<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خود صحبتم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir17riahi</link>
        <description>لبخندی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:46:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/59988/avatar/J2dyNu.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خود صحبتم</title>
            <link>https://virgool.io/@amir17riahi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اولین تجربه سخنرانیم</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-dio5nqojk6zl</link>
                <description>دبیر انجمن علمی مهندسی صنایع دانشگاهمون بودم و برای معارفه ورودی های جدید قرار بود مراسمی برگزار بشه و همه دانشجوهای جدید و قدیمی و اساتید هم قرار بود بیان. با تیمی که داشتیم، آماده بودیم که مراسم خوبی رو برگزار کنیم. تا پاسی از شب تو دانشگاه مشغول هماهنگی‌ها و آمادگی سالن بودیم  بعدش هم یه سری داستان‌های شخصی اتفاق افتاد که واقعا درگیری ذهنی ایجاد کرد برام و تازه هنوز متن سخنرانی و اینکه چی میخوام بگم هم آماده نکرده بودم. تا صبح نشستم پای آماده کردن اینکه چی میخوام بگم و چجوری بگمش.صبح رفتین سراغ کاراریی که باید انجام میدادیم و دیگه سالن کم کم پر شد و بعد از خوش‌آمدگویی‌هایی که انجام دادیم مجری مراسم رو شروع کرد و اولین کسی هم که قرار بود سخنرانی کنه من بودم. استرس و اضطرابم لحظه لحظه بیشتر میشد و ضربان قلبم تندتر و هی با خودم چیزایی که قرار بود بگمو مرور میکردم که یهو مجری مراسم گفت خب دعوت میکنم از دبیر انجمن که چند دقیقه‌ای در خدمتشون باشیم.یه نفس عمیق کشیدم و پاشدم رفتم سمت سن. دست و پام میلرزید و ورقی که دستم بود کاملا لرزش دستام رو نشون میداد. یه نگاه به جمعیت کردم دیدم چقد زیادن. چقد عجیبه این حس. دوباره یه نفس کشیدم و شروع کردم :سلام وقت همگی بخیر من فلانی ام دبیرانجمن علمی ...صدام درنمیومد و کاملا میلرزید. تمام اون چیزایی که میخواستم بگم رو فراموش کردمو هی از روی برگه نگاه میکردم و از رو اون هم نمیدیدم. خیس عرق شده بودم و استرسم هر لحظه بیشتر میشد و با هزار تا سوتی و تپق و اشتباه بلاخره سخنرانی خودمو تموم کردم.جالبیش اینجاس با بچه‌ها هماهنگ کرده بودم هر وقت سوتی دادم یا یادم رفت بلند دست بزنن تشویقم کنن و اینجوری شد که همه جمعیت موقع سخنرانی من همش در حال دست زدن بودن. یکی از اساتید که کلا جفت دستاش در حالت دست زدن بود که سریع دستو بزنه.خلاصه اولین سخنرانی من به هر شکلی که بود تموم شد. اما به جای اینکه از این اتفاق بترسم و دیگه سراغش نرم از اینکه این تجربه رو داشتم که صحبت کنم و سوتی بدم و اشتباهی داشته باشم راضی بودم و خوشحال بودم که همچین تجربه ای رو کسب کرده بودم. سعی کردم بیشتر یاد بگیرم و بیشتر خودمو توی موقعیت‌های چالشی قرار بدم. دانشمو تو زمینه سخنرانی بیشتر کنم و این تجربه رو به دیگران هم انتقال بدم.و خداروشکر الان که به خودم نگاه میکنم و میبینم چه تغییراتی داشتم میفهمم چه اون شجاعت اولیه داشتن و شروع کردن و رفتن تو دل کاری چقدر تو بعدا تو زندگی آینده آدما میتونه تغییر ایجاد کنه.دیدگاهمون به تجربه‌هایی که کسب میکنیم و اتفاقاتی که برامون میوفته خیلی مهمه . زندگی محل یادگیریه. کلاس درسیه که تا آخر عمرت داری یاد میگیری به شرطی که خودت بخوایی.موفق و سخنران باشید.</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Fri, 09 Aug 2019 06:09:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تمرین ساده برای بداهه‌گویی</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-din9x65atewi</link>
