<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های بز کوهی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@anonymousscreen04</link>
        <description>در اینجا به زبان خیلی خلاصه و ساده درمورد ادبیات می‌نویسم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:40:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2881668/avatar/pb28FC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>بز کوهی</title>
            <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رنسانس و اومانیسم (Renaissance et Humanisme)</title>
                <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04/%D8%B1%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-renaissance-et-humanisme-g8iuliu0iqcm</link>
                <description>سلام!امروز می‌خوایم درمورد جنبش فکری قرن پانزده و شانزده اروپا صحبت کنیم یعنی رنسانس. رنسانس یعنی تولد دوباره. چرا؟ چون افرادی که بهشون میگن اومانیست (انسان‌گرا)، بعد از ده قرن زندگی تاریک در قرون وسطا، تصمیم گرفتن به انسانیت برگردن و جنگ و تعصب رو کنار بزارن. Sandro Botticelli, Calumny of Apellesدرواقع اومانیست‌ها فلسفه، هنر و ادبیات یونان و روم باستان رو مطالعه کردن. دلیلش؟ چون به نظرشون از افلاطون گرفته تا اپیکور، نظریات و نگاه تازه‌ای به انسان داشتن. پس کم‌کم فلسفه‌ای اومد که به بدن و روح انسان اهمیت می‌داد؛ مثل لئوناردو داوینچی که آناتومی بدن رو مثل یک پزشک بلد بود.  Raphael, School of Athensاومانیست‌ها منابع رو به زبان اصلی می‌خوندن یعنی لاتین و یونانی؛ بعد سعی می‌کردن اون‌ها رو به بقیه مردم هم بشناسونند. پس کتاب‌ها رو ترجمه می‌کرند، که البته بعضی‌ از مترجمان هم مثل اتین دولِت که مکالمه‌ای از سقراط رو ترجمه کرده بود، محکوم به مرگ شد. Statue d&#039;Étienne Doletهدف اومانیست‌ها این بود که با ایده صلح بین انسان‌ها، عمر اون‌ها رو طولانی‌تر و زندگیشون رو آزادانه‌تر کنن، که خب این هدف در تضاد با نظر بسیاری از قدرت‌ها و دانشگاه‌های اون زمان مثل سوربن فرانسه بود. چون اونها هنوز به فلسفه قرون وسطا و جنگ با کسانی که شبیهشون نبودن، پایبند بودن. Statue d&#039;Étienne Doletدر فرانسه اما بعد از پانزده سال درخواست اومانیست‌ها، بالاخره پادشاه فرانسوا اول دستور ساخت کالج رویال رو داد که امروزه به نام کالج دو فرانس شناخته می‌شه که در اون فلسفه دوران باستان تدریس می‌شد. فرانسوا اول رو به عنوان پدر ادبیات در فرانسه می‌شناسن چون به نویسندگان و شاعران اهمیت زیادی می‌داد و کارهای بزرگی برای پیشرفت فرانسه انجام داد.François Ierامیدوارم خوشتون اومده باشه! مرسی که همراهیم کردین. اگه این پستو دوست داشتین بهم بگین.ارادتمند شما، بز کوهی</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2024 00:15:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ژان راسین، شکوه تراژدی و شُوک احساسی (Jean Racine)</title>
                <link>https://virgool.io/minervaart/%DA%98%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%8F%D9%88%DA%A9-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C-jean-racine-yohx1c0vhbsc</link>
