<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های جنـآب‌اسفنـد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amiradabi</link>
        <description>روزمرگی یه کنکوری و دانشجو آینده :) اندکی‌نویسنده‌وشاعر/معتادکافئین/نوه‌حافظ‌شیرازی/عشق‌ِکلاسیک/معتقدبه‌انسانیت/ENFP</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 14:28:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1479018/avatar/fRbpT7.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>جنـآب‌اسفنـد</title>
            <link>https://virgool.io/@amiradabi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>باب سوم: مصائب فیدیبوکی</title>
                <link>https://virgool.io/@amiradabi/%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8-%D9%81%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C-ch7klajbahm2</link>
                <description>«نمایی از کتابخوان فیدیبوک»                          بـــه‌نـام‌نـــــون‌والـقــــلمهمین اول کار باید اعتراف کنم که خیلی وقته بی‌تابانه برای نوشتن این متن منتظر بودم. چون دلم میخواست که آدم های بیشتری با این گجت و البته پروسه خدمات پس از فروش دیجیکالا آشنا بشن و این تجربه بدردشون بخوره. برای همین اول یه معرفی کوتاه و مختصر راجع به این دستگاه انجام می‌دم و بعدش مستقیم می‌رم سراغ ماجرایی که یک ماه درگیرش بودم و روند خدمات پس از فروش فروشگاه اینترنتی دیجیکالا.(بررسی اختصاصی و کامل فیدیبوک رو به زودی، داخل یه پست جداگونه می‌نویسم.)همونطور که پیداست اغلب شماهایی که دارید این مقاله رو می‌خونید از ماهیت اصلی فیدیبوک باخبر نیستید و صرفا با دیدن اون عکسِ بالا و از روی ظاهرش، اون رو یه تبلت ساده تلقی می‌کنید. درحالی که باید بگم اصلا اینطور نیست! شاید ابعاد و شکل ظاهری فیدیبوک ذهنتون رو به سمت تبلت سوق بده اما این گجت تفاوت‌های فاحشی با تبلت‌ها داره.اولین و البته بزرگترین تفاوت بین کتابخوان(bookreader) و تبلت مربوط به صفحه نمایش اونهاست. صفحه نمایش تبلت‌ها و در کل گوشی‌های همراه، انواع مختلفی دارن؛ از LED و LCD بگیر تا IPS و امولد. ولی از اون طرف داخل کتابخوان‌ها اصلا از این نمایشگرها استفاده نشده، بلکه از فناوری خاص و متفاوتی بهره گرفته شده!  با یه تعریف ساده و قابل درک بخوام توضیح بدم، توی این صفحه نمایشگرِ غالبا سیاه و سفید که به (E-link) شناخته می‌شه؛ بجای پیکسل‌ها، کپسول‌های خیلی ریزه پر از مایع بی‌رنگی وجود داره که داخلش دو نوع رنگ‌دونه سفید و مشکی وجود داره. با باردار شدن لایه رویی و زیرین کپسول‌ها، رنگ‌دونه‌های مشکی یا سفید بالا میان و در نهایت پیکسل‌های سفید، مشکی و خاکستری رو به وجود میارن.(می‌دونم بعضیاتون احتمالا گیج شدین ولی برای درک بهتر می‌تونید توی نت سرچ کنید یا اگه دوست دارید می‌تونید صبر کنید تا توی پست بررسی تخصصی فیدیبوک کامل تر توضیحش بدم.)«نمایش شماتیک از فرآیند نمایشگر صفحات E-link»از صفحه نمایش که بگذریم دومین وجه تفاوت تبلت و کتابخوان‌ها توی مشخصات سخت افزاری اونهاست. کتابخوان‌ها نسبت به تبلت‌های امروزی، سخت افزارهای به دفعات ضعیف‌تری دارن که خب، این یه امر کاملامعقولانس...چرا؟! چون قرار نیست که با کتابخوانا ما کال آف دیوتی بزنیم یا فیلم سینمایی ببینیم که! صرفا برای مطالعه و کتاب خوندن مناسبه و همین سخت افزار جوابگوش هست و روی قیمتشون هم بی‌تاثیر نیست البته. جدا از این دو مورد، تفاوت‌های جزئی و بارز دیگه‌ای هم دارن که داخل پست بررسی فیدیبوک کامل شرح می‌دم واستون، فقط تا اینجا مقدمه چینی کردم که بگم در کل این دوتا دیوایس...