<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های علیرضا کرمانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ar.kermani69</link>
        <description>دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:04:50</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9801/avatar/N571t8.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>علیرضا کرمانی</title>
            <link>https://virgool.io/@ar.kermani69</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تکامل تاریخی اقتصادی و استراتژیک ایران (1979-100)</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-1979-100-ceuwph9259vv</link>
                <description>از دوران باستان تا قرون میانه، ایران به عنوان پیوند حیاتی زمینی میان شرق و غرب شکوفا بود و در قلب جادۀ ابریشم جای داشت. در دوران امپراتوری‌هایی چون اشکانیان، ساسانیان، و به‌ویژه صفویان — به‌خصوص در دورۀ شاه عباس بزرگ — ایران در توسعهٔ زیرساخت‌ها، مراکز تجاری و تولید ابریشم سرمایه‌گذاری کرد تا نقش خود را به‌عنوان گذرگاه تجاری کلیدی حفظ کند. با این حال، در قرون ۱۷ تا ۱۹، ظهور امپراتوری‌های دریایی و غلبهٔ مسیرهای تجاری دریایی، نقش ترانزیتی ایران را به حاشیه راند. در دورۀ قاجار (۱۷۸۹ تا ۱۹۲۵)، ایران مرکزیت استراتژیک خود را از دست داده بود و تلاش کرد به سمت اقتصاد کشاورزی-محور حرکت کند، با تأکید بر صادرات کالاهای خامی همچون پنبه، تریاک و ابریشم. این تغییر بیش از آنکه اصلاحی برنامه‌ریزی‌شده باشد، واکنشی به فشارهای خارجی و ضعف داخلی بود و به اقتصادی شکننده و توسعه‌نیافته انجامید که تحت سلطهٔ قدرت‌های خارجی قرار داشت. هرچند کشف نفت در اوایل قرن بیستم بار دیگر ایران را به جایگاه ژئوپولیتیکی بازگرداند، اما چرخش قاجاری به سمت کشاورزی، یک مرحلۀ گذار کلیدی به شمار می‌رود — مرحله‌ای که با افول جایگاه جهانی ایران و ناتوانی در تطبیق با نظام‌های اقتصادی مدرن مشخص می‌شود.</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Sat, 31 May 2025 08:12:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%AF%D9%88%D9%85-ccfrueyfsbz2</link>
                <description>تئوری اقتصادی کنترل کارآمد آلودگیبیایید کاوش خود در اقتصاد محیط زیست را با پرداختن به این سؤال آغاز کنیم که رویکرد اقتصادی را از بسیاری از دیدگاه‌های غیراقتصادی متمایز می‌کند: «میزان آلودگی که جامعه باید بپذیرد چقدر است؟» یا طرح یک موضوع مرتبط، اما شاید این سوال کمتر تحریک کننده باشد: &quot;چه سطحی از منابع را باید صرف کاهش - فروکش کردن - آلودگی اختصاص دهیم؟برای برخی، پاسخ به این سوالات ممکن است آسان به نظر برسد. آلودگی مضر و نامطلوب است و یک جامعه متمدن باید مایل به یافتن منابع مورد نیاز برای حذف کامل آن باشد. اما بیایید این سوال را کمی بیشتر باز کنیم: اگر قیمت کاهش آلودگی قابل توجه باشد، تا کجا باید پیش برویم؟ دستیابی به محیطی تمیزتر هزینه دارد، از نظر منابعی که برای نصب و راه اندازی تجهیزات کنترل آلودگی استفاده می شود، هزینه های بالاتری برای تولید کالاهای سبز به جای ارزان ترین جایگزین و غیره دارد. برخی از این هزینه‌ها هرچه با جدیت بیشتری سعی کنیم آلودگی را کنترل کنیم احتمالاً به شدت افزایش می‌یابند. آیا هیچ سطحی از آلودگی هنوز قابل قبول نیست، حتی اگر حذف آلودگی با قیمت بسیار بالایی همراه باشد؟باز هم، برخی ممکن است بخواهند با مخالفت با شرایطی که در آن مطرح شده، از این سؤال اجتناب کنند. گاهی اوقات ادعا می‌شود که سیاست‌های زیست‌محیطی سخت‌گیرانه‌تر می‌تواند مزایای اقتصادی را به همراه داشته باشد - از طریق ایجاد شغل، یا افزایش نوآوری و رشد اقتصادی، یا با تحریک عملکرد صادراتی شرکت‌هایی که تجهیزات کنترل آلودگی را تولید می‌کنند. در هر یک از این استدلال‌ها ذره‌ای از حقیقت وجود دارد، اما هیچ کدام به اندازه‌ای قدرتمند نیستند که به ما اجازه دهند از این سؤال اساسی فرار کنیم: در مواردی که کاهش آلودگی هزینه دارد، ما حاضریم چقدر هزینه بپردازیم؟پاسخ این اقتصاددانپاسخ اقتصاددان به این پرسش‌ها معمولاً شامل سنجیدن هزینه‌ها و منافع هر ریال اضافی صرف شده برای کنترل آلودگی است: «آیا کنترل آلودگی اضافی مزایایی دارد که بیشتر یا کمتر از هزینه‌های آن است؟» این هزینه‌ها شامل هزینه‌های کنترل آلودگی می‌شود. تجهیزات و هزینه های تغییر در رفتار؛ مزایا شامل طیف وسیعی از اثرات بر سلامت و کیفیت زندگی انسان است.اندازه‌گیری همه این هزینه‌ها و منافع آسان نیست، و حتی در جایی که تکنیک‌های اندازه‌گیری وجود دارد، ممکن است نادقیق و بحث‌برانگیز باشند. (فصل 4 با جزئیات بیشتری به موضوع اندازه گیری می پردازد و برخی از این اختلافات را بررسی می کند.) با این حال، در حال حاضر، ما می توانیم بینش قابل توجهی در مورد پاسخ اقتصاددان به دست آوریم، بدون اینکه به طور کامل مبنایی که هزینه ها و منافع بر اساس آن اندازه گیری می شوند را بررسی کنیم. با این حال، دو مشاهدات اولیه ممکن است انجام شود.اولین مورد این است که در ارزیابی مورد کنترل آلودگی از نظر هزینه ها و مزایای آن، ما به طور نامحسوس دامنه ملاحظاتی را که در تجزیه و تحلیل اهمیت دارند، محدود نمی کنیم. در اصل، تمام هزینه ها و منافع مربوطه باید در این ارزیابی در نظر گرفته شود، نه فقط هزینه هایی که شامل تغییر پول می شوند. اقتصاد در مورد ارزش ها است، نه صرفاً در مورد حسابداری مالی. اثرات بهداشتی و ارزش‌های زیبایی‌شناختی به همان اندازه که هزینه‌های شرکت‌ها برای نصب فیلترهای آلودگی، یا هزینه‌های شهرداری‌ها برای پاکسازی محیط‌های آلوده، بخشی از موارد اقتصادی کنترل آلودگی است.ثانیاً، در حالی که هدف تحلیل اقتصادی جامع بودن است، با این وجود از پول به عنوان معیار ارزش استفاده می‌کند، ویژگی که اغلب – کاملاً اشتباه – نشان می‌دهد که وزن بیشتری به برخی هزینه‌ها و منافع نسبت به دیگران داده می‌شود. گاهاً رویکرد اقتصادی به گونه‌ای توصیف می‌شود که فقط نگران هزینه‌ها و سود کسب‌وکار است و به تأثیر آلودگی بر کیفیت زندگی شهروندان عادی اهمیتی نمی‌دهد. هیچ چیز نمی تواند دور از حقیقت باشد. بیشتر انرژی‌های اقتصاددانان محیط‌زیست به دنبال ابداع راه‌هایی برای ارزش‌گذاری - به طور کامل و جامع - اثراتی هستند که خارج از معاملات عادی بازار قرار دارند. اما تهمت پابرجاست - و ما باید برای بررسی کامل این مسائل در فصل 4 بازگردیم.بنابراین، بدون اینکه لزوماً خواننده را متقاعد کنیم که ارزیابی ما از هزینه‌ها و منافع، در واقع، می‌تواند جامع باشد، یا اینکه همه می‌توانند به طور قانونی به ارزش پول تقلیل یابند، اجازه دهید پیامدهای این خط فکری را بررسی کنیم، با ساده‌ترین زمینه ممکن شروع کنیم. . مشکل آلودگی محیطی محلی را در نظر بگیرید که احتمالاً توسط دودکش کارخانه ایجاد می شود و دود و سایر آلاینده ها را به محیط محلی تخلیه می کند. کنترل آلودگی با نصب یک فناوری کاهش امکان پذیر است که در واقع تخلیه دودکش را فیلتر می کند و مقداری از پساب را حذف می کند. فن آوری کاهش امکان فیلتر کردن کم و بیش موثر پساب را می دهد، اما تخلیه تمیزتر با افزایش هزینه همراه است. شاید بتوانیم به فیلترهای بزرگتر یا پیچیده تری فکر کنیم که به فیلترهای بزرگتر یا پیچیده تری نیاز است، یا هزینه های جاری بالاتر اگر فرآیند پاکسازی پساب بخواهد درصد بیشتری از پساب آلاینده را حذف کند. نتیجه این است که ما با طیف وسیعی از احتمالات برای درصد کاهش آلودگی روبرو هستیم، نه فقط یک تصمیم دودویی بله یا خیر. ما می‌توانیم آلودگی بیشتری را کاهش دهیم، اما تنها با متحمل شدن هزینه‌های کاهش نسبتاً بالاتر.در مقابل هزینه های کاهش کنترل آلودگی، ما مزایای آن را از نظر کاهش آسیب آلودگی ارزیابی می کنیم. با خطر بی اهمیت جلوه دادن آنچه اغلب می تواند مسائل عمده سلامت و رفاه انسان باشد، فرض کنیم که آسیب آلودگی در این مورد به سادگی به شکل خاک خورنده است که منجر به خراب شدن وسایل نقلیه موتوری، ساختمان ها و سایر اموال می شود. هر چه میزان آلاینده ها بیشتر باشد، میزان آلودگی بیشتر و میزان آسیب بیشتر است. در مقابل، کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای با افزایش درصد منجر به منفعت نسبتاً بالاتری از نظر آسیب آلودگی جلوگیری می‌شود.سپس می‌توانیم بپرسیم با در نظر گرفتن هزینه‌های کاهش متحمل شده توسط شرکت و منافع ساکنان محلی از نظر کاهش آسیب آلودگی، کنترل آلودگی تا چه اندازه کل سود خالص را برای جامعه به حداکثر می‌رساند. با شروع از وضعیت اولیه نامحدود، که در آن کارخانه می‌تواند به میزان دلخواه پساب پمپاژ کند، می‌توانیم پیامدهای هر مرحله متوالی در محدود کردن انتشار گازهای گلخانه‌ای را در نظر بگیریم و در هر بریدگی پی در پی روی صفحه کنترل آلودگی، بپرسیم که آیا مقدار اضافی کاهش مزایای اضافی کافی برای توجیه متحمل شدن هزینه اضافی به همراه دارد.برای دقیق بودن در مورد سؤالی که می‌پرسیم، یک قطعه مهم از اصطلاحات اقتصادی ضروری است. ما باید بین کل هزینه‌های کاهش آلودگی و هزینه‌های «حاشیه‌ای» تمایز قائل شویم، به عبارت دیگر، هزینه کاهش اضافی از یک واحد کاهش آلودگی اضافی، با شروع از هر سطحی که در حال حاضر به آن رسیده‌ایم. بنابراین، برای مثال، اگر قبلاً نیمی از انتشار را حذف کرده باشیم، «هزینه کاهش حاشیه ای» در آن نقطه، هزینه اضافی کاهش یک واحد بیشتر از انتشار (مثلاً یک تن آلاینده اضافی) است. به همین ترتیب، «زمانی که ما سود را از نظر کاهش آسیب آلودگی در نظر می‌گیریم، موضوع مربوطه در آن نقطه کاهش بیشتر خسارت حاصل از کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای به میزان یک واحد دیگر - «خسارت حاشیه‌ای زیست‌محیطی» است.