<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر جلیلی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirjalili</link>
        <description>فریلنسر دیجیتال مارکتینگ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:16:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/180653/avatar/Rb0jy1.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر جلیلی</title>
            <link>https://virgool.io/@amirjalili</link>
        </image>

                    <item>
                <title>از دست دادن شغل؛ ۱۷ روز تداوم قطعی اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%DB%B1%DB%B7-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-djrgshgodhhq</link>
                <description>سه سالی از تمام کردن مدرسه می‌گذرد؛ راستش را بخواهید سال‌های اخر مدرسه برایم شکنجه بود، طوری‌که اگر یک سال هم ادامه پیدا می‌کرد خودم را خلاص می‌کردم. پس از مدرسه هر روز خوشحال بودم؛ چرا که انگیزه زیادی برای شغلم یعنی دیجیتال مارکتینگ داشتم. هر روز برایم جذاب بود و دیگر آن احساس استیصال دوران مدرسه زندگیم را عذاب نمی‌کرد؛ اما...اکنون پس از ۱۷ روز تداوم قطعی اینترنت نه تنها احساسات خوبی ندارم؛ بلکه فکر می‌کنم دیگر آن شغل جذاب را هم از دست داده‌ام. حتا اگر الان اینترنت وصل شدم، با خودم فکر می‌کنم که بهتر است دنبال شغل دیگری باشم. مادامی که اینترنت بازیچه مسئولین است؛ شغلی از آن برای ما ساخته نخواهد شد. می‌دانید، من که عددی نیستم، با خود فکر می‌کنم آن دسته از سرمایه‌گذاران و مهندسان دانا و امیدوار که قصد ساخت اکوسیستم دیجیتال این کشور را داشتند الان چه حالی دارند؛ البته این‌ها همان مخ‌هایی هستند که در آمریکا یونیکورن‌های موفقی می‌سازند که حسرتشان را می‌خوریم. همان افرادی که در این مملکت امیدشان را آتش می‌زنیم و به‌راحتی از دستشان می‌دهیم. از همه این درد‌ها که بگذریم؛ یکی، دو روزی‌ست به دنبال شغل جایگزین برایم خودم هستم و تلاش می‌کنم از چت جی‌پی‌تی مشورت بگیرم؛ نظراتش جالب است و سعی می‌کند من را به سمت حوزه فروش سوق دهد. جالب ماجرا اینجاست که هر حوزه‌ای را برای فروش معرفی می‌کرد، یک مسئله‌ای داشت. برای مثال می‌گفت که بهتر است وارد حوزه فروش روغن خوراکی شوی و من با خود فکر می‌کرد در این بازار پر مافیا و احتکار کاری از من ساخته است؟خلاصه هر حوزه‌ای که پیشنهاد می‌داد یک مشکل بازاری، حقوقی و مافیایی داشت. اکنون من ماندم و مجموعه‌ای از ناامیدی‌ها، حسرت‌ها، بغض‌ها و کینه‌ها و در انتهای انزجار نمی‌دانم به چه راهکاری پناه ببرم...</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 25 Jan 2026 22:41:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایت رسیدن به پوچی: ۱۱ روز تداوم قطعی اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%BE%D9%88%DA%86%DB%8C-%DB%B1%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D9%82%D8%B7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-aw86micjxtj5</link>
                <description>چه چیزی ترسناک‌تر از صرف روز‌هایی بسیار از عمر بر سر هدفی که آدمی را با پوچی مواجه می‌کند. تا امروز بیش از شش سال از عمرم را سر اینترنت و کسب‌و‌کار اینترنتی صرف کردم. روز‌های آشنایی‌ام با دیجیتال مارکتینگ بسیار هیجان انگیز بود و رویای کسب درآمد از اینترنت و تولید ارزش برای همگان از این طریق افق جذاب و جدیدی در زندگیم ایجاد می‌کرد؛اما اکنون پس از ۱۱ روز قطعی اینترنت و دومین تجربه قطعی کامل اینترنت، احساس می‌کنم سال‌هایی از عمرم را سر هدفی پوچ به فنا دادم. در تمام این سال‌ها تلاش کردم شغل اینترنتی و بر پایه اینترنت را به اطرافیان ثابت کنم؛ اما همچنان از صحبت‌ها و نظراتشان می‌فهمم که هیچ‌کس اعتباری برای کارم قائل نیست.اکنون تنها‌ام؛ با کوله‌باری از بی‌ارزشی و احساس پیمودن راهی غلط که در نهایت منجر به احساس سرخوردگی اطرافیانم می‌شود.روز‌های زیادی را صرف دنبال کردن کسب‌و‌کار‌های خارجی و افرادی همچون خودم کردم و رویای کسب‌و‌کار‌های بزرگ اینترنتی را در سر پروراندم؛ حال حسرت می‌خورم به حال خودم. هم سنان و همکاران خودم را در کشور‌های دیگر می‌بینم که به راحتی، بدون استرس قطعی اینترنت، تحریم و فیلترینگ سالانه چند صد هزار دلار به جیب می‌زنند.روز‌های پی‌درپی سیصد کیلومتر از شهرم دور می‌شدم تا به تهران برسم و چند پروژه‌ای به دست بیاورم و شغل بر پایه دیجیتال خودم را تثبیت کنم؛ اما اکنون از آن همه تلاش و ذوق، چیزی جز حس سرخوردگی برایم باقی نمانده.سال‌ها تلاش کردم ثابت کنم کارآفرینی، سرمایه‌گذاری در استارتاپ بسیار جذاب‌تر و بهتر از شغل‌های دولتی و کارمندیست. حالا من ماندم و احساس علاف بودن و فکر کردن به این موضوع که اطرافیانم مرا فردی می‌بینند که خود را مشغول راهی پوچ و بی سر و ته کرده.از همان کودکی ذوق کارآفرینی را داشتم، درسم و راه‌های دیگرم را فدای این موضوع کردم و اکنون گویی تنها چیزی که جوهره زندگیم بود را هم باید رها کنم.</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 14:00:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‌خواهم زندگی را حس کنم: درس‌هایی از ۱۴۰۲</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/1402-report-tp9fj570a4wa</link>
