<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های خان‌نوید</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@archdukenavid</link>
        <description>صبح‌ها با لباس مبدل به عنوان راهبر محصول و شب‌ها در حال شکار باسیلیسک در حوالی آیزنگارد قابل مشاهده است.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:58:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/42950/avatar/kCz2FV.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>خان‌نوید</title>
            <link>https://virgool.io/@archdukenavid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برنامه‌ریزی استراتژیک: یک راهنمای (نسبتاً) غیرحوصله‌سربر</title>
                <link>https://virgool.io/techgooshe/strategic-planning-guide-njkxgknj7maa</link>
                <description>برنامه‌ریزی می‌تونست خیلی کار راحتی باشه. در نهایت اینکه حساب بانکی شرکت با ما موافقت نمی‌کنه، اعضای تیم طرح‌هاشون با هم جور نمیشه، یا مشتری‌ها از ایده‌های خوب ما قند تو دل‌شون آب نمیشه، چیزهایی نیست که بخواد ذهن ما رو مشغول کنه.اما حقیقت اینه که همه‌ی این‌ها (و چیزهای خیلی بیشتری) هستن که باید ذهن ما رو به خودشون مشغول کنن، و دقیقاً همین می‌تونه برنامه‌ریزی رو سخت کنه.برای اینکه بتونیم یه برنامه خوب داشته باشیم باید با در نظر گرفتن شرایط (از وضعیت مالی شرکت و توانمندی‌های تیم گرفته تا وضعیت رگولاتوری و فعالیت‌های رقبا) کشف کنیم که چه‌طور میشه با خلق ارزش برای به اهداف سازمان‌مون برسیم. به برنامه‌ای که این ویژگی‌ها رو داشته باشه میگیم استراتژی سازمان.فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک به دلیل حجم زیاد چیزهایی که باید در نظر بگیریم، می‌تونه خیلی پیچیده و سردرگم‌کننده بشه. اما روندهای استانداردی که برای این پروسه طراحی شده می‌تونه به ما کمک کنه که روند خیلی منسجم‌تری رو طی کنیم، در پروسه برنامه‌ریزی Alignment بیشتری بین اعضای تیم ایجاد کنیم، و از همه مهم‌تر، برنامه‌های بهتری بریزیم که شانس دستیابی ما به موفقیت رو بیشتر می‌کنه.اسلایدهای زیر سعی می‌کنه روند برنامه‌ریزی استراتژیک رو معرفی کنه، و با ذکر مثال و معرفی ابزارهایی که در هر گام به کارمون میاد، ما رو به شکل عمیق‌تری به دل این روند ببره.ممکنه برای دیدن اسلایدهای زیر لازم بشه که کپچا وارد کنین. اگه نیازی بود میتونین اسلایدها رو از این لینک هم باز کنین:https://drive.google.com/file/d/1geLhfDxEgg-0GeRedVt9osE8-ig6ag0o/view?usp=sharing https://drive.google.com/file/d/1geLhfDxEgg-0GeRedVt9osE8-ig6ag0o/preview </description>
                <category>خان‌نوید</category>
                <author>خان‌نوید</author>
                <pubDate>Fri, 11 Feb 2022 17:10:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهنمای جامع سلامت روان در زمان فجایع جمعی</title>
                <link>https://virgool.io/@archdukenavid/%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-rimjjlpo32zm</link>
                <description>ماه‌ها و روزهاست که کشورمون داره شرایط ناراحت‌کننده‌ای رو سپری می‌کنه، و غصه‌های این روزها همه ما رو تحت تاثیر خودش قرار داده. تصمیم ما برای مواجهه با این ناراحتی‌ها چیه؟ از ایران بریم یا بمونیم؟ مشارکت سیاسی داشته باشیم یا نه؟ اصلا کاری برای بهتر شدن شرایط میشه انجام داد؟  احتمالاً همه ما به نوعی این روزها با این سوال‌ها و سوال‌های دیگه‌ای از این دست درگیر بودیم. جواب این سوالات بسیار سخت و کاملاً شخصیه و این مطلب قرار نیست جوابی برای اونها ارائه بده. اما میتونه یک کار دیگه بکنه، و اون اینه که راهنمای مختصری باشه برای سرپا موندن در این روزهای سخت، تا حداقل بتونیم  بدون اینکه انرژی‌مون تحلیل بره به دنبال جواب سوالات‌مون بگردیم.