<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های arashinoapam</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arashinospam</link>
        <description>در حال نگهداری از آرامش به صورت سفت!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 16:11:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/68049/avatar/EuBBlW.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>arashinoapam</title>
            <link>https://virgool.io/@arashinospam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سيستم بدون سن</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%B3%D9%8A%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B3%D9%86-xhvpisbzrvzy</link>
                <description>دوستان عزيز و گرامي، اين پيج صفحه من در اينستاگرم هست. مطالبي در خصوص روانشناسي فردي و اجتماعي مي گذارم تا لذت ببريد.شعار اين صفحه اين است كه ما معمولا بدون سن زندگي مي كنيم و دليلي ندارد كه سنمان را به خودمان يا ديگران يادآوري كنيم. سن يك عدده و آدم بايد مغزش جوان باشه، نه دلش!آدرس پيج من در زير آمده است تا بتوانيد از آن لذت ببريد@noagesystem</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Sun, 16 Feb 2020 12:42:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا همه مي خوان روانشناس بشن؟!!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%8A-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%A8%D8%B4%D9%86-idckcbtnva6x</link>
                <description>دو سالي ميشه كه كنكور روانشناسي ميدم و قبول نميشم. آخرين تلاشم شركت در كنكور ارشد فراگير پيام نور بود كه هنوز نتيجه اش نيومده. در دانشگاه پيام نور 10 كلاس 50 نفره براي روانشناسي عمومي شركت كرده بودن. روز كنكور كلي آدم اومده بود تا امتحان روانشناسي عمومي رو بدن. چه خبره؟ چرا اين همه آدم مشتاق خواندن روانشناسي شدن؟ چه اتفاقي افتاده؟من خيلي به روانشناسي علاقه دارم و هميشه اولين مقاله هايي كه ميخونم تو همين حوزه است. تا همين چند سال پيش ظرفيت دانشگاهها خالي بود. الان جا نيست. سيستم كنكور هم كه به شكل كاملا غير استاندارد افراد را فقط با چند تا سوال چهار گزينه اي مي سنجه و بعد اجازه ورود ميده يا رد مي كنه. اين وسط من مي مونم و اجبار به تطبيق خودم با اين سيستم فشل. مثل تطبيق با هر سيستم فشلي در اين مملكت. واقعا چرا همه ميخوان روانشناسي بخونن؟ كسي ميدونه؟</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Sun, 15 Dec 2019 15:56:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شلوار!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%B4%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B1-mmbivdrc8jhg</link>
                <description>دقت كردين كه پايين كشيدن شلوار در موقعيتهاي مختلف چقدر فرق داره؟ الان توضيح ميدم:1- وقتي ميرسي خونه:وقتي از سر كار يا هر جهنم دره اي ميرسي خونه، ميخواي لش كني و راحت باشي. با لذت بسيار شلوارتو در مياري و يه شلوارك راحت يا شلوار كردي گشاد يا شورت مامان دوز مي پوشي و خودتو پخش كاناپه مي كني. 2- وقتي ميخواي بري توالت:در اينجا دو موقعيت هست. توالت ايراني و توالت فرنگي. اگه مسائل بيولوژيك و طبيعي بدنت تورو يقه كرده، با عجله خودتو به اولين توالت در دسترس مي رسوني. اگه ايراني باشه كه سريع و با يه حركت برق آسا شلوارو ميكشي پايين و باقي قضايا. اگه فرنگي باشه و مثل من خيلي باهاش راحت نباشي، مجبوري شلوار تا پاچه بكشي پايين و باقي قضايا. علما لذت بالا كشيدن شلوار بعد از موارد فوق را بسيار ماورايي توصيف كرده اند.3- وقتي ميخواي آمپول بزني:در اينجا اصلا دوست نداري شلوارتو بكشي پايين. تازه قبلش كه بوي الكل و فضاي كلينيك يا بيمارستان به مشامت ميخوره، يه درد ريزي در ماتحتتان حس مي كنيد. اول كمربند رو باز مي كنيد و با يه دست يه مقداري شلوارتو ميديد پايين و دراز ميشيد رو تخت بيمارستان و توكل به خدا.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Mon, 21 Oct 2019 15:39:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چنين گفت رومن رولان!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%DA%86%D9%86%D9%8A%D9%86-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D9%85%D9%86-%D8%B1%D9%88%D9%84%D8%A7%D9%86-ckegfssowgro</link>
                <description>خدا رحمت کند رومن رولان را که گفت:جرأت کنید راست و حقیقی باشید جرأت کنید زشت باشید اگر موسیقی بد را دوست دارید رُک و راست بگوئید خود را همان‌که هستید نشان بدهید.  این بزکِ تهوع‌انگیز دو رویی و دوپهلویی را از چهره‌ی روح خود بزدائید و با آب فراوان بشوئید.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 16:45:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اشتباه</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-a9opazlxtkk3</link>
                <description>انسان جايز الخطاست. اين جمله رو خيلي شنيديم، ولي وقتي پاش ميوفته وسط يادمون ميره. همه ي ما اشتباه مي كنيم و بعضي وقتا قرباني اشتباه ديگران مي شويم. يه طرف كاري به اشتباه در حق كسي كرده و الان هم ميدونه كارش اشتباه بوده و معذرت خواهي كرده، يه نفر قرباني اشتباه اون بابا شده و معذرت خواهي طرف رو هم ديده.1- كسي كه اشتباهي در حق كسي كرده براش مراحل زير پيش مياد:اول دچار عذاب وجدان ميشه، خودشو ميخوره، دنبال راههايي براي عذرخواهي و جبران بر مياد و خلاصه تا از دل طرف مقابل در نياره بيخيال نميشه.حالا اگه طرف مقابل بخشيد كه همه چي حل ميشه.اگه نبخشيد يا اين بدبخت رو با يه سكوت مرگ آور توي آچمز قرار داد، سيكل بالا هي تكرار ميشه.راهكار اينجا اينه كه كسي كه اشتباه خودشو پذيرفت و اقرار كرد، ديگه توش نمونه و خودشو رها كنه. عذرخواهي كرده و قول داده كه ديگه تكرار نشه. پس نيازي به تكرار سيكل بالا نيست. بره و به زندگيش برسه و طرف مقابلشو با هر حسي كه بعد از عذرخواهي داشته تنها بذاره. باشد كه رستگار شود!2- كسي كه قرباني اشتباه يه نفر شده براش مراحل زير پيش مياد:احساس قرباني بودن چيز بديه. اين حس با خودش حس نفرت، انزجار، عصبانيت و كينه مياره. ميخواد تلافي كنه.