                <description>همین اول کار به شما بگویم که من حیث‌المجموع ۱۴۰۲ برای من سال خوبی بود؛ البته که چند سالی‌ست حال ما در این سرزمین آن‌قدر‌ها هم خوب نیست!۱۴۰۲ برای من کلی حذف و اضافه و رشد داشت. آدم‌های قدیمی حذف شدند، آدم‌های جدید آمدند؛ قاعده‌ای که هیچ زمان در زندگی نقض نمی‌شود. علاوه بر این مجموعه‌ای از رشد‌های شخصیتی، کاری و... را گذراندم که حداقل کمی به آینده امیدوارم می‌کند. مقدمه‌چینی بس است! اجازه دهید شروع کنم به ذکر تک تک درس‌هایی در این سال گرفتم.هیچ معیاری وجود نداردبالاخره روزی به این نتیجه می‌رسید که هیچ میزانی وجود ندارد. هیچ متر و معیاری برای این که شما خودتان را با آن مقایسه کنید یا در مقابل دیگران قرار بگیرید وجود ندارد. شما در نهایت می‌توانید یک کار را به‌خوبی پیش ببرید و در مسیر آن به لذت و خوشی برسید. تک تک انسان‌ها منحصر‌به‌فرد هستند؛ چرا که تجارب و برداشت‌های هرکسی از زندگی بسیار متفاوت است. مولفه‌های موجود در هر انسان به‌قدری زیاد است که در هیچ جفت انسانی دیتای یک شکل نخواهیم یافت؛ به‌همین دلیل راه هر کس هم بسیار منحصر‌به‌فرد و جدا از دیگران است.فکر می‌کنم باید دست از مقایسه کردن خودتان با دیگران و میزان‌های مختلف دست بردارید. تنها یک مسیر را می‌توانید انتخاب کنید که اتفاقا علاقه شما هم هست؛ چیزی که می‌تواند به زندگی‌تان معنا ببخشد. طی کردن این مسیر مورد علاقه علاوه‌بر معنا، حس ارزشمندی هم به شما خواهد داد. البته فکر می‌کنم تنها باید به یک معیار توجه کنید، آن هم تفاوت امروزتان نسبت به دیروز است.روستای فیله ورینادا فلج‌تان می‌کندکل تصوری که من از مطالعه و رشد دانش در ذهنم تا چند ماه پیش داشتم، خواندن کتاب و دیدن دوره بود. من کتاب می‌خواندم چون کتاب خواندن خوب است! اما باور کنید این گزاره بزرگترین خیانتی‌ست که در حق کتاب و کتابخوان می‌کنند. صرف کسب دیتای کتاب و خواندن متن فقط ما را در ادا فرو می‌برد. اجازه دهید ادا را بیشتر برایتان توضیح دهم: خواندن کتاب به یک دانش عمومی می‌دهد‌؛ این بدان معنی‌ست که دیتای ما یک دیتای کلی است و بسته به جزئیات موقعیت دیتای جدایی دریافت نمی‌کنیم.برای مثال ما درباره ADHD مطالعه می‌کنیم و براساس علائمی که داریم حدس می‌زنیم ADHD داشته باشیم؛ اما همان علائم ممکن است از مسئله‌ی دیگری نشأت گرفته باشد. قسمت بد ماجرا هم اینجاست که امکان دارد اداها چارچوبی برای ذهن ما بسازند و تفکرِ در چارچوب ما را زندانی کند. بهترین راه مقابله با فلج شدن توسط ادا، شکستن هر چه چارچوب فکری و اعتقادی‌ست. این کار نه تنها ما را از زندان خودمان آزاد می‌کند؛ بلکه به رشد مغزمان هم کمک به‌سزایی می‌کند. فکر می‌کنم تا جایی که توان یاری می‌کند باید چارچوب‌شکنی کرد!بام خرم‌درهزمان همه‌چیز استاگر همین الان بخواهید جدول عمر ۹۰ ساله انسان را بر اساس سن خود تکمیل کنید، می‌بینید که زمان زیادی ندارید. راستش را بخواهید همیشه آن‌قدر که تصور می‌کنید زمان ندارید! زمان مسئله‌ی مهمی است که نادیده گرفتن آن می‌تواند ضرر زیادی به ما بزند. یک مثال ساده از اهمیت زمان این است که بسیاری از کسب‌و‌کار‌ها به‌دلیل اجرای ایده در زمان نامناسب شکست می‌خورند. فرصت را غنیمت بشمارید!اما اهمیت زمان تنها موضوع مورد بحث نیست، مولفه‌ی دیگری که وابسته به زمان است و امروزه مانند یک گوهر نایاب پنداشته می‌شود، صبر است. گاهی اوقات تلاش بیشتر کشک است! آن زمان تنها صبر است که به کمک شما می‌آید. بسیاری از موارد هستند که باید صبر پیشه کنیم و اجازه دهیم زمان مسائل را حل کند. در برخی موارد نباید عجله کنید؛ گذشت زمان راه را به شما نشان خواهد داد.روستای علی آباددید باز، دید بستهاین موضوع را می‌توانم به شکل دید افقی و عمودی هم برایتان توضیح دهم. قبول کنید یا نه چیز‌های خیلی زیادی در زندگی وجود دارند و بسیار سطحی و مسخره به وقایع نگاه می‌کنیم. هر واقعه و رویداد می‌تواند فضای دید بسیار بزرگی داشته باشد؛ اما ما همیشه به جزئی‌ترین بخش‌ها که اهمیتی ندارند توجه می‌کنیم. علاوه بر این اگر بتوانیم دیدمان به زندگی را توسعه دهیم و درگیر حواشی نباشیم می‌توانید زندگی لذت بخشی را تجربه کنیم. اجازه دهید دقیق‌تر صحبت کنیم: اگر فکر و ذکرتان این است که با باجناقتان رقابت کنید و ماشین و خانه جدید ترین به‌دست آورید، عملا زندگی‌تان را باخت دادید! شما می‌توانید از تک تک لحظات زندگی لذت ببرید؛ اما این لذت برای زمانی‌ست که شوق و اشتیاقتان را پیدا کردید، مسیرتان را طی می‌کنید و در حال اکتشاف هستید. در این زمان دیگر به دنبال اثبات برتری خود با حواشی نیست و در آرامش و آسایش غرق هستید.  