                <description>راستی نظر شما راجع به این موضوع چیه؟تو راجع به این موضوع چجوری فکر می‌کنی؟در مورد فلان چیز چی میدونی؟فلانی، یه کم برامون از فلان موضوع صحبت کن.بداهه ، بداهه ،  بداهه و ....صحبت‌کردن و سخنرانی‌کردن از مهارت‌های مهمیه که همه میتونن اونو یاد بگیرن ولی متاسفانه عده کمی میرن و دنبالش و فکر میکنن فن‌بیان و سخنوری یعنی همین حرف زدن‌های عادی روزمره.یکی از بهترین کارا برای بهتر کردن و بهبود دادن این مهارت تمرین‌های بداهه‌گوییه. برای بداهه‌گویی میتونیم از تکنیک‌هایی زیر استفاده کنیم تا وقتی زمانش میرسه بتونیم حرفی برای گفتن داشته باشیم :گذشته-، حال و آینده اون موضوع رو بررسی کنیم.برای اون موضوع اگر مشکلی وجود داره بررسی کنیم و بعد راه‌حل‌های خودمونو ارائه کنیم.تجربه شخصی خودمون از اون موضوع رو بیان کنیم.اون موضوع و وضعیتی که داره رو با چیزی مانند اون مقایسه کنیم.نکات مثبت و منفی اون موضوع رو بررسی کنیم....برای تمرین هم میتونیم از روش زیر استفاده کنیم:موضوعی(کلمه ای) رو برای خودمون انتخاب کنیم و به مدت یک دقیقه راجع به اون حرف بزنیم. این کار باعث میشه بیشتر از مغزمون کار بکشیم و بتونیم مهارت داستان‌سرایی خودمون هم تقویت کنیم.یا از دوستی در خواست کنید چهار کلمه متفاوت و غیرمرتبط به شما بگوید و شما باید سعی کنید به مدت یک دقیقه با این کلمات داستانی یا بداهه‌ای خلق کنید.با این تمرینات و انجام هر روزه آن ها و فقط با اختصاص دادن زمانی کوتاه در روز بعد از مدتی متوجه تغییر و بهبود مهارت‌های کلامی و بداهه‌گویی خود خواهید شد.موفق و بداهه‌گو باشید.</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Sat, 03 Aug 2019 08:44:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرهنگ مثبت : پیشرفت هم‌دیگه رو بهم بگیم</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D9%85-p5uqtwams6xp</link>
                <description>همین الان که دارم اینو می‌نویسم در حال سپری کردن دوره کارآموزیم توی یه شرکتم و هم‌زمان هم به صورت نیمه-وقت چنتا کار دیگه هم جلو می‌برم. تا جایی هم که بتونم سعی می‌کنم از فرصت‌هایی که تو این شرکت‌ها دارم استفاده کنم و یاد بگیرم. ولی نکته خیلی مهم اینجا افراد دیگه هستن که کنارم در حال کار کردن هستن. کسایی که منو به عنوان همکار پذیرفتن و الان داریم باهم کار انجام میدیم و سر هر کار و پروژه‌ای به هم تعاملات مختلف داریم. در طول این فرآیند خیلی اتفاقات خوب و بد میوفته و با خیلی چیزا درگیر میشیم و تو این مسیر خیلی چیزا یاد می‌گیریم و تجربه میشه و پیشرفت می‌کنیم.معمولا این پیشرفت رو خودمون حس می‌کنیم اما نکته اینجاست: وقتی پیشرفت کسی رو که یه مدت باهاش کار کردیم و متوجه تغییر مثبتش تو اون زمینه شدیم بهش میگیم، اول اینکه نشون میدیم داریم به اون توجه می‌کنیم و دوم اینکه حسی که نسبت بهش داریمو بیان می‌کنیم و این باعث نزدیک‌تر شدن افراد به هم دیگه میشه و مهم ترین نکته شاید فرد مقابل ما بدونه و ببینه که پیشرفت کرده اما اینکه از کسی دیگه‌ای بشنوه و بهش گفته بشه برای خودش و حسی که نسبت به خودش داره تاثیرگذاری خیلی بیشتری داره و بهش انگیزه میده که این پیشرفت و نقطه مثبت خودش رو بهبود بده و جانزنه.