<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرامه بندری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arame.bandari</link>
        <description>گزارش نویس در حوزه صنعت سرگرمی و فناوری های نوین</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:07:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/39928/avatar/l1WPhj.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرامه بندری</title>
            <link>https://virgool.io/@arame.bandari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>رشد تعداد کارگردانان تازه کار زن در تلویزیون</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandaro-female-directors-ka1mhvclniv4</link>
                <description>برابری جنسیتی و رعایت عدالت در گزینش عوامل تولید برنامه های تلویزیونی یکی از بحث های داغ ماه های اخیر بوده است. در ماه گذشته بحث ها پیرامون برابری دستمزد های زنان و مردان و همچنین سفید پوستان و رنگین پوستان مطرح شد و بازیگران و تهیه کنندگان بسیاری از نحوه انتخاب عوامل سریال ها نارضایی خود را اعلام نمودند. توجه به زنان و نقش پر رنگ آن ها در سریال های موفق امسال در جشنواره امی نیز کاملا مشهود بود.خبر خوش این است که بر اساس آمار، حضور زنان کارگردان که اولین تجربه کارگردانی تلویزیونی خود داشته اند همواره در حال افزایش است. بر اساس مطالعه «Directors Guild Of America»، در بازه سال های 2019 و 2020 تعداد کارگردانان تازه کار حاضر در تلویزیون در مقایسه با سال های 2009 و 2010 بیش از دو برابر شده است. البته اقلیت های قومی نیز فرصت بیشتری برای حضور به عنوان کارگردان در بین برنامه های تولید شده تلویزیونی آمریکا را یافته اند و انتظار می رود تا این روند در سال های آینده نیز افزایش پیدا کند.«جایزه انجمن صنفی کارگردانان آمریکا» یا «DGA» یکی از تاثیر گذارترین نهاد هایی است که همواره در پی فرهنگ سازی و مقابله با نا عدالتی های قومیتی و جنسیتی بوده است. حال «توماس شالمی» مدیرعامل «DGA» پس از انتظار گزارش سالانه اعلام کرده است که بالاخره تلاش های آن ها برای آموزش و ارتقای جایگاه زنان به عنوان کارگردانان تلویزیونی نتیجه داده است. توماس شالمی یکی از باسابقه ترین کارگردانان و تهیه کنندگان تلویزیون است و او برای همکاری با «آرون سورکین» تا به حال برنده 10 جایزه امی و 10 جایزه انجمن صنفی کارگردانان آمریکا شده است. او باور دارد که ایجاد فضای رقابتی در فضای استودیوهای تولید کننده برنامه های تلویزیونی می تواند به افزایش خلاقیت و نوآوری کمک کند و از سوی دیگر ورود زنان و همچنین کارگردانان با قومیت های مختلف می تواند به تنوع فکری در تولیدات بی انجامددر گزارش جایزه صنفی تنها کارگردانان استخدام شده ای مد نظر بودند که پیش از این کارگردانی هیچ اثری را بر عهده نداشته اند. بر اساس این مطالعه 25 درصد از کارگردانان تازه استخدام شده از اقلیت قومیتی بوده اند و آمار مشابه ای در سال های 2015 و 2016 حضور 24 درصدی اقلیت های قومی را نشان می داد. همچنین زنان نیز 32 درصد از کارگردانان تولیدات تلویوزیونی در سال 2016 و 2017 را به خود اختصاص داده اند. سهم زنان در بازه سال های 2009 و 2010 تنها 8 درصد بود.چنین به نظر می رسد که در سال های گذشته سهم سفید پوستان و مردان همواره در حال کاهش بوده است. با این حال 68 درصد از کارگردانان تازه کار (تجربه اول کارگردانی) را مردان تشکیل می دهند که 48 درصد از آن مردان سفید پوست هستند. در بازه سال های 2016-2017 بیشترین میزان استخدام کارگردانان تازه کار در تاریخ تلویزیون روی داده است.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jul 2020 01:38:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا «OTT» مرگ سینما را رقم می زند؟</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-stream-and-cinema-zp45srernlag</link>
                <description>خوردن پاپ کورن در سینما و دیدن فیلم یعنی «صنعت سینما». صنعتی بزرگ و قدرتمند که نابودی آن غیر ممکن به نظر می رسد. اما «استریم» شاید تهدیدی جدی باشد. فناوری «OTT» صفحه ای جدید از تاریخ سینما، تلویزیون و سرگرمی است. شاید مرگ صنعت سینما و سینما داری کمی دور از ذهن باشد ولی چنین صنعت بزرگی نیز باید با تحولات زمانه پیش برود و به خواسته های مشتریان خود پاسخ دهد.این روزها با همه گیری ویروس کووید ۱۹ بسیاری از فیلم سازها به فکر اکران اینترنتی فیلم های خود افتاده اند و به می رسد شاهد پادشاهی فناوری «OTT» هستیم. دسترسی به محتوا در هر جا و مکانی به وسیله فناوری های امروزه ممکن شده است و ابزار دسترسی به این محتوا نیز فراوان اند.انواع و اقسام سرویسهای استریم ا راه دسترسی به محتوا را بر روی هر نوع دستگاهی اعم از تبلت، رایانه شخصی، لپ تاپ، کنسول های بازی، تلویزیون و البته موبایل را فراهم ساخته اند. به گفته خیلی ها آینده در موبایل خلاصه خواهد شد. موبایل در زبان انگلیسی از ریشه کلمه «Mobility» به معنای «متحرک» و «سیار» است و شاید این کلمه مناسب ترین کلمه برای توصیف نیازهای عصر حاضر باشد. هر کسی در هر جایی خواهان دسترسی به محتوا است و شاید صنعت سینما داری نیز باید با بیشتر با واژه «موبایل» اخت شود.اگر تنها نگاهی به گیشه یا «باکس آفیس» سینماهای آمریکا بی اندازیم به این نتیجه می رسیم که این صنعت قدرتمند قطعا بر جای خود باقی خواهد ماند و هیچ چیزی نمی تواند جلودار پیشرفت چنین صنعتی باشد. آیا استریم توان تهدید صنعت سینما را دارد؟حال نگاهی بی اندازیم به آمارهای ارائه شده در سال های اخیر تا ببینیم آیا به راستی چیزی می تواند صنعت چند صد میلیارد دلاری را تحدید کند؟ بر اساس گزارش «comScore» تنها فروش گیشه داخلی آمریکا در سال 2016 معادل 11.4 میلیارد دلار بوده است. در سال 2016، 28 فیلم به درآمد بیش از 100 میلیون دلار در کل دوره اکران خود داخلی رسیده اند، این درحالی است که آمار مشابه برای سال 2015 نشان می دهد که27 فیلم به درآمد بیش از 100 میلیون رسیده اند. همچنین 8 فیلم تنها در هفته اول نمایش فروش 100 میلیونی را گذراندند و چنین آماری برای سال 2015 برای 6 عنوان فیلم روی داد. از آوریل سال ۲۰۱۷ تا به پایان سال ۲۰۱۷، درآمد گیشه 6 درصد بیش از سال 2016 برای مدت مشابه بوده است که چنین به نظر می رسد که امسال شاهد ثبت رکوردی تاریخی برای فروش گیشه آمریکای شمالی خواهیم بود. چنین به نظر می رسد که صنعت سینماداری همانند صخره ای محکم و استوار است و نه تنها سیر نزولی را تجربه نکرده است بلکه همواره در حال سودآوری بیشتر است.با این حال پدیده ای وجود دارد که صنعت سینماداری باید نگران آن ها باشد. استودیوهای تولیدکننده فیلم همواره از نرخ نزولی فروش محصولات سرگرمی خانگی خود رنج می برند. فروش محتوای استودیوها در غالب محصولات خانگی در سال 2004، 24.9 میلیارد دلار بود که این رقم در سال 2016 به 12.5 میلیارد دلار رسیده است. استودیوها می خواهند تا این درآمد از دست رفته را به گونه ای جبران کنند. استودیوهای بزرگ آمریکا مانند «فاکس» و «برادران وارنر» علاقه خود را نسبت به ارائه محتوای خود در بستر تلویزیون حتی در بازه 90 روزه اکران اولیه نیز اعلام کرده اند، امری که پیش از این سابقه نداشته است.در حقیقت صنعتی که پیش از این هیچ گاه تحدیدی احساس نکرده بود، امروزه با پدیده ای رو به روست که باید به آن باج دهد تا بقای خود را تضمین کند! بر اساس گزارش «Ampere Analysis» ارزش بازار تلویزیون های پولی امروزه به 204 میلیارد دلار رسیده است. ارزش بازار تبلیغات تلویزیونی در این آمار جداگانه محاسبه شده است. در حقیقت درآمد حاصل از تبلیغات تلویزیونی بسیار بیشتر از ارزش بازار تلویزیون های پولی بوده است اما امروزه جایگاه آن ها تغییر کرده است و ارزش تلویزیون های پولی بیش از ارزش بازار تبلیغات تلویزیونی است. بر اساس این گزارش تبلیغات تلویزیونی به عنوان بزرگترین منابع سرمایه گذاری در صنعت استریم معرفی شده است. بر اساس برآوردهای « Project» تا سال 2021 مشترکین «OTT»، شامل تلویزیون ها و «VOD»ها در آمریکا و اروپای غربی از تعداد مشترکین تلویزیون های سنتی (کابلی و ماهواره ای) پیشی خواهد گرفت.بر اساس آمار «comScore» همچنان بازار تلویزیون در دست تلویزیون ها با محتوای زنده است، با این حال OTT جایگاه بعدی را در اختیار دارد. «هولو» و «نتفلیکس» بیشترین ساعات دیدن برنامه را به خود اختصاص داده اند و «یوتیوب» و «نتفلیکس» بشترین نفوذ به بازار را در اختیار دارند. این بخشی است تا سرویس دهندگان «OTT» در آن حاضر هستند و آینده را با این فناوری رقم خواهند شد.حال چنین به نظر می رسد که نرخ پیشرفت «OTT» با طرح های نوین «کمیسیون ارتباطات فدرال» ایالات متحده بیش از پیش تقویت شود. این طرح تامین کنندگان اینترنت را به ارائه اینترنت پر سرعت تشویق می نماید و در این بین شرکت های کوچک محلی را مورد حمایت قرار می دهد.مشخص است که دیدن فیلم آن هم در خانه، با هر ویژگی و امکاناتی نمی تواند طرفداران سینما و پرده جادویی آن را از بین ببرد. ولی استریم آینده را شکل خواهد داد و سبب خواهد شد تا تجربه های جدیدی از دیدن فیلم را در خانه داشته باشیم.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jun 2020 23:28:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استند آپ کمدی چگونه از فناوری استریم استفاده می کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%A2%D9%BE-%DA%A9%D9%85%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-u73blwzhbcwm</link>
                <description>شاید برنامه «خندوانه» اولین برنامه صدا و سیما بود که در آن از واژه استند آپ کمدی استفاده شد. برنامه «خندوانه» به کارگردانی و اجرای «رامبود جوان» استند آپ کمدی را به ایرانیان معرفی کرد. در طی 3 فصل اول، دعوت از کمدین های سینما و تلویزیون و حضور آن ها به عنوان استند آپ کمدین، کم کم مردم ما را با این سرگرمی جهانی آشنا کرد. شاید در برخی موارد اجراها در چارچوب تعاریف استاندارد استند آپ کمدی قرار نمی گرفت و بیشتر به اجراهای تک نفره شباهت داشت، ولی به هر حال «خندوانه» تنها برنامه تلویزیونی است که به ترویج استند آپ کمدی و خنده در صدا و سیما می پردازد و این خود گامی رو به جلو است. در فصل چهارم «خندوانه»، «رامبود جوان» از «خنداننده شو» رونمایی کرد و شاید بتوان گفت این بخش از نقطه عطف فصل چهارم آن است.در «خنداننده شو» 4 مربی تیم های 4 یا 5 نفره خود را از میان شرکت کنندگان انتخاب کردند. در حال حاضر مسابقه «خنداننده شو» در مرحله یک هشتم نهایی قرار دارد و با استقبال گسترده ایرانیان رو به رو شده است.جایگاه استند آپ کمدی در غرباما استند آپ کمدی در غرب به دهه ها پیش باز می گردد. امروزه شوهای استند آپ به قدری محبوب هستند که گجت هایی ویژه برای استریم کردن استند آپ کمدی شکل گرفته اند و برخی از آن ها حتی رویدادهای استند آپ را به صورت زنده پوشش می دهند.«جرج کارلین» مشهورترین استند آپ کمدین قرن 20 ام لقب گرفته است و بسیاری از کمدین های امروزی مانند «لویی سی کِی» از او الگو گرفته اند. در آمریکا و انگلستان، سالن های بسیاری به اجرای برنامه های استند آپ کمدی اختصاص دارند و کمدین ها با اجرا در آن ها رشد می کنند و در صورت مواجه شدن با اقبال عمومی به تولید ضبط برنامه های خود می پردازند. تولید پاد کست و انتقال آنها از طریق اینترنت زمینه انتقال فایل های صوتی استند آپ ها را آسان کرده است و کمدین ها با ضبط برنامه ها و به اشتراک گذاری آن ها در شبکه های اجتماعی رفته رفته مطرح می شوند.استریم و استند آپ کمدیدر این بین «Spotify» و «Pandora»، دو غول صنعت استریم موسیقی فایل های صوتی استند آپ کمدی ها را در آرشیو خود قرار داده اند و آثار بسیاری از کمدین های سرشناس را در خود جای داده است. اما چالشی که برای استریم کردن آثار کمدی در این بسترها وجود دارد این است که این بسترهای برای استریم موسیقی ساخته شده اند و محتوای کمدی در آن ها جنبه جانبی دارد. حال استارتاپی در آمریکا شروع به فعالیت کرده است که هدف آن بر طرف ساختن چالش دسترسی به محتوای صوتی و یا ویدئویی استند آپ کمدی است.پلتفرم «Laugh.ly»  اپلیکیشنی است که به وسیله کارآفرین با سابقه آمریکایی، «دِیو اسکات» در سال 2016 شکل گرفته است. اگرچه غول های صنعت استریم نیز چند وقتی است که به تولید برنامه های کمدی و استند آپ کمدی می پردازند اما «اسکات» معتقد است که بازار «Laugh.ly» به کلی با بازار و اهداف کمپانی هایی مانند «نتفلیکس» متفاوت است.پلتفرم «Laughly.» در حقیقت «Spotify» برای استند آپ کمدی است و آرشیو گسترده ای از اجراهای استند آپ را از سراسر آمریکا، انگلستان و جهان را در خود جای داده است. به گفته «اسکات» مشکل پلتفرم هایی مانند «اسپاتی فای» و «پاندورا» در این است که کاربران تنها پس از چند روز مراجعه به آرشیو کمدی آن ها با پیشنهادات تکراری رو به رو می شوند و در این پلت فرم ها امکان گزینش محتوای کمدی بر اساس سلیقه و علایق آن ها وجود ندارد. با توجه به محبوبیت استند آپ کمدی و مطرح شدن سالانه ده ها کمدین در آمریکا، هیچ کانونی برای جمع آوری تعداد زیاد اجراها نبوده است و این عاملی برای ایجاد «لافلی»/ «Laughly» بود.«لافلی» در 11 اوت 2016 برای اولین بار رونمایی شد. در «لافلی» بیش از 18 هزار ساعت فایل صوتی از بیش از 700 کمدین وجود دارد. از کمدی های تلخ و گاه زننده «لویی»/«Louie CK» تا جک های بی مزه ولی خنده دار «اِدی مورفی» و کلیه کمدین های کلاسیک دیگر در لافلی موجود است. مخاطبان «لافلی» می توانند از طریق دستگاه های اندروید یا «iOS» خود به اپلیکیشن «لافلی» دسترسی داشته باشند.دسترسی به محتوای «لافلی» به 4 صورت امکان پذیر است. راه اول از طریق ورود به بخش کاتالوگ و کلیک کردن بر روی آرتیست محبوب (بر اساس چیدمان A تا Z)، در دومین راه کاربران می توانند ایستگاه رادیویی خود را بر اساس سلیقه و ژانر کمدین ها تعیین نمایند. و در راه سوم انتخاب و ایجاد پلی لیست محبوب نیز امکان پذیر است. و دسته چهارم به استریم زنده محتوای کمدی «لافلی» اختصاص دارد. این جایی است که فناوری های مدرن استریم به داد این استارتاپ رسیده اند. «لافلی» با توافقاتی که با بسیاری از کلوپ های معرف استند آپ کمدی داشته است، اجراهای کمدین ها را به صورت فایل صوتی زنده مستقیما از طریق میکروفون آن ها به سراسر جهان مخابره می نماید.ویژگی که به تازگی به «لافلی» اضافه شده است، حمایت «لافلی» از 100 برنامه پادکست کمدی است. طرفداران این پادکست ها مستقیما از طریق «لافلی» میتوانند به پادکست هفتگی کمدین های محبوب خود دسترسی داشته باشند. در حال حاضر اپلیکیشن «لافلی» به صورت رایگان عرضه می شود و در این نسخه تبلیغ نیز وجود دارد. اما با پرداخت 3.99 دلار ماهانه می توان محتوای «لافلی» را بدون تبلیغ استریم کرد. همچنین قابلیت دانلود محتوای مورد علاقه و دسترسی به آن در حالت آفلاین نیز دیگر ویژگی مشترکین «لافلی» است.سابقه «دِیو اسکات» مالک «لافلی» در اوایل قرن 21 ام تجربه ای مانند «رید هستینگز» مالک «نتفلیکس» (توزیع فیلم دی وی دی از طریق ایمیل) را تجربه کرده است. «اسکات» سابقه توزیع و فروش آنلاین محصولات استودیوهای فیلم سازی مطرحی چون «برادران وارنر»، «Dreamwork» و «اسنتلی» را بر عهده داشت. شرکت او «Next Planet Over» نام داشت که در سال 2001 به «Toys R Us» فروخته شد.