<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیر محبعلی نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirnapster</link>
        <description>یک توسعه دهنده فناوری. بنیان‌گذار رسمیو. هم‌بنیان‌گذار سابق پیگیر، آی‌تاید، یو‌کانکت، ژاو. مدیر سابق فناوری اطلاعات کارگزاری بورسیران. منصرف از مهندسی برق امیرکبیر.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 05:24:55</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14485/avatar/fj1rdM.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیر محبعلی نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@amirnapster</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روند ثبت 1.8 میلیون شرکت در ایران + تأثیر کرونا</title>
                <link>https://virgool.io/lilakorg/%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AB%D8%A8%D8%AA-18-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-ctvd93sehuqp</link>
                <description>تعداد ثبت شرکت ماهیانه
تا به‌حال آمار به‌روزی از تعداد شرکت‌های ثبت شده در ایران وجود نداشته است. شاید به این دلیل که پایگاه‌داده متمرکزی از اشخاص حقوقی وجود ندارد. عجیب‌تر اینکه برای اصناف این پایگاه داده به صورت سراسری و در دسترس همگان وجود دارد، اما برای شرکت‌ها که حجم بزرگی از فعالیت‌های اقتصادی کشور در آن‌ها انجام می‌شود، هیچ آماری وجود ندارد، به جز یک عدد که آن هم مربوط به سال 93 است! تغییرات این اعداد نتیجه تصمیمات کلانی است که باید به عنوان خروجی بررسی شوند و تصمیمات بعدی براساس آن‌ها گرفته شود. اما همان‌طور که می‌دانیم مسئولین ما، بر خلاف نامشان، تنها چیزی که ندارند مسئولیت است!لیلاک با جمع آوری اطلاعات تمام شرکت‌های ایران به عدد 1.8 میلیون شرکت رسیده است. عددی بسیار بزرگ که قانوناً باید تمام آن‌ها (که منحل نشده‌اند) اظهارنامه مالیاتی پر کنند و درآمد آن‌ها شفاف باشد. به جز فروردین ماه که هر ساله بیشترین روزهای تعطیل را دارد و تعداد شرکت‌های ثبتی در آن کمتر است، تغییرات معنادار دیگری در این نمودار دیده می‌شود. روند روبه‌رشد پس از جنگ تحمیلی و شدت گرفتن آن در دوران ریاست جمهوری خاتمی و سقوط آن در دهه 80 و 90 که به نظر می‌رسد به دلیل تحریم‌ها و شرایط بد اقتصادی باشد. تعداد ثبت شرکت ماهیانه از سال 1377 تا کنونتعداد کل شرکت‌ها (مالیات‌دهنده‌ها)، معیاری برای شاخص آسانی انجام کسب و کار است. همان شاخصی که کشور گرجستان توانسته با تغییرات گسترده در چند سال اخیر از رتبه بالای 100 به رتبه 7 آن برسد و همچنان ایران در رتبه‌های بالای 100 بماند (رتبه سال 2020 ایران 127 است).  اما تأثیری که کروناویروس جدید یا COVID-19 در اقتصاد دنیا گذاشته انکار ناپذیر است. به طوری‌که تعداد ثبت شرکت در فروردین 1399 در ایران به عدد 1360 شرکت رسیده که تقریبا مساوی با تعداد شرکت ثبت شده در فروردین 1377 است. حتی در اسفند 1398 هم تعداد ثبت شرکت‌ها به عدد 3381 شرکت رسیده که تقریبا معادل اسفند سال 1379 است. این آمارها نشان از رکودی است که در کنار تأثیر رکود اقتصادی دنیا بر اقتصاد ایران، مستقیما به اقتصاد ایران ضربه‌ای جدی زده و چگونگی و زمان بازگشت به دوران پیش از کرونا را غیرقابل پیش‌بینی کرده است.