                <description>Jean Racineسلام!خوش اومدین! امروز می‌خوایم درمورد تراژدی‌نویس شهیر فرانسوی، ژان راسین صحبت کنیم، که در کنار مولیر و کورنی از بزرگترین نمایشنامه‌نویسان قرن هفدهم بودن.تراژدی‌نویسی که یازده تراژدی و یک کمدی داره و در آثارش خیلی به قوانین کلاسیک پایبند بوده. (درمورد این قوانین قبلا حرف زدیم.)Britannicusتِم اصلی نمایش‌های راسین، نیستی و مسلط نبودن انسان بر وجود خودشه. بیشتر مواقع تقابل عشق و قدرت و انتخاب بین اون‌ها به چشم می‌خوره. اما برعکس تئاتر کورنی که باز قبلا گفتیم، اینجا عشق بر قدرت مقدمه.در نمایش‌نامه فِدر (Phèdre) می‌بینیم که فِدر عاشق پسر ناتنیش، هیپولیت (Hippolyte) می‌شه. فِدر می‌دونه که این کارش عقلانی نیست اما نمی‌تونه انکارش کنه. اینجا راسین تقابل انگیزه فردی مبتنی بر امیال و احساسات و نیاز اجتماعی که مبتنی بر منطق هست رو نشون میده. یعنی احساسات فردی در برابر صلاح اجتماعی قرار می‌گیره. خب مشخصه که اگر فِدر عشقش رو انکار کنه، جامعه صدمه نمی‌بینه. اما به محض برملا شدن حقیقت، همسر فِدر حسادت می‌کنه و در آخر، داستان با مرگ هیپولیت و خودکشی فِدر به پایان می‌رسه.برای همینم هست که راسین، نادیده گرفتن هر کدوم از امیال فردی، و یا اجتماع بر پایه منطق رو، باعث آسیب جدی می‌دونه. پس راه‌حل چیه؟ راه حل برمی‌گرده به همون نیستی و حذف کردن علت که تو داستان فِدر هم همین اتفاق میوفته.Phèdreدر نمایش‌نامه بریتانیکوس (Britannicus)، آگریپین (Agrippine)، پسرش نرون (Neron) رو جانشین خودش می‌کنه، درحالی که جانشینی، به حق باید به بریتانیکوس می‌رسیده؛ اما در عوض، آگریپین وقتی دو تا پسرش عاشق جونی (Junie) میشن، طرف بریتانیکوس رو می‌گیره. نرون از قدرتش استفاده می‌کنه و جونی رو با خودش می‌بره، بریتانیکوس رو زندانی می‌کنه و جلوی مادرشو می‌گیره. اما خب در آخر جونی از دست نرون فرار می‌کنه و اونو در پیروزی ناکام می‌زاره.Britannicusدر نمایش‌نامه بایزید (Bajazet)، رکسان (Roxane) تمام قدرتش رو در اختیار بایزید قرار می‌ده و در ازاش از بایزید عشق اونو می‌خواد. بایزید هم در تمام طول داستان، بین عشق به آتالید (Atalide) که از ته قلب دوستش داره و وقت‌گذاشتن برای رکسان که تمام قدرتش رو مدیون اونه، در تردیده. Bajazetدر اینجا همون تقابل عشق و قدرت مشهوده. در تئاتر راسین ما شاهد دوسوگرایی هستیم. از یه طرف لطافت و مهربانی و از طرفی بی‌رحمی و خودمحوری. و درواقع ایجاد شوک احساسی به بیننده، موتور اصلی تئاتر راسینه.مرسی که مثل همیشه توجه کردین. اگه خوشتون اومد بهم بگین. ارادتمند شما، بز کوهی</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Tue, 19 Sep 2023 20:25:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تفاوت تراژدی، کمدی و تراژی-کمدی</title>
                <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%98%DB%8C-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-dpsvivpe6fjd</link>
                <description>La Tragedie et la Comédieسلام!شاید براتون جالب باشه که بدونید تفاوت بین تراژدی، کمدی و یه ژانری که شاید اسمش به گوشتون نخورده باشه یعنی تراژی-کمدی چیه. خب اول ببینیم تراژدی چه ویژگی داره.