<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Aref Gharakhani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@aref.gharakhani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-15 18:05:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/118840/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Aref Gharakhani</title>
            <link>https://virgool.io/@aref.gharakhani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در آداب داده مداری [در حال تکمیل]</title>
                <link>https://virgool.io/@aref.gharakhani/%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-suxhffiqejhm</link>
                <description>احتمالا داده مداری (داده محوری) را این روزها زیاد میشنوید و شاید موارد زیر به شما کمک کند.داده فقط عدد نیست.بعضی وقتها به اشتباه فکر میکنیم داده فقط یعنی عدد، درحالی که داده گونه های مختلفی دارد که ممکن است ماهیت غیر عددی داشته باشد. به طور خلاصه میشود منابع متعددی برای داده برشمرد مثلا رخداد :‌ بناسازی استدلال بر واقعیتی که به طور عینی رخ داده است، نوعی استفاده از داده است.تجربه خودمان : مثلا اینکه پنج نفری سه روز وقت گذاشتیم که فلان مساله را حل کنیم و نتوانستیم یک قلم داده ای است.تجربه دیگران: تجربه دست اول دیگران - مثلا در اسنپ یا یک شرکت دیگر.ذخیره و بازیابی دادهبه عنوان قاعده ی کلی، داده ای که بناست بیش از دوبار مورد رجوع قرار بگیرد باید مستند شود. مستند شدن یعنی مانا بودن، ارجاع پذیر بودن و قابل فهم بودن.فرمت داده می شود داده را به جای اینکه گفت نوشت یا به جای اینکه نوشت،‌ کشید (نقاشی یا دیاگرام) یا به جای اینکه نقاشی کشید، ارایه (اسکرین کست) کرد.تولید، ارايه و تفسیر داده یک فعالیت ارزش آفرین است.تولید داده تکراری ارزش آفرین نیست ولی تکرار داده ارزش آفرین است.مصادیق عینی داده ی تکراریمستندی که دیگران نوشته اند را بازنویسی نکنید. به آن ارجاع دهید یا بولت واره هایی از آن را به طور خلاصه بیان کنید.جملات طولانی و دراز ننویسید.منظورم از تکرار داده، بازآوری مجدد نتایج یا بیان مجددی از آن به نحوی است که بینش جدیدی به مخاطب بدهد.ارایه داده ی مع الفارق و بی ربط ارزش آفرین نیست.مثلا گفتن اینکه گوگل یک روز در هفته به کارکنانش مرخصی میدهد هنگام بحث درباره ثبت ورکلاگ در اسنپ باکس مع الفارق و بی ربط تلقی میشود. همینطور اگر ثبت ساعت در کارخانه نیشکر هفت تپه را با ثبت ساعت در جیرا مقایسه کنید داده ی بی ربط و مع الفارقی را به فضای بحث وارد کرده اید.عدد معمولا غنی ترین نوع داده است.داده عددی معمولا سطح بالاترین سطح ادارک ما را می رساند.داده مدار بودن یک کار عمیق است.منظور از کارعمیق تعریفی است که کال نیوپورت از آن میکند.تفسیر داده در اختیار شخص تصمیم گیر است.داده مقدمه ی پردازش و تصمیم گیری است و مصرف و تفسیر داده در نهایت در اختیار شخص تصمیم گیر است. معمولا آدمهایی که مالک یک حوزه هستند، شایستگیهای این کار را داشته اند و به آن منصب رسیده اند. به که کسی به طور مستمر به داده ها بی تفاوت است و نتایجی خلاف انتظار خودش میگیرد، بازخورد بدهید.</description>
                <category>Aref Gharakhani</category>
                <author>Aref Gharakhani</author>
                <pubDate>Sat, 11 Jul 2020 15:34:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما باید خسیس بشیم...</title>
                <link>https://virgool.io/@aref.gharakhani/%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D8%B3%DB%8C%D8%B3-%D8%A8%D8%B4%DB%8C%D9%85-gdvj25nknojr</link>
                <description>این یادداشت رو برای تیم فنی و محصول مون مینویسم.این جمله رو خوندیم و تجربه شخصی هم به من مدام یاد داده...«چیزی رو که اندازه گیری کنیم و ببینیم، بهتر مدیریت میکنیم». فرقی نمیکنه، اختلاف تعداد سفارشهای دو تا دیتابیس باشه یا تعداد ارور که میدیم یا زمان لود شدن پی دبلیوعی یا ریسپانس تایم یه اندپوینت یا نرخ دلیوری مسیج ها یا تعداد ساعتی که کار کردیم. عددها دروغ نمیگن. خوب و بد هم ندارن. خوب و بدشون نسبیه و ما تعریفش میکنیم. اندازه گیری زمان هم، مثل اندازه گیری هر متغیر دیگه، فقط حاوی یک سری اطلاعات هست. مهم اینه که چجوری ازش استفاده کنیم. اگه بخوایم کورکورانه بگیم، خب فلانی 100 ساعت کار کرده، پس بده، فلانی 160 ساعت کار کرده، پس خوبه، خب معلومه که بیشتر از اینکه «حس بی اعتمادی » به آدم بده، احمقانه است و نباید با یه احمق کار کرد. ولی ما احمق نیستیم.