<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amir kakaei / امیر کاکایی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirkakaei</link>
        <description>M.A: Master of Business Administration / 
PR &amp; Customer Relationship Management Specialist</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 06:04:43</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/22575/avatar/L9x7d3.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amir kakaei / امیر کاکایی</title>
            <link>https://virgool.io/@amirkakaei</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مهارت های نرم، یک الزام امروزی در کسب و کارهای تجاری</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%B1%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%D9%84%D8%B2%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C-hqs6ucruu1km</link>
                <description>پیچیدگی زندگی مدرن امروزی لزوم همگام شدن با تغییرات و پاسخ به نیازهای جدید را به همراه آورده است و نیازمند کسب و بهبود مهارت‌های جدید است. مهارت‌هایی که نمی‌توان کاملاً از طریق روش‌های معمول شامل کلاس‌های درس، کتاب‌های آموزشی و... حاصل شود و نیازمند اتخاذ رویکردهای جدید آموزشی در حوزه‌های مهارت‌های انسانی، بین فردی و... است. این مهم در سازمان‌های تجاری نیز حائز اهمیت است و در حال حاضر کسب‌وکارها به مهارت‌هایی فراتر از مهارت‌های سخت کارمندان که شامل دانش فنی، تجربه کاری و... می‌شوند، نیازمند هستند و مواجهه سازمان‌های تجاری با محیط پیچیده خارج از سازمان باعث شده تا این سازمان‌ها نیازمند افرادی باشند که مهارت‌های نرمی شامل ارتباطات، انعطاف‌پذیری، مذاکره، کار تیمی، فن بیان، رهبری، انگیزه، شکیبایی، توانایی حل مسئله، مدیریت زمان و اخلاق کاری داشته باشند. اینکه سازمان‌های تجاری چگونه می‌توانند بر روی مهارت‌های نرم کارمندان سرمایه‌گذاری کنند و از این طریق بهبود حاصل شود و همچنین این مهارت‌های نرم چه تأثیر در موفقیت سازمان‌های تجاری می‌گذارد، بهانه‌ای شد تا در این مطلب به بررسی لزوم مهارت‌های نرم و چگونگی جاری سازی برخی از آن‌ها در داخل سازمان بپردازیم.بر اساس تازه‌ترین مطالعات لینکدین در سال 2019، پنج مهارت در بین کارمندان سازمان‌های تجاری حائز اهمیت است و اگر سازمان‌های تجاری بتوانند بر روی بهبود این پنج مهارت کارمندان سرمایه‌گذاری کنند، با نتایج درخشانی مواجه خواهند شد. البته در خصوص مهارت‌های نرم، بسیاری دیگر از مهارت‌ها که بخشی از آن پیش‌تر به آن اشاره شد نیاز به بهبود دارد که از حوصله این مطلب خارج است.مدیریت زمانامروزه سبک زندگی افراد خصوصاً در کلان‌شهرها دست خوش تغییرات جدی قرار گرفته است. در حال حاضر بیشتر افراد با کمبود زمان در زندگی شخصی و کاری خود مواجه شده‌اند و این موضوع باعث شده تا افراد برای انجام کارها اولویت‌بندی کنند و تنها برای اقداماتی که برای آن‌ها اولویت زمانی و مخصوصاً ذهنی بیشتری دارد، زمان صرف کنند. مطالعات گالوپ نیز در این زمینه نشان می‌دهد که 41 درصد از افراد زمان کافی برای انجام هر کاری را ندارند و نزدیک به 80 درصد این افراد در طول روز به این دلیل دچار استرس می‌شوند. از طرفی در زندگی کاری نیز مدیران سازمان‌های تجاری به دنبال افرادی هستند که مهارت مدیریت زمان را دارند. چون باور عمومی در این زمینه این است که افرادی که مهارت مدیریت زمان را داشته باشند، با بهره‌وری بیشتری همراه خواهند بود. در خصوص مدیریت زمان در ظاهر، شاید با تکیه بر برنامه‌ریزی‌های روزانه، هفتگی و... بتوان به این مهم دست یافت اما تجربه‌های فردی نشان می‌دهد که ملزم بودن این برنامه‌ها در بسیاری از مواقع با استمرار مواجه می‌شود. به همین دلیل در این خصوص تکنیک ها و ابزارهای مختلفی وجود دارد که قطعاً نمی‌توان به تمامی آن‌ها اشاره کرد اما به‌زعم نگارنده، یکی از تکنیک‌های کاربردی و ساده در خصوص مدیریت زمان، تکنیک پومودور است. در این تکنیک وظایف مهم کاری که نیاز به تمرکز بالا دارد، در بازه زمانی 25 دقیقه‌ای با تمرکز بالا به آن پرداخته خواهد شد و بین هر 25 دقیقه، پنج دقیقه افراد می‌توانند استراحت کنند. همچنین بعد از چهار پومودور یا چهار بازه زمانی 25 دقیقه‌ای، 15 الی 30 دقیقه افراد استراحت می‌توانند کنند. در این میان یکی دیگر از اقدامات بسیار مهم در خصوص مدیریت زمان در سازمان‌های تجاری، تفویض اختیار است. در این خصوص نیز متخصصان مرتبط با این حوزه بر این باورند هستند که افراد باید توانایی اولویت‌بندی فعالیت‌های روزانه سازمان را داشته باشند و درصورتی‌که اقدامی امکان تفویض اختیار آن وجود داشته باشد، حتی با بازدهی کمتر، این اقدام انجام شود.سازگاریبر اساس مطالعات Forbes، ماندن سازمان‌های تجاری در دنیای تجارت امروز نیازمند سازگاری سازمان با تغییرات محیطی است و سازمانی می‌تواند سازگار باشد که مدیران و کارمندانی با این مهارت داشته باشد. بر اساس همین مطالعات، 50 سال پیش امید به حیات سازمان‌های تجاری حدود 75 سال بود اما در حال حاضر این عدد به 15 سال رسیده است. همچنین بر اساس مطالعات Fortune، از کسب‌وکارهای تجاری که در سال 1955 وجود داشتند، تنها 12 درصد آن‌ها در سال 2014 به فعالیت‌های خود ادامه می‌دادند. این مطالعات به این معنا که 88 درصد از این سازمان‌های تجاری ورشکسته، ادغام یا به طور کامل سقوط کرده‌اند. این مطالعات نشان می‌دهد که در حال حاضر سازمان‌های تجاری نیازمندان افرادی هستند که انعطاف پذیر باشند و همگام با فرصت‌ها و تهدیدات جدید، فعالیت‌های خود را انجام دهند. مجله کسب‌وکار هاروارد نیز در این زمینه بیان می‌کند که سازمان‌های تجاری امروزی باید در یادگیری نحوه انجام کارهای جدید سرمایه‌گذاری کنند و این مهم بدون سازگاری محقق نخواهد شد. در خصوص سازگاری تیپ‌های شخصیتی بسیار حائز اهمیت است و در صورتی که سازمان تجاری قصد سرمایه‌گذاری در این موضوع را دارد، می‌تواند از آزمون‌های مرتبط در این حوزه استفاده کند. به عنوان نمونه یکی از این آزمون‌ها، تست دیسک است که می‌تواند رفتار کارمندان را مورد ارزیابی قرار دهد و از این طریق میزان انعطاف‌پذیری و سازگاری افراد قابل ارزیابی است.همکاریمطالعات انجام شده در این حوزه نشان می‌دهد که حدود 75 درصد از سازمان‌های تجاری کار تیمی و همکاری را بسیار مهم تلقی می‌کنند اما در همین سازمان‌ها تنها 18 درصد از کارمندان مهارت همکاری را دارند. به بیان دیگر امروزه بیش از هر زمان دیگری سازمان‌های تجاری نیازمند کارمندانی هستند که مهارت همکاری را داشته باشند و به خوبی بتوانند با سازش با دیگران و به خصوص در گروه‌های کاری، فعالیت‌های سازمان را ادامه دهند. افرادی که می‌توانند اختلافات شخصی برای انجام یک کار در سازمان‌های تجاری کنار بگذارند، افرادی هستند که مهارت همکاری با دیگران را دارند و در چنین سازمان‌های تجاری روابط کاری قوی ایجاد می‌شود. چون بر اساس مطالعات دیگر انجام شده در این حوزه، 97 درصد از کارمندان و مدیران معتقد هستند عدم همکاری در گروه‌های کاری بر نتیجه پروژه‌ها تأثیر می‌گذارد. در خصوص میزان همکاری افراد در داخل سازمان نیز، نیاز به تحلیل و ارزیابی وجود دارد.اقناعصرف نظر از نقش افراد در سازمان، هنر اقناع دیگران یکی از مهارت‌های بسیار مهم در سازمان‌های تجاری به شمار می‌رود که این مهارت نرم نیز به صورت اکتسابی است. در حقیقت در اقناع سازی افراد، هنر مجبور کردن دیگران به انجام کارهایی است که به نفع خودشان و شما است و اولین گام در این راستا، شناسایی افرادی است که در مدت زمان معین از نظر شما اقناع خواهند شد. چون لزوماً اقناع هر فردی در کوتاه مدت امکان پذیر نیست و برای برخی از موضوعات و افراد نیاز صرف به مدت زمان قابل توجه جهت اقناع سازی وجود دارد. از طرفی از دیدگاه برخی افراد، هنر اقناع دیگران در تیم های بازاریابی و فروش بیشتر کاربرد دارد. اگرچه در این گروه‌های کاری، افرادی که مشغول به کار هستند باید مهارت اقناع دیگران را داشته باشند تا از این طریق بتوانند عملکرد مثبتی در سازمان داشته باشند اما در دیگر گروه‌های کاری داخل سازمان نیز این مهارت بسیار حائز اهمیت است و در تعامل‌های کاری بسیار می‌تواند مثمر ثمر واقع شود. در خصوص نحوه جاری سازی این مهارت در داخل سازمان نیز، برگزاری کارگاه‌های اصول و فنون مذاکره و اقناع سازی افراد بسیار می‌تواند تأثیرگذار باشد. چون معمولاً در این مهارت می‌توان از تکنیک‌های مختلف مذاکره استفاده کرد.