این اعداد صرفاً تعداد شرکت‌های ثبت شده‌ی ایران هستند که با استفاده از داده‌های باز روزنامه رسمی کشور تهیه شده است. تصور کنید که اگر آمارهای دیگری مانند تعداد بیکارشدگان، گردش حساب‌ها، مصرف برق و بنزین، میزان تسهیلات دریافتی و پرداختی و صدها آمار و داده‌ی دیگر به صورت باز در دسترس بود، چه میزان از مشکلات فعلی هیچ وقت به وجود نمی‌آمد و برای آینده برنامه‌ریزی بهتری می‌شد.شما هم این نمودارها را با روندهای دیگر ایران مقایسه کنید (ریاست جمهوری‌ها، نرخ ارز، قیمت و میزان صادرات نفت، تغییرات قوانین مالیاتی و ...). به چه نتیجه‌ای می‌رسید؟</description>
                <category>امیر محبعلی نژاد</category>
                <author>امیر محبعلی نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 23:02:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا فعالیت رسمیو قانونی است؟</title>
                <link>https://virgool.io/lilakorg/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fqaibfxokons</link>
                <description>ماموریت سامانه رسمیو، پروفایلینگ اطلاعات رسمی منتشر شده شرکت‌ها و افراد ثبت شده در روزنامه رسمی بوده، در حالی که بدون تحقق هیچ یک از مصادیق مجرمانه مذکور در نظام حقوقی کشور، صرفاً اطلاعات رسمی منتشر شده توسط سامانه روزنامه رسمی را به صورت دسته‌بندی و منقح شده بازنشر نموده است. در همین راستا توجه به چند نکته حائز اهمیت است:باید توجه داشت که مستندا به مفاد اصل برائت هر عملی توسط شهروندان مجاز دانسته شده مگر آنکه حاکمیت به وسیله نص مصرح قانونی یا اعلان عمومی آن را غیرمجاز بداند و یا اینکه در شرع مقدس اسلام ممنوع شده باشد. پرواضح است که دریافت سیستمی داده‌های عمومی که به صورت پیش‌دستانه از سمت حاکمیت در بستر سامانه روزنامه رسمی صورت می‌گیرد، تاکنون مورد استثنای مصرح حاکمیت قرار نگرفته و همچنین مانع شرعی هم برای آن وجود ندارد. بنابراین از نظر مبانی نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران و مستنبط از اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران این امر را می‌توان کاملا مجاز و از جانب حاکمیت کاملا مسموح دانست.از سوی دیگر می‌توان به اصل آزادی اطلاعات به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشری اشاره نمود که دسترسی آزاد به اطلاعات از ثمره‌های آن و از نشانه های روشن حاکمیت شفافیت بر جامعه معرفی شده و در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران نیز به تصریح ماده 2 قانون انتشارو دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب 1388 و ماده 30 منشور حقوق شهروندی به طور کامل به رسمیت شناخته شده است. کما اینکه یکی از ملزومات جوامع مردم سالار، گردش آزاد اطلاعات و دسترسی آسان مردم به اطلاعاتی است که در زندگی آن‌ها تأثیر گذاشته و برای شهروندان اطلاع از این اخبار مهم باشد.