مهم‌ترین کاری که میتونیم برای خودمون، خانواده، و جامعه بکنیم، اینه که خودمون رو به تاریکی‌ها نبازیم! اما چطوری میشه در روزهایی که شاد بودن به نظر غیرممکن میاد، سلامت روان خود رو حفظ کرد؟ بخش اول این مطلب توصیه‌هایی دقیقا برای همین کار ارائه می‌کنه. در بخش دوم، قراره سراغ کتاب‌ها و فیلم‌هایی بریم که میتونن به ما برای ادامه زندگی، انرژی و انگیزه بدن یا به دانش‌مون درباره شرایط فعلی جامعه اضافه کنن. و اما در بخش سوم قراره دنبال جواب یک سوال سخت بریم: از دست ما برای کمک به جامعه چه کاری بر میاد؟ به خوندن ادامه بدید تا ایده‌ها و پیشنهاداتی برای بهتر کردن جامعه ببینید!بخش ۱: حفظ سلامت روان در روزهای سخت۱.۱. پذیرش ناراحتی:برای خیلی از ماها، اولین واکنش به ناراحتی اینه که سریع خودمون رو با کارهای مختلف مشغول کنیم تا یه وقت غصه‌ها از پا درنیارمون . بعضی‌هامون این کارو می‌کنیم تا از غم‌مون فرار کنیم، اما بعضی‌هامون هم صرفا در گذر روزهای شلوغ و پلوغ یاد گرفتیم که اگه حتی یه ذره به ناراحتی‌مون توجه کنیم، کل کارها میمونه رو زمین و بدبخت می‌شیم! شاید برای ناراحتی‌های جزئی، این چندان تکنیک بدی هم نباشه. اما وقتی عزیزی رو از دست میدیم چی؟ وقتی در شوک بحران‌هایی مثل حوادث دو هفته اخیر فرو میریم چی؟ این جور وقت‌ها هرچقدر هم که برای فراموش کردن غصه‌ها سعی کنیم، باز هم سایه‌شون قدم به قدم مارو دنبال خواهند کرد؛ تا زمانی که به نفس عمیق بکشیم، ناراحتی‌مون رو به عنوان یک حس طبیعی بپذیریم و به خودمون اجازه بدیم که اون رو تجربه کنیم! اما چه‌طور میشه ناراحتی رو تجربه کرد، و در عین حال زیر سنگینی عظیم اون از پا نیفتاد؟صحبت کردن با دوستان: مخصوصاً زمانی که واقعه ناگوار پیش‌آمده، یک تجربه جمعی محسوب میشه، بودن در جمع دوستان و صحبت کردن از حس‌هامون با همدیگه میتونه بار عظیمی از دوشمون برداره. به اشتراک گذاشتن غصه‌مون باعث میشه حرفهامون رو توی خودمون نریزیم، متوجه شیم که در این حس‌های بد تنها نیستیم، و حتی شاید راهکارهای بهتری هم برای مقابله با ناراحتی پیدا کنیم.صحبت با مشاور و روان‌شناس: اینکه از دیگران برای بهتر شدن کمک بگیریم نشانه ضعف ما نیست، بلکه نشون میده اونقدر با خودمون راحت هستیم که فقط برای اثبات «من میتونم» به خودمون، لجبازی نکنیم و بریم چیزی که میدونیم مفیده رو انجام بدیم. صحبت کردن با کسی که دانش و تخصص‌ش مقابله با بیماری‌های روانه، میتونه کمک خیلی زیادی برای ما باشه؛ به خصوص اگر ناراحتی‌هامون داره خیلی شدید میشه.۱.۲. تلاش برای حفظ انگیزه زندگی:کار دیگه‌ای که میتونیم برای حفظ سلامت روان خودمون انجام بدیم، حفظ انرژی و انگیزه خودمون در زندگی  هست تا حتی اگه ناراحتیم، حداقل در سیاهچاله غم‌ها گیر نکنیم و بتونیم یه پیامد مثبت هم از غم‌هامون داشته باشیم. برای این منظور چه کارهایی میتونیم انجام بدیم؟مدیتیشن: احتمالاً اصلاً شهودی نیست، اما تحقیق‌های بسیاری وجود داره که نشون میده انجام ۵ تا ۱۵ دقیقه مدیتیشن در روز، میتونه وضعیت سلامت روان ما رو به شکل قابل ملاحظه‌ای افزایش بده! من خودم برای این کار معمولاً از Noisli استفاده می‌کنم؛ اما اپلیکیشن‌ها و سایت‌های بسیار زیاد دیگه‌ای هم برای این کار وجود دارن. مدیتیشن خیلی ساده است، اما اگر احساس کردین به یه راهنما نیاز دارین میتونین نگاهی به این مطلب بندازین.ورزش/یوگا: اون لحظه‌هایی که غصه پشتمون رو خم کرده، حتی فکر پاشدن و ورزش کردن هم می‌تونه به نظر غیرممکن بیاد. اما حقیقت اینه که اگه زورمونو بزنیم و پاشیم، ورزش میتونه انرژی روحی‌مونو از این رو به اون رو کنه؛ حتی از نوع سبکش! اگه حوصله ورزش سنگین ندارید یا اصلا خیلی وقته که ورزش نکردید، می‌تونید سراغ یوگا برید. یوگا نه تنها یک ورزش سبکه، که نوعی مدیتیشن هم هست، به مایندفولنس کمک می‌کنه، و از همه بهتر اینکه خیلی راحت میشه تو خونه انجامش داد: مثلا از طریق این کانال یوتیوب که هم برای مبتدی‌ها و هم برای حرفه‌ای‌ها، ویدیوهای ۲۰ دقیقه‌ای یوگا داره!