<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین صادقیان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirhossein.sadeghian</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:22:19</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/842495/avatar/vVOtk6.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین صادقیان</title>
            <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آخرین لغت</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%84%D8%BA%D8%AA-oh3x4luwqr3k</link>
                <description>اخیراً «برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنورد» به مناسبت جشنواره هنرهای ایرانی این دانشگاه، نمایش «چهارراه» اثر بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامه‌نویس شناخته‌شده ایرانی را که چند سالی‌ست در آمریکا سکونت دارد، دوباره بر روی پرده نمایش داد. این آخرین اثر بیضایی‌ست که در سال ۱۳۹۷ اجرا شده و فیلم اجرای آن در ساعات خاصی از طریق کانال یوتیوب مؤسسه در دسترس است. بیضایی کسی‌ست که فارغ از نظرمان در مورد او، باید همه آثارش را ببینیم. او حلقه اتصالی‌‌ست میان ما و هویتمان. به قول برخی، «آخرین سنگر» است. یا به قول من، آخرین «پلی» است که هنوز خراب نشده. برای هنرمندانی چون او، زندگی در غربت و کار کردن در آنجا، فارغ از همه آزادی‌ها، عذاب است. و این موضوع در «چهارراه» به وضوح نمایان شده. وطنش او را طرد کرده، اما او عشقی «یک طرفه» به آن دارد و با این موضوع «مشکلی هم ندارد.»معلوم است که دائم در مورد ایران فکر می‌کند و می‌خواند و می‌نویسد. همان «وطن‌» که جز اسمی از آن باقی نمانده. نام «وطن» هربار که در نمایش به زبان می‌آید، در عبارتی متناقض و بی‌معنا قرار گرفته. دیالوگ‌ها مملو از تنافض‌اند. مثلاً «سیگارِ ترکِ سیگار،» که آدم را یاد جملاتی آشنا همچون «آزادی بیان در چارچوب دین» یا «نقد به دور از سیاه‌نمایی» می‌اندازد. در واقع لغات و ضد‌شان، هر دو بی‌معنا شده‌اند. شهروندان همه گم‌گشته و بی‌هویت‌اند، و در هزارتوهای بی‌پایان دنبال پاسخ‌هایی می‌گردند که شاید هیچ گاه یافت نخواهند شد. چهارراه کجاست؟ محل گذر است. جایی که زمانی باغی زیبا در آن بوده، اما از آن باغ دیگر جز کلیدی باقی نمانده. و ای کاش که به جای باغ فقط کلید گم شده بود. ماهیت آن دیگر عوض شده. باید خانه باشد، اما نمی‌تواند. خانه‌ بی‌خانمان‌ها و دربه‌دران است. سرِ گردنه‌است. مامَن خیابانگردان، ولگردان، و آدم‌هایی که نیازی به گفتگو با یکدیگر نمی‌بینند. اگر هم بخواهند با هم حرفی بزنند، وقت زیادی ندارند. مگر آن‌ها که از «گذشته» همدیگر را می‌شناختند و در همین گذشته محبوس‌اند. مثل زن و مردی که یکدیگر را به ناگاه و کاملاً اتفاقی ملاقات می‌کنند و تصمیم می‌گیرند در کافه‌ای همان نزدیکی بنشینند و خاطرات را زنده‌ کنند. کافه‌ای که منوی کاملی دارد، اما غذایی در آن یافت نمی‌شود. دیگر به چه زبانی بگوید؟ «چهارراه» آینه‌ تمام‌نمای زندگی ما ایرانیان است. همه ما بازیگران و عابران آنیم. ما دلقکان این نمایش تلخ، تا اطلاع ثانوی مرده‌ایم، آن هم به خاطر یک تصادف. صرفاً به خاطر یک تصادف. حادثه‌ای که مرگ دسته‌جمعی همه ما را نه در زندگی واقعی، بلکه در نمایش رقم زده، که متاسفانه، مرگی «واقعی‌تر» است. با این حال، بیضایی هنوز امیدوار است. و دقیقاً به همین دلیل نام یکی از شخصیت‌های داستانش را «امید» می‌گذارد. و نکته‌ دیگر اینکه، بر خلاف «وطن» که بارها در نمایش