<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرش پژنگ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@apajang</link>
        <description>قراره قیمه ها رو بریزیم تو ماستا...</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 04:41:49</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42277/avatar/5uTELq.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرش پژنگ</title>
            <link>https://virgool.io/@apajang</link>
        </image>

                    <item>
                <title>انتخابات آمریکا</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-sphacvxkzmj3</link>
                <description>سه روز از انتخابات آمریکا میگذره. نتایج میگه که جو بایدن رییس جمهور بعدی آمریکاست. اما فراموش نکنید که ترامپ تو جهان اوله و طرفداراش رو منچستر هم نداره، بارسلون هم نداره. اصلا میگن ترامپ یکیه، ترامپ بعد منچستر اوله! از یکی از طرفدارا سوال کردم چرا اعتراض دارید؟ گفت شما الان اینجا رو ببین ۸۰ درصد ۸۰ هزار نفر... چرا در همون ۱۰ دقیقه اول رای بایدن ۱۰۰ شد؟ ترامپ واقعا اینجوری که اینا میگن نیست. بالای ۱۰۰۰ میشه.گفتم آخه کلا ۵۳۰ تا رای الکترال تعریف شده؟ نداریم اصلا.... گفت ۵۰۰ تا که میشهیکی سوال خوبی پرسید. گفت چرا وقتی میشمردن رای ها رو آقای بایدن میخند؟ چرا دیر شمردن؟ مگه رای آقای ترامپ ۴۹ درصد نبود تو ایالت ها. به جای اینکه بره بالا همش میومد پایین میشد ۴۸ درصد ۴۷ درصد عوض اینکه بره ۵۰ و ۵۱ بشه. گفت الان شما ببینید چند نفر اومدن اینجا اعتراض کنن.گفتم مثلا فرض کن ۱۰۰ هزار نفر. گفت ۱۰۰ هزار نفر میشه ۴۷ درصد؟ گفتم خب ۱۰۰ هزار نفر چقدر؟ گفت ها؟ گفتم شما اون طرفدار تراکتور نیستی: گفت نهرای پستی هم حکایتی بود.یکی میگفت من از آریزونا اومدم رای خودم دادم، بابام داده، خواهرم داده هیچکدوم شمرده نشده، یه دونه به بایدن دادیم فوری خونده شده. گفت فک کنم آقای عادل پور فردوسی ۹۱۴ رو بسته بود.گفتم رای پستی بوده آقای عادل پور فردوسی کیه. اینجا آمریکاست. در آخر هوادارای ترامپ معتقد بودند که ما قبول داریم بایدن طرفدار زیاد داره ولی نه اینجوری.این پرشوری رو ندارن. در نهایت از من تشکر کردن که حرفاشون رو شنیدم و گفتن شما خیلی گلی خیلی آقایی ایشالا ترامپ رییس جمهور شه...</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sat, 07 Nov 2020 17:12:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوان بمیر</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%B1-lur0alntraru</link>
                <description>“سریع زندگی کن، به شدت عشق بورز و جوان بمیر!” این شعار موسیقی راک شاید از لحاظ روانشناختی چراغ راه ستاره هایی باشد که همگی در ۲۷ سالگی به طرق مختلفی یا از دنیا رفتند یا به زندگی خود پایان دادند.می گویند ستاره راک واقعی بازنشسته نمی شود. او در ۲۷ سالگی میمیرد و به کلوب ۲۷ می پیوندد.ولی هنوز به طور قطعی نمی توان دلیلی علمی برای توجیه رفتار اعضای این کلوب پیدا کرد.داستان مرگ ایمی واینهاوس در سال ۲۰۱۱ دوباره نظر طرفداران موسیقی را به محفل خوانندگان جوانمرگ معطوف کرد.یکی از کاربران سایت یوتیوب در کامنتی نوشت: “ خدا رحمتت کند ایمی، حالا که آن دنیا هستی کرت کوبین با کراک به استقبالت خواهد آمد”کلوب ۲۷ در سال ۱۹۷۰ با مرگ جیمی هندریکس و جنیس چاپلین در ۲۷ سالگی شکل گرفت. سال بعد جیم موریسون ۲۷ ساله به این جمع پیوست.کرت کوبین که به گفته مادر و خواهرش همواره از علاقه اش به این کلوپ صحبت می کرد در سال ۱۹۹۴ در ۲۷ سالگی به زندگی خود پایان داد.افراد دیگری نیز عضو کلوپ ۲۷ هستند و در آینده نیز ممکن است اعضای جدیدی به این محفل بپیوندند.باید دقت داشت در این میان فقط طرفدارانی می مانند که اندوهگین غم از دست دادن ستاره جوانمرگ هستند. ستارگانی که رفتن را به ماندن در این دنیا ترجیح دادند.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۷</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2020 16:05:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برای یه سامورایی همه جا ژاپنه!</title>
                <link>https://virgool.io/biography/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AC%D8%A7-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86%D9%87-gpk8tij9952v</link>