مزارع خرم‌درهدیوانه باشیدخوش به حال کسانی که دیوانه هستند! فکر می‌کنم آخرین درس مهم این سال و تمامی سال‌های زندگی دیوانگی‌ست. درست زمانی که مردم تصور می‌کنند شما دیوانه هستید یعنی دارید مزه زندگی را به‌خوبی می‌چشید. انسان خوب از نظر این جماعت یعنی فردی که درگیر روتین‌های بی‌خود با دغدغه‌های پَست و در منطقه امن خود است. زمانی که لقت دیوانه به شما اطلاق می‌شود، گویی بالاخره آن منطقه امن را رها کرده‌اید تا زندگی را احساس کنید، نه این که خود را در آغوش چارچوب‌های ذهنی مضخرف انسان قرار دهید. کوه‌های ویستانپانویس: تصاویر برخی از عکس‌هایی هستند که توسط خودم در سال ۱۴۰۲ ثبت شدند. </description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Mar 2024 05:03:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستانی برای کسانی که فکر می‌کنند تو خالی و بی‌رنگ هستند(جستاری در وصف سوکورو تازاکیِ بی‌رنگ)</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B5%D9%81-%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D9%90-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-h6d4px0v355m</link>
                <description>در این مطلب قصد دارم نظر شخصی خودم و دریافت‌هایم را درباره کتاب سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، نوشته هاروکی موراکامی را بیان کنم. قبل از هر چیزی باید بگویم که خواندن این مطلب ممکن است داستان را برای شما افشا کند. اگر قصد مطالعه این کتاب را دارید، این مطلب را نیز نخوانید. خب برویم سر اصل مطلب. برای من سخت است که مدت طولانی کتاب بخوانم، البته منظور از مدت طولانی چیزی حدود 1 ساعت است. حتی مدت طولانی من هم ممکن است برای افرادی مدت کوتاهی باشد. به هرحال، این موضوع را برای این بیان کردم که به جذاب بودن این کتاب اشاره کنم زیرا این رمان به قدری برای من جذاب بود که هر زمانی که سراغش می‌رفتم بیش از 1 ساعت به مطالعه می‌پرداختم. می‌توان بگویم که یکی از کوتاه‌ترین زمان‌هایی بود که توانستم یک کتاب 300 و خورده‌ای صفحه‌ای را بخوانم. من بررسی این کتاب را به چند قسمت تقسیم کرده‌ام. ابتدا می‌خواهم به روند و موضوع داستان بپردازم، سپس صبحتی کوتاه درباره شخصیت اصلی و شخصیت‌های دیگر خواهم داشت. و در بخش آخر هم می‌خواهم درباره ایده‌ها و مفهوم‌های ارائه شده در این داستان صحبت کنم. خب اضافه گویی بس است برویم سراغ اصل داستان :)متفاوت، واقعی و مجذوب کنندهاولین چیزی که مرا در این رمان جذب خود کرد، متفاوت بودن داستان آن از باقی رمان‌ها بود. در واقع داستان این کتاب چیز ماورایی یا تخیلی نبود بلکه یکی از موضوعات بدیهی در زندگی بود که به بهترین شکل به آن پرداخته شده بود. به طور خلاصه می‌توانم بگویم که نویسنده یک پدیده شخصی و اجتماعی را در یک قالب تر و تمیز جای داده بود. بگذارید به خلاصه‌ای از آن بپردازیم. سوکورو تازاکی فردی بود که از یک جمع دوستانه فوق العاده بدون هیچ دلیلی کنار گذاشته شده بود. این اتفاق که در اوج جوانی آن رخ داده بود و  تاثیر بسیار بزرگی بر روان او گذاشته بود. حتا برای مدتی دچار افسردگی شدید شده بود و به گفته خود در لبه پرتگاه بود. بعد از گذشت مدتی توانسته بود به تنهایی از این دریای سیاه بزرگ گذر کند و به روال زندگی باز گردد. البته برای بار دیگر اتفاقی مانند آن اتفاق تلخ رخ داد اما سوکورو دیگر تحت تاثیر آن قرار نگرفت. نه اینکه تاثیر بر روی او نگذاشته باشد بلکه دیگر به شکل شدید و اولین اتفاق خود را نشان نداده بود. امیدوارم منظورم را گرفته باشید. پس گذشت سال‌ها سوکورو وارد رابطه با یک دختر می‌شود. او بسیار علاقمند آن دختر یعنی سارا می‌شود. اما تاثیرات اتفاق‌های ناگوار قبلی باعث رخ دادن مشکلاتی در این رابطه می‌شود. سارا از او درخواست می‌کند که این مسئله حل نشده ذهنش را حل کند و به دنبال دلیل آن باشد. سوکورو این کار را می‌کند و به دنبال دلیل می‌گردد. البته بگویم که این داستان در خلاصه به خوبی منتقل نمی‌شود ولی برای این خلاصه آن را گفتم که بگویم نویسنده اقدام به بیان کردن موضوعی کرده که ممکن است در زندگی تک تک ما رخ داده باشد و اثرات مختلفی در تک تک صفحات زندگی ما گذاشته باشد. موضوع دیگری که می‌توانم از این رمان بگویم، این است که نویسنده اضافه گویی نکرده و به گونه‌ای داستان را نوشته که انسان را مجذوب خود می‌کند. در واقع یک عطش در انسان ایجاد می‌کند و او برای رفع این عطش نیاز دارد تا ادامه داستان را دنبال کند. همچنین نویسنده به خوبی به مطرح کردن جزئیات موقعیت‌های مختلف پرداخته. چیز دیگری که به خوبی در این رمان انجام شده انتقال فرهنگ ژاپن بوده. شخصیت‌های رنگی و بی‌رنگسوکورو، آو، آکا، کورو، شیرو، هایدا