«اسکات» در مقطعی از زندگی با دشواری های بسیاری رو به رو بود و برای کاهش فشارها و گذراندن زمان به کلوپی می رفت که در آن استنداپ کمدین ها به اجرای برنامه می پرداختند. از آن پس او به استند آپ کمدی علاقه مند شد. در آن دوران او به قدی به استندآپ کمدی علاقه مند شد که به صورت هفتگی سی دی های کمدی را از فروشگاه ها می خرید. او در آن زمان متوجه شد که مردم علاقه بسیاری به کمدی دارند و همانند آلبوم های موسیقی، سی دی های کمدی نیز بازار بزرگی دارد. با تحول دنیای دیجیتال و آغاز عصر استریم، موسیقی با سرعت با استریم همسو شد ولی «اسکات» معتقد است که کمدی در دوره استریم هیچگاه جایگاه مستقلی نداشته و پلت فرم وی می تواند به توسعه بازار استریم کمدی کمک کند. از آنجایی که آثار کمدی معمولا کمپانی های توزیع مستقلی نداشتند، چالش خرید حق بهره برداری از آثار به صورت استریم کمی پیچیده بود زیرا قراردادهای واگذاری حقوق با قراردادهای آلبوم های موسیقی تفاوتی نداشت و این امر بسته شدن قرارداد میان «لافلی» و کمپانی ها را دشوار ساخته بود. اما در نهایت او توانست در گام نخست 20 کمپانی مادر در توزیع حقوق آثار کمدی را متقاعد نماید.مخاطبین این استارتاپ به دو دسته تقسیم می شوند، یک آنهایی که طرفدار سرسخت کمدی هستند و با آرتیست ها و آثار آنها آشنایی دارند و دسترسی به آثار کلاسیک و آثار کمدین های گمنام در کلاب های سراسر آمریکا برای آنها فرصتی طلایی است. دسته دوم افراد عادی هستند که تنها خواهان دسترسی به محتوای کمدی هستند و آشنایی با آرتیست ها ندارند. جزو هر دسته که باشید «لافلی» سورپرایزهایی برای شما خواهد داشت. دسترسی به رادیوهای کمدی از آثار 150 کمدین بر اساس ژانر و نوع کمدی آنها میتواند برای مخاطبان عادی جذاب باشد. همچنین «اسکات» امروزه از اعضای سابق «پاندورا» در بخش کمدی بهره می برد و با توسعه الگوریتم های توصیه گر بر اساس سلیقه شخصی کاربران تجربه متفاوتی را از کمدی برای مخاطبان آن امکان پذیر ساخته است. این استارتاپ در حال حاضر دارای 14 نیروی انسانی است و 25 هزار کاربر فعال دارد. 10 درصد از این تعداد مشترکین پولی «لافلی» را تشکیل می دهند. «لافلی» توجه بزرگترین شرکت های دنیا را به خود جلب کرده است و با قراردادن تبلیغ های آنها پول خوبی به جیب زده است. «برگر کینگ» و «مرسدس بنز» از جمله شرکتهایی هستند که قرارداد تبلیغاتی با «لافلی» به امضا رسانده اند.قطعا موفقیت برنامه «خنداننده شو» نشان دهنده وجود استعدادهای بسیاری در استند آپ کمدی کشور است و با توسعه نمایش های استند آپ در کشور شاید روزی نیاز باشد تا ما نیز پلت فرم های ویژه استند آپ در کشور راه بی اندازیم. اما تا آن زمان راه طولانی باقی است، راهی که شاید جوانان با استعداد ما در زمان کمتری طی کنند و توسعه فناوری استریم نیز در کنار استند آپ کمدی بستر شادی بیشتر جامعه را فراهم کند.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Mon, 22 Jun 2020 00:42:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاک چین و اقتصاد خلاق</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/aramebandari-blockchain-and-creative-industries-ejiq4nm5lzbu</link>
                <description>«اقتصاد خلاق» پارادایمی است که با آغاز هزاره جدید به عنوان چرخه اقتصادی نوینی برای جبران زیان های حاصل از نوسانات بازار و اقتصاد مبتنی بر انرژی در قالب اسناد رسمی بسیاری از کشورها مد نظر قرار گرفته است. کشورهای اتحادیه اروپا، بریتانیا و استرالیا توجه ویژه ای به این نوع از اقتصاد داشته اند؛ اقتصادی که مبنای آن بر نبوغ و خلاقیت انسان ها در این جوامع بنا شده است. این نوع از اقتصاد به همراه اقتصاد فرهنگی سهم قابل توجهی در تولید ناخالص داخلی کشورها داشته اند.اقتصاد خلاق نسخه تکامل یافته ای از اقتصاد فرهنگی است. بر اساس یافته های ارنست و یانگ در سال 2015، 11 بخش از اقتصاد فرهنگی در مجموع 3 درصد از تولید ناخالص جهانی را به خود اختصاص داده اند و در کنار آن سهم «GDP» اقتصاد خلاق، برابر با «GDP» کشور بزرگی مانند هندوستان بوده است.بیشتر بدانید:‌ فناوری OTT چگونه توزیع محصولات خلاق را تسریع کرد؟از سوی دیگر اقتصاد خلاق 29.5 میلیون شغل در سراسر جهان ایجاد کرده و قطعا در سال های آینده این بخش سهم بسزایی در اشتغال زایی کشورها خواهد داشت.صنایع نشر، تبلیغات، بازی، فیلم و سینما، تلویزیون و موسیقی از بخش های درآمدزای اقتصاد خلاق و فرهنگی هستند. در این بین با رشد ضریب نفوذ اینترنت در جوامع مدرن سرعت انتقال محصولات فرهنگی و خلاق ابعاد جدیدی به خود گرفته و این محصولات می توانند در سایر کشورها نیز مخاطبان خود را داشته باشند. برای نمونه انواع محتواهای فرهنگی در انواع قالب ها (صوتی، تصویری و ویدئویی) در دنیای دیجیتال به کالای ارزش مندی تبدیل شده اند و به راحتی مرز کشورها را در می نوردند. البته نباید از تاثیر ساز و کارهای حمایتی از مالکیت فکری چنین آثاری غافل شد؛ چرا که اساس ارزش آفرینی کالاهای فرهنگی و خلاق به شدت به نحوه حمایت از چنین کالاهایی وابسته است.بیشتر بدانید: آیا نقض کپی رایت برای صنعت تلویزیون و سینما تنها زیان به همراه داشته است؟ تحقیقات چیز دیگری را نشان می دهند!ایران یکی از کشورهایی است که می تواند از پتانسیل های موجودی که دارد در راستای ساختارمند ساختن اقتصاد خلاق و اقتصاد فرهنگی خود استفاده کند. با توجه به تاریخ، فرهنگ غنی و جمعیت جوان و تحصیل کرده این کشور، اقتصاد فرهنگی و خلاق می تواند به عنوان یکی از جایگزین های مهم در فرایند گذار از اقتصاد وابسته به انرژی مطرح شوند. اما مشکل کار این است که تمامی زیر مجموعه های صنایع فرهنگی و خلاق به شدت به قوانین مالکیت فکری وابسته هستند. این صنایع زمانی می توانند در ابعاد ملی و بین المللی رشد نمایند، که ساختار مناسب حمایتی از دارایی های آن ها وجود داشته باشد.ساختار قانونی کپی رایت و تاثیر آن بر اقتصاد خلاققوانین حمایت از صنایع خلاق و فرهنگی در چارچوب قوانین ملی و بین المللی خلاصه می شوند. قوانین ملی برای حمایت از حق نشر حدود 5 دهه است که در ایران وجود دارد. اما این کشور در نظام های حمایت از مالکیت فکری آثار شامل حق نشر در ابعاد بین المللی مشکلات بسیاری دارد. ایران یکی از معدود کشورهایی است که همچنان از پذیرش معاهده «برن» جهت حمایت از «حق نشر/کپی رایت» سر باز زده است. در چنین شرایطی تولیدکنندگان محصولات فرهنگی و خلاق این کشور از چرخه جهانی این صنایع به دور خواهند بود. از سوی دیگر کالاهای فرهنگی و خلاق در داخل ایران با مشکلات بسیاری رو به رو هستند. فرایند کند قضایی جهت پیگیری شکایت ها از یک سو و نقض گسترده حق نشر در فضای دیجیتال سبب شده تا صنایع خلاق و فرهنگی این کشور هیچ گاه رشد پایداری نداشته باشند.راه حل بلاک چین برای صنایع خلاقبا این حال در سال های گذشته و با روی کار آمدن فناوری بلاک چین و استفاده از این فناوری برای حل چالش های مالکیت فکری کور سوی امیدی برای ایجاد بستر های حمایتی مناسب از صنایع خلاق و فرهنگی ایران شکل گرفته است. در چنین شرایطی است که بلاک چین می تواند در ثبت دارایی های فکری کمک شایانی کند.بیشتر بخوانید: بلاک چین و سیر تکامل صنعت موسیقیساز و کارهای ثبت آثار در قالب فناوری بلاک چین می تواند به شفافیت مالکیت آثار منجر شود و قابلیت غیرقابل تغییر بودن سوابق ثبت شده در این فناوری می تواند سبب قابل اعتماد بودن سوابق شود. شکل گیری پایگاه داده شفافی می تواند روند تجارت و واگذاری حقوق و توزیع درآمدها به ذینفعان کالاهای فرهنگی و خلاق را دگرگون سازد. وجود پایگاه داده ای شفاف و بهره مندی از قابلیت قراردادهای هوشمند می تواند توزیع منافع در چارچوب وب را برای کالاهای فرهنگی و خلاق هموار سازد.در نمونه های خارجی، استارتاپ «Dotblockchain» و «Custos» در صنعت موسیقی تلاش می کنند تا با افزایش شفافیت مالکیت آثار و حفاظت از مالکیت فکری آثار سبب افزایش درآمد هنرمندان و پایداری بیشتر چرخه اقتصادی موسیقی شوند. یا استارتاپ «Binded» تلاش دارد تا حق کپی رایت عکس ها را در فضای وب برای عکاسان محفوظ نگه دارد.در این بین «Bernstein Technologies» و « Copyrobo» نیز دو استارتاپی هستند که تلاش دارند تا حق نشر آثار را در سراسر جهان برای مالکان آن تضمین کنند. در چنین شرایطی استارتاپ هایی می توانند در ایران شکل گیرند تا فرایند حمایت از حقوق مالکیت فکری تولیدکنندگان محصولات فرهنگی و خلاق را تسهیل کنند.همکاری چنین استارتاپ هایی در ایران با نمونه های خارجی می تواند حمایت های بین المللی از آثار خالقان ایرانی را به همراه داشته باشد. البته باید توجه داشت که پشتوانه حقوقی چنین حمایت هایی بسیار اهمیت دارد و قطعا شکل گیری پایگاه های بزرگ داده آنلاین در جهت ثبت شفاف آثار می تواند انگیزه مسئولان ایران برای حمایت حقوقی در سطح ملی و بین المللی را بیشتر کند.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 12:01:14 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معرفی مدل های کسب و کار در سرویس های «VOD»</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/aramebandari-vod-business-models-aoppopuhkbpe</link>
                <description>Subscription VODsموفقیت سرویس های «VOD» به شدت به مدل کسب و کار و مدل کسب درآمد آن وابسته است. به زبان ساده مدل کسب و کار جریان درآمد شما را مشخص می کند. در ابتدای شکل گیری یک سرویس «VOD» این پرسش مطرح می شود که آیا سرویس های استریم از اشتراک ماهانه و ایجاد دسترسی نامحدود کاربران به محتوا کسب درآمد می کنند؟ یا از هر بار پرداخت برای دیدن محتوا یا درآمد حاصل از تبلیغات سرویس خود را می گردانید؟بیشتر شرکت ها از جمله نمونه های داخلی مانند فیلیمو و نماوا و... از مدل کسب و کار شرکت های پیشرو در صنعت مانند نتفلیکس پیروی می کنند؛ ولی برخی دیگر با توجه به مزیت های رقابتی خاص خود تلاش می کنند تا با روش های خاص نفوذ خود در بازار را تضمین کنند و سپس به دنبال راهی برای حفظ کاربران خود و پایدار ساختن جریان درآمد خود هستند. باید توجه داشت که اساس فعالیت کسب و کار به مدل درآمد آن وابسته است و با تغییر مدل کسب و کار، ممکن است کسب و کار آن ها را به کلی تغییر دهد. چنین اتفاقی برای نتفلیکس افتاد؛ زمانی که این سرویس اجاره دی وی دی سرویس استریم خود را راه اندازی کرد. حال سری بزنیم به مدل های کسب و کار رایج در سرویس های «VOD».مدل پرداخت به ازای هر بار دیدن محتوا/مدل پرداختی «Transaction VOD/TVOD»در این مدل کاربر برای دیدن هر محتوا موظف به پرداخت است. در چنین مدلی کاربر یا برای مدت محدودی می تواند محتوا را تماشا کند که اصطلاحا آن را «دانلود اجاره ای/ Download For Rent» می نامند؛ یا به ازای یک بار پرداخت محتوا برای همیشه در دسترس کاربر خواهد بود. البته باید توجه داشت که در یکسال گذشته بیشتر سرویس های استریم از قابلیت دیدن آفلاین ویدئوها خود رونمایی کرده اند. در این حالت کاربر می تواند در حین استریم، محتوا را در حساب کاربری خود به صورت آفلاین ذخیره کند؛ این محتوا می تواند دائمی و یا به صورت اجاره ای و در مدت مشخص ذخیره شود. در چنین صورتی سرویس های «VOD» موظف هستند تا حساب کاربری را به سرویس های «Cloud» متصل کنند یا از بخشی از حافظه داخلی گوشی را برای ذخیره محتوا استفاده کنند.مدل پرداخت اشتراکدر این مدل کاربران می توانند با پرداخت اشتراک ماهانه، دسترسی نامحدود به محتوای سرویس استریم داشته باشند. البته در مکانیزم های مدرن، بسته های محتوای خاصی بر اساس سابقه انتخاب های کاربر و قابلیت پیش بینی سلیقه سیستم توصیه گر به کاربر ارائه می شود. برای مثال دسته بندی ژانر و بسته های شخصی سازی شده و قیمت های رقابتی به کاربران به صورت ماهانه ارائه می شود.مدل مبتنی بر تبلیغاتدر چنین مدلی دسترسی به محتوا برای کاربران رایگان است اما این سرویس ها دارای تبلیغات هستند و در بخش های مختلفی از محتوا تبلیغات ارائه می شود. درآمد اصلی این سرویس ها از محل تبلیغات است. از سوی دیگر به ازای هر بار دیده شدن تبلیغ مبلغی به صورت «Micropayment» برای تولید کننده و یا تهیه کننده محتوا واریز می شود. چنین مدلی در سرویس های «UGC» که کاربران تولید محتوا را بر عهده دارند رایج است. نوع مدیریت پرداخت ها و رعایت حقوق کپی رایت محتوای ارائه شده در چنین بسترهایی چالش اصلی بسترهای «UGC» است. برخی از سرویس ها با ارائه بسته های اشتراکی با هزینه بیشتر، سرویس بدون تبلیغات ارائه می دهند.بیشتر بدانید: آمار و ارقامی جالب از رابطه مردم و اینترنتتبلیغات به صورت کلی می توانند در ابتدا، وسط یا در پایان محتوا ارائه شود. تبلیغات برای سرویس های «VOD» درآمد می تواند جانبی محسوب شود اما برای مثال سرویس «Hulu» با ارائه تبلیغات در حین پخش محتوا درآمد قابل توجهی کسب می کنند. از سوی دیگر این سرویس ها به ارائه بسته های اشتراک ماهانه ارزان تر سبب جذب بیشتر مخاطبان می شوند. درآمد حاصل از تبلیغات جبران کننده درآمد از دست رفته از کاهش قیمت پرداخت اشتراک خواهد بود.در همین رابطه بخوانید: کاهش شدید درآمد تبلیغات تلویزیونی در جهان!</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 11:22:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کاهش شدید درآمد تبلیغات تلویزیونی در جهان!</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-television-advertising-vjstnu8n7oqu</link>
                <description>برای چندین دهه متوالی درآمد حاصل از تبلیغات اصلی ترین جریان درآمد برای تلویزیون های سنتی بود و هزینه این نوع تبلیغات در پیک پخش و به ویژه در ساعات پخش برنامه های محبوب تلویزیون همواره رکوردها را جا به جا می کرد. تبلیغات در رویدادهای ورزشی و کمپین های انتخاباتی نیز همواره رونق اقتصادی فراوانی به تلویزیون های سنتی می بخشید!این قاعده در کشور ما نیز صادق است و تقریبا همه می دانند درآمد تبلیغات در برنامه های پر طرفداری مانند «نود» یا سریال های محبوبی مثل «پایتخت» و «کلاه قرمزی» و یا حتی در زمان برگزاری مناظره نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بسیار بالا است.اما از سوی دیگر نارضایتی دیدن تبلیغات حوصله سر بر برای مخاطبان تلویزیون به امری عادی تبدیل شده؛ تبلیغ کنندگان نیز معتقدند منفعت کسب شده از تبلیغات در پیک پخش هیچ گاه جبران کننده هزینه بالای تبلیغات نیست.اما فناوری های جدید برای هر دو طیف ناراضی دنیای تلویزیون انتخاب های جدیدی به ارمغان آوردهاست. امروزه «تلویزیون های اینترنتی»، سرویس های «OTT» و «VOD»، «سرویس های به اشتراک گذاری ویدئو» و حتی «شبکه های اجتماعی» فرصت های جدید و متفاوتی برای تبلیغات اند.تبلیغات هوشمند و هدفمند در این سرویس ها هم رضایت متقاضیان تبلیغات را به همراه دارد، و هم می تواند نیازهای مخاطبین این سرویس ها را بر آورده کند؛ این موضوع اصلی ترین دلیل افت درآمد حاصل از تبلیغات تلویزیونی در سراسر جهان است.حالا بد نیست برای ببرسی این موضوع نگاهی داشته باشیم به تاثیر فراگیر شدن سرویس های مدرن بر شریان اصلی درآمد تلویزیون های سنتی در آمریکا.بر اساس گزارش «eMarketer» درآمد حاصل از تبلیغات در تلویزیون های سنتی آمریکا در سال گذشته نیم درصد کاهش یافته است. با احتساب این افت نیم درصدی، هزینه صرف شده برای تبلیغ در تلویزیون های سنتی آمریکا به 69.87 میلیارد دلار رسیده است. این رقم نشان دهنده افت یک میلیارد دلاری درآمد تبلیغات تلویزیون های سنتی است و پیش بینی می شود در سال های 2018 و 2019 نیز ادامه پیدا کند.دلیل چنین افتی روی آوردن مخاطبان تلویزیون به سرویس های جدید موسوم به «OTT» یا همان سرویس های «VOD» است. هزینه بالای اشتراک تلویزیون های کابلی نیز مزید بر علت شده و قطع اشتراک این سرویس ها توسط تعداد زیادی از مشترکین نیز تاثیر گذار بوده است.البته در سال های گذشته با اینکه تلویزیون های سنتی در آمریکا میلیون ها کاربر خود را از دست داده اند، اما شاید در ظاهر چنین افت نسبتا ناچیزی در درآمد تبلیغات جای تعجب هم داشته باشد. با این حال برخلاف تصور عمومی، عدم رشد و حتی افت نیم درصدی در این صنعت به تنهای شکست بزرگ تلقی می شود چرا که رشد گسترده و سرسام آور درآمد تبلیغاتی در سرویس های «OTT» و شبکه های اجتماعی ویدئو محور، نشان دهنده فرصت های از دست رفته بزرگ برای تلویزیون های سنتی است.سال 2017 سهم درآمد حاصل از تبلیغات در تلویزیون های سنتی آمریکا نسبت به درآمد رسانه های آمریکایی در این زمینه افت 33 درصدی را تجربه کرده است که رقم بسیار نگران کننده ای برای شبکه های تلویزیونی است.طبق پیش بینی «eMarketer» شاید تنها فرصت رشد دوباره درآمد تبلیغات تلویزیون های سنتی سال 2020 باشد. سالی که در آن از یک سو المپیک تابستانی و از سوی دیگر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برگزار خواهد شد و پوشش تلویزیونی این دو رویداد بسیار مهم می تواند درآمد کلانی نصیب آن ها کند.اما همانطور که گفتیم برخلاف تلویزیون های سنتی، این سال ها، سال های طلایی تلویزیون های مدرن در کسب درآمد بالا از راه تبلیغات بوده و درآمد حاصل از تبلیغات در سرویس های «OTT» و سرویس های «VOD» همواره رشد کرده است. به عنوان مثال، بر اساس پیش بینی ها امسال درآمد تبلیغاتی ست آپ باکس «رکو» از مرز 293 میلیون دلار می گذرد و سرویس استریم هولو نیز رشد 13 درصد تجربه خواهد کرد و درآمد حاصل از تبلیغاتش به 1.12 میلیارد دلار خواهد رسید. جالب است که حتی درآمد حاصل از تبلیغات در «شبکه های اجتماعی» از جمله فیس بوک حتی با وجود رسوایی های پیش آمده نیز بسیار بالا پیش بینی می شود.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 01:21:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطری که به شدت نتفلیکس را تهدید می کند: کمیت به جای کیفیت!</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-quantity-over-quality-in-netflix-kdg3wnzh5my9</link>
