<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرحسین شیرالی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirhossein.shiralee</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 13:17:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3879889/avatar/QAbJvl.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرحسین شیرالی</title>
            <link>https://virgool.io/@amirhossein.shiralee</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گزارش تداعیات داخلی برند کارفرمایی رمزینکس</title>
                <link>https://virgool.io/Ramzinex/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B3-dfhhya3sngjd</link>
                <description>اهمیت پرسشنامه تداعیات برندپرسشنامه‌ی تداعیات برند ابزاریه که به سازمان‌ها کمک می‌کنه تا تصویر، جایگاه و تأثیر برند خودشون رو در ذهن مخاطبان یا ذینفعان، از جمله کارکنان، ارزیابی بکنه. این پرسشنامه‌ها می‌تونن ابعاد مختلف برند را بررسی کنن، از جمله ارزش‌های سازمانی، میزان تعامل همکاران با برند و محصول، تداعیات کلامی، و ارتباط احساسی افراد با برند. در همین راستا، پروژه ارزیابی تداعیات کلامی برند درون سازمانی رمزینکس با هدف شناخت بهتر، بهبود و تقویت هویت برند تعریف شده. در فایل این گزارش منظور از برند، برند کارفرماییه و قصه راجع به تداعیات خودمون نسبت خودمونه. چیزی که خودمون راجع به رمزینکس تصور می‌کنیم و نه نگاه مخاطبین و مشتریان.وقتی ما توی رمزینکس شروع کردیم به سنجش تداعیات برند کارفرمایی، هدف‌مون روشن بود: بفهمیم همکاران و اطرافیان اون‌ها تصویری که از ما دارن دقیقاً چیه. آیا تصویر بیرونی با تجربۀ داخلی همخوانه؟ هدف این گزارش، کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها و بررسی اینه که کجا خوب عمل کردیم و کجاها هنوز جای بهبود وجود داره. در ادامه خواهیم دید که نتایج این سنجش نشون می‌ده خیلی از ارزش‌هایی که در استراتژی بیرونی به‌عنوان وجهه برند کارفرما تاکید شده‌ان — مثل حرفه‌ای بودن و کیفیت تجربه کاری — جزو اولین چیزهایی‌ان که همکاران با دیدن رمزینکس به یاد می‌آرن. اما در حوزه احساسات منفی، دیده‌نشدن و ساختارهای سازمانی بعضاً جایگاه برجسته‌ای دارن.این داده‌ها به ما چه کمکی کرد؟شناسایی نقاط قوت و ضعف: نتایج در حال حاضر به ما کمک می‌کنه بفهمیم برند رمزینکس در چه زمینه‌هایی موفق عمل کرده و در چه بخش‌هایی در حوزه برندینگ داخلی و تجربه کارکنان نیاز به بهبود داریم.ارزیابی شناخت داخلی برند: درک نحوه‌ی ادراک همکاران درباره‌ی ارزش‌ها، ماموریت و هویت برند، که پایه‌ی اصلی فرهنگ سازمانی‌مونه.افزایش هم‌افزایی: با شنیدن صدای همکاران، حس مشارکت و دیده شدن در سازمان در میان همکاران‌مون بیشتر می‌شه و اهمیتی که به این موضوع می‌دیم اعتماد به برند کارفرمایی رو تقویت می‌کنه.تشخیص تناقضات: شناسایی شکاف میان هویت موردنظر برند و ادراک واقعی افراد درون سازمان.تقویت فرهنگ برند: اطلاعات به‌دست‌آمده حالا موتور محرک تیم ما برای طراحی استراتژی‌های جدید در راستای تقویت هویت و فرهنگ برند. این داده‌ها به ما رهیافتی می‌دن که در قدم بعدی ارزش‌های سازمانی رو چگونه در داخل رمزینکس پروموت و بعد نهادینه کنیم.در ادامه، در این گزارش ما از دریچۀ داده‌ها نگاه می‌کنیم و می‌بینیم چه چیزهایی خوب کار کرده، کجاها باید بیشتر انرژی بذاریم، و چطور تصویر برند کارفرمایی رمزینکس بتونه هم در بیرون و هم در داخل سازمان یکپارچه‌تر و باورپذیرتر بشه. در این گزارش در کنار هر نمودار و نمایش داده، تحلیل و برداشت خودمون رو ارائه دادیم.روش تحقیق و درصد مشارکتدر اولین دوره از انتشار این پرسشنامه که در اسفندماه ۱۴۰۳ برگزار شد تصمیم گرفتیم تداعیات کلامی و حسی همکاران‌مون رو مورد سنجش قرار بدیم. تکمیل این پرسشنامه از طریق گفت‌وگوی حضوری و یک به یک در قالب یک Deep Interview با همکاران انجام شد و از تعداد ۶۲ نفر مخاطب حضوری در رمزینکس، ۵۷ نفر در این گفت‌و‌گو شرکت کردن که درصد مشارکت ۹۲ درصد رو به همراه داشت. در تمام این گفت‌وگوها به همکاران تعهد دادیم که تمام احساسات و برداشت‌های اون‌ها محرمانه باقی می‌مونه. برای اطمینان از این موضوع، هیچ‌یک از پاسخ‌ها به نام افراد ثبت یا برچسب‌گذاری نشد و تحلیل‌ها تنها بر مبنای محتوای کلی داده‌ها انجام گرفت.این پرسشنامه در چارچوب Sentimental Analysis (تحلیل احساسی/عاطفی) قرار می‌گیره و داده‌های به‌دست‌اومده عمدتاً با رویکرد کیفی تحلیل شدن. فرآیند گردآوری و تحلیل داده‌ها طی حدود ۴ ماه زمان برد و نهایتاً چنین تصویری رو از ادراکات همکاران نسبت به رمزینکس به دستمون رسید.برای این کار در دو بعد این سنجش رو انجام دادیم:۱- هویت و شناخت برند ۲- ارتباطات خارجی ادراک شده.هویت و شناخت برند۱- سوالات مربوط به هویت و شناخت برند: برای این کار لوگو و لوگوتایپ رمزینکس رو به مخاطب نشون دادیم. و از همکاران‌مون خواستیم که تا حداکثر ده کلمه یا جمله‌ای که به ذهن مخاطب اومد رو بهمون بگن و ما یادداشت کردیم.