                <description>به هر کسی بگویی فرهنگ ژاپن اولین کلمه ای که می گوید سامورایی است. سامورایی ها مزدورانی بودند که در گذشته به اربابان ژاپنی خدمت می کردند. از نظر ثروت و دارایی جایگاهی نداشتند ولی از عزت و احترام بالایی در میان مردم به واسطه رفتار و منش های خاص شان برخوردار بودند. مانند تمام مفاهیم در طول سال ها واژه سامورایی هم دچار تغییرات بنیادی شده است. اگر فیلم های کوروساوا را دیده باشید سامورایی ها نترس، جنگاور و همواره عصبانی هستند. اینقدر عصبانی که حتی برای یک لیوان آب جوری عصبانی نشان میدهند که گویی ۲۰ سال است آب نخورده اند و اینقدر نترس که معتقدند برای یک سامورایی همه جا ژاپن است.فرهنگ غنی سامورایی و تشکیل فرهنگ کندوی ژاپنی را میاموتو موساشی در کتاب پنج حلقه به زیبایی روایت کرده است. موساشی که همواره با خود دو شمشیر سامورایی حمل می کرده ارادت خود را به شمشیر سامورایی اینگونه ابراز می کند: “ اگر مردی مزایای شمشیر بلند را بداند یک تنه ۱۰ مرد را شکست خواهد داد.” در بزرگی این سامورایی هر چه بگوییم کم است.امروزه بزرگ سامورایی ها شینزو آبه دیگر نشانی از نترسی و جنگاوری ندارد.مردی که از ترس موشک سفرهای خود را لغو می کند امروزه به نماد سامورایی ها تبدیل شده است.اینقدر تغییر بنیادی است که که ضرب المثل ژاپنی می گوید: “ دنبال نون باش که شینزو آبه “پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۶</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 03 Jul 2020 15:54:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۸</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B8-crbm38mbqhkg</link>
                <description>اگر دستاوردی را نتوانم اندازه بگیرم، چیزی در دست ندارم.اشتباه نشود، این به معنای تمایل به بهترین بودن  و یا میل به اثبات چیزی نیست، اما تنها چیزی که می‌تواند برای بهتر شدن به من کمک کند یک نقشه راه است، از مسیری که طی کرده‌ام، تا بدانم چه اثری از خود به جا گذاشته‌ام. یک تصویر کلی که بتواند خیلی ساده نشانم دهد تلاش من چه اثری بر جامعه‌ام گذاشته است.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report/1398/grilmensiqrk-c0ODy.mp4 دستاوردهای من در سال ۹۸در سال ۹۸، من در مجموع ۳۰ پست در ویرگول منتشر کردم و پست‌های من ۳۱۳ مرتبه لایک شدند و افراد ۵۶ بار نظرات خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. امسال ۳۲ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. اما چیزی که این دستاورد را ارزشمندتر می‌کند اثری است که این پست‌ها از خود به جا گذاشتند.اثر پروانه‌ای منطبق آمار ۲,۵۱۵ بار پست‌های من خوانده شدند و زمانی حدود ۱۶۲,۴۲۷ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیت ۷۲٬۹۴۰٬۰۰۰ نفری که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، من توانستم حدود ۰/۰۰۲۲۲۷ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم. عددی که با تمام کوچک بودنش، اثر بزرگ و ارزشمندی است.اما این عددها فقط توضیحی است از آنچه که برای مخاطبانم به ارمغان آورده‌ام، اثر ارزشمند‌تری که با نوشتن در ویرگول از خود به جا گذاشته‌ام، تلاش پنهانی بوده که برای حفظ محیط زیست کرده‌ام. من با انتشار پست‌های خودم در فضای ویرگول توانستم در مصرف کاغذ صرفه جویی کنم؛ یعنی اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ  و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۷,۶۸۴ کاغذ مصرف می‌شد.</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 02:13:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خداپرستی در مصر باستان</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-rsmqc66nxpge</link>
                <description>رایج است که در هر دوره تاریخی، شغلی در جوامع عزت می یابد و صاحبان آن شغل از جایگاه والایی در میان مردم برخوردار میشوند.مردمان مصر باستان دیندارترین مردم تاریخ بودند. به این سبب شغل خدایی در میان مردم از محبوب ترین و والاترین شغل ها محسوب میشده است.در مصر باستان بیش از ۱۴۰۰ خدا و نماد توسط مردم پرستیده میشده است.خداپرستی در مصر باستان به این صورت بود که با معرفی خدایی جدید بناهای مصری شروع به ساخت معبد نموده، دختران آماده می شدند تا به همسری خدا در بیایند، نفراتی سریعا موی خود را تراشیده پارچه سفید به خود بسته به عنوان خادم معبد شروع به کار می کردند و مردمی هم پیروان آن خدا می شدند و اینگونه چرخ مملکت میچرخید و کسی بیکار نمی ماند.خدایان از چنان عظمتی برخوردار بودند که وقتی مادری برای فرزندش به خواستگاری میرفت و پدر عروس راجع به شغل پسر می پرسید، آن مادر بادی به غبغب انداخته و می گفت پسرم خداست.همان لحظه مادر دختر داد میزد دخترم چای بیار و بزرگان فامیل مبارک باشه می گفتند.در متون ایران باستان کشف شده اصطلاح “ طرف خداست” از مصر به ایرانیان رسیده است.از دیگر ویژگی خدایان مصر قدرت جنگاوری آنها بود و آنها در اکثر مواقع با یکدیگر در جنگ بودند. در تاریخ مصر آمون با پیروزی بر تمامی خدایان به عنوان گنده خدایان یا خدای خدایان شناخته می شد که توسط آخناتون یا خدای یکتا سرنگون شد.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۴</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2020 22:52:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوپر ماریو</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%B3%D9%88%D9%BE%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%88-asebeuxwpfg5</link>
