<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیراردوان میرانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirardavan</link>
        <description>WWW.AMIRARDAVAN.IR</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:02:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/587513/avatar/cTEDpF.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیراردوان میرانی</title>
            <link>https://virgool.io/@amirardavan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین کارگردانی نولان - اپنهایمر</title>
                <link>https://virgool.io/@amirardavan/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%BE%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1-txhwnkszyzcf</link>
                <description>«اپنهایمر» اثر جدید کریستوفر نولان فیلمی تماشایی برای تجربه در سینما است. تجربه‌ی «اپنهایمر» در سینما، تجربه‌ای حقیقتاً شگفت انگیز و حتی ترسناک بود. کیفیت تصویر و انفجارها فوق العاده است. «اپنهایمر» اثری به غایت تصویری است. فیلم بهترین کارگردانی نولان را دارد. بله درست است، بهترین کارگردانی کارنامه‌ی نولان. تصاویر تماشایی هستند. میکس صدا و تدوین فوق العاده است و موزیک لودویگ گورانسن شاهکاری است که روی تصاویر نواخته می‌شود. کیلین مرفی سرانجام به حق خود در سینما رسیده است و شاه نقش جی رابرت اپنهایمر را درخشان اجرا می‌کند. البته که بازی تمام تیم بازیگری در فیلم حاضر عالی و یک‌دست است. «اپنهایمر» یک درام بیوگرافی تاریخی است که مطالعه‌ای بر زندگی سازنده‌ی بمب اتم است. فیلم دو پرسپکتیو اصلی دارد. زاویه‌ی سوبجکتیو اپنهایمر و زاویه‌ی اوبجکتیو سوم شخص راوی که در بزنگاه‌های خاص نولانی با هم تلاقی می‌کنند. ضعف «اپنهایمر» این است که بیش از حد طولانی است. هر مخاطبی حوصله‌ی تماشای فیلمی سه ساعته و پر گفت و گو را ندارد. از طرف دیگر پرداخت شخصیت معشوقه‌ی اپنهایمر و همسرش آن‌چنان قوی و باور پذیر نیست. نمی‌توانیم مشکل جین تتلاک را بفهمیم. در نهایت «اپنهایمر» اثر درخشان دیگری از بهترین فیلمساز تاریخ سینما است. کریستوفر نولان، فیلمسازی که هیجان را به سینماهای جهان تزریق کرده است. «اپنهایمر» در کنار شاهکار های نولان، «میان ستاره‌ای»، «تلقین» و «شوالیه‌ی تاریکی» قرار نمی‌گیرد امّا حتماً از پنج فیلم برتر او است.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 09:15:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ضد یادداشتی بر اثر ضعیف الفرد هیچکاک - سرگیجه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirardavan/%D8%B6%D8%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%B6%D8%B9%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%DB%8C%D8%AC%D9%87-t05wbzm0igew</link>
                <description>خواندن این ریویو جرم است. نوشتن از «سرگیجه»‌ اثر شهیر هیچکاک به سپّوکو (شکم‌دری تشریفاتی ژاپنی) می‌ماند، لذا اگر از طرفداران متعصب الفرد هیچکاک هستید، اگر ناراحتی قلبی دارید و یا اگر در برابر نظری متفاوت با نظر خود مقاومت دارید نه خود را اذیت کنید و نه صاحب قلم را مورد عنایت قرار دهید. «سرگیجه» از آثاری در تاریخ سینما است که سال‌ها پس از نمایش اصلی مورد توجه قرار گرفته است. فیلمی که شکستی مفتضحانه را در گیشه تجربه کرد و مورد اقبال برخی منتقدان زمان خود نیز نبود. به مرور امّا فیلم مورد توجه قرار گرفت و در بسیاری