<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amiraligh__</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amiraligh</link>
        <description>دانشجوی روانشناسی علامه، فعال دانشجویی، علاقه‌مند به مباحث اجتماعی و فرهنگی.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 22:28:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/33211/avatar/6el6zO.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>amiraligh__</title>
            <link>https://virgool.io/@amiraligh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تفکری کوتاه و ایده‌ای جالب درباره‌ی قرآن و نظریه‌ی تکامل</title>
                <link>https://virgool.io/@amiraligh/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-vcpfzyr08yhq</link>
                <description>آنچه در ادامه می‌خوانید نظرِ من بعد از مطالعه‌ی آیاتی چند از قرآن و تفکر درباره‌ی آن و ارتباطش با نظریه تکامل و انقلاب شناختی است و هیچ ادعایی مبنی بر درست بودن و قطعی بودنِ این ایده‌ ندارم.در آیه‌ی ۳۱ سوره‌ی بقره داریم که خداوند اسما را به انسان آموخت و سپس او را به فرشتگان عرضه کرد و فرشتگان بعد از این اتفاق بر انسان سجده کردند.حال این اسما چه‌ چیزی‌ می‌تواند باشد؟ به نظر من با توجه به شواهدی که در قرآن و علم وجود دارد اسما را می‌توان توانایی فکر کردن و شناخت پیدا کردن به اشیا و مفاهیم غیرمادی و ذهنی دانست.طبق نظریه‌ی انقلاب شناختی طی ۷۰ تا ۳۰ هزار سال پیش جهشی ژنتیکی در انسان و گونه‌ی homosapiens به وجود آمد که باعثِ عوض شدنِ شیم کشی مغز انسان و گسترش بسیار زیادِ توانایی شناختی و تفکرِ این گونه شد که در ادامه‌ی روندِ تاریخ به اینجا رسیده است. بر اساسِ یافته‌های باستان‌شناسی و انسان‌شناسی تکاملی بسیاری از  توانایی‌های بشر مانند ماهی‌گیری، ساختِ قایق، شکار، صحبت کردن از سوژه‌ی غایب، هنر، در تاریخی حدود ۵۰ تا ۴۰ هزار سال پیش به وجود آمده‌اند و این توانایی‌ها و در بحثِ ما صحبت کردن از سوژه‌ی غایب و مفاهیم ذهنی و توانایی افسانه‌سازی است که از اهمیت بالایی برخوردار است.در قرآن نیز حداقل دو شاهد برای گذشت دو دوره بر انسان هست:۱. آیه‌ی اول سوره‌ی انسان (آیا زمانی طولانی بر انسان نگذشت که چیزِ قابلِ ذکری نبود؟) ۲.سخن فرشتگان در آیه‌ی ۳۰ بقره بر اساسِ دیده‌ی آن‌ها از گذشته‌ی بشر و دیگر گونه‌های homo (در درختِ تکاملی چندین گونه homo وجود دارد که ما گونه‌ی homosapiens یا انسانِ خردمند هستیم) که به فساد و خون‌ریزی برای منابع غذایی یا محدوده‌ی قلمرو جنگ‌هایی داشتند.به نظر من نقطه‌ای که می‌توان این دو را به هم ربط داد همان آموخته شدن اسما به انسان است، اگر اسما را یک توانایی و در واقع توانایی تفکر و شناخت بدانیم. اینکه چه اتفاقی افتاده است را نمی‌دانم اما دو حالت دور از ذهن نیست:۱. هبوط آدم و حوا به عنوان دو انسان خردمند در میان دیگر انسان‌ها و تشکیل قبیله و زیاد شدن و گسترش۲. تولد آدم و حوا در میان انسان‌ها به شکل معمول و تمثیلی و یا روحانی گرفتنِ حضور آدم و حوا در بهشت.