کاربری کاملا متفاوتی دارن و نباید باهم یکی بگیریمشون!_____________________________________خب خب، از مقدمه که بگذریم باید بریم سراغ اصل مطلب؛ یعنی ماجرایی که برام پیش اومد و داستان خدمات پس از فروش و گارانتی دیجیکالا! (اینم همینجا بگم که هدفم از ذکر کردن تاریخ‌ها اینه که فقط متوجه مدت زمان هر قسمت از پروسه این قضیه بشید و البته این پروسه مخصوص گارانتی خوده دیجیکالا هست نه شرکت دیگه‌ای.)بخوام یکم برم عقب‌تر، حدود چند ماهی می‌شد که دنبال کتابخوان فیدیبوک بودم ولی بدبختانه حدود یک سالی می‌شد که اصلا موجودیش تموم شده بود. البته نسخه‌های خارجیش مثل کیندل و اونیکس موجود بود ولی نه من می‌خواستم اونقدری خرج کنم(دروغ چرا اونقدرم پول نداشتم خخخ) نه این دیوایسا خیلی درست از محتوای زبان فارسی پشتیبانی میکردن و داستان داشتن خلاصه(منظورم کیندله). برای همین دستم رو زیر چونه زدم و نشستم به انتظار موجود شدن فیدیبوک. کلی پیغام و پسغام به پشتیبانی فیدیبو و دیجیکالا زدم که کی قراره موجود شه ولی خب، چیز درستی دستگیرم نشد و فقط با یه تعداد جواب سربالا و گنگ رو به رو شدم. گذشت و گذشت تا اینکه دوشنبه 15 فرودین امسال، توی خیابون بودم که کاملا اتفاقی متوجه شدم دیجیکالا فقط یه عدد فیدیبوک اونم با 500تومن کاهش قیمت نسبت به سال قبل، توی سایت برای فروش گذاشته! با علم به اینکه می‌دونستم بخاطر این کاهش قیمت یجای کار می‌لنگه، سراسیمه رفتم خونه، ثبت سفارش رو انجام دادم و حدود چهار روز بعد، یعنی پنجشنبه 18ام فیدیبوک به دستم رسید.بسته رو که از پست تحویل گرفتم و اومدم خونه؛ بخاطر یه سری حواشیی که این اواخر درباره دیجیکالا رخ داده بود (مثلا جعبه خالی یا محصول خراب فرستاده بودن برای مشتری) تصمیم گرفتم که از همون لحظه باز کردن کارتن پستیش، فیلم بگیرم که اگه مشکلی بود بتونم با مدرک پیگیری کنم. خلاصه وقتی کارتن رو باز کردم و رسیدم به خوده فیدیبوک همه چیز طبیعی به نظر میومد. کارت گارانتی، کارت هدیه 200تومنی و مابقی اقلام سالم و درست توی جعبه بودن. با خیال نیمه راحت رفتم سراغ خوده فیدیبوک و روشنش کردم. مشکلی ندیدم بازم. همه قسمت‌هاش رو هم چک کردم تا مبادا مشکلی اون پشت مشتا باشه که نبود. بلاخره اکانتم رو وارد کردم و یکی از کتابا رو امتحانی باز کردم، بازم مشکلی نبود تا اینکه خواستم با دکمه های کناریش(که برای عقب و جلو بردن صفحاتن) کتاب رو ورق بزنم و با چیزی که تقریبا خودم رو براش آماده کرده بودم و می‌دونستم 500تومن کاهش قیمتش الکی نیست مواجه شدم: دکمه سمت چپش کار نمی‌کرد!سریع داخل گروه تلگرامی که برای فیدیبوک‌دارا بود قضیه رو گفتم و اونا هم گفتن که اگه مابقی قسمت‌هاش مشکلی نداره اصن بیخیال این دکمه شو چون حتی خیلی از مدلای خارجی و بالارده‌تر از فیدیبوک هم این دکمه ها رو ندارن اصلا(مثل رقیب هم‌رده فیدیبوک، kindle paperwith 10th). اولش خودمم بیخیالش شدم ولی یهو اون بُعد کمال‌طلبم افسارو بدست گرفتم و مجبورم کرد که زنگ بزنم و مشکل رو با گارانتی دیجیکالا درمیون بزارم چون بلاخره این 18ماه گارانتی دیجیکالا قرار بود به چه دردی قرار بود بخوره؟!