                <description>محبوب ترین و مشهورترین شخصیت خیالی کره زمین که در بیش از ۲۰۰ بازی حضور داشته لوله کش سیبیلوی ایتالیایی است که توسط شیگرو میاموتو در اوایل دهه ۸۰ میلادی خلق شد.در اوایل دهه ۸۰ میلادی نینتندو قصد داشت با بازی سازی برای دستگاه های آرکید بازار فعالیت خود را گسترش دهد.در نهایت این شخصیت در بازی دانکی کانگ که داستان رابطه عاطفی بین یک مرد، یک زن و گوریل بود با نام جامپ من معرفی شد. اما به خاطر شوخی های مکرر کارکنان نینتندو نام این شخصیت به ماریو تغییر کرد. پس از انتشار نسخه سوپر ماریو سال ۱۹۸۵ به خاطر اینکه اندازه ماریو با خوردن قارچ تغییر میکرد بازی به قارچ خور معروف شد.داستان ماریو در سرزمین ساختگی پادشاه قارچ اتفاق می افتد که در آن ماریو به دنبال نجات پرنسس پیچ از دست باوزر است.ماریو با فروش ۲۶۰ میلیون نسخه بهترین بازی ویدیویی تاریخ محسوب می شود.اما محبوبیت ماریو فقط محدود به صنعت بازی نیست.گاها طرفداران تیم های مختلف فوتبال برای تقدیر از عملکرد بازیکنانشون به اونها لقب سوپر ماریو میدن.طرفداران تیم ملی ایتالیا این لقب رو پس از صعود این تیم به فینال جام جهانی ۲۰۰۶ به ماریو بالوتلی دادن. هواداران تیم بایرن مونیخ در دو برهه زمانی این لقب را برای ماریو مانژوکیچ و ماریو گومز به خاطر آقای گلی به کار بردند. آخرین لقب سوپر ماریو فوتبالی هم به ماریو گوتزه پس از گل قهرمانی جام جهانی ۲۰۱۴ داده شد.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۳</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sat, 08 Feb 2020 22:40:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شب اول جشنواره فیلم فجر: آبادان یازده ۶۰</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D8%B4%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DB%B6%DB%B0-wqjjhwpltnid</link>
                <description>شب اول جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی تماشا، فیلم آبادان یازده ۶۰ رو تماشا کردم. فیلم خوش ساخت با محوریت دفاع مقدس ساخته مهرداد خوشبخت که علیرضا کمالی، حسن معجونی، ویدا جوان، شبنم گودرزی، حمیدرضا محمدی و نادر سلیمانی در این فیلم سینمایی ایفای نقش می‌کنند.فیلم حال و هوای روزهای اول جنگ را روایت می کند.کارکنان رادیو نفت آبادان تمام تلاش خود را می کنند تا برای زنده نگه داشتن امید مردم شهر، رادیو را سرپا نگه دارند.در حمله نیروهای عراقی به شهر ارتباط فرستنده با رادیو قطع می شود و امکان رساندن پیام به مردم وجود ندارد. کارکنان رادیو با کمک اهالی شهر که از رادیو محافظت می کنند تمام پست های حدفاصل رادیو تا فرستنده را بررسی می کنند تا بالاخره ارتباط را برقرار می کنند و در نهایت همگی شهید می شوند. پس از برقراری ارتباط پیام معروف رادیو نفت به مردم می رسد و مردم از سقوط آبادان جلوگیری می کنند.آبادان یازده ۶۰ محصول سازمان سینمایی اوج داستان متفاوتی از دفاع مقدس را روایت می کند.«فرکانس یازده ۶۰» نام کتابی به قلم آقای صابر است که در آن با کارمندان وقت رادیو آبادان مصاحبه کرده و بخشی از منابع تحقیقاتی فیلم بوده است.کارگردان فیلم سینمایی «آبادان یازده ۶۰» درباره لزوم ساخت فیلم‌های بیشتری درباره مردم خوزستان و حماسه‌هایی که مردم در شهرهای مرزی به وفور آفریده اند، گفته است: ما فقط توانستیم به گوشه کوچکی از اتفاقات زمان جنگ و مقاومت مردم مظلوم در آبادان و خرمشهر بپردازیم چون اگر بخواهیم همه آن چیزی را که فقط در این ۲ شهر گذشت، عنوان کنیم باید ده‌ها فیلم بسازیم. این فیلم در واقع ادای دینی به مردم خوزستان بوده است.خوشبخت می گوید: به خاطر بارش ۳ ساعته در شهر آبادان، ۴ روز فیلمبرداری ما متوقف شد، نزدیک به ۱۰ روز فاضلاب شهر بالا آمده بود، خانه‌های مردم زیر آب رفت و شرایط زندگی را در خوزستان کامل مختل کرد. امیدوارم بعد از گذشت این همه سال از پایان دفاع مقدس توسط همین مردم، مسئولان نگاه جدی تری به این شرایط زندگی و کار این مردم مظلوم داشته باشند و همچون قبل از انقلاب با وجود پالایشگاهی با آن عظمت نیروهای بومی را به خدمت بگیرند.خوشبخت در فیلم از چند جوان آبادانی هم برای بازیگری استفاده کرده بود که معتقد است بازیگری در خون مردم آبادان است و باید به این استعدادها توجه شود</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sun, 02 Feb 2020 22:56:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا محصول بی سوادی رسانه ای</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-ilfl9lgtczfl</link>