خلاقیتخلاقیت و نوآوری از مهارت‌های بسیار مهم در سازمان‌های تجاری به شمار می‌رود که مسیر موفقیت یا عدم موفقیت سازمان‌های تجاری را دست خوش تغییرات جدی قرار می‌دهد. در ظاهر، خلاقیت و نوآوری در محصولات جدید ایجاد می‌شود اما در واقعیت این موضوع در لایه‌لایه های سازمان می‌تواند اثر بخش باشد. به عنوان نمونه با خلاقیت در فرایندهای داخل سازمانی می‌توان عملکرد سازمان را افزایش داد و یا استفاده از روش‌های خلاقانه در فعالیت‌های روابط عمومی و بازاریابی، سازمان‌های تجاری را می‌تواند با موفقیت مناسبی همراه سازد. در این میان اگرچه تمرکز بر خلاقیت در فعالیت‌های روزانه هر سازمانی به دلیل فشارهای بی‌امان مدیران کسب‌وکار جهت دستیابی به اهداف مالی بسیار سخت است اما با اتخاذ برنامه‌ریزی‌ها و استفاده از تکنیک‌های مرتبط با این موضوع می‌تواند جریان خلاقانه‌ای را در داخل سازمان جاری کرد.در پایان ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که رویکردهای نوین در حوزه جذب کارمندان به سمت استفاده از کارمندانی با مهارت‌های نرم می‌رود. نمود بیرونی این موضوع در سازمان‌های تجاری را می‌توان از نوع آگهی استخدامی این سازمان متوجه شد. به عنوان نمونه در آگهی استخدامی کارمندان در بسیاری از سازمان‌های تجاری، مهارت‌های نرم در اولویت نسبت به مهارت‌های سخت قرار می‌گیرد که این موضوع نشان می‌دهد برای این سازمان تجاری، داشتن مهارت‌های نرم بسیار حائز اهمیت‌تر از مهارت‌های سخت است.نگارنده: امیر کاکایی</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Aug 2020 11:51:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز از پشت شیشه یک عینک!</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B9%DB%8C%D9%86%DA%A9-ctwm59rfadet</link>
                <description>نگاهی به نقش خطاهای شناختی در تفسیر اشتباه از موفقیت سازمان‌های تجارینویسنده: امیر کاکاییاین روزها در بیشتر کتاب‌فروشی‌های شهر، انبوهی از کتاب‌های مرتبط با حوزه موفقیت کسب‌وکارها به چشم می‌خورد؛ کتاب‌هایی که ادعای ارائه رازهای پنهان موفقیت و فرمول جادویی کسب‌وکارهای مختلف را مطرح می‌کنند و از این طریق مخاطبان زیادی را توانسته‌اند با خود به همراه داشته باشند. از طرفی با توجه به اینکه در حال حاضر مدیران کسب‌وکارها تحت فشار جهت دست یافتن به نتایج درخشان مالی هستند. این موضوع سبب شده تا گروهی از این مدیران به مشاوران حوزه‌های مختلف روی آورند تا از این طریق بتوانند راهی جهت بهبود و پیشرفت مسیر سازمان کشف کنند اما گروهی دیگر از مدیران که وضعیت بهتری دارند، به مطالعات مقالات و کتاب‌های مرتبط در این حوزه روی می‌آورند. در چنین شرایطی در ظاهر به نظر می‌رسد که مقالات و کتاب‌های این حوزه که ناشی از تحقیقات و مطالعات مختلف است، معتبر است اما در واقعیت، بسیاری از این موارد شبه علم هستند و ادعاها و روش‌هایی را بر اساس اطلاعات غلط به مخاطبان ارائه می‌کنند. این در حالی است که فرایند علمی باید مورد آزمایش قرار گیرد تا مشخص شود که فرضیه‌ای درست هست یا خیر. در این میان اما فضای پیچیده کسب‌وکارها سبب شده تا کسانی که دغدغه بهبود سازمان‌های تجاری را دارند، دست به گریبان این کتاب‌ها شوند اما در واقعیت بسیاری از این رازهای پنهان و تکنیک های مطرح شده، در بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی قابلیت پیاده سازی ندارد و تأثیر مبرهنی از این کتاب‌ها را نمی‌توان به صورت ملموس در فعالیت تجاری کسب‌وکارها یافت. به بیان دیگر صورت مسئله برای بسیاری از مدیران کسب‌وکار و کارشناسان این حوزه به جای این موضوع که چه باید کرد تا به موفقیت دست یافت؟ به این مسئله تبدیل شده که شرکت‌های موفق چه اقداماتی انجام داده‌اند که به موفقیت دست‌یافته‌اند؟ تا از این طریق با کپی برداری و تکرار آن اقدامات، به موفقیت قابل انتظار دست یافت؛ اما مطالعات انجام شده در این حوزه نشان می‌دهد که این مسیر لزوماً به نتایج مناسبی منجر نمی‌شود و احتمال تعمیم این موفقیت به دیگر بخش های سازمان وجود دارد. اینکه در این تکرار و الگوبرداری از سازمان‌های موفق چه خطای شناختی قرار دارد و  این خطاها تا چه اندازه می‌تواند در تفسیر موفقیت سازمان‌های تجاری مضر باشد، بهانه‌ای شد تا به این موضوع بپردازیم.قضاوت بر اساس یک ویژگیمطالعات نشان می‌دهد که در مصاحبه‌های کاری، معمولاً متقاضیانی که جذاب‌تر به نظر می‌آیند، ماهرتر نیز از نظر مصاحبه کننده هستند؛ به این معنا که اگر پاسخ دو متقاضی شغل به یک سؤال، یکسان باشد، آن فردی که جذاب‌تر باشد از نظر مصاحبه کننده مهارت‌تر به نظر می‌آید. چون مصاحبه کننده جذابیت ظاهری فرد را با مهارت‌های حرفه‌ای آن فرد یکسان در نظر گرفته است. در این شرایط خطای تعمیم دهی یا اثر هاله‌ای رخ داده است و مطالعات نشان می‌دهد که انسان‌ها ویژگی‌های افراد را که قابل لمس‌تر است، دریافت می‌کنند و بر اساس آن ویژگی قابل لمس، قضاوت از آن فرد انجام می‌شود. به بیان دیگر در این خطای شناختی، این قضاوت به دیگر جنبه‌های آن فرد بسط پیدا خواهد کرد. به عنوان نمونه‌ای دیگر، بسیاری از معلمان در مدرسه بر این باور هستند که دانش‌آموزانی که مؤدب هستند، وضعیت درسی بهتری دارند اما لزوماً ممکن است آن دانش آموز مؤدب وضعیت تحصیلی مناسبی نداشته باشد اما معلمان در این شرایط دچار خطای تعمیم یا اثر هاله‌ای می‌شوند. با توجه به این دو نمونه، حال مسئله اینجاست که این خطای تعمیم دهی در تفسیر موفقیت سازمان‌های تجاری چگونه رخ می‌دهد؟تعمیم به شاخص‌های کلان قابل اندازه گیریشرکت ABB، یکی از موفق‌ترین شرکت‌های سوئدی در اوایل سال 2000 بود که در آن زمان فایننشیال تایمز، یکی از روزنامه‌های اقتصادی و سیاسی علت موفقیت این شرکت را ساختار سازمانی ماتریسی، استراتژی درخشان شرکت و رهبری کاریزماتیک مدیر عامل مطرح کرد اما چندی نگذشته بود که همین شرکت در سال 2005 تا مرز فروپاشی سقوط کرد. رسانه‌های مرتبط با کسب‌وکار که طی سال‌های گذشته علت موفقیت این شرکت را مواردی مانند ساختار، استراتژی و رهبری توصیف می‌کردند، پس از این بحران، علت سقوط این شرکت را ساختار سازمانی، استراتژی‌های غلط و مدیر عامل متکبر و مغرور توصیف کردند؛ یعنی همان دلایلی که قبلاً به عنوان عامل موفقیت برشمرده می‌شد یا به بیان دیگر آن دلایل به موفقیت شرکت تعمیم داده شده بود، پس از بحران به عنوان دلیل عدم موفقیت شرکت بیان می‌شد؛ به عبارت دیگر ساختار ماترسی، استراتژی و رهبری کاریزماتیک در شرایطی که سازمان عملکرد مالی موفقی داشت، به عنوان دلایل موفقیت بیان می‌شد؛ چون این موارد به عملکرد مالی سازمان تعمیم داده شده بود. در صورتی که لزوماً ممکن بود این دلایل، منجر به موفقیت مالی سازمان نشده باشد. این موضوع یکی از نتایج اثرات هاله‌ای یا خطای تعمیم است که بسیاری از تحلیل گران کسب‌وکار با آن دست به گریبان هستند.از نگاهی دیگر و کلان‌تر در این شرکت‌های موفق، چون عملکرد مالی شرکت‌ها قابل اندازه گیری است، موفقیت در عملکرد مالی شرکت را به دیگر موضوع‌های کسب‌وکار مانند منابع انسانی، مشتری مداری، استراتژی و... تعمیم می‌دهند و شرکتی که موفقیت مالی مناسبی دارد، به عنوان شرکتی مناسب در حوزه منابع انسانی، مشتری مداری و... مطرح می‌شود اما لزوماً ممکن است این شرکت‌ها در این حوزه‌های یاد شده وضعیت مناسبی نداشته باشند و چون برخی از این موارد غیر قابل اندازه گیری هستند و یا ابزارهای اندازه گیری آن‌ها به سختی یافت می‌شود، از نظر تحلیل گران کسب‌وکار مثبت ارزیابی می‌شوند.چه باید کرد؟جهت رهایی از این خطای شناختی، نیاز به تحقیقات دقیق علمی وجود دارد اما مسئله اینجاست که معمولاً تحقیقات دقیق عملی در دانشگاه‌ها انجام می‌شود که در حال حاضر در ایران وضعیت مناسبی از این منظر ندارد. در چنین وضعیتی، مدیران کسب‌وکارها که برای یافتن مسیر رشد سازمان متکی به مقالات و کتاب‌های مختلف هستند، اولین اقدامی که باید انجام دهند این موضوع است که نتایج تحقیقات و یافته‌های علمی را مورد بررسی قرار دهند که آیا متغیرهای مطالعه شده در تحقیق از یکدیگر مستقل هستند یا خیر؟ به عنوان نمونه مسئله مدیر یک سازمان تجاری رابطه خدمات مشتریان با عملکرد مالی شرکت است و این سؤال مطرح می‌شود که آیا بهبود خدمات مشتریان می‌تواند عملکرد مالی شرکت را بهتر کند؟ در چنین وضعیتی اگر دو متغیر یک موضوع را اندازه گیری کنند، مشخص می‌شود که مسیر این تحقیقات درست نیست. به عنوان نمونه‌ای دیگر این مسئله مطرح می‌شود که مدیران شرکت‌های موفق، روحیه بهتری دارند اما باید مشخص شود که آیا این مدیران چون روحیه مناسبی دارند، شرکت موفق شده است؟ و یا چون شرکت موفق است، این مدیران روحیه بهتری دارند؟ به این معنا که کدام موضوع بر روی دیگری تأثیر می‌گذارد. در نگاهی کلان‌تر جهت بهره‌برداری از محتواهای مناسب در حوزه کسب‌وکار باید روش‌های تحقیق این مقالات و کتاب‌ها مورد بررسی قرار گیرد و جهت بررسی مناسب نیاز به شناخت دیگر خطاهای شناختی وجود دارد.همه برای یک دلیل!از دیگر خطاهای شناختی که در این‌گونه کتاب‌ها و مقالات یا به صورت کلی محتواهای مرتبط با موفقیت یا عدم موفقت کسب‌وکارها وجود دارد، این موضوع است که برخی بر این باور هستند که فقط یک دلیل است که می‌تواند پدیده‌ها را توضیح دهد. به عنوان نمونه اینکه شرکتی موفق شده است، فقط و فقط به دلیل اتخاذ استراتژی مناسب است. اینکه تمام موفقیت این شرکت را به یک دلیل ربط داد، ماهیتاً نمی‌تواند درست باشد. به بیان دیگر در این خطای شناختی، مدیران کسب‌وکارها به دنبال ساده‌سازی بیش از حد هستند تا از این طریق بتوانند راحت‌تر موضوع پیش روی را تفسیر کنند. مخصوصاً در محیط پیچیده حال حاضر که دائماً تغییرات حاکم بر آن، فعالیت سازمان‌های تجاری را تحت الشعاع قرار می‌دهد، این گونه ساده سازی نمی‌تواند پاسخی مناسب به دلایل موفقیت یا عدم موفقیت سازمان‌های تجاری باشد.در پایان ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که برخی از مدیران بر اساس نتیجه که قصد دارند بگیرند و در ذهنشان است، به دنبال مطالعه می‌روند؛ این موضوع از دیگر خطاهای شناختی است که بسیار در مدیران کسب‌وکارهای تجاری شایع است. به عنوان نمونه در ذهن مدیر کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری بر روی فعالیت‌های منابع انسانی در این نوع از کسب‌وکار اثر بخش است، به همین دلیل این مدیر به دنبال محتواهای مرتبط با این موضوع می‌رود که چگونه فعالیت‌های منابع انسانی را در سازمان بهبود بخشد؟ این در حالی است که شاید سرمایه‌گذاری بر روی فعالیت‌های منابع انسانی اولویت اول سازمان نباشد و نیاز باشد بر روی دیگر بخش های سازمان سرمایه‌گذاری مناسبی انجام شود.</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Sat, 15 Aug 2020 16:51:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا سیاست‌های انگیزشی در تیم فروش منسوخ شده است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%AE-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-k8g1nz1kxj0i</link>
                <description>مجله کسب و کار هاروارد در یکی از مقالات خود سیاست های انگیزشی در تیم فروش را به چالش کشیده است و نویسندگان این مقاله بر این باور هستند که وجود رسانه های اجتماعی باعث شده تا در حال حاضر نتوان به درستی در سیاست های انگیزشی، فعالیت های تیم فروش را مورد سنجش قرار دهندمنبع: bazarfocus</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jul 2019 10:21:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت کار تیمی؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-mcgkgvlenhca</link>
                <description> بر اساس تحقیقات انجام شده، ۹۷ درصد از کارمندان و مدیران معتقد هستند که کمبود همبستگی درون یک تیم، نتیجه کار یا پروژه‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و ۸۶ درصد از این افراد نیز کمبود همکاری یا ارتباط ناموفق را دلیل شکست‌های فعالیت‌های سازمان‌های تجاری می‌دانند. این تحقیقات نشان می‌دهد که در سازمان‌های تجاری رویکرد مثبتی نسبت به کار تیمی وجود دارد اما در این بین تهدیداتی نیز فعالیت‌های تیمی را تحت الشعاع قرار می‌دهد و آن هم این موضوع است که در صورت شکست کارهای تیمی در داخل سازمان‌های تجاری، باور به انجام کار تیمی در سازمان از بین می‌رود و در چنین سازی بهبود فعالیت‌های تیمی به سختی صورت می‌پذیرد. منبع:  Bazarfocus </description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:16:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به استراتژی‌های بازاریابی در دوران رکود</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%AF-b5uiya5accbx</link>
                <description> این روزها با نگاهی گذرا به وضعیت بازارهای مختلف، نارضایتی از رکود شکل گرفته برجسته تر از گذشته به چشم می‌خورد؛ وضعیت به صورتی شده که تاب و توان سازمان‌های تجاری را گرفته و طی چند ماه گذشته یا بسیاری از شرکت‌ها فعالیت‌های خود را متوقف کرده‌اند و یا به قوت گذشته نمی‌توانند فعالیت‌های خود را ادامه دهند. اینکه وضعیت سازمان‌های تجاری تغییر کرده، بر بسیاری از فعالان تجاری مبرهن است.تام کورنر، یکی از اقتصاددان‌های برجسته کانادا بر این باور است که کارآفرینان و مدیران ارشد معمولاً می‌دانند که باید خود را برای زمان سخت آماده کنند اما آن‌ها همیشه اقدامات لازم را انجام نمی‌دهند. اینکه در چنین شرایطی سازمان‌های تجاری باید چه استراتژی را اتخاذ کنند، بهانه‌ای شد تا در این مطلب به برخی از استراتژی‌های بازاریابی دوران رکود در سازمان‌های تجاری بپردازیم.ادامه مطلب:  http://bazarfocus.com/strategic-marketing-planning-2/ </description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jun 2019 15:19:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت ارتباط با مشتریان در سال 2019</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-pgik4kcl31qc</link>
                <description>  نویسنده: امیر کاکاییامروزه برقراری ارتباطات اثر بخش با مخاطبان در سازمان‌های تجاری به‌عنوان یک الزام تلقی می‌شود؛ الزامی که منجر به سرمایه‌گذاری برندهای تجاری در فعالیت‌های ارتباطاتی شده است و به نظر می‌رسد که این سازمان‌های تجاری طی چند سال گذشته به بلوغ ارتباطاتی دست یافته‌اند و یکی از رموز موفقیت در فعالیت‌های جاری خود را برقراری ارتباطات اثر بخش با مخاطبان و مشتریان سازمان می‌دانند. با اینکه برقراری ارتباطات اثر بخش به‌عنوان یک الزام مورد توجه بسیاری از برندهای تجاری قرار گرفته اما سرعت تغییرات محیطی در بازارهای امروزی به اندازه ای زیاد شده که اثر بخش بودن فعالیت‌های ارتباطی را نیازمند توجه و همگام شدن با این تغییرات و روندهای رو به رشد کرده است؛ به طوری که هر ساله این روندهای رو به رشد در حوزه ارتباط با مشتریان دست خوش تغییراتی قرار خواهد گرفت. اینکه برندهای تجاری در سال 2019 به چه روندهای حائز اهمیت در حوزه ارتباط با مشتریان توجه بیشتری دارند و سرمایه‌گذاری در این بخش تا چه اندازه می‌تواند مثمر ثمر واقع شود، بهانه‌ای شد تا در این مطلب به موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، شخصی‌سازی، بهبود تجربه مشتری، یکپارچه‌سازی تجربه خرید مشتری، پاسخ به نیازهای مشتریان و... بپردازیم.هوش مصنوعیبه صورت کلی معمولاً قبل از برقراری هر ارتباطی، نیاز به شناخت طرف مقابل وجود دارد و بدون شناخت، امکان ایجاد ارتباط اگر نگوییم تحت هیچ شرایطی تحقق پیدا نمی‌کند اما نزدیک به صفر خواهد بود. با توجه به این موضوع، برندهای تجاری در تلاش هستند تا بتوانند از هر فعالیتی استفاده کنند تا گامی استراتژیک در راستای شناخت مخاطبان و مشتریان خود بردارند اما در شرایطی که سازمان‌های تجاری با Big Data یا کلان داده مواجه هستند، تحلیل رفتار مشتریان با استفاده از ابزارهای سنتی امکان‌پذیر نیست و نیاز به تغییر رویکرد در این حوزه وجود دارد. با توجه به این مقدمه، طی چند سال گذشته استفاده از هوش مصنوعی در فعالیت‌های مرتبط با ارتباط با مشتریان مورد توجه بسیاری از برندهای تجاری قرار گرفته است و بر اساس پیش‌بینی‌های Business community، در سال 2019 نیز برندهای تجاری در تلاش خواهند بود تا از هوش مصنوعی در راستای تجزیه‌وتحلیل رفتار مشتریان استفاده کنند و از این طریق به بینشی غنی در حوزه بازاریابی و فروش دست پیدا کنند. به بیان دیگر سازمان‌های تجاری از طریق تحلیل رفتار مشتریان با استفاده از هوش مصنوعی قصد دارند از نیازهای مشتریان آگاه شوند تا بتوانند پاسخی مناسب به این نیازها ارائه کنند. به‌عنوان نمونه با توجه به اینکه شخصی سازی یکی از روندهای حائز اهمیت در بازاریابی به شمار می‌روند، برخی از برندهای بین المللی با استفاده از هوش مصنوعی اقدام به ارسال پیام‌های شخصی سازی شده به مشتریان می‌کنند تا از این طریق تمایز مناسبی را در فرایند ارتباطی خود با مشتریان ایجاد نمایند. به‌عنوان نمونه‌ای دیگر، برخی از برندهای بین المللی با استفاده از هوش مصنوعی در مرکز تماس، صدا و لحن مشتریان شاکی را تحلیل می‌کنند تا از این طریق بتوانند مواجه مناسبی با این مشتریان داشته باشند.