                <description>نتفلیکس از سال 2013، و با تولید سریال جنجالی «خانه پوشالی»، وارد دنیای سریال سازی شد. پس از موفقیت خیره کننده این سریال و تا امروز نتفلیکس بیش از 200 محتوای اورجینال تولید کرده و هر سال مدام بر بودجه تولید محتوایش اضافه می کند.در حال حاضر غول صنعت استریم با بیش از 180 میلیون کاربر در سراسر جهان، در تلاش است تا محتوای باب میل این جامعه بزرگ را فراهم کند. سرمایه گذاری روی تولید محتوای محلی در کشورهای مختلف نظیر ژاپن، هند، کره جنوبی، اروپای شرقی و آمریکای جنوبی سبب شده تا امسال بودجه تولید محتوای نتفلیکس از 8 میلیارد دلار برآورد شده در ابتدای سال گذر کند و به رقم نجومی 13 میلیارد دلار برسد.تولید چنین حجم وسیعی از محتوا قطعا بر روی کیفیت محتوای تولیدی تاثیر می گذارد و طبیعتا تمرکز روی کمیت به جای کیفیت می تواند تهدیدی بزرگ برای سرویسی بزرگ و بین المللی مانند نتفلیکس باشد چرا که آمازون پرایم ویدئو، به عنوان اصلی ترین رقیب نتفلیکس با رویکرد افزایش کیفیت و کاهش کمیت محتوای تولیدی چند ماهی است که حال و روز خوشی را تجربه کرده است.یک عوام فریبی عجیب از نتفلیکس؟!در سرویس های «VOD» معمولا بخشی برای درج نقد و نظر کاربران وجود ندارد. با این حال برخی از سرویس ها امکان امتیاز دادن به محتوا را در اختیار مخاطبین خود قرار می دهند. البته تا حدود دو ماه پیش امکان نوشتن نقد کاربری در نسخه وب نتفلیکس وجود داشت. اما مدیران نتفلیکس تصمیم گرفتند به بهانه کاهش تعداد نقدهای کاربری، این بخش را به کلی و برای همیشه از نتفلیکس حذف کنند و بخش نقد کاربری در اواخر اوت به پایان کار 10 ساله خود رسید.البته این امکان فقط در نسخه وب نتفلکیس فراهم بود و نسخه های موبایل و تلویزیون هوشمند این سرویس هرگز دارای بلاگ نقد کاربری نبوده. اما نکته قابل تامل این است که برخی از منابع مدعی اند پاک شدن این بخش از نتفلیکس بیشتر به دلیل حذف کردن موج شدید نقدهای منفی کاربران نتفلیکس به محتوای تولیدی اخیر نتفلیکس روی داده و این تصمیم کاملا به صورت آگاهانه توسط مدیران نتفلیکس صورت گرفته است.گزارش ها چه می گویند؟«کُردکاتینگ/Cordcutting» در گزارش سال ۲۰۱۸ خود تلاش کرده تا رابطه ای میان افزایش تعداد تولیدات نتفلیکس و افزایش نقدهای منفی مشترکین بزرگترین سرویس استریم جهان برقرار کند و به نظر می رسد که تا اندازه ای هم موفق بوده. این وب سایت آماری بر اساس فواصل زمانی مشخص توانسته رابطه مستقیمی بین زمان رونمایی از هر محتوای بی کیفیت نتفلیکس و افزایش نقدهای منفی کاربران برقرار کند. مثلا فیلم کمدی «The Do-Over» با تهیه کنندگی آدام سندلر به عنوان یکی از بدترین تولیدات نتفلیکس شناخته شده در نمودار «کرد کاتینگ» به عنوان نقطه عطف افزایش نقدهای منفی در نظر گرفته شده و جالب است که تقریبا همزمان با آن فیلم تحسین شده « Beast of No Nation » به کارگردانی کری فوکوناگا دیگر محصول نتفلیکس هم در این سرویس قرار داده شد اما تعداد نظرات مثبت نوشته شده در آن به مراتب کمتر از نقدهای منفی فیلم سندلر بود.در چنین شرایطی به نظر می رسد نتفلیکس مسیر توسعه را آن چنان که مدیران این سرویس ادعا می کنند، پیش نمی رود و کاهش کیفیت قطعا می تواند به افت کاربران فعال نتفلیکس منجر شود.راه حل چیست؟بر اساس گزارش ها، بیش از 73 درصد از مشترکین نتفلکیس، تمایلی به تماشای تولیدات اورجینال این سرویس ندارند و این طیف از کاربران نتفلیکس را برای داشتن آرشیو غنی محتوای با کیفیت انتخاب می کنند. با توجه به این وضعیت نتفلیکس می تواند به جای سرمایه گذاری وسیع روی تولید محتوای اورجینال به سمت غنی تر ساختن آرشیو خود از طریق خرید حق پخش محتوای با کیفیت بین المللی برود. اما قطعا سیاست های افزایش ارزش سهام نتفلیکس نیز در سرمایه گذاری این غول دنیای دیجیتال روی تولید محتوا تاثیر گذار است و باید منتظر ماند و دید تا کی جیب های پر از پول نتفلیکس کفاف هزینه های تولید میلیاردی محتوا را خواهد داد.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 01:17:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش مصنوعی عصر جدیدی برای فناوری استریم</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-ai-and-entertainment-industry-tvexmexjrdut</link>
                <description>قطعا عبارت هوش مصنوعی یا «Artificial Intelligence» به گوشتان خورده است. این روزها میلیاردها دلار برای توسعه هوش مصنوعی در تمامی صنایع هزینه می شود و قرار است این فناوری تجربه جدیدی از دنیای آنلاین برای انسان به ارمغان بیاورد. در حوزه بازاریابی به ویژه بازاریابی محتوا، هوش مصنوعی می تواند با شناسایی نیازهای مخاطب بهترین پیشنهادها را به آن ها ارائه دهد. اثرگذاری این فناوری گام بزرگی در مسیر شخصی سازی پلتفرم های آنلاین خواهد بود.همچنین هوش مصنوعی به زودی کل صنعت رسانه و سرگرمی را نیز مانند سایر حوزه ها به کلی تغییر خواهد داد. در این گزارش تلاش شده تا ابعاد مختلفی از کاربردهای هوش مصنوعی در صنعت سرگرمی و رسانه بررسی شود.هوش مصنوعی دقیقا چگونه کار می کند؟هوش مصنوعی شاخه ای از علم کامپیوتر است که تلاش می کند تا با فرایندهای یادگیری کارکردهای خاصی را پاسخ دهد. این فناوری رفتارهای هر پدیده ای از جمله انسان را با قالب الگوهای تکرار پذیر ذخیره می کند و با تجزیه و تحلیل آن الگوهای مشخصی را شناسایی می کند.هوش مصنوعی در صنعت استریمدر صنعت ویدئو آنلاین نظریه ای وجود دارد که این صنعت را به یکی از رقابتی ترین صنایع آنلاین تبدیل کرده است. بر اساس نظریه بازاریاب های ویدئویی، هر ویدئو تنها 30 ثانیه فرصت دارد تا با مخاطب خود ارتباط برقرار کند، در غیر این صورت مخاطب به سراغ ویدئو دیگری می رود.این اتفاق هم به دلیل تبدیل شدن ویدئو به محتوای اول اینترنت روی داده است. بر اساس پیش بینی های مراکز آماری معتبر مانند سیسکو، تا سال 2022 بیش از 80 درصد از ترافیک جهانی اینترنت صرف تماشای ویدئو خواهد شد. در چنین شرایطی رفتار سختگیر کاربران را می توان به حجم انبوه محتوای ویدئویی نسبت داد رفتاری که به راحتی می تواند میلیون ها دلار هزینه صرف شده برای تولید یک ویدئو را تنها در 30 ثانیه به باد دهد.در این شرایط پیچیده صنعت ویدئو آنلاین چه در پلتفرم هایی مانند یوتیوب و چه در سرویس های «VOD» مانند نتفلیکس، آمازون و هولو نیازمند فناوری هایی است که بتواند خوراک باب میل مخاطبان را به آن ها پیشنهاد کنند و حیات خود در این صنعت را تضمین کند.هوش مصنوعی سلام!حالا بیایید با مثال هایی عجیب ولی واقعی از توانایی های هوش مصنوعی در صنعت سرگرمی بیشتر آگاه شویم. در سال 2016 شرکت فاکس قرن بیستم، فیلمی در ژانر ترسناک ساخت که عنوانش «Morgan» بود. این فیلم ترسناک کمابیش مثل همه فیلم های ترسناک بود اما هوش مصنوعی با کمک یادگیری ماشینی تجربه عجیبی را برای دوستداران این ژانر رقم زد.تریلر رسمی این فیلم هیچ وقت تولید نشد چرا که تریلر آن را هوش مصنوعی با توجه به رفتار مخاطبش در 24 ساعت تولید می کرد! بگذارید دقیق تر بگوییم. کاربر در وبسایت مورگان و سرویس های استریم اختصاصی ژانر ترسناک مانند «شادر/Shudder » مدتی وقت می گذراند و هوش مصنوعی الگوهای رفتاری خاصی از کاربر شناسایی می کرد و در نهایت بر اساس تعاملی که با کاربر داشت پس از 24 ساعت، یک تریلر اختصاصی از این فیلم 90 دقیقه ای برای کاربر تولید می کند.فرایند تولید تریلر برای فیلم های سینمایی یکی از حساس ترین فعالیت ها بازاریابی است و «First Impression» آن روی مخاطب می تواند تضمین کننده فروش موفق در گیشه باشد. حالا به جای صرف هفته ها زمان برای تولید تریلر هدفمند و تاثیرگذار، هوش مصنوعی این وظیفه سنگین را بر عهده گرفته است.در سال 2017، در پخش رقابت های تنیس «US Open» نیز شرکت «IBM» دست به نوآوری عجیبی زد که توانست توجه علاقه مندان به این رشته ورزشی را به خود جلب کند. پلتفرم «واتسون» متعلق به شرکت «IBM» صحنه های حساس بازی را با هوش مصنوعی و فرایندهای یادگیری تنها 5 دقیقه پس از پایان هر بازی نمایش می داد. یعنی کاری که پیش از این شاید 2 تا 10 ساعت به طول می کشید، تنها در 5 دقیقه اتفاق افتاد.البته برای پخش آنلاین این رقابت ها در اپلیکشن پخش زنده رقابت ها قابلیت های دیگری نیز وجود داشت. برای مثال از هر زمانی که کاربر شروع به استریم بازی تنیس می کرد، هوش مصنوعی صحنه هایی که کاربر از دست داده بود را در گوشه ای از تصویر نمایش می داد. همچنین واتسون 320 ساعت ویدئو را آنالیز می کرد و اطلاعات آماری را به صورت هوشمند به مخاطبان ارائه می داد.برگردیم به صنعت «OTT»استفاده از هوش مصنوعی برای توسعه سیستم های توصیه گر و ارائه پیشنهادهای دقیق و کاربردی چیزی جدیدی برای نتفلیکس و سایر سرویس های «VOD» برتر دنیا نیست. البته این تنها کاربرد هوش مصنوعی برای این صنعت بزرگ هم نیست و هوش مصنوعی چه در ابعاد فنی و چه در ابعاد تجربه کاربری، کاربردهای دیگری نیز دارد.این را با یک مثال دیگر توضیح می دهیم. این روزها فرمان صوتی روی همه ست آپ باکس های معتبر مانند کروم کست، آمازون فایر، روکو و اپل تی وی وجود دارد. هوش مصنوعی بر اساس فرمان های صوتی طی چندین ساعت می تواند عواطف و احساسات مخاطب را تجزیه تحلیل کند و محتوایی متناسب با روحیات آن لحظه مخاطب به او پیشنهاد دهد!هوش مصنوعی و علوم شناختیاز لحاظ علوم شناختی «Cognitive Science»، انسان ها در عصر حاضر با سرعت بسیار زیادی در حال تغییرند. الگوهای رفتاری انسان ها در عصر دیجیتال روزانه تغییر می کند و فهمیدن نیازهای روزمره آن ها برای تامین سرگرمی مورد نیازشان به امری پیچیده تبدیل شده تست. هوش مصنوعی در چنین شرایطی به داد مدیران محتوای پلتفرم های «OTT» می رسد.بررسی ترندها و استخراج الگوهای مشخص از ترندها در کنار بررسی پدیده های کلان اقتصادی و اجتماعی که می تواند روی رفتار انسان تاثیرگذار باشد به وسیله هوش مصنوعی قابل تفسیر است.هوش مصنوعی برای مدیریت پلتفرم های ویدئوییمحتوای ویدئویی به عنوان یک دارایی ارزش آفرین برای پلتفرم های ویدئویی عمل می کند. در حقیقت تاثیرگذاری محتوا بر کاربر، کاربر را به پرداخت پول به ازای دیدن آن ترغیب می کند. اما شاید در بسیاری از موارد در عصر کنونی کاربران تفاوت چندانی برای جنس محتوای ویدئویی قائل نباشند. برای مثال دیدن یک ویدئو در یوتیوب که هزینه چندانی برای تولید آن نشده، می تواند به اندازه یک فیلم پر هزینه نتفلیکس برای مخاطب احساس خوشایند ایجاد کند. در چنین شرایطی کار مدیران محتوا این پلتفرم ها به شدت سخت و دشوار است.البته هوش مصنوعی در تگ گذاری هوشمند برای بهتر دیده شدن محتوای مرتبط در پلتفرم ها نیز کاربرد دارد. همچنین آنالیز رفتار مشتری و بررسی های نوع رفتار مشتری برای مدل های درآمدزایی از محتوا نیز دیگر فایده بهره مندی از هوش مصنوعی است که می تواند به بقای پلتفرم های ویدئویی در بازار پر تلاطم موجود کمک شایانی کند.تاثیر هوش مصنوعی در عملکرد فنی سرویس های استریمهوش مصنوعی در ابعاد فنی نیز می تواند به افزایش عملکرد کلی پلتفرم های آنلاین کمک قابل توجهی کند. برای مثال نتفلیکس سالانه حدود 1 میلیارد دلار برای توسعه هوش مصنوعی در پلتفرم خود هزینه می کند. هوش مصنوعی در حوزه فشرده سازی کدها و همچنین افزایش بهره وری شبکه انتقال داده های نتفلیکس عملکرد قابل قبولی داشته و این سرویس این روزها عملکرد کلی به مراتب بهتری به نسبت رقبایش دارد. از سوی دیگر این فناوری از شکل گیری گلوگاه های اطلاعاتی که به دلیل نقص های فنی سرورهای انتقال دهنده اطلاعات در شبکه اینترنت به وجود می آیند نیز جلوگیری می کند.جمع بندیهوش مصنوعی دستاوردی است که می تواند جایگزین هوش انسان باشد. حذف نقش انسان در بسیاری از فرایندهای کسب و کارهای آنلاین این صنایع مدرن را به سوی جهانی جدید سوق می دهد و قطعا این دنیای جدید برای مخاطبان سرویس های آنلاین نیز جهانی ناشناخته و البته تا اندازه ای جذاب خواهد بود.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 25 Apr 2020 01:13:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفت آمریکا ارزان تر از اشتراک نتفلیکس</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-oil-cheaper-than-netflix-subscription-qumiyaj7wv84</link>
