<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های دژبان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amirveisi93</link>
        <description>نویسنده نیستم، فقط ذهنمو خالی می‌کنم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 18:17:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1450557/avatar/hBYDHE.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>دژبان</title>
            <link>https://virgool.io/@amirveisi93</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دژبان | بخش دهم: خداحافظ کمال‌گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-kkskj8usyk1r</link>
                <description>دو روز پیش یه متنی نوشتم که الان اصلاً ازش خوشم نمیاد و هیچ‌وقت توی دژبان منتشرش نمی‌کنم. پس می‌ریم سراغ متن امروز.چیزی ندارم که بنویسم… یعنی راستش رو بخواید دارم، ولی نمی‌خوام بنویسم. توی وضعیت مضخرفی گیر کردم و این وضعیت مضخرف چند ساله که باهامه. توی روانشناسی بهش می‌گن کمال‌گرایی.این مشکل باعث شد توی خیلی از مراحل زندگیم عقب بیفتم و تا الان دوتا آنلاین‌شاپ، یه پیج بلاگری و یه سایت رو نصفه‌نیمه رها کنم. اینا فقط یه بخش از کارهاییه که شروع کردم و ولشون کردم.کمال‌گرایی باعث شد هیچ‌وقت از نتیجهٔ کارهام راضی نباشم و مدام تلاش کنم همه‌چیز رو توی عالی‌ترین حالت ممکن نگه دارم. مثلاً اگه آنلاین‌شاپ زدم، باید حتماً محصول با بالاترین کیفیت داشته باشم، ویدئوی معرفی با بالاترین کیفیت بسازم. یا اگه پیج بلاگری دارم، سناریو و ویدئوها باید جذاب و خاص باشن، باز هم در بالاترین کیفیت.این فکرها انقدر روی مخم می‌رفت که آخرش کل پروژه رو کنسل می‌کردم و ادامه نمی‌دادم. همیشه با خودم درگیر بودم که «حالا امروز ویدئو نداشته باش»، یا «یه ویدئوی ساده‌تر بساز». اینا رو بارها به خودم گفتم، ولی انگار گوش شنوا نبود.این مسئله تا همین امروز همراهمه. اول متن هم گفتم که نمی‌خواستم بنویسم چون فکر می‌کردم متن خوبی نیست. از اون طرف هم فکر می‌کردم اگه یه روز ننویسم، دنیا به آخر می‌رسه.آخرش این جنگ رو تموم کردم. به خودم گفتم: بابا شل بگیر، یا ننویس و خلاص، یا چرت‌وپرت بنویس؛ بی‌قاعده، بی‌قانون‌تر از قبلیا. اتفاقی نمی‌افته. عذاب وجدان هم نداشته باش.دژبان ساخته شد که حرف بزنی. هدفش تاثیرگذاری و دیده شدن نبود. از اول هم قرار نبود منتشرش کنی. حالا که گذاشتی، همون‌جوری که هستی ادامه بده. ممکنه یه عده خوششون بیاد، یه عده نه.به خاطر همین چیزاست که می‌گم معلوم نیست قراره چی بشه. هر چی هم بشه، دژبان اولین تاثیرشو گذاشت:خداحافظ کمال‌گرایی.«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۲۳)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2026 20:29:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژبان | بخش نهم: دو شکست تو یک روز معمولی</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%AF%D9%88-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AA%D9%88-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C-nf8ticja3lt2</link>
                <description>امروز سر شیفتم، تا الان خبر خاصی نیست؛ رفت‌وآمد عادی ساکنین و همین.قبل از این‌که شروع کنم به نوشتن، داشتم با خودم دربارهٔ موضوع امروز فکر می‌کردم که یه‌هو به خودم اومدم و فهمیدم قرار نیست موضوع خاصی داشته باشه. از اولش هم قرار نبود یه موضوع مشخص انتخاب کنم و درباره‌ش حرف بزنم تا ویو و لایک و کامنت بگیره.فقط می‌خواستم ذهنمو خالی کنم.حتی به منتشر کردنشون هم فکر نکرده بودم، چه برسه به این‌که بخواد مخاطب‌پسند باشه.یه روز ممکنه اتفاقات روزمره باشه، یه روز یه ایده یا یه سؤال.از چارچوب و قاعدهٔ خاصی هم پیروی نمی‌کنم؛ هرجوری شروع می‌شه و هرجا و هرطور که بخوام تموم می‌شه.برای امروز می‌تونم دربارهٔ مصاحبهٔ کاری دیروزم بنویسم.حدود سه چهار هفته پیش برای یه شرکت رزومه فرستادم. موقعیت شغلی کارشناس سئو بود. ساعت کاری و مبلغ پرداختی هم اوکی بود، مخصوصاً ساعت کاری چون پاره‌وقت بود و برای منی که سربازم عالی محسوب می‌شد.تا این‌که همین هفته، یک‌شنبه تماس گرفتن برای مصاحبهٔ حضوری.کجا؟ جردن.پای پیاده یه‌کم سخت بود، مخصوصاً الان که ترجیح می‌دم روزای استراحتم کلاً فعالیت بدنی خاصی نداشته باشم. پس با داییم هماهنگ کردم ماشینشو گرفتم.گفته بودن ساعت مصاحبه ۵ عصره. چون تا حالا اون سمت تهران نرفته بودم، ساعت ۳ راه افتادم و ساعت ۴ رسیدم. تا جای پارک پیدا کنم، ساعت شد پنج دقیقه به ۵. با عجله خودمو رسوندم جلوی شرکت و همون‌جا فهمیدم گوشیم تو ماشین جا مونده.گفته بودن وقتی رسیدی تماس بگیر تا بگیم کدوم واحد و طبقه‌ایم، برای همین مجبور شدم برگردم گوشی رو بیارم.تا رفتم و برگشتم ساعت شد ۵ و بیست دقیقه. با خودم می‌گفتم به خاطر تأخیر، تو اولین دیدار و روز مصاحبه، حتماً کلی تیکه می‌ندازن و قبولم نمی‌کنن. با این‌که از قبل گفته بودن حتی اگه سر وقت هم برسم باز یه مقدار معطل می‌شم.خوشبختانه چیزی نگفتن، چون خودشون فکر می‌کردن وقت مصاحبهٔ من پنج‌ونیم اعلام شده.وارد دفتر شدم و مدیر باهام صحبت کرد. جزئیات مصاحبه رو نمی‌گم چون طولانی و حوصله‌سربره. فقط این‌که همه‌چی عالی بود، به‌جز یه مشکل اساسی: سرباز بودن من.هیچ‌جوره نمی‌شد ساعت و روزها رو فیکس کنیم. چون برخلاف چیزی که تو آگهی بود، پاره‌وقت نبود و ممکن بود مدام برای جلسات آنلاین نیازم داشته باشن.آخرش گفتن سعی می‌کنیم یه موقعیت دیگه برات پیدا کنیم، هرچند شانست خیلی کمه.حالا باید صبر کنم ببینم زنگ می‌زنن یا نه.بعد از مصاحبه برگشتم خونه، ماشین رو تحویل دادم و تو راه برگشت سوار یه ماشین گذری شدم. همون‌جا گوشی ساده‌ای که برای سربازیم گرفته بودم افتاد تو ماشین و من تا موقع پیاده شدن متوجه نشدم.بعدش هرچی تماس گرفتم کسی جواب نداد و آخرشم گوشی رو خاموش کردن.اینم ماجرای دیروز ما؛روزی که خدا خواست دوتا شکست، اگه بشه اسمش رو شکست گذاشت، باهم بیفته.«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۲۰)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jun 2026 09:47:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژبان | بخش هشتم: چرا آدما وقتی یکی هست، فکر نمی‌کنن؟</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A2%D8%AF%D9%85%D8%A7-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%86-rrs0d95l3dpi</link>
                <description>امروز سر شیفتم، فعلاً نشستم رو صندلی تا ببینم چی می‌شه. تا الان رفت‌وآمد خاصی نبوده، فقط چهار نفر. احتمالاً امروز از اون روزهای خلوته.همین الان یه نفر اومد و با یه تلاش ضعیف نتونست در رو باز کنه و از من خواست این کار رو براش انجام بدم؛ در صورتی که نه در قفل بود، نه فشار زیادی لازم داشت.پس چرا از من خواست این کار رو بکنم؟جواب ساده‌ست؛ آدما وقتی موقعیت رو مناسب ببینن، دیگه هیچ تلاشی نمی‌کنن. فرقی هم نداره جسمی باشه یا ذهنی. واقعاً چرا؟من چه زمانی که سر کار می‌رفتم، چه حالا که سربازم، افراد زیادی رو دیدم که ساده‌ترین موضوعات رو متوجه نمی‌شن و ساده‌ترین کارها رو نمی‌تونن انجام بدن.آیا دلیلش اینه که وقتی یه شخص مسئول رو تو اون موقعیت می‌بینن، به این وضع دچار می‌شن؟ یا واقعاً خنگ و بی‌دست‌وپان؟یعنی حضور یه نفر دوم باعث می‌شه به خودت این اجازه رو بدی که آی‌کیوت رو در حد پلانکتون بیاری پایین؟ این بار می‌شه سومین باره که می‌پرسم؛ واقعاً چرا؟چرا آدما وقتی وارد یه فروشگاه می‌شن، به یه اداره یا بانک مراجعه می‌کنن یا حتی می‌رن شهربازی، ارتباط مغزشون با بدنشون قطع می‌شه؟طوری رفتار می‌کنن که خودت از خودت می‌پرسی این آدم واقعاً چطوری تونسته تا همین‌جا هم دووم بیاره و زندگی کنه؟وقتی جلوی استند خودکارها وایمیستن و می‌پرسن «خودکاراتون کجاست؟» و نمی‌تونن پیدا کنن،وقتی سه بار توضیح می‌دی برای رفتن به فلان بخش فروشگاه باید انتهای راه رو به سمت چپ برن ولی می‌رن راست،با خودت فکر می‌کنی تو کله این آدما به‌جای مغز چی کار گذاشتن.