سوال اصلی: هر چیزی به ذهنت می‌رسه رو بهم بگو! چه کلمه‌‌هایی به محض شنیدن &quot;رمزینکس&quot; به ذهنت میاد؟ده کلمه اولی که به ذهنت میاد رو بگو!بار احساسی تداعیات برنداز مجموع این ۵۷ پاسخ به این مصاحبه، ۵۵۷ کلمه و یا عبارت به عنوان تداعیات کلامی برند استخراج شد. در مجموع ۵۵۷ تداعیات کلامی استخراج شده ۳۷۵ کلمه و یا جمله خنثی (۶۷.۳٪) ، ۱۰۸ واژه یا جمله با بار ذهنی مثبت ( ۱۹.۴٪) و ۷۴ واژه یا جمله با بار ذهنی منفی (۱۳.۳٪) مشاهده می‌شه.ارزیابی عمومی تداعیات پرتکراردر این بخش ۶ کلمه پرتکرار از نگاه مخاطبان که تداعیات اصلی هستن رو بررسی می‌کنیم. پررنگ‌ترین تداعیات کلامی بدست آمده به ترتیب میزان تکرار عبارتند از:۱- رمزارز / پول / تتر / صرافی (مجموعاً بیش از ۴۰ بار – خنثی)۲- زرد و نارنجی (۳۲ بار - خنثی)۳- چهره‌های خاص (محمد حکیمی، علیرضا رادمنش – جمعاً ۲۳ بار – خنثی)۴- دانشگاه شریف ( ۱۶ بار – خنثی)۵- آزادی (۸ بار – مثبت)۶- فشار (۷ بار – منفی)حدود ۷۱.۴٪ از پاسخ‌دهنده‌ها (یعنی تقریباً از هر ۱۰ نفر، ۷ نفر) وقتی ازشون خواسته شد که کلمات مرتبط با رمزینکس بگن، حداقل یک اسم شخص خاص به ذهنشون اومده. این نشون می‌ده که تجربه‌ی افراد با برند رمزینکس، شدیداً انسانی و شخص‌محوره. یعنی آدم‌هایی که در سازمان هستن (یا بودن)، بخش مهمی از تصویر ذهنی برند رو تشکیل می‌دن.ارزیابی موضوعی تداعیات برنددر این بخش تعداد کل ۵۵۷ کلمه‌ی دریافتی رو در ۵ دسته موضوع‌بندی کردیم و در ادامه به تفصیل به توضیح هر دسته‌بندی موضوعی و درصد اختصاصی اون می‌پردازیم:۱- کلمات مرتبط با فضای کاری و تجربه شغلی (درصد تقریبی: ۲۸٪)نمونه کلمات: محیط کار، تیم خوب، دوستان خوب، مدیران خوب، سخت‌کوشی، رفاقت، صمیمی، روتین، فشار کار، شلوغ، بی‌نظمی، حس خوب، خوش برخورد، راحت، مرام، دوست‌داشتن، انگیزه۲- کلمات احساسی و ذهنی (درصد تقریبی: ۲۵٪)نمونه کلمات: امید، ناامیدی، استرس، اضطراب، هیجان، شادی، حس بد، حس خوب، امنیت، سردرگمی، انگیزه، خلاق، رو به رشد، آینده‌دار، اعتماد، فشار۳- کلمات مرتبط با تکنولوژی، رمزارز و محصول (درصد تقریبی: ۲۲٪)نمونه کلمات: رمزارز، بیت کوین، تتر، کیف پول، ترید، داون‌تایم فنی، محصول، پلتفرم، تسک، صرافی، نوبیتکس، شیبا، امنیت، اهرم‌های معاملاتی، تریدینگ۴- کلمات مرتبط با برند، هویت بصری و طراحی (درصد تقریبی: ۱۷٪)نمونه کلمات: رمزینکس، لوگو، فونت بد، فونت راوی، لوگوی زیبا، ری‌برندینگ، برند درجه یک، رنگ زرد، سفید، مشکی، طراحی، بی‌نظمی بصری، فونت جالب، زشتی۵- کلمات مربوط به هویت فردی، جمعی و اجتماعی (درصد تقریبی: ۸٪)نمونه کلمات: دانشگاه شریف، بسیج، مسجد، بچه‌ها، یلدا، سربازی، دوستان، غرور، جوان، خفن، خلاقیت، غرور دانشگاهیتحلیل ما:تجربه‌ کاری پررنگ‌ترین تداعی برند رمزینکسه؛ این تجربه لزوماً همیشه مثبت نیست و باید برای بهبودش اقدام کرد. همچنین مشخصه هر کاری که تا حالا برای ساختن و بهتر کردن تجربه‌ شغلی انجام شده، اثر گذاشته و باید همچنان ادامه پیدا کنه.رتبه‌ دوم به تداعیات احساسی و رتبه‌ سوم به محصول و تکنولوژی رسیده. این نشون می‌ده همکاران، با شنیدن نام رمزینکس قبل از فکر کردن به محصول یا نتیجه‌ کار، بیشتر یاد احساسات، خاطرات انسانی و روابط بین‌فردی‌شون تو محیط کار می‌افتن.تجربه‌ انسانی در محیط کار برای مخاطبان برند، فراتر از جنبه‌های صرفاً کسب‌و‌کاری و نتیجه‌گرا، اهمیت زیادی داره.ارزیابی بینشی تداعیات منفیدر ادامه، کلمات منفی به چهار دسته‌ی معنادار تفکیک شدن:۱- تنش و فشار کاری (۳۰٪ از تداعیات منفی | حدود ۴٪ از کل تداعیات)نمونه کلمات: فشار، استرس، اضطراب، فشار زیاد کار، خستگی، بیخوابی، بی‌انگیزه، استریوتایپ، تلاطم، روزمرگی، رنج زیاد، عدم امنیت شغلیاین دسته نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ی ناخوشایند کاربران از فضای کاری پرفشار، بی‌ثبات یا بدون آرامش روانی است. این تداعیات سیگنال‌هایی هستند که به وجود اضطراب محیطی یا عدم تعادل بین کار و زندگی اشاره می‌کنند. چنین برداشت‌هایی می‌تواند مانعی در مسیر برند کارفرمایی مثبت باشد، مخصوصاً برای جذب استعدادهای تازه‌نفس و باانگیزه.۲- بی‌نظمی، ساختارهای ناکارآمد (۲۵٪ از تداعیات منفی | حدود ۳.۳٪ از کل)نمونه کلمات: بی‌نظمی، بی‌برنامگی، بی‌نظمی در توسعه، بی‌نظمی در خداحافظی، مدیریت ضعیف، بی‌تعهدی، بلاتکلیفی نسبت به آینده، الکی، شلختهاین کلمات مستقیم به ضعف در سیستم‌های مدیریتی و سازمانی اشاره دارن. وقتی کارمندان چنین واژگانی رو تکرار می‌کنن، نشان‌دهنده‌ی نوعی عدم اطمینان به آینده‌ی سازمان یا حس سردرگمی در کاره. این احساسات اعتماد به سازمان را تضعیف می‌کنن و نشون می‌دن که ضرورت داره تیم مدیریت با شفافیت و انسجام بیشتری عمل کنه.