البته باید دانست که انتشار و ارائه اطلاعات، دارای استثنائاتی است که به لحاظ مصالح ملی یا امنیتی هر سه قوه باید در مورد این استثنائات به توافق رسیده و در قانون به صراحت قید گردد. باید خاطر نشان ساخت دامنه این استثنائات نباید به حدی گسترده باشد که اصل دسترسی آزاد شهروندان به اطلاعات را زیر سؤال ببرد. در همین راستا بند 3 ماده 19 کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی بیان می‌دارد؛ محدودیت‌ها باید به موجب قانون برای احترام به حقوق یا حیثیت دیگران، حفظ امنیت ملی یا نظم و سلامت و اخلاق عمومی باشد.همه این نکات در حالی است که در نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران نیز اصل آزادی اطلاعات پذیرفته شده و استثنائات وارد بر آن نیز به صورت پراکنده در قوانین مختلفی ذکر شده که از جمله آن می توان به حریم خصوصی، اسناد تجاری و اطلاعات محرمانه نظام اشاره نمود که هیچ یک در دایره اطلاعات مورد ارائه توسط روزنامه رسمی قرار نمی‌گیرد. به بیان دیگر اطلاعات مورد ارائه توسط روزنامه رسمی دقیقا مصداق بارز دامنه اطلاعات مورد حمایت در اصل آزادی اطلاعات بوده و دسترسی به آن چه به صورت سیستمی و چه به صورت غیر سیستمی مجاز و آزاد شناخته می‌شود. لذا دریافت سیستمی این اطلاعات و بازنشر آن نیز مصداق هیچ یک از انواع ممنوع الانتشار و جرایم مذکور در این زمینه از قبیل انتشار اکاذیب، ورود به حریم خصوصی، انتشار اسناد محرمانه، سری یا تجاری و… نیست.همچنین طبق شیوه‌نامه تشخیص و تفکیک اطلاعات مربوط به حریم خصوصی و اطلاعات شخصی از اطلاعات عمومی موضوع مواد ۱۴ و ۱۵ قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوبه شماره ۲۴۶۲۹۴ مورخ ۱۳۹۸/۹/۱۱کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات:ماده۳ـ در موارد زیر اطلاعات مذکور در بندهای ماده ۱ خصوصی یا شخصی محسوب نمی‌شود: توسط خود فرد منتشر شده باشدماده۵ ـ داده‌های هویتی زیر در زمره اطلاعات و داده‌های شخصی محسوب نمی‌شود:۱. داده‌های راجع به هویت اشخاص حقوقی (شرکت‌ها، مؤسسات، سازمانهای مردم‌نهاد و…)۲. نام و نام خانوادگی افرادماده۸ ـ اطلاعات و داده‌های اقتصادی زیر در زمره اطلاعات و داده‌های شخصی محسوب نمی‌شود:۱. اطلاعات عضویت در هیأت مدیره بنگاههای اقتصادی۲. اطلاعات کلیه پرداخت‌های اشخاص به مؤسسات عمومی۳. مجوز‌های کسب و کار صادره از مؤسسات عمومی یا خصوصی (با رعایت شیوه‌نامه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مجوزهای دولتی)ماده۱۰ـ شماره­های تماس با مدیران و سایرکارمندان، در زمره داده­های شخصی محسوب نمی‌شوند.</description>
                <category>امیر محبعلی نژاد</category>
                <author>امیر محبعلی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Mar 2020 15:17:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا شهر آریانا؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirnapster/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%A7-d5nqpvleijsh</link>