این موضوع فقط مربوط به یه قشر خاص یا تعداد محدودی از آدما نیست؛ این مشکل رو می‌تونی تو اکثر افراد، با هر سطح تحصیلات و موقعیت اجتماعی ببینی.در حدی که ممکنه با یه نفر که ادعای تخصص در دیجیتال مارکتینگ و برنامه‌نویسی داره و مدرک تحصیلی از بهترین دانشگاه کشور گرفته، ساعت‌ها دربارهٔ سئو و نحوهٔ کارکردش صحبت کنی،آخرش بیاد ازت بپرسه: «نرم‌افزار سئو تو کدوم درایو نصبه که اجراش کنم؟»به نظر من فقط دو دلیل برای همهٔ این آدما وجود داره:1- این افراد واقعاً خنگن2- برای کم کردن بار مسئولیت خودشون، حتی در حد پیدا کردن یه خودکار، این کار رو می‌کنن تا مسئولیتش رو بندازن گردن یکی دیگهمن شخصاً امیدوارم مورد اول درست باشه،چون مورد دوم باعث می‌شه از وجود این همه پلانکتون تو سطح جامعه واقعاً نگران بشم.«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۷)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Fri, 12 Jun 2026 18:23:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژبان | بخش هفتم: دربارهٔ خیانت و میان‌برها</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%D9%94-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D9%88-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7-ecoh9uhapze8</link>
                <description>امروز رو آفمه، خونه‌ام، دراز کشیدم رو تخت و دارم به کاغذ رو‌به‌روم و خودکار تو دستم نگاه می‌کنم.ساعت چهار و نیم عصر قراره برم یه سری به همکارای قدیمیم بزنم، دلم تنگ شده براشون. بچه‌هایی که یک سال کنارشون زندگی کردم.می‌دونی، من حتی الان هم به کسایی که یه روزی باهاشون همکار بودم و الان دیگه خیلی کم می‌بینمشون، نمی‌تونم پشت کنم. همیشه برام سؤال بوده چی باعث می‌شه یه آدم خیانت کنه؟ خیانت تو همه‌جور رابطه‌ای، نه فقط عاشقانه؛ مثلاً خیانت به همکار، رفیق، خانواده یا هم‌خدمتی.یعنی از همون روز اول از این آدما متنفر بوده؟ یا کم‌کم این حس تنفر توش شکل گرفته؟ شایدم سودی براش داره.ولی مگه می‌شه با یه‌سری آدم زندگی کنی، وقت بگذرونی، قهر و آشتی کنید و بعد هیچ حس و وابستگی‌ای نداشته باشی؟ برات مهم نباشه کاری که می‌کنی چه آسیبی به اون شخص یا اشخاص می‌زنه؟این نکته رو هم تو پرانتز داشته باشید که خیانت همیشه رها کردن و رفتن نیست.وقتی زحمت همکارت رو به اسم خودت می‌زنی تا پاداشش رو بگیری، وقتی دور از چشم خانوادت با دشمن خانوادت در ارتباطی، وقتی از اعتماد دوستت سوءاستفاده می‌کنی، وقتی سرباز هم‌خدمتی‌ات رو برای یه روز مرخصی بیشتر لو می‌دی، همهٔ اینا یعنی خیانت.هرچقدر هم با خودت بگی دوستشون داری، باز هم خیانت کردی.به نظر من آدم‌های خیانت‌کار، آدم‌های ترسو و بی‌مسئولیتی هستن. چون نمی‌تونن یا نمی‌خوان برای عشق، رفاقت یا شغلشون زحمت بکشن تا به مهر، وفاداری و پاداش برسن، و به‌جاش راه میان‌بر رو انتخاب می‌کنن.دیگه لازم نیست برای پارتنرت وقت بذاری و بهش توجه کنی؛ یکی پیدا می‌شه که آویزونت باشه.دیگه لازم نیست برای رفیقت خودتو ثابت کنی؛ یکی هست که ندیده و نشناخته می‌گه چشم.دیگه لازم نیست سخت کار کنی؛ نتیجهٔ زحمت همکارت رو می‌دزدی.می‌بینی؟ خیانت یه میان‌بره، ولی همین میان‌بر زندگی خودِ آدم رو نابود می‌کنه.و معمولاً وقتی می‌فهمن، دیگه همه‌چی رو از دست دادن و دیر شده.«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۶)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Thu, 11 Jun 2026 08:53:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژبان | بخش ششم: گفت‌وگوهایی که دوست ندارم</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-uxxlamc4qpbu</link>
                <description>گاهی وقتا تو زندگی شخصی، محیط کار یا دوران خدمت، بعضی از آدم‌ها به هر بهونه‌ای میان و باهات شروع به صحبت می‌کنن.گفت‌وگوی دوستانه، خودمونی، حتی در حد پنج دقیقه.خب این مسئلهٔ اصلی نیست، مسئلهٔ اصلی اینه که چطور بقیه از این گفت‌وگوها استقبال می‌کنن و گاهی باعث می‌شن دوست‌های جدیدی پیدا کنن، ولی من نه.من اصلاً آدم اجتماعی‌ای نیستم که بخوام زود با کسی گرم بگیرم. کسی رو از خودم دور نمی‌کنم، ولی همون گفت‌وگو هم برای من خوشایند نیست. خیلی کم پیش میاد بعد از این مدل هم‌صحبتی‌ها نسبت به طرف مقابل حس خوبی داشته باشم. معمولاً اینجوریم که: «ولمون کن بابا، وقت‌گیر آوردی».هیچ‌وقت سعی نکردم این رفتارم رو تغییر بدم، چون خودم ازش راضیم. به نظر من آدم نباید با هرکسی که از راه رسید سریع رفاقت کنه. دایرهٔ ارتباطات دوستانه باید کوچیک و با دقت باشه.یه دلیل دیگه هم برای نداشتن تمایل به گفت‌وگو وجود داره، اونم تنفر از همه، به معنای واقعی کلمه.به‌جز دایرهٔ کوچیک دوستام، از معاشرت با آدم‌ها زیاد لذت نمی‌برم، مگر این‌که سرشون به تنشون بیارزه.از جمع‌های شلوغ، از کارهایی که مجبورم می‌کنه با آدم‌های زیادی سروکار داشته باشم، بیزارم. انرژی‌ای که اجتماعی بودن از ذهن و جسم من می‌گیره، بیشتر از هر فعالیت بدنی و ذهنیه.اما فکر می‌کنید نکتهٔ فان ماجرا کجاست؟این‌که من دژبان یکی از شلوغ‌ترین کوی‌های سازمانی نیروی هوایی‌ام.«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۵)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Tue, 09 Jun 2026 15:35:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژبان | بخش پنجم: هوش مصنوعی دستیار یا...</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-wpba8hxpcxwp</link>
                <description>یه‌جوری کاغذ رو می‌ذارم جلوم و خودکار دست می‌گیرم که هرکی ببینه فکر می‌کنه با چه نویسندهٔ فرهیخته و کاربلدی آشنا شده. نمی‌دونه که کلاً دارم بداهه و رندوم می‌نویسم و قبلِ آپلود هم می‌دم هوش مصنوعی تا اشکالاتش رو برطرف کنه.ایول، موضوع رندوم امروز پیدا شد؛ هوش مصنوعی.کاری به این ندارم که آیا هوش مصنوعی خطرناکه یا نه، یا این‌که در آینده همهٔ مشاغل رو از دست انسان‌ها در میاره یا نه. بحث من اینه که چرا همه‌چی ما شده هوش مصنوعی.می‌خوایم دربارهٔ یه چیزی تحقیق کنیم، عکس ادیت کنیم، ویدیو بسازیم، حتی سرچ‌های ساده و روزمره… همه‌چی شده هوش مصنوعی.حرفم اینه، پس هوش ما چی می‌شه؟ قدرت ذهن و خلاقیت ما چی؟چرا هوش مصنوعی با این سرعت کنترل کارهای ما رو به دست گرفته؟ خلاقیت چی شد؟ سازندگی؟ چرا همه‌چی شده چند خط دستور به یه ماشین تا برامون کار انجام بده؟ به نظر شما این خطرناک‌تر نیست؟انسانی که خلق می‌کرد، کاشف بود، دنبال اختراع بود، حالا لم می‌ده رو صندلی و راه میان‌بُر رو انتخاب می‌کنه.آیا هوش مصنوعی نباید نقش یه دستیار رو بازی می‌کرد؟ مثلاً همین تصحیح متن از نظر اشتباه تایپی، نه این‌که کل متن رو خودش بنویسه.همه‌چی شده دادهٔ کامپیوتری.احساسات، منطق و درک انسانی جاشون کجاست؟ چه اتفاقی براشون می‌افته؟واقعاً می‌شه به یه آهنگ، فیلم، شعر یا نقاشی که هیچ انسانی در خلقش دخالت نداشته نگاه کرد و لذت برد؟به نظر من نمی‌شه. چون کامپیوتر هرچقدر هم تلاش کنه، اون انرژی‌ای که باید از یه انسان به اثر منتقل بشه رو نمی‌تونه منتقل کنه. اون اثر نهایتاً یه تابلو، یه فیلم یا یه موسیقی ساده می‌مونه و تبدیل به شاهکار یا اثر هنری ماندگار نمی‌شه.اگه این متن رو تا آخر خوندید، لطفاً نظر خودتون رو با من به اشتراک بذارید.«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۵)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2026 22:02:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«بخش چهارم: نوشتن در گرما»</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7-xxisptxzp2ml</link>
