<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های آرامگه یار</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aramgahyar</link>
        <description>ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست ••• منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:32:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2544576/avatar/B8WIwO.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>آرامگه یار</title>
            <link>https://virgool.io/@aramgahyar</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دردِ جان ؛ جلال عضد</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%90-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B9%D8%B6%D8%AF-aaomaz2zliot</link>
                <description>آشکارا کنم این درد که در جان دارمعاشق روی توام از تو چه پنهان دارممن بیچاره کجا وصل تو یابم، لیکنمی دهم جان به تمنّای تو تا جان دارم؛بعد ازین این سر شوریده و سامان هیهاتزین تمنّا که من بی سر و سامان دارمروز محشر چه غم از آتش دوزخ باشددوزخ اینست که من در دل سوزان دارمعاقلان را هوس نعمت جنّت باشدمن دیوانه سر صحبت جانان دارمدوست خواهم چه غم از سرزنش دشمن و دوستکعبه خواهم چه غم از خار مغیلان دارمخواب بر دیده حرام است من مسکین راکه ز فکرت همه شب سر به گریبان دارمخلق گویند که درمان دل ریش بکنمن خود این درد دل از مایه درمان دارمچون جلال ار سخنم هست پریشان چه عجبکه مسلسل غم آن زلف پریشان دارم</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Thu, 29 Jun 2023 03:01:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رسوای دل ؛ رهی معیری</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%84-%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%B1%DB%8C-cjn13azh53la</link>
                <description>همچو نی می‌نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دلمن که با هر داغ پیدا ساختمسوختم از داغ ناپیدای دلهمچو موجم یک نفس آرام نیستبس که طوفان‌زا بود دریای دلدل اگر از من گریزد وای منغم اگر از دل گریزد وای دلما ز رسوایی بلندآوازه‌ایمنامور شد هرکه شد رسوای دلخانه مور است و منزلگاه بومآسمان با همت والای دلگنج منعم خرمن سیم و زر استگنج عاشق گوهر یکتای دلدر میان اشک نومیدی رهیخندم از امیدواری‌های دلآرامگه یار - اشعار ناب </description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Thu, 22 Jun 2023 04:23:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آدمیت ؛ سعدی</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D8%A2%D8%AF%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-hqicp5ksifva</link>
                <description>آرامگه یار  - آدمیت : سعدیتن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیتاگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینیچه میان نقش دیوار و میان آدمیتخور و خواب‌وخشم‌و‌شهوت ،شغب‌است‌و جهل‌وظلمتحیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت..به حقیقت آدمی باش وگر نه مرغ باشدکه همین سخن بگوید به زبان آدمیت؛مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندیکه فرشته ره ندارد به مکان آدمیتاگر این درنده‌خویی ز طبیعتت بمیردهمه عمر زنده باشی به روان آدمیتآرامگه یار  - درنده خویی : سعدیرسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیندبنگر که تا چه حد است مکان آدمیتطیران مرغ دیدی تو ز پایبند شهوتبه در آی تا ببینی طیران آدمیتنه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتمهم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Sun, 28 May 2023 23:20:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حالا چرا ؛ استاد شهریار</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/aramgahyar-hala-chera-omy9xwnwgofa</link>
                <description>آمدی جانم به قربانت : شهریار آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا،بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؛نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگ‌دل، این زودتر می‌خواستی حالا چرا..عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرا؛نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم!!دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا؟!وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتباراین همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا..آرامگه یار : شهریار : https://t.me/aramgahyarشور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفتاین‌قدر با بخت خواب‌آلود من لالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفتاین‌قدر با بخت خواب‌آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پریشان می‌کنددر شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرادر خزان هجر گل ای بلبل طبع حزینخامشی شرط وفاداری بود غوغا چراشهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفراین سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا:)</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Fri, 26 May 2023 01:28:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داغ بندگی ؛ حافظ</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D8%AF%D8%A7%D8%BA-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-ipmkbso7jwz8</link>
                <description>آرامگه یار -  وصال او : حافظوصال او ز عمر جاودان بهخداوندا مرا آن ده که آن بهبه شمشیرم زد و با کس نگفتمکه راز دوست از دشمن نهان بهبه داغ بندگی مردن بر این دربه جان او که از ملک جهان بهخدا را از طبیب من بپرسیدکه آخر کی شود این ناتوان بهگلی کان پایمال سرو ما گشتبود خاکش ز خون ارغوان بهبه خلدم دعوت ای زاهد مفرماکه این سیب زنخ زان بوستان بهدلا دایم گدای کوی او باشبه حکم آن که دولت جاودان بهجوانا سر متاب از پند پیرانکه رای پیر از بخت جوان بهشبی می‌گفت چشم کس ندیده‌ستز مروارید گوشم در جهان بهاگر چه زنده رود آب حیات استولی شیراز ما از اصفهان بهسخن اندر دهان دوست شکرولیکن گفته حافظ از آن به</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Fri, 26 May 2023 00:28:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وصال او ؛ فیض کاشانی</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D9%88%D8%B5%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%88-%D9%81%DB%8C%D8%B6-%DA%A9%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C-open6asualj6</link>
                <description>آرامگه یار - وصال او : فیض کاشانیوصال او ز عمر جاودان بهخداوندا مرا آن ده که آن به‏مگو سرّ وجودش با مخالفکه راز دوست از دشمن نهان بهبه خلدم زاهدا دعوت مفرماکه شوق صاحب الامرم از آن بهدلا دائم به فکر و ذکر او باش&lt;br/&gt;به حکم آن که طاعت جاودان بهز هر حرفی که گویی فیض جاییحدیث صاحب عصر و زمان به‏</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Fri, 26 May 2023 00:06:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرامگه یار ؛ سعدی</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C-rf6vscmbazzn</link>
                <description>کانال آرامگه یار در تلگرامخرم آن بقعه که آرامگه یار آنجاستراحت جان و شفای دل بیمار آنجاست؛من در این جای همین صورت بی‌جانم و بسدلم آنجاست که آن دلبر عیار آنجاستتنم اینجاست سقیم و دلم آنجاست مقیمفلک اینجاست ولی کوکب سیار آنجاست؛آخر ای باد صبا بویی اگر می‌آریسوی شیراز گذر کن که مرا یار آنجاستدرد دل پیش که گویم، غم دل با که خورمروم آنجا که مرا محرم اسرار آنجاست..نکند میل دل من به تماشای چمنکه تماشای دل آنجاست که دلدار آنجاست،سعدی این منزل ویران چه کنی جای تو نیست؛رخت بربند که منزلگه احرار آنجاست...</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Wed, 24 May 2023 20:29:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرامگه یار ؛ حافظ</title>
                <link>https://virgool.io/@aramgahyar/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%DA%AF%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8-inupjg45qpj2</link>
                <description>آرامگه یارای نسیم سحر آرامگَهِ یار کجاست؟منزلِ آن مَهِ عاشق‌کُشِ عیار کجاست؟شبِ تار است و رَه وادیِ اِیمن در پیشآتش طور کجا؟ موعد دیدار کجاست؟هر که آمد به جهان نقش خرابی دارددر خرابات بگویید که هشیار کجاست؟آن کَس است اهل بشارت که اشارت داندنکته‌ها هست بسی محرم اسرار کجاست؟هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار استما کجاییم و ملامت‌گر بی‌کار کجاست؟باز پرسید ز گیسویِ شِکَن در شِکَنَشکاین دل غم‌زده، سرگشته گرفتار، کجاست؟عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو؟دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست؟ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولیعیش، بی یار مهیا نشود یار کجاست؟حافظ از بادِ خزان، در چمنِ دهر مَرَنجفکرِ معقول بفرما، گلِ بی خار کجاست؟</description>
                <category>آرامگه یار</category>
                <author>آرامگه یار</author>
                <pubDate>Wed, 24 May 2023 20:19:25 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>