۳- عناصر بصری یا محیطی با حس منفی (۲۳٪ از تداعیات منفی | حدود ۳٪ از کل)نمونه کلمات: فونت بد، زشتی، گرما، بدرنگ، بدترکیب، سر و صدا، ابتدایی، آشغال، سیکیم خیاری، کره‌گیری، نور بد، محیط کوچک، خشناینجا با بازتاب مستقیم از تصویر برند، طراحی یا فضاهای فیزیکی کار مواجه هستیم. این تداعیات نشون می‌دن که محیط کار از نگاه برخی افراد ممکن است نه‌تنها الهام‌بخش نباشه، بلکه تداعی‌گر نوعی آشفتگی، ابتدایی بودن یا حتی حس ناخوشایند زیبایی‌شناختی باشه. این تداعیات باید به عنوان فرصتی برای ارتقاء تجربه بصری همکاران و بهبود فضاهای کاری در نظر گرفته بشن۴-  احساسات منفی نسبت به دیگران یا فرهنگ سازمانی (۲۲٪ از تداعیات منفی | حدود ۲.۹٪ از کل)نمونه کلمات: دله‌دزدی، سواری گرفتن آدم‌های بالاتر، فردگرایی، غیرحرفه‌ای، فرهنگ غلط، بدتیپ، تخمی، جلف، خسیس، خداحافظیاین دسته شامل تداعیاتی‌ست که روابط انسانی درون سازمان یا فرهنگ غالب رو زیر سوال می‌برن. این واژگان بیشتر به نوعی حس بی‌عدالتی، نابرابری یا فرهنگ غیرسالم اشاره دارن که منجر به فاصله گرفتن افراد، دل‌زدگی یا کاهش وفاداری می‌شن. وجود چنین واژگانی در تداعیات می‌تونه نشانه‌ای از وجود تنش‌های پنهان یا تجربه‌های شخصی تلخ باشه.تحلیل ما:سه دسته از چهار دسته‌‌ی تداعیات منفی به ابعاد انسانی، فرهنگی و ساختاری سازمان برمی‌گرده و فقط یک دسته مربوط به فضای بصری و فیزیکیه.این یعنی بخش بزرگی از تداعیات منفی همکاران به کیفیت ارتباطات، مدیریت، ساختار و فرهنگ سازمان مربوط می‌شه. بنابراین ابعاد و ارزش‌های انسانی مهم‌ترین نقطه‌ تمرکز برای کاهش این برداشت‌های منفی از برند هستن.این تجربیات منفی ریشه در ضعف در ایجاد تجربه‌ شغلی مطلوب دارن و تداوم برنامه‌های بهبود تجربه‌ کاری، برای رفع اون‌ها ضروریه. تحلیل و شناخت پرسونای برند از دید همکاراندر ادامه سوالات، برند رو به مثابه یک شخص در نظر گرفتیم و برای سنجش بهتر و جزئی‌تر تداعیات هر فرد نسبت به این برند، ارتباطات این فرد رو با مخاطب بررسی کردیم. از ۵۷ نفر این سوال پرسیده شد:- اگه رمزینکس یک شخصیت انسانی بود، چه‌جوری اون رو توصیف می‌کردی؟ رمزینکس اگر یک آدم بود، چه شکلی بود؟ (شخصیت و ظاهرش رو توصیف کن. این آدم چه خصوصیات شخصیتی و ظاهری‌ای داره؟)سوالات کمکی: با این سوالات برند رو به مثابه یک شخص در نظر می‌گیریم و برای سنجش بهتر و جزئی‌تر تداعیات هر فرد نسبت به این برند، ارتباطات این فرد رو با مخاطب بررسی می‌کنیم.- دیدن این آدم چه احساسی به تو می‌ده؟ چه حسی نسبت بهش داری وقتی می‌بینیش؟- این آدم توی چه حال و هواییه؟ اگه بخوای برای این آدم یه مود رو انتخاب کنی چه می‌گی؟- این آدم چه ویژگی‌ای داره که ازش بدت میاد؟ برجسته‌ترین ویژگی منفی این آدم چیه؟- این آدم چه ویژگی‌ای داره که مورد علاقه‌ی توئه؟ بزرگ‌ترین ویژگی مثبت این آدم چیه؟از مجموع ۵۷ پاسخ یکتا؛۵۳ پاسخ، معادل ۹۳% برند رمزینکس رو مرد متصور شدن.۲ نفر معادل ۳.۵% از افراد، برند رمزینکس رو زن متصور شدن.۲ نفر معادل ۳.۵٪ از افراد، برند رمزینکس رو ربات متصور شدن.سهم پایین زنان نشان‌دهنده‌ی ادراک مردانه‌ی شدید از شخصیت برند ئه.ویژگی‌های مشترک ظاهریحضور پررنگ «هودی»، «تیشرت»، «شلوار جین» و «کفش کتانی» در اکثر تیپ‌های گفته شده توسط مشارکت کنندگانته‌ریش، موهای ژل‌زده یا کچلی؛ نشانه‌ای از تمایل به ظاهر مرتب در عین غیر رسمی بودنکوله‌پشتی و مک‌بوک: بیانگر فضای استارتاپیتفاوت ظاهری بالا نشان از تنوع فرهنگی و عدم وجود اجبار در ظاهر سازمانی‌ویژگی‌های درونی قابل تکرارتنوع خلق‌وخو: از «لجباز و طغیانی» تا «خوش‌تیپ و مرتب»تضادهای هویتی: هم میل به نظم (OCD، وسواس) و هم بی‌نظمی (شخصیت‌های شلخته، بی‌قید به استایل)تحلیل ما:با توجه به داده‌های کمی و کیفی، می‌توان گفت که برند رمزینکس در ذهن کارکنان به‌عنوان شخصی جوان، در حال یادگیری، صمیمی اما گاه ناپایدار و متناقض تصویر شده. این شخصیت، نشانه‌هایی از هوشمندی، همراهی و نوآوری داره، اما هنوز به یک ثبات احساسی و رفتاری کامل نرسیده. بر این اساس، تیپ شخصیتی برند رمزینکس در حال حاضر نزدیک به شخصیت &quot;جوان بالغ در مسیر بلوغ&quot; / &quot;Growing Adult Persona&quot; ئه؛ با جذابیت‌های طبیعی، اما نیازمند انسجام بیشتر در انتقال پیام و بهبود ارتباطش با دیگران.درحالی‌ که لحن، هویت بصری و وجهه بیرونی برند کارفرمایی رمزینکس یکپارچه و منسجم شده، همین میزان انسجام باید در عملکرد داخلی سازمان و تجربه‌ کاری هم ایجاد بشه تا تصویر برند در ذهن همکاران بیش از پیش بهبود پیدا کنه.ارزیابی مهم‌ترین ویژگی‌های مثبت و منفی پرسونای برند از دید همکارانبرای این ارزیابی از ۵۷ نفر از همکاران رمزینکس پرسیدیم که اگه رمزینکس یه آدم بود، به نظر شما مهم‌ترین ویژگی مثبتش چیه و ازون طرف هم پرسیدیم که بدترین ویژگی منفیش که باعث کدورت شما می‌شه رو بهمون بگید. در نهایت جواب ۵۷ نفر جمع‌آوری شد و در دو نمودارهای زیر، می‌تونیم نحوه‌ی توزیع ویژگی‌های شخصیتی برند کارفرمایی رمزینکس رو از دید همکاران‌مون ببینیم. این نمودارها کمک می‌کنن تا درک دقیق‌تری رو از دوگانگی موجود در ادراک برند داشته باشیم.