همون موقع زنگ زدم به شماره پشتیبانی گارانتی دیجیکالا که روی کارت گارانتی بود. یکی دوبار که کلا تلفن روم قطع شد حالا یا صدای من نمی‌رفت یا نمی‌خواستن جواب بدن. اول یکم دلسرد شدم چون قبلا درباره حواشی خدمات پس از فروش دیجیکالا شنیده بودم. ولی بازم زنگ زدم و بلاخره یه اپراتور خانم جواب داد. وقتی مشکل رو باهاش درمیون گذاشتم بهم گفت که این مورد(یعنی همین مشکل دکمه) قابلیت مرجوعی کامل رو داره و می‌تونید کالا رو بصورت مرجوعی برامون بفرستید تا مبلغش رو به حسابتون واریز کنیم. چون قبلش یکی دوساعت با فیدیبوک کار کرده بودم و از سالم بودن مابقی قسمت‌هاش مطمئن شده بودم و از اونطرفم مشکلی که داشت خیلی حاد نبود و با یه تعمیر نیم ساعته می‌شد درستش کرد، گفتم نه می‌خوام بره برای تعمیرات و اون هم براش مرجوعی زد و گفت که فیدیبوک رو بصورت مرجوعی بفرستم که بره برای تعمیر. حالا چرا بازم مرجوعی؟! چون کلا دیجیکالا خدمات گارانتی و تعمیراتش رو هم بصورت ارسال مرجوعی انجام می‌ده. اگه داخل تهران و مراکز استان ها باشید خودشون میان و کالا رو تحویل می‌گیرن و اگرم که داخل شهرهای دیگه باشید برای مرجوعی باید با پست کالا رو ارسال کنید که البته دیجیکالا خودش هزینه پستی که پرداخت می‌کنید رو بهتون برمی‌گردونه و لازم نیست از این بابت نگران باشید چون خوشبختانه حمل و نقل مرجوعی و تعمیرش کاملا رایگانه!(که البته شامل اون دو سه تومنی که خوده پست برای پر کردن فرم و... می‌گیره نمی‌شه!)خلاصه که شنبه 20فروردین‌ماه، فیدیبوک و اقلامش رو مثل همون حالت اول بسته بندی کردم و گذاشتم داخل همون جعبه‌ای که برام ارسال کرده بودن و فرستادم برای دیجیکالا و این تازه اول ماجرا بود. همینجا اینم بگم که اگه شما هم توی همچین موقعیتی قرار گرفتید و مجبور بودید کالاتون که قیمت زیادی داره یا ظریفه رو با پست بفرستید، حتما به کارمند پست بگید که می‌خواین کالاتون رو «بیمه» کنید و با توجه به ارزش واقعیش اون رو بیمه می‌کنن که اگه توی راه اتفاقی برای بسته‌تون افتاد، چیزی دستتون رو بگیره و خیلی هم هزینه نمی¥بره و برای مثلا یه گوشی حدودا 5میلیونی شاید حدود 4-5هزارتومن پول بیمش بشه؛ پس حتما اینکارو بکنید. خلاصه که سه روز بعد، یعنی 23م بلاخره دیجیکالا فیدیبوک رو از پست تحویل گرفت.القصه، بعد از اینکه رسید اونجا، حدود دو روز (یعنی 24-24م) طول کشید تا بقول خودشون «فرایند بررسی تایید مرجوعی» صورت بگیره و حدودای ظهر پنجشنبه، 24م بود که از دیجیکالا با من تماس گرفتن که ما فیدیبوکتون رو دریافت کردیم، میخواین مرجوعی کاملش کنید؟ من بازم گفتم نه و چون هم ناموجوده فعلا و هم مشکل خاصی نداره می‌خوام بره برای تعمیرات و اپراتور هم گفت مشکلی نیست و من کالاتون رو می‌فرستم برای بخش فنی. جونم براتون بگه که این مرحله یعنی «فرایند بررسی فنی دیجیکالا» جانگدازترین، رومخ‌ترین و طولانی‌ترین زمان رو داره و حدود یک هفته (یعنی تا 31ام) اونم «میانگین» طول می‌کشه و جالب‌تر اینجاست که تو این مرحله هیچ تعمیراتی انجام نمی‌شه و صرفا قراره بررسی کنن تا بفهمن مشکلی که دیوایستون داره درسته و اصلا قابل تعمیر هست یا نه!این پروسه هم که گذشت؛ تازه فیدیبوک رو فرستادن برای بخش گارانتی دیجیکالا و رفت که تکنسین تعمیرش رو انجام بده که این پروسه «تعمیر» هم 4 روز (یعنی از 4تا7اردیبهشت) طول کشید و صبح چهارشنبه 7م پیامک اومد که مشکل فنی فیدیبوکتون برطرف شده و در بازه هماهنگ شده به شما برگردونده میشه. ولی یک روز گذشت و فردا که با بخش گارانتی تماس گرفتم، اپراتور گفت بعد از اینکه تعمیرات انجام میشه حدود 12الی24 ساعت فیدیبوکتون امتحان می‌شه تا ببینن تعمیراتش درست انجام شده یا نه.و درنهایت جمعه (9م) فیدیبوکم برای ارسال تحویل پست داده شد و سه روز بعد یعنی 12اردیبهشت، رفع مشکل شده و کاملا سالم بدستم رسید!