                <description>حمل‌ونقلسالیانه بیشتر از شصت میلیارد دلار صَرف هزینه‌های حمل‌ونقل روزانه‌ی شهرنشین‌ها می‌شود: سی میلیارد دلار برای مصرف بنزین (سی میلیون لیتر[1]، هر لیتر یک دلار)، دو میلیارد دلار برای واردات خودرو[2]، پنج میلیارد دلار برای تولید خودرو (یک میلیون خودرو[3]، هر خودرو پنج هزار دلار)، پنج میلیارد دلار برای نگهداری از بیست میلیون خودروی موجود، پنج میلیارد دلار هزینه‌‌ی نیروی انسانی، (حقوق راننده‌ی تاکسی[4]، اسنپ[5]، اتوبوس[6]، کامیون[7])، چهار میلیارد دلار هزینه‌ی نگهداری از راه‌های فعلی، (ارزش فعلی راه‌های کشور هفتاد میلیارد دلار است[8]!) خسارات ناشی از تصادفات (هزینه‌ی مادی به اضافه‌‌‌ی خسارت‌های جانی و روحی بیش از دویست هزار تصادف، شانزده هزار کشته و ۱۵۰ هزار مجروح[9])، هزینه‌ی توسعه‌ی راه، پل، تونل، دوربین، روشنایی، پلیس و توسعه‌ و نگهداری اتوبوس و مترو نیز وجود دارد که از محاسبه‌ی آن صرف‌نظر می‌کنیم. یعنی هزار دلار در سال (یا یک میلیون تومان در ماه، البته در زمان نگارش کتاب) به ازای هر نفر (حدود شصت میلیون نفر شهرنشین[10]). در ضمن، خسارت‌های غیرمادی‌ای به وجود می‌آید که اهمیتش حتی از ضررهای مادی هم بیشتر است، مثلاً: تلف‌شدن زمان و عمر در ترافیک (نفری 133 ساعت در سال برای ایالت نیویورک و 164 ساعت در سال برای ایالت بوستون[11])، آزارهای جسمی و روحی ناشی از آلودگی هوا و آلودگی صوتی.چرا بشر  هنوز سعی می‌کند روش حمل‌و‌نقل فعلی را توسعه دهد؟ راه بهتری برای رفت‌وآمد نیست؟ چرا آسفالت؟ چرا خودرو؟ چرا این‌همه تراکم و باز هم فاصله‌های چند‌کیلومتری؟ چرا خانه‌سازی سه‌بعدی و راه‌سازی دوبعدی؟ چرا شهر از روستا بهتر است یا چرا روستا از شهر بهتر است؟بی‌تردید بهبود و توسعه‌ی روش فعلی سبب کاهش تدریجی هزینه‌ها می‌شود اما رفته‌رفته نیاز به تحول اساسی به وجود می‌آید: مثل خودرو در برابر درشکه، سایت در برابر روزنامه، فروش اینترنتی در برابر مغازه، اسنپ در برابر آژانس، کارت در برابر پول نقد، موبایل در برابر تلفن، تلفن در برابر نامه.مسکنیک مهندس با میانگین حقوق پنج میلیون تومان در ماه یا باید ده سال هیچ‌چیز نخورد، هیچ‌چیز نپوشد، هیچ جا نرود، هیچ‌چیز نخرد که بتواند  یک خانه‌‌ی پنجاهمتری در یک منطقه‌ی متوسط‌نشین در تهران بخرد یا باید حداقل ماهی دو میلیون تومان اجاره بدهد که در این صورت چیزی برای پس‌انداز باقی نمی‌ماند. به اضافه‌ی پولی که باید برای خرید یخچال، گاز، مایکروویو، ماشین لباس‌شویی، تلویزیون و کولر گازی بپردازد: ۱۵+۵+۵+۵+۸‌= ۳۸ میلیون تومان. به طور میانگین، حدود بیست درصد قیمت هر کالا صرف هزینه‌ها‌ی ملکش می‌شود. منظور از ملک، املاکی است که به آن نیاز است: از ابتدای تولید یک محصول تا زمانی که آن محصول به دست خریدار برسد. به علاوه، صاحبان کسب‌وکارهای تولید و فروش مواد اولیه و همچنین پخش‌کننده‌ها و نمایندگی‌ها و فروشگاه‌ها ــ  یا در مفهوم گسترده‌تر: اهل صنعت و بازار ــ نیز املاکی دارند که هزینه‌های آن از درآمد این کسب‌وکارها تأمین می‌شود و این هزینه‌ها تأثیری مستقیم بر قیمت تمام‌شده دارد.این روزها حداقل ماهی پانصد هزار تومان  اجاره‌ی دفتری است  که مهندس در آن کار می‌کند (و معمولاً دوسوم روز خالی و بی‌استفاده است) و کارفرما بهای اجاره‌ی آن را پرداخته است و در محاسبه‌ی حقوق و دستمزد مهندس آن را در نظر می‌گیرد.