<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Hamid Amirsemsari</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirsemsari</link>
        <description>فقط پانزده دقیقه در روز با من باش ، همین مقدار کافیست  #کتاب #ح_ا_س</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:56:40</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42203/avatar/SWIf5H.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Hamid Amirsemsari</title>
            <link>https://virgool.io/@amirsemsari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>خلاصه گزارش مک‌کنزی درباره پتانسیل هوش مصنوعی مولد</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D8%B2%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%BE%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%84-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%AF-xt5pmz0px4ho</link>
                <description>خلاصه گزارش مک‌کنزی درباره پتانسیل هوش مصنوعی مولد
این گزارش از شرکت مشاوره‌ای مک‌کنزی به بررسی تأثیرات هوش مصنوعی مولد (Generative AI - GenAI) بر صنایع مختلف، بهره‌وری، اقتصاد و آینده بازار کار می‌پردازد. در ادامه، خلاصه‌ای از مهم‌ترین بخش‌های این گزارش آورده شده است:۱. پتانسیل اقتصادی و بهره‌وریهوش مصنوعی مولد می‌تواند بهره‌وری نیروی کار را 60 تا 70 درصد افزایش دهد، به‌ویژه در بخش‌هایی که شامل وظایف شناختی و خلاقانه هستند.این فناوری می‌تواند تا 4.4 تریلیون دلار ارزش اقتصادی سالانه ایجاد کند.بخش‌های مالی، بازاریابی، مشتری‌مداری و توسعه نرم‌افزار بیشترین بهره را از آن خواهند برد.۲. تأثیر بر بازار کارحدود 75 درصد وظایف کاری می‌توانند تا حدی به کمک GenAI خودکار شوند.نیروی کار باید مهارت‌های خود را تطبیق دهد، چرا که برخی مشاغل کاهش و برخی دیگر ایجاد خواهند شد.مهم‌ترین مهارت‌های آینده شامل مدیریت هوش مصنوعی، تحلیل داده، و تفکر خلاقانه خواهد بود.۳. کاربردهای کلیدی در صنایع مختلفخدمات مشتری: چت‌بات‌های هوشمند و سیستم‌های پاسخگویی خودکار، تجربه مشتری را متحول می‌کنند.بازاریابی و فروش: تولید محتوا، شخصی‌سازی تبلیغات و تحلیل احساسات مشتری.پزشکی: کمک در تشخیص بیماری‌ها و تسریع توسعه داروهای جدید.فناوری و نرم‌افزار: تولید کدهای برنامه‌نویسی و بهینه‌سازی فرآیندهای توسعه نرم‌افزار.۴. چالش‌ها و موانعمسائل حقوقی و اخلاقی: کپی‌رایت، حریم خصوصی و امنیت داده‌ها نیازمند قوانین مشخص هستند.کیفیت و دقت اطلاعات: هوش مصنوعی گاهی اطلاعات نادرست تولید می‌کند که نیازمند نظارت انسانی است.تأثیرات اجتماعی: افزایش نابرابری‌های شغلی و نیاز به آموزش مجدد نیروی کار.۵. توصیه‌ها برای کسب‌وکارهاسرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه برای بهره‌گیری از GenAI.آموزش کارکنان برای کار با هوش مصنوعی به‌جای جایگزینی کامل آن‌ها.تنظیم استراتژی‌های بلندمدت برای ادغام هوش مصنوعی در فرآیندهای سازمانی.نتیجه‌گیریهوش مصنوعی مولد یک تحول بزرگ در دنیای کسب‌وکار ایجاد خواهد کرد و سازمان‌هایی که سریع‌تر آن را بپذیرند، می‌توانند مزیت رقابتی قابل‌توجهی کسب کنند. اما استفاده مسئولانه از آن، همراه با تنظیم مقررات مناسب، برای کاهش ریسک‌های آن ضروری است.نظرتون رو بعد از مطالعه این مطلب برام بنویسید </description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Thu, 27 Mar 2025 12:59:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمای سطحی و توهم استادی</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B7%D8%AD%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%DB%8C-r3hybo6rldm5</link>
                <description>آدمای سطحی و توهم استادی
بعضی‌ها تا دو تا کتاب می‌خونن، دو تا جمله قشنگ از اینور و اونور می‌شنون، یه ذره توی جمع ازشون تعریف می‌شه، فوری حس می‌کنن که دیگه علامه دهر شدن! فکر می‌کنن الان دیگه وقتشه که بیان بقیه رو هدایت کنن، آموزش بدن و اسم خودشون رو بذارن استاد، کوچ، معلم، مربی یا هر چیز پرطمطراق دیگه‌ای.اینا آدمایی هستن که به جای عمیق شدن، فقط یه لایه نازک از دانش رو برداشتن، ولی توی ذهن خودشون غرق در توهم استاد بودن شدن. همون‌هایی که به جای یادگیری واقعی، عاشق نمایش دادن خودشون هستن. مولوی این جماعت رو خیلی قشنگ توصیف کرده:آب کم جو، تشنگی آور بدستتا بجوشد آبت از بالا و پستیعنی به جای این‌که دنبال چیزای سطحی باشی، واقعاً تشنه یادگیری شو تا علم و دانش واقعی مثل یه چشمه از درونت بجوشه، نه این‌که فقط چند تا جمله قشنگ حفظ کنی و اداشو دربیاری.ده علامت آدمای سطحی که ادعای استادی دارن:حرفای پر زرق و برق ولی بی‌محتوا : زیاد از کلمات قلمبه سلمبه استفاده می‌کنن، ولی وقتی عمیق نگاه می‌کنی، چیزی جز کلی‌گویی توش نیست.نداشتن تجربه عملی : فقط از تئوری حرف می‌زنن، ولی خودشون توی عمل هیچ تجربه‌ای ندارن.پرحرفی و کم‌شنیدن :  همیشه می‌خوان حرف بزنن و خودشونو اثبات کنن، ولی گوش دادن بلد نیستن.ادعای دانستن همه‌چیز :  در هر زمینه‌ای نظر می‌دن، از فلسفه و مدیریت تا تغذیه و موفقیت و حتی سیاست!وابستگی به جملات کلیشه‌ای و انگیزشی :  دائم جملات تکراری و بدون عمق می‌گن که بیشتر شبیه کپشن اینستاگرامیه تا یک دیدگاه واقعی.عدم تحمل نقد و مخالفت :  اگه کسی نقدشون کنه، فوری یا ناراحت می‌شن، یا جبهه می‌گیرن، یا منتقد رو تحقیر می‌کنن.نداشتن منابع معتبر : همیشه حرفاشون رو بدون منبع می‌زنن، یا نهایتاً یه کتاب معروف رو اسم می‌برن، ولی هیچ استناد علمی ندارن.تمرکز بر نمایش به جای یادگیری :  بیشتر به این فکر می‌کنن که چطور توی شبکه‌های اجتماعی خودشون رو استاد نشون بدن تا این‌که واقعاً یاد بگیرن.علاقه زیاد به عناوین و القاب :  عاشق این هستن که خودشون رو کوچ، استاد، دکتر، یا مربی خطاب کنن، حتی اگه مدرک و تجربه‌ای نداشته باشن.تغییر دائمی حوزه فعالیت :  یه روز کوچ موفقیتن، یه روز متخصص روانشناسی، یه روز کارآفرین و یه روز استاد معنویت! چون عمق ندارن، همیشه سطحی می‌مونن و به سرعت از این شاخه به اون شاخه می‌پرن.چطور این افراد رو شناسایی کنیم؟ازشون بپرسید چقدر تجربه عملی دارن؟بپرسید از چه منابعی استفاده می‌کنن؟ببینید آیا واقعاً چیزی به شما اضافه می‌کنن یا فقط حرفای انگیزشی تکراری می‌زنن؟واکنششون رو به نقد ببینید. اگه زود ناراحت شدن، معلومه توهم استاد بودن دارن!یه موضوع تخصصی رو ازشون بپرسید. اگه جواب سطحی دادن، بدونید که عمقی ندارن.خلاصه، آدمای عمیق معمولاً ادعای زیادی ندارن، ولی آدمای سطحی همیشه دنبال اینن که خودشونو بزرگ نشون بدن.شما چند نفر رو تا به حال در چنین توهمی ملاقات کردید ؟؟؟</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Wed, 26 Mar 2025 19:58:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور تو زندگی و کارمون قوی‌تر و مقاوم‌تر باشیم؟ (تاب‌آوری با مدل PERMA)</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D9%84-perma-gqidevi6ushp</link>
                <description>(تاب‌آوری با مدل PERMA)این روزا زندگی پر از چالش و سختی شده، چه تو زندگی شخصی، چه تو محل کار. گاهی احساس می‌کنیم فشار زیادی رومونه و نمی‌دونیم چطور باید از پسش بربیایم. اما یه روش علمی وجود داره که بهمون کمک می‌کنه تو این شرایط مقاوم‌تر بشیم و از زندگیمون بیشتر لذت ببریم.مدلی به اسم PERMA هست که یه روانشناس معروف به نام مارتین سلیگمن اونو معرفی کرده. این مدل ۵ تا اصل داره که باعث می‌شه هم تو زندگی شخصی و هم توی کار، خوشحال‌تر و موفق‌تر باشیم.(تاب‌آوری با مدل PERMA)مدل PERMA چیه و چطوری کمکمون می‌کنه؟۱. حال خوب و انرژی مثبت (P – Positive Emotions)یعنی حسای خوبی مثل شادی، امید، عشق و آرامش تو زندگیمون بیشتر باشه.✅ چرا مهمه؟ باعث می‌شه استرسمون کم بشه، روحیه‌مون بهتر بشه و بیشتر از زندگی لذت ببریم.✅ چطور تقویتش کنیم؟هر روز ۳ چیز خوبی که برات اتفاق افتاده رو بنویس (حتی چیزای کوچیک مثل یه چای خوش‌طعم!).به جای غر زدن، تمرین قدردانی کن، مثلاً یه پیام تشکر برای یه دوست بفرست.به چیزای مثبتی که داری فکر کن، نه فقط چیزایی که نداری.(تاب‌آوری با مدل PERMA)۲. انجام کارایی که دوست داری و توش غرق می‌شی (E – Engagement)وقتی کاری رو با عشق انجام بدی، زمان برات سریع می‌گذره و اصلاً حواست به دنیا نیست. این یعنی درگیری کامل تو یه فعالیت.✅ چرا مهمه؟ تمرکزت رو بالا می‌بره، خلاقیتت رو زیاد می‌کنه و حس مفید بودن بهت می‌ده.✅ چطور تقویتش کنیم؟یه کار چالش‌برانگیز که دوستش داری پیدا کن، مثل موسیقی، ورزش یا حل معما.موقع کار، گوشی و اینترنت رو خاموش کن و فقط رو همون کار تمرکز کن.کارایی که باعث حس خوب و انگیزه می‌شن رو بیشتر تو برنامت بذار.۳. داشتن رابطه‌های خوب و آدمای پشتیبان (R – Relationships)هیچ‌کس نمی‌تونه تنهایی از پس همه‌چیز بربیاد. آدمای دور و برمون خیلی مهمن!✅ چرا مهمه؟ باعث می‌شه کمتر احساس تنهایی کنیم و تو روزای سخت، یه تکیه‌گاه داشته باشیم.✅ چطور تقویتش کنیم؟بیشتر وقتتو با دوستای خوب و خانواده بگذرون، حتی یه تماس تلفنی هم کافیه.به آدمای اطرافت کمک کن، چون حس خوبی بهت می‌ده و رابطت رو قوی‌تر می‌کنه.از آدمای منفی دور شو و بیشتر با آدمایی باش که بهت انرژی مثبت می‌دن.۴. داشتن هدف و معنا تو زندگی (M – Meaning)یعنی فقط زندگی نکنیم که زنده باشیم، بلکه یه دلیل و هدف واقعی برای کارایی که می‌کنیم داشته باشیم.✅ چرا مهمه؟ وقتی بدونی چرا یه کاری رو انجام می‌دی، انگیزه بیشتری داری و احساس مفید بودن می‌کنی.✅ چطور تقویتش کنیم؟از خودت بپرس: &quot;چرا دارم این کارو انجام می‌دم؟&quot;تو کار یا زندگی شخصی، سعی کن به بقیه کمک کنی، این حس معنای بیشتری به زندگیت می‌ده.توی یه کار خیریه شرکت کن یا یه مهارت یاد بگیر که بتونی به بقیه هم یاد بدی.۵. رسیدن به هدف‌ها و حس پیشرفت (A – Accomplishment)احساس موفقیت و رشد شخصی خیلی لذت‌بخشه و به آدم اعتمادبه‌نفس می‌ده.✅ چرا مهمه؟ باعث می‌شه انگیزه داشته باشی، به خودت افتخار کنی و با چالش‌ها راحت‌تر کنار بیای.✅ چطور تقویتش کنیم؟هدفای کوچیک برای خودت تعیین کن و هر بار که بهشون رسیدی، جشن بگیر.به جای مقایسه با بقیه، خودتو با دیروزت مقایسه کن و ببین چقدر پیشرفت کردی.اگه تو کاری شکست خوردی، اونو یه درس ببین، نه یه باخت.چطور اینا رو تو محل کار هم اجرا کنیم؟✔ P (حال خوب): محیط کاری مثبت بساز، از همکارات تشکر کن و شادی رو تو کار بیار.✔ E (درگیری): کارایی که دوست داری و توش مهارت داری رو بیشتر انجام بده.✔ R (روابط): با همکارا دوست باش، بهشون کمک کن و محیط رو صمیمی کن.✔ M (معناداری): ببین کارت چطور به بقیه کمک می‌کنه و چه تأثیری داره.✔ A (دستاورد): هدف‌های کاری تعیین کن و پیشرفتت رو بررسی کن.سه تمرین عملی برای تقویت تاب‌آوری با مدل PERMA۱. تمرین مثبت‌اندیشی (برای P – حال خوب)✅ هر شب قبل از خواب، ۳ تا چیز مثبتی که اون روز برات اتفاق افتاده رو بنویس.✅ می‌تونه یه اتفاق کوچیک باشه، مثلاً یه مکالمه خوب، یه غذای خوشمزه یا یه موفقیت کوچیک تو کار.✅ این کار باعث می‌شه ذهنت به جای تمرکز روی مشکلات، به چیزای خوب توجه کنه.۲. تمرین تمرکز و درگیری (برای E – غرق شدن در کار)✅ یه کاری که دوست داری انتخاب کن و نصف ساعت بدون هیچ حواس‌پرتی فقط روش تمرکز کن.✅ گوشی رو خاموش کن، اعلان‌ها رو ببند و فقط روی کاری که انجام می‌دی متمرکز باش.✅ بعدش ببین چقدر احساس بهتری داری و چقدر بیشتر پیشرفت کردی.۳. تمرین هدف‌گذاری (برای A – پیشرفت و موفقیت)✅ یه هدف کوچیک ولی مشخص برای یه هفته آینده تعیین کن.✅ مثلاً &quot;هر روز ۱۰ دقیقه ورزش کنم&quot;، &quot;یه کتاب ۵۰ صفحه‌ای بخونم&quot;، یا &quot;یه کار عقب‌مونده رو تموم کنم&quot;.✅ وقتی موفق شدی، یه جایزه کوچیک به خودت بده و هدفتو برای هفته بعد سخت‌تر کن.و در انتهای این مطلب با استفاده از مدل PERMA می‌تونیم تاب‌آوری، خوشحالی و موفقیتمون رو بیشتر کنیم.💡 هیجانات مثبت داشته باشیم (P)،💡 کارای مورد علاقه‌مون رو با تمرکز انجام بدیم (E)،💡 رابطه‌های خوب بسازیم (R)،💡 هدف و معنای زندگی پیدا کنیم (M)،💡 و برای موفقیت‌های کوچیکمون ارزش قائل بشیم (A).اگه این تمرینا رو انجام دادی، نتیجه‌ش رو بهم بگو در کامنت !</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Mon, 24 Mar 2025 14:31:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل نقاط قوت و ضعف گوگل و آمازون</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B7-%D9%82%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%B6%D8%B9%D9%81-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%88%D9%86-rgc0bdpgevhz</link>
