<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amir_mojab</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amir_mojab</link>
        <description>اینجا پاسخ «چرا»هایی که ذهنم رو مشغول می‌کنن رو به اشتراک می‌ذارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:09:28</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/86555/avatar/Y6xlpj.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>amir_mojab</title>
            <link>https://virgool.io/@amir_mojab</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا سلبریتی‌ها تحسین و پرستش می‌شن؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amir_mojab/why-are-celebrities-admired-and-worshipped-vhnlmxdho8es</link>
                <description>با یکی از همکارهام درباره راه‌اندازی یه کسب‌وکار صحبت می‌کردیم و دنبال راه‌های مختلف برای تست اولیه محصولمون بودیم. توی تصوراتم جلوتر رفتم و فکر کردم که «اگه بخوایم مخاطب بیشتری جذب کنیم، بهتره از چه کسایی کمک بگیریم و چه کانالی رو برای تبلیغ انتخاب کنیم؟» تو صحبت‌هامون به این نتیجه رسیدیم که برای اون جنس کسب‌وکار، کمک گرفتن از اینفلوئنسرهای اینستاگرام اثرگذاری بهتری روی مخاطب‌های ما داره. اونجا بود که مکانیزم ارتباط افراد معروف و پرطرفدار (چه بازیگر و خواننده و ورزشکار، چه یه اینفلوئنسر در یه شبکه اجتماعی) با دنبال‌کننده‌هاشون نظرم رو جلب کرد. برام سؤال شده بود که دلیل اثرگذاری یه سلبریتی روی دنبال‌کننده‌هاش چیه؟ این قدرت اثرگذاری از کجا اومده؟ یا یکم کلی‌تر، چرا باید یه گروه محدود و خاص‌تری از افراد باشن که برای یه گروه بزرگ‌تر و عام‌تر، جذابیت داشته باشن؟ چرا مردم «معمولی‌تر» باید دوست داشته باشن «خاص‌تر»ها رو دنبال و تحسین کنن؟ اصلاً چی می‌شه که یه نفر برای بقیه «خاص» می‌شه؟طبیعتاً این‌جا منظورم از «خاص» و «عام» و «معمولی» مشخصه و دارم از معنی عامیانه و نسبی اون‌ها توی همین کانتکست استفاده می‌کنم و نیازی به تعریف دقیقشون وجود نداره.طرفداری هم حدی داره!نه فقط در حوزه اینفلوئنسرمارکتینگ یا هر جور مارکتینگی، یا هر جور تبلیغاتی، به‌طور کلی صحبت درباره زندگی شخصی، فیلم‌ها یا آهنگ‌های جدید، محتوای صفحه شبکه اجتماعی، دیدن عکس و فیلم از مراسم‌های سلبریتی‌ها و... برای خیلی از مردم جذابیت داره و براشون مهمه که در جریان جزئیات زندگی این افراد باشن. بعضی‌ها دوست دارن این افراد رو از نزدیک ببینن، باشون عکس بگیرن، ازشون امضا داشته باشن و با افتخار جلوی دوستان و آشناهاشون از برخوردی که با سلبریتی مورد علاقه‌شون داشتن تعریف کنن. بعضی‌ها یه گام فراتر می‌رن و کسی که خیلی دوست دارن رو به‌عنوان الگوی زندگی قرار می‌دن و سعی می‌کنن مثل اون حرف بزنن، لباس بپوشن و حتی توی صنعت مشابه اون سلبریتی فعالیت کنن و دقیقاً مثل اون بشن.بشر همواره یه چیزی رو می‌پرستیده؛ اون چیز می‌تونسته خدا/خدایان در قالب‌های مختلف مثل بت، خورشید، گاو و... باشه. بشر به خدا/خدایان خودش اهمیت می‌داده، احترام می‌ذاشته، براش/براشون معبد و مجسمه و... درست می‌کرده و اون/اون‌ها رو عبادت می‌کرده. خیلی‌ها فکر می‌کنن تمایل و نیاز به پرستش همچنان در انسان وجود داره، فقط اون خدا یا معبود عوض شده و امروز توجه افراد به کسایی جلب می‌شه که بهشون می‌گیم «سلبریتی». ویژگی این خدایان نسل جدید اینه که مهم نیست که چقدر به دنیا یا انسان‌ها کمک کردن و چه اثر مثبتی در دنیا گذاشتن؛ مهم اینه که چقدر رسانه‌ها بهشون توجه می‌کنن و چه تعداد فالوور و لایک در اینستاگرام، توئیتر و... دریافت می‌کنن.