تا این‌جا از حقوق پنج میلیون‌تومانی چهل درصدش صَرف اجاره‌ی خانه، بیست درصدش صرف هزینه‌ی املاک اختصاص‌یافته به کالاهای خریده شده، سی درصدش صرف بیمه،  ده درصدش صرف مالیات و بقیه‌اش صرف حمل‌ونقل می‌شود.با این‌که تراکم واحدها و طبقات ساختمان‌ها هر روز بیشتر می‌شود و همزمان به ارزش دویست و پنجاه میلیارد دلار واحد مسکونی خالی وجود دارد[12](با بهره‌وری صفر). عرضه و تقاضا قیمت فعلی زمین را مشخص می‌کند و علاوه بر آن هزینه‌ی ساخت ملک با بتن و بلوک و تیرچه خیلی بالاست. در ایران به ازای هر نفر بیشتر از بیست هزار متر مربع زمین وجود دارد که تقریباً رایگان است، ولی تهران به قدری جذابیت دارد که بیشتر مردم حاضرند پول هنگفتی بپردازند تا نفری بیست مترش را داشته باشند!اگر از مردم بپرسید چه خانه‌ای می‌خواهند، جواب می‌دهند: خانه‌ای بزرگ با دسترسی راحت، مقاوم با نمای زیبا و امکانات و کلی زرق‌وبرق دیگر. خارج از چارچوب فکر کنیم!آموزشهر روز، از هفت صبح تا ظهر و بعدازظهر، کلاس فوق‌العاده و معلم خصوصی و تحقیق و آزمایش و امتحان و تست و کنکور و این چیزها. بدون هدف فقط درس می‌خوانیم که همسطح جامعه شویم، کمی بالاتر از طبقه‌ی متوسط! این‌همه انسان، با استعدادهای گوناگون، با وجود وضعیت‌های آموزشی گوناگون با ساختارِ «طبقه‌ای» (مدارس غیرانتفاعی شمال تهران را با مدرسه‌های مناطق محروم مقایسه کنید.) درس می‌خوانند، بدون این‌که بدانند چه چیزی برای‌شان بهتر است! به این می‌ماند که برنامه‌نویس بشود کفاش، کفاش برود سرِ  زمین برنج، کشاورز بنشیند پشت کامپیوتر کد بزند!بیشتر کسانی هم که مدال‌های المپیادی و رتبه‌های برتر کنکور را کسب می‌کنند از مدارس غیرانتفاعی و یا دیگر مدارس شمال‌شهری‌اند.نتیجه‌ی بودجه‌ی ۵۶هزارمیلیاردی آموزش و پرورش[13] و هزینه‌های کلاس و کتاب بیش از یک و نیم میلیون دانش‌آموز مدرسه‌های غیرانتفاعی[14] و هزینه‌های عجیب‌و‌غریب چهار میلیون دانشجوی بخش خصوصی[15] می‌شود فرار بهترین خروجی‌های علمی و ماندنِ کسانی که زمان و پول خود و کشورشان را برای به دست نیاوردن (!) تخصص خرج کرده‌اند. بهره‌وری این نظام آموزشی چیزی در حد صفر است!در جاهای دیگر، که وضع بهتر است، هر کس برای مهندس یا دکتر شدن باید بیست سال درس بخواند که بیست سال از دانشش استفاده کند! برای  داشتن حداقل سواد هم به بیشتر از دوازده سال زمان نیاز است: زمانی که صرف می‌شود تا هر کس همه‌چیز را فقط «اندکی» یاد بگیرد. از انتگرال و ترکیب کووالانسی و امواج الکترومغناطیس و تقسیم دی‌ان‌ای گرفته تا تاریخ تمدن ویل دورانت و ادیسه و آموزش خوش‌نویسی و هر چیزی که دم دست باشد!در حالی که بهترین سن برای یادگیری زبانِ دوم هفت‌سالگی است و بیشترین قدرت پردازش و حافظه هجده تا بیست و دوسالگی، در نظام فعلی، از هفت‌سالگی وادارمان می‌کنند به فراگیری مطالبی که ازشان هیچ سر درنمی‌آوریم؛ مطالب تخصصی را، با هزار زحمت، تا قبل از هجده‌سالگی می‌خوانیم، بین هجده تا بیست و دوسالگی خوش می‌گذرانیم، بعد از بیست و دوسالگی هم زبان می‌خوانیم! یعنی بیشتر از بیست هزار ساعت از زمان آموزش را به بهترین شکل ممکن هدر می‌دهیم.