان با کیفیتمهمترین دلیل نارضایتی مشتری در یک بازار آنلاین، خوب انجام نشدن خدمت توسط سوی دیگر بازار، یعنی متخصص است. بالابردن تعداد تامین‌کنندگان با کیفیت لزوما پرهزینه نیست و با اجرای درست ساختارهای امتیازدهی و بازخوردگیری می‌توان در طول زمان به شکل موثری کیفیت سرجمع ِ خدمات بازار را بالا ببرد. در بازارهای آزاد مثل سنجاق مشتری پس از ثبت درخواست خدمت، با تعدادی پیشنهاد انجام کار از سوی متخصصین مواجه می‌شود. هر چه تعداد تامین‌کننده بی‌کیفیت در میان پیشنهاددهندگان کمتر باشد، رضایت مشتری خدمات، و در ادامه تمایل او برای معرفی پلتفرم به شبکه آشنایان بالا می‌رود. پس اگر هنوز احتمال حضور یک پیشنهاددهنده بی کیفیت در میان خدمت‌دهندگان بالاست، بازار آمادگی لازم برای اثر شبکه‌ای را ندارد.داشتن روند پشتیبانی متناسب با کسب و کارهر چند که بازارگاه هیچ مسئولیت مستقیمی در ارتباط با شکل تعاملات مشتری و متخصص ندارد، اما نقش پشتیبانی به عنوان تسهیل کننده تعامل و خوشایند کردن فضای ناخوشایند احتمالی، بسیار پررنگ است. ایجاد رویه‌های حفظ حقوق کاربران، چه در رسیدگی به شکایات و چه در ارائه راهکارهای کسب و کاری به متخصص،‌ می‌تواند فاصله زیادی میان یک کسب و کار با رقیبان خودش ایجاد کند. شاید احراز از پدید‌آمدن تجربه‌های بد، ناممکن باشد اما ترمیم آن تجربه می تواند از به خطر افتادن خوش‌نامی کسب و کار در میان شبکه های کاربران جلوگیری کند.ایجاد و حفظ تعادل میان عرضه و تقاضامرغ و تخم مرغ! بروز اثر شبکه ای یک جانبه در بازار، از همان نیروهایی است که کسب و کار را به پایین می‌کشاند. پایین آوردن نرخ درخواست‌های بی پاسخ مشتریان همزمان با بازاریابی مشتریان جدید درخواست‌دهنده خدمات، در ایجاد این تعادل کلیدی است. گاهی بهتر است کانال‌های رفت و آمد را محدودتر کنید تا کیفیت را فدای توسعه ناهنجار و بی موقع نکرده‌باشید. برگرداندن یک متخصص سرد شده از پلتفرمی که مشتری کافی در اختیارش نمی‌گذارد، از onboarding اولیه‌اش بسیار پرهزینه‌تر است.تکنولوژیتوسعه زیرساخت پیش از پیدایش اثر شبکه ای ضروری استبزرگ شدن محصول باید با بالابردن توان فناوری در زیر ساخت‌ها و تیم توسعه‌دهنده همراه باشد. اما اینکه کدام بخش اولویت و آمادگی بالاتری می‌طلبند، در مورد یک بازارگاه در چند کارکرد متفاوت پیش‌بینی می‌شود.توسعه متناسب و به موقع زیرساختهمه ما توییت‌های کاربران ناراضی حراجمعه‌ها را دیده‌ایم. همچنان اینجا هم هزینه برگرداندن مشتری بسیار گزاف‌تر است وقتی که او با مشکلات فنی پلتفرم در هنگام کار مواجه شده‌است. توسعه زیرساخت فنی طبیعتا در طول زمان معنادار است و یک شبه نمی‌تواند با نیازهای کسب و کار منطبق شود. چیزی که پیش از رسیدن به اثر شبکه‌ای به مدیریت بهینه نیاز دارد، ایجاد هارمونی درست میان طراحی نقشه راه تیم توسعه فنی و تیم کسب و کار است.بهره‌وری از داده ها در ارزیابی پیوسته عملکرد، خطرسنجی و پیش‌بینی«داده چراغ راه است». این جمله سردرِ سند ِ OKR های سنجاق نوشته شده‌ است. اما استفاده از داده نه فقط در راستای بهبود‌های کسب و کاری، مثل قیمت گذاری یا برآورد ارزش واقعی هر سفارش، بلکه با عملکردی در راستای سنجش بازار‌های آینده و پیش‌بینی ریسک‌پذیری هم، می‌تواند در زمانی که اثر شبکه‌ای به بزرگتر شدن بازار منجر شده راهگشا باشد. علاوه بر آن تحلیل داده‌های عملکردی برای بهبود کیفیت روند توسعه پروژه‌های تیم بسیار لازم به نظر می‌رسد. بهبود دائمی مسیرهای توسعه، وقتی کسب و کاری رشد صعودی را تجربه می‌کند، جلوی خطاهای غیرضروری مدیریت تیم تکنولوژی را در روزهای پر فشار می‌گیرد.به روز نگه‌داری و پیشروی در دانش فنی با توسعه متناسب R&amp;Dبزرگ شدن جامعه کاربران یک بازار آنلاین خدمات،‌ بالارفتن تنوع خدمات و گوناگونی خدمات و توسعه در جغرافیاهای مختلف، جلوتر بودن دائمی کسب و کار از مشتری را طلب می‌کند. استفاده از فناوری‌های روز وقتی نمونه های زیادی از محصولات متنوع آنلاین، مثل شبکه‌های اجتماعی یا پیام‌رسان‌های متنوع در دسترس کاربران هستند و همین‌ها تجربه‌ استفاده از هر کدام از این محصولات را در مقایسه همیشگی با یکدیگر قرار می‌دهد، به این معناست که حفظ کیفیت پلتفرم می‌تواند در صورت عدم توجه به سهولت به خطر بیافتد.</description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Mon, 16 Dec 2019 12:02:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اثر شبکه ای (Network Effect)</title>
                <link>https://virgool.io/sanjagh/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-network-effect-qexskzuuoymm</link>