بینش کلیدی از این رویکرد این است که کل سود خالص جامعه از کنترل آلودگی به حداکثر می‌رسد (با توجه به شرایط خاصی که می‌توانیم بعداً بررسی کنیم) در سطح کاهش هزینه‌های کاهش حاشیه‌ای (MAC) و آسیب‌های محیطی حاشیه‌ای (MED) برابر هستند. فرض کنید با افزایش کنترل آلودگی، هزینه‌های کاهش حاشیه‌ای افزایش می‌یابد، که اگر ابتدا ارزان‌ترین کارها را انجام دهیم، طبیعتاً چنین خواهد شد. (در حال حاضر، فرض می کنیم که خسارت حاشیه ای محیطی برای هر واحد آلودگی ثابت است، به عبارت دیگر هر تن آلاینده به همان میزان آسیب ایجاد می کند.) سپس، اولین تن کاهش آلودگی از نظر اجتماعی مطلوب است اگر سود (از نظر MED اجتناب شده) از هزینه (MAC) بیشتر است. به همین ترتیب، تن دوم کاهش، و غیره، تا جایی که هزینه نهایی کاهش افزایش یافته و برابر با آسیب نهایی زیست محیطی است. قبل از اینکه به این نقطه برسیم، هر واحد اضافی کاهش آلودگی از نظر اجتماعی توجیه می شود به این معنا که هزینه های اضافی کمتر از مزایای اضافی به دست آمده است و به سود خالص جامعه می افزاید. اما کاهش آلودگی فراتر از نقطه ای که هزینه کاهش نهایی و هزینه خسارت نهایی برابر است شامل حرکت به سرزمینی است که واحدهای کاهش آلودگی اضافی به طور فزاینده ای گران هستند (MAC از MED فراتر می رود)، به این معنی که هزینه های کاهش اضافی بیشتر از کاهش اضافی خسارت است و باعث کاهش بیشتر می شود. رفاه اجتماعی در نتیجه اگر بپرسیم که کنترل آلودگی تا چه حد از نظر اجتماعی توجیه دارد، پاسخ اقتصاددان را داریم: تا جایی که MAC برابر با MED باشد، اما نه بیشتر.3. اقتصاددان کمبریج A. C. Pigou (1877–1959). کار پیگو بر روی تئوری اثرات خارجی، پایه‌های اقتصاد محیطی مدرن را بنا نهاد. او اکنون بیشتر به دلیل حمایت از مالیات برای کنترل عوامل خارجی شناخته شده است.کاریکاتور کردن این دیدگاه آسان است: در هر موقعیتی که می‌توان کاری خوبی برای محیط زیست انجام داد، یا اقدامی برای جلوگیری از آسیب‌های زیست‌محیطی انجام داد، متخصص علم ناامیدکننده می‌آید و می‌گوید: «این همه چیز است. خیلی خوب، اما هزینه آن چقدر خواهد بود؟» با این حال، این نگرانی در مورد توازن بین هزینه ها و منافع، مبتنی بر وسواس حسابداری یا به حداقل رساندن بار مالیاتی نیست. همچنین از سردرگمی بین مفاهیم بسیار متفاوت هزینه، قیمت و ارزش ناشی نمی شود. درعوض، منعکس کننده این شناخت است که منابع تولیدی جامعه محدود است و اختصاص منابع تولیدی به یک حوزه از فعالیت، تولید بالقوه را در مناطق دیگر کاهش می دهد.برای جامعه، هزینه فرصت ساخت یک تصفیه خانه جدید پساب برای کاهش آلودگی آب ممکن است بهبود مدارس یا بیمارستان ها باشد که می تواند با همان مصرف منابع عمومی به دست آید، یا ممکن است مصرف خصوصی اضافی باشد که مردم می توانند از آن لذت ببرند. پولی که با عدم ساخت تصفیه خانه پس انداز شده بود با مالیات کمتر بازگردانده شد. این اصل که کاهش آلودگی - یا به طور کلی تر، بهبود محیط زیست - باید تا نقطه ای انجام شود، اما نه فراتر از آن، که هزینه واحد بعدی دقیقاً برابر با سود حاصل از آن باشد، صرفاً بازتابی از این اصل است که اگر منابع تولیدی در یک فعالیت مورد استفاده قرار می‌گیرند و باید حداقل به اندازه‌ای که اگر برای اهداف دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرند، به ارزشی دست یابند.یک نمودار مفیداقتصاددانان اغلب از نمودارها برای نشان دادن و توضیح استفاده می کنند، و تجزیه و تحلیل بخش قبل را می توان به طور خاص با استفاده از یک نمودار ساده - ساده ترین نسخه ممکن از نمودار هسته ای در اقتصاد محیط زیست (شکل 4) به طور موثر نشان داد. خوانندگانی که ترجیح می دهند می توانند این بخش را بدون از دست دادن موضوع استدلال رد کنند. اما نمودار کمک می کند تا نقاط خاصی را با دقت بیشتری نسبت به توضیح کلامی روشن کنیم.نمودار نشان می دهد که چگونه هزینه های کاهش و هزینه های آسیب زیست محیطی با سطح انتشار متفاوت است. سطح انتشار در محور افقی نشان داده شده است (برای مثال، بر حسب تن آلاینده منتشر شده)، و سطح انتشار در صورت عدم وجود هر گونه مقررات به عنوان E0 نشان داده شده است. حرکات به سمت چپ از E0 نشان دهنده کاهش (کاهش انتشار گازهای گلخانه ای) است.4. تنظیم کارآمد عوامل خارجی، هزینه ها و مزایای کاهش آلودگی اضافی را متعادل می کند.دو منحنی نشان داده شده در نمودار به ترتیب نشان دهنده هزینه های حاشیه ای کاهش آلودگی (MAC) و هزینه های آسیب محیطی حاشیه ای (MED) است که در نتیجه یک واحد کاهش بیشتر از آن جلوگیری می شود. در مورد هر دوی این منحنی ها، ارتفاع در یک نقطه خاص هزینه نهایی را در آن نقطه نشان می دهد.نمودار ترسیم شده است که نشان می دهد هزینه کاهش نهایی با افزایش سطوح کاهش افزایش می یابد. این در واقع برای استدلال بسیار مهم است. اما اگر فناوری های کاهش توسط مدیران تجاری کارآمد با توجه به هزینه ها و سود انتخاب شوند، کاملاً قابل قبول است. اگر تصمیمات با رتبه‌بندی گزینه‌های هزینه کاهش بر حسب هزینه کاهش در هر تن، و سپس اجرای ارزان‌ترین ترکیب برای دستیابی به نتیجه کاهش مورد نیاز، اتخاذ شود، هزینه‌های کاهش نهایی در واقع با افزایش سطوح کاهش افزایش خواهد یافت. همچنین، برنامه آسیب های زیست محیطی حاشیه ای با افزایش سطوح آلودگی به آرامی در حال افزایش نشان داده می شود و اگر آزمون ما برای حداکثر سود خالص برای جامعه همیشه شناسایی صحیح بهینه اجتماعی باشد، مجدداً مورد نیاز است. برخی از مشکلات زیست محیطی این رابطه فزاینده بین انتشار و آسیب های حاشیه ای را ندارند و تحلیل در این موارد ممکن است پیچیده تر باشد.سطح کاهش آلودگی که سود خالص را برای جامعه به حداکثر می رساند به عنوان نقطه تلاقی بین برنامه های MAC و MED ظاهر می شود. در این مرحله، که به عنوان سطح انتشار E* در نمودار مشخص شده است، سود (منفعت زیست محیطی) از یک واحد کاهش آلودگی بیشتر برابر است با هزینه کاهش اضافی (یعنی MAC = MED). در سمت چپ این نقطه، MAC از MED فراتر می رود، و دستیابی به کاهش اضافی هزینه بیشتری نسبت به مزایای زیست محیطی دارد. نقاط سمت راست E* (که کاهش کمتری نسبت به E* دارند) به همین ترتیب کمتر از E* مطلوب هستند. در حالی که مقداری صرفه جویی در هزینه کاهش وجود دارد، این به قیمت افزایش آسیب زیست محیطی است که بیش از صرفه جویی در هزینه کاهش است.یکی از ویژگی‌های مفید این نمودار این است که می‌توان مناطقی را در نمودار شناسایی کرد که با کل هزینه‌های کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای از E0 به E* و کل سود حاصل از کاهش آسیب زیست‌محیطی مطابقت دارد. در هر مورد، منطقه تحت برنامه حاشیه ای مربوطه نشان دهنده تغییر متناظر در کل هزینه ها برای تغییر کلی در انتشار است. مجموع هزینه های کاهشی که در کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به E* از سطح غیرقابل تنظیم E0 انجام می شود، ناحیه مثلثی است که در نمودار A مشخص شده است، و کل منافع زیست محیطی حاصل از این کاهش، مجموع مناطق A و B است (یعنی مساحت زیر برنامه MED در محدوده E0 تا E*). کل سود خالص جامعه از این کاهش، تفاوت بین این دو مقدار است - به عبارت دیگر منطقه B. بنابراین نمودار تصویری واضح از دستاوردهای اجتماعی حاصل از دستیابی به سطح بهینه کاهش را ارائه می دهد.بله، اما آیا منصفانه است؟دیدگاه اقتصادی در مورد تنظیم آلودگی و سایر اشکال مقررات حفاظت از محیط زیست به شدت با سایر رویکردها متفاوت است - هم رویکردهایی که صرفاً بر محیط زیست تمرکز می کنند و هم رویکردهایی که بر حقوق فردی یا انصاف تمرکز می کنند. معیار اقتصادی برای سطح منابعی که باید به کاهش آلودگی اختصاص داده شود، مسائل را از نظر هزینه های کاهش و مزایای زیست محیطی در نظر می گیرد، بدون در نظر گرفتن اینکه چگونه این منابع در جامعه توزیع می شوند. اغلب، هزینه های کاهش و مزایای زیست محیطی به افراد مختلف تعلق می گیرد.کاهش انتشار گازهای گلخانه ای ممکن است مستلزم کاهش هزینه های شرکت های آلاینده باشد، در حالی که منافع ناشی از کاهش آلودگی هوا ممکن است توسط دیگران احساس شود - توسط شهروندانی که در غیر این صورت به سلامتی آنها آسیب می رساند، توسط مقامات دولتی که ممکن است نیاز به صرف منابع برای تمیز کردن نماهای آسیب دیده ساختمان های تاریخی داشته باشند. توسط شرکت های دیگری که در غیر این صورت مجبور به نصب فیلترهای هوای گران قیمت می شدند تا از آسیب رساندن به فرآیندهای تولید ظریف خود توسط خاک و مواد شیمیایی و غیره در هوا جلوگیری کنند. به نظر می‌رسد که از مجرمان – از آلاینده‌ها – خواسته می‌شود که برای کاهش آسیب‌هایی که به قربانیان بی‌گناه خود وارد می‌کنند، پول خرج کنند – قطعاً یک عدالت بدیهی است؟ پس چرا روی MAC = MED توقف کنیم؟ چرا از آلاینده‌ها نمی‌خواهیم که بیشتر برای پاک‌سازی هزینه کنند و انتشار گازهای گلخانه‌ای خود را در هر جایی که این به نفع قربانیان بی‌گناه باشد کاهش دهند؟این اقتصاددان می تواند در پاسخ به سه نکته اشاره کند.