<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر معینیان | Amir Moeinian</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirmoeinian</link>
        <description>ورودی 80 مهندسی نرم افزار - دیجیتال مارکتر و دانش آموخته رشته مدیریت کسب و کار</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:02:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/627584/avatar/wtX8FL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر معینیان | Amir Moeinian</title>
            <link>https://virgool.io/@amirmoeinian</link>
        </image>

                    <item>
                <title>به مناسبت روز برنامه نویس یه خاطره تعریف کنم</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%DA%A9%D9%86%D9%85-xildkdlffvt3</link>
                <description>یادم است که سال اول دانشگاه زبان برنامه نویسی پاسکال داشتیم، و من تو دروان دبیرستان پاسکال را خوب یادگرفته بودم و کلا به آن زبان علاقه زیادی داشتم. کلی هم برنامه های کوچک و مختلف در آن دوران نوشته بودم و همه را سیو تو کامپیوترم نگه می داشتم، بعدها که وارد رشته نرم افزار شدم ترم دوم درس برنامه نویسی به ما پاسکال دادند. من هم که خوشحال رفتم سر کلاس و در همان جلسه اول به استاد فهماندم که در حد خوبی پاسکال بلد هستم، استاد باحالی هم داشتیم که بعدها شد مدیر گروه رشته کامپیوتر تو دانشگاه ما، خلاصه که استاد گفت که چه خوب و کلا استقبال کرد از این موضوع من هم شاد از اینکه نمره را گرفته ام. به من گفت یک برنامه برایم بنویس و  بیار نمره ات رو بگیر و دیگر لازم نیست بیای سر کلاس بنشینی، من هم سرمست از این ماجرا قبول کردم، جلسه بعد دوباره رفتم سر کلاس گفت تو چرا اینجایی، گفتم شما بگویید چی بنویسم من بروم دنبال قضیه، گفت برو برایت ایمیل می فرستم، یه موضوع به من داد من نشستم به نوشتن پشت کامپیوتر، یادم هست کل برنامه یه چیزی حدود سیصد خط شد ، من یک چند روزی درگیر نوشتن بودم و در حین نوشتن برنامه از یکی از بچه ها کمک می گرفتم ، تا اینکه بلاخره نوشتن اش به پایان رسید و ماجرا تازه شروع شد. برنامه اجرا می شد اما یک جا به مشکل برمی خورد، هر کاری می کردم مشکل را پیدا نمی کردم، حدود سه چهار روزی درگیر دیباگ کردن برنامه بودم، دیگه اعصابم به کلی خورد شده بود چون کلا بی تجربه هم بودم تو این کار، از یه طرف ادعا هم کرده بودم و آبرویم جلوی همه همکلاسی هایم در خطر بود، کار به جایی رسید که به بن بست رسیده بودم و به دوست های اطرافم  که بلد بودن  و یا در حال یادگیری بودند می گفتم کمکم کنند،همه سعی کردن کمک کنند اما کسی نتونست راه حلی پیدا کند. از یک طرف هم نوشتن کل برنامه از اول برایم مثل یک کابوس بود.یک شب تا ساعت یک نشسته بودم پشت کامپیوتر، همه اعضای خانه خوابیده بودند و سکوت خاصی برقرار بود، دوباره کل برنامه را مرور کردم و به هیچ نتیجه ای نرسیدم با ناامیدی رفتم که بخوابم، اصلا تو حال خودم نبودم و نفهمیدم چطور خوابم برد، یهو از خواب پریدم دیدم ساعت چهار صبح شده، کامپیوتر را روشن کردم و منتظر شدم سیستم عامل کاملا لود شود، پاسگال را ران کردم و آن لابه لای خط ها، ته یه خط یه سمی کالم گذاشتم، اینتر رو زدم و برنامه اجرا شد، اولش باورم نشد و دوباره برنامه را اجرا کردم، یک آدرنالینی درون من ترشح شد که نگو، (برنامه نویس های قدیمی می دانند که در پاسکال ته هر خط باید یه سمی کالم می گذاشتیم) دوباره برنامه رواجرا کردم و دیدم به خوبی اجرا می شود، دیگر نتوانستم خودم را کنترل کنم و شروع کردم به کف زدن با صدای بلند، پدرم خدابیامرز تو اتاق بغل خواب بود یهو از ترس بیدار شد و آمد در را باز کرد، گفت بچه مگر دیوانه شده ای این کارها برای چی است؟  