                <description>بخش چهارم نوشتن؛ نوشتن چی؟ نمی‌دونم. قرار بود هرچی تو ذهنم هست رو بنویسم. ولی تا الان هرچی نوشتم، بداهه بوده تقریباً و من هم کنترل خودکارم رو دادم دست ذهنم تا ببینم به کجا می‌رسیم.الان که اینجا نشستم و دارم می‌نویسم، هوا گرمه. آفتاب مستقیم می‌زنه به داخل اتاقک. اتاقک هیچ کولری نداره و درختی هم روبه‌رو نیست که سایه بندازه. ۱۳ خرداده، ولی انگار وسط تیره.به نظرم باید به این سؤال برسیم که بعضی‌ها چطور از گرما و تابستون خوششون میاد؟ واقعاً گرمای طبیعی چیزی نیست که بشه ازش لذت برد. گرما باید مصنوعی باشه؛ مثل بخاری، شومینه، کرسی، آتیش؛ اونم وسط سرمای سگ‌لرز.آفتاب و گرمای طبیعی، به‌جز آسیب پوستی، گرمازدگی، عرق کردن و بوی بد، هیچ چیز دیگه‌ای نداره. واقعاً چطوری از تابستون خوشتون میاد؟ چی داره که انقدر براتون لذت‌بخشه؟ و اون‌قدر جذابه که این هوای افتضاح رو به هوای ابری و خنک پاییز، یا سرد و بارونی زمستون ترجیح می‌دید؟توی گرما هیچ چیز دلچسب نیست؛ یا به خیلی خودمونی بگیم، نمی‌چسبه و حال نمی‌ده. اما پاییز و زمستون، لامصب همه چی جوابه و اصل داستانم که همه می‌دونید، هوا هوای عشق و عاشقی با یاره. ولی تابستون سگ‌مصب حوصلهٔ خودتم نداری، چه برسه به یار…«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۳)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jun 2026 09:44:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی مغز تعطیل می‌کنه</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D9%87-ftezgywnjhyr</link>
                <description>فکر کنم امروزم فقط صرف نوشتن بشه؛ هر صفحه یه موضوع جدید…قفل شد. همه‌چی. چیزی به ذهنم نمیاد.فکر کنم بیش از حد ازش کار کشیدم؛ تعطیل کرده، رفته.جدی چرا این‌جوری شد؟ من همین یه ساعت پیش یه صفحه نوشتم و الان هیچی؛ خالی، خط صاف، ERROR 404.واقعاً مغز عضو عجیبیه. خوب می‌دونه کی و چطوری خودشو به نفهمی بزنه.ولی این موجود، یا عضو بدن، کارهای عجیب‌غریب زیادی هم ازش برمیاد. فقط باید بخوایم و تمرین کنیم.یه‌هو می‌بینی می‌تونی ذهن یکیو بخونی، با قدرت ذهنت اجسام رو جابه‌جا کنی، پیشگویی کنی و…یا این‌که نه، اینا همش مال فیلم و قصه‌ست؛ ابرقهرمان‌ها و موجودات ماورایی.شاید ما هم بتونیم. شاید یه جایی تو گذشته نحوهٔ استفاده ازش رو فراموش کرده باشیم. شاید انقدر توی دنیای امروزی و عصر تکنولوژی غرق شده باشیم که فکر می‌کنیم همهٔ اینا افسانه‌ست.و منتظریم یکی بیاد یه تراشه یا یه هوش مصنوعی برای ما طراحی کنه تا این قابلیت رو بهمون بده؛ ولی اگه از قبل روی ما نصب بوده باشه چی؟ شاید فایلش هیدن شده باشه، شاید لاک شده و نیاز به پسورد داشته باشه، شاید هم انقدر مغزمون رو با چیزای الکی پر کردیم که حافظه‌ای برای اجرا شدن این افزونه نمونده.شاید هم من الان رو جنسم و دارم مزخرف می‌گم؛ کی می‌دونه؟«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۳)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Sat, 06 Jun 2026 11:14:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادداشت‌های یه ذهن خسته</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-p424jhbvjlpi</link>
                <description>اولین تلاش امروزم برای نوشتن سناریوهای داخل مغزم شد یه متن نیم‌صفحه‌ای که ممکنه آپلودش کنم توی نت. بریم ببینیم تلاش دوم به کجا می‌رسه.سناریوهای داخل مغزم بیشتر شبیه رؤیاها و علاقه‌مندی‌هامن؛ چیزایی که یا بهشون نمی‌رسم یا… هیچ‌وقت نمی‌رسم. اتفاقاتی که دوست داشتم بیفته و نیفتاده، آدم‌هایی که دوست داشتم باشن و نیستن، حرف‌هایی که باید می‌زدم و نزدم.غمگین و ناراحت‌کننده‌اس وقتی تمام تلاشت رو می‌کنی، ولی به چیزی که می‌خوای نمی‌رسی، و بعدش ذهنت شروع می‌کنه به رؤیاپردازی تا شاید آروم بشی.مثل یه جور مخدر می‌مونه؛ یه نوع اعتیاد برای فرار از واقعیت زندگی. بعضیا می‌گن ساختن سناریو و مکالمه‌های درون ذهن یعنی مغز اون فرد سالمه، بعضیا می‌گن نه، این‌طور نیست و یه مشکل روانیه؛ ولی من می‌گم هرچی که هست، اصلاً خوب نیست.وقتی یاد یه فرد به‌خصوص می‌افتی خوب نیست، وقتی نتیجهٔ تمام تلاش‌های بی‌ثمرت رو تجسم می‌کنی خوب نیست، وقتی توی ذهنت تجسم می‌کنی که اگه می‌شد، اگه می‌موند، اگه اون حرف رو زده بودم، بعدش ممکن بود چه اتفاقی بیفته و زندگیت چه شکلی بشه، اصلاً خوب نیست…«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۳)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Fri, 05 Jun 2026 12:03:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دژبان!!!</title>
                <link>https://virgool.io/Dezhban/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%98%D8%A8%D8%A7%D9%86-mikje721iukk</link>
                <description>وقتی شروع می‌کنم به نوشتن سناریوهای توی مغزم، که توی زمان بیکاری یا خواب به ذهنم میان، غیب می‌شن. از طرفی خودِ این کار هم یه جور سناریو توی مغزمه. نشستم روی صندلی جلوی اتاقک ورودی محوطهٔ تالار، با عنوان دژبانی. ولی دژ چه بانی؟ والا ما صرفاً یه نمادیم، همین؛ بدون اختیار و بدون قدرت.می‌شینیم تا مردم بیان رد بشن و ما جلوشونو بگیریم که: «آقا یا خانم، کارت لطفاً.» یا همراهشون دارن یا نه، تو دلشون به ما فحش می‌دن یا نه. واقعاً وضعیت مضحک و باطلیه؛ چیزی که بهت اضافه نمی‌کنه، حتی ممکنه مشکلات جسمی و روانی هم برات به وجود بیاره.دژبانی، در ظاهر، قسمت خوب و دهن‌پرکنیه برای خدمت کردن، ولی در عمل تو یه حمالی که می‌فرستنت جلو تا با مردم و سربازها درگیر بشی؛ و در آخر، اگه ماجرا بیخ پیدا کرد، خودشونو می‌کشن عقب و می‌گن خودت مقصر اتفاق بودی، به همین سادگی.نمی‌دونم، بعضیا می‌گن خدا رو شکر کن لب مرز نیستی، راهت دور نیست، نزدیک محل زندگیت خدمت می‌کنی. شاید درست می‌گن، شاید من سخت گرفتم. شاید ۹ ساعت بدون استراحت سر پا وایسادن سخت نباشه، شاید ۱۵ ساعت شیفت زدن سخت نباشه؛ شایدم چون اینجا همه‌چی رنگ‌وبوی اجبار داره، سخت می‌گذره.هرچی که هست، فعلاً سرباز دژبان ارتشم؛ کجا و کدوم مطقه بماند برای بعد...«دژبان»(۱۴۰۵/۰۳/۱۳)</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jun 2026 19:05:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درباره بردگیم</title>
                <link>https://virgool.io/@amirveisi93/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%85-t3mo3hlxzenk</link>
                <description>بردگیم واژه­‌ای که شاید شما هم در این یکی دو سال اخیر شنیده باشید ولی تا به حال آن را تجربه نکرده باشید، یا شاید جزو آن دسته از افراد گیمر یا علاقه­‌مند به گیم هستید که قصد تجربه بازی‌­هایی جدید و متفاوت نسبت به بازی ­های قبلی خود هستید. در هر صورت چه در دسته اول باشید چه در دسته دوم این مقاله می‌­تواند برای شما به عنوان یک راهنمای جامع و کامل باشد.بردگیم چیست؟منچ، رازجنگل، مونوپولی و مافیا را می‌­توان به عنوان مثال­‌هایی برای بردگیم چیست استفاده کرد این بازی‌­ها اولین بردگیم‌­هایی هستند که احتمالا شماهم تجربه یکبار بازی کردن آن­ها را دارید.بردگیم­‌ها یا مانند منچ و رازجنگل از یک صفحه بازی و چند مهره تشکیل می­‌شوند که نحوه بازی و قوانین توسط تاس و یا تعدادی کارت مشخص می­‌شود، و یا مانند بازی مافیا برای بازی فقط به چند نفر برای تکمیل افراد بازی نیاز دارید.بردگیم در کشور ما بیشتر با اسم بازی فکری شناخته می‌­شود اما معنی اصلی کلمه بردگیم، بازی تخته یا بازی تخته‌­ای است این اسم به دلیل وجود صفحه­‌های بازی در این سبک از بازی‌­هاست.بردگیم دارای چه سبک­‌هایی است؟بردگیم­‌ها مانند فیلم، کتاب و ویدئوگیم‌­ها دارای سبک­‌ها و مکانیزم‌­های مختلفی هستند که در ادامه به بررسی آن­‌ها می‌پردازیم.1. بردگیم‌­های انتزاعی:شطرنج یکی از بردگیم­‌ها در سبک انتزاعی است، در این سبک از بازی­‌ها برای برنده شدن به  تنها چیزی که نیاز دارید ذهن خودتان است تا بتوانید بهترین استراتژی برای پیروزی را در بازی پیاده کنید، این بازی‌­ها اغلب بدون تم و موضوع هستند و صرفا با استفاده مفاهیم ذهنی ساخته شده‌­اند و تعداد بازیکنان سبک انتزاعی 2 نفر و گاهی بیشتر از 2 نفر است.. تعدادی از بازی­‌های سبک انتزاعی:بازی آزولبازی ایرانی ساگرادابازی ایرانی کالیکوبازی ایرانی هارمونی2. بردگیم­‌های کنترل منطقه یا قلمرو گیری:در این سبک از بازی استراتژی بیشترین نقش را ایفا می­‌کند، زیرا شما در بازی­‌های کنترل منطقه باید مالک سرزمین­‌های بازی شوید یا رقیبانتان را از سرزمین­‌های خودتان دور نگه دارید، پیچیدگی و سختی این بازی­‌ها متوسط رو به بالاست و زمان بیشتری نسبت به دیگر بازی‌­ها نیاز دارند و تعداد افراد مورد نیاز برای بازی 2 تا 4 نفر بستگی به حجم و موضوع بازی متغیر است.. تعدادی از بازی­های سبک کنترل منطقه:دد اف وینتر یا چله زمستانمستر جکریسکعجایب هفتگانه3. بردگیم­‌های آلمانی یا german style:این بازی­‌ها به دلیل اینکه اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم در آلمان تولید شدند به بازی­‌های آلمانی معروف شدند؛ هدف اول از تولید این بازی‌­ها کنترل و تخلیه خشم و اعصبانیت افراد و آرام کردن جامعه برای جلوگیری از جنگ بعدی بود. به همین دلیل بازی‌­های آلمانی به گونه­‌ای تولید شدند که هرکسی بتواند به راحتی آن را بازی کند و همین مسئله موجب شده تا بازی­‌های آلمانی در دسته بازی‌­های خانوادگی هم قرار بگیرند.