از لیست‌های معتبر و بزرگ قرار گرفت. در ایران نیز فیلم به خاطر تعریف و تمجید‌های بیش از حد یکی از منتقدین مشهور بسیار مورد توجه است. «سرگیجه» فیلم بسیار ضعیفی از هیچکاک است. گویی خود فیلمساز دچار سرگیجه‌ای است که از آن در فیلم صحبت می‌کند. فیلمی ملال‌آور و کش‌دار که در آن هیچ‌چیز سرجای درستش نیست. فیلم با یک تعقیب و گریز بسیار ضعیف شروع می‌شود. دوربین از صحنه دور است و نمی‌تواند هیجان صحنه را منتقل کند. در ادامه مصدوم شدن شخصیت اصلی نیز غیر قابل باور است چرا که به راحتی راه می‌رود و عصا یک اکسسوار بی معنی برای او است. «سرگیجه» درباره‌ی کاراگاهی است که توسط دوست قدیمی‌اش استخدام می‌شود تا همسر مشکوکش را دنبال کند. هیچکاک زمان زیادی را برای این تعقیب بی هدف به هدر می‌دهد. تأکید دوربین روی اجسام و زوم‌های آزار دهنده دیگر ایراد بزرگ فیلم است. هیچکاک همه‌چیز را در حلق بیننده فرو می‌کند تا نشان دهد منظورش چیست. در سینما باید ارتباطی دو طرفه با بیننده ایجاد شود و به نظر من، بیننده باید شریک تجربه‌ی تصویری باشد، نه این که فیلمساز همه چیز را روی میز قرار دهد تا استفاده کنیم. هیچکاک بیننده‌ی خود را خیلی ساده تصور می‌کند و این موضوع نقطه ضعفی بزرگ در آثار این فیلمساز است. فیلم یک کات وحشتناک و غلط نیز دارد. نمایی در کلیسا جایی که سوژه در حال حرکت به سمت بیرون است، کات می‌خورد و دوربین زاویه عوض می‌کند و کاملا‌ً حس مخاطب به هم می‌ریزد. نورهای عجیب و غریب فیلم نیز آزار دهنده هستند، فیلم هرگز قادر به ساختن فضای سایکولوژیکالی که داعیه‌ی آن را دارد نیست. صرفاً با نورپردازی عجیب نمی‌توان فضای وهم‌آلود ساخت. عشق همانند بسیاری از آثار هیچکاک ساخته نمی‌شود. چرا باید باور کنیم یک کاراگاه به این سادگی شیفته‌ی چنین زنی شود؟ چرا این قدر ساده‌لوح است که معشوقه‌اش را نمی‌تواند تشخیص دهد؟ چرا فیلم این قدر وابسته به تصادف است؟ و چندین و چند چرای دیگر که پاسخی منطقی برای آن‌ها وجود ندارد. «سرگیجه» پر از ایرادات تدوینی نیز هست. عدم تداوم صحیح نماها یکی از ایرادات این فیلم پر اشکال است. جایی دیگر فیلم یک فلش‌بک بد موقع می‌زند و برای باز کردن گره‌ای که خود در آن گیر کرده است بیننده را به بازی می‌گیرد. نمای گل‌فروشی را مرور کنیم، جایی که ما قرار است از چشم کاراکتر خانم مدلین را دید بزنیم. در پشتی خیلی کم باز است و دید محدود امّا در نمای زاویه‌ی دید، قاب تقریباً کامل است. «سرگیجه» یکی از اُووِر ریتدترین فیلم‌های تاریخ سینما است. فیلمی افسار گسیخته، منسوخ و تکنیک‌زده که نمی‌توان آن را دوست داشت.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Nov 2023 09:12:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوانش نوآر کاراگاهی - نقد &quot;بتمن ( ۲۰۲۲ )&quot; - مت ریوز</title>
                <link>https://virgool.io/@amirardavan/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%86%D9%88%D8%A2%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%A8%D8%AA%D9%85%D9%86-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2-%D9%85%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B2-ia4pcyv1dzba</link>
