<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر مهدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir0311</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-06 23:22:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/194868/avatar/W2vyDc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر مهدی</title>
            <link>https://virgool.io/@amir0311</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال قورباغه(نگاه کلی) قسمت سوم و چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%88-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-bggdd8lvebxt</link>
                <description>بازهم قسمتی دیگر از قورباغه سیدی پخش شد و دوباره بیننده را شگفت زده کرد.نقد قسمت اول و دوم منتشر شده این نقد نگاهی کلی و گذرا به دو قسمت منتشر شده ( سه و چهار) دارد.نقد قسمت اولhttps://vrgl.ir/FiF2Fنقد قسمت دومhttps://vrgl.ir/BVAaRقسمت سوم با شروعش کمی توی ذوق بیننده میزند چون پلیس بی حوصله ما بدون هیچ کنکاشی تمام حرفای صابر ابر را باور می‌کند او را آزاد می‌کند ، پلیس باور می‌کند که درگیری داخل ماشین اتفاق افتاده با اینکه هیچ خونی در ماشین دیده نمی‌شود و از تمام این اتفاقات می‌گذرد و شخصیت خوش شانس ما بازهم از مهلکه قصر در می‌رود.اما اتفاقی که بیننده را بیشتر نگران می‌کند ورود شخصیت فرهاد برادر معتاد فرید است که بدون هیچ پیش زمینه ای وارد داستان می‌شود و سعی دارد با دیالوگ های غلو آمیز شخصیتی طنز را به وجود بیاورد ، استفاده از جملاتی که شاید گفتنش باعث جذب مخاطب می‌شود و کاراکتری مانند پیمان در عاشقانه یا بهرام در مانکن که سعی در مزه پرانی های بی مورد و جذب مخاطب را دارد.بازهم بازی فوق العاده نوید محمد زاده با شخصیتی مرموز و یک آنتاگونیست به تمام معنا ، شخصیتی که در سریال و فیلم های ایرانی نظریش را کمتر شاهد بودیم و اولین تقابل مستقیمه نوری و رامین که این تقابل هیچ نشانی از دوستی ندارد . سخنانی که هر دو از سر کینه و نفرت قدیمی بهم میزنند.باید دید که آیا این دو بازهم باهم رو به رو خواهند شد یا خیر.شاید شخصیت فرهاد کمی وراج و بی مزه است اما بازی تسلیمی در بعضی از سکانس ها مثال زدنی استو اما نقطه عطف سریال سکانس پایانی سریال است .شاید تمام بیننده گان موافق این اتفاق بودند اما شکلی که سیدی برا این اتفاق انتخاب کرده بود واقعا فوق العاده بود و میتوان گفت موجودی بی مصرف که خیلی راحت از صحنه روزگار محو می‌شود.البته از بازی فوق العاده هادی تسلیمی هم در سکانس آخر قابل ذکر است تسلیمی یکی از استعداد های کشف شده سیدی نیز هست.اما در قسمت بعدی سریال رامین تحت تعقیب تصمیم می‌گیرد با ماشین دزدی مادر خود را به خرید ببرد(کاری که همه انسان های تحت تعقیب انجام می‌دهند).می‌توان این نکته را گوشزد کرد که هر قسمت سریال یک آنتولوژی نیز هست.که در واقع به هم مربوط اند اما هر یک داستانی جداگونه را نیز روایت می‌کنند.پلیس جلوی ماشین دزدی را می‌گیرد و در حین ایست بازرسی چیزی را پیدا می‌کند که باعث یک فلش بک چند دهه ای می‌شود .خشونت بالای قورباغه این جرات و شهامت برای نشان دادن تمام مسائل قدمی بزرگ در سینمای ایران است و درجه سنی R واقعا مناسب این سریال است.پدر رامین کاری عجیب انجام می‌دهد و شنیدن این حرف از زبان مادر رامین که تو شبیه پدرت هستی نشان می دهد رامین هم کار های عجیبی خواهد کرد.و اما بازهم شوک در سکانس پایانی در کمال تعجب رامین کاری را انجام می‌دهد که نوری نیز قادر به انجام آن است و دیالوگ آخر سریال که بعضی اوقات باید شانس بیاری حالا باید دید که آیا این شانس هنوز هم همراه رامین خواهد ماند یا خیر.البته ممکن است این اتفاق به سبب لمس آن انگشت قطع شده بوده باشد. هنوز که نویسنده داستان برای این اتفاق دلیلی نیاورده اما می‌شود گفت نویسنده اصلا دوست ندارد دلیلی برای کارهایش بیاورد . گویی شعار هومن سیدی این است بدون توضیح سریال پیش خواهد رفت و باگ های سریال همچنان باقی است.سریال در قسمت ابتدایی انقدر خوب بوده که انتظارات را بسیار بالا برده به همین خاطر انتقادات از سیدی بالا گرفته اما به عقیده من اگر محدودیت و سانسور وجود نداشت و این ایده در جای به جز ایران اجرا می‌شد سریال به مراتب قوی تر از آنچه اکنون هست دیده خواهد شد. سیدی در سریال نمی‌تواند مرگ پلیس را نمایش دهند نمی‌تواند نشان دهد پلیس رشوه قبول می‌کند و خیلی محدودیت های دیگر. اما می‌توان به قسمت های اتی سریال امید داشت و باید دید بازیگران مهم و سرشناس دیگر چه زمانی به سریال اضافه خواهند شد.نظر شما راجب چهار قسمت ابتدایی سریال چیست خوش حال می‌شم نظرات شما را بشنوم</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jan 2021 01:57:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال قورباغه (سگ را بکش)</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B3%DA%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DA%A9%D8%B4-pss5zs2w4zgc</link>