اولاً، تصویر خیلی راحت است و اتفاقاً الگوی هزینه‌ها و منافع را به گونه‌ای کج می‌کند که به طرز اطمینان‌بخشی با الگوی گناه و بی‌گناهی همسو می‌شود. همه آلاینده‌ها شرکت‌های تجاری غیرشخصی نیستند و بی‌احتیاطی به شهروندان خصوصی در تعقیب منفعت آسیب می‌زنند. در واقع، مصرف‌کنندگان کالاهایی که توسط آلاینده‌ها تولید می‌شوند، به نوعی از طریق تصمیم‌گیری‌های مصرفی خود به آسیب‌های زیست‌محیطی کمک می‌کنند. همه ما ممکن است آلوده کننده و همچنین قربانی آلودگی باشیم. تا حدودی نیز همه ما هزینه های اقدامات کاهشی را متحمل می شویم. هزینه های کاهش آلودگی به قیمت محصولات وارد می شود. هر چه ما به عنوان یک جامعه بیشتر از آلاینده های صنعت X بخواهیم که آلودگی خود را مهار کنند، قیمت هایی که برای محصولات آن می پردازیم بالاتر خواهد بود. به عنوان مثال، قیمت محصولات کربن فشرده ممکن است برای انعکاس هزینه کاهش آسیب به آب و هوای جهانی که تولید آنها ایجاد می کند، افزایش یابد (و کاهش مصرف ناشی از قیمت مکانیسمی کلیدی برای کاهش &quot;ردپای کربن&quot; ما خواهد بود. ). اندیشیدن به کاهش در این شرایط، طبیعتاً این سؤال را بر کل هزینه ها و منافع متمرکز می کند. ما به طور جمعی از نظر مزایای زیست محیطی برای هزینه هایی که به طور جمعی متحمل خواهیم شد، چه چیزی به دست می آوریم؟ثانیاً، این معیار برای رفع مشکلات عدالت اجتماعی یا تعریف یک نتیجه عادلانه اجتماعی نیست. این به سادگی سطح «کارآمد» مخارج فروکش را تعریف می‌کند، به این معنا که اقتصاددانان از مفهوم کارایی استفاده می‌کنند - به عبارت دیگر، سطح هزینه‌ای که حداکثر سود خالص کل را از منابع مورد استفاده به دست می‌آورد. فرض کنید مشکل مشکلی است که در آن کارگاه‌های فقیر، محیط‌های تفریحی ثروتمندان را آلوده می‌کنند. همچنان اینطور خواهد بود که ما بتوانیم سطح کارآمدی از کاهش را تعریف کنیم، که در آن هزینه های کاهشی که آلاینده ها متحمل می شوند بیش از مزایای به دست آمده پوشش داده می شود، اما در این مورد ما با تحمل بار پاکیزگی بسیار راحت تر خواهیم بود. در مورد آلاینده های &quot;مجرم&quot; مسئله توزیع عادلانه هزینه‌ها و منافع مسئله‌ای است که ممکن است بخواهیم به طور جداگانه و با توجه به الگوی کلی درآمد و ثروت در جامعه و نه صرفاً توزیع منافع حاصل از سیاست‌های زیست‌محیطی به آن بپردازیم.سوم، اقتصاددان استدلال می کند که اصول زیست محیطی که هزینه را در نظر نمی گیرند، در نهایت برای پرداختن به برخی از مبرم ترین و دشوارترین مسائل زیست محیطی که جامعه با آن مواجه است مفید نیستند. اگر تمام زندگی و فعالیت های اقتصادی انسان درجاتی از آسیب زیست محیطی را در بر داشته باشد، ممکن است نتوانیم همه آلودگی ها و آسیب های زیست محیطی را بدون تعطیل کردن همه فعالیت های تولیدی از بین ببریم. بنابراین، به‌عنوان راهنمایی برای اقدام عملی، به معیاری نیاز داریم که بر اساس آن، میزان فداکاری اقتصادی را که می‌خواهیم در سایر حوزه‌های فعالیت انسانی متحمل شویم، قضاوت کنیم تا از سطوح غیرقابل قبول آسیب زیست‌محیطی جلوگیری کنیم. البته راه‌های دیگری برای متعادل کردن هزینه‌ها و سود می‌توان در نظر گرفت، اما نمی‌توان از نیاز به خط‌کشی در جایی فرار کرد.این به هیچ وجه به معنای انکار اهمیت مسائل عدالت اجتماعی به طور کلی یا در ارتباط با سیاست های زیست محیطی نیست. برخی از مهمترین آنها در عمل به توازن منافع بین فقیر و غنی مربوط می شود. برخی از مشکلات زیست محیطی، حداقل، بار خاصی را بر اقشار فقیر تحمیل می کند و محله های فقیرتر نسبت به مکان هایی که خانواده های با رفاه بهتر زندگی می کنند، آلوده تر هستند. دلیل اصلی این امر این است که ثروتمندان می توانند به محله های ثروتمندتر و تمیزتر نقل مکان کنند، و اگر بپذیریم که باید کارخانه ها، نیروگاه ها، یا محل های دفن زباله یا زباله سوز داشته باشیم، این احتمال وجود دارد که مردم کسانی که مایل به زندگی در مجاورت خود هستند، کسانی هستند که پولی برای رفتن به جای دیگر ندارند. تا حد زیادی مشکل فقر به طور کلی است، نه فقر زیست‌محیطی به طور خاص، و راه‌حل‌ها ممکن است به همان اندازه با توزیع کلی درآمد مرتبط باشد که با هدف‌گذاری برای بهبود محیط‌زیست حمایت از فقرا.استدلال مخالف کوزاما آیا قبلاً در ادعای ایجاد مبنای اقتصادی برای مقررات زیست محیطی گامی بیش از حد برداشته ایم؟ رونالد کوز در مقاله‌ای رادیکال به نام «مشکل هزینه اجتماعی» که در آغاز دهه 1960 منتشر شد، عقل مرسوم را که مشکلات آلودگی نیازمند مداخله نظارتی دولت‌ها است، به چالش کشید. مقاله او این ادعای شگفت انگیز را داشت که در شرایط خاص، مشکلات آلودگی و سایر عوامل خارجی را می توان به طور کامل از طریق چانه زنی فردی بین طرف های درگیر اصلاح کرد، بدون اینکه نیازی به هیچ گونه مداخله سیاستی دولت باشد. آنچه که به عنوان قضیه کوز شناخته شده است، شرایطی را مشخص می کند که تحت آن چانه زنی بین یک آلوده کننده و قربانیان آلودگی می تواند به سطح مطلوب اجتماعی کاهش آلودگی به عنوان نتیجه مذاکره کاملاً داوطلبانه دست یابد. علاوه بر این، کوز استدلال کرد که این امر می تواند محقق شود، صرف نظر از نحوه تخصیص حقوق بین آلاینده ها و کسانی که تحت تأثیر آلودگی آنها قرار گرفته اند. این قانون ممکن است هیچ محدودیتی برای آلودگی قائل نشود، یا ممکن است به شهروندان این حق قانونی را بدهد که در صورت تمایل، بر آلودگی صفر پافشاری کنند. در هر صورت، کوز استدلال کرد، این تخصیص حقوق قانونی به سادگی نقطه شروع مذاکره احتمالی بین آلاینده ها و قربانیان آنها را مشخص می کند که ممکن است بتواند به نتیجه بهتری برای هر دو طرف نسبت به نقطه شروع اولیه دست یابد.در شرایط مذاکره داوطلبانه، هر دو طرف فقط به معاملاتی رضایت می‌دهند که نشان‌دهنده بهبود در موقعیت شروع آنها باشد. در مواردی که آلاینده با محدودیت قانونی مواجه نیست، قربانی باید مبلغی را برای وادار کردن آلاینده به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای ارائه دهد، زیرا در غیر این صورت، آلاینده دلیلی برای موافقت نخواهد داشت. با این حال، اگر خسارت متحمل شده توسط قربانی زیاد باشد، قربانی ممکن است واقعاً مایل به ارائه چنین پرداختی باشد، و اگر هزینه های کاهش آلاینده کم باشد، این پرداخت ممکن است برای آلوده کننده نیز قابل قبول باشد. اگر هر دو طرف مذاکره را برای یافتن بهترین معامله ممکن دنبال کنند، کوز استدلال کرد که نتیجه دقیقاً با بهینه اجتماعی که قبلاً تعریف کردیم مطابقت دارد، که در آن عوامل خارجی تا جایی کاهش می‌یابد که هزینه کاهش نهایی با هزینه نهایی آسیب زیست محیطی برابری می‌کند. با یک استدلال متقارن، از نقطه شروع که در آن شهروندان حق دارند در معرض آسیب ناشی از عوامل خارجی آلودگی قرار نگیرند، بالقوه برای مذاکره سودمند متقابل وجود خواهد داشت. در این حالت، آلاینده به وضوح باید به قربانی بپردازد تا سطحی از قرار گرفتن در معرض آلودگی را بپذیرد. چنین معامله ای ممکن است برای هر دو طرف قابل قبول باشد، با این حال، اگر کاهش نسبت به هزینه های آسیب آلودگی پرهزینه باشد.به گفته کوز و پیروانش، این استدلال قلب را از پرونده اقتصادی برای اقدامات سیاستی برای تنظیم آلودگی و سایر مشکلات مربوط به عوامل خارجی کوتاه می کند. اگر چانه‌زنی بین بنگاه‌ها و شهروندان به‌اندازه کافی بتواند مشکلات ناشی از آلودگی‌های خارجی را حل کند، مقررات زیست‌محیطی بی‌معنی است. آنچه واقعاً اهمیت دارد این است که قانون باید نقطه شروع روشنی را برای مذاکره، در قالب یک واگذاری اولیه بدون ابهام حقوق، تعریف کند، و سپس نتیجه هر معامله بعدی را تأیید کند.در عمل، به نظر واضح است که شرایط مورد نیاز برای چانه زنی موفق «کوازن» به شدت سودمندی آن را به عنوان راه حلی برای مشکل مقررات آلودگی محدود می کند. اولاً و بدیهی است که فرآیند چانه زنی خود مستلزم هزینه است. در جایی که افراد زیادی، اعم از آلاینده‌ها یا «قربانیان» درگیر هستند، این هزینه‌ها افزایش می‌یابد و مذاکره برای معامله‌ای که برای همه قابل قبول باشد، ناگزیر پیچیده‌تر خواهد بود. چانه زنی موفقیت آمیز بین یک آلوده کننده و ساکنان محلی نیز احتمالاً به دلیل ضعف سیستماتیک در اقدام جمعی داوطلبانه به نام &quot;سواری مجانی&quot; تضعیف می شود. افراد تمایلی به مشارکت در هزینه هر توافقی ندارند، به این دلیل که می توانند پول خود را پس انداز کنند، در حالی که همچنان از هر معامله ای که بدون مشارکت آنها منعقد شود، سود می برند. یک مانع دیگر بر سر یک نتیجه چانه زنی موفقیت آمیز این است که ممکن است طرفین در مورد منافع طرف مقابل و محدودیت های موجود در توانایی آنها برای دستیابی به یک معامله اطلاعات ضعیفی داشته باشند. مذاکره ممکن است شکست بخورد، نه به این دلیل که اصولاً هیچ معامله ای برای طرفین سودمند وجود ندارد، بلکه به این دلیل که یک یا طرف دیگر به اندازه کافی اطلاعات نادرست از منافع طرف مقابل دارد که خواسته های غیرواقع بینانه ای را مطرح می کند.بنابراین، در مجموع، تحلیل کوز به عنوان یک تمرین نظری بسیار هیجان انگیزتر به نظر می رسد تا به عنوان یک رویکرد عملی به سیاست زیست محیطی. با این حال، یک حوزه از سیاست وجود دارد که در آن چانه زنی بین طرف های متاثر باید در مرکز توجه قرار گیرد. این مورد مشکلات سیاست زیست محیطی بین المللی است، جایی که اقدامات کشورها - برای آلوده کردن یا کنترل آلودگی - بر منافع سایر کشورها تأثیر می گذارد. بدون یک مقام بین المللی که بتواند کشورها را وادار به اقدامی کند، تمام اقدامات ملی در مورد مشکلات زیست محیطی بین المللی اساساً داوطلبانه انجام می شود - به عنوان نتیجه نوعی توافق مذاکره شده که هر کشور مستقل حق پذیرش یا رد آن را دارد. تحلیل کوز پایه‌هایی را برای چارچوبی تحلیلی برای تفکر در مورد این فرآیند فراهم می‌کند - و زمینه‌هایی برای خوش‌بینی محفوظ که در برخی شرایط می‌تواند به نتایج رضایت‌بخشی دست یابد.