<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های amusic</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@amusic</link>
        <description>از خنیاگران اروپای سده‌های میانه تا تولد موسیقی جز از ریتم‌های آفریقایی در قاره نو</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 07:59:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/51283/avatar/o27Rij.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>amusic</title>
            <link>https://virgool.io/@amusic</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سرودهایی که پاپ خوشش بیاید</title>
                <link>https://virgool.io/@amusic/%D8%B3%D8%B1%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%D9%BE-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%B4-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%D8%AF-voertomzemxo</link>
                <description> آیا پاپ سخت خوشش می‌آمد؟ آیا پاپ موسیقی پاپ را می‌پسندید؟ آیا شما به عنوان یک خواننده مطلع متوجه بازی کلامی هوشمندانه و زیبای جمله قبلی شدید و ما را تحسین کردید؟ اگر عنوان این اپیزود شما را کنجکاو کرده‌است، به خواندن ادامه دهید تا درباره پاپ بیشتر بدانید.قرون وسطی تا  انتهای قرن ۱۵ میلادی طول کشید و عده زیادی را خسته کرد. به همین دلیل مورخان تصمیم گرفتند از ابتدای قرن ۱۶ میلادی اسم دوره و زمانه را عوض کنند تا شاید حال مردم عوض شود. ولی به اعتقاد من خیر این کار به کسانی که باید، یعنی کسانی که خسته شده‌بودند نرسید؛ دست کم بلافاصله به درد آنان نخورد. چون این که اول ژانویه ۱۵۰۰ از خواب بیدار شوند و مشاهده نمایند که امسال نام جدیدی دارد، ممکن نبود. ولی به هر حال نظر مردم اهمیتی ندارد و نظر خواص اهمیت دارد و خواص تصمیم گرفتند ابتدای قرن ۱۶ میلادی را ابتدای دوران رنسانس صدا کنند. از مهم‌ترین تفاوت‌های دوران رنسانس با قرون وسطی در این  بود که مقرر بود در این دوران به عالیجناب پاپ کمتر خوش بگذرد. تصویر یک- پاپ از تو می‌پرسد در ابتدای دوران رنسانس، موسیقی مجوزدار در کلیسا اجرا می شد. این موسیقی عبارت بود از عده‌ای مرد آوازخوان که سرودی را همراه هم می‌خواندند. من فکر می‌کنم حتی اسم کار خودشان را موسیقی &quot;فاخر&quot; گذاشته‌بودند تا مستمعین متوجه نشوند زیاد جالب نیست و اعتراضی نکنند. ولی چند نفر بودند که اعتراض سر دلشان مانده بود و به غر زدن و دیوارنویسی و انواع اعترا‌ض‌های منفعلانه هم اعتقادی نداشتند، بلکه قصد کردند کاری انجام دهند. یکی از آن ها پیر لوییجی پالسترینا (Pier Luigi Palestrina) بود. همان‌طور که می‌دانید، بازی تیم‌های فوتبالی که ۱۱ نفری حمله نموده و سپس ۱۱ نفری به دفاع می‌پردازند اشتهای انسان را کور می‌کند. بنابراین مربیان فوتبال وظایف متفاوتی برای ۱۱ نفر مورد بحث در نظر می‌گیرند. مثلا در زمانی که ۵ نفر حمله و دفاع می‌کنند، ۶ نفر در حال اعتراض به داور می‌باشند و سپس جای دو گروه عوض می‌شود. تفاوت پالسترینا با من و شما این بود که بدون دیدن فوتبال متوجه این نکته ظریف  شد و شروع به طراحی گروه سرودهایی با نقش‌های متفاوت کرد.