خلاصه اگه پیشرفت کسی رو می‌بینین، صادقانه و با لبخند بهش بگین و ازش تعریف کنید. نگید اگه بگم پررو میشه، درست و ساده و صادقانه بگین.خیلی حال میده :)</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 20:10:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یه تصویر خوب ارزش هزار کلمه رو داره</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-gbl5vxmcq2kk</link>
                <description>یکی از اصلی‌ترین کارهایی که به واسطه کارم که تهیه فایل‌ها و مستندات و ارائه‌ها هستش انتخاب تصاویر درست برای هر کدوم از پروژه‌هامه. اینجا می‌خوام چنتا از منابع خوب برای تصاویر باکیفیت رو بهتون معرفی کنم.به شخصه زمان زیادی رو صرف انتخاب ساختار درست، تصاویر و طرح‌های مناسب و قالب های خلاقانه و جدید برای هر کدوم از کارهام میکنم و به نظرم در نگاه اول باید ظاهر کارت اونقدر جذاب باشه که بتونی نظر مخاطبتو جلب کنی و اونو به خوندن یا ادامه دادن مطالبت تشویق کنی.هنوز کار دارم ولی به نظرم پروسه‌ای هستش که نیاز به زمان و تجربه داره. توی همین ویرگول همه‌مون سعی میکنیم متنامونو با یه عکس خوب همراه کنیم. انتخاب اون عکسه خیلی مهمه. چون تو ویرگول اولین چیزی میبینی مجموعه‌ای از عکساس(و بعد تیترها) که تو میتونی بین اونها انتخاب کنی و یه عکس باکیفیت و مناسب میتونه کارتو به شدت جذاب کنه.نکته بعدی اینکه یه جورایی تمام اون چیزی که میگی تو همون تصویر میشه خلاصه شه یا به عبارتی یه تصویر خوب ارزش هزار کلمه‌ رو داره.اینم لینک چنتا از بهترین سایت‌ها برای انتخاب عکس های با کیفیت و مناسبisorepublic.comburst.shopify.comunsplash.comlifeofpix.compixabay.com </description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jul 2019 16:40:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گوش کن ...</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%DA%AF%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D9%86-tnvlcvy7ecec</link>
                <description>تا چند سال پیش آدمی نبودم که بتونم راحت صبحت کنم. کلا مکالمات برام سخت بود، چه حضوری و حتی پشت تلفن. نه که نخوام ولی انگار یه ترسی بود که اگه الان حرف اشتباهی بزنم چی میشه یه وقت ...به همین علت چون حرفی نمیزدم سعی میکردم بیشتر گوش بدم. فقط گوش میدادم. ببینم طرف مقابلم داره چی میگه. واقعا چی میخواد بگه ازینکه داره صحبت میکنه. میخواد به کجا برسه با حرفاش. تو حرفاش چیه که میخواد ما بفهمیمش و درکش کنیم و ... . من فقط شنونده بودم اما سعی میکردم شنونده خوبی باشم (نکته جالب اینجاس من واقعا گوش راستم نمیشنوه و من چپ شنوام (:  ). هر کلمه‌ای که گفته میشه رو سعی کنم درک کنم و ببینم واقعا چی میخواد بشه.بزرگتر که شدم و اعتماد به نفس لازم رو پیدا کردم که خودم هم صحبت کنم و توی جمع ها حرفی برای گفتن داشته باشم فهمیدم چقدر اون گوش دادنا تاثیر داشته، نه که فقط بشنوی بلکه واقعا گوش بدی یا همون ادبیاتیش گوش بسپاری. توی مکالماتم، توی گفت و گوها، توی جمع ها جای خالی یه چیزو حس میکردم. خیلی از آدما باهات حرف میزنن ولی درکت نمیکنن، میگین و میخندین و حتی صحبتای جدی دارین ولی اون درکه جاش خالیه. ولی برای من اینجوری نبود سعی میکردم بفهمم چی واقعا داره گفته میشه و چه کمکی در اون رابطه از من ساختس. بعد از چند وقت دلیلشو فهمیدم. خیلی از ما بلد نیستیم خوب گوش بدیم.