در تراژدی، شخصیت‌های برجسته‌ای حضور دارن که سرنوشتشون، عواقب سنگینی روی سرنوشت بقیه مردم داره. شخصیت‌ها مسیر پرتنشی رو تجربه میکنن و داستان با پایان ناخوشایندی به پایان می‌رسه. ژان راسین و پیِر کورنی از تراژدی‌نویسان برتر فرانسوی بودن.La tragedie &quot;Rodogune&quot;, 1810اما در کمدی، ما با شخصیت‌هایی مواجه هستیم که درکِ پایین و یا معمولی‌ای از شرایط و اتفاقات زندگی روزمرشون دارن. داستان، معمولا بی‌تنش توسعه پیدا می‌کنه و درآخر هم شاهد یه پایان خوش هستیم. مولیر مشهورترین کمدی‌نویس فرانسوی هست.La Comédieحالا  در تراژی-کمدی، ترکیبی از تراژدی و کمدی وجود داره. به این شکل که داستان پرتنش توسعه پیدا می‌کنه ولی با پایان خوش، به آخر می‌رسه.خب این از این. ولی حالا یه مسئله درمورد کلاسیسیسم. همونطور که در پست &quot;باروک یا کلاسیسیسم مسئله این است&quot; یادگرفتیم، این سبک، سه تا قانون اصلی داره. ولی یه قانون چهارم هم هست به اسم قانون تُن. این قانون میگه که حالت نمایش باید در تمام طول مدتش حفظ شه.پس میشه فهمید که کلاسیسیسم با تراژی-کمدی مخالف بوده؛ چون یه تُن واحد نداره و در طول داستان به حالت تراژدی و در پایان، مثل کمدی هست.خب امیدوارم لذت برده باشین و اطلاعات مفیدی بهتون اضافه کرده باشه. خوشحال میشم نظرتونو بدونم. مرسی از همگی.ارادتمند شما، بز کوهی</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Sun, 17 Sep 2023 00:04:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی آثار مولیر، استاد تئاتر کمدی (Molière)</title>
                <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A6%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-moli%C3%A8re-antgvn2f3xds</link>
                <description>Molièreسلام!خوش‌اومدید به یه نقد اثر دیگه. امروز می‌خوایم درمورد میشه گفت مشهورترین نمایشنامه نویس قرن هفدهم فرانسه صحبت کنیم و اون فرد کسی نیست جز ژان باتیست پوکلن ملقب به مولیر. مولیر در سال 1622 به دنیا اومد و در سال 1673 از دنیا رفت. مولیر هم بازیگر تئاتر بود و هم نمایشنامه‌‌نویس و در حین اجرای نمایشنامه &quot;بیمار خیالی&quot;، از دنیا رفت. میخوایم به سبک و آثارش بپردازیم. مولیر در کمدی‌هاش مدام درحال آنالیز شخصیت‌ها و اخلاق اون‌هاست و از نمایشنامه‌های ایتالیایی الهام زیادی گرفته. مثلا نقش اول زن و نقش اول مرد، همو دوست دارن ولی اکثر اوقات پدرِ اون دختر،با ازدواجشون مخالفت میکنه؛ چون دوست داره فرد دیگه‌ای دامادش بشه. اما در آخر این بچه‌ها هستن که پیروز میشن و می‌تونن به خوشبختی برسن.این موقعیت معمولا با این مسئله همراهه که پدرها سعی میکنن داماد یا عروس دیگه‌ای رو برای بچه‌هاشون انتخاب کنن. مثلا در &quot;خسیس&quot; یا همون &quot;L&#x27;Avare&quot;، هارپاگون در تلاشه تا دخترشو به ازدواج آنسِلم سالخورده دربیاره. L&#039;Avareدر &quot;بورژوای اشراف‌منش&quot; یا همون &quot;Le Bourgeois gentilhomme&quot; هم موسیو ژوردِن که یک بورژوا هست، سعی میکنه مثل اشراف‌زاده‌ها زندگی و رفتار کنه و نمیخواد دخترش با کِل‌اونت که یه فرد از خانواده‌ای معمولیه ازدواج کنه. Le Bourgeois gentilhommeدر &quot;بیمار خیالی&quot; یا همون &quot;Malade imaginaire&quot;، آرگان فردیه که تصور میکنه بیماره و میخواد دخترش با پسر یک پزشک ازدواج کنه. Malade imaginaireدر هیچ‌کدوم از این موقعیت‌ها مولیر، اقتدار والدین رو محکوم نمیکنه بلکه کاربرد انحرافی و اشتباه اون اقتدار که مانع از یک‌سری اعمال آزادانه میشه رو، محکوم میکنه.