<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir_hossein</link>
        <description>وبمستر / گیمر / علاقه مند به موسیقی (راک، پست راک، پست متال، رپ)، مباحث سئو و تولید محتوا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:18:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14609/avatar/POPJOI.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین</title>
            <link>https://virgool.io/@amir_hossein</link>
        </image>

                    <item>
                <title>موفقیت وابسته به شانس است یا کار سخت؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amir_hossein/%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-qnlspf2mjolc</link>
                <description>از بچگی و توی خیلی از فیلم، سریال، کتاب و صحبت افراد موفق دیدیم که دلیل موفقیت خودشون رو کار سخت و پشتکار معرفی کردند، اما آیا واقعا این حرف ها واقعیت داره؟ توی این مقاله قراره دقیق تر و علمی تر به این کلیشه مهم بپردازیم. پس حتما تا جایی که حوصلتون میکشه با من همراه باشید.خب اول بهتره از این دو رقیب دیرینه تعریفی داشته باشیم.چیکار کنیم؟شانس چیست؟شانس، بین آدم ها تعاریف مختلفی داره، ولی بطور کلی میشه شانس رو اتفاق یا پیشامدی بیان کرد که بدون دلیل اتفاق می افته و در زندگی یک موجودی، تاثیر مثبت یا منفی میذاره.از این رو خوش شانسی و بد شانسی رو میشه بر اساس تاثیر این اتفاق ها بیان کرد.لوک خوش شانسکار سخت چیست؟واقعا لازمه این رو هم توضیح بدم؟ فک کنم دقیقا 100 درصدتون که در حال خوندن هستین با معنی کار سخت آشنایید :))).تاثیر انکار ناپذیر شانسبا تعریف چند داستان و اتفاق جالب میخوام نظر افرادی رو تغییر بدم که موفقیت رو فقط حاصل تلاش و کار سخت میدونن .مالاریا و جنگدر 14امین سال جنگ ویتنام و آمریکا که چین حامی ویتنام بود، زنی به نام &quot;یویو تو&quot; سرپرست گروهی از محققین شده بود که مشغول انجام یک پروژه مخفی بودند. هدف از انجام این پروژه یافتن درمانی برای بیماری مالاریا بود.به نقل از خانم &quot;یویو تو&quot; بعد از ماه ها تلاش، این تیم تحقیقاتی بعد از بررسی 600 عدد گیاه توانستند به 2000 نسخه داروییِ احتمالی دست پیدا کنند که بعد ها تعداد اون رو به 380 مورد کاهش دادند که برای اثر گذاری محتمل تر بودند.متاسفانه هیچ کدوم از این نسخه ها تاثیری در درمان مالاریا نداشتند، بجز یک نسخه که از عصاره گیاه افسنطین (خاراگوش) بدست آمده بود. اگرچه که نتایج آزمایش این گیاه بسیار امیدوارانه بود ولی به این دلیل که اکثر مواقع این گیاه از خود تاثیری نشان نمیداد، تحقیق بر روی افسنطین نیز منتفی شد.بعد از دوسال تحقیق و نتیجه نگرفتن، تیم تحقیقاتی &quot;یویو تو&quot; کارشان رو دوباره از صفر شروع کردند و نتیجه آزمایشات را برای بار دوم بررسی کردند به امید اینکه شاید نکته ای را نادیده گرفته باشن که به طور اتفاقی &quot;یویو تو&quot; متوجه جمله‌ای در کتاب &quot;کتاب راهنمای نسخه های اورژانسی&quot; شد. تنها اشتباه آنها حرارت زیاد موقع عصاره گیری از این گیاه بود که باعث از بین رفتن تاثیر درمانی آن میشد. پس از سال ها تلاش بالاخره این تیم موفق به تهیه دارویی شدند که بطور 100 درصد در درمان مالاریا موثر بود.