مطالعه موردی: کنترل باران اسیدیتوسعه سیاست‌های باران اسیدی در اروپا در دهه‌های 1980 و 1990 نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از رویکرد تحلیلی توصیف‌شده در این فصل برای تفکر در مورد جنبه‌های سیاست زیست محیطی در دنیای واقعی استفاده کرد. بسیاری از سیاست های اروپا در مورد باران اسیدی اکنون به جای بحث در مورد سیاست های فعلی، موضوعی تاریخی است، زیرا اقدامات انجام شده در دو دهه پیش به شدت از مقیاس آلودگی باران اسیدی ساخته دست بشر در اروپا کاسته است. با این وجود، نگاه کردن به مثال تعیین شده توسط سیاست باران اسیدی اروپا، درس ها و بینش هایی را برای بحث های سیاسی امروز، به ویژه در مورد تغییرات آب و هوا ارائه می دهد.آلودگی باران اسیدی از دهه 1980 به یک موضوع سیاسی اصلی تبدیل شد، با توجه به انگیزه خاصی که به دلیل ظهور ناگهانی احزاب سبز در چشم انداز سیاسی آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی به وجود آمد. نگرانی عمومی بر زوال بسیار مشهود جنگل های اروپا متمرکز بود، درختان مرده ای که به عنوان شواهد واضحی از یک منبع آسیب قوی اما نامرئی ایستاده بودند. در مناطق شهری نیز، پیامدهای باران اسیدی بسیار آشکار بود و عمیقاً در سنگ کاری ساختمان ها  از جمله بسیاری از تاریخی ترین بناهای تاریخی اروپا حک شده بود .مقداری اسیدیته در بارندگی به طور طبیعی رخ می دهد. با این حال، انتشار دی اکسید گوگرد و اکسیدهای نیتروژن از فرآیندهای صنعتی، اسیدیته بارندگی را در بسیاری از مناطق اروپا به شدت افزایش داده است. بزرگترین منبع واحد انتشار گاز دی اکسید گوگرد در نیروگاه ها بود، به ویژه از نیروگاه های زغال سنگ سوزاندن زغال سنگ قهوه ای با گوگرد بالا (لیگنیت) که به طور گسترده در بسیاری از اروپا در دسترس است. گوگرد موجود در سوخت با احتراق به انتشار دی اکسید گوگرد (so2) تبدیل می شود که در اتمسفر با بخار آب ترکیب می شود و اسید سولفوریک را تشکیل می دهد که در پایان به صورت باران اسیدی می افتد.نیروگاه‌های برق تقریباً سه چهارم از انتشار دی‌اکسید گوگرد اروپا را تشکیل می‌دادند و حدود نیمی از باقیمانده توسط سایر نیروگاه‌های احتراق صنعتی بزرگ - کوره‌ها، مخزن‌ها و مانند آن‌ها تأمین می‌شد. این منابع مورد توجه سیاست باران اسیدی اروپا قرار گرفتند، زیرا مقابله با تعداد محدودی از آلاینده ترین نیروگاه ها پتانسیل بهبود سریع و قابل توجهی را داشت. توسعه سیاست‌های کاهش انتشار اکسیدهای نیتروژن، که به باران اسیدی نیز کمک می‌کند، طولانی‌تر طول کشید، زیرا انتشار گازهای گلخانه‌ای از طیف وسیع‌تری از منابع - از جمله وسایل نقلیه موتوری و همچنین نیروگاه‌ها و کارخانه‌های صنعتی ناشی می‌شود.5. آسیب باران اسیدی به نمای کلیسای جامع ریمزقبل از دهه 1980، سیاست‌های کنترل آلودگی باران اسیدی در مناطق شهری بر ساخت دودکش‌های بلند برای پراکنده کردن گازهای گلخانه‌ای در جو متمرکز بود. اینها نتیجه تبدیل آنچه که عمدتاً مسائل مربوط به حفاظت از محیط زیست محلی بود به مسائل دیپلماتیک مهم تبدیل شد، زیرا بادها گازهای گلخانه ای را صدها کیلومتر از منبع اصلی منتقل می کردند، قبل از اینکه آنها را به صورت باران اسیدی دور از کشور مبدا رسوب دهند. به عنوان مثال، بیشتر باران اسیدی در اسکاندیناوی از کشورهای دیگر - از جمله نیروگاه های برق در لهستان، آلمان و بریتانیا سرچشمه می گیرد. به رسمیت شناختن اهمیت این اثرات فرامرزی در دهه 1980 منجر به آغاز مذاکرات بین المللی بر سر اقدامات سیاستی هماهنگ برای کاهش انتشار دی اکسید گوگرد شد.امکانات فناورانه برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای نیروگاه شامل سه گروه گسترده است. اول، کاهش قابل توجهی در انتشار گازهای گلخانه ای را می توان با هزینه نسبتا کم در هر تن با تغییر به سوخت های ورودی حاوی گوگرد کمتر به دست آورد. دوم، نیروگاه‌های جدید می‌توانند با استفاده از فن‌آوری‌های احتراق پاک‌تر ساخته شوند که قادر به تولید برق بیشتر برای سطح معینی از سوخت ورودی هستند. سوم، انتشار گازهای گلخانه‌ای را می‌توان با تمیز کردن پساب «انتهای لوله» کاهش داد تا گوگردی را که نیروگاه‌ها در غیر این صورت در اتمسفر تخلیه می‌کنند، فیلتر کند. تجهیزات گوگرد زدایی گازهای دودکش (FGD) یا «اسکرابرها»، بخش قابل توجهی از زیرساخت های فیزیکی ساخته شده در کنار نیروگاه، می تواند 90 درصد یا بیشتر از گوگردی را که در غیر این صورت تخلیه می شود، حذف کند. با این حال، تجهیز یک نیروگاه به اسکرابرهای FGD یک سرمایه گذاری عظیم است که ده ها میلیون پوند برای هر نیروگاه اجرا می شود. بسیار مهم بود که سرمایه‌گذاری‌های عمده در تجهیزات FGD باید عاقلانه مورد هدف قرار گیرد و سایر گزینه‌های ارزان‌تر به طور کامل مورد بهره‌برداری قرار گیرند.بنابراین، چگونه اقتصاد می تواند به این تصمیمات کمک کند؟ اول، و نسبتاً ساده، ساخت برنامه‌های هزینه کاهش حاشیه‌ای می‌تواند به شناسایی کارآمدترین ترکیب اقدامات کاهش برای دستیابی به هر گونه کاهش معین در انتشار SO2 کمک کند. کار در مرکز تحقیقات IIASA در وین، بر اساس اطلاعات دقیق در مورد هزینه‌ها و پتانسیل کاهش هر یک از فناوری‌های موجود، با توجه به ویژگی‌های نیروگاه‌ها در هر کشور، تخمین‌هایی از برنامه‌های هزینه کاهش نهایی برای هر یک از کشورهای اروپایی ایجاد کرد. یک بینش کلیدی این است که، حتی اگر فناوری‌های یکسانی در اصل برای هر کشوری در دسترس بود، هزینه‌های کاهش حاشیه‌ای به‌طور گسترده در کشورها متفاوت بود. آنهایی که برای تولید برق به شدت به زغال‌سنگ قهوه‌ای با گوگرد زیاد متکی بودند، نسبت به آنهایی که قبلاً از سوخت‌های ورودی با گوگرد کمتر استفاده می‌کردند، یا قبلاً اقدامات کنترل انتشار آلاینده‌های داخلی را به اجرا درآورده بودند، امکان کاهش قیمت ارزان‌تری داشتند.کار IIASA بر روی برنامه‌های MAC نشان می‌دهد که برای اکثر کشورهای اروپایی مقدار قابل توجهی کاهش وجود دارد که می‌توان با هزینه نسبتاً پایین به ازای هر تن انجام داد، اما هزینه‌های کاهش حاشیه‌ای پس از یک نقطه شروع به افزایش شدید کرد، زیرا فناوری‌های گران‌تر وارد بازی شود. در این صورت کاهش چقدر قابل توجیه است؟ به طور خاص، آیا منابع انتشاری وجود داشت که باعث آسیب کافی برای متحمل شدن هزینه های کاهش در بخش با افزایش شدید برنامه MAC شود؟مزایای کاهش باران اسیدی - هزینه های آسیب اجتناب شده - بسته به شرایط محلی متفاوت است. اسید ته نشین شده در مناطق با آسیب پذیری طبیعی بالا، مانند خاک های نازک و آسیب پذیر اسکاندیناوی، آسیب بیشتری نسبت به جاهای دیگر ایجاد می کند. اسید ته نشین شده در مناطق شهری متراکم با غلظت بالایی از ساختمان ها و وسایل نقلیه موتوری باعث خسارات اقتصادی بیشتری از طریق آسیب اسیدی به سرمایه فیزیکی نسبت به مناطق با تراکم کمتر و توسعه یافته می شود. با این حال، عامل مهمی که بر آسیب های ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای نیروگاه تأثیر می گذارد، جهتی است که انتشار گازهای گلخانه ای آن توسط بادهای غالب منتقل می شود. درک جریان های بین المللی آلودگی گوگرد ضروری بود اگر قرار بود سرمایه گذاری های کاهش به سمت نیروگاه هایی که می توانستند بیشترین منافع را به دست آورند، هدف گذاری شود.6. آسیب به محیط طبیعی ناشی از باران اسیدی. جنگل آسیب دیده توسط اسید در لهستان، نزدیک مرز با جمهوری چک، دهه 1990
جریان های بین المللی نیز برای الگوی منافع ملی در مذاکرات سراسر اروپا بنیادی بود. تحقیقات EMEP (برنامه نظارت و ارزیابی اروپا) مقیاس جریان های بین المللی آلودگی گوگرد را نشان داد، زیرا بادها آلودگی را صدها کیلومتر از منبع انتشار می بردند. از مجموع 2.9 میلیون تن انتشار دی اکسید گوگرد بریتانیا در سال 1991، تنها 1.1 میلیون تن در خود بریتانیا ته نشین شد و مابقی به طور گسترده پخش شد - به عنوان مثال، 131000 تن در اسکاندیناوی و 95000 تن در آلمان ذخیره شد. به طور متوسط در سراسر اروپا به عنوان یک کل، تنها حدود یک سوم از انتشار دی اکسید گوگرد یک کشور در داخل مرزهای خود است.پراکندگی بین المللی گازهای گلخانه ای این پیامد فوری را دارد که اقدام ملی صرفاً برای مقابله با مشکل باران اسیدی محدود و پرهزینه خواهد بود. برای برخی از کشورها، به ویژه کشورهای بزرگتر که انتشار SO2 خود به میزان قابل توجهی در داخل مرزهای خود قرار می گیرد، برخی اقدامات سیاست ملی برای کاهش خسارت باران اسیدی حتی بدون هیچ گونه توافق بین المللی ارزشمند خواهد بود. با این حال، همه کشورهای اروپایی چشم‌انداز واقعی برای کاهش خسارت باران اسیدی از طریق اقدامات خود نداشتند. به عنوان مثال، برای کل اسکاندیناوی، انتشار SO2 خود منطقه تنها 22 درصد از اسیدیته دست ساز بارندگی را تشکیل می دهد و بیشتر منشا آن خارج از کشور است. توافق بین المللی برای کشورهای اسکاندیناوی بسیار مهم بود. حتی اگر آنها انتشار SO2 خود را به صفر برسانند، تنها می توانند رسوب گوگرد در باران اسیدی را تنها تا 22٪ کاهش دهند.برای بخش‌هایی از اروپا، مانند اسکاندیناوی، که باران‌های اسیدی آن عمدتاً وارداتی بود، نیاز به یک توافق بین‌المللی برای انتشار دی اکسید گوگرد واضح و مبرم بود. بدون آن، مشکل باران اسیدی آنها حل نمی شد. اما حتی کشورهایی که اسید وارداتی در آن ها اهمیت کمتری داشت، از اقدامات سایر کشورها برای کاهش انتشار گازهای گلخانه ای سود خواهند برد. به طور متوسط در سراسر اروپا به عنوان یک کل، این اثرات سرریز بین کشوری ناشی از کاهش هر کشور جداگانه تقریباً به همان اندازه منافع داخلی است. در نتیجه، در هر آزمون هزینه و فایده اقدامات کاهش، سطح قابل توجهی بالاتر از کاهش ممکن است توجیه شود اگر منافع در سراسر اروپا در نظر گرفته شود، تا زمانی که اقدامات صرفاً بر اساس منافع زیست محیطی در یک مورد ارزیابی شود. کشوری که ناشی از اقدامات کاهشی خود است.جدول 1. انتشار ملی دی اکسید گوگرد در سال 1991، و محل رسوب آنها