مولیر تو آثارش فقط درمورد اینکه اقتدارِ پدرانه چطور میتونه به سوءاستفاده و گمراهی منجر بشه، صحبت نکرده؛ اون شخصیت‌هایی رو توصیف میکنه که نظم حاکم بر جامعه رو برهم میزنن و خب عاقبت خوبی هم در انتظارشون نیست. مثلا در &quot;تارتوف&quot; یا همون &quot;Tartuffe&quot;، شخصیت اصلی داستان با ریاکاری و ایمان باطل، در لباسِ حق ظاهر میشه و دین رو به شکل دیگه‌ای جلوه میده و سعی میکنه به این شکل ذهن اورگان رو تسخیر کنه تا بتونه اموالشو مصادره کنه. Tartuffeدر &quot;دون ژوان&quot; یا همون &quot;Dom Juan&quot;، ما شاهد مردی هستیم که متاثر از فلسفه آزادی، تمام جامعه رو به چالش میکشه. Dom Juanهمینطور در &quot;مردم‌گریز&quot; یا همون &quot;Le Misanthrope&quot; فردی به نام آلسست به‌خاطر زیاده‌روی خودش در دوری کردن از بقیه، جامعه رو با مشکل روبه‌رو می‌کنه.Le Misanthropeاما تمام این شخصیت‌ها درآخر با شکست مواجه میشن. چرا؟ چون در زمان حکومت مطلق لویی چهاردهم، نمیشه مقابل ایدئولوژی غالب بر جامعه قرار گرفت. اینجا هم همینطور میشه. تارتوف به زندان میوفته؛ آلسست تبعید میشه و دون ژوان می‌میره.اما همینطور که میدونیم، مولیر در عصر کلاسیسیسم بوده و در اون دوره، نوشته‌ها براساس یکسری قوانین خاص نوشته میشدن. اما مولیر معتقد بود که قوانین کلاسیک باید به‌ شکل کاربردی به‌کار گرفته بشن. از نظر مولیر، در نگاه اقتصادی، اولین هدف این بود که مردم لذت ببرن و آموزنده بودن نمایش در جایگاه بعدی قرار می‌گرفت. (تو پست &quot;باروک با کلاسیسیسم، مسئله این است&quot;، درمورد این قوانین یادگرفتیم.)مولیر می‌گفت برای اینکه مخاطبا رو از کارهای زشت و به اصطلاح رذایل، دور کنیم، کافیه که اون رفتارهارو مسخره کنیم. برای همین منظور هم همیشه در کمدی‌هاش از شخصیت‌های طبیعی، حقیقی و تا حد کافی باهوش استفاده می‌کرد.Dom Juanدر حالت کلی کمدی مولیر رو میشه به سه بخش تقسیم کرد.کمدی سیاسی که به مسائل جامعه و حکومت می‌پرداخت؛ مثل &quot;دون ژوان&quot;، &quot;تارتوف&quot; و &quot;مردم‌گریز&quot;.کمدی-باله که یه نوع تئاتر سنتی و متعلق به دربار بود؛ مثل &quot;پرنسس الیز&quot; و &quot;زنان دانشمند&quot;.کمدی بذله‌گویی یا همون &quot;Farce&quot;، که نوعی کمدی لودگی بود؛ مثل &quot;نیرنگ‌های اسکاپن&quot; و &quot;ازدواج اجباری&quot;.Les Femmes Scavantesدر آخر مولیر وقتی که مشغول اجرای نمایش &quot;بیمار خیالی&quot; روی صحنه بود، از دنیا رفت.خب امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه. اگه دوستش داشتین و یا حتی اگه دوستش نداشتین، بهم بگین؛ خوشحال میشم نظرتونو بدونم. ارادتمند شما، بز کوهیLe Malade imaginaire</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Sat, 16 Sep 2023 17:41:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاهی به کتاب &quot;حکایات&quot; ژان دو لا فونتن، جامعه‌ی حیوانات (Jean de La Fontaine)</title>
                <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AD%DA%A9%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%DA%98%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D9%88-%D9%84%D8%A7-%D9%81%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%DB%8C-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-jean-de-la-fontaine-kljdoae4urcs</link>