بهبود در تجربه مشتریامروزه مجموعه‌ای از عوامل از جمله وجود بازارهای رقابتی، برندهای مختلف، تغییر سبک زندگی و... سبب شده تا ایجاد تمایز پایدار در برندهای تجاری دیگر مانند گذشته به راحتی صورت نگیرد و برخی از سازمان‌های تجاری گامی فراتر از ارائه محصولات باکیفیت، سرویس مناسب و... بردارند و به دنبال خلق تجربه‌ای منحصر به فرد برای مشتریان باشند. بر اساس مطالعات انجام شده توسط Fobes، طی چند سال اخیر یکی از روندهای حائز اهمیت در حوزه بازاریابی، خلق تجربه منحصر به فرد برای مشتریان بوده است و Walker، یکی از شرکت‌های بین المللی خبره درزمینهٔ تجربه مشتری نیز پیش‌بینی کرده تا سال 2020 خلق تجربه منحصر به فرد به‌عنوان تمایز در برندهای تجاری به شمار می‌رود. از طرفی تحقیقات انجام شده توسط Rightnow نشان می‌دهد که اتفاقاً 86 درصد از مشتریان امروزی نیز حاضر به پرداخت 25 درصد بیشتر برای کسب تجربه مناسب از برندها هستند. با توجه به این مقدمه، در سال 2019 نیز بسیاری از برندهای تجاری بر روی بهبود تجربه مشتری یکپارچه سرمایه‌گذاری می‌کنند. تحقیقات Forrester در این زمینه نشان می‌دهد که 74 درصد از سازمان‌های تجاری جهت بهبود تجربه مشتری بر روی فعالیت‌های مرتبط با ارتباط با مشتریان از جمله استفاده از نرم‌افزارهای CRM سرمایه‌گذاری می‌کنند. از طرفی یکی از مزایای استفاده از ابزارهای ارتباط با مشتریان، پیاده‌سازی مناسب Omnichannel یا تجربه یکنواخت مشتری از خرید است؛ به بیان دیگر امروزه مشتریان تمایل دارند در نقاط تماس یا کانال‌های مختلف اعم از رسانه‌های اجتماعی، وب سایت، فروشگاه‌ها و... تجربه یکسانی از فرایند خرید را دریافت کنند؛ البته این تجربه یکسان می تواند با ساختار ثابت اما شخصی سازی شده به مشتری ارائه شود. برای تحقق این موضوع، قطعاً نیاز به نگاهی استراتژیک به فعالیت‌های ارتباط با مشتریان است. برندهای بین المللی مانند Disney، Virgin، REI و Chipotle به‌خوبی این استراتژی را پیاده سازی کرده‌اند.راه‌حل‌های مراقبتی از مشتریانبر اساس مطالعات انجام شده توسط Alta، یکی از آژانس‌های دیجیتال بین المللی، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات هر برند تجاری که در فضای فروش آنلاین حضور دارد این موضوع است که مشتریان به‌سادگی خرید آنلاین را ترک می‌کنند، درست زمانی که آن برند قادر به ارائه پاسخ مؤثر به سؤالات آن‌ها نباشد. با توجه به این موضوع، فرایندهای ارتباط با مشتریان باید این امکان را برای مشتریان ایجاد کنند تا مشتریان پاسخ‌های مورد نیاز را در اسرع وقت دریافت نمایند؛ ایجاد چنین فرایندی باید در سال 2019 بیشتر مورد توجه سازمان‌های تجاری قرار گیرد.در پایان ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که بر اساس مطالعات Forrester، استفاده از نرم افزارهای ارتباط با مشتریان در سازمان‌های تجاری می تواند منجر به 245 درصد نرخ بازگشت سرمایه شود؛ این ادعا منجر به این شده که در سال 2018، استفاده از فرایندها و نرم افزارهای ارتباط با مشتریان با رشد غیر قابل انتظاری در بازارهای جهانی مواجه شود و بسیاری از سازمان‌های تجاری در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند؛ توجه برندهای بین المللی به استفاده از فرایندها و نرم افزارهای ارتباط با مشتریان منجر شده تا طی چند سال گذشته بسیاری از کسب‌وکارهای ایرانی نیز با خرید نرم افزارهای مختلف، اقداماتی را در این حوزه انجام دهند؛ این در حالی است که تنها با خرید نرم‌افزار نمی‌توان در حوزه ارتباط با مشتریان مثمر ثمر واقع شد و جهت اثر بخش تر ظاهر شدن برندها در این حوزه، نیاز به اتخاذ استراتژی‌ها و فرایندهای مناسب در حوزه ارتباط با مشتریان است.منبع: ماهنامه مدیریت ارتباطات</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Wed, 20 Feb 2019 12:06:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متمایز شوید!</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D8%AF-hrplsjzb4dyw</link>
                <description>    نسل جدید برندهای امروزی، سازمان های تجاری هستند که بر روی مسئولیت اجتماعی سرمایه گذاری جدی انجام داده اند و از این طریق توانسته‌اند جایگاه ذهنی مناسبی در ذهن مخاطبان بیرونی سازمان ایجاد و به تمایز مناسبی نسبت به رقبای خود دست پیدا کنند؛ این موضوع باعث شده تا بیش از گذشته سازمان های تجاری بر روی برنامه‌های مسئولیت اجتماعی فعالیت‌های مختلفی انجام دهند. در این میان موج توجه به مسئولیت اجتماعی در بازار ایران باعث شده تا کسب‌وکارهای داخلی بر روی پروژه‌های مختلفی سرمایه گذاری کنند که ارتباط هویتی بین برند سازمان و برنامه مسئولیت اجتماعی ندارد و سرمایه گذاری آن‌ها تنها با صرف هزینه همراه شده و بازدهی مناسبی را برای این سازمان‌ها به همراه نداشته باشد. از طرفی در گذشته مسئولیت اجتماعی در بین برخی از سازمان های داخلی به معنا کمک‌های بشر دوستانه به مؤسسات و انجمن‌های خیریه‌ای تعریف می‌شد و تعدد سرمایه گذاری و ارائه تسهیلات به این مؤسسات خیریه‌ای باعث شده تا اثر بخشی این نوع فعالیت‌ها به قوت گذشته نباشد و دست خوش تغییراتی قرار گیرد؛ به همین دلیل در حال حاضر برندهای تجاری در تلاش هستند تا بر روی فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی که مرتبط با هویت برند سازمان است سرمایه گذاری کنند و از این طریق بکوشند گامی استراتژیک در راستای بهبود جامعه و چالش‌های موجود در آن بردارند. اینکه در سال 2019 هلدینگ های تجاری چگونه باید به فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی بپردازند و روندهای جهانی در این حوزه چگونه است، بهانه‌ای شد تا در این مطلب به بایدها و نبایدهای مسئولیت اجتماعی بپردازیم.اهمیت فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی برای شرکت‌های بورسیشرکت‌های بورسی که در بازار سرمایه فعال هستند و با تعداد قابل توجهی سهامدار مواجه هستند، باید بیش از دیگر سازمان های تجاری به فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی توجه داشته باشند؛ چون پارادایم ذهنی سرمایه‌گذاران دست خوش تغییراتی قرار گرفته است و در حال حاضر سهامداران تمایل دارند در کنار سرمایه گذاری در بازار سرمایه، در فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی نیز سهیم شوند و از این طریق خود را شریک فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی بدانند. در حقیقت در صورت ارائه میزان سودآوری و بازدهی یکسان شرکت‌های بورسی، سازمان های تجاری که در حوزه مسئولیت اجتماعی فعال هستند مورد استقبال بیشتری از سوی فعالان بازار سرمایه قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه برخی از شرکت‌های سرمایه گذاری در بازار سرمایه با سرمایه گذاری بر روی شرکت‌هایی که در حوزه محیط زیست فعالیت دارند، فعالیت مسئولیت اجتماعی خود را به سهامداران اطلاع می‌دهند. در این میان مطالعات مجله فوربس نشان می‌دهد که شرکت‌های بورسی که بر روی فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی سرمایه گذاری کرده‌اند با مرور زمان مورد استقبال بیشتری مواجه می‌شوند و با رشد فروش و درآمد همراه هستند.تحقیقات و مطالعات چه می‌گوید؟بر اساس آخرین گزارش آینده پژوهی ایران در سال 1395، دشواری‌های تشکیل زندگی زوج‌های جوان، بحران تأمین آب آشامیدنی روستاها، نرخ رشد سرطان، اعتیاد به مواد مخدر، مشکلات ناشی از آلودگی هوا، بحران منابع زیر زمینی آبی، ریز گردها، مهاجرت متخصصان و نخبگان علمی از کشور و... از جمله مهمترین دغدغه‌های مردم ایران در حوزه‌های اجتماعی، سلامت، محیط زیست، علم و فناوری و... است که سازمان های تجاری با توجه به حوزه فعالیت خود می‌توانند برنامه‌ای برای هریک از این دغدغه‌ها داشته باشند و با ارائه پاسخ درست به این دغدغه‌ها گامی مهم در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی خود بردارند.