                <description>گوگل:نقاط قوت:1-  تنوع درآمدی:- درآمد از منابع متنوعی مانند تبلیغات جستجو (Search Ads)، یوتیوب، Google Cloud، Google Play و سخت افزار (Nest, Pixel) تأمین میشود.- ۶۱.۷ میلیارد دلار درآمد تبلیغاتی (+۱۳٪ نسبت به سال قبل) نشاندهنده سلطه گوگل در بازار تبلیغات دیجیتال است.2-  حاشیه سود بالا:- سود ناخالص ۴۶.۸میلیارد دلار با حاشیه ۵۸٪ (+۲ واحد درصد نسبت به سال قبل) که نشاندهنده کارایی بالا در مدیریت هزینههاست.- سود خالص ۲۳.۷میلیارد دلار با رشد ۸ واحد درصدی حاشیه سود.3-  رشد پایدار:- درآمد کلی ۸۰.۵میلیارد دلار +۱۵٪ Y/Y) و رشد سود عملیاتی ۳۲٪ (+۷ واحد درصد).4-  هزینه های کنترل شده:- هزینه های R&amp;D (۱۱.۹ میلیارد دلار) و S&amp;M (۶.۴ میلیارد دلار) نسبت به درآمد متناسب هستند و رشد کمتری دارند.نقاط ضعف:1-  وابستگی به تبلیغات:- ۷۶.۶٪ از درآمد گوگل ۶۱.۷میلیارد  از ۸۰.۵میلیارد  از تبلیغات تأمین میشود که ریسک وابستگی به یک بخش را افزایش میدهد.2-  هزینه های عملیاتی:- هزینه های عملیاتی ۲۱.۴میلیارد دلار، شامل TAC (هزینه ترافیک تبلیغاتی) ۱۲.۹ میلیارد دلار که سودآوری را تحت تأثیر قرار میدهد.آمازون:نقاط قوت:1-  تنوع درآمدی چشمگیر:- درآمد از فروشگاه آنلاین، AWS (۲۵ میلیارد دلار +۱۷٪)، تبلیغات، و سرویسهای اشتراکی (Prime) تأمین میشود.2-  رشد قوی AWS:- بخش ابری AWS با ۱۷٪ رشد سالانه، همچنان پیشتاز بازار است و سودآوری بالایی دارد.3-  بهبود سودآوری:- سود عملیاتی ۱۵.۳میلیارد دلار (+۷ واحد درصد حاشیه سود) و سود خالص ۱۰.۴میلیارد دلار (+۵ واحد درصد).4- کاهش هزینه های فول فیلم نت:- هزینه های فول فیلم نت ۲۲.۳میلیارد دلار (۱۶٪ از درآمد) که نسبت به سال قبل ۱ واحد درصد کاهش یافته است.نقاط ضعف:1- حاشیه سود پایینتر:- حاشیه سود ناخالص ۴۹٪ (در مقابل ۵۸٪ گوگل) نشاندهنده هزینه های بالاتر در زنجیره تأمین و عملیات لجستیک.2-  وابستگی به فروشگاه آنلاین:- بخش عمده درآمد (۵۴.۷میلیارد دلار از فروشگاه فیزیکی/آنلاین) ممکن است تحت تأثیر رقابت و نوسانات بازار قرار گیرد.3-  هزینه های سنگین تکنولوژی:- هزینه های تکنولوژی و محتوا ۲۰.۴ میلیارد دلار (۱۴٪ از درآمد) که فشار بر سودآوری ایجاد میکند.مقایسه کلی:- گوگل در سودآوری و کنترل هزینه ها قویتر عمل کرده، اما وابستگی به تبلیغات یک ریسک کلیدی است.- آمازون با تنوع بخشی و رشد AWS موفق بوده، اما هزینه های عملیاتی بالا و حاشیه سود پایین تر چالشهای اصلی آن هستند.- هر دو شرکت رشد دو رقمی در درآمد و سود داشته اند که نشان دهنده قدرت بازار و استراتژی های مؤثر است.دلایل موفقیت گوگل و آمازون:گوگل:1-  نوآوری و تنوع محصولات:- توسعه مداوم محصولاتی مانند یوتیوب، Google Cloud، و سختافزارهای هوشمند (Nest, Pixel) که درآمدهای متنوعی ایجاد میکنند.- تبلیغات جستجو به دلیل تسلط بر بازار موتورهای جستجو (۹۰٪ سهم جهانی) و دسترسی به داده های کاربری گسترده، پایه درآمدی قدرتمند است.2-  مدل کسب وکار کم هزینه و پرحاشیه:- تمرکز بر خدمات دیجیتال (مثل تبلیغات و ابر) که هزینه های تولید و توزیع پایینی دارند، منجر به حاشیه سود ناخالص ۵۸٪ شده است.3-  سرمایه گذاری در فناوری های پیشرو:- سرمایه گذاری سنگین در هوش مصنوعی، خودروهای خودران، و سلامت دیجیتال که آینده رشد را تضمین میکند.- بودجه R&amp;D ۱۱.۹ میلیارد دلاری (۱۵٪ از درآمد) نشان دهنده تعهد به نوآوری است.4- مدیریت هوشمند هزینه ها:- کنترل هزینه های عملیاتی (مثل S&amp;M ۶.۴ میلیارد دلار) و بهینه سازی (ترافیک تبلیغاتی (TAC ۱۲.۹ میلیارد دلار.5- مقیاس جهانی و اثر شبکه ای:- دسترسی به میلیاردها کاربر و داده، امکان شخصی سازی تبلیغات و بهبود اثربخشی را فراهم کرده است.آمازون:1- راهبرد تنوع بخشی:- ترکیبی از خرده فروشی آنلاین، AWS (پیشتاز بازار ابر با ۳۱٪ سهم جهانی)، و خدمات اشتراکی (Prime).- رشد ۱۷٪ درآمد AWS (۲۵ میلیارد دلار) به دلیل افزایش تقاضا برای خدمات ابری.2-  بهینه سازی زنجیره تأمین و لجستیک:- کاهش هزینه های فول فیلم نت به ۱۶٪ از درآمد (۲۲.۳ میلیارد دلار) با استفاده از اتوماسیون و سیستمهای پیشرفته انبارداری.3-  وفاداری مشتریان:- سرویس Prime با بیش از ۲۰۰میلیون مشترک، درآمد مکرر و وفاداری ایجاد کرده است.4-  رشد بازارهای جدید:- گسترش به حوزه هایی مانند سلامت دیجیتال، پخش زنده (Twitch)، و فناوری فضایی (Blue Origin).5- صرفه های مقیاس:- حجم بالای فروش در خرده فروشی و AWS امکان کاهش هزینه های واحد و رقابت پذیری قیمتها را فراهم میکند.عوامل مشترک موفقیت:- تمرکز بر تجربه کاربری: هر دو شرکت رابطه ای کاربری ساده و خدمات شخصی سازی شده ارائه میدهند.- سرمایه گذاری در فناوری:استفاده از داده های بزرگ، هوش مصنوعی، و زیرساختهای ابری برای بهبود خدمات.- استراتژی بلندمدت: پذیرش ریسک های حساب شده (مثل پروژههای آزمایشی) و تمرکز بر رشد پایدار.- برندینگ قوی:اعتبار برندها باعث جذب مشتریان، شرکا، و استعدادهای برتر میشود.چالش های آینده:- گوگل: وابستگی به تبلیغات و فشارهای تنظیم گری (مثل قوانین حریم خصوصی).- آمازون: هزینههای بالای لجستیک و رقابت فشرده در خردهفروشی و ابر.این موفقیتها نتیجه ترکیبی از نوآوری مداوم، مدیریت هوشمند منابع، و سازگاری با تحولات بازار است.اما در این بخش به توصیه های آموزشی برای صنعت بازاریابی و فروش (بر اساس موفقیت گوگل و آمازون) می پردازیم :1-  تنوع بخشی درآمدی- چگونه؟- علاوه بر فروش محصولات اصلی، خدمات جانبی مانند مشاوره تخصصی، محتوای آموزشی پولی، یا اشتراک ماهانه (مثل دسترسی به ابزارهای اختصاصی) ارائه دهید.- مثال: یک فروشگاه آنلاین پوشاک میتواند وبینارهای استایلینگ یا عضویت در باشگاه مشتریان ویژه را راه اندازی کند.- چرا؟- کاهش وابستگی به یک منبع درآمد و افزایش ثبات مالی (مثل درآمد گوگل از تبلیغات، ابر، و سخت افزار).2- استفاده از داده ها برای تبلیغات هوشمند- چگونه؟- از ابزارهایی مانند Google Analytics، Meta Business Suite، یا CRMها برای تحلیل رفتار مشتریان استفاده کنید.- تبلیغات را بر اساس علاقه مندی ها، تاریخچه خرید، و دموگرافی شخصی سازی کنید.- چرا؟- افزایش نرخ تبدیل (مثل تبلیغات هدفمند گوگل که ۶۱.۷ میلیارد دلار درآمد ایجاد میکند).3-  سرمایه گذاری در فناوری و اتوماسیون- چگونه؟- از ابزارهای اتوماسیون بازاریابی مثل HubSpot، Mailchimp برای مدیریت کمپینها و تعامل با مشتریان استفاده کنید.- چت باتهای هوشمند را برای پشتیبانی ۲۴ ساعته راه اندازی کنید.- چرا؟- کاهش هزینه های عملیاتی و افزایش کارایی (مثل استفاده آمازون از اتوماسیون در لجستیک).4-  بهینه سازی هزینه ها و فرآیندها- چگونه؟- فرآیندهای پرهزینه (مثل انبارداری، حمل ونقل) را بررسی و با فروشندگان محلی یا پلتفرم های لجستیک مقرون به صرفه همکاری کنید.- از نرم افزارهای مدیریت موجودی مثلTradeGecko برای کاهش ضایعات استفاده کنید.- چرا؟- بهبود حاشیه سود (مثل کاهش ۱ درصدی هزینه های فول فیلم نت آمازون).5-  ایجاد برنامه های وفاداری- چگونه؟- سیستم امتیازدهی یا تخفیف های دوره ای برای مشتریان وفادار طراحی کنید.- مثال: ارائه کد تخفیف ویژه به مشتریانی که بیش از ۳ بار خرید کرده اند.- چرا؟- افزایش نرخ بازگشت مشتری مثل سرویس Prime آمازون با ۲۰۰ میلیون مشترک.6- تمرکز بر تجربه کاربری (UX)- چگونه؟- وبسایت یا اپلیکیشن تان را ساده، سریع، و موبایل محور طراحی کنید.- از نظرات مشتریان برای بهبود رابط کاربری استفاده کنید (مثل نظرسنجی های کوتاه پس از خرید).- چرا؟- افزایش رضایت مشتری و کاهش نرخ پرش (مثل طراحی کاربرپسند گوگل).7- رشد از طریق محتوای ارزشمند- چگونه؟- وبلاگ، پادکست، یا ویدئوهای آموزشی مرتبط با صنعت خود تولید کنید.- مثال: یک فروشنده لوازم آشپزخانه میتواند ویدئوهای «آموزش آشپزی سریع» منتشر کند.- چرا؟- جذب مخاطب و تبدیل آنها به مشتری (مثل موفقیت یوتیوب گوگل در جذب مخاطب و تبلیغات).8- همکاری با اینفلوئنسرها- چگونه؟- با اینفلوئنسرهای حوزه فعالیت خود همکاری کنید و محصولات را به صورت ارگانیک معرفی کنید.- مثال: ارسال نمونه رایگان به اینفلوئنسرهای فشن برای بررسی محصولات.- چرا؟- افزایش اعتماد و دسترسی به مخاطبان جدید (مثل تبلیغات آمازون از طریق بررسی های کاربران).9-  پاسخگویی سریع به بازخوردها- چگونه؟- به نظرات منفی در شبکه های اجتماعی یا پلتفرمهای بررسی مثل Google Reviews سریع و حرف های پاسخ دهید.- از بازخوردها برای بهبود محصولات یا خدمات استفاده کنید.- چرا؟- حفظ اعتبار برند و تبدیل انتقادات به فرصت (مثل استراتژی گوگل در بهبود مداوم خدمات).10-  آزمون و خطا با بودجه کم- چگونه؟- ابتدا کمپین های کوچک و کم هزینه (مثل تبلیغات در شبکه های اجتماعی) اجرا کنید و نتایج را تحلیل نمایید.- از ابزارهای رایگان مانند Google Trends یا AnswerThePublic برای شناسایی نیازهای بازار استفاده کنید.- چرا؟- کاهش ریسک سرمایه گذاری و شناسایی استراتژی های مؤثر (مثل پروژه های آزمایشی گوگل در فناوری های جدید).و کلام آخر اینکه موفقیت در بازاریابی و فروش نیازمند ترکیب نوآوری، استفاده از داده ها، و تمرکز بر مشتری است. با الهام از استراتژیهای گوگل و آمازون، کسب وکارها میتوانند با تنوع بخشی، بهینه سازی هزینه ها، و ایجاد تجربه های منحصربه فرد، جایگاه خود را در بازار تقویت کنند.شروع کوچک، یادگیری مداوم، و سازگاری با تغییرات کلید رشد پایدار است!</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Sun, 23 Mar 2025 12:32:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدل EFQM 2025</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D9%85%D8%AF%D9%84-efqm-2025-fpv077wslei4</link>
