<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیرمعین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirmoeen</link>
        <description>امیرمعینم ... نویسنده و روانشناس ویرگولی ... وصلت کرده با کتابها ...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:36:35</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/53548/avatar/K4ws8t.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیرمعین</title>
            <link>https://virgool.io/@amirmoeen</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جُستار ناقابل اول</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%D8%AC%D9%8F%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-s9wefza2c5gt</link>
                <description>من دلم میخواست همیشه یه نویسنده بشم . هنوزم دلم میخواد ولی نمیدونم چه بلایی سر این عشق و علاقه اومد . درواقع عشق  علاقه کم نشد . باید بگم نمیدونم چه بلایی سر من اومد که امروز به این روز بیفتم . اگر دقیقا بخوام بگم چه حالی دارم باید بگم مغزم داره منفجر میشه . البته از نوع بی صدا . یعنی چی ؟ یعنی مثل شلیک با گلوله خفه کن . یعنی مغزم یه گلوله خفه کن خیلی خوب استفاده میکنه و شروع میکنه به شلیک کردن به من . منم که اینجا بدون هیچ جلیقه ی ضد گلوله ای نشستم و اون هی شلیک میکنه بدون صدا ولی همراه با خونریزی . البته جلیقه ی ضد گلوله هم داشته افاده ای ( املاش امیدوارم درست باشه  ) نمیکرد چون این ذهن بلده جاهایی رو نشونه بگیره که محافظت نمیشه . خیلیا ازش به عنوان هوشمندترین دشمن یاد میکنن . من به عنوان ... . خب راستش نمیدونم به عنوان چی ازش یاد میکنم . یعنی لقب و عنوانی واسش نذاشتم . آخه دشمن نیست دوست هم نیست . اگر نبود خیلی بد بود اگر بخواد اینجوری اذیت کنه که منو زجرکش میکنه . کی باورش میشه مگه یه پسر 19 ساله سکته مغزی کنه . کی باورش میشه یه پسر 19 ساله به مرز سکته ی مغزی برسه ؟ اصلا مگه میشه؟ بله که میشه مگه میشه نشه . چرا نشه ؟ جامعه ی مریض پرور همینه دیگه . این جامعه پر از مریض های روانی بوده ولی الان بیشتر هست و درآینده بیشترتر خواهد بود . چرا ؟ چراییش که خب مشخصه . ولی خیلیا قبول نمیخوایم بکنیم . منم پس نمیگم که الکی نخوام از همین الان باهات درگیر بشم . خودت بشین فکر کن ببین اونی که اسمشو نمیبرم زندگی ماها رو خراب کرده یا نه . نمیتونم که دیگه مجبورت کنم حرفم رو بپذیری . گیرم که بپذیری و گوش شنوا هم داشته باشی ولی مگه برای تغییر این کافیه ؟ نه . تغییر گوش شنوا میخواد و بازوی توانا و صد البته اراده ی مانا . هرکدوم نباشه یه مشکلی پیش میاد . مخصوصا اون آخریه . فرض کن بهت بگن ورزش کنی و تو هم گوش شنوا داشتی که فهمیدی واست مفیده هم بازوی توانا داری و میتونی ورزش کنی ولی اگر یک روز ورزش کردی و ولش کردی فایده ای داره ؟ این وسط چی کمه ؟ آفرین اراده . نه اراده ی خالی بلکه یه اراده ی مانا . حالا اراده ی ما رو چی کم کرده ؟ بازم همونی که جرئت نمیکنم اسمش رو جلوت بیارم چون فایده گفتم که ممکنه گوش شنوا یا بازوی توانا و اراده ی مانا نداشته باشی واسه حذف کردنش توی زندگیت . الان میگی مگه میش حذفش کرد ؟ خب نه شایدم آره اصلا من چه بدونم . من فقط یه نویسندم و می نویسم . دیگه وقتت رو نمیگیرم شب و روزت بخیر بوس بوس مراقب خودت هم باش . دوستدار تو امیرمعین . </description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Tue, 09 Apr 2024 05:03:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داشتمش - دنبالش گشتم - گمش کردم - پیداش کردم</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%85%D8%B4-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D9%85-%DA%AF%D9%85%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85-dkjz8m2e8ike</link>
                <description>سالهای سال هست که به دنبال پیدا کردن یه راه حل برای خیلی از مسکلات ذهنی خودم بودم و میخواستم این راه حل ها رو برای دیگران هم پیدا کنم و بهشون ارائه بدم که برن حالشو ببرن . ولی از یه جایی به بعد این تمایلم به تغییر باعث شد یک سری از عادات مثبتم رو نادیده بگیرم . بذار بهتر بگم . من داشتم دنبال چیزی میگشتم که از قبل داشتمش و یادم رفته بود بدون اون چیز چقدر همه چیز بهم میریزه . و بهم ریخته شد همه ی اتاقم و ذهنم و بدنم و احساساتم و کارم و روابطم و غیره . مدتیه که تصمیم گرفتم عادات مثبت خودم رو دوباره توی زندگیم جا بدم یا بهتره بگم عین بذر گیاه بکارم . کارایی مثل مدیتیشن کردن ، نماز خوندن ، کتاب خوندن ، نوشتن ، ورزش کردن و یه چند تا چیز دیگه . خلاصه که میخوام نتیجه ی این تلاشام رو بگم و باید بگم واقعا فوق العاده دارن جواب میدن . دوستای قشنگ و خفن من لطفا به عادات مثبت خودتون برگردین . دوباره اونها رو توی زندگی خودتون تثبیت کنین . دوباره کسی بشین که آخر هر روز به خودش میگه ایولا به خودم . با هم برگردیم . ایولا به هردوتامون ... مگه نه ؟ ...</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sat, 16 Dec 2023 17:00:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آزاد نویسی شماره یک</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DB%8C%DA%A9-isfvgyhgnaas</link>
                <description>از موهبت های نوشتن میخواستم بگم ، ولی یادم اومد قَرنمون عوض شده و استفاده از کلمات قلمبه سلمبه ( من از کجا بدونم قلمبه سلمبه چجوری نوشته میشه اگر اشتباهه به بزرگی خودت ببخش ) باعث میشه حس کنی من ازت دورم و من اصلا دوست ندارم که دوست عزیزم ( که تو باشی ) فکر کنه من ازش دورم و صمیمیتمون بره زیر سوال . حتما الان خوشت اومده ولی از طرفی داری با خودت میگی این چرا داره پاچه خواری منو میکنه . خب دوست عزیزم دلیلش اینه میخوام نگهت دارم توی این صفحه و دنبالم کنی ( خودافشایی هم حد و مرزی داره امیرمعین جان یکم ملاحظه ( املاش درسته ؟ ) کن . آقا بحث رو دارم کش میدم . بیا بریم سر اصل مطلب . نوشتن برای من همیشه پر از برکت بوده . برکت نه ها . بررررررکت . یعنی اصلا من یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی . من از وقتی نوشتن رو شروع کردم با خودم خیلی دوست شدم . یعنی به قدری رفیق شدم که اگر درمورد جزئیاتش بگم میگی بابا این پاک خل شده ( شایدم شده باشم . از کجا معلوم :) خلاصه هم قربون صدقه خودم میرم ، هم خودم رو میبرم کافه مهمون میکنم ، هم برا خودم هدیه میگیرم ( معمولا هدیه ی من کتابه هم برای خودم هم بقیه ) .خب این فقط یکی از فایده های نوشتن بوده برای من . برکت و فایده ی بعدیش اینه که من رو وارد فضای تولید محتوا کرد اونم چه محتوایی . منظورم اینه من اگر با نوشتن تولید محتوا رو شروع نمیکردم ، اینقدر روی کلمات و ارزش محتوام ممکن بود نتونم دقیق و متمرکز بشم . ولی الان به لطف این مسیر من جزو معدود آدم هایی هستم که به قدری به کلمات گیر میدم و نسبت بهشون حساسم که دوستانم مرا مورد عنایت قرار دادن بس که گفتن بابا اینقدر سخت نگیر . ( البته باید از خداشونم باشه ولی خب چه میشه کرد قدر نمیدونن که :(یه عالمه فایده و برکت دیگه هم هست که الان حال نوشتنش رو ندارم . یعنی حالش رو دارما ولی وقتشو ندارم . ( یاد اینایی میفتم که باکلاس بازی در میارن توی بیوی تلگرام و واتساپشون مینویسن busy یا unavailable :/ ) . وقتشو ندارم یعنی این : یک روز خدا نشد زود برم دانشگاه مثه یه بچه منظم سر وقت باشم . و الانم باز داره دیرم میشهو این یعنی مثل همه ی روزهای دوران دانشجوییم قراره دیر برسم . البته زور الکی نزن امیرمعین خان . فقط اونقدرام دیگه دیر نکن . هیمنکه سعی کنی قبل از تموم شدن کلاس برسی خودش برا من یه دنیا ارزش داره . ( آقا دارم شوخی میکنم دیگه در این حد هم دیوونه نیستم :)</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sat, 04 Nov 2023 19:40:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرایی رو بدونی دیگه کافیه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%81%DB%8C%D9%87-wjfvsjopvutx</link>