                <description>نقد قسمت اول(خوشحال میشم نقد قسمت اول را هم بخوانید و نظرتون را راجبش اعلام کنید)https://vrgl.ir/FiF2Fبعد از بالا رفتن انتظارات از قورباغه هومن سیدی در قسمت اول ، بینندگان بشدت منتظر قسمت دوم این سریال بودند. شروع این اپیزود کمی بیننده را به فکر واداشت که چطور ممکن است شخصیت کشته شده قسمت قبل به این شکل به زندگی بازگردد شاید برای من توضیحات قابل قبول نبود آن هم بعد از دو شلیک به شخصیت داستان ، زنده ماندن شخصیت به این شکل کمی غیرقابل باور بود.در این قسمت اصل بر چگونگی آشنایی دو شخصیت با نوری (آنتاگونیست‌) داستان است . اما هر چقدر با خود کلنجار رفتم نتوانستم قبول کنم ، جوانی بیمار که حتی نمی‌تواند عینکش را به روی صورت بگذارد چگونه تبدیل به یک سارق و ادمکش حرفه ای می‌شود.البته سیدی در قسمت اول نشان داد سریال حرف های زیادی برای گفتن دارد . اما در این قسمت با عقب گردی باورنکردنی یک فیلمنامه پر از باگ را تحویل بیننده داد. رامین(صابر ابر) با دلایلی خنده دار زنده می ماند. با اتفاقاتی خنده دار تر قدرتش به گفته خودش به اندازه ی یک ببر می‌شود.اما دیالوگ پایانی نوید محمدزاده من و شاید بیننده گان را به فکر وا داشت( همیشه بزار یه چیزی کم باشه تا بگردند و پیداش کنند) شاید منظور نوری (نوید محمدزاده) بینندگان سریال باشند شاید تمام باگ های سریال عمدی باشد .که اگر اینطور نباشد سریال از شاهکار تبدیل به فاجعه می‌شود اما همان طور که در نقد قبلی گفتم هنوز برای انتقاد و تعریف از سریال زود استاما از هر چه بگذریم در همین قسمت هم نکات مثبت کم نبود و لازمه هر نقد گوشزد کردن نکات منفی و تمجید از نکات مثبت سریال است. اولین نکته مثبت موسیقی فوق العاده سریال از اقای بامداد افشار است که ایشون سابقه دریافت سمیرغ بلورین جشنواره فجر را هم دارا هستند.موسیقی متن جذاب سریال باعث هیجان بیشتر سریال شدهدیگر نکته مثبت سریال شخصیت فوق العاده نوری است .شخصیت دارک و فوق العاده مرموز نوری است که جذابیت سریال را چند برابر کرده و به جرات میتوان گفت با یک آنتاگونیست‌ فوق العاده طرف هستیم . پا را فراتر می گذارم و باور دارم که شخصیت نوری به شباهت به جوکر نیست با این تفاوت که نوری بسیار جدی تر از جوکر است.نکته دیگر خشونت بالای سریال است که خیلی کمتر شاهد این خشونت در سریال های ایرانی بودیم و با تمام ممیزی ها و سانسور ها خشونت بالای سریال خیلی راحت به چشم میاد.در کل پس از بالا رفتن انتظارات در قسمت اغازین سریال در این قسمت سیدی ما را از یک ارتفاع ما را به پایین پرتاب کرد و با باگ هایش بیننده را بشدت شوکه کرد پس پسرفت عجیبی را در سریال شاهد بودیم اما من هنوز به سریال امید دارمدیگر نقد های بندهhttps://vrgl.ir/RdQl8https://vrgl.ir/lYO4vhttps://vrgl.ir/Q4iz4https://vrgl.ir/hUrXr</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 30 Dec 2020 20:15:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال قورباغه</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%82%D9%88%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%BA%D9%87-ivl1mqrpfycx</link>
                <description>نقد قسمت دوم نیز قرار گرفتhttps://vrgl.ir/BVAaRنقد قسمت سوم و چهارمhttps://vrgl.ir/EqHDQشاید برای کسانی که عاشقانه Breaking Bad ، Game of Thrones و دیگر سریال های آمریکایی هستند تماشای سریال های ایرانی مخصوصا نمایش خانگی خیلی سخت باشد اما هومن سیدی با قورباغه آماده این است که این طرز فکر را تغییر دهدتیتراژ آغازین سریال به شدت یادآور سریال‌هایی چون True Detective است.  نمایش چهره‌ها موسیقی  آرام و جذابی که در پس زمینه این تیتراژ وجود دارد، هر تماشاگری را یاد  تیتراژ این سریال تاریک و کارآگاهی جذاب  می‌اندازد.نام اثر کمی عجیب است. اما مونولوگ پایانی کمی من را به فکر فرو برد به هر حال هنوز مفهوم نام اثر برای من مشخص نیست.شاید افراد زیادی هنوز قورباغه را تماشا نکردند و گمان می‌کنند قورباغه نیز مانند دیگر سریال های نمایش خانگی زباله ای بیش نیست سخت در اشتباه اید. شاید قضاوت یک سریال از قسمت اول خیلی احساسی و بدون فکر باشد اما در قورباغه انقدر همه چیز حساب شده دنبال می‌شود که هیچ خرده ای نمی‌شود به سریال گرفت.قورباغه بدون اندکی اضافه گویی داستان اصلی را پیش می برد. با تمام سانسور هایش شخصیت ها را وارد داستان می‌کند . موضوعاتی کمتر پرداخته شده را آشکار می‌کند.البته شاید پخش موزیک غیرمجاز رپ اما کمی دیده شده از یاسر بختیاری(یاس) برای جذب مخاطب باشد ، اما سکانس پایانی سریال در هیچ سریال و حتی فیلم های ایرانی دیده نشده است شاید تکه کلام های شخصیت ها کمی کلیشه ای باشد اما اتفاقات داستان هیچ آشنایی با کلیشه ندارد. موضوع جذاب تر برداشت آزاد هومن سیدی از فیلم نفرت (La Haine) که یکی از بهترین فیلم های سینما فرانسه است. سریال را دیدنی تر کرده.دوستانی که عاشق سریال های هالیوودی هستند حتما سریال Fargo را تماشا کرده اند بی شک این قسمت از سریال شباهت زیادی به فارگو نیز دارد.می‌توان گفت هومن سیدی میتواند باعث اشتی مردم با نمایش خانگی شود.