ارتباط معنای بین هویت برند با مسئولیت اجتماعیتمامی دغدغه‌های شهروندان کشور پتانسیل سرمایه گذاری و حل‌وفصل کردن آن در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی را دارند اما برندهای تجاری منابع محدودی دارند و نمی‌توانند بر روی تمامی این مقولات سرمایه گذاری کنند. به همین دلیل توصیه می‌شود در مواجه برندهای تجاری با فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی، تطابقی بین هویت مسئولیت اجتماعی با برند سازمان انجام شود؛ به عبارت دیگر باید ارتباط معنای بین هویت برند سازمان و فعالیت مسئولیت اجتماعی وجود داشته باشد. عدم توجه به این موضوع باعث شده تا برندهای داخلی بر روی هر موسسه خیره‌ای سرمایه گذاری ‌کنند و این موضوع خروجی مناسبی برای آن‌ها نداشته باشد. از دیگر فاکتورهای مهم در اتخاذ برنامه‌های مسئولیت اجتماعی می‌توان به درگیر کردن یا مشارکت دادن مشتریان و کارمندان در برنامه‌های مسئولیت اجتماعی اشاره کرد؛ به بیان دیگر در حال حاضر برنامه‌های مسئولیت اجتماعی می‌توانند اثر بخش باشند که بتواند با مشارکت مشتریان و کارمندان همراه باشد و در این صورت ماندگاری مناسبی نیز می‌تواند در ذهن مخاطبان بیرونی سازمان داشته باشد. در ادامه به سه روند مهم جهانی در حوزه مسئولیت اجتماعی اشاره خواهیم داشت.1- بهبود نابرابری جنسی در سازمان های تجاریبا تغییرات ایجاد شده در جوامع مختلف، نقش زنان در فعالیت‌های تجاری سازمان‌ها بیش از پیش اثربخش و تعیین کننده شده است؛ در حال حاضر برندهای تجاری بین المللی به استفاده از ظرفیت زنان در عرصه‌های مختلف سازمان تمرکز کرده‌اند؛ این موضوع به عنوان یکی از روندهای حائز اهمیت در سال 2018 به شمار می‌رود؛ به معنای دیگر در سال جاری میلادی کسب‌وکارها تلاش می‌کنند در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی خود نسبت به جامعه‌ای که در آن مشغول به کار هستند، از ظرفیت زنان در شرایط و جایگاه‌های مختلف سازمان استفاده کنند. با توجه به اینکه زنان بیشتر با سبک مدیریت مشارکتی به فعالیت در سازمان های تجاری می‌پردازند، برندهای تجاری در ایران می‌توانند در سمت‌های سازمانی که نیاز به این سبک از مدیران و کارمندان است، از زنان استفاده کنند.2- بازیابی فعالیت‌های سازمان بر اساس شرایط آب و هوایی و اقلیمیبر اساس گزارش‌های BSR، آینده کسب‌وکارها از پیامدهای تغییرات آب و هوایی ایمن نخواهند بود. طی چند سال گذشته بسیاری از سازمان های تجاری جهت جلوگیری و کاهش آلودگی و انعطاف پذیری اقلیمی سرمایه گذاری بسیار زیادی را انجام داده اند؛ این موضوع در ایران با انجام فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی در راستای کاهش آلودگی هوا تعریف می‌شود؛ به عنوان نمونه برخی از برندهای تجاری با ارائه ماسک‌های تنفسی، گلدان و... اهمیت این موضوع را به مخاطبان بیرونی سازمان بروز می‌دادند اما روند جهانی در این حوزه به سرمایه گذاری سازمان های تجاری بر استفاده از فناوری‌های نوین در بخش‌های مختلف سازمان به خصوص زنجیره تأمین در راستای کاهش آلودگی هوا تأکید دارد؛ به عنوان نمونه سازمان های تجاری می‌توانند با بکارگیری فناوری‌های نوین، آلودگی‌های زیست محیطی ناشی از تولید، مصرف انرژی و... را کاهش دهند.3- حفاظت از اطلاعات مشتریاناز دیگر روندهای سال 2018 در حوزه برنامه‌های مسئولیت اجتماعی که مورد توجه برندهای بین المللی قرار گرفته است، حفاظت از اطلاعات مصرف‌کنندگان و مشتریان در سازمان است؛ به بیان دیگر در حال حاضر مشتریان انتظار دارند که اطلاعات و الگو خرید آن‌ها به خوبی در سازمان حفاظت شود و با توجه به هکرهای متعددی که سیستم‌های اطلاعاتی سازمان را هدف قرار می‌دهند، اطلاعات مشتریان صدمه نبیند و در اختیار هکرها قرار نگیرد.فعالیت‌های روابط عمومیبرای بسیاری از سازمان های تجاری جنبه اطلاع رسانی برنامه‌های مسئولیت اجتماعی از ارزش بالایی برخوردار است؛ به عبارت دیگر این سازمان های تجاری با انجام برنامه‌های مسئولیت اجتماعی، موج خبری را در رسانه‌های مختلف ایجاد می‌کنند. در حقیقت برنامه‌های مسئولیت اجتماعی توانایی انجام برنامه روابط عمومی درستی را دارد؛ البته اجرای نادرست برنامه‌های روابط عمومی درباره فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی می‌تواند باعث ضررهای هنگفتی به ارزش ویژه برند شود. به همین دلیل باید فعالیت‌های مسئولیت اجتماعی را به درستی اطلاع رسانی کرد تا جنبه تبلیغاتی و دل‌زدگی برای مخاطبان بیرونی سازمان نداشته باشد و اتفاقاً مخاطبان بیرونی را به برند سازمان جذب کنند.تمرکز بر گزارش‌های ویدئوییبسیار دیده می‌شود که برندهای داخلی با گزارش‌های طویل درصدد ارائه دستاورهای خود در حوزه مسئولیت اجتماعی به مخاطبان بیرونی هستند اما مطالعه این گزارش‌ها از حوصله بسیاری از مخاطبان خارج است. به همین دلیل یکی از روندهای حائز اهمیت در این موضوع، طراحی و انتشار گزارش‌های ویدئویی مناسب از برنامه‌های مسئولیت اجتماعی سازمان است. در حقیقت برندهای تجاری از طریق محتوایی ویدئویی می‌توانند به افزایش آگاهی از برند مناسبی دست پیدا کنند.در پایان ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که سازمان‌ها از یک‌سو به دنبال کسب درآمد و ایجاد فرصت‌های شغلی برای جامعه هستند و از سوی دیگر محیط زیست را آلوده، تخریب و سلامت انسان را تهدید می‌کنند؛ این موضوع باعث شده تا مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها، توجه جامعه جهانی را به خود جلب کرده که می‌تواند مدیریت تضاد بالقوه منافع بین ذی‌نفعان مختلف در مورد مسائل اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و... بیان شود. از طرفی در شرکت‌های بورسی فرصت استفاده از برنامه‌های مسئولیت اجتماعی دوچندان می‌شود اما سرمایه گذاری در این حوزه بدون اتخاذ برنامه‌های مناسب مسئولیت اجتماعی، قطعاً برای سازمان صرفاً هزینه خواهد بود و نمی‌تواند منجر به افزایش آگاهی از برند برای سازمان شود. لذا توصیه می‌شود سازمان های تجاری در ابتدای سال برنامه و مخصوصاً میزان بودجه خود در حوزه مسئولیت اجتماعی را تدوین و مشخص کنند تا چارچوب و هویت این برنامه‌ها برای سازمان هویدا شود.نویسنده: امیر کاکایی</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jan 2019 14:17:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توصیه‌هایی برای بهبود مدیریت پروژه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-eoqhx3lyzbve</link>
                <description> راه اندازی پروژه‌های جدید با خود تغییرات ملموسی را در سازمان‌های تجاری به همراه دارد و در برابر ایجاد تغییر نیز قطعاً مقاومت یا ایستادگی‌های مختلف چه از لحاظ فردی و چه سازمانی رخ می‌دهد؛ این مقاومت در برخی از مواقع می‌تواند به عنوان یکی از منابع ایجاد تعارض و اختلاف نظر در سازمان‌های تجاری به شمار رود؛ به این دلیل که در بسیار از سازمان‌های تجاری عدم پیشرفت و به اتمام رسیدن پروژه‌های جدید سازمانی به عنوان یکی از چالش‌های پیش روی بسیاری از مدیران و حتی کارشناسان شناخته می‌شود؛ به‌صورت کلی برخی از این پروژه‌ها یا در بازه زمانی از پیش تعیین‌شده به نتیجه و به اتمام نمی‌رسند و یا آن‌قدر مشمول زمان می‌شوند که منجر به فراموشی آن‌ها می‌شود و سازمان قید اجرای این پروژه را می‌زند. به هر ترتیب این موضوع به وضوح و پی در پی در بسیاری از سازمان‌های ایرانی مشاهده می‌شود. اگرچه طی دهه‌های گذشته روش‌های مدیریت پروژه توانسته است برخی از این چالش‌های را رفع الرجوع کند اما با این حال نیاز به استفاده از روش‌های نوین جهت مدیریت پروژه‌های جدید سازمان وجود دارد تا از این طریق بتوان به خوبی پروژه‌های جدید پیش روی سازمان را برنامه‌ریزی و سازماندهی کرد. ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که سرعت تغییرات محیطی و داخلی سازمان‌های تجاری در حال حاضر بسیار زیاد است و جهت مواجه درست با مسئله‌های جدید، سازمان‌های تجاری باید دائماً در تلاش باشند روش‌های نوینی را جهت پیشبرد فعالیت‌های جاری خود اتخاذ کنند. این موضوع بهانه‌ای شد تا در این مطلب به برخی از روندهای حائز اهمیت و مورد توجه در مدیریت پروژه بپردازیم.