                <description>اثر شبکه ای چیست؟Yeo Khee on Unsplashاثر شبکه ای وقتی اتفاق می‌افتد که زیاد شدن استفاده از خدمت یا کالای ارائه شده توسط یک شرکت، به خودی خود ارزش آفرین باشد. بارزترین جلوه اثر شبکه ای در پیام‌رسان‌ها اتفاق می‌افتد. ارزش یک پیام رسان وقتی در حال بالا رفتن است که در طول زمان به تعداد استفاده کنندگان از آن اضافه شود. فرض کنید در میان اطرافیانتان شما تنها کسی باشید که یک پیام رسان را نصب کرده‌ است. در این صورت صرف اینکه این اپلیکیشن را روی گوشی‌تان داشته باشید، حتی اگر بهترین امکانات را هم داشته باشد، هیچ ارزشی برای شما ندارد. در حالیکه بزرگ‌شدن حجم کاربران پیام‌رسانی مثل Messenger شرکت فیس بوک می‌تواند مقدمه‌ای برای توسعه‌ بخش‌هایی دیگری مثل بازارگاه و خرید و فروش کالا و یا امکان پرداخت روی آن باشد.اثر شبکه ای یکی از ارزشمندترین دارایی‌های شرکت‌های قدرتمندی مثل Facebook ،Microsoft، Uber و Twitter است و امروزه می‌تواند یکی از پایدارترین روش‌های بالابردن استحکام یک کسب و کار تلقی شود. این پدیده برای اولین بار در شبکه های تلفن شهری خودش را نشان داد.  ارزشی که در نامه تئودور ویل، مدیر عامل کمپانی AT&amp;T در گزارش سالیانه‌ای که در سال ۱۹۰۸ برای سهامداران شرکت نوشته است، به عنوان یکی از اولین نمونه‌های اثر شبکه‌ای، و البته بدون اشاره مستقیم به این پدیده، نقش بازی می‌کند. او از غیرممکن بودن رقابت با AT&amp;T وقتی که کاربران بیشتری را در یک منطقه جغرافیایی پوشش می‌دهد، نوشته است و می‌گوید:وجود چند مدل تبادلی در یک جامعه کوچک نمی‌تواند پدیده‌ای پایدار باشد... چرا یک نفر باید از دو سرویس تلفن استفاده کند وقتی با یکی از آنها کارش راه می‌افتد؟نکته جالب‌تر این نقل قول این است که کیفیت خدمات یا تکنولوژی AT&amp;T ابدا جایگاهی در به رخ کشیدن برتری AT&amp;T بر رقبا در پیش چشم سهامداران ندارد. ورای اینکه شرکت اتفاقا می‌توانسته در آن زمان برتری فناورانه داشته باشد یا نه، اهمیت نفوذ شبکه AT&amp;T در بین کاربران دو سوی یک ارتباط تلفنی است که برجسته‌ است. در واقع وقتی اثر شبکه ای برای یک کسب و کار اتفاق می‌افتد دیگر یک رقیب با محصولی فوق‌العاده هم نمی‌تواند در رقابت پیروز میدان باشد یا حداقل برای رسیدن به سهمی از بازار زمینه، باید هزینه بسیار زیادی بپردازد.توجه داشته باشیم که اثر شبکه ای با فراگیری (Viral Effect) بسیار متفاوت است. فراگیری و وایرال شدن بیشتر به گرفتن بی هزینه کاربران جدید منجر می‌شود و بر خلاف اثر شبکه ای به نفوذناپذیری کسب و کار کمکی نمی‌کند.زیرساخت‌های مثل لوله کشی آب شهری، گازرسانی، برق و فاضلاب هم مثال‌های دیگری از کسب‌وکارهای دارای اثر شبکه‌ای هستند. این زیرساخت‌ها اتفاقا در بسیاری از کشورها به این دلیل که در انحصار حکومت هستند کیفیت بالاتری را نسبت به بخش خصوصی احتمالی ارائه نمی‌کنند و مصرف کنندگان زیادی از این خدمات ناراضی هستند و در نتیجه اثر شبکه‌ای و یکه‌تازی دولت‌ها بهبود کیفیت این خدمات را از سوی آنها الزام آور نمی‌کند.اثر شبکه ای و بازارگاه (Marketplace Network Effect)از جذاب‌ترین اتفاقاتی که می‌تواند برای یک بازار آنلاین رخ دهد همین است. بالا رفتن کاربران یک بازارگاه (Marketplace) به طور مستقیم باعث بالارفتن ارزش آن می‌شود. در یک بازارگاه دو طرفه که خدمت دهنده و خدمت گیرنده یا فروشنده و خریدار در آن به کاسبی مشغولند، این پدیده خودش را در شکل‌های مختلفی نشان می‌دهد. از یک طرف بیشتر شدن ارائه کنندگان، به مراجعه بیشتر مشتری می‌انجامد و از طرف دیگر مشتری‌های بیشتر پای کسب و کارهای تازه‌تر و متنوع‌تری را به بازار بازمی‌کنند. ممکن است که ازدیاد ارائه‌کنندگان به بالاتر رفتن رقابت در میان آنها منتهی شود و مشتری گرفتن را سخت کند. این اتقاق می‌تواند در یک نگاه، دستاورد منفی اثر شبکه ای شمرده شود. اما وقتی کسب و کارها با نگاهی بلندمدت به بهینه‌کردن قیمت‌گذاری در بازار خود می‌پردازند، نتیجه مثبت اثر شبکه ای دوباره خودش را در فروش بیشتر نشان خواهد داد.اثر شبکه ای داده محور (Date Network Effect)انباشت و تحلیل داده های ارزشمند یک کسب و کار توسط آن می تواند یکی از تازه‌ترین نتایج اثر شبکه‌ای باشد. در قدم اول بالارفتن کاربران یک خدمت می‌تواند به تجمیع داده‌ها در راستای بهتر کردن تجربه کاربری کمک کند. در مثال بازار آنلاین خدمات، تحلیل داده های دستچین شده می‌تواند به رویکردها و تغییراتی ارزشمند‌تر بیانجامد. بهینه‌کردن قیمت‌گذاری ارائه کنندگان خدمات، بهبود نتایج جستجو در بازار و همچنین سنجاق شدن با کیفیت‌تر دو طرف بازار به یکدیگر، از جمله این ارزش‌آفرینی‌ها هستند. در گوشه دیگر همین بازار، اثر شبکه‌ای جمع‌کردن داده‌هایی مثل نظرات کاربران و امتیازاتی که به هر یک از ارائه دهندگان خدمت داده می‌شود به تنهایی می‌تواند اثر زیادی بر بالارفتن کیفیت خدمات بگذارد و از سوی دیگر وفاداری صاحبان کسب و کارها را به بازار متبوع، با ازدیاد حجم سابقه‌شان افزایش دهد.