حالا طرف مياد و عاجزانه به اشتباهش اعتراف ميكنه و عذرخواهي ميكنه.قرباني قصه ي ما يا مي پذيرد يا نمي پذيرد.اگر عذرخواهي را پذيرفت و طرف مقابل رو بخشيد دو حالت پيش مياد: يا ميبخشد و فراموش مي كند يا مثل اين جملات قصار درپيتي اينستاگرمي مي بخشد اما فراموش نمي كند. در حالت اول حس خوب رهايي و بخشش و آزادي را تجربه مي كند. در حالت دوم همچنان آن كينه در دلش مي ماند و خدا مي داند كي مي زند بيرون يا خودش را از درون داغون مي كند.اگر گفت كه عذرخواهي را نمي پذيرد كه رابطه به كل تمام شده است.اگر هيچي نگفت كه اينبار خود قرباني است كه با دست خودش قرباني مي شود.اصولا ايجاد يك حس منفي از طرف كسي به شما يك قضيه است و ماندن در آن حس يك قضيه ي ديگر. ممكن است كسي مقصر ايجاد اين حس نفرت و انزجار در شما باشد، ولي مسئول ماندن شما در اين حس نيست، مخصوصا وقتي كه عذرخواهي كرده و به اشتباهش پي برده است.شما مسئول احساساتتان هستيد و شماييد كه بايد رها كنيد.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Tue, 15 Oct 2019 16:21:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادت هايمان</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%87%D8%A7%D9%8A%D9%85%D8%A7%D9%86-lkofjorp4e4a</link>
                <description>به شدت توصيه مي شود خواندن اين كتاب.شمايي كه به كشيدن سيگار عادت كرديشمايي كه به چك كردن اينستاگرم و فيس بوك عادت كرديشمايي كه به لم دادن جلو تلويزيون و ديدن سريالهاي چرت عادت كرديشمايي كه به بازي هاي آنلاين و كنسولهاي بازي عادت كرديشمايي كه به گوشي هوشمندت عادت كرديشمايي كه به كتاب نخواندن عادت كرديشمايي كه به ارتباط برقرار نكردن با ديگران عادت كرديشمايي كه به فكر نكردن عادت كرديشمايي كه به ورزش نكردن عادت كردي....همتون اين كتاب را بخوانيد و عادتهاي مسخره تان را بريزيد دور و عادتهاي جديد و خوب بسازيد.باشد كه كامروا شويد!</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Sun, 13 Oct 2019 13:22:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب اعتماد</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-qdjunmrqx5eg</link>
                <description>اعتماد كلمه اي است كه خيلي ها روابطشون رو بر آن پايه گذاري مي كنند. ولي آيا ايجاد و حفظ روابط فقط بايد بر مبناي اعتماد باشد؟ما در زندگي با خيلي ها رابطه داريم. خانواده، دوستان، همكاران، افراد گذري مثل بقالي سر كوچه، نانوايي و... هر كدام از اين روابط يك تعريف و شاخص هايي دارد كه يكي از آن شاخصها اعتماد است. اما همين اعتماد هم درجه بندي دارد. ما معمولا بدون چون و چرا به خانواده مان اعتماد داريم. تا حدودي به دوستانمان اعتماد داريم و گاهي سفره دلمان را جلويشان باز مي كنيم. با همكاران فقط در چارچوب روابط سازماني اعتماد سازي مي كنيم. با بقيه هم فقط در حد معاملات روزمره.حال اگر در يك خانواده بين دو نفر از اعضا اعتماد به دليلي از بين رفت، آيا بايد روابط را بر هم زد؟ اينجاست كه سوال بالا مطرح ميشود؟ اعتماد طي سالها و به سختي ايجاد مي شود و با يك اشتباه مي شكند. اين ما هستيم كه تصميم مي گيريم روابطمان برمبناي آن سالها اعتماد سازي ادامه يابد و يا بر مبناي اين اشتباه قطع شود. يا اينكه در بحث روابط به مسايل ديگري در رابطه نگاه كنيم. دوست داشتن، احترام، مهرباني. آيا اعتماد تمام اين صفتها را تحت الشعاع خود قرار مي دهد؟ آيا اين صفات مستقل از هم نيستند؟ به نظر مي رسد كه اين صفات مي تواند مستقل از هم باشند. سطح اعتماد به دلايلي پايين مي آيد، اما به بركت صفات ديگر مي توان روابط را نگه داشت و شايد از دوباره اعتماد سازي كرد. حيف است كه سالها رابطه را فقط با يك اشتباه در اعتماد بر هم زد.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Sun, 13 Oct 2019 09:08:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مينيماليست زندگي كردن</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D9%85%D9%8A%D9%86%D9%8A%D9%85%D8%A7%D9%84%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D9%83%D8%B1%D8%AF%D9%86-elky3x0c82rc</link>
                <description>جديدا يه تصميم انقلابي گرفتم براي زندگيم. زندگيمو ساده تر كردم، خلوت تر.اول اينستاگرم رو از گوشي اپلم پاك كردم تا ديگه وقت و بي وقت نرم توش خرچرخ بزنم. قبلنا به بركت screen time گوشي وزين اپل، فهميدم كه هر روز حدود 2 ساعتي توش هستم. وقتي اينستارو پاك كردم ديگه طرف گوشيم نمي رفتم. مثل يه تيكه گوشت بي مصرف افتاده بود يه گوشه ي خونه. بعد رفتم يه گوشي نوكيا 106 كه نه اينترنت داره نه دوربين و لمسي هم نيست گرفتم. فقط ميشه باهاش زنگ زد و حرف زد. در مرحله ي بعدي رفتم سراغ كمداي لباسم و كلي لباس و كفش بي خود پيدا كردم كه از 10 سال پيش بيرون نريخته بودمش. دادمش بيرون و كمدم خلوت و سبك شد. انگار كه ذهنم هم خلوت شده!ترك چك كردن اينستاگرم مثل ترك اعتياد ميمونه. روزاي اول كه تو تركي نميدوني چيكار كني. دو ساعت وقت اضافه تلپي افتاده تو زندگيت و نميدوني باهاش چيكار كني. فعلا كه به تايم خوابم اضافه شده. قطعا در آينده برنامه هاي بهتري براش مي ريزم. فعلا گيجم.من اسمشو ميزارم مينيماليست كردن.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Wed, 02 Oct 2019 14:24:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حوصله ندارم تا اطلاع ثانوي!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%AD%D9%88%D8%B5%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9-%D8%AB%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%8A-xmjve8zmssla</link>