یعنی این جهش ژنتیکی که در علم ادعا می‌شود یا واقعاً به طور طبیعی رخ داده یا می‌تواند یک دستکاری غیرطبیعی از جانب خدا در طبیعت و خلقتِ خود با هبوط باشد. از جمله شواهدی که ما را به توانایی بودنِ &quot;اسما&quot; راهنمایی می‌کند کنارِ هم گذاشتنِ آیه‌ی ۲ ملک( او مرگ و زندگی را آفریید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‌کنید) و آیه‌ی ۳ سوره‌ی انسان که به دادنِ توانایی عقل و تفکر به انسان اشاره دارد و این توانایی در آیه‌ی ۱۴ مومنون( ...سپس او را آفرینشی دیگر دادیم...) نام برده شده است.از کنارِ هم گذاشتنِ این سه آیه می‌توان به این جمله رسید که:&quot; خدا انسان را برای آزمایش و امتحان آفرید و بدین منظور به انسان توانایی عقل و تفکر را داد و این توانایی همان چیزی‌ست که انسان را به سمتِ هدفِ خلقت راهنمایی می‌کند.&quot; نکته‌ی دیگر آنکه در حدیث داریم که این اسما اسامی کوه‌ها و جنگل‌ها و اشیاست که حتی اگر این معنی را با توجه به محدودیت‌های انسانِ آن زمان در نظر بگیریم. توانایی اسم‌گذاری برای اشیا و کوه و جنگل باز هم به توانایی تفکر راجع به مفاهیم ذهنی و ساخت و پرداختِ این مفاهیم برمی‌گردد همان طور که توانایی انتخاب به داشتنِ قدرتِ تفکر و تحلیل.منبع گفته‌های علمی: کتاب تاریخ مختصر بشر نوشته‌ی یووال نوح هراری</description>
                <category>amiraligh__</category>
                <author>amiraligh__</author>
                <pubDate>Sun, 24 Feb 2019 23:59:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>&quot;عرق سرد&quot; بر پیشانی جامعه ی مردسالار</title>
                <link>https://virgool.io/@amiraligh/%D8%B9%D8%B1%D9%82-%D8%B3%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1-aur0jyepjuiw</link>
                <description>  بررسی فیلم این فیلم بر اساس ماجرای خانم نیلوفر اردلان، کاپیتان سابق تیم ملی فوتسال زنان ایران ساخته شده است؛ ماجرا از جام ملت‌های آسیا‌ی سال ۲۰۱۵ شروع شد که خانم اردلان به دلیل مخالفت همسر خود آقای مهدی توتونچی مجری برنامه‌های ورزشی صدا و سیما قادر به همراهی تیم نشد و از بازی‌ها بازماند.البته ذکر این نکته لازم است که هم خانم اردلان هم عوامل فیلم از جمله خانم باران کوثری ( بازیگر نقش افروز) هرگونه شباهت شخصیت‌های فیلم را به زندگی شخصی خانم اردلان نفی کردند و بجز فوتسالیست بودنِ نقش اول و مجری ورزشی بودن همسر بازیکن در فیلم شباهت دیگری بین فیلم و زندگی خانم اردلان وجود ندارد.البته خانم اردلان تنها ورزشکاری نبود که به دلیل عدم موافقتِ همسر اجازه‌ی خروج از کشور پیدا نکرد و طی سال‌های اخیر حداقل ۲۰ تن دیگر از ورزشکاران زن از جمله خانم زهرا نعمتی نیز به این مشکل برخوردند که در بعضی موارد با مساعدت مسئولین و کمک گرفتن از قانون مشکلانشان حل شد؛ اما مهم‌ترین مسئله این است که چرا این مشکل پیش می‌آید؟ بنابر قانوت گذرنامه‌ی ایران مصوب سال ۱۳۵۱ زنان متاهل برای خروج از کشور نیاز به اجازه‌‌نامه‌ی کتبی همسر دارند و در صورت اضطرار یک بار با اجازه‌ی دادستانی می‌توانند از کشور خارج شوند؛ پایه‌ی تصویب این قانون فتوای مراجع تقلید است که خروج زن از خانه‌ را مشروط به اجازه‌ی همسرشان می‌دانند است.از جمله نکات دیگر این فیلم نشان دادن دیگر محدودیت‌های تبعیض‌آمیز بر زنان مانند حجاب اجباری چه در جامعه و چه برای ورزش کردم و مسابقه دادن؛ قوانین و حقوقی که در ازدواج به مرد داده شده مانند حق انتخاب مکان زندگی، حق طلاق، حق اعمال نظر برکار کردن زن( رضایت‌نامه‌ی همسر برای شروع به کار زنان متاهل الزامی است) می‌باشد، که این محدودیت‌های قانونی بر زنان بسیار بیشتر از مواردی است که در این فیلم نمایش داده شد.