تکرار می‌شود و نامش را بر روی همه چیز می‌توانید ببینید(روزنامه وطن، کافه وطن، سیگار وطن و غیره)، حتی یک بار هم نام ایران برده نشده و همین خوب است. همین یک لغت برایمان باقی مانده: ایران. به نظر من «چهارراه» قدرت و درخشش بهترین آثار بیضایی را ندارد. به جز بازی‌ها که پاره‌ای اوقات بسیار تصنعی‌ست، دیالوگ‌ها و استعاره‌ها نیز در برخی مقاطع بسیار دم دستی شده. مدت زمان آن هم نسبتاً طولانی‌ست(دو ساعت) و می‌توانست کوتاه‌تر از این باشد. نزدیک‌ شدن به چنین موضوعاتی کاریست بسیار دشوار که البته بیضایی بارها از پسِ آن بر‌آمده. اما به عقیده من این بار به علت تکرار مکررات و اشاره به موضوعاتی که هر ایرانی آن‌ها را می‌شناسد و به طور مداوم در مورد آن‌ها می‌اندیشد و زندگی‌شان می‌کند، اجازه تخیل به بیننده داده نمی‌شود و این نقص بزرگ کار است. همه چیز آشناست، هر نمادی به سادگی و سرعت قابل شناخت است و بین دال و مدلول رابطه‌ای مشخص و تناظرگونه برقرار است. این، همانطور که گفتم، ارتباط بیننده را با اثر مختل می‌کند و به او اجازه اندیشیدن بیشتر نمی‌دهد. دلیلش هم شاید این باشد که داستان این بار مثل «ارداویراف‌نامه» یا «مرگ یزدگرد» در گذشته اتفاق نمی‌افتد، بلکه در همین دهه هشتاد خودمان است.به هر روی، «چهارراه» همچنان بیضایی را به یادمان می‌آورد. لحن‌ها درخشان است و بسیاری از دیالوگ‌ها همچون آثار پیشین او استادانه نوشته‌شده‌اند. باید دست عباس میلانی را بوسید که هنوز این «آخرین سنگر» را در استنفورد حفظ کرده. به همه شما هم توصیه می‌کنم این کار را ببینید، چون بیضایی را باید دید.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Mon, 30 Aug 2021 02:44:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیلتس کامپیوتری</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%A2%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B3-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%DB%8C-pmoysurc0o7u</link>
                <description>دوستان! چند ماهی هست که بالاخره آیلتس به شیوه کامپیوتری در ایران هم برگزار می‌شه.ویژگی‌های این آزمون: می‌تونید در روز و ساعت دلخواهتون آزمون بدید. آزمون شفاهی و کتبی در یک روز برگزار می‌شه. نتیجه خیلی زودتر به دستتون می‌رسه(۵ تا ۷ روز، در مقایسه با ۱۴ روز آیلتس کاغذی)مصاحبه شفاهی کماکان به صورت رودررو با ممتحن انجام می‌شه و تغییری نکرده. امتحان‌ کامپیوتری با کاغذی فرقی نداره و با همون کتاب‌ها می‌تونید تمرین کنید. هزینه آزمون‌ کامپیوتری هم تفاوتی با کاغذی نداره. به این آزمون به طور خلاصه می‌گن CDIELTS. توصیه ما اینه که این آزمون رو انتخاب کنید. مگر اینکه نوشتن در کاغذ براتون راحت‌تر از تایپ کردن با کامپیوتر باشه. در حال حاضر مراکز ایرسافام و آیلتس‌تهران این سرویس رو ارائه می‌دن.برای مشاوره در مورد مهاجرت تحصیلی، به پیج اینستاگرام کرسیران دایرکت بدید. </description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 11:00:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رده‌بندی کشورهای غیرانگلیسی‌زبان بر اساس مهارت‌های زبان انگلیسی</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-ne6opgrvh3tw</link>