                <description>امروز حوصله ندارم. خسته ام. نمي دونم چم شده. بدنم كرخت شده و از بي تحركي زياد دردش گرفته. انقدر كه كار مفيدي نكردم خسته شدم و بي حوصله. ميگن بيكاري فساد مياره. راست ميگن. بيكاري علاوه بر فساد فكر و خيال الكي هم مياره. امروز حوصله ندارم. دوست دارم از سر كار يه راست برم تو خونه و لش كنم رو كاناپه و فقط خيره بشم به تلويزيون با اون برنامه هاي چرتش. اخبار نگا كنم و فحش بدم! نه، حتي حوصله ي فحش دادنم ندارم. ميخوام با يه نگاه بي تفاوت فقط به اين جعبه ي جادويي نگا كنم و هيچ كاري نكنم.امروز حوصله ندارم. دوست دارم تا فردا ظهر بخوابم. وسطاش هي بيدار بشم و هي بخوابم. دوست دارم تو فكر و خيالام غرق بشم و ازشون بيرون نيام.امروز حوصله ندارم، چون دوست دارم حوصله نداشته باشم. انتخاب كردم كه بي حوصله باشم تا اطلاع ثانوي!</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Wed, 04 Sep 2019 18:00:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عادتهاي ساده براي ايجاد شادي و موفقيت</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D9%8A%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D9%88-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%D9%8A%D8%AA-ktd5qtugdjzc</link>
                <description>حتی یک تغییر کوچک در زندگی، می‌تواند سبب ایجاد تفاوت‌های چشمگیر در ایجاد عادت‌های مثبت و درست شود. امروز قصد داریم به 43 عادت ساده‌ای اشاره کنیم که زندگی‌تان را بهبود می‌بخشد. البته انتظار نمی‌رود تمام این عادت‌ها را در زندگی خود پیاده کنید، با اجرای یک یا دو تغییر می‌توانید زندگی‌تان را بهبود دهید.1. هر روز صبح، برای داشته‌هایتان شکرگزاری کنیدبرای شاد بودن باید قدر داشته‌هایتان را بدانید. پس صبح‌ها به جای این‌که دوباره زنگ هشدار گوشی‌تان را تنظیم کنید و چند دقیقه بیشتر بخوابید، روزتان را با سپاسگزاری شروع کنید و برای داشته‌هایتان قدردان باشید. درباره تمام چیزهای کوچک و بزرگی که در زندگی دارید و گاهی آنها را بی‌اهمیت می‌دانید فکر کنید. ایجاد این عادت ساده به شما کمک می‌کند طرز تفکرتان را تغییر دهید و نگرش مثبت به زندگی داشته باشید.2. انتظارات‌تان را مورد بازبینی قرار دهیدمارکوس آئورلیوس، امپراطور و فیلسوف بزرگ رومی می‌گوید: «هر روز صبح که از خواب بلند می‌شوید به خود بگویید تمام کسانی که امروز با آنها در ارتباط خواهم بود قدرنشناس، متکبر، حسود، فریبکار و بدرفتار خواهند بود. اینها نمی‌توانند خوب و بد را از هم تشخیص دهند و به همین خاطر این چنین هستند.»توصیه می‌کنیم شما هم روزتان را اینگونه شروع کنید. در این دنیا هیچ کس بی عیب و نقص نیست، پس نباید توقع داشته باشید همه بدون ایراد عمل کنند. هر روز صبح، توقعات‌تان را بازبینی کنید، در این صورت می‌بینید در طول روز، کمتر خسته و ناامید می‌شوید.3. چند دقیقه در طول روز ورزش کنیدورزش و فعالیت بدنی تنها برای سلامت جسمانی مفید نیست. جدیدترین تحقیقات نشان می‌دهد، ورزش و فعالیت بدنی، برای قدرتِ یادگیری و رشد مغز لازم است. پس اگر سرتان خیلی شلوغ است و وقت زیادی ندارید، لازم نیست چندین ساعت صرف ورزش کردن کنید. تنها هفت دقیقه برای انجام چند حرکت ورزشی مفید، کافی است و همین زمان می‌تواند به سلامت جسمی و افزایش قدرت یادگیری‌تان کمک کند.4. مدیتیشن کنیدتمرینات ساده مدیتیشن فواید زیادی دارد. افرادی که به طور مداوم مدیتیشن انجام می‌دهند، استرس و اضطراب کمتری را تجربه می‌کنند، بهتر می‌خوابند، تمرکز ذهنی بیشتری دارند و روابط عمیق‌تر و بهتری را هم برقرار می‌کنند. مطمئن باشید صرف زمان برای انجام تمرینات مدیتیشن ارزشمند است.5. محرک‌هایی برای ذهن آگاهی داشته باشیداز همین حالا تصمیم بگیرید طی چند عادت خاص روزانه زمانی را صرف ذهن آگاهی کنید. برای مثال، هنگام ظرف شستن، حمام کردن یا مسواک زدن. هنگام انجام این کارها، حضور در لحظه یا ذهن آگاهی را تمرین کنید.6. دوش آب سرد بگیریدشاید دوش آب سرد کار جالبی برایتان نباشد اما فواید بسیار زیادی دارد. دوش آب سرد سبب چربی سوزی، بهبود گردش خون در بدن، تقویت سیستم ایمنی، بهبود خلق و خو، افزایش سطح هوشیاری و پاکسازی و شادابی پوست و مو می‌شود. جالب است بدانید، دوش آب سرد روان‌تان را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد و یک روش فوق العاده برای رفع شرایط نامطلوب ذهنی و روحی به حساب می‌آید.7. با برنامه غذا بخوریدهنگام صرف غذا، تلویزیون، لپ تاپ و گوشی موبایل را کنار بگذارید و روزنامه و مجله هم نخوانید. وقتی غذا را هوشمندانه و با آرامش بخورید، نه تنها طعم بهتری خواهد داشت بلکه مواد مغذی بهتر هم جذب بدن‌تان می‌شود و کمتر پرخوری خواهید کرد.8. نفس عمیق بکشیدهر زمانی که دچار استرس و ناراحتی بودید، برای یک دقیقه مکث کنید و کارهای زیر را انجام دهیدa. در سه ثانیه نفس بگیرید.b. یک ثانیه نفس‌تان را نگه دارید.c. پنج ثانیه نفس‌تان را بیرون دهید.این چرخه را برای پنج بار تکرار کنید تا از نتیجه‌ی فوق‌العاده آن شگفت‌زده شوید. با این کار، در عرض کمتر از یک دقیقه آرام‌تر خواهید شد. به همین سادگی!9. کلیپ‌های خنده‌دار ببینیدتحقیقات نشان می‌دهد تماشای ویدئوی حیوانات دوست‌داشتنی و بامزه سبب می‌شود در کمتر از یک دقیقه به احساس آرامش و راحتی برسید. اگر دچار استرس شده‌اید و به تمرینات تنفسی علاقه‌ای ندارید، یک کلیپ بامزه و خنده‌دار تماشا کنید.10. هر روز اهداف‌تان را مرور کنیداگر در راه رسیدن به اهداف‌تان مصمم هستید، مسیری را که هر روز قرار است طی کنید تا به هدف‌تان برسید، به خودتان یادآوری کنید. توصیه می‌کنیم یک دفترچه کوچک داشته باشید و هر روز با نوشتن اهداف و خواسته‌هایتان در این دفترچه، آنها را در ذهن‌تان ثبت کنید تا به واقعیت برسند.11. قانون پنج – ثانیه‌ای را دنبال کنیدهر زمان یک حرکت ناگهانی برای رسیدن به هدف‌تان انجام دادید، در عرض پنج ثانیه یک حرکت فیزیکی در راستای هدف‌تان انجام دهید؛ خودتان را معرفی کنید، دست‌تان را بالا ببرید، زیر دوش آب سرد بروید یا هر کاری که نیاز است برای نزدیک شدن به هدفتان بکنید انجام دهید. باید این کار را به سرعت انجام دهید یعنی قبل از اینکه مغزتان بخواهد با اعلام ترس، اراده‌تان را از بین ببرد.12. به سراغ جعبه جادویی آیزنهاور برویدباید کارهای روزانه‌تان را براساس چهار احتمال زیر، از هم جدا کنید:a. ضروری و مهم: این کارها را به سرعت انجام دهید؛b. مهم اما غیرضروری: این کارها را می‌توانید بعدا هم انجام دهید؛c. ضروری اما غیرمهم: انجام این کارها را به فرد دیگری واگذار کنید؛d. غیرضروری و غیرمهم: این کارها را رها کنید.