تا صبح می نشینی پای کامپیوتر و ... ، خلاصه من هم که اصلا تو حال و هوای خودم نبودم تا آمدم موضوع را تعریف کنم یه چهار تا حرف شنیدم و رفتند که بخوابند. تا صبح که بشه ساعت هفت دیگر اصلا خواب به چشم هایم نیامد، برنامه را کپی کردم  درون یک فلاپی دیسک، از ترسم در یک فلاپی دیگر هم کپی گرفتم و رفتم به سمت دانشگاه، دانشگاه کجا بود؟ رودهن ! 😊ته قضیه یک بیست خوشگل هم نصیب من شد که نگو، چون من کلا تو دوران دبیرستان اصلا نمره بیست نداشتم تو کارنامه ام، اما تو دوران دانشگاه توانستم چهار  تا نمره بیست جمع کنم😅</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Thu, 12 Sep 2024 17:42:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به خودتان رژیم رسانه ای بدهید</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF-ya008avcim9x</link>
                <description>رسانه ها هميشه برای شما اخبار شوكه كننده و احساسات برانگيز دارند تا توجه تان را جلب كنند.رسانه ها با گروگان گرفتن ما رونق پیدا می کنند. تا حالا شده است که در یک آزادراه به اندازه چند کیلومتر در ترافيک گير كنيد و از اين متعجب شويد كه بالاخره مسبب اصلى ترافيک چيست؟ با نزديک شدن به محل مورد نظر متوجه مى شويد كه تنها يک مانع فيزيكى جريان حركت اتومبيل ها را كند کرده است. يک تصادف كوچک چندى پیش اتفاق افتاده و خودروها به كنار اتوبان منتقل شده اند. این فضولی مردم است که مسبب چنين ترافيک شديدى شده است! حال شما عصبانى هستيد، ولى وقتى خودروى خودتان از كنار اين تصادف عبور مى كند، چه مى كنيد؟ سرعت تان را كم و سرتان را كج مى كنيد تا ببينيد چه اتفاقى افتاده است!چرا مردم دوست دارند اتفاقى غم انگيز را تماشا كنند؟ اين از ژنتيک ما نشئت مى گيرد و به درک ماقبل تاريخ ما از حفظ جان مان بازمى گردد. نمى توانيم جلوى خودمان را بگيريم؛ حتى وقتى در پرهيز از اتفاقات منفى استاد هستیم و خودمان را تربيت كرده ایم كه به شدت مثبت انديش باشيم. وقتی کار به احساسات برمى گردد، نمى توانيم دربرابر طبيعت مان مقاومت كنيم. اصحاب رسانه از اين موضوع اطلاع كامل دارند. آنها طبيعت شما را از بسيارى جهات، بهتر از خودتان می شناسند. رسانه ها هميشه برای شما اخبار شوكه كننده و احساسات برانگيز دارند تا توجه تان را جلب كنند. امروز به جای داشتن سه شبكه تلويزيونى و راديو، صدها شبكه وجود دارند كه بە صورت شبانه روزى برنامه پخش مى كنند. به جاى چند روزنامه، تعداد نامحدودى پرتال هاى خبرى وجود دارند كه از طريق اینترنت قابل دسترسى هستند. رقابت براى جلب توجه ما در هيچ زمانى تا اين حد شديد و نفس گير نبوده است. رسانه ها سعى مى كنند بيشتر و بيشتر ما را شوكه كنند. آن ها هر روز تعدادى از فجيع ترين، پرجنجال ترين، جنابى ترين، غم انگيزترين و ترسناک ترين اتفاقاتی را كه در دنيا به وقوع مى پيوندند، پيدا مى كنند و آن ها را در روزنامه ها، شبكه های اجتماعی، کانال های تلويزيونى، اينترنت و ساير رسانه ها به نمايش مى گذارند. در همين حين، در بازه زمانى 24 ساعته شبانه روز، ميليون ها اتفاق هيجان انگيز، زيبا و باورنكردنى به وقوع پیوسته است که ما کمتر از آنها اطلاع داریم. با این كه خيلى عجيب است به دنبال اخبار منفى بگرديم، دايم به دنبال آنها هستيم. چگونه اخبار مثبت مى توانند حتى اميد داشته باشند كه بتوانند با اين حجم بالا از اخبار منفى كه تبليغات و دلارهای زيادی صرف آنها مى شود، رقابت كنند؟بگذارید دوباره به آزادراه برگردیم. اگر به جای صحنه تصادف در کنار اتوبان، منظره ى معجزه آساى غروب خورشيد بود، چه اتفاقى مى افتاد؟ چه اتفاقى براى ترافيک مى افتاد؟ من اين را بارها ديده ام. با سرعت بالا همه عبور خواهند كرد!خطر بزرگ رسانه ها این است كه تصويرى منحرف از دنيا ارايه مى كنند و تكرار و تمركز پيام هايشان منفى است. اين همان چيزى است كه ذهن هاى ما شروع به باور كردن آنها مى كند. تصوير باريک و پرييچ و تاب چيزى كه موثر نيست، تاثير شديدى بر روى قدرت خلاقيت ما دارد که اين مى تواند بسيار فلج كننده باشد.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2024 15:18:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با روش های نوین بازاریابی</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-tgrg6ebvdvny</link>