خلاصه که این پروسه تعمیر و خدمات پس از فروش (گارانتی) دیجیکالا، اون هم برای مشکل خیلی جزئیی (کار نکردن یه دکمه) حدود سه هفته طول کشید! اما خب، ارزشش رو داره و اگه مشکل مشابهی براتون رخ داد از طریق گارانتی پیگیری کنید چون حداقل فارغ از پروسه طولانیش کالاتون رو کاملا سالم و رفع مشکل شده براتون ارسال می‌کنن، اونهم بدون یک ریال هزینه اضافی. البته اینم بگم که این تجربه و فرایند تعمیر صرفا برای گارانتی خوده دیجیکالا هست و برای تعمیر و خدمات پس از فروش گارانتی های دیگه‌ای که داخل فروشگاه دارن فعالیت می‌کنن باید به همون شرکت مراجعه کنید و دیجیکالا در این باره مسئولیتی نداره! صرفا می‌تونه اطلاعات تماس و آدرس شرکت گارانتی کالاتون رو در دسترستون بزاره! پس اگه قراره خرید کالای قیمتی داشته باشید اول سعی کنید حضوری خرید کنید و اگه در نهایت مجبور شدین که از دیجیکالا خرید کنید سعی کنید کالایی رو بخرید که گارانتی خوده دیجیکالا روش باشه! اینطوری حداقل خیالتون یکم راحت تره...مخصوصا برای کالاهای الکترونیکی!امیدوارم که به اشتراک گذاری این تجربه‌ با شما، براتون سودمند باشه و یه روزی (که امیدوارم نیاد) بدردتون بخوره.ارادتمند همیشگی :)</description>
                <category>جنـآب‌اسفنـد</category>
                <author>جنـآب‌اسفنـد</author>
                <pubDate>Tue, 10 May 2022 19:33:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باب دوم: فیدیبو یا طاقچه، مسئله این است!</title>
                <link>https://virgool.io/@amiradabi/fidiboortaqche-r96tllkb6nzs</link>
                <description>فیدیبو یا طاقچه، مسئله این است!* این پست بصورت بی‌طرفانه، بدون جبهه‌گیری و بدون قصد هیچگونه طرفداری یا تخریب یک‌جانبه از این دو پلتفرم نوشته شده.مساله این نیست که خرید کتاب چقدر گرون تموم می‌شه، مسأله اینه که اگه کتاب نخونی چقدر برات گرون تموم می‌شه!حقیقتش این روزا چه توی ویرگول و چه خارج از ویرگول مثل توییتر، به مطالب و نقدهای زیادی راجع به فیدیبو و طاقچه برخورد کردم که لازم دونستم درقالب یک پست -امیدوارم- مختصر، توضیحاتی رو بعنوان شخصی که سالها با کتاب و کتابخوانی خُو داره و از این دو پلتفرم استفاده می‌کرده، ارائه کنم. داستان آشنایی من با این دو پلتفرم برمی‌گرده به همون سالهای ابتدایی فعالیت و معرفیشون. سال 94 من که 11-12 سالم بود، اولین گوشی لمسی خودم که LG L40 بود رو خریدم. یادمه هر هفته چندبار 20 مگابایت، 20 مگابایت بسته برای سیم‌کارت ایرانسلم می‌خریدم و می‌رفتم توی سایت ویکی‌پدیا و برنامه بازار می‌چرخیدم. تا اینکه یه روز اتفاقی با برنامه طاقچه توی بازار برخورد کردم و منم سریع نصبش کردم. اونموقع و توی اون سن برنامه‌ای که باهاش می‌شد کتاب خوند برام خیلی عجیب و جالب بود. دقیقا یادم نیست اونموقع چطوری بود این برنامه ولی خب، قطعا با نسخه‌ی فعلیش خیلی تفاوت داشت، کتابای زیادی نداشت و فقط یادمه کلی ذوق کردم. درمورد فیدیبو هم دقیقا اولین باری که باهاش برخورد کردم رو یادم نیست، ولی تقریبا توی همون سالها رخ داد و تا به الان، با وجود عوض کردن چندین گوشی، همچنان این دو برنامه روشون نصب بوده و ازشون استفاده می‌کنم. خب به تدریج کتاب‌های بیشتری به این دو پلتفرم اضافه شد و کم‌کم طرفدارای خودشون رو هم پیدا کردن. البته از سال 95 که دیجی‌کالا فیدیبو رو خرید، این پلتفرم فرصت بیشتر دیده شدن رو پیدا کرد و خب، طرفداری بیشتری برای خودش دست و پا کرد. البته ناگفته نماند که طاقچه هم عقب نکشید و با افزودن امکانات و کتاب های جدید و جذاب و البته فعالیت های فرهنگی مختلف، مثل چالش های کتابخوانی و... تونست به رقابت و هم‌پایی رقیبش برسه.