ما گوش میدیم که جواب بدیم، گوش نمیدیم که درک کنیم و بفهمیم.من هنوزم که هنوزه یهو وسط صحبت ها متوجه میشم که من گوش نمیدم که بفهمم، انگار دارم گوش میدم ببینم چی میخواد بگه که جواب بدم و حرفی برای گفتن داشته باشم. خوبه ها، خیلی خوبه که جواب بدیم ولی اینکه چه جوابی میدیم رابطه مستقیم داره به این که چقدر خوب گوش میدیم.هر چقدر بیشتر گوش بدیم، بهتر گوش بدیم ازون طرف بهتر میتونیم جواب بدیم و بهتر صحبت کنیم. چون فهم و درک ایجاد شده و یه مکالمه جذاب بدون حاشیه با کلی خروجی مثبت خواهیم داشت.موفق و شنوا باشید.</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 20:11:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصویرسازی ذهنی</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-ybtgtgokroik</link>
                <description>مسیرت رو تو ذهنت بساز و تا تو واقعیت بتونی راه درستی رو بری از بچگی عاشق فیلم بودم. میشستم کنار بابا با هم فیلم می‌دیدیم و راجع بهش صحبت می‌کردیم و من با شخصیت‌های فیلم‌ها و اتفاقاتی که براشون میوفتاد عشق می‌کردم. دنیای شخصیت‌ها و داستان‌هاشون و اتفاقاتی که میوفتاد همیشه برام جذاب بود و دوست داشتم خودم هم تجربشون کنم و با خودم میگفتم اگه این اتفاق برای من میوفتاد چیکار می‌کردم و اگه تو اون موقعیت قرار می‌گرفتم دست به چه عملی می‌زدم.برای همین خیلی تو ذهنم شرایط مختلف رو تصویرسازی می‌کردم. خودمو تو موقعیت‌های شخصیت‌های فیلم‌هایی که دیده بودم میزاشتم و به این فکر می‌کردم که من چیکار می‌کنم. با اسباب‌بازی‌هام و ماشین کوچیکام صحنه‌های اکشن خلق می‌کردمو با آدمکام مکالمات فرضی درست می‌کردم. اول تو ذهنم و بعد با وسایلم می‌ساختمشون و بازیشون می‌کردم.تصویرسازی ذهنی، این کار به شدت به من توی هر شرایطی که هستم کمک می‌کنه.اینکه تو ذهنم مرور کنم که قراره چه اتفاقی بیوفته و چی بشه و خودم قراره چیکار کنم و طرف مقابلم چه واکنشی داره و تمامی جزییات رو یکبار از قبل تو ذهنم مرور کرده باشم باعث میشه به این باور برسم که انگار قبلا تو اون شرایط و موقعیت‌ها بودم و براش برنامه‌دارم.این تصویرسازی زمانی خودشو نشون میده که ما واقعا توی اون شرایط قرار بگیریم. اون لحظه‌اس که می‌بینیم انگار اتفاقات و آدما و داستان برامون آشناس. چرا؟ چون قبلا تو ذهنمون بوده و اون موقع است که با آگاهی بیشتری عملی می‌کنیم و تصمیم می‌گیریمو نتیجه بهتری برامون اتفاق میوفته.تجربه شخصی من راجع به تصویرسازی زیاده اما یکی از بهترین اوناها زمان‌هایی که سخنرانی دارم یا قراره اجرایی داشته باشم.از قبل توی ذهنم همه این هارو مرور می‌کنم:مخاطبان من چه کسانی هستند.محیط و مکانی که قراره صحبت کنم به چه شکل است.مدت زمانی که قراره صحبت کنم چقدره و چجوری باید مدیریتش کنمخودم رو تو اون شرایط می‌بینم که مشغول ارائه یا اجرایی قوی و محکم هستم.تمام مطالبی که قراره بگم و حرکاتی که ممکنه داشته باشم رو تصور می‌کنم.مخاطبانی رو تصویر می‌کنم که با دقت دارن به حرفای من گوش میدن تا یاد بگیرن.سوال هایی که ممکنه پرسیده بشه رو مرور می‌کنم.حتی اتفاقات غیرمنتظره‌ای که ممکنه یبوفته رو هم تصویر می‌کنم که اگه یه درصد هم اتفاق افتاد براش از قبل برنامه داشته باشم و بدونم میخوام چیکار کنم.و همه این ها به شدت روی سخنرانی که انجام میدم تاثیر داره و اون سخنرانی رو حرفه‌ای و آموزنده و تاثیرگذار می‌کنه.تصویرسازی و تخیل اونقدر تاثیر داره که میتونه شرایط و موقعیت‌های سخت رو به بهترین لحظات زندگی شما تبدیل کنه.موفق و تصویرساز باشید.</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jul 2019 08:39:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مسافرت‌های داخل گوشیمون</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84-%DA%AF%D9%88%D8%B4%DB%8C%D9%85%D9%88%D9%86-xkpoznlvx8nc</link>
