<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amir sepehri</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirsphri</link>
        <description>بنام نام شما، یک عاشق نویسندگی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:52:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2953734/avatar/W4rjTW.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amir sepehri</title>
            <link>https://virgool.io/@amirsphri</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بدون مقدمه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsphri/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-oyssltxe0ekx</link>
                <description>روزها گذاراست و انسان بی صبردل ها تنگ است و انسان پر از دردمن ها بیچاره است و انسان پر از غم مشت ها گره است و انسان بی شرمروز ها گذشتند و من در آتش صبر سوختمدلم مچاله شد بین سنگ و من درد بارم شدمن ها که گفتم که من بودم بیچاره پر از غماستخوان شکست و گره وا شد من سوختم </description>
                <category>Amir sepehri</category>
                <author>Amir sepehri</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 03:13:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بعد مدتی</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsphri/%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D9%85%D8%AF%D8%AA%DB%8C-efdq4crlzqkb</link>
                <description>هرچی دوست دارم بنویسم؟صد البته که هرچه را که دوست داشته باشم مینویسم این هم شد حرف.امشب از کتاب هایی میگم که خیلی دوست داشتم بخونم و فرصتش رو نداشتم.کدومش رو بگم یعنی از کجا شروع کنم از مسکو شوروی راه رو شروع میکنم پدران و پسران جنایت و مکافات این دوتا کتاب رو واقعا دوس دارم که بخونم و تا حالا اصلا سمتش نرفتم یعنی درستش اینکه ترسیدم برم و نصف و نیمه بمونه خب برا همین حتی تاریخچه و توضیحات فلان رو هم نخواستم بخونم که داستان برام جذاب باشه وقتی خوندم البته میدون انقلاب باید یکی رو پیدا کنم.سومین کتاب کمدی الهی هست از نویسنده ای که باهاش خب توی دانشگاه آشنا شدم و استاد خوب بنده بهم معرفی کرد.اسم نویسنده دانته بود.استادم توی خوندن کتاب افسانه تبای خیلی اصرار داشت خب اونم دوست دارم بخونم ولی فکر نکنم به این زودی باشه.قلعه حیوانات رو کسی هست که نبینه؟!خب من کتابش رو نخوندم دوست دارم که بخونم.وایستا ببینم این کتابا چه وجه مشترکی دارن باهم من نمیدونم ولی حدس میزنم…و البته دوتا کتاب دیگه هم هست که باید بخونم آخرین وسوسه مسیح و زوربای یونانی بود فکر کنماگه خوندین نظرت محترمه نگین بهم ولی اگه کسی رو سراغ دارین که بتونم کتاب چاپ قدیم خوب پیدا کنم برام بنویسید.لیست خوبی بهتون فکر کنم معرفی کردم خودم میدونم</description>
                <category>Amir sepehri</category>
                <author>Amir sepehri</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jan 2025 21:46:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدون نیاز به عنوان</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsphri/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-l2f221hvnp9d</link>
                <description>هرچی دوس دارم بنویسم…این جمله هست ک وقتی میخوای بنویسی جلو چشمات میاد.درسته مگه نه؟ولی مشکل از همین جا شروع میکنه خودش رو نشون بده و از اون قسمت تاریک بیرون میاد.ترسناکه نه؟من با این تاریکی زندگی میکنم تاریکی منو میکشه ولی قویم میکنه شاید هم نکرده و این جز خیال و فکر نیست.هرچی چیزی اتفاق می افته چه خوب چه بد ولی مهم نیست الان مهم نیست برای من که دنبال چیزی هستم که ممکن نیست قوی بشم چرا جرت ندارم خسته ام از هرچیز چه میخواهم نمیدانم میدانم ک نمیدانم دارم ندارم میان این دو آزارم میدهد چ کسی بود میگفت میانه روی خوب هست اره فهمیدی ولی چرا من نمیبینم ؟من که هستم من چه هستم اصلا نمیدانم دلیل وجودم چه هست نمیدانم خوب است بد است فطری هست فقهی است علمی است خدا دادی هست سوال زیاد است پاسخ دور شاید هم نزدیک نمیدانم ک نمیدانم به خود اعتماد دارم اما ندارم به روح مقدس دارم ندارممثل همیشه نوشته بدون نتیجه است و من هنوزم هم درمانده ام و این پایان این است </description>
                <category>Amir sepehri</category>
                <author>Amir sepehri</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jun 2024 21:20:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میتوانم اما نمیتوانم دنیایی حرف یک جمله</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsphri/%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%85-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%DB%8C%DA%A9-%D8%AC%DA%A9%D9%84%D9%87-t4ddrmgqgvp6</link>