البته اگر بگذارند کارش را آن طور که می‌خواهد ادامه دهد.https://vrgl.ir/bGZuYنقد فیلم نفرت که دیدن فیلم و خواندن نقد خالی از لطف نیستفیلمبرداری روی دست و بدون کات فیلم در ابتدا کمی ضعیف دنبال می‌شد اما رفته رفته این فیلمبرداری بهتر می‌شود و بیننده را به اوج هیجان می رسانددر آخر شاید کمی بازی بازیگران تو ذوق ببینده بزند اما با بازیگرانی همچون نوید محمد زاده ،صابر ابر،سحر دولتشاهی در این سریال حضور دارند پس در انتظار بمانید تا با بازی های خوبی رو به رو شویداسپویل سکانس آخر(اگر تماشا نکردید نخوانید)سکانس عجیب پایانی که حداقل در سینمای ایران نظیرش را کمتر دیده بودیم دو تفسیر کاملا متفاوت دارد اول آن که این یک تصور بوده که به دلیل مصرف مواد مخدر شکل گرفته یا اینکه سم قورباغه در کارتی که در دست فرید بوده وجود داشته تنها یک چیز می‌تواند یک فرضیه را رد و دیگری را به اثبات برساند ادامه سریال به ما خواهد گفت که ایا تصوری باطل را تماشا کردیم یا حذف سه شخصیت مهم.سکانس آخر چه تصوری باطل باشد چه حقیقتی محض به نظرم فقط می‌تواند شجاع بودن فیلمساز را نشان دهد که چقد راحت با یک شوک و مونولوگ زیبا تر سریال را به پایان می رساند منتظر می مانیم تا متوجه شویم باید در انتظار فلش بک باشیم یا داستان جور دیگری رقم خواهد خورد.باید دید سیدی می‌تواند موفقیت خود را در سینما این بار در نمایش خانگی تکرار کند یا خیر.هنوز برای قضاوت زود است اما قسمت اول سریال بشدت دیدنی بود.خوشحال میشم نظراتون را راجب سریال بشنوم دیگر نقد های بندهhttps://vrgl.ir/RdQl8https://vrgl.ir/lYO4vhttps://vrgl.ir/Q4iz4https://vrgl.ir/hUrXr</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 26 Dec 2020 00:26:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال Your Honor(عالیجناب) قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-your-honor%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-qhj5wkngv7v3</link>
                <description>اگر نقد بررسی قسمت اول را مطالعه نکردید پیشنهاد میکنم اول سری به قسمت اول نقد بزنید و پس از آن قسمت دوم را در اینجا پیش بگیرید(روی لینک آبی کلیک کنید)به جرات میتوانیم بگویم Your Honor با گذشت دو قسمت جذاب تر و هیجان انگیز تر دنبال می‌شود . شاید استفاده از کلمه شاهکار برای این اثر کمی اغراق و مهم تر از آن کمی زود باشد.اما نمیتوان از داستان فوق العاده این سریال گذر کرد.با گذشت زمان و مشخص شدن اتفاقات مهم سریال باید منتظر رویاروی دزیاتو با خانواده بکستر باشیم اما بر خلاف انتظار نویسنده داستان یک شخصیت دیگر را وارد داستان میکند ، تا تمام افکار و تصورات ما را درهم شکند کوفی جونز وارد ماجرا می‌شود که از قضا فرزند بزرگتر زنی بود که دزیاتو مانع محاکمه شدنش شد.اما گویی هیچکدام از افراد این شهر نمی‌خواهند قاضی بزرگ و مورد اعتمادشان مورد ظن و تهمن قرار بگیرد.همه به دنبال انداختن تقصیرات به گردن فردی ضعیف هستند . اما در میان میان نباید شخصیت اصلی ماجرا (آدام) را فراموش کرد. آدام که هنوز پس از گذشت یکسال با مرگ مادر خویش که چندان بی ربط هم با کاری که آدام انجام داده هم نیست کنار نیامده و حالا درگیر اتفاقی بزرگتر شده است.برخلاف بیشتر منتقدان داخلی و خارجی که از بازی برایان کرانستون بخاطر شبیه بودن کاراکتر او به والتر وایت او را نقد می‌کند ، من می‌خواهم از بازی فوق العاده وی تمجید کنم و شخصیت فوق العاده او به عنوان یک قاضی که دقیقا در مرز بین نجات فرزند خویش یا اجرای قانون گیر کرده است و با بازی فوق العاده خودش به عنوان یک پدر هم در بریکنیگ بد و هم در عالیجناب از او به عنوان یکی از بزرگترین بازیگران این دهه نام ببرم.شخصیت بعدی داستان که از نقاط قوت داستان است جیمی بکستر است شاید ما هنوز جیمی را آنقدر عصبانی ندیده باشیم اما بازی صورت وی و دیالوگ های کوتاه اما ضربه زننده وی می‌تواند نوید ظهور یک شخصیت منفور را بدهد که میتوان در عین تنفر او را دوست داشت مثل نیگن در مردگان متحرک و دیگر آنتاگونیست های محبوب.شاید آدام تنها نکته منفی در شخصیت های داستان باشد . شخصیت که تکلیفش با خودش مشخص نیست مشخص نیست عذاب وجدانی دارد. یا بیخیال جواب های معلم(بخوانید معشوقه) خود را میدهد باید دید این سردرگمی تا کی ادامه دار است.پس از گذشت تنها دو قسمت از سریال، هیجان وصف ناپذیری در سریال جریان گرفته که امیدوارم تا آخرین قسمت سریال این هیجان باقی بماند</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Thu, 17 Dec 2020 23:01:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی سریال Your Honor(عالیجناب)</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-your-honor%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-uzd1d1ylyv4z</link>