                <description>گوشی رو باز میکنم ...مقصد اول اینستاگرام :یکی دوساعتی اگه حواسمون نباشه و اگه از مقصدهای دیگه خبری نشه هستیم فعلا اینجا ...تور چند دقیقه اول دیدن پست‌های جدیده بقیه اس. برای یادگاری چنتا لایک و کامنت هم میزاریم براشون و بعد منتظر جواب میمونیم تا دوباره اگر نیاز بود جواب درست‌حسابی بدیم.بعد از اون میریم سراغ ادامه تور که استوری‌هاس که زمان کمتری نسبت به پستا میگیره مگر اینکه استوری خیلی خاص باشه. یه سر هم به سرچا و پست‌ها و ویدیو‌های کلی میزنیم ببینم کلا چه خبره. اگر هم خیلی حوصله داشتیم میریم میبینیم کی کیو لایک کرده و کی برای کی چی نوشته که بعدا تو سلام‌علیک‌های واقعی و حضوری بهش اشاره کنیم.آخرای تور اینستاگرام هم یه نگاه به پروفایل خودمون میندازیم ببینیم چیکاره‌ایم، وضعیتمون خوبه یا نه، خوب لایکو کامنت میخوریم یا نه، یه ذره هم با پستای خودمون حال می‌کنیم و تور اینستاگرام تموم میشه.مقصد دوم تلگرامه(بعد از روال کردن فیلتر شکن):خب کی پیام داده، سین کنم یا نکنم؟ اگه سین کنم جواب بدم یا ندم؟ و ازین داستانا ...بعد از کلی مکالمه و رد و بدل شدن کلی گیف و استیکر و اموجی هایی که اصلا خود واقعیمونو نشون نمیده و در حالی که وسط چتمونیم کانال‌ها و گروه‌های مختلفی که فقط عضویم و ماهی یه بار هم مطالبشو نمیخونیمو میریم توش که فقط اون تعداد پستایی که زده اون گوشه بره...یکی دوتا کانال هست کلا که بیشتر اونارو دنبال میکنیم که اونام مطالبش اینجا جاش نیست.ولی موزیکایی که تو تلگرام سیو دارمو از بروبچ گرفتمو دوست دارم و معمولا هر کسی تم و سلیقه خاصی داره. اگه موزیک شاد بخوام میریم تو چتم با همونی که سلیقش همین نوعه، اگه بی کلام بخوام میرم تو چتم با همونی که تو همین فازه و ...مقصد بعدی واتس‌آپ:همون داستانای تلگرام ولی با یه تم متفاوت، اینجاهم استوری میزارن بعضی از دوستان.مقصد بعدی توییتر:بریم یه کم جملات قصار ببینیم و در کوتاه ترین شکل ممکن داستان‌ها و اتفاقات روز رو دنبال کنیم. اینجا آدما یه کم کلاس کاریشون فرق میکنه و رک میشن بعضا. جالبه.مقصد آخر من هم معمولا لینکدینه:اینجا بودن همیشه حس خوبی میده بهم. چون محیط کاملا فرق داره و حداقل یه چیزی تو حوزه کسب‌وکاری خودمون یاد میگیرم.(ولی بازم نمیدونم چرا همیشه میزارمش آخر).خلاصه،بعد از دوساعت با چشمانی قرمز سر از گوشی درمیاریم تا به زودی دوباره برگردیم سراغشمسافرت‌های داخلی من تو گوشی معمولا به این شکله.البته برای دوستان ممکنه متفاوت باشه ولی از خیلی ها پرسیدم تقریبا همینجوری بوده.دارم رو این موضوع کار میکنم که بهینه تر باشم تو این فضای مجازی چون کلا 24 ساعت تو روز وقت داریم 6و7 ساعتشو که خوابیم، وقتایی هم که بیداریم نزدیک به 2تا4 ساعت هم تو گوشی. اونایی که کارشون با گوشی و شبکه‌های اجتماعی و اینجور چیزاس خب بحثشون جداس.اینکه کنترلش کنیم بحث مهمیه. زندگی واقعی اون بیرونه و اینا فقط ابزاریه برای ارتباط سریع‌تر .