زنان علیه زنان در عرق سرداز موارد دیگری که در ساخته‌ی سهیل بیرقی مشهود بود پرداختن به مسئله‌ی زنان علیه زنان و آسیب‌های آن بود.بیرقی با پرداختن به سه شخصیت در فیلمش سه تیپ اصلی و بزرگ زنانی که مانع رشد و موفقیت زنان دیگر می‌شوند را نشان داد.شخصیت سحر دولتشاهی در نقش سرپرست فیلم که مثال خوبی بود از زنی که محدودیت‌ها و انتظارات سیستم مردسالارانه را قبول کرده و این استانداردها را به بقیه‌ی زنان هم تحمیل می‌کند و در جبهه‌ی مقابل قرار می‌گیرد زنانی که در تمام جامعه و در نقش‌های مختلف مانند افراد گشت ارشاد، مامور حراست دانشگاه‌ها و ادارات، سخنران مجالس مذهبی و... می‌توانیم مشاهده کنیم.شخصیت لیلی رشیدی که سعی داشت از این ماجرا برای خود نردبانی بسازد و معروف شود و در خفا استانداردهای جامعه‌ی مردسالار را تایید می‌کرد( در قسمتی از فیلم لیلی رشیدی به باران کوثری توصیه می‌کند تا به هر وسیله‌ای شوهرش را راضی کند).گروهی دیگر از زنان مانند دوست شخصیت افروز و باقی بازیکنان تیم که در روزمرگی‌ها گم شده‌اند و توجهی به محیط پیرامون خود ندارند و با بی‌عملی و بی‌تفاوتی خودشان خواسته یا ناخواسته قوانین و محدودیت‌ها را تایید می‌کنند.این شخصیت نوع سوم اکثریت جامعه‌ی امروزی زنان را تشکیل می‌دهند و مانند تمام جنبش‌های اجتماعی دیگر بیشترین ضربه را هم به پیکر جنبش حقوق زنان وارد می‌کنند چون مهم‌ترین عامل در پیروزی جنبش‌های اجتماعی داشتن حمایت از طرف جامعه‌ی مدنی و به طور خاص جامعه‌ی تحت ظلم و تبعیض است؛ چنانچه در جنبش ضد برده‌داری و ضدتبعیض نژادی نیز می‌بینیم با وجود مخالفت‌های بسیار و مخالفان قدرت‌مند این جنبش‌ها در درجه‌ی اول به دلیل اتحاد خود جامعه برده‌ها و سیاه‌پوستان و در درجه‌ی دوم پیدا کردن حامیانی از گروه‌های دیگر اجتماعی پیروز شدند.زن بودن در ایران پرداختن به همه‌ی جنبه‌های مشکلات زنان در ایران چندین جلد کتاب و مجله می‌خواهد تا شاید بتوان به طور عمیق و دقیق مشکلات و آسیب‌های زن بودن در ایران امروز را نشان داد؛ اما در این فرصت کوتاه می‌توان اشاره‌ای کلی و تیتروار به مسائل داشت.به طور کلی می‌توان مشکلات زنان را در ایران به سه بخش حقوقی، اجتماعی و خانوادگی تقسیم کرد و زنان با توجه به جایگاه اجتماعی خود حداقل با بخشی از این مشکلات درگیر هستند.در بخش حقوقی زنان در بسیاری از قوانیت ایران مورد تبعیض قرار گرفته‌اند مانند دیه، شهادت در دادگاه، ازدواج، کار و مشهودترین تبعیض قانونی، حجاب اجباری، قوانیتی که هر کدام بخشی از حقوق انسانی و طبیعی زنان را به عنوان یک انسان زیر سوال برده و محرومشان می‌کنند.در کنار این قوانیک حمایت‌های قانونی از زنان در برابر آزارهای جنسی در پایین‌تریت حد خود قرار دارد که این خود به بدتر شدن وضع زندگی زنان منجر شده است.در بخش اجتماعی زنان به طور روزمره با مشکلات بسیاری مواجه هستند؛ از متلک‌گوییها و آزارهای خیابانی تا محدودیت‌هایی که برای حضور زنان در بسیاری از محیط‌های اجتماعی مانند ورزشگاه‌ها وجود دارد تا ممنوعیت یا قبیح بودن استفاده‌ی زنان از وسایل نقلیه مانند دوچرخه و موتور که در شهرستان‌ها به شدت با این مسائل برخورد می‌کنند.