دروغ چرا، خودِ من هم یکی دوسال قبل از شیوع ویروس کرونا و قرنطینه جهانی، معتاد کتاب‌های چاپی شده بودم و هر ماه صد تومن، دویست تومن از فروشگاه‌های شیراز کتاب می‌خریدم. یادمه برای پیدا کردن یه ترجمه از فلان کتاب چند هفته توی شیراز چرخیدم تا بلاخره به زورِ سفارش و غُرغُر کردن سر کتابفروشا هم که شده بود اون کتاب رو پیدا کردم، یادش بخیر حال و هوای خودش رو داشت. من از اون آدماییم که وقتی یه کتاب دستش می‌گیره برا خوندن، باید حتما یه مداد یا ماژیک هایلایت هم کنارش باشه تا اگه دیالوگ و جمله جالبی دیدم و یا خواستم همون لحظه چیزی بنویسم، بتونم توی کتاب هایلایتش کنم یا گوشه صفحه یادداشت بنویسم و کتاب های چاپی، دستت رو برای هرکاری باز گذاشته بودن. کتاب چاپیی که می‌خریدی، برای خوده خودت بود و بدون هیچ ترس و واهمه‌ای می‌تونستی حتی پارش کنی (مزاح می کنم) یا به یکی از عزیزانت هدیه بدی. این دو مورد توی این دو پلتفرم مجازی کمی متفاوت تره؛ البته که امکانات جذاب و ویژه‌ای هم این دو کتابخوان دارن اما همیشه ترس اینکه یه روز صبح از خواب بیدار شی و ببینی کتاب موردعلاقت که نصفش رو خونده بودی از اون برنامه حذف شده، همیشه همراه آدمه. ولی خب، امکانات هایلایت و یادداشت (هرچند متفاوت) اما توی این پلتفرم ها هم وجود داره و حس و حال خودشون رو هم دارن.از خاطره‌گویی که بگذریم، باید بریم سراغ موضوع اصلی این پست. کدومش بهتره و چرا این همه حرف و نقد (مخصوصا برای فیدیبو) دربارشون وجود داره. خب اول بزارید سه تا مقایسه کوچیک از بُعدهای مختلف این دو پلتفرم‌ داشته باشیم.محیط کاربری، امکانات و قیمتهمین اول کار باید بگم که این یه مورد، تا حدود تقریبا زیادی به سلیقه خودتون بستگی داره و هرکدوم از این دو پلتفرم سبک و سیاق طراحی مخصوص به خودشون رو (درعین شباهت نزدیکشون) دارن. برای همین زیاد وارد جزئیات این قسمت نمی‌شم و فقط چندتا مقایسه کوچیک درموردش براتون انجام میدم.      درمورد محیط کاربری باید بگم که فیدیبو فونتِ عناوین و آیکون‌هاش توی محیط فروشگاهش کمی نسبت به طاقچه بزرگ‌تره و برای کسایی که مشکلات چشمی دارن، بنظرم چرخیدن و گشت و گذار در این برنامه کمی راحت تره و درکل محیط ساده اما شلوغی داره. از اونطرف طاقچه محیط کاربری مینیمال و مدرن‌تری داره و از شلوغی کمتری برخورداره، همه چیز سرجای خودشه ولی ممکنه برای بعضی از کاربرای جدید کمی طول بکشه تا عادت کنن به قسمت‌های این برنامه.    طاقچه امکانات جذاب‌تری رو در اختیار خواننده‌ها قرار می ده، از مشاهده ساعت کتاب‌های مطالعه یا شنیده شده در روز گرفته تا ویژگی به اشتراک گذاری جملات و دیالوگ کتاب‌ها توی خود پلتفرم، امکان تبادل نظر بیشتر و یه جورایی، یه شبکه اجتماعیه فرهنگی داره داخل خودش و از طرف دیگه فیدیبو دارای دستگاه کتابخوان (eBook) اختصاصی خودش به اسم «فیدیبوک» هست و حس و حال مطالعه باهاش یه سر و گردن از کتاب خوندن توی گوشی بالاتره و ویژگی های خاص خودش رو داره که البته فعلا ناموجوده ولی به زودی توی یه پست جدید درمورد این کتابخوان و ماجرای خریدنش و... رو باهاتون به اشتراک می زارم و بیشتر درموردش توضیح می دم.  درمورد امکانات کتاب های epub هم باید بگم که هردو ویژگی های خودشون رو دارن و اینجا هم بازم سلیقه ایه، ولی وقتی کتابی که دنبالشی فقط توی یکی از این دو پلتفرمه، دیگه بنظرم از این موارد نمیشه اشکال گرفت، مگه نه؟!     