روش‌های غیرمستقیم در بهره‌برداری از داده‌ هم در بسیاری از مدل های کسب و کاری استفاده می‌شوند. مثلا الگوریتم‌هایی که Netflix با آنها پیشنهاد‌هایی به شما می‌دهد، می‌تواند داده‌هایی را جمع آوری کند، که بسیار به درد تولیدکنندگان فیلم و سریال و سرگرمی‌های دیگر بخورد. Google، Waze، Amazon،Yelp از دیگر کسب و کارهایی هستند که از اثر شبکه‌ای در جمع آوری و تحلیل داده، بهره‌برداری‌های بی‌نهایت متنوع می‌کنند.</description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2019 18:34:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار درس سنجاق</title>
                <link>https://virgool.io/sanjagh/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%82-rsq21rtjvfk0</link>
                <description>سنجاق بازار آنلاین خدمات است که متخصصانی در ۴۵ شهر ایران در آن به کسب درآمد مشغول هستند. در این یادداشت به طور خلاصه به چهار راه‌حلی پرداخته‌ام که در طول ۳۰ ماه فعالیت سنجاق آموخته‌ام. البته تمرکز من در این یادداشت بر راه حل هایی است که به یک استارتاپ می‌خورند. روندهایی که امروز و بعد از تجربه سنجاق به نظر من «باید» های زندگی یک استارتاپ واقعی هستند.همیشه به مدیریت بهینه منابع خوب فکرکنید!Joshua Earle on Unsplashتنوع فعالیت‌ها در یک بازار آنلاین خدمات، چالش‌های منحصر بفرد هر کدام را به همراه دارد. هر خدمت یک «دوره بلوغ آنلاین» دارد که به شناخت رفتار مشتری آن، روش‌‌های بازاریابی متخصصینش و حل‌کردن چالشهای مدل‌ درآمدی و جا انداختن محصول در آن می‌گذرد. علاوه بر اینکه این چالش‌ها از خدمتی به خدمت‌ دیگری متنوع است با وارد شدن شهرهای دیگر کشور پس از تهران، ویژگی‌های فرهنگی متفاوت را هم با خود به همراه می‌آورند.این موضوع احتمالا ناامیدکننده‌ترین ویژگی آنلاین کردن خدمات برای استارتاپ‌هایی است که برای برنده‌شدن در رقابت ِ سهم‌گیری، به هدر دادن سرمایه‌ در بخش‌های نادرست دست می‌زنند. مثلا در فضاهای رقابتی متعددی خرج کردن برای برندینگ می‌تواند در هک کردن رشد نقش داشته باشد. اما همین کار در ابتدای برپایی یک بازار آنلاین کاملا بی‌نتیجه است.آنلاین کردن خدمات یک روند دراز مدت ِ استقامتی است و مدیریت نادرست منابع در این شرایط به پاشنه آشیل یک استارتاپ حوزه خدمات آنلاین تبدیل می‌شود.به دنبال راه حل های مقیاس پذیر باشید! Jonathan Petersson on Unsplمدیریت بهینه منابع محدود باعث شد سنجاق با انتخاب یک مدل درآمدی مقیاس پذیر و کم‌هزینه راهش را از سایر بازیگران این میدان جداکند. به جای گرفتن «پورسانت» که نتیجه‌اش نظارت بر تمام مراحل انجام کار برای گرفتن سهم از مبلغ نهایی و البته پیاده‌سازی امکان پرداخت در سنجاق بود و بایدهایی که با خود داشت به بزرگ کردن پشتیبانی و بکارگیری همه توان فنی بر سر یک قمار منجر می‌شد، سنجاق راه حل دیگری در پیش گرفت.راهکار ما بهره‌گیری از مدل درآمدی thumbtack و بومی‌سازی آن بود. در این مدل برای هر سفارش یک هزینه پیشنهاد انجام کار تعریف می‌شود که بر اساس ارزش سفارش و شانس گرفتن آن و گردش مالی احتمالی و چند مورد دیگر، محاسبه شده و مستقل از انجام کار، توسط متخصص پرداخت می‌شود. مهمترین ویژگی این مدل مقیاس‌پذیری بسیار بالای آن است که می‌تواند با شرایط خدمات متنوع یک بازار شخصی‌سازی شود.نتیجه منطقی‌ این مدل کم کردن هزینه‌های انسانی و پشتیبانی است. علاوه بر اینکه هرگز تصویری مداخله‌جو از سنجاق در میان فعالان سنتی بوجود نمی‌آورد.از تکنولوژی برای کاهش هزینه‌های انسانی بهره‌برداری کنید!Alex Knight on Unsplashتوان فنی بالا یکی از ارزشهای رقابتی سنجاق است که از آن برای مدیریت منابع هم بهره بردیم. زیرساخت فنی طوری طراحی شده که با یک ساختار هوشمند که توانایی توسعه اتوماتیک بخش‌هایی از نرم‌افزار را دارد، بار تسک‌های جاری تیم فنی را کم می‌کند. همچنین این زیرساخت با پیاده‌سازی بهبودهای داده‌محور در قیمت‌گذاری ِ پیشنهادها، تخمین ارزش هر سفارش و بالا بردن حاشیه درآمدی، از توسعه غیرضروری تیم کسب و کار جلوگیری می‌کند.