با استفاده از این استراتژی می‌توانید کارهایتان را اولویت‌بندی کنید تا به کارهای اصلی برسید و کارهای غیرضروری را کنار بگذارید.13. سه تا از مهم‌ترین کارهایتان را مشخص کنیدهر روز صبح یا شبِ قبل، سه کاری را که از همه مهم‌تر هستند انتخاب کنید. این همان کارهایی هستند که شما را به اهداف‌تان می‌رسانند و باید در طول روز انجام دهید تا آنها را موفقیت تلقی کنید. سپس قبل از انجام هر کار دیگری، تمام تمرکز و انرژی خود را صرف انجام این سه کار کنید.14. از قانون دو دقیقه‌ای استفاده کنیداین قانون به شما اجازه می‌دهد تنها دو دقیقه را به انجام کاری اختصاص دهید که به طور اتفاقی جلوی راهتان سبز شده است؛ پس به سرعت پیش از اینکه سراغ کار مهم دیگری بروید آن را انجام دهید. این تنها استثنایی است که در مورد قانون قبلی وجود دارد.15. در مواقع لزوم «نه» بگوییدبرخی افراد همیشه از کمبود وقت گله‌مند هستند. البته همیشه مشکل این نیست که وقت کافی برای انجام کارهایمان نداریم، بلکه مساله این است که وقت زیادی را هدر می‌دهیم. پس باید در مواقع لزوم «نه» بگوییم و مراقب وقت‌مان باشیم.16. خود را در پایان هفته بسنجیددر پایان هر هفته، چند دقیقه وقت بگذارید و پیشرفت خود را بسنجید، دستاوردهای کوچک و بزرگ‌تان را جشن بگیرید و به این مساله فکر کنید که با انجام چه کارهایی در هفته‌ی آینده، به پیشرفت بیشتری خواهید رسید.17. همانند راهبه‌ها تمرکز کنیداگر می‌خواهید بازدهی فوق العاده‌ای داشته باشید، برای مدت زمان طولانی تمرکز عمیق کنید. برای تمرکز عمیق، در اتاق را ببندید، تلفن‌تان را در حالت سکوت قرار دهید، تمام اعلان‌های ایمیل و پیام‌رسان‌ها را غیرفعال کنید سپس برای انجام کاری متمرکز شوید.18. «خواندن ایمیل‌ها» را به عنوان جایزه برای خود در نظر بگیریدهر زمان کارتان را با تمرکز به انجام رساندید، از پیام‌رسان‌ها و ایمیل به عنوان جایزه استفاده کنید. با این راهکار می‌توانید با خیال راحت و بدون هیچ دغدغه‌ای، پیام‌هایتان را بخوانید و حتی از انجام این کار لذت هم ببرید.19. هر چند دقیقه یک بار از جایتان بلند شویدقطعا نشستن طولانی مدت و نداشتن تحرک، به سلامتی‌تان آسیب جدی وارد می‌کند. تا جایی که امکان دارد از جایتان بلند شوید. گوشی‌تان را روی یادآور بگذارید تا به شما بگوید وقت بلند شدن و راه رفتن است. حتی اگر برایتان ممکن است از میزهای ایستاده (standing desk) استفاده کنید.20. یک ژست خاص برای وقت استرس‌تان داشته باشیداِمی کادی (Amy cuddy)، روانشناس اجتماعی درباره ژست‌های قدرتمندانه می‌گوید: «هر زمان احساس اضطراب و نگرانی داشتید، یک جا بایستید و با نشان دادن یک ژست قدرتمندانه، اعتماد به نفس خود را نشان دهید.»جالب است بدانید، گرفتن یک ژست خاص برای تنها چند دقیقه، میزان ترشح هورمون تستوسترون را به طور چشمگیری افزایش می‌دهد، از طرف دیگر هورمون کورتیزول (هورمون استرس) را هم کاهش می‌دهد. این کار سبب آرام شدن‌تان می‌شود و اعتماد به نفس‌تان را هم بالا می‌برد.21. پیش از ورود به هر جایی، کمی مکث کنیدبرایان ام (Brian M)، نویسنده‌ی کتاب «هنر مجذوب کردن» می‌گوید: به هر دری که رسیدید پیش از وارد شدن، کمی مکث کنید، صاف بایستید، لبخند بزنید و سرتان را بالا بگیرید. با این کار، یاد می‌گیرید با اعتماد به نفس فوق‌العاده وارد هر اتاقی شوید.22. عزیزان‌تان را بیشتر بغل بگیریدانسان به طور غریزی نیازمند برقرای ارتباط اجتماعی و روابط صمیمانه است. در آغوش کشیدن سبب ترشح هورمون‌های اُکسی‌توسین و دوپامین می‌شود که آرامش و القای حس ارتباط را به فرد انتقال می‌دهد. پس هرازگاهی عزیزان و دوستان‌تان را در آغوش بگیرید و تنها به دست دادن اکتفا نکنید.23. کاریزماتیک بودن را تمرین کنیدهر زمان با دیگران ارتباط برقرار می‌کنید، سه رفتار اصلی کاریزما را که در کتاب «افسانه‌ی کاریزما: چگونه هر کسی می‌تواند هنر و علم جذبه‌ی شخصی را به دست آورد» گفته شده است به یاد آورید؛ حضور، قدرت و صمیمیت. همیشه در مکالمات و ارتباطات خود حضور کامل داشته باشید، از زبان بدن به طور موثر استفاده کنید و بدون هیچ چشمداشتی، برای کمک به دیگران قدم بردارید.24. خوب گوش کنیدامروزه هر کسی تنها در حال حرف زدن در مورد خودش است، پس همه یک شنونده‌ی خوب را تحسین می‌کنند. اگر می‌خواهید ارتباط خوبی با دیگران برقرار کنید و آنها دوست‌تان داشته باشند، تنها کاری که باید انجام دهید این است که بگذارید حرف بزنند و خوب گوش کنید.25. دیگران را تحسین کنید و به آنها اعتبار بدهیدپرفسور دان آریلی (Dan Ariely)، روانشناس می‌گوید: چند چیز است که به اندازه‌ی تشویق برای انجام یک کار خوب، به فرد انگیزه خارق‌العاده می‌دهد. پس هر وقت لازم بود، تحسین کنید. اگر کارمندتان یک سخنرانی خوب داشته است، برای او ایمیل تبریک ارسال کنید. اگر به یک سی‌دی صوتی مفید گوش دادید، برای خالق آن پیام قدردانی بفرستید. با تحسین کردن و اعتبار دادن به دیگران، آنها را تشویق می‌کنید به کارهای خوب‌شان ادامه دهند و خودتان هم احساس خوبی را تجربه خواهید کرد.26. با دقت سخن بگوییددان میگوئل روییز (Don Miguel Ruiz) در کتاب «چهار میثاق: یک راهنمای عملی برای آزادی شخصی» می‌گوید: هیچ وقت حرفی در مورد کسی نزنید که نتوانید مستقیم به خودش بگویید. این بهترین روش برای تمرین صداقتِ شخصی است.27. هر روز از خودتان عکس بیندازیدعکس‌ها ارزشمند هستند و با گذر زمان نیز ارزش بیشتری پیدا می‌کنند. شاید عکسی که امروز با دوست‌تان می‌گیرید خیلی خاص نباشد اما قطعا 20 سال بعد، همانند گنج خواهد بود. پس از همین امروز عکس گرفتن را شروع کنید و هر روز یک عکس بگیرید. قطعا چند سال بعد برای کاری که امروز انجام دادید احساس رضایت خواهید کرد، هم خودتان و هم خانواده و دوستان‌تان.28. به تجربیات‌تان رنگ و بو بدهیدوقتی غذایی خوشمزه خوردید، بگویید به به. از خواب بیدار شدید و بدن‌تان را کشیدید، بگویید چه قدر خوب. از تمام اتفاقات کوچک روزمره لذت ببرید و آنها را برای خودتان خوشایند کنید، با این کار می‌بینید زندگی چقدر برایتان لذت‌بخش‌تر خواهد شد.29. هیچ وقت خود را قربانی و تسلیم شده نشان ندهیدباید مراقب گفتارتان باشید، زیرا تمام کلماتی که درمورد خود به کار می‌برید، تبدیل به واقعیت می‌شود، پس آنها را با آگاهی انتخاب کنید. به جای «نمی‌توانم» بگویید «تمام سعی خودم را