و درآخر درمورد قیمت کتاب های صوتی و چاپی این دو پلتفرم باید بگم که قیمت های غیرقابل مقایسه ای دارن. قیمت الکترونیکی برخی کتاب های فیدیبو حتی از نسخه های قدیمی چاپی اون کتاب هم گرون تر هست و از طرفی تخفیف های بیشتری برای کاربرها میذاره که این یه جورایی همون «از این دست گرفتن از اون دست پس دادنه». اساس قیمت گذاری اغلب کتاب های توی طاقچه هم تقریبا مثل فیدیبو هست و این پلتفرم هم گردونه شانس و تخفیف های مناسبتی و هفته ای جذابی داره. ولی درکل قیمت بعضی از کتاب ها توی هردو پلتفرم غیرمعقوله، مخصوصا بعضی از کتاب های صوتی از گوینده های شناخته شده(مثل سری صوتی هری پاتر از آرمان سلطان‌زاده). درمورد قیمت اشتراک طاقچه بی نهایت و فیدی پلاس این دو پلتفرم که با پرداخت قیمت تقریبا یک کتاب، تعداد زیادی کتاب برای مدت محدودی در دسترستون قرار می گیره هم چند جا دیدم که نوشته بود قیمت اشتراک های فیدی پلاس بیشتره درصورتی که تقریبا قیمت هردو اشتراک یکسانه و تفاوت قیمتی خاصی بینشون دیده نمی‌شه!مبلغی که بابت خرید کتاب می‌پردازید به مراتب پایین تر از هزینه‌هایی است که در آینده بابت نخواندن آن پرداخت خواهید کرد2. پشتیبانی، برخورد و احترام به مشتریدر این مورد باید بگم که طاقچه با یه سری کارها، از نظر اجتماعی تونسته مخاطب‌های بیشتری برای خودش جذب کنه و محبوبیتش رو بالاتر ببره. مثلا توی توییتر دیدم که افرادی اشتراک طاقچه بی نهایت داشتن و کتابی رو از این اشتراک مطالعه می کردن که به درخواست ناشر، اون کتاب از طاقچه بی نهایت خارج شده بود و برای همین طاقچه توی پیامکی به اونها کد تخفیفی داده بود تا بتونن کتاب رو بصورت رایگان دریافت کنن و مطالعه‌ش رو ادامه بدن؛ این چیزیه که حداقل من تا بحال از فیدیبو ندیدم. از طرفی، چندباری که بخاطر مشکلاتی با پشتیبانی فیدیبو تماس گرفتم یا دایرکت دادم، اپراتور با صبوری و خوش رفتاری مشکلم رو حل کرد و رفتار نامناسبی از پشتیبانی فیدیبو ندیدم اما از نظر من این کافی نیست و توب این یه مورد باید حق رو به طاقچه داد و فیدیبو توی این موضوع نیاز به یه سری تغییرات و ایده های بیشتر داره.3. تعداد و تنوع کتاب های چاپی و صوتیهردو پلتفرم دقیقا معلوم نیست که چه تعداد کتاب دارن اما با یه حساب سرانگشتی می‌شه فهمید که فیدیبو تعداد کتاب بیشتری داره که البته، بخش قابل توجهی از اون به کتاب‌های زرد تعلق گرفته که سعی دارن آدم‌ها رو پولدار، خوشبخت، منظم، قانون‌مدار، باشعور و خوش‌بین کنن(!) و از طرفی خیلی از کتابایی که دنبالشون بودم رو فقط توی فیدیبو پیدا کردم و اونها رو داخل طاقچه ندیدم و این یعنی تنوع کمتر طاقچه در کتاب‌ها. اما جدا از این مورد، تنوع کتاب توی این دو کتابخوان «کاملا غیرقابل مقایسه» هست و این دقیقا همون چیزیه که این پست رو نوشتم و در ادامه کامل درمورد صحبت می کنم. و اما موضوع اصلی(!) کدوم بهتره، فیدیبو یا طاقچه؟!ببینید، اگه شما واقعا اهل کتاب و کتابخوانی باشید، شکل کتاب و جای فروشگاه و اینکه فروشندش کیه و چیه براتون خیلی مهم نیس، هرچند که بی‌تاثیر هم نیست ولی اونقدری هم این موارد تاثیرگذار نیستن که بتونن محتوای کتاب رو تغییر بدن یا از ارزش اون کتاب کم یا زیاد کنن! خیلیا رو دیدم که چون از یه کتاب فلان پلتفرم راضی نبودن کلا اون برنامه رو گذاشتن کنار...