این میم توصیف بامزه و خوبی از خدایان جدید ارائه می‌ده!این تمایل به تحسین و پرستش سلبریتی‌ها از کجا میاد؟دلایل مختلفی برای تمایل معمولی یا شدید به دنبال کردن، تحسین کردن یا حتی پرستیدن سلبریتی‌ها گفته شده؛ بعضی از این دلیل‌ها تکاملی و طبیعی هستن که ممکنه برای همه‌مون اتفاق بیفتن، بعضی دلایل هم موقعیتی و دوره‌ای هستن که باعث می‌شه این تمایل و طرفداری تو بعضی موقعیت‌های روحی یا بازه‌های سنی بیشتر اتفاق بیفته.۱. پرستیدن جذاب‌ها: ما کسایی که به نظرمون مهم، معروف، مشهور یا قدرتمند بیان رو تحسین و پرستش می‌کنیم. یکی از چیزهایی که باعث می‌شه یه نفر به نظرمون مهم و قدرتمند بیاد هم اینه که عده زیادی از مردم یا حداقل اطرافیانمون درباره‌ش بدونن و صحبت کنن. وقتی رسانه‌ها درباره یه عده خاص زیاد اطلاعات پخش می‌کنن، صحبت درباره‌شون زیاد می‌شه و کم‌کم به نظرمون مهم میان. حتی ممکنه فکر کنیم، یا رسانه‌ها وادارمون کنن فکر کنیم، که اون افراد خاص سبک زندگی متفاوت، جالب‌تر و جذاب‌تری نسبت به ما دارن؛ اون‌جاست که تمایل ناخودآگاه ما به پرستش چیزهای بهتر، بزرگ‌تر، مهم‌تر، معروف‌تر، مشهورتر، جذاب‌تر یا قدرتمندتر فعال می‌شه. دقت کنید همین که هر روز افراد خاصی رو توی تلویزیون یا موبایلمون می‌بینیم می‌تونه باعث ایجاد احساس صمیمیت بشه؛ ممکنه کم‌کم احساس کنیم اون افراد جزئی از زندگی ما هستن و شروع به دوست داشتنشون کنیم.۲. سودای شهرت: بیشتر مردم تمایل دارن شناخته‌شده، مشهور و محبوب باشن، حتی اگه این تمایل رو به‌طور واضح و آشکار بیان نکنن. این گروه وقتی درباره افراد مشهور و محبوب صحبت می‌کنن، اخبار مربوط به اون‌ها رو دنبال می‌کنن یا اون‌ها رو تحسین می‌کنن، احساس می‌کنن که با سلبریتی‌ها معاشرت می‌کنن و مثل اون‌ها هستن. به این صورت یه بخشی از نیازشون به شهرت و محبوبیت برطرف می‌شه.۳. رؤیای زندگی خوب و مرفه: احتمالا همه ما دوست داریم یه زندگی متفاوت و بهتر از بقیه داشته باشیم. خوندن درباره معروف‌ها و سلبریتی‌ها، دنبال کردنشون در شبکه‌های اجتماعی یا دیدنشون در تلویزیون و رسانه‌های دیگه می‌تونه این احساس رو به ما بده که در زندگی خوب و شهرت اون‌ها سهیم هستیم. ممکنه با سلبریتی مورد علاقه‌مون احساس دوستی، نزدیکی و صمیمیت کنیم و این کار حس خوبی بهمون می‌ده. تقلید از رفتارها، نوع صحبت کردن، پوشیدن لباس یا استفاده از ادکلن مشابه سلبریتی محبوب، این احساس نزدیکی رو تقویت می‌کنه.۴. فراموش کردن مشکلات خودمون: خیلی از ما دوست داریم آدم‌های زیبا رو ببینیم که لباس‌های زیبا می‌پوشن و کارهایی می‌کنن یا جاهایی می‌رن که ممکنه ما نتونیم یا از پس هزینه‌هاش برنیایم. دیدن این افراد می‌تونه ذهنمون رو از مشکلاتمون دور کنه و باعث شه احساس کنیم که بخشی از اون زندگی جذاب و پرزرق‌وبرق رو تجربه کردیم.۵. کنجکاوی ذاتی آدم‌ها: نقش کنجکاوی طبیعی آدم‌ها درباره زندگی دیگران، به‌ویژه زندگی ثروتمندها و قدرتمندها که اکثراً برای ما ناشناخته‌ست رو فراموش نکنید. ممکنه اون‌قدری که درباره جزئیات زندگی یه سلبریتی کنجکاو می‌شیم، درباره زندگی فامیل یا همسایه‌مون کنجکاو نشیم. ارضای این کنجکاوی کمک می‌کنه بفهمیم اون سلبریتی‌ها کجا می‌رن، چی می‌خورن و...، تا بتونیم خودمون هم یه سری از اون کارها رو انجام بدیم و شبیهشون بشیم. به این ترتیب، همون‌طور که تو موارد قبل نوشتم، هم احساس نزدیکی بیشتری به اون‌ها می‌کنیم و هم در خودمون حس مهم و محبوب بودن ایجاد می‌کنیم.