پناه بردن به دنیای فیلم و کتاب: کتاب‌ها و فیلم‌های زیادی هستند که بارقه امید رو در دل آدم زنده می‌کنن، با موضوع غصه‌های این روزهای ما سر و کار دارن، یا اینکه می‌تونن مهارت کافی برای مقابله با سختی‌ها رو بهمون بدن. برخی از اونها رو می‌تونید در بخش دوم این مقاله ببینید؛ اما حتی لازم نیست فیلم یا کتابی مرتبط با این روزها انتخاب کنیم؛ پناه بردن به دنیای هنر، خیال و اندیشه همیشه راه خوبی برای برگردوندن انرژی ذهنی‌مونه!کمک به جامعه: از خودتون بپرسید «چی کار میتونم بکنم تا این روزهای سخت رو برای یه نفر، فقط یک نفر در دور و اطرافم بهتر کنم؟»  فراموش نکنیم که اگر اوضاع برای ما سخته، کسانی هستن که اوضاع برای اونها به مراتب سخت‌تره! کمک کردن به این افراد میتونه بخشی از دردهای ما رو هم التیام بده، کمک کنه که زندگی معنادارتری رو تجربه کنیم و این حس رو بهمون بده که یه کاری در راستای بهتر شدن شرایط انجام دادیم. ایده‌هایی برای کمک به جامعه رو می‌تونید در بخش سوم این مقاله ببینید.بخش ۲: فیلم‌ها و کتاب‌هایی برای روزهای کم‌انرژیمن سعی کردم فیلم‌ها و کتاب‌هایی پیشنهاد بدم که به دانش ما درباره جامعه یا به انگیزه‌مون برای زندگی کمک می‌کنن. من همه کتاب‌های این لیست رو نخوندم و برخی از اون‌ها رو به پیشنهاد دوستانم اینجا قرار دادم. اگر شما هم فیلم یا کتابی برای اضافه شدن به این فهرست پیشنهاد دارین در کامنت‌ها بگین.فیلم‌هایی درباره جنگ:فهرست شیندلر (Schindler&#x27;s List) ساخته استیون اسپیلبرگ، محصول ۱۹۹۴زندگی دیگران (Lives of Others) ساخته فلوریان هنکل فون دونرسمارک، محصول ۲۰۰۶زندگی معجزه است (Life Is a Miracle) ساخته امیر کوستوریتسا، محصول ۲۰۰۴اشک‌ها و لبخندها (The Sound of Music) ساخته رابرت وایز، محصول ۱۹۶۵فیلم‌هایی برای دیدن نور امید در زندگی:دست نیافتنی‌ها (The Intouchables) ساخته ناکاشه و تولدانو، محصول ۲۰۱۱اَمِلی (Amélie) ساخته ژان‌پیر ژونه، محصول ۲۰۰۱پیش از طلوع (Before Sunrise) ساخته ریچارد لینکلیتر، محصول ۱۹۹۵کتاب‌هایی برای بزرگسالان:شکستن طلسم وحشت (Exorcising Terror) نوشته آریل دورفمن / درباره سرکوب سیاسی در آمریکای لاتینانسان در جستجوی معنا (Man&#x27;s Search for Meaning) نوشته ویکتور فرانکل / درباره تجربه شخصی نویسنده در اردوگاه‌های کار اجباری در جنگ جهانی دوم و نحوه مقابله‌ی فرانکل با شرایط دشوار زندگی در این اردوگاه‌هازاده مه: آخرین امپراطوری (Mistborn: The Final Empire) نوشته برندون سندرسون / داستانی فانتزی (از سه‌گانه‌ی Mistborn) درباره زندگی در جهانی دیستوپیایی و قهرمانانی که سر مقابله با وضع موجود دارنکتابهایی برای سوگواری: در کامنت‌های زیر این توییت، کتاب‌های مفید و جذابی برای راحت‌تر کنار اومدن با مرگ عزیزان و سوگواری برای اونها معرفی شده.کتاب‌های خودیاری برای مقابله با افسردگی و اضطراب: مانند غلبه بر افسردگی نوشته رابرت لیهی، شاد زیستن در فردای افسردگی، و رهایی از زندان ذهن. نشر ارجمند مجموعه خوبی از کتاب‌های خودیاری تخصصی داره که می‌تونید لیست اونها رو اینجا ببینید.کتاب‌هایی برای کودکان و نوجوانان:کتاب‌هایی درباره مرگ: بهمن دارالشفایی در این رشته توئیت، ۱۰ کتاب برای گروه‌های سنی بین ۳ تا ۱۵ سال معرفی کرده تا کودکان رو با مرگ آشنا کنیم و اونها رو برای مواجهه با مرگ احتمالی اطرافیان آماده کنیم.کتاب‌هایی درباره جنگ، صلح و خشونت: مریم محمدخانی در این سه توئیت (یک، دو و سه) ۶ کتاب برای کودکان  معرفی کرده تا به کمک اونها با بچه‌ها درباره مفاهیمی مثل صلح، جنگ و خشونت صحبت کنیم.