ویژگی‌های مثبت: ویژگی‌های مثبت پرسونای برند رو به ۶ دسته جداگانه موضوع‌بندی کردیم و به تفکیک صفات زیرمجموعه‌ی هر ویژگی رو در زیر مشاهده خواهیم کرد:۱- حرفه‌ای:  این ویژگی ۳۱.۴% از حس‌های مثبتی که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این شامل صفاتی بود که در چهار زیرمجموعه‌ی &quot;متخصص&quot;، &quot;سخت کوش&quot;، &quot;قابل اعتماد&quot; و &quot;نتیجه‌گرا&quot; تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;متخصص&quot; برجسته‌ترین صفت مثبت رمزینکسه. در رده‌ی بعدی سه صفت نامبرده شده توسط شرکت کنندگان فضای نزدیکی به ارزش‌های سازمانی داره. بدون پروموت ارزش‌ها این صفات در ناخودآگاه افراد ثبت شده و این ویژگی مثبتیه اما باید روی این ارزش‌ها به ویزه نتیجه گرایی تمرکز بیشتری داشت.۲- حامی رشد و یادگیری:  این ویژگی ۲۳.۸% از حس‌های مثبتی که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این شامل صفاتی بود که در سه زیرمجموعه‌ی &quot;فضای رشد و یادگیری&quot;، &quot;انعطاف پذیر&quot; و &quot;مدیر حامی و آگاه به جریان کار&quot; تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی فضای رشد و یادگیری برجسته‌ترین صفت مثبت رمزینکسه.۳- گرم و صمیمی:  این ویژگی ۲۲.۴% از حس‌های مثبتی که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این شامل صفاتی بود که در دو زیرمجموعه‌ی &quot;کول (صمیمی)&quot; و &quot;متواضع&quot; تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;کول (صمیمی)&quot; برجسته‌ترین صفت مثبت رمزینکسه.۴- جاه طلب:  این ویژگی ۱۳.۵% از حس‌های مثبتی که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این شامل صفاتی بود که در دو زیرمجموعه‌ی بلندپرواز و باهوش تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;باهوش&quot; برجسته‌ترین صفت مثبت رمزینکسه.۵- آگاه (دیده شدن): این ویژگی ۵.۹% از حس‌های مثبتی که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. بدین معنا که این درصد از پاسخ‌ها اذعان داشتن که پرسونای رمزینکس ما رو می‌بینه و در نظر می‌گیره.۶- ندارد: این ویژگی ۳% از حس‌های مثبتی که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. بدین معنا که این درصد از پاسخ‌ها اذعان داشتن که رمزینکس هیچ ویژگی مثبتی نداره.ویژگی‌های منفی: ویژگی‌های منفی پرسونای برند رو به ۶ دسته جداگانه موضوع‌بندی کردیم و به تفکیک صفات زیرمجموعه‌ی هر ویژگی رو در زیر مشاهده خواهیم کرد:۱- غیر قابل اتکا: این ویژگی ۳۲.۹% از حس‌های منفی‌ای که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این شامل صفاتی بود که در چهار زیرمجموعه‌ی دو رو، خودخواه، غیرقابل اعتماد و ناامن (شغلی-روانی) تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;دو رو&quot; برجسته‌ترین صفت منفی رمزینکسه.۲- بی‌تفاوت (دیده نشدن):  این ویژگی ۱۷.۲% از حس‌های منفی‌ای که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این موضوع شامل صفاتی بود که در دو زیرمجموعه‌ی بی‌تفاوت و عدم توجه به جزئیات تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;بی‌تفاوت&quot; برجسته‌ترین صفت منفی رمزینکسه.۳- تنش رفتاری: این ویژگی ۱۵.۶% از حس‌های منفی‌ای که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این موضوع شامل صفاتی بود که در چهار زیرمجموعه‌ی انعطاف‌ناپذیر، عجول، عصبانی و مضطرب تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;انعطاف‌ناپذیر&quot; برجسته‌ترین صفت منفی رمزینکسه.۴- غیر منسجم: این ویژگی ۱۲.۵% از حس‌های منفی‌ای که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. افراد معمولا غیر منسجم رو با بی‌نظمی، شلختگی و ناهمگون بودن قصه‌گویی برند با واقعیت توصیف کردن.۵- مادی‌گرا/فقدان بلندپروازی: این ویژگی ۱۲.۵% از حس‌های منفی‌ای که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. این موضوع شامل صفاتی بود که در چهار زیرمجموعه‌ی خسیس، حریص، خودکم‌بین و ریسک‌ناپذیر تقسیم‌بندی شده. در این مجموعه، ویژگی &quot;خسیس&quot; برجسته‌ترین صفت منفی رمزینکسه.۶- ندارد:  این ویژگی ۹.۳% از حس‌های منفی‌ای که شرکت کنندگان نسبت به پرسونای رمزینکس داشتن رو شکل می‌ده. بدین معنا که این درصد از پاسخ‌ها اذعان داشتن که رمزینکس هیچ ویژگی منفی‌ای نداره.تحلیل ما:مقایسه‌ این دو نمودار تصاویر ۷-۱ و ۱۲-۱ نشون می‌ده درصد افرادی که هیچ ویژگی مثبتی رو برای رمزینکس متصور نشدن، کمتر از کسانیه که ویژگی منفی نگفتن. یعنی تعداد بیشتری از افراد فکر می‌کنن رمزینکس ویژگی منفی نداره.ویژگی «دیده‌نشدن» تو بخش منفی‌ها رتبه دوم رو داره، ولی تو بخش مثبت‌ها رفته رتبه پنجم. این اختلاف نشون می‌ده که باید بیشتر روی حس دیده‌شدن همکارها کار کنیم و برنامه‌های قبلی رو هم جدی‌تر ادامه بدیم.