نهایت استفاده‌مان از تکنولوژی در آموزش هم این است که بعضی کتاب‌ها را در گوشی و تبلت می‌خوانیم!انرژی، آب، زباله، آلودگی و تغذیهـ  در سال، هر نفر تقریباً سه هزار کیلووات‌ساعت برق مصرف می‌کند[16]. قیمت واقعی‌ این مقدار برق می‌شود سیصد دلار ولی ما سیصد هزار تومان هم پرداخت نمی‌کنیم! این میزان مصرف با میانگین جهانی‌ چندان تفاوت ندارد[17]. استفاده‌ی ما ایرانی‌ها از شوفاژ و کولر آبی هم باعث می‌شود مصرف برق‌مان پایین بیاید، اما خوب است بدانید کلاً مصرف برق‌مان آن‌قدرها هم نیست که رسانه‌ی ملی در تبلیغات تکرارشونده و مداومش می‌گوید: اتلاف نیروی بسیاری در زیرساخت‌های توزیع برق نهفته است.ــ  مصرف آب آشامیدنی‌مان هشتاد درصد بیشتر از میانگین جهانی است، نود درصد کل مصرف هم صَرف کشاورزی می‌شود. (البته این مشکل جهانی است، فقط تعداد کمی از کشورهای پیشرفته مثل هلند مصرف آب در کشاورزی را تا حد چشمگیری کم کرده‌اند.[18])ــ  روزانه نُه هزار تُن زباله (دو برابر میانگین جهانی)، با هزینه‌ی هشتصد میلیارد تومان، فقط در شهر تهران و بر اثر به اصطلاح «دورریز» مواد غذایی و بسته‌بندی و این چیزها به وجود می‌آید: دورریزهایی شامل پلاستیک، انواع فلزات، کاغذ، انواع مواد غذایی.[19]ــ  کلاً دو سه هفته در سال هوای پاک داریم.[20]ــ  95 درصد سنسورهای سنجش صوت همیشه نشان‌دهنده‌ی وضعیت آزاردهنده و خطرناک‌اند![21] (زیر شصت دسیبل مناسب و سالم است و بالای 65 دسیبل آزاردهنده و خطرناک.)ــ  مصرف فست فود و چربی‌های مفید و غیرمفید روز به روز افزایش و مصرف مواد مورد نیاز بدن (مثل ویتامین‌ها، که بیشتر در میوه‌ها و سبزیجات وجود دارد، کلسیم و بی‌نهایت ماده‌ی ضروری دیگر) روز به روز کاهش می‌یابد.البته همه‌ی این‌ها مسائل روز و ملموس تمام جهان است ولی ما ایرانی‌ها آسیب‌پذیرتر و بی‌برنامه‌تر از هر کشور دیگری هستیم[22].مسائل ناملموس (مثل بیماری‌های ذهنی و روحی و روانی هم وجود دارد که در شاخص‌های جهانی حسابی خودنمایی می‌کند[23]!)خیالم راحت شد! آن‌قدری که باید غر زدم! ولی راه حل چیست؟ اجلاس فلان در پاریس برای آلودگی هوا؟ که درنهایت رئیس‌جمهوری وقت امریکا، دونالد ترامپ، در عرض چند ثانیه پاره‌اش کند و در عرض چند روز از آن خارج شود. کمپین فلان در کیپ تاون برای بحران آب؟ یا ویدئوهای قشنگِ تد؟ چرا حتی سرعت رو به زوال رفتن کم نمی‌شود؟ چرا هر چه شهرنشین‌تر و ماشینی‌تر و پیشرفته‌تر می‌شویم این اعداد دلهره‌آور کمتر نمی‌شوند؟Social Progress Indexشاخص پیشرفت اجتماعی یا Social Progress Index شاخصی است که با اندازه‌گیری مواردی مانند کیفیت و کمیت تغذیه، سرپناه، امنیت، دسترسی به دانش عمومی و آموزش و سلامت، حقوق شخصی و آزادی و چند چیز دیگر و امتیازدهی به هر کدام تشکیل می‌شود. درنهایت می‌توان هر کشور را در هر بخشی با سایر کشورها مقایسه کرد و یا میانگین این اعداد و امتیازها را به عنوان شاخص پیشرفت اجتماعی، معیار و ملاک مقایسه‌ی کشورها قرار داد.