                <description>بحران نفت در جهان و به ویژه در آمریکا، به سوژه طنز در شبکه های اجتماعی تبدیل شده است. مقایسه اشتراک یک ماهه نتفلیکس با قیمت یک بشکه نفت آمریکا که به کمتر از ۱ دلار نیز رسیده است به ترند توییتر تبدیل شده است. البته ترند ریزش قیمت نفت آمریکا و حتی عرضه آن با قیمت منفی،‌ شاید حالا سوژه خنده مناسبی باشد ولی چنین اتفاقی خبر از بحران اقتصادی بزرگی را می دهد،‌ بحرانی که می تواند به مراتب بزرگتر از بحران سال ۲۰۰۸ باشد. علت چنین رکودی،‌ نتیجه همه گیری ویروس کرونا و خانه نشین شدن میلیون ها نفر است. در حقیقت مازاد عرضه و کاهش چشم گیر تقاضا برای مشتقات نفتی به ویژه بنزین سبب شده تا قیمت نفت حتی برای مدت برای اولین بار در تاریخ بورس آمریکا در روز یکشنبه به منفی نیز سقوط کند. اما منفی شدن قیمت نفت به چه معناست؟Oil cheaper than Netflix subscription در حقیقت زمانی که قیمت نگه داری و انبارداری محصولی که پیش از این پیش فروش شده از قیمت تقاضای آن در بازار بیشتر برآورد می شود،‌ در چنین شرایطی  عرضه کننده حتی حاضر می شود و تا محصولش را با قیمت منفی بفروش برساند. اما از این ها که بگذریم، صنعت سرگرمی و به ویژه نتفلیکس در روزهای قرنطینه حال و روز بسیار خوبی را سپری می کنند و با شیب بسیار مثبتی در حال جذب مشترکین جدید از سراسر دنیا است. بر اساس گزارش بی بی سی،‌در ایام قرنطینه نتفلیکس ۱۲ میلیون کاربر جدید کسب کرده است. البته کاربر جدید به معنای خرید مستقیم اشتراک نیست ولی به هر حال نشان از استقبال عموم از این سرویس در دوره قرنطینه است. اگر کمی به تاریخ بنگریم،‌در حقیقت در تمامی بحران های اقتصادی صده اخیر از جمله بحران بزرگ آمریکا در دهه ۱۹۳۰ یا همان Great Depression و همچنین بحران سال ۲۰۰۸،‌صنعت سرگرمی از جمله معدود صنایعی بوده که رشد با ثباتی را تجربه کرده است. به عنوان مثال،‌صنعت هالیوود و به ویژه سینما در دهه ۱۹۳۰ در آمریکا به شدت رشد کرد. در حقیقت در اوج بحران اقتصادی ۱۹۳۰، هر هفته بین ۶۰ تا ۸۰ میلیون نفر برای دیدن فیلم به سینماها می رفتند! در این دوره هالیوود توانست در روزگار رکود با سرگرم کردن مردم و فروش آرزودر کنار صنعت کازینو به عنصر مهم در اقتصاد دهه های آینده آمریکا تبدیل شود.بیشتر بدانید:‌ مقاله انگلیسی در مورد تاثیر رکود بزرگ بر هالیوود  در شرایطی کنونی نیز که مردم عادی کاری جز در خانه ماندن ندارد،‌ سرگرمی در دسترس و با کیفیتی مانند نتفلیکس بهتر گزینه برای گذراندن وقت خواهد بود. حال باید ببینیم این ترندهای خنده دار و همچنین نوسانات بازار نفت چه تاثیر بلند مدتی بر زندگی تک تک ما خواهد داشت. </description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 14:17:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاستمداران دنیا نتفلیکس را دوست ندارند!</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-politicians-dont-like-netflix-kzbhfmfmlvwu</link>
                <description>انگار قرار نیست یک روز هم مدیران نتفلیکس رنگ آرامش را ببینید و بدون حاشیه به فعالیت خود ادامه دهند. چند وقتی است هر اقدام غول صنعت استریم جهان جنجالی بزرگ به پا می کند، تازه ترین حاشیه ها هم مربوط به خارج شدن فیلم های این سرویس از بخش مسابقه جشنواره کن و اعتراضات گسترده و پیوسته سینما داران نسبت به مدل نمایش آثار سینمایی ساخته شده توسط نتفلیکس است.البته این دست جنجال ها بیشتر به نوع عرضه محتوای نتفلیکس مربوط می شود؛ محتوایی که قرار نیست به صورت سنتی در سینماها به نمایش در آید و از روز اول به وسیله سرویس استریم در دسترس 167 میلیون کاربر جهانی آن قرار می گیرد. با این حال آن چه مشخص است این است که نتفلیکس با وجود همه این حواشی ریز و درشت فعلا روند رو به رشد خود را حفظ کرده است. مطابق انتظارها بزرگترین سرویس استریم جهان همچنان با سرعت در حال بلعیدن بازارهای کشورهای مختلف است. نتفلیکس طی چهار ماه گذشته 4.9 میلیون کاربر در خارج از مرزهای ایالات متحده جذب کرده و 1.45 میلیون کاربر جدید نیز در آمریکا برای اولین بار اشتراک نتفلیکس را خریداری کرده اندبر اساس این گزارش نتفلیکس همچنان با رشد 41 درصدی در بازار سایر کشورها به پیش می تازد و رشد آن در آمریکا نیز با رشد 11 درصدی همراه بوده است. همه این موفقیت ها را باید مدیون محصولات با کیفیت و دیدنی نتفلیکس دانست؛ محصولاتی که در هر جای کره خاکی محبوبیت فراوانی دارد.اما این محتوای اورجینال تولیدی همچون نحوه توزیع این سرویس پر از حواشی مختلف است. فیلم ها، مستند ها و سریال هایی که نتفلیکس سالانه صدها میلیون دلار برای تولید آن در همه جای جهان هزینه می کند تابع سیاست خاصی است که بعضا با واکنش شدید سیاست مداران و حاکمیت کشورهای مختلف رو به رو شده است. در سال های گذشته واکنش ها به نوع محتوای تولیدی نتفلیکس مشکلات و البته فرصت های بسیاری را برای این سرویس بین المللی ایجاد کرده است.این روزها محصولات خارجی نتفلیکس مخاطبان خاصی پیدا کرده؛ بسیاری از سریال بازان قهار بر این عقیده اند که به جز چند استثنا تولیدات آمریکایی این سرویس چندان ارزش دیدن ندارد ولی از طرف دیگر محتوای محلی آن در کشورهای مختلف طرفداران جدی پیدا کرده است. بر همین اساس نتفلیکس در کشورهای مختلف دست روی تولید محتوا با محوریت داستانی خاصی می گذارد؛ محتوایی که در برخی موارد به شدت در تضاد با سیاست های سیاست مداران مطرح این کشور ها است.در راستای همین سیاست ، نتفلیکس با کارگردانان و چهره های سرشناسی از سراسر دنیا برای تولید فیلم ها و سریال های جنجالی قرارداد انحصاری امضا کرده است و تمرکز نتفلیکس بر سرمایه گذاری روی کارگردانان و نویسندگانی از کشورهای برزیل، ژاپن، آلمان و فیلیپین سبب شده تا این سرویس بین المللی میلیون ها دلار برای تولید محتوا روانه این کشورها کند.به عنوان مثال خوزه پادیلها نویسنده و کارگردان تاثیرگذار برزیلی و تهیه کننده سریال محبوب «نارکو» این روزها همکاری های گسترده ای با نتفلیکس دارد یا در آن سو بریانته مندوزا فیلم ساز مستقل فیلیپینی که سابقه بردن جایزه از جشنواره کن سال 2009 را برای فیلم «کیانایا» در کارنامه اش دارد، در تولید محصولات جنجالی که مخالف عقاید حکومت این کشور است، با نتفلیکس همکاری می کند.اولین واکنش جدی سیاست مدارها علیه محصولات خارجی نتفلیکس هم در روسیه روی داد؛ اوایل سال گذشته ولادمیر مدینسکی، وزیر فرهنگ روسیه اذعان کرد، نتفلیکس در صدد تبدیل شدن به ابزاری برای «کنترل ذهن» میلیون ها نفر در جهان است؛ راهی که پیش از نتفلیکس برخی شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک و توییتر نیز پیموده اند. این سخنان در کنار جنجال های اخیر در فیلیپین، برزیل و فلسطین سبب شده تا محتوای این سرویس به صورت موشکافانه ای مورد بررسی قرار گیرد.اما داستان محتوای جنجالی نتفلیکس از سال 2016 و با تولید مستند «کلاه سفیدها» شدت گرفت.پس از مخالفت های دومای روسیه با نتفیلکس برای حضور مستقیم این شرکت در خاک این کشور، روس ها سال گذشته بر سر مستند «کلاه سفیدها/White Helmets» دوباره به شدت از نتفلیکس انتقاد کردند. این مستند را فراس فیاد با همکاری یکی از گروه های مخالف رئیس جمهور سوریه تولید کرد. این فیلم کوتاه و مستندگونه در مورد سازمان مردم نهادی است که به عنوان گروه نجات در مرزهای سوریه فعالیت می کند؛ گروهی که تخصصش کمک رسانی به زخمی های جنگ هفت ساله سوریه است. پس از موفقیت های این مستند در جوایز بین المللی و کسب اسکار بهترین مستند کوتاه، نتفلیکس پخش جهانی آن را بر عهده گرفت. این مستند کاملا روس ها را بر آشفته کرد و پس از آن بود که فعالیت های نتفلیکس با وضع قوانین سخت گیرانه در روسیه پایان پذیرفت.یا در نمونه ای دیگر مستند «The Mechanism» در برزیل سبب شده تا فعالیت های نتفلیکس در این کشور با مخالفت سیاست مداران چپ گرا رو به رو شود. این مستند داستانی با محوریت بررسی فساد لوئیز دا سیلوا، رئیس جمهور سابق این کشور ساخته شده؛ رئیس جمهوری که در حال گذراندن 12 سال محکومیت خود است. در حال حاضر تنور اعتراضات به نتفلیکس توسط سیاست مداران چپ گرای این کشور به شدت داغ است و ممکن است این اعتراضات سبب پیچیده شدن وضعیت فعالیت این سرویس در برزیل شود.در آن سوی اقیانوس نیز نتفلیکس با تولید مینی سریالی با موضوع مبارزات شدید رئیس جمهور فیلیپین با کارتل های موارد مخدر جنجالی اساسی به پا کرده است. سال گذشته با دستور رودریگو دوترته، رئیس جمهور فیلیپین، ارتش این کشور به مناطق مختلفی حملات گسترده ای داشت و بهانه این حمله ها مبارزه با گروه های ترانزیت موارد مخدر بود. به گفته ناظران بین المللی در طی حملات شدید ارتش این کشور، قوانین حقوق بشر در بسیاری از مناطق پایمال شد و صدها نفر نیز بدون محاکمه قانونی به دار آویخته شدند و این مسئله خیلی سریع تبدیل به سوژه جنجالی نتفلیکس شد؛ سوژه ای که در بطن مینی سریالی با نام «Amo» به سیاست های عجیب رئیس جمهور این کشور می پردازد.حتی نتفلیکس مدتی پیش مستندی را علیه گروه های مقاومت فلسطین تولید کرد که پخش آن همزمان با اعتراضات و کشته و زخمی شدن مردم فلسطین همراه شد. سریال «Fauda» در سال گذشته درست یک روز پیش از کشته شدن نوجوان 17 ساله فلسطینی به دست نیروهای اسرائیلی منتشر شد و گروه ها مقاومت فلسطین در کنار جوامع بین المللی از این سریال شکایت به دلیل خدشه دار کردن مقاومت مردم این کشور انتقاد کردند.البته این چند نمونه تنها تعدادی محدود لیست بلند بالای پروژه های پرحاشیه و دردسرساز نتفلیکس است که آینده کاری و حضور رسمی این سرویس در بسیاری کشورها را با چالش های اساسی رو به رو کرده است و می توان به آن ده ها عنوان فیلم و سریال مستند و داستانی دیگر هم اضافه کرد.شکی نیست که سرمایه گذاری 8 میلیاردی سال 2018 نتفلیکس در تولید محتوا، این سرویس استریم را به یکی از بزرگترین عرضه کنندگان محتوای جهانی تبدیل خواهد کرد؛ محتوایی که با توجه به گستردگی بازارهای جهانی این سرویس می تواند سبب جهت گیری افکار عمومی نسبت به اتفاقات و مسائل پیرامونشان شود.البته مدیران نتفلیکس مدعی اند محتوای این سرویس با هدف گسترش آزادی بیان و دادن فرصت به صداهای گوناگون در کشورهای مختلف دنبال می شود؛ اما پرسشی که همواره مطرح بوده این است که آیا واقعاً نتفلیکس چنین هدفی را دنبال می کند؟ سوالی که برای یافتن درست آن باید همچنان صبر کرد و منتظر ماند.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 02:57:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نتفلیکس و نمایش سیگار در سریال ها</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-cigarette-in-netflix-shows-boihfmugeaj5</link>
                <description>Cigarette in Netflix Showsدر آمریکا نوجوانان طیف وسیعی از مخاطبان برنامه های تلویزیون را تشکیل می دهند و صحنه های استعمال دخانیات در تلویزیون آمریکا همواره توسط نهادهای مستقل رصد می شود. بر اساس یافته های سازمان مستقل «Truth Initiative» در محتوای اورجینال سرویس های استریم چون نتفلیکس صحنه های سیگار کشیدن بیش از دو برابر برنامه های تلویزیون های سنتی است.در طی سال های 2015 تا 2016، محتوای اورجینال نتفلیکس به تنهایی شامل 319 مورد استعمال دخانیات بوده؛ این رقم در برنامه های تلویزیون های ملی و کابلی 139 مورد است.سریال «چیزهای عجیب تر/Stranger Things» رکوردار به تصویر کشیدن صحنه های استعمال سیگار است؛ فصل اول این سریال شامل 182 صحنه سیگار کشیدن کاراکترها است. در رتبه دوم ، سریال «مردگان متحرک» محصول شبکه کابلی «AMC» قرار دارد. در مدت مشابه بین سال های 2015 تا 2016 در سریال مردگان متحرک 94 صحنه استعمال دخانیات به تصویر کشیده شده است. در رتبه های بعدی سایر محصولات نتفلیکس شامل «نارنجی مشکی دیگری است»، «خانه پوشالی»، «Fuller House» و مستند «Making a Murderer» قرار دارند.در این رده بندی در شبکه های ملی و تلویزیون های کابلی سریال «Modern Family» از شبکه «ABC» با 20 صحنه و سریال «داستان جنایی آمریکایی» با 15 صحنه حضور دارند.به گفته مدیران مؤسسه «Truth Initiative» به دلیل استقبال گسترده نوجوانان از سریال ها سرویس های استریم، باید قوانین سخت تری برای به تصویر کشیده شدن موارد استعمال دخانیات اعمال شود. جامعه مدنی آمریکا سال ها برای مبارزه با ترویج فروش دخانیات در این کشور مبارزه کرده و حال سرویس های استریم در خلاف جهت خواسته های جامعه مدنی این کشور گام برداشته اند.اعمال محدودیت سنی برای سرویس های استریم سال ها است که اجرا می شود اما باید توجه داشت که چنین مواردی اختیاری است و بسیاری از خانواده ها خود از ساز و کارهای اعمال محدودیت در دسترسی کودکان و نوجوانان استفاده نمی کنند.از سوی دیگر سریال هایی چون «Making a Murderer» و «Stranger Things» نتفلیکس با محدودیت سنی 14 سال پخش می شوند و به گفته مدیران مؤسسه «Truth Initiative» وجود تعداد زیادی صحنه استعمال دخانیات برای نوجوانان مناسب نیست.با روی کار آمدن سرویس های «VOD» مانند «نتفلیکس»، «آمازون پرایم ویدئو» و «هولو» به تصویر کشیده شدن استعمال دخانیات متداول تر از گذشته شده است. به گفته رابین کووال، مدیر عامل «Truth Initiative» حوزه بهداشت و سلامت آمریکا در کنار جنبش های مدنی، دهه ها برای حذف آگهی های تلویزیونی برندهای سیگار در تلویزیون آمریکا مبارزه کرده اند و باید توجه داشت که سیگار همچنان عوارض کشنده خود را دارد و باید از ترویج آن جلوگیری شود.بسته بندی های خاص برندهای مختلف سیگار به قدری مشخص هستند که به تصویر کشیده شدن آن ها در سرویس های «VOD» حکم تبلیغ آن ها را دارد و باید با آن مبارزه شود و یا جرایم سختگیرانه ای برای استفاده از صحنه های استعمال سیگار در نظر گرفته شود.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 02:48:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا نقض کپی رایت برای صنعت تلویزیون و سینما تنها زیان به همراه داشته است؟ تحقیقات چیز دیگری را نشان می دهند!</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/arame-bandari-illegal-download-of-tv-shows-and-its-impact-on-entertainment-industry-qhzifvxiwtss</link>
                <description>دزدی هنری یا ادبی یا «Piracy» واژه ای که صنایع وابسته به کپی رایت همواره با آن روبه رو هستند؛ هر روز خبرهایی از لو رفتن فیلم ها و سریال های تلویزیون در رسانه ها منتشر می شود. اما آیا این صنایع به راستی متحمل زیان می شوند؟ آمارها و تحقیقات نشان می دهد که این صنایع همواره بر اساس به افق های تعیین شده خود دست یافته اند و در هزاره جدید رشد ارزش سهام استودیوها و شرکت های فیلم سازی همواره سیر صعودی را طی کرده است. صنایع وابسته به کپی رایت امروزه در پارادایم های نوین اقتصادی جهان نقش پر رنگی دارند؛ صنعت فیلم، سینما و تلویزیون از آیتم های مهم در طبقه بندی «صنایع خلاق» قرار دارند و رشد سهم این حوزه در تولید ناخالص ملی ایالات متحده، دلالت بر توسعه آن دارد. سود حاصل از این صنایع به صورتی است که سرمایه گذاری انجام شده در کوتاه ترین زمان باز می گردد. تولید یک فصل از سریال ممکن است ده ها میلیون دلار هزینه داشته باشد، با این حال این هزینه تنها در چندین هفته انتشار آن باز می گردد و سود گزافی عاید تولیدکنندگان و شبکه های توزیع و پخش می شود.عنصر دیگری که سودآوری این صنعت را تضمین می نماید، حق کپی رایت است. واگذاری حقوق کپی رایت و فرنچایز محصولات تلویزیونی می تواند سود دراز مدتی برای صنعت تلویزیون داشته باشد. مدل های توزیع نوین مانند بسترهای استریم و VODها امکان بهره برداری از تولیدات تلویزیونی را تشدید می نماید. ورود محصولات تلویزیونی به بازارهای جدید و نوظهور، بدون هیچ هزینه ای برای تبلیغات عاملی است تعیین کننده برای این صنعت رو به رشد تلویزیون.حال نقش دزدان محتوای هنری در این صنعت چیست؟ آن ها با چه هدفی در توزیع غیرقانونی محصولات تلویزیونی مشارکت می نمایند؟ و آیا به واقع صنعت تلویزیون از نقض کپی رایت صدمه جدی می بیند؟در گزارش های پیشین به آمار و ارقام مرتبط با زیان سریال محبوب شبکه «HBO»، یعنی «بازی تاج و تخت» اشاره کردیم. رکورد دانلود غیرقانونی فصل پنجم مانند بمبی در رسانه ها صدا کرد. رکوردی بیشترین دانلود غیرقانونی در سال 2014 و 2015 به ثبت رسیده است؛ مشکل اصلی که سبب شد تا طرفداران این سریال روی به دانلود غیرقانونی بی آورند، نقص های موجود در مدل توزیع آن بود. چند سالی است که استریمینگ و VODها در حال رشد هستند؛ امروزه این شبکه های توزیع آنقدر در دسترس هستند که کمتر کسی به فکر دانلود غیر قانونی است. این خود گامی رو به جلوست. محدودتر شدن فعالیت «تورنت» و جریمه ها و قوانین وضع شده در مورد نقض حقوق کپی رایت در فضای دیجیتال نیز تأثیر مثبتی در روند مقابله با پدیده نقض کپی رایت داشته اند.