                <description>بکارگیری فنون نوین بازاریابی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکااثرات بازاریابی را می توان در هر جایی مشاهده کرد. مردم و سازمان ها چه به طور رسمی و چه به طور غیر رسمی درگیر فعالیت هایی هستند که می توانیم آنها را فعالیت های بازاریابی بنامیم. بازاریابی مناسب، به قطعه بسیار مهمی در پازل موفقیت شر کت های مختلف تبدیل شده است. بازاریابی همچنین بر زندگی روزانه ما تاثیر شگرفی بر جای می گذارد. رد پای بازاريابی را می توان در هر کاری كه انجام می دهیم، پیدا کرد از لباسی که می پوشیم، وبسایت های اينترنتى كه مرور مى كنيم و تبليغاتى كه مى بينيم. انتخاب باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمین رییس جمهور ایالات متحده، تا حدودی به دلیل بکارگیری فنون نوین بازاریابی بود.برنامۀ تبلیغاتی «اوباما برای آمریکا»، برنامه ای بود که یک شخصیت سیاسى کاریزماتيک را به خوبی با يک پیام امیدوار کننده و یک برنامۀ بازاریابی کاملاً پیشرفته و يكپارچه، ترکیب کرد. این برنامه بازاریابی، دو هدف کاملا متفاوت را دنبال می کرد: افزایش تعداد رای دهندگان از طريق ارسال پيام هاى متعدد به آنها و به طور همزمان، مخاطب قرار دادن گروه های خاصی از رای دهندگان. روش های چندرسانه اى اين برنامه تركيبی از رسانه های سنتى و اينترنتى و همچنين رسانه هاى پولى و رايگان بودند. بعد از آنكه تحقيقات مشخص کردند که رای دهندگان زیادی با اوباما آشنا شده اند، مجریان برنامه تبلیغاتی، سخنرانی های ویدیویی وی را به تبلیغات چاپی، رادیو - تلویزیونی و محيطی وی اضافه کردند تا رای دهندگان با نظرات اوباما نیز آشنا شوند. تیم تبلیغاتی اوباما، که در راس آنها بنگاه تبلیغاتی «جی ام ام بی» قرار داشت تبليغات اینترنتى را در مركز برنامه هاى تبليغاتى شان قرار دادند و اين نوع از تبليغات را به عنوان «مركز فرماندهى» ساير برنامه هاى روابط عمومى، تبليغاتى، رسانه اى و جمع آورى كمک های داوطلبانه در تمامى ٥٠ ايالت آمريكا انتخاب کردند.در این ميان، فلسفه کاری تیم تبلیغاتی اوباما عبارت بود از: «بکارگیری ابزارهای اینترنتى براى كمک به خودسازماندهى طرفداران اوباما و سپس استفاده از آنها به عنوان مبلغان او» در این راه، فناورى اطلاعات در حقيقت ابزارى براى «توانمندسازى طرفداران اوباما با هدف انجام کارها و فعالیت های تبلیغاتی مورد علاقه شان» به حساب مى آمد. هر چند كه شبكه هاى اجتماعى مانند فيس بوک، ميت آپ، يوتيوب و تویيتر، رسانه هاى حیاتی ای بودند اما قدرتمندترين ابزار تبليغات اينترنتى اوباما، يک فهرست ايميل 13.5 ميليون نفرى از طرفداران وى بود. نتيجه چنين تبليغات اينترنتى اى چه بود؟جمع آورى بيش از ٥٠٠ ميليون دلار كمك هاى مردمى از حدود ٣ ميليون طرفدار (در حاليكه ميانگين كمك هر نفر كمتراز ١٠٠ دلار بود)؛ سازماندهى بيش از ٣٥،٠٠٠ گروه مردمى در وب سايت MyBarackObama.com؛ ارسال بيش از ١،٨٠٠ ويديوى تبليغاتى از فعاليت هاى اوباما به يوتيوب؛ ايجاد يک صفحه بسيار پرطرفدار در فيس بوک، و از همه مهمتر، انتخاب اوباما به عنوان ريس جمهور ايالات متحده آمريكا.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jun 2024 12:35:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جست وجو به دنبال مسیر نو می تواند مانند آرزو کردن یک معجزه به نظر برسد</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%AC%D8%B3%D8%AA-%D9%88%D8%AC%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D9%86%D9%88-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D8%B1%D8%B2%D9%88-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%B3%D8%AF-srb10yiqczgk</link>