دلایل شکست پروژه در سازمان‌های تجاریبر اساس مطالعات و تحقیقات گروه TPG در حوزه مدیریت پروژه، در سال 2018 عمدتاً پروژه‌ها به دو دلیل پیچیدگی پروژه و فشار زمان به دلیل کمبود منابع شکست می‌خورند. این دو دلیل برای سازمان‌های تجاری ناشی از عدم تحلیل درست قبل از اجرای پروژه است که در حین اجرای پروژه، مدیران را با چالش‌های جدی مواجه می‌سازند؛ به همین دلیل توصیه می‌شود قبل از راه اندازی پروژه، سرمایه‌گذاری مناسبی جهت شناخت مسئله و چگونگی حل آن انجام شود تا از این طریق بتوان ریسک‌های پیش بینی شده آن را به حداقل رساند.رویکرد نوین در برنامه‌ریزی پروژهدر اکثر پروژه‌های جدید سازمان‌های تجاری، برنامه‌ریزی انجام می‌شود و مدیران ارشد سازمان نیز به این موضوع واقف هستند که باید با دقت نظر بیشتر به برنامه‌ریزی پروژه‌ها، کنترل داشته باشند اما با این حال بسیاری از این پروژه‌ها در حین اجرا با مشکلات و چالش‌های مختلف مواجه می‌شوند که منجر به شکست پروژه خواهند شد. در حال حاضر رویکردهای نوین در برنامه‌ریزی پروژه، برنامه‌ریزی انعطاف پذیر و در نظر گرفتن برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت است؛ به این معنا که برنامه‌ریزی انجام شده باید پتانسیل مواجه با ریسک‌های پیش بینی نشده را داشته باشد و به‌طوری برنامه‌ریزی شده باشد که در مواجه با این چالش‌ها بتواند با کمترین هزینه فعالیت‌های خود را پیش ببرد. از طرفی توجه به برنامه‌ریزی کوتاه مدت به صورت سه ماهه، ماهانه، هفتگی و روزانه می‌تواند در راستای کاهش فشار زمانی پروژه مثمر ثمر واقع شود. ذکر این نکته نیز بسیار حائز اهمیت است که در برخی از سازمان‌ها دیده می‌شود که مدیران آن سازمان علاقه‌ای به تدوین برنامه‌ریزی در پروژه‌های داخل سازمانی را ندارند و در صورت پیشنهاد برنامه‌ریزی در پروژه، به نوعی مقاومت و جبهه در برابر این موضوع می‌گیرند؛ به همین دلیل توصیه می‌شود که در ابتدا این مدیران را از مزایای برنامه‌ریزی مطلع سازید و سپس با مشارکت دادن این مدیران در فرایند برنامه‌ریزی، به نوعی در راستای اجرای درست این برنامه در این مدیران تعهد ایجاد کنید.مدیریت منابع انسانی استراتژیکبر اساس مطالعات TPG در حوزه مدیریت پروژه، در دسترس بودن تعداد کافی کارکنان پروژه، مهم‌ترین عامل در برنامه‌ریزی پروژه در سال 2018 است. اگرچه این روند در سال 2017 نیز مورد توجه بسیاری از مدیران پروژه قرار گرفته بود اما در سال جاری به نظر می‌رسد حفظ کارکنان پروژه از اهمیت بالایی برخوردار شده است و سازمان‌های تجاری جهت پیشبرد پروژه‌های جدید و در حال اجرای خود نیاز شدیدی به پرسنل واجد شرایط دارند. این چالش از آنجایی نشأت می‌گیرد که بسیاری از کارکنانی که در پروژه‌های مختلف کار می‌کنند، پس از اتمام پروژه مجبور به ترک کار می‌شوند و باید به دنبال شغل جدیدی برای خود باشند؛ این موضوع باعث شده تا بسیاری از کارکنانی که در پروژه‌های سازمانی دخیل هستند، احساس امنیت شغلی نکنند و با دریافت پیشنهاد کاری بهتر، بدون هیچ ملاحظه‌ای سازمان را ترک کنند.اگرچه برخی از مشاوران حوزه وفاداری بر این باورند که سازمان‌های تجاری نباید بر روی کارمندان پروژه محور جهت حفظ و نگهداری آن‌ها در سازمان سرمایه‌گذاری کنند اما به نظر می‌رسد در حال حاضر در پروژه‌های سازمانی که ترک کارکنان به‌طور مستقیم بر روی پروژه تأثیر می‌گذارد، برنامه وفاداری سرمایه‌های سازمانی باید در اولویت فعالیت‌های سازمان‌های تجاری قرار گیرد تا از این طریق بتوان نرخ رفت‌وآمد کارکنان کلیدی پروژه را به حداقل رساند. در برخی از سازمان‌ها نیز باید با اولویت‌بندی پروژه‌های سازمانی، اقدام به استخدام نیروهای دائمی در سازمان کرد تا از این طریق بتوانند با اتکا به این کارکنان، پروژه‌های مختلف را پشت سر هم برنامه‌ریزی و اجرا کرد. تصمیم‌گیری در خصوص اتخاذ چه استراتژی جهت بهبود این موضوع بستگی به شرایط و نوع کسب‌وکار هر سازمانی دارد.تمرکز بر ارائه ارزش تجاریمعمولاً در بیشتر پروژه‌ها، تمرکز اصلی مدیران بر روی زمان تحویل پروژه است؛ این موضوع تااندازه‌ای مهم و تأثیرگذار تلقی می‌شود که در بسیاری از مواقع ارائه ارزش تجاری در پروژه به اولویت‌های بعدی تبدیل می‌شود. این در حالی است که ارائه پروژه در بازه زمانی تعیین شده باید با استفاده از برنامه‌ریزی مناسب حل‌وفصل شود و تمرکز و اولویت اصلی پروژه، ارائه ارزش تجاری باشد. البته ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که تعیین زمان اجرای پروژه واقعاً یکی از پیچیده ترین مشکلات و چالش‌های پیش روی هر برنامه‌ریز پروژه‌ای است اما در حال حاضر با توسعه فناوری‌های نوین نرم افزاری، استفاده از این ابزارهای نوین می‌تواند در جهت محاسبه زمان دقیق اجرای پروژه مثمر ثمر واقع شود.استفاده از تیم‌های دورکاریبر اساس نظر سنجی انجام شده توسط مدرسه کسب‌وکار لندن بر روی 600 مدیر اجرایی و کارآفرین، 34 درصد از این مدیران تمایل دارند تا سال 2020 بیش از 50 درصد از کارمندان خود را به صورت دورکاری به کار گیرند و 25 درصد نیز تمایل دارند که حداقل 75 درصد از کارمندانشان به صورت غیر حضور باشد. این نظر سنجی نشان می‌دهد طی چند سال آینده سازمان‌های نوین تجاری بیش از گذشته تمایل به استفاده از نیروی‌های دور کاری دارند. این موضوع می‌تواند در پروژه‌های سازمان نیز مورد استفاده قرار گیرد؛ به این معنا که با استفاده از افراد یا تیم‌های کاری، بخشی از فعالیت‌های هر پروژه به این افراد محول شود تا از این طریق بتوان فعالیت‌های مورد نیاز در پروژه‌ها را به خوبی انجام داد. ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که استفاده از افراد یا تیم‌های دورکاری باید تحت کنترل شدید سازمان باشد تا بتوان با بازدهی مناسب فعالیت‌های مورد نیاز در پروژه را پیشبرد.آینده مدیریت پروژهدر حال حاضر با افزایش سرعت تغییرات محیطی، نیاز به تغییر در نحوه مدیریت پروژه نیز احساس می‌شود؛ به همین دلیل مطالعات در این زمینه نشان می‌دهد که طی سال‌های آینده از راه‌حل‌های مبتنی بر Cloud یا ابر برای مدیریت پروژه بیشتر از حال حاضر استفاده می‌شود. در حقیقت از طریق این رویکرد، تیم‌های کاری می‌توانند در هر نقطه‌ای از جهان با همکاری و اشتراک‌گذاری در هر زمان، فعالیت‌های مورد نیاز در پروژه‌های مختلف را انجام دهند. از طرفی استفاده از نرم‌افزارهای مختلف در مدیریت پروژه از طریق گوشی‌های هوشمند نیز بسیار رایج شده است و طی سال‌های آینده جهت برنامه‌ریزی و سازماندهی پروژه بیشتر از حال حاضر از بستر گوشی‌های هوشمند استفاده خواهد شد.در پایان ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که سازمان‌های تجاری می‌توانند هرگونه تغییرات در داخل یا خارج سازمان را به صورت پروژه‌ای مجزا که هدف خاصی از تغییرات سازمان را دنبال می‌کند، در نظر بگیرند و برای هر یک از این تغییرات مدیر پروژه‌ای در نظر بگیرند تا از این طریق مسئول برنامه‌ریزی، اجرا و کنترل پروژه مشخص شود. از طریق تشکیل کمیته‌ای متشکل از مدیران ارشد سازمان و صاحب نظران جهت اعلام نظر درباره چگونگی اجرای پروژه نیز بسیار می‌تواند در تحقق پروژه‌های سازمانی مثمر ثمر واقع شود.نویسنده: امیر کاکایی</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Jan 2019 09:04:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهبود در جذب سرمایه با معماری برند</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/amirkakaei-yotycdnoj2xq</link>