                <description>مقدمه مدل EFQM (بنیاد مدیریت کیفیت اروپا) یک چارچوب مدیریتی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا عملکرد خود را بهبود بخشند و به تعالی برسند. این مدل در سال 2025 به‌روزرسانی شده است تا با چالش‌ها و نیازهای جدید سازمان‌ها در دنیای امروز هماهنگ باشد. ویرایش 2025 مدل EFQM بر پایه اصولی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با استفاده از بهبود مستمر و تحول، به سمت عملکرد پایدار حرکت کنند.اهداف مدل EFQM مدل EFQM به سازمان‌ها کمک می‌کند تا نقاط قوت خود را شناسایی کنند، زمینه‌های بهبود را تشخیص دهند و اقدامات خود را با اهداف محیطی، اجتماعی و اقتصادی همسو کنند. این مدل بر همکاری، یادگیری و بهبود مستمر تأکید دارد و سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا با استفاده از ابزارهایی مانند AssessBase، عملکرد خود را ارزیابی و بهبود بخشند.ساختار مدل EFQM مدل EFQM از چندین معیار اصلی تشکیل شده است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا عملکرد خود را در جهات مختلف بهبود بخشند. این معیارها شامل موارد زیر هستند:1. مبنای وجودی، چشم‌انداز و استراتژی: سازمان‌ها باید هدف خود را به وضوح تعریف کنند و استراتژی‌هایی را توسعه دهند که با نیازهای ذینفعان همسو باشد.2. فرهنگ سازمانی و رهبری: رهبران سازمان باید فرهنگ سازمانی را هدایت کنند و ارزش‌های محوری را پرورش دهند.3. تعامل تنگاتنگ با ذینفعان: سازمان‌ها باید با ذینفعان خود ارتباط مؤثر برقرار کنند و نیازهای آن‌ها را درک کنند.4. خلق ارزش پایدار: سازمان‌ها باید ارزش پایدار را برای مشتریان و سایر ذینفعان خلق کنند.5. پیشبرد عملکرد و تحول: سازمان‌ها باید عملکرد خود را بهبود بخشند و برای آینده آماده شوند.6. برداشت‌های ذینفعان: سازمان‌ها باید بازخورد ذینفعان را جمع‌آوری و تحلیل کنند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.7. عملکردهای استراتژیک و عملیاتی: سازمان‌ها باید نتایج استراتژیک و عملیاتی خود را اندازه‌گیری و بهبود دهند.ابزار رادار (RADAR) رادار یک ابزار تحلیلی است که به سازمان‌ها کمک می‌کند تا عملکرد خود را ارزیابی کنند. این ابزار بر اساس منطق EFQM طراحی شده است و به سازمان‌ها کمک می‌کند تا نقاط قوت و فرصت‌های بهبود خود را شناسایی کنند. رادار از چندین عنصر تشکیل شده است که شامل رویکردها، اجرا، ارزیابی و یادگیری است.تغییرات کلیدی در مدل EFQM 2025 ویرایش 2025 مدل EFQM تغییرات مهمی را در ساختار و محتوای مدل به همراه دارد. برخی از این تغییرات عبارتند از:- تأکید بیشتر بر تعهد به مبنای وجودی، فرهنگ سازمانی و نوآوری.- معرفی شیوه‌های کاری جدید و توجه به انتظارات نیروی کار.- تفکیک واضح بین نتایج استراتژیک و عملیاتی.- کاهش حداقل امتیازدهی در رادار و معرفی جداول جدید برای ارزیابی.تکامل مدل EFQM مدل EFQM در طول سال‌ها تکامل یافته است تا با تغییرات دنیای کسب‌وکار هماهنگ باشد. این مدل بر پایه اصولی مانند مشتری‌محوری، نگاه بلندمدت و تعهد به پایداری استوار است. ویرایش 2025 مدل EFQM بر نیازهای سازمان‌ها برای ایجاد آینده‌ای پایدارتر تمرکز دارد و به آن‌ها کمک می‌کند تا در محیطی پویا و در حال تغییر موفق باشند.کاربردهای مدل EFQM مدل EFQM در سازمان‌های مختلف در سراسر جهان استفاده می‌شود و به آن‌ها کمک می‌کند تا عملکرد خود را بهبود بخشند. این مدل برای ارزیابی بلوغ سازمانی، انجام ارزیابی‌های برون‌سازمانی، پیشبرد برنامه‌های تحول و ایجاد کسب‌وکارهای جدید استفاده می‌شود.مطالعات موردی مدل EFQM به سازمان‌های پیشرو در سراسر جهان کمک کرده است تا عملکرد خود را بهبود بخشند. برخی از این سازمان‌ها شامل پلیس ابوظبی، بنیاد رئال مادرید، وامد ک ام ب و گروه سابانجی هستند. این سازمان‌ها از مدل EFQM برای بهبود عملکرد و دستیابی به اهداف خود استفاده کرده‌اند.نتیجه‌گیری مدل EFQM 2025 یک چارچوب قدرتمند برای بهبود عملکرد سازمان‌ها است. این مدل به سازمان‌ها کمک می‌کند تا با استفاده از بهبود مستمر و تحول، به سمت عملکرد پایدار حرکت کنند. با استفاده از ابزارهایی مانند رادار و پایگاه داده ارزیابی، سازمان‌ها می‌توانند عملکرد خود را ارزیابی و بهبود بخشند و به تعالی برسند.تفاوت‌های کلیدی مدل EFQM 2025 نسبت به نسخه 2024 EFQM :1. تأکید بیشتر بر پایداری:    - نسخه 2025 بر پایداری محیطی، اجتماعی و اقتصادی تأکید بیشتری دارد و سازمان‌ها را تشویق می‌کند تا در جهت ایجاد آینده‌ای پایدارتر گام بردارند.2. معرفی شیوه‌های کاری جدید:    - در نسخه 2025، شیوه‌های کاری جدیدی مانند کار ترکیبی (حضوری و دورکاری) و توجه به انتظارات نیروی کار امروز و آینده معرفی شده است.3. تفکیک واضح‌تر نتایج استراتژیک و عملیاتی:    - نسخه 2025 تفکیک واضح‌تری بین نتایج استراتژیک و عملیاتی ایجاد کرده است تا سازمان‌ها بتوانند عملکرد خود را بهتر اندازه‌گیری و بهبود بخشند.4. کاهش حداقل امتیازدهی در رادار:    - در نسخه 2025، حداقل امتیازدهی در ابزار رادار کاهش یافته است و جداول جدیدی برای ارزیابی عملکرد سازمان‌ها معرفی شده است.5. تأکید بر نوآوری و فناوری:    - نسخه 2025 بر نقش نوآوری و فناوری در بهبود عملکرد سازمان‌ها تأکید بیشتری دارد و سازمان‌ها را تشویق می‌کند تا از فناوری‌های جدید مانند هوش مصنوعی برای دستیابی به اهداف استراتژیک استفاده کنند.6. همسویی با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل (SDGs):    - نسخه 2025 بیشتر با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد همسو شده است و سازمان‌ها را تشویق می‌کند تا در راستای این اهداف عمل کنند.7. بهبود ابزار رادار (RADAR):    - ابزار رادار در نسخه 2025 بهبود یافته است تا سازمان‌ها بتوانند با دقت بیشتری عملکرد خود را ارزیابی و بهبود بخشند.8. تأکید بر تعهد به مبنای وجودی و فرهنگ سازمانی:    - نسخه 2025 بر تعهد سازمان‌ها به مبنای وجودی و فرهنگ سازمانی تأکید بیشتری دارد و آن‌ها را تشویق می‌کند تا ارزش‌های محوری خود را تقویت کنند.این تغییرات نشان می‌دهد که مدل EFQM 2025 با چالش‌ها و نیازهای جدید سازمان‌ها در دنیای امروز هماهنگ شده است و به آن‌ها کمک می‌کند تا در محیطی پویا و در حال تغییر موفق باشند.لطفا در صورت تمایل بعد از مطالعه این مطلب پرسشنامه را کامل کنید :  پرسشنامه </description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Mon, 17 Mar 2025 15:19:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هشتصد و هشتاد و هشت دقیقه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%B5%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-pcppngwhjn4h</link>
                <description>چهار ماه قبل بود ، فکر کنم توی اواسط اسفند ماه بودیم که یک انرژی در درون دلم مثل زمزمه با خودم بهم گفت که چقدر خوب میشه که بتونم جمیع و خلاصه تجربیات تلخ و شیرین خودم رو به هشت نفر هدیه بدم .بابت همین موضوع هم درصفحه شخصی لینکدین ام یک آگهی اطلاع رسانی منتشر کردم و در این آگهی هم یک لینک پرسشنامه قرار دادم تا همه عزیزانی که تمایل دارند با تکمیل این پرسشنامه به مسیر جذب هدایت بشن .قشنگ یادم هست که وقتی روز بعد از انتشار در لینکدین به اعضای در دفترم و همکارانم گفتم  ، تصور می شد که شاید هشت نفر متقاضی پیدا نشه و دوستانی بودن که میگفتن که اگه کسی ثبت نام نکرد ، دو نفر روی ما حساب کن .همون روز اول ، شصت نفر متقاضی اعلام آمادگی کردن و در گزارشی که در پایان روز نام نویسی داشتم مشخص شد که دویست نفر رسما این پرسشنامه رو تکمیل کردن.متن آگهی اول لینکدین رو از اینجا بخونیدمتن گزارش اول لینکدین رو از اینجا بخونیداز بین این دویست نفر توانستم با مطالعه و ایجاد یک فرآیند تکمیلی به انتخاب 25 نفر رسیده و در یک گروه این دوستان عزیز رو دعوت کردم که با دو جلسه لایو در خدمت عزیزشان بودممجموع گفتگو های درون این گروه و لایو رسیدیم به اینکه 120 دقیقه از 888 دقیقه مانده بود .120 دقیقه حساس که در اصل انتقال تجربه های خاص من بود .هشت عزیز مهربان را از این گروه دعوت کردم و از مابقی عزیزان خداحافظی کردماین هشت عزیزاکبر توانگرمحمد لطفینرگس گندم کارمجید نظریرز طاهرزادهسعید صفریمژگان فاضلیعلی محمدی پوراز قبل به عزیزانم اطلاع رسانی کرده بودم که روز هشتم تیرماه یعنی عید قربان امسال در دفتر خودم در خدمت این عزیزان هستم و قراری که از قبل داشتیم تا اینکه در ساعت 8 شب در طلوع بی نشان ها و در کنار عمواکبر و تعدادی از این عزیزان باشیم را تغییر داده بودم و از ساعت 10:00 صبح تا ساعت 13:00 به مدت 180 دقیقه معاشرت و به آموزش گذشت .در 60 دقیقه اول هشت عزیزی که همراهی آنها باعث افتخار من بود به معرفی خودشان پرداخته و روند حضور در این صندلی از بین 500 نفر را تعریف میکردند و همگی اشاره میکردند که چطور شد که این لحظه توی این صندلی حضور دارندمن هم در 120 دقیقه مطالبی را مطرح کردم که رازهای درونی ام بود و تقریبا 99 درصد این مطلب را به هیچ کسی نگفته بودم و شاید هم نخواهم گفت .به همین سادگی این دوره ای که معروف  به  888  شده هم تمام شد و خاطره اش در ذهن من همیشه خواهد ماند .</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Fri, 30 Jun 2023 10:58:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا به جلسه استیم steam (گروه لینکدینی) رفتم</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%85-steam-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%84%DB%8C%D9%86%DA%A9%D8%AF%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-r2k3s2ueygok</link>
                <description>یادم هست سال گذشته یا سال قبل او بود که به یک جمعی دعوت شدم که نام آن را اعلام نمیکنم زیرا که شاید افرادی در همان جلسات حضور داشته باشند و خب تعابیر و تفاسیر من روی تصمیم به ادامه حضور آن افراد تاثیر بگذارد .فقط همین اندازه اعلام کنم که علیرغم پتانسیل بالا و انرژی زیادی که در افراد و اعضای  آن جلسات بود به علت عملکرد ضعیف مدیران آن گروه ، تصمیم گرفتم که در اولین جلسه مدیران داخلی تذکرات لازم را اعلام کنم و در نهایت به علت عدم همراهی مدیران از این گروه فاصله گرفتم .گرچه اجتماعی که شکل گرفته بود به موضوع منابع انسانی و مشاغل متمرکز بوده و محفلی بود برای جذب موقعیت های شغلی که گهگاه به دورهمی های دوستانه ای در کافه و یا رستورانی هدایت میشد .حال به موضوع اصلی بپردازیم  و اینکه چرا اول تیرماه 1402 در دورهمی جلسه استیم حضور داشتم ؟من تقریبا نزدیک به چند ماه است که در گروه لینکدینی استیم steam  حضور دارم و از دور اعضای این گروه رو رصد میکنم و دنبال کننده محتوای این گروه هستم .این گروه هم به مانند خیلی از گروه های اینترنتی لینکدینی یک اجتماع از متخصصین هست که با انتشار محتوا در لینکدین به گسترش کسب و کار و یا ارتباط و شبکه سازی ختم میشه .در این گروه چندین جلسه حضوری برگزار شده و میشه ولی من تا دیروز در هیچکدام حضور نداشتم و وقتی که علی رشیدی عزیزم دعوتنامه جلسه دیروز رو در لینکدین منتشر کرد ، بنده سریعا اعلام کردم که به عنوان نماینده و مدیر گروه اف پی دی  که مالک برند پارکت داچ فلور  هست در این اجتماع تخصصی حضور خواهم داشت و همین کار را هم کردم و دیروز به این دورهمی استیم رفتم .من آدم رک و صاف و ساده و با شهامتی هستم و همیشه مواردی را که لازم هست آشکارا و با صدای بلند اعلام میکنم اما جوانی ام کمی از نقد هایی که داشتم تند و تیز بود و امروز با ملایمت بیشتری می نویسم .مواردی را نیز خصوصی به علی جان رشیدی اعلام خواهم کرد و در ابتدا میخواهم از همه عزیزانی که برای تشکیل چنین دورهمی هایی تلاش می کنند تشکر کرده و خدا قوت عرض کنم .اما دورهمی استیم steam  چگونه محفلی است و من مواردی را که دیدم  و احساس کردم را می نویسم !دورهمی استیم پر از انرژی و افراد حاضر در آن شاد و هوشیار هستند .زمانبندی معرفی و پرزنت افراد منظم و دقیق مدیریت شد.شجاعت در بین افراد حاضر در استیم قابل ستایش است .افراد برای شبکه سازی آمدند و این کار را بلد هستند .کسی شو و شوآف نداشت و خودش بود.حداقل تا این لحظه در استیم steam  نگرش تحمیلی از حاکمیت یا جناح سیاسی ندیدم .اینکه اعضای استیم steam  هستند و چیزی خارج از خود اعضاء نیست.و شاید چندین موضوع دیگرقطعا نقد هایی هم از این دورهمی به شکل نقد سازنده دارم که به خود علی جان رشیدی خواهم گفت .اما پیشنهادات من به استیمی steam  ها را اینجا در زیر بیان کرده و تقاضا دارم نسبت به این موارد فکر کرده و نظرتان را بفرمایید .استیم در اولین فرصت باید مرامنامه و اساسنامه و هیئت مدیره ، موسس یا رئیسه داشته باشد  .دورهمی ها تخصصی تر شکل گرفته و هدفمند دعوت بشوند .اعضای کمتری در هر جلسه حاضر شده و دورهمی ها خلوت تر برگزار شود .نتیجه خروجی هر جلسه را مکتوب کرده و گزارشی از آن تهیه گردد .محتوای رسانه ای هر جلسه را تهیه و مستند شود .استیم steam  متعلق به ایران است و نه فقط تهرانی ها من در همین جلسه اول این موارد به ذهنم رسید و استدعا دارم هر کسی موافق و مخالف بنده است نظرش را نوشته و با یک یا علی  گفتن بیاد وسط میدون برای ارتباط با من کافیه از اینجا دنبالم کنید </description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Fri, 23 Jun 2023 10:09:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه کارشناس فروش خنگی باشیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AE%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-pxdlindb8a2d</link>