و سارا شخصیت‌های این داستان هستند. پنج نفر اول همان اکیپ دوستانه‌ای هستند که پیش‌تر برای‌تان گفتم. جالب است بدانید که اسم‌های همه‌ی آن اکیپ بجز سوکورو، اسم یک رنگ است. در داستان درباره این موضوع نیز صحبت شده. سوکورو همیشه به دلیل اینکه یک رنگ نبوده احساس متفاوت بودن داشته است. بخشی از عنوان این کتاب هم از این موضوع انتخاب شده. اگر دقت کنید می‌توانید در اطراف خود شخصیت‌هایی را بیابید که با شخصیت‌های داستان تناسب دارند. در واقع آن‌ها بسیار واقعی هستند. آو یک شخصیت اصطلاحا قلدر چارشونه کشتی است :) ویژگی‌های اصلی اون شجاعت، جسارت و سخت کوشی است. آکا کمی زیرک است. از آن‌ها که خیلی نامحسوس کار‌های خود را پیش می‌برند. همچنین او بسیار باهوش است. کورو یک برونگرا است. بسیار پر جنب و جوش و شوخ طبع است. او دوست صمیمی شیرو است. شیرو را می‌توان یک شخصیت سر به زیر و آرام عنوان کرد. او فردی درونگرا و خجالتی است. البته بسیار زیبا.هایدا دوستی است که در دانشگاه با سوکورو آشنا شده. تقریبا تنها کسی که می‌توانست بعد از کنار گذاشته شدن  سوکورو از جمع دوستانه او را خوشحال کند. هایدا شناگر حرفه‌ای است و در دانشگاه فیزیک می‌خواند. بسیار علاقمند فلسفه و اینجو چیزهاست. خیلی سریع و عمیق صحبت می‌کند. همچنین دستپخت خوبی دارد. سارا را می‌توان تنها عشق سوکورو نام برد. تنها کسی که توانسته بود در این 20 و اندی سال دل سوکورو را سست کند. کار او گردشگری بود. یعنی راهنمای گردشگری بود. 2 سال از سوکورو بزرگتر است. باهوش است و سوکورو را مجذوب خود می‌کند. کسی بود که باعث شد سوکورو به دنبال دلیل کنار گذاشته شدن خود از جمع دوستانه پنج نفره‌شان بگردد. هر جمله یک نکتهاین کتاب واقعا غنی است. از هر جمله آن می‌توان یک چیزی برداشت کرد. موضوع اصلی کتاب درباره تاثیرات روابط در زندگی ما است. همانظور که گفتم سوکورو بی هیچ دلیل از جمع دوستانه کنار گذاشته شد. این موضوع بر روی روان آن بسیار تاثیر بدی گذاشت. برای مثال او سعی می‌کرد در روابط دوستانه(البته دوست خاصی هم نداشت) و عاطفی یک فاصله‌ای با طرف مقابل نگه دارد. در واقع زیاد به افراد نزدیک نمی‌شد. همین قضیه باعث شد که در رابطه‌اش با سارا به مسائلی بر بخورد. اما این کتاب فقط درباره تاثیرات روابط در زندگی ما صحبت نمی‌کند. می‌خواهم بخش از جملات و مفهوم‌هایی که به آن پرداخته شده را به شما بگویم. «آدم‌هایی که آزادی‌شان گرفته شود، آخر سر از یکی بدشان می‌آید» در این جمله نویسنده می‌خواهد بگوید کسانی که آزاد نیستند از افرادی که باعث سلب آزادی آنان شدند بدشان می‌آید و زندگی‌شان درگیر تنفر از آدمی می‌شود. یک مثال هم می‌زند. «آشپز از پیشخدمت بدش می‌آید، جفتشان از مشتری.»«هر چیزی حد و مرزی دارد. فکر هم همینجور. نباید از حد و مرز‌ها ترسید، ولی نباید از پاک کردن‌شان هم ابایی داشت. اگر می‌خواهی آزاد باشی مهم‌تر از هر چیزی این است: احترام به حد و مرز‌ها و عصبانیت از آن‌ها» به طور خلاصه نه باید از آن ور پل افتاد نه از این ور پل. هیچ چیزی مطلق نیست. «گاهی استعداد داشتن ممکن است چیز خوبی باشد. تو خوش قیافه‌ای، توجه‌ها را جلب می‌کنی؛ اگر خوش شانس باشی، پول هم در می‌آری. زن‌ها دور و برت می‌آیند. از این منظر استعداد داشتن از استعداد نداشتن بهتر است. ولی استعداد به تنهایی وقتی کار می‌کند که پشتوانه‌اش یک تمرکز فیزیکی باشد و ذهنی سرسخت و سرکش. کافی است یک پیچ در مغزت شل شود و بیفتد، یا ارتباطی توی تنت مختل شود تا تمرکزت از بین برود، مثل شبنم دم صبح محو بشود. دندان درد ساده، یا شانه گرفته کافی است که دیگر نتوانی خوب پیانو بزنی» انقدر روان و شفاف بود که نیازی به پرگویی من نیست. این چیز‌ها بود که مرا جذب این رمان کرد. شاید بتوانم بگویم یکی از بهترین کتاب‌هایی که در زندگی خواندم بود. بیشتر سعی می‌کنم از هاروکی موراکامی بخوانم و در اینجا جستار‌هایی برای‌تان بنویسم. </description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Mar 2022 01:29:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خواب بهتری داشته باشیم؟ راهنمای جامع داشتن یک خواب بهتر در شب</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A8-twg8svzrf7sc</link>