                <description>جست وجو به دنبال مسیر نو می تواند مانند آرزو کردن یک معجزه به نظر برسدهر شکوفایی در کسب و کار تنها یک بار رخ می دهد. بیل گیتس بعدی سیستم عامل نخواهد ساخت. لری پیج یا سرگئی برین بعدی موتور جستوجو نخواهند ساخت و مارک زاکربرگ بعدی شبکه اجتماعی خلق نخواهد کرد. اگر از این افراد تقلید می کنید، در واقع از آنها چیزی نمی آموزید.هنگامی که ما رفتار کسی را تقلید می کنیم بدون دانستن زیر بناهای شخصیتی و زیر بناهای فکری آن شخص، فقط و فقط آشفتگی ایجاد می کنیم در درون سیستم خودمان، تنها الگوی قدرتمندی که وجود دارد این است که انسانهای موفق ارزش را در جاهای پیشبینی نشده می یابند و آنها این کار را با اندیشیدن درباره کسب وکار بر اساس اصول ابتدایی به جای فکر کردن به فرمول ها انجام می دهند.البته که تقلید از یک الگو، آسانتر از خلق چیزی نو است. انجام دادن کاری که می دانیم چگونه باید آن را انجام داد جهان را از 1 به n می برد و چیزی آشنا به آن خواهد افزود؛ اما هرگاه چیزی نو خلق میکنیم، از 0 به 1 می رویم. عمل خلق منحصر به فرد است، همانند خلق کردن چیزی با اهمیت و نتیجه چیزی تازه و غریب است.شرکت های آمریکایی هر چقدر هم که امروز سودهای کلان داشته باشند اگر روی کار سخت خلق چیزهای نو سرمایه گذاری نکنند، در آینده شکست خواهند خورد. اگر همه آنچه را که انتظار داریم، با تنظیم و بهسازی خطوط قدیمی کسب و کاری که به ما ارث رسیده است به دست آوردیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بر خلاف آنچه به نظر می رسد، پاسخ تهدیدی خواهد بود بسیار بدتر از بحران سال 2008 « بهترین اقدامات » امروز به بن بست خواهند رسید؛ بهترین مسیرها جدید و نیازموده (تجربه نشده) هستند.در دنیایی از بروکراسی های مدیریتی عظیم چه عمومی و چه خصوصی، جست وجو به دنبال مسیر نو می تواند مانند آرزو کردن یک معجزه به نظر برسد. در واقع اگر هر کسب و کاری می خواهد موفق باشد، به صدها یا حتی هزاران معجزه نیاز خواهد داشت. این مأیوس کننده است، مگر یک حقیقت حیاتی: انسانها از سایر گونه ها با این توانایی متمایز شده اند که ما می توانیم معجزه کنیم. این معجزه را فناوری می نامیم.انسانها با انتخاب از میان گزینه های از پیش ارائه شده در کاتالوگ هستی تصمیم نمی گیرند که چه بسازند؛ بلکه ما طرح جهان را با خلق چیزهای نو باز می نویسیم.فناوری معجزه آسا است چرا که به ما امکان می دهد تا با کمترها کارهای بیشتری انجام دهیم و توانمندی های خود را به سطح بالاتری ارتقا دهیم. سایرحیوانات به طور غریزی هدایت شده اند تا چیزهایی مثل بندآب یا لانه زنبور بسازند، ولی ما تنها گونه ای هستیم که می تواند چیزهای نو و شیوه های بهتری نیز برای ساخت آنها اختراع کند. انسانها با انتخاب از میان گزینه های از پیش ارائه شده در کاتالوگ هستی تصمیم نمی گیرند که چه بسازند؛ بلکه ما طرح جهان را با خلق چیزهای نو باز می نویسیم. این ها حقایق ساده ای هستند که به کلاس دومی ها آموزش می دهیم، اما در دنیایی که بیشتر آنچه انجام می دهیم تکرار همان چیزی است که قبلاً دیده ایم به راحتی ممکن است این حقایق فراموش شوند.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Fri, 19 Jan 2024 22:15:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محدوده ى توجه انسان بسيار كوچك است؛ فقط چند ثانيه فرصت داريم</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87-%D9%89-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D9%8A%D8%A7%D8%B1-%D9%83%D9%88%DA%86%D9%83-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D9%82%D8%B7-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AB%D8%A7%D9%86%D9%8A%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D9%85-bonlhiwzjt4m</link>