                <description>Jean de La Fontaineسلام!ما دوباره برگشتیم اینبار به همراه یکی دیگه از نویسندگان قرن هفدهم فرانسه؛ یا بهتر بگم حکایت‌نویس. چرا؟ چون کتاب &quot;حکایات‌&quot; این فرد، دلیل اصلی شهرتشه. حالا بریم ببینیم این آقا کیه؟ژان دو لا فونتن متولد 1621 و متوفی 1695. آثار زیادی داره اما خب ما اینجا می‌خوایم اختصاصی به یکی از آثارش بپردازیم و اونم چیزی نیست جز &quot;حکایات&quot; یا همون &quot;Les Fables&quot;. خیلی کلی بخوایم بگیم این کتاب شبیه کلیله و دمنست. حکایات متفاوتی داره که در اون حیوانات شخصیت‌آفرینی می‌کنن و پشت هر داستان، منظور و نتیجه‌گیری‌ای نهفته شده. Les Fables&quot;حکایات&quot; در زمره کتاب‌های سیاسی قرار می‌گیره و در اون نقدهایی به قدرت و سازماندهی جامعه شده. حالا چرا حیوانات؟ چیز دیگه‌ای نبود؟ جواب این سوال سادست.در اون زمان که دوران سلطنت مطلق لویی چهاردهم در فرانسه بود، سانسور شدیدی روی نوشته‌ها اعمال میشد؛ پس حالا راه‌حل چیه؟ اینکه به شکل غیرمستقیم انتقاد کنیم و لا فونتن هم حیوانات رو راه‌حل خوبی دید.&quot;حکایات&quot; به بی‌عدالتی‌های جامعه اون زمان اشاره داره. اما بیشتر از همه سعی میکنه تا آشکار کنه که قدرت‌های اون زمان چطور از توانایی و نفوذشون برای دفاع از منافع شخصیشون استفاده میکردن به جای اینکه از قدرتشون، برای تضمین رستگاری جمعی بهره ببرن. این وضع تا جایی پیش میره که حتی افرادی که از این موضوع ضربه خوردند هم با اون‌ها همدستی می‌کنن و سخت‌گیری و ظلم ستمگرها رو می‌پذیرن. به عنوان مثال در حکایت &quot;گرگ و بز&quot; یا همون &quot;Le loup et l&#x27;agneau&quot;، &quot;بز&quot; نه تنها سعی میکنه که اتهامات نادرست &quot;گرگ&quot; رو توجیه کنه، بلکه اینو به عنوان تقدیر خودش می‌پذیره و سرنوشتش رو طعمه‌ی درنده شدن می‌دونه.Le loup et l&#039;agneauاینجاست که لا فونتن هشدار میده که در چنین جامعه‌ای: &quot; La raison du plus fort est toujours la meilleure&quot;.&quot;منطق آن‌کس که از همه قوی‌‌تر است، همیشه بهترین است.&quot;Le loup et l&#039;agneauاما به‌جز نکات سیاسی، &quot;حکایات&quot;، مطالب فلسفی هم داره. لا فونتن از ما می‌خواد که سرنوشت خودمون رو به دست بگیریم؛ از بودن، لذت ببریم و هرچیزی که زندگی انسان رو مختل میکنه، نادیده بگیریم؛ مثل درد مرگ.&quot;J&#x27;aurai vecu sans soin, et mourrai sans remords.&quot;&quot;من بی‌احتیاط و بدون مراقبت زندگی کرده‌ام و بدون پشیمانی خواهم مرد.&quot;Jean de La Fontainمرسی از همراهیتون. امیدوارم از ماجرای لا فونتن و &quot;حکایات&quot; خوشتون اومده باشه. اگه دوست داشتین نظر بدین و بگین چطور بود.ارادتمند شما، بز کوهی</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Sep 2023 22:15:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیر کورنی، درامانویسی که بین عزت و عشق، عزت رو برگزید. (Pierre Corneille)</title>
                <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04/%D9%BE%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF-pierre-corneille-zvaxauetz4lb</link>