                <description>به عنوان فردی که فعالیتی نزدیک به چهار دهه را در صنعت فروش تجربه کرده ام هر وقت به این جمله فکر میکنم که باید در فرآیند فروش خودم را به خنگی بزنم باز هم درونم کمی حس ناراحتی و تلخی ایجاد می شود .من در بسیاری از اجتماعات تیم های فروش این جمله را گفتم و همیشه به علت نداشتن وقت کافی نتوانستم به توضیح و انتقال مطلب ام بپردازم و در این متن و نوشته کوتاه می خواهم آن را توضیح بدهم .مطلبی که من به آن اعتقاد دارم به عنوان شرط کافی در کل دانسته ها و شروط فرآیند فروش استفاده می شود و مکمل خوبی برای مسائل مربوط به شروع تا پایان یک اتفاق فروش است .برای درک بهتر منظورم شاید لازم است تا کمی آن را بشکافم و با ذکر مثال های گوناگون اثبات کنم که چقدر خوب است که  : ما خیلی اوقات خنگ باشیم !!فقط دقت کنید که خنگ بودنمان منظور به کودن و کم هوش بودنمان نیست و اتفاقا از میزان هوش و ذکاوت ماست که بهتر است در بسیاری از موقعیت ها خودمان را به خنگی بزنیم و آنقدر قشنگ و زیبا باید این نقش و رول را ایفا کنیم که هر خریداری متوجه این موضوع نشود .برای مثال شما حتما داستان دو برادر را شنیده اید ؟اگر هم نشنیده اید من برایتان دوباره میگویم !داستان دو برادر کت و شلوار فروش :دو برادر بودن کت و شلوار میفروختن یکی احمد یکی محموداحمد مسوول جذب مشتری بود محمود قیمت میداد و همیشه آخر مغازه مینشست مشتری که میومد احمد با زبان بازی جنس را نشون میداد و زمان قیمت از محمود میپرسید داداش قیمت چنده؟محمود میپرسید کدوم یکی؟ احمد میگفت کت شلوار مشکی دگمه طلایی جلیقه دار.محمود میگفت ۸۲۰ تومان ولی احمد باز میپرسید چند؟ دوباره محمود بلندتر میگفت ۸۲۰ تومن.احمد به مشتری میگفت ۵۲۰ تومن. مشتری که خودش قیمت ۸۲۰ شنیده بود با عجله ۵۲۰ میداد و میخرید همه فکر میکردن احمد کر است ولی حقیقت این بود که قیمت کت و شلوار در واقع ۴۲۰ بوده ولی مردم به خیال یک خرید خوب زود میخریدن.اکنون در مثال بالا کمی روشن تر شد که چگونه باید برای لحظاتی خودمان را به خنگی بزنیم و چقدر این موضوع مهم استمن قطعا می دانم که بسیاری از افراد اینگونه روش های مرسوم در فروش را جذاب ندانسته و نمی پسندند و یا اینکه شاید اینگونه اعلام کنند که این روش ها فقط برای فروش محصولاتی مثل کت و شلوار امکان استفاده را دارد و در کالای دیگری استفاده نمی شود ، اما موضوع اصلی خنگی ایجاد شده در فرآیند است و نه استفاده از خود روش و شما باید یاد بگیرید که در کجای فرآیند فروش محصولتان خودتان را به خنگی بزنید !!البته نکته بسیار ظریفی هم هست که من بارها مشاهده کرده ام و وظیفه خودم می دانم که در همین لحظه به آن اشاره کنم و آن هم هوشیاری در برابر خنگی مشتری است و اگر شما این نکته ظریف را درک نکنید قطعا در داد و ستد خود به مشکل خواهید خورد !برای درک بهتر این موقعیت برایتان مثال می زنممشتری شما کالایی خریده که 390 هزار تومان است و اشتباها سه میلیون و نهصد هزار تومن کارت کشیده است و شما فهیمده اید و ایشان متوجه نشده است در آن لحظه ، سکوت شما شاید باعث ایجاد یک سود بسیار زیاد که شرعا هم حرام است برایتان داشته ولی بعد از گذشت چند روز با مراجعه و پیگیری مشتری محترم مبلغ عودت داده می شود و هم اینکه مشتری دیگر هیچ لویالیتی و وفاداری را به شما ندارد ، در صورتی که اگر شما در همان لحظه در مقابل خنگی مشتری از خودتان هوشیاری نشان می دادید یک مشتری وفادار دو آتیشه خلق کرده بودید.و اما ادامهپرداخت به موضوع خنگی در فرآیند های فروش داستانی بسیار مهم است !من با فرض اینکه شما فروش داستانی را مطلع نیستید سعی بر توضیح کوتاه این مدل فروش دارمدر ابتدا امیدوارم که داستان های هزار و یک شب را بدانید و اینکه شهرزاد در مسیر داستان هایی که برای پادشاه بیان میکرد ، انگیزه ای جدای از خود داستان داشت و هر کدام از داستان ها بر اساس یک دلیل خاص و ایجاد یک حس و حال در درون پادشاه بیان می شده است !خود فروش داستانی و یا داستان سرایی در فروش یک روش خیلی جذاب هست که بنده بسیار علاقمندم و در بسیاری از مجموعه هایی که در آن فعالیت داشته ام از این روش استفاده کرده ام .من لازم می دونم همین جا اعلام کنم که برای اینکه شما بخواهید از روش داستان سرایی در فروش بهره مند شده و به بهترین شکل از این روش فروش استفاده کنید باید یک پلتفرم سی آر آم داشته باشید و به عنوان یکی از متخصصین صنعت فروش با استفاده از چندین سی آر ام مختلف در انتها به سی آر ام دیدار بسنده کرده ام و اکنون پیشنهاد میکنم شما هم از این سی آر ام استفاده کنید و به راحتی از مزایای اون بهره ببرید .خب به مسیر اصلی موضوع این مطلب برگردیم و اینکه داشتم توضیح می دادم چقدر خوب هست که ما بتوانیم در مسیر فروش خودمون رو به خنگی بزنیم !خیلی از اوقات ما پیگیری هایی رو انجام دادیم که سر نخی که ایجاد کردیم و تصوری بر این داشتیم که یک فرصت بوده با این دلیل که این فرصت فاسد است دیگر رها شده و ما با عقل و درایت خودمون و نتایج نوشته شده در فرآیند به این تصمیم رسیدیم ، در صورتی که شاید اگر کمی خودمون رو به خنگی میزدیم و در مسیر های پیگیری به خیلی از نوشته های همکاران قبلی اهمیت نمی دادیم شاید انرژی بیشتری در تماس و جلسات فروش میگذاشتیم و همین خنگی ما باعث میشد که فرصت ما به عنوان مشتری ما  محصولمان را خریداری کند .باز هم مثال برای شما دارمدر فرآیند فروش محصولی  ، من به عنوان یک فرصت در اختیار فردی به اسم  ایمان . ب قرار گرفتم و آقای ایمان . ب یکی از زیرک ترین افرادی هست که من در صنعت فروش دیدم که همه مزایای و امکانات یک فرد متخصص در صنعت فروش رو دارد .هم لحن و صدای خاص که ملایم و فرکانس جذاب رو داردهم مودب ، صبور و پیگیر در مسیر جذب فرصتهم آگاه از محصولی که در حال فروش آن استهم تفاهم در نیاز مشتری را بلد استهم منظم و وفادار به سازمانلازم هست که اعلام کنم در همین لحظه بنده افتخار دوستی با آقای ایمان . ب رو دارم ولی اون روزهایی که من فرصتی برای ایشون بودم یک موضوعی رو خیلی خوب توانستند درک کنند و اون هم خنگی در  فروش بود .آقای ایمان . ب در اون روز به راحتی در همون مکالمات اولیه فروش محصول خودشون به بنده متوجه شد که من خریدار نیستم ولی یک جمله ای رو هم به ایشون نگفتم و اون هم این بود که محصول را نمیخواهم !!همه کارشناس های فروش که خودشان را عاقل می دانند در زمانی که به این درک صحیح از فرصت خودشان می رسند بدون در نظر گرفتن جمله های نخواستن و نخریدن و تنها از روی احساسی که فرصت فروش در کارشناس فروش خلق کرده از ادامه فرآیند فروش سر باز زده و آن فرصت را باطل یا در انتظار فاسد شدن قرار می دهند .در صورتی که ایمان . ب با اینکه متوجه این موضوع شد در چرخه داستان سرایی در فروش با المان پیگیری منظم و هماهنگ شدن با بنده بعد از یک پیگیری تقریبا 13 ماهه کالای خود را به بنده فروخت و من به مدیران مجموعه ای که آقای ایمان . ب در آن فعالیت دارد تبریک عرض میکنم .من با توضیح مثال فوق خواستم کمی توضیح بدهم که در مسیر خنگ بودنمان مقابل فرصت فروش محصولمان بیشتر خرد و هوش خودمان را به رخ دیگر همکاران و رقبای خود می کشیم و در انتها پیروزی نصیب کسی می شود که با این روش بتواند فروش بالاتری را داشته باشد .شاید شما در صنعت فروش موارد مختلف و دوره ها و تخصص های زیادی را داشته باشید و همه این موارد را مثل مواد اولیه یک غذای خوشمزه در نظر میگیریم ولی داشتن یک ادویه خاص و ویژه سرآشپز می تواند ویژگی خاصی باشد که غذای شما را منحصربفرد خودتان کند و از خنگی در فروش میتوانیم به عنوان همان ادویه نام ببریم .در انتها میخواهم به این موضع اشاره کنم که این روزها درگیر آقای فیصل . الف از شرکت ساختمانی داماک هستم که یکی از پروژه های من با کارشناسان فروش است و ایشون یک متخصص زدن به خنگی در ابعاد بین المللی می باشد  و واقعا لذت می برم از پیگیری ها و اینکه یک متخصص چغر بد بدن است .من در این مطلب خواستم به صورت خلاصه موضوع خنگی در فروش را توضیح بدهم و امیدوارم که شما با خواندن این مطلب به درک صحیحی از آنچه در ذهن من بوده و به کلام تیدیل شده رسیده باشید .یادتان باشد فروش اتفاقی نیست و با علم ریاضی شما به هر فروشی که بخواهید می توانید برسید .ارادتمند شماحمید امیرسمساریمدیرعامل گروه تولیدی داچ فلور</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jun 2023 14:14:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاویچ و مشتری مداری</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C%DA%86-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-nqrehaddhwus</link>
                <description>قهوه ترک شنی ، همونطوری که از اسمش پیداست قهوه ترکی هست که با حرارت شن داغ و رقصیدن قهوه جوش روی این شن داغ درست میشه ، شاید همین رقصیدن و موزون بودن قهوه جوش روی شن هست که باعث ایجاد قهوه ای خاص و ویژه میشههمونطور که مطلع هستید و اگر هم مطلع نیستید ، از الان بدونید که یکی از مراکزی که خدمات خوبی ارائه میکنه برای قهوه و دیگر نوشیدنی های گرم و سرد ، مجموعه کاویچ هست.اما دلیل اینکه یکی از  مطالب خودم رو اختصاص دادم به این مجموعه ، فقط کیفیت خوب در تولید قهوه توسط پرسنل نیست !تفکر احترام به مشتری رو باید در همه کسب و کارها یک امری مهم و اجباری فرض کنیم .داستان از اینجا شروع میشه که من مشتری همیشگی کاویچ اندرزگو هستم و اتفاقا شاید مسئولین کاویچ هم مطلع نباشند ، چون همیشه در سکوت میام ، خریدم رو میکنم و میرم .در کاویچ یک محصول خیلی جالبی هست به اسم هات پسته زعفرانی و من در دفعه قبلی که سفارش دادم احساسی کردم  مبنی بر اینکه  ، این بار مثل همیشه نبوده و کمی متفاوت تر است ! البته شاید این حس من بوده و واقعا هم اینطور نباشه .بر اساس مسیر همیشگی گرفتن هات پسته به پارک قیطریه رفتم و در مسیر برگشت به مجموعه کاویچ مراجعه کردم و این موضوع و تفاوتی که حس کردم رو به مدیریت گفتم !در اکثر اوقات اتفاقی که میفته این هست که مدیریت و مسئول مربوطه اول انکار میکنه و یا بهانه ای میاره ! اما مدیر فروشگاه کاویچ با عذرخواهی اعلام کرد که دفعه بعد مهمان کاویچ بوده و جبران میشه !از اون جایی که من آدم حساسی هستم ! این دعوت رو با یک تاخیر تقریبا 30 روزه در شب گذشته ، انجام دادم .با مراجعه به کاویچ و پرسیدن اینکه من رو به یاد میارید ! مدیر اون مجموعه با تاخیر یک ماهه من رو شناخت و  یادش بود .به یاد داشتن مشتری که اعتراض یا انتقاد کرده برای یک مدیر و یا مسئول کسب و کار نشانه های زیادی داره و یکی از این نشانه ها این هست که افراد معترض اونقدر کم هستند که در ذهن مسئول می مونند ! اگه روزی چند نفر بود و حتی یک نفر بود که بعد سی روز الان سی نفر رو چطوری باید به یاد داشته باشه ! یکی دیگه از نشانه های این به یاد موندن این هست که مشتری برای مسئول و مدیر کاویچ مهمه و باید مشتری رو راضی نگه داره و یکی از نشانه های مهم این هست که همیشه به عهد خودش وفا می کنه و سی روز پیش وعده و قول بیخودی ندارهمن سه تا پست رو اختصاص دادم به کاویچ ، برای اینکه از این ارائه خدمات لذت می برم !</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Fri, 22 Apr 2022 13:52:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفهمومی به نام فریلنسری</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C-kii1qnovn3go</link>
