<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ا.ا.آرمان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirazad1380</link>
        <description>در جستجوی شهد حق، درتلاش برای عمل به حق‌ترین چیزی که تا الان رسیده‌ام، به امید ندای یا ایتها النفس المطمئنه</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 23:10:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1135553/avatar/vEHMzF.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ا.ا.آرمان</title>
            <link>https://virgool.io/@amirazad1380</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تقویم (قسمت ۲: مطمئنم تکراریه!)</title>
                <link>https://virgool.io/@amirazad1380/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B2-%D9%85%D8%B7%D9%85%D8%A6%D9%86%D9%85-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87-lxjm1mtiqisv</link>
                <description>مطمئنم تکراریه!من اخبار رو دنبال نمی‌کنم. مگر مثل ایندفعه تایم نماز صبح وسط بازی والیبال صدا بشنوم و برم شبکه خبر ببینم جنگ شده!بعد از جنگ هم دوباره روال عادی. کاری به اخبار ندارم. حال و حوصلش رو ندارم. سر و تهش رو هم سخته به هم وصل کنی.در نتیجه خیلی خودم رو در جریان اتفاقات ایران و جهان نمی‌ذارم. البته همیشه یکی تو دوست و آشنا و خانواده هست که یه خبری، ترند جدیدی یا حتی گیف جدیدی (: رو بهم برسونه.از قسمت قبل باید یادتون باشه که تقویم رو هرهفته چک می‌کردم و این هفته بعد از روز شمس و مولوی تو تقویم ۹ مهر رو زده بود «روز همبستگی و همدردی با کودکان و نوجوانان فلسطینی». اتفاقاً هفته بعدش ۱۶ مهر هم روز جهانی کودک هست.وقتی بحث کودک میشه احتمالاً خیلی‌ها مثل من حس می‌کنن لااقل بچّه‌ها دیگه نباید درگیر خون و خونریزی اصطلاحاً آدم بزرگا بشن! (چقدر هم واقعاً خیلی از ما انسان‌ها بزرگ میشیم 😒). وقتی فکر می‌کنی اگر اون بچّه اون روز کشته نمی‌شد الان ۲۵ سال دیگه زندگی کرده بود. ۳۷ سالش بود و خودش شاید بچّه‌هایی داشت که الان که این متن رو می‌نویسم داشت باهاشون بازی می‌کرد آدم خیلی دلش می‌گیره 😣. یا شایدم نه. یه روزی از روز‌های بعدی نوار فیلم زندگیش تو اون نوار همیشه درد فلسطین پاره میشد و بازم امروز نبود. امروز نبود که بازهم ببینه بچّه‌ها نمی‌تونن بخندن و بازم باید پشت باباهاشون قایم بشن یا آواره‌ی مسیری باشن به ابدیت ...خلاصه که این جنگ اسرائیل با فلسطین از اون اخباریه که بعضاً خبراش به گوشم می‌رسه و خیلی خیلی ناراحت کننده هست. من هم چند وقتی بود یه طراحی‌ها و ایده‌هایی به ذهنم رسیده بود ولی از سَر شلوغی هی عقب مینداختم و امید هم البته داشتم که جنگ تموم شه و هنوز هم امیدوارم که زودتر تموم شه. اینجا چندتاش رو میذارم به یادگار:گیاه گوشتخوار، داخل دهان آن کودکان فلسطینی تشکیل help داده‌اند، در شکم گیاه، کره زمین هست!غزه کمکبرداشت دو سوی ماجرا از یک تصویر: قایق کمک به غزه یا کفش کمک: له کننده غزهغزه کمک: آیا آدم‌هایی در آن مشاهده می‌کنید؟عکس بالا با پررنگ کردن آدم‌ها!