این هسته اصلی مورد توافقنامه های سیاست بین المللی در مورد باران اسیدی، تغییرات آب و هوای جهانی، و سایر مشکلات زیست محیطی است که در آن اثرات زیست محیطی فراتر از مرزهای ملی گسترش می یابد. از طریق اقدام هماهنگ می توان بیشتر از آنچه که اگر هر کشوری فقط به منافع داخلی ناشی از اقدامات کاهشی خود توجه کند، به دست آورد. این یک توسل به نوع دوستی نیست (اگرچه ممکن است مشکلات زیست محیطی بین المللی وجود داشته باشد که در آن اقدامات نوع دوستانه توسط کشورهای ثروتمند درست و مناسب باشد). در عوض، منطق بیشتر این است که «تو پشت من را بخراش و من پشتت را می‌خراشم». کشورهایی که کاهش بیش از حد قابل توجیه از لحاظ بهبود ملی محیط زیست را انجام می دهند، در جاهای دیگر مزایایی را به ارمغان می آورند و در عین حال از واردات کمتر باران اسیدی در نتیجه اقدامات سیاستی در جاهای دیگر سود می برند.با این حال، مشکل سیاست باران اسیدی این بود که منافع حاصل از اقدام هماهنگ بسیار نابرابر توزیع می شد. جریان باد در سراسر اروپا انتشار گازهای گلخانه ای را به طور یکنواخت پخش نمی کند. در عوض بادهای غالبی وجود دارد که به این معنی است که برخی کشورها ممکن است باران اسیدی را بسیار بیشتر از واردات خود به کشورهای دیگر اروپا صادر کنند. از آنجایی که بادهای غالب از سمت جنوب غربی می‌آیند، برای مثال بریتانیا و ایرلند باران اسیدی بیشتری را نسبت به دریافت باران به بقیه اروپا وارد کردند.کارل گوران مالر، اقتصاددان سوئدی، با جمع‌آوری این مشاهدات درباره احتمالات و هزینه‌های کاهش و میزان و توزیع آسیب‌های زیست‌محیطی، الگوی منافع ملی را در مذاکرات سراسر اروپا بر سر کنترل باران‌های اسیدی مورد مطالعه قرار داد. او در مقاله بسیار تأثیرگذار خود در سال 1991 با عنوان «بازی باران اسیدی» ماهیت تعاملات استراتژیک بین کشورها و مشکل اساسی را نشان داد که برخی از کشورها به طور قابل توجهی از مشارکت در توافقی که می‌تواند منافع کل اروپا را به حداکثر می‌رساند، از دست بدهند. به دلیل الگوی بادهای غالب، بریتانیا باید انتشار گازهای گلخانه ای را به میزان قابل توجهی بیش از بسیاری از کشورهای دیگر کاهش دهد، در حالی که از لحاظ کاهش واردات اسید، سود بسیار کمتری از حد متوسط خواهد برد. چرا کشوری در این موقعیت باید توافقنامه را امضا کند - اقدامی داوطلبانه که آنها را بدتر از عدم توافق می کند؟ جای تعجب نیست که بریتانیا تصمیم گرفت در اولین توافقنامه اروپایی در مورد باران اسیدی، اولین پروتکل گوگرد که در سال 1985 امضا شد، شرکت نکند.مالر مشاهده کرد که در اصل یک راه حل ساده برای این مانع مرگبار توافق وجود دارد. اگر واقعاً منافع کلی برای کل اروپا از این معامله وجود داشته باشد، آن‌گاه کشورهایی که سود می‌برند بیش از اندازه‌ای سود خواهند برد که بتوانند به کشورهایی که ضرر می‌کنند، جبران کنند. بنابراین، با پرداخت غرامت بین کشورها، امکان توزیع مجدد سود کلی وجود خواهد داشت تا هیچ شرکت کننده ای ضرر نکند. اقتصاددانان از چنین پرداخت هایی به عنوان پرداخت های جانبی یاد می کنند. در اصل، آنها یک راه حل کامل و منظم برای این مشکل ارائه می دهند که آنچه ممکن است به طور جمعی به نفع گروهی از کشورها به عنوان یک کل باشد ممکن است مستقیماً به نفع تک تک اعضای گروه نباشد.با این حال، مانند بسیاری از راه حل های منظم، کاربرد عملی چندان ساده نیست. پرداخت های جانبی هیچ بخشی از توافقات اروپایی در مورد باران اسیدی نبود. آنها همچنین ویژگی های گسترده سایر مذاکرات بین المللی زیست محیطی نبوده اند. مانع اساسی یک مانع سیاسی است: چه تعداد از سیاستمداران می توانند یک توافقنامه بین المللی را به عموم مردم داخلی خود بفروشند، در صورتی که یکی از مولفه های کلیدی این بود که کشورهای آسیب دیده از آلودگی بین المللی مجبور به پرداخت نقدی هنگفت به کسانی بودند که این مشکل را ایجاد کردند؟اگر این یک مانع غیرقابل عبور است، دو گزینه وجود دارد. یکی این است که به نحوی پرداخت های جانبی را پنهان کنیم، شاید با پیوند دادن توافق به مذاکرات دیگر که در آن جریان هزینه ها و منافع به طور تصادفی در جهت مخالف اتفاق می افتد. بریتانیا پروتکل دوم گوگرد را که در سال 1994 مورد توافق قرار گرفت، امضا کرد، احتمالاً به این دلیل که آسیب دیپلماتیک ناشی از ادامه امتناع آن بیشتر از هزینه‌های مشارکت بود. گزینه دیگر این است که الگوی تعهدات در قراردادهای بین‌المللی را به تعهداتی محدود کنیم که تضمین می‌کنند هیچ یک از شرکت‌کنندگان فردی بازنده نیست. این ممکن است در برخی موارد به طور قابل توجهی مزایای کلی توافق را تضعیف کند و در موارد دیگر ممکن است مانعی مهلک برای هر توافقی باشد.بنابراین با یک نتیجه گیری تا حدی بدبینانه به پایان می رسیم. موانع زیادی برای تضمین توافق بین المللی در مورد اقدامات جامع برای کنترل مشکلات زیست محیطی که از مرزهای ملی عبور می کنند وجود خواهد داشت. یک توافق کارآمد که هم هزینه‌های کاهش و هم الگوی مزایای زیست‌محیطی را در نظر می‌گیرد، ممکن است کشورهای مختلف را ملزم به مشارکت مقادیر بسیار متفاوتی از کاهش کند. این ممکن است ناعادلانه به نظر برسد، و بنابراین رسیدن به توافق ممکن است دشوار باشد. برخی از دشوارترین موانع برای توافق زمانی بوجود می آیند که اثرات آلودگی – و در نتیجه مزایای کاهش – به طور نابرابر توزیع شود. این یک واقعیت ناخوشایند در زندگی دیپلماتیک است که در این شرایط هیچ معامله ای محتمل نیست مگر اینکه «قربانیان» آلودگی بخش قابل توجهی از هزینه های کاهشی را که آلاینده ها متحمل شده اند تأمین مالی کنند.</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 15:03:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فصل اول</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-vjl995kneqvj</link>
                <description> اقتصاد و محیط زیستلندنی‌ها صبح روز جمعه، 5 دسامبر 1952، از خواب بیدار شدند و دیدند که شهر پوشیده از مه غلیظ، زرد و اسیدی - یک «دود» - که دید را به چند متر کاهش می‌دهد و در گلوی مردم گیر می‌کند. هوا برای چند هفته سرد بود و انتشار دوده سولفور ناشی از آتش سوزی زغال سنگ داخلی، صنعت و اتوبوس های دیزلی جدید لندن در نزدیکی سطح زمین توسط لایه ای از هوای سردتر محبوس شد – وارونگی دما که به مدت پنج روز ادامه داشت. بادها تغییر جهت دادند بسیاری از زندگی شهر متوقف شد. اتوبوس ها به مسافرانی با مشعل نیاز داشتند که جلوی آنها راه بروند تا آنها را به خانه راهنمایی کنند. رانندگان چراغ‌های عقب خودروی جلویی را دنبال می‌کردند، به این امید که خودرو در مسیر درست حرکت می‌کرد. برخی گزارش‌ها در جلوی خودروی غریبه‌ای به پایان رسیدند. رویدادهای ورزشی لغو شد زیرا تماشاگران نمی‌توانستند بازی را در زمین ببینند. مسابقه سگ های تازی در شهر سفید زمانی که سگ ها دیگر نمی توانستند خرگوش مکانیکی را که قرار بود تعقیب می کردند ببینند، رها شد. در روز شنبه، اجرای La Traviata در Sadler’s Wells پس از اولین نمایش لغو شد، زیرا دود به داخل تئاتر نفوذ کرده بود و سرفه و خفگی خوانندگان و تماشاگران را به همراه داشت.لندن از دیرباز به خاطر مه های غلیظش شناخته می شد - به قول محلی ها &quot;سوپ نخود&quot; - اما این در مقیاسی کاملاً متفاوت بود و عواقب ویرانگری داشت. برآوردها در آن زمان حاکی از آن بود که 4000 نفر در نتیجه مه دود جان خود را از دست داده اند، اگرچه برآوردهای جدیدتر این رقم را سه برابر بیشتر می کند. خشم عمومی در این قسمت مستقیماً منجر به قانون جدید شد. قانون هوای پاک در سال 1956 مناطق بدون دود را در بخش‌های مختلف لندن معرفی کرد و از خانوارها می‌خواست که آتش‌های زغال‌سنگ باز را به اجاق‌های بسته که سوخت‌های بدون دود می‌سوزانند، یا بخاری‌های گازی و برقی تبدیل کنند، اقدامی که آغاز قانون مدرن کنترل آلودگی در بریتانیا بود.