                <description>  ماهیت شرکت‌های سرمایه گذاری ایجاب می‌کند که بر روی کسب‌وکارهای مختلفی سرمایه گذاری کنند که برای آن‌ها سودآور باشد. این موضوع باعث می‌شود تا شرکت‌های سرمایه گذاری متشکل از چند شرکت زیر مجموع باشند که ممکن است سهام برخی از این شرکت‌های زیر مجموع را به صورت 100 درصد و یا بخشی از سهام این شرکت را تصاحب کرده باشند؛ در چنین شرایطی اگرچه این شرکت‌های زیر مجموع به صورت مستقل فعالیت‌های خود را پیش می‌برند اما به صورت کلی جز شرکت سرمایه گذاری محسوب می‌شوند و هنگامی که این شرکت‌های سرمایه گذاری قصد برنامه‌ریزی در راستای فعالیت‌های ارتباطاتی برند خود را داشته باشند، باید مدل معماری برند مورد نیاز خود را اتخاذ کنند تا از این طریق بتوانند گامی استراتژیک در راستای فعالیت‌های ارتباطاتی برند بردارند و برند شرکت سرمایه گذاری مانند مادری بر روی شرکت‌های زیر مجموع احاطه داشته باشد. استراتژی برندینگ در فعالیت‌های ارتباطاتی برند هر یک از شرکت‌های تعریف شده در شرکت‌های سرمایه گذاری بسیار حائز اهمیت است و سازمان‌های معتبر بین‌المللی استراتژی‌های مختلفی را در این رابطه اتخاذ می‌کنند که در ادامه به برخی از این مدل‌های کاربردی از معماری برند سازمان‌های تجاری اشاره خواهیم داشت.هدف از معماری برند در شرکت‌های سرمایه‌گذاریهنگامی که حرف از معماری برند در شرکت‌های سرمایه‌گذاری به میان می‌آید، منظور چگونگی تدوین استراتژی‌های مورد نیاز در فعالیت‌های ارتباطاتی برندهای زیر مجموعه یک شرکت سرمایه‌گذاری است؛ به بیان دیگر وقتی که در یک شرکت سرمایه‌گذاری، مدیریت چندین مجموعه بر عهده شرکت مادر باشد، باید بتوان استراتژی‌های برندینگ را برای تک تک برندهای این شرکت سرمایه‌گذاری به صورت شفاف تر تدوین و اجرا کرد تا از این طریق بتوان در نهایت برای سازمان مثمر ثمر تر واقع شد. از طرفی معماری برند در شرکت‌های سرمایه‌گذاری بیان کننده روابط بین هر یک از برندها با یکدیگر است. در این میان هنگامی که استراتژی معماری برند اتخاذ شود، حتی نام گذاری محصولات و شرکت‌های زیر مجموعه جدید نیز طبق اصولی پیروی خواهد کرد. ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که اتخاذ مدل معماری برند برای شرکت‌های سرمایه گذاری کاربردی است که در بازاری رقابتی و شفاف مشغول به فعالیت هستند و جهت جذب سرمایه‌های خرد و کلان نیاز به برقراری ارتباطات اثر بخش با مخاطبان بیرونی سازمان دارند. به همین دلیل مقوله برندینگ شرکت‌های سرمایه گذاری که در فضای غیر شفاف اقتصادی به سر می‌برند و صرفاً به رانت و ارتباطات فردی متکی هستند از حوصله این مطلب خارج است.1- خانه برندیاولین مدل در معماری برند، Branded House یا خانه برندی است که تمامی محصولات و خدمات شرکت‌ها از نام برند مادر به طور مستقیم بهره می‌گیرند. در این مدل از معماری برند، شرکت‌های زیر مجموعه می‌توانند به خوبی از نام برند اصلی کمک بگیرند و ارائه محصولات جدید توسط این مدل از برندینگ، راحت تر می تواند در بازارهای مختلف مورد پذیرش قرار گیرد. به عنوان نمونه وقتی مدل معماری برند شرکت سرمایه گذاری، خانه برندی باشد و یک شرکت مشاوره در زمینه مدیریت و بازاریابی و شرکتی دیگر در حوزه کارگزار بورسی داشته باشد و قصد راه اندازی شرکت جدیدی در حوزه دیگری را داشته باشد، قطعاً این شرکت جدید می تواند از نام برند مادر در شرکت سرمایه گذاری برای پیش برند اهداف خود استفاده کند و در جوامع عمومی با اعتماد و استقبال بیشتری مواجه شود.2- خانه برندهادومین مدل معماری برندها، House Of Brands یا خانه برندها است؛ به این معنا که در این مدل، شرکت سرمایه‌گذاری شامل برندهای مختلفی است که از نظر محصول و خدمات با یکدیگر کاملاً متفاوت هستند. در این مدل، مشتریان از ارتباط این برندها با یکدیگر اطلاعی ندارند و هر یک از برندها را به صورت مستقل در نظر می‌گیرند. در حقیقت شرکت‌های سرمایه‌گذاری از این استراتژی استفاده می‌کنند تا در مواقع بحرانی از گزندهای احتمالی برای کل شرکت‌های زیر مجموع خود جلوگیری کنند. به عنوان نمونه وقتی شرکت سرمایه گذاری در یکی از شرکت‌های پتروشیمی زیر مجموعه خود با بحران جدی روبه رو شود، این مدل معماری برند باعث می‌شود شرکت‌های دیگر زیر مجموعه شرکت سرمایه گذاری در خطر نباشند و با بحران کمتری مواجه شوند.3- برند ترکیبیسومین مدل معماری برند، Hybrid Or Endorsing Brand یا برند ترکیبی است که متشکل از دو مدل قبلی می‌شود. در این مدل هر یک از شرکت‌های زیر مجموع هویت مستقلی دارند و در مواقع ضروری می‌توانند از برند اصلی کمک بگیرند. در این مدل از معماری برند، برخی از شرکت‌های سرمایه گذاری که فعالیت‌های گسترده‌ای دارند، متشکل از شرکت‌های زیر مجموعه بسیار زیادی هستند که ارتباط برخی از این شرکت‌ها با برند مادر می تواند برای این شرکت‌های بسیار مثمر ثمر واقع شود و در عین حال نیاز بازار و شرایط محیطی برخی دیگر از کسب‌وکارها ایجاد می‌کنند که ارتباط معنایی بین برند مادر و برخی از شرکت‌های زیر مجموع وجود نداشته باشد.اتخاذ استراتژی برند سازیاتخاذ هریک از این مدل‌های معماری برند در شرکت‌های سرمایه‌گذاری بسیار می تواند متفاوت باشد؛ چون برخی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری تمایل دارند با ایجاد هویتی قابل اعتماد و کم ریسک، فضا را برای جذب سرمایه‌های خرد و کلان مهیا سازند. به همین دلیل این شرکت‌ها تمایل دارند در فعالیت‌های ارتباطاتی برند خود، استراتژی را اتخاذ کنند تا بتوانند کم ریسک بودن را در ذهن مخاطبان خود تداعی کنند؛ این در حالی است که برخی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در تلاش هستند تا میزان بالای بازدهی خود را در ذهن مخاطبان بیرونی سازمان تداعی کنند. به عنوان نمونه این شرکت‌های سرمایه‌گذاری در ماهیت خود در بخش‌های مختلفی سرمایه‌گذاری می‌کنند که ریسک بالایی دارد اما در عین حال با بازدهی مناسبی و بالایی می تواند همراه باشد. با توجه به این دو رویکرد مطرح شده در سرمایه‌گذاری و با در نظر گرفتن استراتژی‌های کلان سازمان، باید هویت برند شرکت سرمایه‌گذاری را طراحی و تدوین کرد. با توجه به این موضوع که برخی از شرکت‌های سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه حضور دارند و از این طریق می‌توانند جذب سرمایه کنند، جهت تدوین و اتخاذ استراتژی برندینگ خود ابتدا نیاز دارند فعالیت‌های مناسب تحقیقاتی انجام دهند تا از این طریق مشخص شود که مخاطبان این شرکت‌های سرمایه‌گذاری افرادی کم ریسک یا پر ریسک هستند؟ و یا در چه کانال‌های ارتباطاتی حضور دارند؟ به عنوان نمونه اگر این افراد در کانال‌های ارتباطاتی مانند روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های اقتصادی حضور دارند، این شرکت سرمایه‌گذاری باید جهت حضور خود در این کانال‌های ارتباطاتی برنامه‌ریزی درستی داشته باشند.تداعی برند متخصصدر وضعیتی که شرایط اقتصادی کشور دچار تلاطم‌های نگران کننده‌ای است، شرکت‌های سرمایه گذاری بیش از هر شرایط دیگری دچار چالش‌های جدی می‌شوند؛ به این دلیل که جریان سرمایه گذاری در جامعه تغییر خواهد کرد و ممکن است این شرکت‌ها با مشکل تأمین مالی مواجه شوند و یا شرکت‌های زیر مجموعه این شرکت‌های سرمایه گذاری با مشکلات کاهش فروش، جریان نقدینگی و... مواجه می‌شوند. در این وضعیت شرکت‌های سرمایه گذاری می‌توانند پیروزمند این بحران‌ها را به خوبی گذر کنند که گامی استراتژیک در راستای فعالیت‌های ارتباطاتی برند خود بردارند. یکی از تداعیاتی که می تواند در شرکت‌های سرمایه گذاری اثر بخش ظاهر شود، تداعی برندی متخصص است؛ به این معنا که وقتی شرکت سرمایه گذاری بتواند از طریق فعالیت‌های ارتباطاتی برند، تداعیات برندی متخصص را در ذهن مخاطبان ایجاد کند، طبیعتاً در چنین شرایطی نا مطمئن اقتصادی، اعتماد به برند افزایش پیدا خواهد کرد و کلید موفقیتی برای این شرکت سرمایه گذاری خواهد بود. بماند که این موضوع در چنین وضعیت نابسامان اقتصادی بسیار می تواند در جذب سرمایه‌های خرد و کلان مثمر ثمر واقع شود. ایجاد برندی متخصص در حوزه‌های مختلف سرمایه گذاری در وهله اول باید از طریق مدیران ارشد آن سازمان ترویج شود؛ به این معنا که مدیران ارشد سازمان با حضور اثر بخش در کانال‌های ارتباطاتی برند با مخاطبان، تصویر برندی متخصص در حوزه سرمایه گذاری را در ذهن مخاطبان ایجاد کنند.در پایان ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت و مورد توجه است که روندهای جهانی نشان می‌دهد که شرکت‌های سرمایه گذاری می‌توانند در آینده با افزایش درآمدزایی مواجه شوند که بر روی استارت آپ ها سرمایه گذاری کنند. سرمایه گذاری بر روی این کسب‌وکارهای جدید اگرچه با نرخ بازگشت سرمایه مناسب و قابل توجهی همراه خواهد شد اما قطعاً ریسک سرمایه گذاری بالاتری را نسبت به سایر حوزه‌های سرمایه گذاری دارد. با این حال شرکت‌های سرمایه گذاری با اتخاذ استراتژی‌های مناسب در حوزه فعالیت‌های ارتباطاتی برند می‌توانند به غیر از جذب سرمایه‌های خرد و کلان، پذیرای ایده‌های جدید در قالب کسب‌وکارهای جدید باشند تا از این طریق بتوانند میزان بازدهی سرمایه خود را بیش از پیش تضمین کنند.نویسنده: امیرکاکایی</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Thu, 29 Nov 2018 11:38:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی برقراری ارتباطات، اولویت اول قرار می‌گیرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@amirkakaei/brand-communications-j6ujdwej1fwb</link>