تو بخش مثبت‌ها، صفت «حرفه‌ای» بالاترین سهم رو داره و تا حدی به ارزش‌های سازمانی هم اشاره می‌کنه. «سخت‌کوشی» و «نتیجه‌گرایی» هم با وجود درصد کمتر، خودشون ناخودآگاه تو ذهن همکاران جا افتادن که این یه پتانسیل خوب برای تقویت و ترویجشونه. ولی دو ارزش مهم رمزینکس یعنی «مشتری‌مداری» و «امانت‌داری» اصلاً تو پاسخ‌ها دیده نشدن و باید براشون برنامه‌ریزی کرد.در نمودار ویژگی‌های منفی‌، صفت «غیر منسجم» رتبه چهارمه که با یافته‌های تصویری اسلایدهای قبلی هم هم‌راستا هست. ارجاع کار به افراد متخصص، تفویض اختیار درست و ایجاد فضای تعامل امن بین مدیرها و مدیرعامل می‌تونه جلوی دوگانگی تصمیم‌ها رو بگیره و انسجام بیشتری بیاره.«غیرقابل‌اتکا» هم رتبه اول ویژگی‌های منفی رو گرفته. بیشتر این برداشت به فضای شغلی ناامن و مدل خروج نامناسب کارکنان برمی‌گرده. اختلاف نظر بین مدیرها و مدیرعامل هم این حس رو تشدید کرده. با اینکه بازار مالی ذاتاً پرسرعته و تصمیم‌ها باید سریع عوض بشه، اما لازمه تصمیم‌های داخلی رو تا جای ممکن یکپارچه کنیم و با تفویض اختیار هدفمند، سازمان رو از حالت تک‌محوری دربیاریم.ارزیابی ارتباطات خارجی برندسوالات مربوط به ارتباطات خارجی برند: در این بعد سعی کردیم پرستیژ خارجی ادراک شده از برند رو مورد سنجش قرار بدیم. برای سنجش این بعد هم برند رو به مثابه یک فرد در نظر گرفتیم و ارتباط دیگران و بیرونی‌ها رو با این فرد به دست آوردیم. از ۵۷ نفر این سوالات پرسیده شد و در نهایت نتیجه رو به دنبالش مشاهده می‌کنیم:- به نظرت چه قشری از جامعه با این آدمی که تو ذهن تو هست ارتباط برقرار می‌کنن؟ فکر می‌کنی این آدم بیشتر با چه کسانی ارتباط برقرار می‌کنه؟-  آوردن اسم این آدم باعث تحسین تو در جمع دوستان و همکاران قدیمیت می‌شه؟ منظورم اینه که اگر اسم این آدم تو جمع بیاد، به نظرت بقیه چطور بهش واکنش نشون می‌دن؟- اسم رمزینکس چه بازخوردی توی افراد اطرافت داره؟ یعنی اولین واکنش افراد خارج از شرکت ( همکار و دوست قدیمی، خانواده و آشنایان، راننده تاکسی، همسایه یا صاحبخانه، سوپرمارکتی محل و…) وقتی اسم رمزینکس رو بهشون می‌گی چیه؟تحلیل ما:لوکیشن‌هایی مثل شهرک غرب، سعادت‌آباد و ولنجک بیشترین تکرار رو داشتن. این یعنی برداشت کلی از برند به‌سمت خونه‌های لوکس و مناطق بالاشهر می‌ره. رمزینکس تو ذهن خیلی از پاسخ‌دهنده‌ها با محله‌هایی خاص، پرستیژدار و مدرن گره خورده!از نظر برداشت جامعه‌شناسانه، سعادت‌آباد معمولا به‌ عنوان محله‌ای شناخته می‌شه که بیشتر ساکنانش تازه به ثروت رسیدن و این در سبک زندگی‌شون هم دیده می‌شه. در مقابل، شهرک غرب بیشتر به محله‌ای با ساکنان قدیمی‌تر، ثروتمندتر و با پیشینه و اصالت شناخته می‌شه.رمزینکس در ذهن کارکنانش شخصیتیه که به طبقات فرهیخته و ایدپولوژیک دسترسی داره، ولی در عین حال با قشر متوسط هم ارتباط داره و تصویر کلی‌اش، چندوجهی، پیچیده و پرتناقضه. همانند یک انسان واقعی با طیف متنوعی از ارتباطات و روابط.ارزیابی شناخت اطرافیان نسبت به برندبرای اینکه بفهمیم برند رمزینکس چقدر در اطراف همکارانمون شناخته‌شده‌ست، این شناخت رو در سه محور اصلی دسته‌بندی کردیم:۱. شناخت برند کارفرمایی در فضای استارتاپی۲. حس کلی اطرافیان نسبت به کار در رمزینکس۳. شناخت عمومی از برند محصولی رمزینکس۱. شناخت برند کارفرمایی در فضای استارتاپی: اینکه دوستان و آشنایان همکاران ما ــ مخصوصاً در اکوسیستم استارتاپ‌ها و شرکت‌های تکنولوژی‌محور ــ چه قدر برند رمزینکس رو به‌عنوان محل کار می‌شناسن. این بخش به درک برند ما در بین هم‌صنفی‌ها و شبکه‌های شغلی همکاران نگاه می‌کنه. ۷۳ درصد از مخاطبین اظهار داشتن که رمزینکس در بین دوستان داخل فضای اکوسیستم استارتاپی شناخته شده ست!تصویر ۴-۲۲. حس کلی اطرافیان نسبت به کار در رمزینکس: در این بخش، بازخورد دوستان و آشنایان درباره‌ی تجربه‌ی کار در رمزینکس رو بررسی کردیم. اینکه چقدر کار در اینجا برای دیگران جذاب، خاص، یا حتی غیرقابل درک بوده.۵۸ درصداز مخاطبین اظهار داشتن دوستان و همکاران خارج از رمزینکس، این شرکت رو جای جالبی برای کار کردن می‌دونن.۳. شناخت عمومی از برند محصولی رمزینکس: این بخش به درک برند در بین افراد خارج از فضای تخصصی و استارتاپی می‌پردازه. منظورمون همون مردم کوچه و بازار، اعضای خانواده، همسایه‌ها یا دوستانی‌ست که ممکنه با دنیای رمزارز آشنا نباشن ولی اسم رمزینکس رو شنیده باشن یا نه.۵۶ درصداز مخاطبین اظهار داشتن که رمزینکس در بین دوستان خارج از فضای اکوسیستم استارتاپی شناخته شده نیست!مسیر پیش‌روی برندحالا که این داده‌ها و تحلیل‌ها رو داریم، می‌تونیم با اطمینان بیشتری روی فرهنگ سازمانی کار کنیم. این نتایج کمک می‌کنن ارزش‌های سازمانی رو بازنگری یا عمیق‌تر نهادینه کنیم و نقشه‌راهی روشن‌تر برای تقویت تجربه‌ی کارکنان ترسیم کنیم. برای تجربه‌ی کاری همکاران نقشه‌راه دقیق‌تری بچینیم. از این پس، تصمیم‌ها و اقدامات در حوزه‌ی فرهنگ سازمانی می‌تونن کمتر بر پایه‌ی حدس و بیشتر مبتنی بر شواهد باشه؛ و این یعنی گامی مؤثر به‌سوی ساختن سازمانی منسجم‌تر، انسانی‌تر و همسو با ارزش‌های برند.</description>