بخش ۳: راهکارهایی برای کمک به جامعههمونطور که گفتم، کمک به جامعه بهترین راه برای اینه که «غم بزرگ رو تبدیل کنیم به کار بزرگ» و علاوه بر بهبود حال خودمون، دیگران رو هم بهتر کنیم. این قسمت لیستی از ایده‌های منه برای این کار؛ اما فراموش نکنین که لازم نیست شما از همه این راهکارها خوش‌تون بیاد. حتی ممکنه هیچ کدوم اونها رو برای خودتون مناسب ندونین! این فهرست، بیشتر قراره به شما راهنمایی و جهت بده تا ایده بگیرید و خودتون مسیر خودتون برای کمک به جامعه رو پیدا کنین. امیدوارم بتونه مفید واقع بشه. این شما و این راهکارهایی اولیه برای کمک به جامعه:۳.۱. کمک مالی یا کار داوطلبانه برای خیریه‌ها:کمک مالی به خیریه‌ها کاری است که احتمالاً از دست همه ما بر میاد؛ اگر بتونیم این کمک رو تبدیل به یک عادت کنیم و این پرداخت‌ها رو -حتی اگر به مقدار خیلی کوچیک- هر ماه انجام بدیم که چه بهتر! علاوه بر کمک مالی، اکثر این موسسه‌ها از کارهای داوطلبانه آدم‌ها نیز استقبال می‌کنن. در ادامه برخی از سمن‌ها و موسسه‌های خیریه معروف در ایران رو که همگی امکان پرداخت آنلاین هم دارن فهرست کردم:موسسه محک (حمایت از کودکان مبتلا به سرطان)جمعیت امام علی (کمک به کودکان کار و زنان آسیب‌دیده)انجمن اتیسم ایران (کمک به کودکان دارای طیف اختلال اتیسم)موسسه خیریه کهریزک (حمایت از سالمندان و معلولان)بنیاد کودک (کمک به تحصیل کودکان نیازمند)پناهگاه پردیس (کمک به حیوانات بی‌پناه)۳.۲. حمایت از طبقات آسیب‌پذیر:کمک مالی‌ای که ما میتونیم به خیریه‌ها انجام بدیم مفیده، اما در نهایت مقدارش محدوده. یه ایده مکمل خوب برای کمک مالی، اینه که وقتی میخوایم خرید کنیم، از جایی خریدمون رو انجام بدیم که به طبقات آسیب‌پذیر جامعه هم کمک می‌کنه! به عبارت بهتر، از سایت‌هایی خرید کنیم که کالاهاشون توسط طبقات آسیب‌پذیرتر جامعه تامین میشه. چند تا از این پلتفرم‌ها که من می‌شناسم عبارت‌اند از:کشمون برای خرید زعفران و عسل مستقیماً از کشاورز و زنبوردارباسلام برای حمایت از کسب‌وکارهای خانگی و محلیمامان‌پز برای اینکه از اشتغال‌آفرینی برای زنان خانه‌دار حمایت کنیمدستادست برای خرید محصولات دست‌سازی که توسط گروه‌های به حاشیه‌رانده شده مثل زنان مهاجر، زنان سرپرست خانوار، روستاییان و معلولین آماده میشن۳.۳.کمک به پلتفرم‌های تامین مالی جمعی:پلتفرم‌های تامین مالی جمعی اینطوری کار می‌کنن که افراد پروژه‌های خودشون رو در این سایت‌ها قرار میدن، افراد علاقه‌مند این پروژه‌ها و اطلاعاتشون رو می‌بینن، و میتونن به هر کدوم از پروژه‌ها که براشون جالب بود کمک مالی کنن. پروژه‌هایی که در این سایت‌ها قرار می‌گیرن طیف وسیعی از حوزه‌ها رو در بر می‌گیرند؛ از ساخت انواع گجت‌های هوشمند گرفته تا خرید ویلچر برای معلولان یا حمایت از ساخت یک فیلم کوتاه. نکته مهمی که باید بهش توجه کنین اینه که در بعضی از پروژه‌ها، حمایت مالی شما در اصل خرید یک محصول هست: مثلاً اگه از پروژه‌ای برای ساخت یک بازی تخته‌ای حمایت می‌کنین، خود شما هم یک نسخه از اون بازی رو دریافت خواهید کرد! اما در بعضی از پروژه‌ها (مثلاً حمایت از مدرسه‌سازی در سیستان‌وبلوچستان) شما قرار نیست چیزی در قبال حمایت خودتون دریافت کنید.سایت‌های معروف تامین مالی جمعی در ایران عبارت‌اند از:نیک استارتر برای پروژه‌های نوآورانهمهربانه برای پروژه‌های خیریهحامی‌جو برای حمایت از هنرمندان و بازی‌سازاندستان مهر طبیعت برای حمایت از حیوانات و طبیعتفاندوران برای پروژه‌های نوآورانه۳.۴. کارهای داوطلبانه:در ادامه برخی ایده‌ها برای انجام کارهای داوطلبانه فهرست شدن:ایجاد و ویرایش مقاله در ویکی‌پدیای فارسی: فراموش نکنین که مقاله‌های ویکی‌پدیا خود به خود ایجاد نمیشن! اگر ترس خودتون رو کنار بگذارین، یاد گرفتن کار با ویکی‌پدیا هم سخت نیست. و همه‌مون خوب می‌دونیم که ویکی‌پدیا چقدر به گسترش دانش همه کمک می‌کنه!