                <description>Pierre Corneilleسلام!اگر به ادبیات علاقه‌مند باشید حتما می‌دونید که فرانسه در قرن هفدهم نمایشنامه‌نویسان زیادی رو به خودش دیده. امروز تو این پست می‌خوایم با یکی از مشهورتریناشون آشنا بشیم. بریم ببینیم این فرد کیه.این شخص کسی نیست جز پیِر کورنی که در سال 1606 به دنیا اومد و سال 1684 از دنیا رفت. پیر کورنی نمایشنامه‌نویسی بود که در کنار ژان راسین و مولیر، جزو نویسنگان مشهور قرن هفدهم فرانسه به حساب میاد.کورنی هم کمدی نوشته، هم تراژی-کمدی و هم تراژدی؛ اما بیشتر ازش به عنوان تراژدی‌نویس یاد میشه؛ چرا؟ چون تراژدی‌هاش خیلی بیشترن.Le combat des Horaces et des Curiacesاول از همه میریم سراغ کمدی‌های کورنی؛ چون خودشم اول سراغ اونا رفته.پیر کورنی حرفه خودش رو با نوشتن کمدی آغاز کرد. &quot;مِلیت&quot;، اولین کارش بود که با موفقیت زیادی همراه شد. کورنی تو آثار اولیَش از قوانین کلاسیک پیروی نمی‌کرد و نوشته‌هاش پیرو قانون خاصی نبودن. مثل &quot;مِلیت&quot; و &quot;میدان سلطنتی&quot;.اما پیر، در کمدی‌های بعدیش، مثل &quot;دروغگو&quot;؛ کمی به سبک تئاتر کلاسیک نزدیک شد. (توی پست &quot;باروک یا کلاسیسیسم، مسئله این است&quot; درمورد این قوانین خوندیم.)Le Menteurاین از کمدی. حالا بریم ببینیم تو سبک تراژی-کمدی چی نوشته.نمایشنامه مشهورش به اسم &quot;سید&quot; یا همون &quot;le Cid&quot;، در سبک تراژی-کمدی نوشته شده. کورنی در این اثر، به هیچ وجه قوانین کلاسیکو رعایت نکرده و همین موضوع باعث انتقاد برخی‌ها در اون زمان شده. اما به‌هرجهت، این اثر خیلی موفق بود. &quot;سید&quot; ماجراش چیه؟ ماجرای پسری به اسم رودریگه که باید بین حفظ شرافت و عشق، یکی رو انتخاب کنه و رودریگ، شرافت رو انتخاب می‎کنه.Le cidحالا می‌رسیم به تراژدی‌های کورنی. پیر، 17 اثر تراژدی داره. از این تعداد برخی مثل &quot;هوراس&quot; و &quot;مرگ پومپه&quot;، یک موضوع ساده دارن و بعضیاش مثل &quot;سینا&quot;، &quot;آتیلا&quot; و &quot;پولیوت&quot;، موضوعات پیچیده‌تری رو در بر می‌گیرن. تک‌تک ببینیم بعضی از این آثار چی هستن.&quot;پولیوت&quot;: قهرمان داستان باید بین ایمانِ جدیدِ مسیحی خودش که با جامعه بت‌پرستی که در اون حضور داره، ناسازگاره و عشق به همسرش؛ یکی رو انتخاب کنه. قهرمان این داستان مثل قهرمان &quot;سید&quot;، شرافت و ایمان خودش رو انتخاب می‌کنه.&quot;سینا&quot;: شاه آگوست باید بین مجازات توطئه‌گرا که سینا، شخص محبوبش هم جزو اوناست و بخشش همه، انتخاب کنه.Cinna&quot;هوراس&quot;: سه هوراس، قهرمانان روم، و سه کوریاس، نمایندگان قوم رقیب، به مبارزه می‌پردازن تا ثابت کنن که کدومشون قوی‌تره. در واقع شخصیت‌های اثر باید بین میهن‌پرستی و پیوند خانوادیگیشون که باعث اتحادشون میشه، یکی رو انتخاب کنن.Horaceدر کل میشه گفت که از نظر کورنی، افتخار و عزت، مهم‌ترین موضوعه و  انسان به واسطه شرافتش شناخته میشه.خب اینم از پیِر کورنی. امیدوارم از این پست خوشتون اومده باشه. اگه دوستش داشتین، بهم بگین. اگرم انتقادی، پیشنهادی چیزی هست که بازم  بهم بگین. مرسی که وقت گذاشتین و مطالعه کردین.ارادتمند شما، بز کوهی</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Sep 2023 18:50:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرانسوا دو مالرب، کسی که باروک را زیر سوال برد (Francois de Malherbe)</title>
                <link>https://virgool.io/@anonymousscreen04/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D9%88-%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B1%D8%A8-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%AF-francois-de-malherbe-gwnyzbnlcrm7</link>