۶. جذابیت شایعه‌پراکنی: خیلی از افراد شایعه‌پراکنی رو دوست دارن. شایعه و شایعه‌پراکنی درباره سلبریتی‌ها و آدم‌های معروف جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر هم هست!۷. عامل هویت و دوران بلوغ: در زمان‌هایی که هویت افراد دچار چالش یا بحران شده و در حال تثبیت یا تعدیل اون هستن، احتمال پرستش افراد مشهور بیشتر می‌شه. امکان داره بعد از ازدست‌دادن شغل، موقع تجربه مشکلاتی در رابطه عاطفی یا بعد از طلاق، شخص تمایل بیشتری به طرفداری و پرستش سلبریتی‌ها داشته باشه. این عامل هویت همون چیزیه که منجر می‌شه نوجوان‌ها و افراد در سن بلوغ طرفدار پروپاقرص یه سلبریتی بشن، یا به طور کلی بیشتر در معرض جذب شدن و پرستش سلبریتی‌ها باشن.۸. فرار از مرگ و فراموشی: یه استدلال اینه که عموماً مردم می‌خوان از این تصور که روزی از دنیا می‌رن فرار کنن و تا جای ممکن به زندگی ادامه بدن. چیزی که به بعضی‌ها تا حدی آرامش می‌ده، اینه که بعد از مرگ هم به‌نوعی حیاتشون ادامه داشته باشه، مثلاً از طریق باورهای مذهبی یا فرهنگی. در واقع یکی از دلایل علاقه به سلبریتی‌ها می‌تونه این باشه که اون‌ها جزئی از فرهنگ باقی می‌مونن. (البته با توجه به اون سلبریتی خاص، باید ببینیم می‌شه اسمش رو فرهنگ گذاشت یا نه!) پرستیدن سلبریتی‌ها باعث می‌شه افراد احساس کنن دارن در این زنده موندن و زنده نگه داشتن فرهنگی مشارکت می‌کنن و این‌طوری، از مرگ آسیب کمتری می‌بینن.جالبه بدونید در زبان انگلیسی برای توصیف شیفتگی و طرفداری زیاد از یه سلبریتی، به‌تازگی از واژه stan (هم فعل و هم اسم) استفاده می‌شه. این واژه در سال ۲۰۰۰ از آهنگی به اسم Stan از Eminem، رپر معروف آمریکایی، متولد شده.حالا این خدایان جدید رو بپرستیم! چه اتفاق بدی ممکنه بیفته؟در حالت عادی هیچی! بپرستید! هر کسی رو که دوست دارید، فالو کنید! حتی بعضی روان‌شناس‌ها از مزیت‌های این طرفداری می‌گن، که تعامل اجتماعی‌ای که به این بهونه برقرار می‌شه، به‌ویژه برای افراد غیراجتماعی و خیلی خجالتی، می‌تونه مفید باشه. اما... مثل خیلی چیزهای دیگه، این مورد هم یه طیف داره.از نظر فردی...اگه این هواداری و پیگیری از حدی بیشتر بشه، ممکنه شخص از شرکت در فعالیت‌های عادی خودش فاصله بگیره و از دوستان خانواده خودش هم دور بشه. جالبه بدونید برای آسیب‌شناسی اختلال‌های مربوط به طرفداری سلبریتی‌ها، «سندروم پرستش سلبریتی» یا Celebrity Worship Syndrome (به‌اختصار CWS) معرفی شده. در CWS سطح‌های مختلفی برای یه طرفدار سلبریتی در نظر گرفته می‌شه، که در بالاترین سطح به حدی می‌رسه که ممکنه شخص به درخواست سلبریتی مورد علاقه‌ش، مرتکب جرم بشه یا برای خریدن چیزی که سلبریتی قبلاً استفاده کرده، مثلا یه دستمال، پول پرداخت کنه.از نظر اجتماعی...طرفداری زیاد از یه سلبریتی خاص ممکنه هر کاری رو از سمت اون شخص توجیه کنه. سلبریتی‌هایی بودن (و احتمالاً هستن) که با افراد زیادی رابطه جنسی داشتن یا به کسانی آزار رسوندن، ولی خیلی به این کارهاشون اهمیت داده نمی‌شه. به‌طور کلی خیلی کارها برای ما نکوهیده هستن، و اگه کسی از اطرافیان ما درباره اون‌ها صحبت هم بکنه نکوهشش می‌کنیم. همچنین می‌دونیم که تعدادی از این کارها جزو سبک زندگی خیلی از سلبریتی‌ها هستن و نه‌تنها هیچ گاردی در مقابلشون نمی‌گیریم، ممکنه دوست داشته باشیم اون‌طور زندگی کردن رو هم تجربه کنیم. در واقع وقتی کسی در زمینه‌ای توانمند باشه (مثلاً بازیگری یا خوانندگی)، روی دید طرفدارانش نسبت به اون شخص اثر می‌ذاره و باعث می‌شه کارهای غیراخلاقی اون شخص توجیه، و در مواردی، تحسین بشه. به نظر میاد این مورد به دلیل اثر هاله‌ای باشه.