حالا بخاطر انحصاره یا یه سری قراردادهای پشت پرده، یه سری از کتاب ها -که اغلب هم یا معروف و پرفروشن- فقط توی یکی از این دو پلتفرم کتابخوانی پیدا می شن! درسته هرکدوم از این دو برنامه خوبی و بدی های خودشون رو دارن اما منی که واقعا کتاب خوندن رو دوست دارم و برام مهمه، نمی تونم بگم خیله خب چون فلان کتاب انگلیسی که اصلا بدرد من نمی‌خوره توی فیدیبو گرونه پس من کلا این پلتفرم رو می‌زارم کنار و فقط از طاقچه استفاده می‌کنم. حتی من بارها برای کتاب‌هایی که لازم داشتم ولی توی یکی از این پلتفرم‌ها نبوده، چندمرتبه درخواست موجود کردنش رو دادم اما حالا یا بخاطر انحصار و همون قراردادها پنهونیه، یا عدم موافقت انتشاراتی و...نتونستن اون کتاب ها رو موجود کنن و بالاجبار رفتم سراغ پلتفرم دیگه تا بتونم کارم رو راه بندازم. حتی چنددفعه خواستم قیدشون رو بزنم و برم سراغ کتاب‌های چاپی، اما قیمت سرسام آورشون و از طرفی جاگیری و حمل و نقل نامناسبشون، من رو از این کار منصرف کرد.و در آخر، این همه مقدمه چینی کردم که بگم اگه واقعا کتابخون هستید و می‌خواید از خوندن کتاب‌ها لذت ببرید، یادبگیرید و یادبدید دست از این انتقادات و جبهه‌گیری‌های الکی بردارید و بجای زیاد کردن پیاز داغ، سعی کنید با پیشنهاد و انتقادات درست از اونها توی شبکه های مجازی یا بصورت مستقیم...باعث حل مشکلات بشید. به هرحال این دو پلتفرم هم مثل خیلی از پلتفرم های بین المللی و جهانی درکنار ویژگی‌های خوب خودشون، ایرادات خودشون رو هم دارن که قطعا با کمی صبر و حوصله و البته پی‌گیری اکثر مشکلاتشون حل می‌شن. تا اونموقع، بهتره که ما نیمه پر لیوان رو ببینیم و از لحظات و امکاناتی که در اختیارمونه، نهایت استفاده و لذت رو ببریم. ممنونم از این که برای خوندن این پست وقت گذاشتید و امیدوارم براتون مفید بوده باشه.ارادتمند شما، امیرادبی</description>
                <category>جنـآب‌اسفنـد</category>
                <author>جنـآب‌اسفنـد</author>
                <pubDate>Tue, 12 Apr 2022 20:45:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باب اول: مقدمه|کنکورالمسائل</title>
                <link>https://virgool.io/@amiradabi/%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-td8wfqilejgn</link>
                <description>سلام، امیر هستم، 18 سالمه، ساکن شیرازم و این قراره اولین پست بلاگم باشه. می‌دونم که الان باید درحال سروکله زدن با تست و مباحث شیمی و زبان باشم و نه اینجا، اما از اونجایی که می‌شه گفت «نوشتن» معشوقه پنهانی منه و به هرچیزی توی زندگیم ارجحیت داره و از طرفی  مثل خیلی از شما رفقا نمی‌تونم بدون نوشتن زندگی کنم، بنابراین نتونستم ازش دل بکنم و تصمیم گرفتم بنویسم...هر اون چیزی که توی ذهنم می‌گذره و ممکنه برای شما هم جالب و مفید باشه و چی بهتر از اینجا :)کنکور، شاید واسه خیلی از شماها که چندین ساله ازش عبور کردین دیگه براتون اون اتفاقات و لحظات تلخ و شیرینش قابل تجسم نباشه، اما قطعا خاطراتش رو هنوز هم به یاد دارید. نمی‌دونم چجوری می‌شه توصیفش کرد اما این سال آخر -مخصوصا این ماه های منتهی به کنکور- واقعا عجیب و غریبه...یه حس ترکیبی از ذوق و ترس توی وجود آدمه. این که قراره تا چندماه دیگه بری سراغ زندگی خودت، باهاش سروکله بزنی و با کلی آدم جدید آشنا بشی خیلی هیجان انگیزه و از طرفی...ترس و اضطراب اینکه اصلا قراره اون رشته موردنظرت رو بیاری و به هدفت برسی یا مجبور بشی یه سال دیگه هم با ریاضی و عربی سروکله بزنی، روح و روان آدم رو داغون می‌کنه. عجیبه، ولی خیلیا الان حتی درمورد رشته‌ای که می‌خوان برن هم فکر نمی‌کنن، خیلیا هدف دارن ولی نمی‌خونن، خیلیا کلا قید کنکور رو زدن و خیلیا هم می‌خوان برن پزشکی و دندون، ولی حتی اسم دروس علوم پایه‌شون رو هم نمی‌دونن...