                <description>Francois de Malherbeسلام!امروز میخوایم تو این پست راجع‌به یکی از تاثیرگذارترین نویسنده‌های قرن هفدهم در فرانسه صحبت کنیم. فرانسوا دو مالِرب؛ ممکنه این اسم تابه‌حال به گوشتون نخورده باشه اما تاثیری که این فرد روی ادبیات پس از خودش گذاشت، انکارناپذیره.فرانسوا در سال ۱۵۵۵ در فرانسه به دنیا اومد و در سال ۱۶۲۸ از دنیا رفت. مالِرب در طول زندگیش به عنوان شاعر دربار و مرجع ادبی فعالیت داشته.مالِرب در ابتدای کارش، به سبک باروک وفادار بود و نوشته‌هاش پر از عناصر باروک یعنی اغراق، تضاد، طبیعت، به‌کار بردن تصویرسازی‌های زیاد و استفاده از جملات پیچیده و مبهم بود.Medaille Francois de Malherbeکتاب مشهورش که در زمره اشعار مذهبی جای میگیره و به سبک باروک نوشته شده، &quot;اشک‌های سَنت پییِر&quot; هست. البته خود شخص سَنت پییِر زیاد با این کتاب کنار نیمد و محتوای اونو انکار کرد.اما هرچی که گذشت، مالِرب، به سمت اعتدال و منطق گرایش بیشتر و بیشتری پیدا کرد و شروع به انتقاد از سبک اغراق‌آمیز و مبهم باروک کرد. فرانسوا به باورِ اعتدال‌گرا که بر پایه دلیل و منطق بنا شده بود، اعتقاد داشت. این اعتقاد بنای اولیه کلاسیسیسم رو در فرانسه پایه‌ریزی کرد.از اشعار او در این دوران که در اون‌ها سبک میانه‌روی و اعتدال به چشم میخوره، میشه به &quot;تسلیت به مادام دو پِریِر&quot; و &quot;قصیده ماری دو مِدیچی&quot; اشاره کرد.* اینجا لازم میدونم که توضیحی در مورد شخص ماری دو مِدیچی بدم. اونم اینکه ماری دو مِدیچی ملکه فرانسه، همسر هنری چهارم و مادر لویی سیزدهم بوده.Marie de Medicisمرسی که این پست رو مطالعه کردید. خوشحال میشم نظرتونو راجع‌به این پست بدونم. اگر خوشتون اومد میتونید بهم بگین، اگرم که نه امیدوارم بتونم در آینده ایرادات رو برطرف کنم.ارادتمند شما، بز کوهی</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Sep 2023 21:32:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باروک یا کلاسیسیسم؛ مسئله این است</title>
                <link>https://virgool.io/minervaart/%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%DA%A9-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bqjmrorif5jo</link>
                <description>The rape of Daugthers of Leucippus, 1617, Peter Paul Rubensسلام!اگر به ادبیات علاقه‌مند باشید، حتما کلمات &quot;باروک&quot; و &quot;کلاسیسیسم&quot; به گوشتون خورده!حالا تو این پست میخوایم باهمدیگه ببینیم که این دو تا کلمه نشون‌دهنده چه ویژگی‌هایی هستن و به چه دوره‌ای برمی‌گردن.اول از همه از باروک شروع میکنیم. چرا؟ چون قبل از کلاسیسیسم بوده. ماجرا برمیگرده به اوایل قرن هفدهم؛ بین سال‌های ۱۵۹۸ تا ۱۶۳۰؛ یعنی بعد از رنسانس.ادبیات اون زمان تحت تاثیر ایده‌های مختلف بوده چون گروه‌های متفاوتی داشتیم مثل پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها. از باروک به عنوان یک ادبیات پویا یاد میشه. اصلی‌ترین ویژگی باروک اینه که همه چیز درحال تغییر و ساخته‌شدنه و هیچ چیز قطعی و دائمی نیست. جهان، یک‌باره به جایی که الان هست نرسیده و همیشه در حال تکامله. Apollo and Daphne, 1622, Gian Lorenzo Berniniاین مسئله باعث شده که طبیعت، تِم جدانشدنی باروک باشه. شخصیت‌های باروک هیچ وقت خودشون رو در درونشون حبس نمیکنن و همیشه پذیرای تجربیات جدید و خارج از محدوده‌ی امن خودشونن، چون میدونن که حق انتخاب و آزادی عمل دارن. به‌خاطر همینه که رمان‌های اون دوره پر از ماجرا و اتفاقات مختلف در مکان‌های متفاوت هستن. کلا باروک اعتقادی به سکون نداره و همیشه همه‌چیز رو درحال تغییر و مسخ فرض میکنه.