اثر هاله‌ای (Halo Effect) یه سوگیری شناختیه که اولین بار در سال ۱۹۲۰ معرفی شد. طبق این اثر، یه قضاوت مثبت اولیه درباره یک شخص/چیز، ناخودآگاه درک فرد رو نسبت به اون شخص/چیز تحت تأثیر قرار می‌ده. مثلاً ممکنه یه نفر یک بار از یک محصول خاص یه برند استفاده کرده و راضی بوده باشه، و همین باعث بشه همیشه دید مثبتی نسبت به اون برند پیدا کنه؛ یا ممکنه صرفاً به‌خاطر این‌که کسی فن بیان خوبی داره، یه نفر فکر کنه اون شخص آدم موفق یا راست‌گوییه. در واقع یک مورد مثبت که درباره یه شخص یا پدیده دیدیم، باعث شده یه هاله مثبت دور اون شخص یا پدیده فرض کنیم و اون یک مورد مثبت رو مبنای قضاوت‌هامون قرار بدیم. (شاید برای همینه که در زمینه ارتباطات، به اثرگذاری مثبت در برخورد اولیه (First Impression) خیلی توصیه می‌شه.) در مقابل اثر هاله‌ای، اثر هاله‌ای معکوس یا اثر شاخ شیطان (Devil Horns Effect) وجود داره که طبق اون، یه قضاوت منفی باعث می‌شه به کل یک پدیده دید منفی پیدا کنیم.در پایان لازمه بگم که من توی این نوشته دنبال این نگشتم که چرا سلبریتی‌ها به وجود میان، چه صنعتی (به‌ویژه خارج از کشور) پشت اون‌هاست و چه اهدافی رو دنبال می‌کنه؛ صرفاً می‌خواستم از سمت مردم عادی که مخاطب سلبریتی‌ها هستن به قضیه نگاه کنم و ببینم چرا این‌همه توجه به سمت این گروه روانه می‌شه و دلیل علاقه شدید بعضی‌ها به سلبریتی‌ها چیه.شاید خیلی از ما زندگی به مراتب بهتری از سلبریتی‌ها داشته باشیم و نسبت به اون‌ها باهوش‌تر، هنرمندتر، بااستعدادتر، بااحساس‌تر، زیباتر و جذاب‌تر، پولدارتر و... باشیم؛ اما مواردی که گفتم، به‌علاوه شیطنت رسانه‌ها و سیاست‌های صنعت سرگرمی، مد، زیبایی و...، باعث می‌شه خیلی وقت‌ها حس حقارت، ناکافی بودن و سطح پایین بودن نسبت به سلبریتی‌ها داشته باشیم و به زندگی خودمون و داشته‌هامون بی‌دقت بشیم. کسی تعریف می‌کرد که توی آموزشگاه زبانی که می‌رفته، با یکی از بازیگرهای خیلی خیلی معروف همکلاس بوده و می‌دیده که اون بازیگر چقدر استرس و تنش داشته، تمرکز نداشته، چقدر سیگار می‌کشیده و... . خلاصه که بدونید یکی از چیزهایی که ما معمولی‌ها (!) داریم و خیلی از سلبریتی‌ها ممکنه نداشته باشن، همین آرامش فکریه.بعضی سلبریتی‌هایی که این روزها زیاد ازشون می‌بینیم و می‌شنویم...ممنون می‌شم اگه دلیل دیگه‌ای برای سلبریتی‌پرستی به ذهنتون میاد یا اگه در برخورد با طرفدارهای پروپاقرص سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها موارد بالا رو دیدید، توی کامنت‌ها بنویسید.توجه کنید که من دانش روان‌شناسی یا پزشکی ندارم و این مطلب رو صرفاً جهت برطرف کردن کنجکاوی خودم و کسایی که مثل من درباره این موضوع کنجکاو بودن نوشتم. اگه شرایط جدی یا آزاردهنده‌ای رو تجربه می‌کنید، لطفاً به مطالب اینترنت اکتفا نکنید و از یه متخصص کمک بگیرید.برای نوشتن این مطلب از منابع زیر کمک گرفتم:Why Do We Idolize and Admire Celebrities | (successconsciousness.com)Oscar Psychology: Why Celebrities Fascinate Us | Live ScienceWhy We Are Obsessed With Celebrities | Psychology TodayWhy do we become obsessed with celebs? | BBC BitesizeCelebrity worship syndrome | WikipediaHalo Effect | Psychology Todayاثر هاله ای چیست؟ و چگونه بر قضاوت و تصمیم گیری های شما تاثیر می گذارد؟ | (khodshokofa.com)</description>