به طور کلی محدودیت‌ها و انتظارات بی‌جا زندگی‌ کردن به عنوان یک زن را در در جوامع سنتی و محافظه‌کار به شدت سخت و عذاب‌آور کرده‌ است و باعث بسیاری از مشکلات روانی و سرخوردگی‌ها شده ‌است.زنی که از صبح که از خانه بیرون می‌آید تا به سر خیابان برسد جوانکی که در کوچه ایستاده است به او متلک می‌اندازد بعد که به خیابان می‌رسد تعداد زیادی ماشین بوق می‌زنند نه برای اینکه مسافرکش هستند بلکه افکار دیگری در سردارند. به دانشگاه که می‌رسد با همکلاسی‌ها و اساتیدی مواجه می‌شود که به او به چشم یک ابژه‌ی جنسی نگاه می‌کنند؛ در محل کار توانایی‌هایش دست کم گرفته می‌شود و تنها بخاطر جنسیتش باید انرژی و توان بسیاری را برای عبور از سد شیشه‌ای مصرف کند؛ بعد از بازگشت به خانه باید انتظاراتی که از او به عنوان یک همسر و یا دختر وجود دار را برآورده کند به کارهای خانه و آشپزی برسد و در همه‌ی این زمان خود را شاد و سرحال نشان بدهد چرا که هیچ‌کس از یک زن ناراحت خوشش نمی‌آید؛ وقتی به دوره‌ی قاعدگی نزدیک می‌شود و در هنگام قاعدگی با تمام مشکلاتی که به دلیل این اتفاق طبیعی در او به وجود می‌آید به تنهایی مقابله کند و حتی بار شرمی که بخاطر این مسئله جامعه بر او تحمیل کرده نیز کنار بیاید.این زن اگر با مشکلات روحی و جسمی مواجه شود جای تعجب ندارد.در زمینه‌ی خانوادگی بسیاری از محدودیت‌‌های تبعیض‌آمیز علیه زنان با عناوین به ظاهر خیرخواهانه‌ای مانند علاقه و نگرانی‌های والدین به زنان تحمیل می‌شود؛ بسیاری لز زنان تجربه‌ی شنیدن جملاتی مانند (( ما خیر و صلاح تو رو می‌خوایم))، ((دختر خوبی باش)) یا عباراتی شبیه به این را دارند که در نهایت پس از گفتن این جملات، خواسته‌هایی محدودیت‌آور در جهت نزدیک کردن آن زن به نرم‌ها و استانداردهای جامعه‌ی مردسالار مطرح می‌شود و عملا کاربرد این جملات و استفاده از عاطفهی‌ فرد به عنوان ابزاری برای کم کردن مقاومت و پذیرفتن آسان‌تر خواسته‌های خانواده است؛ خواسته‌هایی مانند محدود شدن زمان تفریح و زمان‌های آزاد خارج از خانه، محدودیت پوشش، محدودیت در ارتباط با دوستان و اطرافیان و... . ناگفته نماند که هرکدام از این محدودیت‌های اجتماعی یا خانوادگی که در این نوشتار به آن‌ها پرداختیم اگر با &quot;انتخاب آگاهانه‌&quot;ی فرد باشد بسیار هم محترم هستند و به طور مثال یک شخص مذهبی به بسیاری از این محدودیت‌ها با دید ارزشیِ مثبت نگاه می‌کند و آن‌ها را در زندگی خود با اختیار و انتخاب خود رعایت می‌کند. مسئله و مشکل جایی شروع می‌شود که این انتظارات و دستورها به شخصی که اعتقادی به آن‌ها ندارد &quot;تحمیل&quot; می‌شود و فرد علی‌رقم میل باطنی خود مجبور به تن دادن به این رفتارها می‌شود.</description>
                <category>amiraligh__</category>
                <author>amiraligh__</author>
                <pubDate>Sun, 24 Feb 2019 00:16:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایلان ماسک؛ مردی برای آینده</title>
                <link>https://virgool.io/@amiraligh/%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%9B-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-fcgtx2lmlimb</link>