از نویسندگان باروک میشه به فرانسوا دو مَلِرب اشاره داشت که البته با گذشت زمان شروع به انتقاد از ساختار باروک و اغراق‌آمیز بودنش کرد و راه رو برای میانه روی و کلاسیسیسم باز کرد.Francois de Malherbeخب حالا که با باروک و ویژگی‌هاش آشنا شدیم، وقتشه بریم سراغ مکتب کلاسیسیسم.کلاسیسیسم یک تاریخ مشخص نداره اما به‌طور خلاصه به سه دوره تقسیم میشه. اولیش، دوران گذار از باروک به کلاسیسیسمه، حدود سال ۱۶۳۰ تا ۱۶۶۱، که در اون نویسنده‌ها کم‌کم به نوشتن، بر اساس یک سری قوانین مشخص و صحبت از موضوعات منطقی، گرایش پیدا میکنند.دومیش، خود دوره کلاسیکه که بین سال‌های ۱۶۶۱ تا ۱۶۸۰ بوده. نوشته‌های کلاسیک همیشه اصل اعتدال و میانه‌روی رو رعایت میکردن. این متون بر پایه عقل و استدلال نوشته میشدن و تخیل در اون‌ها به صورت محدود به کار گرفته میشد. The Triumph of Venice, 1737, Pompeo Batoni از اصلی‌ترین ویژگی‌های این نوشته‌ها، قانون وحدت سه‌گانه بود. حالا ببینیم این قانون چی میگه. این قانون میگه که ما سه تا اصل داریم که باید رعایت بشن. اولیش قانون وحدت موضوعه؛ یعنی در تمام طول داستان، فقط یه موضوع اصلی داریم و هیچ‌وقت از اون موضوع خارج نمیشیم و همه اتفاقات به پیش‌بردن همون موضوع کمک میکنن.دومیش قانون وحدت زمانه؛ به این معنی که تمام داستان باید در حداکثر ۲۴ ساعت اتفاق بیفته.سومین قانون، قانون وحدت مکانه؛ یعنی تمام ماجرا در یک مکان رخ میده.به جز این قوانین، متن کلاسیک باید آموزنده و الهام گرفته شده از پیشینیان باشه و در اون جایی برای خشونت و رابطه‌ی فیزیکی و هر چیزی که مخاطب رو دچار شُک بکنه، وجود نداره. البته استثناهایی هم وجود داشته که در اون‌ها این قوانین رعایت نشده باشه.پیر کورنِی و ژان راسین، نمایشنامه نویسان فرانسوی، از معروف‌ترین نویسندگان کلاسیک به شمار میان.Pierre CorneilleJean Racineحالا سومین دوره میشه بعد از دوران کلاسیک، یعنی عصر پست‌کلاسیک یا پساکلاسیک. این دوره تفاوت‌هایی با خود دوره کلاسیک داره؛ به عنوان مثال دیگه تقلید از پیشینیان مورد توجه نیست و نویسند‌ه‌ها به دنبال نوشته‌های تازه هستن که این موضوع خودش، سرآغازی بر عصر روشنگری قرن هجدهم میشه.پس حالا ما تو این پست با &quot;باروک&quot; و &quot;کلاسیسیسم&quot; آشنا شدیم. به طور خلاصه، باروک از هیچ چیز مطمئن نیست و همه چیز رو در حال تغییر و مسخ میبینه. اما در کلاسیسیسم، ما شاهد قوانین مشخص، ثابت و دقیقی هستیم که به منطق و عقل گره خوردن. خب، حالا شما طرفدار کدوم مکتب هستید؟ اگر دوست داشتین میتونین تو کامنتا بهم بگین. اگرم که نه، خوشحال میشم نظرتونو درمورد این پست بدونم. اگر همونم نه، خوشحال میشم پست‌های بعدی که میزارم رو مطالعه کنید.ارادتمند شما، بز کوهیPrometheus Brings Fire To Mankind, 1817, Heinrich Fuger</description>
                <category>بز کوهی</category>
                <author>بز کوهی</author>
                <pubDate>Thu, 14 Sep 2023 17:07:23 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>