حال بیاید به جنبه های دیگری از ماجرای نقض کپی رایت بپردازیم. در دهه های گذشته صنعت هالیوود و مجله های تأثیر بسیاری بر شکل گیری فرهنگ جهانی داشته اند و شاید بتوان گفت که روندهای جهانی را هدایت کرده اند. فیلم، سینما، موسیقی، مد همه و همه بر زندگی روزمره مردم در جای-جای دنیا تاثیر گذاشته اند. روند «جهانی شدن» به گونه ای است که فرهنگ ها در هم ادغام می شوند و فرهنگ های ایستا همواره در مقابل موج تغییر می ایستند (و می شکنند) در حالی که فرهنگ های دینامیک دنیا را تغییر می دهند. اصطلاحا می توان فیلم، سریال و موسیقی را کالای فرنگی خطاب کرد؛ و هر انسانی نیازمند کالای فرهنگی است؛ در جهانی که با توسعه اینترنت و زیرساخت های ارتباطی یکپارچه تر از هر زمانی است؛ انتقال کالای فرهنگی نیز آسان تر از گذشته است. این کالاها مستقل از زادگاه خود، انتظارات و استانداردهای مخاطبان در هر جایی را را شکل می دهند. تلویزیون در حال انجام دادن کاری است که سال ها پیش هالیوود موفق به انجام آن شده است! ایجاد بازار در هر جای دنیا! فرقی ندارد نیویورک، خاور میانه متلاطم، شمال آفریقا یا جزیره ای در افتاده در اقیانوس آرام. همان گونه که عموم علاقه مندان به سینما جیمز باند، جنگ ستارگان و ... را می شناختند، «بازی تاج و تخت» را نیز خواهند شناخت.حال به نقض کپی رایت چه نقشی در بازاریابی محصولات فرهنگی دارد؟ بگذارید با یک مثال پیش برویم. بر اساس آمار در فصل پنجم «بازی تاج و تخت» 5 قسمت اول فصل پنجم تنها در 24 ساعت ابتدایی پس از پخش آن بیش از 1 میلیون بار دانلود غیرقانونی شدند. این میزان دانلود غیر قانونی یعنی 45 میلیون دلار زیان! هزینه معادل تولید 4 یا 5 قسمت این سریال تنها در 24 ساعت از دست رفته است. در بین نقض کنندگان کپی رایت، کاربران از کشورهای متنوعی قرار دارند. بر اساس تحلیل IPTVGuide و مطالعه مقالات گوناگون، مشخص شد که علت چنین میزان زیادی از دانلود غیرقانونی در مشکلات در مدل های توزیع، تأخیر در پخش محتوا یکسان در شبکه های گوناگون و قیمت بالای تماشای این سریال بود که این مشکلات در 2 سال گذشته تا حدود زیادی رفع شده است. اما آن چه که آمار به آن اشاره ای نداشت این بود که چه میزان از این دانلودهای غیرقانونی اصولا از سوی کاربران کشورهای رخ داده که شامل بازار هدف این سریال نیستند. باید توجه داشت که تا به حال این سریال همواره به میزان سود پیش بینی شده دست یافته است؛ پس زیان برآورد شده اصلا شامل بازار هدف این سریال نمی شود. برای مثال دانلود کاربران از کشورهایی مانند چین، روسیه، کشورهای خاور میانه و کشورهای آفریقایی که کمتر در بازار هدف شبکه های توزیع مانند «نتفلیکس» قرار دارند، نمی تواند زیان تلقی شود. همچنین سوال دیگر این است که چه تعداد از افرادی که به دانلود غیر قانونی این سریال پرداخته اند، در کشورهایی هستند که شامل خدمات شبکه های توزیع می شوند؟ و این که چه تعداد از کاربران نقض کننده کپی رایت اشتراک حداقل یکی از شبکه های توزیع را دارند؟در حقیقت دانلودهای غیر قانونی بستر مناسبی برای بازاریابی این محصولات در کشورهایی که بازار هدف نیستند فراهم می آورد. سیر توسعه شتابان شبکه های توزیع مانند «نتفلیکس» نشان از آمادگی پذیرش کشورها از محصولات این شبکه است. این شبکه امروزه در 170 کشور حضور دارند؛ در هر جای دنیا طرفداران این سریال، حتی آنان که تا به حال هزینه ای برای تماشای آن پرداخت نکرده اند، منتظرند تا شامل خدمات نتفلیکس شوند. دانلود غیرقانونی سبب شده است تا با توسعه بازار هدف شبکه های توزیع، مشترکین بدون هیچ هزینه بازاریابی جذب آن شوند و یا حداقل با پرداخت اشتراک ادامه سریال هایی که پیش از این به صورت غیرقانونی دیده اند را ببینند.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Fri, 24 Apr 2020 02:43:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سریال ها و فیلم ها چگونه لو می روند؟</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/aramebandarihow-tv-series-leaks-zls2kryjh0sy</link>
                <description>این روزها خبر لو رفتن اکران عمومی فیلم «خروج» سر و صدای زیادی به پا کرده است. البته باید توجه داشت که این اتفاق پدیده جدیدی نیست و به همین بهانه مروری کرده ایم به چگونگی لو رفتن محتوای سرویس های استریم و شبکه های تلویزیونی در سال های اخیر. لو رفتن سریال ها و پخش آن ها پیش از تاریخ اعلام شده یکی از پدیده هایی است که صنعت تلویزیون با آن رو به رو است. در سال های گذشته سریال های بسیاری لو رفته اند و قسمت های آن ها پیش از تاریخ معین شده در اینترنت پخش شده اند. اما به راستی سریال ها چگونه لو می روند؟بیشتر بخوانید: تاثیر پخش زنده اینترنتی بر تلویزیون«دارک اوورلورد»/«Dark Overlord» اسم گروهی از هکرها است که به سرورهای شبکه های تلویزیونی هجوم می برند و محتوای آن ها را سرقت می کنند. چند وقتی است که هر هفته اخباری در مورد هک شدن سریال های تلویزیونی در رسانه ها منعکس می شود. هک شدن محتوای شبکه «HBO» در هفته گذشته و لو رفتن قسمت هایی از سریال «Room 104» و «Ballers» درد سرهایی برای این شبکه ایجاد کرده است. هکرها مدعی شدند که 1.5 ترابایت اطلاعات از سرورهای «HBO» سرقت کرده اند و اما شبکه «HBO» اطلاعات لو رفته را بی اهمیت و در مقدار بسیار کمتر از ادعای هکرها اعلام نمود. همچنین در هفته گذشته قسمت چهارم فصل هفتم «بازی تاج و تخت» نیز پیش از پخش هفتگی آن در سایت های «تورنت» قرار گرفت اما مدیران شبکه «HBO» مدعی شدند که انتشار این قسمت ربطی به هک شدن آنها ندارد.نمونه های لو رفتن سریال های دیگری نیز در چند سال گذشته رخ داده است. سریال «Orange is a New Black» یکی از بزرگترین قربانیان انتشار غیر قانونی است. 13 قسمت فصل پنجم این سریال یک ماه پیش از انتشار آن در سایت های «تورنت» قرار گرفت. هکرها معمولا پس از سرقت محتوا تلاش می کند تا در ازای پخش نکردن آن ها از شرکت های تولید کننده باج بگیرند اما تا به حال در بیشتر مواردی که سرورها مورد حمله قرار گرفته اند، اطلاعات در اینترنت پخش شده است و مذاکرات برای جلوگیری از پخش و پرداخت درخواست های هکرها ناموفق بوده است.بیشتر بخوانید:‌ تورنت چیست؟ البته در چند سال اخیر هکر ها دیگر استودیو های هالیوودی را نیز مورد حمله قرار داده اند. در ماه آپریل گذشته گروه «دارک اوورلورد» حجم زیادی از اطلاعات «نتفلیکس» را به سرقت بردند اما تئوری آنها برای اخاذی از این غول استریم با شکست رو به رو شد. در سال های پیش سرقت از سونی به یکی از اخبار داغ آن دوران تبدیل شد و در جریان این حمله سایبری اطلاعات خصوصی سونی مانند لیست پرداخت ها، ایمیل ها و اطلاعات این شرکت به دست هکرها افتاد و پخش شد که سبب استعفای مدیران عالی رتبه آن شد.پخش غیرقانونی قسمت های نخست سریال های جدید معمولا به نفع آن ها بوده است. پخش غیر قانونی قسمت ابتدایی سریال موفق «Dexter» و «Weeds» باعث شد تا این رسانه های بسیاری به این موضوع بپردازند و شاید لو رفتن آنها عمدی بوده و ابزاری برای بازاریابی سریال هاست. اما لو رفتن سریال ها معمولا د مرحله پس از تولید یا اصطلاحا «Post Production» روی می دهد. تعداد عوامل پس از تولید سریال های تلویزیونی بین 20 تا 130 نفر است و نظارت بر آن ها برای جلوگیری از لو رفتن محتوا کاری دشوار به نظر می رسد. با این حال معمولا بندهای عدم افشا جزئی از قراردادهای کادر تولید فیلم و سریال است اما معمولا لو رفتن اطلاعات در مرحله ذخیره سازی آن ها در سرور ها روی می دهد و یا افرادی از کادر انسانی فرایند پس از تولید یا تدوین باعث لو رفتن قسمت ها می شوند.مدل دیگر لو رفتن سریال در زمان روی می دهد که نسخه هایی از سریال برای منتقدان و یا جشنواره ها ارسال می شود. چنین نسخه هایی با کپشن های ویژه جشنواره برای آن ها ارسال می شود اما در بسیاری از موارد این نسخه ها سر از اینترنت در می آورند. برای جلوگیری از در دسترس قرار گرفتن سریال های تلویزیونی پیش از نمایش رسمی آن ها، عوامل این سریال ها تلاش می کنند تا نسخه هایی از آن ها را برای جشنواره ها و منتقدان ارسال نکنند؛ راه حلی که «بازی تاج و تخت» برای فصل هفتم از آن استفاده کرد.برای جلوگیری از سرقت محتوا تلویزیونی، استودیوها راه حل هایی اندیشیده اند. آن ها صوت و تصویر محتوا را تا روزهای پیش از نمایش به صورت جداگانه و در سرورهای مجزا ذخیره می نمایند. همچنین محتوای ذخیره شده بر روی سرورها به صورت کد گذاری شده هستند و دسترسی به آن ها کار بسیار دشواری است. اما گروه هایی مانند «دارک اوورلورد» نشان داده اند که می توانند از چنین سدهایی نیز عبور کنند.امروزه ابزارهایی وجود دارد تا محتوای تولید شده در فضای اینترنت قابل رد یابی باشد. ثبت مقدماتی کپی رایت برای ایده ها از راه کارهایی است که می تواند ایده و محصول را حتی پیش از پایان فرایند تولید حفاظت نماید. محتوای حفاظت شده دارای کد مشخصی است و از موتورهای جستوجوی خاصی می توانند بر اساس کد محصول و با بهره گیری از هوش مصنوعی در فضای اینترنت به جستوجوی محتوای مشابه بپردازند و اگر نمونه ای برابر با محصول ثبت شده پیدا شد به صاحب اثر اطلاع دهند. بر این اساس می توان با اخطار و حتی حذف دامنه وبسایت مختلف محتوا را از فضای وب حذف نمود. اما «تورنت» شامل چنین ساز و کاری نیست و نمی توان از چنین راه کارهایی برای جلوگیری از انتشار محتوا در فضای «تورنت» استفاده نمود.شرکت های بیمه ای نیز در ایالات متحده آمریکا فعال هستند که محصولات شامل کپی رایت را بیمه می نمایند و تلاش می کنند تا محصول مد نظر به هیچ وجه به صورت غیرقانونی منتشر نشود. در صورت انتشار غیرقانونی محتوا این شرکت ها زیان های وارده را جبران می نمایند.گرچه راه های بسیاری برای جلوگیری از سرقت محتوا وجود دارد، اما حتی با بهره گیری از فناوری هایی چون رمزنگاری نیز نمی توان مانع دسترسی غیر قانونی به محتوای توزیع شده در بستر اینترنت شد. برای مثال ابزارهای بسیاری وجود دارد که می تواند صفحه نمایش را با بهترین کیفیت ضبط کند. البته کشور ما سال هاست که خود یکی از ترویج کنندگان عادت رایگان دیدن و نقض گسترده کپی رایت است. در صدا و سیما و همچنین در سرویس های استریم مانند فیلیمو، محوای خارجی به بدون هیج گونه خرید حق پخش،‌منتشر می شود و عادت رایگان دیدن را در جامعه ترویج می کند. </description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Wed, 15 Apr 2020 23:47:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز در مورد فناوری OTT</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D9%86%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-ott-vsyrha5i4u8z</link>
                <description>Television Era«دگرگونی» و «تحول» واژه هایی هستند که انسان هایی امروزی با آن ها آشنا هستند؛ عصری که ما در آن هستیم همواره متأثر از فناوری هایی است که انتقال داده دیجیتال را «دگرگون» می سازند. سیر «تحول» فناوری ها آن چنان سریع است که کسب و کارهای متأثر از فناوری همواره با چالش «بقا» رو به رو هستند. صنعت رسانه یکی از صنایعی است که همواره با روی کار آمدن فناوری های نوین «دگرگون» می شود.  گوشی های هوشمند، تبلت ها، تلویزیون های هوشمند ابزاری است که دریافت محتوا را بیش از پیش رونق بخشیده است.از سال ها پیش فناوری OTT یا «Over the Top Content» صنعت رسانه را دگرگون ساخته است. انتقال فایل صوتی، تصویری و سایر داده ها از طریق اینترنت و بدون اتصال به واسطه ماهواره ای، ویژگی اصلی فناوری OTT  است. در حقیقت محتوای ارسال شده بدون نیاز به نظارت و توزیع محتوا از طریق ماهواره های تلویزیونی و شبکه های محلی، و به صورت مستقیم به کاربر نهایی ارسال میشود. در این روش نیازی به شبکه های کابلی گسترده نیست و کاربر در کوتاه ترین زمان می تواند محتوای ارسالی را دریافت نماید. در سال 2008، OTT به عنوان مدلی برای عرضه محصولات VOD شبکه های کابلی و تلویزیونهای اینترنتی مطرح شد. محتوای صوتی و تصویری باید در هر جایی که اینترنت در دسترس است، قابلیت دستیابی داشته باشند. بنابراین در OTT از استاندارد فراگیر دنیای وب یعنی HTTP به عنوان پروتکل ارتباطی این نوع محتوا  و بستر انتقال تصویر استفاده می شود. پروتکل HTTP علاوه بر سادگی، توانایی پاسخگویی ترافیک بالا را نیز دارد.تمامی فناوری ها، با چالش هایی نیز رو به رو هستند؛ چالش OTT عدم تضمین پهنای باند شبکه اینترنت است؛ در شبکه های کابلی و ماهواره ای به واسطه حضور ارائه دهندگان خدمات فنی، سرعت و کیفیت ارسال دادهها تضمین میشود؛ با این حال چالش اصلی فناوری OTT عدم تضمین پهنای باند شبکه اینترنت است؛ این امر ممکن است کیفیت ارسالی تصاویر و فایل صوتی را با اختلال رو به رو سازد؛ به همین منظور پروتوکل هایی برای تبدیل کیفیت فایل ارسالی جهت نمایش برای کاربر نهایی ایجاد شد.فناوری OTT به عنوان فناوری ساختار شکن، بسیاری از کسب و کارها در زنجیره ارزش رسانه تحت تأثیر قرار داد. همان طور که گفته شد، داده ها به صورت مستقیم به کاربر نهایی ارسال می شود و این امر سبب شد تا کلیه خدمات دهندگان فنی سنتی از زنجیره ارزش صنعت رسانه حذف شدند. حذف خدمات دهندگان فنی یا «Service Provider» ها بدان معناست که هزینه ارائه VOD و AOD کاهش چشم گیری خواهد داشت.چالش دیگر این است که تأمین کنندگان اینترنت هیچ نظارتی بر محتوای ارسالی به صورت OTT ندارند؛ این امر ممکن است کپی رایت محتوای ارسالی را با چالش جدی رو به کند.فناوری OTT تنها حوزه رسانه و تلویزیون را دگرگون نساخته است و کاربرد وسیع آن در اپلیکیشن های ارتباطی موبایل نمود پیدا کرد؛ ایجاد شبکههای ارتباط تلفنی و تصویری با بهره گیری از فناوری OTT سبب شد تا شرکت های مخابراتی و تعرفه های آن ها نیز دگرگون شوند. حال دیگر برای برقراری ارتباط تلفنی نیازی به اپراتورها و خدمات دهندگان مخابراتی (سنتی) نبود و مکالمه تلفنی و تصویری با فناوری OTT امکان پذیر شد. اپلیکیشن هایی مانند وایبر «Viber»، «واتس اَپ»، اسکایت «Skype» و ... همگی از فناوری OTT برای برقراری ارتباطات صوتی و تصویری استفاده نمودند.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 23:59:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اینستاگرام و ویژگی IGTV</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-igtv-lztpptzz3opf</link>