شاخص پیشرفت اجتماعی در مقایسه با سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی کشورهاخط رگرسیون در این نمودار نشان می‌دهد که معمولا شاخص پیشرفت اجتماعی و میزان سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی با هم نسبت مستقیم دارند و هرچه کشورها ثروتمندتر می‌شوند، رفاه بالاتری دارند. اما نکته مهم این است که، طبق تحقیقات محققان SPI، اگر میانگین ثروت افراد از چهارده هزار دلار به بیست و سه هزار دلار برسد میانگین این شاخص از 61 به 62.4 می‌رسد! پس حتی محال است چنین پیشرفت اقتصادی بزرگی در دنیا بهبود متناسبی در رفاه مردم ایجاد کند. کشورهای بالای خط رگرسیون نشان داده‌اند که می‌شود رفاه بیشتری ایجاد کرد اگر و فقط اگر سرمایه‌های ملی در جهت پیشرفت اجتماعی صرف شوند.اطلاعات بیشتر در سایت شهر آریانا و کتاب رویای آریاناپی نوشت[1]. منبع: آمارنامه‌ی مصرف فرآورده‌های نفتی انرژی‌زا، سال 1395[2]. منبع: https://faradeed.ir/fa/news/54350/[3]. منبع: https://car.ir/news/15692-release-automakers-statistics-year-97[4]. بیش از سیصد هزار راننده‌ی تاکسی در ایران وجود دارند؛ ماهیانه حدود 300 دلار = 1میلیارد دلار[5]. اسنپ و تپسی در مجموع بیش از 1.5 میلیون راننده دارند که ماهیانه با میانگین درآمد نود دلار بیش از 1.5 میلیارد دلار در سال درآمد دارند.[6]. بیش از چهل هزار اتوبوس بین‌شهری و درون‌شهری فعال هستند.[7]. بیش از 350هزار کامیون فعال هستند.[8]. منبع: https://tn.ai/1178515[9]. منبع: havades.mrud.ir[10]. منبع: Amar.org.ir[11]. منبع: http://inrix.com/scorecard/[12]. منبع: سایت amar.org.ir، بخش سرشماری نفوس و مسکن، سال 1395.[13]. منبع: https://tn.ai/1911790[14]. منبع: https://www.isna.ir/news/92060905224[15]. منبع: amar.org.ir[16]. منبع: طبق ترازنامه‌ی انرژی وزارت نیرو در سال 1395، براساس گزارش سازمان بین‌المللی انرژی در سال 2016، این عدد حدود چهار هزار کیلووات‌ساعت است.[17]. منبع: https://www.cia.gov/library/publications/th10e-world-factbook/rankorder/2233rank.html[18]. منبع: https://www.oecd.org/agriculture/topics/water-and-agriculture[19]. منبع:  https://www.isna.ir/news/96122413646[20]. منبع:  http://airnow.tehran.ir/home/AQIArchive.aspx[21]. منبع:  http://pollutionservices.tehran.ir[22]. منبع: https://www.numbeo.com/quality-of-life/rankings_by_country.jspو https://www.oxfam.org.uk/what-we-do/good-enough-to-eat[23]. منبع:  http://ghdx.healthdata.org/gbd-results-toolو https://ourworldindata.org/mental-health</description>
                <category>امیر محبعلی نژاد</category>
                <author>امیر محبعلی نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 21:32:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب رویای آریانا</title>
                <link>https://dataio.ir/کتاب-رویای-آریانا-p72cumbcnu9f</link>