                <description>  اگر کمی اخبار حوزه نجوم و فضا و یا اخباز حوزه خودروهای الکتریکی و خودران را دنبال کنید با یک نام آشنا می‌شوید؛ایلان ماسک،مردی از آفریقای جنوبی با ایده‌های بسیار برای متحول کردن بشریت.بی‌راه نیست اگر او را با تونی استارک(مرد آهنی)قهرمان کتاب‌های مصور مقایسه کنیم و او را استارک دنیای حقیقی بدانیم.ایلان اولین فرزند امی و ایرول ماسک بود که در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۷۱ (۷ تیر ماه ۱۳۴۹ ) در شهر پرتوریای آفریقای جنوبی چشم به جهان گشود. وی یک برادر و خواهر کوچک تر هم دارد.هنگامی که ایلان تنها ۹ سال داشت پدر و مادرش از هم طلاق گرفتند و او پس از آن به همراه پدرش در حومه شهر زندگی کرد.ماسک در دوران کودیکی اشتیاق زیادی به مطالعه داشت،در ۱۰ سالگی اولین کامپیوتر خانگی خود را خرید و در ۱۲ سالگی اولین بازی ویدئویی خود را منتشر کرد و ۵۰۰ دلار از این راه بدست آورد.ایلان در راه رسیدن به رویاها و اهداف خود چند روز قبل از تولد ۱۸ سالگی خود بدون حمایت مالی خانواده به کانادا مهاجرت کرد و در کالج کوئین در کینگستون مشغول به تحصیل شد؛وی پس از دو سال به دانشگاه پنسیلوانیا رفت و در رشته فیزیک مشغول به تحصیل شد او به طور همزمان در مدرسه تجاری وارتون در رشته اقتصاد ادامه تحصیل داد و پس از ۵ سال تحصیل در دانشگاه در سال ۱۹۹۷ فارغ التحصیل شد.ایلان ماسک شرکت زیپ ۲،اولین کسب و کار خود را در سال ۱۹۹۵ به همراه برادر کوچکش (کیمبال) و با ۲۶ هزار دلار پولی که پدرشان به آن‌ها داده بود را انداخت.زیپ ۲ در واقع یک سیستم راهنمای شهری آنلاین برای روزنامه‌ها و نشریات بود؛ پس از دو سال شرکت زیپ ۲ موفق شد با روزنامه‌های بزرگی مانند نیویورک تایمز و شیکاگو تریبون همکاری کند.چهار سال پس از آغاز به کار شرکت،کمپانی کامپک با پرداخت ۳۰۷ میلیون دلار این شرکت را خریداری کرد وایلان با توجه به سهم ۷ درصدی خود از سهام شرکت مبلغ ۲۲ میلیون دلار به دست آورددر همان سال ایلان ماسک با ۱۰سرمایه اولیه میلیون دلار سایت ایکس.کام ا راه اندازی کرد که خدمات مالی مبتنی بر ایمیل به افراد ارائه  می‌داد و یکسال بعد این شرکت با شرکت کانفینیتی ادغام شدند و شرکت پی‌پال را پایه گذاری کردند. پی‌پال اولین بانک آنلاین جهان بود و خدمات مالی را بر اساس ایمیل ارائه می‌داد. در اواخر سال ۲۰۰۰ ایلان به دلیل اختلاف نظر با سائر رهبران شرکت از ریاست اخراج شد و به عنوان عضوی از هیئت مدیره به کار خود ادامه داد.در سال ۲۰۰۲ شرکت ای‌بی با پرداخت ۱و نیم میلیارد دلار پی‌پال را از سرمایه‌دارانش خریداری کرد و ماسک به عنوان بزرگترین سهام دار مجموعه ۱۶۵ میلیون دلار به عنوان قیمت ۱۱.۷ درصد ساهمش دریافت کرد.ایلان ماسک هیچ‌گاه تنها یک ایده در ذهن ندارد و با ارمان‌های انسان دوستانه و صلح‌جویانه خود به دنبال پیشرفت دانش و تکنولوژی و فتح قله های جدید و عظیم فناوری است.