این بازی‌­ها غالبا دارای قطعات کمتر و قوانین سبک­تر و آسان­‌تری هستند، شانس و مهارت در این بازی به طور مساوی نقش دارند تا همه افراد مخصوصا افراد خانواده در هر سنی به راحتی بتوانند در کنار هم بازی کنند؛ رقابت در این سبک از بازی‌­ها به صورت رقابت تعاملی است یعنی هر بازیکن برای برنده شدن در بازی باید با دیگر بازیکنان در تعامل باشد، اجزا تشکیل دهنده این بازی‌­ها از مواد طبیعی مانند چوب تولید می­‌شوند.. تعدادی از بازی­های سبک آلمانی:CarcassoneTicket to ridePower gridePandemic4. بردگیم­‌های اروپایی یا euro game:این بازی‌­ها تفاوت چندانی با بازی­‌های آلمانی ندارند و تفاوت عمده آن­‌ها در تعداد اجزا و مهره­‌های بازی است.5. بردگیم­‌های آمریکایی یا Ameritrash:بازی­‌های آمریکایی نسبت به دو سبک آلمانی و اروپایی بازی­‌های پیچیده تر و سنگین تری هستند، این سبک از بازی درام و داستان محور است، بازی‌­های آمریکایی دارای صفحات و قطعات بیشتر با جزئیات بیشتری هستند، زمان مورد نیاز برای این بازی ها از 1 ساعت تا 3 ساعت و حتی بیشتر متغیر است، استراتژی و مهارت نقش بسیاری در این بازی‌ها دارند و به طور کلی به دلیل وجود قوانین زیاد و گاها سخت در این سبک به آن بازی گیمر‌ها یا gamers game  گفته می‌­شود.. تعدادی از بازی­‌های سبک آمریکایی:TalismanDiplomacyCity of HorrorLast Night on Earth6. بردگیم­‌های همکاری مشترک:همانطور که از اسم این بازی‌­ها پیداست در این سبک از بازی همه بازیکنان برای رسیدن به پیروزی باید باهم در تعامل و همکاری باشند برنده شدن در این بازی‌­ها نیازمند همفکری و تعامل درست بین بازیکنان است، در این بازی­‌ها یا شانس عامل پیروزی و برنده شدن است یا استراتژی. یک نوع سبک همکاری مشترک دیگر نیز وجود دارد که در آن یک یا چند بازیکن نقش خائن را ایفا می­‌کنند و از پیروزی بازیکنان دیگر جلوگیری می‌­کنند.. تعدادی از بازی‌­های همکاری مشترک:رمز­ها یا codenamesکهنه سربازمیکرو ماکروهزار توی جادویی7. بردگیم­‌های مخفی کاری:این سبک از بازی را دیگر همه ما می­‌شناسیم زیرا یا حداقل یک بار بازی مافیا را بازی کرده‌­ایم یا با آن آشنا هستیم، در این سبک از بازی­‌ها همه بازیکنان دارای نقشی هستند و طبق آن نقش‌­ها یا باید نقش دیگر افراد بازی را شناسنایی کنند و از بازی خارجشان کنند یا اینکه براساس همان نقش­‌ها یک ماموریت یا داستان را به پایان برسانند.. تعدادی از بازی­‌های نقش مخفی:اولونکودتارازهیتلرددان8. بردگیم‌­های خانوادگی:بازی­‌های سبک خانوادگی مانند بازی­‌های آلمانی اجزا کمتر و قوانین ساده­‌تری دارند، این بازی‌­ها به گونه‌­ای طراحی شده­‌اند تا همه اعضای خانواده با هرسنی به راحتی بتوانند بازی کنند، شانس و مهارت به طور مساوی در این بازی‌­ها نقش دارند، یادگیری این بازی‌­ها آسان‌­تر و زمان کمتری برای بازی نیاز است.. تعدادی از بازی‌­های سبک خانوادگی:کاستلگربه‌­های انفجاریکاپوچینلوتهزینه خرید یک بردگیم چقدر است؟قیمت بردگیم‌­ها بر اساس ناشر یا تولید کننده، داخلی یا خارجی بودن بازی، تعداد و جنس قطعات متفاوت است؛ به عنوان مثال یک بازی مانند مافیا که فقط تعدادی کارت و توکن دارد را به قیمت 62،000 هزار تومان می‌­توانید تهیه کنید و از طرفی یک بازی مانند پدرخوانده به دلیل وجود قطعات بسیار زیاد به قیمت 3،000،000 ملیون تومان قابل تهیه است.از چه طریقی می­توان بردگیم‌­ها را تهیه کرد؟بردگیم­‌ها را می­‌توانید از کتاب فروشی‌­ها، فروشگاه‌­های اختصاصی بردگیم و یا حتی از سایت‌­ها خریداری کنید، برای نمونه ما می‌­توانیم سایت سیاره بازی را به شما معرفی کنیم که یک سایت معتبر همراه با تمامی بازی­‌های حال حاضر داخل کشور است.آیا بردگیم‌­ها هم مانند ویدیو گیم­‌ها دارای گیم کلاب یا گیم نت هستند؟بله مکان­‌هایی که می‌­توانید به صورت تکی یا چند نفر با دوستانتان در آن­‌ها بردگیم بازی کنید با اسم کافه گیم یا کافه بردگیم شناخته می‌­شوند.کلام آخربردگیم­‌ها می­‌توانند مانند فیلم­‌ها دارای قسمت یا فصل­‌های مختلف باشند، یا مانند رمان­‌ها قصه‌­های طولانی و پر از رمز و راز داشته باشند و یا برگرفته از یک فیلم یا داستان باشند، با همه این­‌ها بازهم شمایید که تصمیم می­گیرد چه بردگیمی را تهیه کنید و کدام یک را رد کنید، تنها کاری که باید انجام دهید این­ است که بردگیمی مطابق سلیقه و علایق خودتان تهیه کنید تا بتوانید لذت کافی را از بازی کردن ببرید.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Fri, 27 May 2022 15:25:55 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلم The sadness را ببینیم یا نه</title>
                <link>https://virgool.io/@amirveisi93/the-sadness-urghyd8m7kiz</link>
                <description>فیلم غم و اندوه، فیلمی زامبی محور محصول 2021 چین، که تمامی انتظارات شما را از این سبک فیلم‌­ها نابود می­‌کند، موضوع فیلم مانند همه فیلم‌­های این سبک با انتشار یک ویروس خطرناک آغاز می‌­شود که تمامی کشور را در بر می‌­گیرد اما نوع ویروس و زامبی‌­های این فیلم با تمامی فیلم‌­های زامبی متفاوت است که در ادامه به آن می­‌پردازیم.زامبی یا .......همانطور که در ابتدای مقاله گفته شد نوع ویروس در این فیلم متفاوت است، افراد مبتلا شده در این فیلم علاوه بر غریزه حیوانی و آدم­‌خواری تمایلات جنسی بالایی دارند. که این خواسته‌­ها با شکنجه و عذاب همراه است به گونه‌­ای که شما با زامبی‌­­­هایی سادیسمی رو به رو هستید که برای ارضای خودشان هر عمل غیر انسانی که بتوانند را انجام می­‌دهند. وعلاوه بر همه این‌­ها زامبی­‌های درون این فیلم از هوشمندی بالایی هم برخوردارند. شاید در نگاه اول این ایده بسیار جسورانه و عالی به نظر برسد و تصور کنید که با فیلمی به شدت غافلگیر کننده طرف هستید اما باید به شما بگوییم که اصلا این‌گونه نیست.برای شروع به جلوه­‌های ویژه فیلم می‌­پردازیم با اینکه فیلم در همین یکی دوسال اخیر تولید شده اما تمامی جلوه­‌های بصری فیلم به شدت ضعیف و ابتدایی است. تمامی دودهای موجود در فیلم، پرت شدن از ارتفاعات و....... همه مصنوعی و غیر قابل باورند. ضعف دیگری که می­‌توان به آن اشاره کرد طراحی و گریم زامبی‌­ها است در این فیلم زامبی‌­ها به جز تغییر رنگ چشم و رنگ چهره، هیچ­ تغییر دیگری در ظاهر خود ندارند به گونه‌­ای که اگر شما موضوع فیلم را ندانید تصور می­‌کنید که فیلم در مورد اثرات و عوارض مواد مخدر بر بدن انسان است.در ادامه بحث به موضوع انتقال ویروس از یک فرد به بیمار به فرد دیگر می­‌پردازیم، در هیچ کجای این فیلم شما متوجه نمی­‌شوید که ویروس به چه شکل و از چه طریقی به دیگران انتقال پیدا می‌­کند. افرادی که مورد حمله قرار می­‌گیرند اگر کشته نشوند آلوده شده و به زامبی تبدیل می‌­شوند. اما در بعضی قسمت­‌ها متوجه می‌­شوید که افرادی که هیچ تماسی با هیچ فرد بیماری نداشته‌­اند آلوده می‌­شوند. که هیچ دلیل منطقی نمی­‌توان برای آن پیدا کرد.