فعالیت در پروژه آواهای مشترک موزیلا: هدف این پروژه کمک به ایجاد فناوری صوتی قابل استفاده برای ماشین‌هاست که به شکل آزاد و رایگان در اختیار همه قرار داره! کار با این سامانه خیلی ساده است و وقت کمی از شما میگیره. » مشاهده پروژهمشارکت در پروژه‌های متن‌باز: اگر برنامه‌نویس هستین، میتونین با حمایت از پروژه‌های متن‌باز زندگی رو برای خودتون و بقیه توسعه‌دهنده‌ها راحت‌تر کنین!استفاده از تخصص‌تون برای کمک به جامعه: فرقی نمیکنه تخصص شما چیه: از فلسفه، فیزیک و روان‌شناسی گرفته تا دیجیتال مارکتینگ و برنامه‌نویسی، در هر صورت هزاران راه برای کمک به جامعه با عرضه کردن تخصص‌تون وجود داره. ساده‌ترین اون‌ها؟ تولید محتواهای تخصصی مرتبط با حوزه کاری‌تون در قالب پست‌های وبلاگی، ویدئو یا پادکست! اگر محتوایی تولید کنید که یک مهارت رو به دیگران آموزش بده، بر دانش اون‌ها اضافه کنه، یا نکته‌هایی برای زندگی بهتر براشون داشته باشه، آدم‌های زیادی در گذر زمان به جونتون دعا خواهند کرد. یه استفاده مفید دیگه از دانش‌تون، مشاوره دادن هست! به خصوص به کسانی که تازه میخوان کارشون رو شروع کنن، با مشکلات مالی مواجه هستن و...جلب مشارکت اجتماعی خانواده، همکاران و دوستان: در نهایت پول/وقت همه ما محدوده. اما میتونیم با جلب مشارکت دیگران به انجام کارهای اجتماعی، قدرت اثربخشی خودمون رو چند برابر بیشتر کنیم! چه‌طوری؟ سعی کنین دوستان، خانواده یا همکاراتون رو برای یک پروژه خیر اجتماعی منظم قانع کنین. مثلاً اول هر ماه با همکاراتون یه مبلغ مشخص و ثابتی رو جمع کنین تا به یک خیریه کمک کنین یا کارهایی از این دست.جمع‌بندیدر این مطلب سعی کردیم سه مسیر برای مواجهه با اوضاع جامعه و کشور رو فهرست کنیم: از راهکارهایی برای حفظ سلامت روان فردی‌مون، تا فیلم‌ها و کتاب‌هایی جذاب برای دنبال کردن و در نهایت راهکارهایی برای کمک به جامعه.اگر این مطلب رو مفید دیدین، خوشحال میشم اون رو با دیگران هم به اشتراک بذارین. اگر چیزی از قلم افتاده بود هم ممنون میشم که در کامنت‌ها به من اطلاع بدین تا به مطلب اضافه کنم.</description>
                <category>خان‌نوید</category>
                <author>خان‌نوید</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 16:19:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان‌های ایرانی: ماجرای جذاب ۵ استارتاپ</title>
                <link>https://virgool.io/@archdukenavid/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8-%DB%B5-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-mo5ct1whluxt</link>
                <description>انتشار اولین نسخه Slack ماجرای جالبی داره که شاید شما هم شنیده باشید: این نسخه به شکل همگانی منتشر نمیشه، بلکه افراد برای دریافت اون باید با ثبت ایمیل، تقاضای دعوت‌نامه می‌کردند. اسلک تا روز انتشار هیچ تبلیغات پولی‌ای انجام نمیده، اما تنها در روز اول انتشار نسخه‌ی بتای اسلک، ۸۰۰۰ نفر ایمیل خودشون رو برای دریافت دعوتنامه وارد می‌کنند. استراتژی ساده اما هوشمندانه اسلک برای ایجاد Word of Mouth موضوع این نوشته نیست، اما اگر براتون جالبه میتونید اینجا درباره‌ش بخونید.احتمالاً شما هم پیشتر، داستان‌های جذاب مختلفی از کسب‌وکارهای معروف جهان خونده‌اید؛ استراتژی‌های رشد، طراحی‌های محصول و فرهنگ‌های سازمانی کسب‌وکارهای موفق جهان در رسانه‌های مختلف مورد بررسی مفصلی قرار گرفتن و احتمالاً برای هر کدوم‌مون نکاتی آموزنده هم در بر داشتن.