در همین راستا او ایده جاه‌طلبانه زندگی در مریخ را در سر می‌پروراند که منجر ب هشکل‌گیری پروژه &quot;ابادی مریخی&quot; در سال ۲۰۰۱ می‌شود. ایلان پس از جستجوهای زیاد برای پیدا کردن شریک تجاری خوب و شرکت مناسب برای خرید و سرمایه گذاری برای موشک‌های پیشران و عدم موفقیت در این کار،تصمیم گرفت شرکت اسپیس ایکس را پایه گذاری کند. درسالهای بعد اسپیس ایکس به پیشرفت های زیادی نائل آمد و طی ۷ سال تحت مدیریت و برنامه ریزی ایلان ماسک موفق به تولید موشک های فالکن ۱‌ و ۹ و سفینه فضایی تمام رباتیک دراگون شد. در سال ۲۰۰۸ فالکن ۱ اولین موشک تولید شده در یک شرکت خصوصی بود که یک ماهواره را در مدار زمین قرار داد. ۴ سال پس از این اتفاق پس از بازنشسته شدن شاتل‌های ناسا در ۶ قروردین سال ۱۳۹۲ سفینه راگون با حضور باراک اوباما و ایلان ماسک به فضا پرتاب شد و اولسن سفینه فضایی ساخته شده به وسیله یک شرکت خصوصی شد که به ایستگاه بین المللی فضایی رسیداسپیس ایکس در حال حاضر بزرگیترین تولید کنن.موشک در جهان است و همچنین موشک های این شرکت دارنده رکورد بیشترین نسبت نیرو به وزن در بین موشک ها هستند.ایلان ماسک در ادامه پروژه های جاه‌طلبانه و پیشروی خود در سال ۲۰۰۴ با یک سرمایه گذاری به شرکت تسلا موتورز پیوست و به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیر طراحی محصول شروع به کار کرد.شرکت تسلا موتورز هم اکنون تحت رهبری و نظارت ایلان ماسک پیشرو‌ترین و موفق ترین شرکت در صنعت خودروهای برقی و خودران است و سیستم های برقی تسلا موتورز بر روی خودروهای مرسدس کلاس بی و کلاس اِی و تویوتا راو ۴ نصب شده‌اند. اکنون به لطف فناوری های شرکت تسلا در امریکا می‌توان خودروی خود را از شهری به شهر دیگر فراخواند و خودرو به صورت خودران به مکان مورد نظر می‌رسد.ماسک پروژه های دیگری از جمله:شهر خورشیدی،هایپرلوپ،اوپن‌ال،نئورالینک‌و شرکت بورینگ را نیز در دست دارد که به ترتیب در زمینه انرژی خورشیدی،حمل و نقل فوق سریع زیرزمینی،توسعه هوش مصنوعی، استفاده از هوش مصنوعی و مدارها در بدن انسان و تونل سازی فعالیت می‌کنند.ایلان ماسک بر این باور است که تا ۱۰ یا ۲۰ سال آینده بسیاری از داستان های علمی و تخیلی به واقعیت می‌پیوندند و کارهای غیر ممکن زیادی ممکن می‌شوند.در کنار این زندگی پر از موفقیت‌های تجاری و کاری ایلان زندگی خصوصی ناآرامی را کجربه کرده است؛وی از همسر اول خود در کالج توئین آشنا شده بود در سال ۲۰۰۸ و پس از دو سال رابطه پنهانی با بازیگر بریتانیایی تالولا ریلی جدا شد. و در سال ۲۰۱۰ با تالولا ازدواج کرد،آن‌ها ابتدای سال ۲۰۱۲ از یک‌دیگر جدا شدند اما کمی بیشتر از یک سال بعد در جولای ۲۰۱۳ دوباره با با یکدیگر ازدواج کردند ولی ازدواج دوباره آن ها هم دوام نداشت و درگیری این زوج از اواخر سال ۲۰۱۴ شروع شد و سپس پس از دو سال درگیری و مشاجره در اکتبر ۲۰۱۶ از یک دیگر جدا شدند.ایلان هم اکنون با ۵ فرزند پسر خود که حاصل از ازدواج اول خود هست زندگی می‌کند.ایلان ماسک،در زمینه کاری می‌تواند یک الگوی مناسب و پیشرو برای صاحبان استارت آپ ها و کسب و کارهای کوچک باشد،او با دنبال کردن رویاهای خود و تلاش برای رسیدن به آن ها نشان داده که می‌تواند هر غیر ممکنی را ممکن کند و با سرمایه گذاری های درست و به موقع کسب و کار خود را توسعه می‌بخشد. </description>
                <category>amiraligh__</category>
                <author>amiraligh__</author>
                <pubDate>Sat, 23 Feb 2019 23:09:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نائومی ولف و افسانه‌ی زیبایی</title>
                <link>https://virgool.io/@amiraligh/%D9%86%D8%A7%D8%A6%D9%88%D9%85%DB%8C-%D9%88%D9%84%D9%81-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-mosjxsonhnsl</link>