ولی این پایان همه چیز نبود، به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی چین در آن دوره، محققین مجبور بودند برای آزمایشات انسانی، دارو را روی خود امتحان کنند که خوشبختانه دارو با موفقیت جواب داد.نکته حائز اهمیت در مورد این داستان اینه که اگه هر یک از موارد شانس و کار سخت غایب بود، انسان های بیشتری سر بیماری مالاریا جونشون رو از دست میدادن.کلیشه همیشگیتمامی دوستانی که دور و برم مشاهده کردم حداقل یکبار از خودشون این سوال رو پرسیدن که اگه ایران به دنیا نمیومدن، زندگیشون چطوری میشد؟ حتما شما هم به این سوال و جواباش فکر کردین.تاریخ تولد (حتی ماه و فصل تولد)، دین، رنگ پوست و خیلی چیز های دیگه که ما تاثیری توی انجامش نداشتیم اثر بسیار زیادی روی روند زندگی یک آدم دارند و به هیچ وجه نمیشه این مورد رو انکار کرد.رابطه برخی بیماری ها و فصل تولدبر اساس تحقیقات انجام شده متولدین فصل بهار بیشترین آمار خودکشی را دارند. به این علت که متولدین این فصل با توجه به نور زیاد و آب و هوای عالی، سیستم روانی خود را شکل داده‌اند، بر این اساس در آینده احتمال بیشتری دارد که این افراد دچار افسردگی شوند و خودکشی کنند.این فقط یکی از تحقیقات انجام شده میباشد و روابط زیادی بین بیماری ها و شاخصه های جسمی با فصل تولد وجود دارد که بدلیل طولانی شدن متن از ذکر آنها خودداری میکنم.ثروت و شانسپول بهتر است یا شانس؟ تقریبا هردو مکمل همند.- &quot;گرگوری کلارک&quot; اقتصاد دان انگلیسی با تحقیقی که بر روی میزان ثروت والدین و فرزندان در سرتاسر دنیا و در بازه زمانی 800 ساله انجام داد به این نتیجه رسید که رابطه مستقیمی بین ثروتمندی خوانواده و فرزندشان وجود دارد. وی جمله &quot;the rich beget the rich, the poor beget the poor&quot; را به عنوان نتیجه تحقیقات خود ارائه کرد.- وارن بافتِ اقتصاد دان و سرمایه گذار، یکی از ثروتمندترین انسان های دنیاست که شخصا دلیل موفقیتش را در دو کلمه خلاصه میکند: &quot;Ovarian Lottery&quot; به این معنی که برنده قرعه‌کشی موقع تولد شده. Ovarian Lottery اشاره به زمان و محل تولد فرد دارد.پس بیاین از کار دست بکشیم و منتظر شانس بمونیممنتظرم تا شانسم گل کنهآیا میدانید دلیل اول برای شروع به انجام کار سخت و تلاش زیاد چیه؟ انگیزه و اشتیاق درونی.این عوامل باعث میشن که فرد، بدون خستگی(شایدم با کمی خستگی) در راهِ هدفی که داره قدم بذاره و تلاش بکنه.سوال مهم تر: فرد کی با انگیزه و مشتاق میشه؟اینجاست که ماجرا کمی جالب تر میشه، اغلب مواقع شروع این احساسات بر حسب شانس هست و احتمال داره که ینفر یهویی پر انگیزه بشه یا نشه.اما همه چیز به اینجا ختم نمیشه. این دو عامل هیچ وقت دشمن هم نیستن و اونطوری که ازشون یاد میشه روبروی هم قرار نگرفتن. برعکس این دو، همیشه مکمل هم هستن و همونطور که شانس در شروع به تلاش کردن موثره، تلاش کردن هم تو شانس آوردن موثره.