                <category>امیرحسین شیرالی</category>
                <author>امیرحسین شیرالی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Sep 2025 16:11:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلویزیون رمزینکس</title>
                <link>https://virgool.io/Ramzinex/%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B2%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%B3-fnvubw4nmcuu</link>
                <description>چگونه همکاران‌مان را با دوربین آشتی دهیمروز اولی که وارد رمزینکس شدم، ذهنم پر از ایده‌های ویدیویی بود. من عاشق تصویر بودم، اما یه مشکل اساسی داشتم: دوربین همیشه آدما رو معذب می‌کرد. تا دوربین بالا می‌اومد، بعضیا دستپاچه می‌شدن، بعضیا می‌پرسیدن «فیلمه یا عکس؟»، یه لبخند مصنوعی می‌زدن و دنبال زاویه‌ی خوب می‌گشتن. کاملاً طبیعی بود؛ همه‌مون یه جورایی نگرانیم که چجوری دیده می‌شیم. اما من اومده بودم تا قصه آدم‌ها رو روایت کنم، نه اداهاشون رو. پس باید کاری می‌کردم که با دوربین آشتی کنن.یه هندیکم داشتم و از همون روزای اول که وارد رمزینکس شدم، شروع کردم لحظه‌ها رو ثبت کردن. روزای تولد، دورهمی‌ها، یا وقتی یکی داشت ارائه می‌داد. ولی راستش، همه راحت نبودن. نه منو می‌شناختن، نه می‌دونستن هدفم چیه. طبیعی بود. باید اعتماد می‌ساختم.تصمیم گرفتم قبل از فیلمبرداری در کانال‌های داخلی شرکت اطلاعیه‌ای بذارم و قبل از اینکه دکمه‌ی ریکورد رو بزنم یه‌جورایی بقیه رو آگاه کنم که من دارم به یه هدفی تصویرها رو ضبط می‌کنم. این اطلاعیه خیلی تاثیر داشت و باعث شد آدما گاردشون نسبت به من دوربین به دست کمتر شه. برای دشت اول هم تصمیم گرفتم از دست‌های آدم‌ها، وسایل روی میزشون و مانیتورها ویدیو بگیرم و این اطمینان رو به به همکاران‌مون دادم که فعلا قرار نیست چهره‌تون معلوم بشه:سلام بچه‌هامن از امروز میخوام به‌صورت تستی یک‌سری ویدیو بگیرم. صورت‌هاتون فعلا نمیفته و فقط دست‌ها، کیبورد و المان‌های روی میزتون شکار می‌شن! این ویدیوهای تستی در نهایت هم در فضای داخلی خودمون ریلیز میشن.یحتمل به‌صورت رندوم میام بالا سرتون، اگه در اون لحظه فازو داشتید ازتون فیلم میگیرم!کم‌کم شروع کردم از جزییات ریزتر فیلم گرفتن؛ آدم‌ها با دوربین من آشنا شدن، به من عادت کردن. و وقتی دوربین یه گوشه روشن بود، بعد چند دقیقه، کم‌کم یادشون می‌رفت. زندگی واقعی شروع می‌شد. اونجا بود که قصه‌ها شکل می‌گرفت. این موضوع به تجربه ثابت شده که درسته که اکثر مواقع در یک مکان با آوردن دوربین جلوی چشم افراد توجه‌شون رو جلب می‌کنیم و اون‌ها رفتار غیرطبیعی از خودشون بروز می‌دن اما! این موقعیت فقط برای یه مدت کوتاه رخ می‌ده. برای بعضی‌ها بعد از پنج دقیقه روشن بودن دوربین و برای برخی شاید یک ساعت، فضای حاکم در اون مکان به حالت عادی برمی‌گرده و فرد شروع می‌کنه به اینکه خودش باشه و دیگه بازی نکنه! حالا نفر آماده ست که ما زندگی کردنش رو ضبط و ثبت کنیم. خود واقعیش رو. حداقل با کمترین بازنمایی و ادا! اینجاست که می‌گن برای مستند کردن باید خیلی صبور بود. انسان همیشه عادت می‌کنه! باید کاری می‌کردم که آدم‌ها به من، به دوربین عادت بکنن! عجب جعبه‌ی جادویی‌ای!از اواسط ماه خرداد ۱۴۰۳ بود که دیگه هندیکم رو روشن می‌کردم و از تکاپوها، صحبت‌های درون‌تیمی و به طور کلی از حضور آدم‌ها بدون هیچ دلیل خاصی تصویربرداری می‌کردم. افراد درون شرکت هم کم‌کم به این موضوع عادت کردن. تصمیم گرفتیم به صورت آزمون و خطا و پایلوت یه نسخه درون سازمانی از این رسانه رو داشته باشیم. برای همین یه کانال داخل اسلک ساختم و کم کم آدم‌ها رو به این کانال دعوت کردم. هر کی می‌پرسید کی پخش میشه؟ میگفتم امشب در کانال رمزینکس‌ تی‌‌وی! چون قرار بود همه چی هم داخلی باشه آدم‌ها کمتر سخت می‌گرفتن و در مقابل دوربین بیشتر &quot;خودشون &quot; بودن و اینکه خودشون باشن رو تمرین می‌کردن و من هم به مرور با آشنا شدن با بچه‌ها بایدها و نبایدهای تصویری‌شون دستم میومد. وقتی همه بعد از انتشار چندتا ویدیو بافت نوستالژیک تصویر و روایت‌های تلویزیون رو در داخل کانال‌های داخلی شرکت می‌دیدن فیدبک‌های مثبتی بهم می‌دادن. برای من یه تدوین ساده بود ولی برای بقیه خروجی دنبال‌کننده بنظر میومد. خیلی‌ها بعد یه مدت پیگیر میشدن و میپرسیدن امشب برنامه نداریم؟ انگار کم کم تعداد زیادی از بچه ها ویدیوهای دو سه دقیقه‌ای رو تا آخر میدیدن و از اینکه تصویر خودشون و از همه مهم‌تر حضور خودشون رو در فضای ساختن، یعنی رمزینکس، میدیدن احساس خوبی می‌کردن. ایجاد یه حس مثل حس دیده شدن با چاشنی حس تعلق به یک تیم، به یک برند، قصه‌اش رو آغاز کرد!