فیلم غم و اندوه با این­که یک سبک جدید از زامبی­‌ها را به نمایش گذاشت و سعی داشت بسیار خلاقانه عمل کند اما موفق نبود و نتوانست آن جذابیتی که باید را داشته باشد، شاید اگر کارگردان به جای پرداختن به هر 3 موضوع زامبی، هوشمندی و تمایلات جنسی سادیسمی، فقط به دو مورد اول یعنی زامبی و هوشمندی زامبی‌­ها توجه می‌­کرد شاید فیلم قابل قبول‌­تری برای مخاطبان تولید می‌­شد. زامبی‌­های درون این فیلم نه زامبی بودند و نه افراد بیمار، فقط درون یک بلاتکلیفی گیرافتاده بودند که مخاطب را نیز دچار انحراف و گیجی می­‌کند. فیلم the sadness هیچ صحنه‌­ای که بتواند شمارا میخکوب کند یا از شدت ترس اجازه حرکت به شما ندهد ندارد؛ این فیلم بیشتر شبیه به یک فیلم با موضوع روانشناسی جامعه و افراد شباهت دارد تا یک فیلم ژانر وحشت.کلام آخردر کل فیلم The sadness در دسته فیلم‌های آخرالزمانی قرار می‌گیرد و برای طرفداران فیلم‌های زامبی محور انتخاب مناسبی نیست، و صرفا فقط چند ساعتی از وقت شما را می‌­گیرد و هیچ حرفی هم برای گفتن ندارد. ولی اگر قصد دیدن یک فیلم یا سریال خوب با موضوع زامبی دارید این چند فیلم می‌­توانند خواسته شما را برآورده کنند:Train to busan, zombiland, the walking dead, world war z,و اگر به بازی­‌های ویدیویی در این سبک علاقه دارید بازی‌­های:left 4 dead, the last of us, resident evil, days goneمی­‌توانند گزینه‌­های خوبی برای شما باشند.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Wed, 18 May 2022 23:38:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاکچین به زبان ساده</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%A9%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-epsiyv07tlhe</link>
                <description>تا به حال سعی کرده‌­اید که یک موضوعی را برای کودکان و افرادی با سنی پایین ­تر از خودتان توضیح دهید؟ یا این که خودتان متنی را خوانده‌­اید که به دلیل پیچیدگی بیش از حد متوجه چیزی نشده باشید؟اگر پاسخ شما بله است می­شود گفت که خودتان متوجه شده‌­اید که ساده کردن یک موضوع تا حدی که به عنوان مثال بتوانید به یک نوجوان 15 ساله یا کوچک­ تر از آن توضیح دهید تا چه حد می­‌تواند سخت باشد. حتی پیدا کردن مقالاتی که به ما هم تا حد ممکن ساده و قابل فهم و به طور کامل توضیح دهند سخت است. به همین دلیل این مقاله به گون‌ه­ای نوشته شده که به شما مانند یک نوجوان بلاکچین را توضیح دهد.شباهت سیستم مدرسه و بلاکچینبرای درک بلاکچین یک دبیرستان را تصور کنید که کلاس‌­های آن به صورت مجازی برگزار می‌­شود، و هر معلم با یک رمز عبور می­‌تواند وارد سیستم مدرسه شده و حضور دانش آموزان را ثبت کند، این مدرسه فقط به دانش آموزانی که حداقل 50 درصد کلاس‌­ها را شرکت کرده­‌اند اجازه حضور در امتحانات را می‌­دهد. حالا بیایید به این فکر کنیم که یک دانش آموز کمتر از میزان مجاز در کلاس‌­ها حضور داشته و اجازه شرکت در امتحانات را ندارد در این وضعیت او چه کاری می‌­تواند انجام دهد؟از آنجایی که هر معلم می­‌تواند به تنهایی اطلاعات دانش آموران را در سیستم مدرسه ثبت کند و نیاز به تایید دیگر افراد نداشته باشد پس دانش آموز می­‌تواند با پیدا کردن رمز عبور و یا هک کردن سیستم یک معلم، اطلاعات حضور خودش را تغییر دهد و بدون اینکه فردی متوجه شود مجوز حضور در امتحانات را به دست آورد.حالا بیایید همان مدرسه با همان سیستم کلاس‌­ها و امتحانات را تصور کنیم اما این بار این فرض را در نظر بگیریم که برای ثبت حضور و اطلاعات دانش آموزان برخلاف سیستم قبل ما به تایید همه دبیران نیاز داشته باشیم، یعنی اینکه دیگر فقط تایید یک معلم کافی نباشد و همه معلم‌­ها باید حضور در کلاس را تایید و در سیستم خود به طور جداگانه ذخیره کنند. در این شرایط اگر دانش آموزی کمتر از حد مجاز در کلاس‌­ها شرکت کرده باشد چه کاری می­‌تواند انجام دهد؟به طور قطع هیچ کاری نمی­‌تواند انجام دهد، زیرا این دانش آموز مجبور است که به سیستم تمام دبیران دسترسی داشته باشد تا بتواند اطلاعات خود را ثبت کند و این‌­کار به زمان زیادی نیاز دارد و اگر به طور کامل هم انجام نشود مدرسه و دیگر معلم‌­ها متوجه این تغییر شده و ممکن است آن دانش آموز اخراج شود.بلاکچین هم به همین شکل اطلاعات را ذخیره می‌­کند، در شبکه بیت کوین ماینرها تراکنش‌­ها را تایید و در بلوک‌­ها ذخیره می‌­کنند، این بلوک­‌ها به صورت زنجیره­‌ای به هم متصل هستند و تغییر در یک بلوک باعث نامعتبر شدن بلوک بعدی می‌­شود زیرا اطلاعات هربلوک به طور جداگانه ذخیره شود مانند ذخیره کردن عکس‌­های خودتان در چند حافظه جانبی مجزا.کلام آخربلاکچن یک شبکه ذخیره سازی اطلاعات بدون قابلیت شناسنایی و تغییر اطلاعات است که در سال­‌های اخیر علاوه بر رمز ارزها خدمات دیگری نیز مانند قرار دادهای هوشمند در این شبکه شروع به فعالیت کرده‌­اند</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Thu, 28 Apr 2022 22:42:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصطلاح بازار خرسی به چه معناست؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/httpsvirgoolioamirveisi93%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fkoaq66wjrkx-fkoaq66wjrkx</link>
                <description>چرا در سهام و بازارهای مالی از اصطلاح بازار خرسی استفاده می‌­شود؟ با این­که هیچ تاریخ دقیق و صد در صدی برای ورود این اصطلاح به بازارهای مالی و سهام وجود ندارد اما می­‌توان 2 دلیل را برای این­‌کار نام برد.دلیل اول نحوه حمله خرس در طبیعت است، خرس همیشه برای حمله پنجه‌­هایش را روی زمین می‌­گذارد و به سمت پایین حرکت می­‌کند؛ دلیل دوم مربوط می‌­شود به زمانی دور که دلالان، پوست خرس را با پیش بینی پایین رفتن قیمت در آینده به قیمت روز پیش فروش می­‌کردند و در زمان موعود با پرداخت مبلغ کمتر به شکارچی‌­ها از این اختلاف قیمت سود می­‌کردند.تعریف بازار خرسیبازار خرسی بازاری نزولی است و ارزش سهام­‌ها رو به کاهش می‌­رود؛ ­زمانی ما با بازار خرسی رو به رو هستیم که قیمت‌­ها بعد از ثابت بودن 2 ماه، 20 درصد یا بیشتر کاهش پیدا می­‌کنند و روند بازار نزولی می‌­شود.دلایل اصلی به وجود آمدن بازار خرسی را می‌­توان اقتصاد ضعیف با رشد کم، درآمد در اختیار کم، بهره وری پایین، کاهش سود تجارت، دخالت دولت، عدم اطمینان سهام داران و فروش سهام برای جلوگیری از ضرر بیشتر دانست.بازار دوره­ایبازار خرسی به صورت دوره‌­ای به وجود می‌­آید و این دوره ممکن است از چند هفته تا چندسال(10، 20 سال) ادامه داشته باشد، در مدت زمان این دوره سودها کمتر از متوسط هستند، تجمعاتی از سهام و شاخص را خواهیم داشت و شاهد بازگشت قیمت‌­ها به سطح پایین تر و ثابت نبودن سودها هستیم.بازار خرسی دارای 4 مرحله است که در ادامه به آن­ها می­پردازیم.4 مرحله در بازار خرسیمرحله اول: به دلیل بالا بودن قیمت­‌ها سرمایه گذار نیز اطمینان بالایی نسبت به بازار دارد و در این مرحله سرمایه گذاران برای کسب سود از بازار خارج می‌­شوند.مرحله دوم: در این مرحله به دلیل این­که قیمت‌­ها به طور ناگهانی کاهش پیدا می­‌کنند، فعالیت شرکت‌­ها و سوددهی آن­ها دچار افت می­‌شود و نشانگرها به زیر حد متوسط می‌­رسند، احساس مثبت هم نسبت به بازار کاهش پیدا می‌­کند و ترس و اضطراب به وجود می‌­آید.مرحله سوم: در مرحله سوم ما شاهد ورود بورس بازان و بالا رفتن حجم معاملات و قیمت‌­ها هستیم.مرحله چهارم: همچنان با ریزش قیمت­‌ها اما با سرعت کمتر رو به رو هستیم، قیمت­‌های پایین در این مرحله و پخش اخبار خوب و مثبت باعث جذب سرمایه گذار می­‌شود.تفاوت بازار خرسی و روند اصلاحدر بازار اصلاح روند بازار بعد از مدت کوتاهی(یک تا دو ماه) دوباره صعودی می­‌شود به همین دلیل موقعیت خوبی برای جذب سرمایه گذاران است اما بازار خرسی این­‌طور نیست چون در بازار خرسی خیلی سخت می­‌شود کمترین میزان بازار را مشخص کرد تا ضررها را جبران کرد، مگر این­که سرمایه گذار از روش فروش استقراضی یا دیگر استراتژی‌­ها استفاده کند.فروش استقراضی در بازارهای خرسیاین روش یکی از راه­‌های کسب سود در بازار خرسی و پرریسک است، در این روش سرمایه گذار باید قبل از فروش، سهام را از کارگزار قرض کند؛ در این روش میزان سود به اختلاف قیمت خرید و فروش سهام مربوط است که اصطلاحا به آن covered گفته می­‌شود، ولی ممکن است در مدت فروش سهام و قرض گرفتن از کارگزار قیمت سهام ناگهان افزایش یابد و سرمایه گذار متحمل ضرر زیادی شود،بازار خرسی و ارزهای دیجیتالدر ارزهای دیجیتال هم ما شاهد پایین آمدن قیمت تا 20 درصد از بالاترین سطح خودش هستیم و این کاهش قیمت باید در ارزهای اصلی مثل بیت کوین اتفاق بیوفتد.