                <description>داستان از سخنرانی رضا سیاح در تدکس تهران ۲۰۱۷ شروع شد.تد تاکی با موضوع &quot; چطور خبر واقعی را از خبر غیر واقعی تشخیص دهیم. &quot; البته ما نمیخواهیم بگوییم خبر کرونا غیرواقعی است.رضا سیاح مسئله را با مثال جالبی آغاز کرد: داعش خطرناک تر است یا تصادفات جاده ای ایران؟ و ادامه داد داعش در سال حدود ۱۳۰۰۰ انسان را از بین می برد و تصادفات جاده ای ایران ۶۵۰۰۰ انسان را. پس چگونه است که ما فکر میکنیم داعش خطرناک تر از تصادفات جاده ای است؟ ترس از داعش محصول فعالیت های رسانه ای است که از دانش پایین رسانه ای مردم عامی در جهت بزرگنمایی یک پدیده خاص استفاده می کنندمی توان گفت سواد رسانه ای دانشی است که عمده افراد هم سن و سال ما به جهت آموزش نادرست در مقاطع تحصیلی متفاوت از آن بی بهره ایم.تعریف سواد رسانه ای را با هم بخوانیم:سواد رسانه‌ای یک نوع درک متکی بر مهارت است که می‌توان براساس آن انواع رسانه‌ها را از یکدیگر تمیز داد، انواع تولیدات رسانه‌ای را از یکدیگر تفکیک و شناسایی کرد.آخرین آمار ارائه شده از قربانیان ویروس کرونا ۲۱۳ نفر است، این در حالی است که در کشور ما فقط در کمتر از چند ساعت حدود ۷۰ نفر در تشییع پیکر سردار سلیمانی از بین رفتند.یا آمار سازمان بهداشت جهانی می گوید روزانه ۱۵۳ نفر از سرطان در دنیا میمیرند، اما چرا در کشور ما هیچکس از تشییع جنازه یا سرطان نمی ترسد اما همه جا صحبت از کروناست؟!!!حتی علاوه بر رسانه های خبری جهان تمام فضای مجازی و شبکه های اجتماعی پر شده از پست ها و استوری های مرتبط با کرونا و حتی شاهد بودم در جلسه دفاع پایان نامه یکی از دوستان هم اساتید چند دقیقه ای را به صحبت راجع به کرونا اختصاص می دهند.مردم ما متاسفانه بکارگیری رسانه بلد نیستند.فرقی نمی کند این رسانه جمعی باشد یا  شبکه اجتماعی شخصیشان باشد.هر کسی به خود اجازه می دهد اظهار نظر تخصصی و غیر تخصصی خود را نشر داده و بیشتر جامعه را تحت تاثیر یک اتفاق قرار دهد و جامعه را با رعب و وحشت بیشتری روبرو کند.قبول داریم که پیشگیری شرط عقل است و عاقل کسی است که خطرات را از خود دور نگه دارد.اما به نظرم اگر کسی خود را از خطر کرونا دور می کند، باید خود را از خطر تصادفات جاده ای، سرطان، آلودگی هوا و خیلی خطرات دیگر هم دور نگه دارد که در جواب این جمله احتمالا میشنوید: &quot; اینجوری که زندگیمون زهرمار میشه &quot; عرض بنده نیز همین است که زندگی را زهرمار خود نکنید.این چند روزه نه با کسی دست داده ام، نه با کسی روبوسی کرده ام، وقتی وارد مترو میشوم کلی آدم ماسک به صورت میبینم. آدم های بالقوه پژمرده ایرانی حالا با ترس بیماری کرونا نیز روبرو شده اند.به قول عزیزی شما حتی اگر از کرونا، سرطان،آلودگی هوا، تصادف و خیلی چیزهای دیگر نمیرید قطعا از خوشحالی میمیرید پس به جای دلهره و دلواپسی سعی کنید از زندگی لذت ببرید و کمتر اخبار کرونا را در سرتاسر جهان دنبال کنید.</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2020 14:22:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مرد و زن تیپیکال ایرانی در شاهنامه</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%B2%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D9%84-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-nknddvtjtej5</link>
                <description>تمام داستان های حماسی شاهنامه یک طرف داستان های ازدواج در شاهنامه از جذابیت دو چندانی برخوردارند. یکی از این داستان ها آشنایی و ازدواج رستم و تهمینه است.داستان از این قرار است که رستم برای شکار به دنبال گوری می رود تا به شهر سمنگان می رسد.این شهر در نزدیکی مرز ایران و توران واقع بوده است. پس از شکار گور، آن را کباب کرده، خورده و به خواب می رود. پس از برخاستن از خواب متوجه می شود که رخش گم شده و برای پیدا کردنش پیاده تا سمنگان می رود. حاکم شهر که از آمدن جهان پهلوان با خبر می شود به استقبال رفته و مهمانی برپا میکند. رستم پس از عیش به خواب می رود.تهمینه که عاشق وصف رستم بوده شبانه به اتاق رستم می رود. جهان پهلوان که تهمینه را زیبا می بیند کلاس گذاشته و می گوید فقط ازدواج.در نهایت موبد آن دو را در آن لحظه به عقد هم درآورده و همان شب سهراب ثمره ازدواج میشود.اما نکات اخلاقی داستان:نکته اول اینکه مرد ایرانی حتی در شاهنامه هم برای غذا هر کاری میکرده حتی جهان پهلوانش. ۱۰۰۰ کیلومتر رفته دنبال غذانکته دوم اینکه یه گور رو یه نفری خوردی؟ محراب فاطمی اینقدر نمیخورد!نکته سوم دختران شاهنامه هم عاشق پک میشدن الان سیکس پک اون زمان سیصد، چهارصد پک رستمنکته آخر اینکه اون ساعت عاقد از کجا پیدا شد؟ تو با ما چه کردی نازنین پهلوان!!!خسته نباشی دلاور! خدا قوت پهلوان! تا صبح صبر می کردی!و اینگونه شد که جناب فردوسی آبرو و حیثیت ایرانی جماعت را برد…پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۲</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 31 Jan 2020 13:34:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج آسان آفریقایی</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C-aedhchxmxkuv</link>