شانس این که توی بیابون دنبال آب بگردین و آب پیدا کنید بیشتر از اینه که وسط بیابون بشینید و منتظر باشید آب پیدا بشهیعنی احتمال شانس آوردن (از نوع مثبت) موقعی که تو مسیر مورد نظرتون در حال انجام عمل مفیدی هستید به مراتب بیشتر از وقتیه که نشستین و منتظرید تا شانس در خونتون رو بزنه و موفقیت رو تقدیمتون کنه.خب حالا چیکار کنیم؟اگه دنبال موفقیت هستید، چاره ای جز حرکت و تلاش به سمت هدفتون ندارید ولی باید تو ذهن داشته باشید که موفقیت 100% تنها با کار سخت و پشتکار به دست نمیاد ولی میتونید با این عمل ها به موفقیت نسبی دست پیدا کنید.در عوض چیزی که نباید نگرانش باشید اتفاق افتادن خوش شانسی هست و باید به این فکر کنید که بدون شانس هم میشه موفق شد، شاید وقتی مشغول کار هاتون هستید، اون اتفاقِ خوب بیوفته (که احتمال افتادنش هم بیشتره در این حالت).این رو هم به خاطر داشته باشید وقتی به چیزی که میخواستید رسیدین و موفقیت 100درصدتون رو کسب کردین، تنها دلیل جایگاهتون رو خودتون ندونید که فقط باعث تکبر میشه.</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 14:51:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گرفتاری من در مقابل سوپرایز های خوب و بد دنیای گیم در سالی که گذشت</title>
                <link>https://virgool.io/@amir_hossein/%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%88-%D8%A8%D8%AF-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-rawegw3n32xk</link>
                <description>قبل از اینکه حتی کرونا و قرنطینه‌ای وجود داشته باشه هم من و هم شاید خیلی گیمرا، بازی کردن و گم شدن تو دنیایی که مارو از دنیای واقعی جدا میکرد رو به فعالیت های دیگه مثل، بیرون رفتن، گفتگو با دوستان و آشناها، مهمونی رفتن(این مورد تو گیمرا به صفر میل میکنه =)) ) و حتی ورزش کردن و خیلی چیز های دیگه.ولی بعد از اینکه جریان کرونا اتفاق افتاد تقریبا اکثر راه های تفریح برای مردم تمام دنیا محدود شد.گیم بازی کردن که یکی از راه های جدا شدن از دغدغه و مشکلات روحی و روانی من بود، بعد از قرنطینه تقریبا به تنها راه نجات و فرار بهش نگاه میکردم. و حتی مواقعی که نمیتونستم خودم بازی کنم تو شبکه های اجتماعی مشغول تماشای گیم پلی ها و اخبار بازی ها بودم.لعنت به اینترنت و گوشی که باعث شدن من وقتی در حال گشت و گذار تو این دنیا بودم بطور اتفاقی متوجه داستان لو رفته Last of us 2 بشم و حتی نتونم از یک ساعت اول بازی هم لذت ببرمسوپرایز اول (بد)اوایل بهار بسیار دلخوش بودم که امسال قراره قسمت دوم بازی محبوبم منتشر بشه. فکر میکردم قراره تا آخر سال مشغول لذت بردن از ثانیه به ثانیه از سری جدید باشم و لحظات نابی رو باهاش بتونم تجربه کنم.Last Of Usولی دست بر قضا چون تمامی علتی که من LAST of US رو ستایش میکردم داستان فوق العادش بود، به دلایلی خیلی زیادی، پارت دوم به هیچ وجه برام جذابیتی نداشت و برام تبدیل شد به یکی از بدترین بازی های