غزه کمک: یک کمک کمک‌خواه خونی: خون روی صورت و در حال فریاد کمک‌خواهی (کنایه از افرادی مثل دکتر‌ها که برای کمک رفته و خود زخمی و کشته شدند)درخواست کمک خونی‌شده (قطره‌های خون از help می‌چکند)نمای نزدیک «کمک خونی»نمای دیگر «کمک خونی» با افکت vivid coolکودکان بی‌کمک: سایه‌های کودکان پشت دستمال کمک (دستمال با نماد help روی آن، نمادی از کمک که هست ولی نیست)اتفاق عادی: هاله‌ی کمک به جای کمککمک ترسناکHelp to Hellتفنگ در پوشش کمکمثل قبل دعوت می‌کنم بقیه هم طرح‌ها و ایده‌هاشون رو بذارن. حداقلش اینه که دورهم بیشتر به انسانیتمون فکر کنیم!امّا فراتر از این جنگ و اون جنگ کلاً این اتفاقات برام بهانه‌ای بودن که دوباره با خودم یادآوری کنم که تاریخ، همیشه تکراره!و تا انسان هست جنگ‌ها تمامی نداره ):صحبت از ظلم و مظلوم همیشه تکراریه!چه امروز باشه چه تاریخ بگه.چه اینجا باشه چه فلسطین و اروپا و آفریقا.چه من باشم چه شما باشی چه هیچکدوم نباشیم.چه انسان باشه چه مخلوق دیگه‌ای.تاریخ جهان ظلم رو می‌نویسه و به یادگار نگه می‌داره تا شاید کسی ورقش زد و بهش فکر کرد.در اون لحظه‌ی ازلی هم فرشتگان از ظلم ما گفتن ولی خداوند گفت چیزی میدونه که شما نمی‌دونید! و ما رو آفرید:وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۳۰﴾و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند آيا در آن كسى را مى‏ گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى ‏كنيم و به تقديست مى ‏پردازيم فرمود من چيزى مى‏ دانم كه شما نمیدانید (۳۰)وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ ﴿۳۱﴾و [خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت‏ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏ گوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد (۳۱)به نظر میاد که توانایی زبانی انسان مهم‌ترین داشته اونه و به نظرم توانایی گفت و گو و تعامل با هم چیزیه که خیلی وقتا ما نتونستیم ازش استفاده کنیم🫤 و جا داره بیشتر براش اهمیت قائل بشیم.شاید بعداً یه راهکارهایی برای آموزش بهتر این مسئله مهم که از همون دوران کودکی باید روش بهتر کار بشه رو اینجا گذاشتم.این متن رو با اشعاری مرتبط با آیات قرآن در بالا از مولانا تموم می‌کنم که «آدم» رو قابل ستایش تا قیامت دونسته که انگار خیلی متفاوت از اون دیدی هست که ما الان نسبت به انسان داریم و احتمالاً علتش هم همینه که میگه «مدح “این آدم” که نامش می‌برم» و خب ما با اون آدم خیلی فاصله گرفتیم 😒:چشم آدم چون به نور پاک دیدجان و سر نامها گشتش پدیدچون ملک انوار حق در وی بیافتدر سجود افتاد و در خدمت شتافت‌مدح این آدم که نامش می‌برمقاصرم گر تا قیامت بشمرم‌(این شعر رو چند روز پیش در کانال «کافه مثنوی» دیدم (https://t.me/cafe_masnavi). کانالی که به صورت متوالی دفتر‌های مثنوی رو تیکه تیکه می‌ذاره و ارزش دنبال کردن داره)</description>
                <category>ا.ا.آرمان</category>
                <author>ا.ا.آرمان</author>
                <pubDate>Thu, 09 Oct 2025 06:29:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقویم (قسمت ۱: همش فکر می‌کنم تکراریه...)</title>
                <link>https://virgool.io/@amirazad1380/%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B1-%D9%87%D9%85%D8%B4-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%85-%D8%AA%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%87-fpobfqtqnfiq</link>