                <description>یک سال و نیم پیش «اینستاگرام»از ویژگی «IGTV» رونمایی کرد که می تواند در سال های آینده این شبکه اجتماعی را تبدیل به بزرگترین و شاید پرمخاطب ترین تلویزیون جهان کند. این گزارش درباره این ویژگی جدید توضیحات کاملی به شما می دهد.در بین کل شبکه های اجتماعی، «اینستاگرام» پدیده واقعا عجیبی است. یکی از معدود شبکه هایی که در روزهای اول شکل گیری اش کمتر کسی به آینده آن امیدوار بود اما امروز با داشتن بیش از 1 میلیارد کاربر، آن هم کاربرانی که به شدت وابسته اش شده اند، تبدیل به یک غول بزرگ در عرصه شبکه های اجتماعی شده که مدام در حال رشد بیشتر است.در حال حاضر ضریب نفوذ این شبکه اجتماعی در جوامع و کشورهای مختلف آنقدر بالاست که کاربرانش حداقل به طور میانگین روزی 10 بار به آن سر می زنند! درست مثل بسیاری از ما در ایران!اما این شبکه اجتماعی که فعلا همه چیزش رایگان است، طی یک سال گذشته و هر سه ماه با یک اتفاق غافل گیر کننده حسابی مخاطبینش را غافلگیر کرده است.استفاده از رقیبی به نام اسنپ چت برای تحول!در این سال ها مدیران اینستاگرام به خوبی از ویژگی های رقیب سرسخت و محبوبشان «اسنپ چت» برای رشد پلتفرم خود استفاده کرده اند. مثلا ویژگی «Story» یکی از قابلیت هایی بود که اسنپ چت برای اولین بار روی پلتفرمش پیاده کرد. فیس بوک پس از خرید اینستاگرام این ویژگی را جذاب دید و به سراغ خرید حق استفاده از آن رفت. در آن زمان کمتر کسی به این ویژگی امید داشت چرا که بخش «Story» در اسنپ چت محبوب شده بود و تکرار موفقیتش در یک پلتفرم دیگر با توجه به رشد موفق اسنپ چت بعید به نظر می رسید اما اینستاگرام نه تنها توانست از ویژگی «Story» به بهترین نحو استفاده کند بلکه آن را تبدیل به نقطه قوت پلتفرم خود کرد.برای اضافه کردن ویژگی «IGTV» هم در حقیقت اینستاگرام دوباره به سراغ یکی دیگر از ویژگی های خاص اسنپ چت رفته است. بخش «دیسکاوریز» در اسنپ چت محتوای اختصاصی ویدیویی ارائه می دهد. این محتوای حرفه ای که بازه زمانی اش زیر 10 دقیقه است تا جایی پیش رفته که شبکه های معتبر تلویزیونی مانند «ESPN» نیز در آن به تولید برنامه می پردازند. حالا «IGTV» در اینستاگرام هم به نوعی نسخه ای از دیکساوریز است منتهی با ظرفیتی بسیار بالاتر برای مدت زمان ویدیوها!ویژگی «IGTV» چیست؟!مدیران اینستاگرام همانند تمامی پلتفرم های دیجیتالی دیگر، «ویدئو» را مهم ترین محتوای آینده می داند. به همین دلیل طی یک سال اخیر آن ها تلاش زیادی برای بالا بردن ظرفیت پلتفرم خود در این عرصه کرده اند. ماجرای محتوای ویدیویی در اینستاگرام ابتدا با امکان آپلود فایل های 15 ثانیه ای شروع شد که مورد استقبال فراوانی قرار گرفت. بلافاصله پس از آن امکان به اشتراک گذاری ویدیو در قالب فایل های یک دقیقه ای فراهم شد که میزان اقبال عمومی از این شبکه اجتماعی را چندین برابر کرد. حالا هم به عنوان جدیدترین پیشرفت در این زمینه از ویژگی جدیدی رونمایی کرده اند که می تواند این پلتفرم را به رقیب سرسختی برای یوتیوب تبدیل کند.در این ویژگی جدید که همان طور که گفتیم نامش را «IGTV» یا «تلویزیون اینستاگرامی» گذاشته اند هر کاربر می تواند در هر پست تا یک ساعت ویدیو در حساب کاربری اش آپلود کرده و در کانال اختصاصی اش به مخاطبین خود عرضه کند. این یعنی ایجاد تلویزیون هایی کاملا شخصی سازی شده!با این ویژگی هر منبع تولید محتوای ویدیویی از کمپانی های بزرگ فیلم و سریال و برنامه سازی گرفته تا تیم های تولید محتوای نیمه حرفه ای و آماتور و حتی سرویس های استریم می تواند به بستری با ظرفیت یک میلیارد کاربر، برای توزیع محتوای بلند خود، دسترسی داشته باشند و ویدئو کلیپ و برنامه های اختصاصی شبکه های معتبر هم می توانند در قالب برنامه هایی با مدت زمان کوتاه در اینستاگرام قرار بگیرند. این یعنی «IGTV»، اینستاگرام را به رقیبی جدی برای ویدئوهای کوتاه و جذاب یوتیوب و اسنپ چت تبدیل می کند.فعال شدن جدی تر نسخه وبدر همه این سال ها نسخه وب «اینستاگرام» به دلیل عدم امکان بارگذاری عکس و محتوا اصلا نسخه جذاب و قابل قبولی برای مخاطبین نبود اما با اضافه شدن ویژگی «IGTV»، نسخه وب این پلتفرم هم تغییرات اساسی خواهد کرد.طبیعتا هر چه زمان ویدیوها بیشتر باشد حجمشان هم بالاتر می رود و در چنین موقعیتی استفاده از گوشی تلفن همراه برای آپلود ویدیوها منطقی و شاید حتی امکان پذیر نباشد. به همین دلیل و به منظور بارگذاری ویدئوهایی حجم بالا اینستاگرام قابلیت بارگذاری از طریق نسخه وب را هم فراهم کرده تا کاربر بتواند ویدئوهای ذخیره شده در لپ تاپ خودش را نیز به راحتی در اینستاگرام آپلود کند.البته به گفته کوین سیستروم یکی از بنیانگذاران اینستاگرام ویدئوهای طولانی قرار نیست این شبکه اجتماعی را به پلتفرمی برای نمایش سریال هایی مانند «Game of Thrones» تبدیل کنند و مدت زمان ویدئوها زیر یک ساعت و ترجیحا تا 10 دقیقه خواهد بود. ولی با همه این ها خود سیستروم و دوستانش هم می دانند که در نهایت مدل استفاده از ویژگی های یک پلتفرم را خود کاربران مشخص خواهند کرد نه تیم سازنده آن.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Tue, 14 Apr 2020 01:55:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلاک چین و سیر تکامل صنعت موسیقی</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/blockchain-and-music-industry-evolution-w8podivwxmwy</link>
                <description>Gramophoneاز سال 2009 و با معرفی «White Paper» ارز رمزنگاری شده بیت کوین توسط شخصیت ساختگی ساتوشی ناکاموتو، فناوری بلاکچین نیز پای به عرصه وجودی گذاشت؛ فناوری که اساس شکل گیری بیت کوین است.بیت کوین سرگذشت پیچیده ای در طی سال های گذشته داشته است. ارزی که ابتدا سبب شد تا دولت آمریکا با چالش های حقوقی بسیاری رو به رو شود و استفاده از این ارز در «وب تاریک» و به ویژه در بستری چون «Silkroad» به عنوان ارزی برای خرید و فروش مواد مخدر، سلاح غیرمجاز و پولشویی 3 سال بیت کوین را به دشمن شماره یک حکومت آمریکا تبدیل کرد. این ارز در حال ورود به چرخه اقتصاد جهانی است؛ اما فناوری بلاکچین، فناوری است که این ارز را شکل داده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است.این روزها بلاکچین تمامی صنایع را دگرگون کرده است و گویی آینده جهان در گرو استفاده از ویژگی های این فناوری است. اینترنت اشیا، حوزه سلامت و بانکداری، ساختارهای مالی و اقتصادی دنیای مدرن به شدت تحت تاثیر این فناوری هستند. در این بین صنعت موسیقی نیز با چالش های بسیاری دست و پنجه نرم میکند و فناوری بلاکچین میتواند راه حلی اساسی برای چالش های پیشروی این صنعت قرار دهد.سیر تکامل صنعت موسیقیذات فناوری همیشه با تغییر گره خورده است؛ فناوری عادت های قدیمی ما را یکی پس از دیگری از بین میبرد و البته جایگزین جدیدی نیز ارائه می نماید. فناوری سبب شد تا انسان بتواند فرکانس های صوتی متبوع را بر روی ابزارهای بشرساخت گوناگونی در طی صده گذشته ذخیره کند. ذخیره سازی صوت بر روی صفحه گرامافون، کاست و سی-دی به کمک فناوری های گوناگون، صنعتی به نام صنعت فروش آثار موسیقی را شکل دادند. پس از آن نوبت به اینترنت رسید تا جنبه نوینی از صنعت فروش آثار موسیقی را شکل دهد.این روزها اینترنت و دسترسی آسان به اطلاعات و به خصوص سرگرمی، شرایط زندگی ما را تغییر داده است. صنعت موسیقی با توسعه اینترنت در دو دهه گذشته شکل سراسر جدیدی به خود گرفته است؛ امروزه سرویس های استریم موسیقی مانند اسپاتیفای به عنوان نمونه جهانی، و بیپ تیونز و نواک در کشورمان، به ما اجازه می دهند تا میلیون ها موسیقی را با گوشی های موبایل خود حمل کنیم و هر جا که اینترنت باشد، بتوانیم به موسیقی مورد علاقه خود گوش دهیم. خرید آنلاین موسیقی و تک آهنگ یا پرداخت اشتراک ماهانه برای دسترسی به هر نوع موسیقی، نیاز خرید سی دی و حتی دانلود موسیقی را از بین برده و این مدل های نوین به ادعای بسیاری صنعت موسیقی را برای همیشه دگرگون ساخت.Spotifyاسپاتیفای؛ مسکنی برای صنعت فروش موسیقیدر سال 2008، زمانی که اسپاتیفای شکل گرفت، خیلی ها این سرویس استریم موسیقی را تنها راه نجات صنعت فروش موسیقی می دانستند؛ تصور آنها درست از آب درآمد زیرا در آن روزها، صنعتی که قدمت آن به صده 15 میلادی میرسد، چنان درگیر نقض کپی رایت و پایمال شدن حقوق هنرمندان و ناشران بود که دیگر جانی برای مبارزه نداشت. در آن روزها آلبوم های موسیقی خریداری نداشت و لزومی هم به این کار نبود؛ چراکه دانلود مجانی از «تورنت» خیلی راحت تر از تصور بود. تورنت یکی از نوادگان سرویس «نپستر» است. سرویس به اشتراک گذاری «نپستر» منفورترین نتیجه توسعه اینترنت و در عصر دیجیتال برای صنعت موسیقی است. این سرویس در روزهای پایانی قرن بیستم شروع به فعالیت کرد و بعد از مدت کوتاهی سبب شد تا آلبوم های موسیقی که زمانی 14 دلار قیمت داشتند، رایگان در اختیار عموم قرار گیرند. در آن روزها کسی نمیتوانست با نپستر و سرویس های به اشتراک گذاری همتا به همتا یا «P2P» مبارزه کند. تلاش شرکت اپل در سال 2003 برای معرفی «iTunes» نیز چندان موفق نبود؛ چرا که کسی حاضر نبود برای موسیقی که به صورت رایگان وجود داشت، 99 سنت پرداخت کند.در آن روزها تنها راه کسب درآمد در صنعت موسیقی از طریق برگزاری کنسرت بود و دیگر فروش آلبوم جایی در چرخه اقتصادی موسیقی نداشت. هنرمندان، خواننده ها و موزیسین ها بیشترین زیان را از رایگان شدن موسیقی متحمل شددند، زیرا بیشتر منبع درآمد آنها از فروش آلبومها بود. از سوی دیگر هنرمندان نوپا دیگر هیچوقت نمی توانستند رشد کنند، چراکه کسی حاضر نبود برای آلبوم های آنها پولی پرداخت کند. اما در آن روزهای سخت، روزگار به یکباره روی خوش خود را به هنرمندان، تولیدکنندگان موسیقی و ناشران نشان داد.اسپاتیفای با راه حلی نوین از راه رسید؛ دسترسی نامحدود به میلیون ها ساعت موسیقی، تنها با پرداخت مبلغ اشتراک ماهانه. با این مدل دیگر بهانة در دسترس نبودن موسیقی و سختی تهیه آن و تن دادن به دانلود غیرقانونی تا حد بسیاری رفع میشد و هنرمندان نیز به هر حال میتوانستند مبلغی به ازای شنیده شدن آثار خود بدست بی آورند. اما تجربه سال های گذشته نشان داد که اسپاتیفای و سرویس های مشابه شاید تنها مسکنی برای صنعت موسیقی بودند، چرا که مدلهای نوین کسب درآمد از آلبوم های تولید شده، منفعت چندانی برای هنرمندان به ارمغان نیاورد و بیشتر درآمد حاصل از شنیده شدن موسیقی در سرویس های موسیقی به جیب ناشران و اسپاتیفای و امثال آن میرود.شناسایی چالش های پیش روی سرویس های استریم موسیقیتقسیم عادلانه درآمد حاصل از شنیده شدن موسیقی چالش اصلی هنرمندان در سال های گذشته بوده از سوی دیگر چالش های مالکیت فکری و حق نشر دردسر بزرگی برای سرویس های استریم موسیقی ایجاد کرده است. پروندههای نقض کپی رایت و عدم پرداخت حق نشر به ناشرین توسط اسپاتیفای دمار از روزگار این سرویس سوئدی در آورده است. در طی دو سال گذشته اسپاتیفای بهای سنگینی برای پیروزی در دادگاهها پرداخت کرده و در برخی موارد نیز مجبور به پرداخت غرامت به ناشرین و هنرمندان شده است. اما مشکل کار کجاست؟عدم شفافیت در مالکیت آثار موسیقی، به ویژه آثار قدیمی سبب شده تا اسپاتیفای نتواند مالکان و ذینفعان را به درستی شناسایی کند. اسپاتیفای معمولاً حقوق مجموعه ای از آثار را با قراردادهایی کلی از ناشران موسیقی خریداری میکند، بی آن که از جزئیات قراردادها بین موزیسین ها و شرکت های توزیع کننده آگاه باشد. در چنین شرایطی، تنها سرویس های استریم از عدم شفافیت مالکیت آثار زیان نمی بینند و موزیسین ها نیز بارها با چالش های مشابه ای رو به رو شده اند.برای نمونه نسخه بازنوازی شدهای از یک قطعه برای گروه موسیقی «دف پانک» بسیار گران تمام شد. این گروه با خرید امتیاز بازآفرینی یا اصطلاحاً «Remix» یک قطعه قدیمی، توانست موفقیت کم نظیری را به دست آورد؛ اما طولی نکشید که شکایت نقض کپی رایت و رای دادگاه به نفع خانواده خالق اثر سبب زیان گسترده تهیه کننده اثر و گروه «دف پانک» شد.اما عدم شفافیت و نبود اطلاعات دقیق در مورد آثار موسیقی دامن سرویسهای استریم موسیقی را نیز گرفته است. برای نمونه، در حال حاضر سرویس استریم موسیقی «اسپاتیفای» دعوای حقوقی بزرگی با «انجمن ملی ناشران موسیقی آمریکا» را تجربه میکند. این انجمن معتقد است که سرویس اسپاتیفای حق امتیاز بسیاری از ناشران و تهیه کنندگان موسیقی در آمریکا را پرداخت نکرده است. این انجمن معتقد است که 25 درصد از آثار موجود در اسپاتیفای به صورت غیرقانونی بر روی این بستر قرار دارند و مالکان حقوق آثار تا به حال هیچ مبلغی برای پخش آثار خود دریافت نکرده اند. فعلاً اسپاتیفای به پرداخت 20 میلیون دلار غرامت تن داده ولی به نظر میرسد این قصه سر دراز داشته باشد.تقسیم ناعادلانه درآمد حاصل از فروش آثار موسیقی و عدم شفافیت در شناسایی ذینفعان آثار دو چالش اصلی صنعت موسیقی در سالهای اخیر بوده است.«بلاکچین» فناوری است که امروزه بیشتر آن را با بیت کوین، اتریوم و سایر ارزهای رمزنگاری شده می شناسیم. این فناوری ویژگی هایی دارد که هر صنعتی را میتواند دگرگون سازد. حذف واسطه ها، به معنای حذف بانک ها در تراکنش های مالی از یک سو، امنیت بینظیر به دلیل توزیع شدگی و همچنین شفافیت و انتشار عمومی تمامی تراکنشها از سوی دیگر سبب شده تا این روزها ارزهای دیجیتال محبوبیت بسیاری داشته باشند. اما این فناوری چه کاربردی در صنعت موسیقی خواهد داشت؟Blockchainفناوری بلاک چین؛ راه حل نهایی«بلاکچین» فناوری است که امروزه بیشتر آن را با بیت کوین، اتریوم و سایر ارزهای رمزنگاری شده میناسیم. این فناوری ویژگی هایی دارد که هر صنعتی را میتواند دگرگون سازد. حذف واسطه ها، به معنای حذف بانک ها در تراکنش های مالی از یک سو، امنیت بینظیر به دلیل توزیع شدگی و همچنین شفافیت و انتشار عمومی تمامی تراکنش ها از سوی دیگر سبب شده تا این روزها ارزهای دیجیتال محبوبیت بسیاری داشته باشند. اما این فناوری چه کاربردی در صنعت موسیقی خواهد داشت؟شفافیت، ذخیره سازی کلیه سوابق، غیرقابل تغییر بودن سوابق، استفاده از ساز و کار تایید عمومی و خاصیت غیر متمرکز بودن این فناوری ویژگی های اصلی آن برای صنعت موسیقی محسوب میشود. اما در کنار این خواص «قراردادهای هوشمند» وجود دارد؛ قراردادهایی که از دل توسعه پروتوکل اتریوم بدست آمده اند. این قراردادها میتوانند فرایند مدیریت و توزیع سود حاصل از فروش آثار موسیقی را به راحتی در میان ذینفعان متعدد بر عهده گیرند و به عبارتی فرایند مدیریت حقوق دیجیتال یا «DRM» را برای همیشه دگرگون کنند.بلاکچین چگونه میتواند چالش های سرویسهای استریم مانند اسپاتیفای را حل کند؟همان گونه که پیشتر اشاره شد، اسپاتیفای به صورت شفاف نمیتواند از تاریخچه مالکین آثار مطلع شود. فناوری بلاکچین با خاصیت توزیع شدگی و استفاده از ساز و کار تایید عمومی میتواند تاریخچه ای شفاف از آثار موسیقی تهیه کند. هر اثر تولید شده تاریخچه ای دارد و در زمان ارائه حقوق به بسترهایی مانند اسپاتیفای ذینفعان آن مشخص هستند.اما ساز و کار تایید عمومی چگونه کار میکند؟ساز و کار مشارکت و تایید عمومی در ارزهای رمزنگاری شده مانند بیت کوین توسط «ماینر/Miner»ها انجام میشود. ماینرها در بیت کوین پس از تایید تراکنش ها و انجام عملیات ریاضی پیچیده، جایزهای به سبب مشارکت خود دریافت میکنند؛ این جایزه به معنای تولید بیت کوین جدید است. چنین ساز و کاری در بسترهای نوین موسیقی نیز روی خواهد داد.با اضافه شدن ذینفعان جدید و یا واگذاری حقوق اثر، ساز و کار تایید عمومی میتواند صحت ادعا را ثابت کند. برای ایجاد مشارکت کاربران و ذینفعان در ساز و کار تایید عمومی، بسترهای مبتنی بر فناوری بلاکچین ارزش افزودهای در صورت همکاری افراد در نظر میگیرند. پس از تایید عمومی و ثبت رکورد جدید، این رکورد غیرقابل تغییر خواهد بود. توکن ها و یا ارزهای درون شبکه ای جایزه مشارکت تایید عمومی در چنین بسترهایی هستند.اما توکن ها چه هستند و چگونه به ساز و کار تایید عمومی کمک میکنند؟توکن ها مشوق هایی هستند که بسترهای مبتنی بر بلاکچین در صورت همکاری عموم در فرایند تایید در نظر میگیرند. توکن به مانند سهام یا اوراق بهادار هستند و قابلیت مبادله در بسترهای مبتنی بر بلاکچین را دارا هستند. همچنین این توکن ها میتوانند به سایر ارزهای رمزنگاری شده نیز تبدیل شوند. کاربران و ذینفعان آثار در صورت همکاری در فرایند تایید توکنی دریافت می کنند و می توانند از آن برای خریدهای خود در بسترهای موسیقی استفاده کنند.قراردادهای هوشمند و تحولی بزرگ در توزیع منافعقراردادهای هوشمند می توانند به توزیع عادلانه حقوق آثار در بین ذینفعان کمک شایانی کنند. با شفاف شدن ساختار ذینفعان و سهم هر یک، قراردادهای هوشمند میتواند با هر بار خرید دیجیتالی آثار سهم مشخصی را به صورت به هنگام به حساب دینفعان واریز کنند. این فرایند میتواند در قالب ارزش دیجیتال یا ارز ویژه ای در بسترهای استریم موسیقی مبتنی بر فناوری بلاکچین باشد. از سوی دیگر سهم آثار موجود در بسترها در صورت پرداخت اشتراک ماهانه نیز محاسبه خواهد شد. این قراردادها می توانند فرایند پرداخت ها را به صورت شفاف نمایش دهند. از سوی دیگر قراردادهای هوشمند می تواند به شکل گیری مدل های کسب و کار نوینی در بسترهای استریم موسیقی کمک کنند. برای نمونه مدل اجاره اثر موسیقی و شنیدن اثر برای مدت محدود با پرداخت اندک و پرداخت کاربر پس از چند بار شنیدن موسیقی و اطمینان حاصل کردن کاربر از علاقه وی به موسیقی مورد نظر میتواند از طریق قراردادهای هوشمند شکل گیرد.