                <description>دو سوم بزرگسالان در تمام کشور های توسعه یافته نمی‌توانند 8 ساعت خواب توصیه شده را داشته باشند. این نشان دهنده‌ی این موضوع است که درصد زیادی از مردم خواب درست و با کیفیتی ندارند. در صورتی خواب نادرست باعث می‌شود سیستم ایمنی بدن شما آسیب ببیند و خطر مبتلا شدن به سرطان را دو برابر می‌کند.در این مقاله سعی کردم راهنمایی جامع برای داشتن خواب بهتر و با کیفیتی را برایتان آماده کنم.خواب بهتر چیست؟قبل از اینکه نکاتی را درباره داشتن یک خواب بهتر ارائه بدهیم، باید منظور خود از خواب بهتر را مشخص کنیم. ما خواب بهتر را از طریق دو مولفه کمیت و کیفیت می‌سنجیم.خواب بهتر از نظر کمیتمنظور از کمیت، مدت زمانیست که ما در خواب هستیم. بر اساس تحقیقات مدت زمان خواب مورد نیاز برای یک فرد بالغ 18 تا 65 ساله 7 تا 9 ساعت در روز می‌باشد.این مدت زمان بر اساس سن افراد تغییر می‌کند. شما می‌توانید مدت زمان مورد نیاز خواب همه‌ی سنین رو در تصویر زیر مشاهده کنید.خواب بهتر از نظر کیفیتداشتن خواب بهتر فقط به مدت زمان خواب نیست، بلکه مولفه‌ی مهم دیگر خواب کیفیت آن است. کیفیت یک خواب بستگی به طی شدن کامل مراحل خواب ما دارد. هر چه این مراحل به صورت استاندارد و دقیق انجام شوند بدن فرصت بیشتری برای ترمیم خود دارد. خواب هر فرد پنج مرحله دارد:مرحله اول: این مرحله، مرحله گذر ما از بیداری و به خواب رفتن است که در کل 2 تا 5 درصد خواب مارا تشکیل می‌دهد. در مرحله ممکن است ما با کوچک ترین سر و صدایی از خواب بیدار شویم.مرحله دوم: بیشترین بخش خواب مربوط به این مرحله است. مرحله دوم 45 تا 55 درصد خواب ما را تشکیل می‌دهد.در مرحله دوم مغز شروع به کند شدن می‌کند و بیدار شدن سخت تر می‌شود.مرحله سوم: 3 تا 8 درصد خواب مارا سومین مرحله تشکیل می‌دهد. این مرحله شروعی برای داشتن یک خواب عمیق است.مرحله سوم و مرحله چهارم شبیه هم هستند و معمولا این دو را یکی تصور می‌کنند.این دو مرحله از این نظر مهم هستند که بدن در این مراحل شروع به خود ترمیمی و بهینه سازی خود می‌کند.مرحله پنجم: عمیق ترین خواب در مرحله اخر انجام می‌شود. شما می‌توانید این قسمت را زیباترین بخش خواب هم بخوانید.این مرحله 10 تا 15 درصد خواب ما را تشکیل می‌دهد.چند نکته برای داشتن خواب بهترحالا که درباره مفهوم خواب بهتر یه یک تعریف واحدی رسیدیم، وقت آن است که به نکاتی که باعث می‌شود در شب خواب بهتری داشته باشیم بپردازیم. البته این نکات به طور قطعی و مطلق صحیح نیستند و ممکن است در برخی از افراد جواب ندهند.همچنین این نکات برای کسانی که فکر می‌کنند اختلالات خواب دارند جوابگو نیستند و این افراد باید به پزشک مراجعه کنند.1.نظم داشتن در خوابنظم داشتن در خواب به ما کمک می‌کند تا خواب بهتری داشته باشیم. منظور از نظم در خواب یعنی خوابیدن و بیدار شدن از خواب در تایم مشخصی، برای مثال ساعت 23 به خواب برویم و ساعت 7 از خواب بیدار شویم. همه‌ی ما برای بیدار شدن از خواب آلارم تنظیم می‌کنیم ولی برای خوابیدن نه، امتحان این ایده می‌تواند به خواب ما کمک زیادی بکند.خواب منظم هم کمیت و هم کیفیت خواب را بالا می‌برد.2.خنک بودن هوای اتاق خوابسعی کنید دمای هوای اتاقی که در آن می‌خوابید را خنک نگه دارید. این دما معمولا بالای 18 درجه توصیه می‌شود.این خنکی به مغز کمک می‌کند تا خواب بهتری را تجربه کنید.3.تاریکی اتاق خواباتاقی که در آن می‌خوابید را تا حد امکان تاریک نگه دارید و نور خانه را کمتر کنید. در صورت تمایل از چشم بند استفاده کنید. این تاریکی کمک به ترشح ملاتونین در بدن می‌کند. کار ملاتونین منظم کردن خواب است.سعی کنید قبل از خوابیدن از صفحات روشن مثل صفحات کامپیوتری و... استفاده نکنید.4.مدت زمان بیداری در تخت خوابشما نباید بیش از 25 دقیقه در حالت بیداری در تخت خواب باشید. اگر بیش از این زمان سپری شد و شما به خواب نرفتید، از جای بلند شوید و سراغ انجام کاری بروید. وقتی که احساس خواب آلودگی کردید به تخت خواب برگردید.وقتی شما مدت زمان زیادی در تخت خواب بیدار می‌مانید مغز تصور می‌کند که تخت ماشه‌ای برای بیدار شدن است. شما با انجام کار دیگری این تصور را بهم می‌زنید و وقتی که خواب آلوده هستید به تخت برمی‌گردید مغر تصور می‌کند که تخت مکانی برای خوابیدن و رفع خواب آلودگی است.5.مصرف کافئین در روزاز مصرف کافئین در عصر و شب بپرهیزید زیرا این باعث می‌شود نظم خواب شما بهم بریزد.6.داشتن یک روتین برای خوابما تصور می‌کنیم که خوابیدن یک عمل فوری است و هر زمان که بخواهیم چراغ را خاموش می‌کنیم و به خواب می‌رویم. ولی اینگونه نیست ما باید برای خوابیدن یک روتین داشته باشیم.معمولا توصیه می‌شود که 20 تا 30 دقیقه قبل خواب از وسایلی مثل گوشی موبایل، لپتاپ و... استفاده نکنیم و در این مدت زمان اقدام به کاری کنیم که به ما آرامش می‌دهد. برای مثال برای من گوش دادن به موسیقی یک عمل آرامش بخش است. پس از انجام این کارها حالا آماده ایم بخوابیم.7. استفاده از صدا‌هایی برای داشتن خواب با کیفیتما به گوش دادن به برخی صدا‌ها مثل پینک نویزها می‌توانیم خواب با کیفیت تری را تجربه کنیم. در ادامه به بررسی بیشتر پینک نویز می‌پردازیم.پینک نویز یا نویز صورتی چیست؟پینک نویزها صدا‌هایی هستند که در فرکانس های پایین انرژی زیادی دارند.چند نمونه از پینک نویز هااز جمله پینک نویزها می‌توان به صدای خش خش برگ ها، صدای باران، صدای امواج دریا و ضربان قلب اشاره کرد. شما با گوش کردن به این صداها در خواب باعث می‌شوید که پنج مرحله خواب بازدهی بیشتری داشته باشند.