شباهت ارز و سهام در بازار خرسیما در ارزهای دیجیتال و سهام موارد یکسانی را شاهد هستیم که باعث به وجود آمدن بازار خرسی می‌­شوند که در این بخش به بررسی آن­ها می­‌پردازیم.نوسان، در طول زمان ارزش هر دو بازار درحال نوسان است و ارزهای دیجیتال به دلیل محدودیت نقدینگی در بازار و بازار مشتقات به شدت در حال چرخش­اند.احساسات معامله‌­گران،در هردو بازار احساسات سرمایه گذاران و معامله گران باعث ایجاد روند نزولی و ریزش قیمت‌­ها می‌­شود.تاثیرات بیرونی بر بازار،انعکاس قدرت اقتصادی دولت­‌ها و نرخ سود و بهره را می­‌توان در نزولی یا صعودی شدن بازار سهام و ارزها دید.مشکلی که در ارزهای دیجیتال وجود دارد پیش بینی بازار خرسی است اما با علائم هشدار دهنده مانند: حجم معاملات کمتر به دلیل عدم اعتماد مردم به بازار و نگه داری کوین‌­های خود، عقب افتادگی قیمت، زمانی که قیمت در بازار آتی نسبت به بازار کمتر باشد و عبور میانگین متحرک 50 روزه از 20 روزه می‌­توان متوجه وجود بازار خرسی شد. عوامل دیگری نیز می‌­توانند در این مورد نقش داشته و باعث صعودی یا نزولی شدن بازار شوند؛ این موارد ممکن است از دست رفتن ارزش سهام و شرکت‌­ها یا همانند سال 2017 راه اندازی معاملات آتی بیت کوین در بورس شیکاگو باشد.بازار خرسی و مزایای آنآیا امکان دارد که بازار خرسی به عنوان یک بازار نزولی مزایایی هم داشته باشد؟ می­‌شود گفت بله، این بازار هم دارای مزایایی است که برای آینده سرمایه گذاری افراد بسیار مفید است. شما در بازار خرسی می‌­توانید سرمایه گذاری‌­های نامناسب خودتان را مشخص کنید و بفهمید که کدام سهام یا شرکت ارزشی واقعی دارد و کدام شرکت‌­ها فقط با استفاده از تبلیغات و کاغذ بازی­‌ها ارزش پیدا کرده‌­اند و در بازار خرسی نابود یا ورشکست شده­‌اند؛ در بازار خرسی به دلیل باقی ماندن پروژه‌­ها و شرکت‌­های مفید، شرکت­‌ها و سازما‌ن‌­های بهتر و با ارزش تری ایجاد می‌­شوند و این مورد به تنهایی می‌­تواند به اقتصاد دولت‌­ها کمک کند، در بازار خرسی دیگر شما  صرفا تحت تاثیر تبلیغات و صحبت­‌های اطرافیانتان سرمایه گذاری نمی‌­کنید بلکه دست به بررسی دقیق تر و تحلیل های حرفه‌­‌ای‌ تری می­‌زنید.کلام آخربازار سهام و ارزهای دیجیتال ممکن است در طول زمان تحت تاثیر احساسات سرمایه گذاران قرار بگیرد و با احساسات مثبت آن­ها روند بازار صعودی و با احساسات منفی آن­ها روند بازار نزولی شود پس سعی کنید علاوه بر در نظر گرفتن تمام جوانب و شرایط نسبت به احساسات خودتان نیز کنترل داشته باشید تا گرفتار ضررهای سنگین نشوید.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Sun, 27 Mar 2022 21:55:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت کوین و اتریوم چه تفاوتی باهم دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%88%D9%85-%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-pspd62kstezh</link>
                <description>بیت کوین و اتریوم دو ارز دیجیتال با ارزش و با محبوبیت بسیار زیاد بین فعالان حوزه ارزهای دیجیتال هستند، محبوبیت بالای این دو ارز باعث شده که حتی در بین افرادی که هیچ فعالیتی در عرصه ارزهای دیجیتال ندارند نیز شناخته شده باشند. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم در این مقاله به تفاوت بین بیت کوین و اتریوم بپردازیم تا بیشتر با دنیای این دو ارز آشنا شویم، اما قبل از آن توضیح مختصری در مورد هرکدام خواهیم داد.بیت کوین چیست و چگونه کار می­‌کند؟بیت کوین یک ارز دیجیتال،( رمزارز، ارز رمزنگاری ) شده است که توسط فرد یا گروهی به نام ساتوشی ناکاموتو معرفی و ایجاد شد که تا کنون هویت این فرد یا افراد مشخص نشده است و هیچ اطلاعاتی از آن‌­ها در دست نیست؛ هدف از ایجاد بیت کوین انتقال و ذخیره پول بود، به طوری‌که توسط هیچ دولت و سازمانی کنترل نشود و شناسنایی افرادی که این پول ­را ذخیره یا خرج می­کنند امکان پذیر نباشند.بیت کوین نوعی پول که با آن آنلاین خرید می‌کننداتریوم چیست و چگونه کار می­‌کند؟اگر بخواهیم یکی از تفاوت­‌های اتریوم و بیت کوین را در همین بخش بگوییم این است که برخلاف بیت کوین اتریوم ارز دیجیتال نیست، بلکه یک زیر ساخت آزاد مبتنی بر بلاک چین است که علاوه بر پول می‌­توان با استفاده از آن کدهای کامپیوتر را نیز به صورت غیر متمرکز اجرا کرد؛ و اتر(Ether) با واحد اختصاصی ETH  ارز دیجیتال اتریوم است.اتریوم توسط ویتالیک بوترین راه اندازی شد و هدف آن علاوه بر پول غیر متمرکز کردن هر گونه خدمتی است.اتریوم هر گونه خدمتی را غیرمتمرکز می‌کندتفاوت بیت کوین و اتر در چیست؟حالا که با اتر و بیت کوین آشنا شدیم، وقت آن رسیده که با تفاوت بین این دو نیز آشنا شویم1. سرعت تراکنش بیت کوین و اتربا این­‌که اتر و بیت کوین هر دو برای انجام تراکنش‌­های خود از بلاکچین استفاده می­‌کنند اما با یکدیگر اختلاف سرعت زیادی در انجام تراکنش‌ها دارند؛ سرعت تراکنش­‌های اتر حداکثر 16 تراکنش در ثانیه است اما برای بیت کوین فقط 7 تراکنش در ثانیه است و همچنین در زمان تشکیل بلاک نیز دارای تفاوت زیادی هستند؛ زمان تشکیل بلاک در بیت کوین 10 دقیقه و در اتر 14 ثانیه است.2. پروتکل اجماعروش کار بیت کوین و اتر به صورت اثبات کار(ماینیگ) یا proof of work است، در این روش ماینرها با قدرت پردازش سخت افزارهای خود امنیت شبکه را برقرار و تراکنش­‌ها را تایید و پاداش بلاک دریافت می­‌کنند و میزان دریافت پاداش به قدرت محاسباتی سخت افزارشان بستگی دارد؛ اما اتر در بروزرسانی­‌های آینده و اجرای Ethereum 2.0 قصد دارد به سمت اثبات سهام یا proof of stake برود، در روش اثبات سهام شما دیگر محبور به خرید سخت افزارهای گران قیمت نخواهید بود تنها کاری که شما باید انجام دهید این است که مقدار مشخصی اتر خریداری کرده و در یک کیف پول دیجیتال، به شبکه اختصاص دهید، بعد از آن شما می‌­توانید تراکنش­‌ها را تایید و امنیت شبکه را برقرار کنید و در این روش شما برخلاف ماینینگ به جای دریافت پاداش بلاک، کارمزد تراکنش­‌ها را دریافت می­‌کنید.3. استفاده از قرارداد هوشمندیکی دیگر از ویژگی­‌های اتریوم که می­‌تواند بسیار مفید و کاربردی باشد استفاده از قرار دادهای هوشمند است، ابزاری که می‌­توان با آن تمامی قراردادها در هر زمینه­‌ای را بر روی کدهای کامپیوتری اجرا کرد و حتی می­‌شود شرایطی که ممکن است در قرار داد وجود داشته باشد را نیز با استفاده از کدهای کامپیوتری تعریف کرد تا طبق آن­‌ها قرار داد لغو شود یا تغییر کند؛ به عنوان مثال شما یک سپرده‌­ای را نزد بانک می­‌گذارید و وام دریافت می­‌کنید با استفاده از قرار داد هوشمند می­‌توانید شرطی را تعریف کنید که اگر اقساط وام هر ماه و به طور منظم پرداخت نشود طبق قرار داد به صورت خودکار بانک به میزان مبلغ قسط از سپرده شما کسر کند و این‌­کار تا زمان صفر شدن مبلغ سپرده ادامه داشته باشد. قرار دادهای هوشمند می‌­توانند بسیار کاربردی و مفید باشند اما به دلیل این­‌که هنوز در ابتدای راه هستند و نیازمند بروزرسانی‌­ها و آزمون و خطا هستند، نمی‌­شود به طور صد در صد از آن­ها استفاده کرد.4. محدویت در عرضهآخرین تفاوت بیت کوین و اتریوم در تعداد واحدهای قابل عرضه است، حداکثر واحدهای بیت کوین 21 میلیون واحد است و اگر تمامی این واحد توسط ماینرها عرضه و استخراج شود دیگر بیت کوین جدیدی توزیع نمی‌­شود و بعد از آن ماینرها به جای دریافت پاداش بلاک، کارمزد تراکنش دریافت می­‌کنند. اما اتر این­‌گونه نیست و محدویت عرضه ندارد و زمانی این عرضه به اتمام می­رسد که Ethereum 2.0 به طور کامل اجرا شود.حالا که با بیت کوین و اتریوم آشنا شدیم و فهمیدیم چه تفاوت­‌هایی باهم دارند ممکن است بخواهید بپرسید که کدام یک نسبت به دیگری برتری دارد یا برای معامله بهتر است؟بیت کوین بهتر است یا اتریوم؟پرسیدن این سوال که بیت کوین بهتر است یا اتریوم کاملا اشتباه است زیرا هر کدام از آن­ها برای انجام یک وظیفه خاص ایجاد شده‌­اند و فرایند متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند، همانطور که در ابتدای مقاله گفته شد اتریوم یک ارز دیجیتال نیست یک سیستم غیر متمرکز سازی خدمات است و اتر ارز دیجیتال این سیستم است. پس نمی‌توان بیت کوین و اتریوم را به عنوان رقیب یکدیگر شناخت.کلام آخرقصد ما در این مقاله فقط بررسی تفاوت­‌ها بود پس از شما می­‌خواهیم اگر قصد سرمایه گذاری در ارزهای دیجیتال مخصوصا بیت کوین و اتریوم را دارید صرفا به این مقاله تکیه نکرده و بررسی و مطالعات بیشتری انجام دهید تا بتوانید ارز دلخواهتان برای سرمایه گذاری را انتخاب کنید.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Wed, 23 Mar 2022 15:30:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فین تک انقلابی در سیستم‌­های مالی</title>