عمرم و از زمان انتشار بازی درگیرم تا دلیلی پیدا کنم که شاید بتونه راضیم کنه بازی اونقدر هم بد نبوده ولی هردفعه بیشتر مطمئن میشم این بازی افتضاح بود (اگه بخواین میتونین این مقالمو راجب این بازی بخونین که بطور خلاصه وار به چند نکته اشاره کردم : The Last Of Us 2 زیبایی با باطنِ زشت )وقتی که این بازی رو اینطوری تجربه کردم، به طور کل از دنیای بازی نا امید شده بودم ولی باز هم راهی برای فرار جز بازی کردن نداشتم.تقریبا میتونم به جرئت بگم که شاید یکی از چیز هایی که امسال باعث اذیت شدن من بوده همین برخورد و گفت و گو های بی ادبانه و غیر منطقی با طرفداران این بازی بود.هنوز هم وقتی تو شبکه اجتماعی راجبه این بازی با دلایل منطقی اظهار نظر میکنم شاهد توهین ها و فحش هایی از طرفداران این قسمت هستم (که اکثر سن خیلی کم هم دارند).&quot;شاید اینترنت و گوشی رو نباید دست هرکسی داد&quot;سوپرایز دوم (نه بد نه خوب)از زیبایی های Hades و Risk Of Rain 2 که بگذریم که جذابیت های زیادی برام داشتن، نزدیک میشدیم به زمان انتشار Cyberpunk 2077 که از چند سال پیش با هرکی حرفشو میزدم، امیدوارشون میکردم که قراره انقلابی تو صنعت گیم با انتشار این بازی بشه، با تاخیر های زیادی که این بازی دچارش میشد میشد حدس زد که دلیل این تاخیر ها چی میتونه باشه.ROR2بالاخره نقد ها منتشر شد و اکثرا توی نقد هایی که معتبر بودن (منظورم از سایت های بزرگ گیم نیست، منظور نقدی که نویسندش حداقل 2/3 بازی رو تجربه کرده باشه یا به دلیل نبود شخصیت ترنس از بازی ایراد نگرفته باشه) میدیدم که به باگ های شدید بازی اشاره کردن ولی جدای از باگ های فراوان من دلیل دیگه ای برای ایراد گرفتن از بازی نتونستم پیدا کنم و دنیای بازی خیلی زیاد درگیر کننده و داستان بشدت جذابی رو مشاهده کردم.ولی از اون طرف باگ های بازی توی بعضی مراحل اذیت کننده و اعصاب خورد کن بود و ضربه دوم بزرگی بود که از دنیای گیم امسال خوردم.سوپرایز سوم ( بالاخره خوب)این بار موقعی که تو یوتیوب مشغول دیدن گیم پلی ها و دیگر چیز ها بودم نهایت سعی امو میکردم که هیچجا خبری از Ghost of Tsushima به چشم نخوره تا حتی لحظه‌ای از بازی برام اسپویل نشهنمیدونم دلیل اینکه من هنوز Ghost Of Tsushima رو تجربه نکرده بودم چی بود تا اینکه بالاخره موفق شدم بازیش کنم. ghost of tsushima قهرمان روز های سیاه گیمینگ من بود که تونست تموم خاطرات و احساسات بدی که امسال بخاطر بازی ها تجربه کرده بودم رو بشوره ببره.گرافیک بازی به قدری زیبا بود که من تو اکت اول(بخش اول نقشه بازی) فکر میکردم دیگه یه بازی چقدر میتونه از نظر طراحی و گرافیک زیبا باشه و در کنار اون بتونه داستان غنی و درگیر کننده ای ارائه بده!لحظه‌ی بهم خوردن تمام افکارم موقعی بود که تونستم به بخش دوم نقشه بازی دست پیدا کنم و همون لحظه بود که فهمیدم محیط هایی که تو قسمت اول تجربه کردم فقط آماده سازی بود تا موقع دیدن بخش دوم شوکه نشم (ولی شدم).به طور متوسط هر روز که دو الی سه ساعت مشغول بازی میشدم تقریبا 30 تا 45 دقیقه از وقتم مشغول اسکرین شات گرفتن و انگولک کردن بخش Photo Mode بودم.