                <category>amir_mojab</category>
                <author>amir_mojab</author>
                <pubDate>Thu, 10 Feb 2022 20:43:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا در موقعیت‌های عجیب می‌خندیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amir_mojab/why-do-we-laugh-in-awkward-situations-nqk98wtdomuw</link>
                <description>مدیرم داشت شرکت رو ترک می‌کرد. روبه‌روی هم نشسته بودیم که صحبت‌های آخر رو بکنیم. بابت انجام ندادن یه سری فعالیت‌های غیرکاری که قبلاً درباره‌شون صحبت کرده بودیم، با لحن کاملاً جدی ازم انتقاد کرد. درمونده و خجالت‌زده بودم، ولی بدون این‌که بخوام شروع کردم به خندیدن. خیلی عجیب بود که چرا تو این موقعیت جدی باید بخندم. مگه چیز خنده‌داری گفته شده بود؟!چیز خنده‌داری هست بگید ما هم بخندیم. :|شاید برای شما پیش اومده باشه که در موقعیتی قرار بگیرید که اصلاً خنده‌دار نیست، شما رو عصبی می‌کنه، خجالت‌زده می‌کنه، بهتون استرس می‌ده یا باعث می‌شه هر هیجان ناراحت‌کننده دیگه‌ای رو تجربه کنید، و بدون این‌که چیز بامزه‌ای شنیده باشید، به خودتون اومده باشید و دیده باشید که دارید می‌خندید! می‌دونید مشکلش چیه؟ معمولاً هر چی تو این موقعیت سعی کنید جلوی خنده‌تون رو بگیرید، بدتر می‌شه و بیشتر می‌خندید...به این خنده‌ها «خنده‌های عصبی» یا «Nervous Laughter» گفته می‌شه. یه حالت رایجش که خیلی‌ها تجربه‌ش می‌کنن، زمانیه که در مراسم‌های تشییع یا تدفین افراد شروع می‌کنن به خندیدن، در حالی که اصلاً زمان مناسبی برای خندیدن نیست... اما چرا؟!پاسخ کوتاه: کاهش تنش و استرس و ایجاد آرامش از طریق خندهبه‌طور کلی خنده باعث احساس آرامش می‌شه. روان‌شناس‌ها و دانشمندها هنوز دقیقاً نمی‌دونن چرا بعضی موقعیت‌ها باعث خنده می‌شن و بعضی دیگه نه، ولی احتمال می‌دن که این خنده برای آزاد کردن تنش‌ها و آروم شدنه، مشابه خنده‌های معمولی مثل وقتی که یه فیلم کمدی می‌بینیم. اثر شیمیایی خنده عصبی مشابه خنده معمولیه و باعث می‌شه مغز ما هورمون اندورفین رو ترشح کنه. این همون هورمونیه که در پاسخ به درد یا بعد از ورزش ترشح می‌شه تا اثر درد رو کم کنه، استرس و تنش رو کاهش بده و ما رو کمی شادتر کنه.خنده عصبی نشونه بدی نیست. همون‌طور که می‌دونیم، فروخوردن احساسات و هیجان‌ها کار درستی نیست و کاهش استرس از راه‌های مختلف مثل خنده عصبی می‌تونه برای سلامتی ما مفید باشه.یادآوری: خنده عصبی تنها حالتی نیست که احساسات ما به‌طور غیرطبیعی بروز می‌کنن. در حالی که ما انتظار داریم مواقع شادی بخندیم و مواقع ناراحتی گریه کنیم، ممکنه تو یه موقعیت خیلی شاد، مثل جشن عروسی، گریه هم بکنیم. پس نگران نباشید.بیاید توی این مثال واقعی ببینیم چطور بدن یه خانم جوان به تنش و استرس تو موقعیت‌های روزمره واکنش نشون داده:ایشون موقع صحبت تلفنی با یه شرکت کوچک خدماتی شروع کرد به خندیدن، در حالی که هیچ چیز خنده‌دار یا بامزه‌ای در مکالمه مطرح نشده بود و اصلاً مخاطبش حال و حوصله بگو و بخند پشت تلفن رو نداشت. برای همین این خانم چاره‌ای نداشت بجز این‌که سعی کنه صدای خنده‌هاش رو ساکت کنه. بعد از پایان تماس هم چند دقیقه‌ای به خنده عصبی ادامه داد تا این‌که کم‌کم احساس آرامش کرد.همین شخص تعریف می‌کنه که وقتی بچه بوده یه بار رفته داخل یه آسانسور، پر از مدیر و کارمند و آدمای بیزنسی. تصور کنید، یه بچه کوچک بین یه تعداد مرد و زن خیلی جدی... اون‌جا بود که شروع کرد به خندیدن، و این تصور که اون‌جا جای خندیدن نیست، فقط باعث شد که بیشتر بخنده.