برنامه‌ریزی و اختصاص دادن وقت مشخص برای هر کدوم و دنبال کردن کانال‌ها و افراد و پست‌های مرتبط و آموزنده و کلا به‌دردبخور تو کوتاه مدت زمان بره ولی تو بلند مدت به شدت موثر.تجربه شما هم باید جالب باشه. اگه مایل بودید بنویسید برامون.دمتون گرم.</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Sat, 27 Jul 2019 07:56:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری به روش SMART</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4-smart-utjcfajshvpl</link>
                <description>روش SMART رو چند سال پیش باهاش آشنا شدم اما انگار زیاد جدیش نگرفته بودم.الان که بعد چند سال هم از دانشگاه فارغ شدم و هم حسابی سرم شلوغه واقعا به یه برنامه ریزی قوی تر و اساسی تر نیاز داشتم تا بتونم به همه کارام به بهترین و با کیفیت ترین شکل ممکن برسم.نکته جالب این روش اینه که اسمش که مخفف 5 کلمه‌اس به خوبی مفید بودن و زیرکانه بودن خود روش رو نشون میده. SMART یعنی :S = Specific | M = Measurable | A = Attainable | R = Relevant | T = Time-basedبرای من که چنتا کار می‌کنم اینکه کارهام مشخص باشه، قابل اندازه گیری باشه، قابل دسترسی باشه، مربوط به خودم و اهداف باشه و بتونم براش زمان و ددلاین مشخص کنم خیلی به برنامه‌ریزی شخصی و رسیدن به اهدافم کمکم کرده.این روش خیلی ساده میگه که برای هر هدف و کاری که میخوایین انجام بدین این 5تا کارو براش در نظر بگیرین، اگر اینارو داشت و توستین اهدافتون رو توش بگنجونین میتونین با سرعت و دقت بیشتری بهش برسین.اما مثالی که می‌خوام بزنم یکی از کارهایی بود که خودم انجام دادم و تونستم با اون کار یه رشد شخصی فوق‌العاده داشته باشم و راحت تر و سریع تر به اهدافم برسم: هدف این بود(به صورت خلاصه) : برگزاری اولین دوره آموزشی سخنرانی و فن بیان در دانشگاه (هم برای خودم اولین بود هم برای دانشگاهمون) اول از همه جدا از SMART بودن هدف، اعتماد به نفس و اون ارزشی که این کار برام داشت مهم بود. در واقع چرایی کار اولین چیزی بود که بهش فکر کردم و اگر اون حس مثبتی به من می‌داد اون کار رو شروع می‌کردم و خب چون یکی از ارزش‌های اصلی زندگی من کمک کردن به دیگران به وسیله ابزارها و مهارت‌هایی که خودم دارم  و جدا از کمبود این مهارت تو فضای دانشگاه و حتی اجتماع که از مهم ترین مهارت هاییه که هر انسانی باید داشته باشه  رنج می‌بردم پس کاملا از این بابت خوشحال و خرسند اما مضطرب و نگران از خوب انجام شدنش بودم.اینکه مشخص باشه: اولین بودن سخته ولی به شدت ارزشمند. نمیدونستم قراره چی پیش بیاد و چقدر ازش استقبال شه اما کاملا به خودم و شدن این کار امید داشتم.مشخص کردم که دقیقا میخوام تو دوره چه چیزایی رو بگم. از کجا شروع کنم و به کجا برسم. کجا سوال بپرسم، کجا ویدیو بزارم، کجا چی بگم و ...مشخص کردم که پیش کیا برم برای تبلیغ دوره و همکاری برای ثبت‌نام.مشخص کردم هزینه دوره چقدر باشه و راه‌های پرداختش چجوری باشه و اگر کسی نتونست اول بده چجوری بیاد و بعدا بده(پولو عرض می‌کنم).مشخص کردم ممکنه کیا بیان و کیا نیان و یه پس‌زمینه کلی از افرادی که اومدن داشتم و ...خلاصه ریزترین چیزارو مشخص کردم تا این حد این ریز که میان وعده‌ای که قرار بود بدیم رو حتی نوع آبمیوه و نوع شیرینیش هم مشخص شده بود.