الله اکبر این همه جلالاز محیط و طراحی زیباشون که بگذریم، مثل همیشه مشغول انجام ساید کوئست ها میشدم و تا وقتی همشونو تموم نکرده بودم سمت مراحل اصلی نمیرفتم، تابحال هر چیزی که تجربه کرده بودم تو بازی های دیگه این بود که ساید میشن ها جذابیت خیلی کمی دارن و 90 درصد مواقع تکراری هستن.چیزی که گوست اف سوشیما رو با اکثر بازی های متمایز میکنه زیبایی و در اکثر مواقع غیر تکراری بودن مراحل فرعی اونه، من با اطمینان میتونم بگم که حتی یکبار هم در طول هیچکدوم از این مراحل فرعی حوصلم سر نرفت و با علاقه به انجام اون ها میپرداختم.درمورد داستان اصلی بازی اتفاقات بعضا بقدری درگیر کننده میشدن که حتی مامان و بابام که بعضا به تماشای بازی مینشستن مجبورم میکردن کامل درمورد اتفاقا توضیح بدم و کم کم اونا هم به این بازی علاقه مند شده بودند و در کنار من از بازی لذت میبردن.بازی Ghost Of Tsushima درسته به دلایل خیلی زیادی که در پشت پرده دنیای گیم(مانند دنیای هالیوود) دست دارند نتونست جوایز زیادی دریافت کنه، ولی در اکثر جشنواره ها که با انتخاب گیمر ها نتیجه اش رقم میخورد تونست بازی محبوب گیمر ها انتخاب بشه.مثلا این یه نمونشمن قبل از خرید ps4 مثل بقیه ساعت ها تو یوتوب مشغول تماشای واکثرو های این نسل میشدم و از اون موقع عاشق Infamous Second Son بودم، انتظارمم این بود که شاهد نسخه جدیدش باشم.ولی ساکرپانچ با انتشار GoT تونست اول و آخر این نسل رو برام شیرین بکنهدرسته که مقاله رو فقط بخاطر این بازی ها نوشتم ولی امسال زمان زیادی رو مشغول Apex Legends بودم ولی به لطف هر لحظه بدتر شدن وضعیت اینترنت ? هر دفعه که با ارور یا زیاد شدن پینگ مواجه میشدم آرزو میکردم توانایی شکستن هرچیزی که دم دستم هست رو داشته باشم (آخه امثال همه چی چند برابر گرون شده میدونین که :))  )خیلی خیلی ممنونم اگه وقت گذاشتین و این متن رو خوندین و خوشحال میشم اگه توی این اتفاقات (بجز وضعیت اینترنت) چیزی رو شریک بوده باشم.</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Mon, 28 Dec 2020 14:35:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>The Last Of Us 2 زیبایی با باطنِ زشت</title>
                <link>https://virgool.io/@amir_hossein/the-last-of-us-2-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D9%86%D9%90-%D8%B2%D8%B4%D8%AA-mndoj8jhl2pa</link>
                <description>مقدمهبعد مدت ها نوشتن تو ویرگول الان بعد سال ها برگشتم تا در مورد یکی از چیز هایی که تقریبا 3-4 ماهه ذهنمو مشغول خودش کرده مقداری بنویسم (مقدار زیادی).متن نوشته شده برای راحتی با مخاطب با ادبیات خودمانی نوشته شده.سعی کردم ترتیب نوشتار به ترتیب داستان بازی باشه و خلاصه وار چیز هایی که هست رو بنویسم و اگه وقت و حوصله یاری میکرد مطمئنا جا داشت چند ده برابر این مطلب رو با نظم بیشتر تهیه کنم.خیلی از دلایل خراب شدن بازی چون بحث رو از دنیای گیم به دور میکرد رو تو این نوشته لحاظ نکردم.