<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Amirreza Banikamali</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@arbanikamali</link>
        <description>تحلیل و بازی کردن با شاخص‌ها و المان‌های سازنده کسب‌وکار را دوست دارم. از کار با تیم‌ها لذت می‌برم. فقط هم به داده‌ها اعتماد دارم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-13 12:43:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5496/avatar/rpbnyV.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Amirreza Banikamali</title>
            <link>https://virgool.io/@arbanikamali</link>
        </image>

                    <item>
                <title>مدیریت چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@arbanikamali/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-pi5vxxnbh8lz</link>
                <description>مدیریتتقریباً از ترم ۵ دوره لیسانس شروع به مطالعه در حوزه مدیریت کردم. گام‌های اول با مطالعه مقالات ژورنالی و هاروارد بیزینس (HBR) شروع شد و به مرور آموختن علم مدیریت را با متمم کلید زدم. تقریباً در همین دوره بود که کتاب «پدر پولدار، پدر بی‌پول» را مطالعه کردم. در ترم‌های آخر لیسانس از آنجا که مهندسی شیمی می‌خواندم سعی کردم واحدهای کمی مرتبط‌تر به علوم انسانی و مدیریت را بردارم. طرح و اقتصاد کارخانه، مدیریت صنعتی و کارآفرینی نمونه این درس‌ها بودند. از اوایل ترم ۸ تصمیم قطعی‌ام را برای ادامه تحصیل در کارشناسی ارشد MBA گرفتم. به مرور منابع و نیازمندی‌های قبولی در کنکور را جمع‌آوری کردم. سال ۱۳۹۴ در رشته مدیریت ارشد کسب‌وکار با گرایش استراتژی دانشگاه سمنان قبول شدم.از این نقطه تمرکز و یادگیری آکادمیک و تئوریک مبانی مدیریت برایم شکل گرفت. در تمام مدتی که از اواسط دوره لیسانس که مقالات را می‌خواندم مدام به فکر این بودم چه مباحثی را می‌توان در مدیریت یک شرکت به کار برد. جای چه عنوان‌ها و موضوعاتی در نظر من با تجربیات و شنیده‌هایم از فضای مدیریت در کشور خالی است. حس می‌کردم این علم مدیریت است که تکامل پیدا نکرده است. زمانی که در کلاس‌های مدیریت حاضر شدم متوجه شدم که بسیاری از مباحث و فضاهای خالی در مدیریت به دلیل سواد کم من و به کار گرفته نشدن در اجرا است. مقالات تخصصی بیشتری خواندم و با کلیدواژه‌های دقیق‌تری به دنبال جستجو و کشف در حوزه‌های مختلف مدیریت پرداختم.تازه می‌فهمیدم چقدر نمی‌دانم و بیشتر از آن چقدر نمی‌دانم که نمی‌دانم. الان با گذشت حدود ۱۰ سال از آن روزها، باز هم در حال کشف در حوزه مدیریت هستم. موضوعات و عنوان‌هایی که بسته به نیاز و کمبودهای سازمانی تبدیل به دغدغه برای حوزه مدیریت شده اند و سال‌ها پیش برایشان روش‌ها و راه‌حل‌هایی دیده شده است. البته هنوز هم در حال تحول هستند و این حوزه تفکر از حرکت نایستاده است.تجمیع تجربه من از فعالیت در کنار مدیران سنتی و مدرن و کارآفرینان استارتاپی را می‌توان در یک رویکرد (با خطای حدود ۱۰٪) خلاصه کرد:«مدیریت یعنی چطور کاری که می‌خواهم را با دادن پول به دیگران انجام دهم.»در این مسیر هم برنامه‌ریزی و تعیین اهداف تنها آثاری هنری برای تزئین قفسه‌ها و دیوار اتاق مدیریت و کامپیوترهای مدیران خواهد بود. طبیعتاً با چنین رویکردی هر شکستی از کم‌کاری و نابلدی کارکنان است و موفقیت‌ها از درایت و تصمیمات و ورود به موقع مدیریت معظم.