                <description> امروزه با گذر زمان بازارها تحت تأثیر تغییرات مختلفی قرار گرفته‌اند و بیش‌ازپیش با پیدایش برندهای مختلف، رقابت بر سر حفظ و حتی افزایش سهم بازار، سازمان‌های تجاری را بر آن داشته تا سرمایه‌گذاری‌های جدی بر روی فعالیت‌های ارتباطاتی برند خود داشته باشند. از این رو بر اساس روندهای معتبر جهانی در حوزه ارتباطات، امروزه مخاطبان تمایل دارند مشتریان برندهای تجاری شوند که این برندها توانایی برقراری ارتباطات اثر بخش با آن‌ها را داشته باشند و به نیازهای این مخاطبان در شرایط محیطی گوناگون حال حاضر پاسخی مناسب ارائه دهند. این موضوع تا اندازه‌ای مورد توجه برندهای بین المللی قرار گرفته است که یکی از Trends یا روندهای حائز اهمیت از نظر مجله Forbes به شمار می‌رود. اینکه سازمان‌های تجاری در ایران چگونه می‌توانند به عنوان برندی پاسخگو فعالیت‌های خود را پیش ببرند و جهت برقراری ارتباطات اثر بخش باید به کدام‌یک از روندهای جهانی توجه ویژه‌ای داشته باشند، بهانه‌ای شد تا در این مطلب به برخی از بایدها و نبایدهای ارتباطاتی برندهای تجاری در سال 2018 بپردازیم.حضور اثر بخش در رسانه‌های اجتماعیبر اساس یکی از آخرین مطالعات انجام شده آژانس روابط عمومی Mavcomm، امروزه حضور بسیاری از برندهای تجاری در رسانه‌های اجتماعی اثر بخش ارزیابی نمی‌شود؛ به این دلیل که این سازمان‌های تجاری بر اساس موج توجه و سرمایه‌گذاری برندهای معتبر در رسانه‌های اجتماعی، مجبور به سرمایه‌گذاری در این حوزه شده‌اند اما حقیقت امر این موضوع است که سرمایه‌گذاری بخش اعظمی از سازمان‌های تجاری در فضای دیجیتال، به راه‌اندازی و فعال نمودن صفحه‌ای در اینستاگرام، فیس بوک، توئیتر و... و در برخی از مواقع انتشار محتوای مناسب خلاصه شده است. از طرفی طبق تحقیقات انجام شده توسط موسسه Buzz Stream، 50 درصد کاربران رسانه‌های اجتماعی یک تا چهار برند، 26 درصد کاربران بین 5 تا 9 برند، 22 درصد 10 برند و 3 درصد نیز هیچ برندی را در رسانه‌های اجتماعی دنبال نمی‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که رقابت در رسانه‌های اجتماعی جهت جذب مخاطبان نیز افزایش یافته است و سازمان‌های تجاری دیگر نمی‌توانند همچون چند سال گذشته صرفاً با تولید محتوای مناسب و برگزاری کمپین‌های متعدد به مخاطبان مناسبی دست پیدا کنند. در حقیقت مخاطبان امروزی تمایل دارند از طریق رسانه‌های اجتماعی به تعاملی دو طرفه با برندهای محبوب خود دست یابند. برقراری ارتباطات اثر بخش و دو طرف با مخاطبان امروزی، نیازمند طراحی فرایندی سیستماتیک در داخل سازمان‌های تجاری است. به این معنا که در حال حاضر هنگامی که کاربران رسانه‌های اجتماعی، انتقادات، پیشنهادات، نظرات، شکایات و... را از طریق پیام‌های خصوصی، نظر دادن در ذیل محتواهای منتشر شده در رسانه‌های اجتماعی و... به برندهای تجاری انتقال می‌دهند، انتظار دریافت پاسخی مناسب و درخور برند سازمان را دارند.چرایی پاسخگویی برندهای تجاریبر اساس تحقیقات انجام شده Forbes، یکی از روندهای جهانی در حوزه بازاریابی در سال 2018، خلق تجربه منحصر به فرد برای مشتریان است؛ به بیان دیگر در حال حاضر رقابت بر سر کیفیت محصولات و دیگر مسائل جاری به اندازه‌ای در بین سازمان‌های تجاری افزایش یافته است که مشتریان امروزی واقعاً با تفاوت ملموس در کیفیت محصولات مواجه نیستند بلکه در حال حاضر مشتریان با خرید محصولات به دنبال خرید و دریافت تجربه منحصر به فردی از برند هستند که وجه تمایز مناسبی را در بین برندهای تجاری با دیگر شرکت‌ها ایجاد کرده است. به عنوان نمونه مشتری امروزی به استارباکس مراجعه می‌کند تا همراه با خرید قهوه، تجربه منحصر به فردی را برای خود رقم بزند؛ تجربه‌ای که شاید در هیچ جای دیگر نتواند به آن دست پیدا کند. از طرفی طبق تحقیقات موسسه Lucidpress، 94 درصد از مشتریان نسبت به برندهای تجاری وفادار هستند که این برندها از شفافیت داخل سازمانی مناسبی برخوردار باشند؛ در بسیار از مواقع عدم پاسخگویی به سؤالات و انتقادات مخاطبان در رسانه‌های اجتماعی منجر به کاهش شفافیت داخل سازمانی می‌شود. در این میان وقتی حرف از خلق تجربه منحصر به فرد به میان می‌آید، برندهای تجاری در تلاش هستند تا در تمامی نقاط تماس خود با مخاطبان بیرونی، فعالیت‌ها، فرایندها و... پیام مورد نظر خود را به مخاطبان سازمان انتقال دهند. به همین جهت، در فرایند ارتباطی، مخاطبان رسانه‌های اجتماعی با برندهای تجاری نیز در تلاش هستند تجربه منحصر به فردی را برای این مخاطبان رقم بزنند. به بیان دیگر رسانه‌های اجتماعی این فرصت را در اختیار برندهای تجاری قرار داده‌ است تا با مواجه درست با این مخاطبان و پاسخگو بودن، ارتباطات اثر بخشی را با این افراد رقم زنند.طراحی هویت برند پاسخگووقتی حرف از پاسخگو بودن برندهای تجاری به میان می‌آید، برخی از مدیران ارشد سازمان‌های تجاری بر این باورند که اجرایی کردن این موضوع با اتخاذ دستوری از بالا به پایین در داخل سازمان امکان پذیر است؛ این در حالی است که پاسخگویی و ارج نهادن به مشتریان باید جز فرهنگ سازمانی باشد تا مورد پذیرش تمامی کارمندان سازمان قرار گیرد. به همین دلیل، قبل از هر اقدامی، سازمان‌های تجاری باید هویت برند خود را بر اساس این موضوع طراحی کنند. هنگامی که هویت برند سازمانی کسب رضایت مشتریان و خلق تجربه منحصر به فرد برای مشتریان باشد، این موضوع قابلیت اجرا در لایه‌های مختلف سازمانی و تمامی نقاط تماس را دارد. این موضوع بسیار حائز اهمیت است که طبق مطالعات مجله کسب‌وکار هاروارد، 64 درصد از مشتریان بر این باور هستند که ارزش‌های مشترک دلیل اصلی اعتماد آن‌ها به برندهای تجاری است؛ پیام و تصویر برندها از جمله ارزش‌های سازمان‌ها به شمار می‌روند. این موضوع نشان می‌دهد که سازمان‌های تجاری باید در طراحی هویت برند خود ارزش‌های مشترک در بین مشتریان را بر اساس تحقیقات بازاریابی بدست آورند و از طریق ارسال پیام و ایجاد تصویر مناسب در ذهن مشتریان، هرچه بیشتر پاسخگو بودن برند و شفافیت داخل سازمانی را به مخاطبان انتقال دهند. در نهایت پس از طراحی هویت برند، این موضوع باید بتواند در فرهنگ سازمانی رخنه کند و جهت اجرایی شدن این موضوع، نیاز به مشارکت بخش‌های مختلف سازمان در این فرایند وجود دارد.قلب تپنده سازمان!توجه به فعالیت‌های روابط عمومی طی سال‌های گذشته با استفاده از ابزارهای مدرن مورد توجه بسیاری از برندهای معتبر بین المللی قرار گرفته است؛ این موضوع تا اندازه‌ای جدی شده که روابط عمومی را قلب تپنده سازمان می‌دانند. جدای از وظایف ذاتی این واحد سازمانی، فعالیت‌های روابط عمومی باید بتوانند پاسخگو بودن به نیازها، سؤالات، انتقادات و... مشتریان را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. جهت عملیاتی کردن این موضوع، نیاز به طراحی فرایندی سیستماتیک در داخل سازمان است تا از این طریق بتوان با استفاده از پلتفرم‌های مختلف نرم‌افزاری، تمامی این موضوعات را دسته‌بندی کرد و به مدیران مربوطه جهت پیگیری انتقال داد و تحقق این موضوع نیز در هر سازمانی باید به‌صورت سفارشی سازی شده باشد. البته پس از دسته‌بندی و انتقال، باید بازخورد مناسب به مشتریان انتقال پیدا کند تا از این طریق بتوان تجربه مناسبی را در این ارتباط تعاملی برای مخاطبان خلق کرد.در نهایت ذکر این نکته بسیار حائز اهمیت است که بر اساس مطالعات موسسه Cube، 48 درصد از مشتریان می‌توانند به برندها در جهت کشف نیازهای جدیدشان کمک کنند. تحقق این موضوع با برقراری ارتباطات اثر بخش و تعاملی بین برندها و مخاطبان امکان پذیر است و یکی از الزامات استراتژیک آن، پاسخگویی برندها در تمامی بدنه و نقاط تماس سازمان است. قطعاً سازمانی‌های تجاری ایرانی که در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند، در آینده‌ای نزدیک می‌توانند به دارایی‌های ناملموس و در میان‌مدت به ملموسی دست پیدا کنند.نویسنده: امیر کاکایی</description>
                <category>Amir kakaei / امیر کاکایی</category>
                <author>Amir kakaei / امیر کاکایی</author>
                <pubDate>Tue, 27 Nov 2018 10:24:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>