                <description> فقط دونستن اینکه باید این آشغالدونی رو مرتب کرد میشه دست به کار شد و جمش کرد ؟ مگه نمیدونیم چرا ؟هر کس چرایی چیزی را بداند با هر چگونگی خواهد ساخت . ( گفته شده توسط برخی دوستانم و عده ای عالم بیخرد)باهاش مخالفم . آره با همین جمله ای که بالا خوندی . داره چرت و پرت میگه . چرایی لازمه ولی کافی نیست . مشکلی خیلی از فیلسوف ها دقیقا همینه که به صورت افراطی به یه مسئله می پرداختن و این ویژگی خوبی نیست و با واقعیت و حقیقت منافات داره . بذار یه مثال بزنم . نمیدونی چرا باید ورزش کنی ؟ میدونی نمیدونی چرا باید کتاب بخونی به جای ول چرخیدن توی اینستا و سر و کله زدن با فیلترشکن ها و اینترنت ؟ واقعا چرایی رو بدونی دیگه کافیه ؟ نیست اگه کافی بود وقتی میخواستی عادت اشتباهت رو ترک کنی و انگیزه و دلیل هم به اندازه کافی توی سرت بود میتونستی به راحتی انجامش بدی خب کافی ولی نیست . تو وقتی بدونی چرا باید یه عادت جدید و خوب بسازی با هر چگونگی و هر سختی که داره نمیسازی . باید انعطاف پذیر بشی و باید تحمل و اراده زیادی داشته باشی . چگونگی رو باید یادگرفت و چگونگی خیلی سخته . سخت تر از پیدا کردن چرایی . البته نیومدم اینجا که بگم چرایی مهم نیست یا بخوام منم افراطی به چیزی نگاه کنم . من میگم چرایی لازم هست و بعدش باید چگونی رو یادگرفت هرچند که سخت باشه . یکی از دوستام بهم گفت امیرمعین دلم میخواد تا آخرین لحظه ای که زنده هستم حقیقت رو بگم . میگفت من میخوام تا آخر عمرم حقایق رو بگم . گفتم همین ؟ گفت چیزی بیشتر از این لازمه ؟ گفتن حقیق خودش به اندازه کافی بزرگ نیست ؟ و من بهش گفتم یه بخش خیلی مهم رو فراموش کرده . صرفا گفتن حقیقت نمیتونه جهان رو عوض کنه . اینکه چگونه و چطوری اون حقیقت بیان بشه هم مهمه . اگر ندونی چجوری بگی که بیشترین تاثیر رو بذاره ، نمیشی مثل اون آدمی که از پشت یه شیشه ی ضخیم داره با آدمای توی خیابون حرف میزنه ؟ از پشت شیشه داری اونها رو میبینی و تا میبینشون میخوای داد بزنی و حقیقت بزرگی که میدونی رو بگی . ولی شیشه نمیذاره عزیز دلم . پس چگونگیش رو هم یاد بگیر . برو اون طرف و از شیشه بگذر .( این جمله رو خیلیا با جمله ی نیچه اشتباه میگیرن که گفته بود : هرکس چرایی برای زندگی کردن دارد ، میتواند تقریبا هر چگونه ای را تحمل کند . من خودمم همین اشتباه رو میکردم همیشه و فکر میکردم نیچه اومده اون جمله ای که اول پست نوشتم رو گفته . ولی مثل اینکه اینطوری نبوده و یه سریا اومدن خودشون اون رو به من گفته بودن از قول نیچه جان . البته با همین جمله هم یه جاهایی میتونم مخالفت کنم ولی اونقدرا نیست اولا چون داره درمورد مقوله ی بزرگ زندگی کردن حرف میزنه و دوما داره میگه تقریبا با هر چگونه ای خواهد ساخت . هرچند معتقدم اگر اینجوری میگفت بهتر بود : هر کس چرایی برای زندگی کردن دارد ، بهتر میتواند با هر چگونه ای بسازد . یا مثلا اینجوری : هر کس چرایی برای زندگی کردن بداند ، می تواند تلاش کند تا با چگونگی ها هم بسازد .)</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jul 2023 22:54:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عامل خوشبختی و بدبختی آدمیزاد : قولهایش</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D9%82%D9%88%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%B4-siatwhjxsrys</link>
                <description>قولها هم میتونن باعث این بشن که موفق بشی و خوشبختی رو هم احساس کنی هم میتونن باعث بشن نتونی حتی توی آینه چهره خودت رو ببینی . آره واقعا این قدرت رو دارن که زندگیت رو زیباتر و باارزشتر کنن ولی قادر به ترکوندن همه ی بخش های زندگیت و خراب کردن حس و حالت هم بشن . بذار یه چند تا مثال بزنم تا کاملا روشن بشی . اینجوری تصور کن که صبح بیدار میشی و به خودت یا به دفترت یا اصلا به دوست و پارتنرت میگی امروز قول میدم 100 صفحه کتاب بخونم ، ورزش کنم ، برم کاریو که مدتهاس دارم به تعویقش میندازم رو استارت بزنم و غیره . اگر تا آخر شب با این قولهات بمونی و در حال انجام دادنشون باشی که آخر شب موفق میشی . و فقط موفقیت نیست که نصیبت میشه بلکه حتی احساس رضایت و خوشبختی هم بهت دست میده . این رو هم بدون که با اینکار تو میتونی به آینده ی خودت و حرفهایی که به عنوان قول میزنی امیدوارتر بشی و هدفات توی دفترت دونه دونه تیک بخورن . حالا فرض کن همین قولها رو وقتی میدی تا آخر شب ازشون فرار کنی و نخوای بری سراغشون و هی خودت رو با کارای بیخودی یا حتی اصلا یه سری کار مفید دیگه غیر از اونایی که مشخص کردی مشغول کنی . در این صورت همه چیز بهم میریزه . هم شکست میخوری و به هدفا و قولهایی که دادی نمیرسی . و هم حالت از خودت بهم میخوره. اینو با صراحت دارم میگم چون این حس رو منم مثل تو زیاد تجربه کردم و حتی اگر شنیدنش آزاد دهنده باشه ولی واقعیت داره . آره واقعیت داره که اون موقع از خودت ناراحت و عصبانی میشی . حق هم داری چون احساس ناامیدی و خطر میکنی . احساس ناامیدی میکنی بخاطر اینکه احتمال میدی به بقیه قولهات در روزای آینده هم عمل نکنی و احساس خطرت هم بخاطر اینه که میترسی با این روند زندگی کردن آخرش سر از ناکجا آباد دربیاری . خلاصه که به قول روانشناسی اکت متعهدانه پای این قولهایی که به خودت و بقیه میدی بمون . بمون پای قولهایی که هم ارزشمند و مفیدن برای زندگیت و هم واقعا دوستشون داری وگرنه احساس خوشبختی نخواهی کرد . حالا از ما گفتم بود . </description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jul 2023 20:28:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دردش بیشتره یا لذت؟ بخونم یا نخونم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D8%AE%D9%88%D9%86%D9%85-zzx6up7psogn</link>
                <description>سلام سلام خدمتتون عرض کنم که من امیرمعینم و میخوام از این به بعد برگردم به ویرگول و دوباره متعهدانه هفته ای حداقل قول بدم سه تا مطلب بنویسم و برم با یه حال بهتر (ویرگول نویسی حال آدم رو خوب میکنه) سراغ بقیه کارام. امشب اومدم یه تمرین باحال بگم که از کتابای شناخت درمانی دیوید برنز یادگرفتم. اسم تمرین‌ش رو یادم نیست ( یه سری اسامی و عنوان بعلاوه تاریخ و مطالب جغرافیایی معمولا یادم نمی‌مونه بابت این شرمنده‌م و کاریش فکر نکنم بتونم بکنم اگه راهی سراغ داری برام کامنت کن )، ولی اسمش که مهم نیست. مهم اینه که هم جالب و باحاله هم تاثیرگذار. فرض کن میخوای کتاب بخونی و با خودت میگی ای بابا الان حالش رو ندارم خیلی سخته. یا میگی حوصله خیلی زیادی میخواد که کتاب بخونی. اینجوری داری کلا درمورد سختی های کتاب خوندن فکر بیخود میکنی. و از طرفی وقتی داری به کتاب خوندن فکر میکنی یه وقتایی میگی حالا مگه چقد کیف میده یا نمیدونم آیا واقعا لذتی داره گرفتن یه کتاب توی دستم و خوندن اون همه کلمه و جمله اونم با این بی‌حوصلگی؟ اینجا هم دیگه داری رسما لذت و حال خوب حین کتاب خوندن که البته موندگاره و بعدش هم حال خوبی خواهی داشت رو زیر سوال می‌بری. حالا من نیومدم اینجا که بگم تو اشتباه فکر میکنی یا هر چی. اومدم یه تمرین بهت بگم انجامش بدی بعد دیگه خودت میمونی و خودت و کلاهی که دوست داره قاضیش کنی. قبل از شروع کتاب خوندن از 100 درصد، به سختی که احتمالا کتاب خوندن داره نمره بده. یه گوشه مثلا مینویسی با وجود این حالی که دارم از 100 به سختیِ برداشتن کتاب و خوندنش 99 میدم یا اصلا هر چیز دیگه ای. بعد درمورد لذتش هم یه نمره بده. من معمولا به لذتی که پیش بینی میکنم از کتاب خوندن تجربه میکنم از 100 میدم 50. تو هم هر عددی دوست داری بده. حالا شروع کن به کتاب خوندن و بعد از نیم ساعت خوندن به سختی و لذتش یه نمره جدید بده و با نمره های قبلی مقایسه کن. ❗(خطر اسپویل : احتمالا تو هم مثل من نمره هایی که به سختی کتاب خوندن میدی بعد از خوندن از اون نمره اولیه کمتره. و نمره ای که به لذتش میدی بیشتر خواهد بود. حالا دیدی چقدر افکار یا همون شناخت های ما دچار خطا و اشتباه هست؟ کلاهت رو خوب قاضی کن و از این به بعد اینقد گول ذهنت رو نخور. تو رو به جون امیرمعین قسم میدم بیشتر کتاب بخون . باشه؟) </description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jul 2023 23:22:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی مثبتگرا چی میگه ؟</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%DA%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%DA%AF%DB%8C-lbmhfzzvuuc2</link>