                <description>بتمن ( ۲۰۲۲ ) - مت ریوزسرانجام کمپانی دى سى کارت برنده ی خود را رو كرد. پس از شكست سنگين در پروژه هاى &quot;ليگ عدالت، سوپرمن، زن شگفت انگيز و ...&quot; حالا دى سى کامیکس رويكرد جديدى را براى مقابله با مارول برگزيده است. مارول با صرف هزينه ى هنگفت همواره جهان سينمايى اش را گسترش مى دهد، اقدامى كه شايد در آينده ى نزديك به ضرر اين كمپانى تمام شود. تشنه کردن هرچه بیشتر بیننده برای زیاده خواهی در سینما می تواند ضربه ی مهلکی به آینده ی فیلم های سوپر قهرمانی بزند. دى سى امّا رويكرد ديگرى را انتخاب كرده است. ابتدا تاد فیلیپس برایش &quot;جوكر&quot; را با ساختار كلاسيك مى سازد و حالا پروژه ی بتمن را به ريوز مى سپارد. مت ريوز خوانشى متفاوت از بتمن ساخته است. خوانشى نوآر كاراگاهی، كاملاً زمينى و ملموس. اين برداشت جدّى ترين و قوى ترين اثر با محوريت بتمن و بهترين فيلم دى سى پس از &quot;شواليه ى تاريكى&quot; كريستوفر نولان، سردمدار آثار سوپر قهرمانى تاريخ سينما است. ديگر همه داستان بروس وين و تبديل شدنش به مرد خفاشی شهر فاسد گاتهام را مى دانند. ريوز به درستى از اين بخش داستان چشم پوشى مى كند و وارد سال دوم فعاليت متعصب انتقام جوى شهر مى شود. مدينه ى فاسده اى كه نجات يافتنى نيست. فيلم در شب هالووين آغاز مى شود. شبى بارانى كه تصويرى دهشتناك از شهر را به نمايش مى گذارد. تصویر یک پاد آرمان شهر در آستانه ی سقوط. نام سوپر ماركتى كه در اين شب مورد سرقت قرار مى گيرد اشاره اى به فيلم &quot;عفو&quot; برادران سفدى دارد. جايى كه درخشش پتينسن در آن شايد باعث شده براى نقش بتمن انتخاب شود. پتينسن با &quot;عفو&quot; مسير جديدى در بازيگرى اش پيش گرفت و جايزه اش همكارى با كريستوفر نولان در &quot;تنت&quot; و حالا &quot;بتمن&quot; است. پتینسن سری فیلم های &quot;گرگ و میش&quot;حالا تبدیل به قهرمان عصبانی نسخه ی جدید بتمن تبدیل شده است . داستان فیلم از این قرار است. قاتل سريالى به نام ريدلر سران شهر را مى كشد و معماهای عجیبی طرح مى كند. هدف ريدلر هنوز مشخص نيست. بتمن به پنگوئن دست راست فالكونى براى دست داشتن در جنايات شك مى كند و در اين راه با سلينا كايل آشنا مى شود. با ورود بتمن و گوردون برای حل معماهای ریدلر زوایای جدیدی از جنایات او رو می شود. جنایاتی که در نهایت بتمن را هدف قرار داده اند. كارگردانى، فيلمبردارى، تدوين صدا، مبارزات و اكشن &quot;بتمن&quot; عالى هستند.  موزيك متن &quot;بتمن&quot; يادآور آثار كلسيك نوآر است و شنيدنى است. موزیکی دلهره آور و تاریک ساخته ی مایکل جیاچینو، برنده ی اسکار که بر هراس جاری در صحنه ها، تنشی بی وقفه می افزاید. فيلمنامه پر  جزئيات است و شخصيت پردازى نيز بسيار خوب است. كارکتر ها ريشه دار هستند و هر كدام عقبه اى دارند كه به شاكله ى اصلى روايت كمك مى كنند. ریدلر شمایلی نامتعارف و نوین دارد و قاتلی است که تحت تأثیر شوالیه ی تاریکی شهر قرار گرفته است. پنگوئن با گریم سنگین کالین فارل نیز موجز معرفی می شود، چرا که قرار است در پروژه های آینده ی کمپانی مورد استفاده قرار بگیرد. زن گربه ای بیشترین حضور را در بین شخصیت های مکمل دارد. دوست جدید بتمن که ابتدا برای مقاصد شخصی اش به او یاری می رساند. بروس وين در نسخه ى ريوز پرخاشگر و عصبانى است. یک متعصب که مأموریتش کتک زدن شبانه ی بزهکاران شهر است. نسخه ی بتمن ریوز سوپرقهرمانی جدی تر را به نمایش می گذارد. بروس وین فیلم حاضر به سختی می خندد و نگاه خیره اش به اطرافیان یادآوری است برای گذشته ی تاریکش. خوشبختانه ديگر خبرى از شوخى هاى سطح پايين و رايج سال هاى اخير دى سى در مبارزات و ديالوگ ها نيستيم. &quot;بتمن&quot; آغازى با حوصله براى داستان اين سوپر قهرمان زمينى است. فيلمى طولانى كه قهرمانش به زيرزمين هاى شهر فاسد گاتهام رخنه مى كند و به جنگ با جرايم سازمان يافته مى رود.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Mon, 14 Mar 2022 14:27:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نوآری در نقد نظام توتالیته - Servants ۲۰۲۰</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D9%86%D9%88%D8%A2%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%D9%87-servants-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0-doyezdckrrkd</link>