می‌کنم»، به جای «مجبورم این کار را بکنم» بگویید «قرار است این کار را بکنم»، به جای «نمی‌دانم» بگویید «به زودی خواهم فهمید». هیچ وقت خودتان را قربانی نشان ندهید، چون در واقعیت یک قربانی خواهید شد.30. روالی مشخص برای پایان روزِ کاری‌تان داشته باشیددر پایان هر روز، چند دقیقه وقت بگذارید و تمام کارهای عقب‌افتاده را از ذهن‌تان خارج کنید و روی کاغذ بنویسید و برای کارهایی که روز بعد می‌خواهید انجام دهید برنامه‌ریزی کنید. همیشه قبل از خروج از محل کار، کارهایتان را همان جا به اتمام برسانید تا وقتی به خانه رفتید، ذهن‌تان در محل کار باقی نمانده باشد.31. گوشی موبایل‌تان را کنار بگذاریدتحقیقات نشان داده، صاحبان گوشی‌های هوشمند به طور میانگین، روزی 221 بار گوشی خود را چک می‌کنند. این رفتار به مشکل امروز جامعه‌ی مدرن تبدیل شده است، زیرا احساس بی‌احترامی و بی‌توجهی را به طرف مقابل القا می‌کند. جالب است بدانید، دانشمندان برای این رفتار اسم phubbing را انتخاب کرده‌اند که ترکیب دو کلمه‌ی phone  و snubbing به معنی کم محلی کردن است؛ یعنی بی‌توجهی به اطرافیان به خاطر سرگرم بودن با گوشی موبایل.پس برای اینکه روابط بهتری داشته باشید، هر وقت در جمعی هستید گوشی موبایل‌تان را کنار بگذارید.32. تمرین «بایست، نگاه کن، برو» را انجام دهیدگاهی در زندگی بایستید و در معجزات کوچک پیرامون‌تان غرق شوید. اگر آسمان زیبای شب را دیدید، یا پرنده‌ای در حال آواز خواندن به چشم‌تان خورد، بایستید و نگاه کنید و از این معجزات زیبا لذت ببرید. پیش از ادامه‌ی انجام کارهای روزمره‌تان یک دقیقه یا حتی چند ثانیه، بایستید و آن لحظه ناب را با تمام وجودتان احساس کنید.33. لبخند زدن را فراموش نکنیدهر زمان احساس شادی و خوشبختی می‌کنیم، لبخند می‌زنیم و آن را نشان می‌دهیم؛ اما آیا می‌دانید لبخند زدن چه تاثیر شگرف دیگری دارد؟ وقتی لبخند می‌زنید به ضمیرناخودآگاه و سیستم عصبی‌تان می‌گویید شاد و خوشحال هستید و این احساس خوبی به شما می‌دهد. پس بیشتر لبخند بزنید، حتی وقتی با سختی‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کنید.34. در مورد اتفاقات خوب هر روزتان حرف بزنیدهر روز که وارد خانه می‌شوید، با اعضای خانواده‌تان درباره بهترین اتفاقاتی که در آن روز رخ داده حرف بزنید. این عادت بسیار خوبی است که هم روی کیفیت ارتباط شما با دیگران تاثیر می‌گذارد و هم باعث ایجاد تجربیات خوب برای خودتان می‌شود.35. اگر باید کاری انجام دهید که خوشایندتان نیست، برای انجام آن جایزه در نظر بگیریدحتما برای شما هم پیش آمده که انجام کاری برایتان خوشایند نبوده و هیچ تمایلی به انجام آن نداشته‌اید، اما با همراه کردن آن با یک کار مورد علاقه‌تان، توانسته‌اید راحت‌تر انجامش دهید. این حقیقتی است که توسط دانشمندان هم به اثبات رسیده است. پس هر زمان به انجام کاری رغبت نداشتید، آن را با کاری که از انجام آن لذت می‌برید همراه کنید. برای مثال، اگر از ظرف شستن تنفر دارید، همزمان به موسیقی موردعلاقه‌تان گوش کنید و آن را به عنوان جایزه‌ای برای خود در نظر بگیرید، در این صورت می‌بینید ظرف شستن بدون هیچ سختی انجام شده است.36. برای سر و سامان دادن به بی‌نظمی‌ها وقت بگذاریدهر روز تنها چند دقیقه برای سر و سامان دادن به بی‌نظمی‌ها وقت صرف کنید. شاید وسایل اضافی زیادی در اتاق‌تان باشد یا حتی در گوشی‌تان اپلیکیشن‌ها و آیکون‌های بی‌استفاده زیادی جا خوش کرده‌اند، تمام چیزهای اضافی را پاک کنید.37. خود را در شرایط سخت قرار دهیدیک فلسفه‌ی رواقی می‌گوید، هر روز کاری انجام دهید که شما را در شرایط سخت قرار می‌دهد؛ مثلا در هوای سرد زمستانی، لباس‌های کمتری بپوشید، از یک وعده غذای خوشمزه دست بکشید یا بدون بالش بخوابید. با تمرین عمدی شرایط سخت، صبر و قدرت تحمل‌تان بیشتر می‌شود پس اگر در شرایط سخت واقعی قرار بگیرید آسان‌تر می‌توانید با آن مواجه شوید و احساس رضایت داشته باشید؛ این رمز اصلی موفقیت است.38. به دیگران کمک کنیدزیگ زیگلار (Zig Ziglar)، سخنران بزرگ انگیزشی، می‌گوید: «شما می‌توانید هر چیزی که در زندگی می‌خواهید را به دست آورید اما لازمه‌ی آن کمک به دیگران برای به دست آوردن آن چیزی است که می‌خواهند.»هر چقدر بیشتر به دیگران کمک کنید، فرصت‌های بیشتری به دست خواهید آورد. پس هر روز به دنبال کمک به دیگران باشید، هر چقدر هم کوچک و جزئی باشد.9. گوشی‌تان را تنظیم کنید تا هر شب یک ساعت قبل از خواب، زنگ بزندوقتی هشدار گوشی به صدا درآمد، تلویزیون، موبایل، لپ تاپ و... را خاموش کنید و چند صفحه کتاب بخوانید یا تمرینات مدیتیشن انجام دهید. هرچقدر کمتر با وسایل دیجیتالی و تکنولوژی در ارتباط باشید، خواب بهتری خواهید داشت.40. اتفاقات خوب را روی کاغذ بیاورید و در ظرفی نگه داریدتیم فریس (Tim Ferriss)، نویسنده و کارآفرین بزرگ می‌گوید: «هر وقت ماجرای جالبی در زندگی‌تان اتفاق افتاد، چه کوچک و چه بزرگ، آن را روی کاغذ بنویسید و در ظرفی نگه دارید. هر زمان به احساس پوچی و ناامیدی رسیدید، ظرف را باز کنید و یادداشت‌هایتان را بخوانید، بدون شک در آن لحظه احساس بسیار خوبی پیدا خواهید کرد.»41. برای کنار گذاشتن عادت‌های بد، قدم‌های کوچک برداریدبه خودتان قول بدهید هر وقت عادت بدی را تکرار کردید، یک حرکت خاص انجام دهید. برای مثال، هر وقت دلتان خواست یک خوراکی ناسالم و چاق کننده بخورید، به جای آن آدامس بجوید یا یک سیب نوش جان کنید. معمولا هوس خوردن، تنها چند دقیقه طول می‌کشد و یک قدم کوچک برای غلبه بر آن کافی است.42. برای خودتان هدیه بخرید تا انگیزه‌تان بیشتر شودنِیل فیور (Neil Fiore)، روانشناس، در کتابی با نام «عادت جدید در کار» می‌گوید: «هر وقت کارتان را به خوبی انجام دادید، تمرکز داشتید، انگیزه‌ای در خود و دیگران بوجود آوردید، یک هدیه به خودتان بدهید. حتی می‌توانید هدیه‌ای برای خودتان بخرید که مربوط به هدف‌تان باشد، مثلا اگر یک دونده هستید یک بطری آب جدید بخرید یا یک جفت جوراب مخصوص دونده‌ها برای خودتان خریداری کنید.»43. مهربانی را تمرین کنیدهر وقت شرایط روحی‌تان بد بود، بدانید مقصر دانستن خودتان چیزی را درست نمی‌کند بلکه فقط شرایط را سخت تر خواهد کرد. پس هر وقت دچار شکست شدید، با خودتان همان گونه رفتار کنید که با دوست صمیمی‌تان رفتار خواهید کرد؛ یعنی به خودتان قوت قلب بدهید و مهربانانه رفتار کنید.منبع: themuse</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Sun, 01 Sep 2019 14:53:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان تولد من!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%85%D9%86-u3pvrdssovyf</link>