                <description>حالت خوب نیست ؟ حال رابطه ای که داری چطوره ؟ داره هر روز بدتر میشه یا بهتر ؟  اینو بگو بهم که چقدر مشغول کارای خودت میشی ؟ کارایی که توشون استعداد و توانمندی زیادی داری و واقعا میتونی یه خودی نشون بدی .اینم مهمه که آیا این چند وقت دستاورد خاصی تونستی بدست بیاری که بتونی بهش افتخار کنی و بابت داشتنش شکرگزار باشی ؟ معنای زندگیت در چه حاله ؟ اینکه واسه چی داری زندگی میکنی رو مشخص کردی ؟ یه چیز دیگه اینکه به خدات چقدر سر میزنی ؟ چه کارای بامعنایی انجام میدی که هدف ارزشمندی پشتشون هست  ؟ جواب این سوالا مهمه . میدونی ؟ روانشناسی مثبتگرا خیلی ماهه روانشناسی مثبتگرا میگه اگه حالت خوب نیست بیا با هم سعی کنیم خوبش کنیم . روانشناسی مثبتگرا که یه رویکرد توی روانشناسی هست و تونسته به خیلیا کمک کنه میگه اگر ارتباطت رو میخوای با آدما بهتر کنی و رابطه ی خوشگتری داشته باشی باهاشون من بازم میتونم کمکت کنم .روانشناسی مثبتگرا بهت یاد میده چطوری بیشتر درگیر بشی توی کارایی که توانایی انجامشون رو داری و وقتی داری انجامشون میدی واقعا لذت میبری ... به حدی که زمان از دستت در میره .روانشناسی مثبتگرا حتی کمکت میکنه بهتر و بیشتر دستاورد و موفقیت کسب کنی که بتونی باهاش زندگی بهتری رو بسازی . جالبه که روانشناسی مثبتگرا حتی کمکت میکنه کم کم برای خودت معنای زندگیت رو پر رنگ تر کنی . کمکت میکنه مشخص کنه برای چی زنده هستی و کمک میکنه بتونی طبق چیزی که قبولش داری ادامه بدی به زندگی کردن . یه جورایی به اینکه چقدر معنویات و اخلاقیات و کار های ارزشمند رو توی اولویت قرار میدی اهمیت میده. من یکی که وقتی اینها رو فهمیدم دلباخته ی اون شدم . رفتم یه کتاب گرفتم و شروع کردم به خوندن . اسم کتابش بود : از شادکامی تا بالندگی که از یه انتشارات دیگه به نام شکوفایی هم منتشر شده . میدونی ؟ این کتاب بهم گفت وقتی که میخوام حال خودم رو بهتر کنم تمرین سه موهیت رو انجام بدم . سه موهبت تمرینیه که توصیه میکنه افراد از اتفاقات یا چیزای مثبتی که بابتشون سپاسگزار هستن بنویسن . و من نوشتم کارای مثبتی که انجام میدادم رو . این تونست به احساس بهتر داشتن توی طولانی مدت کمک کنه . این کتاب به من گفت که وقتی رابطه های خوبی ندارم میتونم کاری کنم این رابطه نجات پیدا کنه . مثلا با گفتن یه جمله مثبت به فرد . مثلا اینکه هر از گاهی از افراد بخاطر اینکه کنارمون هستن و برامون اتفاقات خوب و تجربیات خوبی رو رقم زدن تشکر کنیم . حتی میشه برای یه سری از دوستامون یا اعضای خانواده مون یه نامه بنویسیم و توی اون بهشون بگیم که چقدر از بودنشون و از کارهایی که میکنن برامون متشکر هستیم . این کتاب رو من خیلی دوست دارم چون بهم گفت که سرسختی خیلی مهمه . اینکه توی مسیر موفقیت بتونم خوش بین باشم نسبت به اقدامات موثری که انجام میدم و اینکه سرسخت و باپشتکار باشم برای این مسیری که میخوام توش به موفقیت برسم . و من سعی کردم یه روانشناس خیلی سختکوش باشم . و هر روز و هر روز برای رویام تلاش کنم حتی اگر اتفاقات بد و افکار بد و احساسات بدی داشتن توی زندگیم رژه میرفتن . کتابی که میگم حتی به من گفت که وقتی از اونچه که توش توانایی دارم وبهش علاقه زیادی دارم غافل نمیشم و توی اون مسیر حرکت میکنم احساس غرق شدن توی لحظه رو میتونم تجربه کنم . من متوجه شدم وقتی دارم کتابای روانشناسی میخونم این اتفاق برام میفته و برای اینکه احساس غرقگی یا همون غرق شدن توی کار و توی لحظه ام بیشتر بشه تصمیم گرفتم همیشه موقع کتاب خوندن صدای بارون توی گوشم پخش بشه و به هر کس دیگه ای که توصیه کردم هم دید که واقعا میتونه با استفاده از اینکار واسه یه مدت مشغول بشه و غرق بشه در کارش . آخه این غرقگی و مشغولی وقتی ذهنمون پر تلاطم باشه ازمون میتونه محافظت کنه . کتابه به من گفت واسه معنای زندگی خودم وقت بذارم . مثلا از خدای خودم سپاسگزاری کنم بابت اتفاقات مثبت زندگیم . رابطه ای که با خدای خودم دارم رو قویتر کنم . اگر از نظر من سبک زندگی ارزشمندی هست که میتونم ازش تقلید کنم سعی کنم یادش بگیرم و پیاده کنم توی زندگیم . یاد بگیرم که طبق ارزشهای زندگیم پیش برم . اگر واسه ی من مهربونی کردن و محبت کردن به آدما ارزشمنده سعی کنم اینکارو بیشتر انجام بدم و خوبی کنم به آدما . خلاصه که دوستای قشنگم روانشناسی مثبتگرا با تحقیقاتی که کرده و تاثیراتی که تونسته بذاره روی افراد اومده و تا بهمون کمک نکنه رشد کنیم و شکوفا بشیم بیخیالمون نمیشه . بذاریم کمکش رو بکنه مگه نه ؟ آره ... بذاریم کارشو بکنه و شکوفا بشیم .راستی یه تعریف کوچیک هم بخوام از روانشناسی مثبتگرا بدم اینه : رویکردی که به شکوفایی و بهباشیِ افراد و روابط و سازمان ها کمک میکنه .گفتم سازمان ها ... آره عزیز ... روانشناسی مثبتگرا واسه شکوفایی سازمان ها و افرادی که توی یک سازمان کار میکنن هم برنامه ها داره . جالبه مگه نه ؟ </description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Tue, 25 Apr 2023 00:41:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی ۱۰</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%B1%DB%B0-j0hezt56z8rb</link>
                <description>?External control is very simple. In a relationship it is a belief that what we choose to do is right and what the other person does is wrong. Husbands know what&#x27;s right for their wives and wives for their husbands. The external control attitude, I know what&#x27;s right for you, is what people driven by power use when they are in an unhappy relationship. One or both may use it but even if only one uses it consistently it will eventually destroy that relationship. As I said, we are social creatures. we need each other. Teaching everyone the dangers of external control and how it can be replaced with choice Theory is the heart and soul of a successful public mental health program.? ?#Choice_Theory??کنترل بیرونی (اعتقاد به داشتن قدرت برای کنترل دیگران) بسیار ساده است. در یک رابطه، این باور وجود دارد که کاری که ما انتخاب می‌کنیم، درست است و کاری که طرف مقابل انجام می‌دهد، اشتباه است. شوهران می‌دانند چه‌چیزی برای همسرشان مناسب است و زن ها برای شوهرشان. نگرش کنترل بیرونی که معتقد است من می‌دانم چه‌چیزی برای دیگران مناسب است، چیزی است که افراد زمانی که در یک رابطه ناراضی هستند، به‌عنوان ابزار قدرت، از آن استفاده می‌کنند. یک یا هر دو طرف ممکن است از آن استفاده کنند، اما حتی اگر فقط یکی از آن‌ها به‌طور مداوم از کنترل بیرونی استفاده کند، در نهایت آن رابطه را از بین می‌برد. همان‌طور که گفته‌شد، ما موجوداتی اجتماعی هستیم. ما به هم نیاز داریم. آموزش خطرات کنترل بیرونی به همه و این‌که چگونه می‌توان آن را با نظریه‌ی انتخاب جایگزین کرد، قلب‌ و روح یک برنامه‌ی موفقِ سلامتِ روانِ عمومی است.??#تئوری_انتخاب ?تئوری_انتخاب?