خشم عمومی، چند سال بعد، پس از انتشار کتاب بهار خاموش در سال 1962 توسط زیست شناس و طبیعت شناس، راشل کارسون، واکنش سریع سیاستی را در ایالات متحده نیز وادار کرد. کارسون در گزارشی که به دقت تحقیق شده و به طور متقاعدکننده ای نوشته شده است، اثرات زیست محیطی شدید عمل سمپاشی هوایی گسترده و بی رویه DDT برای کشتن پشه ها را برجسته کرد. او استدلال کرد که این سم وارد زنجیره غذایی حیات وحش شده است و منجر به کاهش شدید جمعیت پرندگان و پستانداران در منطقه وسیعی شده است. علاوه بر این، اثرات آن سلامت انسان را نیز تهدید می کند، زیرا باقی مانده ها وارد زنجیره غذایی انسان می شوند. تأثیر کتاب صرفاً نتیجه مشاهدات آن بر آسیب به حیات وحش نبود. کارسون درباره خطرات بالقوه‌ای که نوآوری‌های علمی غیرقانونی می‌تواند برای محیط زیست ایجاد کند، هشدار داد، و ادعاهای گمراه‌کننده‌ای که صنعت در مورد ایمنی محصولات جدید سودآور آن‌ها مطرح می‌کند و پذیرش غیرمنتظره آنها توسط مقامات دولتی را برجسته کرد. پاسخ خشمگین عمومی به این کتاب باعث شد که پرزیدنت کندی تحقیقات کمیته مشاوره علمی درباره ادعاهای کتاب را آغاز کند. هنگامی که این پیام کتاب را تأیید کرد، اقدامات سیاسی رادیکالی دنبال شد. استفاده از DDT محدود و در نهایت ممنوع شد، آژانس قدرتمند حفاظت از محیط زیست ایالات متحده در سال 1970 تأسیس شد و مجموعه ای از قوانین سختگیرانه جدید زیست محیطی در دهه بعد معرفی شد.هر دو قسمت - مه دود لندن در سال 1952 و غوغای اطراف بهار خاموش - نشان دهنده ظهور نگرانی گسترده عمومی در مورد محیط زیست به عنوان یک محرک اصلی اقدامات سیاستی و قوانین است. اقدامات قانونی که به دنبال هر دو رویداد انجام شد به هیچ وجه اولین قانون زیست محیطی در هیچ یک از کشورها نبود. در انگلستان، آلودگی صنعتی از زمان تأسیس بازرسی قلیایی در سال 1863 تنظیم و کنترل شده بود. در ایالات متحده، مقررات آلودگی عمدتاً به‌عنوان یک موضوع مربوط به ایالت‌ها به‌جای دولت فدرال در نظر گرفته می‌شد، اما این موضوع قبلاً شروع به تغییر کرده بود. و اداره ملی کنترل آلودگی هوا در سال 1955 در پاسخ به مه دود در لس آنجلس و سایر مشکلات ایجاد شده بود. با این وجود، این دو قسمت، شاید یکی از اولین سیگنال‌های تشخیص عمومی بودند که مسائل کیفیت محیطی صرفاً مسائل فنی ایمنی کارخانه نیستند، بلکه در قلب مصرف و سبک زندگی ما قرار دارند و نیاز به تغییر در رفتار – و گاهی اوقات انتخاب‌های ناخوشایند – در زمینه گسترده ای از اقدامات عمومی و خصوصی دارند. 1. مه دود لندن ناشی از آلودگی شدید اتمسفر: استرند در ظهر 17 نوامبر 1953اقتصاد محیطی راهی برای تجزیه و تحلیل این مبادلات و انتخاب ها ارائه می دهد. برای سیاستگذاران آن زمان، بدون شک، شدت فشار عمومی برای اقدام، تصمیمات سیاستی را نسبتاً ساده می کرد. با بهره مندی از آینده نگری نیز، اقدامات انجام شده پاسخی موجه به مشکل به نظر می رسد. اما هر دو موضوع، تصویر مفیدی از روشی ارائه می‌دهند که اقتصاد محیط‌زیست می‌تواند به ما کمک کند تا درباره انتخاب‌های سیاست زیست‌محیطی فکر کنیم، و برخی از جنبه‌های موضوعات اساسی را که نسبتاً ساده‌تر هستند، روشن می‌کنند.اقدامات اولیه برای کنترل مه دود لندن بر محدود کردن استفاده از زغال سنگ برای گرمایش خانگی متمرکز بود. آنها به مقررات سختگیرانه ای در مورد انتخاب های گرمایشی در سطح خانواده ها نیاز داشتند، اما این را با کمک های مالی قابل توجه تکمیل کردند تا به خانواده ها کمک کنند تا سریعاً از آتش زغال سنگ باز به اشکال گرمایش پاک تر تبدیل شوند. با این حال، در درازمدت، حفظ یک فضای پاک در لندن و سایر شهرهای بزرگ مستلزم مجموعه‌ای از اقدامات بسیار گسترده‌تر از جمله مقررات انتشار گازهای گلخانه‌ای برای وسایل نقلیه موتوری، نیروگاه‌ها و تأسیسات صنعتی است. هزینه های این برنامه اقدامات کاهش آلودگی قابل توجه بوده است، اما در مقابل مرگ و میر، پریشانی انسانی، و اختلالات گسترده ناشی از مه دود در دهه 1950، هزینه های کاهش به خوبی توجیه شده است. اکنون فضای لندن نسبت به سال 1952 بسیار تمیزتر است. سطح آلودگی ذرات در حال حاضر کمتر از یک صدم سطح در اوایل دهه 1950 است. با این وجود، علیرغم تمام هزینه های کاهش، امکان حذف کامل دوره های کیفیت پایین هوا وجود نداشته است. در دسامبر 1991، یک وارونگی دمای دیگر منجر به مه دود یخ‌زده شد که حاوی اوج غلظت آلاینده‌های حمل‌ونقل جاده‌ای بود که بسیار بالاتر از سطح ایمن بود، و دوباره، میزان مرگ و میر افزایش یافت، البته نه به شدت در سال 1952.برای از بین بردن کامل خطر تکرار چنین اپیزودهای آلودگی چه باید کرد؟ بدیهی است که محدودیت های بیشتر در مورد انتشار گازهای گلخانه ای و محدودیت های گسترده تر در حمل و نقل جاده ای و سایر رفتارهای خصوصی مورد نیاز است. تا چه حد باید پیش برویم تا خطر هر دوره بیشتر آلودگی را کاهش دهیم؟ آیا هزینه های مربوطه از نظر منافع ناشی از حذف ریسک باقیمانده قابل توجیه است؟ سوالاتی از این دست در قلب اقتصاد محیطی نهفته است که ابزاری برای تفکر ساختاریافته در مورد این مبادله و ایجاد تعادل بین هزینه ها و منافع اقدامات سیاستی بیشتر فراهم می کند.به طور مشابه، پاسخ خط مشی به بهار خاموش این سوال را مطرح می کند که تا چه حد باید برای مهار خطرات آسیب زیست محیطی ناشی از استفاده از مواد شیمیایی کشاورزی پیش رفت. هزینه های کاهش خسارات ناشی از DDT هزینه های اشکال جایگزین کنترل آفات و تا جایی که جایگزین ها ممکن است کمتر موثر باشند، از دست دادن تولید کشاورزی و درآمد مزرعه است. تا چه اندازه باید مایل باشیم که این هزینه های کاهش را متحمل شویم تا به مزایای از بین بردن آسیب های زیست محیطی به حیات وحش و خطرات برای سلامت انسان دست یابیم؟ و در چه نقطه ای متوقف می شویم و می گوییم که هزینه های بیشتر از نظر کاهش خطرات و آسیب های باقی مانده توجیه پذیر نیست؟موضوع این کتاب این است که چگونه ملاحظات زیست‌محیطی و اقتصادی را در زمینه‌های سیاستی از این قبیل متعادل کنیم. در فصل 2، به این انتخاب نگاه می کنیم. اگر همانطور که معمولاً انجام می شود، یک محیط پاک تر هزینه دارد، چگونه باید تصمیم بگیریم که آیا دستاوردهای زیست محیطی هزینه را توجیه می کند؟ این به ندرت یک انتخاب همه یا هیچ خواهد بود، اما به نفع کنترل کمی بیشتر آلودگی در مقابل هزینه های اضافی است. کجا باید خط بکشیم؟2. توسعه صنعتی و حفاظت از محیط زیست چگونه باید متعادل شود؟ آلودگی صنعتی در Ruhrgebiet آلمان در نزدیکی Bottrop-Welheim در دهه 1960، عکاسی توسط عکاس صنعتی Horst Lang (1931-2001)در فصل 3، ابزارهای سیاستی را در نظر می گیریم که در اختیار دولت ها برای تنظیم انتشار آلاینده ها و آسیب های زیست محیطی است. بسیاری از سیاست‌های زیست‌محیطی شامل قوانینی برای منع رفتارهای مضر برای محیط‌زیست (مانند ممنوعیت استفاده از DDT) یا اجبار به اقداماتی است که باعث بهبود محیط‌زیست می‌شود (مانند جایگزینی توری‌های باز با اجاق‌ها و بخاری‌های خانگی تمیزتر). اقتصاددانان استدلال کرده‌اند که مقررات مستقیم و غیرقابل انعطاف از این نوع می‌تواند بیش از حد پرهزینه باشد و همین بهبود زیست‌محیطی را می‌توان با هزینه کمتر با استفاده از شکل‌های تنظیم‌کننده انعطاف‌پذیرتر و مبتنی بر بازار به دست آورد. فصل 3 به مورد این رویکرد جایگزین می پردازد.فصل 4 بیشتر در نظر می‌گیرد که چگونه می‌توانیم منافع زیست‌محیطی را در مقابل هزینه‌های اقتصادی، با بررسی راه‌هایی برای ارزش‌گذاری منافع زیست‌محیطی همتراز با هزینه‌ها و منافعی که قیمت‌های بازار به آن‌ها مرتبط است، سنجید. این خطر وجود دارد که آنچه را که نمی توان ارزش گذاری کرد، نادیده گرفته شود، یا به جای آن، صرف نظر از هزینه هایی که ممکن است متحمل شود، به عنوان دارای اهمیت فوق العاده تلقی شود. فصل 4 روش هایی را تشریح می کند که در آنها اقتصاددانان محیط زیست تلاش کرده اند تا ارزشی را که مردم برای کیفیت محیطی، کیفیت زندگی و سایر عوامل کلیدی در قضاوت در مورد سیاست های زیست محیطی قائل هستند، درک کنند.سپس فصل 5 این خطوط استدلال را با هم ترسیم می‌کند تا به مبرم‌ترین موضوع زیست‌محیطی زمان ما، یعنی تغییرات جهانی اقلیم نگاهی بیاندازد. اقدام اقتصادی برای محدود کردن تغییرات جهانی اقلیم چیست؟ چگونه می توانیم مزایای عمل را نه فقط برای خودمان، بلکه برای نسل های آینده ارزیابی کنیم؟ در این صورت چه مقیاسی از اقدام ضمانت شده است، و با چه سرعتی؟ در نهایت این اقدام چه شکلی باید داشته باشد؟ به ویژه، نقش ابزارهای قیمت‌گذاری مانند مالیات کربن و تجارت گازهای گلخانه‌ای در هدایت رفتار فردی به سمت انتخاب‌های کم کربن چقدر است؟چرا اقتصاد بازار غیرقابل تنظیم به محیط زیست آسیب می رساند؟این کتاب در مورد اقتصاد محیط زیست است. اما اقتصاد محیط زیست در چارچوب ایده ها و روش های توسعه یافته توسط اقتصاددانان به طور کلی گنجانده شده است. برای درک استدلال‌های اقتصاد محیطی، باید با ترسیم مختصر برخی از پیشینه‌های اقتصاد عمومی به رویکردهای خاص اتخاذ شده در اقتصاد محیط‌زیست شروع کنیم.بازارها خیلی کارها را به خوبی انجام می دهند. آنها همچنین برخی کارها را بد انجام می دهند - در برخی موارد به شکل فاجعه بار. اقتصاددانان از این موارد به عنوان &quot;شکست بازار&quot; یاد می کنند و بسیاری از توجیهات اقتصادی برای اقدامات سیاست عمومی به ترمیم علل اساسی شکست بازار یا رفع عواقب آن مربوط می شود. با این وجود، برای درک مقصود اقتصاددانان از «شکست بازار» ابتدا باید از موفقیت بازار قدردانی کنیم: اینکه بازارها زمانی که به درستی کار می کنند به خوبی عمل می کنند.در اصل، بازارها مکانیزم فوق‌العاده کارآمدی را برای تخصیص ظرفیت تولید محدود جامعه - موجودی منابع مولد آن، از جمله نیروی کار، سرمایه، فناوری و منابع طبیعی - به باارزش‌ترین استفاده‌ها در اختیار ما قرار می‌دهند.