                <description>رده‌بندی کشورهای غیرانگلیسی‌زبان بر اساس مهارت‌های زبان انگلیسی(شاخص EF EPI: English Proficiency Index)منبع: www.ef.edu تعداد کل کشورها در مطالعه:۱۰۰  ۱.هلند ۲. دانمارک۳. فنلاند۴. سوئد۵. نروژ۶. اتریش۷. پرتغال۸. آلمان۹. بلژیک۱۰. سنگاپور۱۱. لوکزامبورگ۱۲. آفریقای جنوبی ۱۳. کرواسی۱۴. مجارستان۱۵. صربستان۱۶. لهستان۱۷. رومانی۱۸. سوئیس ۱۹. چک ۲۰. بلغارستان۲۵. استونی۲۸. فرانسه۳۰. ایتالیا۳۴. اسپانیا۳۸. چین۵۵. ژاپن۵۶. ایران۶۹. ترکیه۹۹. عراق۱۰۰. تاجیکستان گزارش ارائه شده بر اساس آنالیز داده‌ها از تست‌های زبان انگلیسی‌ست که مؤسسه EF یا Education First از ۲.۲ میلیون نفر گرفته. توضیحات تکمیلی: رتبه‌ ۱ تا ۱۲: مهارت بسیار زیاد(Very High)رتبه ۱۳ تا ۲۹: مهارت زیاد(High)رتبه ۳۰ تا ۴۷: مهارت متوسط(Moderate)رتبه ۴۸ تا ۷۴: مهارت کم(Low)رتبه ۷۷ تا ۱۰۰: مهارت خیلی کم(Very Low)</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 10:48:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «تجدد آمرانه: جامعه و دولت در عصر رضاشاه»</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D9%86-%D9%86%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-iweog8rbeqtf</link>
                <description>تجدد آمرانه- تورج اتابکییک آدم بدوی را تصور کنید که با رجوع به شهر، به ناگاه متوجه تفاوت فاحش ظاهری خود با شهروندان «متمدن» می‌شود. او متوجه می‌شود که نمی‌تواند مثل آن‌ها بدون لهجه صحبت کند. پوشش‌ش با آن‌ها تفاوت اساسی دارد و می‌پندارد که به این دلیل در میانشان پذیرفته نمی‌شود و جزئی از آنان محسوب نمی‌گردد. از این روی، می‌کوشد تا پیش از هرچیز، با شتاب برای خودش یک کت و شلوار نو دست و پا کند و بدین ترتیب علی‌الحساب همرنگ جماعت شود. پس از آن، سعی می‌کند تا حد ممکن زبان «تمدن» را یاد بگیرد و خودِ پیشین و لهجه‌اش را نیز کنار بگذارد. این دقیقاً کاریست که رضاشاه با ایران انجام داد. از این منظر است که تلگراف عجولانه او مبنی بر دستور تعویض کلاه به فروغی را- که از ترکیه فرستاد- می‌توان بهتر فهمید. او و مصطفی کمال آتاتورک، هر دو چنین دریافتی از پیشرفت داشتند: یکسان‌ شدن با غربی‌ها از همه جوانب، هرچه زودتر و به هر قیمتی.«تجدد آمرانه، جامعه و دولت در عصر رضاشاه» مجموعه مقالات نوشته شده در چنددهه اخیر است که به تحلیل اجتماعی- سیاسی پروژه مدرن‌سازی در ایران رضاشاه و ترکیه آتاتورک می‌پردازد. مقایسه تطبیقی توسعه آمرانه در دو کشور همسایه از زوایای مختلف(مثلاً عوض کردن لباس و کلاه، رابطه دولت نوپا با روحانیان، نحوه شکل‌گیری احزاب، سره‌خواهی در زبان، رشد ناسیونالیسم، و…) نخ تسبیحی‌ست که این مقالات را به همدیگر متصل کرده است.این مقایسه در نهایت ما را بدان نتیجه می‌رساند که فرایند اصلاحات در ترکیه به دلیل پشتوانه اجتماعی قوی‌تر آن و همچنین سابقه اصلاحات سیاسی پیشین(دوره تنظیمات)در خلافت عثمانی، متمرکز‌تر و موفق‌تر از ایران بوده است. با این حال، در مجموع شباهت‌های بین این دو فرایند بسیار بیش‌ از تفاوت‌های آن‌هاست.برداشت من این است که هر دو رهبر- رضاشاه و آتاتورک- از نوعی خود-حقیر-پنداری فرهنگی رنج می‌برده‌اند که حاصل مناسبات اجتماعی دوران پسا‌استعماری بوده است. انگار می‌خواسته‌اند کشورشان از همه لحاظ «شبیه» غربی‌ها باشد تا به قول رضاشاه، دیگر کسی آن‌ها را «مسخره» نکند. درک هر دو حاکم از پیشرفت، به طرز عجیبی معطوف بر نوسازی «ظاهری» بوده است. هر دو فرهنگ‌های بومی و تنوع آن‌ را دشمنی در مسیر نو شدن می‌دانسته‌اند و با مذهب و روحانیت نیز تا آنجا که شد دشمنی ورزیدند، چرا که این از نظر آن‌ها نتیجه اجتناب‌ناپذیر نوسازی بود. این دو رهبر اصلاحگر(به خصوص رضاشاه)، به هیچ عنوان درکی از مبانی فکری و فرایندهای بومی