حقیقت اینه که هر چند در حالت کلی تکنولوژی و دنیای کسب‌وکار در ایران، یک سر و گردن از جهان عقب‌تره، اما بوده‌اند کسب‌وکارهای ایرانی‌ای که داستان‌های خارق‌العاده‌ای از رشد رو در این ۱۰ سال رقم زدند: اینکه کافه‌بازار تنها در سه ماه اول انتشار خودش به ۱۰۰هزار کاربر دست پیدا می‌کنه یا پیچک در دوران اوج تحریم‌ها، محصولاتی رو برای بازار جهانی می‌سازه که به رتبه یک App Store اپل به لحاظ تعداد دانلود دست پیدا می‌کنن، ماجراهایی است که ارزش نوشتن و خوندن رو دارن.در اینجا قراره از ۵ استارتاپ ایرانی بنویسم که روند رشدشون، ایده‌ها و استراتژی‌شون و انسانی بودن ماجراهاشون، باعث میشه به احترام‌شون کلاه از سر بردارم. شاید در مرور این روایت‌ها چیزهای آموزنده‌ای هم برای شما باشه؛ اما قبل از اون، این روایت‌ها داستان حیرت‌انگیز استارتاپ‌هایی است که با ایده‌های جذاب‌شون میتونن همه‌ی ما رو به وجد بیارن!۱. ایران رنتر: Pivot ...Pivot...داستان رشد ایران‌رنتر، یکی از جذاب‌ترین داستان‌های اکوسیستم استارتاپی ایران محسوب میشه. اگر به عنوان مدیر یا مشاور، مسئولیت برنامه‌ریزی استراتژیک برای محصولات رو برعهده دارید، این داستان حتی خوندنی‌تر هم میشه:ایران‌رنتر در سال ۹۵ به عنوان سرویسی برای &quot;اجاره موقت&quot; کالاهای نمایشگاهی کارش رو شروع می‌کنه. به مرور امکان &quot;خرید اقساطی&quot; برخی از کالاها رو به سرویس‌ش اضافه میکنه. برمبنای بازخوردها تصمیم می‌گیره اجاره دادن کالاها رو از بخش اصلی بیزینس حذف کنه تا تمام و کمال، بر فروش &quot;اقساطی&quot; تمرکز داشته باشه. در نهایت یک تغییر عمده در بیزینس‌مدل خودش ایجاد می‌کنه و به جای فروش مستقیم کالاهای اقساطی، به یک پلتفرم واسطه برای خرید اقساطی از دیگر سایت‌ها تبدیل میشه. به این ترتیب شما می‌تونید محصول رو در سایت دیگه‌ای پیدا کنید (مثلاً دیجی‌کالا یا علی‌بابا) و اون رو به کمک ایران‌رنتر به شکل اقساطی خریداری کنید. این تغییر، به مشتری‌ها این امکان رو میده تا به طیف به مراتب وسیع‌تری از کالاها و خدمات برای خرید اقساطی دسترسی داشته باشن!تغییر چندباره‌ی بیزینس‌مدل (تا مرز Pivot کامل) در کمتر از ۳ سال، ایران‌رنتر رو به مجموعه‌ی موفقی تبدیل می‌کنه که میتونه کل سهام‌ش رو از سرمایه‌گذارانش بازخرید کنه!اعتقاد من (به عنوان مدیرمحصولی با زمینه‌ی مارکتینگی) همواره بر این بوده که بهترین استراتژی مارکتینگ، ساخت یک محصول خوبه. و ایران‌رنتر جایی است که این عقیده رو زندگی کرده! دریافت بازخوردهای متوالی از بازار، عدم اصرار بر حفظ چیزی که کار نمی‌کنه، بهبود دائمی و پیوسته‌ی محصول تا جایی که به محصولی با قابلیت رشد نمایی دست پیدا کنیم، کاری است که ایران‌رنتر به خوبی هر چه تمام‌تر انجام داده.بیزینس‌مدل جدید ایران‌رنتر از منظر استراتژیک هم بسیار جذابه، اما از چارچوب این نوشته خارجه. اگه براتون جالبه این مطلب‌ها رو دنبال کنید تا شاید شما هم به اندازه‌ی من وجد بیاید: داستان رشد ایران‌رنتر، کارت اعتباری خرید، نمره اعتبار، دلایل شرعی بودن ایران‌رنتر و سرمایه‌گذاری روی خرید اعتباری.۲. کافه‌بازار: داستان ثباتدر سالی که اسنپ بحران‌های متعدد روابط عمومی رو به بدترین شکل ممکن مدیریت کرده و در زمینه نوآوری از رقیب خودش تپسی عقب‌تر بوده، و درحالیکه دیجی‌کالا به واسطه‌ی اضافه شدن فروشندگان شخص ثالث به پلتفرم‌ش با کاهش شدید کیفیت خدمات مواجه بوده، و در شرایطی که هر دو سازمان با چالش‌های عمده منابع انسانی دست‌وپنجه نرم می‌کردن، سومین غول IT ایران، کافه‌بازار، سال باثبات دیگه‌ای رو سپری می‌کنه. چه چیزی مورد کافه‌بازار رو تا این حد متفاوت میکنه؟ حاشیه‌ی سود بالا به واسطه Core تکنولوژیک خدمات، بدون شک یکی از این تفاوت‌هاست اما مهم‌ترین‌شون نیست؛ بالاتر از اون، صبر تعمدی مدیران برای رشد چیزی است که کافه‌بازار رو به یکی از خاص‌ترین استارتاپ‌های ایران تبدیل می‌کنه!