معرفی چند اپلیکیشن و کتاب که به داشتن خواب بهتر کمک می‌کنددر نهایت قرار است یک اپلیکیشن برای بالا بردن کیفیت خواب و یک کتاب برای کسب اطلاعات بیشتر درباره خواب معرفی کنیم.معرفی اپلیکیشن Tideاین اپلیکیشن به شما کمک می‌کند نه تنها کیفیت خوابتان را بالا ببرید بلکه به بالا بردن کمیت خوابتان هم کمک می‌کند.در بخش قبلی درباره پینک نویزها صحبت کردیم که چگونه کیفیت خواب را بالا می‌برند، در این اپلیکیشن شما می‌توانید به چندین پینک نویز مثل صدای امواج دریا و... دسترسی داشته باشید.همچنین این اپلیکیشن قابلیت تنظیم هشدار وقت خواب و وقت بیدار شدن را دارد که می‌توانید با استفاده از آن خواب خود را منظم کنید.این اپ دارای دو نسخه اندروید و آی او اس می‌باشد. در زیر چند تصویر از محیط این اپلیکشن را مشاهده می‌کنید.معرفی کتاب چرا می‌خوابیمدر این کتاب متیو واکر به این پرداخته که خوابیدن چه دلایلی دارد و چگونه سلامتی ما را تضمین می‌کند. همچنین در فصل‌هایی درباره اثرات مخرب خواب نادرست صحبت کرده. او به طور مفصل و علمی درباره خواب این کتاب را نوشته.کتاب چرا می‌خوابیم با ترجمه ناهید ملکی در نشر نوین چاپ شده و هم اکنون قابل دسترس است. همچنین شما می‌توانید خلاصه این کتاب را در پادکست بی پلاس با صدای علی بندری بشنوید.</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Fri, 24 Sep 2021 20:41:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرگذشت یک انسان کوچک! (سردرگمی در زندگی و انتخاب شغل)</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-ze1ywgvlvzn7</link>
                <description>پس از دست و پنجه نرم کردن با چالش های شخصی تصمیم بر این گرفتم که اقدام به ریشه یابی این چالش ها بکنم. همچنین تشخیص دادم که به اشتراک گذاشتن نتایج این کار شاید کمک به رفع سردرگمی افراد کند. موضوع از آنجا شروع شد که من پس از رها کردن علم برق و الکترونیک دچار سردگمی و بلاتکلیفی در روند زندگی ام شدم. حدود 2 سالی از آن زمان می‌گذرد و این وضعیت بلاتکلیفی همچنان ادامه دارد. وقتی که متوجه شدم هیچ گونه بهبودی در وضعیت حاصل نمی‌شود تصمیم گرفتم تا اقدام به حل مسائل علی الخصوص موضوع بلاتکلیفی و سردرگمی کنم لذا شروع به ریشه یابی مسائل در خلوت خود کردم. هر چند که فعلا موفق به حل مسائل نشدم اما نتایجی که از ریشه یابی مسائل کسب کردم جالب و دانستنی هستند.اما قبل از هر چیزی نیاز بر معرفی خود میبینم تا شما بتوانید با شناختن من مطالب را بهتر درک کنید. من متولد 1383 یک دهه هشتادی و ته تغاری هستم(فرزند سوم و آخر خانواده). نه تنها در خانواده بلکه در کل خاندان پدری، جمع دوستان و محیط کاری کوچک ترین فرد هستم. دارای شخصیتی کمی برونگرا، سرحال و سرزنده هستم. به طور کلی به موضوعاتی همچون کارآفرینی، علم و تکنولوژی، فلسفه و روانشناسی علاقمندم و دوست دارم از بدیهی ترین موضوعات تا پیچیده ترین ها را نقد و بررسی کنم. اما برویم سر اصل مطلب!بلاتکلیفی و سردرگمی در زندگیبی شک روابط افراد و رفتارشان باما در زندگیمان تاثیر گذار هستند. اما این موضوع بدیهی است! بیایید کمی ریز تر شویم. قطعا تاثیر رابطه‌ی سرایدار مدرسه با ما سنگینی رابطه‌ی ما با دوست صمیمی مان ندارد به عبارتی ارزش روابط به یک اندازه نیست پس تاثیرش هم به یک اندازه نیست. یکی از روابطی که ارزش بسیاری دارد و به همین سبب تاثیرش هم زیاد است، رابطه‌ی مرید و مرشدی ست. البته منظورمان رابطه‌ی مرید و مرشدی که در داستان های کهن آمده نیست. می‌توانیم این رابطه را با رابطه استاد راهنما و دانشجو هم تشبیه کنیم. البته دکتر شیری این افراد رو بجای مرشد لنگر می‌نامد و منظور من دقیقا همان افراد است. به هر حال!نوع دیگری از روابط با ارزش روابط برادر، خواهر بزرگتری است. معمولا این روابط بین دوستان صمیمی با اختلاف سنی بالای 5،6 ایجاد می‌شود.  اکثر افراد معمولا این روابط را تجربه کردند و می‌کنند و من هم از این قاعده مستثنا نیستم. البته تعداد روابط مرید و مرشدی من کم نیست که بخواهم تک به تک تشریح کنم فلذا از این مرحله می‌گذرم و به این گفته اکتفا میکنم زیاد بودن تعداد این روابط یا روابط خواهر، برادر بزرگتری باعث ایجاد سردرگمی و... می‌شود زیرا هر کسی دیدگاه خودش را دارد.که من هم به این درد دچار شدم. هرکس از دیدگاه خود من را نصیحت کرد و باعث شد که به طور مقطعی به هر نصیحت بپردازم و در آخر سردرگم و بلاتکلیف بشوم.موضوع بعدی در بلاتکلیفی که بی ربط هم به موضوع بالا نیست، موضوعِ سن است. به طور معمول من در خانواده، جمع دوستان و... کم سن ترین هستم لذا این قضیه موجب شده که هرکسی که از من بزرگتر است اینگونه فکر کند که حق دارد من را نصیحت و به راه راست هدایت کند. در تمام این موارد چیزی که باعث ایجاد مسئله بلاتکلیفی و سردرگمی می‌شود این است که افراد لزوما نصیحت های عمومی و کاربردی نمی‌کنند و سعی بر این دارند که یک انسان کوچک را بر اساس عقاید، تفکرات، منطق و چیزی که از نظر خودشان صلاح است پرورش دهند. این کار بدون در نظر گرفتن ویژگی افراد و درک کردن آن ها باعث به وجود آمدن سردرگمی در آن ها می‌شود.