                <description>محدوده ى توجه انسان بسيار كوچك است؛ فقط چند ثانيه فرصت داريمما به عنوان مصرف کنندەی اطلاعات، نقش مهمى در پذيرش ديدگاه هاى دقيق تر داريم. می توانيم ياد بگيريم كه در هنگام مطالعه، شنيدن يا ديدن، ييچيدگى را به عنوان نشان هاى از اعتبار قلمداد كنيم. مى توانيم از محتوا و منابعى طرفدارى كنيم كه به جاى فقط يك يا دو مورد، جنبه هاى مختلف يك موضوع را ارائه مى دهند.می توانيم در مواجهه با تيترهاى ساده ساز، بر گرايش مان مبنى بر دوجناحى كردن مسئله غلبه کرده و به آن دسته دیدگاه های میانه رو اشاره كنيم كه ناديده گرفته شده اند.وقتى شخصاً مسئول توليد و اشتراک گذارى اطلاعات باشيم، كماكان همين اصل صدق می کند. تحقیقات جدید نشان می دهند كه اعتراف روزنامه نگاران به ایهامات موجود در زمينه‌ى موضوعات پيچيده‌اى همچون تغيير اقليم و مهاجرت، اعتماد مخاطبان به آنها را کم نخواهد کرد. و آزمایشهای متعدد نشان داده اند که در صورت تردید کارشناسان درباره ی يک موضوع، سخنان شان قانع كننده تر مى شود. اعتراف يك فرد آگاه به عدم اطمينان در مورد موضوع، باعث تعجب مردم مى شود و متعاقباً توجه بيشترى به اصل بحث خواهند كرد.البته می توان يكى از چالش هاى بالقوه‌ى جزئى نگرى را بازديد اندک از محتواهاى اين چنينى دانست. محدوده‌ى توجه انسان بسيار كوچك است؛ فقط چند ثانيه فرصت داريم تا با تيترى جذاب، توجه ديگران را جلب كنيم. درست است كه پيچيدگى و گنجاندن آن در سخنانى كوتاه و خوب اصلا كار راحتى نيست، اما مكالماتى عالى را به دنبال خواهد داشت. برخی روزنامه نگاران روش های هوشمندانه ای براى بيان موضوعات پیچیده در چند کلمه یافته اند.چند سال پیش، رسانه ها گزارش مطالعەای در مورد عواقب شناختى مصرف قهوه منتشر کردند. با اینکه سرخط همه‌ی روزنامه ها از داده های مشابهی گرفته شده بود، اما برخى از مزایاى قهوه تعريف می كردند و برخى ديگر در مورد عواقب مصرف آن هشدار مى دادند:نشريه ى فوربس: شواهد بيشتراز فوايد قهوه براى مغزنشريه باستل: مطالعات از نقش محافظت كنندەی قهوه در برابر اختلالات شناختی جزئی می گویندسى بی اس آتلانتا: افزايش مصرف قهوه براى مغز ضرر داردایندیا تودی: دلایلی که آن يک فنجان قهوه ى اضافى به مغزتان آسيب می زندنتيجه‌ى مطالعه ى اصلى چنين بود: احتمال بروز اختلالات شناختى جزئى در افراد مستی که روزانه یک یا دو فنجان قهوه می نوشند، كمتر از افرادى است كه اصلاً قهوه نمی خورند، گهگاه قهوه مصرف مى كنند يا مصرف كننده‌ى سنگين قهوه هستند. اگرمصرف روزانه‌ی خود را به میزان یک يا چند فنجان افزايش مى دادند، ريسک اختلال آنها بيشتر از افرادى مى شد كه همچنان روزانه يک يا كمتر از يک فنجان قهوه می نوشیدند. هر یک از تيترهاى يک طرفه‌ى بالا، فقط با هفت تا دوازده كلمه، موجب گمراهی مخاطب در مورد تأثیرات نوشیدن قهوه می شوند. يک عنوان دقيق تر فقط به دوازده كلمه نياز دارد تا پيچيدگى موضوع را نشان دهد:واشنگتن پست: نظر ديروز دانشمندان درباره ى قهوه: براى مغز خوب است. امروز؛ نه خيلى زياد ...تصور كنيد كه همين پيچيدگی ناچيز در مقالات مربوط به تغيير اقليم ايجاد شود.دانشمندان به اتفاق از نقش انسان ها در اين تغييرات مى گويند، اما حتى آن ها هم ديدگاه هاى متفاوتى درباره عواقب حقيقى و راه حل هاى احتمالى آن دارند. مى توانيد علی رغم نگرانی درباره‌ی موقعیت كنونى، گوناگونى روش هاى بهبود آن را تشخيص دهيد.روانشناسان دریافته اند که در صورت بی میلی مردم به یک راهكار، آن را ناديده می گیرند یا حتی وجود مسئله را انکار می کنند. وقتی به ليبرالها (آمریکایی) گفته شد كه قوانين سخت گیرانه ی اسلحه می تواند كار صاحب خانه ها براى حفاظت از خودشان را دشوارکند، بیش از پیش مسئله ی خشونت مزاحم های خانگی را نادیدە گرفتند. كما اينكه وقتى لایحه‌ی فناوری سبز به محافظه كارها ارائه شد، ميزان پذيرش آن ها نسبت به دانش اقلیم شناسی افزایش يافت، درحالی كه لايحهى محدودسازى آلايندگى ها چنين تأثيرى نداشت.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Sat, 16 Dec 2023 22:07:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدم ها کارهای احمقانه ای با پول انجام می دهند، اما...</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%A2%D8%AF%D9%85-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-shzshypwzgdv</link>