شاید مثل خیلی از این آدما شما هم با خودتون بگید «خب چه نیازیه اصلا الان درمورد دروس و جزئیات رشته‌ها بدونی». نمی‌دونم چرا، ولی من یکی که واقعا نمی‌تونم بدون تصور و انتخاب رشته و هدف موردنظرم درس بخونم و قطعا آدم‌های زیادی هم مثل من هستن. اینکه بخوام کاری رو بدون اینکه هدف مشخصی (نه کلی) داشته باشم یا اینکه ندونم آخرش چی می‌شه انجام بدم، برام مثل راه رفتن توی خَلَاءِ فضا هست و بی‌معنیه. البته بازم این موضوع برای هر آدمی با آدم دیگه متفاوته و هرکسی با روش‌های مخصوص به خودش به اهدافش می‌رسه.نمی‌خوام درمورد رشته و هدفی  که انتخاب کردم الان حرفی بزنم چون می‌گن «اگه هدفت رو تا قبل از رسیدن بهش برای کسی بازگو کنی  ممکنه دیگه به اون هدف نرسی، چون دیگه اون هدف مثل قبل برات جذاب نیست و مثل قبل شوق رسیدن بهش رو نداری و حتی شاید وسط کار رهاش کنی.» برای همین نه فقط اینجا، بلکه به خیلی از افراد نزدیکم هم دراین مورد چیزی نگفتم، البته به جز مشاور و چند نفری که اونم می‌دونستم می‌تونن توی انتخابش بهم کمک کنن.این ماه‌های آخر...واقعا اکثریت کنکوریا -ازجمله خودم- خسته شدن و انرژیمون دیگه مثل اون اولای دهم و یازدهم نیست...از یه طرف با حساب و کتاب معقولانه به خودم امیدوارم که می‌تونم اون رشته مدنظرم رو بیارم. چون 1. امسال ظرفیت پزشکی 20درصد افزایش پیدا کرده بنابراین 20درصد متقاضی هم از اون رشته‌ای که من می‌خوام، کم می‌شه...چون خیلیا صرفا بخاطر اینکه نتونستن برن پزشکی وارد این رشته می‌شدن 2. دانشگاهی که من می‌خوام، رتبه‌ای می‌خواد که برای سطح علمی من معقولانس و می‌تونم بهش برسم و 3. اینکه اگه تا خرداد درست و مثل عیدِ سال دهم بخونم -به جرئت می‌تونم بگم بار علمی و یادگیری اون 12 روز برا من از کل 12 سال مدرسه رفتنم بیشتر بود- می‌تونم رسیدن به اون رشته و دانشگاهم رو تضمین کنم. اما از طرفی هم واقعا روحیاتم بهم ریخته؛ مطمئنم که «افسردگی سال کنکور» گرفتم و این مدتِ اخیر اصلا دست و دلم به درس نرفته...درواقع این مدت اخیر شامل از مهر پارسال تا الان می‌شه. این مدت مُدام یه حالت بگیر نگیر داشت و مثلا بعد از سه هفته دُرست و رو برنامه درس خوندن، دو هفته مُخم از کار می‌افتاد و اصلا نمی‌تونستم سمت کتابا برم. برای همین اگه 70درصد طبق محاسبات بالا مطمئنم باشم که می‌تونم به اون هدفم برسم، 30درصد هم ممکنه که نرسم و این 30درصد هم چیز کمی نیست، به هرحال برای خودش 30 درصده. توی قضیه «کنکور» حتی 5درصد رو هم نباید فاکتور گرفت و ندید، همونطور که یه سوال دینی می‌تونه توی کنکور 300 یا حتی 400 نفر رتبه آدم رو جا به جا کنه.  خلاصه که خیلی گیج می‌زنم و امیدوارم با این تعاریف، اون حس ترکیبی عجیبی که بهتون گفتم رو تونسته باشید درک کنید. قصدم از این پست صرفا این بود که یه شرح احوال از خودم بنویسم براتون، چون به هرحال هرکتابی اولش یه مقدمه‌ای داره و اینم از مقدمه بلاگ من. نمی‌خوام بگم «ببخشید که طولانی شد و سرتون رو به درد آوردم و خسته شدین» چون این جملات واقعا ی بار منفی مبهمی همراه خودشون دارن و قطعا جملات بهتری برای بیان کردن وجود دارن، بنابراین اینطور می‌گم که «واقعا ممنونم از اینکه وقت ارزشمندتون رو برای خوندن صحبت‌هام گذاشتید». ارادتمند شما، امیرادبی</description>
                <category>جنـآب‌اسفنـد</category>
                <author>جنـآب‌اسفنـد</author>
                <pubDate>Tue, 12 Apr 2022 12:18:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>