مدرنیته در غرب نداشتند و تصور می‌کردند پیشرفت از طریق ترویج فن‌سالاری صرف امکان‌پذیر است. این ایده که ما باید طابع‌النعل بالنعل مسیر توسعه را همانند غربی‌ها طی کنیم، می‌توانست مفیدتر از آب در آید اگر توسعه سیاسی نیز مدنظر قرار می‌گرفت. متاسفانه حکومت رضاشاهی همچون اسلاف آن، در نهایت به خودسری گرایش پیدا کرد و هرآنچه را دستاورد مشروطه بود نیز پایمال کرد. درست است که پروژه رضاشاه کاملاً ناکام نماند، اما به گفته نویسندگان کتاب، می‌توانست بسیار متمرکزتر و تاثیرگذارتر پیش برود. البته در اینجا تفکرات سیاسی حاکم بر اروپا در دوران بین دو جنگ را نیز، که طی آن فاشیزم همچنان دلربا بود، باید در نظر گرفت. همچنین، تفکر نخبگان که قاطبه آنان نیز در بدو امر با شاه همکاری کردند، بیشتر معطوف بر نوعی «نظم‌خواهی» بود تا آزادی‌خواهی. به همین دلیل است که آزادی تنها هنگامی مورد توجه‌شان قرار گرفت که به تدریج طرد شدند.در کنار این ظاهرسازی، نوعی تمرکزگرایی و یکسان‌سازی نیز مد نظر قرار داشت. این موضوع به خصوص برای من بسیار عجیب است و نمی‌دانم چرا مثلاً در ایران، آنقدر توحش و بی‌تدبیری نسبت به ایلات و عشایر صورت گرفت، تا جایی که ارتش تحت امر شاه بسیاری از آنان را مجبور به یک‌جانشینی کرد و رهبرانشان را کشت. شاید نظامی بودن شاه و درک پادگانی‌اش از «نظم» را بتوان دلیل اتخاذ تصمیم‌های این‌چنینی در جهت یکسان‌سازی ظاهری اقوام مختلف دانست. در هر صورت، راه آتاتورک نیز کمابیش به همین صورت طی شد. هرچند، عاقلانه‌تر، مداراجویانه‌تر، و با مشارکت اکثریت سکولار کشور.به گواه نویسندگان کتاب، رضاشاه در هیچ دوره‌ای از سلطنت خود کوچکترین تلاشی در جهت جلب مشارکت توده‌ها نکرد و در واقع آن‌ها را داخل آدم به حساب نمی‌آورد. او جداً می‌پنداشت که توده‌ها نمی‌توانند خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و باید توسط مصلحی چون او «هدایت» شوند. این طرز تلقی متاسفانه بانی بسیاری از مشکلات بعدی نیز شد. فقط به عنوان یک نمونه، دشمنی او و ارتش با روحانیان و اذیت و آزار آنان در نهایت منجر به تقویت‌شان شد، به نحوی که نتیجه آن را در انقلاب ۵۷ مشاهده کردیم. این که چطور سیاست‌های رضاشاه در ارتباط با دین نتیجه عکس داد، موضوع یکی از مقالات مفصل کتاب است. در انتهای کتاب نیز مقاله‌ای می‌خوانید که آنچنان به موضوع ربط مستقیم ندارد، هرچند بسیار روشنگر و جالب توجه است. این مقاله در مورد قرارداد ۱۹۱۹ است که در زمان نخست‌وزیری وثوق‌الدوله، پیش از کودتای رضاشاه و پس از اتمام جنگ بین‌الملل اول میان ایران و انگلستان بسته شد. از این تفاهم‌نامه‌ معمولاً به عنوان «خیانتی بزرگ» و «فروش ایران به انگلستان» یاد می‌شود. اما بررسی‌های پژوهشگرانه نویسنده نشان می‌دهد که ۱۹۱۹ نه‌تنها خیانت نبود، بلکه می‌توان از آن به عنوان یک شاهکار دیپلماتیک در سیاست خارجی ایران یاد کرد. از این جهت نیز خواندن کتاب می‌تواند به درک ما از تاریخ معاصر عجیب و غریب کشورمان کمک کند و مسائلی را روشن کند. در مورد این کتاب همچنان نکات ناب و جذابی وجود دارد که می‌توان بدان‌ها اشاره کرد، اما بهتر است همین‌جا نوشته را تمام کنم تا خودتان آن‌ها را در متن اصلی بخوانید.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 17:30:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو مجموعه داستان کوتاه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%AC%D9%85%D9%88%D8%B9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-lpcbf6xyvxrf</link>