                <description>اينجا نيستيم كه شاد باشيم. خُدام ( خادمان ). فيلمى از ايوان استروچووسكى. محصول اسلواكى. نوآرِ سياه و سفيدى درباره ى تفكر توتاليته ى چكسلواكى سابق. جايى كه نفوذ كمونيسم بر كليساى كاتوليك سايه انداخته. دو جوان كه زادگاهشان را براى عضويت در مدرسه ى علوم دينى ترك گفتن و حالا با چالش هاى جديدى مواجه هستند. چالش هايى كه مى تواند به قيمت جانشان باشند. شك و ترديد درباره ى آن چه كه هستند و رساله اى كفر آميز كه آغاز يك دردسر بزرگ است. فيلم دوربين عالى دارد. فلو و فوكوس ها تماشايى هستند و قاب هاى به ياد ماندنى را شاهد هستيم. رنگ بندى سرد و به سياهى زندگى كمونيستى است و ريتم فيلم هم گوياى همين موضوع است. &quot;خدام&quot; چند نماى اورهد عالى هم دارد، نمايى كه حياط خلوت طُلاب را به نمايش مى گذارد. اگر چه فيلم در تعليق كاملاً موفق نيست و اگر چه ضعف هايى در روايت و پرداخت دارد امّا اثر استروچووسكى هنرى و زيباست و بدون شك تماشايى.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Tue, 22 Feb 2022 02:56:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رستاخیز میتریکس - فرزند ناخواسته ی فرنچایز</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AE%DB%8C%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D9%86%DA%86%D8%A7%DB%8C%D8%B2-k1hln082gjgq</link>
                <description>قسمت چهارم از سرى فيلم هاى ميتريكس، فيلم فوق العاده اى است. فوق العاده از اين نظر كه چگونه مى توان يك فرنچايز سينمايى را نابود كرد. &quot;رستاخيز ميتريكس&quot; فرزند ناخواسته ى سرى فيلم هاى ميتريكس است. دنباله اى غير ضرورى بر سه گانه ى جاودان و شاهكار تاريخ سينما، تريلوژى ميتريكس ساخته ى خواهران واچووسكى ( برادران سابقى كه تغيير جنسيت دادند ). بى جهت نبود كه ليلى واچووسكى ( اندى سابق ) از ساختن قسمت چهارم سر باز زد و گفت؛ ايده ى جديدى براى ميتريكس ندارم. لانا واچووسكى ( لرى سابق ) امّا با اصرار استديوى سازنده ( وارنر ) تصميم به ساخت قسمت جديد گرفت و يك بار نيز تا آستانه ى تعطيلى پروژه پيش رفت امّا اصرار بازيگران و اطرافيانش باعث شد فيلم را كامل بسازد. &quot;رستاخيز ميتريكس&quot; يك پارودى از سه قسمت اول مجموعه است. شوخى زشت و زننده با تريلوژى جريان ساز ميتريكس. فيلمى كه نه داستان درستى دارد و نه منطق روايى درستى. نه اكشن خوبى دارد و نه ورودى به مباحث اساسى فلسفى قبلى مى كند. باور كردنى نيست كه فيلم سال ٢٠٢١ از قسمت اول ١٩٩٩ از نظر جلوه هاى ويژه نيز عقب تر است. قسمت اول ميتريكس اثرى جريان ساز بود، فيلمى كه در انتهاى هزاره ى قبلى ميلادى تاريخ سينما را وارد فاز جديدى كرد. حالا &quot;رستاخيز ميتريكس&quot; نه تنها از فيلم اول به شدّت عقب تر است بلكه حتى در حد يك فيلم اكشن معمولى هم نمى تواند موفق باشد. چندين سال از وقايع &quot;انقلاب هاى ميتريكس&quot; گذشته و تامس اندرسن ( كيانو ريوز ) يك طراح بازى كامپيوترى در ميتريكس است. تامس زندگى عادى دارد تا... . &quot;رستاخيز ميتريكس&quot; كلاژى سطح پايين از سه قسمت قبلى است و حرف جديدى براى گفتن ندارد. گاهى برخى ايده ها بد نيست امّا انقدر اجرا ضعيف است كه آن ايده ى نسبتاً جذاب نيز تلف مى شود. اى كاش قسمت چهارم هرگز ساخته نمى شد. هيچ كس ميتريكس جديد را نمى خواست.