در سوی دیگر، در میدانی که همه بازیگران، از وب و اپلیکیشن بصورت همزمان برای دریافت سفارش استفاده می‌کردند، اپلیکیشن مشتری‌ علیرغم توان فنی تیم، اولویتی برای سنجاق نداشت. تصمیمی که از شناخت ذات خدمات آنلاین و اهمیت موتورهای جستجو هم ناشی می‌شد. خلاء این رویکرد برای بعضی از بازیگران این میدان نصب‌های پرهزینه و بی‌کیفیت اپلیکیشن را به همراه داشت.امروز البته ۹ ماه از ارائه اپ مشتریان سنجاق می‌گذرد و بیشتر نصب آن  بصورت ارگانیک از وب سنجاق می‌آید.هیچ چیز را منتشر نکنید مگر اینکه بتوانید داده آن را تحلیل کنید! Franki Chamaki on Unsplashمهمترین ابزار تبلیغاتی مورد استفاده سنجاق Adwords است. یکی دیگر از شیوه‌های تبلیغاتی وب، تبلیغات بنری هستند که شاید برای فرار از نوسانات نرخ ارز، جایگزین Adwords باشند. در اینجا استفاده دقیق از داده‌ها و اصرار بر بهینه سازی دائمی پنل Adwords باعث شد که با دوره‌های کوتاه آزمودن، به نتیجه های سریع برسیم. داده‌ها می‌توانند شما را از هزینه‌‌کردن برای چیزی که ارزشی خلق نمی‌کنند دور کنند و به این تصمیم برسانند که مثلا تبلیغات بنری را که در مورد سنجاق بهینه‌تر از Adwords نبود، کلا حذف کنید.داده برای کشتن روندهایی که بی‌دلیل بدیهی انگاشته می‌شوند هم ابزار خوبی است. داشتن یک صفحه با کیفیت در شبکه‌های اجتماعی برای همه بدیهی است. چیزی که می‌تواند با اثر بازاریابی متناسب با کسب و کار، به برندسازی کمک کند. البته در مساله آنلاین کردن خدمات، موفقیت حضور در فضایی غیر از موتورهای جستجو، آن هم در روزهای اول برپایی بازار، بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد.یکی دیگر از ابزارهای کم هزینه در بازاریابی محتوایی سنجاق، یک وبلاگ بود. البته که سنجاق مگ که امروز سهم خیلی خوبی از کلیک‌های ارگانیک روزانه سنجاق را با خود می‌آورد، از روز اول بر پایه یک کانال ساده و سریع و بر قاعده رشد دادن یک MVP جلو رفت. در همه بخش های کسب و کار این نوع نگاه می‌تواند هزینه ها را منطقی و در زمان مناسب بر تیم تحمیل کند. با این رویکرد خیلی سریع فهمیدیم که هزینه فایده محتوای وب برای سنجاق منطقی‌تر است و باید در شبکه‌های اجتماعی راهی دیگر پیش بگیریم.</description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Mon, 25 Nov 2019 14:04:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چهار دژ یک قلعه؛ رشد نمایی استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/sanjagh/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-neycoyn12tmw</link>
                <description>Photo by Cederic X on Unsplashفکرمی‌کنم هفت هشت ماه پیش بود که به پیشنهاد یکی از دوستانم شروع کردم به خواندن نوشته‌های James Currier. از خودش رسیدم به NFX که جمعی هستند از سرمایه گذارانی که با یک ایدئولوژی روشن در مسیر رشد صندوق‌شان قدم برمی‌دارند. آقای James Currier و بنیان گذاران دیگر ان اف اکس، بیشتر جذب استارتاپ‌های می‌شوند که پتانسیل دارند تا Network Effect برای شان اتفاق بیافتد. یعنی جذابیت تیم‌هایی که سود واقعی کسب و کارشان وقتی شروع می‌شود که اثر شبکه ای کاربران کار خودش را شروع می‌کند. همان چیزی که همه را شاید به یاد نمودارهای رشد نمایی، و نه خطی، می‌اندازد.NFX Teamکلمه ای که در پایان این مقاله به یاد آدم می‌ماند نفوذناپذیری است، یا بهتر است بگویم اینجا چیزی که ارزش واقعی می‌آفریند نفوذناپذیری است. که البته هم باید از اثر شبکه ای برای رسیدن به آن استفاده کرد و هم سه دژ دیگر که در ادامه به آنها می پردازیم.«به نظر می‌رسد که تنها راه رسیدن به یک استحکام پایدار در کسب و کار دیجیتال، Network Effect است».ارزش Defensibilityمقاله با اشاره به acquisition بیست و پنج بیلیون دلاری لینکدین توسط مایکروسافت، که در زمان نوشته شدن اش خبری داغ بوده و حالا سه سال ازش می‌گذرد، علاقه خودش را به کمپانی‌هایی نشان می‌دهد که توانسته اند با ایجاد تاثیر شبکه ای و نمایی کردن نمودار رشدشان خود را به نمونه‌های خوبی برای آزمایشگاه Network Effects آقای کوریر و تیم NFX تبدیل کنند. case study هایی این چنینی در نوشته های ایشان زیادند اما چیزی که به این خبر ربط پیدامی‌کند در پارگراف بعدی است.