چطور خنده عصبی رو کنترل کنیم؟همون‌طور که گفتم، این خنده‌ها مشکلی ندارن و طبیعی هستن، ولی اگه احساس کردید که بیش از اندازه تحت تأثیر خنده‌های عصبی هستید، می‌تونید از راه‌های زیر کمک بگیرید:(دقت کنید که هیچ‌چیز مثل جلسات روان‌درمانی نمی‌تونه به حل مشکلات جدی روانی شما کمک کنه. این موارد رو فقط در حد آگاهی در نظر بگیرید.)فضا رو ترک کنید: قبل از این‌که خیلی خنده‌تون بگیره و از کنترلتون خارج بشه، به یه بهونه‌ای از فضا خارج شید. مثلاً می‌تونید برید سرویس بهداشتی یا تو یه فضای باز، و بذارید خنده‌تون بیاد و بره و تموم بشه. بعدش هم چند تا نفس عمیق بکشید و برگردید سر کارتون.از قبل آماده باشید: اگه دارید وارد موقعیتی می‌شید که تجربه اولتون نیست و می‌دونید که ممکنه دچار خنده عصبی بشید (مثل تجربه خنده عصبی در مصاحبه‌های کاری گذشته‌تون)، از قبل آماده باشید. سعی کنید یه روشی که قبلاً برای جلوگیری از خنده براتون جواب داده رو به یاد داشته باشید، یا حداقل از قبل یه بهونه خوبی برای بیرون رفتن از فضا بتراشید.روی ذهن‌آگاهی و خودآگاهی‌تون کار کنید: اگه مشکل خیلی جدیه، شاید بد نباشه تکنیک‌های کنترل ضمیر ناخودآگاه رو تمرین کنید، مثل تکنیک‌های ذهن‌آگاهی، تکنیک‌های تنفسی، یوگا، مانترا و... . این تسلط کمک می‌کنه بتونید هیجان‌ها و واکنش‌هاتون رو در موقعیت‌های مختلف بهتر کنترل کنید.سخت نگیرید و راحت بخندید: اگه در موقعیت خیلی جدی‌ای نیستید که برای مثال موقعیت شغلی یا رابطه‌ای رو به خطر بندازه، جلوی واکنش‌های طبیعی بدنتونو نگیرید و راحت بخندید. فوقش بعداً یه عذرخواهی هم می‌کنید دیگه...(بعضی‌ها یه سری روش عجیب‌وغریب پیشنهاد می‌دن، که مثلاً یه دستمال بردارید و وانمود کنید می‌خواید عطسه کنید. به نظر من چندان مناسب نیومدن و ترجیح دادم خیلی بهشون نپردازم ولی شما همیشه از خلاقیتتون کمک بگیرید!)خنده‌های هیستریک واکین فینکس در فیلم جوکرجوکر هم که زیاد می‌خندید همین‌طور بود؟اگه فیلم جذاب جوکر (۲۰۱۹) به کارگردانی تاد فیلیپس و بازی واکین فینکس در نقش جوکر رو دیده باشید، حتماً متوجه خنده‌های خاص اون در موقعیت‌های مختلف شدید. اون مورد یه مقدار شدیدتر از خنده‌های عصبی روزمره‌ست و به‌عنوان یه اختلال سیستم عصبی شناخته می‌شه. به این اختلال می‌گن Pseudobulbar Affect یا به‌اختصار PBA، و در زبان فارسی نام‌های ناخویشتن‌داری عاطفی، بی‌ثباتی عاطفی و بی‌اختیاری عاطفی براش پیشنهاد شده.در این اختلال شخص به‌صورت غیرارادی خنده، گریه، خشم یا بروزهای هیجانی دیگه رو به‌صورت اغراق‌آمیز و غیرقابل‌کنترل تجربه می‌کنه و ممکنه بعضی مواقع این بروزها نسبت به وضعیت احساسیش بی‌ارتباط باشه؛ مثلاً ممکنه شخص شاد و خوشحال باشه، اما یه دفعه‌ای شروع کنه به گریه کردن و نتونه متوقفش کنه. در واقع در این حالت مغز نمی‌تونه به‌درستی احساس‌ها رو پردازش کنه و واکنش نشون بده. به بیان دیگه، مشکل در دریافت احساسات نیست، در بروز اون‌هاست.این اختلال با اون چیزی که درباره خنده‌های عصبی گفتیم یه مقدار تفاوت داره. خنده‌های عصبی دلیل مشخصی دارن که درباره‌ش صحبت کردیم و مشکل جدی برای شخص ایجاد نمی‌کنن، ولی PBA می‌تونه جدی باشه و ممکنه حتی به دارودرمانی نیاز داشته باشه.امیدوارم تونسته باشم به درک بهتر دلیل خنده‌های عصبی کمک کنم. اگه دوست داشتید از تجربه‌های خنده‌های عصبیتون در کامنت‌ها بگید. شاد و خندون باشید!