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Dec 2021 03:11:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>الفرد هیچکاک Overrated</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D8%A7%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%A7%DA%A9-overrated-iqmjeancc5dz</link>
                <description>اين پادشاه كه لخت است! هر زمان ميخوام از اَلفرد هيچكاك صحبت كنم ناخودآگاه به ياد داستان كوتاه آموزنده ى هانس كريستين اندرسن دانماركى مى افتم. &quot;لباس جديدِ پادشاه ( امپراطور )&quot;. بايد صادق بود. اين كه چون فلانى ميگه هيچكاك بزرگ هست ما هم مثل طوطى بگيم آره به به، صحيح نيست. هيچكاك از نظر من  اصلاً فيلمساز خیلی بدى نيست ولى حتماً بهترين فيلمساز تاريخ نيست و نزديك هم نيست به فيلمسازان درست و حسابى سينما. هيچكاك فيلم خوب داره ولى فيلم های بد و منقضى سنگینی بیشتری در کارنامه اش دارند. آثارى كه به هيچ وجه با منطق امروز سازگار نيستن و از اون گذشته جذابيتى براى مخاطب امروزِ سينما ندارن. مخاطب امروزى كه &quot;ميتريكس &quot;ديده، مخاطب امروزى كه &quot;مرحوم&quot; ديده، مخاطب امروزى كه &quot;تلقين&quot; ديده رو نميشه با سناريو هاى ساده ى هيچكاكى فريب داد. آقاى هيچكاك چطور ممكنه با يك بشكن فردى به اون مهمى رو اشتباه بگيرن؟ چطور ممكنه با برخورد دو كفش به هم نقشه ى قتل ضربدرى كشيده بشه؟ چطور ممكنه مرد عوضى كه دنيا و دين دنبالشن رو يك پيرزن تو كالباس فروشى بگيره؟ چطور ممكنه يك جاسوس بزرگ نازى اونطورى گول بخوره؟! نميگم ناممكن هست ولى هيچكاك گاهى از پس سناريوى طرح شده ى خودش هم بر نمياد. &quot;روانى&quot; ، &quot;پرندگان&quot; ، &quot;طناب&quot; ، &quot;ج را براى جنايت شماره گيرى كن&quot; و تا حدودى &quot;پنجره ى پشتى&quot; آثار هنوز زنده ى فيلمساز هستن ولى &quot;بدنام&quot;، &quot;شمال از شمال غربى&quot; ، &quot;مرد عوضى&quot; ، &quot;بيگانگان در قطار&quot; و فیلم ضعیف &quot;سرگیجه&quot; برخی از آثار منقضى و بد فيلمساز هستن. بد هم در سناريو هم در ساخت. پسرك در حالى كه اسب هاى شهر بازى دارن منفجر ميشن تو دوربين نگاه مى كنه و مى خنده و زن قصه رو با يك عينك نمى شناسن. فیلمسازی که تکنیک رو هم می بازه. قدر دان زحمات شما براى سينما هستيم آقاى هيچكاك، درسته بايد هميشه شروعى باشه. هيچكاك همون نوكيا ٦٦٠٠ اى هست كه امروزه منسوخ هست و به آيفون های جدید ميرسه. در سينما زمان بر عليه اثر هنرى هست. فيلم هاى عالى در تاريخ سينما داريم كه هنوز زنده ان ولى بسيارى از آثار منقضى ميشن. در تاریخ سينما با حضور غول هايى چون نولان، بلا تار، لینچ، بونیوئل، برگمان، کوبریک و... جايى براى هیچکاک در بین بزرگان نيست.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jan 2021 21:06:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بساز جناب لینچ</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D8%A8%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%86-pbs9qnb7scis</link>