                <description>چقدر زیبا می‌شد جهان هستی اگر بیشتر به فکر آن بودیم و نه به خود.پروردگار آسمان پروردگار زمین پروردگار انس و جن و ملائکه‌ گاهی به شک می افتیم نه به خداوندی ات نه به وجودت……گهگاهی همه کلافه از این زندگی هستیم اما این بار عصیان میکنم نه بخدا بلکه به خود نه به آفرینش بلکه به خود نه به غیر فقط به خود…… می نوشم و‌ آزاده به راه شم  تا آنکه عبادت کنم خفت خوار شم سخنم نیست ز روی غم و غمخواری  تا آنکه فهمی مرا  برگی از باد خزان شم عمر گران گذرد مفت هم گذرد تا آنکه برم و دور بمانم خاطره تلخ روزگار شم نوشتم و خواندی ماند به ذهنت تا آنکه مرا فهمی برگی از باد خزان شم آزاده باش بمان در ره خویش تا آنکه نمادی ز آزاد و آزادفکر شم </description>
                <category>Amir sepehri</category>
                <author>Amir sepehri</author>
                <pubDate>Sun, 10 Dec 2023 00:37:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داریخماخ یا چی...؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsphri/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D9%85%D8%A7%D8%AE-%DB%8C%D8%A7-%DA%86%DB%8C-rog2yrkbw7ri</link>
                <description>کلمه نامفهوم اما پر از حس کلمه ای گنگ اما پر از حرف کلمه ترکی که بسیار تعریفش سخت است حتی برای خود ترک ها.برای شروع اینکه برسی کنیم ابتدا به تجربیات تکیه می کنیم تا حدی قابل هضم باشد.برداشت هایی که از این کلمه میتوان داشت خیلی متفاوت اما بسیار نزدیک هستند و با شرایط و حسیات افراد رابطه مستقیم دارد در حالی که خود مفهموم کلمه بسیار از پارادوکس تشکیل شده.همین اول کار فهمیدیم که زبان ترکی بسیار پیچیده اما شیرین هست.شاید قبل اینکه با این متن رو به رو شوید جای دیگر خوانیده اید که مفهوم کلی ان دو دل بودن   یا دلتگی یا شاید هم بی حوصلگی است اما نسبت به چی؟ یا شاید شنیده اید که نه این و نه ان. هم این هم ان. به هر حال معنی و مفهوم زیاد دارد و...حس من به این کلمهعلاوه بر توضحیات من حسی دارم که شاید کمتر کسی داشته باشد اما ممکن هست منم هم خطا کنم در نگاه من این کلمه مفهومی به این معناست که حرفی را نتوانیم بزنیم دردی را نتوانیم فریاد بکشیم و همیشه ان را با خود در درونمان حمل کنیم هرچند میخواهیم که از شر سنگینی ان خلاص شویم. بشود مانند عنکبوت که در وجودمان تار بتند.بیشتر از چیزی که این کلمه را سخت میکند برای درک همان موقعیت هست نه ماهیت. موقعیت به ان ماهیت میدهد و برای همین معادل فارسی مناسبی ندارد.بدن و وجودمان به ان عکس العملی دارد پس میتوان نتیجه گرفت که شامل قانون سوم اقای ایزاک نیوتن هم میشه اما تا حدی.نشانه هایی که من الان درحالی که دارم مینویسم دارم به صورت خلاصه وار تنگی نفس و بی حالی سردرد خفیف  بیخوابی دل درد و خستگی هستند اما چیزی که باید اشاره کنم و غافل نشم این هست که رفته رفته افزایش می یابد همانند تعداد جمله هایی داره بیشتر میشه و اما پس از پایان این متن ها ان به اتمام نمیرسد و این شمایید که پایان خود را میبینید.کسی هنوز به ته ان نرسیده که من رسیده باشم.سخن را کوتاه باقی میگذارم تا اگر شما نظری داشتید به ما بگویید تا در درک ان پیشرفتی داشته باشیم و موقعیت های مختلف ایجاد ان را بشناسیم.</description>
                <category>Amir sepehri</category>
                <author>Amir sepehri</author>
                <pubDate>Tue, 28 Nov 2023 23:29:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مبدا مکان</title>
                <link>https://virgool.io/@amirsphri/%D9%85%D8%A8%D8%AF%D8%A7-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-nwwmnznaeei7</link>
                <description>با شروع های کلاسیک نیمدانم چرا دیگر راحت نیستم احساس میکنم باید همه با هم یکی شویم از یک نقطه از یک مکان.برای همدیگر برای آیندگان برای فرزندان برای انسانیت برای حیوانات و برای طبیعت بکری که آلوده شده و دیگر بکر نیست.کدام را توضیح دهم واقعا نمیدانم کدام را انتخاب کنم به کدام فکر کنم با این حال همه در ذهن هست همه مورد توجه همه مهم و واقعا مبدا برای شروع کدام باشد را نه میتوانم تشخیص دهم و نه بگویم.بهتر است این بار مغز و دل را کنار هم قرار دهیم منطق و احساس را که هر دو با یکدیگر مخالف جهت هستند نوشتن  را شروع کنم.منطق لازمه شروع این نوشتن است و احساس همان چیزی که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم اگر چه میدانم نوشتن احساس را نیز لازنم میدارد اما کدامش؟ خشم آیا؟ عشق آیا؟ محبت یا نفرت؟ هنوز تصمیم نگرفتم و سردرگمم اما شاید بتوانم روزی مبدا مکانم را پیدا کنم و احساس را در آن نقطه بجویم.کاش که پیدا کردن این مبدا مکان همانند و یا به سختی پیدا کردن آن در مباحث ریاضی و فیزیک بود اما اگاهم و مطمئنم شما هم با من هم رای هستید که کار سخت تر از این حرف ها و جمله ها هست با این حال ادامه میدم و تمام تلاشم را میکنم که پیداش کنم گاهی با داستان گاهی با شعر و گاهی با اشنایی...</description>
                <category>Amir sepehri</category>
                <author>Amir sepehri</author>
                <pubDate>Thu, 09 Nov 2023 11:26:41 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>