                <description>آفریقایی ها ترسناک ترین مردم دنیا در زمینه ازدواج هستند.رسوم آنها به قدری کشنده است که شاید تا چند سال آینده هیچکس جرات ازدواج در این قاره را نداشته باشد.قبیله ای به نام لاتووکا در سودان رسمی دارند که اگر پسری قصد ازدواج با دختری را داشته باشد آن را می دزدد. اگر پدر دختر با ازدواج موافق باشد موافقت خود را با کتک زدن پسر نشان داده و اگر موافق نباشد پسر دزد به زور با دختر ازدواج می کند!!!در قبیله دیگری به نام شارو شخص قلدری پسری که قصد ازدواج دارد را به قصد کشت می زند و اگر پسر صدایش در نیاید یعنی آماده زن گرفتن است.دیده شده در این مراسم خیلی از پسرها مردانگیشان را از دست می دهند.قبیله دیگری در آفریقا مراسمی به نام Khweta را اجرا می کنند که در آن پسری که قصد ازدواج دارد را در فصل زمستان ختنه کرده و مجبور به انجام کارهای سختی چون رقصیدن مداوم با آن شرایط خاص می کنند.در صورتی که پسر نمرده و جان سالم به در ببرد برایش زن می گیرند!!!جذابترین سنت قبایل آفریقایی لابولاست که در آن اگر خانواده ها تصمیم به ازدواج پسر و دختر بگیرند و هر کدام از پسر و دختر موافق نباشند به سختی توسط خانواده تنبیه می شوند.سپس دو خانواده برای ازدواج مذاکره کرده و در نهایت قرارداد منعقد می کنند.رسم این است که خانواده ها حضوری مذاکره کنند و استفاده از تلفن ممنوع است.توصیه می شود اگر عاشق دختری آفریقایی شدید حتما راجع به سنت قبیله ای که در آن می زیسته اطلاعات کسب کنید.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۱</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sun, 19 Jan 2020 22:52:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویای قهرمانی</title>
                <link>https://virgool.io/Anime-and-Manga/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-cl4fgzdvjygx</link>
                <description>انیمه ها ساخته می شوند تا مردم باور کنند هیچ چیزی در این دنیا دست نیافتنی نیست. یکی از انیمه های معروف ساخته شده که در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت کاپیتان سوباسا یا همان فوتبالیست های خودمان است.روزی که این انیمه ساخته شد ژاپن هیچ جایگاهی در فوتبال آسیا و جهان نداشت. داستان این انیمه که بر اساس مانگای پرطرفدار یوئیچی تاکاهاشی نوشته شده است زندگی فوتبالیست نوجوانی به اسم سوباسا اوزارا را روایت می کند که رویای فتح جام جهانی با تیم ملی ژاپن را دارد. همانطور که در کارتون تلویزیونی ندیدید سوباسا توسط دختری به واکی بایاشی دروازه بان بی نظیر مدرسه نانکاتسو معرفی می شود.تحت تاثیر تمرینات روبرت هنگو برزیلی که در تلویزیون عموی سوباسا معرفی می شد فوتبال را حرفه ای آموخت.سوباسا در نهایت با همکاری واکی بایاشی، تارو میساکی، کاکرو یا کوجیرو یوگا با شکست اشنایدر آلمانی موفق به فتح جام جهانی نوجوانان می شوند.پس از قهرمانی، سوباسا مدرسه نانکاتسو را به مقصد تیم سائوپائولو برزیل که مربی آن همان روبرت هنگو یا عموی سوباسا است ترک می کند.بزرگترین اثر این انیمه پیشرفت عجیب فوتبال در کشور ژاپن بود تا جایی که آنها در سال های گذشته در رده های مختلف ملی و باشگاهی همواره صاحب عنوان و افتخارآفرین بوده اند و از کشوری بی فوتبال به تیم اول قاره آسیا تبدیل شده اند.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۲۰</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 17 Jan 2020 15:43:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آل</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%A2%D9%84-beisbwebwpjs</link>
                <description>زائوترسان یا آل موجودی است که در باور مردم قفقاز، ایران و آسیای میانه به شیطان وضع حمل یا شیطان زایمان معروف شده است.آل موجودی مونث با صورت کریه، بینی گلی، موهای ژولیده و بلند است که به سراغ زنان زائو و بچه های آنها می آید.بنابر بر باورهای قدیمی آل ها پس از دزدیدن قلب یا جگر مادر از اولین منبع آب یا آب جمع شده در یک نقطه اقدام به فرار می کنند.سپس این قلب یا جگر دزدیده شده را در آب شسته و آن را می خورد. به محض خوردن، مادر میمیرد.عده ای از قدیمی ها هم معتقدند آل ها صرفا برای دزدیدن بچه از مادر به سراغش می آید و پس از دزدیدن بچه ها اگر بچه پسر باشد آن را کشته و اگر دختر باشد آن را بزرگ می کند.برای دفع آل سه تا پنج پیاز را خرد کرده و در گوشه های اتاق زن زائو قرار میدهند.همچنین شی فلزی نوک تیز مثل چاقو بالا سر مادر بچه می گذارند.راه دیگر تنها نماندن مادر و بچه تا چند روز پس از زایمان بوده است. در استان های شمالی در صورت شک به وجود آل مردم با چاقو آب رودخانه یا قنات را می بریدند. در استان خراسان شمالی برای دفع آل کره و عسل به سقف مالیده یا با بستن سوزن به مچ نوزاد آن را فراری می دهند.در باور مردم آذربایجان ایران آل می تواند چهره خود را تغییر دهد اما شکل پاهایش تغییر نمی کند و اینگونه به راحتی شناسایی می شود.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۱۹</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jan 2020 23:13:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوش صدای بد لباس</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%AE%D9%88%D8%B4-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%AF-%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3-txbatqc8tfjj</link>