این پست شاید برای شمایی که با نظرات من مخالف بودین فرستاده شده تا دلایل منطقیِ عالی نبودن این بازی رو از نظر من و خیلی ها درک بکنید.شایدم رهگذری هستید که دوست داشتین درمورد این بازی بیشتر بدونید. و اگه نسخه اول رو بازی نکردین شاید از این بازی خیلی هم لذت ببرید.اگه نمراتی که بازی از سایت های بزرگ که نویسنده هاشون فقط سعی در عمیق بینیِ دروغین دارند و به دلیل ارتباط با جنبش های lgbtq و فمنیستی بازی رو ستایش میکنند اعتماد میکنید خواهشا از خوندن این نوشته خودداری بکنید.در نظر داشته باشید که این نوشته پر از اسپویل از هر دو نسخه این بازی است.نکات مثبت Last Of Us Part IIنمیخوام زیاد بهش بپردازم و اگه بازی رو دیده باشین حتما متوجه این موارد شدین و فقط اشاره میکنم بهشونگرافیک فوق العاده زیبامحیط های طراحی شده با کیفیت خوب با قابلیت برقراری ارتباط با روند بازیگیم پلی ارتقا یافتهمکانیک هوش مندانه اکثر آبجکت هانکات منفی بغیر از داستان بازیهوش مصنوعی نه چندان ارتقا یافتهباگ های خیلی کم و خنده دارشخصیت های نچسبتکرار و تکراردیالوگ های نه چندان قوی نسبت به نسخه قبلچرا و چگونه Last Of Us Part II از نظر داستانی افتضاح است؟خب اینجا بخش اصلی مقاله‌اس بنظرم کمی درمورد نسخه اول توضیح بدم تا بفهمیم از کجا به کجا رسیدیم.نسخه اول در مورد دو شخصیت به نام های جول و الی است که زخم خورده روزگارند و در عین پوست کلفت بودن نقطه ضعف های احساسی‌ای دارند که در پی هدف مشترکشان مجبور به همکاری با هم میشوند و بعد از بحث و دعوا های زیادی نسبت به هم عواطفی پیدا میکنند.در این قسمت دنیای وحشتناک و سرد بازی فقط با پیشروی و صمیمی تر شدن این دو شخصیت گرم میگیرد.الی که بعنوان یک فرد مصون شناخته میشه تنها هدفش از زندگی رو در نجات جان دیگران با تنها دارایی خودش میبینه. ولی جول بعد از اینکه میفهمه الی در جریان تولید واکسنِ احتمالی، قطعا جون خودش رو از دست میده جلوی این کار رو میگیره و به دروغ الی رو قانع میکنه که هدفش شدنی نبود.کسانی که نسخه اول رو تجربه کرده باشن بدون شک از داستان بازی رضایت دارند و الی و جول رو بعنوان یکی از محبوبترین شخصیت های خودشون معرفی میکنن.حالا در مقابل نسخه دوم رو داریم.عیب اول نسخه دوم چیه؟دروغ اولین عیب این نسخه‌است.1- جول بی جول؟این عکس مربوط به یکی از تریلر های بازی است که به طرفداران امیدِ دیدن ترکیب دوباره جول و الی رو میداد.در شرایطی که الی در خطر بود امیدوار بودیم باز در اوج هیجان، لذت همکاری جول با الی را شاهد باشیم (یچی مثل کریتوس و پسرش شاید).ولی در نسخه اصلی بازی میبینیم که این اتفاق به هیچ وجه نمیوفته و شخصیت دیگه‌ای جایگزین جول میشه.2- الی تنها شخصیت قابل بازی؟مدت ها قبل از انتشار بازی سازندگان بازی اعلام کرده بودند که الی تنها شخصیتی هست که قادر به بازی کردن باهاش هستیم ولی به بدترین شکل ممکن مجبوریم نزدیک به 40درصد از کل بازی رو در نقش دشمن شخصیت محبوبمون بازی کنیم.3- سگ کشی نداریم!برای هیجان بیشتر در مبارزات و مخفی کاری ها شاهد حضور سگ در محیط های بازی هستیم.