                <description>همش فکر می‌کنم تکراریه...تکراری نیست؟! همین چند وقت پیش نبود؟! یه سال گذشته؟!از وقتی شکل‌ سؤال‌ها رو تو کلاس هندسه می‌دیدم و می‌گفتم: «عه این سؤال رو قبلاً حل نکرده بودیم؟» برام زیاد پیش اومده که فکر کردم این لحظه، این مناسبت، یا حتی این متن تکراریه!این بار هم همین‌طور! اومدم مثل همیشه مناسبت‌های این هفته رو نگاه کنم ببینم چه خبرا؟ که دیدم عه (: ۷ مهر زده بزرگداشت شمس. پس آره ۸ مهر هم مولانا 😏.از دوران کرونا تو ذهنم موند. یه اتفاق جالب بود. اون دوران کتاب ملت عشق رو روزی چند دقیقه می‌خوندم. از این عادت‌های اتمی که آهسته و پیوسته میری می‌زنی به هدف. منم رفتم و رفتم و روزی که آخراش بود، شاید چند صفحه! گذاشتمش کنار و بعد از چند دقیقه یادم نیست چرا و به چه علت نگام به تقویم افتاد: بزرگداشت شمس! عه چه جالب. چه هم‌زمان. گفتم برم تمومش کنم و این یه نشونه هست و از این داستانا... ولی نشد. با خودم گفتم اشکال نداره. اینطور با خودم توجیه کردم که تقریباً تموم شدنش با این اتفاق بود و بازم جالب شد و اینا. بعد دیگه فرداش رفتم و تمومش کردم و دوباره تقویم و دوباره عه! الله‌اکبر. مگه داریم؟ بزرگداشت مولوی! ایول بابا. کی تا حالا این‌طوری مناسبت میذارن؟! دمشون گرم. پس داستان این بوده. یه پایان شکوهمند انتظارمو می‌‌کشیده 😎 خدایا شکرت. این دیگه قطعاً اتفاقی نیست و این حرفا...خلاصه این‌طور شد که این دو مناسبتِ پشت‌هم، تو ذهنم موند.به این مناسبت خجسته گفتم بالاخره از وقت گران‌بها و همیشه نمی‌دونم چطوری شلوغ و نمی‌رسم چیزی بنویسم و اینا بذارم و این دفعه چندجایی که خودم یه وقتایی سر می‌زنم یا کانال روزانه هست یا تازگیا آشنا شدم باهاش رو بذارم اینجا که اگر کسی دوست داشت یه نگاه بندازه و از مولانا بخونه و بشنوه:·       اوّل: که خب قطعاً خود دفتر‌ و کتاب حاج‌ جلال (همون شیخ خموش خودمون) که از گنجور هم میشه سر زد بهشون.·       دوم: تفکّر و تعمّق (آره دیگه! خودت و خودم و دوستان. هر کسی خلاصه از ظنّ خودش یار میشه و دورهم شاید از درونش هم چیزی جستیم!)·       سوم: کانال عقل آبی از صدّیق قطبی در تلگرام (https://t.me/sedigh_63)·       چهارم: امیرحسین ماحوزی (تو سلسله جلساتش در برنامه اکنون سوار زیردریایی به سمت عمق مولانا میری👌که عملاً عمق خودت رو ببینی!)·       پنجم: شما بگین! شرمنده دیگه زحمت اصلی افتاد گردن خودتون (:  دعوت می‌کنم شما هم این کار رو تکرار کنید و هر محتوایی حول مولوی که براتون ارزشمند هست با دیگران به اشتراک بذارید 🙏 امیدوارم حالا که این‌همه در باز هست به درگاه «خداوندگار» ما هم دم در نشینیم و بیایم تو. شاید اونی که هیچ‌وقت تو آیینه نشد ببینیم رو بالاخره تو این خونه پیدا کردیم!پ.ن: شاید این متن هم تکراریه!پیوست: ویدیوی خوانش غزل «آواز داد اختر» مولانا توسط دکتر ماحوزی و نی‌نوازی امین رحیمی:https://www.instagram.com/p/DPJHVzUCAqe/?hl=fa</description>
                <category>ا.ا.آرمان</category>
                <author>ا.ا.آرمان</author>
                <pubDate>Thu, 09 Oct 2025 03:56:50 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>