                <description>سال 2020 سالی پر از مینی سریال بود و میتوان گفت اکثر این مینی سریال ها بشدت موفق بودند در دورانی که کرونا بر روی همه چیز تاثیر گذاشته شاید دیدن این مینی سریال ها بتواند کمی حال ما را بهبود ببخشدمینی سریال ده قسمتی Your Honor که بر گرفته از یک سریال دیگر به نام Kvodo است می باشد .پیتر موفات نویسنده‌ی سریال Your Honor که منبع الهام سریال برنده‌ی امی  “آن شب” بود، فیلمنامه‌ی چندین اپیزود آن را به نگارش درآورده.سریال عالیجناب با بازی بازیگر محبوب برایان کرانستون (والتر وایت در بریکینگ بد)در نقش یک وکیل آغاز می شود و بعد از گذشت چند دقیقه پس از گذشت چندین سال دوباره چهره  برایان کرانستون  برای بیننده آشکار می شود. اما اتفاق مهم داستان در جای دیگر رقم می خورد دقیقا زمانی که یک پسر در حال فرار از گروهی که شاید تصور می کند به دنبال گرفتن او هستند شکل می گیرد از شور بختی پسر او با موتور سواری  برخورد می کند و داستان به شکل غم انگیزی آغاز می شود شخصیت قاضی ما بشدت شبیه والتر در بریکینگ می باشد با این تفاوت که قاضی مایکل دیگر به مانند والتر یک تولید کننده مواد مخدر نیست بلکه کسی است که باید قانون را اجرا کنند کسی است که همیشه به دنبال عدالت بود اما مجبور می شود به خاطر مهم ترین فرد زندگی اش دروغ بگوید و دنبال راهی دیگر برای نجات باشد . مایکل مجبور می‌شود از مهارت‌های مثال زدنی خود را در مسیری به جز اجرای قانون استفاده کند . احتمالا در قسمت های بعدی مایکل دزیاتو در دو جبهه مافیا و دادگاه در حال جنگیدن است. مافیای که چیزی به جز انتقام نمی خواهند و دادگاهی آشنا برای دزیاتو اما این بار نه بصورت عالیجناب بلکه انسان مفلس و بیچاره که به دنبال راه چاره ای است .درسته در همان چند دقیقه ابتدایی ما شاهد این هستیم که چه کسی مرتکب این جرم شده اما ما در کابوس فردی که در عذاب وجدان غوطه ور است زندگی خواهیم کرد و فردی دیگر که همه کاری برای نجات او می کندشاید برای من به شخصه اتفاقات سریال سریع بود و دیگر چیزی مثل پختگی بریکینگ بد در او نبود اما در همین یک قسمت هم شخصیت ها به خوبی خودشان را نشان دادند سریال بشدت شبیه به Defending Jacob به طوری که بعضی از سکانس های همین قسمت اول نیز من را به یاد اندی باربر که در حال دفاع از فرزندش است می اندازد فعلا برای قضاوت کمی زود است اما میتوان گفت با سریال مهیج طرف هستیم که دو ماه ما را سرگرم میکندپ.ن:نقد های قسمت های دیگر به محض انتشار قرار خواهد گرفتنقد قسمت دوم قرار گرفت https://vrgl.ir/ixU75اگه دوست داشتید خوشحال میشم نظراتون بشونم </description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Fri, 11 Dec 2020 20:38:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی جامع breaking bad(بریکینگ بد) فصل اول</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-breaking-bad%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%AF-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-kly1cypievpe</link>
                <description>با سلام و عرض ادب خدمت دوستان خوب ویرگول به توصیه یکی از دوستان قرار منسجم تر کار بنویسیم تا ببینیم چه پیش خواهد آمداول قصد داشتم نقد بررسی را به صورت کلی و پنج فصلی منتشر کنم اما گفتم فصل به فصل هم باعث کوتاه تر شدن نوشته و هم باعث راحت تر شدن کار من می شودفصل اول breaking bad یا افسار گسیخته ،که بریکینگ بد به نظرم اسم بهتری باشد برای این مجموعه، یکی از بهترین درام های امریکا شناخته شده است.خب داستان این سریال را که احتمالا  همه می داند که یک معلم شیمی بیچاره وقتی متوجه میشود که سرطان دارد تصمیم به تولید شیشه و کسب درآمد برای خانواده اش میکندمیتونم در وصف قسمت اول یا همان Pilot(به عقیده من طرح اولیه و به عقیده دوستان آزمایشی) بگم آنقدر جذاب بود که من را مجاب کرد کل فصل اول را در یک روز تماشا کنم با توجه به شروع طوفانی سکانس اول و اعتراف شخصیت اصلی میشود یقین داشت با سریال زیبا طرف هستیم اما ادامه داستان با فلش بکی طولانی به ما نشان میدهد که این اتفاقات چگونه برای والتر وایت رخ خواهد داد والتر معلمی بیچاره که وقت آزاد خود را باید در کارواشی کار کند تا بتواند مخارج زندگی خود را تامین کند اما دلیل  اتفاقات سه هفته بعد فقط یک چیز است سرطان و مرگ،همین مرگ باعث میشود شخصیت ترسو والتر تبدیل به یک تولید کننده شیشه بزرگ شود.منبع عکس سایت dbaziگریزی کوتاه به قسمت های دیگر میزنیم و بعد میریم سراغ شخصیت هاخب در یکی از مهم ترین قسمت ها که شخصیت والتر تغییر میکند انجا اتفاق میفتد که والتر بر حسب شیر یا خط مسئول کشتن کریزی8 یکی از دلالان مواد میشود والتر با خود سبک سنگین میکند تمام جوانب را می سنجد حتی تا آزاد کردن کریزی 8 هم پیش می رود اما متوجه خطرناک بودن او میشود پس تصمیم به کشتن او میگیردخانواده والتر موضوع را میفهمند اصرار به درمان والتر دارند اما والتر موافق این اتفاق نیست اما قدرت اسکایلر(همسر والتر) باعث میشود که والتر تصمیم خود را تغییر بدهد و رضایت به درمان خود بدهدبازهم والتر که شاید در فصل اول محور همه توجهات است به مهمانی دو همکار قدیمی خود الیوت و گِرِچن دعوت میشود در آنجا الیوت به والت پیشنهاد میدهد هزینه درمان را متقبل شود اما والتر حاضر به دریافت صدقه نیست و عزم خود را بیشتر جزم میکند تا با تولید شیشه بتواند هم پول درمان و هم رفاه خانواده را تامین کندیکی از احساسی ترین و زیبا ترین سکانس های فصل یک که خانواده والتر میخواهند او را مجاب به درمان بکندو اما اوج هیجان دقیقا جای است که والتر اصرار به گسترش کار و درآمد خود دارد و همین باعث میشود تا جسی مجبور شود با توکو قاچاقچی روانی و دیوانه‌ی موادمخدر ملاقات کند با اینکه جسی موافق این ملاقات نیست اما این ملاقات صورت می گیرد ولی هیچ جز آن طور که انتظار میرود پیش نمیرد و جسی کتک میخورد و راهی بیمارستان میشود والتر خود به دیدار توکو میرود و او را مجاب میکند تا با او کار کند شخصیت هایزنبرگ در حال شکل گیری است شخصیت خشن که با والتر مهربان در تضاد استوالتر تولید میکند و هایزنبرگ میفروشد .