بله، میشه به راحتی و یا با سختی های فراوان از کنار این سگ ها رد شد و به ادامه بازی پرداخت ولی در یکی از مراحل مجبور به کشتن یک سگ خاص (در ادامه بیشتر توضیح میدم) به گناه آورترین شکل ممکن هستیم.خب از دروغ های نه چندان قابل چشم پوشی بازی که بگذریم وارد داستان اصلی بازی میشیم.بازگشت جول بعد از 7 سالجول شخصیتی که در نسخه اول تقریبا 80 درصد بازی رو با اون سپری میکنیم و حالا به یکی از محبوبترین شخصیت های یه گیمر تبدیل شده، بعد از 7 سال برگشته تا فقط بتونیم باهاش بمدت 10 دقیقه سوار اسب بشیم و بازی کنیم اگرچه جول رو تو فلش بک هایی بصورت گذرا میبینیم.این جمله به خودی خود حاکی از وضعیت مسخره داستان بازی است.بعد از گذشت تنهای مدت اندکی جول زندگی اَبی (شخصیت دیگه قابل بازی TLOU2) رو در حساسترین شرایط نجات میده و بلافاصله خودش و تامی(برادرش) رو به غریبه ای که تنها چند ثانیس دیدتش معرفی میکنه.خب این با جولی که ما میشناختیمش خیلی فرق میکنه، جولی که در نسخه قبلی از اولین ثانیه های شروع بازی بی اعتمادیش به بقیه رو بصورت واضح نشون میده و در ادامه این بخش از شخصیت جول شدت هم میگیره. اولین برخورد جول و الی با هنری و سم یا برخورد جول و الی با رهگذر به ظاهر زخمی دلایل محکمی برای این ادعا هستند. جول شخصیتی بود که نه تنها خود در مواجهه با غریبه ها اولین گزینه روی میزش کشتن و مخفی کردن اطلاعات خودش بود، بلکه این نکات برای نجات را به الی نیز یاد میداد (عکس زیر رو ببینید)حال باور میکنید جول جان یک شخصیت غریبه را نجات دهد، خود و برادرش را معرفی کند و با رضایت به گروهی از غریبه ها اعتماد کند؟ خب منطقی که نگاه کنیم جواب این سوال یک نه قاطع است.آبغوره گیری شروع میشود.تنها مدتی بعد شاهد مرگ جول به بدترین شکل ممکن هستیم. اَبی جول رو زخمی کرده و به بدترین شکل ممکن شکنجه داده و جلوی کسی که برای نجات جول التماس میکنه، پیرمرد رو با چوب گلف به مرگ میرسونه.حتی برای فصل آخر Game Of Thrones هم این حد از اهانت به یه شخصیت محبوب اصلی قفله.اصلا اَبی کیه؟ ابی دختر(؟) نوجوانی پر عضله‌ایه که جول تو نسخه اول پدرش رو به قتل رسونده و سعی در گرفتن انتقامش داره و کل زندگیشو تو این فکر گذرونده. اَبی شخصیته که بازی سعی داره تا ما براش دلسوزی کنیم و داستان رو از چشمای اون ببینیم، برای همین TLOU2 مارو مجبور میکنه تا ساعت های زیادی رو با شخصیت غیرقابل قبولی بگذرونیم و ازش خوشمون بیاد.چطور مجبور میشیم از اَبی خوشمون بیاد؟ با گذروندن مراحلی که به شخصیت های مختلف( از جمله بچه ها) کمک میکنیم یا با گذروندن زمان با دوستان و گفتن جوک های بیمزه و... (مجبورم نکنید بیشتر توضیح بدم خواهشااا)بالا تر به یه سگ خاص اشاره کردم، سگی که مجبورید با شخصیت اَبی باهاش بازی کنید همون سگی هست که مجبورید به بدترین شکل با اِلی به قتل برسونیدش.شما مجبور میشین تا ابی رو خوب ببینید و الی رو بد.چیزی که معلومه چیه؟ انتقام الی از ابینه!الی توی مسیر انتقامش تقریبا هر کسی که جلو راهش قرار میگیره رو میکشه، بازیکن شاهد مرگ دشمنا (از جمله سگ ها) به بدترین شکل ممکن هست و در نقطه آخری که به اَبی میرسه توسط ابی شکست میخوره.