من هم کم کم از حالتی که صرفا ویدیوهای موزیکال می‌ساختم به این حالت رو آوردم که صدای بچه‌ها رو هم ضبط کنم. این اتفاق از تیم محصول شروع شد! یه روز بچه‌های تیم پروداکت اومدن سراغم و مدام پیشنهاد میدادن که خبر فیچرهای جدیدمون رو توی تلویزیون بذار. رمزفیکس، اولین فیچری بود که قصه‌اش رو داخل تلویزیون رمزینکس گفتیم و همین رسانه موجب شد آدمای درون سازمان بیشتر از اتفاقات محصولی خبردار بشن. کم‌کم اتفاق‌های جالبی که تیم مارکتینگ رقم می‌زد رو به صورت زیرنویس مثل اخبار داخل ویدیوها می‌آوردیم. یه جورایی در تابستون ۱۴۰۳ تلویزیون رمزینکس به یک خبرگزاری داخلی هم تبدیل شده بود. هدف هم همین بو: ایجاد مدیومی برای انتقال پیام. حالا اون پیام می‌تونه این‌‌سایت محصولی داشته باشه یا بعد انسانی و فرهنگی. تلویزیون حالا به ارتقای ارتباطات داخلی رمزینکس هم کمک می‌کنه و من از این موضوع بسی خوشحال!حالا اکثر آدم‌های شرکت دوست داشتن دستاوردها و موفقیت های تیمی شون و پروژه‌هایی که یکی دو سال روش وقت گذاشتن رو پرزنت کنن. بچه‌های فنی و محصول و مارکتینگ همه می‌خواستن از این &quot;مدیوم&quot; یعنی تصویر و صدا ، برای رسوندن پیام تیمشون استفاده کنن. بوم! زدم به هدف! الان دیگه همه تلویزیون رو روشن می‌کنن! الان دیگه همه از نشون دادن چهره‌شون ابایی ندارن! الان دیگه کسی خجالت نمی‌کشه! الان دیگه همه با دوربین آشتی کردن! عجب جعبه‌ی جادویی‌ای!رمزینکس تی‌وی؛ دروازه‌ای رو به قصه‌هاقصه‌ها فقط برای بچه‌ها نیستن؛ قدرت قصه‌گویی جادوییه. یه ابزار برای تعریف مشکلات، پیدا کردن راه‌حل‌ها. توی دنیای حرفه‌ای، قصه‌گویی چیزی فراتر از روایت اتفاقاته؛ یه راه برای دیده شدن، درک شدن و ساختن ارتباط‌های عمیق‌تره. اینجاست که رمزینکس تی‌وی از همین مهم شکل گرفت؛ روایتی از دل آدم‌ها، برای آدم‌ها.ما به مدت شش ماه، این روایت‌ها رو به‌صورت داخلی مستندسازی می‌کردیم و با اقبالی که در داخل سازمان بهش رسیدیم تصمیم گرفتیم این تجربه رو به شکل بزرگ‌تری به اشتراک بذاریم. توی رمزینکس تی‌وی، آدمای شرکت، خودشون قصه‌هاشون رو روایت می‌کنن؛ از چالش‌ها، موفقیت‌ها، شکست‌ها و مسیرهای حرفه‌ای‌شون می‌گن. ویدیوها با هندیکم و بدون فضاسازی مصنوعی ضبط می‌شن تا حس صمیمیت‌شون حفظ بشه و آدم‌ها بدون بازیگری، در طبیعی‌ترین حالت خودشون جلوی دوربین قرار بگیرن. یه جورایی با این تصویر پر از نویز داریم این پیام رو مخابره می‌کنیم که کیفیت و ظاهر قضیه خیلی مهم نیست و تو بعنوان مخاطب روایت رو بشنو! ظاهر محل کار رو مثل خیلی از ویدیوهای داخلی و گوگولی سازمانی نشون نمیدیم بلکه استفاده از ابزاری مثل هندیکم که با رویکرد ویدیوگرافی خانگی یا Home-Made Video جلو می‌ره می‌خواد تا جای ممکن بگه که چیدمان نمی‌کنیم! ما تا جای ممکن چیزی رو اونجوری که نیست نشون نمی‌دیم، هر آنچه می‌بینی زندگی ماست و داستان پیشرفت و تلاش بچه‌ها بدون هیچ متن و سناریویی از پیش تعیین شده از دل خودشون بیرون می‌زنه و من فقط ضبط می‌کنم. البته که همیشه قبل از روز فیلمبرداری و مصاحبه از آدم‌ها باهاشون جلسه می‌ذارم و بهشون می‌گم یه هفته به دستاوردهاتون و کارای جالب یا اشتباهی که کردید تو تنهایی‌تون فکر کنید اما این آماده‌سازی بیش از این جلو نمی‌ره و باقی کار رو خود بچه‌ها جلوی دوربین به صورت خالص روایت می‌کنن که بعضا خیلی هم طولانی می‌شه اما من در اتاق تدوین گل صحبت‌ها رو جدا می‌کنم.هدف رمزینکس تی‌وی، بازتاب تلاش‌های آدمای رمزینکس، فرهنگ سازمانی و مستندسازی مسیرهای حرفه‌ای ماست. از اواسط مهر ۱۴۰۳ قرار گذاشتیم برای شروع هر هفته، یه روایت جدید منتشر شه تا گوشه‌ای از این داستان‌های واقعی رو ببینیم و ازشون یاد بگیریم. توی لینکدین‌مون بذاریم تا یه آرشیو ویدیویی جالب در اون صفحه داشته باشیم. هر کسی وارد رمزینکس بشه حال و هوا و لحن بچه‌ها رو با دیدن این ویدیوها بیشتر می‌شناسه و سعی می‌‎کنه این حس رو به مخاطبین متبادر کنه که کاری که تو رمزینکس می‌کنی دیده می‌شه. همه‌ی این‌ها با قصه‌گویی ممکن می‌شه!قصه‌ها، یه جورایی مسیری برای ارتباط، الهام‌بخشی و حتی رشد کسب‌وکار هستن. وقتی قصه می‌گیم، ارزش‌هامون رو به اشتراک می‌ذاریم، تعامل ایجاد می‌کنیم و نشون می‌دیم که چطور چالش‌ها رو پشت سر گذاشتیم.ایده‌های فرمی تلویزیون رمزینکستلویزیون رمزینکس از پروسه ساخت تا پس‌تولید از یک ساختاری پیروی می‌کنه و در تمام ویدیوهاش باید یه چارچوب فرمی رو حفظ کنه. تم ویدیوها قراره مشابه برنامه‌های تلویزیونی دهه 80 و 90 میلادی ئه:ویدیوها 4:3 هستن.ویدیوها با هندیکم تصویربرداری می‌شن.لوگوی رمزینکس تی‌وی باید بالا سمت چپ باشه. این لوگو رو با الهام از MTV و خیلی کول باهاش برخورد کردیم.لوگوی رمزینکسه و یه واژه tv با لوگوتایپ انگلیسی‌مون کنارش.