کافه‌بازار به شکل بلندمدت بر روی ارتقاء فرهنگ سازمانی و رشد منابع انسانی خودش سرمایه‌گذاری کرده، با برنامه‌ریزی برای رشد و توسعه کارکنان اون‌ها رو برای رشد سازمان آماده کرده، با تبدیل کردن مدیران‌ش به لیدرهایی که در مهارت‌های نرم، مدیریت تیم و دید استراتژیک توانمند هستن نوآوری سازمان رو تقویت کرده و تنها بعد از دستیابی به ثبات در هر مرحله از رشد، برای انتشار خدمات و محصولات جاه‌طلبانه‌ی بعدی آماده شده.تردیدی نیست که کافه‌بازار خالی از چالش‌های بیزینسی و منابع انسانی نیست؛ اما چالش، بخشی جدایی‌ناپذیر از هر کسب‌وکاره. چیزی که مهم‌تره ذهنیت رشد و اراده‌ی کافی برای حل مشکلاته.۳. کشمون: داستان خلق ارزشچه استارتاپ‌هایی بیشترین ارزش رو برای جامعه و کشور خلق می‌کنند؟ اسنپ و دیجی‌کالا بیشترین کارآفرینی مستقیم رو داشته‌اند، فرادرس و مکتب‌خونه در حوزه آموزش پیشتازند، توانیتو و آزمایش آنلاین به اقلیت‌ها خدمت‌رسانی می‌کنند و... به نظر میرسه در روزهای نه چندان درخشان اقتصاد کشورمون، افراد و سازمان‌های بسیاری هستند که شمعی در تاریکی به دست گرفته‌اند.اما نقش دو گروه از استارتاپ‌ها در رشد جامعه، حتی خاص‌تر از سایرین هم محسوب میشه: گروه اول کسب‌وکارهایی که در بازار جهانی فعالیت می‌کنند و به دلیل ورود ارز از خارج به داخل کشور، در رونق اقتصادی کشور نقش‌آفرینی می‌کنند. گروه دوم استارتاپ‌هایی که با وارونه کردن چرخه اقتصادی، نقشی کلیدی در عدالت اجتماعی بازی می‌کنند!منظورم از وارونه کردن چرخه اقتصادی چیه؟ اسنپ رو در نظر بگیرید. در اسنپ، پول از جیب بخشی از طبقه متوسط، به جیب بخش دیگه‌ای از طبقه‌ی متوسط میره (که البته چیز خیلی خوبیه) اما در استارتاپ‌های دوست‌داشتنی‌ای مثل مامان‌پز، باسلام و کشمون، چرخه اقتصادی کاملاً جابه‌جا میشه و پول از طبقه بالا یا متوسط، به سمت طبقه پایین جامعه حرکت می‌کنه.کشمون، استارتاپ محبوب من در کل اکوسیستم استارتاپی کشور، خودش داستان شکل‌گیری جذاب و خوندنی‌ای داره. اگر نمیدونید کشمون چی کار می‌کنه مختصراً بگم که کشمون پلتفرمی برای فروش مستقیم زعفرون از کشاورزان به بقیه‌ی مردم ایجاد کرده و رویاهای بزرگتری هم در سر داره: در حال اضافه کردن فروش مستقیم محصولات دیگه‌ای مثل عسل از زنبوردار هم هست؛ و از همه مهم‌تر، نیم‌نگاهی هم به بازارهای جهانی داره! پیشنهاد می‌کنم داستان خوندنی شکل‌گیری کشمون رو در سایت خودشون از دست ندین!ارزشی که کشمون (و استارتاپ‌هایی با بیزینس‌مدل مشابه) برای جامعه خلق می‌کنند واقعاً‌ ستایش‌برانگیزه. اما هنوز چالش‌های بسیاری بر سر راه اونها قرار داره. کشمون باید بتونه راهکاری برای مقیاس‌پذیری خودش پیدا کنه: بزرگتر کردن سبد محصولات‌ش با سرعتی بیشتر، ورود به بازار جهانی، و در نهایت افزایش مشتریان (با تغییر بیزینس‌مدل یا با افزایش تبلیغات) چالش‌های کوچکی نیستند؛ اما مطمئنم که تیم خوب کشمون از پس اونها هم برخواهد اومد...۴-۵. پوشه و ابرآروان: داستان فرهنگ سازمانیستاره‌های آینده اکوسیستم استارتاپی ایران، پوشه و ابرآروان، شباهت‌های زیادی به همدیگه دارن: خلق محصولی کاملاً High-Tech برای ارائه زیرساخت فنی به سایر کسب‌وکارها، رشد بسیار زیاد در مدت کوتاه شکل‌گیری، سرمایه‌گذاری زیاد بر روی جذب استعدادها و در نهایت ایجاد یک فرهنگ سازمانی دوست‌داشتنی!درباره ابرآروان و فرهنگ سازمانی‌ش قبلاً زیاد خوندیم. به عنوان مثال حقوق‌های شفاف (و البته کاملاً رقابتی) و استفاده از گیمیفیکیشن در روندهای مدیریت سازمان دو بخش جذاب از فرهنگ سازمانی ابرآروان بوده که در سایت اونها میتونیم مفصل باهاشون آشنا بشیم. اما اهمیت یا بی‌اهمیتیِ روندهای قشنگ رو فکرهای پشت این روندها و میزان ارگانیک بودن‌شون مشخص می‌کنه.