او می گوید موفقیت لینکدین در خلق ارزش ۲۵ میلیارد دلاری، مثل داستان whatsApp و اکوایر شدن ۱۹ میلیارد دلاری اش در سال ۲۰۱۴ توسط فیس بوک، از موفقیت این دو در برپایی یک کسب و کار، با شاخص استحکام (defensibility) بسیار بالا سرچشمه می‌گیرد. یعنی می‌گوید:«ببینید چقدر ارزش آفرین است وقتی یک کمپانی به استحکام واقعی دست می یابد». در همین ابتدا هم می‌گوید ممکن است که به توصیه مشاورانی که معمولا به بنیان‌گذاران کسب و کار مشاوره می‌دهند، بهترین روش رشد، ارائه یک تجربه دلچسب به مشتری و تلاش در بهتر کردن همین تجربه در طول زمان است و ایشان هم مشکلی با این مدل فکری ندارد ولی خب خودش می‌گوید که دوست دارد وقتی روی چیزی کار می‌کند که به درخشش و رشدش ایمان دارد، همه چیز را طوری پیش ببرد که در هر مرحله از  موفقیت همزمان یک دژ شکست ناپذیر برای کسب و کارش ساخته باشد.عصر جدید کسب و کاربازار رقابت قدیم شکل دیگری داشت. زمانی بود که نگاه آدم ها برای ساختن یک کسب و کار نفوذ ناپذیر به این چیزها بود:دسترسی مونوپل (بی رقیب و انحصاری)‌ به منابع مواد اولیهموقعیت جغرافیایی مطلوب ترامتیازها یا عناوین دولتی / حکومتی مثل ترافیک و ثبت طرح و لایسنس و مهر استاندارد و این حرف ها اما از اینجا، یعنی از ورود دیجیتال به تجارت، این ها دیگر کارکرد رقابتی ندارند. امروز گردش اطلاعات آسان‌تر اتفاق می‌افتد، مرزهای جغرافیایی دیگر معنای سابق را ندارند و دست آخر اینکه مشتری شما می‌تواند خیلی نقلی روی رقیب‌تان کلیک کند. استارتاپ ها چه مزیت های رقابتی ای درست می‌کنند؟یک سری از مزایای رقابتی هستند که از آنها برای رسیدن به موفقیت استفاده می‌شود و آنجا که قرار بر حفظ این موفقیت می‌شود باید رفت سراغ اثر شبکه ای تا واقعا defensible شد:«هر دو ارزشمند هستند، هم مزایای رقابتی و هم مزایای استحکامی. هر دو هم ارزش کسب و کار را بالا می‌برند. ولی defensibility در حقیقت آن چیزی است که برای ماندن در این جایگاه به دست آمده لازم است».همان ارزش های رقابتی که برای رسیدن به یک رشد خطی پایدار از آن استفاده می‌کنیم. برای اینکه مسیر طولانی رسیدن به شبکه‌های قوی کاربر را طی کنیم هر کدام از ما با ابزارهای مختلف و اولویت بندی های مختلف بیشتر از همین مواردی کار می‌کشیم که در این مقاله آمده اند.سرعتسرعت بالا، در کوتاه مدت و میان مدت مزیت بسیار خوبی در رقابت است.سرمایههمان چیزی که در مورد Uber، NextDoor و Squar دیدیم. یعنی توانایی خیلی خوب تیم در جذب سرمایه به راندهای چاق و چله انجامید و سرعت استخدام کردن و گرفتن سهم بازار را در آنها بالا برد تا بتوانند زودتر از بقیه به قدم بعدی فکرکنند: کار کردن روی defensibility.تیم یکه (unique)حضور یک آدم ویژه و قوی در یک زمینه در تیم یا داشتن مدیری که خیلی بینش خوبی دارد می‌تواند به رشد سریع کمک کند.محتوا‌مثل Zillow و Facebook و Yelp که از داستان محتوا مثل یک Growth Hack کارکشیدند و مزیت‌شان در این بود که در هر لحظه، حتی در لحظه launch شان ، محتوای آماده و ساخته شده به دست کاربر (UGC) داشتند.سر و صدااین هم یک راه دیگر برای اینکه در زمان کوتاهی به اندازه نسبتا خوبی دیده شوید. وقتی کسب و کاری می‌تواند توجه influencer های آن حوزه را به خودش بکشد.مردمارتباط انسانی. این یکی دیگر از مزایایی است که وقتی رقابت مارتُن است می تواند به نگهداری رشدها‌ی کوچک و مداوم کمک کند.حضور در silicon valleyحضور در هاب های استارتاپی می‌تواند ارزشمند باشد. آن جاهایی که آدم های برجسته تر رفت و آمد دارند و سرمایه‌گذاران بیشتر گذرشان می‌افتد.ساختن ارزش واقعیتا اینجا،‌ یعنی تا وقتی که در مزیت‌های رقابتی داریم کشتی می‌گیرم و سهم بازار گرفتن هر کدام از رقبا هم در همین مسابقه تقسیم می‌شود، باید در یک کسب و کار سالم، شاهد یک رشد خطی و مداوم باشیم. اما یک رقابت دیگری در همین نقطه آغاز می‌شود. این رقابت مثل دنیای ستارگان با جرم و جاذبه بالا، در چگالی‌های سنگین و بین چند بازیگر صحنه‌ی پایانی اتفاق می‌افتد. وقتی کسب و کاری در این رقابت زودتر از بقیه از این مرحله می‌گذرد و به نفودناپذیر کردن جایگاه خودش می‌رسد، شاهد رشد نمایی اش خواهد بود.چهار دژ یک قلعه نفوذ ناپذیر (Four Defensibilities)اثر شبکه ای (Network Effects)  مقیاس (Scale)برند (Brand)فراگیری (Embedding)اقتصاد ِ ناشی از مقیاس (Economy of scale)پول پول می‌آورد و فراتر از آن. یعنی بزرگ شدن وقتی به مرحله خوبی می رسد، حجمی خلق می‌کند که آن حجم شبکه اقتصادی خودش را برپا می‌کند و صاحب آن کسب و کار به شیوه های بی نهایتی از درآمد کسب کردن از این شبکه می‌تواند فکر‌کند. مثال نویسنده در این مورد amazon است. که کاربران بیشتر در آمازون برابر شده با حجم بیشتر، به این کمک کرده که از تامین کننده های کالا ارزان‌تر بخرد، پس توانسته به مشتریان خودش هم ارزان تر بفروشد که این ارزانی طبیعتا کانورژن را بالا می‌برد و دست آخر باعث می‌شود که صدای اش بیشتر از رقیبانش شنیده شود.