تصویر دو- پالسترینا غزال تیزپای گروه سرود در جمع هوادارانهر چند اگر بخواهیم در موضوع گروه سرودهای فاخر (این بار واقعا فاخر) تنها به نام پالسترینا اشاره کنیم و نامی از ژوسکین دوپره (Josquin des Prez) نبریم، شما متوجه چیزی نمی‌شوید، اما روح دوپره آزرده خاطر می‌گردد. دوپره پیش از پالسترینا به تکنولوژی سرودهای چند صدایی (اسم برازنده ترش پو‌لی‌فونی است) دست یافته‌بود، اما در چند صدایی اندکی عسل قضیه را در می‌آورد و سرود پیچیده می‌شد. متعاقبا عالیجناب پاپ هم گیج می‌شد و جمله حکیمانه‌ای به نظرش نمی‌رسید تا در انتهای اجرا بفرماید. بلی، اکنون حکمت عنوان این اپیزود و این که خوش آمدن پاپ چرا مهم بود بر شما آشکار گشت: مجوز داشتن یا نداشتن، مسئله این بود.  در هر صورت، به تدریج قضیه نگاه فوتبالی به گروه سرودهای کلیسا طرفداران بیشتری پیدا کرد و پاپ باید چشم‌های بیشتری قرض می‌کرد تا بتواند مراقب  این همه آدم و تراوشات مغزی آن‌ها باشد. یکی از این افراد جدید، اورلاندو دلاسوس ( Orlande de Lassus) نام داشت. دلاسوس حقه‌ای یاد گرفته‌بود و آن هم این بود که ترانه‌های مودبانه و غیرمودبانه کوچه بازاری را یاد بگیرد، شعر آن‌ها را به ابیاتی درباره باکره مقدس و قدیسین تغییر دهد و موسیقی آن‌ها را نگه دارد و محصول نهایی را تحویل پاپ بدهد. پاپ از محصولاتی که دلاسوس چپ و راست به او تقدیم می‌نمود خیلی لذت می‌برد تا آن که یک روز که یکی از ترانه‌های دلاسوس را با خودش می‌خواند، یک نفر به او گفت موسیقی این ترانه مربوط به یک آواز بی‌ادبانه فرانسوی درباره قشنگی سینه دختران است. در اسنادی محرمانه از آرشیو واتیکان که اختصاصا به دست ای‌میوزیک رسیده‌است، نقل شده‌است که پاپ مورد نظر سه روز از اتاقش بیرون نیامد و غذایش را زیر پتو می‌برد و دیگر آن پاپ سابق نشد.تصویر سه- سندی محرمانه از نهانخانه واتیکان اتفاقاتی شبیه به این به همراه بدشانسی‌های دیگری که کلیسا دچارش شده‌بود، باعث شد بالاخره تمام گروه‌های چند صدایی غیرمجاز اعلام شوند و عالیجناب پاپ دوباره به سراغ پیشکسوتان خاک گرفته با سرودهای کپک‌زده برود. طبیعی است که این کار مشکلاتش را از بین نبرد، بلکه تنها آن‌ها را از داخل کلیسا به جاهای دیگر منتقل کرد.  برای پالسترینا و بقیه چه اتفاقی افتاد و اصلا چرا مهم هستند؟ آیا موفق به راضی کردن پاپ شدند؟ آیا گروه سرود شباهتی به تیم فوتبال دارد؟ نمونه سرودهایی که پاپ دوست داشت و آن‌هایی که دوست نداشت، در کجا پیدا می‌شود؟ جواب این جور سوال‌ها در اپیزود دوم ای‌میوزیک &quot;سرودهایی که پاپ خوشش بیاید&quot; وجود دارد.https://t.me/arashrasoulian https://twitter.com/amusicArash </description>
                <category>amusic</category>
                <author>amusic</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jun 2019 22:24:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا شوالیه ها آواز می خواندند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@amusic/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%D8%AF-mcwoslo3zbor</link>
                <description>   قرون وسطی یا قرون میانه یا سده‌های میانه یا سده‌های وسطی یا قرن‌های میانه یا میدل‌ایجز یا مدیوال که به قرون تاریک، عصر ظلمت، عصر سیطره کلیسا و دوران بیچارگی و بدبختی نیز معروف است، به حکومت سال‌های بین قرن پنجم تا قرن پانزدهم میلادی در اروپا اطلاق می‌گردد. ما بسیار شادمان و خوش‌وقتیم که این دوران تمام شده‌است؛ زیرا اتقاقاتی در آن می‌افتاد که اگر یکی از آن‌ها امروز تکرار می‌شد، ما همچون ژانگ فی خشمگین می‌شدیم. در عصر ظلمت شما اگر قصد داشتید به آمال خود جامه عمل پوشانده و با تشکیل گروه موسیقی &quot;پسران خیابان پشتی&quot; به یک سوپراستار تبدیل شوید، در بهترین حالت اجازه می‌یافتید با کمک معلم پرورشی کلیسای محل، گروه سرودی بدون سروصدای اضافه سازها برای اجراهای ساعت 6 صبح شنبه راه بیندازید. تصویر یک- مصلحت البته اگر آرزوی شما راه‌اندازی گروه &quot;دختران ادویه‌ای&quot; بود، همین را هم نداشتید.