اینکه قابل اندازه‌گیری باشه: قابل اندازه گیری بود. حدودا چند نفر اسم می‌نویسن، چند نفر میان، چقد هزینه شد، چند جا باید میرفتم واسه تبلیغ، چقدر درآمد داشتم، چقدر زمان بزارم، چقدر باید مطالعه کنم و مطلب بخونم، چنتا اسلاید نیازه، چقدر سود معنوی و شخصی داره حتی و کلی چقدر دیگه ...اینکه قابل دسترسی باشه: سخت بود ولی میدونستم میشد. یکی باید این کارو میکرد و تصمیمو گرفته بودم که اون یکی من باشم. چون راه و روش کار تو دانشگاه رو دیگه تقریبا میدونستم تونستم بشونمش(یه کاری کنم بشه یعنی). ولی میدونستم باید درست و مرحله به مرحله پیش برم که اینجا برمیگردیم به همون بحث مشخص بودن هدف که مسیر و راهت هم برای رسیدن به اون مشخص میکنه. خلاصه اینکه واقع بین باشم ببینم واقعا میشه یه همچین کاری یا سختگیری های دانشگاه و سطح اطلاعات من که خب خداروشکر شد.اینکه مربوط به خودم و اهدافم باشه: بود، خیلی هم بود. خب من خیلی به مهارت‌های سخنرانی و کلا صحبت کردم و گویندگی و حرف زدن و اینا علاقه دارم ( نه که حراف باشم نه فقط علاقه‌مندم اگه چیزی میگم درست و به باحال ترین شکل ممکن بگم که اثر خودشو بزاره که به نظرم خیلی زمان بره ولی صبر نیاز داره ...) برام تجربه بسیار مفیدی بود که بتونم هم تدریس رو تجربه کنم هم خودم با آدمای بیشتری آشنا شم، هم ببینم چند مرده حلاجم، هم یه پولی درارم، هم کلی چیز دیگه که اینا همه در راستای چیزایی بود که تو زندگی میخواستم بهش برسم که کم کم دارم میرسم(انشاالله).و اینکه قابل زمان‌بندی باشه: اینکه چقدر باید براش زمان بزارم، چقدر باید خود کلاسم طول بکشه، خود دوره تو چه بازه زمانی باشه که اکثریت بتونن بیان و هر چیزی که مربوط به زمان باشه برای اون هدفتون.این صرفا یه تجربه شخصی از این روش SMART بود وگرنه این هدف‌گذاری به شکل های دیگه و خیلی گسترده‌تر هم استفاده میشه.امیدوارم که ازش بهره ببرین و اگر هم تو این زمینه تجربه‌ای دارین یا میخوایین چیزی اضافه کنید که عالیه اگه برامون تو کامنت بنویسین.دمتون داغ</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jul 2019 05:11:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیشنهاد فیلم: Drive</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-drive-vtk3bi8rsyan</link>
                <description>Driveفیلم Drive (بران)وقتی ازم می‌پرسن فیلم مورد علاقه ات چیه؟ یه لیست بلند از آثار فانتزی و علمی تخیلی و ماجراجویی و اکشن و درام و غیره تو ذهنم میاد ولی یه فیلم هست که یه جور خاص دیگه ای دوستش دارم و باهاش حال می‌کنم.فیلم بران داستان ساده ای داره.راننده بدلکاری که درگیر داستان خانوادگی همسایه‌اش میشه و برای انجام کار درست، تلاششو میکنه.فیلم به عنوان یکی از فیلم‌های خوب سال 2011 شناخته شد ولی فروش معمولی داشت و زیاد دیده نشد. من هم به واسطه تریلر جذابش که تمرکزشو گذاشته بود روی یکی از تعقیب و گریزهای فیلم و نمراتش تو سایتای مختلف جذبش شدم.فیلم اصلا اون چیزی نیست که توی تریلرش نشون میده.صحنه‌های اکشن فیلم اگه بخواییم خیلی خوش بین باشیم شاید بیشتر از 4 یا 5 مورد نباشه اما اون چیزی که این فیلم رو برام خاص میکنه چنتا چیزه :اولیش شخصیت اصلی داستانه که ما حتی اسمش رو هم نمی‌دونیم. کسی که زیاد صحبت نمی‌کنه و سرش تو کار خودشه و ما از گذشته اش چیز زیادی نمی‌دونیم.دومیش کارگردانی فیلمه و روایت جالب داستانه. شروع جذاب فیلم، سکانس‌های آرومی که سریع خشن میشن، نماهای دیدنی، صحنه‌های آهسته و پایان بندی باز داستان.