از جمله چیزهایی که بازارها به خوبی انجام می دهند این است که به طور کلی کالاها و خدمات مورد نظر مصرف کنندگان را عرضه می کنند. شرکت‌هایی که این کار را نمی‌کنند،ورشکسته میشوند، در حالی که آن‌هایی که نیازها و خواسته‌های مصرف‌کننده را به درستی شناسایی می‌کنند و آنها را برآورده می‌کنند، به احتمال بیشتری سود می‌برند و پیشرفت می‌کنند.بازارهای رقابتی همچنین منابع مولد - کار و سرمایه - را به فعالیت هایی اختصاص می دهند که در آنها بیشترین بهره وری را خواهند داشت. در انجام این کار، قیمت‌ها فعالیت‌های اقتصادی را از دو طریق مهم هماهنگ می‌کنند: آنها اطلاعات مربوط به کمبود را منتقل می‌کنند، و آنها رفتاری را تحریک می‌کنند که بیشترین استفاده را از منابع موجود داشته باشد. در جایی که چیزی با کمبود عرضه می شود، قیمت آن به سمت افزایش قیمت می رود. قیمت بالا این کمبود را در سراسر سیستم اقتصادی، بدون نیاز به اطلاعات دقیق در مورد منشأها یا دلایل عرضه کمیاب، نشان می‌دهد. قیمت بالا نیز انگیزه‌ای برای طیف وسیعی از پاسخ‌ها است که به کاهش کمبود کمک می‌کند: عرضه اضافی را سودآور می‌کند، مقداری از تقاضا را خفه می‌کند و نوآوری را تشویق می‌کند که ممکن است در زمان مناسب جایگزین ایجاد کند یا تقاضا را کاهش دهد. اما بازارها همیشه چنین نتایج خوش‌خیمی را ارائه نمی‌دهند و ردیابی اشکال مختلف شکست بازار برای مدیریت و تنظیم مؤثر سیستم اقتصادی بسیار مهم است. اما شکست بازار صرفاً به این معنا نیست که اقتصاد بازار به نتایجی منجر می شود که ما را ناامید می کند. بلکه به این معنی است که موانع سیستماتیک برای عملکرد عادی سیستم بازار وجود دارد که در برخی موارد ممکن است بازارها اصلاً وجود نداشته باشند و در موارد دیگر قیمت ها مشوق هایی را ایجاد می کنند که در ارتقای منافع عمومی ناکام هستند.یکی از راه‌هایی که در آن شکست بازار می‌تواند ایجاد شود، زمانی است که یک شرکت‌کننده در بازار قدرت انحصاری دارد – به عنوان تنها عرضه‌کننده، یا یکی از تعداد بسیار محدودی از عرضه‌کنندگان یک کالای خاص. یک انحصارگر آن‌قدر کالا را که می‌توان با سودآوری تولید کرد نمی‌فروشد، بلکه در عوض عرضه را محدود می‌کند و کمبودی مصنوعی ایجاد می‌کند که قیمت‌ها را بالا می‌برد تا از طریق قیمت‌های بالاتر به جای فروش حداکثر سود ببرند. برخی از نیازهای مصرف کننده برآورده نشده باقی می مانند، حتی اگر می توان آنها را با قیمتی که هزینه های عرضه را پوشش می دهد، برآورده کرد.شکست بازار همچنین می تواند در جایی رخ دهد که خریداران و فروشندگان در یک بازار اطلاعات متفاوتی در مورد ویژگی های کالا یا خدمات فروخته شده داشته باشند. در برخی شرایط، این امر می‌تواند تجارت سودآور را برای کسی غیرممکن کند یا تولیدکنندگان صادق یا با کیفیت بالا در بازار باقی بمانند. شکست بازار همچنین در عرضه کالاهایی به وجود می‌آید که به عنوان «کالاهای عمومی» شناخته می‌شوند، یک اصطلاح فنی به معنای کالاهایی که به محض خرید یک نفر از آن سود می‌برند. روشنایی عمومی خیابان می تواند یک مثال باشد. ما نمی توانیم انتخابی خیابان ها را برای کسانی که برای روشنایی پولی پرداخت نکرده اند، تاریک کنیم. در این شرایط، این خطر وجود دارد که هیچ کس حاضر به پرداخت هزینه نباشد و همه امیدوارند که بر روی کسب مطلوبیت خود  از دیگران سواری مجانی بگیرند.پیش‌فرض عادی اقتصاددان مبنی بر اینکه اقتصاد بازار به نتایج اجتماعی مطلوبی منجر می‌شود نیز با حضور «اثرات خارجی»، مقوله شکست بازار که مستقیماً به سیاست‌های زیست‌محیطی مرتبط است، لغو می‌شود. بیرونی وضعیتی است که در آن اقدامات یک شرکت یا فردی برای شخص دیگری که هیچ نظری در این مورد ندارد، پیامدهایی دارد. آلودگی یک اثر خارجی منفی است، جایی که اقدامات شخص الف باعث آسیب به منافع شخص ب می شود. رانندگان شهری باعث آلودگی صوتی و هوا می شوند و به کیفیت زندگی و احتمالاً سلامت افرادی که در نزدیکی جاده های شهری زندگی می کنند آسیب می رسانند، اما اقتصاد بازار غیرقانونی این کار را انجام می دهد. نیازی به در نظر گرفتن تصمیمات مسافرتی رانندگان ندارد و هیچ مسیری را برای افرادی که آسیب دیده اند برای انتخاب هوای پاکی که می خواهند ارائه نمی دهد. کارخانه ای که پساب های سمی را به دریاچه تخلیه می کند ممکن است به معیشت یک پرورش دهنده ماهی آسیب برساند، اما ضرر و زیان وارده به سود پرورش دهنده ماهی در محاسبه سود کارخانه آلاینده و تصمیمات تجاری آن وارد نمی شود. هر دو نمونه‌هایی از اثرات خارجی آلودگی منفی هستند که یکی بر استانداردهای زندگی تأثیر می‌گذارد و دیگری بر یک فعالیت تولیدی تأثیر می‌گذارد.اثرات بیرونی مثبت نیز می تواند ایجاد شود. مورد کلاسیک زنبورداری است که کندوهای زنبورهایش درختان میوه را در باغ همسایه گرده افشانی می کنند. در هر دو مورد، مثبت و منفی، عوامل خارجی منبع &quot;شکست بازار&quot; هستند، به این معنا که عملکرد طبیعی یک اقتصاد بازار غیرقابل تنظیم به سمت سطح کارآمد عوامل خارجی تمایل ندارد. بدون مقررات، اقتصاد بازار زنبورداران بسیار کمی خواهد داشت و آلودگی بسیار زیادی خواهد داشت.برای خوانندگان غیراقتصاددان، ممکن است به نظر بدیهی باشد که شرکت‌های آلاینده به مردم آسیب می‌رسانند، مگر اینکه اقدامی برای متوقف کردن آنها انجام شود. اما نکته کلیدی در مورد مفهوم اثرات خارجی به عنوان شکست بازار این است که منبع مشکل را مشخص می کند و در عین حال راه حل های ممکن را پیشنهاد می کند.یک چیز باید روشن باشد: بدون نوعی مداخله عمومی برای تنظیم سطح آلودگی، بعید است به سطح اجتماعی بهینه کنترل آلودگی دست یابیم. دلیل این امر واضح است. هزینه ها و مزایای کنترل آلودگی به افراد مختلف تعلق می گیرد. نصب فیلترهای آلودگی برای کاهش انتشار آلاینده‌های آلاینده از صنعت به هزینه‌های شرکت‌ها می‌افزاید (و سود آنها را کاهش می‌دهد)، در حالی که منافع آن نصیب کسانی می‌شود که از آسیب آلودگی آسیب دیده‌اند - شاید ساکنان محلی. تا زمانی که شرکت‌های آلاینده از کاهش آلودگی‌شان سود تصادفی کافی نداشته باشند (از نظر روابط خوب جامعه، روابط عمومی یا شهرت)، آنهایی که هزینه‌های کاهش آلودگی را متحمل می‌شوند، مزایای مربوطه را درک نخواهند کرد - و بنابراین بعید است که مایل به انجام این کار باشند. هزینه کنترل آلودگی را بپردازند مگر اینکه توسط یک تنظیم کننده دولتی مجبور به انجام این کار شوند.</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 12:07:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقتصاد محیط زیست</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-dzbjptihxvli</link>
                <description>یک مقدمه بسیار کوتاهاستفن اسمیت (انتشارات دانشگاه آکسفورد)مقدمهبه طور کلی، اقتصاد محیط زیست به چگونگی تأثیر فعالیت و سیاست اقتصادی بر محیطی که در آن زندگی می کنیم می پردازد. برخی از تولیدات باعث ایجاد آلودگی می شوند - برای مثال، انتشار گازهای گلخانه ای نیروگاه ها می تواند باعث باران اسیدی شود و همچنین به گرم شدن کره زمین کمک کند. تصمیمات مصرف خانگی نیز بر محیط زیست تأثیر می‌گذارد - برای مثال، مصرف بیشتر می‌تواند به معنای ارسال زباله‌های بیشتر به زباله‌سوزها یا زباله‌دان‌های آلوده باشد.با این حال، آلودگی یک پیامد اجتناب ناپذیر فعالیت اقتصادی نیست. سیاست‌های زیست‌محیطی می‌توانند شرکت‌های آلاینده را ملزم به پاکسازی گازهای گلخانه‌ای خود کنند و می‌توانند مردم را تشویق کنند که رفتار خود را تغییر دهند. با این حال، به طور کلی، این اقدامات مستلزم برخی هزینه ها است - برای مثال نصب تجهیزات کنترل آلودگی. بنابراین یک معامله وجود دارد: محیطی تمیزتر، اما هزینه های اقتصادی. سؤالات اصلی در اقتصاد محیط زیست به این مبادله مربوط می شود:• اگر حفاظت از محیط زیست پرهزینه است، چقدر باید برای کنترل آلودگی هزینه کنیم؟ آیا ارزش آن را دارد که آلودگی را به صفر برسانیم یا به دلیل منافع اقتصادی ناشی از آن باید مقداری از آلودگی را بپذیریم؟• در اتخاذ این تصمیمات، چگونه می توانیم مزایایی را که مردم از محیطی با آلودگی کمتر دریافت می کنند، ارزیابی کنیم؟• سیاست های دولت برای کاهش آلودگی چه شکلی باید داشته باشد؟ آیا باید سیاست‌های زیست‌محیطی مبتنی بر بازار را اتخاذ کنیم، از مالیات‌های آلودگی یا تجارت گازهای گلخانه‌ای برای تشویق تولید و مصرف «سبز» استفاده کنیم؟اقتصاد محیط زیست چارچوبی برای تفکر در مورد این موضوعات فراهم می‌کند، که در قلب حوزه‌های کلیدی مناقشات سیاسی و بحث‌های عمومی مانند تغییرات اقلیمی، انرژی هسته‌ای، بازیافت و تراکم ترافیک قرار دارند.</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Fri, 30 Dec 2022 11:28:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جنگل زراعی یا آگروفارستری  چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D8%AC%D9%86%DA%AF%D9%84-%D8%B2%D8%B1%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-qou1vs05mswy</link>