لوگوموشن اولین ویدیویی بود که در لینکدین آغازگرش شدیم. برای این منظور از لوگوموشن MTV الهام گرفتیم. لوگوی رمزینکسی که داخلش می‌تونه ویژوال‌های مختلفی به مناسبت‌های مختلف بیاد. یا در بعضی ویدیوها در قالب یک موشن گرافیک می‌تونیم تصاویر آدما رو توش بذاریم. ویدیوهای مرتبط به این فضا:نمونه ویدیو شماره ۱نمونه ویدیو شماره ۲نمونه ویدیو شماره ۳اولین ویدیو موشن با تم پلی‌استیشن دهه ۹۰ جلو رفت:نمونه ویدیو شماره ۴نمونه ویدیو شماره ۵داخل ویدیوها پترن‌هایی رو در قالب ویژوال‌های ساده‌ به صورت رندوم روی تصاویرمون میاریم. این افزونه‌های تصویری متحرک (Doodles) در پلان‌هایی که کلوزآپ نداریم می‌تونن به صورت رندوم توی تصویرمون دیده بشن. برای این منظور از ویدیوهای اسپاتیفای الهام گرفتیم که چندتاش رو به عنوان نمونه اینجا می‌ذارم:ویدیوی اسپاتیفای شماره ۱ویدیوی اسپاتیفای شماره ۲ویدیوی اسپاتیفای شماره ۳انواع ویدیوتلویزیون رمزینکس در فضای کانال‌های داخلی و لینکدین می‌تونه در فرم‌های زیر پیام تصویری مدنظرشو به فراخور کاراکتر و ویژگی‌های یک شخص، تیم انتقال بده و یا یک اتفاق در فضای کسب‌وکار رمزینکس رو پرزنت کنه.تیزینگ (Motion graphic)معمولا موشن‌گرافیک هستن یا حداقل موشن و تصویرسازی یا ویژوال‌های متحرک جزو المان‌های اصلی تصویرن. این فرم ویدیوها خیلی کوتاه باید باشن. بهترین مدت زمان برای این ویدیوها 15 ثانیه و حداکثر 30 ثانیه ست. در مواقعی که می‌خوایم شروع یه روند محتوایی (مثل آغاز کردن تلویزیون رمزینکس یا یک کمپین مارکتینگی) رو پروموت کنیم یا می‌خوایم تبلیغ و آگهی‌ای از فضا یا رویدادهای درون‌سازمانی بریم، ازین فرم استفاده می‌کنیم.ویدیو فرد-تیم محور (Narrative)این ویدیوها حال‌وهوای مستند دارن. فرض کنید در یک اپیزود می‌خوایم داستان شخص A را از یک تیم بشنویم. تمرکز ما روی تلاش‌ها و روند حل مساله توسط این شخصه. در خلال این ویدیو نظرات شخص C, D, E هم که در تیمش هستن یا در تیم دیگه به صورت cross-functional دارن باهاش پروژه رو جلو می‌برن رو هم می‌شنویم. ویدیو حول شخص A می‌چرخه و چالش مشترکی که با همکارانش باهم حل کردن. حداکثر زمان ویدیو بین ۲ تا ۳ دقیقه ست. به عنوان مثال:داستان امیر نجدیداستان آرمان جعفریداستان تیم دیزاینویدیو محصول‌محور (Narrative)اشخاص A,B,C,D راجع به یک محصول یا فیچر جدید، رویداد یا کمپین مارکتینگ صحبت می‌کنن. هدف ویدیو، شنیدن قصه‌ی ران شدن و یا ریلیز شدن یک فیچر محصولی یا کمپینه! قراره آدم‌ها از پروسه‌ی رسیدن یا نرسیدن‌ها بگن و تمرکز ویدیو روی اون موضوع مارکتینگی-محصولی خاصه. حداکثر زمان ویدیو بین ۲ تا ۳ دقیقه ست. به عنوان مثال:داستان کیف پولداستان مارجینداستان مجله رمزینکسداستان اسپات‌گریدویدیو رویدادمحور (Musical)این نوع ویدیوها یک گزارش تصویری از یک رویداد داخلی رو نشون می‌دن. قراره وایب و فضای اون ایونت داخلی و فضای شرکت رو پرزنت کنن. توی این ویدیوها صحبت و نریشن کمه یا اصلا وجود نداره و بیشتر با موزیک جلو می‌ره. حداکثر مدت زمان این ویدیو یک دقیقه ست. به عنوان مثال:رویداد داخلی یوزرسشنرویداد مارجین‌ پارتیرویداد پیتزا پارتیرویداد شب یلدارویداد عید نوروزتجهیزات لازم تجهیزات ما شامل یک ست میکروفون یقه‌ای و بیسیم می‌شه: میکروفون بیسیم دو نفره هالی لند Hollyland LARK M2 - (نسخه کمبو) که کیفیت ضبطش بینظیره، شامل دو تا میکرفون یقه‌ای ایه و تا به امروز خیلی برامون سود داشته! و همچنین یک سه پایه فیلمبرداری با ارتفاع حداکثر ۱۸۰ سانتیمتر که هم هندیکم روش قرار بگیره و هم دوربین فیلمبرداری سونی (که در مواقع خاص کرایه می‌شه کرد.)نمونه بریفتوی پروژه‌های تلویزیون کمک‌های حامد و امیر، طراح گرافیک و مدیر ویدئوی تیم مارکتینگ، مسیر پست‌پروداکشن یا همون پس‌تولید ویدیوها رو برامون هموارتر کرد و حضور این دو شخص کمک شایانی بود به زیباتر و باکیفیت‌تر دیده شدن روایت‌ها. در آغاز این مسیر ما به هم بریف‌هایی رو می‌دادیم که بتونیم کارهای موشن‌گرافیک رو روی ویدیوهای اصلی پیاده کنیم. یک نمونه از این بریف‌ها رو اینجا به عنوان نمونه می‌ذارم:در یک فضای کهکشانی از دوردست یک نوری شروع به جرقه می‌کنه و نزدیک و نزدیک‌تر می‌شه بهمون. اون چیزی نیست جز لوگوی رمزینکس‌تی‌وی. لوگوی رمزینکس‌تی‌وی میاد جلوی چشم‌هامون.Gate to the futureبه صورت دیجیتالی و با رنگ سبز به صورت تایپی پایین لوگو نوشته می‌شه انگار که یک پیام فرازمینی‌عه. می‌تونه حتی صدای کیبورد قدیمیش هم بیاد. فرض کنیم این پونزده ثانیه، اینترو ی یک بازیه. المان‌های گرافیکی‌ای که وینتیج‌ان رو می‌تونی توش تست کنی و با فرض اینکه یه بازی کامپیوتری دهه ۸۰ میلادی میسازی می‌تونی خلاقیت بزنی.شروعش مشابه Toy story 2دو تا صدا اینجا آپلود کردم از هر کدوم به فضای دیزاین خودت می‌خوره بهره ببریمنمونه اینتروی پلی استیشن سونی رو یه هم نگاه بنداز!آرشیو ویدئویی تلویزیون رمزینکساپیزود صفرم: رونماییاپیزود اول: معرفی رمزینکس تی‌ویاپیزود دوم: کیف پولاپیزود سوم:  مجله رمزینکساپیزود چهارم: ربات اسپات‎‌گریداپیزود پنجم: دیزاین قسمت اولاپیزود ششم: احراز هویت آنی!اپیزود هفتم: دیزاین قسمت دوماپیزود هشتم: مارجیناپیزود نهم: طلوع از صفر!</description>
                <category>امیرحسین شیرالی</category>
                <author>امیرحسین شیرالی</author>
                <pubDate>Mon, 10 Mar 2025 18:16:04 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>