موسیقی متن این فیلم به شدت تاثیرگذاره و به فضاسازی فیلم خیلی کمک کرده. از همون آهنگ تیتراژ ابتدایی فیلم گرفته تا آخرین صحنه فیلم.نکته جالب فیلم اینه که نویسنده‌اش، حسین امینی کارگردان و نویسنده ایرانیه.بخوام بگم فیلم تو چه سبکیه به نظرم بهترین تمثیل فیلم قیصره. یکی که به خاطر اتفاقی که برای آدمی که دوستش داشته افتاده حاضره یه تنه بره سراغ آدمایی که اون بلاهارو سرش آوردن.خلاصهاگه دنبال یه شخصیت تازه تو دنیای سینما می‌گردین با یه روایت خاص و چنتا صحنه غافلگیرکننده و گیرا فیلم Drive رو از دست ندید. </description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jul 2019 19:04:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ممنونم</title>
                <link>https://virgool.io/@amir17riahi/%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D9%86%D9%85-opzh54ybinbd</link>
                <description>ممنونم متشکرممرسیسپاس گزارمو ...یه کلمه ساده همراه با یه لبخند. همین کار کوچیک و ساده تاثیر زیادی تو روابط ما با افرادی که باهاشون در ارتباطیم میزاره. مخصوصا محیط‌های کاری و در داخل سازمان‌ها. چه همکار با همکار و چه مشتری با فروشنده. اینکه به خاطر کاری که در واقع وظیفه اس اما به خوبی انجام می‌شه هم تشکر کنیم و اون رو به زبون بیاریم نتیجه‌ی بلند مدت ارزشمندی داره.چنتا از نتیجه‌های تجربه شخصی من از قدردانی های ساده رو لیست می‌کنم:وقتی تشکر می‌کنیم در واقع داریم میگیم که من کاری که تو برام انجام دادی رو متوجه شدم و ازینکه برام وقت گذاشتی حتی اگه به نتیجه ای هم نرسیدم ازت ممنونم و طرف مقابل هم حس میکنه که شما درک بالایی دارین و تونستین کاری که اون براتون انجام داده رو ببینین و این برای آدم ها جذاب و لذت بخشه.وقتی تشکر می‌کنیم یاد می‌گیریم که کارهایی که دیگران برای ما انجام داده اند رو بهتر به خاطر بسپاریم و یادمون نره برامون چیکار کردن چون ما قدر کاری که برامون انجام دادن رو دونستیم و اون رو بیان کردیم.خود عمل تشکر کردن به خودمون هم حس خوبی میده چون ما داریم به بقیه حس مفید بودن و ارزشمند بودن میدیم.تشکر کردن، اعتماد بین طرفین رو بیشتر میکنه چون حتی کوچکترین کارهایی که برای همدیگه انجام دادن رو میبینن و دقتشون نسبت به رفتار هم دیگه بیشتر میشه.تشکر کردن به تنهایی کار زیبایه و اگه لبخند هم به اون اضافه شه هم تاثیرش رو چندین برابر بیشتر میکنه و هم روابط بین آدم هارو و به قول خودمونی یخ هارو زود آب میکنه.هر چقدر بیشتر تشکر کنیم دیگران و اطرافیان ما هم به مرور یاد میگیرن که قدردان باشن و اون ها هم تشکر کنن.توی محل کار اگر از کسی کمکی خواستیم اگر تونست کمک کنه که تشکر از واجباته، اگر سعی خودشو کرد اما نتیجه ای نداد باز هم ازینکه برامون وقت گذاشته تشکر نشون دهنده احترامیه که ما برای اون آدم و وقتش گذاشتیم و اگه اصلا کمک نکرد هم باز هم ممنون باشیم چون اینو به ما یاد میده که ممکنه درگیر مسئله باشه که فعلا نتونه تمرکزشو بزاره برامون و نمیخواد ما وقتمون سر تلف بشه. (: در کل قدردان بودن مهربونی میاره و فضایی که توش هستین رو به محیطی آروم و شاد تبدیل میکنه.ممنونم از اینکه وقتنون رو گذاشتین تا بیشتر تشکر کنین.</description>
                <category>خود صحبتم</category>
                <author>خود صحبتم</author>
                <pubDate>Tue, 23 Jul 2019 18:41:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>