                <description>خیلی ها او را با The Star is Born و آهنگ Shallow شناختند.اما او دختری بود که اواخر قرن گذشته میلادی با آهنگ های معروفی چون Papparazi و Poker Face به دنیای هنر معرفی شد.لیدی گاگا در طول این سال ها علاوه بر صدای زیبایش با لباس های عجیب نیز شناخته شده است.برای شرکت در MTV Movie Awards لباس دوخته شده از گوشت به تن داشت تا مدت ها سوژه رسانه های مختلف باشد. پس از این برای شرکت در برنامه تلویزیونی لباسی که سرتاسر از شخصیت کرمیت قورباغه دوخته شده بود به تن کرد.ولی خواننده مشهور به این قانع نبود تا در زمان دریافت جایزه بهترین هنرمند سال ۲۰۰۹ دست به ابتکار جالبی زد. کسانی که مراسم را دیده باشند شاید هیچوقت در آينده امینم را اینقدر متعجب نبینند.لیدی گاگا لباسی سرتاسر تور پوشیده بود که تور حتی صورتش را نیز پوشانده بود.اما این پایان لباس های عجیب این شخصیت مشهور نبود.پوشیدن لباس از جنس گوشت و طرح قورباغه کرمیت او را راضی نکرد تا اینکه در مراسمی با کلاهی پر از سوسک های واقعی حاضر شد.اما حواشی لیدی گاگا فقط محدود به لباس های عجیب او نیست.این بازیگر برای تمامی طرفدارانش که در مراسم امضای آلبوم دومش شرکت کرده و معطل شده بودند پیتزا خرید. همچنین ملکه انگلیس معتقد است عجیبترین ملاقات خود را با این خواننده خوش صدای بد لباس داشته است.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره 118</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Tue, 31 Dec 2019 23:01:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینترنت اشیا به روایتی دیگر</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-aes2k3ov54vp</link>
                <description>معمولا در دوره های اینترنت اشیا که برگزار میکنم از دانشجویان میخواهم اینترنت اشیا را در یک جمله تعریف کنند یا هر چیزی راجع به اینترنت اشیا میدانند در یک جمله خلاصه کنند.اغلب جملات و تعاریف دانشجویان به  چند جمله زیر خلاصه می شود:اشیایی که به اینترنت متصل هستند.اشیایی که به هم وصل هستندانتقال داده ها بین اشیا از طریق اینترنتارسال و دریافت داده ها بین اشیا از طریق اینترنت و ذخیره در کلوددر جواب این تعاریف سوال این است.اشیا را به اینترنت وصل کنیم یا اشیا را بهم وصل کنیم که چه بشود؟ اشیا با هم داده رد و بدل کنند که چه بشود؟داده های اشیا را در کلود ذخیره کنیم که چه؟برای اینکه جواب این که چه بشود ها را پیدا کنیم بیاید تعریف IEEE از اینترنت اشیا را با هم بخوانیم:بستری گسترده بر روی اینترنت می باشد که از طریق برقراری ارتباط بین اشیاء مختلف (در قالب حسگر و عملگر) و تجمیعاطلاعات آن ها،برای مشتری ایجاد ارزش می کند.مهمترین نکته در اینترنت اشیا قسمت آخر تعریف یعنی &quot; ایجاد ارزش برای مشتری &quot; است. البته باید به این نکته دقت کرد که ارزش از نظر مشتریان متفاوت، متفاوت خواهد بود. زمانی که شما نتوانید از ایجاد این بستر یکپارچه ارزش افزوده ایجاد کنید عملا شما با افزایش تعداد کانکشن تمامی ارکان شبکه خود را به چالش کشیده اید.یکی از دلایلی که پروژه های حوزه اینترنت اشیا شکست میخورند همین عدم توجه به ارزش است.تقریبا ۷۵ درصد پروژه های اینترنت اشیا محکوم به شکست هستند.اما شاید بپرسید ارزش برای کاربران چیست که ۷۵ درصد پروژه های حوزه اینترنت اشیا با شکست مواجه میشوند. به آمار جس موریس در سال ۲۰۱۸ دقت کنید:بستر یکپارچه به درستی پیاده سازی نمی شود.موارد امنیتی آنقدر که اهمیت دارند جدی گرفته نمی شوند.به روزرسانی ها در زمان مطلوب و به شکل صحیح ارائه نمی شود.ایجاد بستر قدرتمند و انعطاف پذیرمشکلات کسب و کاریدر آينده در خصوص اینترنت اشیا بیشتر صحبت خواهیم کرد و سعی میکنم تجربیات دوره هایی که برگزار کرده ام را برای شما بنویسم و منتشر کنم. خوشحال میشم تا تجربیات خودتون رو با من به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sat, 28 Dec 2019 22:56:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رقص شاطری</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%B1%D9%82%D8%B5-%D8%B4%D8%A7%D8%B7%D8%B1%DB%8C-gbr8furovbic</link>
                <description>خدابیامرز مرتضی احمدی در کتاب کهنه های همیشه نو با جمع آوری ترانه های تخت حوضی رقصی رو معرفی کرده که من همیشه عاشقش بودم ولی اسمش رو نمی دونستم.رقصی متعلق به طهران قدیم به نام رقص شاطریدر این نوع رقص با ترسیم فضای نانوایی با تم سنگکی های سنتی رقاص مراحل پخت یک نان را از آغاز تا پایان به نمایش می گذارد.رقصنده با بستن یک پیش بند یا لنگ به دور کمر و شکم خود شروع به تجسم ریختن آرد و آب به داخل تشتک می کند.مرحله بعدی خمیر کردن آرد با دست و برداشتن خمیر از داخل تشتک و پهن کردن آن روی تخته پارو است.مرحله بعدی پاشیدن کنجد و ناخن زدن روی خمیر و داخل کردن پارو و پخش کردن آن روی ریگ هاست. در نهایت کشیدن نان به نزدیک طوق تنور و خارج کردن نان از تنور است. اگر در این رقص شخصی شما را همراهی کند ارائه نان به مشتری، شوخی و مزاح پول گرفتن از مشتری همراه با نغمه ساز نوازنده چنان دلنواز خواهد بود که بیننده واقعا احساس می کند در دکان نانوایی استرقصنده حرفه ای برای زمان استراحت نانوا از رقص گیلاسی استفاده می کند که شاطر سه استکان آب را یکی روی پیشانی و دو تای دیگری را پشت دست گذاشته و حداقل پنج دقیقه به حفظ تعادل و رقص می پردازد.معروفترین رقاص این سبک ذبیح الله ماهر ملقب به ذبیح سیاه است.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۱۷</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 27 Dec 2019 23:24:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهاجرت معکوس</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B9%DA%A9%D9%88%D8%B3-osiwvk2vdsdr</link>