                <description>بابا بهمن و مامان شهناز در روز 29 فروردين 1358 ازدواج كردن. بهمن 24 ساله و شهناز 20 ساله. بابا در نيروي هوايي افسر بود و مامان در همون نيروي هوايي پرستار. همونجا با هم جيك جيك كردن و كارشون به ازدواج كشيد. هر دوشون از بچه محل هاي پايين شهر. جواديه و نازي آباد. بهمن بچه ي اول يه خاندان 8 بچه اي آذري و شهناز هم بچه ي سوم يه خاندان 8 بچه اي آذري. ظاهرا تير و تخته خوب به هم چفت شده. با كلي قرض و قوله يه خونه ي 63 متري تو محله ي پرستار پيروزي گرفتن و يه ژيان. اون موقع ها ارتشي بودن مثل دكتر بودن بود. هر جا ميرفتي زرتي بهت دختر ميدادن. دو دستي تقديمت ميكردن. مخصوصا كه نظامي نيروي هوايي باشي. يه افسر قد بلند و خوش تيپ با چشماي سبز. بابامو ميگم. تازه انقلاب شده بود. همه چي به نظر رو به پيشرفت بود.شهناز تو همون سال اول حامله شد. خب ميدونيد كه در سال 58 سونوگرافي نبود كه تشخيص بده بچه چيه. اين وظيفه ي خطير و بزرگ رو بزرگ خاندان انجام ميداد. اصطلاح امروزيش ميشه سونوگراف سرخود، مامان بزرگ بابام. مامان ستاره بر حسب تجربه و بررسي پارامترهايي نظير ويار مادر آينده، تعداد دفعات اوغ زدن زائو، ميزان اشتهايش، فرم شكمش، رنگ رخساره اش، كج كج راه رفتنش، از كدوم جهت لگد زدن نوزاد در شكمش، تعداد دفعات لگد زدن در ساعتش، بررسي شجره نامه و شمردن تعداد دختران و پسران (به اين موضوع در حال حاضر علم ژنتيك گفته مي شود) و حتي لحن حرف زدن مادر آينده پي به جنسيت نوزاد مي برد. وقتي تموم موارد بالا بررسي شد، مامان ستاره فتوا صادر نمود كه با قطعيت 98 درصد بچه دختر است. اون دو درصد هم رفع كتي بود تا اگه پيش بيني هاش غلط از آب در اومد راه فرار داشته باشه. خاندان دو طرف ماجرا كه در بالا ذكر شد كه آذري هستن و آذري جماعت به بچه ي پسر بسيار اهميت ميدهد. مخصوصا كه بنده قرار بود نوه ي اول خاندان پدري باشم. وقتي فهميدن كه قراره نوه ي اولشون دختر باشه، بدجور خورد تو پوزشون و فسشون خوابيد. اما بهمن و شهناز قصه ي ما خيلي هم خوشحال بودن و كلا به تخمشون هم نبود بقيه چي فكر ميكنن. درستشم همينه. مردم و فاميل در هر حالت حرف درآرن. خوب باشي حرف درميارن، بد باشي حرف درميارن، باهاشون كار داشته باشي يا نداشته باشي پشت سرت حرف ميزنن. همه جوره از خجالتت در ميان. اما مامان و بابا خيلي ذوق كرده بودن و خلاقيتشون رو در انتخاب اسم بنده به اوج رسوندن. اسم من قرار شد بشه بهناز! به از اول اسم بهمن و ناز از آخر اسم شهناز بهم ميچسبد و ميشه اسم من. خداييش خيلي خلاقيت خرج كردن. خودم كه حال كردم.- خب خانم اينم بچه ي ترگل و ور گلتون. عجب پسر تپل مپليه ماشالله!- پسر؟! دكتر جان فكر كنم اشتباه شده ها. بچه ي من دختره و اسمشم بهنازه.- نه خانم. ايناهاش. همين الان اومد بيرون. اينم شومبولش. اصلا كي گفته بود كه بچه ي شما دختره؟- مامان بزرگ شوهرم.- ظاهرا ايشون بايد يه دوره ي مامايي ببينن. چون تشخيصشون با 98 درصد قطعيت غلط بود.- اون 2 درصد برا چيه؟- رفع كتي!در ساعت سه و چهل و پنج دقيقه ظهر روز 27 اسفند 1358 من به دنيا اومدم. با همون در كوني كه دكتر بهم زد. و بله، من پسرم و قرار نبود كه اسمم هم بهناز باشه. بهمن و شهناز آچمز شدن. موندن كه حالا برا اسم من چيكار كنن. تازه عمق فاجعه وقتي مشخص شد كه همه ي ست سيسموني من صورتي رنگه. دخترونست. اگه فكر ميكنيد كه بابا و مامانم همه ي سيسموني رو عوض كردن، كاملا در اشتباهيد. به گواه تمامي عكسايي كه از اون زمان مونده، در تمامش من با لباساي صورتي و دخترونه يه ژست پسرونه گرفتم.مامان حالا سرشو بالا گرفته. اولين نوه ي خاندان شوهرش پسر شده و مامان ستاره به خاك رفته با اون پيش بينيش. البته اينجاست كه اون 2 درصد به كمك سونوگراف سرخود فاميل مياد. حالا ابتكار عمل در دستان پرتوان شهناز است. حالا حالاها قراره با اين قدم نورسيده پزشو بده. اما هنوز يه موضوع مونده. اسمم. اين روزا انتخاب اسم با ابزارآلات و اطلاعاتي كه در دستان والدين هست، كار سختي نيست. كلي هم اسماي عجيب غريب اختراع شده. تو اينترنت، انواع كتابا و خيلي جاهاي ديگه انواع نامها با معني و ريششون ارائه شده است. كافي است از بينشون انتخاب كني. زمان شهناز و بهمن ازين خبرا نبود. خيلي آپشن نداشتن.دو روز بعد شهناز و بهمن قرار شد به بندرعباس بروند. چون نظامي بودن و مي بايست در مناطقي كه ارتش حكم مي كرد خدمت كنند. مامان در فرودگاه تهران با يه پسر تو بغلش كه هنوز اسم نداشت، در و ديوار رو نگاه ميكرد. نميدونم بهم چي ميگفتن. پسره، اين بچه، بچمون، همين اين! تا اينكه در فرودگاه سر و كله ي يه بچه ي عقب افتاده كه به هيچ صراطي هم مستقيم نبود پيدا شد. كل سالن رو رو سرش گذاشته بود و خار و مادر همه رو به هم پيوند كووالانسي ميداد. مادرش در بدر به دنبالش تو سالن انتظار فرودگاه.- آرش نكن. آرش بشين. زشته آرش جان. ميگم لولو بياد بخورتتا. اون آقاهه مياد ميخورتتا آرش جان. توله سگ بشين. دهنمو سرويس كردي آرش. آرررررررررررررررررششششششششش!- آرش! چه اسم قشنگي. همين اسم رو ميزارم رو بچمون.مي بينيد. اسم من شد آرش. به همين راحتي و تخماتيكي. اسم من نه از آرش كمانگير، اسطوره ي وطن پرستي ايران زمين گرفته شده، نه از روي تحقيق و بررسي اسمها در كتاب نامها براي نوزادان گوگولي مگولي. نام من از روي يه بچه ي تخمي عقب افتاده ولدرزنا گرفته شده! نژاد پرست نيستم. ايشالله اون بچه هم ديگه عقب مونده نباشه كه احتمالا هست. با اسمم هم مشكلي ندارم و اتفاقا خيلي هم دوستش دارم. ولي روند انتخاب اسمم رو خيلي دوست ندارم. يه جوريه آخه! البته حق ميدم به شهناز و بهمن كه پس از دو روز كه بچشون اسمي نداشت حول بشن و اولين اسمي كه ميشنون رو بزارن رو من. ولي نه از يه عقب مونده. نه از يه سندرم داون دار.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Sat, 31 Aug 2019 10:40:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلفيزيون!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%8A%D8%B2%D9%8A%D9%88%D9%86-ti5nsnf998is</link>