از بین رفتن عزت نفس و اعتماد به نفسدر وهله‌ی اول میتوانم بگویم همرنگ نشدن با جماعت در ایران باعث کمتر شدن اعتماد به نفس می‌شود. اما بیایید موشکافانه تر به موضوع بپردازیم!من کسی هستم که نخواستم زندگی معمولی و کارمندی را انتخاب کنم. اما این موضوع باعث شد که من روز به روز اعتماد به نفسم را از دست بدهم. وقتی سعی می‌کنید تفکرات غالب بر جامعه را نپذیرید حملات افراد جامعه به شما شروع می‌شود از خانواده و دوستان تا مدرسه. شاید حدود 5 سال است که من جملاتی مانند (واقعا برات متاسفم!، بجای این کارا بشین درستو بخون، این راه آخر و عاقبتی نداره و...) را می‌شنوم. تمام صحبت های کنایه آمیز دوستان و خانواده، زخم زبان های معلمان و استادان تاثیر مستقیم بر اعتماد به نفس ما دارد. حال شما تصور کنید که به مدت طولانی این جملات را بشنوید، آیا دچار کمبود اعتماد به نفس نمی‌شوید؟ نظر من این است که نه تنها باعث کمبود اعتماد به نفس بلکه باعث خودزنی هم می‌شود :)جمع بندیمن فکر می‌کنم که این جامعه انسانی برتر نیاز بیشتر به درک کردن همدیگر دارد زیرا راه حل مسائل رو در درک کردن بیشتر و دور بودن از هر گونه تعصب و تک بعدی بودن می‌بینم. اگر واقعا به این توانایی دست پیدا کنیم که همدیگر را درک کنیم بهتر می‌توانیم به همدیگر کمک کنیم. بنی آدم اعضای یکدیگرند                                                                           که در آفرینش ز یک گوهرند</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jun 2021 03:11:01 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما تنبلیم؟ یا واقعا مدارس مشکل دارن؟! (سیستم آموزشی غلط ایران)</title>
                <link>https://virgool.io/wptips/school-skzgklwhwkgr</link>
                <description>توی بحثِ مدارس و آموزش نوین چند تا موضوع مطرحه که میخوایم یکی یکی بهشون بپردازیماولین موضوع تایتل همین متنه، که میشه گفت به ضرس قاطع مشکل از مدارسه. اما بیاین این مشکلات و شرح بدیم و به طور دقیق مشخص کنیم که از کجا شروع میشن. مدارس ما یا همون سیستم آموزشی ما شخص محور نیستن در واقع تطبیقی هستن یعنی ما با توجه به علایق و استعداد های افراد یا همون دانش آموزان عمل نمیکنیم. دروسی که مورد علاقه اوناست تدریس نمیکنیم در واقع یک سری محتوای آموزشی کسل کننده و مزخرف تهیه کردیم و میگیم که همینه که هست یا بر اساس اینا عمل کنید و خودتون رو باهاش وفق میدید یا شما یه فرد تنبلید و به فکر آینده تون نیستید. گفتم آینده! این کلمه چیزیه که بار ها و بار ها از زبان معلم ها و والدین و... میشنویم که هی میگن درس خوندن باعث میشه شما آینده بهتری داشته باشید یا اینکه در آینده شغل خوبی بدست بیارید ولی غافل از اینکه این دروس هیچ کمکی به آینده ما نمیکنه، هیچ موقع نمیشه آینده رو از قبل ساخت چون اصلا نمیشه آینده رو پیش بینی کرد شما اگه چند سال پیش می‌گفتید شغلی به اسم مدیریت شبکه های اجتماعی یا یوتیوبر یا فروشگاه آنلاین وجود داره مسخره تون میکردن و میگفتن اینا یعنی چی ولی در صورتی که الان مدیر های شبکه های اجتماعی سالانه 60 هزار دلار درآمد دارن و ده ها شغل دیگه هم همینطور. پس در واقع در جواب کسانی که میگن شما با درس خوندن آینده تون رو می‌سازید باید گفت آینده ای که هیچی ازش نمیدونیم رو چجوری میخوایم بسازیم.حالا بر گردیم به موضوع اصلی خودمون یعنی تطبیقی بودن آموزش و پرورش ما. ما توی جامعه هزاران طیف مختلف از افراد رو مشاهده می‌کنیم چه میدونم مثلا یکی موهاش فره یکی چاقه یکی موزیک رپ دوست داره یکی نقاشی دوست داره یا یکی دوست داره گنگ استایل لباس بپوشه و هزاران چیز دیگه ولی آموزش و پرورش اومده برای همه‌ی طیف ها یه فرمت تهیه کرده و میگه همه همینجوری عمل کنن. همه یک جور لباس بپوشن، مدل موهاشون یک جور باشه، همشون همین دروس مشخص رو بخونن، یک جور رفتار کنن و... خب شما به عنوان یک انسان این کار و منطقی می‌بینید؟ واقعا میشه همه‌ی افراد عین هم باشن؟ صد درصد نه. پس نتیجه میگیریم صرفا کسایی که توی این سیستم موفق نمیشن کودن نیستن بلکه نمیخوان و نمیتونن خودشون رو با این سیستم غلط وفق بدن. شاید همین افراد تو هنر خیلی موفق بشن تو کارآفرینی موفق بشن تو نجاری موفق بشن یا هر چیز دیگه ای. تحقیقات نشون داده که اکثر بچه هایی که تو دبستان دچار اختلال ADHDیا همون بیش فعالی میشن در واقع اصلا بیش فعال نیستن شما هر بچه ای رو ببری تو یه جای 20 متری که خیلی فضای سردی داره پشت یه سری نیمکت بنشونی و بگی به حرفای یه نفر توجه کن خب معلومه نمیتونه توجه کنه و همش حواسش پرت میشه و دوست داره از اونجا فرار کنه.</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Sun, 16 May 2021 21:02:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریاضیدان زن یا ریاضیدان؟ (چگونه با تبعیض جنسیتی برخورد کنیم؟)</title>