                <description>اصطلاح فریلنسر (Freelancer) بارها و بارها توسط والتر اسکات (Walter Scott) در رمان مشهور آیوانهو (Ivanhoe) به کار برده شده است. این لغت به جنگجویان مزدور قرون وسطایی اشاره دارد که هیچ‌گونه تعهدی به خاندان سلطنتی یا اشراف‌زادگان نداشتند.توماس آن براون (Thomas N. Brown) نیز پیش‌تر در کتاب دوران زندگی هیو میلر (The Life And Times Of Hugh Miller) از این اصطلاح استفاده کرد. بعدها لغتنامه‌ی انگلیسی آکسفورد این واژه را جزو افعال دسته‌بندی نمود (Freelance) با این حال، امروزه لغت فریلنس به شکل فعل، اسم، صفت و حتی قید در زبان انگلیسی کاربرد دارد.خیلی جالب است که در نگاهی که در رمان آیوانهو وجود داشته ، امروزه مفهوم فریلنسری، بهتر و بیشتر قابل لمس است .شرکت ها بسیار شبیه به خاندان سلطنتی یا اشراف زادگان شده اند و فریلنس ها هم تقریبا شباهیت زیادی به جنگجویانی هستند که در عین جنگنده بودن ، هیچ تعلق خاطری به شرکت ها ندارند .ما در سیاست های خود متمرکز یک موضوع بسیار مهمی می باشد و این سیاست چیزی نیست جز چابک سازی سازمانی و تعامل  و بهره برداری برد - برد با همین جامعه ی نیروی انسانی که معروف به فریلنسر هستند .موضوع وفاداری یک اصل مهم است که مطابق با تاریخچه واژه فریلنسری ، چالشی بسیار خطرناک و پر از حاشیه خواهد بود.دانستن این موضوع دلیل بر این نمی شود که مانع آن باشیم و به کل استفاده از نیروی فریلنسری را ممنوع کنیم .ما باید ابتدا متوجه بشویم که هنوز فرهنگ روابط با فریلنسر ها را درک نکرده ایم ، هنوز مدل ارتباط با این گونه از افراد  که عمدتا متخصص هم هستند را بلد نیستیم ، هنوز ادبیات و استاندارد های نحوه ارتباط با این نوع  از نیروهای کاری نوشته نشده است  .ما باید این نکته را بدانیم که فریلنسینگ (Freelancing) در لغت به معنای آزادکاری است و فریلنسر (Freelancer) به شخصی گفته می‌شود که خود اشتغال بوده و لزوماً تعهد بلندمدتی به شرکت یا مجموعه‌ای خاص ندارد.این عدم تعهد بلند مدت اصلا نگران کننده نبوده و نخواهد بود ، چیزی که باعث می شود دچار اختلاف بین کارفرما و فریلنسر می شود ، عدم درک صحیح این نوع رابطه است .برای درک بهتر موضوع ، برایتان یک مثال می زنم :تصور کنید که شما در یک هتل بسیار لوکس اقامت دارید ، عمر اقامت شما چهار شبانه روز است و بسیار لذت می برید که این سفر به یکی از لذت بخش ترین لحظات عمر شما خواهد شد .ولی همین اقامت را وقتی با یک دوره بلند مدت تر در نظر بگیرید ، مثلا یک دوره دو ماهه در همان هتل ، دیگر تبدیل می شود به یک اتفاق تکراری و تازه معایب آن  بروز کرده و همان مواردی که بسیار اتفاقات خوبی بودند به بدترین خاطرات تبدیل می شوند.هر کارفرمایی  حداقل یک بار فریلنسر با معرفت ، خوب و به قول معروف نیروی کاردرست رو تجربه کرده و تجربه کار کوتاه مدت باعث شده که ازهمان نیروی حرفه ای برای دوره بلند مدت استفاده کند ، اما  بعد توافق بلند مدت همه ارتباط خب ، تجربه  زیبا و نتیجه عالی قبلی زیر سئوال رفته و اتفاق کوتاه مدتی که به دوره بلند مدت ختم شده بود ، قطع و فسخ میشهما در شرایطی هستیم که تقریبا نیروهای متخصص و حرفه ای یا مهاجرت کردند و یا اینکه در حال مهاجرت هستند . اون قسمت از نیروهایی که حرفه ای هستند یا به کل فریلنسری میکنند و یا اینکه به صورت موازی ، همزمان با حضور در یک شرکت به عنوان نیروی متخصص مقیم ، در ساعات آزاد و بیرون از شرکت به فریلنسری می پردازند .در حالتی که نیروی متخصص به صورت دائم در یک شرکت فعال است  و فریلنسری هم می کند  و در بیرون از شیفت کاری خود فعالیت دارد  ، پارادوکسی رخ می دهد که این پارادوکس بسیار خطرناک بوده و تقاضا دارم با مطالعه ادامه متن ، نظرتان را برای بنده بنویسید  .فرهنگ انتشار احساسات در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی یک چالش بسیار بزرگ است و افراد متخصص هم درگیر این چالش می شوند ، انتشار پاپاراتزی گونه از رفتار مسئولین ، اسناد محرمانه سازمانی و اتفاقات در محیط های عمومی که گهگاه یک فرهنگ مطالبه گری را هم ایجاد کرده ( به درست یا غلط بودن آن کاری ندارم ) باعث رخ دادن یک مدل جدیدی از  رفتار سازمانی شده و اینگونه متصور شده است که انتشار هر مدل فکری درون سازمانی در محیط عمومی ، آزاد شده است .ما در سال قبل در داخل کشور خود موضوعی را مشاهده کردیم که از انتشار ساده موضوعی نسبت به رسوایی اخلاقی افراد هنرمند و یا یک مدیر ، چه فاجعه ای را رقم زد ( البته بماند که با توجه به فرهنگ عمومی مردم ایران نسبت به دنبال کردن اخبار ، همه افرادی که خطاکار ماجرا بودند ، دنبال کننده بیشتری را جذب کردند و در این رابطه هم باید یک مطلب جداگانه ای بنویسم ) ، این فرهنگ انتشار یک مطلب یا خبر  برای رسوایی یک نفر ، گاهی دچار بروز اتفاقات به شکل دومینوئی می شود که شاید خود نویسنده که خالق این خبر ، توئیت یا فیلم و انتشار آن بوده چنین چیزی را تصور نمیکرده پویشی به راه افتاده که از اصل موضوع مطرح شده خارج شده و فرع ماجرا به اصل غیر واقعی تبدیل شده است .فردی که به جهت ایجاد احساس منفی با تصور این که شاید هم این حس دریافت شده غلط بوده و هنوز قطعی نبوده ، وارد اقدام انتشار مطلبی از نوع پاسخ به حس دریافت شده در فضای مجازی می کند ، اصلا متوجه نیست که این رفتاری که از او سر می زند ( برای مثال :  ذکر اینکه مدیر او چنین خواسته ای را دارد و این خواسته غیر منطقی است ) می تواند در ادامه مسیر چه ضربه بدی به کسب و کار آن شخص و اعتبارش وارد کند .بر میگردیم به روحیه فریلنسری و همان عدم وفاداری همان جنگنده های آیوانهو که در ابتدای همین متن نوشته ام .می بینید که عدم تعهد و وفاداری در نگاه فریلنسری چقدر نمود دارد در این منش و همین عدم وفاداری باعث چنین رفتاری می شود . از طرفی یک نقطه ضعف بزرگ هم وجود دارد  و آن چیزی نیست جز ؛ عدم شهامت مطالبه گری ، اینکه در زمانی که باید اعتراض داشته باشیم و یا اینکه اگر احساس بدی در جمله و یا رفتار یک فرد برایمان ایجاد شده ، در جهت رفع آن احساس بد ، اقدام درست نمیکنیم و با رفتار های غیر منطقی باعث انحراف بیشتری می شویم .حتی گاهی آنقدر این تصمیمات هیجانی با سرعت بسیار زیادی اتفاق می افتد و خساراتی را وارد میکند که دیگر قابل جبران نیست .جمع بندی پایانی من این است که امروزه اینطور درک کرده ام که باید از نیروی سازمانی که تفکر فریلنسری دارد ، دقیقا فریلنسری بهره برد و  در مسیر خلق یک نیروی وفادار و دائمی برای اقامت در دفتر باید آموزش را مد نظر قرار داد و از کارآموزی اقدام به خلق نیروی حرفه ای و وفادار نمود و حتما در هر هفته یک روز و یک مسئول از خارج از سازمان را برای شنیدن درد دل های پرسنل در نظر گرفت .بنده به عنوان یک انسان معتقدم قطعا در مسیر رفتار مدیریتی خود ، دچار تشخیص اشتباه و خطایی شده ام و از آن موضوع درس گرفته ام و اکنون هم از همه کسانی که با من همکاری کرده اند و ناراحتشان کرده ام عذرخواهی میکنم ( شاید با لحن تند و گاهی خشن صحبت کرده ام ، برای مثال سالها جزو مدیرانی بودم که فشار کاری بر خود را با بد دهنی کنترل میکردم ) اکنون یک چالش برای خود می دانم که اتفاقا در سخت ترین شرایط هم ادب و انصاف را رعایت کنم .امیدوارم با مطالبی که نوشته ام ، توانسته باشم موضوع دغدغه های منابع انسانی ( سرمایه های انسانی ) را به عنوان یک مدیرعامل به گوش کارمندان ، متخصصین برسانم .ارادتمند حمید امیرسمساری</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Thu, 02 Sep 2021 16:15:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور شبکه جهانی ورزش در اولین مسابقات بوکس حرفه ای ایران بعد از پنجاه سال</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%B3-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84-bdp8w2nfymfa</link>
                <description>مسابقات بوکس در ایرانموضوع برگزاری مسابقات بوکس حرفه ای ایران در اواسط سال قبل با یکی از شرکت های  طرف همکاری هولدینگ فناوران پارس درگاه مطرح شده بود.شبکه جهانی ورزش حامی ورزش بوکس حرفه ای و نیمه حرفه ای در کنار انجمن بوکس و بوکسور های حرفه ای  قرار دارد.شرکت رویال برند هال ، سرای نام و نشان های ارزشمند بعد از بررسی های اولیه و عدم تفاهم فی مابین با انجمن بوکس حرفه ای طرفین از ادامه همکاری برای برگزاری اولین مسابقات بوکس حرفه ای در ایران انصراف دادند .باتوجه به ارتباط مدیرعامل هولدینگ فناوران پارس درگاه ، آقای مهندس حمید امیرسمساری  با انجمن بوکس حرفه ای و نیمه حرفه ای و ریاست محترم این انجمن و ارادتی که ایشان به جناب آقای حسن محمدلو  دارد ، این سرفصل همچنان در اتاق فکر مفتوح بوده و در سال جاری نیز همچنان موضوع برگزاری مسابقات بوکس حرفه ای با مدل همکاری جدیدی مطرح شد و مجددا مقرر شد که استدیو بوم به مدیریت جناب آقای مجتبی حصامی به عنوان یک تیم تولید محتوا با انجمن بوکس حرفه ای همکاری کند .با توجه به تعامل بسیار موفق فی مابین انجمن بوکس حرفه ای و نیمه حرفه ای  با باشگاه ستارگان برفی ، مقرر شد که این مسابقه در هتل کمپ باشگاه ستارگان برفی واقع در مجموعه هتل های گردشگری دیزین برگزار شود .مسابقه فایت نایت محل برگزاری مسابقات بوکساولین دوره مسابقات بوکس عنوان قهرمانی آسیا و ایران هفده ام تیرماه در هتل کمپ ستارگان برفی برگزار شد .این مسابقات با شرکت ورزشکاران داخلی و بین المللی برای اولین در ایران به همت انجمن بوکس حرفه ای و نیمه حرفه ایران و همکاری باشگاه ستارگان برفی در منطقه خوش آب و هوای دیزین برگزار می گردد.این مسابقات با اعطای کمربند قهرمانی آسیا و ملی به قهرمانان پایان می یابد. مسابقات حرفه ای بوکس بیش از نیم قرن می با شد که تاکنون در این سطح بین المللی در ایران برگزار نشده است و برای اولین بار است که این مسابقه زیر نظر فدراسیون جهانی بوکس و فدراسیون بوکس جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون پزشکی ورزشی توسط انجمن بوکس حرفه ای و نیمه حرفه ایران برگزار می شود.در این رقابت ها 20 ورزشکار از کشورهای ایران، ترکیه و سوریه حضور دارند.اجرای این مسابقه برای اولین بار ، بعد از 50 سال در کشور عزیزمان ایران ، رقم خورد و در این مسابقات موارد ویژه و خاصی ثبت شد .