                <description>این عبارت را در اخبار ایران زیاد شنیده اید که بهتر است مهاجرت معکوس گسترش یابد.ما ایرانی ها استاد مهاجرت معکوس در شبکه های اجتماعی هستیم.سال های زیادی سپری شد و کلی آزمون و خطا اتفاق افتاد تا از بزرگانی چون فیس بوک و توییتر و وایبر و …. به تلگرام به عنوان پرنفوذترین و پرمخاطب ترین شبکه اجتماعی برسیم.اینقدر رونق تلگرام در ایران زیاد بود که خیلی زود سرگرمی جوان ها و منبع درآمد خیلی های دیگر شد و در سازمان ها جای ایمیل و تمام سیستم های اداری را گرفت.اینکه در بومی سازی هر چیزی استاد هستیم باعث شد که به فکر بومی سازی تلگرام بیوفتیم.پس تلگرام را فیلتر کردیم همه ادارات و نهادها را بیرون فرستادیم تا پیام رسان بومی را جایگزین کنیم.پیام رسان بومی انصافا فوق العاده است.چقدر امکانات خوبی دارد. اینترنتش رایگان است، تیک سوم می زند، خوش رنگ و لعاب تر است.از تلگرام امکانات بیشتر دارد.حتی نیاز نیست عضوش بشوی خودشان تو را عضو میکنند.زیبا نیست؟!برایش جشن ۲۰ میلیون نفری شدن میگیرند و ۲۰۶ جایزه میدهند.ولی مردم ما عاشق مهاجرت معکوس هستند. این امکانات را رها کرده و دوباره به دهکده بی آب و علف تلگرام برگشتند.امروز از گوشه و کنار می شنویم که فلان شرکت، فلان نهاد، فلان خبرگزاری مجدد به تلگرام بازگشتند.اینها ظرفیت های مردم ماست که از آنها غافل هستیم.بیایید مهاجرت معکوس در فضای مجازی را جدی بگیریم!پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۱۶</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 13 Dec 2019 23:35:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فاجعه ای به نام مهاجرت</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D9%81%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-nhtceojpmvw5</link>
                <description>برای ایرانی جماعت مهاجرت به هر شکلی فاجعه است.وقتی صحبت از مهاجرت داخل به داخل است یعنی از پایتخت به شهرستان های دیگر بروی که می شود تهاجم فرهنگی.یا از شهرستان های دیگر به پایتخت بیای که می شود توزیع ناعادلانه منابع ملی.این هم موجب اعتراض شهرستان های دیگر است.وقتی از مهاجرت داخل به خارج صحبت می کنیم می شود فرار مغزها. البته هر کسی که مهاجرت می کند الزاما مغز نیست ولی خودش فکر می کند مغز است.حتی کسی که اینجا “دافای مارو دیدن همشون گرخیدن” میخواند و حالا اونور “ چی شد دلت خواست؟ منم دلم خواست” میخواند هم خود را مغز می داند.وقتی از مهاجرت خارج به داخل حرف می زنیم سوال پیش می آید که با این وضع مملکت کدوم احمقی باید از خارج بیاد داخل.پس طرف یا عقل ندارد یا خرابکار و جاسوس است که حضور این آدم برای کشور مضر است.پس در فرودگاه بازداشت می شود. اگر هم بازداشت نشود ملت همیشه در صحنه چنان بلایی سرش می آورند که سوژه شبکه های اجتماعی شود.ماند مهاجرت خارج به خارج.اما اینکه خارجی برود خارج دیگر به ما چه؟قطعا مهم است چون وقتی کریس رونالدو از رئال مادرید می رود یوونتوس رئال جایگاه خود را به عنوان تیم پرطرفدار از دست می دهد و تراکتور پنجمین تیم پرطرفدار دنیا می شود.البته فراموش نکنید تراکتور همیشه اول است ولی بعد منچستر.نتیجه میگیریم بهتر است ما ایرانی ها مانند گردشگری، مهاجرت را نیز محدود به خانه خود کنیم.از این اتاق به آن اتاق و از آن اتاق به آشپزخانه و ......پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۱۶</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Fri, 13 Dec 2019 23:23:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیلوفوبیا اندر احوالات ترس از عشق و عاشقی</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%88-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%DB%8C-ej7ok7fwahjg</link>
                <description>نوع جالبی از فوبیا ترس از دلشکستگی عاطفی یا فیلوفوبیاست.در این نوع فوبیا شخص به دلیل ترس از نه شنیدن و آسیب عاطفی، از عشق و رابطه فرار میکند. در ایران فیلوفوبیا شکل های متفاوتی دارد:اونجوری که تو فکر میکنی نیست فوبیااین نوع فوبیا در آقایان شایع است.طرف را دست در دست یار میبینی و میپرسی: داداش خبریه؟ میگه اونجوری که تو فکر میکنی نیست. در رستوران عاشقانه در یک ظرف با هم غذا میخورند میپرسی: مبارکه؟ میگه اونجوری که تو فکر میکنی نیست.روز عروسی لباس دامادی به تن میگی دیگه مبارکه میگه داداش اونجوری که تو فکر می کنی نیست.الان هم که بچه هایشان مدرسه میروند اینجوری که من فکر میکنم نیست!از اون خونواده هاش نیستیم فوبیافوبیای شایع در خانم ها که در مورد هر پیشنهادی می گوید ما از اون خونواده هاش نیستیم.از این عزیزان چه در حال مرگ آب بخواهی چه دوستی چه عشق جواب همان است: ما ازون خونواده هاش نیستیم.