به اعتقاد شناخت‌درمانی، به‌جای حوادث بیرونی، افکار، مسبب نگرانی هستند. این مطلبی است که نه تنها در مورد اضطراب و هراسِ بی‌اساس، بلکه در مورد تمام احساسات منفی صدق می‌کند. برای آن‌که از حادثه‌ای نگران شوید، ابتدا باید آن را تفسیر کنید و برایش معنایی در نظر بگیرید. این نقطه‌نظر از اهمیت عملی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است، زیرا با تغییر طرز فکر می‌توانید احساس را تغییر بدهید. می‌توانید بر ترس، نگرانی، اضطراب، عصبانیت و هراس‌های روانی خود غلبه کنید.??#از_حال_بد_به_حال_خوب??شما در مورد علل بداقبالی‌های کوچک و بزرگی که برای‌تان پیش می‌آید، چه فکری می‌کنید؟آن‌هایی که به‌راحتی ناامید می‌شوند، از روی عادت درباره بداقبالی‌های خود چنین می‌گویند:((همه‌اش تقصیر منه. همیشه این‌بدبختی ادامه پیدا می‌کنه، هرکاری هم که بکنم، زندگی‌ام تحت تاثیرش قرار می‌گیره.))آن‌هایی که در برابر بد اقبالی تسلیم نمی‌شوند و پایداری می‌کنند، می‌گویند :(( شرایط مسبب آن بود، به هر حال ماندگار نیست و زود از میان می‌رود، و به‌علاوه، در زندگی، چیزهای بسیار دیگری هم هست.))?? #خوش‌بینی_آموخته‌شده ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Wed, 08 Mar 2023 21:24:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی 9</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-9-yi8uyeefd1ta</link>
                <description>لطفا اول توی آرامش آهنگ گذاشته شده غرق کنین خودتون رو و بعد پست رو بخونین ?این‌ دو پدرومادر به‌شیوه‌‌ای متفاوت به دنیا می‌نگرند. هرگاه برای پدر اتفاق بدی می‌افتد، به‌عنوان مثال، ممیزی مالیاتی، دادوقال‌های زناشویی، حتی کوچک‌ترین اخم کارفرما، او بدترین وضعیت ممکن را پیش خود مجسم می‌کند :ورشکستگی‌وزندان، طلاق، اخراج. او مستعد افسردگی است؛ مدتی طولانی دچار عدم اشتیاق به زندگی و بی‌حوصلگی می‌شود و سلامت وی به‌خطر می‌افتد. از طرف دیگر، مادر جنبه‌ی تهدیدآمیز وقایع ناگوار را بسیار ناچیز می‌انگارد؛ به عقیده وی، حوادث ناگوار چالش‌هایی موقتی و قابل حل هستند که باید بر آن‌ها فائق آمد. پس از یک بداقبالی، او بی‌درنگ به وضعیت عادی بازمی‌گردد و خیلی زود نیروی خود را بازمی‌باید. سلامت او عالی است.?? #خوش‌بینی_آموخته‌شده ??در اعتیادهای موادی و غیرموادی، احساسی بسیار قوی از لذت وجود دارد که به اشتباه، تجربه‌ی شادکامی تلقی می‌شود. بین لذت و شادکامی و چگونگی دستیابی به آن‌ها تفاوت آشکاری وجود دارد. لذت، تجربه‌ای کوتاه‌مدت است، بنابراین رفتاری که به لذت منجر می‌شود، باید مرتب تکرار شود تا لذت ادامه یابد. شادکامی، شدت بسیار کم‌تری دارد، اما ماندگاری‌اش بیشتر است. لذت را می‌توان بدون مشارکت فرد دیگری به دست آورد؛ اما شادکامی فقط از طریق برقراری روابط معنادار با اشخاص مهم زندگی به‌دست می‌آید.?? #راهنمای_تئوری_انتخاب_برای_اعتیاد ??پرواضح‌ است که توانایی قضاوت‌کردن برای به‌زيستی و رفاه انسان‌ها حیاتی‌ است. اما همان‌طور که قبلاً دیدیم، اگر با بسیاری از قضاوت‌های ذهن ترکیب شویم و درآمیختگی پیدا کنیم، می‌توانند بی‌نهایت دردسرساز شوند. اغلب اوقات این قضاوت‌ها موجب درگیری و کشمکش با خود، احساسات یا واقعیت می‌شوند. در روش &quot;پذیرش و تعهد&quot;، هدف این است که به جای باورکردن این قضاوت‌ها، اجازه تردد به آن‌ها داده شود. می‌توانیم به سادگی آگاه باشیم که &quot;این فقط یک قضاوت است&quot; و نه چیزی دیگر! ??پرواضح‌ است که توانایی قضاوت‌کردن برای به‌زيستی و رفاه انسان‌ها حیاتی‌ است. اما همان‌طور که قبلاً دیدیم، اگر با بسیاری از قضاوت‌های ذهن ترکیب شویم و درآمیختگی پیدا کنیم، می‌توانند بی‌نهایت دردسرساز شوند. اغلب اوقات این قضاوت‌ها موجب درگیری و کشمکش با خود، احساسات یا واقعیت می‌شوند. در روش &quot;پذیرش و تعهد&quot;، هدف این است که به جای باورکردن این قضاوت‌ها، اجازه تردد به آن‌ها داده شود. می‌توانیم به سادگی آگاه باشیم که &quot;این فقط یک قضاوت است&quot; و نه چیزی دیگر! ?? #تله‌_شادمانی ??لازمه‌ی روان‌شناس موثر، عبوسی و خشکیِ رفتار نیست. ویلیام گلاسر همواره بر استفاده از شوخ‌طبعیِ به‌جا به‌عنوان راهی برای نفوذ بر دنیای مطلوب مُراجع و کاهش اضطراب و مقاومت او تاکید می‌کند. شوخ‌طبعی به مراجعین کمک می‌کند ادراک‌شان از موقعیت‌های زندگی را از غیرقابل‌مهار به مهارپذیرتر تغییر دهند. شوخ‌طبعی باعث احساس نزدیکی مُراجع با مشاور می‌شود. مارک تواین می‌گوید: &quot;انسان سلاحی موثر و واقعی دارد و آن شوخ طبعی و خنده است.&quot; ?? #دعوت_به_مسئولیت‌پذیری ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Wed, 01 Mar 2023 21:28:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی ۸</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-8-nrweegdnxdxb</link>
                <description>لطفا برای لذت بردن از خوندن موزیکی گذاشتم رو پلی کن ??نیازهایی که افراد را برمی‌انگیزند تا رفتاری صادر کنند، عبارت‌اند از : نیاز به بقا، نیاز به عشق و احساس تعلق، نیاز به پیشرفت و ارزشمندی، نیاز به آزادی و نیاز به تفریح. وقتی این نیازها در یک فرد ارضا شوند، می‌گوییم او شادمان و خشنود است و وقتی این نیازها برآورده نشوند یا به‌شیوه‌های تخریب‌گر و غیرسازنده _مثل مصرف مواد، خشونت، مصرف الکل و... _برآورده شوند، فرد ممکن است لذت را تجربه کند، ولی از خشنودی اصیل و پایدار خبری نیست.??#دعوت_به_مسئولیت‌پذیری ??After reading this far, especially if you have recently depressed  strongly, you may still say, you may be right, but it still doesn&#x27;t feel as if I am choosing all this misery. To check out my claim that depressing is a choice, force yourself to make a different choice for a short time, for at least one hour. Do something physically hard that, under different circumstances, you can easily do and that you usually enjoy, perhaps a brisk walk or a short hard run. If you can do it with a good friend who is not overly sympathetic, so much the better. While you are walking or running, especially with a friend, you will notice you are not depressing. For a short time you are not thinking about your unhappy relationship and you feel much better.??Choice Theory ??بعد از خواندنِ(کتاب) تا اینجا، به خصوص اگر اخیراً به‌شدت افسرده شده‌اید، ممکن است باز هم بگویید : &quot;ممکن است حق با شما باشد، اما باز هم به‌نظر نمی‌رسد که من دارم این همه بدبختی را انتخاب می‌کنم.&quot; برای بررسی ادعای من مبنی بر این‌که افسردگی یک انتخاب است، خود را مجبور کنید برای مدت کوتاهی، حداقل برای یک ساعت، یک انتخاب متفاوت داشته باشد. کاری، از لحاظ فیزیکی سخت، انجام دهید که در شرایط مختلف به‌راحتی می‌توانید انجام دهید و معمولاً از آن لذت می‌برید، شاید یک پیاده‌روی سریع یا یک دویدنِ سختِ کوتاه. اگر بتوانید این کار را با یک دوست خوب که بیش از حد دلسوز  نیست (که بخواهد خیلی برای وضعیت افسردگیِ شما دلسوزی کند) انجام دهید، خیلی بهتر می‌شود. درحالی‌که در حال پیاده‌روی یا دویدن هستید، به‌خصوص با یک دوست، متوجه.خواهیدشد که افسرده نیستید. برای مدت کوتاهی به رابطه‌ی ناخوشایند خود فکر نمی‌کنید و احساس بسیار بهتری دارید.?? #تئوری_انتخاب ??وقتی کاری را که از انجام‌دادنش طفره‌رفته‌اید را شروع می‌کنید، بهتر است به‌جای بی‌ارزش جلوه‌دادن کار، از خود به‌خاطر کاری که کرده‌اید تشکر کنید. زنی به من می‌گفت که از صبح تا غروب بی‌وقفه کار می‌کند. اما سر شب به فکر کارهایی که فرصت انجام‌دادنش را نداشته است می‌افتد. در نتیجه احساس می‌کند کاری صورت نداده است. به او پیشنهاد کردم که همه‌روزه فهرستی از کارهای انجام‌داده‌اش را تهیه کند. با مطالعه‌ی این فهرست در پایان روز احساس بسیار بهتری پیدا کرد، زیرا به‌سادگی فهمید که کارهای زیادی صورت‌داده‌است.?? #از_حال_بد_به_حال_خوب?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Wed, 22 Feb 2023 20:19:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی ۷</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%B7-p1apsidrdtb1</link>