پخش لایو استریم و تحقق یک میلیون بیننده در پخش زنده بر بستر اپلیکیشن های آنتن ، روبیکا و اینماحضور بیست ورزشکار حرفه ای بوکس در یک روز و برگزاری ده مسابقهبرگزاری مسابقه به مدت 5 ساعت مداوم  و جمعا 7 ساعت برنامه یکسرهبرگزاری سه مسابقه بین المللی با حضور سه بوکسور از کشور ترکیه و سوریهانجام تست کرونا برای کلیه بازدید کنندگان و ورزشکاران و برگزاری مسابقه مطابق با پروتوکل های بهداشتیحضور تیم های امنیتی ، آتش نشانی و اورژانش در کل مدت برگزاری مراسمحضور مهمانان دولتی ، مردمی ، هنرمند ، ورزشکاران و پیشکسوتان در مراسمانجام مصاحبه با ورزشکاران و بوکسور ها قبل و بعد از مسابقهپذیرائی کامل از مهمانان در طول مراسم به مدت 7 ساعتحضور 150 نفر مهمانان ویژه مطابق با فاصله گذاری اجتماعی و طبق پروتوکل بهداشتیمهندس حمید امیرسمساری ، مدیرعامل هلدینگ فناوران پارس درگاه و بنیانگذار شبکه جهانی ورزش بصورت افتخاری در کنار کلوب ستارگان برفی و انجمن بوکس حرفه ای حضور داشته است و با تمام قدرت تلاش کرده است که کمک اندکی به برگزاری این مسابقه کرده باشد .برگزار کنندگان این مسابقه با حضور شبکه جهانی ورزش در کمیته برگزاری موافقت کرده و مدیریت حوزه رسانه را به مهندس حمید امیرسمساری واگذار نموده و همزمان ایشان نیز به عنوان مجری دوم در کنار مجری توانمند کشورمان آقای سید مرتضی حسینی که به صورت افتخاری در این مراسم حضور داشتند ، قرار گرفته است .در طرف دیگر نیز گزارش این مسابقات با اجرای توانمند استاد ولی لو ، گزارشگر ورزش بوکس فدراسیون بوکس جمهوری اسلامی ایران انجام شد .تیم رسانه ای و تولید محتوای 28 نفری  این مسابقه برای پوشش زنده و تصویر برداری پشت صحنه ها زیر نظر دکتر پیغمبری فعالیت داشتند .بزودی سری مسابقه دوم نیز اطلاع رسانی و برگزار خواهد شد .در انتها نیز از کمیته برگزاری تشکر میکنم که با تلاش و کوشش توانستند یک نشد دیگر بشود .هلیا الیاسی مدیریت محترم باشگاه ستارگان برفیکوروش مالمیر قائم مقام محترم باشگاه ستارگان برفیحسن محمدلو رئیس انجمن بوکس حرفه ای و نیمه حرفه اینجمه قادری مدیرعامل محترم شبکه جهانی ورزش ایرانیان فعالحمید امیرسمساری مدیرعامل فناوران پارس درگاه و بنیانگذار شبکه جهانی ورزش https://www.aparat.com/v/HZ8P3 </description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jul 2021 20:09:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گاوی که جای خودش نبود</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%DA%AF%D8%A7%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-arv28ae4a6ol</link>
                <description>تا حالا شده که این احساس رو داشته باشید که آدمها وقتی در فضای گروهی قرار میگیرند ، یک نفر دیگر می شوند .یک نفری که دوست دارند باشند و نیستند !جدیدا نرم افزار گفتگوی صوتی به نام کلاب هاوس در بین ایرانیان فراگیر شده است ، تا جایی که چند روز قبل در یکی از کلاب های آن جناب محمد جواد ظریف هم حضور داشتند و تقریبا هشت هزار نفر در آن در حال شنیدن سخنان ایشان بودند .وقتی در آن زمان داخل کلاب بودم احساسی داشتم که انگار در حال شنیدم گفتگوی نلفنی خصوصی آقای ظریف با دیگر عزیزان هستم ، راستش کمی غیر قابل باور بود برای من و احتمالا برای خیلی ها هم همینطور بوده است .اما موضوع اون کلاب و افرادش نیست  و راستش اصلا موضوعات سیاسی در کلاب هاوس برایم جذابیت نداره و چیزی که برای من مهم است ، این است که چرا مردم ایران در کلاب  ها همراه با  لهجه ای خاص است !من دقت کردم که این اتفاقات باعث باکلاس و  فرهیخته دیده شدن افراد بوده و خیلی استفاده می شود :با لهجه صحبت کردناستفاده از اصطلاحات زیاد انگلیسیاین دو تا خصلتی بسیار فراگیر بوده و خیلی دقت کردم که وقتی یک نفر که واقعا در خارج از ایران حضور دارد و واقعا به سختی فارسی صحبت میکند ، میکروفون در اختیار میگیرد ، ناخود آگاه بعد از ایشان همه افراد دچار این رفتار شده و یک الگوبرداری از نحوه صحبت کردن فرد ماقبل خود دارند .شاید  دلیل دیدن این دو خصوصیت در بین افراد حاضر در کلاب هاوس ناشی از دقت زیاد و وسواس من باشد در حوزه محتوای صوتی ، لذا نمی خواهم این را یک اصل حقیقی نامیده و فقط پیشنهاد من است و شاید نظر من غلظ باشد .علی ایحال ، چیزی که مهم است و در سرتیتر نوشته ام :  گاوی که جای خودش نبود در فیلمی که در اینستاگرام ام منتشر کرده ام ، گاوی در منطقه ای از هند قرار دارد که افراد به پای او افتاده و او نیز با اشاره از پای راست خود افراد را مورد آمرزش قرار می دهد .وقتی داشتم فیلم را تماشا میکردم به این موضوع فکر میکردم که این گاو هم قطعا دوست داشته مانند دیگر گاو ها در مزارع حضور داشته باشد ، شیر اش را بدوشند ، یا حتی ذبح بشود .اما گاو در جایی قرار گرفته که نیاز خارج از کالبد خود گاو بر او تحمیل شده و گاو تن داده به خواسته خارجی از خودش و همین موضوع هم توانسته است که وی را مجبور به این کند که تن به رفتاری بزند که مریدانش از رفتار او خوششان بیاید .در این زمان دیگر گاو ، گاو نیست و واقعا به همان مقام خدایی رسیده است که همان انسانها نیاز دارند و از جناب گاو انتظار دارند .ما در زندگی خود چقدر شده است که در چنین محیط هایی قرار گرفته باشیم !ما چند بار افراد در زندگی خودمان را که گاوی خوب بودند به خداوند تبدیل کرده ایم ؟ما چند بار خدایمان را فراموش کرده ایم و گاوی را با او اشتباه گرفته ایم ؟نتیجه گیری  :   یا گاو نباشید و یا اگر گاو هستید ، همان گاو بمانید .پ ن : نیازی نیست لهجه انگلیسی بگیرید و یا اصطلاحات زیاد انگلیسی در بین فارسی حرف زدن نام ببرید .</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Fri, 02 Apr 2021 15:47:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تتلو ، به موسیقی جهان خوش آمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%AA%D8%AA%D9%84%D9%88-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C-ouqxllgzpioa</link>
                <description>صفحه رسمی کمپانی یونیورسال در آلمان، با تایید عقد قرارداد با امیر تتلو ، نخستین اثر تحت قرارداد با تتلو را بنام «تو بذار برو منو» منتشر کرد. این کمپانی برای تتلو نوشته: «به موسیقی جهان خوش آمدی».در این متن همچنین آمده: «این مرد ۳۳ ساله هم اکنون در ترکیه در تبعید زندگی میکند»وقتی تا اینجای کار را می شنوید اصلا اشکالی در آن وجود ندارد و مطلب خیلی هم فرهنگی است زیرا که یک جوان ایرانی که در ایران مورد حمایت قرار نگرفته است و نیاز به حامی دارد را یک کمپانی اروپایی به عنوان اسپانسر آلبوم او وارد میدان شده و اقداماتی در این راستا میکند .من نمیخوام بگم که این کار جرم است ! قطعا کمپانی مربوطه طبق قوانین کشور خود وارد این حمایت شده و به نظر من هم در ظاهر کار هیچ اشکال و ایرادی وارد نیست .گرچه این مدل حمایت ها اگر از نوعی مورد مخالفت کشورهای اروپائی باشه ، قطعا مورد نقد زیادی قرار خواهد گرفت ، مثلا حمایت کشور ایران از نویسنده ای در راستای مخالفت با هولوکاست اما منظور من از نوشتن این مطلب این است که تقریبا با توجه به عدم رعایت اصول اولیه و استاندارد در حوزه فرهنگ و هنر ما شاهد این هستیم که افراد نخبه حوزه هنری و فرهنگی ما از کشور خارج شده و در نهایت خواسته یا ناخواسته به مسیری هدایت می شوند که تقریبا باعث بی فرهنگی ما خواهد شد .در همین نوروز 1400 هجری شمسی در شبکه ماهواره ای جم تی وی   برنامه نوروزی برگزار شد که تعداد زیادی از نوازندگان فورکلور کشورمان حضور داشتند ! من به همه این عزیزان حق می دهم که در این برنامه حضور پیدا کردند و اتفاقا از رسانه ملی کشورمان گله دارم که چرا این برنامه را در داخل کشور نساختید ؟ مگر نوازنده موسیقی سنتی و فورکلور چه درآمدی دارد ؟ مسئول این موارد کیست ؟ سال تولید ، پشتیبانی ها و مانع زدایی ها فقط نباید در ارتباط تولیداتی مثل تولید خودرو و قطعات یدکی و ... باشد  ، بلکه تولید از  هر نوعی باید حمایت شود و امروز هنر و فرهنگ مظلومانه ترین هستند .</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 17:27:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-r0xngxskf8d6</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/rxdqz1lgocws-p7v8U.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۱۸,۶۲۵ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۲۴۳ مرتبه پسندیدند و  ۱۲۴ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۴۳ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۲,۸۱۱ بار خوانده شدند و ۲۴۲,۱۲۹ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۳۳۱۹۵۶۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱۴,۱۳۴ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۳۳۱۹۵۶۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Tue, 23 Mar 2021 16:22:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیری که تفویض اختیار میکند !</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D9%81%D9%88%DB%8C%D8%B6-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-mikham36omio</link>
                <description>تفویض اختیار یا Delegation of Authority یکی از پراستفاده ترین واژه‌ها در حوزه مدیریت هستش و اگه بخوایم به معنی لغوی  تفویض  بپردازیم از اون به عنوان واگذاری حرف میزنن  و زمانی که از تفویض اختیار حرف میزنیم ، منظورمون اینه که یک نفر ، اختیارکامل در یک اقدام یا یک تصمیم گیری رو به یک نفر دیگر واگذارمیکنه .طبیعتاً تو محیط سازمانی، تفویض اختیار به این معنا هستش که یک مدیر بخشی از اختیارات خودش رو به فردی که در رده پایین‌تری نسبت به اون قرار داره واگذار میکنه .واضحه که مدیرانی که اساساً اهل تفویض اختیار نیستن و از طرفی هم مدیرانی که همه‌ی کارهاشون رو تفویض میکنن ، در اصل وجود ندارن و چنین مدیرهایی نداریم .پس ما توی ایران چه مدل مدیر هایی داریم که میشه در حوزه تفویض اختیار ازشون چیزی بنویسیم ؟مدیرای ایرانی همیشه رفتارای نصفه نیمه دارند ! توی جلساتی که دعوتت میکنن ! پای طرح و برنامه هایی که داری قشنگ شیش دانگ شنونده هستن و همه چیزایی که میگی رو کاملا با دقت تایید میکنن و اتفاقا خودشون میشن مدافع طرح تو و یه جوری حامی تو هستن که با خودت میگی که ایول چقدر قشنگ این بنده خدا درک کرده طرح و برنامه های من رو و توی ذهن ات میری به اینکه خب احتمالا در اون فرآیندی که پیشنهاد دادی ، تولیدی یا خدماتی و فروش و هر چیزی هست به بهترین شکل ممکن به تارگت هایی که در نظر گرفتی میرسی .در انتهای جلسه هم که مطابق با جمع بندی نهایی یه صورتجلسه تنظیم میشه و به قول معروف مجوز های لازم رو در مورد اقداماتی که باید انجام بشه  ازش میگیری و پیش خودت میگی که این کار به صورت کامل به تو واگذار شده و باید سنگ تموم بگذاری .از فردا که مطابق با صورتجلسه از ملزوماتی که در مسیر تحقق طرح پیشنهادی لازم داری استعلام میگیری که در چه زمانی بودجه ، لوازم و افراد مورد نیازت رو بهت معرفی میکنن ، تازه درگیر یه سری موارد جدید میشی و اونجا میفهمی که تفویض اختیار به کل یه شوخی بوده و تو هیچ کاره ای و دوباره باید همه رو تاییدیه بگیری و خیلی از مواردش رو هم مدیرعامل جان خط میزنه و یا تعدیل میکنه من تو جایی بودم که مدیر عامل بالای 100 نفر نیرو داشت ولی برای خرید دستمال کاغذی مصرفی در سازمان هم خودش تصمیم گیرنده بود ! قطعا براتون  قابل باور نیست ولی واقعیت داره این موضوع و اتفاقا این شرکت موفق هم بوده و اصلا فکر نکنید که موفق نمیشه سازمانی با این مدل رفتار از طرف مدیرعامل و فقط این مدیرعامل زندگی رو به خودش تلخ میکنه ، چون باید از اول  تا آخر باید توی سازمانش باشه و این با تعریفی که واریان بافت کرده و اعتقاد داره که بیزینس یعنی :  تو نباشی و سیستمت کار کنه در مخالفت هست .پس الان مشکل چیه  ؟