برند (Brand)بعد از استفاده از آن حربه ها که گفتیم، یک چیز دیگری که باید ساخت برای ماندن در آن جایگاه، برند است. چیزی که در مورد Google و Booking.com اتفاق افتاده. این کسب و کارها یکی از نفوذناپذیرترین دژها را ساخته اند. آن قدری که دیگر کسی موقع فکرکردن به search یا رزرو کردن، به چیزی غیر از این دو فکر نمی‌کند.صاحب بوکینگ دات کام، یعنی شرکت Priceless سالی ۲ میلیارد دلار خرج همین درستی ابدی جمله می‌کند؛ یعنی خرج‌می‌کند که مطمئن باشد هر وقت کسی خواست هتل مثلا بگیرد به اسم دیگری فکر نکند. برندهایی البته از این هم فراتر رفته اند و کاربرانی به خود وفادار کرده اند که بخشی از هویت‌شان را با برند محبوب‌شان معرفی می‌کنند: مثل Apple.این دیگر قبضه کردن قلب هاست، نرده هایی که جلوی برج و باروی برندینگ ساخته شده و شاید حالا حالاها هیچ رقیبی نتواند بشکندش.فراگیری (Embedding)که نمی‌دانم فراگیری چقدر کلمه درستی برای امبدینگ است. اما به هر حال این یکی وقتی که شما می‌توانی نرم افزار سرویس خودت را در گردش کار مشتری هایت وارد کنی اتفاق می‌افتد. به این صورت که راه حل‌هایی برای بخش‌هایی از operation مشتری ها داشتی باشی. این یکی اگر درست پیاده شود مانع خوبی است برای اینکه مشتری شما را بی‌خیال شود برود سراغ رقیب.اثر شبکه ای (Network Effects)که اضافه شدن یک کاربر، ارزش کسب و کار یا سرویس را برای همه کاربران بالا ببرد. مثالی که اینجا می‌زنیم،‌ LinkedIn، Craigslist و Alibaba هستند. وقتی کمپانی ما به جایی می‌رسد که کاربران چیز دندان‌گیری در رفتن به شبکه های کوچک‌تر رقیبان پیدا نمی‌کنند.</description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jul 2019 12:28:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نجات من از خودشیفتگی با موزیکال چترهای شربروگ</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.parsamehr/%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84-%DA%86%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D9%88%DA%A9-gy7lpe0gkiox</link>
                <description>  (JACQUE DEMY 1964) Les Parapluies de Cherbourgبرای هر جور تغییری زمان های زیادی بدون آن که خودآگاهانه کاری از پیش ببریم، آماده می‌شویم و ناگهان آمادگی ما برای تغییر با واقعه ای کلید می خورد و به زندگی ما پا می گذارد. این یکی از آن وقایعی است که به من چیزی یاد داد.تا در ِ گوگل‌مو باز کردم این بالای کمد بود.در ِ گوگل‌مو باز کردم دیدم گوگل این شکلی شده که این بالا گذاشتم. دیدم ای دل غافل! ژک دُمی و چترهای شربروک! این فیلم جناب آقای ژاک دمی، خیلی کار جالبی کرده تو زندگی من. یعنی این طوری نقش بازی کرده که من فکرمی‌کردم، تا سال‌ها، که سینمای سرگرم کننده را من نباید دنبال کنم. و این جوان و جاهلی را به جای جدیت در یادگرفتن سینما جامی‌زدم. همه چیز اما شکل دیگری پیداکرد وقتی که مباحث تئوریک ایرج کریمی فقید را در مجله فیلم می‌خواندم و فقط سطحی را برمی‌داشتم ازش که به درد تفاخر کردن می خورد و به من سواد می‌داد که خودم را نشان بدهم. اما این وسط با خود سینما خود ِ خود ِ سینما خیلی فاصله داشتم. و خودم را به سالکی می دیدم که با ریاضتی دور از سرگرمی، به آموختن از «روح هنر سینما» می‌پردازد و کارش ثمری جز لذت بردن از هنر ناب نباید داشته باشد و خلاصه حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم. که کاری نداریم. یک شب نشسته بودم پای «سینمای ما» که آن موقع امیر قادری اش خیلی سینما دوست تر بود به نظرم تا الان، امیر قادری یک بلاگ طور یا یک جور فروم شاید، درست یادم نیست، راه انداخته بود تو زیر پله ی همین سینمای ما. آن موقع قادری و حسنی نسب خوب بودند با هم حالا کاری ندارم. بعد توی این زیرپله کارش بود که می نوشت و ما هم می خواندیم کیف می کردیم از قلم اش و نوع نقد فیلم هایش و سبک پالین کیلی اش را خیلی دوست داشتم. البته می دانم الان که همه با قادری چپ افتاده‌اند بدشان بیاید از این مقایسه، اما آن موقع همین طور که گفتم می نوشت. خوب هم این کار را می کرد. نقد یک صفحه‌ای که بر هامون در دنیای تصویر نوشته بود، شاهدش. کاری ندارم.چترهای شربروگ و نجات من از یکه نگریآنجا در یکی از شب هایی که نشسته بودم از توی ۱۷ اینچ ال جی سایت را می جوریدم دیدم از یک موزیکال فرانسوی حرف زده به اسم «چترهای شربروگ» ساخته ژک دُمی. گفتیم ای دل غافل موزیکال؟ این جور اسنوب  بودم آن موقع، این جور در نادانی دست و پا می زدم که ارزش فیلم ها به چیزهای احمقانه ای بود غیر سینمایی و بیشتر فلسفی و جوگیری و غیرو. نمی دانم چه چیز آن یاد داشت نوشته شده در ارج نهادن به ژک دُمی، مرا گرفته بود که رفتم فیلم را پیداکردم دیدم و در چشم به هم زدنی شیفته فیلم شدم و مدت ها آوازهایش را زمزمه کردم و با فکر آن بانوی زیبا خوش بودم و از آن شب به بعد گاهی سکانس‌هایی را دوباره و ده باره دیده ام. بعد از ایران رفتم و در شهری بودم که خیابانی به نام شربروک داشت. حس من به این خیابان اگر این فیلم را ندیده بودم چیزی دیگر بود یا شاید حسی اصلا وجود نداشت. تازه در میان این سال ها یک بار دیگر اتفاقی در جشنواره ای در فرانسه، به بزرگداشتی، نسخه خوش رنگ و نور شده‌ی این فیلم را بر پرده اسکُپ دیدم و از خود بی خود شدم.داستان این بود که خواستم بگویم از تنگ نظری مرا نجات دادی جناب دُمی؛ هشتاد و هشت سالگی شما مبارک باشد.</description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jun 2019 12:37:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بر فراز یال ها</title>
                <link>https://virgool.io/sanjagh/%D8%A8%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7-f0so1r8taz8o</link>
                <description>Photo by Joshua Fuller on Unsplashامروز که search console را بازکردم، اول به آمار سنجاق مگ نگاه کردم. توی چند روز گذشته بیشتر حواسم به چیزهای دیگر بود و بلاگ روز جمعه ۱۰ May رکوردی برای خودش ثبت کرده بود و من ندیده بودم. خبر خوبی است. خبر برگشتن به ارتفاعات و گذشتن از یال های نمودار. برای اینکه بدانید چرا برگشتن است، بگویم که از حوالی نوروز تا برسیم به ۱۰ می در میان دره های راه بوده سنجاق.پیاده روی طولانی مارکتینگ با بلاگ‌نویسینوروز که دو هفته ای به اش مانده بود رفتیم به شیب دره تا جمعه گذشته که باز آمدیم سر ِ یال. کم و بیش دو ماه. البته صفحات بلاگ کنار صفحه های دیگر سنجاق مثل service pages یا order pages و صفحات دیگر از این شیب خودشان را کشیده اند بالا و خلاصه که back on track کرده‌اند به قول فرنگی ها. زمان زیادی نیست. زمان زیادی نیست؟ واقعا نمی‌دانم، هم سوالم است هم به نظرم زمان زیادی نیست. زمان زیادی هست چون سرعت کار بالاست. مثل بادبادک هواکردن می ماند اوایل کار. باید به هر بادی دم ندهی و سر نخ را خوب شل و سفت کنی. و در این سرعت بالا،‌ حالا به زور که بادبادک را هوا کردی می ترسی بیاندازی اش و دو ماه می تواند نگران ات کند. اما نباید. حال می گویم چرا.فکرمی‌کنم اگر زودتر و بیشتر برای external link سنجاق برنامه ریخته بودیم و وقت می‌‌گذاشتیم، شاید این برگشت به یال زودتر اتفاق می‌افتد. این را البته به یقین نمی‌دانم. برای توضیح اش می‌توانم بگویم که با لینک داشتن در جاهای باوجاهات احتمالا شانس اینکه در دوران رکود استفاده کاربران از سرویس تو، به هر دلیلی، محتوایی که تولیدکرده ای، در جای دیگری که مشتری محتوای رو به راه دارد، سهمی از click اش را به domain تو ببخشد. اینکه صفحات با وجاهت کدام اند فرمول ندارد. خود من تا دیروز معیارهای دیگری داشتم  و بعد از اینکه کلی با نوید حرف زدیم، معیارهای دیگری اضافه بر page authority و Alexa rank خوب و time on site و فلان پیداشد که بیشتر از نگاه های آماری اسلش تحلیلی اسلش seo ای نوید می‌آید. حالا از این بگذریم. Photo by Daphne Fecheyr on Unsplashعلاوه بر اینکه لینک داشتن در دامین به دردبخور می تواند دوره های دره ای نمودارهای رشد را کوتاه کند، به نظرم شاید باز هم از پیش، کمی روی brand awareness کارکردن، می‌توانست دوباره برگشتن را به روند همیشگی سرعت دهد. حداقل اینجا که داریم همه حرف ها و تحلیل ها را روی بلاگ سنجاق می‌خوابانیم، تقویت برند می‌توانست جایگاهی هم برای تولید محتوا بازکند و بازش بگذارد. این هم شاید است.نمی خواهم به گذشته نگاه کنم و بگویم کاش این را کرده بودیم و فلان، ولی به نظرم بیشتر کردن دامنه سوژه‌هایی که توی بلاگ کارمی‌کنیم هم توانایی این را داشت که به راه برگشتن‌مان را جلو بیاندازد. بیشتر کردن  البته یک شبه که نمی‌شود و در اندازه و قواعد و اهداف تیم هم باید بگنجد، اما خب الان داریم تحلیل می‌کنیم مثلا. شاید هم بگوییم خوب این بلاگ است و در web از این بهتر نمی‌شود و سرعت تغییرات و تحولات پایین است و دو ماه که خوب است مردم شش ماه طول می کشد برگردند به جایگاهی که گرفته بوده‌اند و فلان. هر کدام از این ها را خواستید بگویید یا به دلایل من دلیل اضافه کنید یا با آنها مشکلی دارید، بفرمایید این زیر بنویسید که با هم حرف بزنیم. </description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Wed, 15 May 2019 11:25:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زندگی ام راحت تر شده است.</title>