شاید کتک خوردن نوچه توکو در قسمت پایانی انقدر مهم نباشد اما با شروع فصل دو داستان تغییر می کندشخصیت پردازی و شخصیت هاوالتر وایتاما از نکات مثبت سریال در همین فصل یک شخصیت پردازی دقیق شخصیت هاست انقدر دقیق که حس همزاد پنداری با شخصیت والتر خواهید داشت میتوان گفت شخصیت های این سریال به معنای واقعی کلمه شخصیت هستند و شاید این هنر Vince Gilligan باشد که کاراکتر را انقدر درگیر کند تا به سرعت منتظر قسمت های بعدی باشید و از تماشا سریال لذت ببریددر قسمت های بعد شاید حس همزاد پنداری با والتر از بین برود همزاد پنداری با چه شخصیتی، شخصیت که حاضر است همه کاری بکند دست به هر کاری بزند برای بدست آوردن پول ، دیگر والتر یک قاچاقچی ساده نیست او تبدیل به یک قاتل شده قاتل که شاید عذاب وجدان همراهش باشد شاید هزار بار پشیمان باشد اما دیگر راهی برا بازگشت نیست و باید ادامه دهدکلام اخر در ارتباط با شخصیت والتر ، شاید در همین ابتدای کار شما متوجه تغییر شخصیت والتر بشوید شخصیتی که حتی در زندگی شخصی او هم به چشم میخورد و نوید والتری دیگر را خواهد دادجسی پینکمنشخصیت جسی پینکمن دقیقا نقطه مقابل شخصیت والتر وایت است اگر والتر سیاه باشد او سفید استوالتر باید همیشه به دنبال توازان بین کار و خانواده اش باشد جسی کامل بیخیال نسبت به اتفاقات پیرامونش است  و بدون توجه به حرف های والتر کار خود را میکند شخصیتی بی پروا بی فکر ،که شاید تنها دلیل همکاری او و والتر شناخت خیابان های شهر و توانایی پخش مواد باشد. جسی فقط حرف میزند بدون ذره ای فکر کردن تصمیم میگیرد و کارهایش همیشه والتر را عصبی میکند و میتوان گفت وجود همین دو شخصیت برای تماشا سریال کافی است او همیشه به دریافت پول کم اما بی دردسر راضی است اما اتفاقات آنطور که باید رقم نمیخوردهنک شریدرگریزی کوتاهی هم به یکی دیگر از شخصیت های اصلی داستان یعنی هنک شریدر بزنیم باجناق شوخ طبع والتر که برای DEA کار میکند بله درست متوجه شدید باجناق والتر کارمند اداره مبارز با مواد مخدر است یعنی کارش دقیقا نقطه مقابل کار والتر است و میتوان نویسندگان داستان را برای این شجاعت بالا تحسین کرد که  یک مامور باهوش در خانواده است، که در ادامه کار اصلیش گیر انداختن هایزنبرگ بزرگ(لقب والتر وایت) است توکوشخصیت توکو دیر وارد سریال میشود اما در همین مدت کوتاه هم میشود به دیوانگی او پی برد دلالی بی عقل و دیوانه مواد که همیشه اماده درگیری است .بازهم نویسندگان سریال با زیرکی او را وارد داستان می کند ، توکو وارد داستان میشود  از مواد والتر خوشش می اید و با او همکاری میکند اما شاید این همکاری سرانجام خوشی نداشته باشد.توکو در همان مدت کوتاه تبدیل به بدمنی اعصاب خورد کن و غیر قابل پیشبنی میشود که نظیرش را کمتر دیده ایدو شاید همین اتفاقات ریز و درشت همین تضاد بین شخصیت ها باعث شود داستان از تکراری بودن رهایی پیدا کند و یک داستان یک دست و بشدت فوق العاده را تماشا کنیم داستان که با ریتم و ضرب آهنگ مناسب نه آنقدر سریع است که به شما فرصت نفس کشیدن ندهد نه انقدر کند که باعث خستگی شودبازیگریخب باید گفت در این سریال با یک تیم بازیگری بسیار قوی طرف هستیماول از همه  Bryan Cranston که با بازی در نقش والتر به موفقیت چشمگیری دست یافت که الحق و الانصاف مستحقق دریافت آن نیز بود  Bryan Cranston که در میان سالی با بازی در بریکینگ بد توانست جوایز متعددی را بدست آورد . میشود گفت هیچکس به جز خود Bryan Cranston نمی توانست انقدر خوب رنگ عوض کند و در مقابل افراد رفتار های مناسب از خودش بروز دهداما در کنار Bryan Cranston شخصی حضور داشت که اگر بهتر از Bryan Cranston نباشد حداقل هم رده اوست Aaron Paul که با بازی خیره کننده اش در کنار  Bryan Cranston به زیبا های سریال می افزاید و با وجود اینکه به نظر شخصیت فرعی محسوب میشود اما تبدیل به یکی از ارکان اصلی  سریال میشود لیندا استاسی منتقد نیویورک پست بازی کرنستون و پال را می ستاید و بیان‌می کند &lt;&lt;کرنستون و پال  حیرت‌انگیزاند. من می‌خواهم بگویم که این دو ترکیب عالی‌ای به وجود  آورده‌اند اما از گفتن چنین حرف سطحی خجالت‌زده‌ام&gt;&gt;آخرین بازیگری که با بازی خیره کننده اش من را مجذوب خود کرد Anna Gunn در نقش اسکایلر همسر والتر وایت است.Anna Gunn که برای همین سریال جایزه امی را دریافت کرده  وآنقدر در نقش خود فرو رفته که گویی همسر واقعی او مبتلا به سرطان استدوس دارم کمی هم راجب Raymond Cruz صحبت کنم شاید نقشش در این فصل کوتاه بود اما در همین دو قسمت ثابت کرد کامل بلد است دیوانه باشد و کاملا میداند چه باید بکند،به عنوان کسی که دو قسمت در سریال حضور داشت کامل خود را ثابت کرد.گروه گریمبه عنوان بخش آخر بررسی میرسیم به گروه گریم که شاید نقشش برای بیینده کمی کم رنگ باشد اما با کمی توجه به وضعیت والتر و تغییر وزن یا حتی تغییر حالت او میشود به این نکته توجه کرد که چقدر گروه گریم نقش به سزایی در این فصل و حتی فصل دو داردتغییر چهره و وزن والت  بعد از شروع شیمی درمانی کاملا مشهودهجمع بندی در مجموع با یک سریال عالی طرف هستید پس اگر تماشا نکرده اید بدون شک همین امشب شروع به تماشای آن کنید با تشکرخب بررسی فصل اول تمام شد مسلما در مطالب دیگه ای بخش های از سریال را که اهمیت بیشتری دارند بررسی می کنیم البته بستگی به استقبال شما هم دارد:)و در آخرم یه تشکر بکنم از یکی از دوستان ویرگولی( محمد محسن عزیز) که بررسی من شبیه ایشون شد امیدوارم که ناراحت نشده باشند</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Sep 2020 23:29:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی فیلم Midnight in Paris(نیمه شب در پاریس)</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-midnight-in-paris%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B3-dpbx24hsxd5v</link>