کمی به عقب تر برمیگردم ، یادمه خودم مدیری بودم که در یکی از کمپانی هایی که مشغول به کار بودم ، تقریبا تیم زیر مجموعه من کمتر میتونستن تحمل یه آدم بد اخلاق ، بد دهن و زورگویی مثل من رو داشته باشن و یا فرار میکردن از دستم و یا خودم اخراجشون میکردم ! این معضل تاجایی پیش رفته بود که یه روز معاونم اومد بهم گفت که رئیس تو یه چیزیت هست ! فک کنم استخدام میکنی که اخراج کنی و از این کار لذت میبری !! یه روز مدیر عامل من رو صدا زد و بهم گفت که سمسارجان تو خیلی اکتیو هستی و واقعا داری خیلی تلاش میکنی  ولی این همه عصبانیتت و این همه بد اخلاقی با پرسنلت برای این هست که تو مواردی که در حوزه اختیارت هست رو تفویض نمی کنی و تو همه کارها باید خودت حضور داشته باشی و بهتره که این کار رو یواش یواش تمرین کنی ! چون خسته هستی و روحت خیلی به هم ریخته است .این یه تلنگر خوبی بود برای من و باعث شد که کمی به کارام فکر کنم ! یادمه که هر بار میخواستم کسی رو تنبیه کنم به ماموریت زمینی می فرستادم پس خودم رو به ماموریتی زمینی فرستادم و توی مسیر به رفتارم فکر کردم و تقریبا اونقدر تغییر کردم بعد از اون سفر که متوجه یه نکته خیلی خوبی شدم و دیدم که رسالت من توی اون سازمان تموم شده و همه مواردی که لازم بود رو به افرادی که می شناختم تفویض کردم ، حتی یادمه با همه علاقه ای که به CRM  و راه اندازی کاملش در اون سازمان داشتم ، چون نمی تونستم کامل راه بندازمش ، همیشه نصفه نیمه راه افتاده بود برای همین در روزهای انتهایی به یک دوست خیلی خوبم سپردم و هنوزم این متخصص خوش قلب و مهربون توی همون سازمان فعال هست و داره زحمات زیادی میکشه !  معاون خودم بعد از من به عنوان مدیر فروش همون مجموعه ادامه کار رو به دست گرفت  و بسیار هم رزومه خوبی رو  برای خودش و سازمان خلق کرد و تارگت های خوبی رو زد ! پس امروز که دیگه به عنوان مدیرعامل یک شرکت حوزه فناوری اطلاعات در سرفصل های مختلفی مثل کریپتوکارنسی ، تولید محتوا و ورزش فعالیت دارم ، فهمیدم که بهترین دارایی های من تخصص ام و تجربه ام نیست و استفاده از این دو در بکار بردن ارتباط با نیرو های انسانی یا بهتره بگم سرمایه های سازمانی ام هست .بیایم به این فکر کنیم که وقتی یه کاری و یا مجموعه ای از کارها رو تفویض میکنیم ، به صورت کامل واگذار کنیم و دیگه دخالتی توی اون نداشته باشیم .والا بخدا کار سختی نیست !</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Fri, 12 Mar 2021 17:44:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به فروختن عادت کنید ، بدون فکر به درآمدش</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B4-t9qbihng2pfv</link>
                <description>وقتی به درآمد های ناشی از فروشتان فکر کنید و درگیر کارمزد و درصدی که از فروش دریافت خواهید کرد می شوید ، یک اصل اساسی در فروش را از یاد می برید .اصل مهمی که فروختن و فروش کار اصلی یک پرسنل فروش است و نه میزان درآمدی که  از فروش ، حاصل خواهد شد .بارها شاهد پرسنل هایی در  دپارتمان فروش بوده ام که با عدم درک این اصل به مسیر های اشتباهی هدایت شده و تصمیمات غلطی را گرفته اند  .برای بهتر فهمیدن این اصل با ذکر یک مثال موضوع را شرح می دهم تا شما خواننده عزیز بهتر متوجه بشوید .برای مثال :  فرض میگیریم که میزان درآمد یکساله یک نفر در یک سازمان برای سمت هایی مثل کارمند اداری ، حسابداری ، تولید ، خدمات یا نگهبانی مبلغی برابر  A  تومن باشد  .این فرد در طول یکسال زحمت کشیده و بعد از رضایت کامل مدیر و یا رئیس به عنوان صاحب کار مبلغ A  تومن را دریافت میکند .حال اگر نیروی کاری و پرسنل دپارتمان فروش هم این مدلی فکر کند ، در یک مقطع دچار مشکل می شود .حال این مقطع چیست و چه زمانی رخ می دهد ؟ برای پاسخ و تشریح مقطعی که باعث تصمیم اشتباه یک نیروی کاری و پرسنل فروش خواهد شد باید زمانی را در نظر بگیریم که فرد در ابتدای فعالیت خود در یک دپارتمان فروش با تلاش و کوششی که دارد ، احتمال یک فروش موفق با حجم زیاد کالا یا خدمت را خواهد داشت .اگر این فرد تجربه کار در دپارتمان فروش را نداشته باشد ، با محاسبه ای ساده متوجه می شود که شاید دو برابر مبلغ A  تومن را دریافت خواهد کرد و این یعنی بی انگیزه شدن اش و عدم تمایل به همکاری و فعالیت با سازمان .شاید باور این موضوع سخت باشد ، اما من پرسنلی را دیده ام که با یک فروش موفق دچار چنین بی تفاوتی فلسفی شده باشد که دیگر انگیزه کار ندارد .خب درک صحیح این مشکل اکنون چه سودی دارد و باید چه کرد ؟به نظر من یکی از مواردی که باعث می شود تا فرد درگیر این موضوع نشده و بتواند همیشه تشنه برای انجام عملیات فروش باشد  ، فهم قلبی این موضوع است که عملیات فروش وظیفه اصلی اوست و نه کسب درآمد از فروشالبته منظورم این نیست که مبلغی که شرکت به آن متعهد شده است را پرداخت نکند ! بلکه ابتدا شرکت باید فرد را با نگاه آموزشی به شکلی ارتقاء سازمانی داده  تا انگیزه اش کم نشود و در ادامه KPI  مربوط به فروش را به شکلی  درست مدیریت کند که نیروی فروش با دریافت اعداد نجومی از چرخه فعالیت حذف نشود .پس در جمع بندی نهایی باید به همین موضوع فکر کنیم که نیروی فعال در دپارتمان فروش فقط به فروختن فکر میکند و کار اصلی او فروش است !درآمد او امری مجزاست و نباید هدف فعالیت او باشد  !</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Thu, 11 Mar 2021 14:24:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیر فروش ، پیامبری نیست که معجزه کند</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%AC%D8%B2%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AF-o8rfnmijkwgw</link>
                <description>اکثر مدیران عامل و مالکین کسب و کار موفقیتی که برای کمپانی خود آرزو میکنند را در گرو داشتن یک مدیر فروش خوب می دانند .مگر مدیر فروش پیامبری است که بتواند به معجزه ای که مدیر عامل میخواهد تن بدهد ! مگر فروش ورد و دعایی دارد که بخواهد با خوانده شدن اش عملیات فروش تحقق یابد .فروش امروزه دیگر یک پروژه مشاوره ایست که با تکرار و برنامه ریزی طبق نیاز فرصت شناسایی شده به ارائه خدمات و یا کالا با قیمت مشخص  و در سریع ترین زمان ارائه میگردد .دیگر ارزان فروشی اصلا جذابیتی ندارد.کافیست شما همیشه در دسترس باشید و صادقانه با فرصتی که احتمال دارد مشتری شما باشد ارتباط داشته باشید .من به عنوان مدیر فروش در سالهای زیادی، یک ترفند را استفاده کرده ام و توصیه میکنم که شما هم همین کار را بکنید .ابتدا با فرصت احتمالی دوست بشوید  ، یادمان باشد دوست شدن با نمایش دادن دوستی فرق دارد و باید آنقدر با این فرصت احتمالی دوستی داشته باشید که اگر کالا یا خدمات شما به درد آن فرد نخورد به سادگی اعلام کنید که بهتر است از این کالا یا خدمت استفاده نکند .برای مثال : در دوره ای که فروشگاه لوازم خانگی داشتم ، گاهی مشتری هایی داشتم که از دریچه دوستی با خود بنده ، این شرایط ایجاد میشد که من کالایی که در انبار داشتم را بفروشم و من به عنوان یک دوست می دانستم که کالایی یا بالاتر و بهتر و یا ضعیف تر از نمونه موجود در انبارم ، مورد نیاز این فرد هست لذا اعلام میکردم  این موضوع را و همین شفافیت باعث میشد که بعد از خرید و رضایتی که ایجاد شده بود ، همیشه فرد از این فروشگاه و خدماتش استفاده کند و یا با بازاریابی دهان به دهان باعث فروش بیشتری بشود.این ترفند ساده ای هست که همیشه برای من نتیجه مثبت داشته و من توصیه میکنم که شما هم از این روش استفاده کنید  .امروز یکی از مواردی که خیلی مفید خواهد بود و متاسفانه تصوری در بین مدیران کسب و کار وجود دارد که به این موضوع نیازی نیست و مخصوص کمپانی  های بزرگ است !  اهمیت استفاده از نرم افزار  CRM  است .ما در کشور نرم افزار های مختلفی را داریم و الحق من در یک سال اخیر درگیر نسخه ای جالب از این نرم افزار شده ام که تقریبا برای کسب و کار هایی از جنس فناوری بسیار مفید است .من به عنوان یک مصرف کننده نرم افزار دیدار به مدیران این شرکت تبریک گفته و آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم شاهد پیشرفت هر لحظه این عزیزان باشم .در انتهای جمع بندی این مطلب بسیار کوتاه ام فقط میخوام از همه شما عزیزان بخوام که تصوری نداشته باشید از اینکه مدیر فروش خوب و متخصصی رو چون استخدام کردید ، اون معجزه ای خواهد کرد .اصلا چنین مدیر فروشی که معجزه بتواند بکند ، نداریمشما به معجزه فکر نکن ! به دعا فکر نکن !  تیمی بچین که بتوانند با نرم افزاری به سادگی کار کنند و عملیات فروش رو ثبت و پیگیری کنند و از بیگ دیتای عملیات فروش به تصمیماتی برس و تقاط قوت و ضعف خودت رو بشناس !فروش کسب  و کار من نیست ، هنر من است </description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 18:46:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات سال 1400 را جدی بگیریم !</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D9%84-1400-%D8%B1%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-zmr73or9jhvx</link>
                <description>عضویت در انتخابات ششمین دوره ی شوراهای اسلامی شهر از روز چهارشنبه مورخ بیستم آغاز و تا پایان وقت اداری روز سه شنبه مورخ بیست و ششم اسفند سال 1399 (جمعا به مدت ۷ روز) ادامه خواهد داشت .یکی از مهمترین چالش های انتخاباتی در ایران به نظرم همین شورای شهر است ، زیرا که با تسلط در یک منطقه جغرافیایی کوچک تر و متمرکز تر به نتایج بهتری می توانیم برسیم .اگر مدیرانی انتخاب بشوند که در منطقه خود ، دلسوز و حامی منطقه خودشان باشند ، در یک دوره چهارساله ما شاهد اتفاقات بسیار خوب و مثبتی خواهیم بود .من در یک نگاه خیلی عامیانه بخواهم به موضوع بپردازم اینطور می توانم مثال بزنم که اعضای شورای شهر خودشان مثل رئیس جمهور  هستند در منطقه خودشان و به نوعی رئیس جمهوری که فقط به مسائل داخلی پرداخته و از طرفی رئیس جمهور کشوری به مسائل کلان و بزرگ بین المللی باید بپردازد .البته این ساده ترین نگاهی بود که می توانیم به موضوع داشته باشیم و این مثالی که زده ام فقط برای این هست که میزان حساسیت شوراها را اعلام کنم .حال اعلام این موضوعات و پرداختن به این موارد چه سودی را خواهد داشت و من که سواد سیاسی بسیار کمی داشته و در این حوزه هم ادعایی ندارم  ،  چطور به این موضوع می پردازم ؟در این مطلب میخواهم در چند خط موضوعاتی را اعلام کنم و به اطلاع خواننده های عزیز برسانم .با اعلام مطلب فوق  بسیار شفاف بیان کرده ام که بنده به هیچ عنوان سواد سیاسی نداشته و ندارم ولی خب خیلی از عزیزان مطلع  هستند که کم و بیش  ، شاید نزدیک به دو دهه است که در کمپین های انتخاباتی بزرگی حضور داشتم و با افراد بسیار برجسته ای در حوزه انتخابات :  اتحادیه ، اصناف ، دوره های مجلس شورای اسلامی ، شوراهای شهر و ریاست جمهوری به عنوان یکی از اعضای شورای سیاست گذرای ، رسانه های دیجیتالی و جریان سازی فعالیت داشته ام .شاید تنها کارزار انتخاباتی که به هیچ وجه وارد همکاری نشده و نخواهم شد انتخابات مجلس خبرگان رهبری بوده است و این هم به این دلیل که موضوع و ورود به فعالیت در این سطح ، به دلایل شخصی مورد تایید من نیست .بگذارید که من یک خاطره برایتان بگویم و این خاطره به سال هشتاد و هشت بر میگردد  ، من همزمان در دو ستاد انتخاباتی فعالیت داشتم و همه عزیزان هم مطلع بودند و به عنوان مشاور در کنار دو رقیب انتخاباتی  حضور داشتم ! شاید بین من و خود نامزد انتخاباتی فقط یک نفر بالای سری حضور داشتند و در همان زمان هم این حضور تابع قوانین و استاندارد هایی بود و من به واسطه همان استاندارد ها توانسته ام همچنان درگیر حواشی نباشم و این یکی از دلایل حضور من در این سطح فقط به خاطر فعالیت ام در حوزه جریان سازی های مبتنی بر وب ، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بوده است و نه فعالیت سیاسی ام و احساسات ناشی از پیروزی و شکست بر من غلبه نمیکرد و منجر به رفتار آنارشی گونه نمیشد  !