                <description>قبلنا كه تازه به بازار آمده بود، بهش مي گفتند جعبه ي جادو. چقدر برازنده اش هست اين اسم. كل ملت را سر كار مي گذارد و جادو مي كند. اگر قبول داشته باشيم كه تمامي كانالها به نوعي وابسته به يك گروه يا طرز فكر خاص هستند، مي فهميم كه ما مي نشينيم برنامه هايي نگاه مي كنيم كه آنها ميخواهند ببينيم. در واقع هر چيزي ميخواهند ما ببينيم را بهمان نشان مي دهند، نه ان چيزي كه برايت مفيد است يا دوست داري بداني و ببيني. خوراك برنامه ها همان چيزهايي است كه نهادهاي صاحب قدرت مي خواهند نشانتان بدهند و همان چيزهايي است كه نمي خواهند نشان دهند. آن وقت كل ملت مي نشينند و نگاه مي كنند و باور مي كنند و نقل قول مي كنند و دست آخر در ضمير ناخودآگاهشان جا خوش مي كند. ديگر با بيل و كلنگ هم نمي تواني اين ذهنيت تشكيل شده در ضميرش را سر و شكل تازه اي دهي.اينجوري است كه در جامعه، ما با يك مشت بي فكر طرف حساب مي شويم. كساني كه خودشان فكر نمي كنند، بلكه كس ديگري با برنامه هايش برايشان فكر درست مي كنند. هلو بپر برو ته گلو. اين ملت در مقابل فكر كردن از خودشان مقاومت شاياني نشان مي دهند. فاجعه جايي است كه دوستان فكر مي كنند كه اين افكار مال خودشان است و در نتيجه ي كلي تفكر عميق به اين نتايج كه همان نتايج برنامه ساز است رسيده اند. هنر برنامه ساز اينجا به نقطه ي اوج خودش مي رسد.البته به شما القا مي كنند كه حق انتخاب در آخر در دستان شماست. شما مي توانيد كانال ها را بالا پايين كرده و هر آنچه دوست داريد ببينيد، وليكن از منوي از پيش تعيين شده ي ما. تو هم خوشحال و مسرور كه بله ديگر. من با انتخابم چيزهايي را مي بينم كه دوست دارم. غافل از اينكه برنامه ساز علائقت را هم شكل داده است و خودت خبر نداري. در واقع اين تو نيستي كه انتخاب مي كني. تو از مدتها قبل انتخاب شدي تا در اين دام بي سر و ته دست و پاي خوشايند بزني. دست و پايي كه خودت فكر مي كني در دام نيستي و داري مي رقصي و حال مي كني. تو انتخاب شدي برادر يا خواهر من!در كشورهاي پيشرفته به لحاظ شعور اجتماعي كه تعدادشان از انگشتان دست به زور بيشتر مي شود، جامعه به اين نتيجه رسيده است كه براي يادگيري و بهتر زندگي كردن دست روي زانوي خودش بگذارد و محتاج ساختن تفكراتش توسط ديگري نباشد. آلمان، سوئد، فنلاند، نروژ، دانمارك، سوييس، هلند، بلژيك، ژاپن و استراليا، ده كشوريست كه من مردمانش را قبول دارم. اتريش، ايسلند، لوكزامبورگ، فرانسه، اسپانيا، پرتقال و ايتاليا در رتبه هاي بعدي هستند. كانادا، سنگاپور، هنگ كنگ، انگليس، ايرلند و اسكاتلند بعد از بقيه. وجه مشترك اين جوامع، ميزان مطالعه و كتاب خواندشان است. به شدت كتاب مي خوانند. شده است عادت هميشگي و روزانه شان. با هر كتاب دوباره زندگي مي كنند و راههاي مختلف زيستن را ياد مي گيرند. نگرششان به سپري كردن عمر، خوشبختي، سعادت و كامروايي عوض مي شود و كس ديگري برايشان تعيين نمي كند و نمي تواند بكند. جوري مي شود كه نظام حكومتي شان براي اينكه جلوي مردمان خودش كم نياورد، خودش را با مردمش تطبيق مي دهد.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 12:11:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فيلترينگ</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D9%81%D9%8A%D9%84%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%86%DA%AF-vzmwzgjpflzf</link>
                <description>تو اين زمونه، فيلترينگ خيلي جوابه. يه چيزا و يه كسايي رو مي توني با اراده ي پر توان خودت و كاملا سوسكي تا كسي هم شك نكنه از دور و برت پاك كني. به اين عمل خدا پسندانه مي گويند پاكسازي. آخرش به چي مي رسي؟ به سلامت روح و روان خودت. هفت دولت آزاد از خبرا و آدماي سمي و بد. اينجا يه سري راهكارهاي مدون در جهت نيل به اين هدف والا براتون ليست مي كنم:1- تا اونجا كه مي توني اخبار گوش نده. چه اينوري چه اونوري. به تو چه مربوطه كه مثلا در فلان جا يه احمقي با كاميون بيست نفر رو زير گرفته. چي كار داري كه بدوني فلان مقام چي گفته. تو زندگيت تاثيري نداره كه بخواي بدوني.2- تلويزيون رو شده برا صرفه جويي از اتلاف برق، خاموش كن. يه مشت دري وري كه خودشون دوست دارن تو ببيني برات پخش ميكنن.3- تلگرام و صفحه هاتو خلوت كن. به خدا هيچي توش نيست. همه ي خودشيفته ها رو يه جا جمع كرده فقط.4- اگه ديدي طرف صحبتت چرت و پرت تحويلت ميده، بحث نكن. اون دنبال همين بحثه تا تو رو به ميدون مبارزه ي يه سر برد برا خودش بكشونه. خيلي خونسرد و با يه لبخندي مليح و نگاهي عاقل اندر صفيح به افكار خودت توجه كن. گوش نده چي ميگه. حتي شده بفهمه كه تو گوش نميدي.5- از آدماي غرغرو دوري كن. اينا فقط انرژي منفي پخش مي كنن. كلا روي فاز غرند.6- از آدمايي كه پشت آدماي ديگه حرف مي زنن دور شو. اينا وقتي تو نيستي پشت سرت حرف مي زنن. اينجوري چيزي بهشون نميدي كه حرف بزنن.7- كتاب بخون. شده مباني لوله كشي برجهاي تجاري باشه يا اصول حركات ميكروباكتري ها در معده يا تحليل سينوسي كرم خاكي.8- فيلم ببين. فيلمايي كه دوست داري. سريالايي كه منتقدا امتياز خوبي بهش دادن.9- مديتيشن كن. تمركزت رو بالا مي بره. جاي بيشتري تو مغزت باز ميشه تا بتوني چيزايي كه دوست داري رو توش زورچپون كني.10- با آدماي هم فكر خودت رفت و آمد كن. بهت خوش مي گذره. با آدماي غير هم فكرت هم كمي رفت و آمد كن. بهت دانش بيشتري ميده.11- اگه كسي رو مخته، نبينش. وقتي هم كه روبروته تمرين كن نبينيش. انگار كه نيست.12- ورزش چيز خوبيه. سطح انرژيتو بالا ميبره.13- سيگار خوب نيست.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 12:06:37 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به دنيا!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%D9%8A%D8%A7-ohi0ivevycg5</link>