                <description>?در هر هدفی باید :1. علاقه شدید داشته باشید (علایق شدیدتان).2.تعهد داشته باشید (برای شما اهمیت داشته‌ باشد).3.به شیوه ی ملموسی آن را با دنیا تقسیم کنید(فعالیت هایی که خیلی دوست دارید).4.بتوانید به خوبی انجامش دهید (استعداد های طبیعی شما).وقتی این چیز ها را کنار هم می‌گذارید، علاقه ی شدید ،معنا، رضایتمندی، قدرت، و البته هدف با هم ترکیب می‌شوند و آماده انفجار می‌گردند.??زندگی هدفمند ??مارک اسکربو و همکارانش از دانشگاه اولد دومینون نورفولک روی این موضوع کار کردند که آیا محدودیت مستقیما منجر به بروز می‌شود یا خیر؟ در تحقیق آنها، گروهی از افراد می‌بایست یک کار یکنواخت را تا هروقت که دوست داشتند انجام دهند، اما گروه دیگر مجبور بودند همان کار را تا زمانی ادامه بدهند که محقق میگفت. با اینکه هر دو گروه دقیقا مدت زمان یکسانی از وقت خود را صرف انجام دادن آن کار خسته کننده کرده بودند، داشتن اختیار عمل برای متوقف کردن کار منجر به کاهش گزارش های ملال ( بی‌حوصلگی و کسل  شدن) در گروه اول شد.??روانشناسی ملال ?✅ذهن مشاور و نصیحت‌‌کننده، غیر قابل اعتماد است. به‌هرحال باید مثل جنگجویی آگاه، دست به انتخاب بزنید و لازم نیست از هر فکر و ایده‌ای که ذهن‌تان صادر می‌کند، پیروی کنید.✅ذهن، دنیا را با ارزیابی‌هایش تحت تاثیر قرار می‌دهد. ذهن می‌تواند موضوعات خوب را بد و موضوعات بد را خوب جلوه دهد؛ اما اغلب، این موضوعات تغییری نکرده‌اند و ذهن شماست که وادارتان می‌کند آن را تغییرکرده بدانید. ✅ذهن، متقاعدکننده است. تلاش می‌کند شما را مجبور کند تمام مزخرفاتی را که می‌گوید باور کنید. از شما می‌خواهد به درست بودن قصه‌ها و ارزیابی‌هایی که می‌کند فکر کنید و در نهایت آنها را بپذیرید.?از ذهنت خارج شو و زندگی کن ??زمانی که ورزش می‌کنیم، اغلب احساس بهتری داریم؛ و ورزش کیفیت زندگی ما را بهبود می‌بخشد. بنابراین به‌عنوان یک راهبرد کنترلی(کاری که برای خلاص شدن از دست افکار و احساساتِ بد انجام می‌شود) به‌طور کلی کارایی دارد. اما اگر بیش از حد شود _ مانند مراجعینی که بی‌اشتهایی روانی دارند و روزی سه‌ساعت هر روز در ورزشگاه سپری می‌کنند تا جایی که بدن‌شان در وضعیت اضمحلال قرار می‌گیرد _ آنگاه حتی چیز مثبتی مانند ورزش تولید هزینه خواهد کرد.همچنین ACT تاکید دارد که حتی فعالیت‌های بهبوددهنده‌ی زندگی (مانند ورزش، دعا، مراقبه، تغذیه‌ی سالم) زمانی رضایت و پاداش بیشتری به دنبال خواهند داشت که به جای اجتناب تجربه‌ای (یعنی اجتناب و فرار از احساساتِ ناراحت‌کننده) به‌وسیله‌ی ارزش‌ها (مانند حفظ سلامتی و بهزیستی و ایجاد روابط غنی) برانگیخته شوند.??کتاب ACT به زبان ساده?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sat, 18 Feb 2023 16:41:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی ۶</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%B6-yot19xj3rggg</link>
                <description>?... به جای اینکه گرفتار افکارمان شویم یا با تهدید آنها وادار به انجام کاری شویم به آنها اجازه دهیم بیایند و بروند درست مانند ماشین هایی که دربیرون از پنجره‌ی ما در حال گذر هستند. (ما در اَکت درمانی) عقب می‌رویم و افکارمان را تماشا میکنیم به جای اینکه با آنها قاطی شویم. ما برای اینکه ببینیم افکارمان چه هستند نظاره گر می‌شویم _چیزی بیشتر از کلمات و تصاویر نیستند. ما آنها را به جای اینکه محکم نگه داریم به آرامی نگه‌می‌داریم....??اَکت به زبان ساده ??نگهداری از بچه ها بخشی بنیادین و عمیقا ارزشمند از پروژه انسان است. اما نجاری نیست، یک سرمایه گذاری هدف‌محور برای شکل دادن بچه به نوعی خاص از یک فرد بزرگسال نیست. بلکه ساختن یک محیط غنی و پایدار است که به انواع متفاوتی از گل ها اجازه شکوفایی می‌دهد. به معنای ساختن محیط زندگی محکم و در عین حال انعطاف پذیر است که به بچه‌ها اجازه ساختن انواع آینده های بزرگسالی متنوع و غیرقابل پیش‌بینی می‌دهد. همچنین به معنای یک رابطه انسانی خاص، یک عشق خالص و بی‌قید و شرط بین یک والد و فرزند است. ??باغبان و نجار ??طرح‌واره منفی گرایی /بدبینی این طرح‌واره شامل تمرکز مدام و فراگیر روی جنبه های منفی زندگی است (مثل درد، فقدان، یأس، احساس گناه، دلخوری، مسائل حل نشده، اشتباهات بالقوه، خیانت، کارهایی که اشتباه انجام می‌شوند و...) درحالی که جنبه های مثبت و خوش‌بینانه زندگی را کوچک میشمارند و یا به آنها بی‌توجه‌اند. این طرح‌واره به طور معمول شامل توقع بیش از حد در طیف وسیعی از موقعیت های کاری، مالی یا موقعیت های بین فردی است.....??تندآموز طرح‌واره درمانی??دوستان و خانواده از تو می‌خواهند احساس بهتری داشته باشی. می‌خواهند از دردی که به دوش میکشی رهایت کنند. چیزی که درک نمی‌کنند این است که سعی می‌کنند دردت را از تو بگیرند. درواقع آنها دارند بزرگی اندوهت را کوچک می‌شمارند . آنها واقعیتی را که در آن به سر می‌بری درک نمی‌کنند. آنها تو را نمی‌بینند.??اشکال ندارد که حالت خوب نیست ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Tue, 14 Feb 2023 20:47:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی ۵</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%B5-epadg3gikkk9</link>
                <description>?اندوه های پیش‌پاافتاده حتی بدون اینکه در طول زندگی دوباره تکرار شوند دشوارند. مرگ های ناگهانی و خانمان‌برانداز صدایی دارند که به اشکال مختلف طنین می‌اندازد؛ نه بهترند، نه بدتر اصلا به هم شبیه نیستند.ما باید کاملا مراقب باشیم تا اندوه کسی را نادیده نگیریم. همه ی ما لایق آنیم آنگاه که درگیر اندوهی بزرگیم کسی صدایمان را بشنود. مهم هم نیست که آن غصه چیست.?? اشکال ندارد که حالت خوب نیست??اگر تا به حال احساس نکردید فعالیت های پیش رویتان، قدرتمند یا راضیتان می‌کنند، معلوم می‌شود هنوز هدف خود را کشف نکرده اید ( یا هدفی را که با شما هماهنگ باشد، انتخاب نکرده اید). همین که اینکار را بکنید هر لحظه از زندگی به جای اینکه بی‌هدف و کسل کننده به نظر برسد، معنا و شور و شوقی عظیم‌تری پیدا می‌کند.??زندگی هدفمند ??ما از نظر زیست‌شناختی مستعد جست‌وجو برای مشغولیت ذهنی هستیم و مَلال (به طور خلاصه به معنیِ بی‌حوصلگی) پیامی است که باعث می‌شود همیشه به دنبال آن مشغولیت باشیم. این انگیزه تا قبل از ابداع دستگاه های سرگرم کننده ای مانند گوشی های هوشمند بسیار قوی بود. امروز به وجود تعدد وسایل سهل‌الوصول، وسوسه‌کنند‌ ،سریع و راحت که ذهن را مشغول می‌کنند، انگیزه‌مان برای اجتناب از پریشانی ناشی از کسل بودن ممکن است ما را به مکان‌هایی تاریک بکشاند.??روانشناسی ملال ??اگر انتخاب کنید به ذهنتان اهمیت ندهید، شاید ذهنتان همچنان به کارش ادامه دهد. شاید برای تغییر دادن شرایط کنونی بیشتر تلاش کند. اجازه ندهید شما را از پای درآورد. می توانید حتی زمانی که ماشین ذهن به بیراهه می‌رود، همچنان همان چیزی را انتخاب کنید که برایتان اهمیت دارد. باور نمی‌کنید؟ سعی کنید به خودتان بگویید :((نمیتوانم این کتاب را ورق بزنم)) چند بار تکرار کنید و خود را متقاعد کنید که واقعا به آن باور دارید. ((نمیتوانم این کتاب را ورق بزنم))؛ سپس آن را ورق بزنید ??از ذهنت خارج شو و زندگی کن ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Mon, 13 Feb 2023 12:08:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی ۴</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DB%B4-ojgeparavdaa</link>