                <description>آدم ها کارهای احمقانه ای با پول انجام می دهند، اما هیچ کدام دیوانه نیستندآدم ها کارهای احمقانه ای با پول انجام می دهند، اما هیچ کدام دیوانه نیستند. نکته اینجاست که آدم ها از نسل های مختلفی هستند، زیر نظر والدینی متفاوت بزرگ شده اند که درآمد و ارزش های متفاوتی داشته اند، در نقاط مختلف جهان و در اقتصادهای متفاوتی متولد شده اند، بازارهای کاری متفاوتی را با انگیزه های مختلف تجربه کرده اند و از درجات مختلفی از شانس برخوردار بوده اند، همچنین درس های بسیار متفاوتی آموخته اند.هر کسی تجربه منحصر بفرد خودش را از نحوه کار جهان دارد؛ و آنچه تجربه می کند، قانع کننده تر از چیزی است که از دیگران می آموزد. بنابراین همه ما، شما، من و همه با تکیه بر دیدگاه هایی درباره عملکرد پول وارد زندگی می شویم که از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است، چیزی که به نظر شما احمقانه است، ممکن است از نظر من منطقی باشد.فردی که در فقر بزرگ شده، به گونه ای درباره ریسک و پاداش فکر می کند که فرزند یک آدم ثروتمند، اگر تلاش هم کند حتی نمی تواند درکش کند.فردی که در زمانه ای با تورم زیاد بزرگ شده چیزی را تجربه کرده که فرد دیگری که در دورانی با قیمت های ثابت بزرگ شده هرگز مجبور نبوده است آن را تجربه کند.این مثال ها در دنیای واقعی همچنان ادامه دارد، شما چیزهایی از پول می دانید که من نمی دانم، و برعکس. باورها و اهداف و پیش بینی های شما در زندگی با من متفاوت است. علتش این نیست که یکی از ما باهوش تر از دیگری است یا اطلاعات بهتری دارد، بلکه علتش این است که ما زندگی های متفاوتی داشته ایم که بر اساس تجربیات متفاوت و به یک اندازه متقاعد کننده شکل گرفته اند.تجربه شخصی شما در رابطه با پول شاید 0.00000001 درصد از تجربیاتی باشد که در دنیا اتفاق می افتد، اما شاید 80 درصد از تصورتان را از نحوه عملکرد جهان تشکیل می دهد.بنابراین افراد به یک اندازه باهوش می توانند درباره چگونگی و چرایی رکود، نحوه سرمایه گذاری پولشان، اولویت بندی ها، میزان ریسک و امور دیگر اختلاف نظر داشته باشند.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Thu, 16 Nov 2023 14:51:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفکر خلاف واقع (Counterfactual thinking)</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-counterfactual-thinking-wdi2wmm366js</link>
                <description>Counterfactual thinkingاز بین بردن تفکرات قالبی و کاهش تعصبات به صورت یک شبه اتفاق نمی افتد. حتی اگر افراد از همان ابتدا هم نسبت به موضوع مقاومت نداشته باشند، پس از به چالش کشیده شدن دیدگاه ها، فورا سپر دفاعی خود را بلند می کنند. دست و پنجه نرم کردن با آن ها چیزی فراتر از ذکر این موضوع است که دیدگاه هایشان قراردادی است. یک گام مهم این است که آن ها را وادار به تفکر خلاف واقع (Counterfactual thinking) کنیم. یعنی به آن ها کمک کنیم شرایط زندگی در یک واقعیت جایگزین را در نظر بگیرند و در این صورت چه باوری خواهند داشت.در روان شناسی، تفکر خلاف واقع یعنی تصور کنیم چگونه شرایط زندگی ما می توانست به طریقی دیگر رقم بخورد. وقتی متوجه شویم چقدر راحت می توانستیم تفکرات قالبی متفاوتی در ذهن مان داشته باشیم، احتمالا بیشتر تمایل خواهیم داشت که دیدگاه هایمان را به روز کنیم. برای فعال کردن تفکر خلاف واقع می توان سوالاتی از این قبیل پرسید: اگر در خانواده ای سیاه پوست، لاتین تبار، آسیایی یا سرخ پوست متولد شده بودید، کلیشه هایتان چقدر متفاوت بود؟ اگر به جای شهر در مزرعه ای در یک روستا بزرگ شده بودید یا با فرهنگ کشوری در آن سوی دنیا رشد می کردید، چه عقایدی داشتید؟ اگر در دهه ی 1700 میلادی زندگی می کردید چه اعتقاداتی داشتید؟