الی توی این مسیر حتی دست به قتل زنی میزنه که بعدا میفهمه حامله بوده و از فهمیدن این خبر شوکه میشه. ولی بیان این مورد اینجا چرا؟درست در آخرین ثانیه های مبارزه ابی و الی، دینا(دوست دختر الی) به ابی حمله میکنه و اَبی با بازو های بزرگش چندبار صورت ابی رو به زمین میکوبه و لحظه‌ای که میخواد گردن دینا رو ببره الی بهش میگه که دینا حامله‌است، ولی آیا واکنش ابی هم مثل اِلیه؟ عکس زیر توضیحات زیادی میده:ولی لِو دوست ابی جلوی این اتفاق رو میگیره.حال اَبی شخصیت مثبت این ماجراست؟اَبی دلیلش برای کمک به لِو رو کمک به کسایی میدونه که جونش رو نجات دادند ولی به بدترین شکل ممکن جون کسی رو که از مرگ حتمی نجاتش داده بود میگیره.فک کنم با هر منطقی این به نوعی خرابکاری نویسنده به حساب میاد.الی بعد این اتفاق باز راضی نمیمونه و بعد از سال ها باز برای کشتن ابی، اینبار تنها به دنبال گرفتن انتقام وارد دنیای به دور از آرامش میشه.دختر جوان و حالا صاحب فرزند، باز تو مسیرش نهایت خشم رو از خودش نشون میده و درست بعد از نجات ابی و لو، برای چشیدن نهایت لذت انتقام، اَبی رو به مبارزه تن به تن دعوت میکنه.برخلاف سری پیش ایندفعه اِلی در سمت برنده داستان قرار داره ولی تو آخرین لحظات یاد چهره جول میوفته و از کشتن ابی منصرف میشه.فرض کنید جان ویک بعد از کشتن همه به جون کسی که سگش رو کشته بود رحم میکرد.یا تانوس بعد از پیدا کردن هر 6 سنگ هیچ کاری نمیکرد.بزرگترین سوالی که حالا برای یه طرفدار مطرحه &quot;چرا&quot; هست. آیا دیدن جول چیزی رو برای الی روشن کرده که ما تابحال ندیده بودیمش؟اِلی که بعد از فهمیدن دروغ های جول نتونسته بود کسی که جونش رو نجات داده رو ببخشه، حالا چطور قاتل دوست و مردی که جای پدرش رو داشته رو ببخشه؟ کسی که سعی داشت تا جون تنها عزیز حاضرش رو بگیره؟ کسی که به صورت تامی شلیک کرد؟حالا قضیه مسخره بودن داستان براتون قابل هضم تر شد؟تموم شدن بازی به تنها ترین شکل ممکن با اِلی و بدون رسیدن به تنها هدف اِلی بعد از ساعت ها بازی شمارو مجبور میکنه فکر کنید که چی تو ذهن نویسنده بازی میگذشته؟آیا اجبار برای علاقه مند شدن به یک شخصیت غریبه و از بین بردن تمام صفت های خوبِ شخصیت های محبوب و اصلی میتونه از زیبایی های یک بازی باشه؟جواب شما به این سوال تعیین کننده‌اس.بازی‌ای به این بزرگی حتی بدون یک دیالوگ زیبا و قابل تامل در مقابل دیالوگ های زیبای نسخه اول خیلی ناامید کنندس.همه‌ی اینها در کنار NPC های نچسب و تازه از راه رسیده که باید به هر دلیلی شده ازشون خوشتون بیاد چون چاره دیگه ای ندارید.این مقاله تا همینجا به خودی خود طولانی شده و بدون گفتن هیچ حرفی مقاله رو همینجا تموم میکنم و امیدوارم به دردتون بخوره.کپی برداری هم نخیر مجاز نیست :))</description>
                <category>امیرحسین</category>
                <author>امیرحسین</author>
                <pubDate>Tue, 06 Oct 2020 02:59:03 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>