زمان سنجی چی هست و چی نیست؟ نکته اول : استوری پوینت و زمان صرف شده، جایگزین هم نیستند، مکمل هم هستند. زمان صرف شده جز متغیرهای ورودی و استوری پوینت جز متغیرهای خروجیه. با تمرکز روی خروجی، نمیشه خروجی رو بهتر کرد. باید روی ورودی تمرکز کرد که خروجی بهتر بشه‌. اکثرا اینجوریه. باز فرقی نمیکنه روی ارور ریت وقتی تمرکز میکنی، نمیتونی ارورها رو کم کنی، باید معماریت رو فیکس کنی، یوزکیس هات رو بازنگری کنی و ببینی چرا این ارور رو ایجاد کردی والا یا حل نمیشه، یا ده روز دیگه دوباره عینش رو میسازی.نکته دوم: زمان تلف شده ما، ساعتهایی که ما فعالانه داریم مساله های جالب و سخت و پر اثر حل نمیکنیم یا زمانی که منتظر یکی دیگه هستیم، عمدتا پراکسی تمام ناکارآمدیهای نهادینه شده در تیم ماست که من تعارف ندارم بخوام بگم اصلا کم نیست و بازهم تعارف ندارم بگم که اصلا تقصیر کسی نیست. طبیعیت هر سازماندهی ای اینه که یه سری کارآمدی و یه سری ناکارآمدی در کنارش ایجاد میشه. ولی اینکه سعی نکنیم یا بکنیم که بهترش بشه در کنترل خود ماست. نکته سوم: زمان تنها ورودی مساله ها نیست و خودش معلوله ساختارهای دیگه است و اندازه گیریش به تنهایی هرگز نمیتونه اصالت داشته باشه. کیفیت تعریف صورت مساله ها خودش یه پارامتر مهم ورودیه. ما تازه اگه به زمان صرف شده مون نگاه کنیم، خواهیم فهمید که مشکلاتمون کجاست؟ چرا من چهل دقیقه منتظر بودم فلانی فلان چیز رو دیپلوی کنه؟ یا فلان کانترکت چرا فلان چیز رو توش ننوشته؟ یا چرا این پروداکتچی ما جواب این سوال بدیهی رو توی تیکتش ننوشته؟ چرا من فقط رسیدم نیم ساعت کد بزنم و امروز 4 ساعت داشتم پروداکشن ساپورت میدادم؟یا چرا این محیط تستی ارور میده؟ یا چرا باید یک ساعت چت کنیم که بفهمیم مساله چیه؟ اندازه گیری زمان به تنهایی هیچ کدوم از این مسائل رو حل نمیکنه. با یه تمثیل ادامه میدم که منظورمو برسونم ولی: زمان مثل پول میمونه. هرچی کمتر پول خرج کنیم بی اینکه رفاهمون تغییر کنه، بهتره (یعنی هرچی کمتر وقت بذاریم بهتره). هرچی کارهایی که میکنیم هفته آینده برامون پول بیشتری بسازه (وقتمون رو خالی کنه) بهتره. پولهامون رو هم نباید مفت به کسی بدیم. اگه چرتکه نندازیم روی وقتمون، هیچ وقت دخل و خرجمون نمیخونه و همیشه بدهکاریم.ولی چرا باید زمان صرف شده رو اندازه گرفت؟ چون میخوایم وقت بخریم. با حذف کردن جانک میشه وقت خرید. اول باید جانک ها رو دید. ما تقریبا تو هیچ اسپرینتی بیشتر از 50% استوری پوینتهامون رو دلیور نکردیم. خیلی ساده، این یعنی تخمینمون از نحوه صرف وقتمون اشتباهه.خیلی کارهای مهممون رو داریم نمیرسیم انجام بدیم.  ما باید خسیس بشیم. تا نگاه نکنیم داریم روی چی وقت میذاریم، نمیتونیم خسیس بشیم.باید متوجه کارهای تکراری بشیم و کسی که مسئولی اون کاره رو توانمند کنیم که خودش کاره رو انجام بده. اندازه گیری، به ما کمک میکنه ببینیم کارهای تکراری رو. روی بعضی چیزها هم نباید خسیس باشیم. ما باید به خودمون دست و دل بازانه فرصت تمرکز روی مسائل مهم و عمیق رو بدیم و تا نرسیم مسائل عمیق رو ببینیم، یعنی تا زمان نخریم، نمیتونیم. باید وقت برای کارهای مهم خالی کنیم. نهایتا، زمان ما محدوده و باید خرج کردنش آورده داشته باشه: زمانی ما صرف هرچیزی که میشه باید خروجی بده برای مشتریهامون. مشخصا یعنی تو زمان کوتاه سولوشن دلیور کنیم. اون روز یه تماس گروهی میگرفتیم و یکی مون بود که آنلاین بود و همزمان داشت ظرف میشست و غذا میپخت. من اولش خنده ام گرفت و بهم برخورد ولی بعدش که فکر کردم دیدم که اون دوستمون مشارکتش هم به اندازه کافی موثر بود. بعد به این نتیجه رسیدم که خب همونقدر جلسه هه احتیاج به تمرکز داشت و کاش منم وقت پیاده روی چهار تا تماس تلفنی انجام بدم که وقتی تو خونه نشستم، بتونم کارهای عمیق تری بکنم. شما هم همینکار رو بکنید.نهایتا ... بله همه اینها رو گفتم که بگم، زمان هاتون رو یک دو هفته مجبورید ثبت کنید. هیچ اثری توی هیچی هم نداره کما اینکه تا الان هم کسی توی شرکت ما به خاطر این چیزها کسی چیزی بهش نگفته. اگه دوست ندارید توی جیرا، توی اکسل برای خودتون ثبت کنید. از هفته دیگه، وقتی با من نحوه ی صرف وقتتون رو مرور کنیم، خواهید دید که میتونیم صرف کارهای بهتری کنیمش و کلی زواید رو ازش حذف کنیم که بتونید کلی کارهای مهم تر کنید.</description>
                <category>Aref Gharakhani</category>
                <author>Aref Gharakhani</author>
                <pubDate>Sun, 05 Apr 2020 08:19:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>