                <description>شب‌نشینی با شیطان- شوکران شیرین- انتشارات مرواریددو مجموعه داستان کوتاه، هر دو از انتشارات مروارید.قصه‌های «شوکران شیرین» اما بهتر انتخاب شده‌اند و ترجمه‌ها‌شان هم بهتر است.گردآورنده «شب‌نشینی با شیطان» ادعا دارد که «شاهکارهای داستان کوتاه» را جمع‌آوری کرده، اما به هیچ عنوان اینطور نیست. داستان‌ها خیلی قدیمی‌اند و اکثرشان از نویسندگان آمریکاییست، بر خلاف «شوکران شیرین» که از تنوع سبک، نویسنده، و دوره برخوردار است.در کل هر دو کتاب عالی‌اند اما «شوکران شیرین» اولیٰ‌ است.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 17:27:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «مورخ و تاریخ» آرنولد توین‌بی</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AE-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D8%A2%D8%B1%D9%86%D9%88%D9%84%D8%AF-%D8%AA%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%DB%8C-gxceyezlf5o3</link>
                <description>مورخ و تاریخ- آرنولد توین‌بی- ترجمه حسن کامشادمجموعه گفتگوهایی با آرنولد توین‌بی(Toynbee) مورّخ شهیر انگلیسی، در مورد تاریخ و نگرش خودش به آن.-مورخ چطور وقایع را برای داستان‌سرایی گزینش می‌کند؟-آیا مورّخ مجاز است تا حتی بزرگترین جنایات تاریخ را نیز بی‌طرفانه «گزارش» کند؟-آیا مورّخ می‌تواند پیش‌بینی کند؟-آیا انسان از وقایع گذشته درس می‌گیرد؟-آیا تاریخ بشر امیدوار کننده‌ است؟این‌ها نمونه‌ایست از موضوعاتی که در خلال گفتگو‌ها در این کتاب به بحث گذاشته می‌شود.مصاحبه‌ها حدوداً در سال ۱۹۷۲ انجام شده‌اند، پیش از فروپاشی شوروی، انقلاب ایران، و سقوط آلمان شرقی. اما پیش‌بینی یا شبه‌ پیش‌بینی‌های توین‌بی در مورد این وقایع به طرز حیرت‌آوری واقع‌بینانه و تا حد قابل قبولی دقیق از کار در آمده‌اند. اگر این نظر توین‌بی را بپذیریم که انسان تقریباً هیچگاه از گذشته‌اش درس نمی‌گیرد، می‌توان گفت وقایع زیادی در تاریخ هست که احتمالاً دوباره عیناً تکرار خواهند شد. وقایعی که سرانجام آن‌ها برای مورخانی چون توین‌بی، کاملاً روشن و عیان است.سخنان او در این کتاب چنان چندوجهی و ژرف‌نگرانه‌ است که انگار خدای تاریخ از زبان او به سخن در آمده است. خدایی که اتفاقاً او نیز به شیوه‌ای مرموز و شخصی بدان باور دارد.خواندن چنین کتاب‌هایی حتی شاید بیشتر از تالیفات اصلی مورّخان مفید باشد چه به طور کاملاً فشرده، می‌توان دریافت که آنان از مطالعه انبوهی از اسناد و مقالات و وقایع، چه چیزهایی آموخته‌اند، و آیا به الگوهایی رسیده‌اند که بتوان از آن طریق از وقایع ناگوار آینده جلوگیری کرد؟ از همین منظر این کتاب را بسیار مفید می‌دانم. هرچند، باید گفت بیشتر از آنکه مطالعه آن برای من ضروری باشد، برای سیاستمداران واجب است. من اگر رهبر سیاسی کشوری بودم، حتماً یک مورّخ را به عنوان مشاور خود انتخاب می‌کردم؛ از ما گفتن بود.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 17:24:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «ما ایرانیان» مسعود فراستخواه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%B9%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-mbro5zz4nlyv</link>