توجه کنید که من دانش روان‌شناسی یا پزشکی ندارم و این مطلب رو صرفاً جهت برطرف کردن کنجکاوی خودم و کسایی که مثل من درباره این موضوع کنجکاو بودن نوشتم. اگه شرایط جدی یا آزاردهنده‌ای رو تجربه می‌کنید، لطفاً به مطالب اینترنت اکتفا نکنید و از یه متخصص کمک بگیرید.برای نوشتن این مطلب از منابع زیر کمک گرفتم:What’s so funny? Why we laugh when we’re nervous or uncomfortable | HeadspaceLaughing When Nervous, Is This Behavior Normal?! | (verv.com)Is Pseudobulbar Affect, The Jokers Uncontrollable Laugh, Real? | (menshealth.com)Pseudobulbar Affect (PBA): Symptoms, Causes, Diagnosis, and Treatment | (webmd.com)ناخویشتن‌داری عاطفی - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد | (wikipedia.org)</description>
                <category>amir_mojab</category>
                <author>amir_mojab</author>
                <pubDate>Thu, 02 Dec 2021 00:36:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاپ‌کورن چگونه پاپ‌کورن شد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amir_mojab/how-did-popcorn-become-popcorn-xaohcq1q0izm</link>
                <description>تا حالا به این فکر کردین که چرا ذرت تحت یه شرایطی تبدیل به پاپ‌کورن می‌شه؟ چه اتفاقی می‌افته که اون دونه‌های زرد خوشگل یه دفعه‌ای تبدیل به یه جسم سفید تپل‌ومپل خوشمزه می‌شن؟ذرت تو خیلی از غذاها و سالادها و اسنک‌هایی که می‌خوریم دیده می‌شه و می‌تونه اونا رو واقعاً خوشمزه و جذاب کنه؛ ولی فقط در یک حالته که بعد از پخت، از شکل عادیش خارج می‌شه، اونم پاپ‌کورنه. اون حجم ماده سفید از کجا میاد؟ چرا رنگش عوض می‌شه؟ چرا این اتفاق ناگهانی رخ می‌ده؟ چرا موقع درست کردن غذاها و اسنک‌های دیگه مثل ذرت مکزیکی این اتفاق برای دونه‌های ذرت نمی‌افته؟این‌ها پرسش‌هایی بودن که من رو وادار کردن درباره ذرت یه تحقیق کوچیک بکنم. اگه شما هم مثل من کنجکاوید بدونید چه بلایی سر دونه ذرت میاد که در یک لحظه تبدیل به یه اسنک خوشمزه می‌شه، با من همراه باشید.ذرت‌های بوداده و بونداده!پاسخ کوتاه: فشار آب بخارشده داخل دونه‌های ذرتداستان از این قراره که دونه ذرت یه پوسته سفت و سخت داره. این پوسته محکم که پریکرپ صداش می‌کنن، هیچ تخلخلی نداره و کارش اینه که آب رو داخل دونه نگه داره و نذاره اون رطوبت خارج شه. داخل دونه چند تا بخش وجود داره؛ اندوسپرم که مقداری نشاسته و پروتئین در خودش جا داده، جوانه اصلی ذرت و یه مقدار آب که حدود ۱۴-۱۳٪ وزن دونه رو تشکیل می‌ده. کاربرد اون آب و نشاسته اینه که به‌عنوان ماده مغذی موقع جوانه‌زنی به داد دونه ذرت برسن و به رشدش کمک کنن.قسمت‌های مختلف دونه ذرتوقتی که دونه‌های ذرت تحت گرمای زیاد قرار می‌گیرن، آب داخل دونه تبخیر می‌شه، اما پریکرپ سفت و سخت جلوش می‌ایسته و نمی‌ذاره جایی بره؛ برای همین فشار زیادی داخل دونه ایجاد می‌شه. وقتی فشار به حد کافی زیاد می‌شه و دما هم حدوداً به ۱۸۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسه، پوسته ذرت به‌طور ناگهانی می‌شکافه و دونه ذرت قشنگ این‌رو اون‌رو می‌شه!توی دمای بالا، نشاسته داخل اندوسپرم به‌صورت ژلاتینی درمی‌آد و با انفجار سریع دونه ذرت، منبسط می‌شه. (اگه با طرز تهیه حلوا مسقطی یا نشا (بعضی‌ها هم بهش می‌گن نشاسته‌زعفرون) آشنا باشید، با این ژلاتینی شدن نشاسته سروکار داشتید.) بعد از سرد شدن، نشاسته به شکل سفید رنگی درمیاد که همه‌مون دیدیم.