                <description>بانوی نیلی شانگهای - دیوید لینچچه مى شود اگر بيدار باشيد و خواب ببينيد؟! بساز جناب لينچ. باز هم فيلم بساز. هنر نيازمند فيلمسازى ديويد لينچ بزرگ هست. &quot;بانوى نيلىِ شانگهاى&quot; فيلم كوتاه تبليغاتى و سفارشى برند ديور. لينچ نقل مى كنه كه؛ &quot;از ديور با من تماس گرفتنند و گفتند يك فيلم تبليغاتى ١٥ دقيقه اى مى خوايم، هرچى دوس دارى بساز فقط يه كيف دستى زنانه و برج مرواريد و شانگهاى قديم رو به نمايش بگذار.&quot; و لينچ با هوشمندى كم نظير، اثرى تماشايى ميسازه. اثرى كه لينچ از بودجه ى اسپانسر اش استفاده مى كنه تا باز هم دهن كجى كنه به استديوهاى فيلمسازى بزرگ. فيلمى با اتمسفر سورئال درباره ى زنى مرموز در اتاق ٨١٥ هتلى در شانگهاى چين. شماره ى اتاقى كه در عدد شناسى به معناى دريافت هديه اى گران بهاست. موزيك مرموز عضوى لاينفك از سينماى لينچ هست و كمك به ايجاد فضاى وهم آلود مى كنه. دوربين بر خلاف فضاى واقعيت كه ثابت هست، درون اتاق عامدانه آشفته ميشه و ناظر رويا. نورى كه فلش ميزنه و مرز واقعيت و رويا رو از بين مى بره. هديه اى به دست زن ميرسه. كيف زنانه ى گران قيمتى كه زن رو آشفته مى كنه. تماسى با حراست هتل و مأمورينى كه به اتاق زن مرموز ميان. زن با دوربين لو انگلِ در موضع ضعف هست و دچار حمله ى پنيك شده. براى كار اولين بار هست كه به شانگهاى اومده ولى دژاوو ( آشنا پندارى ) رو تجربه مى كنه، گويى قبلاً هم در چين بوده. به خاطره ى مبهمى سفر مى كنه. خاطره اى از شانگهاى قديم و بوسيدن معشوقه ى آسيايى كه به نورهاى نئون چين اگزوتيك امروزى ميرسه و موتيف گلى نيلى رنگ كه معشوق در گريز ناگزيرش به جا مى گذاره. زمان از بين رفته و عاشق، غرق در روياى عاشقانه است. اسلوموشن اينجا كاركرد داره، رويا به هم ريخته است و تصاوير واضح نيستن، معشوق محو ميشه. زن در ابتدا خاطره رو پس ميزنه و ازش مى ترسه امّا به هتل بر مى گرده و كيف گران بها رو باز مى كنه. عقده ى زن در كيف هست. همون گل نيلى رنگ مرد آسيايى. حالا كيف رو در آغوش مى گيره. فيلم شباهتى مضمونى به شاهكارِ كريستوفر نولان &quot;تلقين&quot; داره. طعنه آميزه كه ماريون كوتيارد بازيگر هر دو هست و در هر دو اثر مرز واقعيت و خيال رو گم مى كنه و چيزى در ضمير ناخودآگاه اش كاشته شده. اين يادداشت نسبتاً بلند تحليلى است براى فيلمى كوتاه از ديويد لينچ كه تنها ١٥ يا ١٦ دقيقه زمان داره. سپاس آقاى لينچ.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jan 2021 03:29:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سینمای منقضی</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86%D9%82%D8%B6%DB%8C-d8iatfnadgg1</link>
                <description>چهارصد ضربه - فرانسوا تروفوچهارصد ضربه، ترجمه اى قرضى از عنوان اصلى فيلم هست و ظاهراً معنى عنوان فيلم &quot;زندگى سختى داشتن&quot; هست. فيلمى از فرانسوآ تروفو. فيلمسازى كه از قضا دشمن سينماى پوسيده بوده و تلاش مى كرده براى ايجاد موجى نو در سينما. نظرش درباره ى سينماى پوسيده با نظر نگارنده يكسان هست و تلاشش قابل تحسين هست ولى حالا فيلم خودش، فيلمى كهنه است و گرفتار دشمنى به نام زمان شده. البته كه به جز بخش فنى اثر كه قديميه، فيلم در نحوه ى روايت هم لنگ ميزنه و لكنت داره. يه پسرك شيطون داريم كه از همون اول از شرهاى مدرسه است و نمى فهمم چرا بايد طرف چنين كسى باشيم و مهم باشه برامون سرنوشت اش؟! پسرك خانواده اى داره كه ظاهراً نمى تونه تحملشون كنه، اگر چه خيلى هم خانواده ى جهنمى و بدى هم نيستن و صرفاً از پسرشون ميخوان درسش رو بخونه و دست به شرارت نزنه. پسرك از خانه فرار مى كنه و... فيلم شهر رو خوب مى سازه و نماهاى خوبى ميده ازش. برخى تصاوير و پلان ها هم خوبن امّا مسئله ى پسرك واضح نيست و نمى دونيم چه مرگشه؟!  