                <description>نسخه صوتی کتاب «ما ایرانیان» در نوار و فیدیبو موجود است.کتاب پیشِ رو پژوهشی‌ست روشمند درباره خلقیات ما ایرانیان و تغییرات آن طی قرون. کامل‌ترین کتابی‌ست که تا کنون در این زمینه نوشته شده و یک سر و گردن از تلاش‌های دیگری که در زمینه فهم علل توسعه‌نیافتگی این سرزمین و ارتباطش با ویژگی‌های اخلاقی مردم ایران انجام گرفته، بالاتر است. ادعاهای نویسنده بر پایه پیمایش‌ها و نظریات مطرح علمی بیان شده و‌ بر خلاف آثار دیگر(تذکره‌ها و سفرنامه‌ها و ...)تجربیات شخصی را محور قرار نداده است.حرف اصلی‌اش این است که خلقیات یک ملت به هیچ عنوان «ذاتی» و تغییرناپذیر نیست و چیزی به نام «ویژگی‌های اخلاقی ثابت ایرانیان» وجود خارجی ندارد. فرهنگ امری‌ست سیال که در بستر تاریخ، وقایع و نهاد‌ها شکل می‌گیرد و با تغییر آن‌ها نیز تغییر می‌کند. دکتر فراستخواه با بررسی چهار نظریه(از جمله توضیح مفهوم نهاد، نظریه بازی‌ها و مِم‌ها) و ارائه روایتی تاریخی از جامعه ایران، شما را قانع می‌کند که این قول متواتر که «تا ما ایرانی‌ها تک‌تکمان بااخلاق نشویم پیشرفت نمی‌کنیم» تا چه حد ساده‌انگارانه‌ است. در واقع، خلقیات ما و هر ملت دیگری «معلول» مناسبات و منطق موقعیتی زندگی در ایران و قواعد بازی نهادینه شده در کشورمان است نه «علت» آن. پس راه ارتقای اخلاقی ما تمرکز بر ساخت نهاد‌های دولتی و مدنی و توسعه آنهاست، نه خودمحوری و سعی در پرورش صفات اخلاقی شخصی.او با مثال‌های متعدد نشان می‌دهد که چطور یک نهاد فاسد، فرد را نیز فاسد می‌‌کند و اخلاق را بی‌معنی. در فضایی که بدون زرنگی و پارتی‌بازی نمی‌توان به جایی رسید، آیا اجتناب از این کار ساده‌لوحی به حساب نمی‌آید؟ وقتی کسی می‌خواهد از شما سبقت بگیرد، آیا به خود می‌گویید «بگذار این راه را بره، حتماً عجله دارد،» یا اینکه بر عکس:« این‌ها یکی دو تا که نیستند، همه می‌خوان زرنگی کنند. اگر بخوام به همه راه بدم که باید تا صبح توی ترافیک بمانم.» این دو مثال به خوبی نشان می‌دهند که در ساختی هرج‌و‌مرجی، چطور اخلاقی عمل کردن نه تنها عاقلانه نیست بلکه احمقانه نیز هست. ما ایرانیان نه «ذاتاً» از بقیه با‌اخلاق‌تریم، نه بی‌اخلاق‌تر. اما به عللی بسیار پیچیده از جمله جبر جغرافیا، استبداد، هرج و مرج، ناامنی و...، که فراستخواه به خوبی آن‌ها را تو‌ضیح می‌دهد، نتوانسته‌ایم نهادهای بلند‌مدت درست کنیم. ضعف نهاد‌ها ریشه محافظه‌کاری، دورویی، منفعت‌پرستی، حامی‌پروری و دیگر رذایل اخلاقی‌ست که امروز شاهد آن هستیم. خلاصه بررسی این کتاب را می‌توانید در پادکست «دغدغه ایران» نیز بشنوید.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 17:19:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «پرسش‌های بزرگ فلسفی»</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%DB%8C-czgtzjfpeb1x</link>
                <description>جلد کتاب «پرسش‌های فلسفی بزرگ»- نشر چشمهبخشی از فهرست کتاب «پرسش‌های فلسفی بزرگ»این کتاب ۷۰۰صفحه‌ای جدید که توسط نشر چشمه منتشر شده و به چاپ دوم رسیده است، کتابی‌ست متفاوت و کاربردی برای کسانی که می‌خواهند موضوعات اصلی مورد بحث در فلسفه را بدانند.مؤلفان آن کوشیده‌اند همه این «پرسش‌ها» را به شیوه‌ای موجز مورد بررسی قرار دهند تا خواننده_که احتمالاً دانشجوی ترم‌های اول فلسفه یا دانش‌آموز دبیرستانی‌ و یا صرفاً علاقمند است_ به صورت منسجم با آنها آشنا شود. همانطور که از عکسها می‌توان فهمید، فهرست این کتاب با کتُب دیگر فلسفه که برای مبتدیان نوشته‌شده‌اند تفاوت دارد.