نتیجه گیریاین روزها استارتاپ های بسیاری در حال توسعه سرویس های موسیقی مبتنی بر فناوری بلاکچین هستند و هر یک به نوعی چالش های یاد شده را حل و فصل کردهاند. باید منتظر شد و دید که آیا سرویس های موسیقی فعلی مانند اسپاتیفای با شکل فعلی به بقای خود ادامه خواهند داد؟ یا با استفاده از فناوری بلاکچین و خرید استارتاپ ها و ایده های جدید با چالش های موجود مقابله خواهند کرد.منابع:Crook, J. (2015, July 29). A Brief History Of Spotify. Retrieved from techcrunch: https://techcrunch.com/gallery/a-brief-history-of-spotify/slide/4/Finch, J. (2017, September 14). From Silk Road to ATMs: the history of bitcoin. Retrieved from Guardian: https://www.theguardian.com/technology/2017/sep/13/from-silk-road-to-atms-the-history-of-bitcoinKhawaja, J. (2017, Aguest 3). These 7 Blockchain Apps Could Help Musicians Get Paid More Easily. Retrieved from Noisey Vice: https://noisey.vice.com/en_us/article/d37mez/these-7-blockchain-apps-could-help-musicians-get-paidMarr, B. (2017, December 6). A Short History Of Bitcoin And Crypto Currency Everyone Should Read. Retrieved from Forbes: https://www.forbes.com/sites/bernardmarr/2017/12/06/a-short-history-of-bitcoin-and-crypto-currency-everyone-should-read/#4e1163453f27Sharma, R. (2017, October 14). How Blockchain Could Revolutionize Music Streaming. Retrieved from Investopedia: https://www.investopedia.com/news/how-blockchain-could-revolutionize-music-streaming/Statt, N. (2016, January 9). Spotify sued by another musician for copyright infringement. Retrieved from The Verge: https://www.theverge.com/2016/1/9/10743032/spotify-lawsuit-copyright-infringement-music-royalities</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sun, 12 Apr 2020 20:26:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارتش 100 هزار نفری برای پاک سازی اینترنت</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-100-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-qzpjd9mvry4j</link>
                <description>Facebook Moderatorsوقتی به شبکه های اجتماعی، «یوتیوب» و یا «آپارات» سر می زنیم به هر نوع محتوایی دسترسی داریم. سرگرمی، خنده، دیدن فیلم، ویدئوهای آموزشی، دوستیابی و به اشتراک گذاری لحظات زندگی ما، همه و همه در بستر رسانه های اجتماعی رخ می دهد. حال چنین حجم عظیمی از محتوا چگونه نظارت می شود؟امروزه بسیاری از نیازهای روزمره ما از طریق اینترنت رفع می شود. حضور مجازی ما در شبکه های اجتماعی زندگی بشر امروزی را دگرگون ساخته است. زندگی آنچنان با رسانه های اجتماعی گره خورده است که هر ساله میانگین ساعات حضور ما در اینترنت و شبکه های اجتماعی بیشتر می شود و بر اساس آمار منتشر شده در مارچ 2017، در جوامع مدرن، افراد روزانه 2 ساعت در شبکه های اجتماعی وقت می گذرانند. «Mediakix» یکی از شرکت های فعال در حوزه بازاریابی در شبکه های اینترنتی است. این شرکت آماری را منتشر کرده است که نشان دهنده هر شهروندان آمریکایی به طور میانگین روزانه 40 دقیقه در «یوتیوب» صرف دیدن ویدئو می نمایند. همچنین کاربران آمریکایی به صورت میانگین یک ساعت در شبکه اجتماعی «توئیتر» وقت می گذرانند و 40 دقیقه نیز در «فیس بوک»، رقیب «توئیتر» فعال هستند. در این بین کمترین زمان به «اینستاگرام» اختصاص دارد. تنها 15 دقیقه.حال اگر این دو ساعت ها را جمع کنیم مجموع آن رقمی تکان دهنده خواهد بود. اگر با همین روند پیش برویم، 5 سال و 4 ماه از زنگی انسان ها در جوامع مدرن در رسانه های اجتماعی سپری خواهد شد. در حقیقت این شبکه ها را ما خودمان شکل دادیم؛ محتوایی را که با هر هدفی در شبکه های اجتماعی و بسترهای به اشتراک گذاری بارگذاری می کنیم سبب شکل گیری حجم عظیم داده شده است. داده هایی که دیدن آن ها 2 ساعت از زندگی روزمره ما را به خود اختصاص می دهند. اما محتوای ما برای قرارگرفتن در شبکه های اجتماعی و بستر های به اشتراک گذاری باید چه ویژگی داشته باشند؟شبکه های اجتماعی مانند «فیس بوک» و «اینستاگرام» و وبسایت های بارگذاری ویدئو مانند «یوتیوب»، همگی بر اساس محتوای بارگذاری شده کاربر شکل گرفته اند. در حقیقت فعالیت کاربران و بارگذاری محتوا برای به اشتراک گذاری سبب شکل گیری این شرکت های بزرگ شده است. اما چه نوع محتوایی می تواند در چنین بسترهایی قرار گیرد؟ خطوط قرمز آن ها چیست؟ فرایند نظارت بر محتوای بارگذاری شده توسط کاربران چگونه کنترل می شود؟ بسترهایی که کودکان و خانواده ها در آن وقت می گذرانند چگونه محتوایی را می پذیرد؟Eyes that Protect the Youtube (Photo from Verge)آپارات و سامانه های «UGC» مشابه در کشور ما شکل گرفته اند و با قدرت در حال توسعه هستند. برای نظارت بر محتوای چنین سرویس هایی در کشور ما افزون بر ممیزی های بین المللی، ممیزی های خاصی نیز وجود دارد. اما این چالشی جهانی برای چنین سرویس هایی است. در ادامه به بررسی نحوه نظارت پیشگامان صنایع محتوا محور در جهان می پردازیم.ابتدا از «یوتیوب» آغاز کنیم. در سال های ابتدایی شکل گیری چنین بسترهایی، نظارت آن ها تنها بر اساس «گزارش» یا «Report» کاربران صورت می گرفت. هر کاربر می تواند ویدئویی را که مناسب می داند را گزارش کند. در بخش گزارش گزینه هایی جود دارد که کاربر بر اساس انتخاب یکی از آن ها نوع محتوا را مشخص می کند. محتوا گزارش شده در یکی از دسته های تصاویر مستهجن، تصاویر خشونت آمیز، ترویج تروریسم ( پس از شکل گیری دائش برای جلوگیری از ترویج ویدئوهای آن ها این گزینه اضافه شد)، محتوای نفرت پراکنانه و سو استفاده، اعمال خطرآفرین، کودک آزاری، اسپم ها و نقض حقوق دیگران قرار می گیرد. در حقیقت پس از گزارش شدن یک محتوا، محتوا به «صف بررسی» وارد می شود و در بیشتر موارد این نیروی انسانی است که فرایند نظارت بر محتوا را انجام می دهد. چنین افرادی را «Content Moderator» می نامند. پس از گزارش شدن محتوا، محتوا بر روی مونیتور بزرگ ناظران به نمایش در می آید و آن ها بر اساس پروتوکل ها و ممیزی های خاصی تصمیم می گیرند که آیا محتوا حفظ شود یا خیر. پس تصمیم گیری انسانی نقش پر رنگی در فرایند نظارت دارد. هوش مصنوعی نیز بخش از فعالیت های نظارتی را بر عهده دارد. کیفیت ویدئوها، مشکلات فنی و در برخی موارد بررسی مستهجن بودن بر عهده هوش مصنوعی است. البته هوش مصنوعی وظایف دیگری نیز دارد. برای مثال مدتی است که «ID Code» برای محتوای بارگذاری شده در «یوتیوب» اضافه شده و هر کسی می تواند برای محتوای خود کد مشخصی داشته باشد تا با کمک هوش مصنوعی بتواند نقض کننگان پی رایت محتوا را شناسایی کنند.Content Moderatorsچنین سیستم نظارتی برای «فیس بوک» نیز وجود دارد و دسته بندی های محتوای گزارش شده بر اساس پروتوکل جهانی برای رسانه های دیجیتال است. اما آن چه که مشخص است این است که نقش انسانی در این فرایند بسیار پر رنگ است و سرعت نظارت و کیفیت آن را پایین می آورد. غول های صنعت دیجیتال هزینه های بسیاری برای توسعه هوش مصنوعی در این زمنیه انجام داده اند اما همچنان راهی دراز برای توسعه مناسب آن ها در پیش است.اما چالش اصلی و اعتراض ها به چنین مکانیزم های از زمانی آغاز شد که ویژگی «Live» یا «زنده» به شبکه های اجتماعی مانند «فیس بوک» و «اینستاگرام» اضافه شد. «فیس بوک» امروزه دارای 2 میلیارد کاربر در سراسر جهان است و در حال تولید برنامه های خاص خود و راه اندازی شبکه استریم است. اما راه اندازی سامانه «Live» اعتراضات بسیاری به همراه داشت. مارک زاکربرگ در روز رونمایی از سامانه پخش زنده «فیس بوک» اذعان کرد که این سامانه فرصتی ناب برای ایجاد ارتباط بدون هیچ حد و مرزی را برای کاربران مهیا می سازد و از جنبه های زیبای آن سخن گفت.از این پس دوربین موبایل شما مانند تلویزیونی است که می تواند هر چیزی را که دوست دارید را به تصویر بکشد.اما واقعا چگونه می توان به تصاویر زنده نظارت کرد؟ آیا تنها اکتفا کردن به گزارش کاربران می توان کافی باشد؟ هوش مصنوعی نیز شاید نتواند پاسخ گوی چنین حجم عظیمی از داده باشد. برای کنترل ویدئوهای زنده زاکربرگ اعلام کرد که «فیس بوک» تا پایان سال 2017، 3 هزار نیروی جدید به ارتش نظارتی خود می افزاید تا محتوای زنده را رصد کنند. در سال 2016 خبرهای بسیاری تکان دهنده ای از ویدئوهای خشونت آمیز در «فیس بوک لایو» مخابره شد و خانواده ها را در سراسر جهان نگران کرد. تصاویر خود کشی، کودک آزاری و ... که برای مدت طولانی بر روی «فیس بوک» قرار گرفتند و در یک مورد پاک شدن یک ویدئو شلیک و خود کشی یک روز طول کشید و این نشان از ضعف هوش مصنوعی و کمبود نیروی انسانی سیستم نظارت آن بود.جنبه تاریکتری نیز در آن سوی صحبت های زاکربرگ وجود دارد. بر اساس قوانین ایالات متحده آمریکا، افرادی که به نظارت محتوا می پردازند باید شامل بیمه های درمانی های خاصی شوند و قراردادهای رسمی و حقوق بالایی برای کار دشوار آن ها ضروری است. اما شرکت هایی مانند «گوگل»، «فیس بوک» و «مایکروسافت» برای رفع موانع حقوقی و مسئولیت های سنگین خود در آمریکا به آن سوی اقیانوس نقل مکان کرده اند. این شرکت ها دفاتری را در کشورهایی مانند هند و فیلیپین ایجاد کرده اند تا با استخدام ارتش های 100 هزار نفری، نظارت بر محتوای جهانی تولید شده در چنین بسترهایی را محقق سازند. در سال 2014 جنجال ها بر سر نقض شدن حقوق کارمندان این شرکت ها در فیلیپین شدت گرفت. عدم بهره مندی از بیمه های درمانی مناسب و حقوق پایین و قراردادهای نامناسب سبب شد تا جامعه جهانی از فجایع ای که بر سر نظارت کنندگان محتوا آمده است، آگاه شوند. در چندین مورد وکلای بین المللی به کمک آسیب دیدگان این صنعت کثیف شتافتند و غرامت های هنگفتی از غول های آمریکایی طلب کردند. فارغ التحصیلان جوانی که در هند و فیلیپین با دیدن آگهی استخدام در «گوگل» و «فیس بوک» به سمت شغل نظارت محتوا جذب می شدند. امکان فسخ قرارداد به صورت یک طرفه برای شرکت ها، قراردادهای کوتاه مدت، عدم بهره مندی از بیمه های درمانی سبب شد تا در این کشورها افراد زیادی با آسیب های روانی رو به رو شوند. 8 تا 10 ساعت دیدن تصاویر آزاد دهنده در مونیتورهای بزرگ که به 10 تیکه تقسیم شده اند حتی در کوتاه مدت نیز وحشتناک است.حال شرایط کمی بهبود پیدا کرده است اما لازمه توسعه هوش مصنوعی مناسب برای نظارت بر محتوا به شدت احساس می شود. قطعا پیشرفت علم و فناوری نباید سبب نابودی آینده افرادی باشد که تلاش می کنند تا ما فضای مجازی امن و دلنشینی داشته باشیم.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Sat, 11 Apr 2020 15:16:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تساوی دستمزدها بین مردان و زنان و رنگین پوستان چالشی حل نشده در آمریکا!</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/gender-payment-gap-fc26dcsagwi8</link>
                <description>Gender Pay Gapتساوی حقوق زن و مرد و تساوی دستمزد میان سفید پوستان و رنگین پوستان یکی از خواسته های اصلی جنبش های مدنی در آمریکا است. هر ساله در روزهای منتهی به 31 جولای مطالبات جنبش های مدنی اوج می گیرد و تا یک ماه پس از آن نیز ادامه پیدا می کند. 31 جولای روز دستمزد برابر برای زنان سیاه پوست آمریکایی است. در چنین روزهایی زنان سیاه پوست در صنعت هالیوود و تلویزیون آمریکا در تلاش اند تا صدای خود به گوش رسانه ها برسانند.«نیکول براون» کمدین و بازیگر زن و سیاه پوست آمریکایی، یکی از فعالان برابری دستمزد زنان سیاه پوست آمریکایی با مردان سفید پوست است. بر اساس آمارها زن های سیاه پوست باید 7 ماه بیش از مردان سفید پوست کار کنند تا درآمد یکسان سالانه با آن ها داشته باشند! او در هفته گذشته با توئیت خود تلاش کرد تا افکار عمومی را به این حقیقت تلخ متوجه سازد.در مورد صنعت تلویزیون نیز «نیکول براون» اظهارات جنجالی مطرح کرد. او ادعا کرده است که بازی او در یک فصل از سریال با درآمد حاصل از حضور یک بازیگر مطرح مرد سفید پوست در یک شو شبانه حدوداً برابری می کند و شاید درآمد او مقدار بسیار ناچیزی بیشتر باشد.دستمزدها در صنعت هالیوود همواره یکی از موضوعات جذاب برای رسانه ها است و معمولا جزئیات دقیق قراردادها مطرح نمی شود ولی «براون» در مصاحبه اخیر خود جزئیات جذابی را ارائه کرده است. فاصله درآمد میان زنانی و همکاران مرد آنها که در اجرای مشترک برنامه ها، یکی از بحث هایی است که اخیرا در رسانه ها مطرح شده است. در این میان، مدیر برنامه های بازیگران زن و تولید کنندگان برنامه نقش بسزایی در نابرابری دستمزدهای زنان دارند. بر اساس تجربه گذشته، برای تولید شوهای تلویزیونی که مجری آن زنان سیاه پوست باشند، عوامل تولید و مدیر برنامه ها تلاش می کنند تا بیشتر هزینه ها را صرف استودیو ضبط، نور مناسب و هزینه های پخش در شبکه های معتبر کنند و توجهی به حقوق زنان اجرا کننده برنامه نداشته باشند.در ماه دسامبر سال ۲۰۱۸، «اِمی روسوم» بازیگر زن سریال «Shamless» چالش هایی برای تمدید قرارداد برای تولید فصل هشتم این سریال محبوب پیش رو داشت. او در طی هفت فصل گذشته همواره درآمد کمتری از همبازی مرد خود یعنی «ویلیام مِیسی» داشته است. به هر حال «امی روسوم» توانست تا قرارداد جدید خود را با شرایط برابر با همبازی مرد خود پیش ببرد و این یک پیروزی برای زنان حساب می شود.Big Bang Theory Gender Payment Gapپیروزی زنان در برابری دست مزد ها تنها به «امی روسوم» محدود نمی شود و «ملیسا راوچ» و «مایم بیالیک»، بازیگران زن سریال «بیگ بنگ تئوری» نیز درآمد چشم گیری از هر قسمت این سریال بدست آوردند. تهیه کنندگی این سریال بر عهده «برادران وارنر» است و این دو بازیگر در مجموع برای هر قسمت 1 میلیون دلار دستمزد می گیرند.همچنین «براون» در ادامه صحبت های بیان کرد که او پس از 8 سال اجرای برنامه های متفاوت در تلویزیون به درآمد حدوداً مساوی با همکاران مرد دست یافته است ولی اجراکنندگان جدید مرد، در اولین هفته حضور خود در برنامه های تلویزیونی دستمزدی برابر با او دریافت می کنند.در اساس آمار، 51 درصد از جمعیت آمریکا را زنان تشکیل می دهند. با این حال در صنعت تلویزیون و هالیوود، همواره نقش های مرتبط به زنان و به ویژه زنان سیاه پوست بسیار محدود بوده است. میزان تقاضای محدود استودیوهای تولیدکننده فیلم و سریال به بازیگران زن و دستمزدهای پایین آنها در مقایسه با بازیگران مرد سفید پوست بسیار نگران کننده است.در سال 2016، بر اساس آمار «GLAAD» در 44 درصد از برنامه های تلویزیونی (سریال ها و شوهای تلویزیونی) زن ها به ایفای نقش می پردازند؛ این در حالی است که 51 درصد از جمعیت آمریکا را زنان تشکیل می دهند. تنها 20 درصد از بازیگران و مجریان تلویزیونی را سیاه پوستان تشکیل میدهند و زنان سیاه پوست وضعیت به مراتب بدتری دارند.امسال برای ساخت پایلوت سریال های جدید تغییراتی ایجاد شده است. در 46 مورد از نقش های اصلی سریال های سفارش داده شده برای فصل های آینده، تنها 20 درصد از بازیگران سفید پوست هستند. تنها 33 درصد از تمامی نقش ها به زنان اختصاص دارد و برای یک سال دیگر شبکه «CBS» هیچ برنامه جدیدی با حضور زنان در نقش اصلی یا مکمل ارائه نکرده است.