                <description>يهويي تالاپي مياي اين دنيا! اصلا خبرم نداري كه كجا بودي و الان كجا اومدي. خداييش يكمي ظلمه كه بدون خبر بندازنت اين دنيا. حتي بهت نميگن چي شد. انگار براشون مهم نيست. خيلي نامردن. آخه همينجوري يهويي! آدم يه جايي ميخواد بره از روز قبلش نه از يكي دو ساعت قبلش كه برنامه ريزي ميكنه. ميدونه ميخواد چيكار كنه. اونوقت تو اين موضوع به اين مهمي هيچي بهت نميگن! من فكر كنم از قصد اينكارو ميكنن. حتي از قصد حافظه ات رو هم پاك ميكنن. فكر كنم جاي قبليمون بهتر از اينجاست، نميخوان تو ذوقمون بخوره. البته فقط يه فكره ها. چون اگه جاي قبلي بدتر بود بهمون ميگفتن تا ذوق مرگ بشيم وقتي ميايم اينجا. اصلا چرا بچه اي كه بدنيا مياد گريه ميكنه؟ نكنه تو ضمير ناخودآگاهش فهميده قضيه چيه؟! شايد تو پاك كردن حافظمون خيلي دقت به خرج ندادن. يه جايي سوتي دادن. سيستم يه باگي يه جايي داره. خوب كار نميكنه. والله اون لحظه اي كه به دنيا مي اومديم ميخنديديم ديگه. چه مرگمونه كه گريه ميكنيم؟ يه مرگيمون هست. يه چيزيمون ميشه. چيزخورمون كردن. باور كن. ديديد وقتي بچه به دنيا مياد دكتره دوتا در كونش ميزنه تا صداي بچه در بياد؟ ما از روز اول با دركوني آشنا ميشيم و ميفهميم اينجا جاي گوزيدن نيست. پس جاي چيه؟ اين سوالي است كه كلي فيلسوف و مذهبي و عالم رو سركار گذاشته. چهار پنج هزار ساله كه دنبال جوابشن. هنوزم نرسيدن. هر كي برا خودش نظريه صادر ميكنه. اين يكي اون يكي رو محكوم ميكنه. حتي سر اين موضوع همديگرو جر ميدن، جنگ ميكنن، شكنجه ميدن، ميكشن. همه چي سر همين سواله. مي بينيد. وقتي همه چي واضح و روشن نباشه، اين بلاها سرمون مياد. اگه از اولش يه برگه دستمون ميدادن و سوال و جوابارو روش مينوشتن حداقل اين جر دادنا و پاچه ورماليها كمتر ميشد. بدترين وضعيت براي آدمي تو آچمز موندنه. آدم بيچاره كس گيجه گرفته و هاج و واج اينور اونورو نگاه ميكنه و نميدونه قراره چي بشه. كسي هم نيست كه جواب قانع كننده اي بهش بده. آخه همه مثل خودشن فقط بعضيا يكمي بيشتر فكر ميكنن و برا خودشون نتيجه گيري ميكنن. شايد بهتر باشه دنبال جواب اين سوال نباشيم. تو يه مسير رودخونه افتاديم و بايد تا تهش بريم. تهشم نميدونيم چي ميشه و كي ميرسيم. از اين مسير لذت ببريم تا برسيم به جايي كه نميدونيم كجاست. شايد جواب اين سوال اين باشه: it is non-of your business. به همين سادگي.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 12:00:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پذيرش زندگي</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1%D8%B4-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-vhwdjoeeu2yy</link>
                <description>خيلي از دگرانديشان و روانشناسان امروزي ميگن كه زندگي درد و رنج داره و بايد اينو قبول كرد و پذيرفت. اكثرا ديدگاه بوديسمي دارن. يه نسل قبل از روانشناسان امروزي كسايي بودن كه هزاران كتاب پرفروش نوشتن راجع به چگونه خوشبخت شويم، چگونه شاد شويم، چگونه پولدار شويم، چگونه جذابتر شويم و ... هنوز هم اين ديدگاه خريداراي خودشو داره و هنوز هم كتابا به چاپهاي بعدي زياد مي رسن. ولي اصل قضيه اينه كه وقتي مثلا شما به اين فكر مي كنيد كه چگونه جذابتر شويد، در واقع داريد به خودتون القا مي كنيد كه الان جذاب نيستيد و شديدا به دنبالش هستيد. كسي كه جذاب هست هر روز نميره جلوي آينه و هي به خودش بگه جذابم. اون طبق تنظيم كارخانه ي رواني خودش، خودشو جذاب مي دونه. اصل قضيه و نكته كليدي در پذيرفتن هست. پذيرفتن خودت به هر شكل و وضعيتي كه هستي و بعد حركت رو به جلو با علم به اينكه زندگي بالا و پايين داره، زشتي و زيبايي داره، سختي و راحتي داره. اصلا همين تضادهاست كه زيباست. براي اينكه موفق بشي، بايد بيشتر از قبل درد و رنج بكشي. بايد از اون ناحيه ي راحت خودت بيرون بياي. مثلا كسي كه بدني ورزشكاري ميخواد، بايد زحمت رفتن به باشگاه و تحمل درد بدن ناشي از وزنه زدن و عرق ريختن روي تردميل رو به جون بخره. اگه ميخواي پولدار بشي، بايد سخت كوشي و تا پاسي از شب كار كردن و ريسك چك برگشتي و استرسهاي اون رو به جون بخري. همه ي اينا در صورتي محقق مي شه كه اول بدوني چي هستي و هميني كه هستي رو بپذيري و خودتو دوست داشته باشي و بعد خودتو براي كشيدن درد و رنج آماده كني. موفقيت يعني غلبه بر يك درد و رفتن به سراغ دردي ديگه و اين پروسه تا آخر عمرت ادامه داره و هيچ اشكالي هم نداره. چون زندگي يعني انتخاب يك درد و غلبه بر اون. سپس انتخاب رنجي ديگر و ...</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 10:57:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساختمون رنگی</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%85%D9%88%D9%86-%D8%B1%D9%86%DA%AF%DB%8C-hvlflh8f7lzu</link>
                <description>یه هنرمند با نقاشیاش در یه ساختمون رنگی با نقاشیش. تموم دور و‌ برش رو رنگی کرده و میخواد همه جارو رنگی ببینه. آدمای سیاه و سفید و خاکستری رو رنگی ببینه، کوچه های طوسی و قهوه ای رو رنگی بیینه، ساختمونای بی ریخت و بی روح رو رنگی ببینه. </description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 10:08:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورود!</title>
                <link>https://virgool.io/@arashinospam/%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-np6kueobpbab</link>
                <description>سلام. هر ورودي به هر جايي يه سري آداب و رسوم داره. مثلا براي ورود به يه مهموني رسمي، از قبل بايد لباس مناسب اون مراسمو انتخاب كني، ادوكلن خوب بزني، يه كمي تمرين سلام كردن و دست دادن به طور رسمي جلوي آينه با خودت كني و ... يا براي ورود به اماكن مذهبي مثل مسجد اول بايد تطهير بشي، كفشاتو در بياري، سلام كني به هر كس يا چيزي كه اعتقاد داري و براي صحبت باهاش خودتو آماده كني. خب من وارد شدم به اين پلتفرم و خيلي هم اتفاقي و سرزده وارد شدم. اين اولين مطلبم هست و چون سرزده و يهويي وارد شدم، فكر كردم با اين مطلب بتونم ورودمو يه جورايي محترمانه اعلام كنم. پس سلام بر همه ي كسايي كه اينجان و نمي شناسمشون و اميدوارم در آينده بيشتر با هم آشنا بشيم.</description>
                <category>arashinoapam</category>
                <author>arashinoapam</author>
                <pubDate>Thu, 29 Aug 2019 09:57:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>