بیشتر کتابهای آموزش فلسفه رویکردی تاریخی دارند و از آنجا که این تاریخ معمولاً بسیار پیچیده و مطوّل است، گزینش از آن فرایندیست به‌ناچار تقلیل‌گرایانه که اگر با دقت انجام نشود، می‌تواند به درک درست مخاطب از مطالب عنوان شده ضربه بزند. ارزش این کتاب همین جا مشخص می‌شود: این که به جای تمرکز بر «فیلسوفان» و «فلسفه‌شان،» بر اساس«سؤالات» و «پاسخ‌ فلاسفه مختلف به آنها» فهرست شده است. در انتهای هر فصل، منابع مهم بسیاری برای مطالعه بیشتر معرفی شده که می‌تواند به عنوان نقشه راه برای ادامه مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین واژه‌نامه انتهای کتاب نیز جامع و مفید است. این کتاب فقط برای «تمام» کردن نیست، بلکه می‌توان با راهنمایی آن مطالعه جدی و نظام‌مند فلسفه را شروع کرد.در آخر باید ذکر کنم که ترجمه آن نیز قابل قبول است اما در برخی موارد به نظر نارسائی‌هایی وجود دارد(مثلاً در فصل مربوط به آزادی، به نظر ترجمه کمی گنگ است.)خواندن این کتاب را علاوه بر علاقمندان، به دوستان فلسفه‌خوانده‌ام نیز پیشنهاد می‌کنم.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 17:13:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «خوابم چه می‌گوید؟»</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF-xi8e3ko8pihe</link>
                <description>عکس از وبسایت انتشارات شمعدونییکی از کاربردی‌ترین کتاب‌ها برای خودشناسی و خودیاری. اگر می‌خواهید خوابهایتان را درست تفسیر کنید و از آن برای درک مشکلات‌تان و ارائه راه حل استفاده کنید، این کتاب خیلی بیشتر و راحت‌تر از «تعبیر خواب» فروید یا «انسان و سمبل‌هایش» یونگ می‌تواند کمک‌تان کند. زبانش ساده است. مختصر است. پیشنهادات تمرینی بسیار خوبی هم دارد. شخصاً برخی پیشنهادهایش را اجرا کردم و شگفت‌زده شدم. خانم اندرسون(نویسنده) می‌گوید نمادهای خواب هر شخص مختص خود اوست و در واقع «کتاب تفسیر خواب» واحدی وجود ندارد که بتوان به آن تفاُل زد و پاسخ گرفت. هر کس باید یک دفتر داشته باشد که نمادهای تکرار شونده را در آن وارد کند و بر اساس رهنمودهای کتاب آن‌ها را تفسیر کند. پس از مدتّی می‌توانید الگوهایی در این دفتر پیدا کنید که شما را شگفت‌زده می‌کند. نویسنده تاکید دارد که این دفتر باید خیلی زیبا و خاص باشد. گفتنی دیگر در مورد کتاب این است که خواب‌های معمول و تکرار شونده را لیست کرده و پیشنهاداتی برای تفسیر آنها داده است. از آن جمله است: لخت بودن در خواب، امتحانی که دیر به آن می‌رسید، پرواز کردن در خواب، مردن در خواب، و...اندرسون پیشنهاد می‌دهد گروه‌های تفسیر خواب تشکیل شود که در آنها افراد خواب‌هایشان را برای یکدیگر تعریف کنند و تفسیر‌های یکدیگر را بشنوند. این پیشنهادی بسیار هیجان‌انگیز است که شاید با همکاری دوستان‌تان بتوانید انجام دهید. من قبلاً در مورد خواب به صورت جسته گریخته خوانده‌ بودم و چیزهایی می دانستم. اما هیچ کدام از اطلاعاتی که داشتم نتوانسته بود کمکی عملی به خودشناسی‌م داشته باشد، تا رسیدم به این کتاب منسجم و کار راه‌انداز.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 14:58:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شک‌نیاوردگانِ کرده‌یقین</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%B4%DA%A9-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%90-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DB%8C%D9%82%DB%8C%D9%86-wihlsmblegvs</link>