                <description>نائومی ولف نویسنده و روزنامه‌نگارِ آمریکایی به عنوانِ یکی از شخصیت‌های برجسته و تاثیر‌گذارِ حقوقِ زنان در سه دهه‌ی گذشته شناخته می‌شود.ولف پس از انتشار کتابِ افسانه‌ی زیبایی در سال ۱۹۹۳ به عنوان یکی از رهبران و سخنگوی موج سومِ فمنیسم شناخته شد.نائومی در این کتاب مفهوم &quot;زیبایی&quot; را به عنوانِ یکی از ارزش‌های اصلیِ ساختارِ یک جامعه‌ی مردسالار مطرح می‌کند و اعتقاد دارد که جامعه با تغییر دادن و کنترل کردنِ معیارهای زیبایی تسلط خود بر جامعه‌ی زنان را حفظ و هژمونی خود را تکثیر می‌کند.ولف از صنایعِ مد و زیبایی به عنوانِ وسیله ی استثماری زنان انتقاد می‌کند و تاکید می‌کند که زنام باید آزاد باشند تا هر کاری که می‌خواهند با بدن و صورتِ خود انجام دهند بدون اینکه توسط یک ایدئولوژی، مذهب و حتی محدودیت‌های قانونی درباره‌ی ظاهر افراد مورد تنبیه قرار بگیرند.ولف باور دارد افسانه‌ی زیبایی در پنج حیطه زنان را مورد حمله قرار می‌دهد: کار، مذهب، روابط جنسی، خشونت و گرسنگی.ولف در افسانه‌ی زیبایی بیان می‌کند که برداشته شدنِ محدودیت‌های قانونی برای کار کردن و حضور زنان در جامعه به بیشتر شدنِ تاثیر &quot;زیبایی&quot; کمک کرده است و این مهم خود را در بیشتر شدنِ عمل‌های جراحی پلاستیک و آرایش‌های افراطی خود را نشان می‌دهد؛ به طور مثال در یک تحقیق چند هزار نفر از زنانِ آمریکایی کم کردن چند کیلو از وزنِ خود را مهم‌ترین هدفِ خود اعلام کردند.کتابِ ولف نظراتِ مخالف و موافق زیادی را در پی داشت و با حمایت و تشویق فمنیست‌ها مواجه شد.نائومی دو سال بعد از افسانه‌ی زیبایی، &quot;آتش بر روی آتش&quot; را درباره‌ی سیاست، توانمدسازی زن و آزادی جنسی چاپ کرد.از دیگر کتاب‌های ولف می‌توان به &quot;پایان آمریکا: نامه‌ای به یک وطن‌پرست جوان&quot; اشاره کرد که ولف در آن کوشیده است با نگاهی تاریخی به مسئله‌ی فاشیسم و افزایش آن اقداماتی که یک گروه یا دولت فاشیست برای تسلط پیدا کردن بر جامعه انجام می‌دهد را توضیح دهد.به طور کلی کارِ ولف در زمینه‌ی زنان بیان کردن و اعتراض کردن به کلیشه‌سازی وتعریف کردنِ معیارهایی برای زیبایی و جذابیت است که باعثِ محدودیت و عدم اعتماد به نفس در زنان می‌شود کلیشه‌هایی که توسط جامعه‌ی مردسالار تولید می‌شوند تا با کنترل کردنِ ظاهر و بدنِ زنان بتواند حرکاتِ آنان را هم کنترل کند و در صورتِ خارج شدنِ زن از چهارچوب‌های زیبایی با منزوی کردن و دور کردنِ او از جامعه او را تنبیه می‌کند.یکی دیگر از شواهدی که ولف برای اثباتِ استثمارِ جنسی زنان در دنیای مدرن و پس از ورود زنان به اجتماع و شکستن کلیشه‌های اولیه‌ی جنسی در موردِ کار کردن و حقوق برابر زنان در جامعه می‌آورد؛صنعتِ هرزه‌نگاری جنسی است که مردان را از لحاظِ جنسی به سمتِ زنانی با بدن‌های غیرواقعی سوق می‌دهد و از طرفی دیگر زنان را هم به طرفِ ایده‌آل کردنِ بدنِ خود با چیزی که در این هرزه‌نگاری‌ها مشاهده می‌شود و خواست مردان بر آن قرار گرفته است سوق می‌دهد که این خود آسیب‌های متعددی به زنان وارد می‌سازد.</description>
                <category>amiraligh__</category>
                <author>amiraligh__</author>
                <pubDate>Sat, 23 Feb 2019 23:01:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>