در همین ایام بود که من به طرفین همیشه اعلام میکردم که با جریان سازی که اتفاق افتاده و این سناریو که ایران یعنی تهران !  یا اینکه به دلیل حضور در رسانه دیجیتالی و فضای مجازی یعنی کل ایران حامی شما است قطعا نمی توانید وارد این رقابت بشوید به عنوان برنده خارج بشوید !اما آنقدر این امر به مرحله جدی رسیده بود که این توهم شکل واقعیت گرفته بود و به اشکال مختلف حواشی زیادی برایش ایجاد شد !همانطور که هنوز هم افرادی هستند که از همان سالها به عنوان یک واقعه نحس و توطئه تقلب نام می برند !من مدافع طرف دیگر نبوده ام و اتفاقا در همان دوره نیز به ساده ترین شکل از چرخه فعالیت های خود به عنوان کارمندی در کمپانی های دولتی خارج شده و تا این لحظه در یک فعالیت خصوصی حضور دارم .با شهامت اعلام میکنم که برای سال آینده یکی از سخت ترین انتخابات کل جمهوری اسلامی ایران را پیش بینی میکنم که تقریبا از همین روزها شاهد این هستم که با چه سختی هایی روبرو خواهیم بود .مردم امروز که به عنوان رای دهنده به پای صندوق خواهند آمد ، جنس مردمی که تا امروز می آمدند نیست و این روشنگری ها ، فضای مجازی ، شبکه های اجتماعی ، ساتلایت و شبکه های خبری و سیاسی اش ، اوضاع بد اقتصادی و چندین عامل دیگر نمیتواند جهت به انتخاب فردی بکند و این بار مردم در یک رفتار گروهی احتمالا به انتخابی دست خواهند زد که  کشور را به سبک جدیدی از مدیریت هدایت کند .من اعتقاد دارم که بلوغ انتخاباتی مردم ما  در دنیا  خیلی جلوتر از کشورهای دیگر است و اینجا فقدان چهره سیاسی داریم و این هم به جهت فقر احزاب سیاسی  در کشور است ! کشوری که حزب فعال نداشته باشد قطعا به قهقرای چهره سیاسی خواهد رسید .همه مطالب فوق را برای این گفتم تا اطلاع بدهم که در انتخابات سال آینده ، هر فردی و یا ائتلافی و حزبی که میخواد فعالیت انتخاباتی کند باید  از سالها قبل فعالیت خود را شروع میکرده و دیگر در یک دوره چند روزه امکان موفقیت وجود ندارد و فقط افرادی پیروز این کارزار خواهند بود که بتوانند از نتیجه چندین سال خدمت سالم خود بهره ببرند و در این چند مدت تا روز رای گیری فقط از تیم هایی به عنوان شتابدهنده برای اطلاع رسانی  حداکثری استفاده کنند .ما این بار هم به دعوت دوستان در سه جبهه فعالیت خواهیم داشت و تصمیم دارم که تیم ام درگیر حوزه شورای شهر باشد و به موضوع ریاست جمهوری ورود نکنیم .اما کلام آخر که جمله معروف و ترسناکی از وینستون چرچیل است را برایتان می نویسم : مهم نیست که چه کسانی رای می دهند ، مهم این است که چه کسانی رای ها را می شمارند </description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Sun, 07 Mar 2021 13:19:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیم ملی پناهجویان چطور تیمی است ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%BE%D9%86%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-lvo8c9syn0jp</link>
                <description>توی المپیک یک تیم ملی هم حضور داره که ورزشکارانش با پرچمی سفید رنگ وارد میدان میشوند  ورزشکارانی که از کشور خودشون خارج شدند و در قالب پناهجو در یک کشور دیگه زندگی میکنند  و تن به حضور در تیم ملی اون کشور ندادند و یا برای تیم ملی اون کشور انتخاب نشدند ولی در رنکینگ ورزشی و المپیکی مجوز ورود به مسابقات رو دارند لذا با تیم ملی پناهجو وارد عرصه رقابت و مسابقات میشن کیمیا علیزاده زنوزی هم توی این تیم ملی حضور داره و قرار هست برای این تیم ملی بازی کرده و آرزوی این رو داریم که خوش بدرخشد و شاهد قهرمانی مجدد ایشون در سطح بین المللی و المپیک باشیم .ورزش کشور ما در سالهای زیادی اسیر سیاسی بازی هایی بوده و شده که ضربه های زیادی هم بهش خورده و متاسفانه هنوز هم درک صحیحی از این موضوع نداشتیم که ورزش یک موضوع جهانی هست و همونطوری که هیچ تحریم سیاسی به ورزش وارد نیست ! ورزش هم نباید وارد عرصه های سیاسی بشه .ورزش قهرمانی ما که می تونست یک مسیر سبز برای ارتباط با جهان باشه تبدیل شده به یک معضل بزرگ و متاسفانه ضرر ده که در میدان های بزرگ و مسابقات جهانی باعث سر افکندگی ما ایرانیان باشهاما نقش حاکمیت در این موضوع چقدر پر رنگ هست ؟رویکردی را در فدراسیون ورزشهای همگانی شاهد هستم که برایم ارزش زیادی پیدا کرده و این رویکرد انقلابی که در این فدراسیون شکل گرفته بعد از استقرار تیم جدید مدیریتی شروع شده و در زیر توضیح خواهم داد که چه رویکردی هست .یکی از آسیب شناسی هایی که به درستی انجام شده همین نقش مهم ورزش همگانی به عنوان مقدمه و مقدم بر ورزش قهرمانی است و متناسب با همین موضوع هم تلاش هایی که داره انجام میشه در سطح همگانی و عموم مردم کشورمان ایران است .این رفتار یک آسیب شناسی کلان است که نگاه حاکمیتی و دولتی را در آن مشاهده میکنیم ولی آیا هر نگاه دولتی اشکال دارد ؟  اتفاقا میخواهم اعلام کنم که نگاه حاکمیتی و دولتی باید در این سطح قرار گرفته و متناسب با ایجاد بستر مناسب ورزش همگانی باعث رشد ، تعالی و کشف استعداد هایی برای ورزشهای قهرمانی باشد و در زمانی که ورزشکار وارد حوزه تخصصی قهرمانی قرار گرفت دیگر رسالت دولت و حاکمیت تمام شده و در این مسیر با رویالیتی و وفاداری که ایجاد شده است ، هیچ ورزشکاری ترک وطن نکرده و با همه سختی هایش همچنان به حضور در وطن خواهد پرداخت .اما وقتی ورزشکاری که نقش حمایتی از دولت و حاکمیت را در مسیر رسیدن به ورزش قهرمانی اش نمی بیند و لمس نمی کند قطعا بعد از رسیدن به سکوی افتخارات بین المللی  این حق برایش ایجاد می شود که همین جایی که هست را از خودش دارد و لذا تن به رفتار هایی میزند ، اصلا کاری ندارم که رفتارش درست یا غلط استزیرا که یاد گرفته ام که تا وقتی کفش های یک نفر را پا نکرده ام به رفتارش ایرادی نگیرم !در تیم جدید مدیریتی فدراسیون ورزشهای همگانی به ریاست آقایان  افشین ملایی و نایب الرئیسی دوست عزیزم رضا شجیع و دیگر عزیران حضور دارند یک انقلاب به معنی واقعی در این فدراسیون رخ داده و ما شاهد اقدامات مختلفی هستیم که همگی  باعث رشد و تعالی خوبی در ورزش همگانی بوده است.اصلا قصد این رو ندارم که در متن فقط به تعریف و تمجید بپردازم و اتفاقا انتقادات زیادی هم دارم و به عنوان یک متخصص در جلساتی که افتخار حضور داشتم همیشه به صورت شفاف و صادقات در شهامت کامل مطالب رو بیان کردم و همیشه هم رویکرد مثبتی و سازنده ای داشتند عزیزان و باید صبور بود تا انشاالله در یک دوره میان مدت تاثیر مثبت حضور متخصصینی در این سبک برای ورزش رو از دریچه رفتار مردم شاهد باشیم .من امید دارم که ورزش قهرمانی ما شاهد نخبه های زیادی خواهد بود و این نخبه ها از همین ورزش همگانی رشد و پرورانده می شوند .نتیجه گیری نهایی من خیلی خلاصه است و از آقای حاکمیتی و دولتی خواهش دارم تو همین فرمون روی ورزش همگانی نظارت داشته باشه ولی خواهش میکنم از ورزش قهرمانی دوری کنه و بگذارد ورزشکار قهرمان ما به ورزش کردنش بپردازه و تبدیل به مترسک سیاسی کشورمون نشود ! به خدا این سبک تبلیغات در دوره جنگ سرد بود و الان دیگه این استراتژی لو رفته و بی ارزش هست و فقط باعث ضربه به خود بدنه ورزش و ورزشکار میشهامیدوارم که توانسته باشم موضوع رو به بهترین و خلاصه ترین شکل بیان کرده و عزیزان رو متوجه موضوع کرده باشم .</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 07:13:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سال دیگه شما جای ما رای بدید !</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsemsari/%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D8%AF-iffbqkh0l4iu</link>
                <description>خوب به یاد دارم که در ایام انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 در روز رای گیری در حال برگشت از جزیره کیش بودیم ! در صف ورودی به گرفتن کارت پرواز ، رای گیری هم انجام میشد و چند صندوق را قرار داده بودند .همه افرادی که در فرودگاه حضور داشتند ، اکثرا به آقای سید محمد خاتمی رای دادند و من هم یادم هست که بی دلیل به ایشون رای دادم ! جوی در آن زمان وجود داشت و ایجاد شده بود که رقیب اصول گرای ایشان آقای علی اکبر ناطق نوری کامیون کامیون چادر مشکی سفارش داده و بعد از انتخابات و رئیس جمهور شدن اش همه باید چادری بشوند !شاید شما جوانان بیست ساله ( دهه هشتادی ها ) الان به جمله من بخندید که این چه موضوع مسخره ای هست و مگه قابل اجرا هست ؟اما باید بگم که واقعا یک روزهایی همین سبک پروپاگاندا میشد و این مسائل خیلی مسخره به نظر نمیرسید !هیچ وقت نباید در حوزه سیاست مسائل رو مسخره بدونیم و واقعا در هر زمان یک اتفاقی امکان داره بیفته و سالها بعد عمق فاجعه دیده میشه !اما با گفتن خاطره ای از سال 76 نمیخوام بگم که اصولگرا بد یا اصلاح طلب خوب هست ! این آدم یا اون یکی خوب هست !در ادامه میخوام به یک موضوع دیگه ای هم اشاره  و در انتها جمع بندی کنم .رهبر کشور عزیزمان ایران هم در هر مرتبه از سخنرانی خود ، به موضوع بسیار مهمی اشاره کرده اند و این موضوع چیزی نیست جز اینکه : مردم عزیز کشورمان در انتخابات دقت کنند و به فرد صالح ، اصلح ، مومن و متعهدی رای بدهند .با توجه به مطلب اولیه ای که در ابتدای عرایض ام اعلام کردم و از طرفی توصیه بسیار مهم رهبری میخوام نکته آخر و موضوع مهمی رو نیز بیان کنم .در کشور ما شورایی وجود دارد به اسم شورای نگهبان و وظایف مختلفی نیز این شورا دارد و یکی از مهمترین وظایف اش ، بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات دوره های ریاست جمهوری است .خب در این صورت ما تا امروز بارها شاهد این بودیم که مردم عزیز در پروپاگاندای انجام شده از سوی نامزدهای محترم و عدم توجه به خواسته رهبری به افرادی که مورد تایید شورای نگهبان هم بوده اند ، رای داده و این منتخبین برای مدت چهار و حتی هشت ساله به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب ، تایید و فعالیت کرده اند خب از مسائل فوق یک نتیجه گیری میگیریم و با توجه به اینکه سال آینده احتمالا شاهد یک انتخابات کم فروغی رو خواهیم بود و صد البته آرزو دارم که اینطور نباشه و مردم با درایت و مخصوصا جوانان با مطالبه گری منطقی و علم و دانش و بدون اسیر رنگ و ریتم و وعده الکی و پوشالی و کلید و ریموت و هر مزخرف دیگه ای به میدان بیان و دوری نکنن اما اگر هم نیامدن که خیالی نیست !این تصمیم مهم رو به یک نفر مثل خود رهبری ! شورای نگهبان یا مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان و یا یه ارگانی غیر از مردم بسپارن که حداقل در دوره چهارسال و یا هشت ساله دیگه هی نزنن توی سر ما مردم بیچاره که این انتخاب خودتون بود و درست انتخاب نکردید و این دفعه با درایت انتخاب کنید و فلان و بهمانما حاضر هستیم از حق رای خود بگذریم و این حق که برامون گرون تموم میشه و درد داره رو تقدیم میکنیم به کسی که از ما بیشتر میفهمه و اون برامون تصمیم بگیره تا حداقل اگه اوضاع درست نشد ما بدهکار نباشیم و مطالبه حق کنیم .آقا اگه بد میگم ، بگو درست میگی !!</description>
                <category>Hamid Amirsemsari</category>
                <author>Hamid Amirsemsari</author>
                <pubDate>Thu, 04 Mar 2021 19:52:13 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>