تصویر دو- خیلی مصلحت حتی اگر قصدی برای سوپراستار و اینفلوئنسر شدن در شما نبود، باز هم به احتمال قوی مقرر نبود زندگی شادی در انتظار شما باشد. اکثریت که ما آن‌ها را رعیت می‌نامیم، به غذا و لباس و مدرسه و دوا و دکتر و خوشحالی و راحتی دسترسی نداشتند. اما همان طور که می‌دانید بالاخره غذاها و لباس ها و معلم خصوصی‌های آن زمان در جایی وجود داشتند و تصادفا عده کمی به نام اشراف هم در همان نقطه‌ها حاضر بودند. اشرافی که به انجام وظایف اجتماعی خود بسیار مقید بودند و در ازای استفاده از امکانات، در زمان آزاد خود به سلحشوری می پرداختند؛ مثلا روزی یک تابلو از خودشان در حالی که سلحشورانه سوار بر اسب جدید هستند منتشر می‌نمودند.  در چنین وضعیتی بود که والتر فون در ووگل وایده (Walther von der Vogelweide)  در جایی در آلمان به دنیا آمد. ووگل وایده یک شاعر و آهنگساز بزرگ آلمانی زبان است که اگر شما در آن زمان قصد سلبریتی شدن داشتید، بعید بود قادر باشید بهتر از او عمل کنید. البته در مسیر موفقیت بخت به والتر پا داده‌بود و نیمه دوم قرون وسطی به او افتاده‌بود، یعنی زمانی که کم‌کم عده‌ای داشتند سوال می‌کردند آیا واقعا مجبوریم تمام کارهایی که پاپ خوب و مهربان و عزیزتر از جانمان می‌فرمایند انجام دهیم ؟ ...  والتر یا به دلیل انتخاب آگاهانه و یا نمره ضعیف ریاضی، رشته علوم انسانی را انتخاب کرد و در ادامه همان گونه که اشاره نمودیم، شاعر و آهنگساز شد. سپس برای آن که بیشتر دل ببرد (شاید هم برای فرار از خدمت مقدس سربازی، چون در آن زمان هر روز در جایی از امپراتوری مقدس رم جنگ بود و همه نیز سرباز عالجیناب پاپ محسوب می‌شدند) به نحوی شوالیه شد و یک کارت شوالیه فعال نیز دریافت نمود. اما باقی زندگی نسبتا بلند والتر به تردد بین قلعه های اشراف و حاکمان و افکندن رحل اقامت در آن ها گذشت. او برای درآمدن از خجالت میزبان محترم و حلال نمودن چیزهایی که می‌خورد و می‌پوشید، به اجرای زنده و سرودن اشعار درخواستی برای صاحب خانه می‌پرداخت.تصویر سه- ووگل وایده در حال جبران لطف دوستان خویش خبر خوب برای شما خواننده گرامی این است که ووگل وایده در نهایت با همین کارها صاحب خانه و زندگی گردید و شما می‌توانید زین‌پس با اطمینان بیشتری این روش را در پیش گیرید که از دیرباز امتحان خود را پس داده‌است.والتر غیر از آن که اخلاق بزرگان خوب دستش آمده‌بود، قصد داشت باقیات صالحات مناسبی به جای گذارد. به همین دلیل قطعات و اشعار استادانه‌ای را که می‌ساخت، با خط خوب در کتابچه‌هایی که همیشه زیر بغلش می‌زد یادداشت می‌کرد. علاوه بر این او قادر بود طوری فعالیت فرهنگی انجام دهد که پاپ به فکر آتش زدن یا بریدن دست و پایش نیفتد، چون پاپ‌ها در آن زمان بیش از حد حساس شده و با تفریحات معمولی مثل فلک کردن و پیچاندن دماغ راضی نمی‌شدند. ووگل وایده با استعداد و گل‌کلک‌بازی‌های هوشمندانه‌اش موفق شد آثار قرون وسطایی متعددی تولید، تدوین و ثبت کند. نهایتا آثار ووگل وایده دست به دست شد و به ما رسید و ما از چند و چون روزهای آغازین موسیقی غرب با خبر شدیم (در ضمن سرنوشت کسانی که از دوران نوسنگی تا قرن دوازدهم میلادی دنبال موسیقی رفته بودند برای ای‌میوزیک اهمیتی ندارد و هر بار به روزهای آغازین موسیقی اشاره کنیم، منظور همین قرون وسطی است).