                <description>جنگل زراعی یک سیستم کاربری اراضی است که درختان ، بوته ها یا انگورهای چند ساله را با سایر محصولات کشاورزی و / یا دام ترکیب می کند. جنگل زراعی دو مزیت عمده برای کشاورزان فراهم می کند: این اجزای چند ساله را به مزرعه اضافه می کند (با اضافه کردن منابع درآمد بلند مدت جدید) و سیستم متنوع تری از گیاهان را در مزرعه ایجاد می کند که بهتر از  یک اکوسیستم طبیعی را پیروی خواهد کرد.سیستم های تک محصولی ، که در آن واحد فقط یک محصول کشت می شود ، در معرض خطر شیوع آفت هستند و کیفیت پایین خاک را نسبت به سیستم های مختلف مزرعه ای که چندین محصول همزمان با هم رشد می کنند ، ارتقا می دهند.چگونه جنگل زراعی می تواند به نفع کشاورزان -کالیفرنیا- باشد؟اکثر زمین های کشاورزی امروزی در سراسر جهان - و در داخل کالیفرنیا - توسط سیستم های کشت نسبتاً ساده و تخصصی اشغال می شود ، که اغلب &quot;تک کشت&quot; یا &quot;تک محصول&quot; نامیده می شوند.كشاورزاني كه در حال کشت تک محصولات هستند غالباً به منابع مكرر و پر انرژي مانند كودهاي مصنوعي و سموم دفع آفات براي حفظ بازده خود اعتماد مي كنند. این روش ها خطرات زیادی برای سلامتی انسان و محیط زیست ایجاد می کند ، از جمله آلودگی آب های زیرزمینی و تکامل &quot;فوق علف های هرز&quot; و &quot;فوق العاده اشکالات&quot; مقاوم در برابر سموم دفع آفات.كشاورزی كه به سیستم كشت گیاهان زراعی و جنگلی منتقل می شود می تواند فرآیندهای طبیعی را كه مستقیماً به نفع تولید محصول است ، مهار كند. مخلوط گیاهان چند ساله با سایر محصولات به ارگانیسم های زنده - درختان ، باکتری ها ، گرده افشان ها و گیاهان زراعی اجازه می دهد تا کار تبادل کالا و خدمات مانند نیتروژن و مواد آلی را انجام دهند و این به نفع کشاورز است.سیستم های جنگل زراعی از نظر زیست محیطی پیچیده تر از سیستم های تک محصولی هستند، اما همچنین می توانند به کار کشاورز و استفاده از سموم دفع آفات مصنوعی و کودها برای حفظ سطح مطلوب تولید وابسته باشند.کشت کوچه نوعی جنگل زراعی است که در آن ردیف های درختان با ردیف های محصولات یک ساله تلاقی می یابد. تحقیقات نشان می دهد که کشت کوچه می تواند هم درآمد کوتاه مدت و هم بلند مدت داشته و باعث بهبود استفاده از آب و کیفیت خاک در مزرعه شود. عکس توسط وزارت کشاورزی ایالات متحده.مزایای جنگل زراعی می تواند شامل موارد زیر باشد:• خدمات گرده افشانی بهتر توسط انواع مختلف گرده افشان• بهبود سلامت خاک• نیاز کمتری به آب و کیفیت آب بهتر است• بهبود کیفیت هوا• کنترل بهتر آفات• پوشش سایبان چند طبقه که سطوح مختلف سایه و آفتاب را برای حیوانات و گیاهان فراهم می کند• کسب و کار مزرعه متنوع که میوه ، گل ، آجیل و / یا چوب می فروشند.روشهای مختلفی برای تمرین جنگل زراعی وجود دارد ، از کاشت گیاهان پرچین گرفته تا نقش بادشکن یا بافر ساحلی. ردیف های زراعی را بین ردیف های درختان و گیاهان چند ساله دیگر تلاقی دهید. پرورش درختان ، محصولات و حیوانات با هم. یا محصولات یک ساله در حال رشد در میان درختان یک جنگل پراکنده می شوند.منبع :  https://sarep.ucdavis.edu/are/ecosystem/agroforestry ترجمه : علیرضا کرمانی</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Apr 2021 10:26:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش تاریخی تراکتور در تحول کشاورزی و انقلاب سبز</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%88%D9%84-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%B2%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-n3xrb2wpewvq</link>
                <description>تراکتور چه کمکی به توسعه روستایی کرد؟وضعیت کشاورزی قبل از ورود تراکتور چگونه بود؟در این مطلب قصد ورود به گذشته ی خیلی دوری رو ندارم، در همین ایران و حدود ۴۰ سال پیش اوایل دهه شصست یک خانواده شمالی رو در نظر بگیرید که در مناطق کوهستانی شمال ایران زندگی میکنن و کشاورزی و دامپروری منبع اصلی درامد خانواده نسبتا پرجمعیت اون بوده.. دخترای خانواده که کم تعداد هم نبودند علاوه بر کمک به خانواده در بحث کشاورزی و دامپروری قالی بافی هم میکنن... خبری از برق تو این روستا نیست و تنها منبع سرگرمی رادیوهای ترانزیستوری هستن که با باتری کار میکنن... کشاورزی در سطح حداقل معیشت ادامه داره و کار و تولید خیلی طاقت فرساست... زمینهای کمی قابل کشته چون باید با گاو شخم زده بشه زمین و گندم هم با دست درو بشه، یک خانواده نهایت چقدر میتونه گندم کشت کنه؟ گندم رو کجا باید ذخیره کنن؟ علوفه های زمین رو چطوری باید جمع کنن؟ چقدر علوفه میتونن اصلا جمع کنن ؟... تعداد روزهای افتابی چقدر هست اصلا؟ آیا سرعت کافی رو دارند؟ آیا زودتر از فرا رسیدن زمستونهای سخت میتونن علوفه و گندم کافی رو جمع کنن؟ هیزم از کجا بیارن؟ این وضعیت زندگی یک خانواده روستایی در همین ۴۰ سال قبل بوده.... حالا این خانواده با سهمیه ها و پول قرض کردن میرن یک تراکتور نوی فرگوسن میخرن... تو اون شرایط این تراکتور بهترین و بزرگترین کمک ممکن برای این خانوادست... زمینهای بزرگتر در زمان خیلی کمتری شخم زده میشن... گندم زودتر کاشته میشه و فصل از دست نمیره... زمینهای بیشتری آباد میشه... و مساحت سطح زیر کشت بیشتر میشه... بعد اینکه گندم ها رو درو کردن راحت میتونن گندم ها رو از ساقه جدا کنن.... علوفه بیشتری جمع میکنن. تو زمان های اضافه تراکتور میتونه زمینهای بقیه روستایییها رو شخم بزنه و بارهاشون رو جابجا کنه و درامد کسب کنه و این درامد خودش منجر به خرید زمینهای بیشتر و تولید بیشتر میشه... خانواده دیگه مجبور نیست تعداد گوسفنداشو کم کنه و بنابراین ظرف چند سال تعداد گوسفندها چند برابر میشه... زمینها خانواده زیاد میشه و همه اینها یعنی افزایش بهره وری.... تاثیری که این تراکتور تو اون خانواده گذاشته باعث شکستن دور باطل فقر شده و نه تنها اونا رو از زندگی با حداقل معیشت دور کرده بلکه اونا دیگه راحت میتوونن بچهه هاشون رو بفرستن مدرسه و کم کم خانواده از چهره سنتی خودش هم فراتر بره... دیگه لازم نبود که همه خانواده کشاورزی کنن و مشاغل دیگه ای هم بوجود میاد.... بنابراین قصه ی تراکتور و تحولی که در اقتصاد کشاورزی به وجود اورده غیر قابل کتمانه.... تکنوولوژی سرمایه ای که به دور باطل فقر پایان داد.علیرضا کرمانی</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 14:58:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه حل اصلاحات اقتصادی با درد کمتر</title>
                <link>https://virgool.io/@ar.kermani69/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D9%84-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%AA%D8%B1-lecstcokjrya</link>
                <description>اقتصاد ایران دچار انواع رانتها با ذی نفعان قدرتمند است که مانع بسیاری از اصلاحاتی هستند که همه­ی متخصصین متف القول برای خروج از بحران آنها را توصیه میکنند. منشا این رانتها از منابع عمومی دولت است که در ظاهر و با شعار حمایت از قشر کم برخوردار بین افراد مختلف توزیع میشود. برنامه هدفمندی یارانه ها با در نظر گرفتن عواقب غیرقابل پیش بینی و همچنین احتمالا نفوذ همین ذی نفعان به درستی اجرا نشد و هم اکنون کشور دوباره به ورطه­ی پرداخت یارانه ها غیر عادلانه روی اورده است. در سالهای اخیر نیز شاهد تویع رانتهایی از قبیل قیر و فولاد و ... بوده ایم.توزیع این رانتها که با هدف حمایت از اقشار اسیب پذیر صورت گرفته در عمل چنان ناکارآمد است که هر از گاهی در بازار یک محصول خود نمایی میکند که در جدید ترین آن تشکیل صفوف مرغ دیده ایم.اگر چاره­ی کار را از هر اقتصاد دانی بپرسید بلادرنگ به شما پاسخ خواهد گفت اقتصاد بازار، اما مشکل کجاست که این توصیه ها به عمل منجر نمیشود؟ دو مورد از این دلایل که به ذهن بنده میرسد یکی وجود ذی نفعان قدرتمند توزیع رانتها و دیگری ترس دولت از عواقب اصلاحات اقتصادی.راه حل مشکل اول آگاهی بخشی به مردم و مطالبه گری مردم از دولت خواهد بود و راه حل مشکل دوم به نظر من باید در اجرای منطقه ای و سعی خطا در مدل پایلوت صورت بگیرد و نتایج اعمال سیاستها بررسی و درصورت نیاز اصلاح شود و سپس به مناطق بزرگتری تعمیم داده شود. برای مثال یکی از منابع توزریع رانت یارانه حاملهای انرژی و به طور اخص بنزین است. اختلاف قیمت سوخت در ایران و قیمت فوب خلیج فارس چنان است که قاچاق سوخت و مصرف بی رویه و آلودگی هوا را بدنبال داشته است. سالهاست راه حل برون رفت از این مشکل آزاد سازی قیمت سوخت و در عوض پرداخت مستقیم یارانه هر شهرونده ذکر شده ولی در عمل عواقب اجتماعی و اقتصادی این تصمیم چنان است که فاجعه ای مثل آبان 98 را بوجود آورده است. حال که دولت از ترس تکرار حوادث آبان 98 نزدیک اصلاح قیمت سوخت نمیرود بهتر نیست که ابتدا این طرح در جزیره ای مانند کیش اجرا شود و سپس به منطاق بزرگتر و در آخر به سرزمین اصلی سرایت داده شود؟این رویه چندین حسن دارد، یک اینکه مردم در عمل از مزایای طرح جدید اگاه شده و راحتتر این اصلاحات را پذیرا خواهند بود، دوم اینکه دولت به نقاط قوت و ضعف خود در اجرای این سیاستها پی خواهد برد، سوم اینکه در عمل نتایج طرح در شاخصهای اقتصادی منطقه مشخص خواهد شد و ترسیم چشم انداز ناشی از اجرای طرح در سرزمین اصلی راحتتر خواهد بود.بقیه سیاستهای حمایتی شکست خورده مانند یارانه به نهاده های دامی و غیره نیز بهتر است در ابتدا در مناطق مختلف بازنگری شده و نحوه اجراهای متفاوت را آزمایش کرده و در نهایت در سرزمین اصلی اجرا شود و درنهایت گام به گام به سمت اقتصاد بازار حرکت کرده و موجبات توسعه همه جانبه کشور فراهم شود.علیرضا کرمانی</description>
                <category>علیرضا کرمانی</category>
                <author>علیرضا کرمانی</author>
                <pubDate>Mon, 05 Apr 2021 14:46:13 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>