یکی از اتفاقاتی که اخیراً در فضای وب فارسی سر-و-صدای زیادی به پا کرد، دعوت اسنپ از مدیران تپسی برای کار، پاسخ بانمک مدیران تپسی به اسنپ و توئیت جنجالی نازنین دانشور درباره این ماجرا بود. توئیت دانشور درباره گروه اسنپ این بود:این توئیت با واکنش زیادی مواجه شد چرا که خیلی‌ها استفاده از عبارت «کارشناسی ۳ میلیونی» رو نشانه‌ی نگاه از بالا به پایین دانشور به کارکنان می‌دونستن.در این وانفسا، پویا پیرحسینلو،‌ مدیرعامل ابرآروان، یادداشتی خواندنی درباره «حقوق» و نحوه تعیین اون نوشت. پویا در جایی از مطلب می‌نویسه: &quot;حقوق از نظر من چیزی نیست جز تقسیم عادلانه‌ی ثروت بین افرادی که در ایجاد یک ارزش سهیم هستن.&quot; و در ادامه توضیح میده که «تقسیم عادلانه» از نظرش چه معنایی داره. خوندن این یادداشت کوتاه برای کارآفرین‌ها و مدیران منابع انسانی به شکل ویژه‌ای توصیه میشه. این یادداشت نگاه انسانی‌ای که پشت روندهای سازمانی جذاب ابرآروان بوده رو به خوبی نشون میده، اینکه چرا در ابرآروان افراد در درآمد سازمان سهیم میشن و اینکه چرا بنیان‌گذاران این سازمان، برای ساخت یک فرهنگ سازمانی جذاب، این چنین اهمیت قائل شدن!شرکت پوشه در طرف مقابل، در سکوت تقریباً مطلق روی فرهنگ سازمانی خودش کار کرده. این سکوت از فروتنی‌شون ناشی میشه یا از علاقه‌شون به دوری از حاشیه‌ها؟ شاید هر دو و شاید هیچ کدوم. اما پوشه هم با صرفِ وقت و انرژیِ زیاد برای فرهنگ سازمانی جذابش، تونسته هم‌ردیف با ابرآروان، دوست‌داشتنی‌ترین محیط کاری ایران رو برای کارکنان‌ش ایجاد کنه.امیدوارم بچه‌های پوشه و ابرآروان بیشتر بنویسن از تجربه‌ها و چالش‌هاشون در راستای ساخت فرهنگ سازمانی مطلوب و کمک کنن تا این نگاه انسانی، به جریان جدی‌تری در اکوسیستم استارتاپی ایران بدل بشه.ماجرای فرهنگ سازمانی در بیشتر کسب‌وکارهای ایرانی...در انتها اما جا داره اشاره کنم که توجه به فرهنگ سازمانی نه فقط از بعد انسانی، که منظر اقتصادی هم برای کسب‌وکارها اهمیت بسیاری داره. از زمانی که مک‌کنزی اصطلاح War for Talent رو درباره بازار به شدت رقابتی جذب استعدادها خلق می‌کنه، بیش از دو دهه میگذره، اما «استعدادها»، نقش کلیدی اون‌ها در رشد کسب‌وکارها و کم‌یابی اونها در بازار کار، هنوز هم به قوت خودش تیتر بسیاری از مقالات مک‌کنزی و HBR رو شکل میده! در ایران این قضیه حتی پررنگ‌تر از جهانه و هر کسی که مسئولیت استخدام رو در سازمانی برعهده داشته، میتونه تایید کنه که پیدا کردن نیروی توانمند و متخصص تا چه اندازه کار سخت و دشواری‌ئه. توجه به منابع انسانی در این جنگ بر سر استعدادهای کم‌یاب، تنها راه برای موفقیت کسب‌وکار و تضمین‌کننده‌ی رشد در زمینه نوآوری‌ئه.داستان‌هایی که جا ماند...یکی دیگه از استارتاپ‌های دوست‌داشتنی ایران برای من یکتانته. یکتانت دیرتر از همه وارد عرصه تبلیغات آنلاین ایران شد و در حالیکه بقیه‌ی مهره‌ها یکی یکی از گردونه‌ی بازی حذف شدن، با هوشمندی به رشد خوب‌ش ادامه داد و به جایگاهی رسید که امروز هست! نشان و ماجرای رشدش به دور از هیایوی تهران و داستان تحول تپسی در یک سال گذشته و روند نوآوری‌ش (در محصول و در تبلیغات) هم ماجراهای دیگه‌ای بودن که من رو عمیقاً به وجد می‌آوردن. متاسفانه بخش عمده‌ای از داستان موفقیت این استارتاپ‌ها برای من آشکار نبوده. شاید بمونه برای نوشته‌ای دیگه...پ.ن. جا داره این رو هم بگم که من در هیچ کدوم از استارتاپ‌های بالا کار نکردم و تمام این نوشته‌ها، صرفاً از نگاه بیرونی ناشی شده. اگر چیزی برای اضافه یا تصحیح کردن این داستان‌ها به ذهنتون رسید، در کامنت‌ها من رو در جریان قرار بدین! ?</description>
                <category>خان‌نوید</category>
                <author>خان‌نوید</author>
                <pubDate>Thu, 24 Oct 2019 18:41:32 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>