شاید تولید سریال کمدی به اندازه سریال های فانتزی و تاریخی مانند «بازی تاج و تخت» هزینه بر نباشد اما بازیگران سریال ها و برنامه های کمدی دستمزدهای نجومی دریافت می کنند. حال تساوی دستمزدها در چنین ژانری همواره محل بحث و جدال است.در این بین مدیر عامل های شبکه های مختلف نیز اظهار نظرهای جالبی کرده اند. «گری نیومن» مدیرعامل گروه تلویزیونی «Fox» ادعا می کند که دستمزدها بر اساس نقش بازیگران، میزان حضور آنها و میزان دیالوگ ها تعیین می شود و جنسیت و نژاد بازیگران عامل تعیین کننده در دستمزد آنان نیست. «نیومن» معتقد است که باید یک ساز و کار قانونی برای حساسیت های موجود در مورد پرداخت ها وجود داشته باشد.مدیرعامل «NBC Entertainment»، «باب گرین بلَت» تجربه و نوع قراردادها را عامل تعیین کننده در دستمزدها می داند و معتقد است که صرفا به دلیل این که فردی دارای نژاد خاصی باشد نمی تواند 10 برابر بیشتر از دیگران دستمزد دریافت کند.Inequality in Paymentمسئله عدم پرداخت مساوی به زنان و مردان در صنعت فیلم و تلویزیون تنها به آمریکا محدود نمیشود. بریتانیا نیز با چنین چالش های رو در رو است. امسال «BBC» متعهد شده است تا سال 2020 فاصله میان حقوق پرداختی به زن ها و مردها را کاهش دهد. این اقدام «BBC» در پی اعتراض زنان بازیگر در رسانه ها به وجود آمد و در طی اعتراضات مشخص شد که مردان دو سوم بازیگران پر درآمد را تشکیل می دهند.حتی تبعیض جنسیتی در بین برنامه های اورجینال سرویس های استریم هم وجود دارد. برای مثال سریال «خانه پوشالی» با بازی «کوین اسپیسی» و بازیگر زن «رابین رایت» یکی از موفق ترین سریال های صنعت استریم است. با این حال در قراردادهای تبلیغاتی نیز تبعیض میان زنان و مردان به چشم می خورد. به ادعای رابین ،او نقش برابر و چه بسا بیشتری برای جذب مخاطبان سریال داشته است ولی پرداخت های حاصل از تبلیغات برای او بسیار کمتر از پرداخت ها به «کوین اسپیسی» بوده است.اما صحبت ها و جنجال ها پیرامون این موضوع تا به حال اثر محسوسی در تغییر روندهای موجود نداشته است. بر اساس تحقیقات دانشگاه ایالتی «سن دیگو»، تنها 39 درصد از سریال های اورجینال تولید شده در تلویزیون شامل نقش زنانی است که دارای دیالوگ هستند. در مقایسه با سال پیش این آمار 1 درصد کاهش داشته است. در این بین 33 درصد از نقش های تلویزیونی در تلویزیون های کابلی و 38 درصد از نقش ها در سریال های اورجینال سرویس های استریم شامل زنان است.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 21:32:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حریم خصوصی در سرویس های استریم</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/privacy-policy-importance-n5gnfadgdrzu</link>
                <description>Privacy Policy در دنیای مدرن تعرض به حریم خصوصی برای بسیاری از کاربران قابل تحمل نیست و سال هاست که دنیای دیجیتال با چالش چگونگی نظارت بر غول های دنیای آنلاین برای رعایت حریم خصوصی رو به رو شده است.بر اساس گزارش شرکت هایی مانند سیسکو آینده دنیای آنلاین به سوی محتوای ویدئویی گرایش دارد و تا سال 2021 بیش از 80 درصد از محتوای اینترنت، محتوای ویدئویی خواهد بود. سرویس های «VOD» و پلتفرم های ویدئو محور همگی آینده روشنی دارند اما در دنیایی که همه چیز ویدئو محور خواهد بود این سرویس ها باید برگ برنده جدیدی برای بقا در ساختار رقابتی رو کنند.بسیاری از صاحب نظران بر این باورند که سرویس های ویدئو محور باید تمرکز اصلی خود را به شخصی سازی پلتفرم ها و توسعه سیستم های توصیه گر خود معطوف کنند. در چنین محیطی حفظ کاربران و ایجاد وفاداری چالشی دشوار برای کسب و کارهای ویدئو محور خواهد بود. در دنیایی که سالانه میلیون ها ساعت فیلم و سریال و سرگرمی های ویدئویی تولید می شود، شخصی سازی و پیشنهادهای به مخاطب براساس سلیقه اش دقیق می تواند تنها مزیت رقابتی کسب و کارهای ویدئو محور باشد.دقت سیستم های توصیه گر با قدرت پردازش دقیق اطلاعات کاربران رابطه مستقیم دارد. در چنین شرایطی سرویس های «VOD» باید بیش از گذشته به اطلاعات شخصی کاربران دسترسی داشته باشند. حال روحی کاربران، نیازهای روزمره، ساعت اختصاص داده شده برای دیدن محتوا و سابقه انتخاب های کاربر از جمله مواردی است که پیشنهادات سرویس های «VOD» به کاربران خود بر اساس آن ها شکل می گیرد.پس طبیعتا هر چه سرویس های استریم بیشتر به سمت شخصی سازی کردن پیش بروند چالش حفظ حریم خصوصی کاربرانشان مهم تر و سنگین تر خواهد شد.این یعنی چالشی که این روزها فیس بوک به عنوان بزرگ ترین شبکه اجتماعی جهان و به قول برخی بزرگترین کشور جهان با آن مواجه شده ، شاید در سال های آینده یقه غول های استریم مانند نتفلیکس را نیز بگیرد.بیشتر بدانید:‌ فیس بوک، زخم خورده از رسوایی حریم خصوصی کاربرانشدر کشور ما نیز سرویس های نوپای «VOD» نیز باید مطیع حقوق شهروندان باشند و خاطیان در این زمینه باید با برخوردی مثل آنچه در رابطه با فیس بوک اتفاق افتاد مواجه شوند. در کشوری مثل ایران که شفافیت اطلاعات در سطح پایینی قرار دارد شاید تنها راه بهبود شرایط، آگاهی و مطالبه گری شهروندان در هنگام استفاده از این سرویس ها باشد. در چنین شرایطی پایبندی به حقوق شهروندی توسط سرویس های ویدئو محور به استانداردی برای انتخاب شهروندان تبدیل خواهد شد؛ یک بازی دو سر برد، شهروندان از حقوق حریم خصوصی خود آگاهند و تنها سرویس هایی را بر می گزینند که حامی حقوق آن ها باشد.تجربه برخورد تند رسانه ها و نخبگان با رسوایی فیس بوک در سال ۲۰۱۸ و پایین آمدن چند ده میلیارد دلاری ارزش سهام این شرکت و همچنین پاک کردن حساب های کاربری متعدد در چند روز گذشته نشان می دهد در هر جای دنیا تنها برگ برنده کسب و کارهای آنلاین جذب و حفظ اعتماد مردم است و اگر این اعتماد خدشه دار شود دیگر فرقی نمی کند شما فیس بوک باشید یا یک «VOD» محلی!</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Fri, 10 Apr 2020 14:09:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یوتیوب در چه کشورهایی فیلتر است؟</title>
                <link>https://virgool.io/StreamingMedia/%DB%8C%D9%88%D8%AA%DB%8C%D9%88%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-fer9pdfgozvi</link>
                <description>YouTube Banبدون شک یوتیوب یکی از موفقترین کسب و کارهای هزاره جدید است که توانست دنیای کسب و کارها را حتی در دره سیلیکون دگرگون سازد. این سرویس از زمان راه اندازی خود توسط سه کارمند سابق «Paypal» در سال 2005، همواره با حساسیت های حکومتی رو به رو بوده است. یوتیوب در سال 2006 به وسیله گوگل خریداری شد و امروزه بر اساس آمار «اَلکسا»، دومین سایت محبوب کاربران جهان است. تمامی محتوای یوتیوب به وسیله کاربران آن تولید می شود و بر روی بستر آن آپلود می شود. بیش از 80 درصد از ترافیک محتوای این بستر «UGC» از خارج از ایالات متحده آپلود می شود. کسب و کارهای بسیاری پیرامون بستر به اشتراک گذاری ویدئو یوتیوب شکل گرفته اند. از یوتیوب بلاگرها گرفته تا درآمد حاصل از تبلیغات و اسپانسرها. از سال 2013 یوتیوب استودیوهای مجهزی را در شهرهای مختلف ایجاد کرده است تا بلاگرهایی که بییش از 50 مشترک دارند بتوانند در آنها به تولید ویدئو با کیفیت بپردازند. یوتیوب فرایند یادگیری را نیز تسهیل کرده است. امروزه اگر با هر مشکلی رو به رو شوید، قطعا ویدئویی برای غلبه بر این مشکل در یوتیوب پیدا خواهید کرد.با این حال محتوای یوتیوب برای پذیرش در کشورهای مختلف با چالش های فرهنگی و حکومتی رو به رو است. ممیزی های خاص کشورها، تفاوت قوانین ملی و پروتوکل های یوتیوب چالش هایی است که یوتیوب برای ورود به بازار برخی کشورها با آن رو به رو است. یوتیوب در 23 کشور سابقه بسته شدن به صورت موقت و دائمی را تجربه کرده است. با این حال کربران این کشورها با استفاده از «VPN» و سرورهای پروکسی می توانند به یوتیوب دسترسی داشته باشند.دلایل عمومی که سبب فیلتر شدن یوتیوب در کشورهای مختلف شده است به شرح زیر است:محدود کردن دسترسی عمومی به محتوای که می تواند سبب نا آرامی عمومی و سیاسی شود.جلوگیری از نقد چهره های سیاسی، حکومتی و دینینقش قوانین مالی مانند قوانین کپی رایت و مالکیت فکریجلوگیری از ترویج محتوای خشونت آمیز و تحریک کننده ای که مغایر با ارزش ها و هنجارهای ملی استجلوگیری از ترویج محتوایی که می تواند برای جوانان مناسب نباشدYouTube Filteringافزون بر موارد فوق بسیاری از مدارس و سازمان های دولتی سرویس هایی مانند یوتیوب را به دلیل محدودیت های پهنای باند و یا ایجاد اختلال در یاد گیری دانش آموزان و کارایی کارمندان فیلتر می نمایند.یوتیوب در برخی کشورها به صورت کامل فیلتر است. این فیلتیرینگ می تواند بر اساس حکم قوه قضایی کشورها اجرا شده باشد. به هر حال یوتیوب همواره در پروتوکل های فعالیت خود اعلام نموده است که با برخی از ممیزی های کشورها همراهی خواهد کرد. در مواردی نیز یوتیوب تنها برای مدت محدودی در کشورهای مختلف فیلتر شده است. برای مثال برای جلوگیری از دسترسی به ویدئوهایی که می تواند به نا آرامی ها در کشورهای مختلف دامن بزند، این سامانه برای مدت محدود فیلتر شده است. نا آرامی های لیبی در دوره اعتراضات به معمر قذافی و همچنین اعتراضات در ترکیه سبب فیلتر شدن یوتیوب شد.در برخی کشورها نیز دسترسی به یوتیوب کاملا آزاد است ولی دسترسی به برخی ویدئوها با محدودیت هایی همراه است. در مواردی که یوتیوب تنها به خاطر وجود یک ویدئو در کشوری خاص فیلتر باشد، معمولا یوتیوب با حذف آن ویدئو به فیلترینگ پایان می دهد.در سپتامبر سال 2012 کشورهایی مانند چین، پاکستان، سوریه و ترکمنستان بر اساس مصوبه های ملی دسترسی به یوتیوب را در کشورهای خود ممنوع کردند. همچنین یوتیوب در آلمان نیز به دلیل کشمکش ها میان «انجمن حقوق اجرا موسیقی و حق تکثیر آلمان/گما» و یوتیوب بر سر امتیاز بهره برداری از حقوق کپی رایت آثار آلمانی فیلتر شد. البته این چالش در سال 2016 به پایان رسید.یوتیوب در قوانین خود نیز ممیزی هایی را ذکر کرده است. پست کردن ویدئوهایی که ناقض حقوق کپی یا دارای صحنه های مستهجن باشد، ممنوع است. همچنین فعالیت های غیرقانونی، ترویج خشونت و نفرت پراکنی نیز در محتوای ویدئوهای آپلود شده ممنوع می باشد و اگر کاربری چنین ویدئوهایی پست کند، پس از گزارش کردن سایر کاربران و دیدن ناظران، ممکن است ویدئو حذف شود. اگر ویدئو ناقض هر یک از موارد یاد شده باشد، کاربر با پیام «دسترسی به ویدئو مورد نظر به دلیل نقض قوانین امکان پذیر نیست» رو به رو می شود. حال به کشورهایی که در آن ها یوتیوب به کلی فیلتر است بپردازیم.چین، ایران و کره شمالی کشورهایی هستند که سرویس یوتیوب در آن ها امکان پذیر نیست.یوتیوب در چین چندین ماه در بازه اوت 2007 تا مارچ 2008 فیلتر شد. این سرویس در مارچ 2009 نیز دوباره فیلتر شد. از آن تاریخ به بعد دسترسی به یوتیوب در چین امکان پذیر نیست. البته سرویس های ملی این کشور به قدری موفق بوده اند که خلا نبود یوتیوب در چین تا حدودی زیادی پوشش داده شده است. سرویس یوتیوب در هنگ کنگ، ماکائو و تایوان فیلتر نیست و البته مناطق آزاد تجاری مانند بندر شانگهای نیز از فیلترینگ مستثنی است.YouTube Censored in Chinaفیلترینگ اینترنت در چین در سایه قوانین و قواعده دولتی صورت می ‌گیرد. با توجه به قوانین بیش از ۶۰ درصد تنظیمات اینترنتی توسط دولت چین انجام می ‌گیرد. بر اساس گزارش ها، بیش از ۲ میلیون نفر برای کنترل و نظارت بر شبکه‌ه ای اجتماعی با دولت چین همکاری می ‌کنند. حتی ویکیپدیا چین نیز با محدودیت هایی همراه است در سال 2015، این سامانه برای چین از دسترس خارج شد و در حال حاضر دسترسی به آن با محدودیت هایی همراه است. همچنین چین موتورهای جستوجوی بسیار کارآمدی نیز دارد. در چین موتورهای جستوجو در قالب یک موتور جستوجو بین المللی فعال هستند که بر نتایج جستوجوی آن ها نیز نظارت دقیقی انجام می شود. سرویس های ملی مانند «SOSO»، «360 Search» و «Baidu» نیز کارایی مناسبی دارند. با توجه به رویکرد حکومت چین، قطعا بهانه های متعددی برای فیلتر شدن یوتیوب در این کشور وجود دارد.در ایران فیلتر شدن یوتیوب به سال 1388 باز می گردد. پس از انتخابات سال 88 این سرویس همانند کشورهایی مانند لیبی و ترکیه برای مدت نا معلومی فیلتر شد. در سال 2012 و با انتشار ویدئو توهین آمیز به پیامبر اسلام، این سامانه با حکم دادگستری به صورت رسمی فیلتر شد.در کره شمالی، به دلیل عدم دسترسی مردم به اینترنت سرویس یوتیوب نیز از دسترس خارج است.این سرویس در سال 2016 به صورت رسمی فیلتر شد و تلاش برای دسترسی به آن با مجازات همراه است. در بسیاری از کشورها نیز این سرویس برای مدت محدودی فیلتر بوده است.در افغانستان نیز پس از انتشار ویدئو توهین آمیز به پیامبر اسلام این سرویس برای چند ماه فیلتر بود. یوتیوب از دسامبر 2012 بدون محدودیت فعالیت می نماید.در ارمنستان پس از نا آرامی های انتخابات ریاست جمهوری در سال 2008، دولت ارمنستان اقدام به فیلترینگ یوتیوب کرد. هدف دولت جلوگیری از انتشار ویدئوهایی بود که در آن پلیس آن کشور با معترضان برخورد خشونت آمیزی داشت.در بنگلادش یوتیوب در مارچ 2009 فیلتر شد. در مارچ 2009 ویدئویی از دیدار نخست وزیر این کشور با افسران نظامی منتشر شد که نا رضایتی افسران این کشور در این ویدئو دیدن می شد. فیلترینگ یوتیوب در 21 مارچ برداشته شد. البته پس از انتشار ویدئو توهین آمیز به پیامبر اسلام در سال 2012، بنگلادش نیز مانند سایر کشورهای مسلمان به انتشار آن واکنش نشان داد. در 5 ژوئن 2013 با تصویب کموسیون قانون گذاری ارتباطات بنگلادش فیلترینگ یوتیوب برداشته شد.در برزیل در سال 2007، شکایت یک مدل برزیلی جنجال آفرین شد. این شهروند برزیلی مدعی شد که پاپارازی ها از زندگی شخصی وی ویدئویی در یوتیوب آپلود کرده اند که این ویدئو به اعتبار او لطمه وارد می کند. شکایت سیکارلی از یوتیوب به چالشی جدی تبدیل شد و یوتیوب در نهایت محتوا را از آن حذف نمود. در دوره دادرسی این پرونده یوتیوب برای مدت محدودی فیلتر شد.در آلمان یوتیوب در دو مورد با مشکل فیلترینگ رو به رو شده است. نخست در سال 2009 چالش های حقوقی میان گما و یوتیوب بر سر نقض حقوق کپی رایت محتوای آلمانی شکل گرفت. گما، انجمن حقوق اجرای موسیقی و حق تکثیر مکانیکی آلمان است و حافظ حقوق مالکیت فکری محتوای آلمانی در فضای دیجیتال است. پس از این کشمکش ها در اوت 2016 این نهاد دولتی و یوتیوب بر سر امتیاز محتوا به توافق رسیدند.در پرونده دیگری در نوامبر 2016، کمیسیون نظارت آلمان از سرویس های استریم زنده یوتیوب برای نقض قوانین کپی رایت برخی از کانال های رادیویی آلمان شکایت نمود. محتوای یوتیوب برای کشور آلمان باید بر قوانین داخلی کپی رایت این کشور منطبق باشد و تا به حال یوتیوب با شرایط آلمان موافقت کرده است.در ترکیه در چندین مرحله یوتیوب فیلتر شده است. در پرونده اول در سال 2007، مستندی در یوتیوب پخش شد که حکومت عثمانی را در جریان نسل کشی ارمنیان و یونانیان در سال های 1915 تا 1917 محکوم کرده بود. این امر سبب شد تا دادگاهی در این کشور حکم بسته شدن یوتیوب را صادر کند. در سال 2خ14 و 2016 نیز در طی نا آرامی ها و سپس کودتای ترکیه بسیاری از شبکه های اجتماعی و یوتیوب فیلتر شدند.</description>
                <category>آرامه بندری</category>
                <author>آرامه بندری</author>
                <pubDate>Thu, 09 Apr 2020 21:11:01 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>