                <description>?ذهنتان چه داستان هایی درمورد شما می‌گوید؟ آیا سعی می‌کند فقط در قالب چند کلمه و چند جمله، مثل &quot;من چاقم&quot; یا &quot;من احمقم&quot; توصیفتان کند؟این نوع مختصرسازی اطلاعات می تواند به طور مثال، برای حفظ کردن معنای اشعار شکسپیر یا حفظ کردن قوانین مثلثات کاربرد داشته باشد؛ اما هیچوقت نمی‌توان، با استفاده از چند کلمه، یک فرد را توصیف کرد. میلیون ها اطلاعات شامل تجربیات، افکار، احساسات و ویژگی های فردی وجود واقعی شما را می‌سازند.?از ذهنت خارج شو و زندگی کن ?? بیشتر معتادان تلاش دارند که از افکار و احساسات ناخواسته مانند آزردگی ،تنهایی،اضطراب،گناه،خشم،غمگینی و غیره آزاد شوند.به طور خلاصه قمار ،مصرف مواد،الکل و سیگار اغلب به افراد کمک میکند از دست این احساسات به طور موقت خلاص شوند اما در بلند مدت منجر به مقدار زیادی از درد و رنج میشود.هر چه زمان و انرژی بیشتری صرف اجتناب یا خلاص شدن از تجربه های درونی ناخواسته کنیم بیشتر احتمال دارد که به لحاظ روان شناختی در بلند مدت رنج ببریم.?از کتاب ACT (اَکت) به زبان ساده ??همانطور که اغلب گفته می‌شود، بچه ها مانند اسفنج هستند. اما نه اسفنجی که همه چیز را جذب کند؛ از سنین بسیار کم ،درمورد قابل اعتماد بودن یا نبودن اطرافیان قضاوت می‌کنند. با شناخت بهتر و بهتر اطرافیانشان ،بچه ها به مرور یاد می‌گیرند که میزان شک و اعتمادشان را نسبت به آنها تا چه حد باید تنظیم کنند. ?باغبان و نجار ??افرادی که از لحاظ روان‌شناختی سالم‌اند، زمانی که با ناکامی ها مواجه می‌شوند دارای یک ذهنیت بزرگسال سالم هستند که معمولا می‌تواند رفتار ها و هیجانات خشمگین را کنترل کند. درمقابل، مراجعان مرزی، معمولا یک ذهینت بزرگسال سالم بسیار ضعیف دارند و زمانی‌که آنها با ناکامی های مشابهی روبه‌رو می‌شوند ذهنیت کودک عصبانی‌شان بدون هیچ نیروی متوازن عمده ای راه اندازی می‌شود. در نبود یک ذهنیت بزرگسال سالم و قوی عصبانیت می‌تواند کاملا غالب شود.?تندآموز طرح‌واره درمانی ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sat, 11 Feb 2023 15:10:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی 3</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-3-cwm5qaf2kkf7</link>
                <description>9 90?در سومین نوع تجربه،کودک بیش از حد چیزهای خوب را تجربه میکند و والدین در تامین نیاز های کودک افراط میکنند. در این نوع از طرح‌واره‌ها تقریبا هیچ‌وقت با کودک بد‌ رفتاری نمیشود و در عوض او لوس و نازپرورده بار می‌آید. نیاز های هیجانی اصلی کودک برای خود‌گردانی یا محدودیت‌های واقعی برآورده نمی‌شوند؛بنا بر این والدین ممکن است بیش‌از‌حد درگیر زندگی کودک شوند،بیش از اندازه از او حمایت کنند و میزان زیادی از آزادی را بدون هیچ محدودیتی در اختیار کودک قرار دهند.?تند آموز طرح واره درمانی ??اگر به کسی گفته باشی تجربه‌ی اندوه آنان هیچ شباهتی به غم و غصه تو ندارد، شرط می‌بندم که واکنش دفاعی‌شان را دیده و شنیده‌ای.آنها آزرده و دلخور میشوند- بی‌شک اگر به گوینده‌ی داستان با این جمله که ((این دو ماجرا اصلا شبیه هم نیستند)) پاسخ بدهی ، چیزی که میشنوی این است:((غصه تو به اندازه اندوه من واقعی نیست.)) آنها این جمله را اینطور میشنوند که دردشان به اندازه‌ی کافی حزن‌انگیز نبوده است. آنها این تفاوت را به عنوان توهینی به قلبشان و نپذیرفتن دردشان میشنوند.?اشکال ندارد که حالت خوب نیست ??منافع زندگی هدفمندشاید وقتی بفهمید یک زندگی هدفمند می تواند چقدر ارزشمند باشد تعجب کنید!بعضی از مزایای آن به شرح زیر است :_تمرکز بیشتر روی فعالیت های روزمره نه احساس رهاشدگی._افزایش انضباط و بهره وری و موفقیت._شور و شوق و انگیزش! آخرین باری که هیجان زده شدید کی بود؟_قدرت بخشی فردی. کنترل زندگی خود را به دست داشتن._معنا و رضایتمندی. شناخت زندگی خود و کاری که انجام می‌دهید، مهم است. _انرژی و سرزندگی. زندگی هدفمند به ذهن، جسم و روح شما انرژی می‌دهد._آرامش و رضایتمندی. آگاهی از این که دقیقا باید کجا باشید.?زندگی هدفمند ??مَلال ( تعاریف مختلفی برای ملال وجود داره مثل احساس کِسل بودن، بی حوصلگی ، احساس نارضایتی و بی‌قراری و.... ) دعوت به عمل و هشداری برای مشغولیت بیشتر است.ملال نیرویی برای سوق دادن ما به سمت فعالیت های معنادارتر و رضایت‌بخش‌تر است. این احساس شما را وادار می‌کند که سوال مهمی از خود بپرسید : باید چه کار کنم؟ کتاب روانشناسی ملال به این سوال پاسخ نمی‌دهد، بلکه به شما کمک می‌کند تا د روشن‌تری از پیام ملال به دست آورید. ?روانشناسی ملال ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Thu, 09 Feb 2023 00:30:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از پشت به خودت خنجر میزنی ؟</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA-%D8%AE%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%DB%8C-celz5ugxgnqd</link>
                <description>راستش ماها در طول روز خیلی کارا انجام میدیم . خیلی از این کار ها بهمون کمک میکنن خیلیاشون بهمون آسیب های جدی میزنن . ینی خودمون انتخابشون میکنیم چون حس میکنیم بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم همونه ولی تهش میبینیم به ضررمون تموم شده . درسته یکم عجیب به نظر میرسه ولی ما آدما از پشت به خودمون خنجر میزنیم ( تصویر کسی رو توی ذهنتون بیارین که چاقو داره فرو میکنه توی کمر خودش ... این خود ماییم :) خب چرا ؟ چرا یه کار بهتر انجام ندیم ؟ چرا باید ادامه بدیم به انجام دادن کارایی که دیروز کردیم و آخر روز حس خوبی نداشتیم ؟ جالبه که میخوایم با انجام دادن کارای قدیمی نتیجه ها و حس و حال جدید رو تجربه کنیم . مگه قبلا وقتی حالمون بد میشد نمیرفتیم سراغ اون چیزی که بهش اعتیاد پیدا کردیم ولی میدیدیم اصلا رفتار موثری نبود و مشکلمون رو حل نکرد ؟ مگه قبلا با کمالگرا بودن همین خودمون نبودیم که باعث شدیم خیلی کار ها رو رها کنیم چون به نتیجه ی محشری که میخواستیم توی کوتاه مدت بهش برسیم نمیرسیدیم ؟ خودمون مگه انتخاب نکردیم وقتی میتونستیم برای امتحانمون بخونیم بریم وقتمون رو تلف کنیم و طفره بریم و تهش دیدیم چه احساس عذاب وجدان و چه اضطرابی رو باید تجربه کنیم  ؟ آخه خودمون مگه اینا رو انتخاب نکردیم ؟ مگه دست و پامون رو بسته بودن ؟ نبسته بودن . چند بار به خودمون گفتیم باید بریم ورزش کنیم ولی تا حس تنبلی و فکرِ به تعویق انداختنش به ذهنمون اومد تسلیم شدیم و یکی  از بهترین و کمک کننده ترین لطف هایی که در حق خودمون و اطرافیانمون حتی میتونستیم بکنیم دریغ کردیم ( ورزش میکردیم حال خودمون بهتر میشد و باعث میدشیم بقیه هم که باهامون در ارتباط هستن حالشون بهتر بشه و حتی تشویق بشن به ورزش )  ؟ خب انتخابه همش . همش انتخاب خودمونه و تئوری انتخابِ ویلیام گلاسر همین رو میگه . میگه اگر امروز حال ما خوش نیست خودمون این حال رو انتخاب کردیم . چون داریم هر روز افکار منفی وارد ذهنمون میکنیم و براشون هیچ برنامه خاصی در نظر نگرفتیم که بهترشون کنیم . مثلا میتونیم با مدیتیشن های درست و حسابی یا خوندن کتابای روانشناسی مثه از حال بد به حال خوب افکار بهتری رو توی ذهنمون ایجاد کنیم که با قبلیا بتونن بجنگن و ذهن آروم تر یا منطقی تر و زیباتری داشته باشیم .یا میتونیم رفتار خودمون رو عوض کنیم . مگه نمیتونیم ؟ آقا من مگه برام نوشتن یه کار ارزشمند و مفید محسوب نمیشه ؟ خب چرا رهاش میکنم تا یه کار کوچیک به کارای روزمره ام اضافه میشه ؟ ینی نمیتونم هر روز نیم ساعت ورزش کنم واقعا ؟ رفتار خودم رو که دیگه لااقل میتونم تغییر بدم . خب مشخصه من اگر افکار خودم رو تغییر بدم و افکار درست تری رو هم توی ذهنم پرورش بدم با خوندن کتابای روانشناسیِ درست و درمون یا هر کار دیگه ای که افکار درست تری توی ذهنم میاره و از طرفی رفتار خودم رو عوض کنم و یه سبک زندگی بهتری که شامل کارایی مثل پیاده روی و ورزش و کتاب خوندن و کارای معنوی ( مثل کمک کردن به دیگران با مدیتیشن یا نماز یا ....) دست به دست هم میدن این چیزا و حال بهتری برام میسازن . بیا یه کاری کنیم . این چیزایی که من گفتم چیزایی بود که توی روانشناسی  از واقعیت درمانی و تئوری انتخاب یادگرفته بودم و سوالاتی بودن که از خودم با کمک اینها همیشه میپرسم . بیا تو هم از این سوالا از خودت بپرس مثلا از خودت بپرس من توی زندگی چی میخوام ؟ میخوام چجور زندگی داشته باشم ؟ زندگی ایده آل من چجوریه؟ بعد از خودت بپرس کارایی که میکنی در راستای رسیدن به یه همچین زندگی هست ؟ چه کارایی در طول روز انجام میدی ؟ چه فعالیت هایی رو مدام داری تکرار میکنی توی هفته ؟ از خودت با یه ذهن کنجکاو بپرس چه کمکی میکنن بهم که زندگی رویایی خودم رو داشته باشم ؟اگر من سالم بودن رو میخوام توی زندگیم رفتار های سالمی هم دارم ؟ به فکر سلامت  جسم و روانم هستم ؟ اگه هستم چه کارایی میکنم ؟ حالا ببین این کارایی که میکنی واقعا موثر هستن یا نه . ینی از خودت باید این رو بپرسی که این رفتار ها بودن یا نبودنشون چه تاثیری داره و آیا من اگر اینا رو داشته باشم آینده ی من چجوری میشه . حالا وقتشه اگر یه خودارزیابی کردی و این سوال ها رو پرسیدی شوت آخر رو بزنی و بگی : چیکار میتونم بکنم برای اینکه به زندگی دلخواهم برسم ؟ چه رفتاری رو باید اضافه کنم به کارایی که در طول روز انجام میدم . من مثلا خودم فهمیدم تولید محتوا چیزیه که من رو به زندگی بهتری میرسونه و مدتهاس تصمیم گرفتم تولید محتوا کنم . یا مثلا ورزش . ورزش رو البته رها میکنم همش ولی باید این رو اضافه کنم که حال جسمانی و روانیم بهتر بشه . ینی یه چند تا کار درست و حسابی باید به زندگیمون اضافه کنیم که در راستای زندگی بهتر باشه .وقتی این کار ها رو بکنیم متوجه میشیم که هم حال بد و هم حال خوب رو خودمون انتخاب میکنیم با افکار و رفتاری که داریم زندگیشون میکنیم . امیدوارم حتی شده فقط  یه دونه رفتار بهتر رو اضافه کنی توی زندگیت که همه چیز بهتر از این پیش بره  . با من همراه باش ...</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sun, 05 Feb 2023 22:21:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی 2</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-2-xaibkkanc2rr</link>
                <description>?ما انسان ها به برقراری رابطه خودمختارانه و موثر با دنیا نیاز داریم. باید مشغولیت داشته باشیم. ذهنمان را درگیر کنیم، تمایلاتمان را بیان کنیم و مهارت ها و استعداد هایمان را عملی سازیم. به بیان کوتاه، نیاز به عاملیت داریم (عامل به معنای کسی که در حال انجام عملی مشخص است)اگر این نیاز ارضا شود، شکوفا می‌شویم. اما هنگامی که این نیاز مرتفع نشود، احساس بی حوصلگی و بطالت می‌کنیم.به این ترتیب ملال نشان دهنده یکی از ابعاد مهم انسان بودن است : نیاز مبرم ما به مشغولیت با دنیای پیرامونمان. همانطور که در ادامه خواهیم دید، برخی از جایگزین های مشغولیتِ واقعی می توانند بسیار وسوسه کننده باشند و حتی ممکن است احساس بی‌حوصلگی را برای مدتی کوتاه برطرف کنند. اما این مرهم های موقتی هرگز دوام نمی آورند و ملال برای انتقام باز خواهد گشت.??روانشناسی ملال ??ضعیف، بی ارزش، بی لیاقت و احمق؛ این کلمات و دیگر لقب های بی‌شمارِ انتقادی فقط ارزیابی هایی است که مانند تغییرات آب و هوایی در آمد و رفت هستند. شما مانند آسمانی هستید که این ابر ها در آن در حرکت است. بعضی وقت ها هوا آفتابی و درخشان است؛ گاهی تیره و تاریک. نباید اجازه دهید ماشین ذهن به ارزیابی شما بپردازد. حتا زمانی که ذهنتان مشغول سرزنش شماست، همچنان می توانید تفریح و نشاط داشته باشید. هنوز هم می توانید به ارزش هایتان گوش دهید و کاری را بکنید که برایتان اهمیت دارد.وقتی شک و تردید نسبت به خود سراغتان می آید، همان لحظه می تواند نقطه خوبی برای شروع رفتار مهربانانه با خود باشد. هنگامی که متوجه شدید با خود نامهربان هستید، چند نفس عمیق بکشید و به خود بگویید : (( ذهن من به من می‌گوید که من.........))می توانم ذهنم را مشاهده کنم. نگاه خردمندانه به من آموخت که الان می توانم افکارم را، درحال گذر، مشاهده کنم. می‌توانم وقتی این افکار برایم مفیدند به آنها گوش دهم و وقتی مفید نیستند اجازه دهم تا عبور کنند..... ??از ذهنت خارج شو و زندگی کن ?? توجه آگاهی در برنامه عادی صبحگاهی‌تان : فعالیتی را انتخاب کنید که بخشی از برنامه عادی صبحگاهی‌تان باشد مانند مسواک زدن، اصلاح کردن، مرتب کردن تختخواب یا دوش گرفتن. زمانی که این کار را انجام می دهید توجه کامل بر آنچه که انجام می دهید، داشته باشید : به حرکات بدنتان، مزه دهانتان، آنچه از طریق حس بویایی، بینایی، شنوایی دریافت می‌کنید. توجه کنید که چه اتفاقی با داشتن یک نگرش باز و کنجکاو می افتد. برای مثال زمانی که زیر دوش هستید به صدای آب همانطور که از دوش خارج می شود  توجه کنید. به دمای آب ، به منظره ی قطرات آب روی دیوار یا پرده حمام توجه کنید، به بخاری که به سمت بالا بلند میشود توجه کنید. به حرکت بازوهایتان زمانی که در حال شستن یا سابیدن یا شامپو کردن هستید، توجه کنید.زمانی که افکارتان بالا می آیند آنها را تایید کنید و اجازه دهید مانند ماشین های عبوری بیایند و بروند. دوباره و دوباره، درمیان افکارتان گیر می‌کنید. به محض اینکه تشخیص دادید چنین اتفاقی افتاده است به آرامی آن را تایید کنید؛ توجه کنید چه فکری حواستان را پرت کرده است و دوباره توجه خود را به دوش گرفتن‌تان، برگردانید.??اَکت به زبان ساده ??این درست است که ما گاهی زبان را هدفمندانه برای انتقال اطلاعات به‌خصوصی، هم به بچه ها و هم به بزرگسالان به کار می‌بریم. اما هم برای بچه ها و هم برای بزرگسالان، مکالمه غالبا راهی برای تثبیت رابطه و روشی برای بودن با فرد دیگر است. هیچ نشانه ای مطمئن تر از سر به سر گذاشتن متقابل، درددل کردن و گپ زدن، برای عشق نیست. هیچ نشانه ای نابود کننده تر از رد کردن مکالمه با فرد دیگری برای فقدان صمیمیت نیست. کودکان با شرکت در گفت‌وگو های صمیمانه، بی‌پایان و پرشور یاد می‌گیرند.??باغبان و نجار ?</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sat, 17 Dec 2022 12:09:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند لقمه روانشناسی</title>
                <link>https://virgool.io/psychologymagazine/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%84%D9%82%D9%85%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-lhjbap4aylnb</link>
                <description>?ما انسان ها حتی اگر بتوانیم به طور دقیق ، رفتار بچه هایمان را متناسب با اهداف و ایده آل های خودمان شکل دهیم باز هم اثری مخرب خواهد داشت. ما نمی توانیم از قبل پیش بینی کنیم که بچه های ما در آینده با چه مسائلی روبرو خواهند شد. شکل دادن آنها با الگوی تصویر مورد نظر خودمان یا تصویر ایده آل زمانه‌ی خودمان ممکن است آنها را از سازگاری با تغییراتی که در آینده برایشان پیش خواهد آمد باز دارد.?از کتاب باغبان و نجار ?... کودک به طور انتخابی افکار، احساسات، تجارب و رفتار های یک بزرگسالِ تاثیر گذار (معمولا والد) را درونی سازی کرده و با آنها همانند سازی می‌کند. می‌توان از این فرآیند به عنوان الگو برداری یاد کرد که والدین یا دیگر بزرگسالان برای کودک خردسال چگونگی بودن در دنیا را مدل سازی می‌کنند. زمانی که در طول فرایند یادگیری نیازهای هیجانی اصلی کودکِ مشاهده‌گر برآورده نشود برخی از این درونی‌سازی ها و همانند سازی ها می توانند تبدیل به &quot;طرح واره&quot; شوند. برای مثال دختر جوانی که توسط مادرِ پریشان احوال و گوش به زنگ بزرگ می شود ممکن است هیچ کمبود مستقیم، آسیب یا زیاده روی را تجربه نکند اما یاد می‌گیرد که دنیا  خطرناک یا غیرقابل کنترل است . او به شیوه غیرمستقیمی از تکیه گاه امن محروم است، نه به خاطر داشتن یک پیوند والد_فرزندیِ ضعیف بلکه به خاطر والدی که احساس ناامنی می‌کند... ?