                <link>https://virgool.io/Solidity/httpsvirgoolioamirveisi93%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85%C2%AD%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-z4jmnsljkpb3-z4jmnsljkpb3</link>
                <description>Financial Technology(فناوری مالی) یا Fintech(فین تک) به هر گونه استفاده هوشمندانه از تکنولوژی برای متصل شدن به سیستم مالی و اقتصادی می­گویند. برای مثال می­توان دستگاه­های خودپرداز بانک­ها را به عنوان اولین ابزار فین تک معرفی کرد.فین تک تمامی شاخه‌های مالی مانند، فعالیت­‌های بانکی(بازکردن حساب، دریافت وام، پرداخت اقساط و .....)، بلاکچین و رمزارز، بیمه، پرداخت­‌های تلفن همراه، مشاوران مالی و سهامداری را در برمی­‌گیرد که در ادامه به آن‌­ها می­‌پردازیم.فین تک جزو صنعت­‌های درحال شد در دنیا شناخته می­‌شود و در این سال­‌های اخیر سرمایه‌گذاری در این حوزه افزایش زیادی داشته است، به طوری­‌که گفته می­‌شود باید منتظر انقلابی بزرگ در حوزه مالی و اقتصادی کشورها باشیم.کاربردهای فین تک چیست؟در ابتدی این مقاله با فین تک آشنا شدیم و فهمیدیم که چه نقشی در زندگی ما دارد، در ادامه با کاربردهای فین تک آشنا خواهیم شد.1. بسترهای سرمایه‌گذاریبا استفاده از پلتفرم­‌های فین تک می­‌توانید پول انتقال دهید،دریافت کنید و حتی سرمایه­‌تان را ذخیره کنید، ابرازهای فین تک حتی کار را برای کسب و کار­ها راحت کرده به طوریکه دیگر لازم نیست برای دریافت وام به شعب بانک‌­ها مراجعه کنید و از روش‌­های سنتی استفاده کنید چون به راحتی می‌­توانید از طریق پلتفرم‌­های مختلف این‌کار را انجام دهید.2. بلاکچین و رمزارزمثل دیگر حوزه‌­های مالی، بلاکچین و رمزارزها نیز از فین تک بهره می‌­برند، به عنوان مثال کیف پول‌­های دیجیتال، پلتفرم­‌های تحلیل و معامله، ربات‌­هایی که به سرمایه گذاران مشاوره می‌­دهند. همه این­ موارد باعث می­‌شود که فعالیت‌­های ما دیگر محدود به یک زمان و مکان خاصی نشود و قطعا یک نکته مثبت در این حوزه است.3. برداشت­‌های تلفن همراههمه ما قطعا یکی از چندین نرم­‌فزار بانکی مانند آپ یا 724 را در تلفن همراه­مان داریم، جای شکی نیست که این نرم افزارها باعث شده که مثل سابق دیگر برای پرداخت قبوض و قسط­‌ها در صف‌­های طولانی بانک‌­ها نایستیم و این مورد فقط یکی از کاربردهای این نرم­‌افزارها است. در این چند سال با بروز رسانی‌­­های انجام گرفته با یک نرم افزار ما می­‌توانیم خیلی از فعالیت­‌ها از قبیل خرید بلیط هواپیما، قطار، اتوبوس، خرید شارژ، پرداخت جریمه رانندگی و ..... را انجام دهیم.4. بیمهیکی از دغدغه­های همیشگی ما برای خرید بلیط پیدا کردن شرکت بیمه معتبر، ارزان و دارای بهترین و بیشترین موارد تحت پوشش است. فین تک این­‌کار را نیز برای ما راحت کرده­‌است. فقط با یک جستجو در بستر اینترنت ما می­‌توانیم سایت­‌های مختلفی را برای مقایسه و خرید بیمه نامه انجام دهیم و در خیلی از موارد خود شرکت­‌های بیمه با معرفی نرم­‌افزارهای اختصاصی این کار را خیلی راحت­‌‌تر کرده­‌اند. دوتا از معتبرترین پلتفرم‌­های خرید و مقایسه بیمه‌­نامه بیمیتو و ازکی هستند.5. مشاوران مالی و سهامداریدر گذشته سهامداران برای انجام معاملات­شان مجبور بودند به صورت حضوری به بازار سهام رفته و مستقیما با مشاوران و تحلیل گران صحبت می‌کردند اما در این سال‌­ها با ورود صنعت فین تک، ربات­‌های تحلیل بازار پلتفرم‌های معاملاتی و مشاوران دیجیتال به صورت روز افزون در حال افزایش­‌اند، و سیستم سنتی قدیمی و مشاوران حاضر در این عرصه مجبورند خودشان را با این شرایط هماهنگ کنند زیرا در غیر اینصورت در آینده­ای نه چندان دور به طور کامل از صحنه رقابت حذف خواهند شد.6. برنامه­های بودجه بندیبرنامه­‌های مدیریت حساب و پس­‌انداز که در این چندسال اخیر به محبوبیت بالایی در بین کاربران رسیده­‌اند یکی از کاربردهای این حوزه است‌­، نرم افزارهای حسابداری هلو و نیوو جزو معروف ترین و محبوب ترین نرم افزارهای حسابداری شخصی هستند که به کاربران امکان محاسبه گردش مالی و میزان هزینه­‌ها و مدیریت پس­انداز را می‌دهند.کاربران فین تک چه کسانی هستند؟1. ما خودمانهمه ما جزو کاربران فین تک محسوب می­‌شویم چون به طور معمول در زندگی روزانه از یکی از ابزارهای فین تک مانند: پرداخت قبض با موبایل، انتقال پول و ........، استفاده می­‌کنیم 2. شرکت‌های b2b(business to business)شرکت‌­های b2b  به شرکت­‌هایی گفته می­‌شود که فعالیت­‌شان در راستای همکاری با دیگر شرکت‌­ها است، این همکاری می­‌تواند در قالب ارائه و فروش خدمات، تهیه مواد خام، ارائه سرویس و میانجی‌گری برای فروش محصول باشد. یکی از کاربردهای فین تک در این شرکت‌ها ارائه وام­‌های بانکی در زمان کمتر و شرایط بهتر به شرکت‌­های متقاضی است.3. شرکت‌­های b2c(business to consumer)شرکت‌­های b2c  برخلاف شرکت­‌های b2b مستقیما با مصرف کننده در ارتباط هستند و هیچ واسطه­‌ای وجود ندارد.یک مثالی که می­‌شود برای شرکت­‌های b2c  نام برد، اپل پی است.آیا فین تک امنیت دارد؟این حوزه ­هم مثل دیگر صنعت‌­ها خطر هک شدن و دزدیده شدن اطلاعات و حتی دارایی کاربرانش را دارد اما به دلیل این­که فین­‌ تک محبوبیت و توجهات زیادی را به خود جلب کرده‌­است و سرمایه­‌گذاری­‌های زیادی در همه ابعاد این صنعت انجام گرفته است هیچ جای نگرانی را برای ما باقی نمی‌­گذار.کلام آخرفین تک سیستمی در حال پیشرفت با کاربردهایی فراتر از آنچه ما در این مقاله ذکر کرده­‌ایم است، این حوزه می‌تواند فرصت خوبی برای سرمایه گذاری باشد.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Mon, 14 Mar 2022 23:50:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماینیگ چیست و چگونه کار می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirveisi93/%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%DB%8C%DA%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-vrjgqnrqutaz</link>
                <description>اگر از آن دست از افراد هستید که به دنیای رمزارزها و بلاکچین علاقه دارید، احتمالا اصطلاح ماینینگ را شنیده‌­اید و شاید هم به ماینینگ و ماین کردن علاقه دارید، پس کافیست فقط چند دقیقه از وقت خودتان را به خواندن این مقاله اختصاص دهید.در این مقاله ما به طور خلاصه با مفهوم ماینینگ آشنا می­شویم و به بررسی این موضوع می­پردازیم.ماینینگ چیست ؟استخراج ارزهای دیجیتال یک عنصر کلیدی است که به ماینرها اجازه می­‌دهد به صورت همتا به همتا و غیر متمرکز بدون نیاز به نفر سوم کار کنند. ماینینگ معاملات بین کاربران را تایید و به بلاکچین اضافه می­‌کند و همچنین سکه­‌های جدید در جریان را معرفی می­‌کند.ماینینگ چگونه کار می­‌کند؟در شبکه هر ماینر به عنوان یک گره(node) شناخته می­‌شود، هر گره برای جمع آوری تراکنش­‌ها و سازماندهی آن­‌ها کار می­‌کند. ماینر یا گره­‌ها پس از انجام هر تراکنش آن­‌ها دریافت و تایید می‌­کنند و سپس به استخر حافظه اضافه و شروع به وارد کردن آن­ها به بلاک‌­های دارای چندین تراکنش می‌­کنند.هش کردن تراکنش‌های موجود در استخر حافظه اولین مرحله در ماینینگ بلاک است؛ ماینر قبل از شروع این فرایند تراکنش را اضافه می­کند که جایزه ماینیگ را برای خودش ارسال می­کند.