                <description>نیمه شب در پاریس محصول سال 2011 اثری به یاد ماندنی از یکی از تکرار نشدنی ترین کارگردانان تاریخ سینما وودی الن است.وودی الن که یکی از سرشناس ترین کارگردانان هالیوود است که یکی از پرافتخار ترین کارگردانان هالیوود نیز به شمار می رود وی 19 بار نامزد جایزه اسکار شده و برای این فیلم فوق العاده نیز یک اسکار به خانه برده است.البته شایعات زیادی راجب زندگی شخصی او و اتفاقات پیرامونش شنیده میشود که تاکنون نه تایید و نه تکذیب شده است.بریم سراغ این فیلم که داستان زندگی جوانی به نام گیل است که با خانواده نامزد خود برای گذراندن اوقات فراغت و همین طور کمی کار به شهر پاریس سفر کرده است شهری که برای نویسنده داستان ما اتفاقات ماجرا های جالبی را رقم خواهد زد مطالب زیر حاوی مقداری زیادی اسپویل استنیمه شب در پاریس (Midnight in Paris) بیشتر حول محور توهم و خیالاتی زیبا در حال حرکت است توهم های که برای جوانک قصه ما بسیار خوشایند نیز هست و او را به آرزوی دیرینه اش یعنی زندگی و دیدن پاریس در دهه 1920 کرده است. شاید در اوایل قصه شما نیز فکر کنید گیل عاشق معشوقه خود اینز است اما رفته رفته مشخص میشود گیل عاشق پاریس ، پیاده روی در خیابان های بارانیش و ملاقات با همینگوی، فیتزجرالد است.میتوان گفت گیل عاشق زندگی کردن در دهه 1920 است مثل خیلی از ما انسان ها که شاید ارزو زیستن در قرن دیگری را در سر داریم.شاید مصداق ضرب المثل کبوتر با کبوتر باز با باز اینجا مشخص شود اینز و گیل از دو دنیایی متفاوت می آیند اینز عاشق زندگی در محل های باکلاس امریکاست و گیل عاشق پرسه در خیابان های پاریس گیل می تواند ساعت های در کافه مقابل همینگوی بنشیند و راجب ادبیات سخن بگوید اما اینز از این اتفاقات بی زار است.وودی الن هیچگاه به ما توضیح نمی دهد این توهم و رویا چگونه پدید می آید چگونه ممکن است فردی نیمه شب با نشستن در پلکانی در یکی از کوچه های پاریس به دهه 1920 سفر کنند البته نقطه مثبت ماجرا همینجاست که شما بدون هیچ دلیل منطقی از تماشا این صحنه  لذت می برید و برایمان مهم نیست که این اتفاقات رویاست یا حقیقت یعنی این موضوع اهمیتی ندارد موضوع مهم ملاقات با اسکات و زلدا فیتزجرالد است.مهم این است که گیل به آرزوی دیرینه خود رسیده و در قسمتی از تاریخ قرار گرفته که رویایی آن را در سر داشته.کمی جلوتر که برویم داستان با ورود یک زن جذاب تر هم میشود زنی که معشوقه پیکاسو (که معرف حضور همه هست) و همچنین مودیلیانی(یکی از نقاشان ایتالیایی) است و در این بین عاشق گیل داستان ما می شود.اما موضوع جذاب تر هم خواهد شد اگر بدانید آرزوی آدریانا قصه ما زندگی در دهه دیگریست دقیقا مثل گیل.اما غیبت های وقت و بی وقت گیل خانواده اینز را آزرده خاطر کرده است و خط داستانی دیگری نیز اینجا شکل خواهد گرفت و این همه و همه بخاطر وجود وودی الن است که میتواند چند خط داستانی را همزمان و بدون لطمه پیش ببرد و در آخر در زمان مناسب ان ها را به هم پیوند دهدداستان زمانی به اوج خود می رسد که گیل تصمیم میگیرد آدریانا را به آرزویش که دیدن دهه 1890 است برساند .آنها به دهه1890 سفر میکنند بازهم مشخص نیست چطور اما چه کسی اهمیت میدهد آنجا آدریانا هنرمندانی را ملاقات میکند و هم سخن شدن با آنان این نتیجه را در بر دارد که انان نیز عاشق زندگی در قرن دیگری بودند.بله درست است وودی الن در حال گفتن این موضوع است که چرا از زندگی لذت نبریم و آن را همان طور که هست دوست نداشته باشیم شاید در همین قرن دختری پیدا شود که عاشق قدم زدن در روزهای بارانی پاریس باشد عاشق زندگی در پاریس و خواندن کتاب های که شما هم دوست دارید. شاید در وهله اول پیدا کردن این شخص ناممکن به نظر بیاید اما وودی الن این را ثابت کردن که این شخص هم وجود دارد در همین قرن امروزی.مشخصا شخصیت گیل برازنده وودی الن بود اما افسوس که کهولت سن اجازه بازی در این فیلم را به وودی الن نمیداد وگرنه به جد میتونستم بگویم با فیلمی حتی بهتر از آنی هال یا دیگر شاهکار ها وودی الن طرف بودیمو در آخر میگویم شما باید بیشترین استفاده و لذت را از همین زندگی کنونی ببرید و حسرت و افسوس گذشته ای که هرگز قادر به تغییر آن نیستید را نخورید زندگی کنید و به دنبال گابریل(دختری که در آخر داستان به گیل می رسد و البته که قبلا هم یکدیگر را ملاقات کرده اند) زندگی خود باشیدگیل به ارزوی خود در همین دنیای امروزی رسید یعنی قدم زدن در خیابان های بارانی پاریسامیدوارم از 41 امین فیلم وودی الن لذت ببرید،میشود چند نکته منفی فیلم را فاکتور گرفت و از تماشای این درام لذت برد90/100</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Aug 2020 23:47:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی فیلم snowpiercer(برف شکن)</title>