والتر فون ووگل وایده، نهایتا در سال 1230، اشراف و رعایا و پاپ را تنها گذاشت و از دنیا رفت.آیا در انتظار شنیدن چیزهای بیشتری از قرون دلپذیر وسطی هستید؟ آیا می‌خواهید به اجرای قطعاتی از ووگل وایده و دیگران گوش سپارید؟ آیا دوست دارید با یک پاپ منظم و مفید آشنا شوید؟ این کارها را در پادکست شماره 1 ای‌میوزیک، &quot;آیا شوالیه ها آواز می‌خوانند؟&quot; یا در کانال تلگرام انجام دهید. https://t.me/arashrasoulianhttps://twitter.com/amusicArash </description>
                <category>amusic</category>
                <author>amusic</author>
                <pubDate>Sat, 22 Jun 2019 12:04:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پادکست ای‌میوزیک (amusic): داستان موسیقی غرب تقریبا از اول</title>
                <link>https://virgool.io/@amusic/%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%88%D8%B2%DB%8C%DA%A9-amusic-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%AA%D9%82%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-k6lqflwo5ums</link>
                <description> یک سال قبل، آرش رسولیان که حوصله‌اش سررفته بود، به یک پادکست فارسی گوش داد و از بیشترش خوشش آمد. رسولیان خصوصا از این ویژگی که در پادکست یک نفر صحبت می‌کند و سایرین باید گوش فرادهند خیلی هیجان‌‌زده بود. این امر شاید از پیشینه طولانی او در زمینه تدریس موسیقی نشات می‌گرفت، اما شاید هم به این مربوط بود که او همیشه علاقه داشت فرمانده باشد و تصورش از فرمانده شخصی بود که صحبت می‎‌کند و بقیه مشتاقانه گوش می‌دهند.تصویر 1- آرش رسولیان به زبان تصویر آرش رسولیان، بعد از گوش دادن به اولین پادکست فارسی به سراغ دومین پادکست فارسی رفت. سپس به سومین پادکست فارسی پرداخت؛ اما دیگر به چهارمین پادکست فارسی نپرداخت. او حس می‌کرد در مهمانی باشکوهی حضور دارد که دیگران در میانه صحنه با حرکاتی دشوار همچون رقص هلیکوپتری هنرنمایی می‌کنند، اما خودش در گوشه کم‌نوری ایستاده و دوانگشتی دست می‌زند. رسولیان با آن‌که در زندگی خود، همواره در حاشیه‌ها غرق می‌شد، اما خودش دوست نداشت در حاشیه قرار بگیرد و علاقه‌مند به حضور در مرکز متن بود. خون ایرانی در رگ‌‌های آرش به جوش آمده‌بود، در نتیجه وی با خود عهد کرد به آن‌چه حقش است برسد. اما حقش چه بود؟ ... واقعا چه بود؟ ...آرش متولد اعماق دهه شصت بود و در آن زمان همه، من جمله کودکان بدهکار بوده و باید همواره دین خود را به چیزهای اطرافشان ادا می‌کردند. معلم های آرش در کودکی به آرش می‌‌گفتند :&quot;باید دین خود را به موسیقی ادا کنی.&quot; و آرش رسولیان زمانی که به حقش در موسیقی فکر می‌کرد، مدام به یاد این جمله می‌افتاد. هر چند این جمله بیشتر به نظر می‌آمد درباره وظایف آرش رسولیان باشد نه درباره حقوق او؛ ولی با توجه به تاثیراتی که تنفس هوای دهه‌های کودکی در رسولیان داشت، به نظر نمی‌رسید انتخاب‌های زیادی درباره نحوه حضور رسولیان در مهمانی باشکوه پادکست فارسی وجود داشته‌باشد. در نتیجه آرش رسولیان تصمیم گرفت یک پادکست درباره موسیقی غرب تولید کند. برای نام پادکست هم با تیزبینی و خلاقیت خاص خود، حرف اول نامش را به کلمه میوزیک اضافه کرد و به این ترتیب پادکست amusic در شهریور 97 متولد شد. تصویر 2- آرش رسولیان، آن‌چه گذشت ای‌میوزیک پس از تولد به آرامی رشد می‌کرد و آرش همچون پدری دلسوز به رشد و تعالی این کودک