به این تراکنش، تراکنش کوین بیس می‌گویند. کوین بیس تراکنشی است که در آن کوین­‌ها ایجاد می­‌شوند و در اکثر موارد اولین تراکنش بلاک جدید است، پس از این­که هر تراکنش هش می­‌شود، این هش‌­ها به درخت مرکل یا درخت هش وارد یا سازماندهی می­‌شوند. این موضوع بدان معناست که هش­ها به صورت جفت در می­‌آیند و سپس مجددا هش می­‌شوند تا به بالاترین بخش درخت برسند، به این هش‌­ها، هش ریشه یا ریشه مرکل نیز می‌­گویند.هش ریشه با هش بلاک قبلی و عددی تصادفی به نام نانس همراه می‌­باشد هش ریشه سپس در هدر بلاک­‌ها قرار می­‌گیرد. سپس هش هدر بلاک‌­ها نیز هش می­‌شوند و خروجی تولید می‌­کنند که به عنوان تعیین کننده بلاک‌ها به کار می‌­رود. تعیین کننده بلاک‌­ها باید کمتر از مقدار مشخص باشد که توسط پروتکل تعیین می­‌شود.به عبارت دیگر هش هدر بلاک باید با تعداد مشخصی صفر شروع شود. به این مقدار مورد نظر سختی هشینگ می­‌گویند.کلام آخربه طور ساده و خلاصه اگر بخواهیم ماینینگ را تعریف کنیم، به مجموعه پردازش­ها و فعالیت­هایی که ما در شبکه برای دریافت پول انجام می­دهیم گفته می­‌شود. و مقدار این پول بستگی به توانایی هش کردن دستگاه ماینر ما دارد.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Tue, 08 Mar 2022 16:25:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بدون هیچ تجربه‌ای محتوا نویسی را شروع کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amirveisi93/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-wuarrrzqnacy</link>
                <description>با پیشرفت تکنولوژی، شبکه­‌های اجتماعی و رسانه­‌ها نیاز به تولید محتوا به میزان قابل توجهی افزایش پیدا کرد؛ کسب و کارها، برندها، فعالان شبکه­‌های اجتماعی و حتی افراد عادی هم سعی در تولید محتوا با  کیفیت و مطلوب کردند.اگر بخواهم تعریف مختصری از محتوا را برای شما داشته باشم باید بگویم که هر چیزی را که ما در رسانه‌­ها به هرشکلی(صدا، ویدیو، عکس، متن ) منتشر می­‌کنیم محتوا گفته می­شود و در این بین محتوای متنی پایه و اساس تولید محتوا است.در این مقاله بررسی می­کنیم که چگونه بدون هیچ تجربه‌­ای محتوا نویسی  را شروع کنید.· در درجه اول شما باید بنویسیدنوشتن کمک بسیار زیادی در این کار می­‌کند پس شما باید تا جایی که می­‌توانید بنویسید و این نوشتن نه تنها برای این است که هر محتوا نویسی این‌کار را انجام می­‌دهد بلکه کسانی که ترجیح می­‌دهند شما را استخدام کنند نیاز دارند که نمونه­‌های واقعی از کار شما را ببینند. پس برای تکمیل پورتفولیو خود نیاز به نوشتن دارید.سه راه ساده برای این کار وجود دارد.1. وبلاگ خودتان را ایجاد کنیدشما به چه چیزی علاقه دارید؟غذا، سلامتی، هنر، کسب و کار، تکنولوژی یا شاید به باغبانی علاقه داشته باشید. می­‌توانید با نوشتن درباره هرکدام از آن­‌ها در ویرگول یا  medium (برای این سایت به فیلتر شکن نیاز دارید) کار خود را شروع کنید.سعی کنید هر هفته یک مقاله در وبلاگتان بنویسید چون عادت نوشتن منظم مقاله، به شکل نوشتن شما کمک می‌­کند و با این­‌کار وبلاگ شما تبدیل به ویترینی عالی برای مشتریان بالقوه شما می­شود.2. درخواست کارآموزی بدهیدشرکت­‌های زیادی وجود دارند که برای علاقه­‌مندان به محتوا نویسی پیشنهاد کارآموزی دارند که با جستجو در    سایت­‌های شغلی می‌­توانید آن‌­ها را پیدا کنید.کارآموزی­‌های نویسندگی اغلب به صورت پاره­ وقت، از راه دور یا پروژه‌­ای هستند. کارآموزی می­‌تواند یک فرصت باورنکردنی و شانسی عالی برای پیدا کردن شغل بدون تجربه کاری باشد.3. تنظیم پورتفولیور نویسندگییکی دیگر از کارهایی که به تکمیل شدن پورتفولیو شما کمک می­‌کند سایت­های فریلنسری مثل کارلنسر و سایت­های خارجی مثل Upwork و Fiverr (برای این دو سایت به فیلتر شکن نیاز دارید)  است.همیشه انجام اولین پروژه بدون این­که مشتری شما را بشناسد خیلی سخت است اما ممکن است شما افرادای را بشناسید که بتوانند مشتری شما باشند، باید از آن­ها بخواهید تا با سفارش از طریق سایت­‌های فریلنسری و ثبت نظر به شناخته­ تر شدن شما کمک کنند.4. انجام پروژه رایگانشاید برای شما این فرصت پیش بیاید که در مسیر تکمیل نمونه کارها و پورتفولیو به صورت رایگان نویسندگی کنید؛ آیا این کار خوب است یا خیر؟مطمئنا بله، هزینه­‌ای که پروژه­‌های رایگان برای شما دارند وجود نام شما در آن مقاله است اگر مبلغی هم بابت این پروژه­‌ها دریافت نکنید نام شما باعث می‌شود که در آینده بتوانید پروژه‌های بیشتری دریافت و با افراد بیشتری همکاری کنید.اگر می­‌خواهید محتوا نویسی را شروع کنید هیچ زمانی مناسب­‌ تر از حال نیست.منبع: YouTube</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Thu, 03 Feb 2022 14:49:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خرمدره مقصد سفر در نوروز 1401</title>
                <link>https://virgool.io/@amirveisi93/%D8%AE%D8%B1%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%B5%D8%AF-%D8%B3%D9%81%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-1401-xwahvatqdyeh</link>
                <description>می‌­خواهم این مقاله را با یک سوال از شما شروع کنم، اگر یکی از دوستانتان از شما بخواهد که یک استان یا شهرستان را برای مسافرت پیشنهاد کنید انتخاب شما کجاست؟به احتمال خیلی زیاد انخاب شما یکی از شهرهای شمالی خواهد بود، که این انتخاب به دلیل موقعیت و زیبایی این شهرها قطعا درست خواهد بود، اما تا به حال به این موضوع فکر کرده­‌ا‌ید که چرا همه ما تنها جایی که برای سفر می­‌شناسیم شمال کشور و شهرهای شمالی است. در حالی که کشور ما از نظر جاذبه‌­های گردشگری جزو  غنی‌ ترین کشورها است.اگر به این فکر افتاده‌­اید که مقصد جدیدی را برای سفرهایتان انتخاب کنید پیشنهاد می­‌کنم این مقاله را تا انتها دنبال کنید.نام شهرستانی که قرار است در این مقاله به معرفی آن بپردازیم خرمدره است.· مقصد ما کجاست؟خرمدره یکی از شهرهای استان زنجان که در بین آزاد راه قزوین به تبریز است و 245 کیلومتر با استان تهران فاصله دارد.راه‌­­­های ارتباطی این شهر به جز جاده‌­های بین شهری و استانی یک ایستگاه راه آهن و یک فرودگاه در حال ساخت است.· چرا این شهر را انتخب کنیم؟به دلیل اینکه خرمدره جزو مناطق کوهستانی محسوب می‌شود و زیباترین جنگل‌ها و باغ‌های میوه را دارا است، می‌تواند مقصد خوبی برای دوست‌داران طبیعت باشد.از نظر آب و هوایی  شهرستان خرمدره دارای تابستان‌­های خنک و مفرح و زمستان­‌های سردی است که می­‌تواندهر سلیقه­‌ای را در هرفصلی جذب کند تا از زیبایی‌­ها و طبیعت بی نظیرش لذت ببرند.· مناطق گردشگری خرمدره کجاست؟جاذبه­‌های گردشگری خرمدره شامل: باغ‌­های میوه محمود آباد, جاده بین مزارع داسداران, کوچه باغ­‌های قدیمی, جنگل‌­های شاه باغی, ارتفاعات همجوار الوند, پلاس و ویستان, دریاچه کوچک, سدهای خلیفه لو وشویر, مسجد بهمن حجت کاشانی و غار بهمن حجت کاشانی می‌­شود.جاده داسداران خرمدرهسد خاکی شویر· آیا صنایع دستی خرمدره را می­‌شناید؟قالی و فرش بافی، جاجیم، گلیم، گلدوزی، منبت، گیپور و خیاطی از صنایع دستی خرم دره هستند که  می‌­توانند زیبایی خاص و بی‌نظیری به خانه­‌های شما ببخشند.خرمدره چه محصولاتی دارد؟ از سیب، انگور، گردو، زردآلو، گلابی، هلو می‌توان به عنوان محصولات باغی خرمدره نام برد.· کجا استراحت کنیم؟اگر قصد دارید بیشتر از یک روز در شهر بمانید می­‌توانید با اقامت در هتل غزال خرمدره سفر راحت و آسوده­ای را داشته باشید.· نتیجه گیریسفر همیشه و در همه فصول برای ما لذت بخش بوده و تجربیات و خاطرات دلنشینی را برای ما به همراه داشته، پس بیاید با سفر به نقاط مختلف کشورمان رنگ و بویی تازه به این تجربیات ببخشیم.خرمدره قطعا می‌­تواند یکی از این مناطق باشد.</description>
                <category>دژبان</category>
                <author>دژبان</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jan 2022 15:15:11 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>