بيايد مقايسه كنيم فيلم رو با اثر درخشان نادين لبكى &quot;كفرناحوم&quot;. چقدر اونجا مسئله عالى در مياد و همراه هستيم با مشكل كودك در فيلم و بازى عاليش. اينجا بازى ژان پير لئو در نقش اصلى بالا و پايين زيادى داره، چند جا خوبه و چند جا حواسش به پشت دوربين هست و گيجه. باز هم ميگم فيلم بايد تو تصوير حرفش رو بزنه نه تو كتاب ها و مقالات تفسيرى و... . شخصاً ذره اى به اين موضوع اهميت نميدم كه فيلم استارت فلان انقلاب سينمايى رو زده. الان چه حرفى براى گفتن داره فيلمت؟ از فِيد و ديزالوهاى فيلم هم نميگم كه نه اعصاب شما رو به هم بريزم و نه خودم.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jan 2021 00:27:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سازها را دوباره کوک کنید</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%A9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-icp7fdky6zoj</link>
                <description>هارمونی های ورکمایستر - بلا تار ساز ها رو دوباره كوك كنيد، همگى فالش مى نواختيم. &quot;هارمونى هاى وركمايستر&quot; اثر تماشايى ديگرى از بلا تار بزرگ. سينماى تاريك و منحصر به فرد فيلمساز مجار كه حتماً بيننده ى عام رو فرارى ميده امّا اوج تجلى هنر هست، هنرى ناب. تدوين صداى گوش نواز يكى از مؤلفه هاى اصلى آثار بلا تار هست. صداهايى كه در كنار تصاوير تكان دهنده به فرم مى رسند. برزخى جهنمى كه با ورود يك سيرك به منطقه به انفجار ميرسه. سيركى با جنازه ى يك وال عظيم الجثه براى زيارت كه خرافات مردم رو هدف قرار داده و وعده ى شاهزاده اى كه ظهور مى كند رو ميده و عامل كفر و شورش مردم بر عليه نظام حاكم ميشه. فيلم افتتاحيه ى درخشانى داره. جايى كه يانوش گردش فلك رو براى مستان حاضر در مى خانه باز آفرينى مى كنه و موزيك متنى كه در عمق وجود بيننده رسوخ مى كنه. يانوش پيام بر منطقه است. شاهدى كه نماينده ى بيننده است. سكانس طولانى حمله به بيمارستان يكى از بى رحمانه ترين و بى پرده ترين سكانس هاى تاريخ سينماست. سكانسى كه با نمايش پيرمردى عريان انزجار بيننده رو چند برابر مى كنه. توجه به جزئيات كارى هست كه فيلمساز به خوبى بلده. ساختن ظرف غذا خورى و اون آشپز خونه توانايى بلا تار هست، توانايى كه كار هر فيلمسازى نيست. سينما رو از پنجره ى نگاه بلا تار بايد ديد و لذّت برد. حالا بلا تار بعد از كريستوفر نولان، بهترين فيلمساز تاريخ سينماست.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Jan 2021 00:13:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همیشه استاد، کریستوفر نولان</title>
                <link>https://virgool.io/amirardavannaghd/%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%86%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-wienwdxpseno</link>