وقتی به مطالعه مقالات و روش‌ها و چارچوب‌ها و عناوین مورد مطالعه درعلم مدیریت می‌نشینم، دریایی از تجربیات و تحقیقات با موضوعاتی راهگشا می‌رسم. به حوزه‌هایی برمی خورم که حتی زمان زیادی برای یادگیری و اجرا نمی‌خواهند و حتی اصولاً بسیار ساده فهم و سهل‌الوصول هستند. لکن عزمی می‌خواهند برای بهبود و پذیرش‌های درونی متنوعی از جمله اینکه سازمان بر افراد اولویت دارد؛ حتی شما مالک عزیز. لازم است بپذیریم دیگر شم اقتصادی سازمان را پیش نمی‌برد. لازم است بپذیریم مدیریت یک علم است و بنا بر نامش از راه روش عملی پیش می‌رود. باید بپذیریم محققین و دانشمندان این حوزه در حال خلق توجیه آکادمیک برای عملکردها و تصمیم‌های ما نیستند. باید بپذیریم نگاه نقادانه به تفکرات خودمان و شک کردن به باورهایمان اولین گام ورود به رویکرد علمی است.اگر اندک تجربه خودم در فضای هدایت چند تیم را هم بتوان در زمره فعالیت‌های مدیریت به شمار آورد، پیکان گفته‌هایم پیش از هر شخصی به خودم برمی‌گردد. اگر هم می خواهم روزی به این جرگه بپیوندم، باید هر لحظه این حرف‌ها در گوشم زمزمه شود و یادم نرود مدیریت یعنی:«به ثمر نشاندن تلاش‌های یک یا چند تیم برای رسیدن به هدفی که همه‌مان آن را می‌شناسیم».</description>
                <category>Amirreza Banikamali</category>
                <author>Amirreza Banikamali</author>
                <pubDate>Tue, 16 May 2023 14:45:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرچم مبارزه با امپریالیسم در دستان دیوار</title>
                <link>https://virgool.io/@arbanikamali/divar-against-imprerialism-amdvrpffnqkv</link>
                <description>اگر باور ندارید که دیوار یک پلتفرم ضدسرمایه‌‌داری است. لطفاً با دقت تمام مقاله زیر را مطالعه بفرمایید. سعی کردیم با دلیل و مدرک ارتباط پلتفرم دیوار را با شبکه‌های ضدسرمایه‌داری دنبال کنیم و نشان دهیم چطور منتقدین کاپیتالیسم غربی از به وجود آمدن پلتفرم دیوار با خبر بودند. بی‌مقدمه سر اصل مطلب می‌رویم.یک آقایی که خودتان دیدید در تلویزیون آمده (اشاره به آقای ر.و کارشناس مسائل سیاسی از بریتانیا در ارتباطی تصویری با شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران). صحبت‌هایی را کرده و مثلا گفته که این نظام سرمایه‌داری فساد است و می‌پوسد. گفته که این آمریکا از بین می‌رود و به زودی از درون می‌پاشد. خب این را که ما هم گفته بودیم قبل‌تر از ایشان گفته بودیم. لکن شوروی را هم گوش نکردند.«ر.و» فعالل ضد استبداداین غربی‌ها خودشان هم می‌دانند چه خبر است. به من و شما نمی‌گویند. می‌گذارند که وقتی دستشان رو می‌شود این حرف‌ها را می‌زنند. حالا اینطوری هم نیست که بگوییم همه شان اینطوری هستند. بعضی‌هایشان می‌خواهند کارهایی بکنند. همین جناب آقایی که صحبت کرده قبلا هم سابقه داشته از این کارها. این یک زمانی مطرب بوده شعر می‌نوشته و البته اینطوری که ما دیدیم کارهای مبتذل هم نبوده و اکثراً انقلابی و انتقادی بوده. علی‌القاعده این کارشناس آگاه است. ما رفتیم دیدیم. کسانی هم خبر آوردند. جناب «ر.و» در ۱۹۷۹ میلادی مصادف با ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی شد یک مجموعه ای آهنگ بیرون دادند به نام دیوار یا به زبان فرنگی‌ها «The Wall». یعنی اتفاق است؟ محال است ما باور کنیم. آن وقت دقیقا ۳۵ سال بعد از انتشار این، سایت دیوار در ایران آمده راه افتاده. می‌دانسته ما غرب ستیزیم و ضدسرمایه‌داری هستیم. این‌ها خیلی هدفمند کار می‌کنند. شما نگاه کنید به ترتیب ۷-۳۵-۱. همه این‌ها معنی دارد. بعد این صبر کرده تا سال ۹۹ با صدا و سیمای ما چیز کند. یعنی چی این همه سال صبر کرده؟ دقت کنید. شماها باید این‌ها را دقت کنید، بفهمید. ۹-۷-۹-۱ وقتی ۹۹ را از آن جدا می‌کنید می‌ماند ۱۷. چطور است که آن تاریخ ۱۷ دارد این یکی هم ۱۷؟ این‌ها بین خودشان علامت است.بله این چنین است دوستان از سال‌ها قبل پیش‌بینی شده بود که سایت دیوار به عنوان دژ مبارزه با سرمایه‌داری از سرزمین ایران سربلند می‌کند؛ آن هم همزمان با سقوط رژیم طاغوت.قهرمان ضد مصرف‌گرایی جامعهفلسفه مصرف‌گرایی سالیان سال است که در سبک زندگی جامعه غربی رسوخ کرده است. نظام سرمایه‌داری با یک چیز زنده است:«سرمایه». یعنی همه چیز پول است. پول چطور بدست می‌آید؟«فروش بیشتر». بله تعالی در نظام غرب یعنی «بیشتر بفروش!». متأسفانه دولتمردان و حکمرانان غربی آگاهانه روح قدسی و انسانی‌شان را با شیطان معامله کردند. لکن مردم نیز به تبع آن‌ها به دام افتادند. این شیطان در شئون مختلف زندگی انسان غربی رخنه کرده البته این‌ها که دیگه انسان نیستند عروسک خیمه شب‌بازی اند. همین است که می‌بینیم امروز انسان غربی خرید درمانی می‌کند به جای عبادت.این دیوار به عنوان یک نهاد ضد سرمایه‌داری می‌گوید اگر چیزی داشتی و لازم نداشتی، و کس دیگری می‌توانست از آن استفاده کند به او بدهش. یعنی الکی اسراف نکنیم. کالا را دور نیاندازیم یا در گوشه‌ای انبار نکنیم. دیوار می‌گوید گردش کالا در جامعه، تا جایی که پدرش را در آوریم. حالا چرا تأکید می‌کنیم ضد مصرف‌گرایی؟ چون دست آخر اگر کالای بنجل یا خراب و قراضه‌ای هم داشتی می‌توانی روی دیوار بفروشی به اسقاطی بخرها و بنکدارها. اگر سال‌ها پیش از دیوار یاد می‌شود و تا امروز پا برجا می‌ماند بخاطر همین است. همین ما یک سری مجله بوردا خریدم که تاریخ انقضای سردبیر وقت هم به پایان رسیده بود، چه برسد به مجله و معلوم بود صد دست چرخیده تا به دست ما برسد. هر فرد هم سهم خود را از این سفره برداشته بود و وقتی به ما رسید حتی یکی از الگوهایش هم باقی نمانده بود لکن همه بهره بردیم.دیوار خوان امتخیلی جاها ادعا کردند که ما مردم را در سفره مان شریک می‌کنیم. سهم می‌دهیم به مردم. این‌ها وعده است. خوب است عملی شود. دیوار یک سفره‌ای پهن کرده. عمل کرده. تفاوت است بین حرف تا عمل. خوانی پهن است که همه امت می توانند بیایند استفاده کنند. کجای نظام کاپیتالیستی غرب حرف از توده مردم است؟ آن‌ها فقط می‌خواهند همه چیز بین خودشان باشد. من روغن خراطین روی دیوار می‌فروشم، یکی تخم مرغ و دیگری سیبیل‌های چنگیز خان مغول.سیبیل چنگیز خان مغول در دیوارمهم این است همه با هم دور این سفره ایم و سود حلال می‌بریم. یه لقمه نان حلال بهتر است. همینطور به خواسته‌هایمان می‌رسیم. هیچکسی دستش از این سفره دیوار کوتاه نیست یک شماره تلفن می‌خواهد و یک مقدار اینترنت ملی. بعضاً همسایه ما تعریف می‌کرد شوهرش را هم از همین سفره پیدا کرده. البته دیوار گمان نمی‌کم شوهر فروشی کند. یقین دارم منظورشان این بوده احتمالا سر معامله وصلت این‌ها جوش خورده است. خلاصه پهن است هرکسی به اندازه سهمش بردارد.حذف ایادی استعماراستعمار چه می‌خواهد؟ اینکه شما چشم و گوشت بسته باشد. او بیاید هرچه دلش می‌خواهد از شما کار بکشد برود. منابع شما را بدزدد. پول شما را مال خود کند. حالا این دیوار آمده کاری کرده آگهی‌های غیرمجاز و مجاز تعیین کرده. می‌گوید خود این ماشین‌ها و کامپیوترها جلوگیری می‌کنند از استعمار. یعنی به اصطلاح این آقایان کلاهبرداری را کم کرده اند. این آدم‌های کلاهبردار را که ما نداریم در کشور. این‌ها اگر هم هستند دلباخته و نوکر امپریالیست هستند. این‌ها را اجیر کرده اند می‌فرستند بین مسلمین که از غفلت ما سوءاستفاده کنند. خوب هم شده این کامپیوترها که خودشان ساخته اند مچ‌شان را می‌گیرد. حالا آمدیم و کلاهبرداری نکرد. مگر استعمار فقط این شکلی می‌خواهد دین ما را ببرد؟ خیر اینطور نیست. می‌خواستند در این دیوار چیز کنند. این برهنگی فرهنگی را ترویج دهند. با همین کامپیوترها دستشان رو شد. این استعمار دوست دارد مثل خودش فرهنگ برهنگی داشته باشیم ما. ولی ملت ما غیرتی است عکس‌های بد و چیز را نمی‌گذارند کس و کارشان ببینند. این‌ها اول از همین جاها شروع می‌کنند. کم کم وارد خانواده و ناموس مردم می‌شوند. حالا این دیوار نمی‌ذارد اینطور آگهی‌هایی چیز شود. بعضی از این‌ها هم بودند شماره ناموس مردم را از دیوار برمی‌داشتند که بی‌آبرویی کنند و مملکت بهم بریزد که به حول و قوه الهی آمدند چت درون برنامه‌ای راه انداختند که همانجا حرفشان را بزنند. اینطوری باید راه این گمراهی‌ها را بست. خوب شد. ما راضی هستیم.از ملت برای ملتروزی این آقایان دیوار اینجا بودند پیش ما. ما بهشان گفتیم که اگر می‌خواهید همینطور که می‌گویید که می‌خواهید ضد امپریالیست غربی باشید بمانید از ملت باشید برای ملت باشید. گفتند چنین و چنان می‌کنیم. می‌گویند ما بسترسازیم یعنی فقط جا را آماده می‌کنیم. مردم خودشان خرید و فروش کنند. پولی هم نمی‌گیریم. این درست است فی سبیل‌الله کار می‌کنند. خدا به آن‌ها بیشتر می‌دهد. یعنی یک طرف من مثلا این خانه را می‌گذارم برای فروش یک بنده خدایی که نیاز دارد می‌آید می‌خرد. این وسط آقایان فقط سبب خیر می‌شوند. لکن گفتیم نظارت کنند کار خلاف شرع نباشد آنجا خرید و فروش شود. گفتند خودمان آدم گذاشته ایم حواسش هست. پشتیبانی هم خوب است اینا دارند اگر کسی چیزی دید واجب است خبر دهد. خیلی هم دیدیم از همین آدم‌ها خبر داده اند و منکر اتفاق نیفتاده.الحمدلله چیزهایی دارد می‌آید که ما دیگر کاری به این غربی‌ها نداشته باشیم بی‌نیاز باشیم روی پاهای خودمان وایسیم. این حرفا که می‌زنند از دشمنی آن‌ها است. دیده اند ملت ما ضد استعماری است. امپریالیسم را سرافکنده می‌کند. خودش هرچی بخواهد می‌سازد عصبانی شده اند. خیلی نادان هستند. آن آقای انگلیسی که تازگی هم در تلویزیون مصاحبه کرده با شبکه خبر (اشاره به ر.و) او قبلا می‌دانست. گفته بود ما به تحصیلات نیاز نداریم. ما به کنترل افکار نیاز نداریم (We don’t need no education. We don’t need no thought control). اینکه دیگه از خودشان است. می‌داند هرچی فساد است از این تحصیلات است. با این دانشگاه و مدرسه‌ها می‌خواند ذهن من و شما را کنترل کنند. لکن به آن‌ها گفته بود که اگر این چنین کنند دیوار می‌آید و هرکدام از این مخالفت‌ها آجری است برای دیوار. می‌بینیم که دیوار ساخته شد.ما می‌خواهیم یک جلسه باشد این آقایان دیوار هم بیایند صحبت کنیم. باید صادر کنیم این را. شنیدیم افغانستان هم رفته. آن ملت ستم‌کش. خوب است ما منطقه را هم آگاه کنیم از حرکات ضد سرمایه‌داری. این‌ها الکی دل می‌بندند به دستان زورگوی بزرگ و ملت‌شان غافل است. لکن ملت ما آگاه است. نمی‌گذارد ایران به دست اجنبی بی‌افتد.امیدواریم بقیه این چیزهایی که قولش را هم داده زودتر بیاید. این دیوار اگر خوب باشد. اگر گوش بدهد می‌تواند خیلی کارها بکند. دست دلال‌ها را که کوتاه کرده. این بازار مصرفی اضافه تولید بنجل امپریالیسم را هم که برانداخته. بقیه پدرسوخته بازی‌ها را هم که کم کرده. انشالله بهترش کنند.</description>
                <category>Amirreza Banikamali</category>
                <author>Amirreza Banikamali</author>
                <pubDate>Tue, 10 Aug 2021 11:46:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>