                <description>اگر در زمان اشکانیان یا صفویان از کسی می‌پرسیدند: «صد سال آینده را چطور تصور می‌کنی؟» چه جوابی می‌داد؟ پیش‌بینی او چقدر به واقعیت نزدیک بود؟اگر الآن هم این را  بپرسیم، پیش‌بینی او تا چه حد درست خواهد بود؟ شاید بهتر باشد از او بخواهیم پنجاه سال آینده را مجسم کند، آیا هنوز نمی‌تواند حدس دقیقی بزند؟ حتی بد نیست پنج سال آینده را هم امتحان کنیم. در عصر کنونی، پیش‌بینی آینده تقریباً غیرممکن است و صرفاً می‌توان حدس‌هایی درباره‌ی آن زد. براساس این حدس‌ها، و همچنین تجربیات پیشینیان، نظام آموزشی طراحی کرده‌اند. انتظار داریم کودکی که در سال 1398 به دنیا می‌آید با آموزش‌های دوران مدرسه و دانشگاه، در سال‌های 1404 تا 1420، در دهه‌ی 1420 و 30 زندگی و کار کند. بیایید کمی به عقب بازگردیم. در دهه‌های 1350 و 60 و 70 پدر و مادرها انتظار داشتند فرزندان‌شان درس‌های خود را با تلاش بسیار بخوانند و مهندس و پزشک شوند. در حال حاضر، در سال 1398، چند درصد از مهندسان و پزشکان موفق شده‌اند از استعدادهای خود استفاده کنند و از وضع خود راضی باشند؟ یکی از دلایل تأکید بسیار بر رشته‌های مهندسی و پزشکی در آن سال‌ها رونق کسب‌وکار این افراد پس از جنگ تحمیلی بود: در کشوری که نیاز شدید به بازسازی و فعالیت‌های عمرانی و توسعه‌ی بهداشت و خدمات درمانی در آن به وجود آمده بود. پس از آن نیز، برای احیا و گسترش صنایع، مهندسان برق و مکانیک بسیاری نیاز داشتیم. این روند تا آخر دهه‌ی هشتاد ادامه داشت و بعد از آن نیاز به مهندسی کامپیوتر و علوم کامپیوتر احساس شد.حالا ایران چهارمین کشور دنیا از لحاظ تولید مهندس است (بعد از چین، هند و روسیه). بخشی از آینده‌ی نزدیک با پیشرفت هوش مصنوعی شکل خواهد گرفت، بنابراین، باید برای آن آماده باشیم و نسل‌های بعدی را براساس پیشرفت هوش مصنوعی تربیت کنیم. در آینده دستگاه‌ها و کامپیوترها، با فرآیندهای تکراری، بسیاری از کارها را خواهند کرد و در کارهای تکراری انسان توانایی رقابت با کامپیوتر را نخواهد داشت. برای نمونه اولین کتاب نوشته‌شده با هوش مصنوعی درباره‌ی خلاصه‌ای از تحقیقات باتری‌های لیتیوم ـ یونی منتشر شده (خلاصه کردن دسته‌ای از مطالب در اینترنت کاری تکراری است)، گلخانه‌های کاملاً خودکار در حال فعالیت هستند و فقط درسال2015، 6/4میلیارد دلار روی تکنولوژی کشاورزی سرمایه‌گذاری شده و به‌زودی این اتفاقات گسترده‌تر و با‌کیفیت‌تر خواهند شد.  در این کتاب سعی می‌کنیم با در نظر گرفتن آینده‌ی فناوری، تغییرات محیط‌زیست و محدودیت منابع سبکی جدید از زندگی طراحی کنیم تادردنیای پرسرعت ازکشورهای پیشرفته‌ پیشی گیریم.در ابتدا، در فصل «چرا؟»، مسائل و مشکلات عمده‌ی زندگی شهری به روش کنونی را بررسی و هزینه‌های ریالی و زمانی آن‌ها را محاسبه کرده‌ایم. سپس، در فصل «چطور؟»، راه‌کاری براساس تحقیقات و فناوری روز ارائه کرده‌ایم و در نهایت، در فصل «راه‌حل»، شیوه‌ی اجرایی و عملیاتی آن را شرح داده‌ایم. لطفا با جستجوی عنوان کتاب &quot;رویای آریانا&quot; در دیجی‌‌کالا و سفارش آن بنده را در این مسیر یاری نمایید.</description>
                <category>امیر محبعلی نژاد</category>
                <author>امیر محبعلی نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 17 Nov 2019 17:21:57 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>