                <description>در بحبوحه انتخابات همیشه گروهی هستند که با زرنگی خاصی از شما می‌پرسند: - رای می‌دی؟ سپس هنگامی که پاسخ مد نظرشان را می‌شنوند چشمانشان برق می‌زند و با مسرّت و انبساط خاطر به تایید سر تکان می‌دهند. معمولاً هم بدون نیاز به اینکه دلیل شما را بدانند، بحث را خاتمه می‌دهند. البته شاید قبل از آن به شما تبریک هم بگویند؛ چه به اردوگاه کسانی پیوسته‌اید که صحیح بودن نظراتشان «بدیهی‌»ست و نیازی به استدلال ندارد.واضح است که در این اردوگاه، اگر شما نظری مخالف یا حتی اندکی مبهم داشته باشید، به سرعت طرد خواهید شد: - باورم نمی‌شه!??? از تو بعیده! - چی؟!?? یعنی هنوز نفهمیدی که…؟البته در این شرایط نیز، آن‌ها همچنان نیازی به دانستن دلیل مدعای شما نمی‌بینند. فقط ابراز تاسف می‌کنند و اظهار ترحم. اما زرنگ‌های عزیزِ من! موضوعی همچون انتخابات در ایران و پیامد‌های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن، چنان پیچیده و ذوابعاد است که بعید می‌دانم بتوان به این سادگی نسخه آن را پیچید. خصوصاً در این دوره، له یا علیه هر دو کنش(چه تحریم چه مشارکت)، استدلال‌های قابل تامّل وجود دارد که هیچ کدام بدون تدقیق و تشریح نتایج، به سادگی قابل رد کردن نیستند. هر نظری که در این زمینه دارید، در صورتی «محترم» است که بتوانید یک دقیقه در دفاع از آن، حداقل برای خودتان، استدلال بیاورید و ضمناً به نقاط ضعف نظر خود نیز آگاه باشید. در غیر این صورت، اردوگاهی که اکنون شما در آن قرار دارید، نه اردوگاه «براندازان» است، نه «اصلاح‌طلبان،» نه «اصولگرایان،» نه «تحول‌خواهان،» نه«سلطنت‌طلبان.» شما به هیچ کدام از این‌ها تعلق ندارید. تنها دسته‌ای که در آن عضوید، دسته آنهاییست که هنوز به عقایدشان ظنین نشده، از آن مطمئن گشته‌اند! همان «شک نیاوردگانِ کرده یقین.» [عبارت از امثال و حکم مرحوم دهخدا]</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 14:54:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره کتاب «مغالطات» دکتر علی‌اصغر خندان</title>
                <link>https://virgool.io/@amirhossein.sadeghian/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%B7%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-cquprrofvvf3</link>
                <description>احتمالاً شنیده‌اید که می‌گویند: «سفسطه نکن!» یا «مغلطه نکن!»کتاب آقای خندان هم در مورد همین مغلطه‌هاست، یعنی اشتباهاتی انسانی که در فرایند استدلال آوردن رخ می‌دهد.ایشان زحمت کشیده‌اند و انواع مغالطات کلاسیک را(از زمان ارسطو)، به همراه دیگر مغلطه‌هایی که بعداً معرفی شده‌ گرداوردی کرده‌اند و مثال‌ها و تمرین‌هایی را نیز برای یادگیری بهتر آنها در کتاب گنجانده‌اند. نتیجه کتاب جامعی‌ست که بسیار مفید است و استفاده از آن به یادگیری استدلال صحیح و پرهیز از خطاهای فاحش کمک زیادی می‌کند. خصوصاً در زندگی روزمره و مکالماتی که با دیگران دارید، دانستن مغالطات کلاسیک یک «باید» است.از بدشانسی من بود که انقدر دیر این کتاب را خواندم، وگرنه می‌توانستم از ساعت‌ها بحث بی‌فایده پرهیز کنم.مثلاً در همین روزهای انتخابات ۱۴۰۰، استدلال‌های به وضوح غلط و مغلطه‌های مشخص و شناسنامه‌دار، به راحتی در ادعای هر دو طرف ماجرا(طرفداران شرکت یا عدم مشارکت)، قابل ردیابی‌ست.این نشان می‌دهد که عدم آشنایی ابتدایی ما ایرانیان با قواعد منطق و تفکر صحیح به دلیل محرومیت آموزشی از آن، حتی به سرنوشتمان هم ضربه‌ای نه‌چندان قابل چشم‌پوشی وارد آورده است.</description>
                <category>امیرحسین صادقیان</category>
                <author>امیرحسین صادقیان</author>
                <pubDate>Sat, 26 Jun 2021 14:47:15 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>