نوباوه امید بسته‌بود و هر آن چه از دستش ساخته‌بود انجام می‌داد. او رویای روزی را می‌دید که میلیون‌ها نفر مشتاقانه در انتظار اپیزودهای جدید ای‌میوزیک هستند و هر روز هزاران پیام ستایش‌آمیز دریافت می‌کند. آرش رسولیان برای رسیدن به این هدف متعالی که ترکیبی از ادای دین به موسیقی و دریافت دایرکت‌های محبت‌آمیز بود به فکر تشکیل یک تیم افتاد. هر بار که آرش به تیم ای‌میوزیک فکر می‌کرد، داستان افسانه سه برادر که به دفعات بی‌شماری در کودکی خود مشاهده کرده‌بود از ناخوداگاهش سربرمی‌آورد. او خود را در لباس فرمانده لیوبی (Lio Bei) در حال طراحی استراتژی‌های پیشرفت ای‌میوزیک می‌دید، اما خیالاتش در همین تقطه به پایان می‌رسید زیرا دو برادر افسانه‌ای نداشت. در چنین فضایی بود که باران نظری به عرصه ای‌میوزیک پا گذاشت. نظری که تا آن روز خود را در تیم‌های حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای متعددی جاساز کرده‌بود، با توجه به تجربیات قبلی این بار نیز توانست زاویه مناسب برای ملحق شدن به ای‌میوزیک را پیدا کند. وی سپس به ای‌میوزیک ملحق شد. تصویر 3- باران نظری به زبان تصویر باران نظری عمیقا معتقد بود روزی خدمت بزرگی به بشریت خواهدکرد. این روحیه خدمت‌گرا در این آخرین تلاش (صرفا تا اینجای زندگی نظری) از سلسله تلاش‌های نظری برای رشد و تعالی، او را به سمت همکاری با رسولیان کشاند. نظری که علاقه شدیدی داشت موضوعات جدی را در قالب‌های مبتذل بیان کند و اطلاعات ساختگی به مردم بدهد، موفق شد رسولیان را قانع کند که رهنمودهای وی در ای‌میوزیک نیاز به تبیین نوشتاری دارد. هرچند قالب رفتاری ددمنشانه نظری که ژانگ فی (Xang Fei) برادر عصبانی لیوبی را به یاد می‌آورد در پذیرش همکاری توسط رسولیان بی‌تاثیر نبود. آرش فکر می‌کرد کائنات برای او سرنوشتی لیوبی وار خواسته‌است.آن چه در ادامه مسیر اتفاق افتاده (و دورنمای کار نیز چندان متفاوت از وضعیت فعلی به نظر نمی‌آید)، از جنس تلاش و تعامل باران نظری و آرش رسولیان برای ارتقای سطح ای‌میوزیک بود. آرش رسولیان تلاش می‌کرد دریچه‌های جدیدی از فهم موسیقی را برای باران نظری بگشاید، زیرا نظری پیش از آن تجربه و فهمی فراتر از گوش سپردن به ملودی وانت‌های بازیافت زباله شهرداری در ذهن نداشت. نظری نیز می‌کوشید رسولیان را قانع نماید که شوخی‌هایی نظیر شوخی رفت و برگشتی پنکه شورت بابات تنگه به زمان‌های بسیار دور تعلق دارند و آدم نباید چون خودش به آن‌ها می‌خندد، در پادکست نیز به شنونده عرضه‌شان کند.بلی ای خواننده مشتاق، ای‌میوزیک با شعار جذب حداکثری در همان ابتدا بستری برای گرد هم آوردن شخصیت‌های مختلف فراهم آورده بود و تیم آن امیدوار بودند در مسیر رسیدن به شهرت و مقامی همچون لیوبی و برادرانش مخاطبانی از گروه‌های مختلف در کنار آن‌ها باشند.اکنون بیش از این رخش سخن را در بیشه ذهن شما به حرکت درنمی‌آوریم، زیرا می‌دانیم شما دیگر نمی‌توانید برای ورود به دنیای ای‌میوزیک صبر کنید. پس بشتابید و با عضویت در کانال تلگرام ای‌میوزیک و گوش دادن به پادکست‌های آن در اپلیکیشن‌های پخش پادکست (مثل castbox)، علاوه بر شرکت در قرعه‌کشی یک فروند بوئینگ 737 مبله شنونده خوش‌شانس داستان موسیقی غرب باشید. https://t.me/arashrasoulian  https://twitter.com/amusicArash </description>
                <category>amusic</category>
                <author>amusic</author>
                <pubDate>Thu, 06 Jun 2019 01:50:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>