<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرعباس نقدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirabbasna</link>
        <description>یک فروند توسعه دهنده آزاد</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:00:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/35306/avatar/I5s3rZ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرعباس نقدی</title>
            <link>https://virgool.io/@amirabbasna</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهینه سازی سرعت gradle</title>
                <link>https://virgool.io/MobileLab/%D8%A8%D9%87%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-gradle-dpmxkmikqsqb</link>
                <description>سلام. در این مقاله سعی میکنم تجربیات خودم رو در مورد بهینه‌سازی سرعت gradle برای توسعه دهندگان اپلیکیشن‌های android بنویسم تا شاید کمکشون کنه زندگی بهتری داشته باشن :) ضد ویروس بی ضد ویروس : اگر از windowsOS استفاده میکنید حتما حالت realtime ضد ویروس رو حتما غیر فعال کنید (البته در هنگام برنامه نویسی) در واقع این اصلی ترین مشکل کندی gradle در windowsOS هست.ویندوز رو فراموش کنید {لطفا} : از gnuLinuxOS یا macOS استفاده کنید، به دلیل وجود ext4 در linux و memory managment kernel و عدم وجود نرم افزارهای مدیریت فرکانس cpu برای بهینه‌سازی باتری، gradle در gnuLinuxOS سریعتره، در مورد macOS هم این موضوع صدق میکنه + وجود سخت‌افزار قوی که حرفی برای گفتن نمیزاره.همه چیز در یک پارتیشن : سعی کنید همه فایل‌ها از جمله sdk و پروژه و خود android studio رو همه در پارتیشنی ذخیره کنید که os در اون قرار داره (مخصوصاااا ویندوز), پراکندگی فایل‌ها باعث میشه در زمان build گرفتن سیستم شما هزینه زمانی انتقال این فایل‌ها رو به جون بخره.تنظیمات gradle.properties خیلی مهمن : هر پروژه ای که در gradle ایجاد میکنید فایلی با نام gradle.properties داره پس به محتوی این فایل تنظیمات زیر رو اضافه کنید، (اگر تنظیمات از قبل وجود داشت جایگزین کنید).org.gradle.jvmargs=-Xmx2g 
org.gradle.parallel=true
org.gradle.caching=true
org.gradle.configureondemand=true
org.gradle.daemon=trueنکته : در مورد تنظیمات بالا باید توضیح بدم که مهم ترینشون  org.gradle.caching هست و باعث میشه اگر فایل‌های شما پراکنده هستن در پارتیشن‌های مختلف با استفاده از کش این مشکل رو رفع کنه و org.gradle.parallel پروژه‌هایی که چند ماژول دارن رو به صورت موازی build میکنه و ... نکته : پیشنهاد میکنم داکیومنت‌های gradle رو نگاهی بندازین از چک کردن‌های آنلاین جلوگیری کنید :) طبق عکس عمل کنید.نکته :  اگر نیاز به دانلود dependency های جدید داشتید باید offline work رو غیر فعال کنید و بعد از اتمام sync دوباره offline work رو فعال کنید.ترفندها و راهکارهای خیلی زیادی وجود داره که من خودم همه رو اعمال میکنم ولی خب مهم ترین‌ها همینا بودن و بقیه تاثیر زیادی ندارن، پس مقاله رو طولانی نمیکنم :)</description>
                <category>امیرعباس نقدی</category>
                <author>امیرعباس نقدی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Mar 2019 19:51:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درسی که از دختر بچه ای 8 ساله آموختم</title>
                <link>https://virgool.io/@amirabbasna/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%85-foemkvicahiv</link>
                <description>سلام. در این مقاله قصد دارم تجربه ای بیزینسی رو بازگو کنم، تجربه ای عالی که از دختر بچه ای 8 ساله بدست آوردم.تیر ماه 1397 بود که برای امضاء قرار دادی با جهاد دانشگاهی شهید بهشتی به تهران صفر کردم، زمان برگشت از مترو استفاده کردم، فارق از دیدن آدم‌های خسته و خواب آلود و فضای سرد داخل واگن‌های مترو تهران، گاهی بچه‌های کار داخل مترو دیده میشن که واقعا غم انگیزه.درسی که اونروز گرفتم رو هرگز فراموش نمیکنم خسته روی صندلی نشسته بودم و از پنجره بیرون رو نگاه میکردم که دختر بچه ای 8 یا ۹ ساله (همین حدودا بود) روبروم ایستاد و از من خواست تا از اون یه بسته آدامس خریداری کنم، خب دلم براش سوخت اما ته دلم راضی نبودم که ازش خرید کنم مخصوصا مواد خوراکی که در اون لحظه از کیفیتش چیزی نمیدونستم، دلمو به دریا زدم و بهش گفتم نه نیاز ندارم ممنون.بعد از اینکه نه گفتم دختر شروع به اصرار کردن کرد هی اصرار و هی اصرار طوری شد که همه به من نگاه میکردن و از این مورد خجالت کشیدم تا اینکه دخترک بسته آدامس رو روی مک بوک من گذاشت و گفت بیا مال خودت نمیخامش و رفت.همینطور که من به دخترک نگاه میکردم میدیدم که به افراد دیگه هم این پیشنهاد رو میده اما با این تفاوت که به اونها اصرار نمیکنه و بعد از نه شنیدن منصرف میشه، با خودم فکر میکردم چه چیز باعث شد اون رفتاری متفاوت با من داشته باشه ؟ اما چیزی به ذهنم نمیرسید.خب داشتم به مقصد میرسیدم و دخترک همچنان به کارش ادامه میداد و کاملا مراقب من بود که بسته آدامس رو برندارم و برم با اینکه بسته رو به من بخشید ولی کاملا مراقب من بود و این رو حس میکردم، صداش کردم و 5000 تومان پول بهش دادم و ازش خواستم تا باقی پول رو به من پس بده، در این بین دخترک کاملا فهمیده بود که به مقصد نزدیک شدم.نکته جالب اینجا بود که بعد از اینکه پول رو دادم به جای پس دادن باقی پول به من 2 بسته دیگه آدامس داد، من همینطور که شوکه شده بودم به دخترک نگاه کردم و گفتم من باقی پولم رو میخام و اون به من نگاه کرد و بدون کلمه ای حرف زدن رفت.همون لحظه به یاد فروشنده‌هایی افتادم که به جای پس دادن باقی پول آدامس یا چسپ زخم به من پس میدادن البته گاهی هم شکلات :) جدیدا هم که مد شده پول خرد وجود نداره مردم به هم میبخشن.بعدها که فکر میکردم متوجه شدم دلیل رفتار دخترک با من نسبت به بقیه این بود که من تردید در خریدم رو به اون نشون داده بودم در صورتی که بقیه با قاطعیت نه گفتن رو میدونستن البته شاید دلیل تردید من این بود که تجربه در این زمینه نداشتم و دیگران داشتن :) به هر حال دخترک پارامتر مورد نیاز خودش رو گرفت و الگوریتم خودش رو پیاده‌سازی کرد.اما تجربه ای که به من داد ارزشش خیلی بیشتر از هزینه ای بود که روی دستم گذاشت : شما میتونی محصولی رو به مشتری بفروشی که نیاز نداره (اونهم نه یکی بلکه سه تا یا بیشتر) فقط کافیه راهش رو بدونی و کمی باهوش باشی.</description>
                <category>امیرعباس نقدی</category>
                <author>امیرعباس نقدی</author>
                <pubDate>Sun, 10 Mar 2019 01:41:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>