این تصویر با سرعت ۱۰۰ هزار فریم بر ثانیه فیلم‌برداری شده! پیشنهاد می‌کنم ویدئوی کاملش رو ببینید. (لینک در پایان مطلب)خوبه بدونید که صدای «پُق» یا «پاپ» (یا هر صدای دیگه‌ای که ذرت موقع تبدیل شدن به پاپ‌کورن می‌ده) به‌خاطر شکافته شدن پوسته دور دونه نیست؛ به‌خاطر خارج شدن آب داخل دونه‌ست!خیلی سال پیش یه سری از افراد محلی در برخی قبیله‌های بومی آمریکا اعتقاد داشتن که داخل پوسته ذرت یه روح زندگی می‌کنه. این روح‌ها ساکت و آروم بودن و مشکلی با زندگیشون نداشتن، مگه این‌که یه نفر خونه‌شون که همون دونه ذرت باشه رو گرم کنه. این کار اونا رو عصبانی می‌کنه؛ هر چه حرارت بیشتر، روح عصبانی‌تر، و از عصبانیت شروع می‌کنن به تکون دادن دونه ذرت. در نهایت با گرمای زیاد اون روح از خونه‌ش می‌پره بیرون و مثل یه حجمی از بخار آب، ناراضی و عصبانی، می‌ره تو هوا...اما همه ذرت‌هایی که می‌ذاریم حرارت ببینن، پاپ‌کورن نمی‌شن...آره درسته. می‌تونه ۲ تا دلیل اصلی داشته باشه:اون مقدار رطوبت داخل دونه که گفتیم، بهتره حدود ۱۳٫۵٪ باشه. اگه آب کمی داخل دونه باشه، مقدار بخار آب کافی برای شکافتن پریکرپ فراهم نمی‌شه و ذرتمون بوداده نمی‌شه. اگه آب داخل دونه زیاد باشه هم ممکنه باعث شه محتویات داخل دونه ذرت به‌صورت کروی و فشرده در بیان، نه نرم و سبک؛پوسته سفت دور دونه نباید ترک خورده یا آسیب دیده باشه. کوچک‌ترین شکافی باعث می‌شه آب داخل دونه بعد از بخار شدن، به‌راحتی خارج بشه و نیرویی برای تبدیل ذرت به پاپ‌کورن باقی نمونه.باشه... پس چرا موقع بخارپز کردن ذرت این اتفاق نمی‌افته؟به چند دلیل...این‌که موقع بخارپز کردن یا آب‌پز کردن ذرت، دما معمولاً حدود ۱۰۰ درجه سانتی‌گراد باقی می‌مونه و اون‌قدری بالا نمی‌ره که بخار آب داخل دونه ذرت بتونه با فشار زیاد پوسته رو بشکافه؛همه انواع ذرت تبدیل به پاپ‌کورن نمی‌شن. بعضی گونه‌های ذرت هستن که پوسته متخلخل دارن. پاپ‌کورن معروف، همون ذرت شیرین که توی بیشتر غذاهامون می‌ریزیم نیست. جدا از پوسته، ذرت شیرین میزان آب و نشاسته مناسبی هم برای تبدیل شدن به پاپ‌کورن نداره.اینم قبول... پس چرا فقط ذرت این‌جوری می‌شه؟ دونه‌های برنج و گندم هم نشاسته دارن، هم آب دارن، هم پوسته... اینو چی می‌گی؟!سؤال خوبیه. دوباره برمی‌گرده به متخلخل بودن پوسته اون دونه‌ها که باعث می‌شه موقع حرارت دیدن، بخار آب به‌راحتی خارج شه و فشار خاصی داخل دونه ایجاد نشه.(بیاید خوشحال باشیم که وقتی چهار تا پیمونه برنج می‌ذاریم بپزه، یه‌دفعه کل قابلمه تبدیل به PopRice (کلمه من‌درآوردی خودم!) نمی‌شه...)خب... امیدوارم تونسته باشم بخشی از کنجکاوی شما رو درباره دونه‌های ذرت و فرایند تبدیلشون به ذرت بوداده یا پاپ‌کورن برطرف کنم. اگه اطلاعاتی درباره پاپ‌کورن دارید که من از قلم انداختم، ممنون می‌شم در کامنت‌ها بهم بگید.برای نوشتن این مطلب از منابع زیر کمک گرفتم:Explore the POP in popcorn | Scientific AmericanComposition of Corn and Yield of Ethanol from Corn | (psu.edu)How does popcorn pop? | Popcorn: Ingrained in America Agricultural History | (usda.gov)Why does corn pop, when heated? | QuoraWhy Popcorn Pops and Other Grains Do not | (indianapublicmedia.org)Popcorn Popping (100,000 Frames Per Second) | Beyond Slow Motion | YouTube</description>
                <category>amir_mojab</category>
                <author>amir_mojab</author>
                <pubDate>Tue, 30 Nov 2021 23:39:59 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>