                <link>https://virgool.io/Sedayezan/%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-grmuswszpwkf</link>
                <description>مریم میرزاخانی، ریاضیدانچند ماه پیش که با محمدرضا داشتیم درباره حقوق زنان و برابری جنسیتی بحث می‌کردیم یه حرف خوبی زد، اون می‌گفت: کار اشتباهی که مردم می‌کنن اینه که یک سری از فعالیت ها رو به زنان یا مردان اختصاص میدن، مثلا برداشتن یک جسم سنگین رو کار مردونه میدونن در صورتی که خیلی از زنان هستن که از لحاظ قدرت بدنی از مرد ها هم قوی ترن.این عین حرف محمدرضا بود، حالا اینو می‌گیریم میذاریم کنار و بحث رو تعمیم میدیم.نامگذرای یا دسته بندی کردن نه تنها روی فعالیت ها بلکه روی هر چیز دیگه ای میتونه اثر منفی روی برابری جنسیتی داشته باشه در واقع اینکه ما بگیم یک ریاضیدان زن یا یک کارآفرین زن همون کاری رو که بر خلاف برابری جنسیتی هستش رو انجام دادیم، یعنی دسته بندی کردن. همه‌ی نژادپرستی ها، قوم پرستی ها و... از همین قضیه‌ی دسته بندی کردن نشئت می‌گیره. حتی اگه بخوایم این دسته بندی کردن رو بیشتر تعمیم بدیم دهه بندی کردن جمیعت هم یه جور نژاد پرستیه :)یا اینکه ما همش زنان رو دعوت کنیم و بگیم وارد جامعه بشید، جامعه رو بسازید و اونارو سمبلی برای بقیه بکنیم و بگیم یک زن فلان کار و کرد بازم کار اشتباه رو انجام دادیم. در حقیقت اینا همش شوآفه کاری که نه تنها ایران بلکه همون آمریکایی که خیلی مدعی حقوق زنان هم هست همین کار و میکنه. مثلا اخیرا که یک فضانورد زن قراره فرستاده بشه(یا شده) فضا توسط ناسا کلی درباره اش خبر سازی شده که قراره اولین زن فضانورد بره فضا، غافل از اینکه اون هم یه انسانه.نکته‌ی دیگه ای که هست اینه که وقتی تمرکز مون بجای اینکه روی حقوق انسان ها باشه میره روی حقوق بخشی از افراد یا همون زنان باعث میشه که دیگه به حقوق بخش دیگه از مردم(مردان) توجه نکنیم. اما راه حل چیه؟بهترین کاری که میشه واسه مشکل تبعیض جنسیتی کرد اینه که واژه زن و مرد حذف بشه(کمی اغراق) و همه انسان خطاب بشن تا دیگه دسته بندی های زن-مرد انجام نشه. البته قبول که زن و مرد از نظر روانشناختی باهم تفاوت دارن ولی قرار نیست که این تفاوت توی حقوق هم صدق کنه.</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Tue, 20 Apr 2021 18:24:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی، رویایی زیبا یا واقعیتی انکارناپذیر</title>
                <link>https://virgool.io/@amirjalili/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1-lmomfq6gsph5</link>
                <description>مدتیه که تب و تاب هوش مصنوعی تو جهان و ایران برپا شده. متخصصان از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده تا دیتا ساینس(علم داده) سخن می‌گن، از تحولاتی که قراره به وجود بیارن سخن می‌گن. و طبق معمول عموم مردم هم درباره درآمد متخصصان و سردمداران این حوزه صحبت می‌کنن و حسرت می‌خورن که چرا رشته کامپیوتر رو برای تحصیل انتخاب نکردن.هوش مصنوعی تحول ایجاد می‌کنه؟ اگه از تفکرات مردم بگذریم می‌رسیم به تحولاتی که قراره این حوزه در زندگی ما به وجود بیاره یعنی حداقل این طور میگن که قراره تحولاتی به وجود بیاره. ولی طرف دیگر قضیه اینه که ممکنه اصلا در اون حدی نباشه انسان ها درباره اش رویاپردازی و صحبت می‌کنن و احتمال داره این حوزه هم باعث به وجود اومدن حباب اقتصادی مثل حباب دات کام در سال ۲۰۰۰ بشه. اما چرا این اتفاق میوفته؟! چون وقتی درباره یک تکنولوژی بیش اندازه و به طور مکرر بزرگنمایی بشه و صرفا معایبش پوشیده بشه مردم بیشتر از چیزی که هست روش حساب باز می‌کنن و دانشمندان و متخصصان نمی‌تونن در حد نیاز های مردم پاسخگو باشن و این باعث مرگ بازه ای یا ابدی یک تکنولوژی میشه.اما اگه از تفکرات مردم بگذریم می‌رسیم به تحولاتی که قراره این حوزه در زندگی ما به وجود بیاره یعنی حداقل این طور میگن که قراره تحولاتی به وجود بیاره. ولی طرف دیگر قضیه اینه که ممکنه اصلا در اون حدی نباشه انسان ها درباره اش رویاپردازی و صحبت می‌کنن و احتمال داره این حوزه هم باعث به وجود اومدن حباب اقتصادی مثل حباب دات کام در سال ۲۰۰۰ بشه. اما چرا این اتفاق میوفته؟! چون وقتی درباره یک تکنولوژی بیش اندازه و به طور مکرر بزرگنمایی بشه و صرفا معایبش پوشیده بشه مردم بیشتر از چیزی که هست روش حساب باز می‌کنن و دانشمندان و متخصصان نمی‌تونن در حد نیاز های مردم پاسخگو باشن و این باعث مرگ بازه ای یا ابدی یک تکنولوژی میشه.</description>
                <category>امیر جلیلی</category>
                <author>امیر جلیلی</author>
                <pubDate>Mon, 28 Dec 2020 15:40:01 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>