                <description>هركس كه بميرد و كارگردان زمانِ خويش را نشناسد، به مرگ جاهلى مرده است. قصد دارم چند خطى در مدحِ بهترين فيلمساز تاريخ سينما بنويسم. با همين قاطعيت، به همين درشتى. كريستوفر ادوارد نولان ( زاده ى ٣٠ جولاى ١٩٧٠ )، فيلمساز، فيلم نامه نويس و تهيه كننده ى بريتانيايى - آمريكايى. جدّى ترين فيلمساز حال حاضرِ سينما. فيلمسازى كه آثارش تجلى گر مفهوم سينما هستند. در &quot;حشره&quot; كه از نخستين فيلم هاى كوتاه نولان هست ميشه دغدغه مند بودنش رو فهميد. فيلمساز در فيلم سه دقيقه اى اش هم مسحور مى كنه. پس از اون &quot;تعقيب&quot;، اولين اثر مستقل و بلند اش رو مى سازه و با سناريوى ناب اش بيننده رو غافل گير مى كنه. حالا به جايى ميرسه كه ستاره ى &quot;ميتريكس&quot; كرى ان ماس رو كَست ( به بازى گرفتن ) مى كنه و &quot;يادگارى&quot; رو با بودجه اى اندك ميسازه.  فيلمى كه يكى از نوآورانه ترين آثار تاريخ هست و برعكس روايت ميشه. پس از موفقيت &quot;يادگارى&quot; استديوى بزرگ برادران وارنر نولان رو براى نسخه ى هاليوودى تريلر روانشناسانه ى &quot;بى خوابى&quot; استخدام كرد و فيلم با بازى ال پچينو تحسين منتقدان رو بر انگيخت و خوب فروخت. اوايل سال ٢٠٠٣ پروژه ى عظيم و شكست خورده ى بتمن به نولان سپرده شد تا برداشت شخصى اش از اين شخصيت تاريك رو بسازه . &quot;بتمن مى آغازد&quot; نولان در سال ٢٠٠٥ اكران شد و ژانر سوپر قهرمانى براى هميشه متحول شد. برداشتى فلسفى، انسانى و جدّى از بتمن كه هم گيشه رو فتح كرد و هم منتقدان رو راضى. حالا نولان بر سر زبان ها افتاده و به كمك برادرش جاناتان فيلمنامه ى اقتباسى &quot;پرستيژ ( حيثيت ) &quot; رو مى نويسند. نوع روايت &quot;پرستيژ&quot; درس سينماست و نمايانگر اين كه سينما قابليت جادوى بيننده رو داره. نولان ادامه ى بتمن &quot;شواليه ى تاريكى&quot; رو ساخت. اين بار با دوربين عظيم آيمكس فيلم بزرگى رو ميسازه كه يك اكشن، جنايى نفس گير و عميق هست. فيلمى كه گيشه رو فتح كرد و به يكى از بهترين فيلم هاى تاريخ سينما بدل شد. حالا نولان انقدرى نام بزرگى رو براى خودش دست و پا كرده كه براى فيلم شخصى بعديش &quot;تلقين&quot; ، ليونردو دى كپريو رو استخدام مى كنه و استديو رو راضى به سرمايه گذارى كلان براى يك اثر جاه طلبانه مى كنه و شاهكارش رو ميسازه. فيلمى اوريجينال درباره ى كاشت و سرقت ايده در خواب كه در فصل جوايز هم سر و صدا به پا كرد. در ٢٠١٢ نولان آخرين قسمت بتمن اش &quot;شواليه ى تاريكى بر مى خيزد&quot; رو اكران كرد، تاريك ترين و بى رحمانه ترين فيلم سه گانه كه به نظر من بهترين فيلم مجموعه هم هست. فيلم پيش گويى كه آينده ى سياست و اقتصاد و تروريسم رو به نمايش گذاشت. ميرسيم به سال ٢٠١٤ و بهترين فيلم تاريخ سينما. شاهكار ديگرى از نولان &quot;ميان ستاره اى&quot;. فيلمى بر پايه ى نظريات كيپ ثُرن فيزيكدان كه حالا علم و هنر رو به هم پيوند ميده. اثرى كه در بستر درامى تكان دهنده و جان سوز پيام جدّى اش رو هم ميده. پس از موفقيت &quot;ميان ستاره اى&quot; نولان به سراغ ژانر متفاوتى ميره، جنگ. قواعد ژانر رو بازنويسى مى كنه و فيلمى رو ميسازه كه واكنش دوگانه اى از بينندگان مى گيره كه يا مثل من عاشق اش ميشين يا ازش متنفر. &quot;دانكرك&quot;  روايت برهنه اى از خود جنگ هست، روايتى هوشمندانه در سه زمان كه نفس گير به هم پيوند ميخورن. &quot;تنت&quot; متأخر ترین اثر استاد هست که ایده ای جاه طلبانه داره و روایتی از یک پروتاگونیست تازه، فیلمی برای سینما. نولان خيلى خوب بلده با آثارش هم سرگرم كنه هم حرف بزرگ بزنه و هم خودِ سينما باشه . زنده باد سينما و زنده باد هميشه استاد، كريستوفر نولان.</description>
                <category>امیراردوان میرانی</category>
                <author>امیراردوان میرانی</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jan 2021 23:38:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>