                <link>https://virgool.io/@amir0311/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-snowpiercer%D8%A8%D8%B1%D9%81-%D8%B4%DA%A9%D9%86-lzrzo18gppp5</link>
                <description>برف شکن را میتوان اثری  توصیف کرد که نقدی نه چندان قابل قبول به تبعیض اجتماعی و مبارزه علیه تمامیت خواهی شخصیت بد(بخوانید رئیس قطار) را ایجاد میکند .البته که فیلم نمایش قابل قبول را دارا است اما نه پیامی به ببینده میدهد نه مفهومی را دنبال میکند.فیلم به کارگردان بونگ جونگ هو کره ای که آخرین اثرش جوایز متعددی از جمله اسکار بهترین فیلم را نیز بدست اورده، کارگردانی شده. اثری که شاید ببینده آن را ضد سرمایه داری بداند اما به نظرم من فیلمی نقدی بر نظام استبدادی داخل قطار  را دارد کسانی که ادعا دارند فیلم نظام سرمایه داری را نقد میکند نه تنها فیلم را درک نکرده اند بلکه چیزی از نظام سرمایه داری هم نمی دادند نظام که در قطار حاکم از یک نظام خشن و وحشیانه است که کمتر شبیه نظام سرمایه داری است.داستان فیلم از انجا شروع میشود که زمین با یخبندانی عظیم مواجه شده وزندگی تنها در قطاری که پیوسته در حال حرکت است جریان داره دوست چشم رنگی ما (کریس ایوانز) به دنبال انقلابی عظیم است انقلابی ضد استبداد حاکم . انقلابی توسط طبقه ضعیف اما 99 درصدی علیه 1 درصد در حال وقوع است ، البته هیچ انقلابی بدون خونریزی به موفقیت نمیرسد و...فیلم از اکشن خوبی برخوردار است و ضد و خرد را به زیبای به نمایش می گذارد، همین باعث به یاد ماندنی تر شدنش میشود اما فیلم در سکانس های پایانی شوک توطئه را به ما وارد میکند حرف های  ناگفته زیادی را باقی می گذارد .برف شکن را فیلمی علمی -تخیلی می نامند، اما به نظرم این فیلم نه علمی با منطق و نه تخیلی قابل قبول را دارا است. فیلم نکات مبهم زیادی را برای ما باقی میگذارد مثلا چطور می شود دانشمندان بدون امتحان ماده ای برا مبارزه با گرمایش زمین آن را انقد سریع به مرحله اجرا ان هم در ابعاد زیاد بگذارنددر سکانس های  ابتدایی فیلم گیلیام پرسشی فلسفی را از کورتیس می پرسد:(اخرش که چی) کورتیس بدون فکر جواب میدهد (ویلفورد را میکشیم) انگار چاره ای جز کشتن وجود ندارددر سکانسی ما سخنرانی میسن وزیر ولفورد را شاهد هستیم در زمان سخنرانی اگر به حرکت دستان وزیر نگاهی بیندازیم به این نتیجه میرسیم که میسن نیز قبلا در آن پستو بوده و به حرکت قطار کمک میکرده، پس همه سبب به وجود امدن این استبداد شده اند.همچنان که كورتيس و ياران با وفايش واگن ها را یکی پس از دیگری فتح می کنند با دنیاهای جدیدی رو به رو میشوند که ورای تصور کورتیس و هم قطارانش هست هر چه واگن ها لوکس تر انسان هایش فاسد تر، هر چه میگذرد کورتیس چیزهای می بیند که شاید در رویاها امکان پذیر نبود.یکی از  سورئال ترین سکانس های واگن مدرسه است که دانش اموزان ویلفورد را یک قدیس بزرگ می شناسند در سکانس های پایانی ما اتفاقی نادر را شاهد هستیم یکی از رهبران این انقلاب که پدر معنوی کورتیس(ایوانز)نیز هست از همان ابتدا با رییس این قطار همکاری میکرده و به دنبال مرگ انقلابیون بوده تا از رشد بی رویه جمعیت جلوگیری کند(در واقع هر دو به دنبال کشته شدن افراد خود بودند زیرا اینگونه جمعیت کنترل میشد)فیلم حرف های زیادی برا گفتن دارد اما در بیان انها ناموفق است .و شاید منتظر نتیجه گیری ما باشد75/100بعد از خوندن نقد و بررسی خوشحال میشم نظراتون راجب فیلم و نوشته ام بدونمموفق باشید</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Sat, 23 May 2020 18:05:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی فیلم La Haine(نفرت)</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-la-haine%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AA-tbny8aao8639</link>
                <description>سینما فرانسه پر است از درام های خوب و خوش ساخت مثل امیلی اما نفرت از اینگونه درام ها  نیست جو سنگین این فیلم قابل مقایسه با هیچ فیلمی نیستفیلم فرانسوی نفرت به کارگردانی متیو کاسوویتس در سال 1995 به صورت سیاه و سفید پخش شداین فیلم نگاهی دقیق به منازعات بین طبقات اجتماعی در پاریس می‌اندازد.فیلم، داستان سه دوست را روایت می کنید که هریک مهاجرانی هستند ، که در حومه شهر پاریس زندگی میکند شروع فیلم با یک تمثیل به ظاهر بی ربط شروع می شود(داستان مربوط می‌شود به مردی كه از طبقه پنجاهم  آسمان‌خراشی به پایین، پرت شده است. او برای اینكه به خود دلگرمی بدهد؛  مدام با خودش تكرار می‌كند: «تا اینجا که خوب بوده .») اما پایان داستان سقوط است،این تمثیل قبل از شروع داستان اصلی در تصویری ثابت از کره زمین گرفته می شود که شاید ببینده در اول داستان آن را یک تمثیل بی ربط بداند.سه جوان داستان ما سعید (با بازی سعید تغماوی) یک عرب مهاجر ، ونیز( با بازی کسل) یک یهود کل شق و بی فکر و جوان افریقای تبار، اوبر(هوبرت کاوندی) هستند که کاگردان نزدیک به 24 ساعت از زندگی این سه جوان را برای ما روایت میکند .