مشاهده شده گفتن فلانی میخواد بیاد خواستگاری گفته ما ازون خونواده هاش نیستیم.مادرش زده تو سرش و گفته ابله من مادرتم! خواستگاره.گفته آهان بیاد.خود جذاب پندار فوبیافوبیا شایع در آقایون و خانم ها که در این مدل شخص مورد بحث از تمامی موجودات زنده اطراف پیشنهاد داشته ولی گفته نه. حتی وقتی مگس در کنارش وززز میکرده گفته: دیدی به من پیشنهاد داد.قطعا جوابم نه است.پ.ن: چاپ شده در کافی نیوز شماره ۱۱۵</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 23:32:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رضا مددی تا سیامک خرمی; از قر ایرانی تا نوحه ضد داعشی</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%85%D8%AF%D8%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%85%DA%A9-%D8%AE%D8%B1%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%AD%D9%87-%D8%B6%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4%DB%8C-b39msc9ricdi</link>
                <description>انترنس یا نحوه ورود یک فایتر به رینگ به قدری اهمیت دارد که شاید در استوری لاین و حتی کری های بین دو  ورزشکار مبارزه کننده تاثیر گذار باشد. حتی گاها گفته می شود موسیقی انترنس را جوری انتخاب می کنند که فایتر برای مبارزه تهییج شده و به اصطلاح خودمان با جان و دل وارد قفس شود.اما فایترهای بین المللی ایرانی با وجود انگشت شمار بودن، همانقدر که مبارزه های با کیفیتی دارند انترنس های ماندگاری هم دارند.به رسم کسوت از اولین فایتر ایرانی شروع میکنیمرضا مددی ملقب به رضا مدداگ فایتر ایرانی-سوئدی از قدیمی ترین فعالان این حوزه، برای ورود به رینگ از آهنگ قدیمی ایرانی لیلا لیلا  استفاده می کند.این فایتر در مسابقه خداحافظی برای ورود به رینگ از دو رقاص به همراه آهنگ لیلا لیلا استفاده کرد که سال ۲۵۰۰ نفری یکصدا سرپا در حال تشویق این ایرانی بودند.دیگر فایتر ایرانی امیرعلی اکبری به سبک فایترهای آمریکایی با متانت خاصی وارد رینگ می شود. این کشتی گیر سابق ایرانی در گذشته از  آهنگ دو تا چپ یکی راست سوگند برای ورود استفاده می کرد.امیر علی اکبری پس از تغییر سازمان خود از ACA به UFC اعلام کرد که با آهنگ مشکل دار از حمید صفت وارد رینگ خواهد شداما در بین فایترهای ناشناخته ایرانی شاید پرسر و صداترین انترنس تاریخ با اختلاف در اختیار شیهان سیامک خرمی است. این فایتر در مسابقه با حریف آمریکایی با نوحه مجید نریمانی و کاظم اکبری به نام زهی خیال باطل و با پرچم سیاه &quot;یا حسین&quot; وارد رینگ مسابقه شد، ورودی که تمام حاضرین سالن را غافلگیر کرد.خرمی که رئیس سبک کیک جوجیتسوی ایران است معمولا در مسابقات با تیشرت رهبری جمهوری اسلامی و پرچم یا حسین وارد رینگ می شود.پیشنهاد می کنم انترنس ها رو از دست ندید و حداقل برای یکبار ببینیدشون</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2019 22:22:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سقوط F14 در خاک ژاپن</title>
                <link>https://virgool.io/@apajang/%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-f14-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-rwfdd9pwjfog</link>
                <description>روس ها به او لقب F14 ایرانی داده بودند.کشتی گیری از محله جوادیه تهران که وقتی از هم دوره ای هایش در موردش میپرسی همه از یک کلمه در وصفش استفاده می کنند.نابغه!در جام دانکلف تنها کسی بود که قهرمان روس را تار و مار کرد و طلایی به وطن بازگشت.در بازی های جهانی ۱۹۸۳ که تیم ملی کشتی به دستور علی اکبر ولایتی برگشت نابغه هم از کشتی دلزده شد.سال بعد به خاطر موهای بور از اردوی تیم ملی کنار گذاشته شد تا تاریخ کشتی ایران شاهد بزرگترین استعداد سوزی تاریخ باشد. تب رفتن به ژاپن آنروزها داغ بود و F14 مانند سایر بچه محل هایش راهی ژاپن شد. برای کسانی که می شناختندش اسطوره معرفت بود. اما ژاپن برای F14 آغاز سقوط شد.حال نابغه به جای مدال های قهرمانی با شمشیر سامورایی شناخته می شد.چنان زهرچشمی از یاکوزاهای ژاپنی گرفته بود که نامش را سلطان وحشت گذاشتند.هدیه F14 برای مردم ژاپن فقط ترس بود. او جز معدود ایرانیانی شد که نامش به روزنامه واشنگتن تایمز راه یافته است.نه به عنوان نابغه کشتی! به عنوان گنگستر!اما پایان سلطان وحشت جور دیگری رقم خورد. نوار کاست هایی که به آدرس رستوران برادرش پست شده بودند به جای موسیقی در دلشان حشیش پر شده بود.نوارها که به دستش رسید، با رفتن پستچی به صورت هماهنگ شده به دام پلیس ژاپن افتاد.اینگونه F14 در خاک ژاپن سقوط کرد.نابغه رفت و پس از شش سال حبس رئیس یاکوزاها و سلطان وحشت به وطن برگشت.مردی که امروزه کشتی تمرین میدهد و کشتی تمرین می کند. بچه جوادیه ای که امروز نشان از رئیس یاکوزاها ندارد.</description>
                <category>آرش پژنگ</category>
                <author>آرش پژنگ</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 20:19:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>