از کتاب تند آموز طرح واره درمانی ? ما معتقدیم که هدف از حمایت از اندوه، چه شخصی و چه حرفه ای، رهایی از آن و متوقف کردن آن احساس است. اندوه چیزی است که باید شتابان از آن گذر کرد. یک تجربه اسف‌بار و زودگذر که باید با بهترین روش باید از آن دور شوی و پشت سر بگذاری‌اش. این همان عقیده نادرستی است که بسیاری از سوگواران حس تنهایی می‌بخشد و آنان را روی کوهی از غصه رها می‌کند. سرزنش و قضاوت بسیاری در این دوره شکل می‌گیرد : بسیاری فکر می‌کنند خیلی راحت تر است که درباره آسیب هایشان حرف نزنند ؛ چون ما درباره حقیقت فقدان حرف نمی‌زنیم. بسیاری از مردم ماتم زده فکر می‌کنند اتفاقی که برایشان افتاده، عجیب، غیر طبیعی یا اشتباه است. درحالیکه هیچ چیز اشتباهی درمورد اندوه وجود ندارد. این فقط روی دیگری از طبیعیت عشق است - پاسخی عاقلانه و درست به اندوه. ?از کتابِ اشکال ندارد که حالت خوب نیست ??هدف شما هدیه شما، به دنیاست قبل از اینکه به ذهنتان اجازه بدهید درگیر بهانه‌ها، ترس‌ها، تردیدها و غیره شود می‌خواهم تاکید کنم که مسائل فقط به خودتان مربوط نمی شود. بله، زندگی هدفمندانه، راهی عالی برای کسب معنا و رضایتمندی در زندگی است و بیشتر افراد فقط به همین دلیل دنبال هدف زندگی می روند. آنها احساس پوچی و بی هدفی می کنند و از زندگی که رضایت بخش نباشد، بیزارند. حتی اگر این رویکرد در نگاه اول اندکی خودخواهانه به نظر برسد، اشکالی ندارد. اما اتفاق جالب زمانی روی می‌دهد که افراد هدف زندگی خود را کشف و با آن زندگی می‌کنند: آنها می فهمند بزرگترین لذت و رضایت مندی، از خدمت به دیگران حاصل می‌شود. کانون توجه آنها کم کم از اینکه چه چیزی دریافت کنند به این که چه چیزی را می توانند به اشتراک بگذارند، تغییر می‌کند. وقتی هدف زندگی خود را یک هدیه بدانید می توانید آن را به دیگران بدهید، آنگاه متوجه می‌شوید که بخش اعظم ترسها و تردیدها و دودلی ها برطرف می شود. دیگر نگرانِ این نخواهید بود که آیا آنچه برای زندگی هدفمند لازم است را دارید یا خیر و بیشتر روی انجام بهترین کاری که می توانید بکنید تمرکز می‌کنید... ?از کتاب زندگی هدفمند </description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Wed, 07 Dec 2022 22:53:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مگر نگفته بودی که عاشقی ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%D9%85%DA%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-uojrhuaxdylg</link>
                <description>به خودت بیا ...به خودت بیا و برگرد به جایی که برای تو حسِ آشناییِ عجیب و غریبی که در آن احساس غریبگی نمیکنی را هدیه میکند . دوباره برگرد به رابطه هایی که در گذشته به زندگی ات رنگ و بوی تازگی و اشتیاق داده بود . برگرد به دنیایی که متعلق به رویاها یا به قول ویلیام گلاسر که توی کتاب تئوری انتخاب میگفت توی دنیای کیفیِ تو جا خوش کرده است . جالب است که دلتنگ دوستانت میشوی و به آن ها زنگ نمیزنی . جالب است که دلتنگ کتابخانه میشوی و به آنجا سر نمیزنی . جالب است که دلتنگ معلم هایت میشوی و باز هم سراغشان را نمیگیری و پشت تلفن بهشان نمی گویی که به اندازه ی مرواریدی در میان دریای به آن بزرگی چه جایگاه ارزشمندی را در اقیانوسِ خاطره هایت بدست آورده اند . جالب است که نمی گویی که چقدر دلت تنگ شده سر کلاس بشینی و حرف هایشان را بشنوی . جالب است . خیلیم جالب . جالب است که داری با روح و روان من بازی میکنی . خیلی عجیبه برام که چرا نوشتن را ادامه ندادی  !خیلی برام عجیبه که چرا دیگه کتاب خوندن رو مثل یک کرمِ کتاب شروع نکردی !برای من این هم عجیبه که چرا ورزش مورد علاقه ات که بسکتبال هست را رها کردی به امانِ خدا و گفتی در زندگی ام جایی برای تو یکی دیگه ندارم !این بود رسم عاشقی ؟ مگر نگفتی که عاشقی ؟ این خودِ تو نبود که روزی در آینه به من میگفت که عاشق نویسندگی است  ؟ فدای اون حافظه ی قدرِ فندُقِ تو بشم من ... مگر خودت نگفتی دلت میخواهد صبح تا شب بیشتر از 100 صفحه کتاب بخوانی ؟ مگر نگفتی عاشق کتاب ها هستی ؟ خودت نبودی که میگفتی عاشق بسکتبالی ؟ خودت نبودی که میگفتی عاشق پیاده روی کردن هستی ؟ مگر خودت نبودی که ده ها بار به من گفتی عاشقِ جایی مثل کافه و کتابفروشی هستی ؟ مشخص است دیگر . کسی که از عشقش فاصله بگیرد حالش بایدم بد بشود . بیا دستت رو بده من و برگرد به خودت . به جایی که به رویاهایِ قشنگ می رسد ... به آرامشی که هر چه بزرگتر شدی در چیز های اشتباه تری به دنبالش گشتی و باز هم فهمیدی توی انگیزه ی صبح ساعت 5 بیدار شدن و هر روز یک پست نوشتن در ویرگول و یک عالمه کتاب خواندن و کافه رفتن و ورزش کردن و کتابخانه رفتن و زبان یاد گرفتن و نماز سروقت خواندن و مرتب و منظم بودن و روانشناسی می تونی اون رو پیدا کنی . تو یادت رفت که چه کار های قشنگی برای خودت انجام میدادی . نه تنها برای خودت بلکه حتی برای زیبا تر کردن زندگی برای یک سری افراد دیگر داشتی کار های درست و مفیدی انجام میدادی . من که میدانم وقتی زیاد کتاب میخوانی ذهنت شروع به جمله ساختن میکند و بدون اینکه تو کنترل خاصی داشته باشی نوشتن کنترل تو را به دست میگیرد و در سرت چه کتاب ها که نمی نویسد . حالا که اینطور است و تو عاشق نوشتنی بسم الله بگو و شروعش کن . قول بده از امروز به بعد هر روز یک پست توی ویرگول هوا کنی . رفیقِ قشنگم . اگر یه موقع حس کردی ده ماه پیش یا دوسال پیش زندگیت بهتر از این بوده برگرد . راهی که رفته باشی برگشت داره . برگرد و شگفت زده شو از اینکه آن روز ها حواست بوده که چکار هایی را انجام بدهی و از حتی فکر کردن به یک سری کار دیگر فراری بوده ای و متنفر بودی از انجامشان . اما امروز ... پ.ن : امیدوارم فردا ساعت 5 بیدار بشی و حال من رو خوب کنی با شروع کردنِ نوشتن و یا بهتر از اون کتاب خوندن . خدا نگهدارت باشه تا فردایی که امیدوارم نوشتن پست توی ویرگول رو فراموش نکنی و حتما بنویسی .</description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jul 2022 23:44:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا داریم با داد زدن سوهان می کشیم به روانشان ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeen/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D9%88%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-x6pgr9fgg9ag</link>
                <description>خدای من . وای خدای من . چه میشد اگر حالا که ادعای داشتن تمدن می کردند دیگر داد نمی زدند .  چه میشد اگر عین یک کرم که ذره ذره روانت را می جود ولی ادعای دوست داشتنِ تو را هم میکند نبودند . روی یک کاغذ چسبان برای خودم این جمله را نوشتم  و آن را تا زمانی که زنده ام برای خودم نگهش میدارم  : خواهش میکنم ازت که به هیچ عنوان داد نزن . سوهان ها کم کم تو را می آزارند . شمشیر نیستند اما سوهان که هستند . داد نزنیم . داد نزنیم . بابا جان داد نزنیم دیگه . خب مگه چی میشه اگر مثه آدم حرف بزنین . تُن صدای نکره تان را برای چه بالا می برین بی معرفتا؟ نمی کُشین زجر کُش می کنین ... جامعه ی من و من داریم هر روز بی طاقت تر و بی صبر تر از قبل می شویم . خب شما که دارید این شرایط را می بینید خب صدایتان را بیاورید پایین . کاش قبل از بچه دار شدن تمام پدر و مادر ها را احضار می کردند به دادگاه . و در آنجا ازشان می خواستند که سوگند بخورند با دعوا کردن و با داد زدن به روح و روان فرزند عزیز تر از جانشان آنقدر ظلم نکنند و در صورت بروز چنین رفتاری به عنوان جریمه حق حضانت فرزندشان را برای یک هفته ازشان بگیرند  .  پ.ن : خدایا توی همین لحظه ازت یه خواهش دارم  اون هم اینه که هیچوقت اجازه نده کسی صدای داد زدن من رو بشنوه . الهی آمین </description>
                <category>امیرمعین</category>
                <author>امیرمعین</author>
                <pubDate>Sun, 05 Jun 2022 22:20:56 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>