شما در این فیلم با فیلمی بشدت مفهموم گرا که هم از لحاظ فرم و هم از لحاظ محتوا بشدت زیباست مواجه هستید کارگردا با استفاده به جا از تمثیل ها و کنایه ها ببینده را به فکر وا می داردفیلم ارتجاعات فوق العاده دارا است مثل سکانس حرف زدن کسل در آیینه که منو رو به یاد تاکسی درایور اسکورسیزی انداخت ، و یا  سکانس مشت زدن به کیسه بوکس که به فیلم گاو خشمگین اشاره داشت.فیلم برداری این فیلم بشدت فوق العاده هست از سکانس صحنه ورود سه جوان به بیمارستان تا نما فوق العاده از شهرک موگه با زاویه سر پایین دوربین و حركت  افقی آن بر روی شهرک و ساکنان که باز هم  اشاره به زندگی محدود و تكراری مهاجران در شهرک دارد.شما با یک موسیقی شاهکار طرف هستید موسیقی که شاید باعث دیده شدن بسیاری از سکانس ها میشود شما با بازی خوب ونسان کسل(به نظر بنده بهترین بازی ونسان کسل) طرف هستید یک بازی خوب که شایسته بیشترین تقدیر هاست.شاید تا دقیقه 80 شما هم مثل من فکر کنید با فیلمی متوسط و شاید ضعیف طرف هستید ، اما دقایق پایانی فیلم تمامی نماد ها تمثیل ها و.. معنی پیدا میکند گویی کارگردان در حال مقدمه چینی برای 25 دقیقه پایانی فیلم خود استمطلب زیر حاوی اسپویل استو یکی از جالب‌ترین‌ها لطیفهٔ آخر این فیلم که خلاصه‌ای از کل فیلم بود.  جوانی که اسلحه به دست گرفته اما جرئت شلیک آن را ندارد، در حقیقت تنها  لباس بتمن به تن کرده اما جرئت هیچ کاری را ندارد و پلیس‌هایی که آن‌ها را  با بتمن واقعی اشتباه گرفته‌اند و افسوس از بتمن نماهایی که فقط لباس مشکی بر تن دارند و در صحنه آخر فیلم با گلوله‌ای می‌گویند:  «اون‌قدر ها هم که می‌گفتن سرسخت نبودی» و استفاده از تمثیل اول فیلم:( تا اینجاش که خوب بوده)فیلم نفرت از وبسایت راتن نمره 100 را گرفتهدر جشنواره کن جایزه بهترین کارگردانی را گرفته و سه جایزه سزار نیز بدست اورده است، پس منتظر چه هستید نفرت را تماشا کنید و لذت ببرید90/100بعد از خوندن نقد و بررسی خوشحال میشم نظراتون راجب فیلم و نوشته ام بدونم</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Fri, 22 May 2020 16:13:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی فیلم The Cabinet of Dr. Caligari 1920</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-the-cabinet-of-dr-caligari-1920-wmu9kbsehihi</link>
                <description>خب اول از همه باید بگم که چرا میخوام با این فیلم شروع کنم به چند دلیل:1-این فیلم رو خیلی از منتقدین پدربزرگ ژانر وحشت بشمار میارن مثل راجر ایبرت و خیلی های دیگه 2- این فیلم پایه گذار جنبش اکسپرسیونیسم آلمان هست .3- یکی از بهترین فیلم های که دیدم.اول یه کم راجب اکسپرسیونیسم توضیح بدم بعد برم برا بررسی فیلم:خب اکسپرسیونیسم یک جنبشی بود که شروعش از سال 1919 (یا به عقیده بنده از سال 1920 با همین فیلم شروع بکار کرد) اکسپرسیونیسم یا هیجان گرایی به سبکی گفته میشه که در نمایش اشیا اغراق میکنه توی تمامی فیلماش مشهودهفیلم های اکسپرسیونیسمی به میزان خیلی زیادی بر ترکیب بندی تصویری تک تک شات ها تاکید میکند و روایت داستان ها نیز بیشتر در مکان های عجیب و ترسناک رخ میدهحالا فیلم  The Cabinet of Dr. Caligari مطب دکتر کالیگاری یک فیلم صامت با کارگردانی رابرت وینه که اولین کارشون هم هست مطالب حاوی کمی اسپویل می باشند شروع فیلم جایی است که فردی جوان به نام فرانسیس در حال روایت کردن داستان عجیب خود و دوستش است که به صورت فلش بک توضیح داده میشود شما با دیدن این فیلم یکی از اولین فیلم های را با روایت غیر خطی شاهد هستید فرانسیس و دوستش به مکانی عجیب می روند که فردی به نام کالیگاری انجا را اداره میکند و اتفاقی عجیب برای دوست فرانسیس الن رقم میخورد و...کالیگاری به مثابه شخصیت است که در فیلم قدرت را در دست دارد میتواند هر کاری که بخواهد انجام دهد.در اخر فیلم The Cabinet of Dr. Caligari علاوه بر تاثیرات اجتماعی سیاسی  که به شکل هوشمندانه‌ای بر روی مخاطب می گذارد، دارای دستاوردی شگرفی در زمینه  فنی  نیز می‌باشد.  تابلو نقاشی که سازندگان فیلم  خلق کرده‌اند در کنار داستان و شخصیت‌های فیلم خود هویت دارد و زنده است و  در نور روز و شب هنگام تاثیرگذار است. فیلم با اینکه  صامت است اما سکانس  به سکانسش روح دارد هر لحظه‌اش تابلویی نقاشی است. فیلم نا تکراری که طراحی  میزانسنش، صامت بودن  فضا را در هم می‌شکند و حرف‌ها برای گفتن دارد.  حرف‌هایی که دکتر کالیگاری را کماکان زنده نگاه می‌دارد و نشان می‌دهد تا  فریب خوردن تماشاچیان وجود داشته باشد دکتر کالیگاری‌ها جولان می‌دهند.پس فریب نخوریمخب اگه تا اینجا با خودتون گفتید خب که چی باید بگم این فیلم از لحاظ فیلم برداری بسیار تحسین شده است .همانطور که گفتم از نظر ایبرت یکی از ترسناک ترین فیلم های دنیا شناخته شده.و نکته دیگر این که از سایت راتن نمره 100 را گرفته (از 37 نقد)دوستان می تونستم چیز های دیگری هم اضافه کنم اما خواستم از اسپویل زیاد پرهیز کنم چون گمان میکنم خیلی از دوستان این فیلم را هنوز ندیده اند پس بدون شک ببنید و لذت ببرید90/100</description>
                <category>امیر مهدی</category>
                <author>امیر مهدی</author>
                <pubDate>Wed, 20 May 2020 23:03:37 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>