                <link>https://virgool.io/@amir.parsamehr/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-ttlvptq3twur</link>
                <description>Photo by John Baker on Unsplashتازگی ها به زمان دقیق شده ام. تازگی ها که نه! چون می توانم حدودش را بگویم. همان روزهایی که خانواده درگیر سه مرگ پی در پی از نزدیکان بود و این میان نوروز آمد و رد شد و من در خواب بودم که تحویل ما شد این سال جدید. خب! می پرسید که چی؟ من هم سوالم همین است؛ اما تنها چیزی که می‌توانم راجع به‌اش فکرکنم این است که پیوستگی یک حقیقت بسیار مبهم به نام مرگ در طول زمان، کرختی و سستی به گذشته را در من پدید آورد. یعنی آن قدر مرگ ته همه چیز را بالا آورد که از روی همه چیز ردشد. آنقدر ساده و به تکرار اتفاق افتاد که قبحی اگر داشت فروریخت و دیگر زشت نبود. اصلا شاید دیگر نبود و فقط زندگی بود. این گونه بود که زمان به همین لحظه ختم می‌شد؛ نه پیش‌تر و نه قبل‌تر. زمان درک من است از گذران. این ادراک برای من وقتی که افسرده ام مسیر پیاده‌روی روزانه را طولانی‌تر از روزهای سرخوشی می‌نمایاند. مسیر همیشه بیست دقیقه باید باشد اما این طور نیست. یا پله های بسیار ِ خانه ام، که هر حالی که باشم بیشتر یا کمتر می‌شود و برای یکی دیگر یک جور دیگر و برای یکی دیگر یک جور دیگر و بگیر برو تا آخر.ایرج و ارژنگ که دارند در همین لحظه زندگی می کنندبا اینکه بداخلاق‌تر شده‌ام که این می‌تواند از بیرون ریختن ترس‌هایم باشد بعد از کشف های جدید یا از اضطراب این روزگار نو، هر چه باشد این هست، غرولندی شدن. با اینکه بد اخلاق شده ام اما این روزها راحت‌تر با خودم، زشتی ها و سیاه روزی ها کنار می‌آیم. بسیار بسیار راحت تر. این که شده، بعد که فرونشسته، من را به این کشانده که همه چیز این زندگی به هم تنیده نامش زندگی است و من بی آنکه نامی از شبانه روز یا ۲۴ ساعت ببرم یا در کله ام حتی به‌اش فکرکنم، همه این به هم تنیدگی را دوست دارم و اینجوری که هست دوست دارم. اینجوری که نه شب دارد نه روز. اینجوری که من شب می‌نویسم روز سنجاق کارم. این را لیبل هایش را بر می دارم و راحت تر می‌شوم. می نویسم می خوابم سنجاق ام راه می‌روم غذا خورم نمی خوابم فیلم می بینم سنجاق جلسه می کنم راه می روم می خوابم چیزی می‌خورم........معنا دار تر شد امروز که صبح داشتم فکر می‌کردم عباس آقا کیارستمی چه می گفت وقتی از زندگی و مرگ حرف می‌زد. </description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2019 14:16:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ادای دین Google Search Console به STAR WARS</title>
                <link>https://virgool.io/sanjagh/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D9%86-google-search-console-%D8%A8%D9%87-star-wars-fqrfksw8ebur</link>
                <description>Google | Star warsامروز صبح همین که توی سرچ کنسول (Google Search Console) (وب مستر سابق)، لاگین کردم، دیدم کنار کله خودم و apps و Help، یه آیکون اضافه شده که می‌شود روشن / خاموش اش کرد.May the Force/4th. be with you خلاصه که بعد از روشن کردن این سوییچ، دیدیم که در واقع Toggle star wars mode کردیم رفته پی کارش. بعد آمدیم بریم سراغ اینکه آمار و عدد و این های هر روز را ببینیم و بفهمیم و بزنیم به زخمی دیدم که یا پیغمبر همچین هیبتی آمد بالا که:اعلام موافقت که پا به کهکشان بگذاریما هم طبیعتا و بی سخنی OKAY زدیم رفت. ما اول کار که باز می‌کنیم این کنسول ره، اول می‌پریم به coverage سرمی‌زنیم که مبادا گوگل به error خورده باشد و ما ندانسته بمیریم که دیدیم که کنار نمودار میله‌ای ما، یک میله دیگر هم آمد بالا: Jedi&#039;sهمین که دیدیم lightsaber جناب Jedi در STAR WARS آمد کنار آمار سنجاق قد راست کرد، قند به دل ما آب شد و هی روشن/خاموش کردیم آن ماسماسک کنسول را، که در عاقبش این شمشیر هی بالا و پایین بشود.بعد حالا که اگر شما بروی روی Impression و Position این ها، که رنگ عموض می کند ایشان که هیچ، رفتیم گشتیم دیدیم یک Easter egg دیگر زده آن بالا:کجا؟ و اگر ماجرا دوست داشته باشید که با این یکی روبرو می‌شوید:رتبه سایت خود در کهکشان را با ما بالاببریدحالا جوابش را می گذارم خودتان بروید ببینید.</description>
                <category>amir parsamehr</category>
                <author>amir parsamehr</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2019 11:24:46 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>