پرسیدن سوال از افراد می تواند محرک آن ها برای تجدیدنظر در نتیجه گیری هایشان باشد، با این تفاوت که پرسیدن سوالات خلاف واقع، افراد را به کشف ریشه ی اعتقاداتشان دعوت می کند و موجب می شود درباره مواضع خود در قبال گروه های دیگر تجدیدنظر کنند.وقتی افراد به این فکر کنند که چطور شرایط متفاوت می تواند به اعتقادات متفاوت منجر شود، تواضع پیدا می کنند. ممکن است به این نتیجه برسند بعضی قضاوت های قبلی شان ساده انگارانه بوده و شروع به زیر سوال بردن برخی دیدگاه های منفی خود کنند. شک و تردید می تواند آن ها را نسبت به تفکرات قالب نسبت به یک گروه کنجکاوتر کند و ممکن است در نهایت نقاط مشترک غیر منتظره ای را کشف کنند.بزرگ ترین  نتیجه ای که از این مطلب می توان گرفت، اهمیت &quot;فراموش کردن&quot; بعضی چیزها به منظور اجتناب از نادانی است. افراد با پذیرفتن این نکته که چقدر کلیشه هایشان قراردادی می تواند باشد، پذیرای تجدیدنظر در دیدگاه های خود می توانند بشوند.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Sun, 24 Sep 2023 22:03:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکست سرآغاز یادگیری است</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bati9ewt7sjp</link>
                <description>به مجرد اینکه در کاری شکست بخورید، دوستان، همسایه ها و همکارانتان به شما انگ بازنده می زنند و برای همیشه از دیدی متفاوت به شما می نگرند.شکست سرآغاز یادگیری است. کودک نوپایی را در نظر بگیرید که می خواهد راه رفتن را بیاموزد، ابتدا سینه خیز می رود سپس برای ایستادن تلاش می کند، زمین می خورد، می ایستد باز هم زمین می خورد تا بلاخره می تواند مثل بزرگترها راه برود. هر چه بزرگتر می شود، هر کاری، از پوشیدن لباس هایش گرفته تا حل مسائل جبر و هندسه را نیز با تمرین و ممارست می آموزد. هیچ گاه از کودک انتظار نداریم در نخسین تلاش کاری را درست انجام دهد. بر این اساس وقتی بزرگسالان مسئولیت پیچیده ای را متقبل می شوند نباید انتظار داشت در وهله‌ی اول نخست آن را خوب وکامل و تمام عیار انجام دهند.شما تنها زمانی می توانید مطلبی را به بهترین شیوه‌ی ممکن بیاموزید که در جریان این فرآیند شکست را به اندازه موفقیت تجربه کنید. تقریبا ناممکن است کاری را بدون آن که خودتان انجامش دهید یاد بگیرید؛ باید زمین بخورید، برخیزید، باز هم زمین بخورید تا چگونگی انجام آن را بیاموزید. چگونه ممکن است تنها با مطالعه‌ی دفترچه راهنمای فوتبال، فوتبال بازی کرد و یا صرفا با مرور نت های موسیقی بشود موسیقی نواخت و یا با خواندن کتاب آشپزی، بتوان ماهرانه آشپزی کرد.افرادی که تا کنون طعم شکست را نچشیده اند به احتمال زیاد تاکنون از تجربیات زندگیشان درس نیاموخته اند.شما می توانید چند جمله کتاب درباره مدیریت بخوانید، اما تا وقتی که با چالش هایی که مدیران واقعی با آن دست به گریبان هستند رو در رو نشوید هرگز برای پذیرفتن چنین مسئولیتی آماده نخواهید بود. مخاطراتی که به طور معمول دامنگیر هر سازمان است نظیر استرس ناشی از تصمیم گیری با اطلاعات ناقص و چالش های مدیریت سازمان در شرایط ناپایدار و ...در شروع مدیریت هر کسب وکار نوپایی باید به این حقیقت واقف باشید که تنها تعداد محدودی از شرکت های نوپا در دو سه سال آینده قادر خواهند بود روی پای خود بایستند، و بقیه شرکت ها به رغم تلاش پیگیر افراد با استعدادشان محکوم به شکست هستند.کارآفرینان، تولیدکنندگان و سرمایه گذارن بزرگ به این حقیقت رسیده اند که جاده موفقیت پس از دست اندازهای فراوان و گذر از گردنه های صعب العبور به مقصد می رسد.آقای میر ایمران (Mir Imran) یکی از کارافرین های موفق تا به حال شرکت های زیادی را تاسیس کرده است، که بعضی از آن ها به طور همزمان شروع به کار کرده اند. از آنجایی که اغلب شرکت های نوپا در آغاز کار با شکست مواجه می شوند، باید موفقیت های او را استثنایی و چشمگیر به حساب آورد. وقتی دلایل کامیابی‌اش را پرسیدند گفت: عامل کلیدی موفقیتش این است که چنانچه پس از گذشت یکی دو هفته از آغاز کار هر پروژه حس کند احتمال موفقیت آن بسیار ناچیز است، قاطعانه آن را متوقف کرده و وقت، نیرو وسرمایه‌اش را به کاری که موفقیت آن محتمل تر است اختصاص می دهد.تردیدی نیست که رها کردن پروژه امری دشوار است. اما این کار در مراحل اولیه‌ی سرمایه گذاری که هنوز حجم قابل توجهی وقت و انرژی صرف آن نشده چندان سخت نیست. این قاعده در تمام موفقیت های زندگیمان از جمله رابطه با دیگران، سرمایه گذاری در بورس و یا هر شغل و پیشه ای کاربرد دارد.لئوناردو داوینچی، مجسمه ساز مشهور ایتالیایی روزگاری گفت: مقاومت در آغاز هر کار آسانتر از پایان آن است.گرچه بسیاری از مردم می دانند هزینه های مصرف شده نباید در تصمیم گیری نقش داشته باشند. با وجود این آنان تحت تاثیر این استدلال غیر معقول که چون برای راه اندازی کسب و کارشان وقت، تلاش و درد و رنج فراوانی را متحمل شده اند، باید به هر قیمتی دستاوردی مهم و ارزشمند عاید کنند، بنابراین خسارتهای مالی، احساسی و ذهنی بیشتری را به خود تحمیل می کنند.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Sun, 23 Apr 2023 23:30:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتراف به شکست و توصیف آن با شرح برایمان غریب است</title>
                <link>https://virgool.io/@amirmoeinian/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%81-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%BA%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-m3daoe17jds8</link>
                <description>اعتراف به شکست و توصیف آن باید به این حقیقت چشم بگشاییم که مشاهده تجربیات از زاویه ی شکست وادارمان می کند از خطاهایی که در گذشته به عمد و یا غیر عمد مرتکب شده ایم درس عبرت بگیریم و از تکرار آن جلوگیری کنیم. این روش ساده تاکید بر این واقعیت دارد که شکست بخش مهم و تفکیک ناپذیر فرآیند یادگیری است. بنابراین چنانچه قصد دارید استعدادهایی را که در ژرفای باطن تان دست نخورده باقی مانده شکوفا کنید، و یا برای رونق بخشیدن به بخش های بی رونق زندگیتان متقبل خطر شوید آگاهی از نکته فوق یک ضرورت است.تجربه یکی از معیارهایی است که هنگام استخدام افراد مورد توجه قرار می گیرد. اما فرد مجرب کسی است که به جز دستاوردهای موفقیت آمیز، بارها طمع شکست را نیز چشیده باشد. شکست ضمن اینکه فرصتی است برای یادگیری، این احتمال را که دیگر بار مرتکب آن خطا نشویم نیز افزایش می دهد. همچنین شکست نمایانگر این نکته است که شما برای بسط و گسترش مهارتهایتان از آمدن به میدان کارزار زندگی و مقابله با موانع ترس و واهمه ندارید.شکست فرصتی است برای یادگیریبرخورد با موانع انسان را آبدیده می کند و به شخصیت او قوام و استحکام می بخشد. بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که اگر هر از چندگاهی با شکست روبه رو نشویم چه بسا محافظه کاری پیشه کرده و برای رویارویی با خطر آمادگی کامل را نداریم.میل به خطر کردن و واکنش افراد نسبت به شکست در سراسر جهان متفاوت است. در بعضی فرهنگها برخورد مردم با فرد شکست خورده آنقدر آزاردهنده است که افراد تحت هیچ شرایطی حاضر نیستنداز چهارچوب امن و راحت زندگیشان پافراتر نهاده و متقبل خطر شوند. در این فرهنگها شکست با خفت و شرمساری توام است.از دوران کودکی به افراد می آموزند که جانب احتیاط برگیرند و از ورود به قلمروهای مجهول و ناشناخته ای که نتایج روشن و تضمین شده ندارد سخت برحذر باشند. راهی را در پیش بگیرند که پیش از این بارها آزموده شده و امنیت آن تضمین شده است. در برخی از نقاط جهان فردی که چندبار شکست را تجربه می کند باید نام جدیدی برای خود برگزیند تا اهریمن شکست برای همیشه از زندگیش رخت بربندد.</description>
                <category>امیر معینیان | Amir Moeinian</category>
                <author>امیر معینیان | Amir Moeinian</author>
                <pubDate>Fri, 21 Apr 2023 22:57:58 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>